1
00:00:00,000 --> 00:00:08,000
‫آنچه گذشت...‬

2
00:00:08,024 --> 00:00:18,024
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

3
00:00:18,417 --> 00:00:21,837
‫« هـدف بـاارزش: شـکـار صـدام »‬

4
00:00:25,854 --> 00:00:30,667
‫[ بغداد، دسامبر ۲۰۰۳ ]‬

5
00:00:32,491 --> 00:00:39,491
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

6
00:00:45,691 --> 00:00:47,891
‫شش ماه بن‌بست پشت بن‌بست‬

7
00:00:47,916 --> 00:00:50,812
‫نمی‌تونم از شر این حس شوم خلاص بشم‬

8
00:00:50,837 --> 00:00:53,251
‫که قرار نیست گیرش بندازیم‬

9
00:00:53,275 --> 00:00:55,235
‫انگار این مرد آب شده رفته توی زمین‬

10
00:00:55,703 --> 00:00:57,169
‫توی خیابون‌ها،‬

11
00:00:57,194 --> 00:00:59,490
‫تظاهرات خودجوش، به شورش تبدیل شد‬

12
00:00:59,514 --> 00:01:01,778
‫هر روز یک درگیری مسلحانه‌ی تازه‬

13
00:01:08,501 --> 00:01:12,003
‫امیدواریم با پیدا کردن صدام خشونت‌ها کم‌تر بشه‬

14
00:01:13,851 --> 00:01:17,286
‫تحلیلگران می‌گفتن دست‌کم سه بدل داشته‬

15
00:01:17,310 --> 00:01:19,710
‫من بهشون می‌گفتم سه کله‌پوک‬

16
00:01:21,592 --> 00:01:24,326
‫اگه صدام حسین رو پیدا کنیم،‬

17
00:01:24,350 --> 00:01:26,350
‫شاید بخشی از خشونت‌ها فروکش کنه‬

18
00:01:46,150 --> 00:01:49,518
‫صدام به خانواده‌اش مثل کشور حکومت می‌کرد‬

19
00:01:49,542 --> 00:01:52,643
‫بر پایه‌ی ترس و وفاداری به بزرگِ خاندان‬

20
00:01:52,668 --> 00:01:56,728
‫اگه بوی خیانت به مشامش می‌خورد،‬
‫طرف رو از بیخ‌وبن نابود می‌کرد‬

21
00:01:58,651 --> 00:02:00,555
‫آخه چطور می‌شه از مردی مثل یوسف‬
‫بازجویی کرد،‬

22
00:02:00,580 --> 00:02:02,246
‫وقتی توی چنین فضایی بزرگ شده؟‬

23
00:02:03,389 --> 00:02:04,689
‫واقعاً سردرگمم‬

24
00:02:05,725 --> 00:02:07,325
‫همه این‌جا این رو می‌دونن‬

25
00:02:17,570 --> 00:02:19,036
‫مشکلی نیست، مرسی‬

26
00:02:20,340 --> 00:02:22,073
‫راه بدید‬

27
00:02:30,507 --> 00:02:31,986
‫[ زندان ابوغریب ]‬

28
00:02:32,011 --> 00:02:33,878
‫صدام زندانی‌هاش رو این‌جا نگه می‌داشت‬

29
00:02:34,621 --> 00:02:35,939
‫مواظب باش کجا پا می‌ذاری‬

30
00:02:36,988 --> 00:02:39,373
‫حالا دارن همون چیزی رو تجربه می‌کنن که‬
‫سر بقیه می‌آوردن‬

31
00:02:39,398 --> 00:02:41,158
‫اوه، خوشت نمیاد، مگه نه؟‬

32
00:03:07,287 --> 00:03:08,786
‫اون‌ورش رو بیشتر گریم کن‬

33
00:03:10,790 --> 00:03:12,390
‫چیزی نیست، عزیزم. فقط گریمه‬

34
00:03:12,414 --> 00:03:13,893
‫زودی پاکش می‌کنیم‬

35
00:03:15,595 --> 00:03:17,495
‫- دیگه تقریباً آماده‌ست؟‬
‫- نمی‌دونم‬

36
00:03:34,258 --> 00:03:35,457
‫آره‬

37
00:03:35,481 --> 00:03:36,814
‫چی گفتی؟‬

38
00:03:52,943 --> 00:03:54,410
‫هی!‬

39
00:03:54,434 --> 00:03:55,573
‫دست نگه دار!‬

40
00:04:05,178 --> 00:04:06,677
‫هی! قطعش کنید!‬

41
00:04:08,648 --> 00:04:10,114
‫بیاین لباس تنش کنیم‬

42
00:04:22,962 --> 00:04:24,528
‫لعنتی!‬

43
00:04:29,002 --> 00:04:30,701
‫نباید این‌طوری باهات رفتار می‌شد‬

44
00:04:31,781 --> 00:04:33,107
‫خانواده‌م کجاست؟‬

45
00:04:33,139 --> 00:04:34,549
‫سراغ خانواده‌اش رو می‌گیره‬

46
00:04:34,574 --> 00:04:36,474
‫کمک‌مون می‌کنی؟‬

47
00:04:36,498 --> 00:04:38,530
‫من می‌تونم به تو و خانواده‌ت کمک کنم‬

48
00:04:38,555 --> 00:04:40,915
‫اگه بهش کمک کنی،‬
‫اونم به تو و خانواده‌ت کمک می‌کنه‬

49
00:04:41,685 --> 00:04:43,035
‫کمکی از دستم برنمیاد‬

50
00:04:43,060 --> 00:04:44,560
‫نمی‌خواد کمک کنه‬

51
00:04:44,584 --> 00:04:46,951
‫یوسف، دیگه بازی بسه‬

52
00:04:46,975 --> 00:04:49,676
‫می‌دونم انگلیسی بلدی،‬
‫پس انگلیسی حرف بزنیم، باشه؟‬

53
00:04:52,136 --> 00:04:54,269
‫هی، هی، هی!‬

54
00:04:54,293 --> 00:04:56,639
‫فقط بهش فرصت بده جواب بده‬

55
00:04:56,663 --> 00:04:59,340
‫اول خیلی مؤدبانه ازم درخواست کن‬

56
00:04:59,365 --> 00:05:01,365
‫کتک‌کاری نمی‌خوام، فهمیدی؟‬

57
00:05:04,837 --> 00:05:08,549
‫ببین، می‌دونم از سال ۹۸ برای صدام کار می‌کردی‬

58
00:05:08,574 --> 00:05:11,108
‫همون سال، ماه اوت باهاش عکس داشتی،‬

59
00:05:11,133 --> 00:05:13,344
‫اکتبر و مارسِ ۹۹ هم همین‌طور‬

60
00:05:13,446 --> 00:05:15,313
‫من برای صدام کار نمی‌کنم‬

61
00:05:15,415 --> 00:05:16,647
‫اون برای من کار می‌کنه‬

62
00:05:16,749 --> 00:05:18,616
‫به همه‌ی عراقی‌ها خدمت می‌کنه‬

63
00:05:18,718 --> 00:05:20,117
‫محافظ شخصی‌ش بودی،‬

64
00:05:20,142 --> 00:05:21,962
‫و بعد دوباره در کنارش ازت عکس گرفته شده،‬

65
00:05:21,987 --> 00:05:24,288
‫چهارم آوریل در المنصور‬

66
00:05:27,026 --> 00:05:28,592
‫جواب این مرد رو بده‬

67
00:05:33,599 --> 00:05:35,679
‫منو با یکی دیگه اشتباه گرفتین، قربان‬

68
00:05:39,205 --> 00:05:41,949
‫هی، هی! بس کن!‬
‫لعنت بهت! بس کن!‬

69
00:05:41,974 --> 00:05:44,075
‫گفتم کتک‌کاری در کار نباشه‬

70
00:05:44,099 --> 00:05:45,600
‫اون کسی که توی عکسه، من نیستم‬

71
00:05:45,624 --> 00:05:46,884
‫هیچ نیازی به این کار نیست‬

72
00:05:46,908 --> 00:05:48,249
‫اون کسی که توی عکسه، من نیستم‬

73
00:05:48,274 --> 00:05:50,875
‫بلندش کنین! بلندش کنین!‬

74
00:05:53,219 --> 00:05:55,596
‫این‌جا که سازمان ملل نیست‬

75
00:05:55,621 --> 00:05:57,982
‫به‌زودی می‌فهمی این‌جا کارها چطور پیش می‌ره‬

76
00:06:05,665 --> 00:06:07,431
‫لعنت به این وضع‬

77
00:06:10,069 --> 00:06:11,479
‫محمد امیر یوسف،‬

78
00:06:11,504 --> 00:06:13,805
‫می‌دونم با صدام نسبت فامیلیِ دور داری‬

79
00:06:13,830 --> 00:06:16,529
‫می‌خوام همین حالا‬
‫خیلی خوب به حرف‌هام گوش کنی‬

80
00:06:16,554 --> 00:06:20,775
‫آمریکا حاضره ۲۵ میلیون دلار بهت بده‬

81
00:06:20,800 --> 00:06:22,433
‫تا فقط بگی صدام کجا مخفی شده‬

82
00:06:23,661 --> 00:06:25,947
‫برای همچین پولی حتی مادرم رو هم می‌فروختم‬

83
00:06:25,972 --> 00:06:27,872
‫عجب‬

84
00:06:39,532 --> 00:06:43,644
‫توی غاری پشت تار عنکبوت،‬

85
00:06:43,669 --> 00:06:46,370
‫که لابه‌لای درخت‌ها و لونه‌های پرنده‌ها پنهان شده‬

86
00:06:46,394 --> 00:06:48,249
‫کدوم غار؟ کجا؟‬

87
00:06:48,274 --> 00:06:50,341
‫داره مسخره‌مون می‌کنه‬

88
00:06:50,365 --> 00:06:52,032
‫منظورش هجرت پیامبر به مدینه‌ست‬

89
00:06:52,056 --> 00:06:55,756
‫گوش کن، این‌جا برای مسخره‌بازی جمع نشدیم‬

90
00:06:56,307 --> 00:06:57,880
‫بهتره جواب‌شون رو بدی‬

91
00:06:58,171 --> 00:06:59,911
‫اگه ندی...‬

92
00:07:00,255 --> 00:07:01,755
‫شهید می‌شم‬

93
00:07:03,222 --> 00:07:05,533
‫می‌گه می‌خواد شهید بشه‬

94
00:07:05,558 --> 00:07:08,626
‫می‌شه این رو هم ترجمه کنی‬
‫تا سوءتفاهمی پیش نیاد؟‬

95
00:07:08,651 --> 00:07:10,684
‫اگه نشون‌مون بدی صدام کجا مخفی شده،‬

96
00:07:10,708 --> 00:07:12,126
‫مرد ثروتمندی می‌شی‬

97
00:07:12,151 --> 00:07:13,971
‫و دوباره خانواده‌ت رو می‌بینی‬

98
00:07:13,995 --> 00:07:15,495
‫دوباره خانواده‌ت رو می‌بینی‬

99
00:07:15,868 --> 00:07:17,368
‫دیگه لازم نیست ازش بترسی‬

100
00:07:17,392 --> 00:07:19,092
‫دیگه هیچ قدرتی روی تو نداره‬

101
00:07:20,531 --> 00:07:22,317
‫هرچی زودتر بگی کجاست،‬

102
00:07:22,341 --> 00:07:24,385
‫من هم زودتر می‌تونم خانواده‌ت رو در امان نگه دارم‬

103
00:07:24,410 --> 00:07:26,365
‫الان نمی‌تونم ازشون محافظت کنم‬

104
00:07:26,390 --> 00:07:29,003
‫همسرت و دخترت...‬

105
00:07:29,028 --> 00:07:31,028
‫الان چند سالشه؟ نه؟ ده؟‬

106
00:07:33,186 --> 00:07:35,753
‫پالی، نشونش بده‬

107
00:07:38,964 --> 00:07:43,484
‫گوش کن، حیوان.‬
‫اگه می‌خوای به اینا دروغ بگی، بگو‬

108
00:07:43,508 --> 00:07:46,681
‫ولی اگه نگران جون خودت نیستی،‬
‫لااقل نگران خانواده‌ت باش‬

109
00:07:47,292 --> 00:07:48,843
‫بهتره جواب‌شون رو بدی!‬

110
00:07:48,868 --> 00:07:50,568
‫تو صدام رو دوست نداری.‬
‫فقط ازش می‌ترسی‬

111
00:07:50,670 --> 00:07:52,736
‫شما هم باید ازش بترسین‬

112
00:07:52,839 --> 00:07:54,672
‫بمب‌هاتون نتونستن جلوش رو بگیرن‬

113
00:07:54,696 --> 00:07:56,162
‫جاسوس‌هاتون هم نتونستن بکشنش‬

114
00:07:56,373 --> 00:08:02,406
‫شبی که از شهر فرار کردیم،‬
‫سربازهای شما نور انداختن توی چشمش‬

115
00:08:02,430 --> 00:08:05,023
‫سه بار گذاشتن رد بشیم‬

116
00:08:05,047 --> 00:08:08,720
‫نه تاریکی، نه گل‌ولای، نه سرما،‬
‫هیچ‌چیزی نتونست سرعت صدام رو کم کنه‬

117
00:08:08,745 --> 00:08:11,766
‫هرچی توی این دنیا آرزوش رو داشته باشی،‬
‫دست‌ودلبازانه بهت می‌ده‬

118
00:08:11,791 --> 00:08:13,434
‫شبی که از شهر فرار کردیم،‬

119
00:08:13,459 --> 00:08:17,027
‫سربازهای شما نور انداختن توی چشمش‬

120
00:08:17,051 --> 00:08:19,131
‫سه بار گذاشتن رد بشیم‬

121
00:08:20,600 --> 00:08:23,461
‫نه تاریکی، نه گل‌ولای، نه سرما،‬

122
00:08:23,486 --> 00:08:25,507
‫هیچ‌چیزی نتونست سرعت صدام رو کم کنه‬

123
00:08:25,532 --> 00:08:29,952
‫هرچی توی این دنیا آرزوش رو داشته باشی،‬
‫دست‌ودلبازانه بهت می‌ده‬

124
00:08:29,976 --> 00:08:31,909
‫و دقیقاً همین‌طوری هم نابودت می‌کنه‬

125
00:08:33,713 --> 00:08:35,623
‫سعی نکنین صدام حسین رو پیدا کنین‬

126
00:08:35,648 --> 00:08:37,358
‫اگه جون‌تون رو دوست دارین، برگردین خونه‬

127
00:08:37,383 --> 00:08:39,817
‫برین و فقط به خدای خودتون دعا کنین‬

128
00:08:40,920 --> 00:08:42,903
‫اگه جون‌تون رو دوست دارین، پیداش نکنین‬

129
00:08:42,928 --> 00:08:45,415
‫- از توی گل‌ولای رد شدن؟‬
‫- فقط به خدای خودتون دعا کنین‬

130
00:08:51,976 --> 00:08:53,709
‫دیگه هیچ‌وقت به من دست نمی‌زنی‬

131
00:08:53,733 --> 00:08:56,555
‫- هی، هی، هی!‬
‫- هی، کافیه!‬

132
00:08:56,580 --> 00:08:57,946
‫چته، مرد؟‬

133
00:08:57,970 --> 00:08:59,585
‫فکر می‌کنی اگه بزنی لت‌وپارش کنی،‬

134
00:08:59,610 --> 00:09:01,116
‫می‌شه ازش اطلاعات درست گرفت؟‬

135
00:09:01,140 --> 00:09:02,796
‫هی! این‌جا چه خبره؟‬
‫هر دوتون آروم باشین‬

136
00:09:02,821 --> 00:09:04,253
‫این‌جا پای جون آدم‌ها وسطه‬

137
00:09:04,277 --> 00:09:06,231
‫پس این مؤدب‌بازی‌های مسخره‌ت این‌جا جایی نداره‬

138
00:09:06,256 --> 00:09:08,490
‫هر کدوم‌مون ممکنه یهو کشته بشیم‬

139
00:09:08,514 --> 00:09:10,297
‫- یه‌کم مرد شو!‬
‫- گمشو، دویل‬

140
00:09:10,322 --> 00:09:12,682
‫با این مردونگی‌بازی‌های مزخرف‬

141
00:09:17,490 --> 00:09:19,023
‫یه نقشه بهم بده‬

142
00:09:23,329 --> 00:09:24,795
‫یه نقشه بیار، مرد‬

143
00:09:28,145 --> 00:09:29,745
‫به چی فکر می‌کنی، جان؟‬

144
00:09:29,770 --> 00:09:32,014
‫آخرین حضور علنی صدام روز نهم آوریل بود‬

145
00:09:32,038 --> 00:09:33,559
‫سربازهای آمریکایی از غرب وارد می‌شدن‬

146
00:09:33,584 --> 00:09:34,947
‫پس چرا مستقیم نرفت شرق‬

147
00:09:34,972 --> 00:09:36,952
‫تا هرچه سریع‌تر فرار کنه؟‬

148
00:09:36,976 --> 00:09:38,920
‫از کجا می‌دونی این کار رو نکرده؟‬

149
00:09:38,945 --> 00:09:41,289
‫خب، یوسف گفت موقع خروج‬
‫چشم‌توی‌چشم سربازهای آمریکایی شدن،‬

150
00:09:41,314 --> 00:09:43,247
‫اون هم سه بار‬

151
00:09:43,349 --> 00:09:45,449
‫حتماً از سه خط امنیتی رد شده بودن‬

152
00:09:45,551 --> 00:09:46,951
‫دویل!‬

153
00:09:48,706 --> 00:09:51,266
‫- کاخ رو کِی تصرف کردین؟‬
‫- روز نهم‬

154
00:09:51,290 --> 00:09:53,357
‫- چه ساعتی از روز؟‬
‫- ظهر‬

155
00:09:53,381 --> 00:09:55,369
‫- ظهر؟‬
‫- آره‬

156
00:09:55,394 --> 00:09:57,695
‫خط امنیتی این‌جا بود‬

157
00:09:57,797 --> 00:10:00,864
‫ولی یوسف گفت چراغ‌قوه دست‌شون بوده،‬

158
00:10:00,967 --> 00:10:02,944
‫یعنی حتماً شب از اون‌جا رد شدن،‬

159
00:10:02,969 --> 00:10:05,018
‫پس یعنی حداقل شش ساعت قبل‬

160
00:10:05,043 --> 00:10:07,344
‫پس خط امنیتی اون موقع کجا بوده؟‬

161
00:10:08,808 --> 00:10:10,074
‫این‌جا‬

162
00:10:10,176 --> 00:10:12,042
‫- اون شب بارون اومد؟‬
‫- نه‬

163
00:10:12,144 --> 00:10:13,544
‫- مطمئنی؟‬
‫- آره‬

164
00:10:13,646 --> 00:10:15,367
‫پس چرا از توی گل‌ولای رد شدن؟‬

165
00:10:15,392 --> 00:10:16,992
‫رود دجله‌ست. حتماً از وسط رود رفتن‬

166
00:10:17,016 --> 00:10:18,626
‫ولی چطوری؟ با قایق؟‬
‫اصلاً قایق داشته؟‬

167
00:10:18,651 --> 00:10:20,150
‫که بره کجا، کویت؟‬

168
00:10:21,520 --> 00:10:23,654
‫خب، فرض کن صدامی‬

169
00:10:23,756 --> 00:10:27,091
‫آدم شکاکی هستی، همه‌ی روزهات مثل همن،‬
‫به عادت‌هات وابسته‌ای‬

170
00:10:27,116 --> 00:10:29,860
‫هر روز همون غذا، همون آدم‌ها‬

171
00:10:30,830 --> 00:10:32,029
‫حالا فراری شدی‬

172
00:10:33,232 --> 00:10:35,132
‫کجا می‌ری؟‬

173
00:10:35,234 --> 00:10:37,401
‫- دجله؟ تکریت؟‬
‫- اون این‌جا نیست‬

174
00:10:37,503 --> 00:10:39,825
‫ارتش رفته تکریت، همه‌جا رو زیرورو کرده‬

175
00:10:39,850 --> 00:10:41,083
‫اون هم بیشتر از یه بار‬

176
00:10:41,107 --> 00:10:42,984
‫باشه، پس صدام فکر می‌کرد‬

177
00:10:43,009 --> 00:10:44,341
‫قراره چه اتفاقی براش بیفته؟‬

178
00:10:44,365 --> 00:10:46,699
‫یه چیزی از قلم افتاده‬

179
00:10:46,879 --> 00:10:48,112
‫تکریت‬

180
00:10:54,620 --> 00:10:56,420
‫دجله‬

181
00:10:56,522 --> 00:10:58,956
‫رودخونه‌ی دوران جوونی‌شه‬

182
00:10:59,058 --> 00:11:00,958
‫با برادرهاش اون‌جا بازی می‌کرد‬

183
00:11:04,930 --> 00:11:06,230
‫بریم‬

184
00:11:14,319 --> 00:11:16,019
‫اون توی تکریته، درسته؟‬

185
00:11:21,914 --> 00:11:23,591
‫یه انتخاب ساده داری‬

186
00:11:23,616 --> 00:11:27,695
‫یا ۲۵ میلیون دلار رو می‌گیری و می‌ری پیش خانواده‌ت،‬

187
00:11:27,720 --> 00:11:29,620
‫یا بعد از این‌که صدام رو گرفتیم،‬

188
00:11:29,662 --> 00:11:31,889
‫و خودت هم می‌دونی که گیرش میاریم‬

189
00:11:31,991 --> 00:11:33,824
‫فقط مسئله‌ی زمانه...‬

190
00:11:33,926 --> 00:11:36,991
‫اون‌وقت به همه می‌گیم تو بودی که کمک کردی بگیریمش‬

191
00:11:37,016 --> 00:11:38,636
‫به چشم یه جاسوس دیده می‌شی‬

192
00:11:44,548 --> 00:11:45,947
‫خانواده‌م چی؟‬

193
00:11:45,971 --> 00:11:47,715
‫هر جا بگی با هواپیما می‌فرستیم‌شون‬

194
00:11:47,740 --> 00:11:49,139
‫بهت قول می‌دم‬

195
00:11:49,188 --> 00:11:51,285
‫و خانواده‌ت اون‌جا منتظرت می‌مونن، یوسف‬

196
00:11:51,310 --> 00:11:54,511
‫اونم با پولی که هیچ‌کدوم‌مون‬
‫توی عمرمون به چشم نمی‌بینیم‬

197
00:11:54,613 --> 00:11:57,058
‫اگه همکاری کنی، برنامه‌مون اینه‬

198
00:11:57,083 --> 00:11:58,982
‫اول تو رو توی زندان می‌چرخونیم‬

199
00:11:59,085 --> 00:12:01,085
‫تا همه ببیننت‬

200
00:12:01,187 --> 00:12:03,554
‫چند روز بعدش هم آزادت می‌کنیم‬

201
00:12:03,656 --> 00:12:05,723
‫می‌ری پیش خانواده‌ت،‬

202
00:12:05,747 --> 00:12:08,314
‫بعد شایعه می‌کنیم که اعدام شدی‬

203
00:12:12,264 --> 00:12:14,098
‫انتخاب دیگه‌ای نداری‬

204
00:12:15,267 --> 00:12:16,700
‫فقط بهمون بگو‬

205
00:12:18,916 --> 00:12:20,048
‫مزرعه‌ی الدور‬

206
00:12:20,072 --> 00:12:21,348
‫نه، نه، نه‬

207
00:12:21,373 --> 00:12:22,873
‫قبلاً رفتیم اون‌جا‬

208
00:12:22,975 --> 00:12:25,776
‫اون قایم شده. پیداش نمی‌کنین‬

209
00:12:25,878 --> 00:12:27,778
‫- دروغ می‌گی‬
‫- دروغ نمی‌گم‬

210
00:12:28,948 --> 00:12:30,848
‫اون همون‌جاست‬

211
00:12:30,950 --> 00:12:33,951
‫مزرعه‌ی الدور‬

212
00:12:34,053 --> 00:12:36,703
‫همون مزرعه‌ایه که‬
‫سپتامبر ۱۹۵۹ توش پنهان شد،‬

213
00:12:36,728 --> 00:12:38,922
‫بعد از این‌که سعی کرد قاسم رو ترور کنه‬

214
00:12:39,024 --> 00:12:40,390
‫دست‌هاش رو باز کنین‬

215
00:12:43,596 --> 00:12:45,129
‫مرسی‬

216
00:12:49,335 --> 00:12:50,968
‫بریم مزرعه‬

217
00:13:06,063 --> 00:13:08,396
‫- قربان‬
‫- عراق همین الان کنیا رو بُرد‬

218
00:13:08,420 --> 00:13:10,087
‫باورت می‌شه؟‬

219
00:13:11,468 --> 00:13:12,667
‫خب، دوستان‬

220
00:13:12,691 --> 00:13:13,991
‫چی برام دارین؟‬

221
00:13:14,015 --> 00:13:15,347
‫یه سرنخ از صدام داریم‬

222
00:13:15,372 --> 00:13:17,717
‫و این یکی واقعاً از یه منبع قابل‌اعتماده‬

223
00:13:17,742 --> 00:13:19,141
‫جدی؟‬

224
00:13:19,165 --> 00:13:20,697
‫خب، قانعم کنین‬

225
00:13:20,800 --> 00:13:22,766
‫قربان، قربان‬

226
00:13:22,868 --> 00:13:24,401
‫قربان!‬

227
00:13:24,503 --> 00:13:26,770
‫پیگیری نکردن این سرنخ اشتباه بزرگیه‬

228
00:13:26,872 --> 00:13:29,239
‫لامصب، خودم قبلاً سه بار رفتم اون‌جا‬

229
00:13:29,341 --> 00:13:32,987
‫- ۱۷ آوریل، ۹ ژوئن...‬
‫- آره، می‌دونیم، قربان‬

230
00:13:33,012 --> 00:13:34,588
‫ولی با کمال احترام، اون موقع،‬

231
00:13:34,613 --> 00:13:36,743
‫دنبال هر رهبر بعثی‌ای بودیم که گیرمون می‌اومد‬

232
00:13:36,768 --> 00:13:41,006
‫و یه بار دیگه در ژوئیه، بعد از عملیات عقرب صحرا‬

233
00:13:41,031 --> 00:13:44,266
‫حالا، مگه این‌که شما سه‌تا فکر کنید‬
‫ما یه مشت سرباز بی‌عرضه‌ایم‬

234
00:13:44,290 --> 00:13:46,033
‫که هیچ کار بهتری نداریم...‬

235
00:13:46,058 --> 00:13:47,991
‫قربان، اون‌جا پُر از مخفیگاهه.‬
‫باید بریم بررسی کنیم‬

236
00:13:48,016 --> 00:13:49,660
‫نمی‌دونم دوباره رفتن چه سودی داره‬

237
00:13:49,684 --> 00:13:51,016
‫به خدا قسم‬

238
00:13:51,041 --> 00:13:52,618
‫یعنی ممکن نیست‬
‫چیزی رو جا انداخته باشیم؟‬

239
00:13:52,642 --> 00:13:54,918
‫این اولین باره از کسی که‬
‫واقعاً به هدف باارزش ۱ نزدیکه،‬

240
00:13:54,943 --> 00:13:56,257
‫این حرف رو می‌شنویم‬

241
00:13:56,282 --> 00:13:59,205
‫فقط یه عوضی دیگه‌ست که‬
‫۲۵ میلیون دلار رو می‌خواد، جان‬

242
00:13:59,229 --> 00:14:01,174
‫- جناب سرهنگ، این یکی فرق داره‬
‫- چه فرقی؟‬

243
00:14:01,199 --> 00:14:02,773
‫- محافظش رو به حرف آوردیم‬
‫- چی؟‬

244
00:14:02,798 --> 00:14:04,919
‫تازه از بستگان دورِ هدف باارزش ۱ هم هست‬

245
00:14:04,944 --> 00:14:06,877
‫- محافظش رو به حرف آوردین؟‬
‫- بله، قربان!‬

246
00:14:08,125 --> 00:14:10,125
‫واقعاً می‌خواین تمام اعتباری که دارین رو‬

247
00:14:10,149 --> 00:14:11,448
‫پای این عملیات جست‌وجو بذارین؟‬

248
00:14:13,953 --> 00:14:15,552
‫مسئولیت این اطلاعات رو قبول می‌کنین؟‬

249
00:14:17,089 --> 00:14:19,723
‫- بله‬
‫- صبر کنین‬

250
00:14:19,825 --> 00:14:21,402
‫- گروهبان!‬
‫- بله، قربان‬

251
00:14:21,427 --> 00:14:23,627
‫دویل رو بیار پشت خط ‬

252
00:14:23,729 --> 00:14:25,906
‫می‌خوام ساعت ۱۸۰۰ بالگردها توی هوا باشن.‬
‫دریافت شد؟‬

253
00:14:25,931 --> 00:14:27,601
‫دریافت شد، قربان. بلافاصله اجرا می‌شه‬

254
00:14:27,626 --> 00:14:29,126
‫مسئولیتش با شماست‬

255
00:14:31,470 --> 00:14:32,803
‫بریم‬

256
00:14:40,079 --> 00:14:41,345
‫بریم!‬

257
00:14:46,652 --> 00:14:49,953
‫هاموی‌ها از قبل توی محل استقرارن‬

258
00:14:50,055 --> 00:14:52,022
‫به حرف این عوضی اعتماد ندارم‬

259
00:14:52,124 --> 00:14:53,390
‫آره‬

260
00:14:53,492 --> 00:14:55,125
‫قربان، این سؤال‌ها رو ازش بپرسین‬

261
00:14:55,149 --> 00:14:56,930
‫جواب‌شون رو فقط خود صدام می‌دونه‬

262
00:14:56,955 --> 00:14:58,962
‫روی دست راستش هم خال‌کوبی داره‬

263
00:14:59,064 --> 00:15:01,335
‫یه هلال و دو تا نقطه‌ست، خال‌کوبی قبیله‌ایه‬

264
00:15:01,360 --> 00:15:03,771
‫روی ساق پای چپش هم یه جای زخم بزرگ داره‬

265
00:15:03,796 --> 00:15:05,235
‫اگه یکی از بدل‌هاش باشه چی؟‬

266
00:15:05,260 --> 00:15:07,014
‫بدلی وجود نداره. این حرف‌ها مزخرفه‬

267
00:15:07,039 --> 00:15:08,172
‫بریم!‬

268
00:15:11,936 --> 00:15:15,943
‫اگه باهاشون نری،‬
‫پول رو از دست می‌دی و برمی‌گردی زندان‬

269
00:15:15,967 --> 00:15:17,502
‫خانواده‌ت در امان می‌مونن، بهت قول می‌دم‬

270
00:15:17,527 --> 00:15:19,394
‫بجنب، یوسف. قبلاً درباره‌ش حرف زدیم‬

271
00:15:19,418 --> 00:15:20,784
‫و قرار نیست دوباره تکرارش کنیم‬

272
00:15:21,820 --> 00:15:23,287
‫ممنون‬

273
00:15:23,389 --> 00:15:25,577
‫فقط بهمون اعتماد کن‬

274
00:15:25,601 --> 00:15:27,835
‫- اون چشه؟‬
‫- نمی‌خواد با شما بیاد‬

275
00:15:27,859 --> 00:15:29,681
‫می‌گه صدام خانواده‌ش رو می‌کشه‬

276
00:15:29,706 --> 00:15:31,806
‫- نمی‌شه روش حساب کرد‬
‫- حتماً شوخی‌ت گرفته‬

277
00:15:31,830 --> 00:15:33,997
‫سرگرد دویل!‬
‫آماده‌ی حرکتیم، قربان!‬

278
00:15:35,091 --> 00:15:36,857
‫- سوار بالگرد شو‬
‫- چی؟‬

279
00:15:36,882 --> 00:15:39,180
‫توی مأموریت،‬
‫"چی؟" جواب قابل‌قبولی نیست‬

280
00:15:39,204 --> 00:15:41,405
‫سرهنگ منتظره.‬
‫مسئولیت این مأموریت با توئه‬

281
00:15:41,429 --> 00:15:42,768
‫سوار بالگرد شو‬

282
00:15:44,410 --> 00:15:45,842
‫یالا، جان‬

283
00:15:47,646 --> 00:15:49,746
‫جان، قهرمان‌بازی درنیار‬

284
00:15:49,848 --> 00:15:51,315
‫حواست جمع باشه، جان‬

285
00:15:53,203 --> 00:15:55,163
‫- من برای این کار آموزش ندیدم‬
‫- چی؟‬

286
00:15:55,187 --> 00:15:57,654
‫- من برای این کار آموزش ندیدم‬
‫- می‌دونم‬

287
00:16:19,362 --> 00:16:22,289
‫[ عملیات سپیده‌دم سرخ ]‬

288
00:17:11,829 --> 00:17:14,431
‫خواهش می‌کنم، قربان، کنارم بمونید‬

289
00:17:50,796 --> 00:17:54,037
‫- درِ سمت راست رو چک کن!‬
‫- آره، آره‬

290
00:17:54,740 --> 00:17:57,007
‫- منطقه رو تخلیه کنید‬
‫- دریافت شد‬

291
00:18:12,135 --> 00:18:15,003
‫مقر فرماندهی رو همین‌جا برپا کنید!‬
‫بجنبید! حرکت!‬

292
00:18:15,027 --> 00:18:17,294
‫امنه، امنه، امنه!‬
‫برید، برید، برید!‬

293
00:18:37,850 --> 00:18:39,416
‫باز هم این‌جا نیست‬

294
00:18:42,855 --> 00:18:44,254
‫همه‌جا امنه‬

295
00:19:02,552 --> 00:19:04,319
‫همه‌جا امنه؟‬

296
00:19:04,343 --> 00:19:06,443
‫- امنه؟‬
‫- کاملاً امنه‬

297
00:19:10,182 --> 00:19:12,015
‫- اون صاحب مزرعه‌ست؟‬
‫- بله، قربان‬

298
00:19:18,034 --> 00:19:19,167
‫امنه!‬

299
00:19:19,191 --> 00:19:21,591
‫- کاملاً امنه؟‬
‫- کاملاً امنه!‬

300
00:19:37,989 --> 00:19:39,521
‫فکر می‌کنم صدام اون‌جاست‬

301
00:19:39,545 --> 00:19:41,545
‫باید همین الان برید اون‌جا. راه بیفتید!‬

302
00:19:49,488 --> 00:19:51,221
‫حرکت کنید‬

303
00:19:51,323 --> 00:19:53,990
‫- منتظر دستور باشید‬
‫- منتظر دستور باشید‬

304
00:19:54,170 --> 00:19:55,436
‫این مرد صاحب مزرعه‌ست‬

305
00:19:55,460 --> 00:19:57,294
‫ادعا می‌کنه هیچی نمی‌دونه‬

306
00:19:57,396 --> 00:19:59,129
‫صدام کجاست؟‬

307
00:20:07,306 --> 00:20:10,040
‫- صدام نیست!‬
‫- گل کاشتی، جان‬

308
00:20:10,065 --> 00:20:12,676
‫باز هم اطلاعات ۲۵ میلیون دلاری که‬
‫هیچ نتیجه‌ای نداشت‬

309
00:20:12,778 --> 00:20:14,277
‫- اون این‌جاست‬
‫- دیدی، نیکسون‬

310
00:20:14,301 --> 00:20:16,835
‫بهت گفتم یوسف دروغ گفته‬

311
00:20:16,859 --> 00:20:19,420
‫اگه بیشتر این‌جا بمونیم،‬
‫در معرض خطر قرار می‌گیریم، قربان‬

312
00:20:21,086 --> 00:20:23,119
‫باشه، دستور خروج رو بده.‬
‫از منطقه خارج می‌شیم‬

313
00:20:23,922 --> 00:20:25,589
‫دستور رو ابلاغ کن، جان‬

314
00:20:25,691 --> 00:20:27,390
‫همه، حرکت کنید‬

315
00:20:27,492 --> 00:20:29,492
‫آماده‌ی رفتن بشید!‬

316
00:20:31,663 --> 00:20:34,225
‫جان، راسته که صدام شبکه‌ای از تونل‌ها‬

317
00:20:34,250 --> 00:20:36,199
‫- زیر بغداد ساخته؟‬
‫- آره‬

318
00:20:36,224 --> 00:20:37,911
‫شاید اندازه‌ی یه شهر کامل باشه‬

319
00:20:37,936 --> 00:20:40,220
‫مثل مخفیگاه زیرزمینی‬
‫یکی از شرورهای "جیمز باند"؟‬

320
00:20:40,245 --> 00:20:41,445
‫آره‬

321
00:20:42,608 --> 00:20:44,207
‫بالگرد آماده‌ست، قربان‬

322
00:20:45,588 --> 00:20:46,988
‫- قربان‬
‫- چیه؟‬

323
00:20:47,013 --> 00:20:48,489
‫قربان‬

324
00:20:48,513 --> 00:20:50,190
‫باید زیر زمین باشه‬

325
00:20:50,215 --> 00:20:52,682
‫خیلی‌خب، باید...‬
‫باید یه بار دیگه بگردیم‬

326
00:20:52,706 --> 00:20:54,506
‫فکر می‌کنی تا حالا داشتیم چی ‌کار می‌کردیم؟‬

327
00:20:54,531 --> 00:20:56,431
‫این بار مشخصاً دنبال دریچه‌های تهویه بگردیم‬

328
00:20:56,456 --> 00:20:58,166
‫دستور سرهنگ رو شنیدید!‬
‫حرکت کنید!‬

329
00:20:58,190 --> 00:20:59,589
‫- باید...‬
‫- منتظر باش‬

330
00:20:59,614 --> 00:21:00,879
‫ما که تا این‌جا اومدیم، قربان‬

331
00:21:00,904 --> 00:21:02,337
‫شش دقیقه وقت دارید‬

332
00:21:02,361 --> 00:21:03,927
‫صدام حسین رو پیدا کنید‬

333
00:21:03,951 --> 00:21:06,251
‫حتی اگه مجبور شید از قبر بیرونش بکشید، مهم نیست‬

334
00:21:06,276 --> 00:21:07,942
‫تن‌لشش رو بیارید این‌جا‬

335
00:21:07,966 --> 00:21:10,300
‫یه دور دیگه می‌گردیم، فقط یه دور دیگه‬

336
00:21:10,402 --> 00:21:15,660
‫باید بگردیم دنبال دریچه‌ها، تونل‌ها،‬
‫پناهگاه‌های زیرزمینی و چیزهایی از این دست‬

337
00:21:15,685 --> 00:21:18,219
‫- دریافت شد!‬
‫- حرکت کنید. دنبال من!‬

338
00:21:18,243 --> 00:21:19,943
‫از طریق رادیو دستور توقف بدین‬

339
00:21:26,068 --> 00:21:33,068
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

340
00:22:09,227 --> 00:22:10,560
‫یه چیزی پیدا کردم‬

341
00:22:21,540 --> 00:22:23,206
‫قربان، یه چیزی پیدا کردم‬

342
00:22:37,856 --> 00:22:39,255
‫آهای؟‬

343
00:22:49,067 --> 00:22:51,267
‫هیس!‬

344
00:23:21,533 --> 00:23:23,032
‫یک، دو‬

345
00:23:28,407 --> 00:23:30,273
‫فکر کنم این موهاشه‬

346
00:23:43,324 --> 00:23:44,824
‫منو نکشید!‬

347
00:23:51,463 --> 00:23:55,204
‫می‌گه من صدام حسین، رئیس‌جمهور عراق‌ام‬

348
00:23:56,045 --> 00:23:57,311
‫می‌خواد مذاکره کنه‬

349
00:23:57,335 --> 00:23:58,868
‫خودشه؟‬

350
00:24:08,372 --> 00:24:10,235
‫این آشغال رو ببرید سوار بالگرد کنید‬

351
00:24:10,260 --> 00:24:12,063
‫وقتی برگشتیم پایگاه،‬
‫هویت سوژه رو تأیید می‌کنیم‬

352
00:24:12,088 --> 00:24:13,995
‫- قربان، باید یه عکس بگیریم‬
‫- وقت نداریم‬

353
00:24:14,019 --> 00:24:15,762
‫مردم عراق باید این صحنه رو ببینن، قربان‬

354
00:24:15,787 --> 00:24:17,397
‫باید یه عکس بگیریم.‬
‫خواهش می‌کنم!‬

355
00:24:17,422 --> 00:24:19,866
‫قربان، برای ثبت در تاریخ.‬
‫دنیا باید این صحنه رو ببینه‬

356
00:24:19,891 --> 00:24:22,302
‫پس اون عکس کوفتی رو بگیرید.‬
‫بجنبید!‬

357
00:24:22,327 --> 00:24:23,526
‫بلندش کنید!‬

358
00:24:29,568 --> 00:24:31,301
‫باید بریم... همین حالا!‬

359
00:24:32,871 --> 00:24:34,337
‫حرکت کنید!‬

360
00:24:54,345 --> 00:24:56,012
‫مطمئنیم خودشه، درسته؟‬

361
00:26:23,682 --> 00:26:25,014
‫برید، برید، برید، برید‬

362
00:26:59,663 --> 00:27:02,674
‫خب، دست راستش رو برای خال‌کوبی چک کنین‬

363
00:27:02,699 --> 00:27:04,298
‫باید یه هلال و دو تا نقطه باشه‬

364
00:27:04,322 --> 00:27:06,422
‫بین شست و انگشت اشاره‌اش‬

365
00:27:19,157 --> 00:27:22,048
‫خب، حالا داخل ساق پای چپش رو چک کنین‬

366
00:27:22,073 --> 00:27:23,979
‫باید یه جای زخم بزرگ اون‌جا باشه‬

367
00:27:46,943 --> 00:27:49,187
‫ازت می‌خواد خودت رو معرفی کنی‬

368
00:27:49,212 --> 00:27:50,544
‫من این‌جام که سؤال بپرسم،‬

369
00:27:50,568 --> 00:27:52,702
‫و تو باید با صداقت جواب بدی‬

370
00:27:57,475 --> 00:27:59,709
‫اسم دکتر فرانسوی‌ت چی بود؟‬

371
00:28:09,399 --> 00:28:11,666
‫عراق بهترین دکترهای دنیا رو داره‬

372
00:28:11,690 --> 00:28:13,890
‫چه نیازی به دکتر فرانسوی دارم؟‬

373
00:28:13,914 --> 00:28:16,214
‫آخرین بار کی همسرت، ساجده، رو دیدی؟‬

374
00:28:27,417 --> 00:28:28,850
‫زن‌ها به شما ربطی ندارن‬

375
00:28:28,874 --> 00:28:30,518
‫این چیزی نبود که گفت‬

376
00:28:30,543 --> 00:28:32,653
‫گفت "زن‌ها جدا هستن"‬

377
00:28:32,678 --> 00:28:34,978
‫بله، جناب سرگرد.‬
‫این یه اصطلاحه که یعنی‬

378
00:28:35,002 --> 00:28:36,904
‫"زن‌ها به شما ربطی ندارن"‬

379
00:28:36,929 --> 00:28:38,795
‫خب، فقط تمرکز کنین‬

380
00:28:44,036 --> 00:28:45,769
‫فقط داره منو خائن خطاب می‌کنه‬

381
00:28:47,259 --> 00:28:49,393
‫عموت، خیرالله طلفاح،‬

382
00:28:50,696 --> 00:28:52,596
‫اسم پدربزرگش چی بود؟‬

383
00:28:54,786 --> 00:28:56,886
‫هدف از این سؤال‌ها چیه؟‬

384
00:28:58,696 --> 00:29:00,956
‫فایده‌ش اینه که همین‌جا مغزت رو بترکونم‬

385
00:29:00,980 --> 00:29:02,980
‫حالا جواب سؤال‌ها رو بده‬

386
00:29:21,761 --> 00:29:25,362
‫من صدام حسین، رئیس‌جمهور عراق هستم،‬

387
00:29:25,386 --> 00:29:26,607
‫چه خوشت بیاد، چه نیاد‬

388
00:29:26,632 --> 00:29:27,931
‫تو کی هستی؟‬

389
00:29:31,971 --> 00:29:33,637
‫اصرار داره جواب بدی‬

390
00:29:42,481 --> 00:29:43,847
‫خودشه‬

391
00:29:47,153 --> 00:29:48,352
‫خودشه‬

392
00:29:57,730 --> 00:29:59,163
‫الو؟‬

393
00:30:01,600 --> 00:30:02,666
‫جان؟‬

394
00:30:03,769 --> 00:30:06,136
‫صدام رو داری؟‬
‫باهام حرف بزن‬

395
00:30:07,573 --> 00:30:08,806
‫گرفتیمش‬

396
00:30:08,830 --> 00:30:12,798
‫چی؟ وای خدای من!‬

397
00:30:12,978 --> 00:30:15,112
‫آره، گرفتیمش‬

398
00:30:16,615 --> 00:30:20,217
‫و گوش کن، همه‌ش به‌خاطر‬
‫اون علاقه‌ی عجیب‌وغریبت به "جیمز باند" بود‬

399
00:30:20,319 --> 00:30:22,853
‫- مسخره‌بازی درنیار‬
‫- نه، جدی‌ام‬

400
00:30:22,955 --> 00:30:24,688
‫وای!‬

401
00:30:24,790 --> 00:30:27,291
‫وای! تموم شد!‬

402
00:30:27,393 --> 00:30:30,360
‫- باورم نمی‌شه‬
‫- منم باورم نمی‌شه‬

403
00:30:30,462 --> 00:30:33,063
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم‬

404
00:30:33,087 --> 00:30:36,869
‫گوش کن، باید برم.‬
‫به‌زودی زنگ می‌زنم، باشه؟‬

405
00:30:37,024 --> 00:30:38,357
‫دوستت دارم‬

406
00:30:38,537 --> 00:30:40,037
‫منم خیلی دوستت دارم‬

407
00:30:42,775 --> 00:30:44,408
‫خیلی‌خب، خداحافظ‬

408
00:30:44,510 --> 00:30:46,810
‫منم دوستت دارم، اگه بذاری از تلفن استفاده کنیم‬

409
00:30:50,842 --> 00:30:52,675
‫گرفتش!‬

410
00:31:01,386 --> 00:31:03,386
‫عصر بخیر‬

411
00:31:03,596 --> 00:31:07,764
‫دیروز، سیزدهم دسامبر،‬

412
00:31:07,867 --> 00:31:11,235
‫حدود ساعت هشت‌ونیم شب به وقت بغداد،‬

413
00:31:11,337 --> 00:31:14,204
‫نیروهای نظامی ایالات متحده،‬

414
00:31:14,306 --> 00:31:17,207
‫صدام حسین را زنده دستگیر کردند‬

415
00:31:18,410 --> 00:31:21,044
‫اکثریت قاطع شهروندان عراقی،‬

416
00:31:21,146 --> 00:31:24,081
‫می‌خواهند همچون مردان و زنان آزاد زندگی کنند‬

417
00:31:24,183 --> 00:31:26,583
‫این رویداد اطمینان بیشتری به ما می‌دهد...‬

418
00:31:26,685 --> 00:31:28,540
‫- مرسی‬
‫- خواهش می‌کنم‬

419
00:31:28,565 --> 00:31:30,221
‫اتاق‌های شکنجه برای همیشه از بین رفته‌اند‬

420
00:31:30,246 --> 00:31:32,434
‫موفقیت این عملیات، حاصل کار درخشانِ‬

421
00:31:32,458 --> 00:31:34,191
‫تحلیلگران اطلاعاتی بود‬

422
00:31:34,216 --> 00:31:38,061
‫که در این کشور پهناور‬
‫ردپای دیکتاتور را پیدا کردند‬

423
00:31:38,163 --> 00:31:41,732
‫مردان و زنان نیروهای مسلح ما و‬
‫متحدان‌مان در ائتلاف‬

424
00:31:41,834 --> 00:31:43,711
‫در تعقیب اعضای رژیم سرنگون‌شده‬

425
00:31:43,736 --> 00:31:46,136
‫با خطرهای فراوانی روبه‌رو شدند‬

426
00:31:46,238 --> 00:31:49,940
‫مأموریت‌شان ادامه دارد و‬
‫خطرها نیز همچنان پابرجاست‬

427
00:31:51,176 --> 00:31:54,478
‫امروز، از طرف ملت،‬

428
00:31:54,580 --> 00:31:57,281
‫از اعضای نیروهای مسلح‌مان تشکر می‌کنم‬

429
00:31:57,383 --> 00:31:59,016
‫و به آن‌ها تبریک می‌گویم‬

430
00:32:00,185 --> 00:32:03,086
‫همچنین پیامی دارم برای همه‌ی آمریکایی‌ها:‬

431
00:32:03,188 --> 00:32:05,422
‫دستگیری صدام حسین،‬

432
00:32:05,524 --> 00:32:07,668
‫به‌معنای پایان خشونت در عراق نیست‬

433
00:32:07,693 --> 00:32:09,393
‫خانم‌ها و آقایان...‬

434
00:32:09,417 --> 00:32:10,871
‫هنوز با تروریست‌ها مواجه‌ایم‬

435
00:32:10,896 --> 00:32:13,230
‫لطفاً همه براش یه کف مرتب بزنید‬

436
00:32:13,255 --> 00:32:18,468
‫برای قهرمان جذاب و متواضع‌مون،‬
‫آقای جان نیکسون‬

437
00:32:21,307 --> 00:32:22,773
‫موفق شدی!‬

438
00:32:24,677 --> 00:32:25,842
‫آقای خاصِ مجلس!‬

439
00:32:26,912 --> 00:32:29,980
‫ببین کی این‌جاست...‬
‫مردی که صدام رو گرفت‬

440
00:32:30,004 --> 00:32:32,671
‫کَل!‬

441
00:32:36,622 --> 00:32:38,065
‫کَل، این‌جا چی‌کار می‌کنی؟‬

442
00:32:38,090 --> 00:32:39,790
‫اومدم از دست این‌همه توجه نجاتت بدم‬

443
00:32:39,814 --> 00:32:42,648
‫ایشون بهترین رفیق برادر کوچیکمه‬

444
00:32:46,231 --> 00:32:48,620
‫بهت افتخار می‌کنم، مرد.‬
‫چارلی هم اگه بود، بهت افتخار می‌کرد‬

445
00:32:48,645 --> 00:32:51,746
‫داداش بزرگش همین اخیراً‬
‫بزرگ‌ترین حروم‌زاده‌ی دوران‌مون رو دستبند زد‬

446
00:32:51,770 --> 00:32:53,247
‫واقعاً تک‌خالی، رفیق‬

447
00:32:53,272 --> 00:32:54,771
‫آره‬

448
00:32:54,795 --> 00:32:56,116
‫باورکردنی نیست‬

449
00:32:56,141 --> 00:32:59,176
‫صبر کن ببینم، نشان برگ بلوط؟ سرگرد شدی؟‬

450
00:32:59,278 --> 00:33:01,011
‫آره، دیوونه‌کننده‌ست، نه؟‬

451
00:33:01,113 --> 00:33:02,957
‫یعنی کی فکر می‌کرد یه روز‬

452
00:33:02,982 --> 00:33:05,777
‫از یواشکی رفتن به بازی‌های رنجرز و خوش‌گذرونی،‬

453
00:33:05,802 --> 00:33:07,729
‫سر از این بیابون دربیاریم؟‬

454
00:33:07,753 --> 00:33:09,186
‫آره‬

455
00:33:09,288 --> 00:33:12,255
‫از عملیات طوفان صحرا خیلی گذشته،‬
‫ولی من...‬

456
00:33:13,592 --> 00:33:17,294
‫می‌دونی، یه روز هم نمی‌گذره که بهش فکر نکنم،‬

457
00:33:17,396 --> 00:33:19,640
‫به این‌که چطور همه‌ی افرادش رو نجات داد‬

458
00:33:19,665 --> 00:33:22,499
‫همیشه تحسینش می‌کردم‬

459
00:33:24,003 --> 00:33:25,469
‫اون دوستت داشت‬

460
00:33:25,571 --> 00:33:27,137
‫می‌دونم‬

461
00:33:27,239 --> 00:33:30,507
‫اما دلم می‌خواست اون هم‬
‫من رو تحسین کنه، می‌دونی؟‬

462
00:33:33,679 --> 00:33:34,978
‫می‌کرد‬

463
00:33:36,482 --> 00:33:37,848
‫- واقعاً؟‬
‫- آره‬

464
00:33:39,618 --> 00:33:41,151
‫زندگی همینه!‬

465
00:33:44,857 --> 00:33:47,691
‫♪ پس هرچی داری بذار وسط و ذهنت رو رها کن ♪‬

466
00:33:47,793 --> 00:33:49,092
‫♪ باید بدویی و از میونش بگذری ♪‬

467
00:33:49,194 --> 00:33:50,861
‫♪ نذار عقلم رو از دست بدم ♪‬

468
00:33:50,963 --> 00:33:52,429
‫♪ می‌دونم دیوونه شدی ♪‬

469
00:33:52,531 --> 00:33:55,332
‫♪ می‌دونم دیوونه شدی ♪‬

470
00:34:22,393 --> 00:34:23,560
‫- هی، چارلز؟‬
‫- هان؟‬

471
00:34:23,584 --> 00:34:25,105
‫تلفن زنگ می‌خوره.‬
‫زحمتش رو می‌کشی؟‬

472
00:34:25,130 --> 00:34:26,172
‫جواب می‌دی؟‬

473
00:34:26,197 --> 00:34:29,132
‫اوه، آره، حتماً‬

474
00:34:29,156 --> 00:34:30,723
‫سلام‬

475
00:34:30,747 --> 00:34:32,247
‫سلام، بابا‬

476
00:34:32,271 --> 00:34:34,014
‫وایسا، توی خونه چی‌کار می‌کنی؟‬

477
00:34:34,039 --> 00:34:35,605
‫همه‌چی روبه‌راهه؟ ربکا خوبه؟‬

478
00:34:35,629 --> 00:34:37,842
‫آره، حالش کاملاً خوبه‬

479
00:34:37,867 --> 00:34:40,221
‫این‌جا نشسته و داره تلویزیون تماشا می‌کنه‬

480
00:34:40,245 --> 00:34:43,390
‫گفتم بیام این‌جا و‬
‫جواب تماس بعدیت رو خودم بدم‬

481
00:34:43,415 --> 00:34:46,083
‫آها، گوش کن، می‌خواستم بهت زنگ بزنم،‬

482
00:34:46,107 --> 00:34:49,141
‫ولی یه‌کم اوضاع درهم بوده‬

483
00:34:49,700 --> 00:34:52,020
‫هنوز این‌جا شلوغه‬

484
00:34:52,257 --> 00:34:54,391
‫ربکا... گفت کار...‬

485
00:34:54,415 --> 00:34:55,681
‫چی؟‬

486
00:34:56,040 --> 00:34:58,708
‫گفت کار تو بوده‬

487
00:34:59,531 --> 00:35:00,964
‫درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

488
00:35:01,306 --> 00:35:03,640
‫تو بودی که پیداش کردی‬

489
00:35:05,504 --> 00:35:07,003
‫یه لحظه، یه لحظه‬

490
00:35:08,373 --> 00:35:10,340
‫همه‌جا خبرش پیچیده‬

491
00:35:10,442 --> 00:35:13,110
‫خیلی خوشحالم.‬
‫کاش می‌تونستم به همه بگم‬

492
00:35:13,212 --> 00:35:15,112
‫آره، خب، انگار همین الان به یکی گفتی‬

493
00:35:15,136 --> 00:35:16,201
‫خب، من...‬

494
00:35:16,225 --> 00:35:17,625
‫اون به کسی چیزی نمی‌گه‬

495
00:35:17,883 --> 00:35:19,483
‫نه، نه‬

496
00:35:19,507 --> 00:35:21,173
‫کی... کی برمی‌گردی؟‬

497
00:35:23,122 --> 00:35:25,422
‫ببخشید، ببخشید، عزیزم.‬
‫این‌جا یه‌کم شلوغه‬

498
00:35:28,060 --> 00:35:31,795
‫این‌جا... ببخشید...‬

499
00:35:31,820 --> 00:35:33,273
‫این‌جا یه جشن کوچیک راه انداختن‬

500
00:35:33,298 --> 00:35:34,541
‫همون‌طور که می‌شنوی‬

501
00:35:34,566 --> 00:35:37,067
‫ام... عزیزم...‬

502
00:35:38,704 --> 00:35:40,437
‫برای کریسمس میام خونه‬

503
00:35:42,774 --> 00:35:46,164
‫این بهترین هدیه‌ایه‬
‫که می‌تونستم آرزوش رو داشته باشم‬

504
00:35:46,649 --> 00:35:49,757
‫پس کریسمس می‌بینیمت‬

505
00:35:49,948 --> 00:35:52,015
‫خیلی زود بهت زنگ می‌زنم، باشه؟‬
‫دوستت دارم، خداحافظ‬

506
00:35:52,117 --> 00:35:53,316
‫یوهو!‬

507
00:36:02,128 --> 00:36:03,582
‫و حالا پوشش خبری‌مون رو ادامه می‌دیم‬

508
00:36:03,607 --> 00:36:04,973
‫درباره‌ی دستگیری صدام حسین‬

509
00:36:04,997 --> 00:36:06,463
‫مردم سراسر جهان‬

510
00:36:06,565 --> 00:36:09,199
‫دستگیری دیکتاتور سابق عراق رو جشن گرفته‌اند،‬

511
00:36:09,301 --> 00:36:11,801
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

512
00:36:11,862 --> 00:36:13,615
‫امروز فرصت پیدا کردم،‬

513
00:36:13,639 --> 00:36:16,012
‫خودم رو به آخرین مخفیگاه این مستبد برسونم‬

514
00:36:16,041 --> 00:36:18,275
‫حالا تقریباً قطعی‌ست که دیکتاتور سابق‬

515
00:36:18,299 --> 00:36:20,220
‫در عراق محاکمه خواهد شد،‬

516
00:36:20,245 --> 00:36:22,078
‫و برخی مقام‌ها از همین حالا می‌گویند‬

517
00:36:22,103 --> 00:36:24,247
‫ممکن است به اعدام محکوم شود‬

518
00:36:24,349 --> 00:36:25,949
‫پاشو، عزیزم!‬

519
00:36:26,051 --> 00:36:27,694
‫وقت صبحانه‌ست!‬
‫هی، عزیزم!‬

520
00:36:27,719 --> 00:36:29,519
‫بجنب، عزیزم، بریم، بریم، بریم!‬

521
00:36:29,543 --> 00:36:31,335
‫انجامش دادی! تو قهرمانی!‬

522
00:36:33,392 --> 00:36:36,493
‫- پاشو، صبح شده!‬
‫- دارم میام، لعنتی!‬

523
00:36:37,262 --> 00:36:39,029
‫بجنب، رفیق!‬

524
00:36:47,573 --> 00:36:49,306
‫- سلام، جان‬
‫- سلام‬

525
00:36:49,408 --> 00:36:50,740
‫کارت عالی بود، جان‬

526
00:36:51,743 --> 00:36:53,109
‫سلام، چه خبر؟‬

527
00:36:57,482 --> 00:36:59,015
‫- نیکسون‬
‫- سلام‬

528
00:37:00,919 --> 00:37:02,485
‫- گرفتیش‬
‫- آره، گرفتیمش‬

529
00:37:04,201 --> 00:37:07,101
‫ببین... من راستش هیچ‌وقت بهت شک نداشتم‬

530
00:37:07,125 --> 00:37:09,793
‫من... می‌دونستم باهوشی‬

531
00:37:09,895 --> 00:37:11,695
‫- عالی عمل کردی‬
‫- مرسی‬

532
00:37:11,953 --> 00:37:14,353
‫قربان، قراره خودتون‬
‫صدام رو بازجویی کنین؟‬

533
00:37:14,377 --> 00:37:16,844
‫نه، تیم اف‌بی‌آی تا ۳۰ روز دیگه می‌رسه‬

534
00:37:16,868 --> 00:37:19,135
‫از حسین مثل چاه نفت اطلاعات می‌کشن بیرون‬

535
00:37:19,238 --> 00:37:20,770
‫۳۰ روز؟ یه ماه؟‬

536
00:37:20,872 --> 00:37:22,038
‫آره‬

537
00:37:22,218 --> 00:37:23,885
‫این‌طوری وقت پیدا می‌کنه خودش رو آماده کنه‬

538
00:37:23,909 --> 00:37:26,464
‫یعنی، ۳۶ ساعت اول حیاتی‌ترینه‬

539
00:37:26,489 --> 00:37:27,755
‫نیکسون، یه جایی می‌رسه‬

540
00:37:27,779 --> 00:37:29,122
‫که شکارچی باید جاش رو به آشپز بده‬

541
00:37:29,147 --> 00:37:30,714
‫قبول، ولی صدام سال‌هاست‬

542
00:37:30,738 --> 00:37:33,705
‫برای دستگیری احتمالی خودش آماده می‌شه‬

543
00:37:33,885 --> 00:37:36,152
‫شورش مسلحانه روزبه‌روز قوی‌تر می‌شه‬

544
00:37:36,255 --> 00:37:37,854
‫باید فوری دست‌به‌کار بشیم‬

545
00:37:37,956 --> 00:37:39,556
‫مقابله با شورش کار ارتشه‬

546
00:37:39,658 --> 00:37:41,646
‫اولویت، پیدا کردن سلاح‌های کشتارجمعیه‬

547
00:37:41,671 --> 00:37:44,182
‫یعنی یه ماه رو هدر بدیم تا بعد تازه ازش بپرسیم؟‬

548
00:37:44,207 --> 00:37:45,740
‫این فقط یه مشت بازی سیاسی مزخرفه‬

549
00:37:45,764 --> 00:37:47,741
‫روالش همینه‬

550
00:37:47,766 --> 00:37:49,910
‫اگه خوشت نمیاد،‬
‫باید توی همون سوراخ خودت می‌موندی‬

551
00:37:49,935 --> 00:37:51,976
‫به‌جای این‌که به انجلا التماس کنی‬
‫ازم بخواد بیارمت این‌جا‬

552
00:37:52,001 --> 00:37:53,625
‫من برای اومدن به این‌جا التماس نکردم، باشه؟‬

553
00:37:53,650 --> 00:37:55,316
‫اومدم چون می‌خوام کمک کنم،‬

554
00:37:55,340 --> 00:37:57,026
‫چون این مرد رو بهتر از هرکسی می‌شناسم‬

555
00:37:57,051 --> 00:37:58,752
‫و درست به همین خاطر گرفتیمش‬

556
00:37:58,777 --> 00:38:00,320
‫هی، چه خبره؟‬

557
00:38:00,345 --> 00:38:01,682
‫و شما می‌خواین تنها فرصتی که‬

558
00:38:01,707 --> 00:38:03,313
‫برای بازجویی ازش داریم رو به باد بدین،‬

559
00:38:03,338 --> 00:38:04,958
‫اون هم وقتی هنوز آسیب‌پذیر و سردرگمه؟‬

560
00:38:04,982 --> 00:38:06,994
‫فکر می‌کنی می‌تونی وادارش کنی‬
‫ما رو به سلاح‌های کشتارجمعی برسونه؟‬

561
00:38:07,019 --> 00:38:08,852
‫- آره‬
‫- باشه‬

562
00:38:08,877 --> 00:38:10,463
‫با انجلا صحبت می‌کنم‬

563
00:38:10,487 --> 00:38:12,932
‫- ولی بهتره اون سلاح‌ها رو پیدا کنی‬
‫- خیلی متأسفم‬

564
00:38:12,957 --> 00:38:14,288
‫جان، می‌شه یه لحظه باهات حرف بزنم؟‬

565
00:38:14,313 --> 00:38:16,213
‫ببخشید...‬
‫دنبالم بیا، بجنب‬

566
00:38:23,467 --> 00:38:25,034
‫دارن بازیت می‌دن‬

567
00:38:25,136 --> 00:38:26,502
‫می‌فهمی؟‬

568
00:38:26,527 --> 00:38:28,058
‫استیل‌ول فقط می‌خواد خودش رو نجات بده‬

569
00:38:28,083 --> 00:38:29,983
‫اگه این کار شکست بخوره، تو تاوانش رو می‌دی‬

570
00:38:30,007 --> 00:38:31,774
‫اگه نظر من ذره‌ای برات مهمه،‬

571
00:38:31,876 --> 00:38:33,842
‫به همین پیروزی قناعت کن و‬
‫مثل یه قهرمان برگرد خونه‬

572
00:38:33,944 --> 00:38:36,378
‫خیلی‌خب، جان‬

573
00:38:36,480 --> 00:38:38,781
‫اگه متوجه نشدی، چند ماهه که این‌جاییم‬

574
00:38:38,961 --> 00:38:40,627
‫آزمایشگاه‌های خالی، سیلوهای متروکه،‬

575
00:38:40,651 --> 00:38:42,561
‫زیرزمین‌های پُر از شن کوفتی‬

576
00:38:42,586 --> 00:38:43,952
‫این‌جا هیچی نیست‬

577
00:38:43,976 --> 00:38:45,798
‫هیچ‌کس باور نداره چیزی این‌جا باشه، جان‬

578
00:38:45,823 --> 00:38:47,523
‫- هیچ‌کس‬
‫- خودت باور داری؟‬

579
00:38:47,625 --> 00:38:50,626
‫این فرصت رو دارم که با صدام روبه‌رو بشم‬

580
00:38:50,728 --> 00:38:52,461
‫کل زندگی‌م رو وقف همین کردم‬

581
00:38:52,563 --> 00:38:53,806
‫برای همین اومدم این‌جا‬

582
00:38:53,831 --> 00:38:55,667
‫فکر می‌کنین بدون این‌که حتی تلاش کنم‬

583
00:38:55,692 --> 00:38:57,425
‫می‌کشم کنار؟‬
‫نه، از این خبرها نیست‬

584
00:38:58,923 --> 00:39:02,003
‫[ بی‌آی‌اف، مرکز بازجویی میدانی ]‬

585
00:39:05,910 --> 00:39:08,510
‫وقتشه پذیرای این عوضی‌های سی‌آی‌ای باشیم‬

586
00:39:10,548 --> 00:39:12,114
‫- صبح به‌خیر‬
‫- مطمئنی از پسش برمیای؟‬

587
00:39:12,138 --> 00:39:13,404
‫بریم‬

588
00:39:18,556 --> 00:39:19,922
‫خوب گوش کنین‬

589
00:39:19,947 --> 00:39:22,168
‫اجازه ندارین از زندانی عکس بگیرین‬

590
00:39:22,193 --> 00:39:25,127
‫اجازه ندارین از زندانی امضا بخواین‬

591
00:39:25,307 --> 00:39:27,713
‫اجازه ندارین چیزی از زندانی بگیرین‬

592
00:39:27,738 --> 00:39:30,639
‫اجازه ندارین چیزی به زندانی بدین‬

593
00:39:31,914 --> 00:39:33,380
‫یادتون نره با کی طرفین‬

594
00:39:33,404 --> 00:39:35,417
‫اگه فرصتش رو پیدا کنه، می‌کشتتون‬

595
00:39:41,512 --> 00:39:43,285
‫بند کارت‌هاتون رو بدین به من‬

596
00:39:43,922 --> 00:39:46,149
‫بند کارت و کارت شناسایی داخل نمی‌برین‬

597
00:39:46,500 --> 00:40:06,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
