WEBVTT

00:02.970 --> 00:04.150
‫شینا.

00:04.150 --> 00:04.920
‫هوم؟

00:05.940 --> 00:10.780
Translation: Arielle

00:11.790 --> 00:13.620
‫دوست داری چی‌کار کنی، شینا؟

00:14.400 --> 00:15.620
‫من؟

00:16.300 --> 00:18.910
‫چیزی که من می‌خوام...

00:28.190 --> 00:31.230
‫چیزی که من می‌خوام...

00:31.250 --> 00:41.250
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:03.610 --> 02:05.290
‫می‌گم، شینا.

02:05.290 --> 02:08.150
‫مطمئنی امروز به خودکار یا دفتر نیازی نداریم؟

02:08.150 --> 02:09.110
‫اوهوم.

02:09.110 --> 02:11.240
‫روز قدردانی که کلاس درس نیست.

02:11.570 --> 02:15.110
‫می‌بینی؟ اینا حتی لباس‌فرم‌های همیشگی‌مون هم نیستن.

02:17.410 --> 02:21.080
‫علاوه بر این، انبار کتاب‌ها چند سالی می‌شه که تمیز نشده،

02:21.080 --> 02:23.370
‫پس لطفاً حسابی همه‌جاش رو برق بندازین.

02:23.370 --> 02:25.040
‫عـــــــــــــــــه؟

02:26.540 --> 02:28.380
‫به‌نظر نمی‌رسید از این بابت خوشحال باشن.

02:28.380 --> 02:29.840
‫آره...

02:35.010 --> 02:36.300
‫کدوم طرفی بود؟

02:36.300 --> 02:39.430
‫من می‌دونم! همون‌جایی که یه عالمه کتاب نگه می‌دارن!

02:39.430 --> 02:42.100
‫باشه، ولی لازم نیست بدوئیم ها.

02:42.980 --> 02:44.270
‫وایـــــی.

02:44.640 --> 02:46.270
‫چقدر زیادن.

02:47.960 --> 02:49.730
‫عه‌وا، بالأخره رسیدن.

02:49.730 --> 02:52.110
‫ببخشید که دیر کردیم.

02:52.110 --> 02:54.030
‫امروز خواب موندم!

02:54.030 --> 02:55.950
‫نباید این‌قدر بابتش خوشحال باشی.

02:57.820 --> 03:02.580
‫اومی-سنسه اون پشته. بهتون می‌گه کجا رو باید تمیز کنین.

03:02.870 --> 03:03.950
‫ممنون.

03:04.960 --> 03:08.920
‫بعد از اینکه قفسه‌ها رو تمیز کردین، باید کف زمین رو هم بشورین.

03:08.920 --> 03:11.750
‫اومی-سنسه، بابت تأخیرمون عذر می‌خوام.

03:11.750 --> 03:12.840
‫توتسوکی-سان.

03:13.300 --> 03:16.720
‫خب پس، شما دوتا می‌تونین روی این ردیف کار کنین.

03:16.720 --> 03:17.470
‫چشم.

03:17.840 --> 03:19.140
‫بیا بریم، میمی.

03:19.140 --> 03:19.970
‫ایول!

03:24.350 --> 03:26.140
‫چقدر خاک نشسته.

03:26.640 --> 03:27.650
‫اووووه.

03:28.700 --> 03:31.730
‫شینا، همه‌ی صفحه‌هاش ریخت بیرون.

03:32.270 --> 03:35.110
‫اوه! این کار رو نکن! همه‌شون رو جمع کن!

03:35.110 --> 03:38.360
‫اومی-سنسه گفت کتاب‌های آسیب‌دیده رو بذاریم کنار، یادت رفت؟

03:38.360 --> 03:39.490
‫اوه، راستی.

03:39.490 --> 03:43.290
‫چیزه، این صفحه‌ی ۵۱ـشه، پس...

03:45.080 --> 03:46.120
‫یه نفرین؟

03:47.620 --> 03:49.920
‫بهای جادو؟

03:52.090 --> 03:57.170
‫آره. میمی با جادوی احیا به زندگی برگشته.

03:57.630 --> 03:59.840
‫مادرش برای استفاده ازش قوانین رو زیر پا گذاشت.

04:02.430 --> 04:04.220
‫دوست داری چی‌کار کنی، شینا؟

04:05.230 --> 04:08.140
‫برام سواله راهی برای باطل‌کردن طلسم هست یا نه.

04:09.020 --> 04:10.350
‫شینا!

04:10.770 --> 04:12.820
‫کلمه‌ها دارن مورمور می‌شن!

04:11.810 --> 04:13.770
‫آآآآآآآآآآآآآآآآه!

04:14.150 --> 04:15.690
‫تو هم باید امتحانش کنی، شینا.

04:15.690 --> 04:16.820
‫صبر کن!

04:16.820 --> 04:17.650
‫اون کار رو هم نکن!

04:18.700 --> 04:21.450
‫تازه... حتی اگه می‌خواستم هم نمی‌تونستم.

04:21.450 --> 04:22.870
‫ها؟ آخه چرا؟

04:23.160 --> 04:28.000
‫فقط بلند کردن یه کتاب، تمامِ جادویی که دارم رو می‌گیره.

04:33.790 --> 04:34.590
‫می‌بینی؟

04:36.510 --> 04:39.340
‫من این‌جوری نمی‌تونم از کسی محافظت کنم.

04:39.340 --> 04:41.470
‫خیلی بی‌مصرفم واقعاً.

04:41.470 --> 04:43.720
‫ولی تو تمیزکاری خیلی ماهری!

04:44.720 --> 04:46.970
‫و کلوچه‌های خوشمزه‌ای هم درست می‌کنی!

04:49.180 --> 04:50.190
‫ممنون.

05:05.910 --> 05:09.410
‫ببخشید. ما چهارپایه رو بردیم اون‌جا.

05:12.500 --> 05:13.540
‫هارو.

05:14.000 --> 05:16.130
‫سنسه گفت بریم کمک.

05:16.550 --> 05:17.500
‫الان میام.

05:19.590 --> 05:21.680
‫پس... ما بقیه‌ش رو به‌جات انجام می‌دیم.

05:28.020 --> 05:29.060
‫ممنونم.

05:34.020 --> 05:36.230
‫هــــــو... کتاب‌ها همه‌جا پخش شدن!

05:36.230 --> 05:37.360
‫چه‌جوری؟!

05:37.360 --> 05:38.690
‫حالت خوبه؟

05:38.690 --> 05:42.530
‫چیزیت که نشد؟ جاییت درد نمی‌کنه؟

05:42.530 --> 05:43.450
‫این‌جا.

05:45.530 --> 05:46.830
‫حتماً خیلی درد داشته.

05:50.620 --> 05:51.830
‫نازی، نازی.

05:52.750 --> 05:54.120
‫چیزی نشده.

05:57.800 --> 05:59.420
‫بیشتـــــر.

05:59.420 --> 06:00.050
‫عــــــه؟

06:00.590 --> 06:01.590
‫بیشتر.

06:06.100 --> 06:07.010
‫میمی...

06:10.640 --> 06:13.140
‫بیشتر انجامش بده. بیشتر.

06:15.350 --> 06:18.150
‫شینا؟ یه صدای خیلی بلندی شنیدیم.

06:18.150 --> 06:21.780
‫نــــــوازش... نـــــوازش... مالــــــش... مالــــــش.

06:19.610 --> 06:21.780
‫همه‌چی مرتبه. حال‌مون خوبه.

06:38.960 --> 06:41.210
‫تموم شد!

06:42.130 --> 06:44.220
‫هرچند حسابی کثیف شدیم.

06:44.470 --> 06:46.260
‫قدردانی خیلی کیف داد!

06:46.260 --> 06:47.430
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.

06:47.430 --> 06:50.430
‫ولی روز قدردانی فقط به تمیزکاری ختم نمی‌شه.

06:50.430 --> 06:51.640
‫جدی؟

06:52.680 --> 06:53.560
‫نگاه کن.

06:54.600 --> 06:58.400
‫اووووووووهـــــو! همه این‌جان که

06:58.400 --> 06:59.730
‫می‌خوای بری ببینی؟

06:59.730 --> 07:00.520
‫آره!

07:01.360 --> 07:05.280
‫اوه، راستش. قبل از اون، من باید برم یه چیزی بردارم.

07:05.280 --> 07:06.820
‫همین‌جا منتظرم می‌مونی؟

07:06.820 --> 07:08.240
‫زود برمی‌گردم.

07:08.240 --> 07:09.740
‫باشه!

07:20.960 --> 07:23.010
‫چه برقی می‌زنه!

07:23.630 --> 07:24.380
‫می‌گم.

07:24.800 --> 07:27.590
‫نکنه تو همونی هستی که بهش می‌گن میمی؟

07:29.970 --> 07:31.140
‫میمی؟

07:32.810 --> 07:35.730
‫اوه، لعنتی. نباید تنهاش می‌ذاشتم.

07:35.730 --> 07:37.100
‫خیلی نازه!

07:37.100 --> 07:38.310
‫روبانه خیلی بهت میاد!

07:38.310 --> 07:40.690
‫اوه! کاملاً اندازه‌ته!

07:41.230 --> 07:44.150
‫سنپای‌ها چی دیدن این‌قدر کنجکاو شدن؟

07:45.360 --> 07:47.820
‫دقیقاً عین عروسکه!

07:47.820 --> 07:49.410
‫خیلی بهت میاد.

07:50.240 --> 07:51.580
‫می‌تونی این‌طرفو ببینی؟

07:51.580 --> 07:52.580
‫حتماً!

07:52.580 --> 07:53.450
‫میمی!

07:54.080 --> 07:56.870
‫آه! شینا!

07:57.660 --> 07:59.000
‫ببخشید.

08:02.340 --> 08:03.680
‫این‌جا چه خبره؟

08:03.680 --> 08:06.840
‫اوه، ببخشید. ما تبدیلش کردیم به عروسک خوش‌پوش خودمون.

08:06.840 --> 08:08.970
‫آخه هرچی تنش می‌کردیم خیلی ناز می‌شد.

08:08.970 --> 08:10.150
‫مـ ـ‌ـ مشکلی نیست.

08:10.150 --> 08:13.680
‫ولی... لباسش خیلی کثیف شده بود، ما هم گفتیم حتماً اشکالی نداره.

08:14.060 --> 08:15.060
‫هــــا؟

08:15.850 --> 08:17.060
‫نکنه این...

08:18.480 --> 08:19.980
‫همون دختر بوس‌بوسیه‌ست!

08:19.980 --> 08:22.110
‫عــــــــــــه؟ آهای... میمی!

08:22.520 --> 08:24.480
‫خیلی معذرت می‌خوام! خیلی معذرت می‌خوام! خیلی معذرت می‌خوام!

08:25.440 --> 08:27.360
‫من استر هستم از کلاس ۱۶.

08:27.780 --> 08:30.100
‫اگه دوست داری می‌تونی اون لباس رو نگه داری.

08:30.100 --> 08:31.240
‫واقعاً؟

08:32.370 --> 08:34.950
‫برای همینه که روز قدردانی همیشه خیلی چشم‌گیره.

08:34.950 --> 08:35.910
‫پُرزگیره؟

08:36.620 --> 08:39.290
‫همه‌ی اون چیزایی که تو راهرو چیده شدن رو می‌بینی؟

08:39.290 --> 08:39.870
‫آره.

08:39.870 --> 08:43.170
‫اجازه داری هر چیزی که می‌خوای رو برداری.

08:43.170 --> 08:44.380
‫حتی اینو؟

08:44.380 --> 08:45.500
‫دوستش داری؟

08:46.960 --> 08:47.710
‫اوهوم!

08:48.050 --> 08:51.050
‫خیلی ازتون ممنونم.

08:51.050 --> 08:53.930
‫حتی تو روزهای تعطیلمون، میمی فقط یونیفرمش رو داشت که بپوشه.

08:54.350 --> 08:55.310
‫خوشحال نیستی؟

08:55.310 --> 08:56.180
‫چرا!

08:56.180 --> 08:57.180
‫خیلی بهت میاد.

08:57.180 --> 08:58.310
‫جدی؟

08:58.850 --> 09:00.230
‫تو هم یکی می‌خوای؟

09:01.020 --> 09:02.400
‫یکی دیگه دقیقاً مثل همین دارم.

09:09.240 --> 09:11.740
‫البته این همونیه که خودم می‌پوشیدم.

09:12.820 --> 09:18.290
‫اوه، لطف دارین، ولی برای من زیادی قشنگه.

09:18.830 --> 09:21.870
‫خواهش می‌کنم. می‌شه لطفاً قبولش کنی؟

09:22.290 --> 09:24.460
‫ما دیگه هیچ‌وقت اون‌ها رو باهم نمی‌پوشیم.

09:39.930 --> 09:40.930
‫ممنونم.

09:44.440 --> 09:45.520
‫ست می‌شیم؟

09:47.320 --> 09:48.150
‫اوهوم.

09:49.230 --> 09:51.700
‫می‌گم، اگه مایل باشین...

09:55.280 --> 09:57.910
‫که این‌طور، تو بودی پس؟

09:57.910 --> 10:00.910
‫همون دختری که همیشه شیرینی‌های خوشمزه برای روز قدردانی میاره؟

10:00.910 --> 10:03.000
‫واقعاً توجه زیادی به خودشون جلب می‌کنن.

10:03.290 --> 10:06.210
‫ببخشید! من فقط به‌عنوان جبرانِ زحمات اونارو آوردم!

10:07.590 --> 10:11.010
‫بالأخره اون کلوچه‌های معروف رو گرفتم! ممنون!

10:12.060 --> 10:13.750
‫یکم به میمی هم بدین!

10:13.750 --> 10:15.050
‫وقتی رسیدیم خونه.

10:19.930 --> 10:21.480
‫بـــه‌بـــه!

10:22.560 --> 10:24.940
‫چرا با اینکه کاملاً پژمرده شده بازم برش داشتی؟

10:24.940 --> 10:27.310
‫هنوز کامل پژمرده نشده.

10:29.690 --> 10:31.070
‫مطمئنی می‌خوایش؟

10:31.570 --> 10:34.200
‫می‌خواستم بعداً بندازمش بره.

10:34.200 --> 10:36.620
‫بعید می‌دونم دوباره شکوفه بده.

10:37.530 --> 10:39.450
‫ولی هنوز زنده‌ست.

10:41.620 --> 10:43.910
‫تو زنده‌ای، مگه نه؟

10:43.910 --> 10:47.250
‫شینا، بیا باهم غذا بخوریم!

10:47.580 --> 10:48.380
‫اوهوم.

11:33.760 --> 11:34.720
‫من اومدم!

11:35.050 --> 11:36.050
‫خوش اومدی.

11:37.300 --> 11:38.340
‫چه زود اومدی.

11:38.340 --> 11:39.390
‫زود تموم شد!

11:39.720 --> 11:41.850
‫می‌خوای یه چیزی بیارم که...

11:43.100 --> 11:45.350
‫میمی، این چیه؟

11:46.520 --> 11:50.690
‫عــــــــــــــــا. منو باش گفتم یعنی امروز کثیف نشدم.

11:51.400 --> 11:54.070
‫میمی... زخمی که نشدی، مگه نه؟

11:54.610 --> 11:57.570
‫نــــه... میمی حالش خوبِ‌ خوبه!

12:00.660 --> 12:03.740
‫حمام هنوز بازه، نظرت چیه باهم یه‌سر بریم؟

12:03.740 --> 12:04.540
‫ایـــــول!

12:09.420 --> 12:13.210
‫اشکالی نداره که امروز نرفتی پیش فران-سنسه لباست رو عوض کنی؟

12:13.210 --> 12:15.260
‫خب، آخه مستقیم اومدم خونه.

12:15.260 --> 12:17.920
‫به‌خاطر این کار تو دردسر نمیفتی؟

12:17.920 --> 12:21.390
‫ولی... من می‌دونستم که تو منتظرم بودی، شینا!

12:22.350 --> 12:26.140
‫تازه، ترجیح می‌دم به‌جاش با تو برم حمام!

12:30.020 --> 12:31.520
‫زود باش! بریم!

12:31.520 --> 12:34.860
‫آه، صبر کن! شبا نباید زیاد سروصدا کنیم!

12:47.290 --> 12:49.750
‫روز قدردانی واقعاً خوش گذشت.

12:50.250 --> 12:51.370
‫آره، خیلی.

12:51.370 --> 12:53.380
‫نمی‌تونم صبر کنم تا دوباره با همه تمیزکاری کنم.

12:55.340 --> 12:56.460
‫منم همین‌طور.

12:56.460 --> 12:58.970
‫یعنی دفعه‌ی بعدی کِی می‌شه.

12:58.970 --> 13:00.930
‫چشم‌هات رو ببند تا موهاتو آب بکشم.

13:03.510 --> 13:06.600
‫میمی امروز بوی خون می‌ده.

13:08.390 --> 13:11.940
‫حتماً دشمن‌های زیادی رو کشته...

13:11.940 --> 13:14.440
‫امروز هم آدم‌های زیادی رو کشته.

13:15.400 --> 13:17.440
‫با اینکه این‌قدر کوچیکه

13:18.190 --> 13:22.320
‫و نمی‌فهمه داره چی‌کار می‌کنه.

13:31.920 --> 13:33.790
‫خودم می‌تونم موهام رو آب بکشم!

13:41.920 --> 13:43.430
‫منم تو رو می‌شورم، شینا!

13:43.430 --> 13:44.720
‫ها؟ نـ ــ نه، من—

13:48.520 --> 13:50.680
‫آخ، آخ، آخ، آخ، آخ!

13:50.680 --> 13:52.890
‫بفرمــــــا! خرگوش شدی!

13:53.770 --> 13:54.900
‫حالا منو ببین.

13:56.360 --> 13:57.150
‫بـــــــوس!

14:03.200 --> 14:04.910
‫حالا من موهاتو آب می‌کشم!

14:04.910 --> 14:06.700
‫ها؟ صبر کن... میمی؟

14:06.700 --> 14:11.330
‫جدی می‌گم، خودم می‌تونم آب بکشم. یالا، باید بری تو وان قبل از اینکه—

14:12.370 --> 14:14.830
‫تمومش کن، میمی! آب فشارش خیلی قویه!

14:14.830 --> 14:15.290
‫بـــگـــــیـــــر!

14:15.290 --> 14:16.460
‫اوووووه!

14:16.460 --> 14:19.750
‫برو تو وان خودت رو گرم کن، میمی!

14:21.210 --> 14:24.800
‫میمی خیلی وقته که داره آدم می‌کشه.

14:25.840 --> 14:29.310
‫اون غم یا دردِ جنگ رو درک نمی‌کنه،

14:29.310 --> 14:33.350
‫و روز بعدش هم همون کارها رو تکرار می‌کنه.

14:34.390 --> 14:39.190
‫ولی من... من نمی‌خوام این اتفاق بیفته.

14:39.860 --> 14:40.860
‫میمی...

14:49.620 --> 14:51.370
‫همه‌ش مال خودمونه.

14:51.370 --> 14:53.500
‫آخ گفتی.

14:54.750 --> 14:56.630
‫چه گرمه.

14:56.630 --> 14:58.380
‫واقعاً گرمه.

15:01.710 --> 15:02.880
‫داره پا می‌زنه؟

15:03.420 --> 15:06.130
‫خب، تا وقتی فقط خودمونیم.

15:08.430 --> 15:09.220
‫عــــــه؟

15:18.520 --> 15:22.280
‫بفرما، یه تاجِ آبی! چقدر بهت میاد!

15:24.860 --> 15:25.900
‫ممنونم.

15:29.490 --> 15:31.410
‫این چه نوع طلسمیه؟

15:31.660 --> 15:34.410
‫همونیه که دشمنا امروز استفاده می‌کردن.

15:35.870 --> 15:38.420
‫کلی از این تیکه‌های خارخاری داره.

15:38.790 --> 15:39.920
‫ولی...

15:41.670 --> 15:44.590
‫من بازم یه عالمه‌شونو شکست دادم!

15:47.340 --> 15:48.090
‫میمی...

15:48.090 --> 15:49.050
‫هـــــوم؟

15:49.050 --> 15:54.140
‫فرض کنیم، اگه یه روز رفتی جنگ و دیگه برنگشتی،

15:54.140 --> 15:55.310
‫چه حسی بهت دست می‌داد؟

15:55.310 --> 15:58.310
‫اگه دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونستی من یا فران-سنسه رو ببینی.

15:58.310 --> 15:59.900
‫همچین چیزی نمی‌خوام.

15:59.900 --> 16:02.900
‫ولی توی جنگ همچین اتفاقی میفته.

16:03.860 --> 16:08.280
‫مطمئنم حتی آدمایی که امروز شکستشون دادی، خونه‌ای داشتن که منتظرشون بود.

16:08.280 --> 16:11.160
‫و عزیزی داشتن که وقتی برگشتن ازشون استقبال کنه.

16:11.160 --> 16:16.290
‫ولی وقتی می‌میری، عزیزانت دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونن تو رو ببینن.

16:16.290 --> 16:17.660
‫دیگه هیچ‌وقت به خونه برنمی‌گردی.

16:18.000 --> 16:21.170
‫جنگ در واقع یه چیز خیلی غم‌انگیزه.

16:21.170 --> 16:23.090
‫ولی من قرار نیست بمیرم.

16:23.090 --> 16:25.800
‫می‌دونم! ولی منظورم این نیست.

16:26.590 --> 16:29.010
‫من نمی‌گم میمی آدم بدیه،

16:29.010 --> 16:34.430
‫ولی نمی‌تونی با جون آدما طوری رفتار کنی که انگار بی‌ارزشن.

16:34.430 --> 16:38.690
‫چیزه، جون همه مهمه. هم جون تو، هم دشمن‌هات.

16:38.690 --> 16:41.310
‫دشمن‌ها هم؟ دشمن‌ها هم مهمن؟

16:41.310 --> 16:42.730
‫خب...

16:43.770 --> 16:49.650
‫آره. من اون‌قدر مسائل رو خوب درک نمی‌کنم که بتونم این رو بهش بگم.

16:50.610 --> 16:52.200
‫نمی‌تونم بهش بگم چی‌کار کنه.

16:53.410 --> 16:55.200
‫دوست داری چی‌کار کنی، شینا؟

16:56.290 --> 16:59.290
‫ببخشید، یهو این حرفای عجیب و غریب رو پیش کشیدم.

16:59.290 --> 17:02.290
‫فقط دلم می‌خواست اینو بهت بگم.

17:07.960 --> 17:09.970
‫ممنون، شینا!

17:09.970 --> 17:10.930
‫عــــــه؟

17:10.930 --> 17:14.930
‫اصلا هم عجیب نیست! من یادم می‌مونه که همشون مهمن!

17:20.890 --> 17:23.770
‫شینا؟ سرت گیج رفت؟

17:26.730 --> 17:28.320
‫بیاین تو.

17:29.480 --> 17:31.070
‫ببخشید.

17:33.870 --> 17:37.660
‫خب، این همه‌چی رو توضیح می‌ده. جای تعجب نیست که دیشب نیومد این‌جا.

17:37.660 --> 17:42.580
‫راستش، برام سوال بود که فرمولی یا چیزی برای پاک کردن خون از روی زمین دارید؟

17:43.250 --> 17:47.460
‫میمی، یه بطری کوچیک و سبز تو کشوی میز مطب هست.

17:47.460 --> 17:48.630
‫برو بردار بیارش.

17:48.630 --> 17:51.720
‫عـــــــــــــــه؟ خدایـــــــــا.

17:54.050 --> 17:55.640
‫حتماً برات چالش‌برانگیز بوده.

17:56.760 --> 17:58.470
‫حموم دادنشو می‌گم.

17:58.810 --> 18:01.230
‫هیچ‌وقت یه‌جا بند نمی‌شه و همیشه سعی می‌کنه شنا کنه.

18:03.260 --> 18:07.270
‫خب، به‌نظر جالب بود. به‌نظر می‌رسید به میمی خوش می‌گذره.

18:08.820 --> 18:12.990
‫در این صورت، شاید از این به بعد کار حموم دادنش رو بسپرم به تو.

18:13.610 --> 18:14.410
‫ببخشید...

18:15.460 --> 18:17.620
‫یعنی این وضعیت واقعاً مشکلی نداره؟

18:17.620 --> 18:22.120
‫میمی فکر نمی‌کنه که کشتن دشمن کار اشتباهیه.

18:22.120 --> 18:25.210
‫فکر می‌کنه گرفتن جون آدم‌های دیگه اشکالی نداره.

18:25.210 --> 18:28.230
‫می‌فهمم. پس باید بهش بگیم؟

18:28.230 --> 18:32.050
‫بهش بگیم که هر جونی چقدر ارزشمنده و گرفتنش چقدر گناه بزرگیه؟

18:32.050 --> 18:33.240
‫خب...

18:33.840 --> 18:37.470
‫اون همین حالا هم آدم‌های بی‌شماری رو کشته.

18:37.470 --> 18:42.020
‫حتی اگه می‌تونست بزرگی اون گناه رو درک کنه، آیا می‌تونست اون رو بپذیره؟

18:42.520 --> 18:44.810
‫مخصوصاً وقتی که خودش نمی‌تونه بمیره.

18:45.810 --> 18:46.350
‫ولی...

18:48.060 --> 18:49.480
‫من هنوزم نمی‌تونم اینو قبول کنم.

18:50.110 --> 18:51.650
‫پس می‌خوای چی‌کار کنی؟

18:51.650 --> 18:55.410
‫هیچ راهی وجود نداره که بدن میمی رو به حالت عادی برگردونیم؟

18:55.410 --> 18:57.280
‫فرض کنیم که بود، بعدش؟

18:57.280 --> 19:00.370
‫شاید اون‌موقع، دیگه مجبور نبود بره بجنگه.

19:00.370 --> 19:05.080
‫در این صورت، همه‌ی دانش‌آموزهای این‌جا به جای اون کشیده می‌شدن به جنگ.

19:05.580 --> 19:07.290
‫از جمله تو، شینا-چان.

19:08.180 --> 19:09.840
‫این واقعاً چیزیه که می‌خوای؟

19:11.300 --> 19:12.710
‫پس...

19:18.050 --> 19:21.390
‫چرا... اصلاً چرا باید توی این جنگ احمقانه بجنگیم؟

19:21.390 --> 19:24.310
‫دقیقاً. کاش می‌دونستم.

19:24.310 --> 19:27.810
‫آخه، همه اون بیرون احتمالاً همین حس رو دارن.

19:27.810 --> 19:31.160
‫با این‌حال، بازم جنگ می‌شه. اونا تمومی ندارن.

19:32.230 --> 19:34.950
‫می‌تونن دهه‌ها یا حتی قرن‌ها طول بکشن،

19:34.950 --> 19:39.910
‫و حتی اگه یه طرف اون یکی رو شکست بده، صلح همیشه موقته.

19:39.910 --> 19:45.790
‫بذرهای نفرتی که تو جنگ پخش می‌شن در نهایت
‫جوونه می‌زنن و جنگ‌های جدیدی رو به وجود میارن.

19:46.370 --> 19:49.500
‫و برای محافظت از خودشون و عزیزانشون،

19:49.500 --> 19:54.090
‫مردم چاره‌ای جز جنگیدن ندارن، حتی وقتی می‌فهمن که چقدر همه‌چی اشتباهه.

19:55.090 --> 20:00.430
‫هیچ‌کس فکر نمی‌کنه که وادار کردن میمی به
‫جنگیدن کار درستیه، ولی چاره‌ی دیگه‌ای نیست.

20:01.100 --> 20:05.230
‫اون تنها راهیه که بتونیم تلفات‌مون رو کم کنیم. واقعیت همینه.

20:06.560 --> 20:12.020
‫با در نظر گرفتن این موضوع، ازت می‌خوام یکم
‫بیشتر درمورد چیزی که خودت می‌خوای فکر کنی.

20:13.400 --> 20:14.900
‫فران-سنسه...

20:15.360 --> 20:17.200
‫پیداش کردم!

20:18.550 --> 20:20.990
‫خب، درمورد اون فرمول.

20:21.310 --> 20:25.540
‫قطره قطره ازش استفاده کن، قشنگ صبر کن تا کاملاً توی لکه خیس بخوره،

20:25.540 --> 20:27.710
‫بعدش... پاکش می‌کنی.

20:27.710 --> 20:29.790
‫باشه. خیلی ممنونم.

20:32.250 --> 20:36.260
‫نیازی نیست عجله کنین. آروم پیش برین و قدم‌به‌قدم همه‌چی رو جلو ببرین...

20:37.090 --> 20:38.170
‫با همدیگه.

20:41.510 --> 20:43.180
‫من دلم می‌خواد چی‌کار کنم؟

20:43.180 --> 20:44.010
‫اوهوم.

20:44.010 --> 20:45.270
‫نمی‌دونم...

20:45.720 --> 20:50.350
‫فکر کنم با تو کلوچه بپزم، نقاشی بکشم و یه عالمه هم بخوابم!

20:50.350 --> 20:51.350
‫که این‌طور.

20:51.690 --> 20:52.720
‫تو چی؟

20:52.720 --> 20:55.190
‫من؟ من می‌خوام...

20:55.570 --> 20:57.400
‫توجه. توجه.

20:58.070 --> 21:01.360
‫دانش‌آموزهای زیر باید فوراً خودشون رو معرفی کنن:

21:01.740 --> 21:02.870
‫۱۴۰۷،

21:02.870 --> 21:03.950
‫عـــــــــــه!

21:03.570 --> 21:05.030
‫۱۶۰۶،

21:03.950 --> 21:05.450
‫من که همین دیروز رفتم!

21:05.450 --> 21:07.120
‫۱۶۱۱،

21:05.910 --> 21:07.870
‫بعداً برات یه خوراکی آخر شبی درست می‌کنم.

21:07.120 --> 21:09.000
‫۱۶۱۲،

21:07.870 --> 21:10.460
‫واقعاً؟ پس کوفته‌برنجی می‌خوام!

21:09.000 --> 21:10.460
‫۱۶۲۴.

21:15.670 --> 21:20.550
‫قول می‌دم برگردم! پس منتظرم بمون، باشه؟

21:20.550 --> 21:22.510
‫خیلی‌خب، بعد می‌بینمت!

21:35.770 --> 21:37.860
‫دوست داری چی‌کار کنی، شینا؟

21:48.200 --> 21:49.040
‫میمی!

21:51.910 --> 21:53.830
‫چیزی که الان دلم می‌خواد اینه که...

21:55.710 --> 21:56.630
‫منتظرت می‌مونم.

21:57.750 --> 21:58.760
‫منتظرت می‌مونم.

21:59.550 --> 22:01.050
‫قول می‌دم منتظرت بمونم.

22:01.630 --> 22:03.550
‫پس صحیح و سالم برگرد، باشه؟

22:08.390 --> 22:09.470
‫اطاعت!

22:09.490 --> 22:19.490
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
