WEBVTT

00:01.830 --> 00:06.580
‫این مرکز یه پرورشگاهه که بچه‌هایی رو
‫پذیرش می‌کنه که هیچ جایی برای رفتن ندارن...

00:06.580 --> 00:08.900
‫و اون‌ها رو برای جنگ آموزش می‌ده—

00:08.900 --> 00:11.910
‫این‌جا به اسم «مؤسسه‌ی ملی آموزش
‫سلاح‌های جادویی جنگی» ‫هم شناخته می‌شه.

00:11.910 --> 00:17.800
‫این اسم رسمیشه، اما ما فقط بهش می‌گیم «مدرسه».

00:31.900 --> 00:33.680
‫بالأخره بیدار شدی!

00:34.790 --> 00:37.080
‫نـ ــ نمی‌تونم نفس بکشم.

00:40.370 --> 00:43.150
‫اگه می‌خوای بیدارم کنی، ‫لطفاً به روش عادی انجامش بده!

00:44.310 --> 00:49.000
‫توی این یک ماهی که هم‌اتاقی شدیم،
‫خیلی چیزها درباره‌ی «میمی» یاد گرفتم.

00:49.440 --> 00:50.860
‫صبح بخیر، میمی.

00:50.860 --> 00:52.160
‫صبح بخیر!

00:52.160 --> 00:53.970
‫شینا، دیرت می‌شه ها.

00:56.160 --> 00:58.340
‫اوه نه! انقدر دیر شده؟

00:58.340 --> 00:59.900
‫چقدر تو خوابالویی!

00:59.900 --> 01:01.620
‫باید زودتر بهم می‌گفتی!

01:06.470 --> 01:07.990
‫موهات رو شونه کردی؟

01:09.630 --> 01:10.810
‫جورابات رو پوشیدی؟

01:13.800 --> 01:14.760
‫اوه!

01:14.760 --> 01:15.800
‫حدس می‌زدم.

01:19.070 --> 01:20.690
‫شینا!

01:21.190 --> 01:23.920
‫فقط یه لنگه جوراب پیدا کردم!

01:23.920 --> 01:24.860
‫عـــــــه؟

01:25.730 --> 01:26.750
‫آآآآه...

01:27.830 --> 01:31.080
‫ای بابا، موهات هم که بهم‌ریخته‌ست.

01:35.370 --> 01:38.410
‫با اینکه شایعه شده اون یه‌جور سلاح فوق سری‌ـه،

01:38.410 --> 01:43.320
‫در واقع خیلی خونسرده و اصلاً به ظاهرش اهمیت نمی‌ده.

01:51.320 --> 01:54.010
‫بدغذا نیست و هر چیزی می‌خوره.

01:54.420 --> 01:59.150
‫خیلی‌خب. حالا، بیاید نقطه‌ی تلاقی ‫این دو تا تابع رو پیدا کنیم.

02:10.100 --> 02:11.790
‫بازم یه «بی+»...

02:11.790 --> 02:12.930
‫شینا!

02:13.480 --> 02:14.280
‫امکان نداره!

02:14.660 --> 02:16.200
‫نمره‌ی کامل!

02:15.100 --> 02:19.720
‫توی ریاضی ضعیفه، ولی توی امتحان‌های تاریخ نمره‌ی کامل می‌گیره.

02:20.230 --> 02:23.160
‫واقعاً نمونه‌ی بارز تضاده. تازه...

02:23.160 --> 02:24.590
‫میمی؟

02:25.140 --> 02:28.040
‫بعضی وقت‌ها هم فران-سنسه میاد تا بهش سر بزنه.

02:25.350 --> 02:28.340
‫عـــــــه... فکر کردم کیه، تویی پیرمرد؟

02:28.340 --> 02:30.090
‫بهم نگو پیرمرد.

02:30.540 --> 02:33.590
‫خیلی‌خب، بذار داخل ‫دهنت رو چک کنم. بگو آآآ.

02:34.880 --> 02:37.050
‫پیرآآآآآآمرد!

02:35.610 --> 02:37.050
‫گفتم بگو «آآآآ»!

02:37.860 --> 02:40.700
‫بیشتر از اینکه معلمش باشه، ‫براش مثل یه مادر می‌مونه.

02:41.640 --> 02:43.740
‫توجه. توجه.

02:43.740 --> 02:47.560
‫دانش‌آموزان زیر باید به ‫دروازه‌ی جلویی گزارش بدن و برای اعزام آماده بشن:

02:47.960 --> 02:49.390
‫۱۴۰۷،

02:49.390 --> 02:50.780
‫۱۶۱۱،

02:49.750 --> 02:50.780
‫بجنب.

02:50.780 --> 02:51.440
‫چشم!

02:50.780 --> 02:52.270
‫۱۶۱۳،

02:52.040 --> 02:54.830
‫شینا! بعداً برمی‌گردم!

02:52.270 --> 02:53.440
‫۱۶۱۴،

02:53.780 --> 02:55.200
‫۱۶۱۸،

02:55.200 --> 02:56.700
‫۱۷۰۱،

02:56.700 --> 02:58.080
‫۱۷۰۳،

02:57.800 --> 03:00.660
‫وقتی می‌بینم با لبخند ‫به سمت میدان نبرد می‌ره،

02:58.080 --> 02:59.430
‫۱۷۰۹،

02:59.430 --> 03:00.660
‫۱۷۱۱،

03:00.660 --> 03:02.880
‫چه حسی باید داشته باشم؟

03:00.660 --> 03:02.250
‫۱۷۱۲،

03:02.250 --> 03:03.660
‫۱۷۱۴،

03:03.660 --> 03:05.060
‫۱۷۱۵،

03:04.630 --> 03:05.540
‫من...

03:05.060 --> 03:06.590
‫۱۷۲۱،

03:06.500 --> 03:07.630
‫درست چیزی نمی‌دونم.

03:06.590 --> 03:07.900
‫۱۷۲۴.

03:07.900 --> 03:08.960
‫همین.

03:08.980 --> 03:18.980
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

04:39.630 --> 04:44.260
Translation: Arielle

04:45.940 --> 04:49.480
‫چرا هر بار که می‌ره ‫انقدر خوشحاله...

04:50.130 --> 04:53.150
‫از درد خوشت نمیاد، نه؟ ‫میمی هم خوشش نمیاد.

04:53.830 --> 04:56.350
‫...وقتی گفت از درد خوشش نمیاد؟

04:56.350 --> 04:58.610
‫دیدی؟ می‌دونستم این‌جاست.

04:59.150 --> 05:00.740
‫آری؟ سیران؟

05:01.220 --> 05:03.230
‫می‌خوای با هم ناهار بخوریم؟

05:06.240 --> 05:08.690
‫خیلی برنج دوست داری‌ها، شینا.

05:08.690 --> 05:12.220
‫آره. از وقتی بچه بودم غذای اصلیم بوده.

05:12.220 --> 05:15.380
‫برای همینه که «میمی» بهت ‫می‌گه «دختر کوفته‌برنجی»؟

05:15.380 --> 05:16.710
‫ها؟ اوه، خب اون...

05:17.090 --> 05:20.260
‫اتفاقی روز قبل از اینکه به کلاسمون ‫منتقل بشه، دیدمش.

05:20.260 --> 05:23.090
‫کوفته‌برنجی‌هایی که خوراکی نصفه‌شب درست کرده بودم رو بهش دادم.

05:23.090 --> 05:26.530
‫پس شدی دختر کوفته‌برنجی چون بهش کوفته‌برنجی دادی.

05:26.530 --> 05:27.660
‫اوهوم.

05:27.660 --> 05:30.470
‫راستی... کاگاری-سان هنوز توی عملیات اعزامیه؟

05:30.470 --> 05:31.520
‫اوهوم.

05:31.520 --> 05:34.460
‫فکر نمی‌کنم لازم باشه نگران باشی.

05:34.460 --> 05:37.720
‫مطمئنم یادت هست که توی ‫نبرد آزمایشی چه اتفاقی افتاد.

05:40.010 --> 05:41.900
‫اولین‌بار بود همچین چیزی می‌دیدم.

05:43.820 --> 05:47.670
‫حتی تونست نظر سیران رو هم جلب کنه. نه؟

05:47.670 --> 05:52.080
‫مـ ــ من هیچ‌وقت ادعا نکردم که ‫از همون اول بهش شک داشتم.

05:52.080 --> 05:55.910
‫نه تنها توی نبرد فوق‌العاده بود، اون ‫بوسه‌اش هم واقعاً یه چیز دیگه بود.

05:55.910 --> 05:57.500
‫جادوی بازیابی رو می‌گی دیگه؟

05:57.500 --> 06:01.150
‫عــــه؟ شما داشتین می‌دیدین که میمی از جادوی بازیابیش استفاده کرد؟

06:01.150 --> 06:01.760
‫آره.

06:01.760 --> 06:07.350
‫اول ‫قرار بود فران-سنسه تو رو درمان کنه،
‫ولی کاگاری-سان اصرار کرد که خودم انجامش می‌دم.

06:08.450 --> 06:13.810
‫پس وقتی میمی گفت که منو درمان کرده، راست می‌گفت.

06:14.080 --> 06:15.030
‫ازش متنفری؟

06:15.030 --> 06:15.770
‫عــــــه؟!

06:15.770 --> 06:17.090
‫منظورم میمی-چانه.

06:17.090 --> 06:19.460
‫آهای، آری! مؤدب باش!

06:18.520 --> 06:21.300
‫نـ ــ نـــــه، اصلاً ازش متنفر نیستم!

06:21.300 --> 06:23.080
‫ولی ازش خوشت نمیاد، مگه نه؟

06:23.610 --> 06:27.000
‫آخه چرا این‌قدر رک حرفتو می‌زنی؟

06:27.000 --> 06:28.960
‫خب، واقعاً می‌خوام بدونم.

06:30.040 --> 06:31.580
‫ازش متنفر نیستم.

06:33.000 --> 06:34.690
‫این حقیقته.

06:35.470 --> 06:41.520
‫ولی اولین‌باری که میمی رو دیدم، تازه از میدون جنگ برگشته بود،

06:41.520 --> 06:44.010
‫سرتاپاش خونی بود.

06:45.360 --> 06:48.350
‫با این‌حال، وقتی باهام حرف می‌زد شاد و خندون بود،

06:49.260 --> 06:51.680
‫با اینکه احتمالاً کلی آدم رو ‫کشته بود.

06:52.630 --> 06:56.590
‫درک می‌کنم که توی جنگیم، پس شاید ‫اوضاع این‌جا همین‌طوری باشه،

06:56.590 --> 07:01.090
‫ولی نمی‌تونستم بفهمم چطور ‫کسی می‌تونه این‌طوری رفتار کنه.

07:02.320 --> 07:05.300
‫برای همین نمی‌خواستم دور و برش باشم.

07:05.300 --> 07:06.480
‫که این‌طور.

07:07.510 --> 07:10.000
‫آدم افتضاحی‌ام، مگه نه؟

07:11.590 --> 07:14.910
‫ولی درک می‌کنم. ‫با توجه به این وضعیت.

07:15.780 --> 07:19.090
‫همه‌ی آدم‌ها گاهی همچین حسی پیدا می‌کنن.

07:19.090 --> 07:20.130
‫ولی، می‌دونی...

07:20.750 --> 07:23.760
‫انگار میمی هم گاهی‌اوقات ‫زخمی می‌شه.

07:24.190 --> 07:27.340
‫گفت این کار داره ‫و ازش خوشش نمیاد.

07:27.720 --> 07:31.810
‫وقتی اینو گفت، باعث شد فکر کنم ‫که شاید اونم دقیقاً مثل ماست.

07:31.810 --> 07:32.940
‫عــــه؟ واقعاً؟

07:32.940 --> 07:34.180
‫ا ــ اوهوم.

07:34.180 --> 07:37.260
‫ولی مردم می‌گن که میمی جاودانه‌ست.

07:37.260 --> 07:38.020
‫عــــه؟

07:38.350 --> 07:40.230
‫«میمی، اون سلاح مخفی افسانه‌ای،

07:40.560 --> 07:43.080
‫هرگز نمی‌میره، فارغ از اینکه چقدر بد زخمی شده باشه.»

07:43.440 --> 07:46.740
‫«اون می‌تونه بی‌وقفه بجنگه، ‫درست مثل سلاحی که هست.»

07:47.510 --> 07:49.280
‫یا حداقل، این چیزیه که مردم می‌گن.

07:49.830 --> 07:51.000
‫میمی رو می‌گن؟

07:51.000 --> 07:51.990
‫گفتن دوازده نفر!

07:51.990 --> 07:54.100
‫گفتن دوازده نفر برگشتن!

07:54.900 --> 07:56.410
‫دوازده نفر.

07:56.410 --> 07:58.920
‫پس دو نفر برنگشتن.

07:59.540 --> 08:02.700
‫این یعنی فردا بازم ‫زمان دعا کردن داریم.

08:06.030 --> 08:06.820
‫خداحافظ.

08:06.820 --> 08:09.220
‫هروقت میمی-چان برگشت ‫خبرمون کن، باشه؟

08:09.220 --> 08:09.880
‫اوهوم.

08:12.740 --> 08:17.380
‫آری، انگار داری از اتفاقاتی که ‫بین شینا و کاگاری میفته لذت می‌بری.

08:18.510 --> 08:22.900
‫شینا همیشه یکم ‫در برابر بقیه خجالتی بوده.

08:22.900 --> 08:23.820
‫عـــه؟

08:23.820 --> 08:26.690
‫انگار این‌جا توی مدرسه احساس راحتی نمی‌کنه.

08:26.690 --> 08:28.950
‫فکر کنم. که چی؟

08:28.950 --> 08:33.910
‫حالا که با میمی-چانه، فکر کنم ‫مجبور می‌شه یاد بگیره تغییر کنه.

08:35.100 --> 08:36.810
‫برای دیدنش هیجان‌زده نیستی؟

08:39.040 --> 08:42.490
‫پس این چیزی بود ذهنت رو درگیر کرده بود؟

08:42.900 --> 08:46.300
‫جلوی بقیه از این حرف‌ها نزن، باشه؟

08:46.300 --> 08:48.490
‫مردم فکر می‌کنن آدم بی‌رحمی هستی.

08:49.180 --> 08:52.220
‫برام مهم نیست بقیه چی فکر می‌کنن...

08:53.580 --> 08:55.730
‫تا وقتی که تو رو دارم.

08:57.670 --> 09:01.740
‫ا ــ این حرف‌ها رو هم جلوی بقیه نزن.

09:03.980 --> 09:06.060
‫بیا بریم. باید راه بیفتیم.

09:10.930 --> 09:12.700
‫خیلی دیرتر از همیشه برگشتی.

09:12.700 --> 09:16.660
‫خسارت زیاد بود... و جمع‌کردن همه‌ی تکه‌هاش ‫زمان زیادی برد.

09:16.990 --> 09:18.120
‫دوباره؟

09:18.120 --> 09:19.300
‫بله.

09:19.300 --> 09:21.330
‫چه بچه‌ی دردسرسازیه.

09:21.780 --> 09:24.270
‫اصلاً به دستوراتم گوش نمی‌ده.

09:24.270 --> 09:26.130
‫خیلی‌خب، من بااجازه‌تون برم.

09:26.760 --> 09:27.880
‫باشه باشه.

09:28.220 --> 09:29.830
‫بازم خسته نباشی.

09:32.110 --> 09:33.380
‫خب، دیگه.

09:44.230 --> 09:45.910
‫چه افتضاحی شده.

09:48.500 --> 09:50.320
‫انتظار نداشته باش دست به سیاه و سفید بزنم.

09:50.740 --> 09:52.200
‫خودت خودت رو درمان کن.

10:05.490 --> 10:08.060
‫هیچ‌وقت به اینکه ‫چقدر حال‌بهم‌زنه عادت نمی‌کنم.

10:14.190 --> 10:18.430
‫چند بار بهت گفتم ‫توی نبرد بیشتر مراقب باشی؟

10:18.830 --> 10:20.860
‫حتی لباس‌هات رو هم داغون کردی.

10:20.860 --> 10:23.060
‫فقط می‌خواستم سریع برگردم خونه.

10:26.660 --> 10:29.250
‫قبل از اینکه برگردی حتماً خودت رو بشور.

10:29.250 --> 10:30.520
‫چـــشـــم.

10:34.390 --> 10:37.870
‫ساعت‌هاست که اعزام شدن.

10:38.550 --> 10:41.830
‫اوه نه. نکنه اونم جزو اون دو نفری باشه که...

10:45.410 --> 10:48.640
‫بسه. نباید نیمه‌ی خالی رو ببینم.

10:49.190 --> 10:52.090
‫شرط می‌بندم وقتی برگرده خیلی گشنه‌شه.

11:06.270 --> 11:12.180
‫میمی، معذرت می‌خوام... واسه اینکه... فکر ‫می‌کردم ترسناکی.

11:13.190 --> 11:16.390
‫یه صدایی توی گوشم ‫مدام بهم می‌گفت فرار کنم.

11:17.800 --> 11:21.950
‫با اینکه لبخند می‌زدی ‫و باهام خیلی صمیمی بودی.

11:23.660 --> 11:24.850
‫شینا؟

11:26.190 --> 11:27.110
‫میمی!

11:27.110 --> 11:28.170
‫شیناست که!

11:28.170 --> 11:29.960
‫میمی! میمی!

11:30.860 --> 11:31.940
‫چیزی شده؟

11:32.620 --> 11:35.340
‫نه. خوش اومدی.

11:35.640 --> 11:37.160
‫زخمی شدی؟

11:37.160 --> 11:38.760
‫نه، خوبم.

11:38.760 --> 11:39.760
‫خوبه.

11:40.880 --> 11:41.960
‫خدا رو شکر.

11:44.180 --> 11:46.480
‫ببینم شینا، یه چیزیت عوض شده انگار!

11:46.790 --> 11:48.370
‫بیشتر از همیشه مهربون شدی!

11:48.370 --> 11:50.060
‫آه، خب، اون... چیزه...

11:50.810 --> 11:52.160
‫معذرت می‌خوام!

11:52.600 --> 11:53.320
‫برای چی؟

11:54.150 --> 11:57.360
‫فکر کنم قبلاً خیلی سرد باهات رفتار می‌کردم.

11:57.360 --> 11:59.370
‫هوم؟ جدی می‌گی؟

11:59.370 --> 12:00.600
‫ا ــ اوهوم.

12:01.220 --> 12:07.000
‫تازه، باید زودتر می‌گفتم، ‫ولی ممنون که دستم رو خوب کردی.

12:07.410 --> 12:10.090
‫هــــــه هـــــه! میمی حرف نداره، نه؟

12:10.090 --> 12:10.910
‫اوهوم.

12:11.610 --> 12:14.250
‫خوشحالی که دستت بهتر شده، شینا؟

12:15.590 --> 12:17.760
‫آره، خوشحالم.

12:19.950 --> 12:21.460
‫حــــلـــه!

12:21.850 --> 12:23.390
‫گرسنه‌ای؟

12:23.390 --> 12:24.680
‫بدجور!

12:30.020 --> 12:32.520
‫حتماً از گرسنگی داشته می‌مرده.

12:32.520 --> 12:35.770
‫کوفته‌برنجی‌ها خیلی خوشمزه‌ن! ‫می‌تونم هر روز برنج بخورم!

12:36.970 --> 12:39.850
‫موافقم. برنج خیلی لذیذه.

12:39.850 --> 12:41.840
‫تو هم برنج دوست داری، شینا؟

12:41.840 --> 12:42.530
‫اوهوم.

12:42.900 --> 12:45.370
‫فکر کنم بتونم هر روز بخورمش.

12:50.310 --> 12:51.220
‫میمی؟

12:51.220 --> 12:52.090
‫هوم؟

12:52.090 --> 12:55.740
‫قبل از اینکه به کلاسمون منتقل بشی، کجا بودی؟

12:55.740 --> 12:57.420
‫زیر زمین بودم.

12:57.420 --> 12:58.260
‫زیر زمین؟

12:58.260 --> 12:59.130
‫اوهوم.

12:59.410 --> 13:01.610
‫توی یه جای تاریک، تنهای تنها بودم.

13:01.610 --> 13:07.080
‫عـــه؟ پس... تا حالا فرصت نکردی ‫با بقیه مثل الان غذا بخوری؟

13:11.810 --> 13:16.700
‫میمی... اگه اشکالی نداره، ‫می‌خوای با هم دوست بشیم؟

13:17.740 --> 13:19.170
‫دوست؟

13:19.490 --> 13:21.260
‫تو و من؟

13:21.260 --> 13:24.840
‫عـــا... اگه نمی‌خوای، یا اگه خلاف قوانینه یا چیزی...

13:24.840 --> 13:28.660
‫دوست... اولین دوستی که داشتم.

13:28.980 --> 13:30.200
‫اولین؟

13:32.990 --> 13:34.460
‫دوست!

13:36.130 --> 13:38.550
‫تو و من! ما دوستیم!

13:39.310 --> 13:41.240
‫دوست، دوست!

13:40.360 --> 13:43.040
‫بـ ــ بس کن. نمی‌تونم نفس بکشم!

13:43.690 --> 13:45.970
‫خیلی‌خب، باشه!

13:43.910 --> 13:45.970
‫دوست!

14:00.410 --> 14:02.360
‫چه هوای خوبیه!

14:02.700 --> 14:05.270
‫امروز تعطیلیم، چی‌کار کنیم؟

14:05.270 --> 14:06.700
‫امروز کلاس نداریم؟

14:06.700 --> 14:07.400
‫نه.

14:07.400 --> 14:10.190
‫دوست‌ها توی روز تعطیل چی کار می‌کنن؟

14:10.190 --> 14:13.080
‫عــــــه؟ بذار ببینم...

14:13.080 --> 14:17.580
‫با هم شیرینی می‌خورن ‫و درباره‌ی مسائل روزمره حرف می‌زنن... گمونم.

14:17.580 --> 14:19.990
‫عـــــه؟ ولی ما که همین الانش هم این کار رو می‌کنیم!

14:19.990 --> 14:21.420
‫عــه... خب باشه.

14:21.740 --> 14:24.080
‫حدس می‌زنم دوست‌ها تولدها و این‌جور چیزها رو هم جشن می‌گیرن؟

14:24.080 --> 14:25.720
‫اوه؟

14:26.000 --> 14:27.150
‫برنجم می‌خورن؟

14:27.150 --> 14:30.770
‫آره، حدس می‌زنم اون هم یکی از احتمالاته.

14:31.100 --> 14:32.140
‫دیگه چی؟

14:32.140 --> 14:33.240
‫دیگه چی...

14:33.690 --> 14:36.020
‫دوست‌ها موقعی که توی دردسر میفتن ‫به هم کمک می‌کنن

14:36.020 --> 14:39.200
‫و رازهایی رو به هم می‌گن که به هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌گن.

14:39.200 --> 14:40.430
‫راز؟

14:40.430 --> 14:41.400
‫و بعضی وقتا...

14:41.400 --> 14:45.800
‫خیلی مهمه کسی رو داشته باشی که بتونه
‫حقیقت رو بگه و توصیه‌های صادقانه بده.

14:46.430 --> 14:50.250
‫مثلاً... فکر می‌کنم تو یکم ‫شلخته‌ای، میمی.

14:50.250 --> 14:51.840
‫جدی می‌گی؟

14:54.130 --> 14:56.160
‫میمی، بیا امروز اتاقمون رو تمیز کنیم!

14:56.160 --> 14:58.250
‫عـــــــه؟ توی روز تعطیلمون؟!

14:58.250 --> 14:59.750
‫دقیقاً چون روز تعطیلمونه!

15:05.680 --> 15:07.900
‫تمیزکاری... تمیزکاری...

15:07.900 --> 15:09.640
‫قرار نیست جای دیگه‌ای بریم؟

15:09.640 --> 15:11.920
‫می‌دونی، تمیز کردن واقعاً حس خوبی می‌ده.

15:11.920 --> 15:12.430
‫عـــه.

15:12.960 --> 15:15.200
‫میمی، این کثیفه؟

15:16.160 --> 15:17.480
‫نمی‌دونم.

15:17.480 --> 15:19.510
‫این کاغذها چی‌ان؟

15:19.510 --> 15:22.870
‫عـــا... جزوه‌های کلاسن... احتمالاً.

15:24.590 --> 15:26.280
‫بعداً مرتبشون می‌کنم.

15:29.810 --> 15:31.200
‫یا شاید هم نه.

15:34.040 --> 15:36.060
‫ممنون که صبر کردی. بریم.

15:37.110 --> 15:39.100
‫ملحفه‌ها رو کجا می‌بریم؟

15:39.100 --> 15:40.340
‫لباس‌شویی.

15:40.340 --> 15:42.670
‫«لباس‌شویی»؟ اون چیه دیگه؟

15:42.670 --> 15:46.510
‫جایی که می‌تونی لباس‌های ‫کثیفت و بقیه‌ی چیزها رو بشوری.

15:47.720 --> 15:48.700
‫میمی!

15:51.350 --> 15:53.060
‫دیدی؟ اون طرفه.

15:53.060 --> 15:54.930
‫اوه!

16:27.260 --> 16:30.760
‫دیدی؟ وقتی اتاقت تمیز و مرتب باشه ‫حس خوبی نداره؟

16:30.760 --> 16:31.770
‫آرررره!

16:36.350 --> 16:37.930
‫آخـــــیـــــش!

16:37.930 --> 16:39.660
‫چه خــــــــوبـــــــــه!

16:39.660 --> 16:43.650
‫خیلی‌خب، بیا یکم استراحت کنیم
‫و بعدش یادداشت‌هات رو مرتب کنیم.

16:43.980 --> 16:46.870
‫عــــــه؟ خسته‌م شد این‌قدر موندم تو اتاقمون.

16:46.870 --> 16:47.740
‫باشه...

16:48.450 --> 16:50.380
‫پس... می‌خوای بریم کتابخونه؟

16:50.380 --> 16:51.840
‫کتابخونه؟

16:50.710 --> 16:52.620
‫ببخشید مزاحم شدم.

16:51.840 --> 16:52.620
‫عـــــــــه!

16:53.000 --> 16:55.560
‫فران-سنه؟ این‌جا چی کار می‌کنین؟

16:55.910 --> 16:59.410
‫اومدم اون توله‌جنی که اون‌جاست رو ببرم. میمی؟

16:59.410 --> 17:01.660
‫میمی الان مشغول تمیزکاریه.

17:01.660 --> 17:03.330
‫حداقل یکم اداشو در میاوردی.

17:03.330 --> 17:06.400
‫ولـــــــــــم کن! اوووووووه!

17:09.620 --> 17:10.630
‫بـ ــ ببخشین...

17:10.630 --> 17:11.670
‫هوم؟

17:11.670 --> 17:14.620
‫میمی الان می‌خواد بره جنگ؟

17:14.620 --> 17:17.220
‫معلومه. برای همینه که ‫صداش کردم.

17:18.330 --> 17:19.480
‫اوه، فهمیدم.

17:19.480 --> 17:21.960
‫خیلی‌خب، می‌تونم یه چیزی بهت بگم.

17:22.950 --> 17:26.030
‫لازم نیست نگران باشی. میمی نمی‌تونه بمیره.

17:26.790 --> 17:27.440
‫عـــــه؟

17:37.950 --> 17:40.390
‫بسه دیگه خستم شد این‌قدر رفتم جنگ.

17:40.390 --> 17:43.920
‫هرچی زودتر تمومش کنی، ‫زودترم برمی‌گردی، مگه نه؟

17:46.220 --> 17:48.880
‫هنوز به کسی ‫درباره‌ی رازت چیزی نگفتی، نه؟

17:49.470 --> 17:50.800
‫کارت درسته.

17:54.760 --> 17:57.930
‫پس اصلاً سر کلاس ریاضی ‫گوش نمی‌داده.

18:00.930 --> 18:01.930
‫شینا.

18:02.610 --> 18:04.180
‫آری. سیران.

18:04.180 --> 18:06.700
‫کاگاری-سان بازم اعزام شد؟

18:07.160 --> 18:07.980
‫اوهوم.

18:07.980 --> 18:11.170
‫دیگه رسیده به جایی که ‫تقریباً هر بار می‌فرستنش.

18:11.670 --> 18:13.420
‫اوهوم. ولی...

18:13.900 --> 18:19.140
‫فران-سنسه همین الان گفت نگران نباشم چون میمی نمی‌تونه بمیره—

18:19.140 --> 18:20.030
‫عــــــه؟

18:20.030 --> 18:22.020
‫واقعاً فران-سنسه همچین چیزی گفت؟

18:22.020 --> 18:23.600
‫ا ــ اوهوم.

18:23.600 --> 18:25.250
‫شاید فقط یه استعاره بوده.

18:25.250 --> 18:28.500
‫مثلاً «نگران نباش، اون به اندازه‌ی
‫کافی قوی هست که از خودش مراقبت کنه.»

18:28.500 --> 18:29.700
‫آره، شاید.

18:30.540 --> 18:33.120
‫ولی شایعاتی هستن ‫که همین رو می‌گن.

18:33.870 --> 18:36.550
‫اینکه می‌تونه به زندگی برگرده،
‫یا اینکه یه روحه یا یه همچین چیزی!

18:36.550 --> 18:38.480
‫هـــــــیـــــــس!

18:40.050 --> 18:40.890
‫پس...

18:40.890 --> 18:44.140
‫شینا، حرفی که فران-سنسه بهت زد رو باور می‌کنی؟

18:44.140 --> 18:48.060
‫عــــــه؟ واقعاً نمی‌دونم چی بگم.

18:48.400 --> 18:53.060
‫وقتایی که باهمیم... شاید یکم بچه‌بازی در بیاره، ولی به‌جز اون...

18:53.060 --> 18:54.700
‫مثل یه دختر عادیه.

18:55.590 --> 19:01.990
‫و گفت که قبل از این همیشه تنها بوده،
‫برای همین فکر کردم داشتن یه دوست بهش کمک می‌کنه.

19:06.870 --> 19:08.660
‫میمی چقدر دیر کرد.

19:09.670 --> 19:12.670
‫خورشید دیگه داره طلوع می‌کنه.

19:30.630 --> 19:31.520
‫میمی؟

19:35.950 --> 19:36.780
‫هــــا؟

19:38.440 --> 19:39.910
‫خوش اومدی.

19:39.910 --> 19:44.490
‫چرا هنوز بیداری، شینا؟ ‫از وقت خوابت گذشته،

19:44.490 --> 19:47.350
‫تازه همیشه بهم می‌گی ‫زود برم بخوابم.

19:48.330 --> 19:49.210
‫فکر کنم حق با توئه.

19:49.550 --> 19:51.090
‫توی خوابیدن مشکل داشتی؟

19:51.090 --> 19:52.090
‫نه.

19:52.610 --> 19:57.600
‫فقط فکر کردم شاید اگه برگشتی
‫و اتاق تاریک بود، احساس تنهایی کنی.

19:57.600 --> 19:58.780
‫هـــــا.

19:59.340 --> 20:02.380
‫اوه، ملحفه‌های تمیز رو هم دوباره انداختم روی تختت.

20:02.380 --> 20:03.700
‫وایـــــــی!

20:05.070 --> 20:06.740
‫مشکلی نیست اگه «بپر بپر» کنم؟

20:06.740 --> 20:07.810
‫راحت باش.

20:09.630 --> 20:10.740
‫وووووووویی!

20:10.740 --> 20:13.330
‫بپر بپر بپر بپر!

20:15.360 --> 20:19.440
‫خیلی نرم و پشمالوئه... چقدر گوگولی‌مگولیه.

20:18.550 --> 20:19.820
‫خون.

20:20.410 --> 20:24.680
‫پس به‌جای ما... واقعاً رفته بود جنگیده بود.

20:27.050 --> 20:28.100
‫شینا.

20:28.100 --> 20:28.920
‫هوم؟

20:28.920 --> 20:33.620
‫دوست‌ها رازهایی رو به هم می‌گن که
‫به هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌گن، مگه نه؟

20:33.620 --> 20:35.510
‫خب، اوهوم. می‌گن.

20:35.860 --> 20:38.720
‫ولی معنیش این نیست که لزوماً مجبوری—

20:38.720 --> 20:40.310
‫فردا یه چیزی بهت می‌گم.

20:40.950 --> 20:43.050
‫رازم رو بهت می‌گم.

20:43.330 --> 20:45.350
‫چون تو دوست منی.

20:49.270 --> 20:50.650
‫هی، آروم‌تر!

20:50.930 --> 20:52.400
‫بجنب!

20:52.400 --> 20:53.960
‫شینا؟ میمی-چان؟

20:54.320 --> 20:57.060
‫داریم می‌ریم کافه‌تریا. می‌خواین ناهار رو با هم بخوریـ ــ

20:56.040 --> 20:57.490
‫امروز نمی‌شه!

20:57.870 --> 21:01.200
‫الان داریم می‌ریم که رازهامونو باهم در میون بذاریم!

21:01.200 --> 21:02.180
‫راز؟

21:02.180 --> 21:05.740
‫بجنب! زودباش بیا دیگه!

21:03.830 --> 21:04.740
‫هی! صبر کن!

21:05.050 --> 21:07.270
‫متأسفم! باشه واسه دفعه‌ی بعد!

21:11.530 --> 21:13.490
‫من اولین دوست میمی‌ام.

21:14.220 --> 21:17.940
‫حتماً فکر می‌کنه من یه آدم خیلی خاصم.

21:19.200 --> 21:22.170
‫حتماً منو به چشم یه دوستِ خیلی عزیز می‌بینه.

21:23.950 --> 21:25.180
‫این خوشحالم می‌کنه.

21:30.310 --> 21:31.730
‫کسی دور و برمون نیست، درسته؟

21:32.320 --> 21:35.320
‫چون این یه رازه که ‫فقط می‌تونم به دوستم بگم.

21:36.710 --> 21:39.610
‫چی شده؟ واقعاً انقدر راز بزرگیه؟

21:39.610 --> 21:40.280
‫اوهوم.

21:41.070 --> 21:43.200
‫پس قول بده به کسی نمی‌گی، باشه؟

21:43.640 --> 21:44.280
‫اوهوم.

21:45.180 --> 21:46.270
‫گوش کن...

21:49.900 --> 21:51.870
‫دلیلی که نمی‌تونم بمیرم...

21:53.630 --> 21:56.340
‫اینه‌ که من همین الانشم یه‌بار مردم.

22:08.130 --> 22:09.080
‫عــــــــــــــه؟

22:09.100 --> 22:19.100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
