WEBVTT

00:00.000 --> 00:04.840
Translation: Arielle

00:03.770 --> 00:09.110
‫برای جلوگیری از آسیب رسوندن به هم،
‫استفاده از هرگونه طلسم کشنده رو ممنوع اعلام می‌کنم.

00:09.110 --> 00:11.820
‫همین. اگه با موارد بالا موافقید، لطفاً امضا کنید.

00:12.910 --> 00:13.700
‫اینا...

00:14.370 --> 00:16.700
‫همه‌شون اومدن تماشا کنن!

00:17.080 --> 00:19.210
‫جمعیت واقعاً پرشور و حاله.

00:19.210 --> 00:21.710
‫چطور می‌تونی انقدر خونسرد باشی؟

00:22.340 --> 00:26.560
‫عــا... خواهش می‌کنم نذار هیچ‌کدومشون
‫آسیب ببینن! خواهش می‌کنم!

00:26.560 --> 00:27.630
‫سلام به همگی.

00:27.630 --> 00:29.260
‫استر-سنپای؟

00:29.260 --> 00:31.510
‫شما هم اومدین تماشا کنین؟

00:31.510 --> 00:32.470
‫خب، آره.

00:33.390 --> 00:37.850
‫این فرصتمونه که مبارزه‌ی میمی-چان عزیزمون
‫رو درست همین‌جا تو محوطه ببینیم.

00:37.850 --> 00:40.730
‫ولی در واقع این آزمون سیرانه.

00:41.310 --> 00:45.730
‫اکنون آزمون آمادگی رزمی لیزی سیران رو آغاز می‌کنیم.

00:46.320 --> 00:49.320
‫هر دو طرف باید تمام تلاششون رو
‫برای پرهیز از آسیب‌دیدگی به کار بگیرن.

00:49.860 --> 00:51.700
‫حالا، می‌تونید شروع کنید.

00:51.720 --> 01:01.720
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:36.840 --> 02:38.850
‫خب، اگه تو حمله نمی‌کنی...

03:00.120 --> 03:02.200
‫وای، میمی واقعاً قدرتمنده.

03:02.200 --> 03:04.970
‫ولی اون‌یکی دختره هم معرکه نیست؟
‫داره همه‌چیو جاخالی می‌ده.

03:04.970 --> 03:09.460
‫وااااایـی. جفت‌شون فقط چهارده سالشونه؟

03:09.460 --> 03:12.050
‫نمی‌دونم باید شگفت‌زده بشم یا وحشت‌زده.

03:23.720 --> 03:25.100
‫معلومه.

03:31.860 --> 03:34.400
‫ممنونم. حالم خوب می‌شه.

03:35.440 --> 03:37.450
‫هرچی باشه، هنوز چهارده سالشه.

03:42.910 --> 03:45.160
‫باید مجبورش کنم وارد نبرد تن‌به‌تن بشه.

03:50.710 --> 03:52.340
‫اینم فایده‌ای نداشت.

03:53.300 --> 03:55.420
‫به یه استراتژی جدید نیاز دارم.

04:02.300 --> 04:06.850
‫ولی باید اقرار کنم، این آزمون یه مبارزه‌ی نابرابره.

04:06.850 --> 04:10.940
‫با اینکه از اول ایده‌ی خودت بود؟

04:10.940 --> 04:15.230
‫عـــــه؟ اومی-سنسه، خودتم که کاملاً باهاش موافق بودی.

04:15.230 --> 04:17.950
‫در هر صورت، رویارویی جالبیه.

04:26.630 --> 04:30.540
‫حرصمو در میاره. قشنگ مشخصه که میمی داره ملاحظه‌مو می‌کنه.

04:30.540 --> 04:32.840
‫شینا، داری نگاه می‌کنی؟

04:34.210 --> 04:35.630
‫باید خودمو ثابت کنم.

04:36.380 --> 04:38.010
‫باید خودمو ثابت کنم!

04:38.010 --> 04:40.380
‫وگرنه من... و بعدش آری...

04:47.060 --> 04:49.520
‫هـــــوم؟ حتی نزدیکمم نبود.

04:55.110 --> 04:56.110
‫وای لـعنـ...

04:58.190 --> 04:58.900
‫هـــا؟

05:01.700 --> 05:02.530
‫میمی، بس کن!

05:04.870 --> 05:06.200
‫دیگه کافیه.

05:10.900 --> 05:14.590
‫وای، ببخشید! یادم رفت جادوی خارخاری ممنوع بود!

05:14.590 --> 05:15.960
‫حالت خوبه؟

05:18.840 --> 05:20.090
‫لیزی سیران.

05:21.130 --> 05:22.340
‫احترام به حریف.

05:24.760 --> 05:26.260
‫خیلی ممنونم.

05:27.140 --> 05:28.430
‫همه‌چی تموم شد.

05:27.890 --> 05:29.810
‫میمی معرکه بود.

05:28.810 --> 05:30.600
‫عمراً می‌تونست شکستش بده.

05:31.270 --> 05:35.110
‫از اولش هم معلوم بود نتیجه چی می‌شه. دنبال چی بودی؟

05:35.730 --> 05:40.030
‫فکر نمی‌کنی روش خوبی باشه تا
‫به این جنگ‌طلب‌ها یه درسی بدیم؟

05:40.360 --> 05:43.200
‫دانش‌آموزای اینجا هنوز صرفاً چندتا بچه‌ان.

05:43.200 --> 05:46.200
‫انداختنشون وسط میدون جنگ،
‫مشکلات تاکتیکی رو حل نمی‌کنه.

05:52.710 --> 05:55.420
‫اصلاً و ابداً حریفش نبودم.

05:57.000 --> 06:00.130
‫اگه جلوش رو نگرفتن بودن، شاید من...

06:08.310 --> 06:11.560
‫حتی یه زخم کوچیکم این‌قدر درد داره.

06:14.410 --> 06:15.480
‫کاگاری-سان؟

06:16.020 --> 06:18.270
‫می‌شه لطفاً در رو آروم‌تر باز کنی؟

06:18.270 --> 06:19.820
‫اوه. سیران.

06:19.820 --> 06:21.320
‫خون‌ریزی داری.

06:21.320 --> 06:23.150
‫چیز مهمی نیست.

06:23.530 --> 06:26.160
‫فقط توی مبارزه تمرینی‌مون یه خراش کوچیک برداشتم.

06:26.160 --> 06:29.990
‫معذرت می‌خوام... نمی‌خواستم بهت صدمه بزنم.

06:30.540 --> 06:32.830
‫پس واقعاً جدی نمی‌جنگیدی.

06:32.830 --> 06:33.620
‫هـــا؟

06:33.940 --> 06:37.960
‫ولی من بودم! من جدی برای بردن می‌جنگیدم!

06:38.390 --> 06:42.690
‫به‌خاطر بی‌تجربگی خودم بود که
‫زخمی شدم. لازم نیست عذرخواهی کنـ ــ

06:42.690 --> 06:43.720
‫ولی من...

06:44.920 --> 06:47.800
‫ولی منم آسیب دیدن رو دوست ندارم.

06:48.800 --> 06:50.510
‫از درد بدم میاد.

06:51.560 --> 06:56.190
‫اون‌وقت اونی که منتظرم نشسته هم ناراحت می‌شه.

06:56.600 --> 06:59.190
‫اون واقعاً نگران این موضوع بود؟

06:59.190 --> 07:00.360
‫تو چی، سیران؟

07:00.360 --> 07:01.030
‫عــــه؟

07:01.940 --> 07:08.870
‫تو هم از درد بدت نمیاد؟
‫از اینکه ببینی آری ناراحته بدت نمیاد؟

07:09.620 --> 07:10.910
‫خب...

07:14.960 --> 07:18.960
‫چرا، بدم میاد. خیلی هم بدم میاد. ولی...

07:19.280 --> 07:22.710
‫من بازم باید قوی‌تر بشم، تا خودمو ثابت کنم،

07:22.710 --> 07:26.220
‫تا بتونم توی نبردهای زیادی شرکت کنم و تأثیرگذار باشم.

07:26.660 --> 07:28.550
‫عــــه؟ چرا؟

07:29.180 --> 07:32.810
‫برای جبران کردن لطف مدرسه. خب، این یه بخشیشه.

07:33.320 --> 07:38.980
‫مهم‌تر از همه، اصلاً دلم نمی‌خواد ببینم
‫خونِ آری توی میدون نبرد ریخته می‌شه.

07:40.020 --> 07:42.690
‫واسه همین باید به‌اندازه‌ی جفت‌مون تلاش کنم.

07:43.110 --> 07:46.700
‫من وقت اضافه رو ندارم که
‫بشینم نگران آسیب دیدنم باشم.

07:47.320 --> 07:52.080
‫نمی‌تونم با غر زدن از درد یا تردید داشتن
‫توی مبارزه، وقت رو هدر بدم.

07:54.450 --> 07:58.370
‫چون من برای محافظت از آری می‌جنگم.

08:01.790 --> 08:05.800
‫تو و شینا حرفاتون کاملاً با هم فرق داره، سیران.

08:06.590 --> 08:08.090
‫چرا این‌طوریه یعنی؟

08:11.710 --> 08:13.600
‫به‌نظرم اشکالی نداره اگه فرق داشته باشیم.

08:14.720 --> 08:19.310
‫شینا هم چیزهایی داره که
‫می‌خواد ازشون محافظت کنه.

08:22.770 --> 08:24.020
‫ولی خودت چی؟

08:24.440 --> 08:25.150
‫هـــا؟

08:26.570 --> 08:27.780
‫کاگاری-سان...

08:28.400 --> 08:30.160
‫تو برای چی می‌جنگی؟

08:35.450 --> 08:36.870
‫منظورتون چیه؟!

08:37.120 --> 08:39.160
‫دقیقاً همونی که گفتم.

08:39.580 --> 08:44.460
‫از نبرد بعدی، شماره ۱۴۱۹ رو به خط مقدم اعزام می‌کنیم.

08:45.250 --> 08:47.710
‫مگه مبارزه‌ی تمرینی رو ندیدین؟

08:48.170 --> 08:52.010
‫اون شاگرد اول کلاسشه،
‫ولی حتی اونم از پسش برنیومد!

08:52.010 --> 08:54.140
‫یادتون رفته دفعه‌ی پیش چه اتفاقی افتاد؟

08:56.180 --> 08:59.390
‫یه دانش‌آموز کلاس ۱۴ حتی یه دقیقه هم توی نبرد دووم نمـ ــ

08:59.390 --> 09:00.940
‫خودش داوطلب شده.

09:03.110 --> 09:08.650
‫لیزی سیران خودش بهم گفت که
‫می‌خواد فوراً پا به میدون نبرد بذاره.

09:09.240 --> 09:13.490
‫معتقدم باید به خواسته‌اش احترام بذاریم و...

09:25.460 --> 09:31.130
‫وقتی از زاغه‌ها نجاتش دادیم، داشت به آخر خط می‌رسید.

09:31.130 --> 09:36.050
‫همراه همیشگی‌ش، مود آری، توی یه فاحشه‌خونه
‫به‌عنوان پیشخدمت کار می‌کرد.

09:37.010 --> 09:42.060
‫دخترهایی که این‌طوری بزرگ می‌شن نگرانن که
‫اگه مفید نباشن، دور انداخته بشن.

09:42.430 --> 09:44.980
‫حس وظیفه‌شناسی‌شون خیلی قوی‌تر از بقیه‌ست.

09:46.230 --> 09:50.940
‫ما اون بچه‌ها رو به بازی می‌گیریم،
‫باهاشون عین سربازای شطرنج رفتار می‌کنیم،

09:50.940 --> 09:54.070
‫و بعد می‌ذاریم بمیرن بدون اینکه چیزی
‫ازشون باقی بمونه؛ حتی استخون‌هاشون.

09:54.660 --> 09:57.990
‫این به اصطلاح «مدرسه»ی لعنتی حالمو به‌هم می‌زنه.

09:58.830 --> 10:00.950
‫شاید حق با تو باشه.

10:02.580 --> 10:08.590
‫با این‌حال، این حقیقت سر جاشه
‫که این مجموعه بچه‌هایی رو نجات می‌ده...

10:08.590 --> 10:10.010
‫که غیر از این هیچ آینده‌ای نداشتن.

10:11.670 --> 10:16.430
‫وظیفه‌ی ما اینه که به آموزش این
‫بچه‌ها ادامه بدیم تا بتونن فارغ‌التحصیل بشن...

10:16.430 --> 10:18.100
‫و زنده از اینجا برن بیرون.

10:18.970 --> 10:20.220
‫غیر از اینه؟

10:24.100 --> 10:25.440
‫راست می‌گی.

10:31.850 --> 10:37.450
‫این‌جا یه یتیم‌خونه‌ست که بچه‌هایی رو
‫که جایی برای رفتن ندارن می‌پذیره...

10:37.450 --> 10:39.280
‫و اون‌ها رو برای جنگ آموزش می‌ده—

10:39.280 --> 10:42.950
‫که به‌عنوان مؤسسه‌ی ملی آموزش
‫سلاح‌های ‫جادویی جنگی هم شناخته می‌شه.

10:43.870 --> 10:48.670
‫پسرها و دخترهای ده تا ‫هفده ساله رو
‫قبول می‌کنه، بر اساس سن گروه‌بندی‌شون می‌کنه،

10:48.670 --> 10:50.210
‫و بهشون جادو آموزش می‌ده؛

10:50.210 --> 10:55.630
‫قدرت مرموزی که هر کسی ‫تا حدودی باهاش متولد می‌شه.

10:50.500 --> 10:52.760
‫توجه فرمایید. توجه فرمایید.

10:53.550 --> 10:58.430
‫دانش‌آموزان زیر باید به درِ ورودی
‫مراجعه کرده و آماده‌ی اعزام شوند:

10:56.720 --> 10:58.970
‫این‌جا بهشون آموزش می‌ده که بُکُشن.

10:58.970 --> 11:00.510
‫۱۴۰۷،

11:01.180 --> 11:02.930
‫۱۴۱۹،

11:03.390 --> 11:04.980
‫۱۵۰۳،

11:05.600 --> 11:07.190
‫۱۵۰۹،

11:07.730 --> 11:09.270
‫۱۵۱۱.

11:07.730 --> 11:09.270
‫بعداً می‌بینمت.

11:27.620 --> 11:28.960
‫مراقب خودت باش.

11:35.830 --> 11:37.220
‫سیران-چان.

11:38.140 --> 11:39.430
‫فران-سنسه؟

11:41.050 --> 11:42.510
‫هیچ‌وقت یادت نره...

11:43.270 --> 11:44.640
‫که تو میمی نیستی.

11:45.330 --> 11:46.770
‫اینو متوجهم.

11:47.350 --> 11:49.480
‫توی آزمون کاملاً برام روشن شد.

11:50.020 --> 11:53.360
‫من هنوز توی مهارت و قدرت کمبود دارم. ولی من...

11:53.360 --> 11:55.420
‫لعنتی، تو نامیرا نیستی!

11:56.490 --> 11:57.320
‫عـــــه؟

11:57.860 --> 11:59.700
‫تو نامیرا نیستی.

12:00.310 --> 12:02.530
‫فقط چهارده سالته و صرفاً یه انسانی.

12:03.620 --> 12:08.250
‫توی نبرد، هر لحظه ممکنه بمیری.
‫و وقتی بمیری، دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گردی.

12:09.210 --> 12:13.210
‫اگه می‌خوای به مدرسه خدمت کنی،
‫پس با زنده موندن قوی‌تر شو.

12:14.030 --> 12:14.830
‫گوش کن.

12:15.960 --> 12:19.300
‫مهم‌ترین کاری که می‌تونی بکنی اینه که زنده برگردی.

12:20.800 --> 12:21.760
‫چشم.

12:39.240 --> 12:40.910
‫سلام، آری-چان.

12:41.780 --> 12:43.240
‫استر-سنپای؟

12:43.240 --> 12:45.080
‫عصر بخـ...

12:45.620 --> 12:47.540
‫خب، گمونم دیگه شب شده.

12:48.250 --> 12:49.290
‫انگار همین‌طوره.

12:50.120 --> 12:51.670
‫اجازه هست کنارت بشینم؟

12:52.130 --> 12:53.080
‫بفرمایین.

12:54.800 --> 12:58.420
‫امروز تنهایی؟ مگه همیشه با سیران-چان نبودی؟

12:59.930 --> 13:02.260
‫الان، اون...

13:04.510 --> 13:05.470
‫که این‌طور.

13:08.600 --> 13:09.560
‫آری-چان.

13:10.230 --> 13:11.270
‫بـ ــ بله؟

13:11.270 --> 13:15.860
‫«فردا» یا «یه روزی» رو فراموش کن.
‫قدر چیزی رو که همین الان داری بدون.

13:16.530 --> 13:17.490
‫خب، این‌طوری می‌گن دیگه.

13:19.440 --> 13:20.990
‫خیلی ممنونم.

13:23.150 --> 13:25.660
‫امیدوارم سالم برگرده.

13:26.910 --> 13:27.870
‫بله.

13:31.120 --> 13:32.250
‫آری!

13:33.040 --> 13:34.170
‫فکر کنم برگشتن!

13:39.260 --> 13:40.630
‫شینا!

13:41.550 --> 13:43.550
‫میمی! سیران!

13:43.920 --> 13:45.040
‫من برگشتم!

13:45.300 --> 13:46.850
‫خوش اومدی.

13:47.310 --> 13:49.430
‫امروز خیلی زود برگشتیم!

13:50.980 --> 13:53.810
‫خیلی خوشحالم که جفت‌تون سالمین.

13:54.090 --> 13:55.400
‫آ... آره.

13:59.400 --> 14:02.150
‫می‌گم می‌گم! گشنمه!

14:02.150 --> 14:04.660
‫بریم کافه‌تریا! دلم برنج می‌خواد!

14:04.660 --> 14:06.530
‫اوه... عــا، باشه.

14:06.530 --> 14:07.330
‫ببخشید.

14:07.740 --> 14:12.290
‫من یکم از پا افتادم... دارم برمی‌گردم اتاقم.

14:12.290 --> 14:13.750
‫شماها بدون من برین.

14:14.460 --> 14:17.500
‫سیران، با ما غذا نمی‌خوری؟

14:18.590 --> 14:20.010
‫فردا می‌بینمتون.

14:24.300 --> 14:26.380
‫بیا بریم یه چیزی بخوریم.

14:26.380 --> 14:27.220
‫باشه!

14:36.860 --> 14:37.940
‫یه نفر رو...

14:38.730 --> 14:39.900
‫کُشتم.

14:41.080 --> 14:42.030
‫که این‌طور.

14:44.460 --> 14:48.870
‫دشمن چوب‌دستیش رو سمتم گرفت،
‫منم همون‌طور که بهمون یاد داده بودن شلیک کردم.

14:52.370 --> 14:55.540
‫بدنش متلاشی شد.

14:56.960 --> 15:02.340
‫خیلی ترسناک بود. آدما می‌تونن به همین راحتی بمیرن.

15:03.910 --> 15:08.800
‫بعد از اون، نتونستم هیچ کاری بکنم. کاملاً بی‌مصرف شده بودم.

15:09.900 --> 15:12.180
‫با اینکه فقط یه نفر رو کشتم.

15:13.320 --> 15:16.020
‫با اینکه فکر می‌کردم آماده‌ی جنگیدنم.

15:18.230 --> 15:20.030
‫خیلی از خودم خجالت می‌کشم.

15:22.520 --> 15:23.780
‫سیران.

15:24.900 --> 15:28.740
‫تردید داشتن درباره گرفتن جون یه نفر،
‫به این معنی نیست که ضعیفی.

15:30.740 --> 15:32.950
‫لطفاً نگو که خجالت می‌کشی.

15:34.620 --> 15:39.710
‫تو شجاعانه جنگیدی و زنده موندی. وظیفه‌ای که داشتی رو انجام دادی.

15:41.380 --> 15:45.380
‫و هر چیزی که براش جنگیدی تا محافظتش کنی، هنوز همین‌جاست.

15:48.160 --> 15:49.100
‫مگه نه؟

15:49.990 --> 15:53.850
‫پس بی‌خیال دیگه. سرتو بالا بگیر، سیران.

15:55.520 --> 15:56.310
‫اوهوم.

15:59.480 --> 16:01.730
‫ممنونم که برگشتی پیشم.

16:15.040 --> 16:17.750
‫صبح بخیر. خوب خوابیدی؟

16:18.370 --> 16:19.210
‫اوهوم.

16:23.590 --> 16:25.010
‫این چیه؟

16:25.010 --> 16:28.970
‫یه‌جورایی مثل نامه‌ست. با جادو از نوشته پرش کردم.

16:28.970 --> 16:31.510
‫عـــــه. واقعاً بااستعدادی.

16:32.050 --> 16:34.350
‫حس می‌کنم اگه بخونمش حیف می‌شه.

16:34.890 --> 16:37.460
‫به چشم یه طلسم خوش‌شانسی بهش نگاه کن، باشه؟

16:37.460 --> 16:40.690
‫ولی... بردن این به میدون نبرد...

16:40.690 --> 16:43.310
‫خواهش می‌کنم... همراهت ببرش.

16:49.450 --> 16:53.740
‫خیلی قشنگه، درست مثل چشم‌های خودت. ممنونم.

16:56.040 --> 16:59.870
‫می‌گم می‌گم. اون چیه دستت گرفتی؟

16:59.870 --> 17:02.460
‫این؟ آری بهم دادش.

17:02.970 --> 17:04.790
‫چه خوشگله. جواهره؟

17:05.550 --> 17:09.300
‫نه، شیشه‌ست. ولی گفت که پر از نوشته‌اش کرده.

17:09.300 --> 17:11.760
‫اوه، از اینا دیدم! کلمه‌هایی که وول می‌خورن!

17:12.080 --> 17:15.350
‫شاید بچگونه به نظر بیاد،
‫ولی من همچین چیزهایی رو دوست دارم.

17:15.970 --> 17:21.350
‫اکسسوری‌های براق، لباس‌های نو و جدید، چیزهای خوشگلِ این‌طوری.

17:23.690 --> 17:27.280
‫راستی ها... فکر نکنم هیچ‌وقت اینو بهش گفته باشم.

17:31.680 --> 17:35.030
‫انگار آری واقعاً منو از خودم بهتر می‌شناسه.

17:35.620 --> 17:37.080
‫ببین، ببین!

17:37.080 --> 17:40.910
‫تاج گل! شینا بهم دادش.

17:40.910 --> 17:43.460
‫همیشه توی جیبم نگهش می‌دارم.

17:43.920 --> 17:45.170
‫خیلی قشنگه.

17:45.170 --> 17:46.630
‫می‌دونم!

17:47.080 --> 17:50.720
‫آآآآآآآآه، کاش زودتر بتونیم برگردیم خونه.

17:50.720 --> 17:51.970
‫منم همین‌طور.

17:52.760 --> 17:53.970
‫واحد سی، حرکت کنید.

17:54.260 --> 17:55.430
‫من باید برم.

17:58.680 --> 17:59.720
‫سیران!

18:00.430 --> 18:02.230
‫بعداً می‌بینمت، باشه؟

18:02.850 --> 18:03.730
‫اوهوم.

18:11.490 --> 18:14.360
‫یـ ــ یکی... کمکم کنه!

18:21.960 --> 18:23.210
‫حالتون خوبه؟

18:23.960 --> 18:25.210
‫یکی طلبت.

18:25.500 --> 18:29.340
‫خواهش می‌کنم. ولی... خون زیادی داره ازتون می‌ره.

18:30.090 --> 18:33.340
‫لطفاً سعی کنین تکون نخورین. داروی انعقاد خون رو می‌زنم.

18:48.520 --> 18:51.030
‫خدا رو شکر. خون‌ریزی بند اومد.

18:51.570 --> 18:53.190
‫هوی. کسی زخمی شده؟

18:53.190 --> 18:54.150
‫بله.

18:56.820 --> 19:00.120
‫خون‌ریزی بند اومده، اما زخمش عمیقه.

19:00.120 --> 19:02.790
‫خیلی‌خب. من با خودم می‌برمش.

19:02.790 --> 19:04.080
‫ممنونم.

19:04.500 --> 19:08.290
‫ببینم، تو همون دختر کلاس ۱۴ هستی، درسته؟

19:08.290 --> 19:09.090
‫بله.

19:09.500 --> 19:12.300
‫امروز در مقایسه با دفعه‌ی قبل، تعداد دشمنا خیلی زیاده.

19:13.380 --> 19:15.070
‫حواست رو خوب جمع کن.

19:15.070 --> 19:15.930
‫چشم.

19:21.930 --> 19:25.100
‫خیلی خوشحالم... که تونستم جون یه نفرو نجات بدم.

19:25.890 --> 19:29.270
‫مهم‌ترین کاری که می‌تونی بکنی اینه که زنده برگردی.

19:30.320 --> 19:33.690
‫حق با اونه. مهم‌ترین چیز اینه که زنده برگردم.

19:34.110 --> 19:37.110
‫اینکه بتونیم برای یه قربانی کمتر
‫عزاداری کنیم، حتی اگه فقط یه نفر باشه.

19:43.620 --> 19:45.290
‫اون... چی بود؟

19:45.870 --> 19:47.170
‫چرا...

19:47.500 --> 19:49.330
‫چرا آسمون...؟

19:56.260 --> 19:59.140
‫پشتم داغ شده.

20:00.220 --> 20:02.390
‫این... خونه؟

20:03.810 --> 20:06.770
‫داروی انعقاد خون رو تموم کردم؟

20:08.060 --> 20:09.100
‫چی‌کار کنم؟

20:09.980 --> 20:10.980
‫چی‌کار کنم؟

20:11.860 --> 20:12.860
‫چی‌کار کنم...

20:13.570 --> 20:14.530
‫آری؟

20:18.910 --> 20:20.160
‫درسته...

20:20.990 --> 20:22.160
‫باید برگردم خونه.

20:26.790 --> 20:28.670
‫داروی انعقاد خون تموم شده؟

20:27.830 --> 20:28.670
‫لطفاً بیاین این‌طرف.

20:28.670 --> 20:31.330
‫عجله کنین! تنفسش خیلی ضعیف شده!

20:37.800 --> 20:40.050
‫عـــــا، سیران!

20:41.800 --> 20:44.970
‫اینجایی. خیلی داغون شدی سیران!

20:45.360 --> 20:46.720
‫بیا زودتر برگردیم خونه.

20:48.020 --> 20:48.850
‫اوهوم.

20:50.400 --> 20:56.400
‫یعنی شام امشب چیه؟ شرط می‌بندم شینا هنوز سر کلاسه.

20:56.400 --> 20:58.150
‫هـــــوم؟ سیران؟

20:59.150 --> 21:03.280
‫من خوبم. دیگه دردی حس نمی‌کنم.

21:04.030 --> 21:07.540
‫ولی خیلی رنگت پریده.

21:08.410 --> 21:11.750
‫آخه... اینجا خیلی سرده.

21:13.510 --> 21:14.960
‫سیران؟

21:17.090 --> 21:18.420
‫باید بتونم...

21:19.760 --> 21:20.970
‫زنده برگردم.

22:03.280 --> 22:04.920
‫صدایی چیزی نشنیدی؟

22:04.920 --> 22:06.470
‫احتمالاً خیالاتی شدی.

22:06.490 --> 22:21.490
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
