1
00:00:05,940 --> 00:00:10,780
Translation: Arielle

2
00:00:19,660 --> 00:00:20,170
‫بریم.

3
00:00:43,820 --> 00:00:44,830
‫منتظرت می‌مونم.

4
00:00:45,440 --> 00:00:47,020
‫قول می‌دم منتظرت بمونم.

5
00:00:47,710 --> 00:00:49,780
‫پس آسیب نبین و سالم برگرد، باشه؟

6
00:00:50,940 --> 00:00:53,210
‫معذرت می‌خوام، شینا.

7
00:00:53,230 --> 00:01:03,230
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

8
00:02:29,850 --> 00:02:31,680
‫خیلی خوشحالم که تموم شد!

9
00:02:30,440 --> 00:02:33,790
‫وای لعنتی! کتاب کیمیاگریم رو تو اتاقم جا گذاشتم.

10
00:02:31,680 --> 00:02:33,300
‫از پا دراومدم.

11
00:02:37,790 --> 00:02:38,830
‫شینا.

12
00:02:40,150 --> 00:02:43,230
‫همین الان چندتا از سال‌بالایی‌هایی
‫که دیشب می‌جنگیدن رو توی راهرو دیدم.

13
00:02:43,940 --> 00:02:44,960
‫واقعاً؟

14
00:02:44,960 --> 00:02:47,140
‫این یعنی ممکنه میمی-چان هم برگشته باشه.

15
00:02:48,110 --> 00:02:49,610
‫امیدوارم حالش خوب باشه.

16
00:02:51,200 --> 00:02:54,530
‫لازم نیست نگران این موضوع باشی،مگه نه؟ آخه، کاگاری-سان—

17
00:02:54,530 --> 00:02:57,820
‫چرا نمی‌ری ببینیش؟ من حواسم به کتابات هست.

18
00:02:58,950 --> 00:03:00,200
‫ممنونم!

19
00:03:01,180 --> 00:03:02,700
‫حواهش می‌هنم.

20
00:03:11,990 --> 00:03:13,510
‫با اجازه.

21
00:03:13,510 --> 00:03:15,130
‫فقط بی‌حسی رو بیار.

22
00:03:13,880 --> 00:03:14,900
‫باند می‌خوام.

23
00:03:14,900 --> 00:03:16,680
‫داروی انعقاد خون کجاست؟

24
00:03:17,890 --> 00:03:19,600
‫چیزی نیست. حالت خوب می‌شه.

25
00:03:18,880 --> 00:03:21,180
‫یکی داروی انعقاد خون رو بیاره!

26
00:03:22,110 --> 00:03:23,770
‫خب، بذار یه نگاهی بندازم.

27
00:03:23,770 --> 00:03:25,850
‫بی‌خیال بابا! این که فقط یه خراش ساده‌ست!

28
00:03:25,850 --> 00:03:27,220
‫واقعاً؟

29
00:03:27,220 --> 00:03:30,300
‫جادوی بازیابی رو برای همچین جراحت کوچولو و نانازی هدر نمیدم.

30
00:03:30,740 --> 00:03:32,020
‫حواست بهش باشه، باشه؟

31
00:03:32,020 --> 00:03:32,860
‫چشم.

32
00:03:32,860 --> 00:03:34,140
‫خون‌ریزی در چه حاله؟

33
00:03:35,900 --> 00:03:40,230
‫چیزه... اومدم دنبال میمی.

34
00:03:40,230 --> 00:03:43,130
‫آهـــــــا. پس برو تو اتاق پشتی منتظر بمون.

35
00:03:43,130 --> 00:03:43,940
‫فران-سنسه!

36
00:03:43,940 --> 00:03:45,110
‫خون‌ریزی بند اومد؟

37
00:03:44,620 --> 00:03:45,640
‫دووم بیار.

38
00:03:45,700 --> 00:03:46,960
‫باشه.

39
00:03:46,150 --> 00:03:46,960
‫عجله کن!

40
00:03:47,470 --> 00:03:49,330
‫یه نفس عمیق بکش.

41
00:04:04,990 --> 00:04:07,590
‫یعنی منم می‌تونم کمکی بکنم؟

42
00:04:07,590 --> 00:04:11,920
‫ولی آخه چی‌کار می‌تونم بکنم؟
‫من هیچ جادویی بلد نیستم که به‌درد بخوره.

43
00:04:14,940 --> 00:04:17,760
‫فران-سنسه. بسته همیشگی رو آوردم.

44
00:04:18,930 --> 00:04:20,330
‫فران-سنسه؟

45
00:04:20,330 --> 00:04:22,160
‫اوه. بله؟

46
00:04:23,680 --> 00:04:26,030
‫هـــــوم؟ یه دانش‌آموز؟

47
00:04:26,030 --> 00:04:30,080
‫شرمنده، ولی فران-سنسه
‫هنوز مشغول درمان زخمی‌هاست.

48
00:04:30,910 --> 00:04:33,750
‫نکنه یه‌وقت تو... توتسوکی شینایی؟

49
00:04:34,100 --> 00:04:36,330
‫عــــــه...؟ بله.

50
00:04:36,960 --> 00:04:40,290
‫فکر کنم این یکی از استادای سطح پیشرفته باشه.

51
00:04:37,760 --> 00:04:39,340
‫خب، پس گوش کن.

52
00:04:40,290 --> 00:04:44,040
‫این رو بده به فران-سنسه و بگو مثل همیشه
‫تونستم همه‌چی رو تحویل بگیرم.

53
00:04:49,560 --> 00:04:52,390
‫چقدر سنگینه!

54
00:04:53,940 --> 00:04:55,920
‫آی آی آی.

55
00:04:57,790 --> 00:04:59,610
‫اصلاً مگه چی توشه؟

56
00:05:02,660 --> 00:05:03,200
‫عـــــــــه؟!

57
00:05:05,730 --> 00:05:08,630
‫آه... فران-سنسه!

58
00:05:13,710 --> 00:05:14,290
‫شیــ...

59
00:05:15,040 --> 00:05:15,640
‫...نــا.

60
00:05:16,170 --> 00:05:16,880
‫هـــا؟

61
00:05:18,050 --> 00:05:19,300
‫شیــ...

62
00:05:19,760 --> 00:05:20,590
‫...نــا.

63
00:05:20,880 --> 00:05:21,660
‫عــــــــه؟

64
00:05:22,420 --> 00:05:24,430
‫میمی؟ میمی؟

65
00:05:24,700 --> 00:05:25,890
‫میمی! میمی!

66
00:05:50,660 --> 00:05:52,120
‫شیــ...

67
00:05:52,370 --> 00:05:53,210
‫...نــا.

68
00:06:02,360 --> 00:06:04,720
‫شـــــیـــــ... نــا...

69
00:06:07,680 --> 00:06:08,720
‫اوه!

70
00:06:09,260 --> 00:06:11,430
‫شینا! شیناست!

71
00:06:13,230 --> 00:06:14,890
‫آآآآآآی!

72
00:06:15,940 --> 00:06:19,630
‫وای! شو-شوخی کردم! دردم نیومد!

73
00:06:19,630 --> 00:06:21,820
‫هیچم زخمی نشدم!

74
00:06:27,530 --> 00:06:33,080
‫می‌گم، من با بقیه فرقم می‌کنم. خودم همیشه زود خوب می‌شم.

75
00:06:33,530 --> 00:06:37,910
‫می‌خواستم بعد از اینکه خودمو تمیز کردم برگردم پیشت.

76
00:06:38,780 --> 00:06:41,200
‫می‌دونم بهم گفتی آسیب نبینم...

77
00:06:41,950 --> 00:06:46,130
‫ولی نتونستم سر قولم بمونم. معذرت می‌خوام.

78
00:06:55,300 --> 00:06:56,710
‫شینا؟

79
00:07:03,790 --> 00:07:06,570
‫شینا، کثیف می‌شی ها.

80
00:07:08,310 --> 00:07:11,660
‫ببخشید! منو ببخش!

81
00:07:12,520 --> 00:07:13,710
‫چرا؟

82
00:07:14,410 --> 00:07:17,000
‫بابت اینکه گفتم آسیب نبین.

83
00:07:18,520 --> 00:07:21,120
‫من اصلاً حواسم به اوضاع نبوده.

84
00:07:25,180 --> 00:07:29,960
‫باید با واقعیت روبه‌رو بشم، ولی من...

85
00:07:33,010 --> 00:07:33,900
‫عــــه؟

86
00:07:36,560 --> 00:07:38,260
‫معذرت‌خواهی نکن!

87
00:07:38,670 --> 00:07:42,020
‫چرا داری عذرخواهی می‌کنی؟ وقتی
‫اون حرفو بهم زدی خیلی خوشحال شدم.

88
00:07:44,510 --> 00:07:47,320
‫میمی... واقعاً خوشحال شد.

89
00:07:52,380 --> 00:07:53,410
‫شینا؟

90
00:07:54,040 --> 00:07:54,880
‫عــــــــه؟!

91
00:07:55,520 --> 00:07:57,760
‫شینا؟ گریه نکن دیگه!

92
00:07:59,710 --> 00:08:02,430
‫نکنه دردت گرفت؟ شینا؟

93
00:08:02,870 --> 00:08:04,420
‫شینا، بی‌خیال دیگه!

94
00:08:10,220 --> 00:08:12,280
‫ای بابا. شرمنده—

95
00:08:14,430 --> 00:08:16,680
‫شما دوتا دارین چه غلطی می‌کنین؟

96
00:08:18,510 --> 00:08:23,650
‫توی نبرد اخیر، یکی از دانش‌آموزهای کلاس ۱۵ به شدت زخمی شد.

97
00:08:24,020 --> 00:08:29,280
‫در ضمن، خط مقدم داره گسترش پیدا می‌کنه
‫و دشمن هم شدت حملاتش رو بیشتر کرده.

98
00:08:29,760 --> 00:08:33,380
‫ظاهراً دیگه نمی‌تونیم فقط به میمی متکی باشیم.

99
00:08:33,380 --> 00:08:35,740
‫تنها امیدمون تقویت نیروهاست.

100
00:08:35,740 --> 00:08:38,040
‫دانش‌آموز دیگه‌ای هست که بفرستیمش به میدون نبرد؟

101
00:08:38,040 --> 00:08:40,980
‫چندتا دانش‌آموز هستن که پتانسیلش رو دارن،

102
00:08:40,980 --> 00:08:45,290
‫ولی فعلاً سخته بگیم تو عمل چقدر می‌تونن مؤثر باشن.

103
00:08:46,870 --> 00:08:51,840
‫برای آزمون به یه نفر نیاز داریم، اون‌وقت
‫دانش‌آموزای پیشرفته همگی مشغول جنگیدنن؟

104
00:08:51,840 --> 00:08:52,920
‫بله.

105
00:08:55,120 --> 00:08:56,320
‫اگه این‌طوره...

106
00:09:02,870 --> 00:09:05,770
‫آخیش، چقدر سرحال شدم.

107
00:09:07,070 --> 00:09:08,400
‫خوشحالم.

108
00:09:11,410 --> 00:09:15,180
‫کلاس هنوز تموم نشده. چی‌کار کنیم؟

109
00:09:15,180 --> 00:09:17,120
‫چه کلاسی داریم؟

110
00:09:17,120 --> 00:09:19,040
‫فکر کنم ریاضیه.

111
00:09:19,040 --> 00:09:21,960
‫عـــــــــــــه؟ ریاضی؟

112
00:09:23,950 --> 00:09:26,500
‫می‌خوای بریم تا موقع ناهار یه‌جایی وقت بگذرونیم؟

113
00:09:26,810 --> 00:09:28,000
‫می‌تونیم؟

114
00:09:28,000 --> 00:09:28,510
‫اوهوم.

115
00:09:28,510 --> 00:09:30,280
‫ایــــــــول!

116
00:09:31,220 --> 00:09:34,010
‫شینا می‌خواد با من کلاسو بپیچونه!

117
00:09:45,160 --> 00:09:48,420
‫تا حالا واقعاً هیچ کلاسی رو نپیچونده بودم.

118
00:09:49,490 --> 00:09:51,900
‫بعداً باید جزوه‌های سیران رو قرض بگیرم.

119
00:09:52,380 --> 00:09:55,620
‫هـــــــــــــا؟ نیستش!

120
00:09:58,470 --> 00:09:59,460
‫نیستش!

121
00:09:59,460 --> 00:10:00,470
‫چی نیست؟

122
00:10:06,850 --> 00:10:08,250
‫اوه! ایناهاش!

123
00:10:08,700 --> 00:10:09,960
‫ای بابا!

124
00:10:10,550 --> 00:10:13,560
‫هرچی گل بود خراب شده!

125
00:10:14,550 --> 00:10:16,650
‫اون دانش‌آموز رو ببرین روی اون تخت.

126
00:10:18,230 --> 00:10:19,390
‫من...

127
00:10:20,890 --> 00:10:22,210
‫چی‌کار می‌تونم براش بکنم...

128
00:10:28,890 --> 00:10:29,680
‫میمی.

129
00:10:30,830 --> 00:10:32,090
‫میای بریم تو حیاط؟

130
00:10:34,780 --> 00:10:36,200
‫چه قشنگه!

131
00:10:37,030 --> 00:10:38,950
‫هر گلی که دوست داری می‌تونی بچینی.

132
00:10:39,360 --> 00:10:40,540
‫واقعاً؟

133
00:10:40,880 --> 00:10:42,500
‫پس... اینا!

134
00:10:42,500 --> 00:10:44,270
‫فقط گل‌های توی باغچه رو نچین!

135
00:10:44,270 --> 00:10:45,330
‫هـــــــوم؟

136
00:10:49,810 --> 00:10:51,410
‫قشنگن، نه؟

137
00:10:52,070 --> 00:10:53,240
‫اینو ببین.

138
00:10:55,460 --> 00:10:58,600
‫واااااای! داری یکی دیگه برام می‌سازی؟

139
00:11:03,620 --> 00:11:04,940
‫اون تاج گل...

140
00:11:04,940 --> 00:11:05,860
‫هـــــوم؟

141
00:11:05,860 --> 00:11:07,640
‫چرا همراه خودت بردیش؟

142
00:11:10,480 --> 00:11:14,630
‫وقتی توی جیبم نگهش می‌دارم، یاد لحظه‌های خوش میفتم.

143
00:11:14,630 --> 00:11:16,050
‫موقع جنگیدن؟

144
00:11:16,050 --> 00:11:17,030
‫اوهوم!

145
00:11:17,030 --> 00:11:21,040
‫راستی... اسم یه سری گل رو یاد گرفتم.

146
00:11:21,040 --> 00:11:24,240
‫اوووم... اسم این پیچکه، مگه نه؟

147
00:11:24,240 --> 00:11:27,430
‫اونم عروس و ستاره‌ی آبیه.

148
00:11:27,430 --> 00:11:29,840
‫توروخدا، تا جای ممکن،

149
00:11:32,500 --> 00:11:34,420
‫به رشد و شکوفه‌دادن ادامه بدین.

150
00:11:35,670 --> 00:11:39,760
‫تا فارغ از اینکه چقدر بد آسیب دیده، بازم بتونه لبخند بزنه.

151
00:11:44,340 --> 00:11:46,640
‫اگر فقط یه دلیل وجود داشت،

152
00:11:47,140 --> 00:11:51,520
‫یه چیزی که به زندگی من در اینجا... معنا می‌بخشید...

153
00:11:57,680 --> 00:11:59,200
‫دقیقاً همین بود.

154
00:12:23,130 --> 00:12:24,960
‫فکر کنم از این طرفی درسته.

155
00:12:25,680 --> 00:12:27,860
‫از اون طرفی نیست، کاگاری-سان.

156
00:12:27,860 --> 00:12:28,600
‫هـــا؟

157
00:12:29,310 --> 00:12:31,280
‫بهت گفتم میمی صدام کن!

158
00:12:36,100 --> 00:12:37,620
‫همین‌جاست؟

159
00:12:37,620 --> 00:12:40,540
‫خیلی با مدرسه آشنا نیستی، نه؟

160
00:12:40,540 --> 00:12:43,680
‫اوهوم. ولی راه‌های زیرزمین رو بلدم.

161
00:12:44,340 --> 00:12:45,290
‫آها.

162
00:12:46,790 --> 00:12:47,780
‫بیاین تو.

163
00:12:47,780 --> 00:12:48,880
‫با اجازه‌تون.

164
00:12:54,060 --> 00:12:58,170
‫اومی-سنسه، گفتید می‌خواید
‫با من و کاگاری-سان صحبت کنید؟

165
00:12:58,660 --> 00:13:00,180
‫لیزی سیران.

166
00:13:00,440 --> 00:13:01,380
‫بله.

167
00:13:02,030 --> 00:13:03,570
‫توی تعطیلی بعدی مدرسه،

168
00:13:03,570 --> 00:13:06,770
‫تصمیم گرفتیم آزمون آمادگی رزمی‌ت رو برگزار کنیم.

169
00:13:07,320 --> 00:13:09,480
‫رزمی؟ یعنی چیزی مثل...

170
00:13:09,480 --> 00:13:13,270
‫یه آزمون برای سنجش آمادگیت واسه نبرد واقعی.

171
00:13:13,270 --> 00:13:14,440
‫مشکلی که نداری؟

172
00:13:16,010 --> 00:13:16,820
‫نه.

173
00:13:17,350 --> 00:13:18,650
‫پس من چی؟

174
00:13:20,440 --> 00:13:25,600
‫همون‌طور که می‌دونی، این آزمون یه
‫دوئل بین یه دانش‌آموز و یه سال‌بالاییه

175
00:13:25,600 --> 00:13:28,870
‫که برای سنجش قدرت رزمی‌شون طراحی شده.

176
00:13:28,870 --> 00:13:32,750
‫اما هیچ‌کدوم از دانش‌آموزای کلاس ۱۷ شرایط شرکت توش رو نداشتن.

177
00:13:33,330 --> 00:13:34,660
‫این یعنی...

178
00:13:34,660 --> 00:13:35,460
‫بله.

179
00:13:35,460 --> 00:13:39,340
‫این‌بار از کاگاری-سان می‌خوایم جای سال‌بالایی رو پر کنه.

180
00:13:39,340 --> 00:13:40,670
‫هــــــا؟ میمی؟

181
00:13:41,350 --> 00:13:42,720
‫کاگاری-سان؟

182
00:13:42,720 --> 00:13:46,470
‫دلیلی برای شک کردن به توانایی‌هاش نداری. برات قابل قبوله؟

183
00:13:47,500 --> 00:13:48,390
‫بله.

184
00:13:49,030 --> 00:13:51,220
‫دستورالعمل‌های آزمون رو بهت می‌دم.

185
00:13:51,220 --> 00:13:53,350
‫حتماً جفت‌تون بهش نگاه بندازید.

186
00:13:54,810 --> 00:13:57,440
‫می‌گم، معنی اون حرفا چی بود؟

187
00:13:58,040 --> 00:13:59,150
‫در واقع،

188
00:13:59,980 --> 00:14:01,280
‫قراره دوئل کنیم...

189
00:14:02,070 --> 00:14:02,820
‫تو...

190
00:14:03,740 --> 00:14:04,650
‫و من.

191
00:14:13,030 --> 00:14:15,420
‫آه... هنوز برنگشتن؟

192
00:14:17,070 --> 00:14:18,130
‫غذات سرد می‌شه ها.

193
00:14:18,570 --> 00:14:22,110
‫ولی عجیب نیست که سنسه
‫فقط میمی و سیران رو صدا زد؟

194
00:14:22,110 --> 00:14:23,930
‫شینا!

195
00:14:25,890 --> 00:14:28,890
‫شینا! شینا! شینا!

196
00:14:26,430 --> 00:14:28,390
‫عـــــا، داری همه‌چیو می‌ریزی!

197
00:14:29,220 --> 00:14:32,020
‫خوش اومدین. براتون جا نگه داشتم.

198
00:14:32,020 --> 00:14:33,230
‫ممنونم.

199
00:14:33,230 --> 00:14:34,840
‫گوش کن، گوش کن!

200
00:14:34,840 --> 00:14:37,610
‫میمی و سیران قراره باهم دوئل کنن!

201
00:14:40,030 --> 00:14:40,730
‫عـــــه؟

202
00:14:41,280 --> 00:14:43,110
‫د ــ د ــ د ــ د ــ د ــ د ــ د ــ د...

203
00:14:43,110 --> 00:14:45,570
‫دوئل؟!

204
00:14:45,970 --> 00:14:47,200
‫یه آزمون آمادگی رزمیه.

205
00:14:47,200 --> 00:14:49,230
‫آره، همون چیزه!

206
00:14:49,230 --> 00:14:51,040
‫بابت غذا ممنون!

207
00:14:51,040 --> 00:14:53,380
‫صـ ــ صبر کن، منظورت چیه؟

208
00:14:53,380 --> 00:14:55,690
‫دوئل؟ یعنی قراره با هم بجنگین؟

209
00:14:55,690 --> 00:14:58,630
‫تو... و سیران؟

210
00:14:59,420 --> 00:15:01,460
‫سنسه همین الان صدامون کرد.

211
00:15:02,310 --> 00:15:05,680
‫و گفت که حریف آزمونم کاگاری-سانه.

212
00:15:05,680 --> 00:15:08,020
‫نبرد تک به تک با میمی؟

213
00:15:08,020 --> 00:15:09,310
‫واقعاً دوئله؟

214
00:15:09,310 --> 00:15:11,740
‫عمراً بذارم این از دستم بره.

215
00:15:11,740 --> 00:15:13,270
‫می‌تونستی یکم آروم‌تر بگی.

216
00:15:13,270 --> 00:15:16,230
‫ولی این خیلی بی‌رحمانه‌ست. اون هنوز فقط چهارده سالشه.

217
00:15:16,620 --> 00:15:18,810
‫نکنه سنسه گولش زده تا این کارو بکنه؟

218
00:15:18,810 --> 00:15:21,490
‫من با رضایت خودم دارم این آزمون رو می‌دم!

219
00:15:30,670 --> 00:15:33,470
‫می‌گم می‌گم، شینا. دلم کوفته‌برنجی می‌خواد.

220
00:15:33,470 --> 00:15:37,110
‫ها؟ خب، می‌خوای بری از آشپزخونه بپرسی؟

221
00:15:37,110 --> 00:15:39,830
‫عـــــــــــه، دلم می‌خواد تو درست کنی.

222
00:15:39,830 --> 00:15:42,300
‫عـــــــــه؟ عـا... باشه.

223
00:15:43,830 --> 00:15:45,470
‫اوضاع داره هیجان‌انگیز می‌شه.

224
00:15:48,390 --> 00:15:52,340
‫بعدِ اینکه کوفته‌برنجی خوردم می‌رم حموم!

225
00:15:52,990 --> 00:15:55,900
‫میمی و سیران...

226
00:15:55,900 --> 00:15:57,050
‫شینا.

227
00:15:57,840 --> 00:16:00,480
‫سیران جنگیدن رو دوست داره؟

228
00:16:03,490 --> 00:16:04,940
‫نه، دوست نداره.

229
00:16:06,060 --> 00:16:09,160
‫بعضی وقتا ممکنه حرف زدنش رک و تند باشه
‫واسه همین بقیه اشتباه برداشت می‌کنن،

230
00:16:10,070 --> 00:16:12,100
‫ولی در واقع آدم خیلی مهربونیه.

231
00:16:12,100 --> 00:16:14,910
‫ولی خب قراره با من دوئل کنه.

232
00:16:15,400 --> 00:16:18,320
‫اون واسه اینه که، چیزه...

233
00:16:18,320 --> 00:16:23,720
‫خب، اون از روی علاقه‌اش به
‫جنگیدن پا به میدون نبرد نمی‌ذاره.

234
00:16:25,510 --> 00:16:29,710
‫سیران آدم خیلی صادق و مهربونیه.

235
00:16:30,430 --> 00:16:34,380
‫می‌خواد به‌عنوان راهی برای جبران‌کردن، فرد مفیدی باشه.

236
00:16:34,990 --> 00:16:36,520
‫جبران کردن؟

237
00:16:36,830 --> 00:16:42,620
‫اوهوم. منظورم اینه که این مجموعه نه‌تنها
‫به یتیم‌هایی مثل ما جایی واسه زندگی داده،

238
00:16:42,620 --> 00:16:45,190
‫بلکه داره بهمون آموزش هم می‌ده.

239
00:16:45,520 --> 00:16:49,910
‫پس... سیران می‌خواد راهی پیدا کنه تا این لطفشون رو جبران کنه.

240
00:16:53,530 --> 00:16:56,490
‫درسته... فقط سیران هم نیست.

241
00:16:57,320 --> 00:17:00,800
‫تنها راهی که هر کدوم از ما برای جبران داریم جنگیدنه.

242
00:17:01,620 --> 00:17:05,350
‫این توافقیه که با اینجا کردیم.

243
00:17:10,470 --> 00:17:12,380
‫عــــه... اون سیران نیست؟

244
00:17:12,380 --> 00:17:13,710
‫همونی که قراره با میمی دوئل کنه؟

245
00:17:13,710 --> 00:17:15,090
‫واقعاً نفس‌گیر می‌شه.

246
00:17:15,090 --> 00:17:16,850
‫نفس‌گیر؟ بابا اون اصلاً دووم نمیاره.

247
00:17:16,850 --> 00:17:18,350
‫هی، آروم‌تر بگو.

248
00:17:22,180 --> 00:17:24,270
‫انگار خبرش همه‌جا پیچیده.

249
00:17:24,270 --> 00:17:25,880
‫آره، واقعاً که.

250
00:17:25,880 --> 00:17:28,320
‫با اینکه اون همه تلاش کردن تا مخفی بمونه.

251
00:17:28,800 --> 00:17:31,520
‫خب، گمونم منم اونقدرها ساکت ننشستم.

252
00:17:33,080 --> 00:17:38,700
‫پس قراره با میمی-چان بجنگی چون
‫هیچ‌کدوم از سال‌بالایی‌ها در دسترس نبودن؟

253
00:17:39,430 --> 00:17:41,660
‫این چیزیه که اومی-سنسه گفت.

254
00:17:43,910 --> 00:17:46,290
‫فکر نکنم حقیقت داشته باشه.

255
00:17:46,830 --> 00:17:47,500
‫عــــه؟

256
00:17:48,070 --> 00:17:53,340
‫تو نمره‌هات فوق‌العاده‌ست. پس چرا
‫تا الان بهت فراخوان نداده بودن؟

257
00:17:54,230 --> 00:17:56,300
‫خودت که می‌دونی معلما همیشه چی می‌گن.

258
00:17:57,120 --> 00:18:00,480
‫تو نبرد، نباید احساساتی درگیر بشی.

259
00:18:00,480 --> 00:18:03,450
‫باید تمام تمرکزت روی از بین بردن دشمن باشه.

260
00:18:04,400 --> 00:18:05,230
‫اوهوم.

261
00:18:06,070 --> 00:18:11,210
‫اگه نقطه‌ضعفی داشته باشی، فکر کنم
‫همینه که برای انجام اون کار مردد میشی.

262
00:18:11,210 --> 00:18:11,930
‫عـــــه؟

263
00:18:13,260 --> 00:18:20,030
‫این آزمون قراره تو رو با هم‌کلاسی‌ای
‫بسنجه که هر روز باهاش غذا می‌خوری،

264
00:18:20,030 --> 00:18:24,950
‫تا ببینن می‌تونی بدون درگیری
‫احساسی تا پای مرگ باهاش بجنگی یا نه.

265
00:18:29,470 --> 00:18:32,780
‫اگه این کاریه که لازمه انجام بشه
‫تا پا به میدون نبرد بزارم...

266
00:18:35,120 --> 00:18:36,120
‫مطمئنی؟

267
00:18:37,330 --> 00:18:39,720
‫اون‌موقع توی زاغه‌ها، داشتم به آخر خط می‌رسیدم.

268
00:18:40,290 --> 00:18:43,270
‫اگه اون روز سنسه پیدام نکرده بود،

269
00:18:45,630 --> 00:18:48,720
‫همون‌جا تنها می‌مردم،

270
00:18:49,270 --> 00:18:52,630
‫مثل یه بچه‌ی نادون و کاملاً بی‌عرضه.

271
00:18:55,020 --> 00:18:59,160
‫در ضمن، هیچ‌وقت با تو هم آشنا نمی‌شدم، آری.

272
00:19:00,780 --> 00:19:02,290
‫سیران...

273
00:19:02,670 --> 00:19:05,540
‫من به لطف این مدرسه‌ست که آدمِ امروز شدم.

274
00:19:05,540 --> 00:19:09,130
‫پس می‌خوام سهم خودم رو ادا کنم! می‌خوام همه‌چیو جبران کنم.

275
00:19:09,130 --> 00:19:10,090
‫واسه همین...

276
00:19:11,550 --> 00:19:14,920
‫برای انجامش، حاضرم با هر کسی که لازم باشه بجنگم.

277
00:19:29,870 --> 00:19:30,820
‫آری؟

278
00:19:33,570 --> 00:19:35,760
‫من تو تمرینات کمکت می‌کنم.

279
00:19:36,830 --> 00:19:37,780
‫ممنونم.

280
00:19:49,550 --> 00:19:51,420
‫تا زمان آزمون باهامون حرف نمی‌زنی؟

281
00:19:51,770 --> 00:19:52,550
‫اوهوم.

282
00:19:53,150 --> 00:19:57,540
‫البته معنیش این نیست که یهویی
‫تصمیم گرفته باشم از جفت‌تون متنفر بشم ها.

283
00:19:57,540 --> 00:19:59,530
‫این برای آمادگی روحی خودمه.

284
00:20:00,450 --> 00:20:01,310
‫معذرت می‌خوام.

285
00:20:04,350 --> 00:20:06,300
‫اون وقتی تصمیمی بگیره خیلی لجباز می‌شه.

286
00:20:06,900 --> 00:20:08,060
‫که این‌طور.

287
00:20:08,670 --> 00:20:10,060
‫درک می‌کنم.

288
00:20:10,060 --> 00:20:11,040
‫متأسفم.

289
00:20:11,440 --> 00:20:13,500
‫اشکالی نداره. موفق باشی.

290
00:20:16,790 --> 00:20:20,110
‫بیا عادلانه و بدون پا پس کشیدن باهم روبه‌رو بشیم.

291
00:20:20,570 --> 00:20:22,100
‫با تمام وجودت بجنگ.

292
00:20:29,640 --> 00:20:34,130
‫و این‌طوری شد که سیران هر روز خودش رو وقف تمرینات جادو کرد.

293
00:20:34,770 --> 00:20:36,970
‫می‌دونم این تمرینه، ولی مراعات نکن.

294
00:20:37,490 --> 00:20:38,410
‫البته.

295
00:20:46,200 --> 00:20:48,840
‫سیران همه‌چی رو کاملاً جدی گرفته بود،

296
00:21:00,230 --> 00:21:02,650
‫با چنان شدتی که آدما رو فراری می‌داد...

297
00:21:04,030 --> 00:21:05,180
‫سیران!

298
00:21:07,000 --> 00:21:09,060
‫...انگار کل دنیای خودش رو روش شرط بسته بود.

299
00:21:10,700 --> 00:21:14,080
‫هــــــــــــــــــــا... وااااااااااااااای!

300
00:21:14,080 --> 00:21:16,480
‫چقدر نرمه، چقدر نرمه!

301
00:21:21,580 --> 00:21:24,250
‫چیزی نیست.

302
00:21:24,550 --> 00:21:27,900
‫یعنی میمی هم می‌خواد یکم تمرین کنه؟

303
00:21:29,620 --> 00:21:31,370
‫گمونم نیازی نداره.

304
00:21:32,380 --> 00:21:33,660
‫شینا؟

305
00:21:36,400 --> 00:21:40,440
‫شینا... تو منو تشویق نمی‌کنی؟

306
00:21:41,330 --> 00:21:42,310
‫میمی...

307
00:21:43,550 --> 00:21:45,780
‫اوهوم. من جفت‌تون رو تشویق می‌کنم.

308
00:21:45,780 --> 00:21:46,610
‫راستی؟

309
00:21:47,020 --> 00:21:47,910
‫بس بیا!

310
00:21:55,380 --> 00:21:58,000
‫واقعاً بغل‌کردن رو دوست داریا.

311
00:21:58,710 --> 00:21:59,920
‫شینا؟

312
00:22:00,800 --> 00:22:02,090
‫من تمام تلاشم رو می‌کنم.

313
00:22:04,680 --> 00:22:05,630
‫اوهوم.

314
00:22:05,650 --> 00:22:15,650
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
