WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:18.404 --> 00:21.964
‫« هـدف بـاارزش: شـکـار صـدام »‬

00:24.195 --> 00:27.662
‫[ بغداد ]‬

00:32.330 --> 00:34.254
‫[ مقر سی‌آی‌اِی، منطقه‌ی سبز ]‬

00:34.279 --> 00:37.379
‫این‌که زنده برگشتی،‬
‫حتی از طلای هاکی آمریکا توی المپیک ۱۹۸۰ هم‬

00:37.404 --> 00:39.193
‫معجزه‌ی بزرگ‌تریه‬

00:39.217 --> 00:41.314
‫کار خدا بود‬

00:41.339 --> 00:42.844
‫آره، حالا باید از خدا تشکر کنم‬

00:42.869 --> 00:44.675
‫و از این‌که بهش بدهکار باشم متنفرم‬

00:46.584 --> 00:48.721
‫اگه مقتدی صدر این‌قدر تهدید بزرگیه،‬

00:48.746 --> 00:50.527
‫پس چرا سی‌آی‌اِی زیر نظرش نگرفته؟‬

00:50.551 --> 00:52.717
‫اتفاقاً زیر نظر گرفته.‬
‫انجلا چند ماه پیش مطرحش کرده بود‬

00:52.742 --> 00:54.285
‫فقط ما توجهی نکردیم‬

00:54.310 --> 00:55.663
‫سمیر، اون‌جا قهوه داری؟‬

00:55.688 --> 00:57.012
‫- آره‬
‫- قراره شب طولانی‌ای باشه‬

00:57.036 --> 00:58.062
‫این رو ببین‬

00:58.087 --> 01:00.217
‫گزارشیه که مقتدی رو با حسن نصرالله مقایسه کرده‬

01:00.242 --> 01:02.470
‫- رهبر حزب‌الله؟‬
‫- آره، ولی این گزارش...‬

01:02.495 --> 01:04.149
‫نتیجه گرفته که خطری از طرفش نیست‬

01:04.174 --> 01:06.397
‫طبق ارزیابی‌شون، اون توانایی لازم رو‬

01:06.422 --> 01:08.185
‫برای ارتباط گرفتن و رهبری نداره‬

01:08.210 --> 01:11.543
‫- یعنی چی؟‬
‫- فکر می‌کنن یه قاتل قلدره که‬

01:11.568 --> 01:14.016
‫وقتش رو پای بازی‌های ویدیویی می‌گذرونه‬

01:14.040 --> 01:16.051
‫این اون آدمی نیست که من توی نجف دیدم‬

01:16.076 --> 01:17.608
‫بذار ببینمش‬

01:17.633 --> 01:20.078
‫یه لشکر طرفدار داره‬

01:20.103 --> 01:22.590
‫این مال پنج ماه پیشه‬

01:22.615 --> 01:24.426
‫نویسنده‌ش مک‌نالتیه‬

01:24.451 --> 01:25.972
‫طرف یه تحلیلگر تازه‌کاره‬

01:25.997 --> 01:27.473
‫هیچی حالیش نیست. این گزارش مزخرفه‬

01:27.498 --> 01:29.265
‫خب، این جالبه‬

01:29.289 --> 01:32.178
‫پدر مقتدی، محمدصادق صدر‬

01:32.203 --> 01:33.769
‫یکی از مهره‌های اصلی بود‬

01:33.793 --> 01:37.261
‫صدام سال ۱۹۹۹ دستور بازداشت و اعدامش رو داد‬

01:37.286 --> 01:40.525
‫طبق این گزارش،‬
‫شورش‌هایی که در پی مرگش به راه افتاد‬

01:40.549 --> 01:42.018
‫از زمان جنگ خلیج فارس،‬

01:42.043 --> 01:44.180
‫بزرگ‌ترین تهدید علیه حکومت صدام بود‬

01:44.205 --> 01:45.604
‫تازه جالب‌تر هم می‌شه‬

01:45.629 --> 01:47.427
‫گوش کنین، آیت‌الله العظمی محمدباقر صدر‬

01:47.452 --> 01:49.519
‫که پدرزنِ مقتدی بود...‬

01:49.543 --> 01:51.941
‫آشکارا از انقلاب ایران حمایت می‌کرد‬

01:51.966 --> 01:54.690
‫صدام، باقر رو بازداشت و شکنجه کرد‬

01:54.714 --> 01:56.325
‫- باقر، درسته؟‬
‫- آره‬

01:56.350 --> 01:59.261
‫درست بعد از این‌که در ۱۹۸۰ به قدرت رسید،‬
‫باقر و خواهرش رو بازداشت کرد‬

01:59.285 --> 02:01.049
‫آره، این رو یادمه‬

02:01.074 --> 02:03.028
‫می‌گن صدام‬

02:03.057 --> 02:07.215
‫دستور داد یه میخ آهنی توی پیشونی صدر بکوبن‬

02:07.240 --> 02:08.939
‫و بعد جسدش رو سوزوندن‬

02:08.963 --> 02:12.664
‫چند روایت هم می‌گه خود صدام این کار رو کرده‬

02:12.689 --> 02:17.636
‫صدام هم پدر مقتدی رو کشت، هم پدرزنش رو‬

02:17.660 --> 02:20.883
‫پس مقتدی داره از یاد پدر و پدرزنش‬

02:20.908 --> 02:23.375
‫برای راه انداختن جیش‌المهدی استفاده می‌کنه‬

02:23.555 --> 02:25.019
‫همون انتقام همیشگی‬

02:25.044 --> 02:28.535
‫جامعه‌ی عراق خانواده‌محور و پدرسالاره، پس منطقیه‬

02:28.560 --> 02:31.061
‫تاوان گناه‌های گذشته نسل‌ها ادامه پیدا می‌کنه‬

02:31.085 --> 02:32.818
‫این هم انگیزه‌ش رو بهش می‌ده‬

02:32.843 --> 02:36.155
‫آره، شبکه و اقتدار لازم‬
‫برای رهبریش رو هم فراهم می‌کنه‬

02:37.502 --> 02:39.970
‫- پس نتیجه چیه؟‬
‫- آیا صدام می‌خواد بهمون هشدار بده‬

02:39.994 --> 02:41.727
‫اشتباه خودش رو تکرار نکنیم؟‬

02:41.752 --> 02:43.572
‫یا می‌دونه به حرفش گوش نمی‌دیم‬

02:43.596 --> 02:45.807
‫و می‌خواد یه گوشه بشینه‬
‫تا آخرش معلوم بشه حق با اون بوده؟‬

02:45.832 --> 02:47.398
‫و ما هم چوب کارمون رو بخوریم؟‬

02:48.640 --> 02:50.080
‫داره بهمون هشدار می‌ده‬

02:50.104 --> 02:51.333
‫اشتباه خودش رو تکرار نکنیم‬

02:51.358 --> 02:53.204
‫این رو بگیر‬

02:53.228 --> 02:55.688
‫عکس‌های داخلش رو چاپ کن.‬
‫می‌خوام استیل‌ول ببینه‬

02:55.713 --> 02:57.940
‫من هنوز به این شیطان‌صفت اعتماد ندارم‬

02:57.965 --> 03:00.565
‫- خیلی‌خب، به‌زودی می‌بینمتون‬
‫- خداحافظ‬

03:03.715 --> 03:07.998
‫دیدن صدر کنار جیش‌المهدی که‬
‫داشت نجف رو از نو شکل می‌داد،‬

03:08.022 --> 03:10.556
‫روشن کرد که اون دنبال بهشت نیست،‬

03:10.580 --> 03:11.591
‫دنبال قدرته‬

03:11.615 --> 03:14.693
‫تمام مراجع دینی شیعه از من خواسته‌اند‬

03:14.718 --> 03:16.717
‫تسلیم اشغال آمریکا نشوم‬

03:16.742 --> 03:19.783
‫چنین کاری ارتداد محسوب می‌شود‬

03:21.314 --> 03:23.679
‫با سقوط صدام، حالا صدر فرصت داره که‬

03:23.704 --> 03:26.015
‫یه حکومت شیعی برای شیعه‌ها بسازه،‬

03:26.040 --> 03:30.108
‫که اتفاقاً کاملاً با اهداف ایران هم جور درمیاد‬

03:30.211 --> 03:34.079
‫آیت‌الله خمینی از ۱۹۷۹ خواب چنین روزی رو می‌دید‬
‫[ جنگ ایران و عراق، ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ ]‬

03:34.181 --> 03:36.792
‫چه طنز تلخی که بعد از جنگ هشت‌ساله‌ش با عراق،‬

03:36.817 --> 03:40.518
‫صدها هزار کشته و شهرهای ویران،‬

03:40.543 --> 03:42.743
‫حالا باید از ما ممنون باشه که‬
‫صدام رو از سر راه برداشتیم‬

03:51.000 --> 03:58.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:06.280 --> 04:08.914
‫- عطش خون‌ریزی؟‬
‫- چی؟‬

04:08.939 --> 04:11.316
‫پیوند بین سکس و خشونت‬

04:11.341 --> 04:12.888
‫واکنش طبیعی به آسیب روانیه‬

04:12.913 --> 04:15.087
‫لازم نیست احساس گناه کنی‬

04:15.112 --> 04:17.389
‫من بابت خیلی چیزها عذاب وجدان دارم‬

04:30.650 --> 04:32.116
‫هوم‬

04:34.441 --> 04:37.086
‫چارلز، از کی رژیم گرفتی؟‬

04:37.111 --> 04:39.745
‫ربکا، فقط گرسنه نیستم، همین‬

04:39.770 --> 04:42.447
‫چند روزه همش گرفته و پکری‬

04:42.471 --> 04:47.688
‫لازم نیست همه‌چی رو توی خودت نگه داری‬

04:50.310 --> 04:52.059
‫گاهی خوبه آدم خودش رو خالی کنه‬

04:52.083 --> 04:53.914
‫ربکا، چه فایده‌ای داره‬

04:53.938 --> 04:57.216
‫غیرنظامی‌ها رو با خاطرات وحشتناک جنگ درگیر کنم؟‬

04:57.242 --> 05:00.744
‫قرار نیست باری رو دوش کسی بذاری،‬
‫خودت سبک می‌شی‬

05:00.768 --> 05:03.145
‫می‌دونی، به ما می‌گن: "بزرگ‌ترین نسل"‬

05:03.170 --> 05:06.982
‫ولی به نظرم ما "نسل خاموشیم"‬

05:07.007 --> 05:11.643
‫فرصت حرف زدن با چارلی رو از دست دادی...‬

05:11.667 --> 05:15.413
‫نمی‌خوام با جان هم همون اشتباه رو تکرار کنی‬

05:15.516 --> 05:18.016
‫سه تا جنگ رو پشت سر گذاشتی‬

05:18.041 --> 05:22.274
‫آدمی که به‌عنوان سرهنگ‌تمام بازنشسته می‌شه،‬
‫حتماً کلی خاطره داره‬

05:22.299 --> 05:23.941
‫تعریف کن‬

05:27.994 --> 05:31.662
‫سال ۱۹۴۳، هفده سالم بود،‬

05:31.687 --> 05:34.008
‫و توی ارتش ثبت‌نام کردم‬

05:34.033 --> 05:36.367
‫درباره‌ی سنم دروغ گفتم‬

05:36.462 --> 05:38.495
‫می‌دونستن دروغ می‌گم‬

05:39.349 --> 05:42.851
‫بعدش، سر از نرماندی درآوردم،‬

05:42.875 --> 05:44.408
‫عملیات "روز دی"‬

05:46.099 --> 05:50.091
‫روی رزم‌ناوی بزرگ، نزدیک سواحل فرانسه، بیدار شدم،‬

05:50.115 --> 05:54.423
‫همه‌ی تجهیزات و مهماتم رو به خودم بستم‬

05:54.448 --> 05:57.215
‫شاید هجده کیلو یا بیشتر بود، نمی‌دونم‬

05:58.624 --> 06:01.989
‫از لبه‌ی کشتی رد شدم و‬
‫از نردبان طنابی اومدم پایین،‬

06:02.014 --> 06:04.601
‫و سوار شناور پیاده‌سازی شدم‬

06:08.747 --> 06:11.188
‫از صخره‌های بالای ساحل،‬

06:11.213 --> 06:14.582
‫توپ‌های آلمانی رو می‌دیدم و‬
‫صدای شلیک‌شون رو می‌شنیدم‬

06:14.780 --> 06:16.707
‫خیلی مضطرب بودم‬

06:16.809 --> 06:19.110
‫از ترس داشتم می‌مردم‬

06:19.134 --> 06:21.516
‫گلوله‌های مسلسل‌های آلمانی تق‌تق می‌خوردن‬

06:21.541 --> 06:24.895
‫به درهای فولادی جلوی شناور پیاده‌سازی‬

06:24.973 --> 06:26.861
‫بعد یه‌کم نزدیک‌تر شدیم‬

06:26.886 --> 06:28.329
‫تقریباً رسیده بودیم‬

06:28.354 --> 06:32.390
‫کشته‌ها رو دیدم،‬
‫چند جسد بادکرده روی آب بودن،‬

06:32.415 --> 06:34.669
‫چندین نفر به سیم‌های خاردار و‬

06:34.694 --> 06:36.905
‫موانعی که آلمانی‌ها ساخته بودن، گیر کرده بودن‬

06:36.930 --> 06:40.464
‫بعضی از اون بیچاره‌ها... حتی...‬

06:40.489 --> 06:43.167
‫خیلی زود از قایق پریدن و غرق شدن‬

06:43.192 --> 06:45.236
‫چون اون همه تجهیزات سنگین به تن‌شون بود‬

06:45.260 --> 06:46.592
‫اصلاً شانسی نداشتن‬

06:47.874 --> 06:49.768
‫ما تونستیم خودمون رو به ساحل برسونیم‬

06:52.211 --> 06:53.986
‫تا نیمه‌های ساحل جنگیدیم و جلو رفتیم‬

06:54.011 --> 06:55.924
‫و بعد زیر آتیش گیر افتادیم‬

06:55.948 --> 06:58.015
‫نمی‌دونم چقدر طول کشید‬

06:58.117 --> 07:02.486
‫بعد نگاه کردم و دیدم یه افسری‬
‫داره سینه‌خیز میاد طرفم‬

07:02.588 --> 07:04.955
‫گفت: "گروهبان"،‬
‫منم گفتم: "قربان"‬

07:05.057 --> 07:09.760
‫"تک‌تک افسرهای گردانت کشته شدن‬

07:09.784 --> 07:12.607
‫از حالا فرمانده‌ی دسته‌ی دوم تویی"‬

07:12.632 --> 07:14.575
‫گفتم: "قربان، من افسر نیستم،‬

07:14.600 --> 07:16.520
‫من درجه‌دارم، گروهبانم‬

07:16.545 --> 07:18.158
‫من فقط کار می‌کنم، دستور نمی‌دم"‬

07:18.183 --> 07:23.107
‫گفت: "نه، از حالا ستوان‌یکمی،‬

07:23.132 --> 07:25.776
‫با حکم میدانی"‬

07:25.878 --> 07:28.312
‫این‌طوری افسر شدم‬

07:42.929 --> 07:44.495
‫عکس‌هات رو چاپ کردم‬

07:48.434 --> 07:50.601
‫این صادق صدره‬

07:51.023 --> 07:52.656
‫بگو ببینم‬

07:54.238 --> 07:55.651
‫به قتل رسید‬

07:55.675 --> 07:57.575
‫آره، می‌دونیم، چرا؟‬

07:57.600 --> 08:00.277
‫دستور تحقیق ویژه دادم‬

08:00.302 --> 08:02.213
‫مخابرات گزارش داد که...‬

08:02.238 --> 08:05.449
‫این کار نتیجه‌ی درگیری بین روحانیون شیعه بود‬

08:05.474 --> 08:08.552
‫یعنی آیت‌الله سیستانی کشتش؟‬

08:08.576 --> 08:11.388
‫سیستانی رو برای جایزه‌ی صلح نوبل در نظر دارن‬

08:11.491 --> 08:13.057
‫هیتلر هم نامزد شده بود‬

08:13.082 --> 08:16.004
‫ولی تو بلافاصله بعد از پایان جنگ خلیج فارس،‬

08:16.028 --> 08:17.962
‫با صادق صدر دیدار کردی‬

08:18.064 --> 08:19.396
‫چرا؟‬

08:20.366 --> 08:22.777
‫صدر برای حرف زدن درباره‌ی پسرش اومد پیش من‬

08:22.802 --> 08:25.780
‫- مقتدی‬
‫- نه، برادرش مصطفی‬

08:25.805 --> 08:27.358
‫بعد از جنگ خلیج فارس،‬

08:27.383 --> 08:31.308
‫مصطفی از شورشی‌های ایرانی توی نجف حمایت کرد‬

08:31.410 --> 08:34.144
‫- همون قیام شیعه‌ها، درسته؟‬
‫- هوم‬

08:34.168 --> 08:37.969
‫پدرش انکار کرد و التماس کرد ببخشمش‬

08:37.994 --> 08:39.649
‫و از جون پسرش بگذرم‬

08:39.674 --> 08:41.752
‫هم بخشیدمش، هم از جون پسرش گذشتم‬

08:41.854 --> 08:43.664
‫پس صادق صدر متحدت شد‬

08:43.689 --> 08:47.224
‫صدر برای نجات پسرش، علیه روحانیون شیعه موضع گرفت‬

08:47.248 --> 08:49.537
‫من هم به وفاداریش پاداش دادم‬

08:49.562 --> 08:51.729
‫کردمش رئیسِ...‬

08:54.327 --> 08:55.810
‫- اوقاف‬
‫- آهان، آره‬

08:55.834 --> 08:59.836
‫به‌عنوان رئیس اوقاف مذهبی منصوبش کردم‬

08:59.939 --> 09:02.606
‫اون هم پول کلانی به جیب زد‬

09:02.708 --> 09:04.987
‫ولی بعد، از مقامش سوءاستفاده کرد‬

09:05.011 --> 09:07.407
‫و شروع کرد علیه‌ت حرف زدن، درسته؟‬

09:07.432 --> 09:09.580
‫می‌دونی چطور کشته شد؟‬

09:09.605 --> 09:10.881
‫تو کشتیش؟‬

09:16.022 --> 09:22.092
‫از اون سرباز خشت‌تون بپرس، اگه پیداش کردین‬

09:22.347 --> 09:25.182
‫اون کارت‌ها رو بده من، لطفاً‬

09:26.098 --> 09:27.531
‫ممنون‬

09:27.633 --> 09:29.333
‫صادق صدر...‬

09:29.358 --> 09:31.168
‫سرباز خشت کیه؟‬

09:31.193 --> 09:32.670
‫طاهر جلیل حبوش‬

09:32.694 --> 09:34.318
‫رئیس دستگاه اطلاعات عراقه‬

09:34.343 --> 09:35.884
‫یه ماه قبل از مرگش،‬

09:35.908 --> 09:37.869
‫فکر می‌کرد یه‌جور‬

09:37.894 --> 09:39.887
‫پیش‌آگاهی داشته که قراره کشته بشه؟‬

09:39.912 --> 09:41.478
‫شاید یه نماد بوده‬

09:41.502 --> 09:45.804
‫آماده بود شهید بشه‬

09:47.820 --> 09:50.364
‫مواظب باشین کی رو شهید می‌کنین‬

09:50.389 --> 09:52.756
‫عراقی‌ها هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنن‬

09:53.833 --> 09:56.382
‫پس تو، پدر مقتدی صدر رو‬

09:56.407 --> 09:59.741
‫به‌خاطر باورهای مذهبی‌اش کشتی‬

09:59.765 --> 10:03.167
‫اولین رئیس‌جمهورتون... واشینگتن،‬

10:03.269 --> 10:06.136
‫دین رو از حکومت جدا کرد‬

10:06.161 --> 10:07.973
‫بهش می‌گن اصل جدایی دین و حکومت‬

10:07.997 --> 10:10.591
‫من هم همین کار رو کردم و‬
‫همین قانون رو گذاشتم‬

10:10.616 --> 10:15.056
‫می‌دونی، توی عراق هیچ‌کس نمی‌دونه‬
‫صدام سنیه یا شیعه‬

10:15.081 --> 10:17.014
‫بی‌خیال‬

10:17.116 --> 10:19.350
‫کل این...‬

10:23.614 --> 10:26.635
‫دارم بهش می‌گم‬
‫کل نظامت بر پایه‌ی سهم دادن به حامیانت‬

10:26.659 --> 10:28.426
‫و تکیه به قبایل سنی بود‬

10:28.451 --> 10:31.039
‫اون افراد به‌خاطر قانون‌شکنی مجازات شدن‬

10:31.064 --> 10:34.685
‫روحانیت رو نباید وارد سیاست کرد‬

10:37.485 --> 10:40.052
‫مطمئنی جانی می‌خواد همه‌ی اینا رو بشنوه؟‬

10:40.076 --> 10:41.405
‫مطمئنم‬

10:41.507 --> 10:42.997
‫یه لیوان اسکاچ برات بریزم؟‬

10:43.022 --> 10:45.055
‫بهتره بریزی‬

10:46.007 --> 10:48.725
‫جنگ کره... چیزی که از اون جنگ یادمه،‬

10:49.074 --> 10:51.521
‫اینه که شرایط دید افتضاح بود‬

10:52.351 --> 10:54.195
‫اصلاً چیزی دیده نمی‌شد‬

10:54.220 --> 10:57.388
‫مجبور بودیم به گوش‌هامون تکیه کنیم‬

10:57.413 --> 10:59.226
‫از صدا می‌فهمیدیم کجا سرمون رو بدزدیم،‬

10:59.251 --> 11:01.798
‫کجا پناه بگیریم و کجا رو نگاه کنیم‬

11:03.540 --> 11:06.174
‫بعد ارتش کمونیست چین رو‬

11:06.198 --> 11:08.565
‫تا رود یالو عقب روندیم،‬

11:08.590 --> 11:10.524
‫که مرز چین بود‬

11:10.549 --> 11:12.649
‫یه‌کم بخور‬

11:13.951 --> 11:17.285
‫ما هم روی خط‌الرأس نشسته بودیم‬

11:17.309 --> 11:19.076
‫و نگاه‌شون می‌کردیم‬

11:19.101 --> 11:20.911
‫هوا سرد بود، زمستون بود‬

11:22.214 --> 11:26.805
‫گروهبان ارشد محبوبم رو یادمه،‬

11:26.830 --> 11:29.331
‫پاهاش یخ زد،‬

11:29.355 --> 11:31.889
‫و دیگه هیچ حسی‬

11:31.913 --> 11:34.301
‫کف پاهاش نداشت‬

11:34.326 --> 11:35.403
‫یا خدا‬

11:35.428 --> 11:36.837
‫یه شب،‬

11:36.862 --> 11:40.945
‫از بلندگوها صدای شیپور شنیدم‬

11:41.100 --> 11:45.319
‫عجیب‌ترین و وهم‌آورترین صدایی بود که شنیده بودم‬

11:45.344 --> 11:46.623
‫واقعاً ترسناک بود‬

11:49.042 --> 11:53.600
‫بعد یک‌دفعه حمله کردن.‬
‫هدف‌شون غافلگیر کردن ما نبود‬

11:53.624 --> 11:55.037
‫نه، اصلاً‬

11:56.075 --> 12:00.143
‫فقط می‌خواستن ما بدونیم که دارن میان‬

12:01.825 --> 12:05.438
‫موج انسانیِ چینی‌ها که فریادزنان می‌اومدن‬

12:05.596 --> 12:07.703
‫با هرچی داشتیم جلوشون ایستادیم...‬

12:07.727 --> 12:10.761
‫تفنگ، سرنیزه، خمپاره،‬

12:10.863 --> 12:14.765
‫مسلسل، بازوکا، چاقوی کی‌بار، حتی دست خالی‬

12:14.860 --> 12:16.973
‫تصورش هم سخته‬

12:16.998 --> 12:19.625
‫بعد، در حال جنگ، عقب‌نشینی بزرگی رو شروع کردیم‬

12:19.650 --> 12:24.007
‫و از کنار مخزن یخ‌زده‌ی معروف چوسین گذشتیم‬

12:27.813 --> 12:29.046
‫آره‬

12:30.716 --> 12:32.883
‫جان عاشق این داستان می‌شه‬

12:50.380 --> 12:54.274
‫خودت من رو فرستادی نجف تا مقتدی صدر رو ببینم‬

12:54.299 --> 12:59.536
‫همون‌طور که می‌بینی،‬
‫معلومه داره جای پدرش رو می‌گیره‬

13:00.573 --> 13:02.346
‫پدرش متحدت بود‬

13:03.783 --> 13:07.183
‫فکر می‌کنی بتونیم مقتدی صدر رو متحد خودمون کنیم؟‬

13:12.438 --> 13:14.658
‫کل بازی رو عوض می‌کنه‬

13:14.682 --> 13:17.062
‫می‌تونیم عراق رو به ثبات برسونیم‬

13:20.804 --> 13:23.178
‫امان از آمریکایی‌ها‬

13:23.202 --> 13:26.069
‫آمریکایی‌ها دنیا رو سیاه و سفید می‌بینن‬

13:26.172 --> 13:29.039
‫یا دوست، یا دشمن‬

13:29.141 --> 13:32.109
‫توی عراق هیچ‌چیز به این سادگی نیست‬

13:33.833 --> 13:35.189
‫فقط فکر کن‬

13:35.214 --> 13:37.281
‫یه زمانی...‬

13:37.305 --> 13:41.874
‫حتی سی‌آی‌اِی و صدام با هم دوست بودن‬

14:06.218 --> 14:07.651
‫تو نه‬

14:10.182 --> 14:12.349
‫در رو هم پشت سرت ببند‬

14:17.234 --> 14:19.668
‫ببینین، به‌عنوان شوهر و پدر،‬

14:19.692 --> 14:22.492
‫به نادیده گرفته شدن عادت دارم.‬
‫چیز عجیبی نیست‬

14:22.516 --> 14:26.151
‫ولی به‌عنوان رئیس‌تون،‬
‫این کارتون منو مضحکه می‌کنه‬

14:26.176 --> 14:27.531
‫درک می‌کنم، قربان‬

14:27.556 --> 14:29.087
‫ولی... خب، برگشتم‬

14:29.111 --> 14:30.318
‫می‌دونستم برمی‌گردی،‬

14:30.343 --> 14:32.024
‫ولی انتظار داشتم توی کیسه‌ی جسد باشی، جان‬

14:32.049 --> 14:33.495
‫پالی هیچ نقشی توی این قضیه نداشت‬

14:33.520 --> 14:35.881
‫- همه‌ش تقصیر من بود‬
‫- پالی از مجوزش استفاده کرد‬

14:35.906 --> 14:37.989
‫- تا از دستورم سرپیچی کنه‬
‫- کارتش رو من برداشتم‬

14:38.013 --> 14:39.232
‫درسته، ولی الان،‬

14:39.256 --> 14:40.822
‫باید به حرف‌هامون گوش بدین‬

14:40.846 --> 14:42.166
‫درست می‌گه‬

14:42.190 --> 14:44.091
‫اگه لازمه اخراجم کنین، بکنین‬

14:44.116 --> 14:45.793
‫ولی باید حرف‌هامون رو بشنوین‬

14:45.817 --> 14:47.496
‫صدام داره کمک‌مون می‌کنه‬

14:49.702 --> 14:51.168
‫- چرا؟‬
‫- خب...‬

14:53.773 --> 14:57.321
‫صدام می‌دونه با کشتن صادق صدر گند زد،‬

14:57.346 --> 14:58.750
‫رهبر سابق شیعه‌ها‬

14:58.775 --> 15:00.175
‫ازش یه شهید ساخت‬

15:00.199 --> 15:01.742
‫باعث ماجرای قیام شیعه‌ها شد،‬

15:01.767 --> 15:03.800
‫که تهدید جدی‌ای برای حکومت صدام بود‬

15:03.903 --> 15:06.614
‫فکر می‌کنیم می‌خواد بهمون هشدار بده‬

15:06.639 --> 15:09.973
‫همون اشتباه رو با پسرش، مقتدی صدر، تکرار نکنیم،‬

15:10.068 --> 15:12.264
‫که حالا عملاً رهبر شیعه‌های عراقه‬

15:12.289 --> 15:13.788
‫این فقط حدس و گمانه، جان‬

15:13.812 --> 15:15.734
‫قربان، برای همین استخدام‌مون کردین‬

15:15.759 --> 15:19.027
‫بیش از حد فقط روی صدام تمرکز کردیم،‬

15:19.051 --> 15:21.352
‫و تمام رهبران دیگه‌ای رو که‬

15:21.377 --> 15:23.208
‫بعد از اون دارن قد می‌کشن، نادیده گرفتیم‬

15:23.233 --> 15:25.110
‫با کنار زدن صدام، خلأ قدرت ایجاد کردیم‬

15:25.135 --> 15:26.646
‫و یکی بالاخره پُرش می‌کنه‬

15:26.671 --> 15:28.714
‫کاخ سفید، اداره‌ی موقت ائتلاف و ارتش‬

15:28.739 --> 15:30.372
‫همه فقط به فکر امروزن‬

15:30.396 --> 15:33.037
‫حرف ما اینه که‬
‫باید از الان رهبران آینده‌ای رو بالا بیاریم که‬

15:33.062 --> 15:35.010
‫با ما همدل و به ما وفادار باشن‬

15:35.034 --> 15:36.744
‫آیت‌الله هم داره همین کار رو می‌کنه‬

15:36.769 --> 15:39.420
‫می‌دونه اگه رهبر جدید عراق رو تحت کنترل بگیره،‬

15:39.445 --> 15:42.606
‫ایران می‌شه قدرت اول خاورمیانه‬

15:44.483 --> 15:46.016
‫بله‬

15:47.758 --> 15:50.425
‫- نظرتون؟‬
‫- خب، اول،‬

15:50.449 --> 15:52.159
‫یه مرکز هماهنگی مشترک تشکیل بدیم‬

15:52.184 --> 15:55.285
‫بین اداره‌ی موقت ائتلاف و فرماندهی ارتش‬
‫برای رسیدگی به صدر‬

15:55.798 --> 15:58.973
‫این... تصمیم عاقلانه‌ایه.‬
‫خودم اون‌جا بودم‬

15:58.998 --> 16:00.550
‫آره، لازم نیست یادآوری کنی‬

16:02.227 --> 16:03.627
‫خیلی‌خب‬

16:03.651 --> 16:05.183
‫باشه، بررسیش می‌کنم‬

16:05.208 --> 16:06.574
‫بله، قربان‬

16:06.598 --> 16:08.120
‫ولی سطح دسترسی امنیتیت رو پایین میارم‬

16:08.145 --> 16:09.401
‫کارتت رو بده‬

16:09.426 --> 16:10.891
‫یه بار دیگه از دستورم سرپیچی کنی،‬

16:10.916 --> 16:12.883
‫می‌فرستمت لنگلی توی بایگانی کار کنی‬

16:17.554 --> 16:19.521
‫یه مشکلی پیش اومده‬

16:19.545 --> 16:21.545
‫لطفاً تلویزیون رو روشن کنین‬

16:22.760 --> 16:24.960
‫امروز، روزی مرگ‌بار در عراق بود‬

16:24.984 --> 16:27.951
‫چهار غیرنظامی آمریکایی در کمین کشته شدند‬

16:27.976 --> 16:30.130
‫سپس اجساد سوخته و مثله‌شده‌ی آن‌ها‬

16:30.155 --> 16:32.389
‫در خیابان‌های فلوجه روی زمین کشیده شدند‬

16:32.491 --> 16:34.034
‫در حادثه‌ای دیگر نیز،‬

16:34.059 --> 16:35.492
‫پنج سرباز آمریکایی کشته شدند‬

16:35.594 --> 16:37.294
‫برای جزئیات بیشتر درباره‌ی این حملات،‬

16:37.396 --> 16:39.730
‫استیو سنتانی، خبرنگار فاکس،‬
‫هم‌اکنون از بغداد با ماست‬

16:39.832 --> 16:41.732
‫استیو، همون‌طور که می‌دونیم،‬

16:41.756 --> 16:44.089
‫افرادی که هدف این حمله قرار گرفتن،‬
‫غیرنظامی بودن‬

16:44.114 --> 16:46.470
‫که گمان می‌کنم مهندسان آمریکایی بودن‬

16:47.814 --> 16:49.906
‫بله، پیمانکاران آمریکایی بودن‬

16:49.930 --> 16:53.096
‫که برای شرکتی امنیتی‬
‫مستقر در کارولینای شمالی کار می‌کردن‬

16:53.852 --> 16:55.393
‫همون چهار مردی که قربانی این حمله شدن‬

16:55.425 --> 16:56.891
‫درباره‌ی عاملان این حملات نیز،‬

16:56.915 --> 16:58.926
‫هنوز هیچ‌چیز مشخص نیست‬

16:58.951 --> 17:00.160
‫ربکا‬

17:00.185 --> 17:01.885
‫چرا زنگ نزدی؟‬

17:01.987 --> 17:03.931
‫ببین، سعی کردم...‬

17:03.956 --> 17:06.088
‫چرا زنگ نزدی، جان؟!‬

17:06.112 --> 17:08.513
‫چند روزه که زنگ نزدی!‬

17:08.693 --> 17:11.105
‫دارن غیرنظامی‌ها رو آتیش می‌زنن‬

17:11.129 --> 17:13.662
‫از کجا باید بفهمم حالت خوبه؟‬

17:13.688 --> 17:15.521
‫ببین، متأسفم عزیزم، باشه؟‬

17:15.546 --> 17:17.537
‫عذرخواهی‌ت رو واسه خودت نگه دار!‬

17:17.562 --> 17:19.813
‫نمی‌دونم داشتی چی کار می‌کردی، ولی من...‬

17:19.838 --> 17:22.271
‫از دروغ‌هات خسته شدم‬

17:22.296 --> 17:23.573
‫دروغ نمی‌گم، باشه؟‬

17:23.598 --> 17:24.952
‫فقط می‌خوام درک کنی...‬

17:24.977 --> 17:26.820
‫این‌جا چه شرایطی دارم، باشه؟‬

17:26.845 --> 17:28.489
‫قول داده بودی...‬

17:28.514 --> 17:29.913
‫مرتب بهم زنگ بزنی‬

17:29.938 --> 17:32.015
‫می‌دونم، ولی...‬

17:32.040 --> 17:34.549
‫اصلاً چرا هنوز اون‌جایی؟!‬

17:34.574 --> 17:36.464
‫صدام رو که گرفتین!‬

17:36.488 --> 17:40.123
‫و قسم خوردی برای کریسمس برگردی خونه!‬

17:41.393 --> 17:44.671
‫هر بار اخبار رو روشن می‌کنم، می‌ترسم...‬

17:44.696 --> 17:46.930
‫ببینم تو رو از یه جایی آویزون کردن‬

17:47.032 --> 17:48.365
‫جری مُرده!‬

17:48.389 --> 17:50.622
‫دیروز رفتم مراسم خاک‌سپاریش!‬

17:50.647 --> 17:53.692
‫من دیگه نمی‌تونم تحمل کنم!‬

17:53.717 --> 17:56.002
‫عزیزم، گوش کن‬

17:56.027 --> 17:59.129
‫اف‌بی‌آی به‌زودی یه جایگزین می‌فرسته‬

18:00.145 --> 18:01.812
‫باورت نمی‌کنم‬

18:01.914 --> 18:04.548
‫ای خدا!‬

18:48.794 --> 18:50.660
‫حالا نگاه کن‬

19:09.693 --> 19:13.472
‫حداقل جای قشنگی برای غصه خوردن انتخاب کردی‬

19:13.497 --> 19:17.402
‫راستش رو بخوای، آبجوی خیلی مزخرفیه‬

19:17.427 --> 19:18.766
‫آره‬

19:18.790 --> 19:20.724
‫یکی دیگه می‌خوای؟‬
‫مهمون من‬

19:23.095 --> 19:24.694
‫غصه نخور، رفیق‬

19:24.719 --> 19:26.185
‫تو که داری برمی‌گردی خونه‬

19:26.209 --> 19:28.309
‫- آره‬
‫- مگه نه؟‬

19:28.333 --> 19:29.566
‫بیا بریم‬

19:37.843 --> 19:39.615
‫تو چرا هنوز این‌جایی، مرد؟‬

19:44.616 --> 19:46.572
‫شاورمای این‌جا رو دوست دارم‬

19:46.597 --> 19:48.163
‫آره‬

19:48.187 --> 19:50.367
‫مخصوصاً موقع دفعش، نه؟‬

19:53.158 --> 19:54.491
‫من...‬

19:56.421 --> 19:58.221
‫باید دار زدنش رو با چشم خودم ببینم‬

20:02.100 --> 20:03.443
‫حرف اینه که...‬

20:03.468 --> 20:05.001
‫نبودن سلاح‌های کشتارجمعی،‬

20:05.103 --> 20:08.004
‫یعنی کل توجیه جنگ چرند بوده‬

20:08.106 --> 20:11.141
‫پس بوش دنبال یه غنیمت دیگه‌ست که به دیوارش بزنه‬

20:12.945 --> 20:14.544
‫اعدام صدام...‬

20:14.569 --> 20:17.024
‫تنها راهشه که روایت جنگ رو به نفع خودش کنترل کنه‬

20:17.049 --> 20:19.820
‫پس جنگ واقعی توی واشینگتنه،‬
‫باید جنگ‌طلب‌ها رو قانع کنیم که‬

20:19.845 --> 20:21.873
‫صدام هنوز به دردمون می‌خوره،‬
‫یه مهره‌ی سوخته نیست‬

20:21.898 --> 20:23.331
‫امان از سیاست‬

20:23.355 --> 20:27.651
‫و ما هم باید به این نمایش سیاسی ادامه بدیم‬

20:30.229 --> 20:32.929
‫عراق چرا این‌قدر... سرده؟‬

20:33.031 --> 20:35.108
‫اگه دوباره ببازم، می‌رم‬

20:35.132 --> 20:36.636
‫داره دیر می‌شه‬

20:36.661 --> 20:38.561
‫- خب، آسون بود‬
‫- بهترین ضربه‌ت رو بزن‬

20:40.472 --> 20:42.482
‫- بریم بیلیارد بزنیم‬
‫- باشه‬

20:43.072 --> 20:46.034
‫هی، امیرا، این مرد رو باورت می‌شه؟‬

20:46.059 --> 20:47.978
‫- نگاش کن‬
‫- صورتت چی شده؟‬

20:49.152 --> 20:51.119
‫فکر کنم آبجو لازم داری‬

20:51.143 --> 20:52.876
‫- بذار برات بگیرم‬
‫- مرسی، امیرا‬

20:54.000 --> 21:01.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:02.005 --> 21:03.571
‫۲۰ دلار شرط می‌بندم که نمی‌زنی‬

21:03.595 --> 21:04.905
‫- هوم!‬
‫- چی؟‬

21:04.929 --> 21:06.572
‫پول مفت با پای خودش اومد‬

21:06.598 --> 21:07.908
‫- همین ضربه؟‬
‫- آره، همین ضربه‬

21:07.933 --> 21:09.309
‫- ۲۰ دلار؟‬
‫- آره‬

21:09.334 --> 21:10.944
‫۲۰ دلار، میز هم به ما می‌رسه‬

21:10.969 --> 21:12.379
‫- قبوله؟‬
‫- وایسا‬

21:12.404 --> 21:14.537
‫پول رو بذار روی میز و تو هم خراب نکن‬

21:14.561 --> 21:16.494
‫- پولت رو نگه دار، مرد‬
‫- آبجوی بعدی‌م به حساب توئه‬

21:16.519 --> 21:17.707
‫خیلی‌خب، بریم‬

21:17.732 --> 21:19.429
‫۲۰ دلار مفت گیرم میاد‬

21:20.912 --> 21:22.012
‫هی!‬

21:22.107 --> 21:24.507
‫همه بیاین! ساندرا!‬

21:24.532 --> 21:25.826
‫- بی‌خیال‬
‫- زود بیاین‬

21:25.851 --> 21:27.317
‫- جیمز، تاینی‬
‫- تماشاچی دوست داره‬

21:27.341 --> 21:29.430
‫الان خراب می‌کنه، سر ۲۰ دلاره‬

21:29.455 --> 21:31.099
‫باشه؟ از نمایش فیض ببرین‬

21:31.124 --> 21:33.167
‫- از نمایش فیض ببرین‬
‫- بزن ببینیم‬

21:33.192 --> 21:36.638
‫- قبوله‬
‫- دستت رو نزدیک‌تر ببر تا بتونی توپ رو بزنی‬

21:36.663 --> 21:38.729
‫وای!‬

21:38.753 --> 21:40.341
‫چطور ضربه به این آسونی رو خراب کردی؟‬

21:40.366 --> 21:43.167
‫راحت‌ترین ضربه بود و گند زد‬

21:43.192 --> 21:44.735
‫- افتضاح بود‬
‫- بیا، مرد‬

21:46.012 --> 21:47.608
‫- پولت رو بردار‬
‫- نمی‌خواد، داداش‬

21:47.640 --> 21:49.201
‫نه، بگیرش، من فقط میز رو می‌خواستم‬

21:49.226 --> 21:50.586
‫ببخشید‬

21:50.610 --> 21:51.819
‫- مرسی‬
‫- مرسی‬

21:51.844 --> 21:53.511
‫دیدی؟‬

21:53.613 --> 21:55.179
‫اوه، مرسی‬

21:55.281 --> 21:57.682
‫- از کجا می‌دونستی؟‬
‫- این پول منه‬

21:57.784 --> 22:01.552
‫خب، می‌دونی، بعضی‌ها زیر فشار کم میارن‬

22:02.700 --> 22:05.134
‫بار اولی که دیدمت،‬

22:05.158 --> 22:08.092
‫با خودم گفتم چرا من رو انداختن‬

22:08.194 --> 22:10.761
‫با یارویی که حتی بلد نیست تفنگش رو دستش بگیره؟‬

22:10.785 --> 22:13.052
‫ولی وقتی تیراندازی شروع شد...‬

22:14.734 --> 22:16.110
‫فرار نکردی‬

22:16.135 --> 22:18.903
‫ولی خب، از ترس ریدم به خودم‬

22:19.323 --> 22:21.590
‫و هدف‌مون رو هم گرفتی‬

22:21.614 --> 22:23.213
‫بزن‬

22:23.970 --> 22:26.237
‫خودت شروع کن‬

22:31.041 --> 22:33.228
‫- جان نیکسون؟‬
‫- آره‬

22:33.252 --> 22:34.907
‫نایجل هولمز هستم‬

22:34.932 --> 22:36.465
‫سلام‬

22:36.489 --> 22:38.779
‫اف‌بی‌آی من رو فرستاده که جات رو بگیرم‬

22:38.804 --> 22:40.703
‫درسته، درسته، ایشون سمیره‬

22:40.727 --> 22:42.126
‫مترجمت هست‬

22:42.228 --> 22:43.661
‫نیازی نیست‬

22:43.685 --> 22:44.725
‫عربی بلدی؟‬

22:44.749 --> 22:46.249
‫پسر یه دیپلماتم،‬

22:46.273 --> 22:49.953
‫به‌خاطر مهارت‌های زبانی‌م،‬

22:49.977 --> 22:52.117
‫توی واحد پوشش اطلاعاتی جذبم کردن‬

22:52.141 --> 22:54.315
‫زبان آرامی هم بلدم،‬

22:54.985 --> 22:57.872
‫برای وقتی که صدام بخواد...‬

22:57.896 --> 23:00.203
‫فرانسوی تمرین کنه‬

23:00.228 --> 23:02.090
‫اوه، عجب، پس فرانسوی هم بلدی؟‬

23:02.115 --> 23:05.449
‫خب، راهنمایی‌ای برام داری؟‬

23:05.474 --> 23:08.229
‫درباره‌ی فرانسوی‌ات؟ آره، به نظرم یه‌کم...‬

23:08.253 --> 23:10.242
‫- به گوشم یه‌کم...‬
‫- منظورم درباره‌ی خود صدامه‬

23:10.267 --> 23:12.290
‫چیزی هست که فکر کنی کمکم کنه؟‬

23:12.315 --> 23:14.570
‫جلب اعتمادش کار سختیه‬

23:14.594 --> 23:17.328
‫ولی مطمئنم اگه بتونی‬

23:17.353 --> 23:19.040
‫یه جور ارتباطی باهاش برقرار کنی...‬

23:19.065 --> 23:20.965
‫نمی‌خوام دوستش بشم‬

23:21.952 --> 23:23.712
‫تمرکز اف‌بی‌آی فقط روی‬

23:23.736 --> 23:25.669
‫ارتباطش با تروریسم داخلیه‬

23:25.693 --> 23:28.360
‫یازده سپتامبر، القاعده،‬

23:28.385 --> 23:30.641
‫و نقشه‌ی ترور دخترهای بوش‬

23:33.837 --> 23:35.345
‫ببخشید؟‬

23:35.761 --> 23:37.760
‫برای تلافی مرگ عدی و قصی‬

23:37.784 --> 23:39.706
‫سی‌آی‌اِی این ادعا رو بررسی کرده‬

23:39.731 --> 23:41.367
‫از بیخ‌وبن چرنده‬

23:41.392 --> 23:42.931
‫آره، خب...‬

23:42.955 --> 23:45.489
‫تا جایی که من می‌دونم مدارک معتبری وجود داره‬

23:45.591 --> 23:48.826
‫و اگه این‌طور باشه، قصد دارم‬
‫خواسته‌ی رئیس‌جمهور رو برآورده کنم‬

23:51.075 --> 23:52.402
‫عجب‬

23:53.633 --> 23:56.060
‫انگار آدم درست رو برای این کار پیدا کردن‬

23:57.496 --> 23:59.596
‫به منطقه‌ی سبز خوش اومدی‬

24:14.153 --> 24:16.353
‫وقت رفتنه‬

24:28.134 --> 24:29.600
‫اون کیه؟‬

24:30.791 --> 24:33.878
‫من بادِ تغییرم...‬

24:34.608 --> 24:36.828
‫کلانتر جدید این شهر‬

24:37.319 --> 24:41.072
‫و قانونم اینه... منو منتظر نذار‬

24:41.340 --> 24:43.013
‫عربیِ دوستت افتضاحه‬

25:00.967 --> 25:03.100
‫از اون‌جا بیارینش بیرون، قربان‬

25:05.738 --> 25:09.240
‫تو... مزاحم صبحونه‌م شدی‬

25:09.342 --> 25:10.841
‫و حالا حوصله‌م رو هم سر بردی‬

25:12.057 --> 25:13.824
‫من وقتِ حوصله‌سررفتن ندارم‬

25:13.855 --> 25:17.028
‫الان تنها چیزی که داری وقته، صدام‬

25:21.734 --> 25:24.922
‫اسمم صدام حسین المجید التکریتیه،‬

25:24.947 --> 25:26.991
‫رئیس‌جمهور عراق‬

25:27.093 --> 25:28.492
‫تو کی هستی؟‬

25:31.276 --> 25:33.564
‫یه حسابدار؟‬

25:35.735 --> 25:38.302
‫- آرایشگر؟‬
‫- من تنها راه نجاتتم‬

25:38.404 --> 25:41.005
‫اداره‌ی موقت ائتلاف‬

25:41.029 --> 25:43.062
‫من رو فرستاده کمکت کنم‬

25:45.930 --> 25:48.736
‫[ نجف ]‬

26:12.971 --> 26:15.517
‫باید خودت و آدم‌هات از این‌جا برین‬

26:15.541 --> 26:17.451
‫نه، افسر، نمی‌تونین بیاین این داخل‬

26:17.476 --> 26:20.090
‫این‌جا اختیارتون رو به رسمیت نمی‌شناسیم‬

26:20.658 --> 26:22.624
‫جای بحث نداره‬

26:22.648 --> 26:24.949
‫همین حالا برای امنیت خودشون‬
‫آدم‌هات رو از این‌جا ببر‬

26:25.051 --> 26:27.551
‫نمی‌تونین این کار رو بکنین،‬
‫ما حق آزادی بیان داریم‬

26:27.653 --> 26:30.013
‫این یه دستوره!‬
‫کارکنانت رو همین حالا ببر!‬

26:30.429 --> 26:32.629
‫نه، ولی...‬

26:33.392 --> 26:36.126
‫ما دنبال درگیری نیستیم، باشه؟‬
‫ما مسالمت‌آمیزیم‬

26:36.228 --> 26:37.628
‫مسالمت‌آمیزیم‬

26:37.730 --> 26:39.463
‫نه! نه!‬

26:39.487 --> 26:40.575
‫این رو ببین‬

26:40.600 --> 26:42.232
‫الحوزه‬

26:42.256 --> 26:43.628
‫روزنامه‌ی صدره‬

26:43.652 --> 26:45.913
‫آره، برمر رو با صدام مقایسه کردن‬

26:45.938 --> 26:48.206
‫شبیه‌ش هم هست،‬
‫اگه بیست کیلو چاق بشه و سبیل بذاره‬

26:48.231 --> 26:49.231
‫خندیدیم‬

26:49.256 --> 26:51.052
‫اداره‌ی موقت ائتلاف این رو‬

26:51.077 --> 26:53.565
‫فراخوانی برای خشونت علیه آمریکایی‌ها می‌دونه‬

26:53.590 --> 26:55.157
‫ریچارد، دارم بهت می‌گم،‬

26:55.181 --> 26:57.481
‫باید دوباره با این مردم پل ارتباطی بسازیم،‬

26:57.505 --> 26:59.358
‫- نه این‌که منفجرش کنیم‬
‫- برای اون کار دیگه دیره‬

26:59.383 --> 27:01.920
‫اداره‌ی موقت ائتلاف تصمیم گرفته‬
‫همون کاری رو بکنه که برمر می‌خواد‬

27:01.944 --> 27:03.264
‫کار روزنامه‌ی صدر تمومه‬

27:03.289 --> 27:04.521
‫داریم تعطیلش می‌کنیم؟‬

27:04.545 --> 27:06.077
‫همین الان ارتش اون‌جاست‬

27:07.247 --> 27:08.470
‫روزنامه‌ها رو بسوزونید‬

27:08.494 --> 27:09.794
‫همه‌شون رو بسوزونید‬

27:12.698 --> 27:14.098
‫برید بیرون!‬

27:20.473 --> 27:21.639
‫برید بیرون!‬

27:23.709 --> 27:25.342
‫برید بیرون!‬

27:40.551 --> 27:43.871
‫خیلی با اون داستان آزادی مطبوعات‬
‫که هی ازش دم می‌زنیم، جور درمیاد‬

27:43.896 --> 27:45.439
‫برمر عین خیالش هم نیست‬

27:45.464 --> 27:47.965
‫داره از اختیارات مدنی‌اش استفاده می‌کنه‬

27:47.989 --> 27:49.744
‫بیاین از واحد مشترک به‌عنوان...‬

27:49.769 --> 27:52.569
‫هیچ واحد مشترک کوفتی‌ای در کار نیست، فهمیدی؟‬

27:52.593 --> 27:53.959
‫- یعنی چی؟‬
‫- قرار نیست تشکیل بشه‬

27:53.984 --> 27:55.282
‫همین الان درباره‌ش حرف زدیم‬

27:55.307 --> 27:57.441
‫آره، دیگه کاریش نمی‌شه کرد‬

28:12.577 --> 28:14.132
‫من یکی از شما هستم‬

28:14.290 --> 28:15.577
‫و کنارتون می‌ایستم‬

28:15.601 --> 28:17.259
‫- دست نگه دارید! شلیک نکنید!‬
‫- کنار خانواده‌م می‌ایستم‬

28:17.284 --> 28:18.784
‫و هرگز عقب نمی‌کشم‬

28:18.808 --> 28:20.308
‫از نجف دفاع می‌کنم!‬

28:31.398 --> 28:34.125
‫یا آزاد می‌شیم یا شهید می‌شیم!‬

28:34.669 --> 28:37.403
‫یا آزاد می‌شیم یا شهید می‌شیم!‬

28:38.274 --> 28:41.174
‫یا آزاد می‌شیم یا شهید می‌شیم!‬

28:42.688 --> 28:46.256
‫برید عقب! عقب بمونید!‬

28:46.358 --> 28:48.659
‫عقب بمونید. شلیک نکنید!‬

28:56.864 --> 29:00.079
‫می‌دونی ارتش شما از سگ‌ها استفاده کرد؟‬

29:00.103 --> 29:01.783
‫برای عرب‌ها توهین بزرگیه‬

29:01.807 --> 29:04.418
‫وقتی من رو گرفتن، سگ آوردن، من هم خندیدم‬

29:05.308 --> 29:06.909
‫داره طفره می‌ره‬

29:06.946 --> 29:08.312
‫این فقط وقت‌تون رو تلف می‌کنه، قربان‬

29:09.526 --> 29:11.526
‫اگه می‌خوای شکایت کنی...‬

29:11.550 --> 29:14.118
‫می‌دونی کِی فهمیدم قراره به کشورم حمله کنین؟‬

29:14.220 --> 29:16.553
‫صدام، اومدم درباره‌ی برنامه‌ی تسلیحاتی‌ت حرف بزنم‬

29:16.577 --> 29:19.545
‫وقتی بلر اومد آمریکا،‬

29:19.725 --> 29:22.459
‫فهمیدم قراره چی بشه‬

29:22.561 --> 29:25.362
‫با این‌همه نفرت بین‌المللی علیه عراق،‬

29:25.464 --> 29:30.290
‫می‌دونستم حمله‌ای در راهه که از سال ۱۹۹۱ هم بدتره‬

29:30.315 --> 29:31.429
‫صدام‬

29:32.889 --> 29:35.437
‫کیم، این گزارش رو تکمیل کن و بفرست واشینگتن‬

29:35.461 --> 29:36.574
‫استیونز‬

29:37.115 --> 29:39.167
‫حتماً من رو در جریان بذار‬

29:39.497 --> 29:40.611
‫قربان‬

29:40.713 --> 29:42.146
‫- چی شده؟‬
‫- قضیه‌ی نجفه‬

29:43.540 --> 29:45.692
‫برید عقب!‬

29:45.724 --> 29:47.224
‫دستت رو بکش!‬

30:01.872 --> 30:03.311
‫برید کنار!‬

30:03.335 --> 30:04.926
‫بهتون شلیک می‌کنیم!‬

30:04.951 --> 30:06.930
‫- از سر جاتون تکون نخورید!‬
‫- عقب بمونید!‬

30:08.078 --> 30:11.720
‫من رو یاد مورچه‌ها می‌اندازی‬

30:11.744 --> 30:14.812
‫می‌دونی مورچه‌ها نه شُش دارن، نه قلب‬

30:14.836 --> 30:17.203
‫آره، درست مثل تو‬

30:17.228 --> 30:21.251
‫مثل یکی از هزاران مورچه‌ای که روی تپه راه می‌رن‬

30:21.353 --> 30:25.088
‫- مرسی‬
‫- نه، مورچه هم نه‬

30:25.262 --> 30:29.477
‫مورچه‌ها حداقل فایده‌ای دارن‬

30:29.502 --> 30:31.372
‫این آدم جدیدتون هیچ کمکی نمی‌کنه‬

30:31.397 --> 30:33.904
‫صدام کامل گرفتتش توی مشتش‬

30:34.117 --> 30:36.924
‫آدم من نیست، واشینگتن فرستادش‬

30:36.949 --> 30:40.283
‫اگه اجازه بدین، جناب دریاسالار‬

30:42.575 --> 30:44.508
‫یه پیشنهاد دارم‬

30:44.610 --> 30:45.976
‫برید عقب!‬

30:47.746 --> 30:48.979
‫آتیش بزنید!‬

30:49.081 --> 30:50.314
‫برید، برید!‬

30:50.416 --> 30:53.217
‫حرکت کنید، ادامه بدید!‬

30:54.924 --> 30:56.317
‫هی، زود باش!‬

30:56.341 --> 30:57.674
‫راه بیفت!‬

31:17.352 --> 31:18.980
‫می‌تونم کمکت کنم؟‬

31:19.004 --> 31:21.771
‫تعطیل کردن اون روزنامه اشتباه بزرگیه‬

31:22.759 --> 31:24.916
‫اداره‌ی موقت ائتلاف می‌خواد نشون بده‬

31:24.941 --> 31:26.962
‫تبلیغات ضدغربی بی‌هزینه نیست، جان‬

31:26.986 --> 31:28.473
‫آره، ولی دارن آدم‌های اشتباهی رو مجازات می‌کنن‬

31:28.498 --> 31:29.809
‫اگه خشونت از مثلث سنی‌نشین‬

31:29.833 --> 31:30.909
‫به شیعه‌ها سرایت کنه،‬

31:30.933 --> 31:32.479
‫جنگ داخلی راه می‌افته‬

31:33.046 --> 31:34.285
‫باید دویل رو قانع کنی‬

31:34.309 --> 31:35.936
‫برای تو گفتنش راحته، چون داری می‌ری‬

31:35.961 --> 31:38.328
‫نیکسون، استیل‌ول کارت داره‬

31:38.430 --> 31:39.529
‫جدی؟‬

31:44.081 --> 31:46.029
‫داشتم می‌رفتم سوار هواپیما بشم، قربان‬

31:46.054 --> 31:47.260
‫چه کاری داشتین؟‬

31:47.284 --> 31:48.583
‫پروازت می‌تونه صبر کنه‬

31:48.607 --> 31:50.247
‫- ببخشید؟‬
‫- درباره‌ی نجفه؟‬

31:50.272 --> 31:52.209
‫کاری که توی نجف می‌کنیم‬
‫خیلی احمقانه‌ست، قربان‬

31:52.234 --> 31:55.245
‫جیش‌المهدی هیچ ارتباطی‬
‫با مرگ نیروهای بلک‌واتر نداره‬

31:55.347 --> 31:57.557
‫درسته. کار القاعده‌ست، شاید هم زرقاوی‬

31:57.582 --> 31:59.751
‫القاعده تقریباً همون‌قدر که می‌خواد‬
‫آمریکایی‌ها رو بکشه،‬

31:59.775 --> 32:01.254
‫شیعه‌ها رو هم می‌خواد بکشه‬

32:01.279 --> 32:03.721
‫هدف‌شون اینه که شورش رو به جنگ داخلی تبدیل کنن‬

32:03.746 --> 32:06.544
‫این می‌تونه فرصتی باشه تا صدر رو متحدمون کنیم‬

32:06.569 --> 32:08.169
‫خفه شو‬

32:08.193 --> 32:10.193
‫برای این صدات نکردم‬

32:10.876 --> 32:13.676
‫پس چرا دارم پروازم رو از دست می‌دم؟‬

32:16.670 --> 32:21.315
‫دریاسالار کیمبال،‬
‫جان نیکسون و پالی استیونز رو بهتون معرفی می‌کنم‬

32:21.340 --> 32:23.117
‫جناب دریاسالار، قربان، دیدن‌تون باعث افتخاره‬

32:23.142 --> 32:25.609
‫- از آشنایی‌تون خوش‌وقتم، جان و پالی‬
‫- من هم همین‌طور‬

32:25.711 --> 32:27.521
‫ببخشید، جناب دریاسالار.‬
‫تا جایی که می‌دونستم،‬

32:27.546 --> 32:29.534
‫این موضوع کاملاً بین‌سازمانیه‬

32:29.558 --> 32:31.515
‫نمی‌دونستم ارتش هم نقشی داره‬

32:31.540 --> 32:32.686
‫اوه، نداریم‬

32:32.710 --> 32:34.296
‫- حداقل توی تحویلش نه‬
‫- خیلی‌خب‬

32:34.320 --> 32:38.382
‫اوضاع میدانی به‌سرعت داره وخیم می‌شه‬

32:38.407 --> 32:40.200
‫- کاملاً در جریانیم‬
‫- وینتروپ می‌گه‬

32:40.225 --> 32:41.702
‫تو می‌تونی کمک‌مون کنی‬

32:41.726 --> 32:44.892
‫- خب...‬
‫- همین الان توی مرکز بازجویی میدانی لازمت داریم‬

32:46.932 --> 32:50.456
‫قربان، الان نزدیک نماز مغربه‬

32:50.481 --> 32:52.314
‫بعد از نماز مغرب با هیچ‌کس حرف نمی‌زنه‬

32:52.338 --> 32:54.004
‫پس صبح امتحان می‌کنیم‬

32:54.029 --> 32:55.627
‫این بیانیه از تمام شورشیان عراقی می‌خواد‬

32:55.652 --> 32:57.203
‫سلاح‌هاشون رو زمین بذارن‬

32:57.228 --> 32:59.634
‫باید صدام امضاش کنه‬

32:59.659 --> 33:02.512
‫قربان، نمی‌دونم دقیقاً چه انتظاری از من دارین‬

33:02.614 --> 33:05.225
‫جان، تو اعتمادش رو به دست آوردی‬

33:05.250 --> 33:07.954
‫و می‌تونی راضیش کنی اون برگه رو امضا کنه‬

33:07.979 --> 33:10.754
‫و اون برگه می‌تونه این جنگ رو تموم کنه‬

33:10.779 --> 33:15.215
‫جناب دریاسالار، نزدیک به ده ساله‬
‫دارم درباره‌ی صدام تحقیق می‌کنم‬

33:15.239 --> 33:17.004
‫نمی‌خوام ناامیدتون کنم، ولی...‬

33:17.029 --> 33:19.429
‫محاله صدام این رو امضا کنه‬

33:19.453 --> 33:20.653
‫شاید تو بتونی‬

33:29.361 --> 33:30.918
‫- الو؟‬
‫- سلام، بابا، گوش کن‬

33:30.943 --> 33:32.453
‫به کمکت نیاز دارم‬

33:32.477 --> 33:33.997
‫چند روز دیگه این‌جا گیر افتادم‬

33:34.022 --> 33:35.998
‫- هان؟‬
‫- لطفاً به ربکا بگو. باید برم‬

33:36.023 --> 33:38.263
‫ای خدا، از این خبر خوشحال نمی‌شه‬

33:39.418 --> 33:41.643
‫گوش کن، باید هوام رو داشته باشی، بابا‬

33:41.668 --> 33:44.688
‫بهش بگو پرواز تأخیر داره یا اصلاً می‌دونی...‬

33:44.712 --> 33:47.246
‫خودت یه بهونه‌ای جور کن، توی این کار خوبی‬

33:47.504 --> 33:49.704
‫باور کن پوستم رو می‌کنه‬

33:49.728 --> 33:52.684
‫ببین، این یکی رو برات جمع می‌کنم، خب؟‬

33:52.708 --> 33:55.814
‫دروغ گفتن به زن‌ها دیگه تخصصم شده‬

33:55.839 --> 33:57.211
‫آره، می‌دونم‬

33:57.236 --> 33:58.602
‫خداحافظ‬

34:03.675 --> 34:05.308
‫جان بود؟‬

34:06.755 --> 34:08.722
‫- هان؟‬
‫- جان بود؟‬

34:08.746 --> 34:10.179
‫نه‬

34:25.871 --> 34:26.958
‫منتظر چی هستیم؟‬

34:26.982 --> 34:28.970
‫دریاسالارها طبق ساعت خودشون کار می‌کنن‬

34:28.995 --> 34:31.086
‫الان باید اون داخل باشم و‬
‫کم‌کم مقاومتش رو بشکنم‬

34:38.622 --> 34:41.423
‫جناب دریاسالار، دقیقاً این‌جا چه خبره؟‬

34:41.447 --> 34:42.689
‫بکش کنار، هولمز‬

34:42.714 --> 34:44.481
‫باید یه روش دیگه رو امتحان کنم‬

34:47.845 --> 34:49.798
‫می‌بینم برگشتی‬

34:49.822 --> 34:51.655
‫به این زودی دلت برام تنگ شد؟‬

35:01.166 --> 35:02.454
‫آزادباش‬

35:02.479 --> 35:03.945
‫تنهامون بذارید‬

35:03.969 --> 35:05.168
‫بله، قربان‬

35:12.530 --> 35:15.824
‫دیگه به سؤال‌های تکراری جواب نمی‌دم‬

35:15.848 --> 35:18.204
‫جانشینم متن بازجویی‌های قبلی رو داره،‬

35:18.228 --> 35:20.795
‫پس از همون‌جا ادامه می‌ده‬

35:24.223 --> 35:26.456
‫می‌گه اون احمقه‬

35:26.636 --> 35:29.370
‫آره، احتمالاً اختلال یادگیری داره‬

35:29.394 --> 35:31.505
‫نیکسون نتونست مقاومتش رو بشکنه،‬
‫مشکل همینه‬

35:31.530 --> 35:33.396
‫هنوز فکر می‌کنه رئیس خودشه‬

35:33.499 --> 35:35.565
‫از خیلی جهات هم هست‬

35:35.589 --> 35:38.490
‫هنوز اف‌بی‌آی کنترل کار رو دست نگرفته‬

35:38.515 --> 35:41.444
‫صدام، این آخرین دیدارمونه‬

35:42.151 --> 35:47.781
‫ولی الان فرصتی داریم که با هم به یه راه‌حل برسیم‬

35:47.806 --> 35:51.681
‫فرصت؟ فرصتی بین دو دشمن؟‬

35:51.783 --> 35:56.419
‫توی عراق، مرز بین دوست و دشمن هیچ‌وقت روشن نیست‬

36:15.607 --> 36:17.374
‫ایشون دریاسالار کیمباله،‬

36:17.399 --> 36:20.031
‫فرمانده نیروهای ویژه‌ی مشترک‬

36:20.056 --> 36:21.656
‫می‌شناسمش‬

36:21.680 --> 36:24.158
‫امروز اومدم با هم حرف بزنیم،‬

36:24.183 --> 36:26.438
‫به‌عنوان دو فرمانده‌ی ارشد نظامی‬

36:26.463 --> 36:29.197
‫خون‌ریزی زیادی به راه افتاده...‬

36:29.221 --> 36:31.254
‫هزاران نفر از نیروهای ائتلاف...‬

36:31.356 --> 36:33.823
‫و ده‌ها هزار عراقی کشته و زخمی شدن‬

36:35.127 --> 36:40.430
‫فقط تو قدرت پایان دادن به این خشونت رو داری‬

36:52.003 --> 36:56.572
‫امیدواریم صلح رو برگردونی‬

37:08.528 --> 37:12.207
‫می‌گه عزت‌نفسم اجازه نمی‌ده این رو امضا کنم‬

37:12.231 --> 37:14.497
‫صدام، بحث اینه تاریخ چطور ازت یاد می‌کنه‬

37:14.600 --> 37:16.132
‫از من...‬

37:16.422 --> 37:17.988
‫یا از شما؟‬

37:19.031 --> 37:22.881
‫می‌خوای ازت مثل ناپلئون یاد کنن یا موسولینی؟‬

37:22.905 --> 37:26.319
‫موسولینی تا آخرین نفس با متفقین جنگید،‬

37:26.343 --> 37:29.886
‫تا این‌که مردم گرسنه‌ی خودش اعدامش کردن‬

37:29.911 --> 37:36.119
‫تاریخ ازش به‌عنوان یه شرور، احمق و بزدل یاد می‌کنه‬

37:36.221 --> 37:39.322
‫اما ناپلئون...‬

37:39.424 --> 37:42.147
‫بعد از واترلو فهمید جنگ رو باخته‬

37:42.172 --> 37:43.705
‫برای دربار بریتانیا نامه نوشت‬

37:43.729 --> 37:45.295
‫و درخواست صلح کرد‬

37:45.397 --> 37:49.866
‫تاریخ ازش به‌عنوان کشورگشا و قهرمان یاد می‌کنه‬

37:49.968 --> 37:52.202
‫بناهای یادبودش هنوز توی پاریس پابرجان‬

37:53.745 --> 37:56.078
‫دوست داری تاریخ چطور ازت یاد کنه؟‬

37:58.855 --> 38:03.358
‫شما درکی از عراق ندارین،‬

38:03.382 --> 38:05.649
‫درکی از صدام حسین هم ندارین‬

38:07.619 --> 38:09.486
‫ناامیدم کردی‬

38:11.556 --> 38:14.434
‫این مردان غربی...‬

38:14.459 --> 38:17.127
‫سرگذشت اون‌ها، سرگذشت من نیست‬

38:17.152 --> 38:19.796
‫ولی صدام، وقتی من رو به نجف فرستادی،‬

38:19.898 --> 38:22.614
‫می‌خواستی از اشتباهات گذشته درس بگیرم‬

38:22.639 --> 38:27.448
‫دیگه از تاریخ با من حرف نزن، جان نیکسون!‬

38:27.472 --> 38:29.080
‫این‌جا داریم درباره‌ی آینده حرف می‌زنیم‬

38:29.105 --> 38:31.406
‫آینده دست خداست‬

38:31.430 --> 38:34.231
‫خدا بهت قدرت داده که به مردمت کمک کنی‬

38:38.984 --> 38:41.017
‫من جنگی می‌بینم...‬

38:42.454 --> 38:45.488
‫که هیچ‌وقت تموم نمی‌شه‬

38:45.590 --> 38:48.224
‫اقیانوسی از خون‬

38:48.327 --> 38:55.398
‫نسل پشت نسل رو در خودش غرق می‌کنه،‬

38:55.500 --> 39:00.637
‫ده، بیست سال دیگه،‬

39:00.739 --> 39:03.073
‫تا ابد،‬

39:03.175 --> 39:08.611
‫آمریکا از کاری که کرده پشیمون می‌شه‬

39:11.550 --> 39:16.953
‫چه مردمم دوستم داشته باشن چه ازم متنفر باشن،‬

39:17.055 --> 39:21.224
‫من رئیس‌جمهورشونم!‬

39:25.708 --> 39:30.311
‫وقتی به‌عنوان اشغالگر از دجله گذشتین،‬

39:30.335 --> 39:33.737
‫و با زور من رو گرفتین،‬

39:33.839 --> 39:37.330
‫مردمم رو تحقیر کردین!‬

39:37.355 --> 39:42.825
‫اون‌ها هیچ‌وقت دست از جنگیدن با شما برنمی‌دارن‬

39:50.555 --> 39:53.089
‫می‌خواین خون‌ریزی تموم بشه؟!‬

39:53.191 --> 39:55.291
‫برین کشورتون!‬

39:55.394 --> 39:58.828
‫شما با رفتن چیزی از دست نمی‌دین‬

39:58.852 --> 40:02.354
‫ولی اگه ما دست از جنگیدن برداریم،‬
‫همه‌چیز رو از دست می‌دیم!‬

40:07.406 --> 40:10.440
‫صدام، اگه امضاش نکنی، اعدامت می‌کنن‬

40:10.464 --> 40:12.564
‫اولین اشتباه‌مون همین بود...‬

40:12.744 --> 40:14.677
‫فکر کردیم وجدان داره‬

40:14.701 --> 40:16.767
‫در هر صورت اعدامم می‌کنن‬

40:20.029 --> 40:24.432
‫انتخاب من بین مرگ و زندگی نیست‬

40:24.456 --> 40:28.691
‫بین باعزت مُردن و بی‌عزت مُردنه‬

40:28.715 --> 40:30.144
‫لعنتی‬

40:30.500 --> 40:50.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
