WEBVTT

00:03.000 --> 00:14.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:14.164 --> 00:16.657
‫[ واشینگتن دی سی ]‬

00:16.895 --> 00:18.752
‫[ ۱۷ مارس ۲۰۰۳، ساعت ۵:۲۷ صبح ]‬

00:18.777 --> 00:21.831
‫۱۲ سال می‌گذره از وقتی که بوش پدر‬
‫نیروهاش رو از عراق بیرون کشید‬

00:21.855 --> 00:24.599
‫۱۲ ساله که می‌بینیم‬
‫مناطق پرواز ممنوع رو نقض می‌کنن،‬

00:24.624 --> 00:26.534
‫بازرس‌های تسلیحاتی رو بازی می‌دن‬

00:26.559 --> 00:28.336
و حالا همه‌ی اطلاعات حاکی از اینه که

00:28.360 --> 00:29.933
‫می‌دونیم چه سلاح‌هایی داره‬

00:37.104 --> 00:40.178
‫و حالا انگار بوش پسر دیگه نمی‌خواد صبر کنه‬

00:41.042 --> 00:43.252
‫هر روز که بیدار می‌شم، با خودم می‌گم‬

00:43.277 --> 00:46.912
‫نکنه امروز همون روزیه که‬
‫با صدام حسین وارد جنگ می‌شیم؟‬

00:48.716 --> 00:51.927
‫صدام حسین، دیکتاتوری آدم‌کشه‬

00:51.951 --> 00:54.929
‫که به سلاح‌های کشتارجمعی اعتیاد داره‬

00:54.955 --> 00:58.312
‫من کارشناس اصلی سی‌آی‌اِی در امور صدام بودم‬

00:58.336 --> 00:59.702
‫ولی حالا یهو،‬

00:59.726 --> 01:01.903
‫هیچ‌کس ذره‌ای اهمیت نمی‌ده که من چی می‌گم‬

01:01.928 --> 01:04.562
‫و انگار گزارش‌های روزانه‌م رو‬
‫کلاً نادیده می‌گیرن‬

01:04.664 --> 01:06.941
‫به اوج قدرت رسیدن صدام در عراق،‬

01:06.966 --> 01:08.833
‫فقط حاصل زور نبود‬

01:08.936 --> 01:11.313
‫اون حسابگر و صبور بود،‬

01:11.338 --> 01:13.205
‫هر وقت لازم می‌شد، بی‌رحم بود،‬

01:13.307 --> 01:16.742
‫چون قدرت رو می‌شناخت و بلد بود چطور حفظش کنه‬

01:16.844 --> 01:19.605
‫هر روز صدای طبل جنگ رو بلندتر می‌شنوم‬

01:19.648 --> 01:21.331
‫توی تمام گزارش‌هایی که می‌نویسم‬

01:21.355 --> 01:23.682
‫بر صبر، مهار و پیشگیری تأکید می‌کنم‬

01:23.784 --> 01:25.317
‫اما هیچ‌کس علاقه‌ای نداره‬

01:25.419 --> 01:27.986
‫انگار کاخ سفید فقط یه چیز می‌خواد‬

01:28.089 --> 01:29.661
‫و همین الان هم می‌خوادش‬

01:31.025 --> 01:34.359
‫تمام حرف‌هایی که امروز می‌زنم‬
‫پشتوانه‌ی مستند دارند...‬

01:34.462 --> 01:35.694
‫منابعی کاملاً موثق‬

01:35.796 --> 01:37.362
‫این‌ها ادعا نیستند‬

01:37.465 --> 01:39.898
‫آنچه به شما ارائه می‌کنیم‬
‫واقعیت‌ها و نتیجه‌گیری‌هایی است‬

01:39.922 --> 01:42.202
‫که بر اطلاعات موثق استوارند‬

02:52.909 --> 02:56.382
‫« هـدف بـاارزش: شـکـار صـدام »‬

02:56.406 --> 03:03.406
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:03.443 --> 03:04.956
‫هم‌میهنان من...‬

03:05.753 --> 03:09.288
‫تحولات عراق اکنون به روزهای پایانی‬
‫تصمیم‌گیری رسیده است‬

03:09.390 --> 03:11.757
‫بیش از یک دهه است که‬

03:11.859 --> 03:14.293
‫ایالات متحده و دیگر کشورها‬

03:14.395 --> 03:16.438
‫با صبر و شرافت تلاش کرده‌اند...‬

03:16.463 --> 03:18.908
‫- مرسی‬
‫- رژیم عراق را بدون جنگ‬

03:18.933 --> 03:20.599
‫خلع سلاح کنند‬

03:20.701 --> 03:22.701
‫دخترها!‬

03:22.803 --> 03:25.504
‫اطلاعاتی که این دولت و‬
‫دولت‌های دیگر جمع‌آوری کرده‌اند‬

03:25.606 --> 03:27.349
‫هیچ شکی باقی نمی‌گذارد...‬

03:27.374 --> 03:31.944
‫آن‌ها تحت شنود الکترونیکی قرار گرفته‌اند و‬
‫به‌شکلی نظام‌مند فریب خورده‌اند‬

03:32.046 --> 03:35.814
‫تلاش‌های مسالمت‌آمیز برای خلع سلاح‬
‫رژیم عراق شکست خورده است‬

03:35.916 --> 03:39.795
‫آنچه رژیم عراق همچنان‬
‫در اختیار دارد و پنهان می‌کند،‬

03:39.820 --> 03:42.731
‫شماری از مرگبارترین سلاح‌هایی است که‬
‫تاکنون ساخته شده‌اند‬

03:42.756 --> 03:46.268
‫این رژیم پیش از این از سلاح‌های کشتارجمعی‬

03:46.293 --> 03:50.195
‫علیه همسایگان عراق و‬
‫مردم خود عراق استفاده کرده است‬

03:50.297 --> 03:53.065
‫اکنون به پایان خود رسیده‌اند‬

03:53.167 --> 03:55.834
‫صدام حسین و پسرانش‬

03:55.936 --> 03:58.971
‫باید ظرف ۴۸ ساعت عراق را ترک کنند‬

03:59.073 --> 04:03.342
‫امتناع آن‌ها به درگیری نظامی منجر خواهد شد‬

04:08.749 --> 04:12.953
‫این رژیم سابقه‌ی تجاوزگری بی‌محابا‬
‫در خاورمیانه را دارد‬

04:13.254 --> 04:16.053
‫نفرت عمیقی از آمریکا و دوستان ما دارد‬

04:16.156 --> 04:18.301
‫هی، جری، صدای آهنگ رو کم کن‬

04:18.325 --> 04:19.491
‫حتماً، چارلز‬

04:19.593 --> 04:21.692
‫چی دوست داری؟‬
‫"بک‌استریت بویز"؟‬

04:21.717 --> 04:24.696
‫ساکت، تو رو خدا!‬
‫رئیس‌جمهور بوش داره حرف می‌زنه!‬

04:26.233 --> 04:28.410
‫خطر آشکار است‬

04:28.435 --> 04:30.572
‫- وای، نه‬
‫- استفاده از سلاح‌های شیمیایی، بیولوژیکی...‬

04:30.597 --> 04:32.526
‫بابا، مهمونیه.‬
‫هیچ‌کس نمی‌خواد اخبار گوش کنه‬

04:32.550 --> 04:35.918
‫جان، مگه تا حالا تونستی‬
‫نظر بابات رو عوض کنی؟‬

04:35.942 --> 04:38.876
‫شنیدم، جری.‬
‫کاملاً هم درست می‌گی‬

04:38.978 --> 04:41.155
‫که مستحق این تهدید باشیم‬
‫یا خودمان باعثش شده باشیم‬

04:41.180 --> 04:42.790
‫حرفش بی‌راه نیست‬

04:42.815 --> 04:44.415
‫هی، بهش رو نده، باشه؟‬

04:44.439 --> 04:45.979
‫ساکت شید، تو رو خدا!‬

04:46.004 --> 04:47.685
‫ائتلاف، قدرت را از آن‌ها می‌گیرد‬

04:47.787 --> 04:50.354
‫غذا و داروی موردنیازتان را‬
‫در اختیارتان خواهیم گذاشت‬

04:51.224 --> 04:53.691
‫ماشین سرکوب را از بین خواهیم برد‬

04:53.793 --> 04:56.227
‫و کمک‌تان می‌کنیم عراق جدیدی بسازید‬

04:56.329 --> 04:58.206
‫که آباد و آزاد باشد‬

04:58.231 --> 05:00.865
‫باشد که خدا همچنان به آمریکا برکت دهد‬

05:00.967 --> 05:02.266
‫دقیقاً همین‌طوره‬

05:02.368 --> 05:04.535
‫باید همه‌شون رو از روی نقشه محو کرد‬

05:05.538 --> 05:07.055
‫اصل حرف اینه که عراقی‌ها‬

05:07.080 --> 05:09.659
‫حس کنن می‌تونن بهمون اعتماد کنن و‬
‫این‌که ما شرافت داریم‬

05:11.244 --> 05:12.710
‫- شرافت؟‬
‫- آره‬

05:12.812 --> 05:16.247
‫منظورت همون شرافتیه که‬
‫صدام حسین نشون داد‬

05:16.271 --> 05:18.217
‫وقتی مردم خودش رو با گاز سمی کشت؟‬

05:18.242 --> 05:20.272
‫ببین، قبول داریم که مستبد نفرت‌انگیزیه،‬

05:20.296 --> 05:22.874
‫ولی این‌که ما فقط به بدی صدام نباشیم‬
‫اصلاً کافی نیست‬

05:22.900 --> 05:26.502
‫آتش‌بس.‬
‫تولد پسرته!‬

05:26.526 --> 05:27.835
‫مهمونیه!‬

05:27.860 --> 05:29.003
‫ببخشید‬

05:29.028 --> 05:32.818
‫♪ تولدت مبارک ♪‬

05:32.843 --> 05:37.012
‫♪ تولدت مبارک ♪‬
‫- می‌دونین که از سورپرایز بدم میاد‬

05:37.036 --> 05:40.965
‫♪ تولدت مبارک، جان عزیز ♪‬

05:41.018 --> 05:42.718
‫جان، پسرم‬

05:42.742 --> 05:46.911
‫♪ تولدت مبارک ♪‬

05:47.246 --> 05:49.446
‫تولدت مبارک!‬

06:14.240 --> 06:15.906
‫برید، برید، برید! بجنبید!‬

06:16.008 --> 06:18.476
‫- گورت رو از این‌جا گم کن!‬
‫- حرکت کنید، حرکت!‬

06:18.578 --> 06:21.545
‫ریپر یک، ریپر یک، اورواچ صحبت می‌کنه‬

06:21.647 --> 06:23.391
‫"هدف سیکل" در دیدرسه‬

06:23.416 --> 06:26.384
‫تکرار می‌کنم، "هدف سیکل" رو تأیید کن‬

06:30.957 --> 06:32.990
‫داریم به مختصات‬
‫پسرهای صدام نزدیک می‌شیم‬

06:34.894 --> 06:36.961
‫ریپر یک، ساختمون رو پیدا و پاک‌سازی کن‬

06:37.063 --> 06:39.618
‫سرگرد دویل پشتیبانی‌ت می‌کنه.‬
‫روت حساب می‌کنم، گروهبان‬

06:39.643 --> 06:41.276
‫حواس‌تون به پسرهای صدام باشه‬

06:41.300 --> 06:44.735
‫آخرین شنودی که ازشون داشتیم‬
‫مربوط به اون ساختمونه‬

06:52.178 --> 06:53.511
‫زیر آتیشیم‬

07:04.690 --> 07:06.190
‫موقعیت تأیید شد‬

07:06.292 --> 07:07.925
‫ریپر یک، تکرار کن‬

07:08.194 --> 07:10.161
‫ریپر یک، تکرار کن‬

07:10.263 --> 07:11.695
‫ساختمون تأیید شد‬

07:11.798 --> 07:13.097
‫غیرنظامی‌ها زیر آتیشن!‬

07:15.334 --> 07:17.371
‫سرگرد دویل، منتظر علامت من برای پیشروی باش‬

07:17.396 --> 07:19.383
‫- دریافت شد‬
‫- سمت راستت!‬

07:23.276 --> 07:25.910
‫- دارم خشاب عوض می‌کنم!‬
‫- جوخه‌ی دوم، جوخه‌ی دوم!‬

07:30.116 --> 07:32.049
‫حرکت!‬

07:32.073 --> 07:34.206
‫- حرکت، حرکت، حرکت!‬
‫- جواب بده، واحد دو! جواب بده!‬

07:34.231 --> 07:35.564
‫برید، برید!‬

07:35.588 --> 07:37.365
‫داریم به ساختمون نزدیک می‌شیم.‬
‫مقاومت شدیده‬

07:37.390 --> 07:41.158
‫ریپر یک، ریپر یک،‬
‫مختصات تخلیه در راهه. تمام‬

07:41.260 --> 07:42.726
‫تأیید شد‬

07:42.829 --> 07:45.729
‫مجتمع هفت‌طبقه در مختصات ۸-۸‬

07:45.832 --> 07:49.600
‫دلتا به‌شدت درگیره.‬
‫زیر آتیش سنگینیم‬

07:49.702 --> 07:51.802
‫روی پشت‌بوم!‬

07:51.904 --> 07:53.370
‫حرکت، حرکت، حرکت!‬

07:54.474 --> 07:55.739
‫بخوابید!‬

07:59.249 --> 08:01.290
‫سرگرد دویل، ساختمون رو پاک‌سازی کن‬

08:01.314 --> 08:02.480
‫دریافت شد‬

08:02.582 --> 08:03.747
‫برید!‬

08:03.850 --> 08:05.516
‫حرکت کنید!‬

08:06.597 --> 08:08.297
‫روی زخم فشار بده‬

08:08.321 --> 08:09.820
‫از این‌جا ببرینش!‬

08:18.522 --> 08:20.343
‫آنتونی، ساعت ۹!‬

08:23.402 --> 08:24.835
‫مواظب باش!‬

08:24.937 --> 08:26.871
‫برید! حرکت کنید!‬

08:27.785 --> 08:28.884
‫دشمن، سمت چپ!‬

08:28.908 --> 08:30.341
‫حرکت کنید!‬

08:33.755 --> 08:34.755
‫پیشروی کنید‬

08:34.779 --> 08:36.180
‫برید داخل!‬

08:51.297 --> 08:53.630
‫غیرنظامی‌ها توی محدوده‌ان.‬
‫مراقب تیراندازی‌تون باشید‬

08:54.634 --> 08:56.066
‫دشمن، سمت چپ!‬

09:05.411 --> 09:06.477
‫آماده‌ی ورود بشید‬

09:06.502 --> 09:08.089
‫فاصله رو کم کنید، فاصله رو کم کنید!‬

09:08.114 --> 09:09.347
‫آماده‌ی ورود بشید‬

09:11.117 --> 09:13.150
‫تمام واحدها، شلیک نکنید!‬

09:16.289 --> 09:17.788
‫۰-۲، دریافت شد‬

09:22.962 --> 09:25.095
‫برام مهم نیست!‬
‫به رگبار ببندیدش!‬

09:27.166 --> 09:28.332
‫وارد شدیم، وارد شدیم.‬

09:30.169 --> 09:31.302
‫حرکت، حرکت، حرکت‬

09:33.472 --> 09:34.972
‫اون پایین، اون پایین!‬

09:42.615 --> 09:43.847
‫برید، برید!‬

09:43.950 --> 09:45.249
‫برید، برید، برید!‬

09:49.689 --> 09:51.188
‫زدمش‬

09:51.290 --> 09:52.656
‫پاکه. برید، برید، برید‬

09:54.020 --> 09:55.073
‫مواظب باش‬

09:59.498 --> 10:00.630
‫پشت سر من!‬

10:10.309 --> 10:12.009
‫- ببریدش بیرون!‬
‫- پشت سر من! حرکت کنید!‬

10:19.619 --> 10:20.951
‫هدف خنثی شد‬

10:21.053 --> 10:22.686
‫حرکت، حرکت! پشت سر من!‬

10:24.323 --> 10:25.356
‫پاکه‬

10:27.793 --> 10:28.859
‫برید‬

10:29.662 --> 10:31.128
‫خیلی خب، وارد می‌شیم، سه...‬

10:31.152 --> 10:32.158
‫دو...‬

11:17.376 --> 11:19.309
‫آخ!‬

11:38.798 --> 11:40.097
‫خوبی؟‬

11:41.267 --> 11:42.666
‫تالند، بیا این‌جا‬

11:42.768 --> 11:44.201
‫اثری از پسرهای صدام نیست‬

11:44.303 --> 11:45.936
‫فقط اسناد اطلاعاتیه‬

11:47.406 --> 11:48.806
‫هدف تحت کنترله‬

11:48.908 --> 11:50.307
‫سه مجروح داریم‬

11:50.409 --> 11:52.576
‫- هیچ کشته‌ای نداریم‬
‫- دریافت شد‬

12:10.996 --> 12:12.396
‫آماده باشید‬

12:56.876 --> 13:01.512
‫♪ خب، باید بار این دنیا رو از روی دوشم بردارم ♪‬

13:01.614 --> 13:05.783
‫♪ وگرنه خیلی زود از هم می‌پاشم ♪‬

13:05.885 --> 13:11.889
‫♪ پس باید یه‌جوری بار دنیا رو از روی دوشم بردارم ♪‬

13:13.392 --> 13:14.892
‫♪ همین‌طوره ♪‬

13:36.849 --> 13:38.537
‫سلام، صبح‌به‌خیر، رفیق‬

13:38.562 --> 13:40.128
‫خب، دوستان‬

13:40.152 --> 13:41.718
‫ارتش این بمباران رو به‌عنوان‬

13:41.742 --> 13:43.640
‫حمله‌ای برای حذف سران رژیم توصیف می‌کنه‬

13:43.666 --> 13:46.001
‫اما تا وقتی کسی صدام رو توی آوار پیدا نکنه،‬

13:46.032 --> 13:48.632
‫کار ما تهیه‌ی اطلاعات برای پیدا کردنشه‬

13:53.604 --> 13:56.044
‫- این اطلاعات مال چهار ساعت پیشه‬
‫- آخ، لعنتی!‬

13:56.068 --> 13:58.302
‫محل، مزارع الدوره است‬
‫[ استیل‌ول این‌جاست. تو کجایی؟ ]‬

13:58.326 --> 14:01.059
‫گفتن این اطلاعات‬
‫از یکی از مطمئن‌ترین منابع‌مون رسیده‬

14:01.085 --> 14:03.552
‫این هم جدیدترین تصویر ماهواره‌ای‬

14:03.576 --> 14:06.687
‫منبع‌مون می‌گه اون و پسرهاش‬
‫توی یکی از این ماشین‌ها هستن‬

14:06.712 --> 14:08.983
‫وسط راه رفتن دانکین دونات بگیرن؟‬

14:09.008 --> 14:11.425
‫- ببین، اونا نیستن‬
‫- اطلاعات ما خلافش رو می‌گه‬

14:11.450 --> 14:13.605
‫- حرفی داری بزنی؟‬
‫- ببخشید، قربان‬

14:13.630 --> 14:15.548
‫صدام و پسرهاش هیچ‌وقت‬
‫با کاروان رفت‌وآمد نمی‌کردن‬

14:15.573 --> 14:17.096
‫معمولاً با فاصله از هم می‌رسیدن‬

14:17.120 --> 14:18.433
‫پس اون‌جا نیستن‬

14:18.457 --> 14:19.945
‫ببخشید، ولی منابع معتبری داریم که‬

14:19.970 --> 14:21.603
‫خلاف این نظر رو می‌گن‬

14:21.627 --> 14:23.594
‫پس اطلاعات‌تون یا اشتباهه یا ساختگی‬

14:23.696 --> 14:25.362
‫منبع‌تون کیه؟‬

14:25.464 --> 14:27.130
‫یه نفر به اسم روکان‬

14:27.233 --> 14:28.532
‫- یکی از راک‌استارهای ماست‬
‫- آره‬

14:28.634 --> 14:30.000
‫- راک‌استار؟‬
‫- اوهوم‬

14:30.025 --> 14:31.802
‫خبرچین عراقیه، قربان،‬

14:31.827 --> 14:33.682
‫که ارتباطش با صدام اثبات شده‬

14:33.706 --> 14:36.166
‫و امیدواریم چندتا بلیت کنسرت‬
‫"رولینگ استونز" هم داشته باشه‬

14:38.655 --> 14:40.789
‫انجلا، حسین سابقه‌ی حضور‬
‫در این محل رو داره؟‬

14:40.813 --> 14:42.501
‫تو که کارشناس صدامی‬

14:42.526 --> 14:44.693
‫- خب، جان، روشن‌مون کن‬
‫- بله، قربان‬

14:44.717 --> 14:46.673
‫تا جایی که می‌دونیم، شش بار اون‌جا بوده‬

14:46.698 --> 14:48.942
‫خانواده‌ی همسر اولش با مالک‌ها صمیمی‌ان‬

14:48.967 --> 14:50.866
‫در اواخر دهه‌ی ۸۰ میلادی‬
‫با هم کسب‌وکاری داشتن‬

14:50.890 --> 14:52.853
‫زیادی توضیح می‌دی.‬
‫برو سر اصل مطلب‬

14:52.878 --> 14:55.945
‫خب، جان همیشه دوست داره‬
‫از دوران قبل از میلاد شروع کنه‬

14:56.807 --> 14:58.285
‫از دست این تاریخ‌دان‌ها!‬

14:58.310 --> 15:00.107
‫خب، از اواسط سال ۹۵ دیگه اون‌جا نرفته‬

15:00.132 --> 15:02.399
‫هیچ‌جایی که انتظار داریم پیداش نمی‌شه‬

15:02.501 --> 15:04.812
‫نمی‌خوام مخالفت کنم یا کسی رو برنجونم، خب،‬

15:04.837 --> 15:06.780
‫ولی منبع ما همون‌جا توی میدونه، پس...‬

15:06.805 --> 15:08.828
‫خب، من هفت ساله صدام رو بررسی می‌کنم‬

15:09.320 --> 15:10.886
‫انجلا، نظر تو چیه؟‬

15:10.910 --> 15:14.170
‫اون‌قدری که جان، حسین رو می‌شناسه،‬
‫من شوهر اولم رو نمی‌شناختم‬

15:16.226 --> 15:18.093
‫آره، ولی واقعاً مهمه که بدونه‬

15:18.117 --> 15:21.551
‫صدام شورت پادار می‌پوشه یا اسلیپ؟‬

15:21.654 --> 15:23.587
‫بی‌خیال.‬
‫باید بررسیش کنیم، مگه نه؟‬

15:23.689 --> 15:25.322
‫نهایتاً چی از دست می‌دیم؟‬

15:25.424 --> 15:27.735
‫خب، کلی وقت و منابع،‬

15:27.760 --> 15:29.026
‫چون اون‌جا نیست‬

15:29.128 --> 15:31.028
‫فقط بفهمید کجاست‬

15:31.130 --> 15:32.763
‫چون اگه توی بغداد کشته نشده باشه،‬

15:32.788 --> 15:34.508
‫همه چشم‌شون به ماست تا پیداش کنیم‬

15:34.533 --> 15:37.885
‫تا پیداش نکنیم، فشار کوفتیِ رئیس‌جمهور،‬
‫وزارت دفاع و وزارت خارجه‬

15:37.910 --> 15:39.676
‫همچنان روی سر همه‌مون خراب می‌شه‬

15:47.712 --> 15:50.881
‫زادگاه صدام حسین کاملاً در کنترل آمریکاست‬
‫[ آوریل ۲۰۰۳ ]‬

15:50.983 --> 15:52.582
‫نیروهای ائتلاف، در کنار هم،‬

15:52.606 --> 15:57.235
‫روزبه‌روز علیه دشمن پیشروی می‌کنند،‬
‫[ روز هجدهم ]‬

15:57.259 --> 15:58.405
‫[ روز بیستم ]‬

15:58.429 --> 16:03.326
‫هرچقدر هم طول بکشد،‬
‫صدام حسین برکنار خواهد شد‬

16:04.770 --> 16:06.763
‫[ روز سی‌وششم ]‬

16:07.032 --> 16:10.567
‫روزها به هفته تبدیل می‌شن، هفته‌ها به ماه‬

16:10.592 --> 16:14.137
‫نه اثری از صدام هست،‬
‫نه پسرهاش، نه سلاح‌های کشتارجمعی‬

16:14.239 --> 16:17.441
‫فقط بمب و شورش و جنازه‬

16:17.476 --> 16:19.476
‫اطلاعات امنیتی، حرف بی‌پایه نیست‬

16:19.578 --> 16:22.379
‫دیگه از دیدن بمباران عراق‬
‫در پخش زنده‌ی تلویزیون خسته شدم،‬

16:22.481 --> 16:25.349
‫از بمب‌های سنگرشکنی که پخش‌شون‬
‫با وقفه‌های تبلیغاتی قطع می‌شه‬

16:25.451 --> 16:28.345
‫نمی‌تونم این حس رو از خودم دور کنم که‬
‫داریم به سمت فاجعه می‌ریم‬

16:28.385 --> 16:29.631
‫روحیه‌مون خوبه‬

16:29.656 --> 16:31.144
‫درباره‌ی نتیجه هیچ تردیدی نیست‬

16:31.168 --> 16:32.737
‫هیچ‌وقت تموم نمی‌شه‬
‫[ روز شصت‌وپنجم ]‬

16:32.762 --> 16:35.055
‫شنودهای اطلاعاتی،‬
‫گزارش‌های شاهدان،‬

16:35.080 --> 16:38.829
‫مسیرهای پیک‌ها،‬
‫انبوه بی‌پایانی از سرنخ‌های غلط‬

16:38.853 --> 16:40.841
‫مصمم‌اند نذارن پیداشون کنید‬

16:40.866 --> 16:44.061
‫ماه‌هاست وجب‌به‌وجب عراق رو زیرورو می‌کنیم،‬

16:44.086 --> 16:46.516
‫هنوز هیچ اثری از هدف باارزش شماره‌ی ۱ نیست‬
‫[ ژوئن ۲۰۰۳ ]‬

16:58.539 --> 17:02.040
‫و در پی دستیابی به سلاح‌های کشتارجمعی است‬
‫و آن‌ها را در اختیار دارد،‬

17:02.064 --> 17:04.765
‫این یک خطر جدی برای جهان متمدن است‬

17:04.789 --> 17:06.899
‫- و با آن مقابله خواهد شد‬
‫- آفرین!‬

17:06.924 --> 17:08.746
‫این هم به‌خاطر برج‌های مرکز تجارت جهانی،‬

17:08.771 --> 17:10.505
‫حرومزاده‌ها!‬

17:10.529 --> 17:12.740
‫سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیکی...‬

17:12.764 --> 17:15.070
‫- و هم‌اکنون از وجود صدها محل اطلاع داریم‬
‫- بابا، آروم بگیر‬

17:15.096 --> 17:16.317
‫این مزخرفات رو خاموش کن‬

17:16.342 --> 17:18.781
‫بابا، خودت می‌دونی صدام‬
‫هیچ ربطی به حادثه یازده سپتامبر نداشت‬

17:18.806 --> 17:20.280
‫- کار اسامه بن‌لادن بود‬
‫- جدی؟‬

17:20.304 --> 17:22.236
‫۷۰ درصد آمریکایی‌ها می‌گن صدام دست داشته‬

17:22.261 --> 17:26.643
‫خب، ۸۵ درصد بچه‌ها هم‬
‫به بابانوئل اعتقاد دارن‬

17:26.745 --> 17:28.555
‫خب، سرش توی یه سینی...‬

17:28.580 --> 17:30.647
‫می‌شه یه هدیه‌ی کریسمس محشر‬

17:30.749 --> 17:33.938
‫جان، راسته صدام شبکه‌ای از تونل‌ها‬

17:33.963 --> 17:35.075
‫زیر بغداد ساخته؟‬

17:35.099 --> 17:36.655
‫آره، شاید اندازه‌ی یه شهر کامل باشه‬

17:36.680 --> 17:39.103
‫مثل مخفیگاه زیرزمینی‬
‫یکی از شرورهای "جیمز باند"؟‬

17:39.128 --> 17:42.214
‫- آره‬
‫- فیلم مثال می‌زنی؟ این که فیلم نیست‬

17:42.239 --> 17:43.991
‫و همون پایین پیداش می‌کنن‬

17:44.016 --> 17:46.186
‫بعدش هم همون نسخه‌ی ویتنام رو براش می‌پیچن‬

17:46.211 --> 17:49.077
‫با بمبارون فرشی‬
‫دمار از روزگارشون درمیارن‬

17:49.101 --> 17:51.056
‫حتماً خیلی به بچه‌های بی‌گناه کمک می‌کنه‬

17:51.081 --> 17:53.248
‫دقیقاً. تازه اون جنگ رو هم باختیم‬

17:53.272 --> 17:57.574
‫سیاست‌مدارها باختن، نه سربازها‬

17:57.676 --> 18:00.644
‫اصلاً شما از جنگیدن چی می‌دونین؟‬
‫ای خدا!‬

18:02.281 --> 18:03.647
‫برای جنگیدن راه‌های دیگه‌ای هم هست‬

18:03.749 --> 18:05.125
‫جز این‌که توپِ هویتزر کول کنی‬

18:05.150 --> 18:07.650
‫خودت که می‌دونی، اطلاعات کلید پیروزیه‬

18:08.587 --> 18:09.920
‫- عه، جدی؟‬
‫- آره‬

18:10.023 --> 18:13.026
‫باشه، به سلامتی شما، جناب "سون تزو"،‬

18:13.051 --> 18:16.726
‫و فصل دومی که داری‬
‫برای کتاب "هنر جنگ" می‌نویسی‬

18:16.829 --> 18:18.839
‫بابا، به بهترین شکلی که می‌تونم‬
‫دارم خدمت می‌کنم‬

18:18.864 --> 18:21.898
‫حالا چی کار می‌کنی؟‬
‫پشت میز می‌شینی؟‬

18:22.000 --> 18:24.034
‫جنگ‌ها توی خط مقدم برده می‌شن،‬

18:24.137 --> 18:26.838
‫همون‌طور که برادرت جنگید و‬
‫جونش رو هم فدا کرد‬

18:26.940 --> 18:29.006
‫وای خدا!‬

18:29.109 --> 18:31.209
‫این رو سوزی بهمون هدیه داده بود‬

18:31.311 --> 18:33.911
‫هی، بذار من جمعش کنم‬

18:34.013 --> 18:36.347
‫گوش کنین، من باید برم‬

18:36.449 --> 18:37.882
‫هی...‬

18:37.984 --> 18:39.750
‫بابا... بابا، بذار برات تاکسی بگیرم‬

18:43.923 --> 18:45.790
‫چیه... اون فرستادت بیای دنبالم؟‬

18:45.892 --> 18:47.792
‫آخه ما... ما نگرانتیم‬

18:47.894 --> 18:49.104
‫سوئیچ رو بده‬

18:49.129 --> 18:50.138
‫نگران من نباش‬

18:50.163 --> 18:51.751
‫تو فقط نگران اون باش‬

18:51.776 --> 18:55.211
‫یعنی، اون دختر خوبیه و این حرف‌ها،‬
‫ولی...‬

18:55.235 --> 18:56.467
‫ولی چی؟‬

18:56.569 --> 18:58.269
‫نمی‌خوام جلوی پیشرفتت رو بگیره‬

18:58.371 --> 19:00.371
‫- یعنی چی؟‬
‫- بذار یه چیزی بپرسم،‬

19:00.473 --> 19:03.618
‫واقعاً می‌خوای بقیه‌ی عمرت رو‬

19:03.643 --> 19:07.345
‫گرفتار یه افلیج باشی؟‬

19:08.748 --> 19:10.731
‫از دست تو، بابا.‬
‫فقط یه ظرف از دستش افتاد‬

19:10.756 --> 19:12.022
‫می‌دونم، ولی...‬

19:12.919 --> 19:14.418
‫ببین...‬

19:14.521 --> 19:16.821
‫ارتش همیشه یادت می‌ده‬
‫نقشه‌ی فرار داشته باشی‬

19:19.392 --> 19:20.892
‫مثل مامان؟‬

19:35.008 --> 19:37.074
‫اوضاع بین تو و بابات روبه‌راهه؟‬

19:39.579 --> 19:41.345
‫اوضاع عادیه‬

19:43.416 --> 19:46.083
‫بعضی‌وقت‌ها فکر می‌کنم‬
‫بابات ازم خوشش نمیاد‬

19:46.186 --> 19:48.419
‫چی؟ نه بابا‬

19:48.521 --> 19:50.154
‫محاله کسی دوستت نداشته باشه‬

19:50.256 --> 19:52.523
‫خیلی دوست‌داشتنی‌ای‬

19:53.960 --> 19:56.527
‫نه، مسئله یه چیزی بین من و خودشه‬

19:56.629 --> 19:59.040
‫همیشه همین‌طور بوده و‬
‫همیشه همین‌طور می‌مونه‬

19:59.065 --> 20:02.767
‫تو تنها کسی هستی که براش مونده.‬
‫اون دوستت داره‬

20:02.792 --> 20:04.921
‫برای همین دوستم داره...‬

20:04.945 --> 20:07.145
‫چون فقط من براش موندم‬

20:28.061 --> 20:32.129
‫بچه‌ها، روز نودودومه و اوضاع آشفته‌ست‬

20:32.232 --> 20:35.757
‫حالا، همه‌ی نیروهای دولت صدام رو‬
‫کنار گذاشتیم‬

20:35.782 --> 20:39.303
‫پس کسی نیست برق رو تأمین کنه،‬
‫آب لوله‌کشی هم ندارن‬

20:39.405 --> 20:43.418
‫این هم به لطف برمر که ارتش عراق رو منحل کرد‬

20:43.443 --> 20:45.376
‫حالا با صدها هزار نفر طرفیم‬

20:45.478 --> 20:47.989
‫که تا دندان مسلحن و توی خیابون‌ها می‌چرخن‬

20:48.014 --> 20:50.047
‫و دنبال یه کاری می‌گردن انجام بدن‬

20:50.149 --> 20:53.561
‫و این روحانی، مقتدی صدر،‬

20:53.586 --> 20:56.854
‫به ما و دولت موقت جدید اعلام جنگ کرده‬

20:56.956 --> 20:59.190
‫صدام هم هنوز اون بیرونه و در کمینه،‬

20:59.292 --> 21:01.736
‫پس داریم عالی پیش می‌ریم‬

21:01.761 --> 21:05.062
‫خب، غیر از همه‌ی این‌ها چی دارید؟‬

21:05.164 --> 21:07.308
‫با این‌همه جنونی که اون‌جا جریان داره،‬

21:07.333 --> 21:09.631
‫باید خودمون اون‌جا منبع‌یابی و تحلیل کنیم‬

21:09.656 --> 21:10.868
‫خب، جری راست می‌گه‬

21:10.893 --> 21:12.903
‫فقط این‌طوری می‌تونیم مستقل عمل کنیم‬

21:12.928 --> 21:14.482
‫حالا واسه‌مون "رمبو" شدی، جان؟‬

21:14.507 --> 21:16.302
‫می‌خوای بندازنت وسط منطقه‌ی جنگی؟‬

21:16.327 --> 21:18.165
‫چرا استیل‌ول هنوز مجوزمون رو نگرفته‬

21:18.189 --> 21:19.521
‫که بریم اون‌جا؟‬

21:19.545 --> 21:21.735
‫خب، غیر از این‌همه غرزدن،‬

21:21.760 --> 21:23.626
‫کسی حرفی برای گفتن داره؟‬

21:23.650 --> 21:24.668
‫بله، خانم‬

21:24.693 --> 21:25.950
‫گزارش‌هایی از مشاهده‌ی‬

21:25.975 --> 21:27.074
‫منشی مخصوص صدام،‬

21:27.098 --> 21:29.031
‫عبدالحمید محمود التکریتی،‬

21:29.055 --> 21:30.741
‫و همین‌طور وزیر نفتش،‬

21:30.823 --> 21:33.658
‫عامر محمد رشید العبیدی‬

21:33.683 --> 21:36.048
‫انجلا، صدام به هر دوی این مردها اعتماد داره‬

21:36.073 --> 21:38.574
‫به اونا برسیم، به خودش می‌رسیم‬

21:38.598 --> 21:40.831
‫این‌ها نمی‌دونن صدام کجاست‬

21:40.933 --> 21:43.701
‫آخه پارسال فقط‬
‫دو جلسه‌ی هیئت دولت برگزار کرد‬

21:43.803 --> 21:45.513
‫تو فقط ایده‌ها رو یکی‌یکی رد می‌کنی،‬

21:45.538 --> 21:47.972
‫ولی خودت هم انگار‬
‫هیچ راه‌حل دیگه‌ای نداری، مگه نه، جان؟‬

21:48.074 --> 21:52.009
‫خب، کالین پاول تمام صبح داشت‬
‫پوستم رو می‌کند‬

21:52.111 --> 21:54.259
‫به اتکای ما به دنیا گفت‬
‫عراق سلاح‌های کشتارجمعی داره‬

21:54.284 --> 21:56.088
‫- می‌دونیم‬
‫- پس می‌دونید چه گندی‬

21:56.113 --> 21:57.536
‫توی کاخ سفید به پا شده‬

21:57.561 --> 21:59.962
‫قربان، به اطلاعات دست‌اول نیاز داریم‬

21:59.986 --> 22:01.474
‫تنها راه پیشرفت اینه که‬

22:01.499 --> 22:02.865
‫از آدم‌های اون‌جا پرس‌وجو کنیم‬

22:02.889 --> 22:04.655
‫چرا اعزام‌مون به بغداد این‌قدر طول کشیده؟‬

22:04.680 --> 22:06.334
‫آره، منتظرم مجوز لازم صادر بشه‬

22:06.359 --> 22:08.280
‫تا مؤثرتر باشیم و کم‌تر مؤدبانه سؤال کنیم‬

22:08.305 --> 22:10.739
‫دیگه وقتشه.‬
‫چرا این‌قدر دست‌دست می‌کنیم؟‬

22:10.763 --> 22:12.952
‫باید بریم اون‌جا و‬
‫از اون حرومزاده‌ها بازجویی کنیم‬

22:12.977 --> 22:14.420
‫به نظر من که منطقیه‬

22:14.445 --> 22:15.711
‫جدی؟‬
‫می‌خوای چی کار کنی...‬

22:15.735 --> 22:17.154
‫براشون کلاس تاریخ بذاری؟‬

22:17.997 --> 22:20.884
‫من رو بفرستید، قربان.‬
‫هرچی می‌دونن از زیر زبونشون می‌کشم‬

22:23.443 --> 22:25.810
‫عجب تأثیری روش گذاشتی‬

22:25.912 --> 22:27.578
‫چه مزخرفاتی شنیدم‬

22:27.603 --> 22:29.157
‫بوش همه‌ی دنیا رو به وحشت انداخته،‬

22:29.182 --> 22:30.658
‫و خاورمیانه هم داره منفجر می‌شه‬

22:30.683 --> 22:32.527
‫همه‌چیز به دستگیری صدام بستگی داره‬

22:32.552 --> 22:34.662
‫ولی این سیاست‌بازی‌های مزخرف‬
‫این‌جا زمین‌گیرمون کرده‬

22:34.687 --> 22:35.930
‫خب، اگه چیزی دست‌تون نیست،‬

22:35.954 --> 22:37.098
‫پس چند احتمال بهشون بدین‬

22:37.123 --> 22:38.564
‫- یعنی چرت‌وپرت تحویلشون بدیم؟‬
‫- آره‬

22:38.589 --> 22:40.102
‫دقیقاً، اگه تنها راه همینه‬

22:40.126 --> 22:43.574
‫کسی فکر نکرده شاید اصلاً‬
‫این سلاح‌ها وجود ندارن؟‬

22:43.741 --> 22:45.252
‫ولفویتز زنگ زد‬

22:45.277 --> 22:48.711
‫درباره‌ی مصاحبه‌ای پرسید که‬
‫حدود یک سال پیش...‬

22:48.735 --> 22:51.535
‫با زنی انجام شده بود که ادعا می‌کرد‬
‫معشوقه‌ی صدامه‬

22:51.559 --> 22:52.914
‫یا خدا، آره، یادمه‬

22:52.939 --> 22:54.248
‫- توی شبکه‌ی ای‌بی‌سی بود‬
‫- خوبه‬

22:54.273 --> 22:55.973
‫پس، جان، بررسیش می‌کنی؟‬

22:56.075 --> 22:58.109
‫وقت تلف کردن محضه‬

22:58.211 --> 23:01.545
‫جان، الان چی گفتم؟‬
‫طرف از آدم‌های رامسفلده‬

23:01.647 --> 23:03.524
‫اسمش "پاریسولا لامپسوس"ـه‬

23:03.549 --> 23:05.360
‫سال‌ها معشوقه‌ی صدام بوده‬

23:05.385 --> 23:07.451
‫از سلاح‌های کشتارجمعی هم حرف زده،‬

23:07.553 --> 23:09.120
‫و ظاهراً دیده صدام‬

23:09.222 --> 23:11.522
‫توی بغداد به اسامه بن‌لادن پول داده‬

23:11.546 --> 23:13.412
‫حتی نمی‌تونیم تأیید کنیم بن‌لادن اصلاً تا حالا‬

23:13.437 --> 23:14.733
‫به بغداد رفته‬

23:14.758 --> 23:16.071
‫خب، استیل‌ول می‌خواد بدونه‬

23:16.095 --> 23:17.628
‫صدام بهش گفته سلاح‌ها کجان یا نه‬

23:17.652 --> 23:19.207
‫اون توی بیروت زندگی می‌کنه‬

23:19.232 --> 23:20.731
‫این ادعا هیچ اعتباری نداره‬

23:20.755 --> 23:22.488
‫می‌شه این رو بدی به پالیِ پاچه‌خوار‬

23:22.513 --> 23:24.078
‫و وقت من رو باهاش نگیری؟‬

23:24.103 --> 23:26.670
‫کارت اینه چیزی رو به مردم بدی که می‌خوان!‬

23:26.773 --> 23:28.549
‫کار من اینه حقیقت رو پیدا کنم‬

23:28.574 --> 23:30.451
‫- یه نصیحت می‌خوای؟‬
‫- آره‬

23:30.476 --> 23:33.519
‫من جات بودم یه نگاهی دور و برم می‌انداختم و‬
‫به عوض‌کردن دکور فکر می‌کردم،‬

23:33.544 --> 23:34.717
‫چون این‌جا...‬

23:34.741 --> 23:36.387
‫جاییه که قراره توش زندگی کنی‬

23:37.417 --> 23:38.482
‫تو دیگه آدم‌بشو نیستی‬

23:45.000 --> 23:52.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:58.638 --> 24:00.905
‫ادعاهای پاریسولا رو بررسی کردم‬

24:01.007 --> 24:02.583
‫قابل اثبات نبودن‬

24:02.608 --> 24:04.018
‫همون‌طور که فکر می‌کردم‬

24:04.043 --> 24:07.645
‫صددرصد چرنده،‬
‫درست همون‌طور که گفتم‬

24:09.982 --> 24:13.717
‫ولی می‌خوام بابت رفتار قبلی‌م عذرخواهی کنم‬

24:13.820 --> 24:15.686
‫هوم، یعنی بابت عوضی‌بازی‌هات؟‬

24:15.788 --> 24:18.055
‫بله، با این ارزیابی موافقم‬

24:18.157 --> 24:21.302
‫گوش کن، هیچ‌کس این مرد رو‬
‫بهتر از من نمی‌شناسه‬

24:21.327 --> 24:24.094
‫توی میدان خیلی بیشتر به دردتون می‌خورم،‬

24:24.119 --> 24:25.696
‫تا این‌جا پشت میز‬

24:28.034 --> 24:29.533
‫آها‬

24:29.635 --> 24:31.813
‫از اشتیاقت ممنونم،‬

24:31.838 --> 24:34.355
‫ولی نمی‌خوام به‌خاطر اون لبخند دل‌نشینت،‬

24:34.380 --> 24:36.413
‫حقوق بازنشستگی‌م رو از دست بدم‬

24:42.771 --> 24:44.437
‫لعنتی‬

24:44.461 --> 24:45.994
‫همچنین خاطرنشان می‌کنیم که‬

24:46.018 --> 24:48.037
‫صدام حسین همچنان متواری است‬

24:48.062 --> 24:49.909
‫از کسانی که درباره‌ی محل اختفای صدام حسین‬

24:49.934 --> 24:51.500
‫اطلاعاتی در اختیار دارند می‌خواهیم‬

24:51.524 --> 24:53.746
‫با دفتر مسئول اجرایی تماس بگیرند‬

24:53.771 --> 24:56.850
‫برای اطلاعاتی که‬
‫به دستگیری صدام حسین منجر شود،‬

24:56.875 --> 24:59.178
‫تا سقف ۲۵ میلیون دلار‬
‫جایزه پرداخت می‌کنیم‬

24:59.203 --> 25:02.110
‫۲۵ میلیون دلار؟!‬

25:02.135 --> 25:04.358
‫این بزرگ‌ترین جایزه‌ای است‬
‫که تاکنون‬

25:04.382 --> 25:06.482
‫در برنامه‌ی "پاداش برای عدالت"‬
‫پرداخت شده است‬

25:06.506 --> 25:08.105
‫اطلاعات حیاتی‌ای که ما را به...‬

25:08.207 --> 25:09.753
‫عراقی‌های لعنتی‬

25:34.545 --> 25:36.178
‫ساعت چنده؟‬

25:36.202 --> 25:37.735
‫هیس! سعی کن بخوابی‬

25:37.837 --> 25:40.404
‫زویی، برو کنار!‬

25:40.506 --> 25:41.906
‫سلام‬

25:42.008 --> 25:43.240
‫سلام‬

25:52.018 --> 25:53.517
‫امروز چی شد؟‬

25:56.622 --> 25:58.923
‫مملکت هنوز توی جنگه، عزیزم‬

26:00.226 --> 26:03.294
‫مواظب باش، نکنه اینم محرمانه باشه‬

26:07.867 --> 26:09.867
‫من هیچ‌وقت نمی‌تونم چیزی ازت بپرسم‬

26:09.969 --> 26:11.268
‫هوم؟‬

26:11.370 --> 26:13.637
‫خب، امروز سر کار چطور بود؟‬

26:13.739 --> 26:15.172
‫اِم...‬

26:15.274 --> 26:17.942
‫خوشحالم پرسیدی‬

26:19.378 --> 26:21.145
‫خب...‬

26:21.247 --> 26:25.115
‫بیمارستان امروز اعلام کرد که به‌خاطر جنگ‬

26:25.217 --> 26:28.285
‫قراره تعداد کارکنای آزمایشگاه رو کم کنن‬

26:29.334 --> 26:32.686
‫چطور انتظار دارن‬
‫بدون تکنسین‌ها و دستیارهای آزمایشگاه‬

26:32.710 --> 26:34.338
‫کار کنیم؟‬

26:38.911 --> 26:40.277
‫هوم‬

26:43.380 --> 26:44.880
‫الان چی گفتی؟‬

26:44.904 --> 26:46.792
‫- نمی‌دونم‬
‫- نه، همین الان... چی گفتی؟‬

26:46.817 --> 26:49.151
‫هی، هی، الان چی گفتی؟‬

26:49.175 --> 26:52.827
‫این‌که نیروهای پشتیبانی،‬
‫بدون نیروهای پشتیبانی نمی‌تونن کار کنن…‬

26:52.852 --> 26:55.553
‫یا یه همچین چیزی، نمی‌دونم‬

26:56.015 --> 26:58.048
‫تو نابغه‌ای‬

27:00.319 --> 27:03.354
‫- چی شد؟‬
‫- باید برگردم سر کار‬

27:37.123 --> 27:38.922
‫محمد یوسف‬

27:38.958 --> 27:40.124
‫پیدات کردم‬

27:51.737 --> 27:53.634
‫کجا با این عجله؟‬

27:53.659 --> 27:56.059
‫ببخشید، چند دقیقه‌ی دیگه می‌بینمت‬

27:56.954 --> 27:58.639
‫هی، فانزنبرگ، این‌ها چیه؟‬

27:58.664 --> 28:01.545
‫جایزه‌ی ۲۵ میلیون‌دلاری‬
‫کلی سرنخ غلط میاره‬

28:10.189 --> 28:11.955
‫تا حالا سؤال‌های اشتباهی می‌پرسیدیم‬

28:13.192 --> 28:14.969
‫دنبال صدام می‌گردیم، ولی...‬

28:14.994 --> 28:17.161
‫داریم آدم‌هایی رو شکار می‌کنیم که‬
‫برای خودمون مهمن‬

28:17.341 --> 28:18.807
‫خب، پس باید دنبال چه کسایی بگردیم؟‬

28:18.831 --> 28:20.452
‫آدم‌هایی که برای صدام مهمن‬

28:20.477 --> 28:22.010
‫این الان... یه معماست؟‬

28:22.034 --> 28:24.289
‫العبیدی چند روز پیش‬
‫خودش رو به مقامات تسلیم کرد‬

28:24.314 --> 28:25.792
‫اون توی فهرست هدف‌هامونه، درسته؟‬

28:25.817 --> 28:27.126
‫اون می‌دونه صدام کجا مخفی شده؟‬

28:27.151 --> 28:28.550
‫باز می‌گم، برو سر اصل مطلب‬

28:28.574 --> 28:31.608
‫توی هر بحرانی، همیشه نیروهای پشتیبانی‬

28:31.633 --> 28:33.566
‫- اول از همه اخراج می‌شن‬
‫- خب؟‬

28:33.591 --> 28:35.928
‫به‌محض شروع جنگ،‬
‫صدام کل شبکه‌ی پشتیبانش رو‬

28:35.953 --> 28:37.325
‫کنار گذاشت‬

28:37.349 --> 28:38.615
‫به‌جز خانواده‌اش‬

28:38.718 --> 28:39.746
‫چرا؟‬

28:40.386 --> 28:43.654
‫چون دارن ازش محافظت می‌کنن،‬
‫چون بهش باور دارن...‬

28:43.909 --> 28:46.376
‫از روی اعتقاد، نه به‌خاطر پول‬

28:46.926 --> 28:50.071
‫همه‌ی خدمتکارها، آشپزها و محافظ‌هاش...‬

28:50.096 --> 28:51.872
‫همه‌شون آدم‌هایی‌ان که باهاشون بزرگ شده‬

28:51.897 --> 28:53.007
‫اعتماد کامل بهشون داره‬

28:53.032 --> 28:54.331
‫از کجا می‌دونی بهشون اعتماد داره؟‬

28:54.433 --> 28:56.114
‫خب، هر کسی رو که‬
‫بهش اعتماد نداشت، کشت‬

28:56.139 --> 28:57.879
‫استدلال محکمیه‬

28:57.903 --> 29:00.437
‫دو نفر رو شناسایی کردم که‬
‫باید روشون تمرکز کنیم‬

29:03.075 --> 29:04.797
‫بفرمایید.‬
‫هر دوشون اهل تکریت هستن،‬

29:04.822 --> 29:06.254
‫درست مثل صدام‬

29:06.278 --> 29:09.213
‫این یکی عدنانه‬

29:09.315 --> 29:11.715
‫این هم محمد یوسف‬

29:11.895 --> 29:13.628
‫توی فهرست ما‬
‫جزو اهداف باارزش نیستن،‬

29:13.652 --> 29:15.319
‫ولی باید همین‌ها رو پیدا کنیم‬

29:15.421 --> 29:19.291
‫صبر کن، یعنی می‌خوای منابع محدودمون رو‬

29:19.316 --> 29:21.269
‫از وزیرها و ژنرال‌هایی که تسلیم شدن،‬

29:21.293 --> 29:22.993
‫بگیریم و بدیم به راننده‌ها؟‬

29:23.095 --> 29:25.129
‫دقیقاً همین کار رو می‌خوام بکنم‬

29:27.099 --> 29:29.266
‫نظرتون؟‬

29:33.906 --> 29:35.439
‫سخت می‌شه نظر داد‬

29:35.541 --> 29:36.740
‫ولی آسون‌تر می‌شه‬

29:36.842 --> 29:38.252
‫اگه فقط اجازه بدید بریم اون‌جا‬

29:38.277 --> 29:39.631
‫و خودمون از مردم پرس‌وجو کنیم‬

29:39.656 --> 29:40.822
‫جری درست می‌گه‬

29:40.846 --> 29:42.613
‫با این‌همه حدس و نظریه‌بافی‬

29:42.715 --> 29:44.515
‫براساس گزارش‌های دست چندم...‬

29:44.617 --> 29:46.350
‫به هیچ‌جا نرسیدیم‬

29:46.452 --> 29:47.918
‫آره، موافقم‬

29:49.421 --> 29:52.122
‫اگه کمکی می‌کنه، من حاضرم برم‬

29:52.224 --> 29:54.191
‫منم همین‌طور‬

29:54.215 --> 29:57.616
‫ای خدا، بوش و چِینی، پاول و زنم‬

29:57.641 --> 29:59.396
‫همه‌شون افتادن به جونم‬

30:00.699 --> 30:04.802
‫باشه، یه طرح آماده کنید.‬
‫وقتشه دست‌هامون رو کثیف کنیم‬

30:11.177 --> 30:12.883
‫یا خدا‬

30:25.324 --> 30:26.690
‫چقدر قراره اون‌جا بمونی؟‬

30:30.129 --> 30:33.363
‫نمی‌دونم، شاید چند هفته‬

30:33.465 --> 30:34.932
‫یا شاید هم چند ماه؟‬

30:37.203 --> 30:39.536
‫ولی چرا تو باید بری؟‬

30:39.638 --> 30:42.072
‫چون هیچ‌کس صدام رو بهتر از من نمی‌شناسه‬

30:43.142 --> 30:46.276
‫شناختنش چه ربطی به پیدا کردنش داره؟‬

30:46.378 --> 30:48.545
‫عزیزم، اگه صدام رو پیدا نکنیم و‬

30:48.647 --> 30:50.602
‫سلاح‌های کشتارجمعی‌ش بیفتن دست آدم‌های اشتباه،‬

30:50.627 --> 30:52.227
‫ممکنه آدم‌های زیادی کشته بشن‬

30:52.251 --> 30:53.650
‫اگه نرم...‬

30:54.894 --> 30:56.893
‫پس چرا دیگه کلاً این کار رو ادامه بدم؟‬

30:58.938 --> 31:02.092
‫می‌دونم عاشق بستنی بلیزارد‬
‫هات‌فاجِ "دِیری کوئین" هستی‬

31:02.194 --> 31:04.328
‫پس می‌تونم اون‌جا استخدام بشم‬

31:04.430 --> 31:06.630
‫و تا آخر عمر بلیزارد مجانی بگیری‬

31:08.400 --> 31:10.067
‫واقعاً همین رو می‌خوای؟‬

31:11.437 --> 31:13.737
‫فکر کنم خیلی خوب از پسش بربیام‬

31:13.839 --> 31:15.494
‫بابات پشت اون ظاهر خشک و زمختش،‬

31:15.519 --> 31:17.886
‫با رفتن تو خیلی سخت کنار میاد‬

31:17.910 --> 31:18.997
‫شوخی می‌کنی؟‬

31:19.022 --> 31:20.288
‫عین رؤیاشه که‬

31:20.312 --> 31:22.312
‫پسرش بره دل معرکه‬

31:22.414 --> 31:24.081
‫ولی رؤیای من نیست‬

31:25.351 --> 31:27.394
‫ببین، فردا می‌برمت دکتر‬

31:27.419 --> 31:30.587
‫مطمئن می‌شیم که‬
‫بیماری ام‌اِس پیشرفت نکرده‬

31:30.689 --> 31:32.923
‫اگه بگن باید بمونم تا ازت مراقبت کنم،‬

31:33.025 --> 31:34.892
‫پس همین کار رو می‌کنم‬

31:34.994 --> 31:36.260
‫من حالم خوبه‬

31:42.234 --> 31:44.545
‫امشب، پسران مخوف صدام حسین،‬

31:44.570 --> 31:46.270
‫عدی و قصی، کشته شدند‬

31:46.372 --> 31:48.705
‫و مقامات می‌گویند‬
‫این دو در حمله‌ای کشته شدند که‬

31:48.730 --> 31:51.842
‫صبح امروز به ویلایی در شهر موصل،‬
‫واقع در شمال عراق، صورت گرفت‬

31:52.778 --> 31:56.446
‫صحنه‌ی درگیری سنگینی بود و‬
‫نزدیک به شش ساعت طول کشید‬

31:56.471 --> 32:00.228
‫نیروها کاملاً مسلح آمدند، چون‬
‫خبر رسیده بود عدی و قصی‬

32:00.252 --> 32:01.362
‫در ویلا هستند‬

32:01.387 --> 32:03.063
‫این دو نفر‬

32:03.088 --> 32:05.122
‫افرادی به‌شدت بی‌رحم و شرورند‬

32:05.224 --> 32:06.690
‫حالا دیگر مرده‌اند‬

32:06.714 --> 32:10.437
‫تنها چیزی که می‌خواهم‬
‫درباره‌ی مرگ پسران صدام بگویم‬

32:10.462 --> 32:13.040
‫این است که امروز روز بزرگی‬
‫برای مردم عراق است‬

32:13.065 --> 32:15.132
‫و روز بزرگی برای ارتش آمریکا،‬

32:15.157 --> 32:18.468
‫که بار دیگر حرفه‌ای‌گری حیرت‌انگیزش را‬

32:18.563 --> 32:19.996
‫در این عملیات نشان داد‬

32:20.085 --> 32:22.729
‫ائتلاف متعهد است با مردم عراق همکاری کند‬
‫[ ۲۲ ژوئیه، ۲۰۰۳ ]‬

32:22.754 --> 32:24.374
‫تا محیطی امن و باثبات‬

32:24.398 --> 32:26.120
‫برای همه‌ی مردم فراهم شود‬

32:26.145 --> 32:28.727
‫بچه‌ها... استیل‌ول و انجلا کارمون دارن‬

32:28.752 --> 32:29.891
‫این دو عضو رژیم‬

32:29.915 --> 32:31.181
‫دیگر به قدرت بازنخواهند گشت‬

32:31.206 --> 32:32.683
‫بجنبید، بچه‌ها‬

32:32.785 --> 32:35.485
‫رفیق، استیل‌ول می‌خواد همه رو ببینه‬

32:42.895 --> 32:44.661
‫خب، حساب پسرها رو رسیدیم‬

32:49.969 --> 32:52.102
‫- حالا بریم سراغ باباشون‬
‫- آره!‬

32:52.204 --> 32:54.114
‫وقتشه این گاو رو از سبیلش بگیریم‬

32:54.139 --> 32:57.140
‫بریم سراغش!‬

32:59.445 --> 33:02.699
‫خب، تیم ایستگاه بغداد.‬
‫هرکی اسمش رو خوندم، بیاد جلو‬

33:04.049 --> 33:05.816
‫تگرت‬

33:06.685 --> 33:08.685
‫- جکسون‬
‫- ایول!‬

33:09.488 --> 33:10.787
‫و اریک‬

33:12.002 --> 33:14.302
‫- بجنب، بجنب‬
‫- مک‌کنزی، بیا جلو‬

33:14.326 --> 33:16.460
‫عالی از پسش برمیای‬

33:16.562 --> 33:18.495
‫پالی، بیا جلو‬

33:18.597 --> 33:20.130
‫- آفرین، پالی‬
‫- کارت عالی بود‬

33:20.232 --> 33:21.965
‫خوبه‬

33:23.035 --> 33:25.702
‫اوه، یادم رفت.‬
‫جری، تو هم بیا جلو‬

33:31.176 --> 33:33.043
‫مأموریت‌تون پیدا کردن صدامه‬

33:33.145 --> 33:35.089
‫حتی اگه خود زمین لعنتی قورتش داده باشه‬

33:35.114 --> 33:37.460
‫- و پیدا کردن سلاح‌های کشتارجمعی، باشه؟‬
‫- بنازم!‬

33:40.486 --> 33:42.158
‫- ایول، همینه!‬
‫- خیلی‌خب!‬

34:05.511 --> 34:07.177
‫داره میاد، داره میاد‬

34:11.717 --> 34:14.117
‫و اینم جانی!‬

34:19.391 --> 34:21.891
‫بابا، چی... چه خبره؟‬

34:21.994 --> 34:25.027
‫خجالت نکش.‬
‫این یه لحظه‌ی تاریخیه‬

34:25.171 --> 34:27.685
‫می‌خوام از این لحظه استفاده کنم‬

34:27.710 --> 34:32.147
‫تا اعلام کنم که پسرم قراره بره دل معرکه‬

34:33.906 --> 34:35.871
‫و سنت دیرینه‌ی خانوادگی‌مون رو ادامه بده‬

34:39.678 --> 34:42.179
‫جری، مراقب جان باش‬

34:42.281 --> 34:43.647
‫چیزیش نمی‌شه‬

34:43.671 --> 34:46.139
‫تضمین می‌کنم کیلومترها‬
‫از هر درگیری دور می‌مونه‬

34:47.252 --> 34:50.152
‫چیزیش نمی‌شه. فقط باید‬
‫پرونده و عکس جابه‌جا کنه‬

34:50.255 --> 34:52.621
‫لازم نیست اسلحه کول کنه...‬

34:52.724 --> 34:57.060
‫لازم نیست مثل برادرش، چارلی،‬
‫یه ام۱۶ کول کنه‬

35:00.332 --> 35:01.965
‫خب، حالا...‬

35:04.636 --> 35:08.004
‫من... من نمی‌خواستم...‬
‫نمی‌خواستم احساساتی بشم،‬

35:08.107 --> 35:10.207
‫فقط... نمی‌خوام...‬

35:10.231 --> 35:12.598
‫نمی‌خوام فراموش بشه‬

35:15.047 --> 35:16.913
‫ببخشید، من...‬

35:17.015 --> 35:18.882
‫ببخشید‬

35:18.984 --> 35:21.751
‫فقط می‌خوام ازش‬
‫به‌خاطر خدمتش به کشور یاد بشه‬

35:22.988 --> 35:24.521
‫همین‌طور هم باید باشه‬

35:24.623 --> 35:26.723
‫- همه‌مون دلتنگشیم، چارلز‬
‫- واقعاً‬

35:26.825 --> 35:28.692
‫مسئله... مسئله اینه که‬

35:28.794 --> 35:31.027
‫شوخی‌هاش رو یادتونه؟‬

35:33.999 --> 35:35.609
‫- به سلامتی برادرم، چارلی‬
‫- آره‬

35:35.634 --> 35:37.834
‫- به سلامتی چارلی‬
‫- به سلامتی چارلی‬

35:37.936 --> 35:40.904
‫و دعا می‌کنم‬

35:41.006 --> 35:43.707
‫که شوهرم زود و سلامت برگرده‬

35:43.731 --> 35:44.863
‫- آره!‬
‫- آره!‬

36:07.110 --> 36:08.910
‫- چطوری؟ حالت خوبه؟‬
‫- آره‬

36:08.934 --> 36:12.202
‫تبریک می‌گم. فوق‌العاده‌ست‬

36:12.226 --> 36:14.639
‫- همه‌مون خیلی بهت افتخار می‌کنیم‬
‫- پس این یکی چی؟‬

36:15.974 --> 36:20.777
‫♪ بعد یه بطری شراب باز می‌کنیم ♪‬

36:22.548 --> 36:26.550
‫♪ و به سلامتی زندگی و همه‌ی بدبختی‌هاش می‌نوشیم ♪‬

36:28.120 --> 36:32.756
‫♪ یکی برای عزیز دلم می‌نوشم که دیگه رفته ♪‬

36:34.860 --> 36:40.163
‫♪ دوتا برای وانت‌م که فقط توی سرازیری راه می‌ره ♪‬

36:40.265 --> 36:41.498
‫♪ سه‌تا می‌نوشم ♪‬

36:41.600 --> 36:43.099
‫رفیق، باورم نمی‌شه اومدی‬

36:43.202 --> 36:44.901
‫عجب افتضاحیه‬

36:45.003 --> 36:46.813
‫وقتی بکس زنگ زد، انتظار داشتی چی بگم؟‬

36:46.838 --> 36:48.893
‫"نمی‌تونم بیام.‬
‫امشب ریچل و راس دوباره به هم می‌رسن"‬

36:48.918 --> 36:51.130
‫راست می‌گی، باید مزخرف تحویل‌شون می‌دادم‬

36:51.155 --> 36:53.188
‫فقط یه لطفی بکن و حقیقت رو به بابات نگو،‬

36:53.212 --> 36:54.511
‫تا وقتی من از این‌جا برم‬

36:54.613 --> 36:56.223
‫- یادت باشه من ترسوام‬
‫- نه، نه، نه‬

36:56.248 --> 36:57.858
‫باید خودت بمونی و مثلاً بهش بگی‬

36:57.883 --> 36:59.749
‫سازمان اشتباه کرده‬
‫یا یه چیزی تو همین مایه‌ها‬

36:59.851 --> 37:01.151
‫- اشتباه؟‬
‫- آره‬

37:01.253 --> 37:03.353
‫خب... انجلا که خیلی ازت خوشش میاد‬

37:03.468 --> 37:05.176
‫پس درجا نظرش رو عوض می‌کنی‬

37:05.201 --> 37:06.668
‫آره، اگه نتونستم چی؟‬

37:06.692 --> 37:07.734
‫خب، باید یه راهی پیدا کنی،‬

37:07.759 --> 37:09.326
‫چون من به همه گفتم‬

37:09.350 --> 37:11.183
‫ما اول می‌ریم و تو بعداً میای، پس...‬

37:11.208 --> 37:13.341
‫اوه، عالی شد، آره...‬
‫این واقعاً...‬

37:13.365 --> 37:14.431
‫همه‌چی رو حل می‌کنه‬

37:14.533 --> 37:16.399
‫درست می‌شه. بهم اعتماد کن‬

37:18.251 --> 37:20.436
‫از وقتی اون بسته‌ی ده‌دلاری‬
‫پونه‌ی کوهی رو برامون خریدی،‬

37:20.461 --> 37:21.907
‫دیگه بهت اعتماد ندارم‬

37:21.931 --> 37:23.849
‫ولی قبول کن،‬
‫اون دختر دانشجویی که بهمون فروختش‬

37:23.874 --> 37:24.953
‫خیلی جذاب بود‬

37:24.977 --> 37:26.843
‫همبرگر می‌خوای؟‬

37:26.945 --> 37:28.812
‫این که یه تیکه زغاله‬

37:28.914 --> 37:30.113
‫به سبک پیتسبرگه‬

37:31.917 --> 37:34.951
‫♪ اوه، آره ♪‬

37:35.053 --> 37:37.787
‫♪ بیا، عزیزم ♪‬

37:37.889 --> 37:41.124
‫♪ اوه، آره ♪‬

37:51.403 --> 37:53.703
‫- سلام‬
‫- سلام‬

37:53.805 --> 37:56.039
‫- خوبی؟‬
‫- آره، خوبم‬

37:56.141 --> 37:58.141
‫زنگ نزدی‬

37:58.243 --> 37:59.876
‫دکتر چی گفت؟‬

37:59.978 --> 38:01.278
‫اوضاعم عالیه‬

38:03.015 --> 38:05.215
‫- هوم‬
‫- یعنی... منظورت چیه؟‬

38:05.317 --> 38:07.584
‫خب، گفت فقط...‬

38:07.686 --> 38:10.053
‫داروهام رو بخورم و‬
‫همه‌ی کارهای لازم رو انجام بدم‬

38:10.155 --> 38:12.289
‫خوبه، اوضاع خوبه‬

38:12.391 --> 38:13.890
‫- داره بهتر می‌شه؟‬
‫- آره‬

38:13.914 --> 38:16.315
‫این داروها بعضی وقت‌ها جواب می‌دن‬

38:17.596 --> 38:18.895
‫جدی می‌گی؟‬

38:30.452 --> 38:33.131
‫ارتباط برقرار شد، قربان.‬
‫ارتباط تصویری داریم‬

38:33.156 --> 38:34.555
‫داریم اون‌جا مستقرشون می‌کنیم‬

38:34.579 --> 38:36.246
‫کجایید؟‬

38:36.348 --> 38:39.249
‫داریم به خیابان تکریت نزدیک می‌شیم و‬
‫به‌سمت شمال می‌ریم‬

38:39.351 --> 38:41.795
‫سوژه با یه سدان خاکستری به‌سمت شرق می‌ره‬

38:41.820 --> 38:45.432
‫این اولین سرنخیه که بعد از چند هفته‬
‫از صدام حسین گیرمون اومده‬

38:45.457 --> 38:47.324
‫- حق نداری گمش کنی‬
‫- دریافت شد‬

38:47.426 --> 38:49.192
‫خیلی خب، آروم برو، بپیچ چپ‬

38:53.432 --> 38:55.231
‫سوژه در حال نزدیک شدن به تقاطعه‬

38:59.271 --> 39:03.206
‫مرکز فرماندهی، براوو هستم.‬
‫سوژه رو می‌بینم‬

39:03.308 --> 39:05.842
‫خیلی خب، زیاد نزدیک نشو‬

39:06.559 --> 39:08.326
‫به نظرت اون می‌دونه صدام کجاست؟‬

39:08.350 --> 39:11.490
‫شنود اطلاعاتی هفته‌ی پیش دو تماس ماهواره‌ای‬
‫به مقصد تکریت رو ردیابی کرد‬

39:11.514 --> 39:14.001
‫هر دو امضای رمزنگاری یکسانی داشتن‬

39:23.206 --> 39:25.506
‫سوژه از ماشین پیاده شد و در حال حرکته‬

39:25.530 --> 39:28.098
‫براوو یک، هویت رو تأیید کن‬

39:28.978 --> 39:30.011
‫خودشه‬

39:30.035 --> 39:32.302
‫هویت خالد الدوری تأیید شد‬

39:32.404 --> 39:35.226
‫خالد رو زنده و با اون تلفن بیار این‌جا‬

39:35.251 --> 39:36.818
‫فهمیدی؟‬

39:36.842 --> 39:38.661
‫داره با تلفن ماهواره‌ای حرف می‌زنه‬

39:51.356 --> 39:52.489
‫دارم به بازار نزدیک می‌شم‬

40:07.873 --> 40:09.272
‫شاید من رو دیده باشه‬

40:09.374 --> 40:10.570
‫اون رابط ما با صدام هست‬

40:10.595 --> 40:12.061
‫اگه مجبوری، بگیرش‬

40:15.914 --> 40:17.747
‫مظنون فرار کرد!‬
‫دارم تعقیبش می‌کنم!‬

40:48.346 --> 40:51.011
‫- سیگنال قطع شد‬
‫- پهپاد از دسترس خارج شده‬

40:51.036 --> 40:53.469
‫از این‌جا به بعد تنهایی، براوو یک!‬

41:27.486 --> 41:29.452
‫براوو یک، براوو یک!‬

41:30.856 --> 41:32.322
‫باید وضعیت رو گزارش بدی‬

41:32.424 --> 41:35.391
‫براوو یک، براوو یک،‬
‫صدای من رو داری؟‬

41:35.494 --> 41:37.594
‫الدوری رو می‌بینی؟‬

41:40.832 --> 41:43.433
‫لعنتی، جواب بده! براوو یک!‬

42:00.496 --> 42:01.996
‫هدف کشته شد‬

42:02.020 --> 42:03.920
‫تکرار می‌کنم، هدف کشته شد‬

42:04.022 --> 42:05.972
‫تلفن ماهواره‌ای نابود شده.‬
‫قابل بازیابی نیست‬

42:05.997 --> 42:07.463
‫دریافت شد‬

42:21.780 --> 42:23.673
‫می‌فهمن من بهت خبر دادم‬

42:24.504 --> 42:26.997
‫این‌ها از نیروهای سابق استخباراتن‬

42:27.021 --> 42:28.901
‫همه‌شون خبرها رو به هم می‌رسونن‬

42:35.105 --> 42:36.986
‫وقتشه خانواده‌م از عراق برن‬

42:37.010 --> 42:38.510
‫اونا حتماً میان سراغ زنم، بچه‌هام...‬

42:38.534 --> 42:39.807
‫بهم قول داده بودی‬

42:44.241 --> 42:45.907
‫طرف نشسته بوده روی مستراح‬

42:45.931 --> 42:47.830
‫به باسنش تیر می‌خوره،‬

42:47.933 --> 42:50.433
‫بعد بهش نشان ستاره‌ی برنزی می‌دن.‬
‫حالا تو حساب کن‬

42:52.536 --> 42:54.169
‫آره‬

42:57.442 --> 42:58.975
‫می‌دونم چه حسی داری‬

42:59.077 --> 43:00.577
‫منم جای تو بودم‬

43:00.679 --> 43:03.246
‫نمی‌خوام بری.‬
‫فقط بهشون بگو نمی‌تونی بری‬

43:03.348 --> 43:05.748
‫- چیزیم نمی‌شه‬
‫- وقتی رفتی اون‌جا...‬

43:05.850 --> 43:08.818
‫باید دائم حواست به دور و برت باشه‬

43:08.920 --> 43:12.589
‫یعنی، باید از هر اتفاقی که‬
‫دور و برت می‌افته باخبر باشی، فهمیدی؟‬

43:12.691 --> 43:14.657
‫همین کار شاید جونت رو نجات بده‬

43:14.759 --> 43:17.827
‫شجاع‌بازی هم درنیار.‬
‫نه، اصلاً از این کارها نکن‬

43:17.929 --> 43:20.330
‫سعی نکن مثل برادرت قهرمان‌بازی دربیاری،‬

43:20.354 --> 43:21.786
‫چون تو قهرمان نیستی‬

43:21.967 --> 43:25.602
‫فقط اون آگاهی موقعیتی رو حفظ کن‬

43:27.837 --> 43:29.750
‫تمام تلاشم رو می‌کنم‬

43:29.774 --> 43:33.209
‫می‌دونم، چون باهوشی‬

43:34.713 --> 43:38.881
‫آره، یه چیز دیگه هم هست...‬
‫نگران نباش‬

43:38.984 --> 43:43.219
‫تا حالا شنیدی کسی‬
‫از عفونتِ زخمِ گیره‌ی کاغذ بمیره؟‬

43:44.723 --> 43:46.990
‫- آره‬
‫- کی اعزامت می‌کنن؟‬

43:47.092 --> 43:49.592
‫بیاین، بریم پیش بقیه‬

43:51.930 --> 43:54.764
‫لطفاً هولش نکن، چارلز، باشه؟‬

43:54.788 --> 44:14.788
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
