1
00:00:00,000 --> 00:00:04,840
Translation: Arielle

2
00:00:03,770 --> 00:00:09,110
‫برای جلوگیری از آسیب رسوندن به هم،
‫استفاده از هرگونه طلسم کشنده رو ممنوع اعلام می‌کنم.

3
00:00:09,110 --> 00:00:11,820
‫همین. اگه با موارد بالا موافقید، لطفاً امضا کنید.

4
00:00:12,910 --> 00:00:13,700
‫اینا...

5
00:00:14,370 --> 00:00:16,700
‫همه‌شون اومدن تماشا کنن!

6
00:00:17,080 --> 00:00:19,210
‫جمعیت واقعاً پرشور و حاله.

7
00:00:19,210 --> 00:00:21,710
‫چطور می‌تونی انقدر خونسرد باشی؟

8
00:00:22,340 --> 00:00:26,560
‫عــا... خواهش می‌کنم نذار هیچ‌کدومشون
‫آسیب ببینن! خواهش می‌کنم!

9
00:00:26,560 --> 00:00:27,630
‫سلام به همگی.

10
00:00:27,630 --> 00:00:29,260
‫استر-سنپای؟

11
00:00:29,260 --> 00:00:31,510
‫شما هم اومدین تماشا کنین؟

12
00:00:31,510 --> 00:00:32,470
‫خب، آره.

13
00:00:33,390 --> 00:00:37,850
‫این فرصتمونه که مبارزه‌ی میمی-چان عزیزمون
‫رو درست همین‌جا تو محوطه ببینیم.

14
00:00:37,850 --> 00:00:40,730
‫ولی در واقع این آزمون سیرانه.

15
00:00:41,310 --> 00:00:45,730
‫اکنون آزمون آمادگی رزمی لیزی سیران رو آغاز می‌کنیم.

16
00:00:46,320 --> 00:00:49,320
‫هر دو طرف باید تمام تلاششون رو
‫برای پرهیز از آسیب‌دیدگی به کار بگیرن.

17
00:00:49,860 --> 00:00:51,700
‫حالا، می‌تونید شروع کنید.

18
00:00:51,720 --> 00:01:01,720
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

19
00:02:36,840 --> 00:02:38,850
‫خب، اگه تو حمله نمی‌کنی...

20
00:03:00,120 --> 00:03:02,200
‫وای، میمی واقعاً قدرتمنده.

21
00:03:02,200 --> 00:03:04,970
‫ولی اون‌یکی دختره هم معرکه نیست؟
‫داره همه‌چیو جاخالی می‌ده.

22
00:03:04,970 --> 00:03:09,460
‫وااااایـی. جفت‌شون فقط چهارده سالشونه؟

23
00:03:09,460 --> 00:03:12,050
‫نمی‌دونم باید شگفت‌زده بشم یا وحشت‌زده.

24
00:03:23,720 --> 00:03:25,100
‫معلومه.

25
00:03:31,860 --> 00:03:34,400
‫ممنونم. حالم خوب می‌شه.

26
00:03:35,440 --> 00:03:37,450
‫هرچی باشه، هنوز چهارده سالشه.

27
00:03:42,910 --> 00:03:45,160
‫باید مجبورش کنم وارد نبرد تن‌به‌تن بشه.

28
00:03:50,710 --> 00:03:52,340
‫اینم فایده‌ای نداشت.

29
00:03:53,300 --> 00:03:55,420
‫به یه استراتژی جدید نیاز دارم.

30
00:04:02,300 --> 00:04:06,850
‫ولی باید اقرار کنم، این آزمون یه مبارزه‌ی نابرابره.

31
00:04:06,850 --> 00:04:10,940
‫با اینکه از اول ایده‌ی خودت بود؟

32
00:04:10,940 --> 00:04:15,230
‫عـــــه؟ اومی-سنسه، خودتم که کاملاً باهاش موافق بودی.

33
00:04:15,230 --> 00:04:17,950
‫در هر صورت، رویارویی جالبیه.

34
00:04:26,630 --> 00:04:30,540
‫حرصمو در میاره. قشنگ مشخصه که میمی داره ملاحظه‌مو می‌کنه.

35
00:04:30,540 --> 00:04:32,840
‫شینا، داری نگاه می‌کنی؟

36
00:04:34,210 --> 00:04:35,630
‫باید خودمو ثابت کنم.

37
00:04:36,380 --> 00:04:38,010
‫باید خودمو ثابت کنم!

38
00:04:38,010 --> 00:04:40,380
‫وگرنه من... و بعدش آری...

39
00:04:47,060 --> 00:04:49,520
‫هـــــوم؟ حتی نزدیکمم نبود.

40
00:04:55,110 --> 00:04:56,110
‫وای لـعنـ...

41
00:04:58,190 --> 00:04:58,900
‫هـــا؟

42
00:05:01,700 --> 00:05:02,530
‫میمی، بس کن!

43
00:05:04,870 --> 00:05:06,200
‫دیگه کافیه.

44
00:05:10,900 --> 00:05:14,590
‫وای، ببخشید! یادم رفت جادوی خارخاری ممنوع بود!

45
00:05:14,590 --> 00:05:15,960
‫حالت خوبه؟

46
00:05:18,840 --> 00:05:20,090
‫لیزی سیران.

47
00:05:21,130 --> 00:05:22,340
‫احترام به حریف.

48
00:05:24,760 --> 00:05:26,260
‫خیلی ممنونم.

49
00:05:27,140 --> 00:05:28,430
‫همه‌چی تموم شد.

50
00:05:27,890 --> 00:05:29,810
‫میمی معرکه بود.

51
00:05:28,810 --> 00:05:30,600
‫عمراً می‌تونست شکستش بده.

52
00:05:31,270 --> 00:05:35,110
‫از اولش هم معلوم بود نتیجه چی می‌شه. دنبال چی بودی؟

53
00:05:35,730 --> 00:05:40,030
‫فکر نمی‌کنی روش خوبی باشه تا
‫به این جنگ‌طلب‌ها یه درسی بدیم؟

54
00:05:40,360 --> 00:05:43,200
‫دانش‌آموزای اینجا هنوز صرفاً چندتا بچه‌ان.

55
00:05:43,200 --> 00:05:46,200
‫انداختنشون وسط میدون جنگ،
‫مشکلات تاکتیکی رو حل نمی‌کنه.

56
00:05:52,710 --> 00:05:55,420
‫اصلاً و ابداً حریفش نبودم.

57
00:05:57,000 --> 00:06:00,130
‫اگه جلوش رو نگرفتن بودن، شاید من...

58
00:06:08,310 --> 00:06:11,560
‫حتی یه زخم کوچیکم این‌قدر درد داره.

59
00:06:14,410 --> 00:06:15,480
‫کاگاری-سان؟

60
00:06:16,020 --> 00:06:18,270
‫می‌شه لطفاً در رو آروم‌تر باز کنی؟

61
00:06:18,270 --> 00:06:19,820
‫اوه. سیران.

62
00:06:19,820 --> 00:06:21,320
‫خون‌ریزی داری.

63
00:06:21,320 --> 00:06:23,150
‫چیز مهمی نیست.

64
00:06:23,530 --> 00:06:26,160
‫فقط توی مبارزه تمرینی‌مون یه خراش کوچیک برداشتم.

65
00:06:26,160 --> 00:06:29,990
‫معذرت می‌خوام... نمی‌خواستم بهت صدمه بزنم.

66
00:06:30,540 --> 00:06:32,830
‫پس واقعاً جدی نمی‌جنگیدی.

67
00:06:32,830 --> 00:06:33,620
‫هـــا؟

68
00:06:33,940 --> 00:06:37,960
‫ولی من بودم! من جدی برای بردن می‌جنگیدم!

69
00:06:38,390 --> 00:06:42,690
‫به‌خاطر بی‌تجربگی خودم بود که
‫زخمی شدم. لازم نیست عذرخواهی کنـ ــ

70
00:06:42,690 --> 00:06:43,720
‫ولی من...

71
00:06:44,920 --> 00:06:47,800
‫ولی منم آسیب دیدن رو دوست ندارم.

72
00:06:48,800 --> 00:06:50,510
‫از درد بدم میاد.

73
00:06:51,560 --> 00:06:56,190
‫اون‌وقت اونی که منتظرم نشسته هم ناراحت می‌شه.

74
00:06:56,600 --> 00:06:59,190
‫اون واقعاً نگران این موضوع بود؟

75
00:06:59,190 --> 00:07:00,360
‫تو چی، سیران؟

76
00:07:00,360 --> 00:07:01,030
‫عــــه؟

77
00:07:01,940 --> 00:07:08,870
‫تو هم از درد بدت نمیاد؟
‫از اینکه ببینی آری ناراحته بدت نمیاد؟

78
00:07:09,620 --> 00:07:10,910
‫خب...

79
00:07:14,960 --> 00:07:18,960
‫چرا، بدم میاد. خیلی هم بدم میاد. ولی...

80
00:07:19,280 --> 00:07:22,710
‫من بازم باید قوی‌تر بشم، تا خودمو ثابت کنم،

81
00:07:22,710 --> 00:07:26,220
‫تا بتونم توی نبردهای زیادی شرکت کنم و تأثیرگذار باشم.

82
00:07:26,660 --> 00:07:28,550
‫عــــه؟ چرا؟

83
00:07:29,180 --> 00:07:32,810
‫برای جبران کردن لطف مدرسه. خب، این یه بخشیشه.

84
00:07:33,320 --> 00:07:38,980
‫مهم‌تر از همه، اصلاً دلم نمی‌خواد ببینم
‫خونِ آری توی میدون نبرد ریخته می‌شه.

85
00:07:40,020 --> 00:07:42,690
‫واسه همین باید به‌اندازه‌ی جفت‌مون تلاش کنم.

86
00:07:43,110 --> 00:07:46,700
‫من وقت اضافه رو ندارم که
‫بشینم نگران آسیب دیدنم باشم.

87
00:07:47,320 --> 00:07:52,080
‫نمی‌تونم با غر زدن از درد یا تردید داشتن
‫توی مبارزه، وقت رو هدر بدم.

88
00:07:54,450 --> 00:07:58,370
‫چون من برای محافظت از آری می‌جنگم.

89
00:08:01,790 --> 00:08:05,800
‫تو و شینا حرفاتون کاملاً با هم فرق داره، سیران.

90
00:08:06,590 --> 00:08:08,090
‫چرا این‌طوریه یعنی؟

91
00:08:11,710 --> 00:08:13,600
‫به‌نظرم اشکالی نداره اگه فرق داشته باشیم.

92
00:08:14,720 --> 00:08:19,310
‫شینا هم چیزهایی داره که
‫می‌خواد ازشون محافظت کنه.

93
00:08:22,770 --> 00:08:24,020
‫ولی خودت چی؟

94
00:08:24,440 --> 00:08:25,150
‫هـــا؟

95
00:08:26,570 --> 00:08:27,780
‫کاگاری-سان...

96
00:08:28,400 --> 00:08:30,160
‫تو برای چی می‌جنگی؟

97
00:08:35,450 --> 00:08:36,870
‫منظورتون چیه؟!

98
00:08:37,120 --> 00:08:39,160
‫دقیقاً همونی که گفتم.

99
00:08:39,580 --> 00:08:44,460
‫از نبرد بعدی، شماره ۱۴۱۹ رو به خط مقدم اعزام می‌کنیم.

100
00:08:45,250 --> 00:08:47,710
‫مگه مبارزه‌ی تمرینی رو ندیدین؟

101
00:08:48,170 --> 00:08:52,010
‫اون شاگرد اول کلاسشه،
‫ولی حتی اونم از پسش برنیومد!

102
00:08:52,010 --> 00:08:54,140
‫یادتون رفته دفعه‌ی پیش چه اتفاقی افتاد؟

103
00:08:56,180 --> 00:08:59,390
‫یه دانش‌آموز کلاس ۱۴ حتی یه دقیقه هم توی نبرد دووم نمـ ــ

104
00:08:59,390 --> 00:09:00,940
‫خودش داوطلب شده.

105
00:09:03,110 --> 00:09:08,650
‫لیزی سیران خودش بهم گفت که
‫می‌خواد فوراً پا به میدون نبرد بذاره.

106
00:09:09,240 --> 00:09:13,490
‫معتقدم باید به خواسته‌اش احترام بذاریم و...

107
00:09:25,460 --> 00:09:31,130
‫وقتی از زاغه‌ها نجاتش دادیم، داشت به آخر خط می‌رسید.

108
00:09:31,130 --> 00:09:36,050
‫همراه همیشگی‌ش، مود آری، توی یه فاحشه‌خونه
‫به‌عنوان پیشخدمت کار می‌کرد.

109
00:09:37,010 --> 00:09:42,060
‫دخترهایی که این‌طوری بزرگ می‌شن نگرانن که
‫اگه مفید نباشن، دور انداخته بشن.

110
00:09:42,430 --> 00:09:44,980
‫حس وظیفه‌شناسی‌شون خیلی قوی‌تر از بقیه‌ست.

111
00:09:46,230 --> 00:09:50,940
‫ما اون بچه‌ها رو به بازی می‌گیریم،
‫باهاشون عین سربازای شطرنج رفتار می‌کنیم،

112
00:09:50,940 --> 00:09:54,070
‫و بعد می‌ذاریم بمیرن بدون اینکه چیزی
‫ازشون باقی بمونه؛ حتی استخون‌هاشون.

113
00:09:54,660 --> 00:09:57,990
‫این به اصطلاح «مدرسه»ی لعنتی حالمو به‌هم می‌زنه.

114
00:09:58,830 --> 00:10:00,950
‫شاید حق با تو باشه.

115
00:10:02,580 --> 00:10:08,590
‫با این‌حال، این حقیقت سر جاشه
‫که این مجموعه بچه‌هایی رو نجات می‌ده...

116
00:10:08,590 --> 00:10:10,010
‫که غیر از این هیچ آینده‌ای نداشتن.

117
00:10:11,670 --> 00:10:16,430
‫وظیفه‌ی ما اینه که به آموزش این
‫بچه‌ها ادامه بدیم تا بتونن فارغ‌التحصیل بشن...

118
00:10:16,430 --> 00:10:18,100
‫و زنده از اینجا برن بیرون.

119
00:10:18,970 --> 00:10:20,220
‫غیر از اینه؟

120
00:10:24,100 --> 00:10:25,440
‫راست می‌گی.

121
00:10:31,850 --> 00:10:37,450
‫این‌جا یه یتیم‌خونه‌ست که بچه‌هایی رو
‫که جایی برای رفتن ندارن می‌پذیره...

122
00:10:37,450 --> 00:10:39,280
‫و اون‌ها رو برای جنگ آموزش می‌ده—

123
00:10:39,280 --> 00:10:42,950
‫که به‌عنوان مؤسسه‌ی ملی آموزش
‫سلاح‌های ‫جادویی جنگی هم شناخته می‌شه.

124
00:10:43,870 --> 00:10:48,670
‫پسرها و دخترهای ده تا ‫هفده ساله رو
‫قبول می‌کنه، بر اساس سن گروه‌بندی‌شون می‌کنه،

125
00:10:48,670 --> 00:10:50,210
‫و بهشون جادو آموزش می‌ده؛

126
00:10:50,210 --> 00:10:55,630
‫قدرت مرموزی که هر کسی ‫تا حدودی باهاش متولد می‌شه.

127
00:10:50,500 --> 00:10:52,760
‫توجه فرمایید. توجه فرمایید.

128
00:10:53,550 --> 00:10:58,430
‫دانش‌آموزان زیر باید به درِ ورودی
‫مراجعه کرده و آماده‌ی اعزام شوند:

129
00:10:56,720 --> 00:10:58,970
‫این‌جا بهشون آموزش می‌ده که بُکُشن.

130
00:10:58,970 --> 00:11:00,510
‫۱۴۰۷،

131
00:11:01,180 --> 00:11:02,930
‫۱۴۱۹،

132
00:11:03,390 --> 00:11:04,980
‫۱۵۰۳،

133
00:11:05,600 --> 00:11:07,190
‫۱۵۰۹،

134
00:11:07,730 --> 00:11:09,270
‫۱۵۱۱.

135
00:11:07,730 --> 00:11:09,270
‫بعداً می‌بینمت.

136
00:11:27,620 --> 00:11:28,960
‫مراقب خودت باش.

137
00:11:35,830 --> 00:11:37,220
‫سیران-چان.

138
00:11:38,140 --> 00:11:39,430
‫فران-سنسه؟

139
00:11:41,050 --> 00:11:42,510
‫هیچ‌وقت یادت نره...

140
00:11:43,270 --> 00:11:44,640
‫که تو میمی نیستی.

141
00:11:45,330 --> 00:11:46,770
‫اینو متوجهم.

142
00:11:47,350 --> 00:11:49,480
‫توی آزمون کاملاً برام روشن شد.

143
00:11:50,020 --> 00:11:53,360
‫من هنوز توی مهارت و قدرت کمبود دارم. ولی من...

144
00:11:53,360 --> 00:11:55,420
‫لعنتی، تو نامیرا نیستی!

145
00:11:56,490 --> 00:11:57,320
‫عـــــه؟

146
00:11:57,860 --> 00:11:59,700
‫تو نامیرا نیستی.

147
00:12:00,310 --> 00:12:02,530
‫فقط چهارده سالته و صرفاً یه انسانی.

148
00:12:03,620 --> 00:12:08,250
‫توی نبرد، هر لحظه ممکنه بمیری.
‫و وقتی بمیری، دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گردی.

149
00:12:09,210 --> 00:12:13,210
‫اگه می‌خوای به مدرسه خدمت کنی،
‫پس با زنده موندن قوی‌تر شو.

150
00:12:14,030 --> 00:12:14,830
‫گوش کن.

151
00:12:15,960 --> 00:12:19,300
‫مهم‌ترین کاری که می‌تونی بکنی اینه که زنده برگردی.

152
00:12:20,800 --> 00:12:21,760
‫چشم.

153
00:12:39,240 --> 00:12:40,910
‫سلام، آری-چان.

154
00:12:41,780 --> 00:12:43,240
‫استر-سنپای؟

155
00:12:43,240 --> 00:12:45,080
‫عصر بخـ...

156
00:12:45,620 --> 00:12:47,540
‫خب، گمونم دیگه شب شده.

157
00:12:48,250 --> 00:12:49,290
‫انگار همین‌طوره.

158
00:12:50,120 --> 00:12:51,670
‫اجازه هست کنارت بشینم؟

159
00:12:52,130 --> 00:12:53,080
‫بفرمایین.

160
00:12:54,800 --> 00:12:58,420
‫امروز تنهایی؟ مگه همیشه با سیران-چان نبودی؟

161
00:12:59,930 --> 00:13:02,260
‫الان، اون...

162
00:13:04,510 --> 00:13:05,470
‫که این‌طور.

163
00:13:08,600 --> 00:13:09,560
‫آری-چان.

164
00:13:10,230 --> 00:13:11,270
‫بـ ــ بله؟

165
00:13:11,270 --> 00:13:15,860
‫«فردا» یا «یه روزی» رو فراموش کن.
‫قدر چیزی رو که همین الان داری بدون.

166
00:13:16,530 --> 00:13:17,490
‫خب، این‌طوری می‌گن دیگه.

167
00:13:19,440 --> 00:13:20,990
‫خیلی ممنونم.

168
00:13:23,150 --> 00:13:25,660
‫امیدوارم سالم برگرده.

169
00:13:26,910 --> 00:13:27,870
‫بله.

170
00:13:31,120 --> 00:13:32,250
‫آری!

171
00:13:33,040 --> 00:13:34,170
‫فکر کنم برگشتن!

172
00:13:39,260 --> 00:13:40,630
‫شینا!

173
00:13:41,550 --> 00:13:43,550
‫میمی! سیران!

174
00:13:43,920 --> 00:13:45,040
‫من برگشتم!

175
00:13:45,300 --> 00:13:46,850
‫خوش اومدی.

176
00:13:47,310 --> 00:13:49,430
‫امروز خیلی زود برگشتیم!

177
00:13:50,980 --> 00:13:53,810
‫خیلی خوشحالم که جفت‌تون سالمین.

178
00:13:54,090 --> 00:13:55,400
‫آ... آره.

179
00:13:59,400 --> 00:14:02,150
‫می‌گم می‌گم! گشنمه!

180
00:14:02,150 --> 00:14:04,660
‫بریم کافه‌تریا! دلم برنج می‌خواد!

181
00:14:04,660 --> 00:14:06,530
‫اوه... عــا، باشه.

182
00:14:06,530 --> 00:14:07,330
‫ببخشید.

183
00:14:07,740 --> 00:14:12,290
‫من یکم از پا افتادم... دارم برمی‌گردم اتاقم.

184
00:14:12,290 --> 00:14:13,750
‫شماها بدون من برین.

185
00:14:14,460 --> 00:14:17,500
‫سیران، با ما غذا نمی‌خوری؟

186
00:14:18,590 --> 00:14:20,010
‫فردا می‌بینمتون.

187
00:14:24,300 --> 00:14:26,380
‫بیا بریم یه چیزی بخوریم.

188
00:14:26,380 --> 00:14:27,220
‫باشه!

189
00:14:36,860 --> 00:14:37,940
‫یه نفر رو...

190
00:14:38,730 --> 00:14:39,900
‫کُشتم.

191
00:14:41,080 --> 00:14:42,030
‫که این‌طور.

192
00:14:44,460 --> 00:14:48,870
‫دشمن چوب‌دستیش رو سمتم گرفت،
‫منم همون‌طور که بهمون یاد داده بودن شلیک کردم.

193
00:14:52,370 --> 00:14:55,540
‫بدنش متلاشی شد.

194
00:14:56,960 --> 00:15:02,340
‫خیلی ترسناک بود. آدما می‌تونن به همین راحتی بمیرن.

195
00:15:03,910 --> 00:15:08,800
‫بعد از اون، نتونستم هیچ کاری بکنم. کاملاً بی‌مصرف شده بودم.

196
00:15:09,900 --> 00:15:12,180
‫با اینکه فقط یه نفر رو کشتم.

197
00:15:13,320 --> 00:15:16,020
‫با اینکه فکر می‌کردم آماده‌ی جنگیدنم.

198
00:15:18,230 --> 00:15:20,030
‫خیلی از خودم خجالت می‌کشم.

199
00:15:22,520 --> 00:15:23,780
‫سیران.

200
00:15:24,900 --> 00:15:28,740
‫تردید داشتن درباره گرفتن جون یه نفر،
‫به این معنی نیست که ضعیفی.

201
00:15:30,740 --> 00:15:32,950
‫لطفاً نگو که خجالت می‌کشی.

202
00:15:34,620 --> 00:15:39,710
‫تو شجاعانه جنگیدی و زنده موندی. وظیفه‌ای که داشتی رو انجام دادی.

203
00:15:41,380 --> 00:15:45,380
‫و هر چیزی که براش جنگیدی تا محافظتش کنی، هنوز همین‌جاست.

204
00:15:48,160 --> 00:15:49,100
‫مگه نه؟

205
00:15:49,990 --> 00:15:53,850
‫پس بی‌خیال دیگه. سرتو بالا بگیر، سیران.

206
00:15:55,520 --> 00:15:56,310
‫اوهوم.

207
00:15:59,480 --> 00:16:01,730
‫ممنونم که برگشتی پیشم.

208
00:16:15,040 --> 00:16:17,750
‫صبح بخیر. خوب خوابیدی؟

209
00:16:18,370 --> 00:16:19,210
‫اوهوم.

210
00:16:23,590 --> 00:16:25,010
‫این چیه؟

211
00:16:25,010 --> 00:16:28,970
‫یه‌جورایی مثل نامه‌ست. با جادو از نوشته پرش کردم.

212
00:16:28,970 --> 00:16:31,510
‫عـــــه. واقعاً بااستعدادی.

213
00:16:32,050 --> 00:16:34,350
‫حس می‌کنم اگه بخونمش حیف می‌شه.

214
00:16:34,890 --> 00:16:37,460
‫به چشم یه طلسم خوش‌شانسی بهش نگاه کن، باشه؟

215
00:16:37,460 --> 00:16:40,690
‫ولی... بردن این به میدون نبرد...

216
00:16:40,690 --> 00:16:43,310
‫خواهش می‌کنم... همراهت ببرش.

217
00:16:49,450 --> 00:16:53,740
‫خیلی قشنگه، درست مثل چشم‌های خودت. ممنونم.

218
00:16:56,040 --> 00:16:59,870
‫می‌گم می‌گم. اون چیه دستت گرفتی؟

219
00:16:59,870 --> 00:17:02,460
‫این؟ آری بهم دادش.

220
00:17:02,970 --> 00:17:04,790
‫چه خوشگله. جواهره؟

221
00:17:05,550 --> 00:17:09,300
‫نه، شیشه‌ست. ولی گفت که پر از نوشته‌اش کرده.

222
00:17:09,300 --> 00:17:11,760
‫اوه، از اینا دیدم! کلمه‌هایی که وول می‌خورن!

223
00:17:12,080 --> 00:17:15,350
‫شاید بچگونه به نظر بیاد،
‫ولی من همچین چیزهایی رو دوست دارم.

224
00:17:15,970 --> 00:17:21,350
‫اکسسوری‌های براق، لباس‌های نو و جدید، چیزهای خوشگلِ این‌طوری.

225
00:17:23,690 --> 00:17:27,280
‫راستی ها... فکر نکنم هیچ‌وقت اینو بهش گفته باشم.

226
00:17:31,680 --> 00:17:35,030
‫انگار آری واقعاً منو از خودم بهتر می‌شناسه.

227
00:17:35,620 --> 00:17:37,080
‫ببین، ببین!

228
00:17:37,080 --> 00:17:40,910
‫تاج گل! شینا بهم دادش.

229
00:17:40,910 --> 00:17:43,460
‫همیشه توی جیبم نگهش می‌دارم.

230
00:17:43,920 --> 00:17:45,170
‫خیلی قشنگه.

231
00:17:45,170 --> 00:17:46,630
‫می‌دونم!

232
00:17:47,080 --> 00:17:50,720
‫آآآآآآآآه، کاش زودتر بتونیم برگردیم خونه.

233
00:17:50,720 --> 00:17:51,970
‫منم همین‌طور.

234
00:17:52,760 --> 00:17:53,970
‫واحد سی، حرکت کنید.

235
00:17:54,260 --> 00:17:55,430
‫من باید برم.

236
00:17:58,680 --> 00:17:59,720
‫سیران!

237
00:18:00,430 --> 00:18:02,230
‫بعداً می‌بینمت، باشه؟

238
00:18:02,850 --> 00:18:03,730
‫اوهوم.

239
00:18:11,490 --> 00:18:14,360
‫یـ ــ یکی... کمکم کنه!

240
00:18:21,960 --> 00:18:23,210
‫حالتون خوبه؟

241
00:18:23,960 --> 00:18:25,210
‫یکی طلبت.

242
00:18:25,500 --> 00:18:29,340
‫خواهش می‌کنم. ولی... خون زیادی داره ازتون می‌ره.

243
00:18:30,090 --> 00:18:33,340
‫لطفاً سعی کنین تکون نخورین. داروی انعقاد خون رو می‌زنم.

244
00:18:48,520 --> 00:18:51,030
‫خدا رو شکر. خون‌ریزی بند اومد.

245
00:18:51,570 --> 00:18:53,190
‫هوی. کسی زخمی شده؟

246
00:18:53,190 --> 00:18:54,150
‫بله.

247
00:18:56,820 --> 00:19:00,120
‫خون‌ریزی بند اومده، اما زخمش عمیقه.

248
00:19:00,120 --> 00:19:02,790
‫خیلی‌خب. من با خودم می‌برمش.

249
00:19:02,790 --> 00:19:04,080
‫ممنونم.

250
00:19:04,500 --> 00:19:08,290
‫ببینم، تو همون دختر کلاس ۱۴ هستی، درسته؟

251
00:19:08,290 --> 00:19:09,090
‫بله.

252
00:19:09,500 --> 00:19:12,300
‫امروز در مقایسه با دفعه‌ی قبل، تعداد دشمنا خیلی زیاده.

253
00:19:13,380 --> 00:19:15,070
‫حواست رو خوب جمع کن.

254
00:19:15,070 --> 00:19:15,930
‫چشم.

255
00:19:21,930 --> 00:19:25,100
‫خیلی خوشحالم... که تونستم جون یه نفرو نجات بدم.

256
00:19:25,890 --> 00:19:29,270
‫مهم‌ترین کاری که می‌تونی بکنی اینه که زنده برگردی.

257
00:19:30,320 --> 00:19:33,690
‫حق با اونه. مهم‌ترین چیز اینه که زنده برگردم.

258
00:19:34,110 --> 00:19:37,110
‫اینکه بتونیم برای یه قربانی کمتر
‫عزاداری کنیم، حتی اگه فقط یه نفر باشه.

259
00:19:43,620 --> 00:19:45,290
‫اون... چی بود؟

260
00:19:45,870 --> 00:19:47,170
‫چرا...

261
00:19:47,500 --> 00:19:49,330
‫چرا آسمون...؟

262
00:19:56,260 --> 00:19:59,140
‫پشتم داغ شده.

263
00:20:00,220 --> 00:20:02,390
‫این... خونه؟

264
00:20:03,810 --> 00:20:06,770
‫داروی انعقاد خون رو تموم کردم؟

265
00:20:08,060 --> 00:20:09,100
‫چی‌کار کنم؟

266
00:20:09,980 --> 00:20:10,980
‫چی‌کار کنم؟

267
00:20:11,860 --> 00:20:12,860
‫چی‌کار کنم...

268
00:20:13,570 --> 00:20:14,530
‫آری؟

269
00:20:18,910 --> 00:20:20,160
‫درسته...

270
00:20:20,990 --> 00:20:22,160
‫باید برگردم خونه.

271
00:20:26,790 --> 00:20:28,670
‫داروی انعقاد خون تموم شده؟

272
00:20:27,830 --> 00:20:28,670
‫لطفاً بیاین این‌طرف.

273
00:20:28,670 --> 00:20:31,330
‫عجله کنین! تنفسش خیلی ضعیف شده!

274
00:20:37,800 --> 00:20:40,050
‫عـــــا، سیران!

275
00:20:41,800 --> 00:20:44,970
‫اینجایی. خیلی داغون شدی سیران!

276
00:20:45,360 --> 00:20:46,720
‫بیا زودتر برگردیم خونه.

277
00:20:48,020 --> 00:20:48,850
‫اوهوم.

278
00:20:50,400 --> 00:20:56,400
‫یعنی شام امشب چیه؟ شرط می‌بندم شینا هنوز سر کلاسه.

279
00:20:56,400 --> 00:20:58,150
‫هـــــوم؟ سیران؟

280
00:20:59,150 --> 00:21:03,280
‫من خوبم. دیگه دردی حس نمی‌کنم.

281
00:21:04,030 --> 00:21:07,540
‫ولی خیلی رنگت پریده.

282
00:21:08,410 --> 00:21:11,750
‫آخه... اینجا خیلی سرده.

283
00:21:13,510 --> 00:21:14,960
‫سیران؟

284
00:21:17,090 --> 00:21:18,420
‫باید بتونم...

285
00:21:19,760 --> 00:21:20,970
‫زنده برگردم.

286
00:22:03,280 --> 00:22:04,920
‫صدایی چیزی نشنیدی؟

287
00:22:04,920 --> 00:22:06,470
‫احتمالاً خیالاتی شدی.

288
00:22:06,490 --> 00:22:21,490
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
