1
00:00:01,060 --> 00:00:03,010
‫دلیل اینکه نمی‌تونم بمیرم...

2
00:00:03,440 --> 00:00:06,830
‫اینه که من از قبل مُردم.

3
00:00:06,830 --> 00:00:07,720
‫عـــه؟

4
00:00:11,600 --> 00:00:15,100
‫از قبل... مُردی؟ منظورت چیه؟

5
00:00:15,100 --> 00:00:17,960
‫فهمیدنش برای من خیلی پیچیده‌ست،

6
00:00:18,270 --> 00:00:19,930
‫ولی بزرگترا این‌جوری گفتن.

7
00:00:21,500 --> 00:00:23,960
‫ولی شایعاتی هم بوده که همین رو می‌گفتن.

8
00:00:24,380 --> 00:00:27,010
‫اینکه می‌تونه به زندگی برگرده، یا اینکه یه روحه و اینا!

9
00:00:27,990 --> 00:00:30,010
‫صبر کن ببینم. میمی، تو روحی؟

10
00:00:31,230 --> 00:00:33,350
‫میمی میمی‌ـه!

11
00:00:34,150 --> 00:00:35,510
‫معلومه که هستی.

12
00:00:36,860 --> 00:00:38,370
‫اونا چیه؟

13
00:00:39,360 --> 00:00:41,400
‫آها، اون‌ها گل مینا هستن.

14
00:00:41,400 --> 00:00:43,050
‫گل مینا؟

15
00:00:43,050 --> 00:00:46,490
‫پس بهشون می‌گن گل مینا! بیا بریم ببینیمشون!

16
00:00:44,980 --> 00:00:46,920
‫اوه، وایسا یه لحظه!

17
00:00:48,370 --> 00:00:51,700
‫اووووووه! چـــه قشنگــــن!

18
00:00:51,700 --> 00:00:54,160
‫ا ــ اوهوم. واقعاً همین‌طوره.

19
00:00:54,160 --> 00:00:59,530
‫واهای، گل مینا... چه گلای قشنگی.

20
00:00:59,550 --> 00:01:09,550
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

21
00:02:31,010 --> 00:02:36,300
Translation: Arielle

22
00:02:38,130 --> 00:02:41,110
‫خیلی‌خب، کلاس درس تاریخ جادوی امروز رو شروع می‌کنیم.

23
00:02:41,920 --> 00:02:44,080
‫چون از قبل مرده؟

24
00:02:46,470 --> 00:02:50,520
‫امروز می‌خوایم درباره جادوی احیا صحبت کنیم.

25
00:02:50,520 --> 00:02:52,440
‫کسی می‌تونه توضیح بده که چیه؟

26
00:02:54,050 --> 00:02:55,400
‫لیزی سیران؟

27
00:02:55,400 --> 00:02:56,210
‫بله.

28
00:02:56,670 --> 00:03:01,040
‫جادوی احیا جون استفاده‌کننده رو با فرد متوفی معاوضه می‌کنه،

29
00:03:01,040 --> 00:03:04,290
‫زنده‌شون می‌کنه و بهشون زندگی ابدی می‌ده.

30
00:03:04,290 --> 00:03:06,390
‫به‌عنوان ممنوعه‌ترین طلسم ازش یاد می‌شه.

31
00:03:06,390 --> 00:03:07,740
‫کاملاً درسته.

32
00:03:08,380 --> 00:03:10,560
‫ممنوعه‌ترین طلسم...

33
00:03:10,960 --> 00:03:12,880
‫ولی چرا ممنوعه؟

34
00:03:12,880 --> 00:03:16,240
‫اینکه بتونیم آدما رو به زندگی برگردونیم بهتر نیست؟

35
00:03:16,240 --> 00:03:18,260
‫لطفاً پچ‌پچ نکنین.

36
00:03:18,260 --> 00:03:19,750
‫مـ ــ معذرت می‌خوام.

37
00:03:19,750 --> 00:03:20,800
‫توتسوکی-سان.

38
00:03:21,580 --> 00:03:22,920
‫آه، بله؟

39
00:03:23,820 --> 00:03:26,140
‫فکر می‌کنی چرا ممنوع شده؟

40
00:03:26,140 --> 00:03:27,940
‫عــــه؟ عـــا...

41
00:03:28,400 --> 00:03:30,900
‫چـ ــ چون بی‌رحمانه‌ست؟

42
00:03:30,900 --> 00:03:32,610
‫بی‌رحمانه؟

43
00:03:32,610 --> 00:03:33,780
‫بله.

44
00:03:34,560 --> 00:03:38,410
‫اینکه یه نفر رو مجبور کنی تا ابد زنده بمونه بی‌رحمانه‌ست.

45
00:03:42,140 --> 00:03:45,000
‫جوابی که دنبالش بودم... دقیقاً این نبود،

46
00:03:45,000 --> 00:03:47,540
‫ولی می‌تونم تصور کنم که یکی از دلایلش بوده.

47
00:03:47,540 --> 00:03:48,440
‫بشین.

48
00:03:48,440 --> 00:03:49,660
‫چـ ــ چشم.

49
00:03:49,660 --> 00:03:54,340
‫همون‌طور که الان شنیدیم، وقتی کسی طلسم احیا رو اجرا می‌کنه،

50
00:03:54,340 --> 00:03:57,590
‫باید جون خودش رو فدا کنه.

51
00:03:57,590 --> 00:04:00,840
‫به همین دلیل، از چند صد سال پیش ممنوع شد.

52
00:04:01,560 --> 00:04:05,760
‫معاوضه یه جون با یه جون دیگه تحت هیچ شرایطی قابل‌قبول نیست.

53
00:04:07,870 --> 00:04:10,010
‫خب؟ چطور پیش رفت؟

54
00:04:10,010 --> 00:04:11,860
‫فکر نمی‌کنم هنوز متوجهش شده باشه،

55
00:04:13,180 --> 00:04:14,820
‫ولی فقط مسئله‌ی زمانه.

56
00:04:16,130 --> 00:04:18,240
‫دلیل اینکه نمی‌تونم بمیرم...

57
00:04:18,240 --> 00:04:21,140
‫اینه که من از قبل مُردم.

58
00:04:21,140 --> 00:04:22,820
‫آآآآآآه.

59
00:04:22,820 --> 00:04:25,880
‫درست همون موقع که بهش گفتم دهنشو بسته نگه داره.

60
00:04:26,470 --> 00:04:28,770
‫به‌هرحال، ممنون که خبر دادی.

61
00:04:29,200 --> 00:04:30,790
‫حالا می‌خوای چی‌کار کنی؟

62
00:04:30,790 --> 00:04:34,110
‫نگران نباش، نگران نباش. خودم یه کاریش می‌کنم.

63
00:04:37,280 --> 00:04:41,400
‫شینا، تموم نشد؟

64
00:04:42,320 --> 00:04:43,350
‫ای وای!

65
00:04:46,890 --> 00:04:50,400
‫اینم که کمکی نمی‌کنه. فقط نوشته که ممنوعه.

66
00:04:51,130 --> 00:04:52,480
‫جادوی احیا؟

67
00:04:53,140 --> 00:04:54,820
‫آری! سیران!

68
00:04:54,820 --> 00:04:56,220
‫داری تحقیق می‌کنی؟

69
00:04:56,220 --> 00:04:59,320
‫آره. درمورد یه چیزی کنجکاو بودم.

70
00:05:01,210 --> 00:05:02,670
‫درمورد میمی-چان؟

71
00:05:02,670 --> 00:05:04,370
‫آه، اوهوم.

72
00:05:09,200 --> 00:05:11,670
‫توجه. توجه.

73
00:05:10,490 --> 00:05:12,580
‫عـــــا... بیخیــــــــــال!

74
00:05:12,030 --> 00:05:15,090
‫۱۴۰۷ و ۱۴۰۸...

75
00:05:15,090 --> 00:05:15,840
‫شینا؟

76
00:05:17,190 --> 00:05:21,540
‫فوراً به دفتر پرستاری مراجعه کنند.

77
00:05:25,830 --> 00:05:27,550
‫حس کردم خون تو رگ‌هام خشک شد.

78
00:05:28,570 --> 00:05:31,230
‫فکر کردم قلبم داره از تپش می‌ایسته.

79
00:05:33,610 --> 00:05:39,400
‫برای یه لحظه... فکر فرار کردن... به ذهنم خطور کرد.

80
00:05:40,150 --> 00:05:41,760
‫یعنی این همون حسیه که میمی...

81
00:05:42,820 --> 00:05:43,910
‫هربار داره؟

82
00:05:43,910 --> 00:05:45,370
‫شینا؟

83
00:05:47,350 --> 00:05:48,510
‫چیزی نیست.

84
00:05:52,540 --> 00:05:55,630
‫هــــــــوم. مردم از گشنگی!

85
00:05:55,630 --> 00:05:57,510
‫برو به اومی-سنسه بگو.

86
00:05:57,510 --> 00:06:00,630
‫ازش یکم خوراکی و چای بگیر، منم یکمشو بهت می‌دم.

87
00:06:00,630 --> 00:06:03,470
‫آآآآآآه، چه بدبختی‌ای داریم.

88
00:06:04,790 --> 00:06:07,970
‫مـ ـ می‌گم، چرا صدام کردین؟

89
00:06:09,680 --> 00:06:14,190
‫چون انگار درباره راز میمی چیزایی شنیدی، شینا-چان.

90
00:06:14,920 --> 00:06:15,960
‫از کجا فهمیدین؟

91
00:06:15,960 --> 00:06:17,980
‫خب، من یه معلمم.

92
00:06:17,980 --> 00:06:20,440
‫خب، چقدر فهمیدی؟

93
00:06:20,900 --> 00:06:22,190
‫چقدر؟

94
00:06:23,110 --> 00:06:24,760
‫هیچی.

95
00:06:32,660 --> 00:06:36,000
‫کم‌وبیش همون چیزیه که خودت شک کردی.

96
00:06:36,000 --> 00:06:36,800
‫ها؟

97
00:06:37,940 --> 00:06:40,250
‫مگه دنبال جادوی احیا نمی‌گشتی؟

98
00:06:40,570 --> 00:06:41,260
‫یعنی...

99
00:06:41,560 --> 00:06:45,720
‫آره. میمی با طلسم احیا به زندگی برگشته.

100
00:06:45,720 --> 00:06:47,930
‫مادرش با استفاده از اون طلسم، قانون‌شکنی کرد.

101
00:06:50,710 --> 00:06:54,020
‫افراد احیاشده اساساً یادگارهای دردسرساز دوران گذشته‌ان،

102
00:06:54,710 --> 00:06:59,320
‫ولی قدرت‌های جادویی خارق‌العاده‌ی میمی برای تلاش‌های جنگی کشورمون حیاتیه.

103
00:06:59,810 --> 00:07:02,500
‫سال‌هاست که داره برای ما می‌جنگه.

104
00:07:03,700 --> 00:07:07,120
‫واسه همینه که شایعات مربوط به اون
‫به‌عنوان یکی از عجایب هفت‌گانه‌ی مدرسه...

105
00:07:07,120 --> 00:07:09,870
‫نسل به نسل بین همه‌ی دانش‌آموزا چرخیده.

106
00:07:10,290 --> 00:07:12,450
‫زمان برای افراد احیاشده متوقف می‌شه.

107
00:07:12,790 --> 00:07:17,020
‫بدنشون همون‌طوری می‌مونه که موقع
‫زنده‌شدن بودن و هیچ‌وقت پیر نمی‌شن.

108
00:07:18,480 --> 00:07:21,900
‫پس میمی باید همین‌طور به جنگیدن ادامه بده؟

109
00:07:21,900 --> 00:07:25,660
‫درسته. تا وقتی که جنگ ادامه داره.

110
00:07:25,660 --> 00:07:28,150
‫این... این منصفانه نیست!

111
00:07:28,150 --> 00:07:30,600
‫پس تو می‌خوای بری جاش تو میدون جنگ؟

112
00:07:31,890 --> 00:07:38,230
‫تو و بقیه‌ی بچه‌ها اینجا جاتون امنه
‫چون سلاح نهایی‌مون، یعنی میمی اینجاست.

113
00:07:38,560 --> 00:07:41,790
‫بدون اون، جون خیلی‌های دیگه‌تون به خطر می‌افتاد. مگه نه؟

114
00:07:43,780 --> 00:07:46,600
‫گفت هیچ خوراکی موراکی‌ای نداره!

115
00:07:46,600 --> 00:07:48,530
‫خیلی دروغگویی، پرستار!

116
00:07:48,530 --> 00:07:52,520
‫عـــه‌وا، حیف شد. دلم یه چای می‌خواست.

117
00:07:53,390 --> 00:07:54,180
‫میمی.

118
00:07:54,180 --> 00:07:55,000
‫ها؟

119
00:07:55,000 --> 00:07:57,710
‫دلت می‌خواد بریم با هم کلوچه بپزیم؟

120
00:07:59,080 --> 00:08:00,150
‫آره!

121
00:08:01,910 --> 00:08:03,090
‫بااجازه‌تون.

122
00:08:03,440 --> 00:08:04,670
‫شینا-چان.

123
00:08:03,440 --> 00:08:06,140
‫دل تو دلم نیست کلوچه‌های شینا رو بخورم!

124
00:08:04,670 --> 00:08:05,590
‫بله؟

125
00:08:06,140 --> 00:08:07,300
‫روت حساب کردما.

126
00:08:07,990 --> 00:08:08,900
‫چشم.

127
00:08:10,710 --> 00:08:15,100
‫نیازی نیست بگم، ولی چیزایی که بهت گفتم اطلاعات محرمانه‌ست.

128
00:08:15,550 --> 00:08:18,280
‫اگه جایی درز کنه، حسابی تو دردسر میفتی ها.

129
00:08:18,280 --> 00:08:18,940
‫عـــه؟

130
00:08:19,700 --> 00:08:21,370
‫می‌بینمت، شینا-چان.

131
00:08:22,150 --> 00:08:23,710
‫بیا زودتر بریم!

132
00:08:24,400 --> 00:08:28,190
‫نمی‌تونم انکار کنم که همه حرفای فران-سنسه درست بود.

133
00:08:28,570 --> 00:08:32,820
‫ما فقط به خاطر میمیه که می‌تونیم اینجا زندگی کنیم.

134
00:08:32,820 --> 00:08:34,410
‫حقیقت همینه.

135
00:08:39,190 --> 00:08:41,420
‫اوه.

136
00:08:42,230 --> 00:08:43,240
‫می‌خوای امتحان کنی؟

137
00:08:43,240 --> 00:08:45,310
‫ها؟ می‌تونم؟

138
00:08:54,030 --> 00:08:55,270
‫می‌گم، میمی.

139
00:08:55,270 --> 00:08:56,390
‫هــــــوم؟

140
00:08:56,390 --> 00:09:00,930
‫بازم هروقت بهت بگن می‌خوای بری بجنگی؟

141
00:09:00,930 --> 00:09:01,940
‫چرا؟

142
00:09:02,260 --> 00:09:03,810
‫منظورت چیه؟

143
00:09:03,810 --> 00:09:07,400
‫مگه چیز خوبی نیست که میمی می‌ره می‌جنگه؟

144
00:09:08,940 --> 00:09:13,240
‫به‌عنوان کسی که هیچ‌وقت مجبور به جنگیدن نبوده و همیشه به کسایی که می‌جنگن وابسته بوده،

145
00:09:14,050 --> 00:09:16,700
‫در جایگاهی نیستم که بخوام انتخاب‌های میمی رو قضاوت کنم،

146
00:09:18,820 --> 00:09:21,440
‫حتی اگه از نظر من خیلی پیچیده و عجیب باشن.

147
00:09:22,910 --> 00:09:26,130
‫آخی! تموم شد!

148
00:09:27,160 --> 00:09:28,450
‫شینا؟

149
00:09:29,110 --> 00:09:31,760
‫تو واقعاً معرکه‌ای، میمی.

150
00:09:32,140 --> 00:09:33,340
‫چطور مگه؟

151
00:09:33,750 --> 00:09:35,970
‫هیچی، بیخیال.

152
00:09:36,480 --> 00:09:38,530
‫آها، این یکی رو خیلی خوب درآوردی.

153
00:09:38,530 --> 00:09:41,130
‫واقعاً؟ این یکی چطور؟

154
00:09:45,850 --> 00:09:50,110
‫در این صورت، نُه نفر رو به پایگاه پنجم
‫و پنج نفر رو به پایگاه ششم اعزام می‌کنیم،

155
00:09:50,390 --> 00:09:53,950
‫و مأموریت‌ها رو بیشتر بین کلاس‌های ۱۶ و ۱۷ تقسیم می‌کنیم.

156
00:09:53,950 --> 00:09:56,640
‫خدا می‌دونه چقدر تلفات می‌دیم.

157
00:09:57,860 --> 00:10:01,870
‫ضدحمله‌های دشمن هر روز داره شدیدتر می‌شه.

158
00:10:02,250 --> 00:10:06,100
‫درسته، ولی کشور داره بهمون فشار میاره تا از
‫دانش‌آموزایی که جادوی نبرد رو یاد گرفتن استفاده کنیم.

159
00:10:06,100 --> 00:10:10,210
‫آمارها نشون می‌ده که کارایی‌شون از سربازای معمولی بیشتره.

160
00:10:11,740 --> 00:10:16,510
‫می‌فهمم که کمبود نیرو داریم، اما اینایی که می‌فرستیم خط مقدم بچه‌ان.

161
00:10:16,510 --> 00:10:19,850
‫پس میمی رو می‌فرستیم پایگاه ششم.

162
00:10:20,580 --> 00:10:23,640
‫بعدش اگه دیدیم درگیری اونجا داره زود تموم می‌شه،

163
00:10:24,960 --> 00:10:27,650
‫مستقیم می‌فرستیمش پایگاه پنجم.

164
00:10:27,960 --> 00:10:31,880
‫آخرش... برای همه‌چی داریم روی میمی حساب می‌کنیم، مگه نه؟

165
00:10:31,880 --> 00:10:33,490
‫انتخاب دیگه‌ای نداریم.

166
00:10:34,350 --> 00:10:36,570
‫واقعاً توی همچین وضعیتی گیر افتادیم.

167
00:10:36,570 --> 00:10:39,900
‫با این‌حال، به‌نظر می‌رسه یه عضو خاص
‫از هیئت علمی داره با اون بچه‌ی ارزشمند...

168
00:10:39,900 --> 00:10:42,200
‫مثل دارایی شخصی خودش رفتار می‌کنه.

169
00:10:42,830 --> 00:10:46,900
‫فران-سنسه، احیاناً دلیل موجهی دارین...

170
00:10:46,900 --> 00:10:49,920
‫که میمی رو این‌قدر با دانش‌آموزای دیگه قاطی می‌کنید؟

171
00:10:52,280 --> 00:10:53,590
‫فران-سنسه؟

172
00:11:08,440 --> 00:11:11,030
‫خیلی‌وقت بود این‌قدر بدجور بهم تشر نزده بودن.

173
00:11:11,950 --> 00:11:16,360
‫نمی‌تونی حداقل سعی کنی رفتارت رو درست کنی...

174
00:11:16,360 --> 00:11:17,900
‫قبل از اینکه اخراجت کنن؟

175
00:11:17,900 --> 00:11:19,620
‫خبری نیست بابا.

176
00:11:20,030 --> 00:11:24,230
‫امکان نداره اینجا بتونن بدون جادوی بازیابی من دووم بیارن.

177
00:11:25,470 --> 00:11:27,450
‫سیگار کشیدن توی محوطه ممنوعه.

178
00:11:27,450 --> 00:11:28,880
‫جدی، از کی؟

179
00:11:30,980 --> 00:11:34,650
‫گذشته از اینکه اون رو با دانش‌آموزای عادی قاطی کردی،

180
00:11:34,650 --> 00:11:38,140
‫حتی گذاشتی این خبر که اون احیا شده به بیرون درز کنه؟

181
00:11:40,610 --> 00:11:44,300
‫چی‌کارش می‌کردم؟ میمی خودش دهنشو باز کرد.

182
00:11:46,440 --> 00:11:50,920
‫بگذریم، شینا-چان آدمی نیست که بره راز دل کسی رو پخش کنه این‌ور اون‌ور.

183
00:11:55,400 --> 00:11:56,970
‫جای نگرانی نیست.

184
00:11:57,570 --> 00:12:00,610
‫وقتی بهش گفتم اینا اطلاعات محرمانه‌ست یکم ترسوندمش.

185
00:12:01,290 --> 00:12:02,640
‫فران-سنسه؟

186
00:12:02,920 --> 00:12:03,710
‫هــــا؟

187
00:12:04,530 --> 00:12:08,080
‫شما می‌دونستین یه‌ روزی بالأخره چنین اتفاقی میفته، نه؟

188
00:12:08,790 --> 00:12:10,680
‫قصدتون چیه؟

189
00:12:11,950 --> 00:12:16,210
‫وای خدا. یه‌جوری حرف می‌زنی انگار رسوایی به بار اومده.

190
00:12:16,210 --> 00:12:19,430
‫فقط دارم وظیفه‌ام رو به عنوان پرستار انجام می‌دم.

191
00:12:19,910 --> 00:12:21,470
‫گفتنیا رو گفتم، شب بخیر.

192
00:12:25,320 --> 00:12:29,980
‫دیشب، در جریان حمله، یکی از همکلاسی‌هاتون به طرز غم‌انگیزی جونش رو از دست داد.

193
00:12:29,190 --> 00:12:33,770
‫برای احترام به تلاش‌های دلیرانه‌ش، مایی که زنده موندیم باید تلاش کنیم تا...

194
00:12:32,790 --> 00:12:34,270
‫۱۴۰۷...

195
00:12:34,690 --> 00:12:38,200
‫مِل لائورا، همراه با ارتقائت به کلاس ۱۴،

196
00:12:38,200 --> 00:12:40,620
‫ما یه آزمون کارایی رزمی می‌گیریم.

197
00:12:40,620 --> 00:12:42,990
‫چشم. خیلی ازتون ممنونم.

198
00:13:11,270 --> 00:13:13,570
‫یه روز خوش آب‌و‌هوای دیگه.

199
00:13:14,020 --> 00:13:17,210
‫پس چرا این‌جوری اخمات تو همه؟

200
00:13:17,210 --> 00:13:19,740
‫دارم سعی می‌کنم نمرات دانش‌آموزها رو ارزیابی مجدد کنم

201
00:13:19,740 --> 00:13:22,320
‫تا بتونم دشمن‌های مجازی رو دوباره تنظیم کنم.

202
00:13:23,610 --> 00:13:26,080
‫فکر نمی‌کنی یه ذره براشون سخته؟

203
00:13:26,470 --> 00:13:29,290
‫این بچه‌ها تازه رفتن کلاس ۱۴، مگه نه؟

204
00:13:29,290 --> 00:13:32,190
‫می‌تونی یکم بهشون آسون‌تر بگیری.

205
00:13:32,190 --> 00:13:34,040
‫الان وضعیت کلاس ۱۴ طوریه که...

206
00:13:34,510 --> 00:13:39,790
‫قبل از اینکه بچه‌ها فرصت کنن مرگ همکلاسی‌شون
‫رو هضم کنن، میمی به کلاسشون اضافه شد.

207
00:13:39,790 --> 00:13:43,090
‫در نتیجه، حواسشون پرته و نمی‌تونن تمرکز کنن.

208
00:13:43,470 --> 00:13:48,100
‫می‌خوام از نبرد آزمایشی بعدی استفاده
‫کنم تا یکم حس فوریت رو بهشون برگردونم.

209
00:13:48,540 --> 00:13:52,330
‫اون‌ها چنین مزیتی ندارن که به خودشون اجازه‌ی حواست‌پرتی بدن.

210
00:13:54,000 --> 00:13:57,520
‫تو بین دانش‌آموزا خیلی محبوب نیستی، مگه نه؟

211
00:13:58,380 --> 00:14:01,150
‫اگه همیشه این‌قدر بهشون سخت بگیری، معلومه که ازت متنفر می‌شن.

212
00:14:01,150 --> 00:14:05,550
‫باید یکم بازتر برخورد کنی و نشون بدی
‫که تو هم مثل اونا می‌خندی و گریه می‌کنی.

213
00:14:05,550 --> 00:14:07,330
‫نگران این نیستم که ازم بدشون بیاد.

214
00:14:08,100 --> 00:14:13,040
‫اگه دوست داشتن من شانس زنده موندنشون رو
‫بیشتر می‌کرد، حتماً یه کاری می‌کردم دوستم داشته باشن.

215
00:14:13,380 --> 00:14:15,820
‫ولی دنیایی که توش زندگی می‌کنیم این‌طوری نیست.

216
00:14:16,630 --> 00:14:18,140
‫وقت برامون طلاست.

217
00:14:18,630 --> 00:14:20,840
‫شاید بهتر باشه دفعات مانورها رو بیشتر کنم.

218
00:14:21,320 --> 00:14:24,220
‫هرچند، تو درس‌هاشون هم عملکرد خوبی نداشتن.

219
00:14:26,300 --> 00:14:29,930
‫زندگی یه معلم هیچ‌وقت آسون نیست، مگه نه؟

220
00:14:32,910 --> 00:14:34,520
‫آهای، وروجکا!

221
00:14:35,030 --> 00:14:38,480
‫اینجا جای استفاده از جادو نیست. برگردین تو زمین.

222
00:14:38,780 --> 00:14:40,500
‫ولی سال‌بالایی‌ها اونجان...

223
00:14:40,500 --> 00:14:42,940
‫چیه، ازشون می‌ترسین؟ یکم دل و جرأت داشته باشین.

224
00:15:00,460 --> 00:15:01,610
‫صبح بخیر.

225
00:15:03,020 --> 00:15:04,880
‫چه زود صبح شد!

226
00:15:05,440 --> 00:15:09,100
‫اگه دست نجنبونی و بلند نشی، به صبحونه نمی‌رسیم.

227
00:15:10,610 --> 00:15:11,560
‫غــــــــــذا!

228
00:15:11,560 --> 00:15:13,690
‫خدا کنه امروز صبحونه برنج باشه.

229
00:15:13,690 --> 00:15:14,440
‫برنجه.

230
00:15:14,440 --> 00:15:18,010
‫ایـــــــــــــــول! غذا، غذا!

231
00:15:18,010 --> 00:15:22,030
‫عملاً هیچ کاری از دست من براش برنمیاد.

232
00:15:22,770 --> 00:15:24,970
‫نه قدرتش رو دارم که ازش محافظت کنم

233
00:15:24,970 --> 00:15:27,030
‫و نه شجاعتش رو دارم که جاش رو تو جنگ بگیرم.

234
00:15:27,880 --> 00:15:29,660
‫در عوض، اونه که داره از من محافظت می‌کنه.

235
00:15:30,750 --> 00:15:34,500
‫درسته. تا وقتی که جنگ ادامه داره.

236
00:15:36,690 --> 00:15:37,800
‫شینا!

237
00:15:38,250 --> 00:15:39,960
‫موهامو برام درست می‌کنی؟

238
00:15:41,160 --> 00:15:41,710
‫اوهوم.

239
00:15:45,380 --> 00:15:48,050
‫ریاضی خیلی خسته‌کننده‌ست.

240
00:15:48,440 --> 00:15:50,420
‫می‌خوای امشب باهم درس بخونیم؟

241
00:15:50,420 --> 00:15:53,140
‫عمراً. خیلی خسته‌کننده‌ست.

242
00:15:53,140 --> 00:15:55,970
‫به‌نظرم وقتی یادش بگیری می‌فهمی خیلی هم جالبه.

243
00:15:55,970 --> 00:15:57,360
‫نمی‌خوام.

244
00:15:57,940 --> 00:16:01,310
‫من که اکثر اوقات اینجا نیستم.

245
00:16:02,390 --> 00:16:03,750
‫آه، درسته.

246
00:16:03,750 --> 00:16:04,760
‫شینا؟

247
00:16:05,150 --> 00:16:07,580
‫کلاس بعدی تو آزمایشگاهه.

248
00:16:07,580 --> 00:16:08,410
‫آه!

249
00:16:08,700 --> 00:16:10,060
‫آزمایشگاه؟

250
00:16:10,060 --> 00:16:12,040
‫میمی، دفتر و خودکارت رو بردار.

251
00:16:12,040 --> 00:16:13,160
‫وایسا. خودکارت کو؟

252
00:16:13,490 --> 00:16:15,340
‫همین الان افتاد.

253
00:16:15,340 --> 00:16:16,620
‫ولش نکن به امون خدا.

254
00:16:16,930 --> 00:16:18,350
‫می‌تونی برش داری؟

255
00:16:18,350 --> 00:16:19,480
‫نه، نمی‌تونم.

256
00:16:19,480 --> 00:16:20,420
‫آخ!

257
00:16:20,420 --> 00:16:21,500
‫حالت خوبه؟

258
00:16:21,500 --> 00:16:24,030
‫زود باش، خودت برش دار.

259
00:16:24,030 --> 00:16:27,040
‫شینا، انگار شدی مامانش.

260
00:16:27,040 --> 00:16:27,950
‫ها؟

261
00:16:27,040 --> 00:16:27,950
‫عه؟

262
00:16:30,210 --> 00:16:33,300
‫می‌گم... می‌گم، الان می‌خوایم چیکار کنیم؟

263
00:16:33,300 --> 00:16:35,280
‫قراره جادوی درمان رو تمرین کنیم.

264
00:16:35,790 --> 00:16:39,030
‫هرچند آدمای خیلی کمی استعدادش رو دارن.

265
00:16:40,550 --> 00:16:43,480
‫می‌گم، تصمیم گرفتی روز قدردانی رو با کی باشی؟

266
00:16:43,480 --> 00:16:44,760
‫هفته‌ی دیگه بود؟

267
00:16:44,760 --> 00:16:45,900
‫هنوز تصمیمی نگرفت.

268
00:16:45,900 --> 00:16:47,180
‫پس بیا باهم باشیم!

269
00:16:47,180 --> 00:16:48,900
‫روز قدردانی؟

270
00:16:48,900 --> 00:16:51,870
‫خلاصه بگم، مثل روز نظافته.

271
00:16:52,220 --> 00:16:55,870
‫می‌ریم کلاس‌ها، راهروها، باغ‌ها، سالن‌ها،

272
00:16:55,870 --> 00:16:58,350
‫و حتی کتابخونه رو تمیز و مرتب می‌کنیم.

273
00:16:59,790 --> 00:17:01,300
‫بوی دردسر می‌ده.

274
00:17:01,300 --> 00:17:03,590
‫نباید این‌طوری بگی.

275
00:17:03,590 --> 00:17:07,720
‫این روزیه که به خاطر پرورشمون، دِین‌مون رو به مدرسه ادا می‌کنیم.

276
00:17:07,720 --> 00:17:12,420
‫تازه، دانش‌آموزای همه‌ی پایه‌ها کارها رو بین
‫خودشون تقسیم می‌کنن، پس اونقدرام سخت نیست.

277
00:17:17,590 --> 00:17:18,750
‫چیزی فهمیدی؟

278
00:17:19,200 --> 00:17:20,630
‫هنوز نمی‌دونم.

279
00:17:20,630 --> 00:17:23,310
‫باید مستقیم از خودش بپرسی.

280
00:17:23,310 --> 00:17:25,130
‫اون‌جوری شینا تو رودربایستی می‌مونه.

281
00:17:25,730 --> 00:17:29,130
‫تازه، حتی اگه فران-سنسه چیزی بهش گفته باشه،

282
00:17:29,130 --> 00:17:31,570
‫فکر نکنم بتونه درباره‌اش حرف بزنه.

283
00:17:31,570 --> 00:17:35,390
‫اینکه میمی-چان احیا شده یا نه، درسته؟

284
00:17:35,390 --> 00:17:36,330
‫اوهوم.

285
00:17:36,330 --> 00:17:39,450
‫ولی اگه باشه، همه‌چی منطقی می‌شه.

286
00:17:40,020 --> 00:17:43,420
‫من از یکی از بچه‌های کلاس ۱۷ یه چیزی شنیدم.

287
00:17:43,420 --> 00:17:48,200
‫اینکه تو نبرد دیده یه نفر دقیقاً از وسط نصف شده،

288
00:17:48,200 --> 00:17:51,120
‫اما وقتی برگشته تو محوطه، هیچ‌کس نمرده بوده.

289
00:17:52,220 --> 00:17:56,960
‫آدمایی که با جادوی احیا برمی‌گردن زندگی ابدی به‌دست میارن

290
00:17:56,960 --> 00:17:58,740
‫و دیگه هیچ‌وقت نمی‌میرن.

291
00:18:00,020 --> 00:18:03,850
‫فکر نمی‌کنی این‌جور طلسمای قدیمی یه‌جورایی رومانتیک به‌نظر میان؟

292
00:18:04,140 --> 00:18:05,870
‫رومانتیک؟

293
00:18:05,870 --> 00:18:10,820
‫آخه... تو از جون خودت مایه می‌ذاری تا یکی دیگه رو به زندگی برگردونی.

294
00:18:10,820 --> 00:18:14,700
‫پس حتماً احساس خیلی عمیقی به اون شخص داری، درسته؟

295
00:18:15,110 --> 00:18:19,410
‫اینکه تمام روحت و تمام جادوت رو به کسی که دوستش داری بدی...

296
00:18:20,720 --> 00:18:22,000
‫فوق‌العاده نیست؟

297
00:18:23,000 --> 00:18:26,210
‫معلومه که از این‌جور چیزا خوشت میاد، آری.

298
00:18:26,210 --> 00:18:28,290
‫بیخیال. می‌دونم که تو هم خوشت میاد.

299
00:18:28,290 --> 00:18:31,050
‫ها؟ به‌نظر من که یه خورده مسخره‌ست.

300
00:18:31,050 --> 00:18:33,300
‫پس از چه‌جور طلسمایی خوشت میاد؟

301
00:18:34,840 --> 00:18:38,150
‫از طلسم‌های نورانی که صحنه‌های قشنگی مثل این می‌سازن...

302
00:18:38,640 --> 00:18:42,560
‫و طلسم‌های حروف که اجازه می‌دن احساست رو بنویسی خوشم میاد.

303
00:18:43,030 --> 00:18:45,580
‫دیدی؟ اینام رومانتیک نیستن مگه؟

304
00:18:45,580 --> 00:18:46,810
‫نـ ــ نه...

305
00:18:49,580 --> 00:18:51,440
‫عجب انفجاری بود.

306
00:18:51,440 --> 00:18:56,280
‫گفته بودن حملات دشمن اخیراً شدیدتر شده.

307
00:18:56,280 --> 00:18:58,870
‫فقط امیدوارم به شهر نخورن.

308
00:19:01,190 --> 00:19:02,870
‫اگه می‌تونستی، این کار رو می‌کردی؟

309
00:19:03,710 --> 00:19:09,670
‫اگه می‌تونستی از جادوی احیا استفاده کنی
‫و من درست جلوی چشم‌هات توی جنگ می‌مردم.

310
00:19:11,240 --> 00:19:13,510
‫سیران، خودت چطوری به این سوال جواب می‌دی؟

311
00:19:13,510 --> 00:19:16,300
‫جواب سوال رو با سوال نده.

312
00:19:17,920 --> 00:19:21,180
‫بیا دیگه از اینکه چی می‌شد اگه... حرف نزنیم.

313
00:19:22,030 --> 00:19:23,280
‫حق با توئه.

314
00:19:29,750 --> 00:19:31,120
‫یه خورده دیگه مونده.

315
00:19:31,670 --> 00:19:35,260
‫اوه! وایسا یه لحظه! این‌طوری دویدن خطرناکه!

316
00:19:35,260 --> 00:19:37,290
‫زود باش، زود باش!

317
00:19:40,830 --> 00:19:43,370
‫وااااااااای، چه خوشگله!

318
00:19:43,680 --> 00:19:45,760
‫چقدر گل مینا!

319
00:19:46,470 --> 00:19:49,210
‫این فقط یه زمین خالیه که هیچ‌کس بهش نمی‌رسه.

320
00:19:49,640 --> 00:19:52,560
‫نــــخـــیـــر، به‌نظرم خیلی هم قشنگه!

321
00:19:53,100 --> 00:19:54,550
‫واااای.

322
00:19:54,860 --> 00:19:57,420
‫تا چشم کار می‌کنه فقط گله!

323
00:19:57,420 --> 00:19:58,940
‫واقعا خوشحال به‌نظر می‌رسه.

324
00:20:00,460 --> 00:20:04,000
‫یعنی تمام این مدتی که تو مدرسه بودی هیچ‌وقت اینجا رو ندیده بودی؟

325
00:20:04,480 --> 00:20:08,600
‫اوهوم. با اینکه از همون موقع که بهش می‌گفتن «بایگانی» اینجا بودم.

326
00:20:08,600 --> 00:20:10,230
‫بایگانی؟

327
00:20:10,230 --> 00:20:10,920
‫اوهوم.

328
00:20:11,350 --> 00:20:13,870
‫پس باید مال خیلی‌وقت پیش باشه.

329
00:20:14,360 --> 00:20:17,230
‫اصلاً چند ساله که زنده‌ای، میمی؟

330
00:20:17,230 --> 00:20:18,620
‫تا حالا نشمردم.

331
00:20:18,620 --> 00:20:20,120
‫معلومه.

332
00:20:20,120 --> 00:20:23,950
‫ولی... روزی رو که اینجا تبدیل به مدرسه شد یادمه.

333
00:20:24,830 --> 00:20:28,500
‫قبل از اون، بهم اجازه می‌دادن یکم برم بیرون،

334
00:20:28,500 --> 00:20:32,350
‫ولی بعدش گفتن یه عالمه بچه قراره بیان اینجا،

335
00:20:32,350 --> 00:20:34,750
‫دیگه اصلاً نذاشتن برم بیرون.

336
00:20:36,170 --> 00:20:38,470
‫فقط می‌ذاشتن برم بجنگم،

337
00:20:39,000 --> 00:20:43,240
‫ولی... اگه تو راه برگشت جای دیگه‌ای می‌موندم
‫دعوام می‌کردن. خیلی حوصلم سر می‌رفت.

338
00:20:43,640 --> 00:20:44,930
‫حوصله‌ت سر می‌رفت؟

339
00:20:47,540 --> 00:20:48,990
‫این برای چیه؟

340
00:20:49,420 --> 00:20:50,500
‫قشنگه!

341
00:20:52,440 --> 00:20:53,650
‫ولی الان...

342
00:20:54,460 --> 00:20:56,110
‫الان بهت خوش می‌گذره؟

343
00:20:56,110 --> 00:20:58,870
‫آره! تماشای گل‌ها خیلی کیف می‌ده!

344
00:20:58,870 --> 00:21:01,210
‫خوشحالم. مدرسه چطور؟

345
00:21:01,210 --> 00:21:02,660
‫مدرسه هم خیلی باحاله!

346
00:21:03,450 --> 00:21:09,820
‫نقاشی می‌کشم، با بقیه غذا می‌خورم و حتی لباسای شکل هم می‌پوشیم.

347
00:21:09,820 --> 00:21:14,630
‫ولی از همه بهتر اینه که می‌تونم تمام وقتم رو با تو بگذرونم، شینا!

348
00:21:15,630 --> 00:21:19,460
‫به منم با تو خیلی خوش می‌گذره، میمی.

349
00:21:21,460 --> 00:21:23,010
‫داری چی می‌سازی؟

350
00:21:23,320 --> 00:21:27,760
‫اینو می‌گی؟ هم‌اتاقیم قبل از تو بهم یاد داد چطوری از این‌ها درست کنم.

351
00:21:30,660 --> 00:21:34,150
‫ببخشید که خیلی خوب درنیومد،

352
00:21:34,790 --> 00:21:35,960
‫ولی هدیه‌م به توئه.

353
00:21:35,960 --> 00:21:37,360
‫وااااای!

354
00:21:37,360 --> 00:21:39,380
‫شینا، یه آینه بده!

355
00:21:39,380 --> 00:21:40,430
‫باشه، باشه.

356
00:21:41,350 --> 00:21:43,310
‫اووووووه!

357
00:21:44,310 --> 00:21:48,410
‫میمی خیلی وقته که زنده‌ست، ولی تا حالا هیچی...

358
00:21:44,960 --> 00:21:46,680
‫خیلی نازه!

359
00:21:48,760 --> 00:21:51,790
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

360
00:21:51,790 --> 00:21:53,070
‫خب؟

361
00:21:53,070 --> 00:21:55,300
‫اوهوم... عالی شده.

362
00:21:57,710 --> 00:22:00,690
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

363
00:22:01,400 --> 00:22:04,870
‫حتی اگه فقط وقت‌های باشه که مثل الان با همیم.

364
00:22:06,530 --> 00:22:09,500
‫میمی، بعدش می‌خوای چیکار کنی؟

365
00:22:09,520 --> 00:22:19,520
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
