1
00:00:00,000 --> 00:00:08,000
‫آنچه گذشت...‬

2
00:00:08,024 --> 00:00:19,024
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

3
00:00:23,645 --> 00:00:27,405
‫پیامک از جری:‬
‫سرنخ جدید پالی معتبر به نظر می‌رسه. می‌ریم شکار‬

4
00:00:30,269 --> 00:00:33,664
‫دو ماهه منو به این میز زنجیر کردن،‬

5
00:00:33,688 --> 00:00:35,901
‫گزارش‌هایی می‌نویسم که هیچ‌کس نمی‌خونه‬

6
00:00:37,000 --> 00:00:43,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

7
00:00:44,111 --> 00:00:46,155
‫بدترین اشتباه رامسفلد این بود که‬
‫به برمر دستور داد‬

8
00:00:46,180 --> 00:00:48,756
‫کل ارتش عراق رو منحل کنه‬

9
00:00:48,781 --> 00:00:51,949
‫و یکراست هل‌شون داد توی آغوش شورشی‌ها‬

10
00:01:24,830 --> 00:01:28,732
‫بالادستی‌ها فکر می‌کنن اگه نتونی ‬
‫اطلاعات رو از کسی بگیری،‬

11
00:01:28,756 --> 00:01:30,199
‫شاید بتونی بخریش‬

12
00:01:30,224 --> 00:01:32,091
‫ولی مدام مبلغ جایزه‌ها رو بالا می‌بریم‬

13
00:01:32,116 --> 00:01:34,293
‫و یه مشت اطلاعات مزخرف تحویل می‌گیریم‬

14
00:01:34,317 --> 00:01:36,777
‫کی گفته هرچقدر پول بدی، همون‌قدر آش می‌خوری؟‬

15
00:01:37,941 --> 00:01:41,614
‫پیامک از جری:‬
‫مجوز عملیات صادر شد! دارم وارد مقر فرماندهی می‌شم‬

16
00:01:41,871 --> 00:01:43,938
‫باید من و خانواده‌م رو از عراق خارج کنی‬

17
00:01:46,669 --> 00:01:50,616
‫[ بغداد، مقر فرماندهی میدانی آمریکا ]‬

18
00:01:50,640 --> 00:01:52,585
‫نگران نباش، می‌فرستیمتون آمریکا.‬
‫کجا می‌خوای بری؟‬

19
00:01:52,610 --> 00:01:55,751
‫یعنی می‌تونی همین هفته من و خانواده‌م رو‬
‫به هر جای آمریکا که بخوایم منتقل کنی؟‬

20
00:01:55,775 --> 00:01:59,542
‫بهت قول می‌دم. فقط بعداً از سرما ناله نکنی‬

21
00:01:59,573 --> 00:02:01,266
‫هر جایی، هر جا که باشه...‬

22
00:02:01,290 --> 00:02:03,043
‫یه جایی هست که می‌خوام برم‬

23
00:02:03,067 --> 00:02:04,567
‫بگو ببینم، کجا؟‬

24
00:02:04,871 --> 00:02:06,371
‫آلاسکا؟‬

25
00:02:07,094 --> 00:02:08,660
‫دیزنی‬

26
00:02:09,157 --> 00:02:10,657
‫جدی؟ دیزنی‌لند؟‬

27
00:02:11,268 --> 00:02:12,768
‫چند سالته؟‬

28
00:02:13,265 --> 00:02:15,392
‫- می‌تونیم با هم بریم‬
‫- چرا که نه؟ با هم می‌ریم‬

29
00:02:19,472 --> 00:02:21,339
‫بریم با این یارو حرف بزنیم‬

30
00:02:25,278 --> 00:02:29,569
‫سلام. دنبال سروان سمیر می‌گردیم‬

31
00:02:29,594 --> 00:02:31,604
‫از لنگلی اومدیم.‬
‫من پالی استیونز هستم‬

32
00:02:31,628 --> 00:02:33,320
‫و ایشون همکارمه، جری مونرو‬

33
00:02:33,345 --> 00:02:34,545
‫خیلی‌خب‬

34
00:02:35,655 --> 00:02:38,080
‫چند شنود مرتبط با هم داریم که‬
‫لنگلی مشخص‌شون کرده...‬

35
00:02:38,105 --> 00:02:39,869
‫شما چند وقته اومدین عراق؟‬

36
00:02:39,893 --> 00:02:42,160
‫- چند هفته‬
‫- چند هفته؟‬

37
00:02:42,896 --> 00:02:44,608
‫خوبه، خوبه‬

38
00:02:44,764 --> 00:02:47,498
‫گوش کنین، اومدیم برای پیدا کردن صدام کمک کنیم‬

39
00:02:47,600 --> 00:02:51,409
‫خب، ممنون.‬
‫از کمک‌تون قدردانی می‌کنیم‬

40
00:02:52,305 --> 00:02:53,438
‫ما پنج ماهه این‌جاییم،‬

41
00:02:53,554 --> 00:02:56,358
‫داریم آدم از دست می‌دیم و منتظر کمکیم، پس...‬

42
00:02:56,383 --> 00:02:59,885
‫از هر کمکی که از دست‌تون بربیاد، قدردانی می‌کنیم‬

43
00:03:02,082 --> 00:03:03,715
‫من سمیرم‬

44
00:03:03,817 --> 00:03:07,352
‫ایشون محمده.‬
‫حقیقت اینه که هیچ سرنخی نداریم‬

45
00:03:07,454 --> 00:03:08,921
‫هیچی‬

46
00:03:09,023 --> 00:03:13,048
‫هر هفته هم یه کاروان دیگه توی کمین می‌افته‬

47
00:03:13,073 --> 00:03:17,576
‫وقتی می‌رن دنبال یه وزیر سابق،‬
‫منشی سابق یا مربی سابق اسب‬

48
00:03:17,600 --> 00:03:20,087
‫و آخرش آدم‌های بیشتری رو به خاک می‌سپاریم‬

49
00:03:20,768 --> 00:03:23,546
‫می‌دونیم اوضاع بده، ولی دست‌خالی نیومدیم‬

50
00:03:23,571 --> 00:03:27,806
‫برای صدام یه کریدور احتمالی ترسیم کردیم که مبناش‬

51
00:03:27,831 --> 00:03:30,108
‫پنج خانه‌ی امنِ تأییدشده‌ی اخیرش بود‬

52
00:03:30,132 --> 00:03:33,909
‫این خانه‌های امن توی شهرهای دور از هم هستن‬

53
00:03:33,934 --> 00:03:37,660
‫سامرا، الدور و تکریت‬

54
00:03:37,685 --> 00:03:41,764
‫توی این کریدور، سرقت گازوئیل‬
‫و انتقال تماس‌های تلفنی رو ردیابی کردیم‬

55
00:03:41,789 --> 00:03:44,773
‫همه‌چیز نشون می‌ده یه جایی‬
‫توی همین کریدور مخفی شده‬

56
00:03:44,798 --> 00:03:47,302
‫- خب، آره، این یه نظریه‌ست‬
‫- آره، ولی بذارین این رو بهتون بگم‬

57
00:03:47,327 --> 00:03:49,457
‫با سه شناسه‌ی مستعار تطبیق‌شون دادیم،‬

58
00:03:49,482 --> 00:03:52,107
‫که سامانه‌های وزارت دفاع شناسایی‌شون نکرده بودن‬

59
00:03:52,132 --> 00:03:54,399
‫چون توی آوانویسی‌شون اشتباه شده بود، خب؟‬

60
00:03:54,501 --> 00:03:57,146
‫- این علی شیمیاییه‬
‫- اوهوم‬

61
00:03:57,171 --> 00:03:59,949
‫- این پسرعموی صدامه، پیک قدیمی‌ش‬
‫- آره‬

62
00:03:59,974 --> 00:04:02,618
‫- این آخرین عکسیه که ازش داریم‬
‫- مرسی‬

63
00:04:02,642 --> 00:04:05,481
‫الان توی سامرا یه اوراقی داره‬

64
00:04:05,506 --> 00:04:07,379
‫تا الان هیچ‌کس زیر نظرش نداشته‬

65
00:04:08,782 --> 00:04:12,184
‫اون اوراقی رو چند هفته پیش گشتیم‬

66
00:04:12,286 --> 00:04:13,295
‫اون موقع که خبری نبود‬

67
00:04:13,320 --> 00:04:14,409
‫ولی حالا هست‬

68
00:04:14,434 --> 00:04:16,218
‫آره، سیگنال‌ها رو بررسی کنین‬

69
00:04:16,243 --> 00:04:18,667
‫- این هفته دوباره فعال شده‬
‫- تأیید می‌شه‬

70
00:04:18,692 --> 00:04:21,345
‫تک‌تک تماس‌های ماهواره‌ای با اون محل،‬

71
00:04:21,370 --> 00:04:23,136
‫همه‌شون رمزگذاری‌شده‌ان‬

72
00:04:23,161 --> 00:04:25,575
‫امضای فرکانسی‌شون هم دقیقاً همونه...‬

73
00:04:25,599 --> 00:04:27,421
‫واحد اطلاعات‌مون دوباره بررسیش کرده...‬

74
00:04:27,446 --> 00:04:30,305
‫همونی که به خالد الدوری مرتبط بود‬

75
00:04:30,330 --> 00:04:31,685
‫همون مرد موتورسوار که‬

76
00:04:31,710 --> 00:04:33,502
‫وقتی دنبالش بودین کشته شد، یادتونه؟‬

77
00:04:33,527 --> 00:04:35,741
‫خیلی‌خب، پس نقشه‌تون چیه؟‬

78
00:04:35,766 --> 00:04:37,018
‫اهرم فشار داریم‬

79
00:04:37,043 --> 00:04:39,832
‫لنگلی مدتیه داره روی یه شیخ قبیله‌ای کار می‌کنه‬

80
00:04:39,857 --> 00:04:42,516
‫این ویزای دخترشه.‬
‫راه سریع ورودش به آمریکاست‬

81
00:04:42,541 --> 00:04:45,759
‫اگه همکاری کنه و المجید رو تحویل‌مون بده،‬
‫دخترش از عراق می‌ره‬

82
00:04:45,783 --> 00:04:47,930
‫پس یه نقشه، یه اسم‬

83
00:04:47,954 --> 00:04:49,408
‫و یه رشوه‌ی دیگه آوردین، آره؟‬

84
00:04:49,433 --> 00:04:51,444
‫خب... چندتا گزینه آوردیم‬

85
00:04:51,469 --> 00:04:54,136
‫گفتی سرنخی ندارین، ما داریم‬

86
00:04:54,160 --> 00:04:55,926
‫یه کاری برات دارم‬

87
00:04:55,950 --> 00:04:58,650
‫- سمیر؟‬
‫- ببخشید‬

88
00:05:07,078 --> 00:05:09,385
‫خیلی خب، می‌گین می‌خواین وارد عملیات بشین؟‬

89
00:05:09,409 --> 00:05:10,654
‫پس آماده بشین‬

90
00:05:21,365 --> 00:05:26,718
‫پیامک از جری:‬
‫با هاموی‌ها راه افتادیم! برامون آرزوی موفقیت کن‬

91
00:05:39,826 --> 00:05:42,146
‫بوی منو حس می‌کنی؟‬
‫بوی ترسه‬

92
00:05:50,583 --> 00:05:51,783
‫امنه‬

93
00:05:58,157 --> 00:05:59,531
‫همه‌جا امنه، قربان‬

94
00:05:59,556 --> 00:06:01,616
‫هیچ اثری از هدف باارزش ۱ یا ۴ نیست‬

95
00:06:01,641 --> 00:06:03,020
‫مرسی، سرجوخه‬

96
00:06:05,637 --> 00:06:08,384
‫دریافت شد. با هر کسی که اسلحه داره درگیر بشید‬

97
00:06:08,501 --> 00:06:10,345
‫پهپاد چی؟‬
‫این‌جا تحرک ثبت کرده بود‬

98
00:06:10,370 --> 00:06:11,813
‫شاید یه‌جور خطای فنی بوده‬

99
00:06:11,838 --> 00:06:13,147
‫این‌جا خالیه‬

100
00:06:13,172 --> 00:06:15,149
‫حتی اگه این‌جا بوده، رفته‬

101
00:06:15,173 --> 00:06:16,659
‫حالا یه چیز قطعیه‬

102
00:06:16,684 --> 00:06:18,391
‫- دیگه برنمی‌گرده‬
‫- لعنتی‬

103
00:06:18,416 --> 00:06:20,356
‫- خب، از دستش دادیم‬
‫- آره‬

104
00:06:20,380 --> 00:06:22,012
‫یا شاید اصلاً این‌جا نبوده‬

105
00:06:22,115 --> 00:06:24,415
‫خیلی‌خب، نظریه‌ی خوبی بود‬

106
00:06:24,517 --> 00:06:25,947
‫برگردیم‬

107
00:06:25,972 --> 00:06:27,344
‫بریم‬

108
00:06:38,398 --> 00:06:41,075
‫- نیکسون‬
‫- عملیات کوفتی بی‌نتیجه بود‬

109
00:06:41,100 --> 00:06:42,617
‫این‌جا بهت نیاز داریم، رفیق‬

110
00:06:42,642 --> 00:06:46,580
‫جری، خوشم نمیاد بگم، رفیق،‬
‫ولی حدسش رو می‌زدم‬

111
00:06:46,605 --> 00:06:48,639
‫هنوز دنبال آدم‌های اشتباهی می‌گردین‬

112
00:06:48,741 --> 00:06:50,663
‫باید قیافه‌ی پالی رو می‌دیدی‬

113
00:06:50,688 --> 00:06:52,654
‫خب، خودشون انتخابش کردن، پس...‬

114
00:06:52,678 --> 00:06:55,167
‫چون اون بلده چطور بازی کنه، جان‬

115
00:06:55,192 --> 00:06:57,423
‫بازی؟ من از این کارها بلد نیستم‬

116
00:06:57,448 --> 00:06:59,161
‫یالا، بیا یه لحظه فکر کنیم‬

117
00:06:59,185 --> 00:07:02,109
‫باید سراغ آدم درست بریم تا بیاریمت این‌جا‬

118
00:07:02,134 --> 00:07:04,143
‫استیل‌ول نظریه‌ت رو قبول کرد‬

119
00:07:04,168 --> 00:07:06,668
‫آره... اونا قطعاً ازم خوش‌شون نمیاد‬

120
00:07:06,692 --> 00:07:09,253
‫فکر نکنم استیل‌ول حتی یه صفحه‬

121
00:07:09,277 --> 00:07:11,797
‫از چیزهایی که‬
‫توی سه ماه گذشته نوشتم رو خونده باشه‬

122
00:07:11,822 --> 00:07:13,609
‫باشه، خیلی‌خب، استیل‌ول منتفیه‬

123
00:07:13,633 --> 00:07:14,814
‫انجلا چی؟‬

124
00:07:14,839 --> 00:07:16,517
‫اخیراً ازم دوری می‌کنه‬

125
00:07:16,542 --> 00:07:19,380
‫آره، چون تو مثل یه اسلحه‌ی آماده‌ی شلیک‬
‫وارد اتاق می‌شی‬

126
00:07:19,405 --> 00:07:21,572
‫فقط نگاه مرگبار، بدون هیچ خوش‌وبشی‬

127
00:07:21,674 --> 00:07:23,529
‫- مگه این خوب نیست؟‬
‫- چرا، ولی قبول کن،‬

128
00:07:23,554 --> 00:07:25,373
‫- تو قرار نیست تغییر کنی‬
‫- نه‬

129
00:07:25,397 --> 00:07:28,487
‫پس این کار رو می‌کنیم. همین الان درباره‌ی‬
‫عملیات ناموفق امروز براش می‌نویسم‬

130
00:07:28,512 --> 00:07:30,382
‫و اینکه به کمک نیاز داریم، اون هم درک می‌کنه‬

131
00:07:30,406 --> 00:07:32,758
‫- حتماً‬
‫- فردا فقط یه سر به دفترمون بزن‬

132
00:07:32,782 --> 00:07:34,423
‫- و کار خودت رو بکن، باشه؟‬
‫- سعی‌م رو می‌کنم‬

133
00:07:34,449 --> 00:07:35,564
‫مرسی‬

134
00:07:35,588 --> 00:07:37,231
‫تمام تلاشت رو بکن، باشه؟‬

135
00:07:37,256 --> 00:07:40,208
‫داره کم‌کم از مزه‌ی گوشت بز خوشم میاد‬

136
00:07:40,233 --> 00:07:44,267
‫آره، خب، خودتم شبیه بزی، پس مشکلی نیست‬

137
00:07:44,292 --> 00:07:45,751
‫بعداً حرف می‌زنیم‬

138
00:07:55,749 --> 00:07:59,189
‫« هـدف بـاارزش: شـکـار صـدام »‬

139
00:08:08,855 --> 00:08:10,554
‫چندتا کیسه‌ی شن دیگه بیارید‬

140
00:08:19,946 --> 00:08:22,279
‫بهش بگو آماده باشه.‬
‫الان داریم بررسیش می‌کنیم‬

141
00:08:23,870 --> 00:08:25,313
‫سرگرد، باید با سرهنگ حرف بزنم‬

142
00:08:25,338 --> 00:08:26,904
‫- اون عقبه‬
‫- مرسی‬

143
00:08:26,928 --> 00:08:29,769
‫می‌خوام نیروهاتون یه‌جورایی سمت شمال موضع بگیرن‬

144
00:08:31,677 --> 00:08:35,551
‫قربان، برای یه عملیات میدانی فوری‬
‫چراغ سبز می‌خوام‬

145
00:08:36,448 --> 00:08:39,516
‫- وضعیت؟‬
‫- محمد و خانواده‌ش رو گرفتن، قربان‬

146
00:08:40,265 --> 00:08:42,794
‫طبق شنود اطلاعاتی، نیروهای گارد جمهوری‬
‫دارن اونا رو منتقل می‌کنن‬

147
00:08:42,819 --> 00:08:45,183
‫- امشب بقیه همکاران‌مون رو هم می‌برن‬
‫- خیلی‌خب، کجا؟‬

148
00:08:45,207 --> 00:08:47,853
‫طبق اطلاعاتی که دارم، اون و خانواده‌ش رو‬
‫به منطقه‌ی قرمز می‌برن‬

149
00:08:47,878 --> 00:08:50,384
‫در هر صورت، احتمال اینکه امشب‬
‫اعدامش کنن خیلی زیاده‬

150
00:08:50,409 --> 00:08:53,830
‫به نظر من، فقط یه فرصت کوتاه‬
‫برای خارج کردن‌شون داریم‬

151
00:08:54,240 --> 00:08:57,835
‫- الکرمه، روستای الکرمه‬
‫- اون‌جا درست وسط منطقه‌ی قرمزه‬

152
00:08:57,970 --> 00:08:59,837
‫سرجوخه، گزارش وضعیت‬

153
00:08:59,862 --> 00:09:01,216
‫بله، قربان‬

154
00:09:01,240 --> 00:09:04,542
‫همین الان گزارشی از اون‌جا گرفتم‬

155
00:09:04,644 --> 00:09:07,234
‫گشت‌های دشمن هنوز توی اون کریدور فعالن‬

156
00:09:07,259 --> 00:09:08,659
‫آره، منفی، ۴-۴۰‬

157
00:09:09,482 --> 00:09:11,792
‫خب، هیچ بلک‌هاوک اضافه‌ای نداریم‬

158
00:09:11,817 --> 00:09:14,913
‫یگان ۱۰۱ تمام شب‬
‫مشغول تخلیه‌ی مجروح‌هاست‬

159
00:09:14,938 --> 00:09:16,899
‫دو یگان واکنش هم‬
‫شمال تکریت به‌کار گرفته شدن‬

160
00:09:16,923 --> 00:09:18,255
‫متوجه‌ام، قربان‬

161
00:09:18,280 --> 00:09:20,481
‫شرایط ایدئال نیست،‬
‫پس باید خودمون رو با شرایط وفق بدیم‬

162
00:09:20,506 --> 00:09:22,670
‫درسته؟ این مرد می‌دونست که افتادن دنبالش‬

163
00:09:22,695 --> 00:09:24,862
‫ازش خواستم سر جاش بمونه، اون هم موند‬

164
00:09:24,887 --> 00:09:27,765
‫بهم اعتماد کرد، به ما اعتماد کرد.‬
‫ما بهش قول دادیم‬

165
00:09:28,601 --> 00:09:30,144
‫مسئولیتش با ماست، قربان‬

166
00:09:30,169 --> 00:09:33,125
‫متأسفم، سمیر، واقعاً می‌گم،‬
‫ولی نمی‌تونم مجوزش رو بدم‬

167
00:09:33,150 --> 00:09:34,750
‫گزارش وضعیت رو شنیدی‬

168
00:09:34,774 --> 00:09:35,869
‫امکان ترابری هوایی نداریم‬

169
00:09:35,894 --> 00:09:38,108
‫و توان آتش هم نداریم‬

170
00:09:38,210 --> 00:09:41,200
‫قربان، اگه برای نجات افراد خودمون نریم،‬
‫پس این کار چه فایده‌ای داره؟‬

171
00:09:41,225 --> 00:09:42,457
‫چون محمد...‬

172
00:09:42,482 --> 00:09:45,260
‫محمد یکی از خودمونه، مگه نه، سرگرد؟‬

173
00:09:45,284 --> 00:09:47,351
‫این مردم، این کشور...‬

174
00:09:47,453 --> 00:09:49,295
‫قرار بود دلیل اومدن‌مون به این‌جا باشن‬

175
00:09:49,320 --> 00:09:51,505
‫برای من موعظه نکن، پسر‬

176
00:09:51,529 --> 00:09:54,166
‫جیبم پُر از پلاک سربازهاییه که‬
‫خلاف حرفت رو ثابت می‌کنن‬

177
00:09:54,191 --> 00:09:55,751
‫- عذر می‌خوام، قربان!‬
‫- متوجهی؟‬

178
00:09:55,775 --> 00:09:56,940
‫ببخشید!‬

179
00:10:00,639 --> 00:10:01,905
‫من داوطلب می‌شم‬

180
00:10:02,982 --> 00:10:04,348
‫منم هستم‬

181
00:10:06,105 --> 00:10:09,746
‫من چشم‌بسته یه جوخه رو‬
‫نمی‌فرستم توی یه قتلگاه احتمالی‬

182
00:10:09,771 --> 00:10:11,004
‫متوجهی؟‬

183
00:10:11,028 --> 00:10:13,681
‫اونم بدون ترابری هوایی، بدون پشتیبانی زرهی،‬

184
00:10:13,706 --> 00:10:16,123
‫و بدون امکان تخلیه‌ی پزشکی‬

185
00:10:16,148 --> 00:10:17,979
‫متوجهی؟‬
‫اگه اجازه این کار لعنتی رو بدم،‬

186
00:10:18,003 --> 00:10:20,329
‫باید برای خانواده‌ها نامه بنویسم‬

187
00:10:20,353 --> 00:10:21,885
‫از نامه نوشتن متنفرم‬

188
00:10:22,001 --> 00:10:24,204
‫خدا می‌دونه چقدر متنفرم،‬

189
00:10:24,229 --> 00:10:25,796
‫پس این عملیات منتفیه‬

190
00:10:26,292 --> 00:10:28,292
‫منتفیه‬

191
00:10:44,897 --> 00:10:48,432
‫شروع نکن. نمی‌خوام بشنوم‬

192
00:10:50,316 --> 00:10:52,756
‫آخرین گزارش‌ها از دیده‌شدنش رو داری؟‬

193
00:10:54,720 --> 00:10:58,698
‫یه کلینیک جراحی پلاستیک توی ریو هست‬

194
00:10:58,723 --> 00:11:02,693
‫و این هم صدامه که به شکل یه زن‬
‫توی ترمینال اتوبوس بغداد زندگی می‌کنه‬

195
00:11:02,795 --> 00:11:03,831
‫اوه!‬

196
00:11:03,856 --> 00:11:06,163
‫خب، شبیه صدامه‬

197
00:11:06,265 --> 00:11:07,975
‫باید سبیلش رو هم بند می‌انداخت‬

198
00:11:08,000 --> 00:11:09,176
‫آره، خیلی بامزه‌ست‬

199
00:11:09,201 --> 00:11:10,578
‫ببین، درباره‌ش حرف زدیم‬

200
00:11:10,603 --> 00:11:12,269
‫- تصمیمش با من نیست‬
‫- آره، ولی می‌تونی...‬

201
00:11:12,293 --> 00:11:14,194
‫اگه حالت بهتر می‌شه، منو سرزنش کن‬

202
00:11:14,219 --> 00:11:16,328
‫ببین، مشخصه اطلاعات پالی فقط باعث می‌شه‬

203
00:11:16,353 --> 00:11:18,130
‫باز هم مثل دیشب دست خالی برگردیم‬

204
00:11:18,155 --> 00:11:19,364
‫من باید اون‌جا باشم‬

205
00:11:19,389 --> 00:11:21,223
‫این مرد رو می‌شناسم، گذشته‌ش رو می‌دونم‬

206
00:11:21,247 --> 00:11:22,534
‫دارم وقتم رو تلف می‌کنم و‬

207
00:11:22,558 --> 00:11:24,716
‫دنبال تک‌تک سرنخ‌های احمقانه‌ای می‌رم که‬
‫به دست‌مون می‌رسه‬

208
00:11:24,741 --> 00:11:27,174
‫ببین، من چوب جادو که ندارم.‬
‫این استیل‌وله که باید...‬

209
00:11:27,199 --> 00:11:30,015
‫۱۸۷ روزه دقیقاً همین کار رو می‌کنیم‬

210
00:11:30,040 --> 00:11:32,499
‫تعریف اینشتین از دیوانگی رو که می‌دونی؟‬

211
00:11:32,524 --> 00:11:34,948
‫تو اصلاً آموزش میدانی ندیدی، جان‬

212
00:11:34,973 --> 00:11:38,733
‫بهتره "کرسکین" رو استخدام کنین.‬
‫حتی اون شانس بیشتری داره پیداش کنه‬

213
00:11:38,757 --> 00:11:41,290
‫حداقل اون سرگرم‌کننده‌تره‬

214
00:11:42,068 --> 00:11:46,133
‫من باید اون‌جا باشم، سؤال بپرسم و‬
‫سرنخ‌ها رو پیگیری کنم‬

215
00:11:46,158 --> 00:11:48,298
‫این نظریه‌ی من برای ردگیری صدام بود که‬

216
00:11:48,323 --> 00:11:49,928
‫ایستگاه بغداد رو فلج کرد‬

217
00:11:49,953 --> 00:11:51,386
‫تصمیمش با من نیست‬

218
00:11:51,410 --> 00:11:53,410
‫آره، ولی حرف تو هم توی جلسه شنیده می‌شه‬

219
00:11:57,316 --> 00:11:59,159
‫استیل‌ول به حرفت گوش می‌ده‬

220
00:11:59,184 --> 00:12:01,084
‫اصلاً همه به حرفت گوش می‌دن‬

221
00:12:02,455 --> 00:12:04,970
‫واقعاً فکر می‌کنی پالی می‌تونه کار منو انجام بده؟‬

222
00:12:04,995 --> 00:12:06,935
‫واقعاً می‌خوای شغلت رو به خطر بندازی؟‬

223
00:12:06,959 --> 00:12:09,676
‫من حقیقت رو بهت می‌گم،‬
‫مهم نیست بالادستی‌ها می‌خوان چی بشنون‬

224
00:12:09,701 --> 00:12:11,801
‫بعدش هر کاری خواستی با اون اطلاعات بکن‬

225
00:12:13,232 --> 00:12:15,799
‫اون‌جا به من نیاز داری‬

226
00:12:25,317 --> 00:12:26,850
‫استیل‌ول رو برام بگیر‬

227
00:12:46,298 --> 00:12:47,864
‫شروع کنیم‬

228
00:12:51,381 --> 00:12:54,549
‫دریافت شد. کاروان داره وارد هفت-جی می‌شه‬

229
00:12:54,573 --> 00:12:55,876
‫دو کیلومتر غرب‌تره‬

230
00:12:55,901 --> 00:12:57,667
‫خیابون حیفا، رو به شمال‬

231
00:13:11,757 --> 00:13:14,201
‫باشه، توی زیرگذر بعدی گیرشون می‌اندازیم‬

232
00:13:14,226 --> 00:13:15,799
‫یه خیابون پایین‌تر، درسته؟‬

233
00:13:22,067 --> 00:13:23,801
‫بزن بریم‬

234
00:13:25,070 --> 00:13:26,336
‫بریم‬

235
00:13:27,106 --> 00:13:28,205
‫حرکت‬

236
00:14:15,654 --> 00:14:17,487
‫- امنه!‬
‫- امنه!‬

237
00:14:55,140 --> 00:14:56,859
‫بریم! بجنبید! بجنبید!‬

238
00:15:14,533 --> 00:15:16,633
‫عزیزم، از دکتر خبری شد؟‬

239
00:15:16,927 --> 00:15:18,493
‫هنوز نه، عزیزم‬

240
00:15:18,517 --> 00:15:19,850
‫- حالت خوبه؟‬
‫- آره‬

241
00:15:19,952 --> 00:15:22,219
‫نه، یعنی گذرنامه‌ام رو پیدا نمی‌کنم‬

242
00:15:22,321 --> 00:15:23,441
‫عزیزم، اون داخله‬

243
00:15:23,466 --> 00:15:25,258
‫- کجا؟‬
‫- کشوی دوم‬

244
00:15:25,283 --> 00:15:28,025
‫نه، اون‌جا رو گشتم...‬
‫قبلاً نگاه انداختم‬

245
00:15:29,708 --> 00:15:31,408
‫اوه‬

246
00:15:33,465 --> 00:15:35,024
‫بدون تو چی کار کنم؟‬

247
00:15:36,798 --> 00:15:38,998
‫قول بده هیچ کار خطرناکی نمی‌کنی‬

248
00:15:39,023 --> 00:15:41,741
‫هنوز باورم نمی‌شه.‬
‫تمام عمرم تاریخ خوندم،‬

249
00:15:41,765 --> 00:15:45,204
‫و حالا واقعاً قراره بخشی ازش باشم‬

250
00:15:45,229 --> 00:15:46,832
‫از پسش برمیای، عزیزم‬

251
00:15:46,857 --> 00:15:49,082
‫فقط، می‌دونی دیگه...‬

252
00:15:49,107 --> 00:15:50,473
‫خرابش نکن‬

253
00:15:52,284 --> 00:15:54,873
‫هنوزم باورم نمی‌شه آدمِ انجلا داره می‌فرستت اون‌جا،‬

254
00:15:54,898 --> 00:15:56,777
‫اون هم با این‌همه عجله‬

255
00:15:56,921 --> 00:15:59,288
‫آره، می‌دونم.‬
‫خودت که می‌دونی چطوریه‬

256
00:16:01,827 --> 00:16:04,094
‫آره، گمونم روالش همینه‬

257
00:16:05,564 --> 00:16:07,431
‫آقای مأمور مخفی...‬

258
00:16:07,533 --> 00:16:09,933
‫زنت لخت می‌خوادت‬

259
00:16:10,035 --> 00:16:11,101
‫فوری‬

260
00:16:35,512 --> 00:16:36,678
‫سلام، چطوری؟‬

261
00:16:36,702 --> 00:16:38,068
‫کیف‌هاتون رو بدین به من، قربان‬

262
00:17:29,139 --> 00:17:31,360
‫کمربندت رو ببند، رفیق‬

263
00:17:32,117 --> 00:17:36,186
‫فرود این‌جا دقیقاً طبق روال استاندارد نیست‬

264
00:17:38,270 --> 00:17:41,224
‫- یعنی چی؟‬
‫- شورشی‌ها الان موشک دارن‬

265
00:18:35,240 --> 00:18:37,854
‫همه‌ی تجهیزات رو بردارید.‬
‫بذاریدش توی هواگرد دیگه‬

266
00:18:41,520 --> 00:18:43,320
‫- تو جان نیکسون هستی؟‬
‫- آره‬

267
00:18:44,256 --> 00:18:45,422
‫تنهایی؟‬

268
00:18:45,524 --> 00:18:47,931
‫چیه، انتظار داشتی یه تابلو با اسمت دستم بگیرم؟‬

269
00:18:48,120 --> 00:18:50,066
‫فقط وسایلت رو بذار صندوق‬

270
00:19:55,741 --> 00:19:58,670
‫ببخشید، نپرسیدم... اسمت چیه؟‬

271
00:19:58,695 --> 00:20:02,770
‫- من سمیرم‬
‫- سمیر. پس عراقی هستی؟‬

272
00:20:02,795 --> 00:20:04,261
‫آمریکایی‌ام‬

273
00:20:06,225 --> 00:20:07,797
‫این‌جا بزرگ شدم‬

274
00:20:55,988 --> 00:20:57,621
‫پس کی رفتی آمریکا؟‬

275
00:20:59,478 --> 00:21:01,344
‫خیلی سؤال می‌پرسی‬

276
00:21:04,007 --> 00:21:08,253
‫درست بعد از انقلاب رمضان سال ۱۹۶۳ از این‌جا رفتم‬

277
00:21:08,278 --> 00:21:10,511
‫پس این‌جا چطوره؟‬

278
00:21:10,535 --> 00:21:13,258
‫- این بو رو حس نمی‌کنی؟‬
‫- آره، خیلی...‬

279
00:21:13,283 --> 00:21:14,882
‫خیلی بوی گندی می‌ده‬

280
00:21:14,906 --> 00:21:17,867
‫شهر بوی جنازه‌ی در حال پوسیدن می‌ده‬

281
00:21:18,277 --> 00:21:23,278
‫شبکه‌ی آب‌رسانی و لوله‌های فاضلاب همه نابود شدن‬

282
00:21:23,303 --> 00:21:25,102
‫به بغداد خوش اومدی‬

283
00:21:28,313 --> 00:21:30,046
‫برو‬

284
00:21:33,225 --> 00:21:34,357
‫بجنب، برو‬

285
00:21:37,329 --> 00:21:38,928
‫هی، هی، هی!‬

286
00:21:59,258 --> 00:22:00,924
‫کارت شناسایی‌ت کو؟‬

287
00:22:01,520 --> 00:22:03,753
‫به "دروازه‌ی آدمکش‌ها" خوش اومدی‬

288
00:22:04,289 --> 00:22:06,323
‫بند کارتت توی داشبورده‬

289
00:22:07,899 --> 00:22:09,599
‫بندازش گردنت‬

290
00:22:09,861 --> 00:22:12,395
‫همیشه باید گردنت باشه‬

291
00:22:22,174 --> 00:22:24,140
‫- حرکت کن، حرکت کن‬
‫- وایسا‬

292
00:22:28,547 --> 00:22:29,779
‫برگرد‬

293
00:22:30,782 --> 00:22:32,449
‫برم بازرسی ثانویه یا چی؟‬

294
00:22:42,094 --> 00:22:44,260
‫اون ماشین دودر رو هم بررسی کنید‬

295
00:22:44,363 --> 00:22:45,795
‫الان داره میاد سمتت‬

296
00:22:49,901 --> 00:22:50,967
‫خیلی‌خب‬

297
00:22:59,064 --> 00:23:00,073
‫مشکلی نیست‬

298
00:23:00,097 --> 00:23:01,196
‫- مشکلی نیست؟‬
‫- نه، نه‬

299
00:23:01,346 --> 00:23:02,612
‫باشه، مرسی‬

300
00:23:18,069 --> 00:23:25,069
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

301
00:23:27,410 --> 00:23:29,277
‫دیگه توی کانزاس نیستیم‬

302
00:23:29,301 --> 00:23:32,119
‫هواگرد پیشرو مهماتش تموم شده...‬

303
00:23:32,144 --> 00:23:33,643
‫کانزاس‬

304
00:23:34,691 --> 00:23:36,863
‫خب، برگشتن به عراق چه حسی داره؟‬

305
00:23:36,888 --> 00:23:38,655
‫راستی، چند سالت بود که رفتی؟‬

306
00:23:39,017 --> 00:23:41,773
‫- ده سالم بود‬
‫- آهان‬

307
00:23:41,798 --> 00:23:43,531
‫اولین بارته میای؟‬

308
00:23:43,555 --> 00:23:44,821
‫این‌جا؟ آره‬

309
00:23:44,846 --> 00:23:47,857
‫- کلاً خاورمیانه چطور؟‬
‫- نه، این‌ور و اون‌ور بودم‬

310
00:23:47,882 --> 00:23:49,659
‫این‌ور و اون‌ور بودی؟‬

311
00:23:50,495 --> 00:23:51,694
‫آره‬

312
00:23:54,399 --> 00:23:56,243
‫پس، از ۱۲ سالگی دیگه برنگشتی؟‬

313
00:23:56,268 --> 00:23:57,634
‫نه، اولین باره‬

314
00:23:57,736 --> 00:24:00,013
‫این کاخ جمهوریه‬

315
00:24:00,038 --> 00:24:02,372
‫یکی از آخرین بناهاییه که توی بغداد سرپا مونده‬

316
00:24:04,142 --> 00:24:05,308
‫می‌دونم‬

317
00:24:09,815 --> 00:24:12,315
‫- سلام‬
‫- واسه کی خایمالی کردی تا بیای این‌جا؟‬

318
00:24:12,417 --> 00:24:14,918
‫استیل‌ول؟ انجلا؟‬

319
00:24:15,020 --> 00:24:17,821
‫واسه هر دوشون مالیدم. سلام‬

320
00:24:17,935 --> 00:24:20,303
‫بالاخره شاید هنوز بهت امیدی باشه‬

321
00:24:20,328 --> 00:24:21,960
‫به‌به!‬

322
00:24:21,984 --> 00:24:24,803
‫ببین کی این‌جاست. بابات الان باید‬
‫از ملافه‌فروش توی گردهمایی کوکلاکس‌کلان‬

323
00:24:24,828 --> 00:24:26,295
‫خوشحال‌تر باشه‬

324
00:24:26,320 --> 00:24:27,678
‫گمش نکنی. این‌جا حکم پول رو داره‬

325
00:24:27,703 --> 00:24:29,400
‫- بریم‬
‫- اون، و البته گلوله‬

326
00:24:29,424 --> 00:24:32,025
‫- هی! با من میای؟‬
‫- پس از نام خانوادگی خبری نیست؟‬

327
00:24:32,050 --> 00:24:33,992
‫- خیلی‌خب، بعداً می‌بینمت‬
‫- حتماً‬

328
00:24:34,017 --> 00:24:35,983
‫- کجا می‌ریم؟‬
‫- پروازت چطور بود؟‬

329
00:24:36,007 --> 00:24:38,274
‫هی، بهترین رو گذاشتم واسه آخر‬

330
00:24:40,979 --> 00:24:43,629
‫این‌جا هر گروه واسه خودش یه دارودسته‌ست‬

331
00:24:43,654 --> 00:24:45,696
‫اینجا انگار دبیرستانه، فقط با توپخانه‌ی سنگین‬

332
00:24:45,720 --> 00:24:48,414
‫اون‌جا اداره‌ی موقت ائتلافه.‬
‫اونا حکم بچه‌های محبوب مدرسه رو دارن‬

333
00:24:48,439 --> 00:24:49,953
‫حداقل تا وقتی که برمر این‌جاست‬

334
00:24:49,978 --> 00:24:52,098
‫ارتش آمریکا... ورزشکارهای مدرسه‬

335
00:24:52,123 --> 00:24:55,535
‫اون وزارت خارجه‌ست، همون بچه‌های باشگاه شطرنج‬

336
00:24:55,560 --> 00:24:59,529
‫ارتش بریتانیا اون پشته، همون گروه سرودن‬

337
00:24:59,554 --> 00:25:00,948
‫ام، اون هم آژانس امنیت ملیه‬

338
00:25:00,972 --> 00:25:02,641
‫معلومه که اونا خوره‌های تکنولوژی‌ان‬

339
00:25:02,666 --> 00:25:04,878
‫و اینم از ما‬

340
00:25:04,903 --> 00:25:07,181
‫عالیه. ما کدوم دسته‌ایم؟‬

341
00:25:07,206 --> 00:25:09,650
‫"انتقام خوره‌ها"‬

342
00:25:09,675 --> 00:25:12,169
‫و حالا، کاخ صدام‬

343
00:25:25,758 --> 00:25:27,558
‫اوه‬

344
00:25:27,660 --> 00:25:30,794
‫اینم از کاخش، با تمام رنگ‌ولعابش‬

345
00:25:47,046 --> 00:25:49,380
‫- یکی دیگه؟‬
‫- آره، عالیه‬

346
00:25:51,217 --> 00:25:53,250
‫جان؟‬

347
00:25:54,587 --> 00:25:57,821
‫آره، برو وایسا، بگو "چیتوز"‬

348
00:25:57,846 --> 00:26:00,558
‫- عمراً‬
‫- بیا دیگه. واسه یادگاری‬

349
00:26:00,738 --> 00:26:02,504
‫چیه، می‌ترسی به صدام بربخوره؟‬

350
00:26:02,528 --> 00:26:03,961
‫- آره‬
‫- برو وایسا دیگه‬

351
00:26:04,063 --> 00:26:05,666
‫همه داخل این کاخ یه عکس دارن‬

352
00:26:05,691 --> 00:26:08,392
‫نه، این کار درستی نیست‬

353
00:26:10,236 --> 00:26:12,836
‫نمی‌دونستم دوستت این‌قدر بچه‌مثبته‬

354
00:26:13,372 --> 00:26:16,517
‫خیلی‌خب، دکتر ضدحال‬

355
00:26:16,542 --> 00:26:17,842
‫برگردیم سر کار‬

356
00:26:18,077 --> 00:26:19,353
‫آره، خب، هیچ‌وقت معلوم نیست‬

357
00:26:19,378 --> 00:26:20,844
‫آخرش این عکس‌ها سر از کجا درمیارن‬

358
00:26:24,050 --> 00:26:26,150
‫بی‌خیالش شو. مهم نیست‬

359
00:27:09,428 --> 00:27:12,506
‫چند هفته‌ی اول کاملاً ما رو با واقعیت روبه‌رو کرد‬

360
00:27:12,531 --> 00:27:15,499
‫هر کسی رو که احتمال داشت به صدام یا دستیارهاش‬
‫دسترسی داشته باشه،‬

361
00:27:15,524 --> 00:27:17,057
‫بازداشت می‌کردیم‬

362
00:27:17,081 --> 00:27:20,015
‫ساعت‌ها از مهره‌های درجه‌دو بازجویی می‌کردیم‬

363
00:27:20,039 --> 00:27:22,773
‫و سعی می‌کردیم از اطلاعات بی‌فایده سر دربیاریم‬

364
00:27:24,443 --> 00:27:27,811
‫اون بیرون، اوضاع هر روز بدتر می‌شه‬

365
00:27:27,835 --> 00:27:29,702
‫بمب‌گذاری در سفارت اردن‬

366
00:27:30,182 --> 00:27:33,600
‫مقاومت در فلوجه، رمادی و تکریت‬

367
00:27:33,625 --> 00:27:36,153
‫عراق در مسیری برگشت‌ناپذیر قرار دارد‬

368
00:27:36,177 --> 00:27:39,145
‫که به خودگردانی و صلح می‌انجامد‬

369
00:27:41,906 --> 00:27:44,664
‫بدیِ "شوک و بهت" اینه که‬

370
00:27:44,688 --> 00:27:46,308
‫اثر خودش رو از دست می‌ده‬

371
00:27:46,332 --> 00:27:47,808
‫- ولی ترس...‬
‫- اون صدای چیه؟‬

372
00:27:47,833 --> 00:27:50,578
‫ترس واقعی، تا عمق وجود آدم ریشه می‌کنه‬

373
00:27:50,603 --> 00:27:53,565
‫و مردم هنوز توی کافه‌ها وقتی اسم صدام رو می‌برن،‬

374
00:27:53,590 --> 00:27:55,123
‫صداشون رو پایین میارن‬

375
00:27:55,147 --> 00:27:57,284
‫از ترس این‌که دوباره به قدرت برگرده‬

376
00:27:57,309 --> 00:27:59,810
‫آدم‌های ترسیده اطلاعات مزخرف می‌دن‬

377
00:28:17,509 --> 00:28:19,309
‫همیشه این‌قدر سخته؟‬

378
00:28:20,305 --> 00:28:22,806
‫نه، این قهوه‌ی فوریه‬

379
00:28:25,850 --> 00:28:28,127
‫خیلی خب، ربکا، بگو چی شده؟‬

380
00:28:28,151 --> 00:28:30,676
‫صرفاً به‌خاطر رفتن جان نیست...‬

381
00:28:30,702 --> 00:28:34,134
‫این‌که نمی‌دونم کی برمی‌گرده داره دیوونه‌م می‌کنه‬

382
00:28:34,159 --> 00:28:36,830
‫نمی‌تونم تصور کنم برای مادر بیچاره‌ت چقدر سخت بوده‬

383
00:28:36,855 --> 00:28:39,173
‫خب، به معنای واقعی جهنم بود‬

384
00:28:39,198 --> 00:28:44,137
‫برای اون و همه‌ی مادرها و‬
‫همسرها و دوست‌دخترهای دیگه‬

385
00:28:44,162 --> 00:28:47,462
‫می‌نشستن و منتظر می‌موندن پستچی بیاد دم در‬

386
00:28:47,486 --> 00:28:50,404
‫به امید این‌که نامه‌ای از خط مقدم به‌دست‌شون برسه‬

387
00:28:50,429 --> 00:28:52,673
‫مثل من که چشمم به گوشیه و منتظرم زنگ بخوره‬

388
00:28:52,698 --> 00:28:54,331
‫آره‬

389
00:28:54,433 --> 00:28:59,203
‫ولی می‌دونی،‬
‫ما دوران جنگ کره و ویتنام گوشی نداشتیم‬

390
00:28:59,445 --> 00:29:01,378
‫کاترین به همین خاطر ترکت کرد؟‬

391
00:29:03,375 --> 00:29:08,320
‫خب، دلایلش یه فهرست بلندبالاست،‬
‫ولی... آره‬

392
00:29:08,345 --> 00:29:12,194
‫وقتی چارلی عراق بود، می‌تونست بهت زنگ بزنه؟‬

393
00:29:12,218 --> 00:29:14,218
‫آره، زنگ می‌زد‬

394
00:29:14,320 --> 00:29:17,187
‫یه بار هم کاملاً عقلش رو از دست داده بود‬

395
00:29:17,289 --> 00:29:19,690
‫نمی‌تونم تصورش کنم.‬
‫خیلی متأسفم‬

396
00:29:19,792 --> 00:29:21,492
‫آره، جنگ همینه‬

397
00:29:21,594 --> 00:29:25,062
‫این اولین تجربه جان از جنگه و‬
‫امیدوارم آخرینش هم باشه‬

398
00:29:25,898 --> 00:29:27,274
‫می‌دونی چیه؟‬

399
00:29:27,299 --> 00:29:29,703
‫یه حس خیلی خوبی دارم که حالش...‬

400
00:29:29,728 --> 00:29:32,162
‫کاملاً خوبه و چیزیش نمی‌شه‬

401
00:29:32,505 --> 00:29:33,971
‫از کجا می‌دونی؟‬

402
00:29:34,607 --> 00:29:35,939
‫ایمان،‬

403
00:29:36,141 --> 00:29:37,441
‫فقط ایمان دارم‬

404
00:29:41,647 --> 00:29:43,914
‫مطمئنی قهوه نمی‌خوای؟‬

405
00:29:44,236 --> 00:29:46,169
‫نه، دیگه... دیر وقته‬

406
00:29:46,193 --> 00:29:48,393
‫همین حالاش هم خوب نمی‌خوابم‬

407
00:29:48,821 --> 00:29:51,155
‫امیدوارم حالش خوب باشه‬

408
00:29:52,558 --> 00:29:56,942
‫ربکا، امشب که رفتی بخوابی،‬

409
00:29:56,967 --> 00:29:58,967
‫فقط دعا کن‬

410
00:29:58,991 --> 00:30:01,892
‫منم همین کار رو می‌کنم، باشه؟‬

411
00:30:03,135 --> 00:30:04,635
‫باشه‬

412
00:30:20,052 --> 00:30:21,473
‫پاشو، صبح شده‬

413
00:30:21,498 --> 00:30:23,417
‫یوسف رو پیدا کردیم‬

414
00:30:23,442 --> 00:30:25,442
‫فوراً خودت رو به اتاق عملیات برسون‬

415
00:30:31,597 --> 00:30:33,730
‫- جان‬
‫- سلام‬

416
00:30:34,471 --> 00:30:36,690
‫- رفیق‬
‫- سرگرد دویل، ایشون جان نیکسونه‬

417
00:30:36,715 --> 00:30:39,169
‫- نیکسون، ایشون دویله‬
‫- سلام‬

418
00:30:39,194 --> 00:30:40,714
‫با نیکسونِ حقه‌باز نسبتی داری؟‬

419
00:30:40,739 --> 00:30:42,456
‫نه، ولی این خودش هم حقه‌بازه‬

420
00:30:42,480 --> 00:30:44,952
‫- این یکی رو تا حالا نشنیده بودم‬
‫- خیلی خب، بریم سر اصل مطلب‬

421
00:30:44,977 --> 00:30:48,122
‫خب، خبر خوب اینه که یکی از اهداف باارزش‬
‫موردنظرت رو پیدا کردن‬

422
00:30:48,146 --> 00:30:49,288
‫- شوخی می‌کنی‬
‫- یوسف‬

423
00:30:49,313 --> 00:30:50,926
‫خبر بد اینه که عدنان غیبش زده‬

424
00:30:50,950 --> 00:30:52,280
‫خب حالا... یوسف کجاست؟‬

425
00:30:52,305 --> 00:30:54,402
‫دویل داره نیروها رو آماده می‌کنه تا دستگیرش کنن‬

426
00:30:54,427 --> 00:30:56,012
‫ساعت ۲۱۰۰ حرکت می‌کنیم‬

427
00:30:57,656 --> 00:30:59,836
‫صبر کن... ما؟‬

428
00:31:00,339 --> 00:31:02,316
‫وقتشه مردونگی به خرج بدی‬

429
00:31:02,394 --> 00:31:04,284
‫فکر نمی‌کردم قراره از پایگاه بیرون برم‬

430
00:31:04,309 --> 00:31:05,753
‫چهار ماهه توی پایگاهی،‬

431
00:31:05,777 --> 00:31:07,469
‫فکر می‌کردم برای رفتن وسط عملیات‬
‫لحظه‌شماری می‌کنی‬

432
00:31:07,494 --> 00:31:09,878
‫- خب... تو هم میای؟‬
‫- بذار فکر کنم. اِم... نه‬

433
00:31:09,902 --> 00:31:11,523
‫من ترسوام، یادت نیست؟‬

434
00:31:11,548 --> 00:31:14,159
‫بهتره قبلش به ربکا زنگ بزنم چون بهش قول دادم...‬

435
00:31:14,184 --> 00:31:15,984
‫این‌قدر ور نزن‬

436
00:31:16,008 --> 00:31:17,241
‫آماده شو‬

437
00:31:40,244 --> 00:31:41,856
‫یه‌جورایی شگفت‌انگیزه‬

438
00:31:41,881 --> 00:31:45,557
‫دنیای ما و فرهنگ‌مون، همه‌چی از این‌جا شروع شد‬

439
00:31:45,582 --> 00:31:47,679
‫اولین قوانین، اولین شهر‬

440
00:31:47,704 --> 00:31:50,652
‫- فکر می‌کردم اول یونان بوده‬
‫- نه، اون مال چند قرن بعده‬

441
00:31:50,676 --> 00:31:53,543
‫بابل گهواره‌ی تمدنه‬

442
00:31:53,646 --> 00:31:56,113
‫خب، این‌جا عراقه‬

443
00:31:56,137 --> 00:31:59,625
‫ولی یه چیز صددرصد قطعیه،‬
‫این‌جا بابل نیست‬

444
00:32:09,895 --> 00:32:12,296
‫رسیدیم. همین‌جاست‬

445
00:32:19,805 --> 00:32:22,616
‫توی ون بمون. اگه تیر بخوری،‬
‫کلی کاغذبازی رو دست‌مون می‌مونه‬

446
00:32:22,641 --> 00:32:26,162
‫همین‌جا بمون. وقتی پاک‌سازی شد،‬
‫میاریمت داخل تا شناسایی‌ش کنی‬

447
00:32:27,372 --> 00:32:29,179
‫یه‌کم شبیه لاک‌پشت شدی‬

448
00:32:30,416 --> 00:32:33,116
‫خب، لاک‌پشت‌ها تا صد سال‬
‫عمر می‌کنن، پس...‬

449
00:32:33,278 --> 00:32:34,478
‫استرس داری؟‬

450
00:32:37,723 --> 00:32:39,456
‫هی‬

451
00:32:39,558 --> 00:32:40,824
‫برای آروم شدنت بخور‬

452
00:33:00,212 --> 00:33:01,545
‫گوشت خشک می‌خوای؟‬

453
00:33:30,220 --> 00:33:31,786
‫برید، برید، برید!‬

454
00:33:31,810 --> 00:33:33,744
‫بخوابید روی زمین!‬

455
00:33:40,139 --> 00:33:41,929
‫بخوابید روی زمین!‬
‫برید، برید، برید، برید!‬

456
00:33:41,954 --> 00:33:43,704
‫یالا آرومش کن. ساکتش کن‬

457
00:33:43,729 --> 00:33:45,310
‫همسر و دخترِ هدف باارزش رو پیدا کردیم‬

458
00:33:45,335 --> 00:33:47,251
‫تکرار می‌کنم، همسر و دخترش رو پیدا کردیم‬

459
00:33:47,276 --> 00:33:48,303
‫هیس‬

460
00:33:48,327 --> 00:33:49,999
‫خفه‌ش کن!‬

461
00:33:50,763 --> 00:33:54,231
‫مادره داره سعی می‌کنه بچه‌هاش رو آروم کنه‬

462
00:33:54,255 --> 00:33:55,788
‫حرکت کنید! به گشتن ادامه بدید‬

463
00:34:11,624 --> 00:34:12,860
‫آروم باش!‬

464
00:34:12,885 --> 00:34:14,106
‫پسرش هم دست ماست‬

465
00:34:14,131 --> 00:34:15,829
‫تکرار می‌کنم، پسرش هم دست ماست‬

466
00:34:15,854 --> 00:34:18,053
‫اثری از هدف باارزش نیست‬

467
00:34:21,700 --> 00:34:24,334
‫درست پایین ماست، سمت غرب‬

468
00:34:32,271 --> 00:34:34,670
‫آروم، آروم، آروم‬

469
00:34:35,873 --> 00:34:37,407
‫السلام علیکم‬

470
00:34:39,043 --> 00:34:40,453
‫خیلی‌خب، بچه‌ها‬

471
00:34:40,478 --> 00:34:43,046
‫می‌تونید سلاح‌هاتون رو بیارید پایین‬
‫تا بتونیم حرف بزنیم‬

472
00:34:43,070 --> 00:34:44,857
‫چی کار می‌کنید؟‬

473
00:34:46,263 --> 00:34:48,449
‫می‌گه برای رعایت حجابش باید خودش رو بپوشونه‬

474
00:34:48,474 --> 00:34:51,728
‫البته. شاید دخترت بتونه یه روسری برات بیاره؟‬

475
00:34:52,719 --> 00:34:53,806
‫هی‬

476
00:34:53,830 --> 00:34:57,005
‫پالی، باهاش برو‬

477
00:34:57,029 --> 00:34:59,398
‫اسمم پالیه و می‌تونی بهم اعتماد کنی.‬
‫بیا بریم‬

478
00:34:59,423 --> 00:35:00,890
‫یالا، بجنب!‬

479
00:35:04,276 --> 00:35:06,476
‫بجنب، بریم روسری بیاریم‬

480
00:35:13,178 --> 00:35:14,544
‫گوش کن، اسم من جانه‬

481
00:35:14,646 --> 00:35:16,646
‫و دنبال شوهرت می‌گردیم‬

482
00:35:18,429 --> 00:35:20,773
‫- نمی‌تونه کمکی کنه‬
‫- امنیت‌تون رو تضمین می‌کنم‬

483
00:35:20,797 --> 00:35:23,529
‫- تا وقتی شما این‌جایید، هیچ‌کس در امان نیست‬
‫- هی، هی، آروم باش...‬

484
00:35:23,554 --> 00:35:25,544
‫هی، هی، آروم باش‬

485
00:35:25,569 --> 00:35:28,369
‫هی! برو پیش مادرت‬

486
00:35:28,394 --> 00:35:30,460
‫اینم روسری‌ت. حالا سرت کن‬

487
00:35:33,132 --> 00:35:35,398
‫می‌گه شوهرش مُرده‬

488
00:35:35,501 --> 00:35:37,534
‫یک ماهه مُرده‬

489
00:35:37,636 --> 00:35:39,870
‫فاطمه، تسلیت می‌گیم‬

490
00:35:39,972 --> 00:35:42,400
‫سلام و رحمت خدا بر او باد‬

491
00:35:42,425 --> 00:35:45,125
‫خدایی جز الله نیست!‬
‫ایمانم من رو سر پا نگه می‌داره‬

492
00:35:45,150 --> 00:35:47,624
‫لطفاً بذارید در آرامش عزاداری کنیم!‬

493
00:35:50,616 --> 00:35:52,119
‫آروم باش‬

494
00:35:52,144 --> 00:35:53,243
‫فقط آروم باش‬

495
00:36:42,506 --> 00:36:44,558
‫تو برای شوهرت عزاداری نمی‌کنی، فاطمه‬

496
00:36:45,290 --> 00:36:46,876
‫شوهرم مُرده!‬

497
00:36:46,900 --> 00:36:49,729
‫رسول خدا فرموده زن نباید‬

498
00:36:49,755 --> 00:36:51,619
‫بیشتر از سه روز عزاداری کنه،‬

499
00:36:51,643 --> 00:36:53,031
‫مگر برای شوهرش‬

500
00:36:53,056 --> 00:36:56,124
‫تا چهار ماه و ده روز نباید لباس رنگی بپوشی،‬

501
00:36:56,148 --> 00:36:58,481
‫به چشم‌هات سرمه بکشی...‬

502
00:37:00,362 --> 00:37:02,863
‫یا حتی عطر بزنی‬

503
00:37:02,887 --> 00:37:05,154
‫پس اگه شوهرت مُرده...‬

504
00:37:05,457 --> 00:37:07,824
‫پس بالای میز کی نشسته بود؟‬

505
00:37:07,926 --> 00:37:09,914
‫اون مُرده! فهمیدی؟‬

506
00:37:09,939 --> 00:37:11,536
‫خب، پس یا داری به من دروغ می‌گی‬

507
00:37:11,561 --> 00:37:13,508
‫یا داری به الله دروغ می‌گی‬

508
00:37:13,532 --> 00:37:15,153
‫کدومشه، فاطمه؟‬

509
00:37:15,178 --> 00:37:16,411
‫فاطمه، فاطمه‬

510
00:37:16,435 --> 00:37:18,145
‫نیومدیم به شوهرت آسیب بزنیم‬

511
00:37:18,170 --> 00:37:19,547
‫فقط می‌خوایم کمک کنیم‬

512
00:37:19,571 --> 00:37:21,014
‫ولی اول باید بدونیم بابات کجاست‬

513
00:37:21,039 --> 00:37:22,594
‫شما فقط خون‌ریزی و بدبختی میارید!‬

514
00:37:22,619 --> 00:37:24,018
‫چرا باید باهاتون حرف بزنیم؟‬

515
00:37:24,042 --> 00:37:25,399
‫چرا باید باهاتون حرف بزنیم؟‬

516
00:37:25,424 --> 00:37:26,990
‫آروم باش‬

517
00:37:33,863 --> 00:37:35,263
‫هیس، هیس، آروم باشید!‬

518
00:37:35,287 --> 00:37:36,620
‫آروم باشید‬

519
00:37:36,722 --> 00:37:40,523
‫فاطمه، به دخترت نگاه کن‬

520
00:37:40,626 --> 00:37:42,536
‫- دخترت رو از تو جدا می‌کنیم‬
‫- نه!‬

521
00:37:42,561 --> 00:37:44,950
‫- هر دو بچه‌ت رو ازت جدا می‌کنیم!‬
‫- نه!‬

522
00:37:44,975 --> 00:37:47,141
‫- جواب می‌خوام‬
‫- جوابی نمی‌دم!‬

523
00:37:47,166 --> 00:37:48,999
‫گفتم که، اون مُرده!‬

524
00:37:55,133 --> 00:37:56,879
‫خیلی خب، بچه‌ها رو ببرید‬

525
00:37:58,243 --> 00:37:59,876
‫بچه‌هام رو ازم نگیرید!‬

526
00:38:01,446 --> 00:38:05,148
‫فاطمه!‬

527
00:38:05,173 --> 00:38:06,483
‫بچه‌ها رو ببرید‬

528
00:38:06,507 --> 00:38:08,540
‫جدا از هم نگه‌شون دارید‬

529
00:38:16,962 --> 00:38:19,129
‫هی‬

530
00:38:19,231 --> 00:38:20,797
‫از بچه‌ها استفاده کنیم‬

531
00:38:23,969 --> 00:38:25,535
‫و ازش حرف بکشیم‬

532
00:38:32,277 --> 00:38:33,943
‫هی‬

533
00:38:39,763 --> 00:38:42,263
‫خیلی سنگین بود‬

534
00:38:42,287 --> 00:38:43,486
‫آره‬

535
00:38:47,991 --> 00:38:49,758
‫ببین کی اومده‬

536
00:38:49,795 --> 00:38:51,910
‫خودشه. اون یوسفه!‬

537
00:38:51,935 --> 00:38:53,332
‫مظنون رؤیت شد، مظنون رؤیت شد‬

538
00:38:53,356 --> 00:38:54,360
‫گوشه‌ی شمال شرقی‬

539
00:38:54,385 --> 00:38:55,431
‫بجنب، بجنب، بجنب‬

540
00:39:17,022 --> 00:39:19,856
‫در حال تعقیب مظنونیم.‬
‫داریم می‌ریم سمت پارکینگ‬

541
00:39:21,840 --> 00:39:24,387
‫شوخی‌ت گرفته؟ بیا این‌جا‬

542
00:39:24,602 --> 00:39:26,936
‫- این اسلحه مال من نیست‬
‫- انگشتت رو بذار روی ماشه، لعنتی‬

543
00:39:50,856 --> 00:39:51,988
‫یالا‬

544
00:40:05,837 --> 00:40:08,304
‫برو عقب‬

545
00:40:08,329 --> 00:40:09,594
‫دست نگه دار!‬

546
00:40:09,619 --> 00:40:10,645
‫نکشش‬

547
00:40:10,669 --> 00:40:12,302
‫اون سرنخ‌مون برای رسیدن به صدامه‬

548
00:40:20,619 --> 00:40:22,529
‫خیلی خب، این‌جا‬

549
00:40:22,554 --> 00:40:25,555
‫- با شمارش سه، تو از چپ برو. آماده‌ای؟‬
‫- باشه‬

550
00:40:25,657 --> 00:40:26,853
‫آماده؟ یک...‬

551
00:40:26,878 --> 00:40:28,378
‫وایسا، وایسا، وایسا!‬

552
00:40:32,717 --> 00:40:34,717
‫سرت رو بیار پایین!‬

553
00:40:36,619 --> 00:40:37,751
‫بخواب، بخواب!‬

554
00:40:37,775 --> 00:40:38,941
‫پایین بمون، پایین بمون‬

555
00:40:44,810 --> 00:40:48,178
‫یوسف! خانواده‌ت دست ماست!‬

556
00:40:51,661 --> 00:40:55,029
‫- فاطمه و بچه‌ها دست ما هستن!‬
‫- تیراندازی شد! آتش به اختیار!‬

557
00:40:55,053 --> 00:40:58,648
‫نه، نه، نه! شلیک نکنید!‬
‫شلیک نکنید! هدف باارزشه!‬

558
00:40:59,324 --> 00:41:01,802
‫- برید، برید، برید!‬
‫- هدف باارزشه! هدف باارزشه!‬

559
00:41:01,827 --> 00:41:05,005
‫- شلیک نکنید! هدف باارزشه!‬
‫- لعنتی!‬

560
00:41:05,030 --> 00:41:07,997
‫محمد یوسف...‬

561
00:41:08,300 --> 00:41:11,701
‫محمد یوسف...‬

562
00:41:23,221 --> 00:41:24,687
‫بگیرش‬

563
00:41:43,001 --> 00:41:45,568
‫- اسلحه رو بذار تو غلاف‬
‫- کارت خوب بود، تازه‌کار‬

564
00:41:45,592 --> 00:41:46,612
‫حتماً‬

565
00:41:48,456 --> 00:41:49,589
‫موفق شدی‬

566
00:41:50,000 --> 00:42:10,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
