1
00:00:01,830 --> 00:00:06,580
‫این مرکز یه پرورشگاهه که بچه‌هایی رو
‫پذیرش می‌کنه که هیچ جایی برای رفتن ندارن...

2
00:00:06,580 --> 00:00:08,900
‫و اون‌ها رو برای جنگ آموزش می‌ده—

3
00:00:08,900 --> 00:00:11,910
‫این‌جا به اسم «مؤسسه‌ی ملی آموزش
‫سلاح‌های جادویی جنگی» ‫هم شناخته می‌شه.

4
00:00:11,910 --> 00:00:17,800
‫این اسم رسمیشه، اما ما فقط بهش می‌گیم «مدرسه».

5
00:00:31,900 --> 00:00:33,680
‫بالأخره بیدار شدی!

6
00:00:34,790 --> 00:00:37,080
‫نـ ــ نمی‌تونم نفس بکشم.

7
00:00:40,370 --> 00:00:43,150
‫اگه می‌خوای بیدارم کنی، ‫لطفاً به روش عادی انجامش بده!

8
00:00:44,310 --> 00:00:49,000
‫توی این یک ماهی که هم‌اتاقی شدیم،
‫خیلی چیزها درباره‌ی «میمی» یاد گرفتم.

9
00:00:49,440 --> 00:00:50,860
‫صبح بخیر، میمی.

10
00:00:50,860 --> 00:00:52,160
‫صبح بخیر!

11
00:00:52,160 --> 00:00:53,970
‫شینا، دیرت می‌شه ها.

12
00:00:56,160 --> 00:00:58,340
‫اوه نه! انقدر دیر شده؟

13
00:00:58,340 --> 00:00:59,900
‫چقدر تو خوابالویی!

14
00:00:59,900 --> 00:01:01,620
‫باید زودتر بهم می‌گفتی!

15
00:01:06,470 --> 00:01:07,990
‫موهات رو شونه کردی؟

16
00:01:09,630 --> 00:01:10,810
‫جورابات رو پوشیدی؟

17
00:01:13,800 --> 00:01:14,760
‫اوه!

18
00:01:14,760 --> 00:01:15,800
‫حدس می‌زدم.

19
00:01:19,070 --> 00:01:20,690
‫شینا!

20
00:01:21,190 --> 00:01:23,920
‫فقط یه لنگه جوراب پیدا کردم!

21
00:01:23,920 --> 00:01:24,860
‫عـــــــه؟

22
00:01:25,730 --> 00:01:26,750
‫آآآآه...

23
00:01:27,830 --> 00:01:31,080
‫ای بابا، موهات هم که بهم‌ریخته‌ست.

24
00:01:35,370 --> 00:01:38,410
‫با اینکه شایعه شده اون یه‌جور سلاح فوق سری‌ـه،

25
00:01:38,410 --> 00:01:43,320
‫در واقع خیلی خونسرده و اصلاً به ظاهرش اهمیت نمی‌ده.

26
00:01:51,320 --> 00:01:54,010
‫بدغذا نیست و هر چیزی می‌خوره.

27
00:01:54,420 --> 00:01:59,150
‫خیلی‌خب. حالا، بیاید نقطه‌ی تلاقی ‫این دو تا تابع رو پیدا کنیم.

28
00:02:10,100 --> 00:02:11,790
‫بازم یه «بی+»...

29
00:02:11,790 --> 00:02:12,930
‫شینا!

30
00:02:13,480 --> 00:02:14,280
‫امکان نداره!

31
00:02:14,660 --> 00:02:16,200
‫نمره‌ی کامل!

32
00:02:15,100 --> 00:02:19,720
‫توی ریاضی ضعیفه، ولی توی امتحان‌های تاریخ نمره‌ی کامل می‌گیره.

33
00:02:20,230 --> 00:02:23,160
‫واقعاً نمونه‌ی بارز تضاده. تازه...

34
00:02:23,160 --> 00:02:24,590
‫میمی؟

35
00:02:25,140 --> 00:02:28,040
‫بعضی وقت‌ها هم فران-سنسه میاد تا بهش سر بزنه.

36
00:02:25,350 --> 00:02:28,340
‫عـــــــه... فکر کردم کیه، تویی پیرمرد؟

37
00:02:28,340 --> 00:02:30,090
‫بهم نگو پیرمرد.

38
00:02:30,540 --> 00:02:33,590
‫خیلی‌خب، بذار داخل ‫دهنت رو چک کنم. بگو آآآ.

39
00:02:34,880 --> 00:02:37,050
‫پیرآآآآآآمرد!

40
00:02:35,610 --> 00:02:37,050
‫گفتم بگو «آآآآ»!

41
00:02:37,860 --> 00:02:40,700
‫بیشتر از اینکه معلمش باشه، ‫براش مثل یه مادر می‌مونه.

42
00:02:41,640 --> 00:02:43,740
‫توجه. توجه.

43
00:02:43,740 --> 00:02:47,560
‫دانش‌آموزان زیر باید به ‫دروازه‌ی جلویی گزارش بدن و برای اعزام آماده بشن:

44
00:02:47,960 --> 00:02:49,390
‫۱۴۰۷،

45
00:02:49,390 --> 00:02:50,780
‫۱۶۱۱،

46
00:02:49,750 --> 00:02:50,780
‫بجنب.

47
00:02:50,780 --> 00:02:51,440
‫چشم!

48
00:02:50,780 --> 00:02:52,270
‫۱۶۱۳،

49
00:02:52,040 --> 00:02:54,830
‫شینا! بعداً برمی‌گردم!

50
00:02:52,270 --> 00:02:53,440
‫۱۶۱۴،

51
00:02:53,780 --> 00:02:55,200
‫۱۶۱۸،

52
00:02:55,200 --> 00:02:56,700
‫۱۷۰۱،

53
00:02:56,700 --> 00:02:58,080
‫۱۷۰۳،

54
00:02:57,800 --> 00:03:00,660
‫وقتی می‌بینم با لبخند ‫به سمت میدان نبرد می‌ره،

55
00:02:58,080 --> 00:02:59,430
‫۱۷۰۹،

56
00:02:59,430 --> 00:03:00,660
‫۱۷۱۱،

57
00:03:00,660 --> 00:03:02,880
‫چه حسی باید داشته باشم؟

58
00:03:00,660 --> 00:03:02,250
‫۱۷۱۲،

59
00:03:02,250 --> 00:03:03,660
‫۱۷۱۴،

60
00:03:03,660 --> 00:03:05,060
‫۱۷۱۵،

61
00:03:04,630 --> 00:03:05,540
‫من...

62
00:03:05,060 --> 00:03:06,590
‫۱۷۲۱،

63
00:03:06,500 --> 00:03:07,630
‫درست چیزی نمی‌دونم.

64
00:03:06,590 --> 00:03:07,900
‫۱۷۲۴.

65
00:03:07,900 --> 00:03:08,960
‫همین.

66
00:03:08,980 --> 00:03:18,980
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

67
00:04:39,630 --> 00:04:44,260
Translation: Arielle

68
00:04:45,940 --> 00:04:49,480
‫چرا هر بار که می‌ره ‫انقدر خوشحاله...

69
00:04:50,130 --> 00:04:53,150
‫از درد خوشت نمیاد، نه؟ ‫میمی هم خوشش نمیاد.

70
00:04:53,830 --> 00:04:56,350
‫...وقتی گفت از درد خوشش نمیاد؟

71
00:04:56,350 --> 00:04:58,610
‫دیدی؟ می‌دونستم این‌جاست.

72
00:04:59,150 --> 00:05:00,740
‫آری؟ سیران؟

73
00:05:01,220 --> 00:05:03,230
‫می‌خوای با هم ناهار بخوریم؟

74
00:05:06,240 --> 00:05:08,690
‫خیلی برنج دوست داری‌ها، شینا.

75
00:05:08,690 --> 00:05:12,220
‫آره. از وقتی بچه بودم غذای اصلیم بوده.

76
00:05:12,220 --> 00:05:15,380
‫برای همینه که «میمی» بهت ‫می‌گه «دختر کوفته‌برنجی»؟

77
00:05:15,380 --> 00:05:16,710
‫ها؟ اوه، خب اون...

78
00:05:17,090 --> 00:05:20,260
‫اتفاقی روز قبل از اینکه به کلاسمون ‫منتقل بشه، دیدمش.

79
00:05:20,260 --> 00:05:23,090
‫کوفته‌برنجی‌هایی که خوراکی نصفه‌شب درست کرده بودم رو بهش دادم.

80
00:05:23,090 --> 00:05:26,530
‫پس شدی دختر کوفته‌برنجی چون بهش کوفته‌برنجی دادی.

81
00:05:26,530 --> 00:05:27,660
‫اوهوم.

82
00:05:27,660 --> 00:05:30,470
‫راستی... کاگاری-سان هنوز توی عملیات اعزامیه؟

83
00:05:30,470 --> 00:05:31,520
‫اوهوم.

84
00:05:31,520 --> 00:05:34,460
‫فکر نمی‌کنم لازم باشه نگران باشی.

85
00:05:34,460 --> 00:05:37,720
‫مطمئنم یادت هست که توی ‫نبرد آزمایشی چه اتفاقی افتاد.

86
00:05:40,010 --> 00:05:41,900
‫اولین‌بار بود همچین چیزی می‌دیدم.

87
00:05:43,820 --> 00:05:47,670
‫حتی تونست نظر سیران رو هم جلب کنه. نه؟

88
00:05:47,670 --> 00:05:52,080
‫مـ ــ من هیچ‌وقت ادعا نکردم که ‫از همون اول بهش شک داشتم.

89
00:05:52,080 --> 00:05:55,910
‫نه تنها توی نبرد فوق‌العاده بود، اون ‫بوسه‌اش هم واقعاً یه چیز دیگه بود.

90
00:05:55,910 --> 00:05:57,500
‫جادوی بازیابی رو می‌گی دیگه؟

91
00:05:57,500 --> 00:06:01,150
‫عــــه؟ شما داشتین می‌دیدین که میمی از جادوی بازیابیش استفاده کرد؟

92
00:06:01,150 --> 00:06:01,760
‫آره.

93
00:06:01,760 --> 00:06:07,350
‫اول ‫قرار بود فران-سنسه تو رو درمان کنه،
‫ولی کاگاری-سان اصرار کرد که خودم انجامش می‌دم.

94
00:06:08,450 --> 00:06:13,810
‫پس وقتی میمی گفت که منو درمان کرده، راست می‌گفت.

95
00:06:14,080 --> 00:06:15,030
‫ازش متنفری؟

96
00:06:15,030 --> 00:06:15,770
‫عــــــه؟!

97
00:06:15,770 --> 00:06:17,090
‫منظورم میمی-چانه.

98
00:06:17,090 --> 00:06:19,460
‫آهای، آری! مؤدب باش!

99
00:06:18,520 --> 00:06:21,300
‫نـ ــ نـــــه، اصلاً ازش متنفر نیستم!

100
00:06:21,300 --> 00:06:23,080
‫ولی ازش خوشت نمیاد، مگه نه؟

101
00:06:23,610 --> 00:06:27,000
‫آخه چرا این‌قدر رک حرفتو می‌زنی؟

102
00:06:27,000 --> 00:06:28,960
‫خب، واقعاً می‌خوام بدونم.

103
00:06:30,040 --> 00:06:31,580
‫ازش متنفر نیستم.

104
00:06:33,000 --> 00:06:34,690
‫این حقیقته.

105
00:06:35,470 --> 00:06:41,520
‫ولی اولین‌باری که میمی رو دیدم، تازه از میدون جنگ برگشته بود،

106
00:06:41,520 --> 00:06:44,010
‫سرتاپاش خونی بود.

107
00:06:45,360 --> 00:06:48,350
‫با این‌حال، وقتی باهام حرف می‌زد شاد و خندون بود،

108
00:06:49,260 --> 00:06:51,680
‫با اینکه احتمالاً کلی آدم رو ‫کشته بود.

109
00:06:52,630 --> 00:06:56,590
‫درک می‌کنم که توی جنگیم، پس شاید ‫اوضاع این‌جا همین‌طوری باشه،

110
00:06:56,590 --> 00:07:01,090
‫ولی نمی‌تونستم بفهمم چطور ‫کسی می‌تونه این‌طوری رفتار کنه.

111
00:07:02,320 --> 00:07:05,300
‫برای همین نمی‌خواستم دور و برش باشم.

112
00:07:05,300 --> 00:07:06,480
‫که این‌طور.

113
00:07:07,510 --> 00:07:10,000
‫آدم افتضاحی‌ام، مگه نه؟

114
00:07:11,590 --> 00:07:14,910
‫ولی درک می‌کنم. ‫با توجه به این وضعیت.

115
00:07:15,780 --> 00:07:19,090
‫همه‌ی آدم‌ها گاهی همچین حسی پیدا می‌کنن.

116
00:07:19,090 --> 00:07:20,130
‫ولی، می‌دونی...

117
00:07:20,750 --> 00:07:23,760
‫انگار میمی هم گاهی‌اوقات ‫زخمی می‌شه.

118
00:07:24,190 --> 00:07:27,340
‫گفت این کار داره ‫و ازش خوشش نمیاد.

119
00:07:27,720 --> 00:07:31,810
‫وقتی اینو گفت، باعث شد فکر کنم ‫که شاید اونم دقیقاً مثل ماست.

120
00:07:31,810 --> 00:07:32,940
‫عــــه؟ واقعاً؟

121
00:07:32,940 --> 00:07:34,180
‫ا ــ اوهوم.

122
00:07:34,180 --> 00:07:37,260
‫ولی مردم می‌گن که میمی جاودانه‌ست.

123
00:07:37,260 --> 00:07:38,020
‫عــــه؟

124
00:07:38,350 --> 00:07:40,230
‫«میمی، اون سلاح مخفی افسانه‌ای،

125
00:07:40,560 --> 00:07:43,080
‫هرگز نمی‌میره، فارغ از اینکه چقدر بد زخمی شده باشه.»

126
00:07:43,440 --> 00:07:46,740
‫«اون می‌تونه بی‌وقفه بجنگه، ‫درست مثل سلاحی که هست.»

127
00:07:47,510 --> 00:07:49,280
‫یا حداقل، این چیزیه که مردم می‌گن.

128
00:07:49,830 --> 00:07:51,000
‫میمی رو می‌گن؟

129
00:07:51,000 --> 00:07:51,990
‫گفتن دوازده نفر!

130
00:07:51,990 --> 00:07:54,100
‫گفتن دوازده نفر برگشتن!

131
00:07:54,900 --> 00:07:56,410
‫دوازده نفر.

132
00:07:56,410 --> 00:07:58,920
‫پس دو نفر برنگشتن.

133
00:07:59,540 --> 00:08:02,700
‫این یعنی فردا بازم ‫زمان دعا کردن داریم.

134
00:08:06,030 --> 00:08:06,820
‫خداحافظ.

135
00:08:06,820 --> 00:08:09,220
‫هروقت میمی-چان برگشت ‫خبرمون کن، باشه؟

136
00:08:09,220 --> 00:08:09,880
‫اوهوم.

137
00:08:12,740 --> 00:08:17,380
‫آری، انگار داری از اتفاقاتی که ‫بین شینا و کاگاری میفته لذت می‌بری.

138
00:08:18,510 --> 00:08:22,900
‫شینا همیشه یکم ‫در برابر بقیه خجالتی بوده.

139
00:08:22,900 --> 00:08:23,820
‫عـــه؟

140
00:08:23,820 --> 00:08:26,690
‫انگار این‌جا توی مدرسه احساس راحتی نمی‌کنه.

141
00:08:26,690 --> 00:08:28,950
‫فکر کنم. که چی؟

142
00:08:28,950 --> 00:08:33,910
‫حالا که با میمی-چانه، فکر کنم ‫مجبور می‌شه یاد بگیره تغییر کنه.

143
00:08:35,100 --> 00:08:36,810
‫برای دیدنش هیجان‌زده نیستی؟

144
00:08:39,040 --> 00:08:42,490
‫پس این چیزی بود ذهنت رو درگیر کرده بود؟

145
00:08:42,900 --> 00:08:46,300
‫جلوی بقیه از این حرف‌ها نزن، باشه؟

146
00:08:46,300 --> 00:08:48,490
‫مردم فکر می‌کنن آدم بی‌رحمی هستی.

147
00:08:49,180 --> 00:08:52,220
‫برام مهم نیست بقیه چی فکر می‌کنن...

148
00:08:53,580 --> 00:08:55,730
‫تا وقتی که تو رو دارم.

149
00:08:57,670 --> 00:09:01,740
‫ا ــ این حرف‌ها رو هم جلوی بقیه نزن.

150
00:09:03,980 --> 00:09:06,060
‫بیا بریم. باید راه بیفتیم.

151
00:09:10,930 --> 00:09:12,700
‫خیلی دیرتر از همیشه برگشتی.

152
00:09:12,700 --> 00:09:16,660
‫خسارت زیاد بود... و جمع‌کردن همه‌ی تکه‌هاش ‫زمان زیادی برد.

153
00:09:16,990 --> 00:09:18,120
‫دوباره؟

154
00:09:18,120 --> 00:09:19,300
‫بله.

155
00:09:19,300 --> 00:09:21,330
‫چه بچه‌ی دردسرسازیه.

156
00:09:21,780 --> 00:09:24,270
‫اصلاً به دستوراتم گوش نمی‌ده.

157
00:09:24,270 --> 00:09:26,130
‫خیلی‌خب، من بااجازه‌تون برم.

158
00:09:26,760 --> 00:09:27,880
‫باشه باشه.

159
00:09:28,220 --> 00:09:29,830
‫بازم خسته نباشی.

160
00:09:32,110 --> 00:09:33,380
‫خب، دیگه.

161
00:09:44,230 --> 00:09:45,910
‫چه افتضاحی شده.

162
00:09:48,500 --> 00:09:50,320
‫انتظار نداشته باش دست به سیاه و سفید بزنم.

163
00:09:50,740 --> 00:09:52,200
‫خودت خودت رو درمان کن.

164
00:10:05,490 --> 00:10:08,060
‫هیچ‌وقت به اینکه ‫چقدر حال‌بهم‌زنه عادت نمی‌کنم.

165
00:10:14,190 --> 00:10:18,430
‫چند بار بهت گفتم ‫توی نبرد بیشتر مراقب باشی؟

166
00:10:18,830 --> 00:10:20,860
‫حتی لباس‌هات رو هم داغون کردی.

167
00:10:20,860 --> 00:10:23,060
‫فقط می‌خواستم سریع برگردم خونه.

168
00:10:26,660 --> 00:10:29,250
‫قبل از اینکه برگردی حتماً خودت رو بشور.

169
00:10:29,250 --> 00:10:30,520
‫چـــشـــم.

170
00:10:34,390 --> 00:10:37,870
‫ساعت‌هاست که اعزام شدن.

171
00:10:38,550 --> 00:10:41,830
‫اوه نه. نکنه اونم جزو اون دو نفری باشه که...

172
00:10:45,410 --> 00:10:48,640
‫بسه. نباید نیمه‌ی خالی رو ببینم.

173
00:10:49,190 --> 00:10:52,090
‫شرط می‌بندم وقتی برگرده خیلی گشنه‌شه.

174
00:11:06,270 --> 00:11:12,180
‫میمی، معذرت می‌خوام... واسه اینکه... فکر ‫می‌کردم ترسناکی.

175
00:11:13,190 --> 00:11:16,390
‫یه صدایی توی گوشم ‫مدام بهم می‌گفت فرار کنم.

176
00:11:17,800 --> 00:11:21,950
‫با اینکه لبخند می‌زدی ‫و باهام خیلی صمیمی بودی.

177
00:11:23,660 --> 00:11:24,850
‫شینا؟

178
00:11:26,190 --> 00:11:27,110
‫میمی!

179
00:11:27,110 --> 00:11:28,170
‫شیناست که!

180
00:11:28,170 --> 00:11:29,960
‫میمی! میمی!

181
00:11:30,860 --> 00:11:31,940
‫چیزی شده؟

182
00:11:32,620 --> 00:11:35,340
‫نه. خوش اومدی.

183
00:11:35,640 --> 00:11:37,160
‫زخمی شدی؟

184
00:11:37,160 --> 00:11:38,760
‫نه، خوبم.

185
00:11:38,760 --> 00:11:39,760
‫خوبه.

186
00:11:40,880 --> 00:11:41,960
‫خدا رو شکر.

187
00:11:44,180 --> 00:11:46,480
‫ببینم شینا، یه چیزیت عوض شده انگار!

188
00:11:46,790 --> 00:11:48,370
‫بیشتر از همیشه مهربون شدی!

189
00:11:48,370 --> 00:11:50,060
‫آه، خب، اون... چیزه...

190
00:11:50,810 --> 00:11:52,160
‫معذرت می‌خوام!

191
00:11:52,600 --> 00:11:53,320
‫برای چی؟

192
00:11:54,150 --> 00:11:57,360
‫فکر کنم قبلاً خیلی سرد باهات رفتار می‌کردم.

193
00:11:57,360 --> 00:11:59,370
‫هوم؟ جدی می‌گی؟

194
00:11:59,370 --> 00:12:00,600
‫ا ــ اوهوم.

195
00:12:01,220 --> 00:12:07,000
‫تازه، باید زودتر می‌گفتم، ‫ولی ممنون که دستم رو خوب کردی.

196
00:12:07,410 --> 00:12:10,090
‫هــــــه هـــــه! میمی حرف نداره، نه؟

197
00:12:10,090 --> 00:12:10,910
‫اوهوم.

198
00:12:11,610 --> 00:12:14,250
‫خوشحالی که دستت بهتر شده، شینا؟

199
00:12:15,590 --> 00:12:17,760
‫آره، خوشحالم.

200
00:12:19,950 --> 00:12:21,460
‫حــــلـــه!

201
00:12:21,850 --> 00:12:23,390
‫گرسنه‌ای؟

202
00:12:23,390 --> 00:12:24,680
‫بدجور!

203
00:12:30,020 --> 00:12:32,520
‫حتماً از گرسنگی داشته می‌مرده.

204
00:12:32,520 --> 00:12:35,770
‫کوفته‌برنجی‌ها خیلی خوشمزه‌ن! ‫می‌تونم هر روز برنج بخورم!

205
00:12:36,970 --> 00:12:39,850
‫موافقم. برنج خیلی لذیذه.

206
00:12:39,850 --> 00:12:41,840
‫تو هم برنج دوست داری، شینا؟

207
00:12:41,840 --> 00:12:42,530
‫اوهوم.

208
00:12:42,900 --> 00:12:45,370
‫فکر کنم بتونم هر روز بخورمش.

209
00:12:50,310 --> 00:12:51,220
‫میمی؟

210
00:12:51,220 --> 00:12:52,090
‫هوم؟

211
00:12:52,090 --> 00:12:55,740
‫قبل از اینکه به کلاسمون منتقل بشی، کجا بودی؟

212
00:12:55,740 --> 00:12:57,420
‫زیر زمین بودم.

213
00:12:57,420 --> 00:12:58,260
‫زیر زمین؟

214
00:12:58,260 --> 00:12:59,130
‫اوهوم.

215
00:12:59,410 --> 00:13:01,610
‫توی یه جای تاریک، تنهای تنها بودم.

216
00:13:01,610 --> 00:13:07,080
‫عـــه؟ پس... تا حالا فرصت نکردی ‫با بقیه مثل الان غذا بخوری؟

217
00:13:11,810 --> 00:13:16,700
‫میمی... اگه اشکالی نداره، ‫می‌خوای با هم دوست بشیم؟

218
00:13:17,740 --> 00:13:19,170
‫دوست؟

219
00:13:19,490 --> 00:13:21,260
‫تو و من؟

220
00:13:21,260 --> 00:13:24,840
‫عـــا... اگه نمی‌خوای، یا اگه خلاف قوانینه یا چیزی...

221
00:13:24,840 --> 00:13:28,660
‫دوست... اولین دوستی که داشتم.

222
00:13:28,980 --> 00:13:30,200
‫اولین؟

223
00:13:32,990 --> 00:13:34,460
‫دوست!

224
00:13:36,130 --> 00:13:38,550
‫تو و من! ما دوستیم!

225
00:13:39,310 --> 00:13:41,240
‫دوست، دوست!

226
00:13:40,360 --> 00:13:43,040
‫بـ ــ بس کن. نمی‌تونم نفس بکشم!

227
00:13:43,690 --> 00:13:45,970
‫خیلی‌خب، باشه!

228
00:13:43,910 --> 00:13:45,970
‫دوست!

229
00:14:00,410 --> 00:14:02,360
‫چه هوای خوبیه!

230
00:14:02,700 --> 00:14:05,270
‫امروز تعطیلیم، چی‌کار کنیم؟

231
00:14:05,270 --> 00:14:06,700
‫امروز کلاس نداریم؟

232
00:14:06,700 --> 00:14:07,400
‫نه.

233
00:14:07,400 --> 00:14:10,190
‫دوست‌ها توی روز تعطیل چی کار می‌کنن؟

234
00:14:10,190 --> 00:14:13,080
‫عــــــه؟ بذار ببینم...

235
00:14:13,080 --> 00:14:17,580
‫با هم شیرینی می‌خورن ‫و درباره‌ی مسائل روزمره حرف می‌زنن... گمونم.

236
00:14:17,580 --> 00:14:19,990
‫عـــــه؟ ولی ما که همین الانش هم این کار رو می‌کنیم!

237
00:14:19,990 --> 00:14:21,420
‫عــه... خب باشه.

238
00:14:21,740 --> 00:14:24,080
‫حدس می‌زنم دوست‌ها تولدها و این‌جور چیزها رو هم جشن می‌گیرن؟

239
00:14:24,080 --> 00:14:25,720
‫اوه؟

240
00:14:26,000 --> 00:14:27,150
‫برنجم می‌خورن؟

241
00:14:27,150 --> 00:14:30,770
‫آره، حدس می‌زنم اون هم یکی از احتمالاته.

242
00:14:31,100 --> 00:14:32,140
‫دیگه چی؟

243
00:14:32,140 --> 00:14:33,240
‫دیگه چی...

244
00:14:33,690 --> 00:14:36,020
‫دوست‌ها موقعی که توی دردسر میفتن ‫به هم کمک می‌کنن

245
00:14:36,020 --> 00:14:39,200
‫و رازهایی رو به هم می‌گن که به هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌گن.

246
00:14:39,200 --> 00:14:40,430
‫راز؟

247
00:14:40,430 --> 00:14:41,400
‫و بعضی وقتا...

248
00:14:41,400 --> 00:14:45,800
‫خیلی مهمه کسی رو داشته باشی که بتونه
‫حقیقت رو بگه و توصیه‌های صادقانه بده.

249
00:14:46,430 --> 00:14:50,250
‫مثلاً... فکر می‌کنم تو یکم ‫شلخته‌ای، میمی.

250
00:14:50,250 --> 00:14:51,840
‫جدی می‌گی؟

251
00:14:54,130 --> 00:14:56,160
‫میمی، بیا امروز اتاقمون رو تمیز کنیم!

252
00:14:56,160 --> 00:14:58,250
‫عـــــــه؟ توی روز تعطیلمون؟!

253
00:14:58,250 --> 00:14:59,750
‫دقیقاً چون روز تعطیلمونه!

254
00:15:05,680 --> 00:15:07,900
‫تمیزکاری... تمیزکاری...

255
00:15:07,900 --> 00:15:09,640
‫قرار نیست جای دیگه‌ای بریم؟

256
00:15:09,640 --> 00:15:11,920
‫می‌دونی، تمیز کردن واقعاً حس خوبی می‌ده.

257
00:15:11,920 --> 00:15:12,430
‫عـــه.

258
00:15:12,960 --> 00:15:15,200
‫میمی، این کثیفه؟

259
00:15:16,160 --> 00:15:17,480
‫نمی‌دونم.

260
00:15:17,480 --> 00:15:19,510
‫این کاغذها چی‌ان؟

261
00:15:19,510 --> 00:15:22,870
‫عـــا... جزوه‌های کلاسن... احتمالاً.

262
00:15:24,590 --> 00:15:26,280
‫بعداً مرتبشون می‌کنم.

263
00:15:29,810 --> 00:15:31,200
‫یا شاید هم نه.

264
00:15:34,040 --> 00:15:36,060
‫ممنون که صبر کردی. بریم.

265
00:15:37,110 --> 00:15:39,100
‫ملحفه‌ها رو کجا می‌بریم؟

266
00:15:39,100 --> 00:15:40,340
‫لباس‌شویی.

267
00:15:40,340 --> 00:15:42,670
‫«لباس‌شویی»؟ اون چیه دیگه؟

268
00:15:42,670 --> 00:15:46,510
‫جایی که می‌تونی لباس‌های ‫کثیفت و بقیه‌ی چیزها رو بشوری.

269
00:15:47,720 --> 00:15:48,700
‫میمی!

270
00:15:51,350 --> 00:15:53,060
‫دیدی؟ اون طرفه.

271
00:15:53,060 --> 00:15:54,930
‫اوه!

272
00:16:27,260 --> 00:16:30,760
‫دیدی؟ وقتی اتاقت تمیز و مرتب باشه ‫حس خوبی نداره؟

273
00:16:30,760 --> 00:16:31,770
‫آرررره!

274
00:16:36,350 --> 00:16:37,930
‫آخـــــیـــــش!

275
00:16:37,930 --> 00:16:39,660
‫چه خــــــــوبـــــــــه!

276
00:16:39,660 --> 00:16:43,650
‫خیلی‌خب، بیا یکم استراحت کنیم
‫و بعدش یادداشت‌هات رو مرتب کنیم.

277
00:16:43,980 --> 00:16:46,870
‫عــــــه؟ خسته‌م شد این‌قدر موندم تو اتاقمون.

278
00:16:46,870 --> 00:16:47,740
‫باشه...

279
00:16:48,450 --> 00:16:50,380
‫پس... می‌خوای بریم کتابخونه؟

280
00:16:50,380 --> 00:16:51,840
‫کتابخونه؟

281
00:16:50,710 --> 00:16:52,620
‫ببخشید مزاحم شدم.

282
00:16:51,840 --> 00:16:52,620
‫عـــــــــه!

283
00:16:53,000 --> 00:16:55,560
‫فران-سنه؟ این‌جا چی کار می‌کنین؟

284
00:16:55,910 --> 00:16:59,410
‫اومدم اون توله‌جنی که اون‌جاست رو ببرم. میمی؟

285
00:16:59,410 --> 00:17:01,660
‫میمی الان مشغول تمیزکاریه.

286
00:17:01,660 --> 00:17:03,330
‫حداقل یکم اداشو در میاوردی.

287
00:17:03,330 --> 00:17:06,400
‫ولـــــــــــم کن! اوووووووه!

288
00:17:09,620 --> 00:17:10,630
‫بـ ــ ببخشین...

289
00:17:10,630 --> 00:17:11,670
‫هوم؟

290
00:17:11,670 --> 00:17:14,620
‫میمی الان می‌خواد بره جنگ؟

291
00:17:14,620 --> 00:17:17,220
‫معلومه. برای همینه که ‫صداش کردم.

292
00:17:18,330 --> 00:17:19,480
‫اوه، فهمیدم.

293
00:17:19,480 --> 00:17:21,960
‫خیلی‌خب، می‌تونم یه چیزی بهت بگم.

294
00:17:22,950 --> 00:17:26,030
‫لازم نیست نگران باشی. میمی نمی‌تونه بمیره.

295
00:17:26,790 --> 00:17:27,440
‫عـــــه؟

296
00:17:37,950 --> 00:17:40,390
‫بسه دیگه خستم شد این‌قدر رفتم جنگ.

297
00:17:40,390 --> 00:17:43,920
‫هرچی زودتر تمومش کنی، ‫زودترم برمی‌گردی، مگه نه؟

298
00:17:46,220 --> 00:17:48,880
‫هنوز به کسی ‫درباره‌ی رازت چیزی نگفتی، نه؟

299
00:17:49,470 --> 00:17:50,800
‫کارت درسته.

300
00:17:54,760 --> 00:17:57,930
‫پس اصلاً سر کلاس ریاضی ‫گوش نمی‌داده.

301
00:18:00,930 --> 00:18:01,930
‫شینا.

302
00:18:02,610 --> 00:18:04,180
‫آری. سیران.

303
00:18:04,180 --> 00:18:06,700
‫کاگاری-سان بازم اعزام شد؟

304
00:18:07,160 --> 00:18:07,980
‫اوهوم.

305
00:18:07,980 --> 00:18:11,170
‫دیگه رسیده به جایی که ‫تقریباً هر بار می‌فرستنش.

306
00:18:11,670 --> 00:18:13,420
‫اوهوم. ولی...

307
00:18:13,900 --> 00:18:19,140
‫فران-سنسه همین الان گفت نگران نباشم چون میمی نمی‌تونه بمیره—

308
00:18:19,140 --> 00:18:20,030
‫عــــــه؟

309
00:18:20,030 --> 00:18:22,020
‫واقعاً فران-سنسه همچین چیزی گفت؟

310
00:18:22,020 --> 00:18:23,600
‫ا ــ اوهوم.

311
00:18:23,600 --> 00:18:25,250
‫شاید فقط یه استعاره بوده.

312
00:18:25,250 --> 00:18:28,500
‫مثلاً «نگران نباش، اون به اندازه‌ی
‫کافی قوی هست که از خودش مراقبت کنه.»

313
00:18:28,500 --> 00:18:29,700
‫آره، شاید.

314
00:18:30,540 --> 00:18:33,120
‫ولی شایعاتی هستن ‫که همین رو می‌گن.

315
00:18:33,870 --> 00:18:36,550
‫اینکه می‌تونه به زندگی برگرده،
‫یا اینکه یه روحه یا یه همچین چیزی!

316
00:18:36,550 --> 00:18:38,480
‫هـــــــیـــــــس!

317
00:18:40,050 --> 00:18:40,890
‫پس...

318
00:18:40,890 --> 00:18:44,140
‫شینا، حرفی که فران-سنسه بهت زد رو باور می‌کنی؟

319
00:18:44,140 --> 00:18:48,060
‫عــــــه؟ واقعاً نمی‌دونم چی بگم.

320
00:18:48,400 --> 00:18:53,060
‫وقتایی که باهمیم... شاید یکم بچه‌بازی در بیاره، ولی به‌جز اون...

321
00:18:53,060 --> 00:18:54,700
‫مثل یه دختر عادیه.

322
00:18:55,590 --> 00:19:01,990
‫و گفت که قبل از این همیشه تنها بوده،
‫برای همین فکر کردم داشتن یه دوست بهش کمک می‌کنه.

323
00:19:06,870 --> 00:19:08,660
‫میمی چقدر دیر کرد.

324
00:19:09,670 --> 00:19:12,670
‫خورشید دیگه داره طلوع می‌کنه.

325
00:19:30,630 --> 00:19:31,520
‫میمی؟

326
00:19:35,950 --> 00:19:36,780
‫هــــا؟

327
00:19:38,440 --> 00:19:39,910
‫خوش اومدی.

328
00:19:39,910 --> 00:19:44,490
‫چرا هنوز بیداری، شینا؟ ‫از وقت خوابت گذشته،

329
00:19:44,490 --> 00:19:47,350
‫تازه همیشه بهم می‌گی ‫زود برم بخوابم.

330
00:19:48,330 --> 00:19:49,210
‫فکر کنم حق با توئه.

331
00:19:49,550 --> 00:19:51,090
‫توی خوابیدن مشکل داشتی؟

332
00:19:51,090 --> 00:19:52,090
‫نه.

333
00:19:52,610 --> 00:19:57,600
‫فقط فکر کردم شاید اگه برگشتی
‫و اتاق تاریک بود، احساس تنهایی کنی.

334
00:19:57,600 --> 00:19:58,780
‫هـــــا.

335
00:19:59,340 --> 00:20:02,380
‫اوه، ملحفه‌های تمیز رو هم دوباره انداختم روی تختت.

336
00:20:02,380 --> 00:20:03,700
‫وایـــــــی!

337
00:20:05,070 --> 00:20:06,740
‫مشکلی نیست اگه «بپر بپر» کنم؟

338
00:20:06,740 --> 00:20:07,810
‫راحت باش.

339
00:20:09,630 --> 00:20:10,740
‫وووووووویی!

340
00:20:10,740 --> 00:20:13,330
‫بپر بپر بپر بپر!

341
00:20:15,360 --> 00:20:19,440
‫خیلی نرم و پشمالوئه... چقدر گوگولی‌مگولیه.

342
00:20:18,550 --> 00:20:19,820
‫خون.

343
00:20:20,410 --> 00:20:24,680
‫پس به‌جای ما... واقعاً رفته بود جنگیده بود.

344
00:20:27,050 --> 00:20:28,100
‫شینا.

345
00:20:28,100 --> 00:20:28,920
‫هوم؟

346
00:20:28,920 --> 00:20:33,620
‫دوست‌ها رازهایی رو به هم می‌گن که
‫به هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌گن، مگه نه؟

347
00:20:33,620 --> 00:20:35,510
‫خب، اوهوم. می‌گن.

348
00:20:35,860 --> 00:20:38,720
‫ولی معنیش این نیست که لزوماً مجبوری—

349
00:20:38,720 --> 00:20:40,310
‫فردا یه چیزی بهت می‌گم.

350
00:20:40,950 --> 00:20:43,050
‫رازم رو بهت می‌گم.

351
00:20:43,330 --> 00:20:45,350
‫چون تو دوست منی.

352
00:20:49,270 --> 00:20:50,650
‫هی، آروم‌تر!

353
00:20:50,930 --> 00:20:52,400
‫بجنب!

354
00:20:52,400 --> 00:20:53,960
‫شینا؟ میمی-چان؟

355
00:20:54,320 --> 00:20:57,060
‫داریم می‌ریم کافه‌تریا. می‌خواین ناهار رو با هم بخوریـ ــ

356
00:20:56,040 --> 00:20:57,490
‫امروز نمی‌شه!

357
00:20:57,870 --> 00:21:01,200
‫الان داریم می‌ریم که رازهامونو باهم در میون بذاریم!

358
00:21:01,200 --> 00:21:02,180
‫راز؟

359
00:21:02,180 --> 00:21:05,740
‫بجنب! زودباش بیا دیگه!

360
00:21:03,830 --> 00:21:04,740
‫هی! صبر کن!

361
00:21:05,050 --> 00:21:07,270
‫متأسفم! باشه واسه دفعه‌ی بعد!

362
00:21:11,530 --> 00:21:13,490
‫من اولین دوست میمی‌ام.

363
00:21:14,220 --> 00:21:17,940
‫حتماً فکر می‌کنه من یه آدم خیلی خاصم.

364
00:21:19,200 --> 00:21:22,170
‫حتماً منو به چشم یه دوستِ خیلی عزیز می‌بینه.

365
00:21:23,950 --> 00:21:25,180
‫این خوشحالم می‌کنه.

366
00:21:30,310 --> 00:21:31,730
‫کسی دور و برمون نیست، درسته؟

367
00:21:32,320 --> 00:21:35,320
‫چون این یه رازه که ‫فقط می‌تونم به دوستم بگم.

368
00:21:36,710 --> 00:21:39,610
‫چی شده؟ واقعاً انقدر راز بزرگیه؟

369
00:21:39,610 --> 00:21:40,280
‫اوهوم.

370
00:21:41,070 --> 00:21:43,200
‫پس قول بده به کسی نمی‌گی، باشه؟

371
00:21:43,640 --> 00:21:44,280
‫اوهوم.

372
00:21:45,180 --> 00:21:46,270
‫گوش کن...

373
00:21:49,900 --> 00:21:51,870
‫دلیلی که نمی‌تونم بمیرم...

374
00:21:53,630 --> 00:21:56,340
‫اینه‌ که من همین الانشم یه‌بار مردم.

375
00:22:08,130 --> 00:22:09,080
‫عــــــــــــــه؟

376
00:22:09,100 --> 00:22:19,100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
