WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:18.393 --> 00:21.853
‫« هـدف بـاارزش: شـکـار صـدام »‬

00:25.059 --> 00:27.726
‫آقای رئیس‌جمهور، شما زندانی ائتلاف هستین...‬

00:30.138 --> 00:32.231
‫می‌خوای همین‌جا وایستی و اگه جواب نداد،‬

00:32.232 --> 00:33.752
‫منو کتک بزنی؟‬

00:34.908 --> 00:36.341
‫عوضی‬

00:38.018 --> 00:39.797
‫پس بهتره جواب بده‬

00:48.468 --> 00:50.005
‫آقای رئیس‌جمهور،‬

00:50.030 --> 00:53.155
‫شما زندانیِ اداره‌ی موقت ائتلاف هستین‬

00:53.180 --> 00:58.231
‫قراره از مردی بازجویی کنم که‬
‫۲۳ سال عراق رو به وحشت انداخت‬

00:58.256 --> 01:02.065
‫بحث محاکمه‌ی غیابی صدام حسین مطرح شده بود‬

01:02.374 --> 01:05.147
‫به کویت حمله کرد، با ایران جنگید،‬

01:05.172 --> 01:07.746
‫مردی که تنها شش روز بعد از به قدرت رسیدن،‬

01:07.771 --> 01:10.907
‫جلسه‌ای اضطراری برای حزب بعث تشکیل داد‬

01:10.931 --> 01:13.799
‫جلوی دوربین‌های تلویزیون اعلام کرد‬

01:13.823 --> 01:16.058
‫بین افراد حاضر ۶۸ توطئه‌گر هست‬

01:20.648 --> 01:22.783
‫بعد همه‌شون رو تا دم در بردن‬

01:22.807 --> 01:25.742
‫و بی‌معطلی اعدام‌شون کردن‬

01:25.766 --> 01:28.370
‫همین شد مانیفستِ صدام‬

01:28.395 --> 01:31.496
‫اگه کنارم نایستین، مرگ در انتظارتونه‬

01:36.261 --> 01:43.261
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:07.749 --> 02:10.502
‫از دیدنت خوشحالم‬

02:11.600 --> 02:13.273
‫لطفاً بشین‬

02:13.707 --> 02:15.408
‫بشین‬

02:16.199 --> 02:17.961
‫انگار هنوز رئیسه‬

02:17.985 --> 02:19.151
‫بفرما‬

02:36.590 --> 02:38.971
‫آقای رئیس‌جمهور، شما در بازداشتِ‬

02:38.996 --> 02:41.459
‫اداره‌ی موقت ائتلاف هستین،‬

02:41.484 --> 02:44.126
‫و باید به سؤال‌هام جواب بدین‬

02:44.150 --> 02:45.717
‫متوجه شدین؟‬

02:54.881 --> 02:56.427
‫آقای رئیس‌جمهور،‬

02:56.452 --> 03:00.018
‫شما در بازداشتِ اداره‌ی موقت ائتلاف هستین...‬

03:00.042 --> 03:01.542
‫و باید به سؤال‌هام جواب بدین‬

03:03.673 --> 03:05.173
‫چرا؟‬

03:07.165 --> 03:08.665
‫وگرنه چی می‌شه؟‬

03:08.689 --> 03:12.581
‫تهدیدها برامون اهمیتی ندارن، پس...‬

03:12.606 --> 03:14.099
‫تو کی هستی؟‬

03:15.536 --> 03:16.769
‫می‌تونین استیو صدام کنین‬

03:17.514 --> 03:19.014
‫و ایشون؟‬

03:19.039 --> 03:21.427
‫ایشون علی هست.‬
‫خب، من چند سؤال...‬

03:21.451 --> 03:23.406
‫حال‌تون چطوره، آقای استیو؟‬

03:23.431 --> 03:24.804
‫حالت چطوره؟‬

03:25.585 --> 03:28.252
‫خوبم... مرسی‬

03:28.276 --> 03:31.142
‫شما چطور، آقای علی؟‬

03:31.899 --> 03:38.599
‫خائن به وطن مثل فاحشه‌ایه‬
‫که برای چندرغاز تن‌فروشی می‌کنه‬

03:44.937 --> 03:46.670
‫لطفاً ادامه بده‬

03:46.694 --> 03:48.494
‫هوم‬

03:48.495 --> 03:51.907
‫خب، آقای رئیس‌جمهور،‬

03:51.932 --> 03:55.430
‫می‌خوایم بدونیم چطور‬
‫با شورشی‌ها در تماس بودین؟‬

03:55.455 --> 03:57.502
‫واسطه‌ای داشتین؟‬

03:59.566 --> 04:01.300
‫راستش، درست متوجه نمی‌شیم‬

04:01.324 --> 04:02.824
‫اون خودکار رو بده‬

04:03.601 --> 04:05.547
‫- خودکارت رو می‌خواد‬
‫- درسته‬

04:05.572 --> 04:08.750
‫خب، توی مزرعه هیچ وسیله‌ای برای‬
‫مخابره‌ی رادیویی پیدا نکردیم، پس...‬

04:08.774 --> 04:09.987
‫می‌خوایم بدونیم...‬

04:10.012 --> 04:11.512
‫خودکارت رو بده...‬

04:17.949 --> 04:19.816
‫جناب، لطفاً به سؤال‌هام جواب بدین‬

04:19.840 --> 04:21.831
‫دوباره می‌پرسم‬

04:21.856 --> 04:24.209
‫چطور با شورشی‌ها تماس می‌گرفتین؟‬

04:24.234 --> 04:26.601
‫چطور با شورشی‌ها ارتباط برقرار می‌کردین؟‬

04:26.626 --> 04:31.500
‫اونا شورشی نبودن، مبارزان آزادی بودن‬

04:31.525 --> 04:34.937
‫شورشی‌ای در کار نبود، فقط مبارزان آزادی بودن‬

04:34.962 --> 04:37.942
‫خودکار، لطفاً‬

04:42.146 --> 04:43.279
‫نده بهش‬

04:43.303 --> 04:45.303
‫نیکسون می‌دونه نباید این کارو بکنه‬

04:47.967 --> 04:49.391
‫ای حرومزاده!‬

04:49.416 --> 04:51.236
‫- وایسا، وایسا، وایسا!‬
‫- آماده‌ی ورود باشین!‬

05:00.460 --> 05:01.626
‫کاغذ‬

05:14.141 --> 05:15.768
‫چه غلطی داره می‌کنه؟‬

05:18.763 --> 05:20.263
‫من پول داشتم.‬

05:20.981 --> 05:22.260
‫می‌گه پول داشته‬

05:22.355 --> 05:24.056
‫وقتی مخفی شده بودین؟‬

05:24.057 --> 05:29.560
‫۷۵۰ هزار دلار آمریکا‬

05:30.141 --> 05:32.475
‫سربازهای آمریکایی این رو می‌گن‬

05:32.498 --> 05:34.022
‫پول خیلی زیادیه‬

05:34.047 --> 05:35.780
‫یه کیف بزرگ پُر از پوله‬

05:36.770 --> 05:38.436
‫دروغ می‌گن‬

05:54.487 --> 05:57.639
‫"من، رئیس‌جمهور صدام حسین،‬
‫بدین‌وسیله گواهی می‌دهم‬

05:57.664 --> 06:01.176
‫که هنگام دستگیری‌ام به‌دست این دشمنان خدا،‬

06:01.201 --> 06:04.827
‫و بشریت، امپریالیست‌های آمریکایی،‬

06:04.852 --> 06:08.368
‫یک‌ونیم میلیون دلار در اختیار داشتم"‬

06:08.393 --> 06:10.865
‫۷۵۰ هزار دلار بود‬

06:10.890 --> 06:13.199
‫سربازها پولم رو دزدیدن‬

06:13.223 --> 06:16.011
‫خواستار تحقیقات رسمی‌ام‬

06:16.036 --> 06:18.420
‫می‌گه خواستار تحقیقات رسمی شده‬

06:18.444 --> 06:22.240
‫لعنتی. بهش گفته بودم‬
‫هیچ چیزی باهاش رد و بدل نکنه‬

06:22.265 --> 06:24.938
‫پولم رو از این دزدها پس می‌خوام!‬

06:24.963 --> 06:27.530
‫پولش رو از اون دزدها پس می‌خواد‬

06:27.553 --> 06:28.820
‫بررسی می‌کنیم‬

06:28.821 --> 06:30.679
‫حالا، آقای رئیس‌جمهور، لطفاً...‬

06:30.704 --> 06:32.770
‫خودکارم رو پس بدین‬

06:33.393 --> 06:35.043
‫می‌تونم نگه‌ش دارم؟‬

06:35.068 --> 06:37.369
‫هر روز می‌نویسم‬

06:37.688 --> 06:39.302
‫بله... خبر دارم‬

06:39.326 --> 06:42.327
‫شما... شما سه تا رمان منتشر کردین، درسته؟‬

06:42.765 --> 06:45.544
‫می‌دونه سه تا رمان منتشر کردین‬

06:45.568 --> 06:49.298
‫یه رمان چهارم هم نوشتم که تازه منتشر شده‬

06:49.323 --> 06:50.818
‫رمان چهارمی هم نوشته‬

06:50.843 --> 06:52.414
‫که تا حالا باید چاپ شده باشه‬

06:52.439 --> 06:55.407
‫خوندمش. "دژ استوار"‬

06:55.751 --> 06:57.337
‫ازش خبر داره‬

06:57.768 --> 06:59.015
‫خوندیش؟‬

06:59.039 --> 07:00.959
‫بیشتر از ۷۰۰ صفحه‌ست‬

07:00.983 --> 07:02.230
‫یه اثر حماسیه‬

07:02.696 --> 07:04.899
‫بیشتر از ۷۰۰ صفحه‌ست.‬
‫یه اثر حماسیه‬

07:04.924 --> 07:06.568
‫خیلی تحت‌تأثیر قرار گرفته که خوندیش‬

07:06.593 --> 07:08.830
‫داستان خیلی خوبیه، آقای رئیس‌جمهور‬

07:08.854 --> 07:10.298
‫لطفاً خودکارم رو پس بدین‬

07:10.322 --> 07:12.156
‫خودکار ایشون رو پس بدین‬

07:27.680 --> 07:29.481
‫مرسی‬

07:29.482 --> 07:32.417
‫حالا... بیاین درباره‌ی نحوه‌ی‬

07:32.418 --> 07:35.424
‫تماس‌تون با شورشی‌ها حرف بزنیم‬

07:35.448 --> 07:37.502
‫چون فکر نمی‌کنیم کاملاً منزوی بوده باشین‬

07:37.527 --> 07:39.219
‫من رئیس‌جمهور صدام حسین هستم‬

07:39.244 --> 07:40.286
‫تو کی هستی؟‬

07:40.311 --> 07:42.763
‫تو کی هستی؟ تو هیچی نیستی‬

07:42.788 --> 07:45.106
‫باید این واقعیت بدیهی رو بهتون یادآوری کنم که‬

07:45.131 --> 07:48.196
‫شما در حال حاضر رئیس‌جمهور هیچ کشوری نیستین‬

07:48.221 --> 07:51.422
‫شما زندانیِ اداره‌ی موقت ائتلاف هستین‬

07:52.038 --> 07:53.638
‫چرا جواب بدم؟‬

07:53.639 --> 07:55.139
‫تو دشمن منی‬

07:56.801 --> 08:00.546
‫شما دشمن من هستین، منو می‌کشین،‬
‫بالاخره همین می‌شه‬

08:00.570 --> 08:01.770
‫نه‬

08:01.794 --> 08:03.758
‫وقت نمازه‬

08:03.783 --> 08:06.736
‫نه، نیست.‬
‫نه، لطفاً بشینین‬

08:06.760 --> 08:10.092
‫کنوانسیون ژنو به من حق نماز خوندن می‌ده، مگه نه؟‬

08:10.116 --> 08:13.110
‫کنوانسیون چهارم، ماده‌ی ۳۸‬

08:13.136 --> 08:14.715
‫بند سوم‬

08:14.780 --> 08:16.962
‫کنوانسیون چهارم ژنو، ماده‌ی ۳۸،‬

08:16.963 --> 08:20.076
‫بند سوم، به من حق نماز خوندن می‌ده‬

08:20.101 --> 08:21.926
‫برای نماز بهتون وقت می‌دیم.‬
‫پس لطفاً بشینین...‬

08:21.950 --> 08:23.376
‫آخرین اثرم،‬

08:23.401 --> 08:27.001
‫اسمش "از این‌جا برو، ای ملعون" بود‬

08:27.145 --> 08:29.371
‫و مردم اون رو پیشگویی می‌دونن‬

08:29.396 --> 08:30.896
‫توصیه می‌کنم بخونیش...‬

08:30.920 --> 08:32.420
‫تا تاریخ رو بفهمی‬

08:32.444 --> 08:34.197
‫و به ریشه‌ی واقعیِ‬

08:34.222 --> 08:36.411
‫اتفاقات امروز پی ببری‬

08:36.435 --> 08:37.884
‫درباره‌ی آخرین کتابش حرف می‌زنه که‬

08:37.909 --> 08:40.953
‫توش همه‌ی اتفاقات امروز رو‬
‫از نظر تاریخی و فرهنگی توضیح داده‬

08:40.978 --> 08:43.797
‫نیومدیم این‌جا که درباره‌ی‬
‫ادبیات یا تاریخ حرف بزنیم‬

08:43.822 --> 08:47.157
‫پس چطور می‌خواین چیزی بفهمین؟!‬

08:50.569 --> 08:53.370
‫به خواسته‌ش رسید.‬
‫شکایتش رو ثبت کرد‬

09:00.826 --> 09:01.958
‫نگهبان!‬

09:08.042 --> 09:09.436
‫لعنت بهت، نیکسون‬

09:09.460 --> 09:11.826
‫بهت گفته شده بود هیچی دست زندانی ندی‬

09:11.851 --> 09:14.368
‫اون فقط درخواست کرد، دستور نداد، می‌دونی؟‬

09:14.393 --> 09:16.840
‫- یه فرصت بود‬
‫- عجب فرصتی هم بود، جان‬

09:17.577 --> 09:20.542
‫فقط یه خودکار بود... چاقوی بووی که نبود‬

09:20.567 --> 09:22.896
‫این همه "لطفاً" و "مرسی، آقای رئیس‌جمهور" گفتن‌هات‬

09:22.921 --> 09:24.131
‫خیلی عاشقانه‌ست‬

09:24.156 --> 09:26.507
‫ما به محبت و احترامش نیاز نداریم‬

09:26.532 --> 09:28.696
‫فقط سلاح‌های کشتارجمعی‌ش رو می‌خوایم‬

09:28.721 --> 09:29.987
‫صدام بازیت داد‬

09:32.725 --> 09:35.260
‫به‌خاطر سرپیچی‌ت،‬

09:35.285 --> 09:37.548
‫حالا یه شکایت کتبی ثبت کرده‬

09:41.948 --> 09:43.711
‫این دیگه مزخرفه‬

09:43.736 --> 09:46.600
‫باورم نمی‌شه کسی ۷۵۰ هزار دلار بدزده‬

09:46.625 --> 09:48.509
‫خب، مهم نیست تو چی باور داری‬

09:48.534 --> 09:50.200
‫اون یه شکایت رسمی ثبت کرده‬

09:52.451 --> 09:54.869
‫ببین، کار صدام همینه، خب؟‬

09:54.894 --> 09:56.807
‫آدم‌ها رو بازی می‌ده‬

09:58.007 --> 10:00.634
‫جلسه‌ی اولمون بود.‬
‫داشتیم با هم آشنا می‌شدیم‬

10:00.659 --> 10:01.891
‫فقط حواست باشه‬

10:30.102 --> 10:31.668
‫این یارو خیلی عجله داره‬

10:33.069 --> 10:34.401
‫چیزی می‌خوای بگی، سمیر؟‬

10:34.426 --> 10:35.858
‫چی؟‬

10:38.638 --> 10:40.271
‫چیزی می‌خوای بگی؟‬

10:41.686 --> 10:43.264
‫مطمئن نیستم از پسش بربیام‬

10:43.289 --> 10:45.289
‫مطمئن نیستم آدم مناسب این کار باشم‬

10:46.412 --> 10:48.349
‫- درک می‌کنم چه حسی داری‬
‫- جدی؟‬

10:48.373 --> 10:49.823
‫می‌فهمی چه حسی دارم؟‬

10:49.848 --> 10:52.286
‫- آره‬
‫- چطور می‌تونی بفهمی چه حسی دارم؟‬

10:52.311 --> 10:54.578
‫چه حسی دارم؟‬
‫بگو چه حسی دارم‬

10:55.358 --> 10:57.626
‫تو نمی‌دونی چه حسی دارم، خب؟‬

10:57.650 --> 10:59.440
‫روحت هم خبر نداره چه حسی دارم‬

10:59.785 --> 11:01.785
‫اصلاً نمی‌دونی داری چی می‌گی‬

11:04.363 --> 11:07.332
‫صدام حسین...‬

11:07.333 --> 11:09.640
‫همه‌جا بود، روی تمام بیلبوردها‬

11:10.639 --> 11:13.008
‫هر روز صبح توی مدرسه‬
‫مجبور بودیم ستایشش کنیم‬

11:13.032 --> 11:15.349
‫هر روز عصر توی تلویزیون بود‬

11:15.374 --> 11:19.763
‫هر شب هم به خواب من و همه‌ی عراقی‌ها می‌اومد‬

11:21.066 --> 11:23.519
‫و حالا که توی اون اتاق کنارش وایساده بودم...‬

11:26.118 --> 11:27.851
‫بوش روی لباس‌هام مونده‬

11:30.035 --> 11:32.512
‫به‌هرحال تا شش ماه دیگه این‌جا نیست‬

11:32.537 --> 11:34.570
‫اون... اون نمی‌تونه هیچ کاری باهات بکنه‬

11:49.582 --> 11:52.369
‫ببخشید، پالی.‬
‫حرف صدام که می‌شه، قاطی می‌کنم‬

12:01.547 --> 12:02.846
‫اون دود رو می‌بینین؟‬

12:04.550 --> 12:05.816
‫سرعت رو کم کن، سمیر‬

12:09.495 --> 12:10.594
‫دویل جلوتر از ما بود‬

12:39.985 --> 12:42.152
‫- ماشین رو نگه دار!‬
‫- ماشین رو نگه دار!‬

12:43.095 --> 12:45.562
‫سروان! سروان!‬
‫اطلاعات ارتش!‬

12:47.359 --> 12:48.825
‫برو جلو!‬

12:49.568 --> 12:52.604
‫- وایسا!‬
‫- این تموم کرده. برو سراغ بعدی!‬

12:52.605 --> 12:54.071
‫لعنتی!‬

12:56.179 --> 12:58.392
‫سرگرد... دویل‬

12:58.417 --> 13:00.812
‫- از این طرف بکشش!‬
‫- سرباز!‬

13:00.973 --> 13:02.714
‫یا خدا!‬

13:02.715 --> 13:04.648
‫فقط طاقت بیار‬

13:05.537 --> 13:07.465
‫زنده‌ست!‬

13:07.589 --> 13:09.924
‫هی، هی، نگام کن!‬

13:09.948 --> 13:12.148
‫بجنبید! عجله کنید! عجله کنید!‬

13:15.694 --> 13:17.287
‫بجنبید، بجنبید! اون زنده‌ست!‬

13:21.380 --> 13:22.945
‫حالت خوب می‌شه‬

13:24.637 --> 13:25.836
‫برید، برید، برید‬

13:32.478 --> 13:34.123
‫خوبه، بلندش کنید‬

13:36.542 --> 13:37.748
‫سرگرد‬

13:37.773 --> 13:39.007
‫هی، هی‬

13:39.031 --> 13:41.553
‫نگام کن، من پیشتم‬

13:42.350 --> 13:44.550
‫من کنارتم، حالت خوب می‌شه‬

14:22.834 --> 14:25.001
‫بدنم بی‌حس شده‬

14:29.034 --> 14:30.602
‫زنده می‌مونه‬

14:30.603 --> 14:32.725
‫از سر لجبازی هم که شده، زنده می‌مونه.‬
‫دویل رو که می‌شناسی‬

14:32.749 --> 14:36.474
‫امیرا، شیفت صبح با توئه.‬
‫برو یه‌کم بخواب‬

14:36.475 --> 14:38.108
‫هیچ‌جا نمی‌رم‬

14:39.745 --> 14:41.945
‫خب... خبری هست؟‬

14:43.559 --> 14:46.297
‫- زنده می‌مونه‬
‫- اوف‬

14:46.433 --> 14:47.543
‫آره‬

14:47.832 --> 14:48.909
‫خدا رو شکر‬

14:48.933 --> 14:49.979
‫کسی آبجو می‌خواد؟‬

14:50.003 --> 14:51.295
‫- آره، قطعاً‬
‫- آره‬

14:51.319 --> 14:52.790
‫آره، به حساب اون‬

14:52.791 --> 14:54.998
‫هنوز پول بلیت کنسرت "اسپرینگستینِ"‬
‫سال ۹۵ رو بهم بدهکاری‬

14:55.022 --> 14:57.890
‫تو هم هنوز پول بلیت بازی "ردسکینز"‬
‫پارسال رو بهم بدهکاری‬

14:57.914 --> 14:59.497
‫خب، به سلامتی دویل‬

14:59.498 --> 15:01.081
‫- آره، به سلامتی دویل‬
‫- به سلامتی دویل‬

15:01.105 --> 15:02.600
‫به سلامتی دویل‬

15:02.958 --> 15:04.993
‫- عوضی‬
‫- آره، اونم هست‬

15:12.444 --> 15:14.851
‫♪ زمستون صدا می‌زنه ♪‬

15:14.875 --> 15:17.876
‫♪ کریسمس ♪ ‬

15:17.900 --> 15:21.570
‫♪ ناقوس کلیساها به صدا درمیاد، بچه‌ها آواز می‌خونن ♪‬

15:21.727 --> 15:24.262
‫می‌خوام همه‌چی عالی باشه‬

15:25.491 --> 15:28.059
‫♪ آدم‌برفی‌ها بیدار می‌شن، مادربزرگ شیرینی می‌پزه ♪ ‬

15:28.060 --> 15:29.928
‫♪ کریسمس ♪ ‬

15:29.929 --> 15:31.128
‫الو؟‬

15:31.896 --> 15:33.597
‫سلام، منم‬

15:33.621 --> 15:35.170
‫وای! جان!‬

15:35.194 --> 15:36.794
‫داشتم الان بهت فکر می‌کردم‬

15:36.818 --> 15:38.469
‫جدی؟‬

15:38.911 --> 15:40.879
‫خب، داشتی به چی فکر می‌کردی؟‬

15:40.903 --> 15:43.926
‫بابانوئل الان می‌خواد بدونه‬

15:43.950 --> 15:46.280
‫بچه‌ی خوبی بودی یا شیطونی کردی‬

15:46.304 --> 15:49.731
‫ولی من می‌خوام بدونم‬
‫می‌تونی هم خوب باشی، هم شیطون؟‬

15:49.755 --> 15:51.434
‫شنیدم چی گفتی‬

15:51.896 --> 15:53.647
‫پسرم چطوره؟‬

15:54.162 --> 15:57.677
‫نکنه قراره کلاً بیاد پیش ما زندگی کنه؟‬
‫چه خبره؟‬

15:57.701 --> 15:59.968
‫داره توی تزئین خونه کمکم می‌کنه‬

16:00.593 --> 16:02.987
‫بی‌صبرانه منتظرم بیای، چون...‬

16:03.011 --> 16:05.170
‫امسال کریسمسِ برفی داریم‬

16:05.368 --> 16:06.834
‫عزیزم...‬

16:08.044 --> 16:13.918
‫گوش کن، یه مسئله‌ای پیش اومده و...‬

16:13.942 --> 16:16.009
‫باید یه مدت دیگه این‌جا بمونم‬

16:17.779 --> 16:19.366
‫درک می‌کنم‬

16:20.425 --> 16:22.657
‫ببین... خیلی توی ذوقم خورد‬

16:22.681 --> 16:27.751
‫هر روز توی اخبار می‌بینیم مردم کشته می‌شن‬

16:27.853 --> 16:29.754
‫اصلاً دلم نمی‌خواد اون‌جا بمونی‬

16:30.036 --> 16:31.462
‫راستش رو بخوای،‬

16:31.486 --> 16:36.502
‫داوطلب شدم به چندتا سرباز‬
‫برای نصب چراغ‌های کریسمس کمک کنم‬

16:37.276 --> 16:39.033
‫و از نردبون افتادم‬

16:39.057 --> 16:40.732
‫آسیب دیدی؟‬

16:40.733 --> 16:42.000
‫چی شده؟‬

16:42.476 --> 16:45.289
‫جان موقع نصب چراغ‌های کریسمس افتاده‬

16:45.313 --> 16:47.646
‫اوه، ازش بعید نیست.‬
‫جان همینه دیگه‬

16:48.810 --> 16:50.110
‫آره‬

16:50.159 --> 16:52.960
‫از وضع بیماری‌م هیچی نگو.‬
‫قول دادی‬

16:53.579 --> 16:55.139
‫زود بهم زنگ بزن‬

16:59.293 --> 17:00.539
‫خب...‬

17:00.686 --> 17:02.564
‫پس امسال اگ‌ناگ نصیبت نمی‌شه‬

17:02.588 --> 17:04.373
‫آره، راستی، بابا،‬

17:04.397 --> 17:06.346
‫خیلی ممنون که حواست به ربکا هست‬

17:06.370 --> 17:07.743
‫واقعاً ممنونم‬

17:08.316 --> 17:09.991
‫بذار ببینیم تا کی باید بمونم، ولی...‬

17:10.015 --> 17:11.015
‫فعلاً مطمئن نیستم‬

17:11.039 --> 17:12.285
‫تو کاری رو که لازمه انجام بده،‬

17:12.309 --> 17:13.938
‫- من مراقبش هستم‬
‫- باشه‬

17:13.962 --> 17:14.994
‫مرسی‬

17:15.018 --> 17:16.622
‫فکر کنم نکته‌ی مثبتش اینه که‬

17:16.646 --> 17:18.503
‫هدیه‌های بیشتری به من می‌رسه‬

17:18.765 --> 17:20.464
‫♪ وقت کریسمسه ♪‬

17:20.709 --> 17:22.378
‫خیلی‌خب، خداحافظ‬

17:22.621 --> 17:25.622
‫♪ برای همه‌ی دنیاست ♪‬

17:36.427 --> 17:39.323
‫[ باغ کاخ، منطقه‌ی سبز ]‬

17:41.913 --> 17:43.838
‫- جان؟‬
‫- بله؟‬

17:43.862 --> 17:45.622
‫- برات قهوه گرفتم‬
‫- مرسی‬

17:45.646 --> 17:47.959
‫امروز صبح دویل رو دیدم مثل مومیایی شده‬

17:48.323 --> 17:50.556
‫آره، یه مومیایی غول‌تشن‬

17:52.710 --> 17:54.644
‫این‌که کنارش موندی واقعاً بهش کمک کرد‬

17:54.668 --> 17:56.601
‫- جدی؟‬
‫- آره، خیلی‬

17:58.132 --> 17:59.499
‫جان نیکسون‬

18:00.089 --> 18:02.383
‫ایشون وینتروپه،‬
‫رئیس اف‌بی‌آی در بغداد‬

18:02.460 --> 18:04.196
‫- وینتروپ هستم‬
‫- سلام‬

18:04.220 --> 18:05.386
‫از آشنایی‌تون خوش‌وقتم‬

18:05.410 --> 18:06.538
‫صبح‌تون به‌خیر‬

18:06.562 --> 18:08.567
‫خب، تا الان به چی رسیدین؟‬

18:08.810 --> 18:11.812
‫تا الان فقط... یک جلسه داشتیم‬

18:11.836 --> 18:14.761
‫چیز خاصی نبود، راستش.‬
‫فقط داشتیم فضای بازجویی رو می‌سنجیدیم‬

18:14.785 --> 18:16.966
‫هرچی صدام کم‌تر حرف بزنه، بهتره‬

18:17.047 --> 18:19.414
‫هر حرف مهمی بزنه، باید ثبتش کنیم‬

18:20.656 --> 18:22.237
‫مگه همین رو نمی‌خوایم؟‬

18:22.261 --> 18:23.919
‫باید توی دادگاه حاضر بشیم‬

18:23.943 --> 18:25.523
‫این آخرین چیزیه که می‌خوایم‬

18:25.547 --> 18:27.892
‫هرچقدر می‌خوای با صدام حرف بزن،‬
‫ولی یادت باشه،‬

18:27.916 --> 18:30.783
‫مأموریتت اینه که مطمئن شی‬
‫مطلقاً حرفی نزنه که بشه علیه‌ش استفاده کرد‬

18:31.029 --> 18:33.234
‫فعلاً صدام رو سرگرم نگه دار تا افراد ما برسن‬

18:33.258 --> 18:36.213
‫و آماده‌ی تحویل گرفتن کار بشن‬
‫تا بتونیم محاکمه و محکومش کنیم‬

18:36.433 --> 18:39.334
‫قربان، یعنی چی... منظورتون چیه؟‬

18:40.842 --> 18:42.875
‫افراد من همین روزها دیگه می‌رسن‬

18:43.359 --> 18:44.525
‫باشه؟‬

18:46.373 --> 18:48.741
‫ولی یه شکایت کتبی ثبت کرده‬

18:48.765 --> 18:50.145
‫درباره‌ی پولی که گم شده‬

18:50.169 --> 18:51.808
‫آره، قطعاً مشکل‌ساز می‌شد،‬

18:51.832 --> 18:53.732
‫البته اگه شکایت‌نامه‌ش گم نشده بود‬

18:54.175 --> 18:55.870
‫پس براتون مهم نیست حقیقت داره یا نه؟‬

18:56.139 --> 18:57.798
‫حقیقت مبهمه‬

18:57.822 --> 18:59.546
‫بگو ببینم، از کجا می‌تونیم با قطعیت بدونیم‬

18:59.570 --> 19:01.150
‫واقعاً چقدر پول اون‌جا بوده؟‬

19:01.174 --> 19:03.356
نکنه مبلغ رو زیاد گفته؟ اصلاً مهمه؟

19:03.380 --> 19:04.746
‫حقیقت از دید کی؟‬

19:05.229 --> 19:06.957
‫تا حالا ابوغریب رفتین؟‬

19:07.628 --> 19:08.730
‫نه‬

19:09.690 --> 19:10.889
‫بهتره برین سر بزنین‬

19:24.028 --> 19:25.495
‫آزادباش!‬

19:26.211 --> 19:27.844
‫تنهامون بذارین‬

19:32.349 --> 19:33.777
‫حالت چطوره؟‬

19:35.373 --> 19:39.542
‫نمی‌تونم بخوابم.‬
‫موسیقی رو بلند پخش می‌کنن‬

19:39.909 --> 19:41.496
‫پیگیریش می‌کنم، باشه؟‬

19:41.520 --> 19:44.310
‫ببین، اومدیم درباره‌ی‬
‫برنامه‌ی تسلیحاتیت حرف بزنیم‬

19:44.335 --> 19:46.312
‫پس هرچی زودتر این اطلاعات رو بدی،‬

19:46.337 --> 19:49.245
‫زودتر درباره‌ی وضعیتت حرف می‌زنیم، باشه؟‬

19:52.808 --> 19:55.363
‫این... قطعاً به نفع مردم عراقه که‬

19:55.387 --> 19:57.089
‫به سؤالم جواب بدی‬

19:57.114 --> 19:59.329
‫برای مردم عراق این‌جایی؟‬

19:59.353 --> 20:00.731
‫یه‌جورایی، آره...‬

20:00.732 --> 20:03.497
‫نتیجه‌ی این کار‬
‫قطعاً به نفع مردم عراق تموم می‌شه‬

20:03.522 --> 20:05.088
‫اوهوم‬

20:09.894 --> 20:12.968
‫- رئیس‌جمهور بوش گزارش این بازجویی رو می‌خونه؟‬
‫- بله‬

20:12.992 --> 20:15.812
‫از این گفت‌وگو خبر دارن‬

20:16.555 --> 20:17.832
‫بپرس...‬

20:22.283 --> 20:24.877
‫خب، اطلاعات مهمی که می‌تونه‬

20:24.901 --> 20:27.549
‫جون هزاران نفر رو نجات بده اینه که‬

20:27.573 --> 20:30.461
‫سلاح‌های شیمیایی و زیستی‌ت کجان؟‬

20:30.775 --> 20:32.609
‫همون جایی که همیشه بودن‬

20:32.633 --> 20:34.266
‫کجا... کجا دقیقاً؟‬

20:35.834 --> 20:38.768
‫توی ذهن رئیس‌جمهورت‬

20:42.205 --> 20:45.474
‫من هفت سال با سازمان ملل همکاری کردم،‬

20:45.498 --> 20:52.126
‫وقتی اومده بودن عراق‬
‫دنبال سلاح‌های شیمیایی، زیستی و هسته‌ای بگردن،‬

20:52.534 --> 20:54.841
‫چرا هیچ‌کس چیزی پیدا نکرد؟‬

20:54.865 --> 20:56.898
‫ولی تو این سلاح‌ها رو داشتی، صدام‬

20:57.990 --> 20:59.357
‫ازشون استفاده کردی...‬

20:59.358 --> 21:01.070
‫بعد از ۱۱ سپتامبر...‬

21:01.094 --> 21:03.594
‫۹ ماهه کشورم رو اشغال کردین‬

21:03.618 --> 21:04.872
‫بگو ببینم چی پیدا کردین‬

21:04.896 --> 21:06.699
‫۹ ماهه این‌جایین، چی پیدا کردین؟‬

21:06.724 --> 21:09.392
‫صلح می‌خواین؟ برین خونه‌تون!‬

21:11.000 --> 21:18.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:19.311 --> 21:21.011
‫هوم‬

21:24.442 --> 21:25.542
‫خسته‌ست‬

21:25.566 --> 21:27.633
‫باید یه‌کم قدم بزنم‬

21:27.657 --> 21:29.157
‫ای خدا‬

21:30.148 --> 21:31.527
‫می‌گه باید قدم بزنه‬

21:31.558 --> 21:33.058
‫لطفاً بشین‬

21:33.083 --> 21:34.491
‫باشه، اشکال نداره‬

21:34.516 --> 21:35.616
‫کجا می‌تونم فرار کنم؟‬

21:35.640 --> 21:37.510
‫علی، اشکال نداره‬

21:37.535 --> 21:39.204
‫جایی نمی‌ره‬

21:39.233 --> 21:40.466
‫هان؟‬

21:41.516 --> 21:43.384
‫من چیز خنده‌داری نمی‌بینم‬

21:43.408 --> 21:45.189
‫فیلم این بازجویی رو توی واشنگتن می‌بینن‬

21:45.214 --> 21:49.517
‫من، صدام حسین، عراق رو یکپارچه نگه داشتم‬

21:50.123 --> 21:56.335
‫سنی، شیعه، کرد... همه کنار هم زندگی می‌کنن‬

21:57.044 --> 21:59.945
‫صدام نباشه، کی از عراق محافظت می‌کنه؟‬

22:00.519 --> 22:02.987
‫القاعده وارد می‌شه‬

22:02.988 --> 22:05.989
‫شیعه‌ها کشور خودشون رو می‌خوان‬

22:06.843 --> 22:10.284
‫کردها هم همین‌طور‬

22:10.372 --> 22:13.740
‫شما همه‌ی اهریمن‌ها رو آزاد کردین...‬

22:14.748 --> 22:17.715
‫اما نمی‌تونین مهارشون کنین‬

22:18.922 --> 22:20.272
‫نه‬

22:20.871 --> 22:24.439
‫بوش رو بیارین پیشم، منم حرف می‌زنم‬

22:25.077 --> 22:27.010
‫بوش رو نیارین...‬

22:28.026 --> 22:29.578
‫می‌خوابم‬

22:39.257 --> 22:40.290
‫لعنتی‬

22:43.633 --> 22:44.832
‫باز کن!‬

22:53.683 --> 22:55.482
‫لعنتی!‬

23:10.606 --> 23:13.647
‫اون داخل داری چی کار می‌کنی، جان؟‬

23:13.671 --> 23:15.769
‫صدام داره تو رو به ساز خودش می‌رقصونه‬

23:15.793 --> 23:17.511
‫تمام شب بیدار نگه‌ش داشتن‬

23:17.535 --> 23:19.464
‫همه دارن نگاه می‌کنن‬

23:19.488 --> 23:21.642
‫کاخ سفید، مدیرهای ارشد سی‌آی‌ای‬

23:21.666 --> 23:23.345
‫- آره‬
‫- آره، استیل‌ول انداختت توی مخمصه‬

23:23.369 --> 23:24.735
‫می‌دونم چی در خطره، باشه؟‬

23:25.315 --> 23:29.484
‫اون که یه شورشی عادی توی ابوغریب نیست‬

23:30.290 --> 23:31.790
‫اون صدام حسینه‬

23:31.814 --> 23:35.343
‫با محرومیت از خواب و پخش آهنگ‌های متالیکا‬
‫نمی‌تونی مقاومتش رو بشکنی‬

23:35.367 --> 23:36.370
‫این دیوونگیه‬

23:36.394 --> 23:37.763
‫خب، پس بهتره یه راهی پیدا کنی‬

23:37.787 --> 23:39.511
‫آره، سعی دارم  یه حرف درست‌وحسابی ازش بکشم‬

23:39.535 --> 23:41.088
‫بهت هشدار داده بودم داوطلب نشی‬

23:41.112 --> 23:42.978
‫حالا فقط وادارش کن حرف بزنه‬

23:43.400 --> 23:44.666
‫یه نقطه‌ضعف پیدا کن‬

24:30.157 --> 24:32.157
‫خدا خیرت بده‬

24:32.182 --> 24:34.015
‫می‌گه خدا خیرت بده‬

24:55.460 --> 24:59.028
‫هوم‬

25:13.389 --> 25:15.189
‫اه‬

25:15.213 --> 25:18.282
‫آقای رئیس‌جمهور، من یه سؤال دارم که‬

25:18.646 --> 25:22.371
‫بیشتر از هر چیز، از روی کنجکاوی خودمه‬

25:22.395 --> 25:25.520
‫می‌دونستی نمی‌تونی ارتش آمریکا رو شکست بدی، درسته؟‬

25:25.544 --> 25:27.246
‫پس چرا همکاری نکردی؟‬

25:27.270 --> 25:29.548
‫فکر می‌کردی قراره چه اتفاقی بیفته؟‬

25:29.572 --> 25:31.536
‫به تاریخ علاقه داری؟‬

25:31.560 --> 25:32.918
‫یه‌کم، آره‬

25:32.942 --> 25:36.377
‫قبل از صدام حسین چی بود؟‬

25:36.684 --> 25:39.156
‫منظورت دیکتاتوری نظامیه؟‬

25:39.180 --> 25:41.230
‫نه، قبل‌ترش‬

25:43.297 --> 25:44.365
‫سلطنت‬

25:44.410 --> 25:45.707
‫سلطنت‬

25:45.882 --> 25:48.133
‫چه کسی به این سلطنت قدرت داد؟‬

25:48.157 --> 25:49.580
‫انگلیسی‌ها‬

25:49.581 --> 25:51.784
‫انگلیسی‌ها، آره‬

25:52.000 --> 25:53.600
‫دیدی؟‬

25:54.281 --> 25:56.448
‫ملتی اهل دانش‬

25:57.144 --> 26:01.914
‫پیش از صدام حسین، سه‌چهارم مردم عراق بی‌سواد بودن‬

26:02.183 --> 26:08.098
‫وقتی انگلیسی‌ها بغداد رو از عثمانی‌ها گرفتن،‬

26:08.277 --> 26:10.344
‫می‌دونی ژنرال‌شون چی گفت؟‬

26:10.368 --> 26:14.269
‫"نیروهای ما در مقام دشمن یا فاتح نیامده‌اند،‬

26:14.293 --> 26:16.293
‫بلکه در مقام آزادی‌بخش آمده‌اند"‬

26:17.375 --> 26:19.442
‫آشنا به نظر میاد؟‬

26:20.693 --> 26:22.060
‫یه‌کم، آره‬

26:22.084 --> 26:24.602
‫نمی‌دونه این یه بازجویی کوفتیه،‬

26:24.626 --> 26:26.294
‫نه جلسه‌ی پرسش‌وپاسخ؟‬

26:27.819 --> 26:31.358
‫پیش از انقلاب،‬
‫عراقی‌ها پابرهنه این‌ور و اون‌ور می‌رفتن‬

26:31.382 --> 26:33.724
‫در دوران صدام،‬

26:33.995 --> 26:37.064
‫خدمات درمانی، امنیت،‬

26:37.088 --> 26:40.507
‫مدرسه، جاده، برق‬

26:40.531 --> 26:43.259
‫پس می‌گی برای درک شیوه‌ی رهبری‌ت،‬

26:43.283 --> 26:45.925
‫باید حدود صد سال برگردیم عقب‬

26:45.949 --> 26:48.516
‫هزار سال‬

26:48.695 --> 26:50.283
‫پس بهم یاد بده‬

26:50.611 --> 26:53.979
‫عراق نوشتن رو به دنیا یاد داد، فهمیدی؟‬

26:54.546 --> 26:57.781
‫نقشه، ساعت، ریاضیات‬

26:57.782 --> 27:01.004
‫نخستین صنعت شیمیایی‬

27:01.154 --> 27:03.603
‫نخستین قانون مکتوب‬

27:03.696 --> 27:06.031
‫خیلی‌خب، درس تاریخ دیگه بسه، استاد‬

27:07.233 --> 27:09.768
‫راستش، فوق‌لیسانسم رو...‬

27:09.792 --> 27:11.985
‫از دانشگاه بخت‌النصر گرفتم‬

27:12.009 --> 27:13.777
‫خیلی‌ها درباره‌ش برداشت اشتباهی دارن‬

27:13.801 --> 27:16.034
‫پس می‌فهمی چه حسی دارم‬

27:22.809 --> 27:24.209
‫فکر کردی چه غلطی داری می‌کنی؟‬

27:24.233 --> 27:25.619
‫من داشتم باهاش ارتباط برقرار می‌کردم‬

27:25.643 --> 27:26.744
‫خودت داری چی‌کار می‌کنی؟‬

27:26.745 --> 27:28.128
‫قدم بعد چیه؟ براش جانی‌واکر می‌بری؟‬

27:28.152 --> 27:29.417
‫جک دنیلز رو ترجیح می‌ده‬

27:29.441 --> 27:30.801
‫جان، لعنت بهت‬

27:30.825 --> 27:32.194
‫ما جواب می‌خوایم، نه وراجی‬

27:32.218 --> 27:33.606
‫پیشنهادی داری؟‬

27:33.630 --> 27:36.114
‫پیشنهادم اینه دیگه نازش رو نکشی و‬
‫مستقیم نقطه‌ضعفش رو هدف بگیری‬

27:36.995 --> 27:39.096
‫آره، خب، فقط بذار کارم رو انجام بدم‬

27:39.120 --> 27:41.121
‫فقط از سر راهم برو کنار‬

27:41.145 --> 27:42.745
‫خب، استیل‌ول، کاخ سفید،‬

27:42.769 --> 27:45.501
‫تمام دنیا می‌خواد بدونه سلاح‌های کشتارجمعی کجان،‬

27:45.525 --> 27:46.573
‫منم همین‌طور‬

27:46.597 --> 27:48.065
‫آره، خب، شاید اصلاً وجود نداشته باشن‬

27:48.089 --> 27:49.395
‫اون‌وقت چی باید بگه؟‬

27:49.419 --> 27:51.387
‫هی، برای امروز کافیه‬

27:52.042 --> 27:53.693
‫نگهبان‌ها بردنش سلولش‬

27:53.717 --> 27:55.344
‫بجنب، جان، بیا بریم‬

27:55.368 --> 27:56.917
‫برین، من نمیام‬

28:00.377 --> 28:01.577
‫داره بازیت می‌ده‬

28:01.601 --> 28:02.761
‫داریم همدیگه رو بازی می‌دیم‬

28:02.785 --> 28:04.261
‫نه، اون مدام حرف می‌زنه و حرف می‌زنه‬

28:04.317 --> 28:05.864
‫ولی هیچی بهت نمی‌گه‬

28:05.888 --> 28:07.509
هیچ حرف حسابی نمی‌زنه

28:08.075 --> 28:11.019
‫این دیگه بازجویی نیست،‬
‫شده یه برنامه‌ی گفت‌وگوی کوفتی‬

28:11.043 --> 28:12.690
‫ببین... این یه روشه‬

28:12.691 --> 28:14.104
‫می‌دونی، یه زندانی خوشحال‬

28:14.128 --> 28:15.897
‫خیلی راحت‌تر غافلگیر می‌شه‬

28:15.921 --> 28:18.929
‫جان، داری دروغ می‌گی،‬
‫داری به خودت دروغ می‌گی‬

28:19.303 --> 28:22.582
‫می‌خوای صدام ازت خوشش بیاد‬

28:23.175 --> 28:24.874
‫نمی‌فهمی سعی دارم چی‌کار کنم‬

28:24.898 --> 28:25.899
‫نه، تو نمی‌فهمی‬

28:25.923 --> 28:27.512
‫دو تا صدام حسین وجود داره‬

28:27.536 --> 28:29.715
‫یکی‌ش "عمو صدام"ـه...‬

28:29.910 --> 28:31.867
‫که دوست داره داستان تعریف کنه‬

28:31.891 --> 28:34.091
‫آدم بامزه‌ایه، بچه‌ها رو دوست داره‬

28:35.576 --> 28:37.509
‫یکی هم صدام حسین،‬

28:39.684 --> 28:40.983
‫همون هیولا‬

28:45.354 --> 28:47.354
‫چی‌کار می‌کنی؟ چرا دور می‌زنی؟‬

28:48.827 --> 28:50.691
‫اون روی دیگه‌ش رو نشونت می‌دم‬

28:52.933 --> 28:55.905
‫[ جنوب بغداد، منطقه‌ی بیابانی ]‬

29:32.231 --> 29:33.630
‫من خوش‌شانس بودم‬

29:34.227 --> 29:36.884
‫عموم...‬

29:36.908 --> 29:39.977
‫پدرم و دو برادرم...‬

29:39.978 --> 29:41.645
‫این شانس رو نداشتن‬

29:42.057 --> 29:47.093
‫مادربزرگم فقط تونست پیکر پدرم رو شناسایی کنه‬

29:48.535 --> 29:51.603
‫دکمه‌های کتش رو به خاطر داشت‬

29:56.643 --> 29:59.611
‫حداقل یه‌کم از بلاتکلیفی دراومدی، نه؟‬

30:01.792 --> 30:03.826
‫فقط چند تا دکمه بود‬

30:03.850 --> 30:05.483
‫می‌تونست مال هرکسی باشه‬

31:04.003 --> 31:06.937
‫نه، نه، نه!‬
‫بیس‌پوینت! بیس‌پوینت!‬

31:15.018 --> 31:16.619
‫هی، لنگلی‬

31:17.112 --> 31:19.014
‫اگه دنبال دخترای تشویق‌کننده می‌گردی،‬

31:19.038 --> 31:22.042
‫حدود ۱۰ هزار کیلومتر اون‌طرف‌ترن‬

31:22.066 --> 31:23.881
‫بی‌خیال، مرد.‬
‫این عکس‌ها رو برای بچه‌هام می‌گیرم‬

31:24.056 --> 31:25.389
‫داری بغداد رو ترک می‌کنی، نه؟‬

31:25.413 --> 31:26.786
‫راسته؟‬

31:27.025 --> 31:28.527
‫مطمئنی نمی‌خوای یه‌کم دیگه بمونی‬

31:28.551 --> 31:29.729
‫و چند تا آدم‌بد دیگه بگیری؟‬

31:29.753 --> 31:31.695
‫نه، پسر، من دیگه نیستم‬

31:31.910 --> 31:33.698
‫نظرت چیه بریم یه برگر بزنیم؟‬

31:34.584 --> 31:36.789
‫آره، برگر رو هستم‬

31:37.010 --> 31:39.341
‫فقط با اون تیپ بچه پولداری نیا، باشه؟‬

31:39.876 --> 31:42.786
‫[ بی‌آی‌اِف، مرکز بازجویی میدانی ]‬

31:59.478 --> 32:03.543
‫رژیم صدام، حلبچه رو به جهنمِ روی زمین تبدیل کرد‬

32:03.759 --> 32:06.175
‫هزاران غیرنظامی رو قتل‌عام کردن،‬

32:06.199 --> 32:08.619
‫مردم خودشون رو با گاز سمی مسموم کردن،‬

32:08.643 --> 32:12.585
‫بعد هم نجف، کربلا و بصره،‬

32:12.767 --> 32:15.736
‫که توی هرکدوم‌شون اعدام‌های دسته‌جمعی انجام شد‬

32:17.427 --> 32:20.662
‫صدام حتی به دوستان و خانواده‌اش هم رحم نکرد‬

32:20.686 --> 32:22.528
‫نه به پسرعموش که وزیر دفاعش بود،‬

32:22.552 --> 32:24.380
‫علی حسن المجید التکریتی،‬

32:24.428 --> 32:27.700
‫نه به دامادش، حسین کامل،‬
‫هر دو عاقبت شومی داشتن‬

32:27.724 --> 32:31.646
‫منطق صدام ساده بود:‬
‫فقط خودش می‌تونست بر عراق حکومت کنه،‬

32:31.670 --> 32:34.137
‫پس فقط جان خودش ارزش داشت‬

32:46.357 --> 32:49.599
‫دیگه... مزخرفات بسه، صدام‬

32:50.011 --> 32:51.644
‫سلاح‌ها کجان؟‬

32:53.864 --> 32:56.366
‫دیگه باهام مثل یه رئیس‌جمهور حرف نمی‌زنی‬

32:56.390 --> 32:58.390
‫چون دیگه رئیس‌جمهور نیستی‬

32:59.055 --> 33:00.754
‫سلاح‌های کشتارجمعی کجان؟‬

33:02.087 --> 33:04.467
‫♪ بیست، بیست، بیست‌وچهار ساعت دیگه مونده ♪‬

33:04.491 --> 33:07.089
‫♪ می‌خوام بی‌حس بشم ♪‬

33:07.113 --> 33:09.814
‫♪ نه کاری دارم، نه جایی برای رفتن ♪‬

33:10.147 --> 33:12.211
‫♪ می‌خوام بی‌حس بشم ♪‬

33:12.343 --> 33:15.638
‫♪ فقط منو برسون فرودگاه، سوار هواپیما کن ♪‬

33:15.662 --> 33:18.781
‫♪ عجله کن، عجله کن، قبل از این‌که دیوونه بشم ♪‬

33:18.805 --> 33:21.629
‫♪ نه انگشت‌هام دست خودمه، نه مغزم ♪‬

33:21.653 --> 33:24.001
‫♪ اوه، اوه، اوه ♪‬

33:24.448 --> 33:26.315
‫شما برای سلاح‌ها این‌جا نیستین‬

33:26.339 --> 33:30.440
‫این‌جایین چون پسرها‬
‫زیر سایه‌ی پدرهاشون زندگی می‌کنن‬

33:30.441 --> 33:32.313
‫فکر می‌کنی بوش به بغداد حمله کرد،‬

33:32.337 --> 33:34.337
‫فقط چون پدرش این کارو نکرده بود؟‬

33:34.658 --> 33:37.405
‫رابطه‌ی پدر و پسر همینه دیگه، طبیعیه‬

33:37.429 --> 33:39.598
‫باشه، پس درباره‌ی پسرهای خودت حرف بزنیم‬

33:39.622 --> 33:41.525
‫و این‌که چطور مردمت رو آزار می‌دادن‬

33:41.549 --> 33:43.223
‫دروغ و تبلیغاته‬

33:43.247 --> 33:45.899
‫- خودت بهتر می‌دونی‬
‫- تبلیغات؟‬

33:45.923 --> 33:48.728
‫پسرت، عدی، ناخن‌های پای یه فوتبالیست رو کشید‬

33:48.752 --> 33:50.169
‫فقط چون یه بازی رو باخته بود‬

33:50.193 --> 33:52.065
‫به دخترهای ۱۲ ساله تجاوز می‌کرد‬

33:52.089 --> 33:54.314
‫چشنده‌ی غذات، کامل حنا، رو کشت‬

33:54.338 --> 33:57.131
‫فقط چون تو رو با همسر دومت، سمیرا، آشنا کرده بود‬

33:57.995 --> 34:01.206
‫فکر می‌کنه صدام حسین برای آشنا شدن با زن‌ها‬
‫به کمک اون نیاز داشت؟‬

34:01.230 --> 34:03.239
‫صدام برای پیدا کردن زن به کمک هیچ‌کس نیاز نداره‬

34:03.263 --> 34:05.377
‫پسرام با عزت مُردن‬

34:05.572 --> 34:07.551
‫در راه کشورشون‬

34:07.623 --> 34:09.656
‫داری به یادشون بی‌احترامی می‌کنی‬

34:09.680 --> 34:11.024
‫داری به من بی‌احترامی می‌کنی‬

34:14.236 --> 34:16.403
‫♪ می‌خوام بی‌حس بشم ♪‬

34:20.294 --> 34:22.763
‫♪ می‌خوام بی‌حس بشم ♪‬

34:26.394 --> 34:29.105
‫♪ می‌خوام بی‌حس بشم ♪‬

34:32.256 --> 34:34.729
‫♪ می‌خوام بی‌حس بشم ♪‬

34:35.711 --> 34:38.501
‫از سمیرا یه پسر دیگه هم داری‬

34:38.570 --> 34:40.070
‫آره‬

34:40.094 --> 34:41.564
‫اسمش علیه، پسر خوبیه‬

34:41.588 --> 34:43.287
‫آره، اسمش علیه، پسر خوبیه‬

34:43.311 --> 34:45.530
‫آره، هنوز پیداش نکردیم‬

34:45.554 --> 34:47.105
‫کجاست؟ پیش مادرشه؟‬

34:47.129 --> 34:48.734
‫می‌دونی، خیلی مشتاقیم باهاش حرف بزنیم‬

34:49.141 --> 34:52.442
‫اگه بهتون بگم،‬
‫اون رو هم می‌کشین و شکنجه می‌کنین‬

34:55.049 --> 34:57.370
‫هیچ‌وقت پدر واقعی‌ت رو ندیدی، درسته؟‬

34:57.394 --> 35:01.341
‫برای همین صدام رهبر بزرگی شد‬

35:01.365 --> 35:05.035
‫هیچ‌وقت محبت پدرت رو حس نکردی و‬
‫همین باعث شد قوی بشی؟‬

35:05.617 --> 35:07.716
‫- چرا؟‬
‫- نه‬

35:08.764 --> 35:11.317
‫چون در غیر این صورت، ناپدریم رو نمی‌شناختم‬

35:11.458 --> 35:13.889
‫آهان، ناپدریت. اون آزارت می‌داد‬

35:13.913 --> 35:16.400
‫و برای فرار از آزارش رفتی بغداد، درسته؟‬

35:16.424 --> 35:18.122
‫- دروغه!‬
‫- دروغ؟‬

35:18.146 --> 35:20.325
‫همه می‌دونن ناپدریت آزارت می‌داد،‬

35:20.349 --> 35:22.356
‫همون‌طور که تو مردم خودت رو‬
‫آزار دادی، درسته، صدام؟‬

35:22.380 --> 35:23.885
‫پس انگار حرفی که می‌زدی درسته‬

35:23.909 --> 35:25.120
‫رابطه‌ی پدر و پسریه دیگه‬

35:25.144 --> 35:26.400
‫آره، منطقیه‬

35:26.425 --> 35:28.753
‫ابراهیم حسن مرد بزرگی بود‬

35:28.962 --> 35:31.062
‫هرگز دست روی من بلند نکرد‬

35:31.086 --> 35:32.866
‫برای تحصیل منو فرستاد بغداد‬

35:32.890 --> 35:34.143
‫به درس و تحصیل اعتقاد داشت!‬

35:34.167 --> 35:36.640
‫هرچی به دست آوردم، به‌خاطر اونه!‬

35:36.664 --> 35:38.691
‫هر دعایی که در حق من شده،‬

35:38.715 --> 35:40.511
‫خدا ده برابرش رو نصیب ابراهیم حسن کنه!‬

35:40.535 --> 35:42.365
‫فقط داره تعریف می‌کنه که چه مرد بزرگی بوده‬

35:42.389 --> 35:44.866
‫برام مهم نیست.‬
‫حقیقت اینه، صدام،‬

35:44.890 --> 35:47.003
‫که تو و پسرهات علیه مردم خودتون‬

35:47.027 --> 35:49.147
‫دست به جنایت زدین‬

35:50.564 --> 35:52.132
‫یه سر سریع برو توی شهر‬

35:53.208 --> 35:54.737
‫می‌خوام برای بچه‌هام یه چیزی بگیرم‬

35:54.761 --> 35:56.127
‫الان؟‬

36:08.066 --> 36:09.701
‫وای، پسر! این اسباب‌بازی‌ها رو ببین‬

36:09.725 --> 36:10.929
‫بزن کنار، بزن کنار!‬

36:10.953 --> 36:12.231
‫دخترم عاشق شتره‬

36:12.255 --> 36:14.039
‫- فقط بجنب، باشه؟‬
‫- مرسی‬

36:14.063 --> 36:15.502
‫می‌خوای چیزی برات بگیرم؟‬

36:15.526 --> 36:16.558
‫نه، چیزی نمی‌خوام‬

36:16.868 --> 36:19.835
‫- سوغاتی‌ای چیزی؟‬
‫- نه، مرسی‬

36:21.713 --> 36:23.814
‫من قبرها رو دیدم‬

36:23.815 --> 36:26.639
‫رفتم بصره، هزاران قبر اون‌جا بود‬

36:26.663 --> 36:28.064
‫در حلبچه،‬

36:28.088 --> 36:33.291
‫پنج هزار زن و مرد و بچه رو با گاز کشتی‬

36:33.492 --> 36:34.997
‫من هیچ نقشی توی این قضیه نداشتم‬

36:35.032 --> 36:37.707
‫ده هزار نفر دیگه هم زخمی شدن‬

36:37.731 --> 36:40.768
‫تا دهه‌ها بعد هم سرطان و آلودگی به جا می‌مونه‬

36:40.792 --> 36:42.319
‫من دستورش رو ندادم‬

36:42.343 --> 36:43.935
‫- یکی از ژنرال‌های من...‬
‫- ژنرالت؟‬

36:43.936 --> 36:45.649
‫علی حسن المجید‬

36:45.673 --> 36:47.721
‫روی ژنرال‌هات کنترل نداشتی؟‬

36:47.745 --> 36:51.085
‫یعنی صدام حسین روی ژنرال‌هاش کنترل نداشته؟‬

36:51.109 --> 36:53.152
‫از خانواده‌ت براش بگو‬

36:53.176 --> 36:54.776
‫بگو‬

36:57.835 --> 36:59.335
‫به‌عنوان رئیس‌جمهور،‬

37:00.146 --> 37:01.646
‫تو مسئولی‬

37:02.263 --> 37:05.203
‫سلام حداد رو می‌شناسی؟ معلومه که نه‬

37:05.227 --> 37:06.727
‫پسرعموم‬

37:06.980 --> 37:08.699
‫سامی الحداد‬

37:08.775 --> 37:10.275
‫عموم‬

37:10.299 --> 37:12.093
‫احمد الحداد... برادرم‬

37:12.370 --> 37:16.010
‫سعد الحداد... پدرم‬

37:16.034 --> 37:17.367
‫تو دستورش رو دادی‬

37:17.391 --> 37:18.973
‫من دستور هیچ‌کدوم از این کارها رو ندادم‬

37:18.997 --> 37:20.847
‫می‌گه من اون‌ها رو نکشتم.‬
‫هیچ دستوری ندادم‬

37:20.871 --> 37:23.534
‫کار ایران بود.‬
‫تا خمینی بتونه بگه،‬

37:23.558 --> 37:25.906
‫"ببینید، این صدامِ قصابه!"‬

37:26.075 --> 37:28.879
‫ژنرال‌هات، ایران...‬
‫همه مقصرن جز خودت‬

37:28.915 --> 37:30.468
‫گول حرفاشون رو نخور‬

37:30.492 --> 37:32.292
‫چون تمام حرفاشون دروغه‬

37:32.316 --> 37:35.543
‫بدون که من و تو هر دو اسیر کافرا هستیم‬

37:35.567 --> 37:38.487
‫فرقش اینه، من می‌دونم که زندانی‌ام‬

37:38.511 --> 37:40.650
‫ولی تو هنوز فکر می‌کنی آزادی‬

37:40.893 --> 37:42.521
‫وضع من و تو یکی نیست‬

37:42.545 --> 37:44.465
‫تو... جنایتکاری‬

37:46.649 --> 37:48.542
‫می‌خوای بدونی؟‬

37:48.760 --> 37:50.160
‫می‌خوای بهت بگم‬

37:50.184 --> 37:52.435
‫خطرناک‌ترین سلاح‌های عراق رو کجا پیدا کنی؟‬

37:52.459 --> 37:53.673
‫آره‬

37:56.875 --> 37:58.074
‫این‌جا‬

37:58.777 --> 38:00.143
‫ترس‬

38:00.679 --> 38:01.778
‫تحقیر‬

38:02.180 --> 38:03.813
‫گرسنگی‬

38:04.583 --> 38:07.637
‫شما با حضورتون عراق رو تحقیر کردین،‬

38:07.661 --> 38:11.263
‫و ما هم علیه این تحقیر می‌جنگیم‬

38:28.122 --> 38:29.321
‫این؟‬

38:30.509 --> 38:32.242
‫و یه آب بدون گاز‬

38:42.768 --> 38:44.768
‫کَل! چطوره؟‬

38:49.870 --> 38:52.299
‫می‌دونی چه تحقیری به بار آوردین؟‬

38:52.323 --> 38:55.614
‫نه فقط برای هر عراقی، بلکه برای هر عرب!‬

38:55.638 --> 38:57.371
‫تک‌تک عرب‌ها!‬

38:58.624 --> 39:04.142
‫ما برای تک‌تک خیابون‌ها و هر دونه شن می‌جنگیم‬

39:04.166 --> 39:07.977
‫و زیر بار اِشغال شما نمی‌ریم‬

39:09.597 --> 39:12.224
‫من دارم سعی می‌کنم این خون‌ریزی رو تموم کنم‬

39:12.607 --> 39:13.937
‫نمی‌تونی‬

39:19.255 --> 39:20.289
‫لعنتی!‬

39:33.772 --> 39:34.842
‫کَل!‬

39:35.021 --> 39:36.616
‫من نبودم که عراق رو از هم پاشیدم‬

39:36.640 --> 39:40.527
‫شمایین که مردمم رو آزار می‌دین، نه من!‬

39:40.551 --> 39:41.940
‫کار شماست!‬

39:41.964 --> 39:43.731
‫اگه صدام حسین نبود،‬

39:43.755 --> 39:45.978
‫الان ایران بر تمام جهان عرب تسلط داشت‬

39:46.002 --> 39:48.042
‫- همین رو می‌خواین؟‬
‫- به حساب ایران هم می‌رسیم‬

39:48.066 --> 39:52.591
‫ایرانی‌ها فقط زبان مرگ رو می‌فهمن!‬

39:55.133 --> 39:57.128
‫این‌جا! ماشین!‬

39:57.152 --> 40:00.052
‫برید! برید، برید، برید!‬

40:01.044 --> 40:02.319
‫بدو!‬

40:07.089 --> 40:08.089
‫اه!‬

40:08.861 --> 40:10.595
‫من برای خاورمیانه‌ای‬

40:10.619 --> 40:13.216
‫عاری از سلاح هسته‌ای تلاش کردم‬

40:13.240 --> 40:14.949
‫شما مخالفت کردین!‬

40:14.973 --> 40:16.524
‫ولی مدام لوله‌های موشک می‌خریدی‬

40:16.548 --> 40:22.292
‫من پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای رو امضا کردم‬

40:22.316 --> 40:24.110
‫کدوم کشورها امضا نکردن؟‬

40:24.134 --> 40:29.003
‫پاکستان و دوست شما... اسرائیل‬

40:29.027 --> 40:31.811
‫می‌فهمی چرا باید سلاح‌هات رو پیدا کنیم، صدام؟‬

40:31.835 --> 40:37.747
‫معلومه. چون برای حمله به عراق‬
‫بهونه‌ی دیگه‌ای ندارین‬

40:43.620 --> 40:45.893
‫حرکت کن، جری! جری، بریم!‬

40:45.917 --> 40:47.753
‫وگرنه به دست تروریست‌ها می‌افتن‬

40:47.777 --> 40:50.111
‫من با این تروریست‌ها می‌جنگم‬

40:52.350 --> 40:53.939
‫بیا! سرتون رو بیارین پایین!‬

40:53.963 --> 40:56.620
‫من دین رو از سیاست دور نگه می‌دارم‬

40:57.659 --> 41:00.550
‫با تندروهای ایرانی می‌جنگم‬

41:00.574 --> 41:02.270
‫اما شما به من حمله کردین‬

41:02.294 --> 41:04.194
‫چرا؟‬

41:05.801 --> 41:07.067
‫چرا؟!‬

41:09.134 --> 41:11.033
‫برید، برید، برید!‬

41:15.956 --> 41:17.689
‫این دیگه چه کوفتیه؟‬

41:20.484 --> 41:22.403
‫منو از این کشور نحس ببر بیرون، پسر‬

41:22.427 --> 41:23.719
‫می‌خوام بچه‌هام رو ببینم‬

41:40.944 --> 41:42.677
‫می‌شنوین؟‬

41:43.362 --> 41:45.295
‫دارن میان نجاتم بدن‬

41:46.039 --> 41:49.618
‫اون‌وقت، شمایین که به زنجیر کشیده می‌شین‬

41:50.000 --> 42:10.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
