WEBVTT

00:01.060 --> 00:03.010
‫دلیل اینکه نمی‌تونم بمیرم...

00:03.440 --> 00:06.830
‫اینه که من از قبل مُردم.

00:06.830 --> 00:07.720
‫عـــه؟

00:11.600 --> 00:15.100
‫از قبل... مُردی؟ منظورت چیه؟

00:15.100 --> 00:17.960
‫فهمیدنش برای من خیلی پیچیده‌ست،

00:18.270 --> 00:19.930
‫ولی بزرگترا این‌جوری گفتن.

00:21.500 --> 00:23.960
‫ولی شایعاتی هم بوده که همین رو می‌گفتن.

00:24.380 --> 00:27.010
‫اینکه می‌تونه به زندگی برگرده، یا اینکه یه روحه و اینا!

00:27.990 --> 00:30.010
‫صبر کن ببینم. میمی، تو روحی؟

00:31.230 --> 00:33.350
‫میمی میمی‌ـه!

00:34.150 --> 00:35.510
‫معلومه که هستی.

00:36.860 --> 00:38.370
‫اونا چیه؟

00:39.360 --> 00:41.400
‫آها، اون‌ها گل مینا هستن.

00:41.400 --> 00:43.050
‫گل مینا؟

00:43.050 --> 00:46.490
‫پس بهشون می‌گن گل مینا! بیا بریم ببینیمشون!

00:44.980 --> 00:46.920
‫اوه، وایسا یه لحظه!

00:48.370 --> 00:51.700
‫اووووووه! چـــه قشنگــــن!

00:51.700 --> 00:54.160
‫ا ــ اوهوم. واقعاً همین‌طوره.

00:54.160 --> 00:59.530
‫واهای، گل مینا... چه گلای قشنگی.

00:59.550 --> 01:09.550
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:31.010 --> 02:36.300
Translation: Arielle

02:38.130 --> 02:41.110
‫خیلی‌خب، کلاس درس تاریخ جادوی امروز رو شروع می‌کنیم.

02:41.920 --> 02:44.080
‫چون از قبل مرده؟

02:46.470 --> 02:50.520
‫امروز می‌خوایم درباره جادوی احیا صحبت کنیم.

02:50.520 --> 02:52.440
‫کسی می‌تونه توضیح بده که چیه؟

02:54.050 --> 02:55.400
‫لیزی سیران؟

02:55.400 --> 02:56.210
‫بله.

02:56.670 --> 03:01.040
‫جادوی احیا جون استفاده‌کننده رو با فرد متوفی معاوضه می‌کنه،

03:01.040 --> 03:04.290
‫زنده‌شون می‌کنه و بهشون زندگی ابدی می‌ده.

03:04.290 --> 03:06.390
‫به‌عنوان ممنوعه‌ترین طلسم ازش یاد می‌شه.

03:06.390 --> 03:07.740
‫کاملاً درسته.

03:08.380 --> 03:10.560
‫ممنوعه‌ترین طلسم...

03:10.960 --> 03:12.880
‫ولی چرا ممنوعه؟

03:12.880 --> 03:16.240
‫اینکه بتونیم آدما رو به زندگی برگردونیم بهتر نیست؟

03:16.240 --> 03:18.260
‫لطفاً پچ‌پچ نکنین.

03:18.260 --> 03:19.750
‫مـ ــ معذرت می‌خوام.

03:19.750 --> 03:20.800
‫توتسوکی-سان.

03:21.580 --> 03:22.920
‫آه، بله؟

03:23.820 --> 03:26.140
‫فکر می‌کنی چرا ممنوع شده؟

03:26.140 --> 03:27.940
‫عــــه؟ عـــا...

03:28.400 --> 03:30.900
‫چـ ــ چون بی‌رحمانه‌ست؟

03:30.900 --> 03:32.610
‫بی‌رحمانه؟

03:32.610 --> 03:33.780
‫بله.

03:34.560 --> 03:38.410
‫اینکه یه نفر رو مجبور کنی تا ابد زنده بمونه بی‌رحمانه‌ست.

03:42.140 --> 03:45.000
‫جوابی که دنبالش بودم... دقیقاً این نبود،

03:45.000 --> 03:47.540
‫ولی می‌تونم تصور کنم که یکی از دلایلش بوده.

03:47.540 --> 03:48.440
‫بشین.

03:48.440 --> 03:49.660
‫چـ ــ چشم.

03:49.660 --> 03:54.340
‫همون‌طور که الان شنیدیم، وقتی کسی طلسم احیا رو اجرا می‌کنه،

03:54.340 --> 03:57.590
‫باید جون خودش رو فدا کنه.

03:57.590 --> 04:00.840
‫به همین دلیل، از چند صد سال پیش ممنوع شد.

04:01.560 --> 04:05.760
‫معاوضه یه جون با یه جون دیگه تحت هیچ شرایطی قابل‌قبول نیست.

04:07.870 --> 04:10.010
‫خب؟ چطور پیش رفت؟

04:10.010 --> 04:11.860
‫فکر نمی‌کنم هنوز متوجهش شده باشه،

04:13.180 --> 04:14.820
‫ولی فقط مسئله‌ی زمانه.

04:16.130 --> 04:18.240
‫دلیل اینکه نمی‌تونم بمیرم...

04:18.240 --> 04:21.140
‫اینه که من از قبل مُردم.

04:21.140 --> 04:22.820
‫آآآآآآه.

04:22.820 --> 04:25.880
‫درست همون موقع که بهش گفتم دهنشو بسته نگه داره.

04:26.470 --> 04:28.770
‫به‌هرحال، ممنون که خبر دادی.

04:29.200 --> 04:30.790
‫حالا می‌خوای چی‌کار کنی؟

04:30.790 --> 04:34.110
‫نگران نباش، نگران نباش. خودم یه کاریش می‌کنم.

04:37.280 --> 04:41.400
‫شینا، تموم نشد؟

04:42.320 --> 04:43.350
‫ای وای!

04:46.890 --> 04:50.400
‫اینم که کمکی نمی‌کنه. فقط نوشته که ممنوعه.

04:51.130 --> 04:52.480
‫جادوی احیا؟

04:53.140 --> 04:54.820
‫آری! سیران!

04:54.820 --> 04:56.220
‫داری تحقیق می‌کنی؟

04:56.220 --> 04:59.320
‫آره. درمورد یه چیزی کنجکاو بودم.

05:01.210 --> 05:02.670
‫درمورد میمی-چان؟

05:02.670 --> 05:04.370
‫آه، اوهوم.

05:09.200 --> 05:11.670
‫توجه. توجه.

05:10.490 --> 05:12.580
‫عـــــا... بیخیــــــــــال!

05:12.030 --> 05:15.090
‫۱۴۰۷ و ۱۴۰۸...

05:15.090 --> 05:15.840
‫شینا؟

05:17.190 --> 05:21.540
‫فوراً به دفتر پرستاری مراجعه کنند.

05:25.830 --> 05:27.550
‫حس کردم خون تو رگ‌هام خشک شد.

05:28.570 --> 05:31.230
‫فکر کردم قلبم داره از تپش می‌ایسته.

05:33.610 --> 05:39.400
‫برای یه لحظه... فکر فرار کردن... به ذهنم خطور کرد.

05:40.150 --> 05:41.760
‫یعنی این همون حسیه که میمی...

05:42.820 --> 05:43.910
‫هربار داره؟

05:43.910 --> 05:45.370
‫شینا؟

05:47.350 --> 05:48.510
‫چیزی نیست.

05:52.540 --> 05:55.630
‫هــــــــوم. مردم از گشنگی!

05:55.630 --> 05:57.510
‫برو به اومی-سنسه بگو.

05:57.510 --> 06:00.630
‫ازش یکم خوراکی و چای بگیر، منم یکمشو بهت می‌دم.

06:00.630 --> 06:03.470
‫آآآآآآه، چه بدبختی‌ای داریم.

06:04.790 --> 06:07.970
‫مـ ـ می‌گم، چرا صدام کردین؟

06:09.680 --> 06:14.190
‫چون انگار درباره راز میمی چیزایی شنیدی، شینا-چان.

06:14.920 --> 06:15.960
‫از کجا فهمیدین؟

06:15.960 --> 06:17.980
‫خب، من یه معلمم.

06:17.980 --> 06:20.440
‫خب، چقدر فهمیدی؟

06:20.900 --> 06:22.190
‫چقدر؟

06:23.110 --> 06:24.760
‫هیچی.

06:32.660 --> 06:36.000
‫کم‌وبیش همون چیزیه که خودت شک کردی.

06:36.000 --> 06:36.800
‫ها؟

06:37.940 --> 06:40.250
‫مگه دنبال جادوی احیا نمی‌گشتی؟

06:40.570 --> 06:41.260
‫یعنی...

06:41.560 --> 06:45.720
‫آره. میمی با طلسم احیا به زندگی برگشته.

06:45.720 --> 06:47.930
‫مادرش با استفاده از اون طلسم، قانون‌شکنی کرد.

06:50.710 --> 06:54.020
‫افراد احیاشده اساساً یادگارهای دردسرساز دوران گذشته‌ان،

06:54.710 --> 06:59.320
‫ولی قدرت‌های جادویی خارق‌العاده‌ی میمی برای تلاش‌های جنگی کشورمون حیاتیه.

06:59.810 --> 07:02.500
‫سال‌هاست که داره برای ما می‌جنگه.

07:03.700 --> 07:07.120
‫واسه همینه که شایعات مربوط به اون
‫به‌عنوان یکی از عجایب هفت‌گانه‌ی مدرسه...

07:07.120 --> 07:09.870
‫نسل به نسل بین همه‌ی دانش‌آموزا چرخیده.

07:10.290 --> 07:12.450
‫زمان برای افراد احیاشده متوقف می‌شه.

07:12.790 --> 07:17.020
‫بدنشون همون‌طوری می‌مونه که موقع
‫زنده‌شدن بودن و هیچ‌وقت پیر نمی‌شن.

07:18.480 --> 07:21.900
‫پس میمی باید همین‌طور به جنگیدن ادامه بده؟

07:21.900 --> 07:25.660
‫درسته. تا وقتی که جنگ ادامه داره.

07:25.660 --> 07:28.150
‫این... این منصفانه نیست!

07:28.150 --> 07:30.600
‫پس تو می‌خوای بری جاش تو میدون جنگ؟

07:31.890 --> 07:38.230
‫تو و بقیه‌ی بچه‌ها اینجا جاتون امنه
‫چون سلاح نهایی‌مون، یعنی میمی اینجاست.

07:38.560 --> 07:41.790
‫بدون اون، جون خیلی‌های دیگه‌تون به خطر می‌افتاد. مگه نه؟

07:43.780 --> 07:46.600
‫گفت هیچ خوراکی موراکی‌ای نداره!

07:46.600 --> 07:48.530
‫خیلی دروغگویی، پرستار!

07:48.530 --> 07:52.520
‫عـــه‌وا، حیف شد. دلم یه چای می‌خواست.

07:53.390 --> 07:54.180
‫میمی.

07:54.180 --> 07:55.000
‫ها؟

07:55.000 --> 07:57.710
‫دلت می‌خواد بریم با هم کلوچه بپزیم؟

07:59.080 --> 08:00.150
‫آره!

08:01.910 --> 08:03.090
‫بااجازه‌تون.

08:03.440 --> 08:04.670
‫شینا-چان.

08:03.440 --> 08:06.140
‫دل تو دلم نیست کلوچه‌های شینا رو بخورم!

08:04.670 --> 08:05.590
‫بله؟

08:06.140 --> 08:07.300
‫روت حساب کردما.

08:07.990 --> 08:08.900
‫چشم.

08:10.710 --> 08:15.100
‫نیازی نیست بگم، ولی چیزایی که بهت گفتم اطلاعات محرمانه‌ست.

08:15.550 --> 08:18.280
‫اگه جایی درز کنه، حسابی تو دردسر میفتی ها.

08:18.280 --> 08:18.940
‫عـــه؟

08:19.700 --> 08:21.370
‫می‌بینمت، شینا-چان.

08:22.150 --> 08:23.710
‫بیا زودتر بریم!

08:24.400 --> 08:28.190
‫نمی‌تونم انکار کنم که همه حرفای فران-سنسه درست بود.

08:28.570 --> 08:32.820
‫ما فقط به خاطر میمیه که می‌تونیم اینجا زندگی کنیم.

08:32.820 --> 08:34.410
‫حقیقت همینه.

08:39.190 --> 08:41.420
‫اوه.

08:42.230 --> 08:43.240
‫می‌خوای امتحان کنی؟

08:43.240 --> 08:45.310
‫ها؟ می‌تونم؟

08:54.030 --> 08:55.270
‫می‌گم، میمی.

08:55.270 --> 08:56.390
‫هــــــوم؟

08:56.390 --> 09:00.930
‫بازم هروقت بهت بگن می‌خوای بری بجنگی؟

09:00.930 --> 09:01.940
‫چرا؟

09:02.260 --> 09:03.810
‫منظورت چیه؟

09:03.810 --> 09:07.400
‫مگه چیز خوبی نیست که میمی می‌ره می‌جنگه؟

09:08.940 --> 09:13.240
‫به‌عنوان کسی که هیچ‌وقت مجبور به جنگیدن نبوده و همیشه به کسایی که می‌جنگن وابسته بوده،

09:14.050 --> 09:16.700
‫در جایگاهی نیستم که بخوام انتخاب‌های میمی رو قضاوت کنم،

09:18.820 --> 09:21.440
‫حتی اگه از نظر من خیلی پیچیده و عجیب باشن.

09:22.910 --> 09:26.130
‫آخی! تموم شد!

09:27.160 --> 09:28.450
‫شینا؟

09:29.110 --> 09:31.760
‫تو واقعاً معرکه‌ای، میمی.

09:32.140 --> 09:33.340
‫چطور مگه؟

09:33.750 --> 09:35.970
‫هیچی، بیخیال.

09:36.480 --> 09:38.530
‫آها، این یکی رو خیلی خوب درآوردی.

09:38.530 --> 09:41.130
‫واقعاً؟ این یکی چطور؟

09:45.850 --> 09:50.110
‫در این صورت، نُه نفر رو به پایگاه پنجم
‫و پنج نفر رو به پایگاه ششم اعزام می‌کنیم،

09:50.390 --> 09:53.950
‫و مأموریت‌ها رو بیشتر بین کلاس‌های ۱۶ و ۱۷ تقسیم می‌کنیم.

09:53.950 --> 09:56.640
‫خدا می‌دونه چقدر تلفات می‌دیم.

09:57.860 --> 10:01.870
‫ضدحمله‌های دشمن هر روز داره شدیدتر می‌شه.

10:02.250 --> 10:06.100
‫درسته، ولی کشور داره بهمون فشار میاره تا از
‫دانش‌آموزایی که جادوی نبرد رو یاد گرفتن استفاده کنیم.

10:06.100 --> 10:10.210
‫آمارها نشون می‌ده که کارایی‌شون از سربازای معمولی بیشتره.

10:11.740 --> 10:16.510
‫می‌فهمم که کمبود نیرو داریم، اما اینایی که می‌فرستیم خط مقدم بچه‌ان.

10:16.510 --> 10:19.850
‫پس میمی رو می‌فرستیم پایگاه ششم.

10:20.580 --> 10:23.640
‫بعدش اگه دیدیم درگیری اونجا داره زود تموم می‌شه،

10:24.960 --> 10:27.650
‫مستقیم می‌فرستیمش پایگاه پنجم.

10:27.960 --> 10:31.880
‫آخرش... برای همه‌چی داریم روی میمی حساب می‌کنیم، مگه نه؟

10:31.880 --> 10:33.490
‫انتخاب دیگه‌ای نداریم.

10:34.350 --> 10:36.570
‫واقعاً توی همچین وضعیتی گیر افتادیم.

10:36.570 --> 10:39.900
‫با این‌حال، به‌نظر می‌رسه یه عضو خاص
‫از هیئت علمی داره با اون بچه‌ی ارزشمند...

10:39.900 --> 10:42.200
‫مثل دارایی شخصی خودش رفتار می‌کنه.

10:42.830 --> 10:46.900
‫فران-سنسه، احیاناً دلیل موجهی دارین...

10:46.900 --> 10:49.920
‫که میمی رو این‌قدر با دانش‌آموزای دیگه قاطی می‌کنید؟

10:52.280 --> 10:53.590
‫فران-سنسه؟

11:08.440 --> 11:11.030
‫خیلی‌وقت بود این‌قدر بدجور بهم تشر نزده بودن.

11:11.950 --> 11:16.360
‫نمی‌تونی حداقل سعی کنی رفتارت رو درست کنی...

11:16.360 --> 11:17.900
‫قبل از اینکه اخراجت کنن؟

11:17.900 --> 11:19.620
‫خبری نیست بابا.

11:20.030 --> 11:24.230
‫امکان نداره اینجا بتونن بدون جادوی بازیابی من دووم بیارن.

11:25.470 --> 11:27.450
‫سیگار کشیدن توی محوطه ممنوعه.

11:27.450 --> 11:28.880
‫جدی، از کی؟

11:30.980 --> 11:34.650
‫گذشته از اینکه اون رو با دانش‌آموزای عادی قاطی کردی،

11:34.650 --> 11:38.140
‫حتی گذاشتی این خبر که اون احیا شده به بیرون درز کنه؟

11:40.610 --> 11:44.300
‫چی‌کارش می‌کردم؟ میمی خودش دهنشو باز کرد.

11:46.440 --> 11:50.920
‫بگذریم، شینا-چان آدمی نیست که بره راز دل کسی رو پخش کنه این‌ور اون‌ور.

11:55.400 --> 11:56.970
‫جای نگرانی نیست.

11:57.570 --> 12:00.610
‫وقتی بهش گفتم اینا اطلاعات محرمانه‌ست یکم ترسوندمش.

12:01.290 --> 12:02.640
‫فران-سنسه؟

12:02.920 --> 12:03.710
‫هــــا؟

12:04.530 --> 12:08.080
‫شما می‌دونستین یه‌ روزی بالأخره چنین اتفاقی میفته، نه؟

12:08.790 --> 12:10.680
‫قصدتون چیه؟

12:11.950 --> 12:16.210
‫وای خدا. یه‌جوری حرف می‌زنی انگار رسوایی به بار اومده.

12:16.210 --> 12:19.430
‫فقط دارم وظیفه‌ام رو به عنوان پرستار انجام می‌دم.

12:19.910 --> 12:21.470
‫گفتنیا رو گفتم، شب بخیر.

12:25.320 --> 12:29.980
‫دیشب، در جریان حمله، یکی از همکلاسی‌هاتون به طرز غم‌انگیزی جونش رو از دست داد.

12:29.190 --> 12:33.770
‫برای احترام به تلاش‌های دلیرانه‌ش، مایی که زنده موندیم باید تلاش کنیم تا...

12:32.790 --> 12:34.270
‫۱۴۰۷...

12:34.690 --> 12:38.200
‫مِل لائورا، همراه با ارتقائت به کلاس ۱۴،

12:38.200 --> 12:40.620
‫ما یه آزمون کارایی رزمی می‌گیریم.

12:40.620 --> 12:42.990
‫چشم. خیلی ازتون ممنونم.

13:11.270 --> 13:13.570
‫یه روز خوش آب‌و‌هوای دیگه.

13:14.020 --> 13:17.210
‫پس چرا این‌جوری اخمات تو همه؟

13:17.210 --> 13:19.740
‫دارم سعی می‌کنم نمرات دانش‌آموزها رو ارزیابی مجدد کنم

13:19.740 --> 13:22.320
‫تا بتونم دشمن‌های مجازی رو دوباره تنظیم کنم.

13:23.610 --> 13:26.080
‫فکر نمی‌کنی یه ذره براشون سخته؟

13:26.470 --> 13:29.290
‫این بچه‌ها تازه رفتن کلاس ۱۴، مگه نه؟

13:29.290 --> 13:32.190
‫می‌تونی یکم بهشون آسون‌تر بگیری.

13:32.190 --> 13:34.040
‫الان وضعیت کلاس ۱۴ طوریه که...

13:34.510 --> 13:39.790
‫قبل از اینکه بچه‌ها فرصت کنن مرگ همکلاسی‌شون
‫رو هضم کنن، میمی به کلاسشون اضافه شد.

13:39.790 --> 13:43.090
‫در نتیجه، حواسشون پرته و نمی‌تونن تمرکز کنن.

13:43.470 --> 13:48.100
‫می‌خوام از نبرد آزمایشی بعدی استفاده
‫کنم تا یکم حس فوریت رو بهشون برگردونم.

13:48.540 --> 13:52.330
‫اون‌ها چنین مزیتی ندارن که به خودشون اجازه‌ی حواست‌پرتی بدن.

13:54.000 --> 13:57.520
‫تو بین دانش‌آموزا خیلی محبوب نیستی، مگه نه؟

13:58.380 --> 14:01.150
‫اگه همیشه این‌قدر بهشون سخت بگیری، معلومه که ازت متنفر می‌شن.

14:01.150 --> 14:05.550
‫باید یکم بازتر برخورد کنی و نشون بدی
‫که تو هم مثل اونا می‌خندی و گریه می‌کنی.

14:05.550 --> 14:07.330
‫نگران این نیستم که ازم بدشون بیاد.

14:08.100 --> 14:13.040
‫اگه دوست داشتن من شانس زنده موندنشون رو
‫بیشتر می‌کرد، حتماً یه کاری می‌کردم دوستم داشته باشن.

14:13.380 --> 14:15.820
‫ولی دنیایی که توش زندگی می‌کنیم این‌طوری نیست.

14:16.630 --> 14:18.140
‫وقت برامون طلاست.

14:18.630 --> 14:20.840
‫شاید بهتر باشه دفعات مانورها رو بیشتر کنم.

14:21.320 --> 14:24.220
‫هرچند، تو درس‌هاشون هم عملکرد خوبی نداشتن.

14:26.300 --> 14:29.930
‫زندگی یه معلم هیچ‌وقت آسون نیست، مگه نه؟

14:32.910 --> 14:34.520
‫آهای، وروجکا!

14:35.030 --> 14:38.480
‫اینجا جای استفاده از جادو نیست. برگردین تو زمین.

14:38.780 --> 14:40.500
‫ولی سال‌بالایی‌ها اونجان...

14:40.500 --> 14:42.940
‫چیه، ازشون می‌ترسین؟ یکم دل و جرأت داشته باشین.

15:00.460 --> 15:01.610
‫صبح بخیر.

15:03.020 --> 15:04.880
‫چه زود صبح شد!

15:05.440 --> 15:09.100
‫اگه دست نجنبونی و بلند نشی، به صبحونه نمی‌رسیم.

15:10.610 --> 15:11.560
‫غــــــــــذا!

15:11.560 --> 15:13.690
‫خدا کنه امروز صبحونه برنج باشه.

15:13.690 --> 15:14.440
‫برنجه.

15:14.440 --> 15:18.010
‫ایـــــــــــــــول! غذا، غذا!

15:18.010 --> 15:22.030
‫عملاً هیچ کاری از دست من براش برنمیاد.

15:22.770 --> 15:24.970
‫نه قدرتش رو دارم که ازش محافظت کنم

15:24.970 --> 15:27.030
‫و نه شجاعتش رو دارم که جاش رو تو جنگ بگیرم.

15:27.880 --> 15:29.660
‫در عوض، اونه که داره از من محافظت می‌کنه.

15:30.750 --> 15:34.500
‫درسته. تا وقتی که جنگ ادامه داره.

15:36.690 --> 15:37.800
‫شینا!

15:38.250 --> 15:39.960
‫موهامو برام درست می‌کنی؟

15:41.160 --> 15:41.710
‫اوهوم.

15:45.380 --> 15:48.050
‫ریاضی خیلی خسته‌کننده‌ست.

15:48.440 --> 15:50.420
‫می‌خوای امشب باهم درس بخونیم؟

15:50.420 --> 15:53.140
‫عمراً. خیلی خسته‌کننده‌ست.

15:53.140 --> 15:55.970
‫به‌نظرم وقتی یادش بگیری می‌فهمی خیلی هم جالبه.

15:55.970 --> 15:57.360
‫نمی‌خوام.

15:57.940 --> 16:01.310
‫من که اکثر اوقات اینجا نیستم.

16:02.390 --> 16:03.750
‫آه، درسته.

16:03.750 --> 16:04.760
‫شینا؟

16:05.150 --> 16:07.580
‫کلاس بعدی تو آزمایشگاهه.

16:07.580 --> 16:08.410
‫آه!

16:08.700 --> 16:10.060
‫آزمایشگاه؟

16:10.060 --> 16:12.040
‫میمی، دفتر و خودکارت رو بردار.

16:12.040 --> 16:13.160
‫وایسا. خودکارت کو؟

16:13.490 --> 16:15.340
‫همین الان افتاد.

16:15.340 --> 16:16.620
‫ولش نکن به امون خدا.

16:16.930 --> 16:18.350
‫می‌تونی برش داری؟

16:18.350 --> 16:19.480
‫نه، نمی‌تونم.

16:19.480 --> 16:20.420
‫آخ!

16:20.420 --> 16:21.500
‫حالت خوبه؟

16:21.500 --> 16:24.030
‫زود باش، خودت برش دار.

16:24.030 --> 16:27.040
‫شینا، انگار شدی مامانش.

16:27.040 --> 16:27.950
‫ها؟

16:27.040 --> 16:27.950
‫عه؟

16:30.210 --> 16:33.300
‫می‌گم... می‌گم، الان می‌خوایم چیکار کنیم؟

16:33.300 --> 16:35.280
‫قراره جادوی درمان رو تمرین کنیم.

16:35.790 --> 16:39.030
‫هرچند آدمای خیلی کمی استعدادش رو دارن.

16:40.550 --> 16:43.480
‫می‌گم، تصمیم گرفتی روز قدردانی رو با کی باشی؟

16:43.480 --> 16:44.760
‫هفته‌ی دیگه بود؟

16:44.760 --> 16:45.900
‫هنوز تصمیمی نگرفت.

16:45.900 --> 16:47.180
‫پس بیا باهم باشیم!

16:47.180 --> 16:48.900
‫روز قدردانی؟

16:48.900 --> 16:51.870
‫خلاصه بگم، مثل روز نظافته.

16:52.220 --> 16:55.870
‫می‌ریم کلاس‌ها، راهروها، باغ‌ها، سالن‌ها،

16:55.870 --> 16:58.350
‫و حتی کتابخونه رو تمیز و مرتب می‌کنیم.

16:59.790 --> 17:01.300
‫بوی دردسر می‌ده.

17:01.300 --> 17:03.590
‫نباید این‌طوری بگی.

17:03.590 --> 17:07.720
‫این روزیه که به خاطر پرورشمون، دِین‌مون رو به مدرسه ادا می‌کنیم.

17:07.720 --> 17:12.420
‫تازه، دانش‌آموزای همه‌ی پایه‌ها کارها رو بین
‫خودشون تقسیم می‌کنن، پس اونقدرام سخت نیست.

17:17.590 --> 17:18.750
‫چیزی فهمیدی؟

17:19.200 --> 17:20.630
‫هنوز نمی‌دونم.

17:20.630 --> 17:23.310
‫باید مستقیم از خودش بپرسی.

17:23.310 --> 17:25.130
‫اون‌جوری شینا تو رودربایستی می‌مونه.

17:25.730 --> 17:29.130
‫تازه، حتی اگه فران-سنسه چیزی بهش گفته باشه،

17:29.130 --> 17:31.570
‫فکر نکنم بتونه درباره‌اش حرف بزنه.

17:31.570 --> 17:35.390
‫اینکه میمی-چان احیا شده یا نه، درسته؟

17:35.390 --> 17:36.330
‫اوهوم.

17:36.330 --> 17:39.450
‫ولی اگه باشه، همه‌چی منطقی می‌شه.

17:40.020 --> 17:43.420
‫من از یکی از بچه‌های کلاس ۱۷ یه چیزی شنیدم.

17:43.420 --> 17:48.200
‫اینکه تو نبرد دیده یه نفر دقیقاً از وسط نصف شده،

17:48.200 --> 17:51.120
‫اما وقتی برگشته تو محوطه، هیچ‌کس نمرده بوده.

17:52.220 --> 17:56.960
‫آدمایی که با جادوی احیا برمی‌گردن زندگی ابدی به‌دست میارن

17:56.960 --> 17:58.740
‫و دیگه هیچ‌وقت نمی‌میرن.

18:00.020 --> 18:03.850
‫فکر نمی‌کنی این‌جور طلسمای قدیمی یه‌جورایی رومانتیک به‌نظر میان؟

18:04.140 --> 18:05.870
‫رومانتیک؟

18:05.870 --> 18:10.820
‫آخه... تو از جون خودت مایه می‌ذاری تا یکی دیگه رو به زندگی برگردونی.

18:10.820 --> 18:14.700
‫پس حتماً احساس خیلی عمیقی به اون شخص داری، درسته؟

18:15.110 --> 18:19.410
‫اینکه تمام روحت و تمام جادوت رو به کسی که دوستش داری بدی...

18:20.720 --> 18:22.000
‫فوق‌العاده نیست؟

18:23.000 --> 18:26.210
‫معلومه که از این‌جور چیزا خوشت میاد، آری.

18:26.210 --> 18:28.290
‫بیخیال. می‌دونم که تو هم خوشت میاد.

18:28.290 --> 18:31.050
‫ها؟ به‌نظر من که یه خورده مسخره‌ست.

18:31.050 --> 18:33.300
‫پس از چه‌جور طلسمایی خوشت میاد؟

18:34.840 --> 18:38.150
‫از طلسم‌های نورانی که صحنه‌های قشنگی مثل این می‌سازن...

18:38.640 --> 18:42.560
‫و طلسم‌های حروف که اجازه می‌دن احساست رو بنویسی خوشم میاد.

18:43.030 --> 18:45.580
‫دیدی؟ اینام رومانتیک نیستن مگه؟

18:45.580 --> 18:46.810
‫نـ ــ نه...

18:49.580 --> 18:51.440
‫عجب انفجاری بود.

18:51.440 --> 18:56.280
‫گفته بودن حملات دشمن اخیراً شدیدتر شده.

18:56.280 --> 18:58.870
‫فقط امیدوارم به شهر نخورن.

19:01.190 --> 19:02.870
‫اگه می‌تونستی، این کار رو می‌کردی؟

19:03.710 --> 19:09.670
‫اگه می‌تونستی از جادوی احیا استفاده کنی
‫و من درست جلوی چشم‌هات توی جنگ می‌مردم.

19:11.240 --> 19:13.510
‫سیران، خودت چطوری به این سوال جواب می‌دی؟

19:13.510 --> 19:16.300
‫جواب سوال رو با سوال نده.

19:17.920 --> 19:21.180
‫بیا دیگه از اینکه چی می‌شد اگه... حرف نزنیم.

19:22.030 --> 19:23.280
‫حق با توئه.

19:29.750 --> 19:31.120
‫یه خورده دیگه مونده.

19:31.670 --> 19:35.260
‫اوه! وایسا یه لحظه! این‌طوری دویدن خطرناکه!

19:35.260 --> 19:37.290
‫زود باش، زود باش!

19:40.830 --> 19:43.370
‫وااااااااای، چه خوشگله!

19:43.680 --> 19:45.760
‫چقدر گل مینا!

19:46.470 --> 19:49.210
‫این فقط یه زمین خالیه که هیچ‌کس بهش نمی‌رسه.

19:49.640 --> 19:52.560
‫نــــخـــیـــر، به‌نظرم خیلی هم قشنگه!

19:53.100 --> 19:54.550
‫واااای.

19:54.860 --> 19:57.420
‫تا چشم کار می‌کنه فقط گله!

19:57.420 --> 19:58.940
‫واقعا خوشحال به‌نظر می‌رسه.

20:00.460 --> 20:04.000
‫یعنی تمام این مدتی که تو مدرسه بودی هیچ‌وقت اینجا رو ندیده بودی؟

20:04.480 --> 20:08.600
‫اوهوم. با اینکه از همون موقع که بهش می‌گفتن «بایگانی» اینجا بودم.

20:08.600 --> 20:10.230
‫بایگانی؟

20:10.230 --> 20:10.920
‫اوهوم.

20:11.350 --> 20:13.870
‫پس باید مال خیلی‌وقت پیش باشه.

20:14.360 --> 20:17.230
‫اصلاً چند ساله که زنده‌ای، میمی؟

20:17.230 --> 20:18.620
‫تا حالا نشمردم.

20:18.620 --> 20:20.120
‫معلومه.

20:20.120 --> 20:23.950
‫ولی... روزی رو که اینجا تبدیل به مدرسه شد یادمه.

20:24.830 --> 20:28.500
‫قبل از اون، بهم اجازه می‌دادن یکم برم بیرون،

20:28.500 --> 20:32.350
‫ولی بعدش گفتن یه عالمه بچه قراره بیان اینجا،

20:32.350 --> 20:34.750
‫دیگه اصلاً نذاشتن برم بیرون.

20:36.170 --> 20:38.470
‫فقط می‌ذاشتن برم بجنگم،

20:39.000 --> 20:43.240
‫ولی... اگه تو راه برگشت جای دیگه‌ای می‌موندم
‫دعوام می‌کردن. خیلی حوصلم سر می‌رفت.

20:43.640 --> 20:44.930
‫حوصله‌ت سر می‌رفت؟

20:47.540 --> 20:48.990
‫این برای چیه؟

20:49.420 --> 20:50.500
‫قشنگه!

20:52.440 --> 20:53.650
‫ولی الان...

20:54.460 --> 20:56.110
‫الان بهت خوش می‌گذره؟

20:56.110 --> 20:58.870
‫آره! تماشای گل‌ها خیلی کیف می‌ده!

20:58.870 --> 21:01.210
‫خوشحالم. مدرسه چطور؟

21:01.210 --> 21:02.660
‫مدرسه هم خیلی باحاله!

21:03.450 --> 21:09.820
‫نقاشی می‌کشم، با بقیه غذا می‌خورم و حتی لباسای شکل هم می‌پوشیم.

21:09.820 --> 21:14.630
‫ولی از همه بهتر اینه که می‌تونم تمام وقتم رو با تو بگذرونم، شینا!

21:15.630 --> 21:19.460
‫به منم با تو خیلی خوش می‌گذره، میمی.

21:21.460 --> 21:23.010
‫داری چی می‌سازی؟

21:23.320 --> 21:27.760
‫اینو می‌گی؟ هم‌اتاقیم قبل از تو بهم یاد داد چطوری از این‌ها درست کنم.

21:30.660 --> 21:34.150
‫ببخشید که خیلی خوب درنیومد،

21:34.790 --> 21:35.960
‫ولی هدیه‌م به توئه.

21:35.960 --> 21:37.360
‫وااااای!

21:37.360 --> 21:39.380
‫شینا، یه آینه بده!

21:39.380 --> 21:40.430
‫باشه، باشه.

21:41.350 --> 21:43.310
‫اووووووه!

21:44.310 --> 21:48.410
‫میمی خیلی وقته که زنده‌ست، ولی تا حالا هیچی...

21:44.960 --> 21:46.680
‫خیلی نازه!

21:48.760 --> 21:51.790
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:51.790 --> 21:53.070
‫خب؟

21:53.070 --> 21:55.300
‫اوهوم... عالی شده.

21:57.710 --> 22:00.690
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:01.400 --> 22:04.870
‫حتی اگه فقط وقت‌های باشه که مثل الان با همیم.

22:06.530 --> 22:09.500
‫میمی، بعدش می‌خوای چیکار کنی؟

22:09.520 --> 22:19.520
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
