WEBVTT

00:00.000 --> 00:08.000
‫آنچه گذشت...‬

00:08.024 --> 00:19.024
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:23.645 --> 00:27.405
‫پیامک از جری:‬
‫سرنخ جدید پالی معتبر به نظر می‌رسه. می‌ریم شکار‬

00:30.269 --> 00:33.664
‫دو ماهه منو به این میز زنجیر کردن،‬

00:33.688 --> 00:35.901
‫گزارش‌هایی می‌نویسم که هیچ‌کس نمی‌خونه‬

00:37.000 --> 00:43.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:44.111 --> 00:46.155
‫بدترین اشتباه رامسفلد این بود که‬
‫به برمر دستور داد‬

00:46.180 --> 00:48.756
‫کل ارتش عراق رو منحل کنه‬

00:48.781 --> 00:51.949
‫و یکراست هل‌شون داد توی آغوش شورشی‌ها‬

01:24.830 --> 01:28.732
‫بالادستی‌ها فکر می‌کنن اگه نتونی ‬
‫اطلاعات رو از کسی بگیری،‬

01:28.756 --> 01:30.199
‫شاید بتونی بخریش‬

01:30.224 --> 01:32.091
‫ولی مدام مبلغ جایزه‌ها رو بالا می‌بریم‬

01:32.116 --> 01:34.293
‫و یه مشت اطلاعات مزخرف تحویل می‌گیریم‬

01:34.317 --> 01:36.777
‫کی گفته هرچقدر پول بدی، همون‌قدر آش می‌خوری؟‬

01:37.941 --> 01:41.614
‫پیامک از جری:‬
‫مجوز عملیات صادر شد! دارم وارد مقر فرماندهی می‌شم‬

01:41.871 --> 01:43.938
‫باید من و خانواده‌م رو از عراق خارج کنی‬

01:46.669 --> 01:50.616
‫[ بغداد، مقر فرماندهی میدانی آمریکا ]‬

01:50.640 --> 01:52.585
‫نگران نباش، می‌فرستیمتون آمریکا.‬
‫کجا می‌خوای بری؟‬

01:52.610 --> 01:55.751
‫یعنی می‌تونی همین هفته من و خانواده‌م رو‬
‫به هر جای آمریکا که بخوایم منتقل کنی؟‬

01:55.775 --> 01:59.542
‫بهت قول می‌دم. فقط بعداً از سرما ناله نکنی‬

01:59.573 --> 02:01.266
‫هر جایی، هر جا که باشه...‬

02:01.290 --> 02:03.043
‫یه جایی هست که می‌خوام برم‬

02:03.067 --> 02:04.567
‫بگو ببینم، کجا؟‬

02:04.871 --> 02:06.371
‫آلاسکا؟‬

02:07.094 --> 02:08.660
‫دیزنی‬

02:09.157 --> 02:10.657
‫جدی؟ دیزنی‌لند؟‬

02:11.268 --> 02:12.768
‫چند سالته؟‬

02:13.265 --> 02:15.392
‫- می‌تونیم با هم بریم‬
‫- چرا که نه؟ با هم می‌ریم‬

02:19.472 --> 02:21.339
‫بریم با این یارو حرف بزنیم‬

02:25.278 --> 02:29.569
‫سلام. دنبال سروان سمیر می‌گردیم‬

02:29.594 --> 02:31.604
‫از لنگلی اومدیم.‬
‫من پالی استیونز هستم‬

02:31.628 --> 02:33.320
‫و ایشون همکارمه، جری مونرو‬

02:33.345 --> 02:34.545
‫خیلی‌خب‬

02:35.655 --> 02:38.080
‫چند شنود مرتبط با هم داریم که‬
‫لنگلی مشخص‌شون کرده...‬

02:38.105 --> 02:39.869
‫شما چند وقته اومدین عراق؟‬

02:39.893 --> 02:42.160
‫- چند هفته‬
‫- چند هفته؟‬

02:42.896 --> 02:44.608
‫خوبه، خوبه‬

02:44.764 --> 02:47.498
‫گوش کنین، اومدیم برای پیدا کردن صدام کمک کنیم‬

02:47.600 --> 02:51.409
‫خب، ممنون.‬
‫از کمک‌تون قدردانی می‌کنیم‬

02:52.305 --> 02:53.438
‫ما پنج ماهه این‌جاییم،‬

02:53.554 --> 02:56.358
‫داریم آدم از دست می‌دیم و منتظر کمکیم، پس...‬

02:56.383 --> 02:59.885
‫از هر کمکی که از دست‌تون بربیاد، قدردانی می‌کنیم‬

03:02.082 --> 03:03.715
‫من سمیرم‬

03:03.817 --> 03:07.352
‫ایشون محمده.‬
‫حقیقت اینه که هیچ سرنخی نداریم‬

03:07.454 --> 03:08.921
‫هیچی‬

03:09.023 --> 03:13.048
‫هر هفته هم یه کاروان دیگه توی کمین می‌افته‬

03:13.073 --> 03:17.576
‫وقتی می‌رن دنبال یه وزیر سابق،‬
‫منشی سابق یا مربی سابق اسب‬

03:17.600 --> 03:20.087
‫و آخرش آدم‌های بیشتری رو به خاک می‌سپاریم‬

03:20.768 --> 03:23.546
‫می‌دونیم اوضاع بده، ولی دست‌خالی نیومدیم‬

03:23.571 --> 03:27.806
‫برای صدام یه کریدور احتمالی ترسیم کردیم که مبناش‬

03:27.831 --> 03:30.108
‫پنج خانه‌ی امنِ تأییدشده‌ی اخیرش بود‬

03:30.132 --> 03:33.909
‫این خانه‌های امن توی شهرهای دور از هم هستن‬

03:33.934 --> 03:37.660
‫سامرا، الدور و تکریت‬

03:37.685 --> 03:41.764
‫توی این کریدور، سرقت گازوئیل‬
‫و انتقال تماس‌های تلفنی رو ردیابی کردیم‬

03:41.789 --> 03:44.773
‫همه‌چیز نشون می‌ده یه جایی‬
‫توی همین کریدور مخفی شده‬

03:44.798 --> 03:47.302
‫- خب، آره، این یه نظریه‌ست‬
‫- آره، ولی بذارین این رو بهتون بگم‬

03:47.327 --> 03:49.457
‫با سه شناسه‌ی مستعار تطبیق‌شون دادیم،‬

03:49.482 --> 03:52.107
‫که سامانه‌های وزارت دفاع شناسایی‌شون نکرده بودن‬

03:52.132 --> 03:54.399
‫چون توی آوانویسی‌شون اشتباه شده بود، خب؟‬

03:54.501 --> 03:57.146
‫- این علی شیمیاییه‬
‫- اوهوم‬

03:57.171 --> 03:59.949
‫- این پسرعموی صدامه، پیک قدیمی‌ش‬
‫- آره‬

03:59.974 --> 04:02.618
‫- این آخرین عکسیه که ازش داریم‬
‫- مرسی‬

04:02.642 --> 04:05.481
‫الان توی سامرا یه اوراقی داره‬

04:05.506 --> 04:07.379
‫تا الان هیچ‌کس زیر نظرش نداشته‬

04:08.782 --> 04:12.184
‫اون اوراقی رو چند هفته پیش گشتیم‬

04:12.286 --> 04:13.295
‫اون موقع که خبری نبود‬

04:13.320 --> 04:14.409
‫ولی حالا هست‬

04:14.434 --> 04:16.218
‫آره، سیگنال‌ها رو بررسی کنین‬

04:16.243 --> 04:18.667
‫- این هفته دوباره فعال شده‬
‫- تأیید می‌شه‬

04:18.692 --> 04:21.345
‫تک‌تک تماس‌های ماهواره‌ای با اون محل،‬

04:21.370 --> 04:23.136
‫همه‌شون رمزگذاری‌شده‌ان‬

04:23.161 --> 04:25.575
‫امضای فرکانسی‌شون هم دقیقاً همونه...‬

04:25.599 --> 04:27.421
‫واحد اطلاعات‌مون دوباره بررسیش کرده...‬

04:27.446 --> 04:30.305
‫همونی که به خالد الدوری مرتبط بود‬

04:30.330 --> 04:31.685
‫همون مرد موتورسوار که‬

04:31.710 --> 04:33.502
‫وقتی دنبالش بودین کشته شد، یادتونه؟‬

04:33.527 --> 04:35.741
‫خیلی‌خب، پس نقشه‌تون چیه؟‬

04:35.766 --> 04:37.018
‫اهرم فشار داریم‬

04:37.043 --> 04:39.832
‫لنگلی مدتیه داره روی یه شیخ قبیله‌ای کار می‌کنه‬

04:39.857 --> 04:42.516
‫این ویزای دخترشه.‬
‫راه سریع ورودش به آمریکاست‬

04:42.541 --> 04:45.759
‫اگه همکاری کنه و المجید رو تحویل‌مون بده،‬
‫دخترش از عراق می‌ره‬

04:45.783 --> 04:47.930
‫پس یه نقشه، یه اسم‬

04:47.954 --> 04:49.408
‫و یه رشوه‌ی دیگه آوردین، آره؟‬

04:49.433 --> 04:51.444
‫خب... چندتا گزینه آوردیم‬

04:51.469 --> 04:54.136
‫گفتی سرنخی ندارین، ما داریم‬

04:54.160 --> 04:55.926
‫یه کاری برات دارم‬

04:55.950 --> 04:58.650
‫- سمیر؟‬
‫- ببخشید‬

05:07.078 --> 05:09.385
‫خیلی خب، می‌گین می‌خواین وارد عملیات بشین؟‬

05:09.409 --> 05:10.654
‫پس آماده بشین‬

05:21.365 --> 05:26.718
‫پیامک از جری:‬
‫با هاموی‌ها راه افتادیم! برامون آرزوی موفقیت کن‬

05:39.826 --> 05:42.146
‫بوی منو حس می‌کنی؟‬
‫بوی ترسه‬

05:50.583 --> 05:51.783
‫امنه‬

05:58.157 --> 05:59.531
‫همه‌جا امنه، قربان‬

05:59.556 --> 06:01.616
‫هیچ اثری از هدف باارزش ۱ یا ۴ نیست‬

06:01.641 --> 06:03.020
‫مرسی، سرجوخه‬

06:05.637 --> 06:08.384
‫دریافت شد. با هر کسی که اسلحه داره درگیر بشید‬

06:08.501 --> 06:10.345
‫پهپاد چی؟‬
‫این‌جا تحرک ثبت کرده بود‬

06:10.370 --> 06:11.813
‫شاید یه‌جور خطای فنی بوده‬

06:11.838 --> 06:13.147
‫این‌جا خالیه‬

06:13.172 --> 06:15.149
‫حتی اگه این‌جا بوده، رفته‬

06:15.173 --> 06:16.659
‫حالا یه چیز قطعیه‬

06:16.684 --> 06:18.391
‫- دیگه برنمی‌گرده‬
‫- لعنتی‬

06:18.416 --> 06:20.356
‫- خب، از دستش دادیم‬
‫- آره‬

06:20.380 --> 06:22.012
‫یا شاید اصلاً این‌جا نبوده‬

06:22.115 --> 06:24.415
‫خیلی‌خب، نظریه‌ی خوبی بود‬

06:24.517 --> 06:25.947
‫برگردیم‬

06:25.972 --> 06:27.344
‫بریم‬

06:38.398 --> 06:41.075
‫- نیکسون‬
‫- عملیات کوفتی بی‌نتیجه بود‬

06:41.100 --> 06:42.617
‫این‌جا بهت نیاز داریم، رفیق‬

06:42.642 --> 06:46.580
‫جری، خوشم نمیاد بگم، رفیق،‬
‫ولی حدسش رو می‌زدم‬

06:46.605 --> 06:48.639
‫هنوز دنبال آدم‌های اشتباهی می‌گردین‬

06:48.741 --> 06:50.663
‫باید قیافه‌ی پالی رو می‌دیدی‬

06:50.688 --> 06:52.654
‫خب، خودشون انتخابش کردن، پس...‬

06:52.678 --> 06:55.167
‫چون اون بلده چطور بازی کنه، جان‬

06:55.192 --> 06:57.423
‫بازی؟ من از این کارها بلد نیستم‬

06:57.448 --> 06:59.161
‫یالا، بیا یه لحظه فکر کنیم‬

06:59.185 --> 07:02.109
‫باید سراغ آدم درست بریم تا بیاریمت این‌جا‬

07:02.134 --> 07:04.143
‫استیل‌ول نظریه‌ت رو قبول کرد‬

07:04.168 --> 07:06.668
‫آره... اونا قطعاً ازم خوش‌شون نمیاد‬

07:06.692 --> 07:09.253
‫فکر نکنم استیل‌ول حتی یه صفحه‬

07:09.277 --> 07:11.797
‫از چیزهایی که‬
‫توی سه ماه گذشته نوشتم رو خونده باشه‬

07:11.822 --> 07:13.609
‫باشه، خیلی‌خب، استیل‌ول منتفیه‬

07:13.633 --> 07:14.814
‫انجلا چی؟‬

07:14.839 --> 07:16.517
‫اخیراً ازم دوری می‌کنه‬

07:16.542 --> 07:19.380
‫آره، چون تو مثل یه اسلحه‌ی آماده‌ی شلیک‬
‫وارد اتاق می‌شی‬

07:19.405 --> 07:21.572
‫فقط نگاه مرگبار، بدون هیچ خوش‌وبشی‬

07:21.674 --> 07:23.529
‫- مگه این خوب نیست؟‬
‫- چرا، ولی قبول کن،‬

07:23.554 --> 07:25.373
‫- تو قرار نیست تغییر کنی‬
‫- نه‬

07:25.397 --> 07:28.487
‫پس این کار رو می‌کنیم. همین الان درباره‌ی‬
‫عملیات ناموفق امروز براش می‌نویسم‬

07:28.512 --> 07:30.382
‫و اینکه به کمک نیاز داریم، اون هم درک می‌کنه‬

07:30.406 --> 07:32.758
‫- حتماً‬
‫- فردا فقط یه سر به دفترمون بزن‬

07:32.782 --> 07:34.423
‫- و کار خودت رو بکن، باشه؟‬
‫- سعی‌م رو می‌کنم‬

07:34.449 --> 07:35.564
‫مرسی‬

07:35.588 --> 07:37.231
‫تمام تلاشت رو بکن، باشه؟‬

07:37.256 --> 07:40.208
‫داره کم‌کم از مزه‌ی گوشت بز خوشم میاد‬

07:40.233 --> 07:44.267
‫آره، خب، خودتم شبیه بزی، پس مشکلی نیست‬

07:44.292 --> 07:45.751
‫بعداً حرف می‌زنیم‬

07:55.749 --> 07:59.189
‫« هـدف بـاارزش: شـکـار صـدام »‬

08:08.855 --> 08:10.554
‫چندتا کیسه‌ی شن دیگه بیارید‬

08:19.946 --> 08:22.279
‫بهش بگو آماده باشه.‬
‫الان داریم بررسیش می‌کنیم‬

08:23.870 --> 08:25.313
‫سرگرد، باید با سرهنگ حرف بزنم‬

08:25.338 --> 08:26.904
‫- اون عقبه‬
‫- مرسی‬

08:26.928 --> 08:29.769
‫می‌خوام نیروهاتون یه‌جورایی سمت شمال موضع بگیرن‬

08:31.677 --> 08:35.551
‫قربان، برای یه عملیات میدانی فوری‬
‫چراغ سبز می‌خوام‬

08:36.448 --> 08:39.516
‫- وضعیت؟‬
‫- محمد و خانواده‌ش رو گرفتن، قربان‬

08:40.265 --> 08:42.794
‫طبق شنود اطلاعاتی، نیروهای گارد جمهوری‬
‫دارن اونا رو منتقل می‌کنن‬

08:42.819 --> 08:45.183
‫- امشب بقیه همکاران‌مون رو هم می‌برن‬
‫- خیلی‌خب، کجا؟‬

08:45.207 --> 08:47.853
‫طبق اطلاعاتی که دارم، اون و خانواده‌ش رو‬
‫به منطقه‌ی قرمز می‌برن‬

08:47.878 --> 08:50.384
‫در هر صورت، احتمال اینکه امشب‬
‫اعدامش کنن خیلی زیاده‬

08:50.409 --> 08:53.830
‫به نظر من، فقط یه فرصت کوتاه‬
‫برای خارج کردن‌شون داریم‬

08:54.240 --> 08:57.835
‫- الکرمه، روستای الکرمه‬
‫- اون‌جا درست وسط منطقه‌ی قرمزه‬

08:57.970 --> 08:59.837
‫سرجوخه، گزارش وضعیت‬

08:59.862 --> 09:01.216
‫بله، قربان‬

09:01.240 --> 09:04.542
‫همین الان گزارشی از اون‌جا گرفتم‬

09:04.644 --> 09:07.234
‫گشت‌های دشمن هنوز توی اون کریدور فعالن‬

09:07.259 --> 09:08.659
‫آره، منفی، ۴-۴۰‬

09:09.482 --> 09:11.792
‫خب، هیچ بلک‌هاوک اضافه‌ای نداریم‬

09:11.817 --> 09:14.913
‫یگان ۱۰۱ تمام شب‬
‫مشغول تخلیه‌ی مجروح‌هاست‬

09:14.938 --> 09:16.899
‫دو یگان واکنش هم‬
‫شمال تکریت به‌کار گرفته شدن‬

09:16.923 --> 09:18.255
‫متوجه‌ام، قربان‬

09:18.280 --> 09:20.481
‫شرایط ایدئال نیست،‬
‫پس باید خودمون رو با شرایط وفق بدیم‬

09:20.506 --> 09:22.670
‫درسته؟ این مرد می‌دونست که افتادن دنبالش‬

09:22.695 --> 09:24.862
‫ازش خواستم سر جاش بمونه، اون هم موند‬

09:24.887 --> 09:27.765
‫بهم اعتماد کرد، به ما اعتماد کرد.‬
‫ما بهش قول دادیم‬

09:28.601 --> 09:30.144
‫مسئولیتش با ماست، قربان‬

09:30.169 --> 09:33.125
‫متأسفم، سمیر، واقعاً می‌گم،‬
‫ولی نمی‌تونم مجوزش رو بدم‬

09:33.150 --> 09:34.750
‫گزارش وضعیت رو شنیدی‬

09:34.774 --> 09:35.869
‫امکان ترابری هوایی نداریم‬

09:35.894 --> 09:38.108
‫و توان آتش هم نداریم‬

09:38.210 --> 09:41.200
‫قربان، اگه برای نجات افراد خودمون نریم،‬
‫پس این کار چه فایده‌ای داره؟‬

09:41.225 --> 09:42.457
‫چون محمد...‬

09:42.482 --> 09:45.260
‫محمد یکی از خودمونه، مگه نه، سرگرد؟‬

09:45.284 --> 09:47.351
‫این مردم، این کشور...‬

09:47.453 --> 09:49.295
‫قرار بود دلیل اومدن‌مون به این‌جا باشن‬

09:49.320 --> 09:51.505
‫برای من موعظه نکن، پسر‬

09:51.529 --> 09:54.166
‫جیبم پُر از پلاک سربازهاییه که‬
‫خلاف حرفت رو ثابت می‌کنن‬

09:54.191 --> 09:55.751
‫- عذر می‌خوام، قربان!‬
‫- متوجهی؟‬

09:55.775 --> 09:56.940
‫ببخشید!‬

10:00.639 --> 10:01.905
‫من داوطلب می‌شم‬

10:02.982 --> 10:04.348
‫منم هستم‬

10:06.105 --> 10:09.746
‫من چشم‌بسته یه جوخه رو‬
‫نمی‌فرستم توی یه قتلگاه احتمالی‬

10:09.771 --> 10:11.004
‫متوجهی؟‬

10:11.028 --> 10:13.681
‫اونم بدون ترابری هوایی، بدون پشتیبانی زرهی،‬

10:13.706 --> 10:16.123
‫و بدون امکان تخلیه‌ی پزشکی‬

10:16.148 --> 10:17.979
‫متوجهی؟‬
‫اگه اجازه این کار لعنتی رو بدم،‬

10:18.003 --> 10:20.329
‫باید برای خانواده‌ها نامه بنویسم‬

10:20.353 --> 10:21.885
‫از نامه نوشتن متنفرم‬

10:22.001 --> 10:24.204
‫خدا می‌دونه چقدر متنفرم،‬

10:24.229 --> 10:25.796
‫پس این عملیات منتفیه‬

10:26.292 --> 10:28.292
‫منتفیه‬

10:44.897 --> 10:48.432
‫شروع نکن. نمی‌خوام بشنوم‬

10:50.316 --> 10:52.756
‫آخرین گزارش‌ها از دیده‌شدنش رو داری؟‬

10:54.720 --> 10:58.698
‫یه کلینیک جراحی پلاستیک توی ریو هست‬

10:58.723 --> 11:02.693
‫و این هم صدامه که به شکل یه زن‬
‫توی ترمینال اتوبوس بغداد زندگی می‌کنه‬

11:02.795 --> 11:03.831
‫اوه!‬

11:03.856 --> 11:06.163
‫خب، شبیه صدامه‬

11:06.265 --> 11:07.975
‫باید سبیلش رو هم بند می‌انداخت‬

11:08.000 --> 11:09.176
‫آره، خیلی بامزه‌ست‬

11:09.201 --> 11:10.578
‫ببین، درباره‌ش حرف زدیم‬

11:10.603 --> 11:12.269
‫- تصمیمش با من نیست‬
‫- آره، ولی می‌تونی...‬

11:12.293 --> 11:14.194
‫اگه حالت بهتر می‌شه، منو سرزنش کن‬

11:14.219 --> 11:16.328
‫ببین، مشخصه اطلاعات پالی فقط باعث می‌شه‬

11:16.353 --> 11:18.130
‫باز هم مثل دیشب دست خالی برگردیم‬

11:18.155 --> 11:19.364
‫من باید اون‌جا باشم‬

11:19.389 --> 11:21.223
‫این مرد رو می‌شناسم، گذشته‌ش رو می‌دونم‬

11:21.247 --> 11:22.534
‫دارم وقتم رو تلف می‌کنم و‬

11:22.558 --> 11:24.716
‫دنبال تک‌تک سرنخ‌های احمقانه‌ای می‌رم که‬
‫به دست‌مون می‌رسه‬

11:24.741 --> 11:27.174
‫ببین، من چوب جادو که ندارم.‬
‫این استیل‌وله که باید...‬

11:27.199 --> 11:30.015
‫۱۸۷ روزه دقیقاً همین کار رو می‌کنیم‬

11:30.040 --> 11:32.499
‫تعریف اینشتین از دیوانگی رو که می‌دونی؟‬

11:32.524 --> 11:34.948
‫تو اصلاً آموزش میدانی ندیدی، جان‬

11:34.973 --> 11:38.733
‫بهتره "کرسکین" رو استخدام کنین.‬
‫حتی اون شانس بیشتری داره پیداش کنه‬

11:38.757 --> 11:41.290
‫حداقل اون سرگرم‌کننده‌تره‬

11:42.068 --> 11:46.133
‫من باید اون‌جا باشم، سؤال بپرسم و‬
‫سرنخ‌ها رو پیگیری کنم‬

11:46.158 --> 11:48.298
‫این نظریه‌ی من برای ردگیری صدام بود که‬

11:48.323 --> 11:49.928
‫ایستگاه بغداد رو فلج کرد‬

11:49.953 --> 11:51.386
‫تصمیمش با من نیست‬

11:51.410 --> 11:53.410
‫آره، ولی حرف تو هم توی جلسه شنیده می‌شه‬

11:57.316 --> 11:59.159
‫استیل‌ول به حرفت گوش می‌ده‬

11:59.184 --> 12:01.084
‫اصلاً همه به حرفت گوش می‌دن‬

12:02.455 --> 12:04.970
‫واقعاً فکر می‌کنی پالی می‌تونه کار منو انجام بده؟‬

12:04.995 --> 12:06.935
‫واقعاً می‌خوای شغلت رو به خطر بندازی؟‬

12:06.959 --> 12:09.676
‫من حقیقت رو بهت می‌گم،‬
‫مهم نیست بالادستی‌ها می‌خوان چی بشنون‬

12:09.701 --> 12:11.801
‫بعدش هر کاری خواستی با اون اطلاعات بکن‬

12:13.232 --> 12:15.799
‫اون‌جا به من نیاز داری‬

12:25.317 --> 12:26.850
‫استیل‌ول رو برام بگیر‬

12:46.298 --> 12:47.864
‫شروع کنیم‬

12:51.381 --> 12:54.549
‫دریافت شد. کاروان داره وارد هفت-جی می‌شه‬

12:54.573 --> 12:55.876
‫دو کیلومتر غرب‌تره‬

12:55.901 --> 12:57.667
‫خیابون حیفا، رو به شمال‬

13:11.757 --> 13:14.201
‫باشه، توی زیرگذر بعدی گیرشون می‌اندازیم‬

13:14.226 --> 13:15.799
‫یه خیابون پایین‌تر، درسته؟‬

13:22.067 --> 13:23.801
‫بزن بریم‬

13:25.070 --> 13:26.336
‫بریم‬

13:27.106 --> 13:28.205
‫حرکت‬

14:15.654 --> 14:17.487
‫- امنه!‬
‫- امنه!‬

14:55.140 --> 14:56.859
‫بریم! بجنبید! بجنبید!‬

15:14.533 --> 15:16.633
‫عزیزم، از دکتر خبری شد؟‬

15:16.927 --> 15:18.493
‫هنوز نه، عزیزم‬

15:18.517 --> 15:19.850
‫- حالت خوبه؟‬
‫- آره‬

15:19.952 --> 15:22.219
‫نه، یعنی گذرنامه‌ام رو پیدا نمی‌کنم‬

15:22.321 --> 15:23.441
‫عزیزم، اون داخله‬

15:23.466 --> 15:25.258
‫- کجا؟‬
‫- کشوی دوم‬

15:25.283 --> 15:28.025
‫نه، اون‌جا رو گشتم...‬
‫قبلاً نگاه انداختم‬

15:29.708 --> 15:31.408
‫اوه‬

15:33.465 --> 15:35.024
‫بدون تو چی کار کنم؟‬

15:36.798 --> 15:38.998
‫قول بده هیچ کار خطرناکی نمی‌کنی‬

15:39.023 --> 15:41.741
‫هنوز باورم نمی‌شه.‬
‫تمام عمرم تاریخ خوندم،‬

15:41.765 --> 15:45.204
‫و حالا واقعاً قراره بخشی ازش باشم‬

15:45.229 --> 15:46.832
‫از پسش برمیای، عزیزم‬

15:46.857 --> 15:49.082
‫فقط، می‌دونی دیگه...‬

15:49.107 --> 15:50.473
‫خرابش نکن‬

15:52.284 --> 15:54.873
‫هنوزم باورم نمی‌شه آدمِ انجلا داره می‌فرستت اون‌جا،‬

15:54.898 --> 15:56.777
‫اون هم با این‌همه عجله‬

15:56.921 --> 15:59.288
‫آره، می‌دونم.‬
‫خودت که می‌دونی چطوریه‬

16:01.827 --> 16:04.094
‫آره، گمونم روالش همینه‬

16:05.564 --> 16:07.431
‫آقای مأمور مخفی...‬

16:07.533 --> 16:09.933
‫زنت لخت می‌خوادت‬

16:10.035 --> 16:11.101
‫فوری‬

16:35.512 --> 16:36.678
‫سلام، چطوری؟‬

16:36.702 --> 16:38.068
‫کیف‌هاتون رو بدین به من، قربان‬

17:29.139 --> 17:31.360
‫کمربندت رو ببند، رفیق‬

17:32.117 --> 17:36.186
‫فرود این‌جا دقیقاً طبق روال استاندارد نیست‬

17:38.270 --> 17:41.224
‫- یعنی چی؟‬
‫- شورشی‌ها الان موشک دارن‬

18:35.240 --> 18:37.854
‫همه‌ی تجهیزات رو بردارید.‬
‫بذاریدش توی هواگرد دیگه‬

18:41.520 --> 18:43.320
‫- تو جان نیکسون هستی؟‬
‫- آره‬

18:44.256 --> 18:45.422
‫تنهایی؟‬

18:45.524 --> 18:47.931
‫چیه، انتظار داشتی یه تابلو با اسمت دستم بگیرم؟‬

18:48.120 --> 18:50.066
‫فقط وسایلت رو بذار صندوق‬

19:55.741 --> 19:58.670
‫ببخشید، نپرسیدم... اسمت چیه؟‬

19:58.695 --> 20:02.770
‫- من سمیرم‬
‫- سمیر. پس عراقی هستی؟‬

20:02.795 --> 20:04.261
‫آمریکایی‌ام‬

20:06.225 --> 20:07.797
‫این‌جا بزرگ شدم‬

20:55.988 --> 20:57.621
‫پس کی رفتی آمریکا؟‬

20:59.478 --> 21:01.344
‫خیلی سؤال می‌پرسی‬

21:04.007 --> 21:08.253
‫درست بعد از انقلاب رمضان سال ۱۹۶۳ از این‌جا رفتم‬

21:08.278 --> 21:10.511
‫پس این‌جا چطوره؟‬

21:10.535 --> 21:13.258
‫- این بو رو حس نمی‌کنی؟‬
‫- آره، خیلی...‬

21:13.283 --> 21:14.882
‫خیلی بوی گندی می‌ده‬

21:14.906 --> 21:17.867
‫شهر بوی جنازه‌ی در حال پوسیدن می‌ده‬

21:18.277 --> 21:23.278
‫شبکه‌ی آب‌رسانی و لوله‌های فاضلاب همه نابود شدن‬

21:23.303 --> 21:25.102
‫به بغداد خوش اومدی‬

21:28.313 --> 21:30.046
‫برو‬

21:33.225 --> 21:34.357
‫بجنب، برو‬

21:37.329 --> 21:38.928
‫هی، هی، هی!‬

21:59.258 --> 22:00.924
‫کارت شناسایی‌ت کو؟‬

22:01.520 --> 22:03.753
‫به "دروازه‌ی آدمکش‌ها" خوش اومدی‬

22:04.289 --> 22:06.323
‫بند کارتت توی داشبورده‬

22:07.899 --> 22:09.599
‫بندازش گردنت‬

22:09.861 --> 22:12.395
‫همیشه باید گردنت باشه‬

22:22.174 --> 22:24.140
‫- حرکت کن، حرکت کن‬
‫- وایسا‬

22:28.547 --> 22:29.779
‫برگرد‬

22:30.782 --> 22:32.449
‫برم بازرسی ثانویه یا چی؟‬

22:42.094 --> 22:44.260
‫اون ماشین دودر رو هم بررسی کنید‬

22:44.363 --> 22:45.795
‫الان داره میاد سمتت‬

22:49.901 --> 22:50.967
‫خیلی‌خب‬

22:59.064 --> 23:00.073
‫مشکلی نیست‬

23:00.097 --> 23:01.196
‫- مشکلی نیست؟‬
‫- نه، نه‬

23:01.346 --> 23:02.612
‫باشه، مرسی‬

23:18.069 --> 23:25.069
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:27.410 --> 23:29.277
‫دیگه توی کانزاس نیستیم‬

23:29.301 --> 23:32.119
‫هواگرد پیشرو مهماتش تموم شده...‬

23:32.144 --> 23:33.643
‫کانزاس‬

23:34.691 --> 23:36.863
‫خب، برگشتن به عراق چه حسی داره؟‬

23:36.888 --> 23:38.655
‫راستی، چند سالت بود که رفتی؟‬

23:39.017 --> 23:41.773
‫- ده سالم بود‬
‫- آهان‬

23:41.798 --> 23:43.531
‫اولین بارته میای؟‬

23:43.555 --> 23:44.821
‫این‌جا؟ آره‬

23:44.846 --> 23:47.857
‫- کلاً خاورمیانه چطور؟‬
‫- نه، این‌ور و اون‌ور بودم‬

23:47.882 --> 23:49.659
‫این‌ور و اون‌ور بودی؟‬

23:50.495 --> 23:51.694
‫آره‬

23:54.399 --> 23:56.243
‫پس، از ۱۲ سالگی دیگه برنگشتی؟‬

23:56.268 --> 23:57.634
‫نه، اولین باره‬

23:57.736 --> 24:00.013
‫این کاخ جمهوریه‬

24:00.038 --> 24:02.372
‫یکی از آخرین بناهاییه که توی بغداد سرپا مونده‬

24:04.142 --> 24:05.308
‫می‌دونم‬

24:09.815 --> 24:12.315
‫- سلام‬
‫- واسه کی خایمالی کردی تا بیای این‌جا؟‬

24:12.417 --> 24:14.918
‫استیل‌ول؟ انجلا؟‬

24:15.020 --> 24:17.821
‫واسه هر دوشون مالیدم. سلام‬

24:17.935 --> 24:20.303
‫بالاخره شاید هنوز بهت امیدی باشه‬

24:20.328 --> 24:21.960
‫به‌به!‬

24:21.984 --> 24:24.803
‫ببین کی این‌جاست. بابات الان باید‬
‫از ملافه‌فروش توی گردهمایی کوکلاکس‌کلان‬

24:24.828 --> 24:26.295
‫خوشحال‌تر باشه‬

24:26.320 --> 24:27.678
‫گمش نکنی. این‌جا حکم پول رو داره‬

24:27.703 --> 24:29.400
‫- بریم‬
‫- اون، و البته گلوله‬

24:29.424 --> 24:32.025
‫- هی! با من میای؟‬
‫- پس از نام خانوادگی خبری نیست؟‬

24:32.050 --> 24:33.992
‫- خیلی‌خب، بعداً می‌بینمت‬
‫- حتماً‬

24:34.017 --> 24:35.983
‫- کجا می‌ریم؟‬
‫- پروازت چطور بود؟‬

24:36.007 --> 24:38.274
‫هی، بهترین رو گذاشتم واسه آخر‬

24:40.979 --> 24:43.629
‫این‌جا هر گروه واسه خودش یه دارودسته‌ست‬

24:43.654 --> 24:45.696
‫اینجا انگار دبیرستانه، فقط با توپخانه‌ی سنگین‬

24:45.720 --> 24:48.414
‫اون‌جا اداره‌ی موقت ائتلافه.‬
‫اونا حکم بچه‌های محبوب مدرسه رو دارن‬

24:48.439 --> 24:49.953
‫حداقل تا وقتی که برمر این‌جاست‬

24:49.978 --> 24:52.098
‫ارتش آمریکا... ورزشکارهای مدرسه‬

24:52.123 --> 24:55.535
‫اون وزارت خارجه‌ست، همون بچه‌های باشگاه شطرنج‬

24:55.560 --> 24:59.529
‫ارتش بریتانیا اون پشته، همون گروه سرودن‬

24:59.554 --> 25:00.948
‫ام، اون هم آژانس امنیت ملیه‬

25:00.972 --> 25:02.641
‫معلومه که اونا خوره‌های تکنولوژی‌ان‬

25:02.666 --> 25:04.878
‫و اینم از ما‬

25:04.903 --> 25:07.181
‫عالیه. ما کدوم دسته‌ایم؟‬

25:07.206 --> 25:09.650
‫"انتقام خوره‌ها"‬

25:09.675 --> 25:12.169
‫و حالا، کاخ صدام‬

25:25.758 --> 25:27.558
‫اوه‬

25:27.660 --> 25:30.794
‫اینم از کاخش، با تمام رنگ‌ولعابش‬

25:47.046 --> 25:49.380
‫- یکی دیگه؟‬
‫- آره، عالیه‬

25:51.217 --> 25:53.250
‫جان؟‬

25:54.587 --> 25:57.821
‫آره، برو وایسا، بگو "چیتوز"‬

25:57.846 --> 26:00.558
‫- عمراً‬
‫- بیا دیگه. واسه یادگاری‬

26:00.738 --> 26:02.504
‫چیه، می‌ترسی به صدام بربخوره؟‬

26:02.528 --> 26:03.961
‫- آره‬
‫- برو وایسا دیگه‬

26:04.063 --> 26:05.666
‫همه داخل این کاخ یه عکس دارن‬

26:05.691 --> 26:08.392
‫نه، این کار درستی نیست‬

26:10.236 --> 26:12.836
‫نمی‌دونستم دوستت این‌قدر بچه‌مثبته‬

26:13.372 --> 26:16.517
‫خیلی‌خب، دکتر ضدحال‬

26:16.542 --> 26:17.842
‫برگردیم سر کار‬

26:18.077 --> 26:19.353
‫آره، خب، هیچ‌وقت معلوم نیست‬

26:19.378 --> 26:20.844
‫آخرش این عکس‌ها سر از کجا درمیارن‬

26:24.050 --> 26:26.150
‫بی‌خیالش شو. مهم نیست‬

27:09.428 --> 27:12.506
‫چند هفته‌ی اول کاملاً ما رو با واقعیت روبه‌رو کرد‬

27:12.531 --> 27:15.499
‫هر کسی رو که احتمال داشت به صدام یا دستیارهاش‬
‫دسترسی داشته باشه،‬

27:15.524 --> 27:17.057
‫بازداشت می‌کردیم‬

27:17.081 --> 27:20.015
‫ساعت‌ها از مهره‌های درجه‌دو بازجویی می‌کردیم‬

27:20.039 --> 27:22.773
‫و سعی می‌کردیم از اطلاعات بی‌فایده سر دربیاریم‬

27:24.443 --> 27:27.811
‫اون بیرون، اوضاع هر روز بدتر می‌شه‬

27:27.835 --> 27:29.702
‫بمب‌گذاری در سفارت اردن‬

27:30.182 --> 27:33.600
‫مقاومت در فلوجه، رمادی و تکریت‬

27:33.625 --> 27:36.153
‫عراق در مسیری برگشت‌ناپذیر قرار دارد‬

27:36.177 --> 27:39.145
‫که به خودگردانی و صلح می‌انجامد‬

27:41.906 --> 27:44.664
‫بدیِ "شوک و بهت" اینه که‬

27:44.688 --> 27:46.308
‫اثر خودش رو از دست می‌ده‬

27:46.332 --> 27:47.808
‫- ولی ترس...‬
‫- اون صدای چیه؟‬

27:47.833 --> 27:50.578
‫ترس واقعی، تا عمق وجود آدم ریشه می‌کنه‬

27:50.603 --> 27:53.565
‫و مردم هنوز توی کافه‌ها وقتی اسم صدام رو می‌برن،‬

27:53.590 --> 27:55.123
‫صداشون رو پایین میارن‬

27:55.147 --> 27:57.284
‫از ترس این‌که دوباره به قدرت برگرده‬

27:57.309 --> 27:59.810
‫آدم‌های ترسیده اطلاعات مزخرف می‌دن‬

28:17.509 --> 28:19.309
‫همیشه این‌قدر سخته؟‬

28:20.305 --> 28:22.806
‫نه، این قهوه‌ی فوریه‬

28:25.850 --> 28:28.127
‫خیلی خب، ربکا، بگو چی شده؟‬

28:28.151 --> 28:30.676
‫صرفاً به‌خاطر رفتن جان نیست...‬

28:30.702 --> 28:34.134
‫این‌که نمی‌دونم کی برمی‌گرده داره دیوونه‌م می‌کنه‬

28:34.159 --> 28:36.830
‫نمی‌تونم تصور کنم برای مادر بیچاره‌ت چقدر سخت بوده‬

28:36.855 --> 28:39.173
‫خب، به معنای واقعی جهنم بود‬

28:39.198 --> 28:44.137
‫برای اون و همه‌ی مادرها و‬
‫همسرها و دوست‌دخترهای دیگه‬

28:44.162 --> 28:47.462
‫می‌نشستن و منتظر می‌موندن پستچی بیاد دم در‬

28:47.486 --> 28:50.404
‫به امید این‌که نامه‌ای از خط مقدم به‌دست‌شون برسه‬

28:50.429 --> 28:52.673
‫مثل من که چشمم به گوشیه و منتظرم زنگ بخوره‬

28:52.698 --> 28:54.331
‫آره‬

28:54.433 --> 28:59.203
‫ولی می‌دونی،‬
‫ما دوران جنگ کره و ویتنام گوشی نداشتیم‬

28:59.445 --> 29:01.378
‫کاترین به همین خاطر ترکت کرد؟‬

29:03.375 --> 29:08.320
‫خب، دلایلش یه فهرست بلندبالاست،‬
‫ولی... آره‬

29:08.345 --> 29:12.194
‫وقتی چارلی عراق بود، می‌تونست بهت زنگ بزنه؟‬

29:12.218 --> 29:14.218
‫آره، زنگ می‌زد‬

29:14.320 --> 29:17.187
‫یه بار هم کاملاً عقلش رو از دست داده بود‬

29:17.289 --> 29:19.690
‫نمی‌تونم تصورش کنم.‬
‫خیلی متأسفم‬

29:19.792 --> 29:21.492
‫آره، جنگ همینه‬

29:21.594 --> 29:25.062
‫این اولین تجربه جان از جنگه و‬
‫امیدوارم آخرینش هم باشه‬

29:25.898 --> 29:27.274
‫می‌دونی چیه؟‬

29:27.299 --> 29:29.703
‫یه حس خیلی خوبی دارم که حالش...‬

29:29.728 --> 29:32.162
‫کاملاً خوبه و چیزیش نمی‌شه‬

29:32.505 --> 29:33.971
‫از کجا می‌دونی؟‬

29:34.607 --> 29:35.939
‫ایمان،‬

29:36.141 --> 29:37.441
‫فقط ایمان دارم‬

29:41.647 --> 29:43.914
‫مطمئنی قهوه نمی‌خوای؟‬

29:44.236 --> 29:46.169
‫نه، دیگه... دیر وقته‬

29:46.193 --> 29:48.393
‫همین حالاش هم خوب نمی‌خوابم‬

29:48.821 --> 29:51.155
‫امیدوارم حالش خوب باشه‬

29:52.558 --> 29:56.942
‫ربکا، امشب که رفتی بخوابی،‬

29:56.967 --> 29:58.967
‫فقط دعا کن‬

29:58.991 --> 30:01.892
‫منم همین کار رو می‌کنم، باشه؟‬

30:03.135 --> 30:04.635
‫باشه‬

30:20.052 --> 30:21.473
‫پاشو، صبح شده‬

30:21.498 --> 30:23.417
‫یوسف رو پیدا کردیم‬

30:23.442 --> 30:25.442
‫فوراً خودت رو به اتاق عملیات برسون‬

30:31.597 --> 30:33.730
‫- جان‬
‫- سلام‬

30:34.471 --> 30:36.690
‫- رفیق‬
‫- سرگرد دویل، ایشون جان نیکسونه‬

30:36.715 --> 30:39.169
‫- نیکسون، ایشون دویله‬
‫- سلام‬

30:39.194 --> 30:40.714
‫با نیکسونِ حقه‌باز نسبتی داری؟‬

30:40.739 --> 30:42.456
‫نه، ولی این خودش هم حقه‌بازه‬

30:42.480 --> 30:44.952
‫- این یکی رو تا حالا نشنیده بودم‬
‫- خیلی خب، بریم سر اصل مطلب‬

30:44.977 --> 30:48.122
‫خب، خبر خوب اینه که یکی از اهداف باارزش‬
‫موردنظرت رو پیدا کردن‬

30:48.146 --> 30:49.288
‫- شوخی می‌کنی‬
‫- یوسف‬

30:49.313 --> 30:50.926
‫خبر بد اینه که عدنان غیبش زده‬

30:50.950 --> 30:52.280
‫خب حالا... یوسف کجاست؟‬

30:52.305 --> 30:54.402
‫دویل داره نیروها رو آماده می‌کنه تا دستگیرش کنن‬

30:54.427 --> 30:56.012
‫ساعت ۲۱۰۰ حرکت می‌کنیم‬

30:57.656 --> 30:59.836
‫صبر کن... ما؟‬

31:00.339 --> 31:02.316
‫وقتشه مردونگی به خرج بدی‬

31:02.394 --> 31:04.284
‫فکر نمی‌کردم قراره از پایگاه بیرون برم‬

31:04.309 --> 31:05.753
‫چهار ماهه توی پایگاهی،‬

31:05.777 --> 31:07.469
‫فکر می‌کردم برای رفتن وسط عملیات‬
‫لحظه‌شماری می‌کنی‬

31:07.494 --> 31:09.878
‫- خب... تو هم میای؟‬
‫- بذار فکر کنم. اِم... نه‬

31:09.902 --> 31:11.523
‫من ترسوام، یادت نیست؟‬

31:11.548 --> 31:14.159
‫بهتره قبلش به ربکا زنگ بزنم چون بهش قول دادم...‬

31:14.184 --> 31:15.984
‫این‌قدر ور نزن‬

31:16.008 --> 31:17.241
‫آماده شو‬

31:40.244 --> 31:41.856
‫یه‌جورایی شگفت‌انگیزه‬

31:41.881 --> 31:45.557
‫دنیای ما و فرهنگ‌مون، همه‌چی از این‌جا شروع شد‬

31:45.582 --> 31:47.679
‫اولین قوانین، اولین شهر‬

31:47.704 --> 31:50.652
‫- فکر می‌کردم اول یونان بوده‬
‫- نه، اون مال چند قرن بعده‬

31:50.676 --> 31:53.543
‫بابل گهواره‌ی تمدنه‬

31:53.646 --> 31:56.113
‫خب، این‌جا عراقه‬

31:56.137 --> 31:59.625
‫ولی یه چیز صددرصد قطعیه،‬
‫این‌جا بابل نیست‬

32:09.895 --> 32:12.296
‫رسیدیم. همین‌جاست‬

32:19.805 --> 32:22.616
‫توی ون بمون. اگه تیر بخوری،‬
‫کلی کاغذبازی رو دست‌مون می‌مونه‬

32:22.641 --> 32:26.162
‫همین‌جا بمون. وقتی پاک‌سازی شد،‬
‫میاریمت داخل تا شناسایی‌ش کنی‬

32:27.372 --> 32:29.179
‫یه‌کم شبیه لاک‌پشت شدی‬

32:30.416 --> 32:33.116
‫خب، لاک‌پشت‌ها تا صد سال‬
‫عمر می‌کنن، پس...‬

32:33.278 --> 32:34.478
‫استرس داری؟‬

32:37.723 --> 32:39.456
‫هی‬

32:39.558 --> 32:40.824
‫برای آروم شدنت بخور‬

33:00.212 --> 33:01.545
‫گوشت خشک می‌خوای؟‬

33:30.220 --> 33:31.786
‫برید، برید، برید!‬

33:31.810 --> 33:33.744
‫بخوابید روی زمین!‬

33:40.139 --> 33:41.929
‫بخوابید روی زمین!‬
‫برید، برید، برید، برید!‬

33:41.954 --> 33:43.704
‫یالا آرومش کن. ساکتش کن‬

33:43.729 --> 33:45.310
‫همسر و دخترِ هدف باارزش رو پیدا کردیم‬

33:45.335 --> 33:47.251
‫تکرار می‌کنم، همسر و دخترش رو پیدا کردیم‬

33:47.276 --> 33:48.303
‫هیس‬

33:48.327 --> 33:49.999
‫خفه‌ش کن!‬

33:50.763 --> 33:54.231
‫مادره داره سعی می‌کنه بچه‌هاش رو آروم کنه‬

33:54.255 --> 33:55.788
‫حرکت کنید! به گشتن ادامه بدید‬

34:11.624 --> 34:12.860
‫آروم باش!‬

34:12.885 --> 34:14.106
‫پسرش هم دست ماست‬

34:14.131 --> 34:15.829
‫تکرار می‌کنم، پسرش هم دست ماست‬

34:15.854 --> 34:18.053
‫اثری از هدف باارزش نیست‬

34:21.700 --> 34:24.334
‫درست پایین ماست، سمت غرب‬

34:32.271 --> 34:34.670
‫آروم، آروم، آروم‬

34:35.873 --> 34:37.407
‫السلام علیکم‬

34:39.043 --> 34:40.453
‫خیلی‌خب، بچه‌ها‬

34:40.478 --> 34:43.046
‫می‌تونید سلاح‌هاتون رو بیارید پایین‬
‫تا بتونیم حرف بزنیم‬

34:43.070 --> 34:44.857
‫چی کار می‌کنید؟‬

34:46.263 --> 34:48.449
‫می‌گه برای رعایت حجابش باید خودش رو بپوشونه‬

34:48.474 --> 34:51.728
‫البته. شاید دخترت بتونه یه روسری برات بیاره؟‬

34:52.719 --> 34:53.806
‫هی‬

34:53.830 --> 34:57.005
‫پالی، باهاش برو‬

34:57.029 --> 34:59.398
‫اسمم پالیه و می‌تونی بهم اعتماد کنی.‬
‫بیا بریم‬

34:59.423 --> 35:00.890
‫یالا، بجنب!‬

35:04.276 --> 35:06.476
‫بجنب، بریم روسری بیاریم‬

35:13.178 --> 35:14.544
‫گوش کن، اسم من جانه‬

35:14.646 --> 35:16.646
‫و دنبال شوهرت می‌گردیم‬

35:18.429 --> 35:20.773
‫- نمی‌تونه کمکی کنه‬
‫- امنیت‌تون رو تضمین می‌کنم‬

35:20.797 --> 35:23.529
‫- تا وقتی شما این‌جایید، هیچ‌کس در امان نیست‬
‫- هی، هی، آروم باش...‬

35:23.554 --> 35:25.544
‫هی، هی، آروم باش‬

35:25.569 --> 35:28.369
‫هی! برو پیش مادرت‬

35:28.394 --> 35:30.460
‫اینم روسری‌ت. حالا سرت کن‬

35:33.132 --> 35:35.398
‫می‌گه شوهرش مُرده‬

35:35.501 --> 35:37.534
‫یک ماهه مُرده‬

35:37.636 --> 35:39.870
‫فاطمه، تسلیت می‌گیم‬

35:39.972 --> 35:42.400
‫سلام و رحمت خدا بر او باد‬

35:42.425 --> 35:45.125
‫خدایی جز الله نیست!‬
‫ایمانم من رو سر پا نگه می‌داره‬

35:45.150 --> 35:47.624
‫لطفاً بذارید در آرامش عزاداری کنیم!‬

35:50.616 --> 35:52.119
‫آروم باش‬

35:52.144 --> 35:53.243
‫فقط آروم باش‬

36:42.506 --> 36:44.558
‫تو برای شوهرت عزاداری نمی‌کنی، فاطمه‬

36:45.290 --> 36:46.876
‫شوهرم مُرده!‬

36:46.900 --> 36:49.729
‫رسول خدا فرموده زن نباید‬

36:49.755 --> 36:51.619
‫بیشتر از سه روز عزاداری کنه،‬

36:51.643 --> 36:53.031
‫مگر برای شوهرش‬

36:53.056 --> 36:56.124
‫تا چهار ماه و ده روز نباید لباس رنگی بپوشی،‬

36:56.148 --> 36:58.481
‫به چشم‌هات سرمه بکشی...‬

37:00.362 --> 37:02.863
‫یا حتی عطر بزنی‬

37:02.887 --> 37:05.154
‫پس اگه شوهرت مُرده...‬

37:05.457 --> 37:07.824
‫پس بالای میز کی نشسته بود؟‬

37:07.926 --> 37:09.914
‫اون مُرده! فهمیدی؟‬

37:09.939 --> 37:11.536
‫خب، پس یا داری به من دروغ می‌گی‬

37:11.561 --> 37:13.508
‫یا داری به الله دروغ می‌گی‬

37:13.532 --> 37:15.153
‫کدومشه، فاطمه؟‬

37:15.178 --> 37:16.411
‫فاطمه، فاطمه‬

37:16.435 --> 37:18.145
‫نیومدیم به شوهرت آسیب بزنیم‬

37:18.170 --> 37:19.547
‫فقط می‌خوایم کمک کنیم‬

37:19.571 --> 37:21.014
‫ولی اول باید بدونیم بابات کجاست‬

37:21.039 --> 37:22.594
‫شما فقط خون‌ریزی و بدبختی میارید!‬

37:22.619 --> 37:24.018
‫چرا باید باهاتون حرف بزنیم؟‬

37:24.042 --> 37:25.399
‫چرا باید باهاتون حرف بزنیم؟‬

37:25.424 --> 37:26.990
‫آروم باش‬

37:33.863 --> 37:35.263
‫هیس، هیس، آروم باشید!‬

37:35.287 --> 37:36.620
‫آروم باشید‬

37:36.722 --> 37:40.523
‫فاطمه، به دخترت نگاه کن‬

37:40.626 --> 37:42.536
‫- دخترت رو از تو جدا می‌کنیم‬
‫- نه!‬

37:42.561 --> 37:44.950
‫- هر دو بچه‌ت رو ازت جدا می‌کنیم!‬
‫- نه!‬

37:44.975 --> 37:47.141
‫- جواب می‌خوام‬
‫- جوابی نمی‌دم!‬

37:47.166 --> 37:48.999
‫گفتم که، اون مُرده!‬

37:55.133 --> 37:56.879
‫خیلی خب، بچه‌ها رو ببرید‬

37:58.243 --> 37:59.876
‫بچه‌هام رو ازم نگیرید!‬

38:01.446 --> 38:05.148
‫فاطمه!‬

38:05.173 --> 38:06.483
‫بچه‌ها رو ببرید‬

38:06.507 --> 38:08.540
‫جدا از هم نگه‌شون دارید‬

38:16.962 --> 38:19.129
‫هی‬

38:19.231 --> 38:20.797
‫از بچه‌ها استفاده کنیم‬

38:23.969 --> 38:25.535
‫و ازش حرف بکشیم‬

38:32.277 --> 38:33.943
‫هی‬

38:39.763 --> 38:42.263
‫خیلی سنگین بود‬

38:42.287 --> 38:43.486
‫آره‬

38:47.991 --> 38:49.758
‫ببین کی اومده‬

38:49.795 --> 38:51.910
‫خودشه. اون یوسفه!‬

38:51.935 --> 38:53.332
‫مظنون رؤیت شد، مظنون رؤیت شد‬

38:53.356 --> 38:54.360
‫گوشه‌ی شمال شرقی‬

38:54.385 --> 38:55.431
‫بجنب، بجنب، بجنب‬

39:17.022 --> 39:19.856
‫در حال تعقیب مظنونیم.‬
‫داریم می‌ریم سمت پارکینگ‬

39:21.840 --> 39:24.387
‫شوخی‌ت گرفته؟ بیا این‌جا‬

39:24.602 --> 39:26.936
‫- این اسلحه مال من نیست‬
‫- انگشتت رو بذار روی ماشه، لعنتی‬

39:50.856 --> 39:51.988
‫یالا‬

40:05.837 --> 40:08.304
‫برو عقب‬

40:08.329 --> 40:09.594
‫دست نگه دار!‬

40:09.619 --> 40:10.645
‫نکشش‬

40:10.669 --> 40:12.302
‫اون سرنخ‌مون برای رسیدن به صدامه‬

40:20.619 --> 40:22.529
‫خیلی خب، این‌جا‬

40:22.554 --> 40:25.555
‫- با شمارش سه، تو از چپ برو. آماده‌ای؟‬
‫- باشه‬

40:25.657 --> 40:26.853
‫آماده؟ یک...‬

40:26.878 --> 40:28.378
‫وایسا، وایسا، وایسا!‬

40:32.717 --> 40:34.717
‫سرت رو بیار پایین!‬

40:36.619 --> 40:37.751
‫بخواب، بخواب!‬

40:37.775 --> 40:38.941
‫پایین بمون، پایین بمون‬

40:44.810 --> 40:48.178
‫یوسف! خانواده‌ت دست ماست!‬

40:51.661 --> 40:55.029
‫- فاطمه و بچه‌ها دست ما هستن!‬
‫- تیراندازی شد! آتش به اختیار!‬

40:55.053 --> 40:58.648
‫نه، نه، نه! شلیک نکنید!‬
‫شلیک نکنید! هدف باارزشه!‬

40:59.324 --> 41:01.802
‫- برید، برید، برید!‬
‫- هدف باارزشه! هدف باارزشه!‬

41:01.827 --> 41:05.005
‫- شلیک نکنید! هدف باارزشه!‬
‫- لعنتی!‬

41:05.030 --> 41:07.997
‫محمد یوسف...‬

41:08.300 --> 41:11.701
‫محمد یوسف...‬

41:23.221 --> 41:24.687
‫بگیرش‬

41:43.001 --> 41:45.568
‫- اسلحه رو بذار تو غلاف‬
‫- کارت خوب بود، تازه‌کار‬

41:45.592 --> 41:46.612
‫حتماً‬

41:48.456 --> 41:49.589
‫موفق شدی‬

41:50.000 --> 42:10.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
