1
00:00:03,000 --> 00:00:14,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:14,164 --> 00:00:16,657
‫[ واشینگتن دی سی ]‬

3
00:00:16,895 --> 00:00:18,752
‫[ ۱۷ مارس ۲۰۰۳، ساعت ۵:۲۷ صبح ]‬

4
00:00:18,777 --> 00:00:21,831
‫۱۲ سال می‌گذره از وقتی که بوش پدر‬
‫نیروهاش رو از عراق بیرون کشید‬

5
00:00:21,855 --> 00:00:24,599
‫۱۲ ساله که می‌بینیم‬
‫مناطق پرواز ممنوع رو نقض می‌کنن،‬

6
00:00:24,624 --> 00:00:26,534
‫بازرس‌های تسلیحاتی رو بازی می‌دن‬

7
00:00:26,559 --> 00:00:28,336
و حالا همه‌ی اطلاعات حاکی از اینه که

8
00:00:28,360 --> 00:00:29,933
‫می‌دونیم چه سلاح‌هایی داره‬

9
00:00:37,104 --> 00:00:40,178
‫و حالا انگار بوش پسر دیگه نمی‌خواد صبر کنه‬

10
00:00:41,042 --> 00:00:43,252
‫هر روز که بیدار می‌شم، با خودم می‌گم‬

11
00:00:43,277 --> 00:00:46,912
‫نکنه امروز همون روزیه که‬
‫با صدام حسین وارد جنگ می‌شیم؟‬

12
00:00:48,716 --> 00:00:51,927
‫صدام حسین، دیکتاتوری آدم‌کشه‬

13
00:00:51,951 --> 00:00:54,929
‫که به سلاح‌های کشتارجمعی اعتیاد داره‬

14
00:00:54,955 --> 00:00:58,312
‫من کارشناس اصلی سی‌آی‌اِی در امور صدام بودم‬

15
00:00:58,336 --> 00:00:59,702
‫ولی حالا یهو،‬

16
00:00:59,726 --> 00:01:01,903
‫هیچ‌کس ذره‌ای اهمیت نمی‌ده که من چی می‌گم‬

17
00:01:01,928 --> 00:01:04,562
‫و انگار گزارش‌های روزانه‌م رو‬
‫کلاً نادیده می‌گیرن‬

18
00:01:04,664 --> 00:01:06,941
‫به اوج قدرت رسیدن صدام در عراق،‬

19
00:01:06,966 --> 00:01:08,833
‫فقط حاصل زور نبود‬

20
00:01:08,936 --> 00:01:11,313
‫اون حسابگر و صبور بود،‬

21
00:01:11,338 --> 00:01:13,205
‫هر وقت لازم می‌شد، بی‌رحم بود،‬

22
00:01:13,307 --> 00:01:16,742
‫چون قدرت رو می‌شناخت و بلد بود چطور حفظش کنه‬

23
00:01:16,844 --> 00:01:19,605
‫هر روز صدای طبل جنگ رو بلندتر می‌شنوم‬

24
00:01:19,648 --> 00:01:21,331
‫توی تمام گزارش‌هایی که می‌نویسم‬

25
00:01:21,355 --> 00:01:23,682
‫بر صبر، مهار و پیشگیری تأکید می‌کنم‬

26
00:01:23,784 --> 00:01:25,317
‫اما هیچ‌کس علاقه‌ای نداره‬

27
00:01:25,419 --> 00:01:27,986
‫انگار کاخ سفید فقط یه چیز می‌خواد‬

28
00:01:28,089 --> 00:01:29,661
‫و همین الان هم می‌خوادش‬

29
00:01:31,025 --> 00:01:34,359
‫تمام حرف‌هایی که امروز می‌زنم‬
‫پشتوانه‌ی مستند دارند...‬

30
00:01:34,462 --> 00:01:35,694
‫منابعی کاملاً موثق‬

31
00:01:35,796 --> 00:01:37,362
‫این‌ها ادعا نیستند‬

32
00:01:37,465 --> 00:01:39,898
‫آنچه به شما ارائه می‌کنیم‬
‫واقعیت‌ها و نتیجه‌گیری‌هایی است‬

33
00:01:39,922 --> 00:01:42,202
‫که بر اطلاعات موثق استوارند‬

34
00:02:52,909 --> 00:02:56,382
‫« هـدف بـاارزش: شـکـار صـدام »‬

35
00:02:56,406 --> 00:03:03,406
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

36
00:03:03,443 --> 00:03:04,956
‫هم‌میهنان من...‬

37
00:03:05,753 --> 00:03:09,288
‫تحولات عراق اکنون به روزهای پایانی‬
‫تصمیم‌گیری رسیده است‬

38
00:03:09,390 --> 00:03:11,757
‫بیش از یک دهه است که‬

39
00:03:11,859 --> 00:03:14,293
‫ایالات متحده و دیگر کشورها‬

40
00:03:14,395 --> 00:03:16,438
‫با صبر و شرافت تلاش کرده‌اند...‬

41
00:03:16,463 --> 00:03:18,908
‫- مرسی‬
‫- رژیم عراق را بدون جنگ‬

42
00:03:18,933 --> 00:03:20,599
‫خلع سلاح کنند‬

43
00:03:20,701 --> 00:03:22,701
‫دخترها!‬

44
00:03:22,803 --> 00:03:25,504
‫اطلاعاتی که این دولت و‬
‫دولت‌های دیگر جمع‌آوری کرده‌اند‬

45
00:03:25,606 --> 00:03:27,349
‫هیچ شکی باقی نمی‌گذارد...‬

46
00:03:27,374 --> 00:03:31,944
‫آن‌ها تحت شنود الکترونیکی قرار گرفته‌اند و‬
‫به‌شکلی نظام‌مند فریب خورده‌اند‬

47
00:03:32,046 --> 00:03:35,814
‫تلاش‌های مسالمت‌آمیز برای خلع سلاح‬
‫رژیم عراق شکست خورده است‬

48
00:03:35,916 --> 00:03:39,795
‫آنچه رژیم عراق همچنان‬
‫در اختیار دارد و پنهان می‌کند،‬

49
00:03:39,820 --> 00:03:42,731
‫شماری از مرگبارترین سلاح‌هایی است که‬
‫تاکنون ساخته شده‌اند‬

50
00:03:42,756 --> 00:03:46,268
‫این رژیم پیش از این از سلاح‌های کشتارجمعی‬

51
00:03:46,293 --> 00:03:50,195
‫علیه همسایگان عراق و‬
‫مردم خود عراق استفاده کرده است‬

52
00:03:50,297 --> 00:03:53,065
‫اکنون به پایان خود رسیده‌اند‬

53
00:03:53,167 --> 00:03:55,834
‫صدام حسین و پسرانش‬

54
00:03:55,936 --> 00:03:58,971
‫باید ظرف ۴۸ ساعت عراق را ترک کنند‬

55
00:03:59,073 --> 00:04:03,342
‫امتناع آن‌ها به درگیری نظامی منجر خواهد شد‬

56
00:04:08,749 --> 00:04:12,953
‫این رژیم سابقه‌ی تجاوزگری بی‌محابا‬
‫در خاورمیانه را دارد‬

57
00:04:13,254 --> 00:04:16,053
‫نفرت عمیقی از آمریکا و دوستان ما دارد‬

58
00:04:16,156 --> 00:04:18,301
‫هی، جری، صدای آهنگ رو کم کن‬

59
00:04:18,325 --> 00:04:19,491
‫حتماً، چارلز‬

60
00:04:19,593 --> 00:04:21,692
‫چی دوست داری؟‬
‫"بک‌استریت بویز"؟‬

61
00:04:21,717 --> 00:04:24,696
‫ساکت، تو رو خدا!‬
‫رئیس‌جمهور بوش داره حرف می‌زنه!‬

62
00:04:26,233 --> 00:04:28,410
‫خطر آشکار است‬

63
00:04:28,435 --> 00:04:30,572
‫- وای، نه‬
‫- استفاده از سلاح‌های شیمیایی، بیولوژیکی...‬

64
00:04:30,597 --> 00:04:32,526
‫بابا، مهمونیه.‬
‫هیچ‌کس نمی‌خواد اخبار گوش کنه‬

65
00:04:32,550 --> 00:04:35,918
‫جان، مگه تا حالا تونستی‬
‫نظر بابات رو عوض کنی؟‬

66
00:04:35,942 --> 00:04:38,876
‫شنیدم، جری.‬
‫کاملاً هم درست می‌گی‬

67
00:04:38,978 --> 00:04:41,155
‫که مستحق این تهدید باشیم‬
‫یا خودمان باعثش شده باشیم‬

68
00:04:41,180 --> 00:04:42,790
‫حرفش بی‌راه نیست‬

69
00:04:42,815 --> 00:04:44,415
‫هی، بهش رو نده، باشه؟‬

70
00:04:44,439 --> 00:04:45,979
‫ساکت شید، تو رو خدا!‬

71
00:04:46,004 --> 00:04:47,685
‫ائتلاف، قدرت را از آن‌ها می‌گیرد‬

72
00:04:47,787 --> 00:04:50,354
‫غذا و داروی موردنیازتان را‬
‫در اختیارتان خواهیم گذاشت‬

73
00:04:51,224 --> 00:04:53,691
‫ماشین سرکوب را از بین خواهیم برد‬

74
00:04:53,793 --> 00:04:56,227
‫و کمک‌تان می‌کنیم عراق جدیدی بسازید‬

75
00:04:56,329 --> 00:04:58,206
‫که آباد و آزاد باشد‬

76
00:04:58,231 --> 00:05:00,865
‫باشد که خدا همچنان به آمریکا برکت دهد‬

77
00:05:00,967 --> 00:05:02,266
‫دقیقاً همین‌طوره‬

78
00:05:02,368 --> 00:05:04,535
‫باید همه‌شون رو از روی نقشه محو کرد‬

79
00:05:05,538 --> 00:05:07,055
‫اصل حرف اینه که عراقی‌ها‬

80
00:05:07,080 --> 00:05:09,659
‫حس کنن می‌تونن بهمون اعتماد کنن و‬
‫این‌که ما شرافت داریم‬

81
00:05:11,244 --> 00:05:12,710
‫- شرافت؟‬
‫- آره‬

82
00:05:12,812 --> 00:05:16,247
‫منظورت همون شرافتیه که‬
‫صدام حسین نشون داد‬

83
00:05:16,271 --> 00:05:18,217
‫وقتی مردم خودش رو با گاز سمی کشت؟‬

84
00:05:18,242 --> 00:05:20,272
‫ببین، قبول داریم که مستبد نفرت‌انگیزیه،‬

85
00:05:20,296 --> 00:05:22,874
‫ولی این‌که ما فقط به بدی صدام نباشیم‬
‫اصلاً کافی نیست‬

86
00:05:22,900 --> 00:05:26,502
‫آتش‌بس.‬
‫تولد پسرته!‬

87
00:05:26,526 --> 00:05:27,835
‫مهمونیه!‬

88
00:05:27,860 --> 00:05:29,003
‫ببخشید‬

89
00:05:29,028 --> 00:05:32,818
‫♪ تولدت مبارک ♪‬

90
00:05:32,843 --> 00:05:37,012
‫♪ تولدت مبارک ♪‬
‫- می‌دونین که از سورپرایز بدم میاد‬

91
00:05:37,036 --> 00:05:40,965
‫♪ تولدت مبارک، جان عزیز ♪‬

92
00:05:41,018 --> 00:05:42,718
‫جان، پسرم‬

93
00:05:42,742 --> 00:05:46,911
‫♪ تولدت مبارک ♪‬

94
00:05:47,246 --> 00:05:49,446
‫تولدت مبارک!‬

95
00:06:14,240 --> 00:06:15,906
‫برید، برید، برید! بجنبید!‬

96
00:06:16,008 --> 00:06:18,476
‫- گورت رو از این‌جا گم کن!‬
‫- حرکت کنید، حرکت!‬

97
00:06:18,578 --> 00:06:21,545
‫ریپر یک، ریپر یک، اورواچ صحبت می‌کنه‬

98
00:06:21,647 --> 00:06:23,391
‫"هدف سیکل" در دیدرسه‬

99
00:06:23,416 --> 00:06:26,384
‫تکرار می‌کنم، "هدف سیکل" رو تأیید کن‬

100
00:06:30,957 --> 00:06:32,990
‫داریم به مختصات‬
‫پسرهای صدام نزدیک می‌شیم‬

101
00:06:34,894 --> 00:06:36,961
‫ریپر یک، ساختمون رو پیدا و پاک‌سازی کن‬

102
00:06:37,063 --> 00:06:39,618
‫سرگرد دویل پشتیبانی‌ت می‌کنه.‬
‫روت حساب می‌کنم، گروهبان‬

103
00:06:39,643 --> 00:06:41,276
‫حواس‌تون به پسرهای صدام باشه‬

104
00:06:41,300 --> 00:06:44,735
‫آخرین شنودی که ازشون داشتیم‬
‫مربوط به اون ساختمونه‬

105
00:06:52,178 --> 00:06:53,511
‫زیر آتیشیم‬

106
00:07:04,690 --> 00:07:06,190
‫موقعیت تأیید شد‬

107
00:07:06,292 --> 00:07:07,925
‫ریپر یک، تکرار کن‬

108
00:07:08,194 --> 00:07:10,161
‫ریپر یک، تکرار کن‬

109
00:07:10,263 --> 00:07:11,695
‫ساختمون تأیید شد‬

110
00:07:11,798 --> 00:07:13,097
‫غیرنظامی‌ها زیر آتیشن!‬

111
00:07:15,334 --> 00:07:17,371
‫سرگرد دویل، منتظر علامت من برای پیشروی باش‬

112
00:07:17,396 --> 00:07:19,383
‫- دریافت شد‬
‫- سمت راستت!‬

113
00:07:23,276 --> 00:07:25,910
‫- دارم خشاب عوض می‌کنم!‬
‫- جوخه‌ی دوم، جوخه‌ی دوم!‬

114
00:07:30,116 --> 00:07:32,049
‫حرکت!‬

115
00:07:32,073 --> 00:07:34,206
‫- حرکت، حرکت، حرکت!‬
‫- جواب بده، واحد دو! جواب بده!‬

116
00:07:34,231 --> 00:07:35,564
‫برید، برید!‬

117
00:07:35,588 --> 00:07:37,365
‫داریم به ساختمون نزدیک می‌شیم.‬
‫مقاومت شدیده‬

118
00:07:37,390 --> 00:07:41,158
‫ریپر یک، ریپر یک،‬
‫مختصات تخلیه در راهه. تمام‬

119
00:07:41,260 --> 00:07:42,726
‫تأیید شد‬

120
00:07:42,829 --> 00:07:45,729
‫مجتمع هفت‌طبقه در مختصات ۸-۸‬

121
00:07:45,832 --> 00:07:49,600
‫دلتا به‌شدت درگیره.‬
‫زیر آتیش سنگینیم‬

122
00:07:49,702 --> 00:07:51,802
‫روی پشت‌بوم!‬

123
00:07:51,904 --> 00:07:53,370
‫حرکت، حرکت، حرکت!‬

124
00:07:54,474 --> 00:07:55,739
‫بخوابید!‬

125
00:07:59,249 --> 00:08:01,290
‫سرگرد دویل، ساختمون رو پاک‌سازی کن‬

126
00:08:01,314 --> 00:08:02,480
‫دریافت شد‬

127
00:08:02,582 --> 00:08:03,747
‫برید!‬

128
00:08:03,850 --> 00:08:05,516
‫حرکت کنید!‬

129
00:08:06,597 --> 00:08:08,297
‫روی زخم فشار بده‬

130
00:08:08,321 --> 00:08:09,820
‫از این‌جا ببرینش!‬

131
00:08:18,522 --> 00:08:20,343
‫آنتونی، ساعت ۹!‬

132
00:08:23,402 --> 00:08:24,835
‫مواظب باش!‬

133
00:08:24,937 --> 00:08:26,871
‫برید! حرکت کنید!‬

134
00:08:27,785 --> 00:08:28,884
‫دشمن، سمت چپ!‬

135
00:08:28,908 --> 00:08:30,341
‫حرکت کنید!‬

136
00:08:33,755 --> 00:08:34,755
‫پیشروی کنید‬

137
00:08:34,779 --> 00:08:36,180
‫برید داخل!‬

138
00:08:51,297 --> 00:08:53,630
‫غیرنظامی‌ها توی محدوده‌ان.‬
‫مراقب تیراندازی‌تون باشید‬

139
00:08:54,634 --> 00:08:56,066
‫دشمن، سمت چپ!‬

140
00:09:05,411 --> 00:09:06,477
‫آماده‌ی ورود بشید‬

141
00:09:06,502 --> 00:09:08,089
‫فاصله رو کم کنید، فاصله رو کم کنید!‬

142
00:09:08,114 --> 00:09:09,347
‫آماده‌ی ورود بشید‬

143
00:09:11,117 --> 00:09:13,150
‫تمام واحدها، شلیک نکنید!‬

144
00:09:16,289 --> 00:09:17,788
‫۰-۲، دریافت شد‬

145
00:09:22,962 --> 00:09:25,095
‫برام مهم نیست!‬
‫به رگبار ببندیدش!‬

146
00:09:27,166 --> 00:09:28,332
‫وارد شدیم، وارد شدیم.‬

147
00:09:30,169 --> 00:09:31,302
‫حرکت، حرکت، حرکت‬

148
00:09:33,472 --> 00:09:34,972
‫اون پایین، اون پایین!‬

149
00:09:42,615 --> 00:09:43,847
‫برید، برید!‬

150
00:09:43,950 --> 00:09:45,249
‫برید، برید، برید!‬

151
00:09:49,689 --> 00:09:51,188
‫زدمش‬

152
00:09:51,290 --> 00:09:52,656
‫پاکه. برید، برید، برید‬

153
00:09:54,020 --> 00:09:55,073
‫مواظب باش‬

154
00:09:59,498 --> 00:10:00,630
‫پشت سر من!‬

155
00:10:10,309 --> 00:10:12,009
‫- ببریدش بیرون!‬
‫- پشت سر من! حرکت کنید!‬

156
00:10:19,619 --> 00:10:20,951
‫هدف خنثی شد‬

157
00:10:21,053 --> 00:10:22,686
‫حرکت، حرکت! پشت سر من!‬

158
00:10:24,323 --> 00:10:25,356
‫پاکه‬

159
00:10:27,793 --> 00:10:28,859
‫برید‬

160
00:10:29,662 --> 00:10:31,128
‫خیلی خب، وارد می‌شیم، سه...‬

161
00:10:31,152 --> 00:10:32,158
‫دو...‬

162
00:11:17,376 --> 00:11:19,309
‫آخ!‬

163
00:11:38,798 --> 00:11:40,097
‫خوبی؟‬

164
00:11:41,267 --> 00:11:42,666
‫تالند، بیا این‌جا‬

165
00:11:42,768 --> 00:11:44,201
‫اثری از پسرهای صدام نیست‬

166
00:11:44,303 --> 00:11:45,936
‫فقط اسناد اطلاعاتیه‬

167
00:11:47,406 --> 00:11:48,806
‫هدف تحت کنترله‬

168
00:11:48,908 --> 00:11:50,307
‫سه مجروح داریم‬

169
00:11:50,409 --> 00:11:52,576
‫- هیچ کشته‌ای نداریم‬
‫- دریافت شد‬

170
00:12:10,996 --> 00:12:12,396
‫آماده باشید‬

171
00:12:56,876 --> 00:13:01,512
‫♪ خب، باید بار این دنیا رو از روی دوشم بردارم ♪‬

172
00:13:01,614 --> 00:13:05,783
‫♪ وگرنه خیلی زود از هم می‌پاشم ♪‬

173
00:13:05,885 --> 00:13:11,889
‫♪ پس باید یه‌جوری بار دنیا رو از روی دوشم بردارم ♪‬

174
00:13:13,392 --> 00:13:14,892
‫♪ همین‌طوره ♪‬

175
00:13:36,849 --> 00:13:38,537
‫سلام، صبح‌به‌خیر، رفیق‬

176
00:13:38,562 --> 00:13:40,128
‫خب، دوستان‬

177
00:13:40,152 --> 00:13:41,718
‫ارتش این بمباران رو به‌عنوان‬

178
00:13:41,742 --> 00:13:43,640
‫حمله‌ای برای حذف سران رژیم توصیف می‌کنه‬

179
00:13:43,666 --> 00:13:46,001
‫اما تا وقتی کسی صدام رو توی آوار پیدا نکنه،‬

180
00:13:46,032 --> 00:13:48,632
‫کار ما تهیه‌ی اطلاعات برای پیدا کردنشه‬

181
00:13:53,604 --> 00:13:56,044
‫- این اطلاعات مال چهار ساعت پیشه‬
‫- آخ، لعنتی!‬

182
00:13:56,068 --> 00:13:58,302
‫محل، مزارع الدوره است‬
‫[ استیل‌ول این‌جاست. تو کجایی؟ ]‬

183
00:13:58,326 --> 00:14:01,059
‫گفتن این اطلاعات‬
‫از یکی از مطمئن‌ترین منابع‌مون رسیده‬

184
00:14:01,085 --> 00:14:03,552
‫این هم جدیدترین تصویر ماهواره‌ای‬

185
00:14:03,576 --> 00:14:06,687
‫منبع‌مون می‌گه اون و پسرهاش‬
‫توی یکی از این ماشین‌ها هستن‬

186
00:14:06,712 --> 00:14:08,983
‫وسط راه رفتن دانکین دونات بگیرن؟‬

187
00:14:09,008 --> 00:14:11,425
‫- ببین، اونا نیستن‬
‫- اطلاعات ما خلافش رو می‌گه‬

188
00:14:11,450 --> 00:14:13,605
‫- حرفی داری بزنی؟‬
‫- ببخشید، قربان‬

189
00:14:13,630 --> 00:14:15,548
‫صدام و پسرهاش هیچ‌وقت‬
‫با کاروان رفت‌وآمد نمی‌کردن‬

190
00:14:15,573 --> 00:14:17,096
‫معمولاً با فاصله از هم می‌رسیدن‬

191
00:14:17,120 --> 00:14:18,433
‫پس اون‌جا نیستن‬

192
00:14:18,457 --> 00:14:19,945
‫ببخشید، ولی منابع معتبری داریم که‬

193
00:14:19,970 --> 00:14:21,603
‫خلاف این نظر رو می‌گن‬

194
00:14:21,627 --> 00:14:23,594
‫پس اطلاعات‌تون یا اشتباهه یا ساختگی‬

195
00:14:23,696 --> 00:14:25,362
‫منبع‌تون کیه؟‬

196
00:14:25,464 --> 00:14:27,130
‫یه نفر به اسم روکان‬

197
00:14:27,233 --> 00:14:28,532
‫- یکی از راک‌استارهای ماست‬
‫- آره‬

198
00:14:28,634 --> 00:14:30,000
‫- راک‌استار؟‬
‫- اوهوم‬

199
00:14:30,025 --> 00:14:31,802
‫خبرچین عراقیه، قربان،‬

200
00:14:31,827 --> 00:14:33,682
‫که ارتباطش با صدام اثبات شده‬

201
00:14:33,706 --> 00:14:36,166
‫و امیدواریم چندتا بلیت کنسرت‬
‫"رولینگ استونز" هم داشته باشه‬

202
00:14:38,655 --> 00:14:40,789
‫انجلا، حسین سابقه‌ی حضور‬
‫در این محل رو داره؟‬

203
00:14:40,813 --> 00:14:42,501
‫تو که کارشناس صدامی‬

204
00:14:42,526 --> 00:14:44,693
‫- خب، جان، روشن‌مون کن‬
‫- بله، قربان‬

205
00:14:44,717 --> 00:14:46,673
‫تا جایی که می‌دونیم، شش بار اون‌جا بوده‬

206
00:14:46,698 --> 00:14:48,942
‫خانواده‌ی همسر اولش با مالک‌ها صمیمی‌ان‬

207
00:14:48,967 --> 00:14:50,866
‫در اواخر دهه‌ی ۸۰ میلادی‬
‫با هم کسب‌وکاری داشتن‬

208
00:14:50,890 --> 00:14:52,853
‫زیادی توضیح می‌دی.‬
‫برو سر اصل مطلب‬

209
00:14:52,878 --> 00:14:55,945
‫خب، جان همیشه دوست داره‬
‫از دوران قبل از میلاد شروع کنه‬

210
00:14:56,807 --> 00:14:58,285
‫از دست این تاریخ‌دان‌ها!‬

211
00:14:58,310 --> 00:15:00,107
‫خب، از اواسط سال ۹۵ دیگه اون‌جا نرفته‬

212
00:15:00,132 --> 00:15:02,399
‫هیچ‌جایی که انتظار داریم پیداش نمی‌شه‬

213
00:15:02,501 --> 00:15:04,812
‫نمی‌خوام مخالفت کنم یا کسی رو برنجونم، خب،‬

214
00:15:04,837 --> 00:15:06,780
‫ولی منبع ما همون‌جا توی میدونه، پس...‬

215
00:15:06,805 --> 00:15:08,828
‫خب، من هفت ساله صدام رو بررسی می‌کنم‬

216
00:15:09,320 --> 00:15:10,886
‫انجلا، نظر تو چیه؟‬

217
00:15:10,910 --> 00:15:14,170
‫اون‌قدری که جان، حسین رو می‌شناسه،‬
‫من شوهر اولم رو نمی‌شناختم‬

218
00:15:16,226 --> 00:15:18,093
‫آره، ولی واقعاً مهمه که بدونه‬

219
00:15:18,117 --> 00:15:21,551
‫صدام شورت پادار می‌پوشه یا اسلیپ؟‬

220
00:15:21,654 --> 00:15:23,587
‫بی‌خیال.‬
‫باید بررسیش کنیم، مگه نه؟‬

221
00:15:23,689 --> 00:15:25,322
‫نهایتاً چی از دست می‌دیم؟‬

222
00:15:25,424 --> 00:15:27,735
‫خب، کلی وقت و منابع،‬

223
00:15:27,760 --> 00:15:29,026
‫چون اون‌جا نیست‬

224
00:15:29,128 --> 00:15:31,028
‫فقط بفهمید کجاست‬

225
00:15:31,130 --> 00:15:32,763
‫چون اگه توی بغداد کشته نشده باشه،‬

226
00:15:32,788 --> 00:15:34,508
‫همه چشم‌شون به ماست تا پیداش کنیم‬

227
00:15:34,533 --> 00:15:37,885
‫تا پیداش نکنیم، فشار کوفتیِ رئیس‌جمهور،‬
‫وزارت دفاع و وزارت خارجه‬

228
00:15:37,910 --> 00:15:39,676
‫همچنان روی سر همه‌مون خراب می‌شه‬

229
00:15:47,712 --> 00:15:50,881
‫زادگاه صدام حسین کاملاً در کنترل آمریکاست‬
‫[ آوریل ۲۰۰۳ ]‬

230
00:15:50,983 --> 00:15:52,582
‫نیروهای ائتلاف، در کنار هم،‬

231
00:15:52,606 --> 00:15:57,235
‫روزبه‌روز علیه دشمن پیشروی می‌کنند،‬
‫[ روز هجدهم ]‬

232
00:15:57,259 --> 00:15:58,405
‫[ روز بیستم ]‬

233
00:15:58,429 --> 00:16:03,326
‫هرچقدر هم طول بکشد،‬
‫صدام حسین برکنار خواهد شد‬

234
00:16:04,770 --> 00:16:06,763
‫[ روز سی‌وششم ]‬

235
00:16:07,032 --> 00:16:10,567
‫روزها به هفته تبدیل می‌شن، هفته‌ها به ماه‬

236
00:16:10,592 --> 00:16:14,137
‫نه اثری از صدام هست،‬
‫نه پسرهاش، نه سلاح‌های کشتارجمعی‬

237
00:16:14,239 --> 00:16:17,441
‫فقط بمب و شورش و جنازه‬

238
00:16:17,476 --> 00:16:19,476
‫اطلاعات امنیتی، حرف بی‌پایه نیست‬

239
00:16:19,578 --> 00:16:22,379
‫دیگه از دیدن بمباران عراق‬
‫در پخش زنده‌ی تلویزیون خسته شدم،‬

240
00:16:22,481 --> 00:16:25,349
‫از بمب‌های سنگرشکنی که پخش‌شون‬
‫با وقفه‌های تبلیغاتی قطع می‌شه‬

241
00:16:25,451 --> 00:16:28,345
‫نمی‌تونم این حس رو از خودم دور کنم که‬
‫داریم به سمت فاجعه می‌ریم‬

242
00:16:28,385 --> 00:16:29,631
‫روحیه‌مون خوبه‬

243
00:16:29,656 --> 00:16:31,144
‫درباره‌ی نتیجه هیچ تردیدی نیست‬

244
00:16:31,168 --> 00:16:32,737
‫هیچ‌وقت تموم نمی‌شه‬
‫[ روز شصت‌وپنجم ]‬

245
00:16:32,762 --> 00:16:35,055
‫شنودهای اطلاعاتی،‬
‫گزارش‌های شاهدان،‬

246
00:16:35,080 --> 00:16:38,829
‫مسیرهای پیک‌ها،‬
‫انبوه بی‌پایانی از سرنخ‌های غلط‬

247
00:16:38,853 --> 00:16:40,841
‫مصمم‌اند نذارن پیداشون کنید‬

248
00:16:40,866 --> 00:16:44,061
‫ماه‌هاست وجب‌به‌وجب عراق رو زیرورو می‌کنیم،‬

249
00:16:44,086 --> 00:16:46,516
‫هنوز هیچ اثری از هدف باارزش شماره‌ی ۱ نیست‬
‫[ ژوئن ۲۰۰۳ ]‬

250
00:16:58,539 --> 00:17:02,040
‫و در پی دستیابی به سلاح‌های کشتارجمعی است‬
‫و آن‌ها را در اختیار دارد،‬

251
00:17:02,064 --> 00:17:04,765
‫این یک خطر جدی برای جهان متمدن است‬

252
00:17:04,789 --> 00:17:06,899
‫- و با آن مقابله خواهد شد‬
‫- آفرین!‬

253
00:17:06,924 --> 00:17:08,746
‫این هم به‌خاطر برج‌های مرکز تجارت جهانی،‬

254
00:17:08,771 --> 00:17:10,505
‫حرومزاده‌ها!‬

255
00:17:10,529 --> 00:17:12,740
‫سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیکی...‬

256
00:17:12,764 --> 00:17:15,070
‫- و هم‌اکنون از وجود صدها محل اطلاع داریم‬
‫- بابا، آروم بگیر‬

257
00:17:15,096 --> 00:17:16,317
‫این مزخرفات رو خاموش کن‬

258
00:17:16,342 --> 00:17:18,781
‫بابا، خودت می‌دونی صدام‬
‫هیچ ربطی به حادثه یازده سپتامبر نداشت‬

259
00:17:18,806 --> 00:17:20,280
‫- کار اسامه بن‌لادن بود‬
‫- جدی؟‬

260
00:17:20,304 --> 00:17:22,236
‫۷۰ درصد آمریکایی‌ها می‌گن صدام دست داشته‬

261
00:17:22,261 --> 00:17:26,643
‫خب، ۸۵ درصد بچه‌ها هم‬
‫به بابانوئل اعتقاد دارن‬

262
00:17:26,745 --> 00:17:28,555
‫خب، سرش توی یه سینی...‬

263
00:17:28,580 --> 00:17:30,647
‫می‌شه یه هدیه‌ی کریسمس محشر‬

264
00:17:30,749 --> 00:17:33,938
‫جان، راسته صدام شبکه‌ای از تونل‌ها‬

265
00:17:33,963 --> 00:17:35,075
‫زیر بغداد ساخته؟‬

266
00:17:35,099 --> 00:17:36,655
‫آره، شاید اندازه‌ی یه شهر کامل باشه‬

267
00:17:36,680 --> 00:17:39,103
‫مثل مخفیگاه زیرزمینی‬
‫یکی از شرورهای "جیمز باند"؟‬

268
00:17:39,128 --> 00:17:42,214
‫- آره‬
‫- فیلم مثال می‌زنی؟ این که فیلم نیست‬

269
00:17:42,239 --> 00:17:43,991
‫و همون پایین پیداش می‌کنن‬

270
00:17:44,016 --> 00:17:46,186
‫بعدش هم همون نسخه‌ی ویتنام رو براش می‌پیچن‬

271
00:17:46,211 --> 00:17:49,077
‫با بمبارون فرشی‬
‫دمار از روزگارشون درمیارن‬

272
00:17:49,101 --> 00:17:51,056
‫حتماً خیلی به بچه‌های بی‌گناه کمک می‌کنه‬

273
00:17:51,081 --> 00:17:53,248
‫دقیقاً. تازه اون جنگ رو هم باختیم‬

274
00:17:53,272 --> 00:17:57,574
‫سیاست‌مدارها باختن، نه سربازها‬

275
00:17:57,676 --> 00:18:00,644
‫اصلاً شما از جنگیدن چی می‌دونین؟‬
‫ای خدا!‬

276
00:18:02,281 --> 00:18:03,647
‫برای جنگیدن راه‌های دیگه‌ای هم هست‬

277
00:18:03,749 --> 00:18:05,125
‫جز این‌که توپِ هویتزر کول کنی‬

278
00:18:05,150 --> 00:18:07,650
‫خودت که می‌دونی، اطلاعات کلید پیروزیه‬

279
00:18:08,587 --> 00:18:09,920
‫- عه، جدی؟‬
‫- آره‬

280
00:18:10,023 --> 00:18:13,026
‫باشه، به سلامتی شما، جناب "سون تزو"،‬

281
00:18:13,051 --> 00:18:16,726
‫و فصل دومی که داری‬
‫برای کتاب "هنر جنگ" می‌نویسی‬

282
00:18:16,829 --> 00:18:18,839
‫بابا، به بهترین شکلی که می‌تونم‬
‫دارم خدمت می‌کنم‬

283
00:18:18,864 --> 00:18:21,898
‫حالا چی کار می‌کنی؟‬
‫پشت میز می‌شینی؟‬

284
00:18:22,000 --> 00:18:24,034
‫جنگ‌ها توی خط مقدم برده می‌شن،‬

285
00:18:24,137 --> 00:18:26,838
‫همون‌طور که برادرت جنگید و‬
‫جونش رو هم فدا کرد‬

286
00:18:26,940 --> 00:18:29,006
‫وای خدا!‬

287
00:18:29,109 --> 00:18:31,209
‫این رو سوزی بهمون هدیه داده بود‬

288
00:18:31,311 --> 00:18:33,911
‫هی، بذار من جمعش کنم‬

289
00:18:34,013 --> 00:18:36,347
‫گوش کنین، من باید برم‬

290
00:18:36,449 --> 00:18:37,882
‫هی...‬

291
00:18:37,984 --> 00:18:39,750
‫بابا... بابا، بذار برات تاکسی بگیرم‬

292
00:18:43,923 --> 00:18:45,790
‫چیه... اون فرستادت بیای دنبالم؟‬

293
00:18:45,892 --> 00:18:47,792
‫آخه ما... ما نگرانتیم‬

294
00:18:47,894 --> 00:18:49,104
‫سوئیچ رو بده‬

295
00:18:49,129 --> 00:18:50,138
‫نگران من نباش‬

296
00:18:50,163 --> 00:18:51,751
‫تو فقط نگران اون باش‬

297
00:18:51,776 --> 00:18:55,211
‫یعنی، اون دختر خوبیه و این حرف‌ها،‬
‫ولی...‬

298
00:18:55,235 --> 00:18:56,467
‫ولی چی؟‬

299
00:18:56,569 --> 00:18:58,269
‫نمی‌خوام جلوی پیشرفتت رو بگیره‬

300
00:18:58,371 --> 00:19:00,371
‫- یعنی چی؟‬
‫- بذار یه چیزی بپرسم،‬

301
00:19:00,473 --> 00:19:03,618
‫واقعاً می‌خوای بقیه‌ی عمرت رو‬

302
00:19:03,643 --> 00:19:07,345
‫گرفتار یه افلیج باشی؟‬

303
00:19:08,748 --> 00:19:10,731
‫از دست تو، بابا.‬
‫فقط یه ظرف از دستش افتاد‬

304
00:19:10,756 --> 00:19:12,022
‫می‌دونم، ولی...‬

305
00:19:12,919 --> 00:19:14,418
‫ببین...‬

306
00:19:14,521 --> 00:19:16,821
‫ارتش همیشه یادت می‌ده‬
‫نقشه‌ی فرار داشته باشی‬

307
00:19:19,392 --> 00:19:20,892
‫مثل مامان؟‬

308
00:19:35,008 --> 00:19:37,074
‫اوضاع بین تو و بابات روبه‌راهه؟‬

309
00:19:39,579 --> 00:19:41,345
‫اوضاع عادیه‬

310
00:19:43,416 --> 00:19:46,083
‫بعضی‌وقت‌ها فکر می‌کنم‬
‫بابات ازم خوشش نمیاد‬

311
00:19:46,186 --> 00:19:48,419
‫چی؟ نه بابا‬

312
00:19:48,521 --> 00:19:50,154
‫محاله کسی دوستت نداشته باشه‬

313
00:19:50,256 --> 00:19:52,523
‫خیلی دوست‌داشتنی‌ای‬

314
00:19:53,960 --> 00:19:56,527
‫نه، مسئله یه چیزی بین من و خودشه‬

315
00:19:56,629 --> 00:19:59,040
‫همیشه همین‌طور بوده و‬
‫همیشه همین‌طور می‌مونه‬

316
00:19:59,065 --> 00:20:02,767
‫تو تنها کسی هستی که براش مونده.‬
‫اون دوستت داره‬

317
00:20:02,792 --> 00:20:04,921
‫برای همین دوستم داره...‬

318
00:20:04,945 --> 00:20:07,145
‫چون فقط من براش موندم‬

319
00:20:28,061 --> 00:20:32,129
‫بچه‌ها، روز نودودومه و اوضاع آشفته‌ست‬

320
00:20:32,232 --> 00:20:35,757
‫حالا، همه‌ی نیروهای دولت صدام رو‬
‫کنار گذاشتیم‬

321
00:20:35,782 --> 00:20:39,303
‫پس کسی نیست برق رو تأمین کنه،‬
‫آب لوله‌کشی هم ندارن‬

322
00:20:39,405 --> 00:20:43,418
‫این هم به لطف برمر که ارتش عراق رو منحل کرد‬

323
00:20:43,443 --> 00:20:45,376
‫حالا با صدها هزار نفر طرفیم‬

324
00:20:45,478 --> 00:20:47,989
‫که تا دندان مسلحن و توی خیابون‌ها می‌چرخن‬

325
00:20:48,014 --> 00:20:50,047
‫و دنبال یه کاری می‌گردن انجام بدن‬

326
00:20:50,149 --> 00:20:53,561
‫و این روحانی، مقتدی صدر،‬

327
00:20:53,586 --> 00:20:56,854
‫به ما و دولت موقت جدید اعلام جنگ کرده‬

328
00:20:56,956 --> 00:20:59,190
‫صدام هم هنوز اون بیرونه و در کمینه،‬

329
00:20:59,292 --> 00:21:01,736
‫پس داریم عالی پیش می‌ریم‬

330
00:21:01,761 --> 00:21:05,062
‫خب، غیر از همه‌ی این‌ها چی دارید؟‬

331
00:21:05,164 --> 00:21:07,308
‫با این‌همه جنونی که اون‌جا جریان داره،‬

332
00:21:07,333 --> 00:21:09,631
‫باید خودمون اون‌جا منبع‌یابی و تحلیل کنیم‬

333
00:21:09,656 --> 00:21:10,868
‫خب، جری راست می‌گه‬

334
00:21:10,893 --> 00:21:12,903
‫فقط این‌طوری می‌تونیم مستقل عمل کنیم‬

335
00:21:12,928 --> 00:21:14,482
‫حالا واسه‌مون "رمبو" شدی، جان؟‬

336
00:21:14,507 --> 00:21:16,302
‫می‌خوای بندازنت وسط منطقه‌ی جنگی؟‬

337
00:21:16,327 --> 00:21:18,165
‫چرا استیل‌ول هنوز مجوزمون رو نگرفته‬

338
00:21:18,189 --> 00:21:19,521
‫که بریم اون‌جا؟‬

339
00:21:19,545 --> 00:21:21,735
‫خب، غیر از این‌همه غرزدن،‬

340
00:21:21,760 --> 00:21:23,626
‫کسی حرفی برای گفتن داره؟‬

341
00:21:23,650 --> 00:21:24,668
‫بله، خانم‬

342
00:21:24,693 --> 00:21:25,950
‫گزارش‌هایی از مشاهده‌ی‬

343
00:21:25,975 --> 00:21:27,074
‫منشی مخصوص صدام،‬

344
00:21:27,098 --> 00:21:29,031
‫عبدالحمید محمود التکریتی،‬

345
00:21:29,055 --> 00:21:30,741
‫و همین‌طور وزیر نفتش،‬

346
00:21:30,823 --> 00:21:33,658
‫عامر محمد رشید العبیدی‬

347
00:21:33,683 --> 00:21:36,048
‫انجلا، صدام به هر دوی این مردها اعتماد داره‬

348
00:21:36,073 --> 00:21:38,574
‫به اونا برسیم، به خودش می‌رسیم‬

349
00:21:38,598 --> 00:21:40,831
‫این‌ها نمی‌دونن صدام کجاست‬

350
00:21:40,933 --> 00:21:43,701
‫آخه پارسال فقط‬
‫دو جلسه‌ی هیئت دولت برگزار کرد‬

351
00:21:43,803 --> 00:21:45,513
‫تو فقط ایده‌ها رو یکی‌یکی رد می‌کنی،‬

352
00:21:45,538 --> 00:21:47,972
‫ولی خودت هم انگار‬
‫هیچ راه‌حل دیگه‌ای نداری، مگه نه، جان؟‬

353
00:21:48,074 --> 00:21:52,009
‫خب، کالین پاول تمام صبح داشت‬
‫پوستم رو می‌کند‬

354
00:21:52,111 --> 00:21:54,259
‫به اتکای ما به دنیا گفت‬
‫عراق سلاح‌های کشتارجمعی داره‬

355
00:21:54,284 --> 00:21:56,088
‫- می‌دونیم‬
‫- پس می‌دونید چه گندی‬

356
00:21:56,113 --> 00:21:57,536
‫توی کاخ سفید به پا شده‬

357
00:21:57,561 --> 00:21:59,962
‫قربان، به اطلاعات دست‌اول نیاز داریم‬

358
00:21:59,986 --> 00:22:01,474
‫تنها راه پیشرفت اینه که‬

359
00:22:01,499 --> 00:22:02,865
‫از آدم‌های اون‌جا پرس‌وجو کنیم‬

360
00:22:02,889 --> 00:22:04,655
‫چرا اعزام‌مون به بغداد این‌قدر طول کشیده؟‬

361
00:22:04,680 --> 00:22:06,334
‫آره، منتظرم مجوز لازم صادر بشه‬

362
00:22:06,359 --> 00:22:08,280
‫تا مؤثرتر باشیم و کم‌تر مؤدبانه سؤال کنیم‬

363
00:22:08,305 --> 00:22:10,739
‫دیگه وقتشه.‬
‫چرا این‌قدر دست‌دست می‌کنیم؟‬

364
00:22:10,763 --> 00:22:12,952
‫باید بریم اون‌جا و‬
‫از اون حرومزاده‌ها بازجویی کنیم‬

365
00:22:12,977 --> 00:22:14,420
‫به نظر من که منطقیه‬

366
00:22:14,445 --> 00:22:15,711
‫جدی؟‬
‫می‌خوای چی کار کنی...‬

367
00:22:15,735 --> 00:22:17,154
‫براشون کلاس تاریخ بذاری؟‬

368
00:22:17,997 --> 00:22:20,884
‫من رو بفرستید، قربان.‬
‫هرچی می‌دونن از زیر زبونشون می‌کشم‬

369
00:22:23,443 --> 00:22:25,810
‫عجب تأثیری روش گذاشتی‬

370
00:22:25,912 --> 00:22:27,578
‫چه مزخرفاتی شنیدم‬

371
00:22:27,603 --> 00:22:29,157
‫بوش همه‌ی دنیا رو به وحشت انداخته،‬

372
00:22:29,182 --> 00:22:30,658
‫و خاورمیانه هم داره منفجر می‌شه‬

373
00:22:30,683 --> 00:22:32,527
‫همه‌چیز به دستگیری صدام بستگی داره‬

374
00:22:32,552 --> 00:22:34,662
‫ولی این سیاست‌بازی‌های مزخرف‬
‫این‌جا زمین‌گیرمون کرده‬

375
00:22:34,687 --> 00:22:35,930
‫خب، اگه چیزی دست‌تون نیست،‬

376
00:22:35,954 --> 00:22:37,098
‫پس چند احتمال بهشون بدین‬

377
00:22:37,123 --> 00:22:38,564
‫- یعنی چرت‌وپرت تحویلشون بدیم؟‬
‫- آره‬

378
00:22:38,589 --> 00:22:40,102
‫دقیقاً، اگه تنها راه همینه‬

379
00:22:40,126 --> 00:22:43,574
‫کسی فکر نکرده شاید اصلاً‬
‫این سلاح‌ها وجود ندارن؟‬

380
00:22:43,741 --> 00:22:45,252
‫ولفویتز زنگ زد‬

381
00:22:45,277 --> 00:22:48,711
‫درباره‌ی مصاحبه‌ای پرسید که‬
‫حدود یک سال پیش...‬

382
00:22:48,735 --> 00:22:51,535
‫با زنی انجام شده بود که ادعا می‌کرد‬
‫معشوقه‌ی صدامه‬

383
00:22:51,559 --> 00:22:52,914
‫یا خدا، آره، یادمه‬

384
00:22:52,939 --> 00:22:54,248
‫- توی شبکه‌ی ای‌بی‌سی بود‬
‫- خوبه‬

385
00:22:54,273 --> 00:22:55,973
‫پس، جان، بررسیش می‌کنی؟‬

386
00:22:56,075 --> 00:22:58,109
‫وقت تلف کردن محضه‬

387
00:22:58,211 --> 00:23:01,545
‫جان، الان چی گفتم؟‬
‫طرف از آدم‌های رامسفلده‬

388
00:23:01,647 --> 00:23:03,524
‫اسمش "پاریسولا لامپسوس"ـه‬

389
00:23:03,549 --> 00:23:05,360
‫سال‌ها معشوقه‌ی صدام بوده‬

390
00:23:05,385 --> 00:23:07,451
‫از سلاح‌های کشتارجمعی هم حرف زده،‬

391
00:23:07,553 --> 00:23:09,120
‫و ظاهراً دیده صدام‬

392
00:23:09,222 --> 00:23:11,522
‫توی بغداد به اسامه بن‌لادن پول داده‬

393
00:23:11,546 --> 00:23:13,412
‫حتی نمی‌تونیم تأیید کنیم بن‌لادن اصلاً تا حالا‬

394
00:23:13,437 --> 00:23:14,733
‫به بغداد رفته‬

395
00:23:14,758 --> 00:23:16,071
‫خب، استیل‌ول می‌خواد بدونه‬

396
00:23:16,095 --> 00:23:17,628
‫صدام بهش گفته سلاح‌ها کجان یا نه‬

397
00:23:17,652 --> 00:23:19,207
‫اون توی بیروت زندگی می‌کنه‬

398
00:23:19,232 --> 00:23:20,731
‫این ادعا هیچ اعتباری نداره‬

399
00:23:20,755 --> 00:23:22,488
‫می‌شه این رو بدی به پالیِ پاچه‌خوار‬

400
00:23:22,513 --> 00:23:24,078
‫و وقت من رو باهاش نگیری؟‬

401
00:23:24,103 --> 00:23:26,670
‫کارت اینه چیزی رو به مردم بدی که می‌خوان!‬

402
00:23:26,773 --> 00:23:28,549
‫کار من اینه حقیقت رو پیدا کنم‬

403
00:23:28,574 --> 00:23:30,451
‫- یه نصیحت می‌خوای؟‬
‫- آره‬

404
00:23:30,476 --> 00:23:33,519
‫من جات بودم یه نگاهی دور و برم می‌انداختم و‬
‫به عوض‌کردن دکور فکر می‌کردم،‬

405
00:23:33,544 --> 00:23:34,717
‫چون این‌جا...‬

406
00:23:34,741 --> 00:23:36,387
‫جاییه که قراره توش زندگی کنی‬

407
00:23:37,417 --> 00:23:38,482
‫تو دیگه آدم‌بشو نیستی‬

408
00:23:45,000 --> 00:23:52,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

409
00:23:58,638 --> 00:24:00,905
‫ادعاهای پاریسولا رو بررسی کردم‬

410
00:24:01,007 --> 00:24:02,583
‫قابل اثبات نبودن‬

411
00:24:02,608 --> 00:24:04,018
‫همون‌طور که فکر می‌کردم‬

412
00:24:04,043 --> 00:24:07,645
‫صددرصد چرنده،‬
‫درست همون‌طور که گفتم‬

413
00:24:09,982 --> 00:24:13,717
‫ولی می‌خوام بابت رفتار قبلی‌م عذرخواهی کنم‬

414
00:24:13,820 --> 00:24:15,686
‫هوم، یعنی بابت عوضی‌بازی‌هات؟‬

415
00:24:15,788 --> 00:24:18,055
‫بله، با این ارزیابی موافقم‬

416
00:24:18,157 --> 00:24:21,302
‫گوش کن، هیچ‌کس این مرد رو‬
‫بهتر از من نمی‌شناسه‬

417
00:24:21,327 --> 00:24:24,094
‫توی میدان خیلی بیشتر به دردتون می‌خورم،‬

418
00:24:24,119 --> 00:24:25,696
‫تا این‌جا پشت میز‬

419
00:24:28,034 --> 00:24:29,533
‫آها‬

420
00:24:29,635 --> 00:24:31,813
‫از اشتیاقت ممنونم،‬

421
00:24:31,838 --> 00:24:34,355
‫ولی نمی‌خوام به‌خاطر اون لبخند دل‌نشینت،‬

422
00:24:34,380 --> 00:24:36,413
‫حقوق بازنشستگی‌م رو از دست بدم‬

423
00:24:42,771 --> 00:24:44,437
‫لعنتی‬

424
00:24:44,461 --> 00:24:45,994
‫همچنین خاطرنشان می‌کنیم که‬

425
00:24:46,018 --> 00:24:48,037
‫صدام حسین همچنان متواری است‬

426
00:24:48,062 --> 00:24:49,909
‫از کسانی که درباره‌ی محل اختفای صدام حسین‬

427
00:24:49,934 --> 00:24:51,500
‫اطلاعاتی در اختیار دارند می‌خواهیم‬

428
00:24:51,524 --> 00:24:53,746
‫با دفتر مسئول اجرایی تماس بگیرند‬

429
00:24:53,771 --> 00:24:56,850
‫برای اطلاعاتی که‬
‫به دستگیری صدام حسین منجر شود،‬

430
00:24:56,875 --> 00:24:59,178
‫تا سقف ۲۵ میلیون دلار‬
‫جایزه پرداخت می‌کنیم‬

431
00:24:59,203 --> 00:25:02,110
‫۲۵ میلیون دلار؟!‬

432
00:25:02,135 --> 00:25:04,358
‫این بزرگ‌ترین جایزه‌ای است‬
‫که تاکنون‬

433
00:25:04,382 --> 00:25:06,482
‫در برنامه‌ی "پاداش برای عدالت"‬
‫پرداخت شده است‬

434
00:25:06,506 --> 00:25:08,105
‫اطلاعات حیاتی‌ای که ما را به...‬

435
00:25:08,207 --> 00:25:09,753
‫عراقی‌های لعنتی‬

436
00:25:34,545 --> 00:25:36,178
‫ساعت چنده؟‬

437
00:25:36,202 --> 00:25:37,735
‫هیس! سعی کن بخوابی‬

438
00:25:37,837 --> 00:25:40,404
‫زویی، برو کنار!‬

439
00:25:40,506 --> 00:25:41,906
‫سلام‬

440
00:25:42,008 --> 00:25:43,240
‫سلام‬

441
00:25:52,018 --> 00:25:53,517
‫امروز چی شد؟‬

442
00:25:56,622 --> 00:25:58,923
‫مملکت هنوز توی جنگه، عزیزم‬

443
00:26:00,226 --> 00:26:03,294
‫مواظب باش، نکنه اینم محرمانه باشه‬

444
00:26:07,867 --> 00:26:09,867
‫من هیچ‌وقت نمی‌تونم چیزی ازت بپرسم‬

445
00:26:09,969 --> 00:26:11,268
‫هوم؟‬

446
00:26:11,370 --> 00:26:13,637
‫خب، امروز سر کار چطور بود؟‬

447
00:26:13,739 --> 00:26:15,172
‫اِم...‬

448
00:26:15,274 --> 00:26:17,942
‫خوشحالم پرسیدی‬

449
00:26:19,378 --> 00:26:21,145
‫خب...‬

450
00:26:21,247 --> 00:26:25,115
‫بیمارستان امروز اعلام کرد که به‌خاطر جنگ‬

451
00:26:25,217 --> 00:26:28,285
‫قراره تعداد کارکنای آزمایشگاه رو کم کنن‬

452
00:26:29,334 --> 00:26:32,686
‫چطور انتظار دارن‬
‫بدون تکنسین‌ها و دستیارهای آزمایشگاه‬

453
00:26:32,710 --> 00:26:34,338
‫کار کنیم؟‬

454
00:26:38,911 --> 00:26:40,277
‫هوم‬

455
00:26:43,380 --> 00:26:44,880
‫الان چی گفتی؟‬

456
00:26:44,904 --> 00:26:46,792
‫- نمی‌دونم‬
‫- نه، همین الان... چی گفتی؟‬

457
00:26:46,817 --> 00:26:49,151
‫هی، هی، الان چی گفتی؟‬

458
00:26:49,175 --> 00:26:52,827
‫این‌که نیروهای پشتیبانی،‬
‫بدون نیروهای پشتیبانی نمی‌تونن کار کنن…‬

459
00:26:52,852 --> 00:26:55,553
‫یا یه همچین چیزی، نمی‌دونم‬

460
00:26:56,015 --> 00:26:58,048
‫تو نابغه‌ای‬

461
00:27:00,319 --> 00:27:03,354
‫- چی شد؟‬
‫- باید برگردم سر کار‬

462
00:27:37,123 --> 00:27:38,922
‫محمد یوسف‬

463
00:27:38,958 --> 00:27:40,124
‫پیدات کردم‬

464
00:27:51,737 --> 00:27:53,634
‫کجا با این عجله؟‬

465
00:27:53,659 --> 00:27:56,059
‫ببخشید، چند دقیقه‌ی دیگه می‌بینمت‬

466
00:27:56,954 --> 00:27:58,639
‫هی، فانزنبرگ، این‌ها چیه؟‬

467
00:27:58,664 --> 00:28:01,545
‫جایزه‌ی ۲۵ میلیون‌دلاری‬
‫کلی سرنخ غلط میاره‬

468
00:28:10,189 --> 00:28:11,955
‫تا حالا سؤال‌های اشتباهی می‌پرسیدیم‬

469
00:28:13,192 --> 00:28:14,969
‫دنبال صدام می‌گردیم، ولی...‬

470
00:28:14,994 --> 00:28:17,161
‫داریم آدم‌هایی رو شکار می‌کنیم که‬
‫برای خودمون مهمن‬

471
00:28:17,341 --> 00:28:18,807
‫خب، پس باید دنبال چه کسایی بگردیم؟‬

472
00:28:18,831 --> 00:28:20,452
‫آدم‌هایی که برای صدام مهمن‬

473
00:28:20,477 --> 00:28:22,010
‫این الان... یه معماست؟‬

474
00:28:22,034 --> 00:28:24,289
‫العبیدی چند روز پیش‬
‫خودش رو به مقامات تسلیم کرد‬

475
00:28:24,314 --> 00:28:25,792
‫اون توی فهرست هدف‌هامونه، درسته؟‬

476
00:28:25,817 --> 00:28:27,126
‫اون می‌دونه صدام کجا مخفی شده؟‬

477
00:28:27,151 --> 00:28:28,550
‫باز می‌گم، برو سر اصل مطلب‬

478
00:28:28,574 --> 00:28:31,608
‫توی هر بحرانی، همیشه نیروهای پشتیبانی‬

479
00:28:31,633 --> 00:28:33,566
‫- اول از همه اخراج می‌شن‬
‫- خب؟‬

480
00:28:33,591 --> 00:28:35,928
‫به‌محض شروع جنگ،‬
‫صدام کل شبکه‌ی پشتیبانش رو‬

481
00:28:35,953 --> 00:28:37,325
‫کنار گذاشت‬

482
00:28:37,349 --> 00:28:38,615
‫به‌جز خانواده‌اش‬

483
00:28:38,718 --> 00:28:39,746
‫چرا؟‬

484
00:28:40,386 --> 00:28:43,654
‫چون دارن ازش محافظت می‌کنن،‬
‫چون بهش باور دارن...‬

485
00:28:43,909 --> 00:28:46,376
‫از روی اعتقاد، نه به‌خاطر پول‬

486
00:28:46,926 --> 00:28:50,071
‫همه‌ی خدمتکارها، آشپزها و محافظ‌هاش...‬

487
00:28:50,096 --> 00:28:51,872
‫همه‌شون آدم‌هایی‌ان که باهاشون بزرگ شده‬

488
00:28:51,897 --> 00:28:53,007
‫اعتماد کامل بهشون داره‬

489
00:28:53,032 --> 00:28:54,331
‫از کجا می‌دونی بهشون اعتماد داره؟‬

490
00:28:54,433 --> 00:28:56,114
‫خب، هر کسی رو که‬
‫بهش اعتماد نداشت، کشت‬

491
00:28:56,139 --> 00:28:57,879
‫استدلال محکمیه‬

492
00:28:57,903 --> 00:29:00,437
‫دو نفر رو شناسایی کردم که‬
‫باید روشون تمرکز کنیم‬

493
00:29:03,075 --> 00:29:04,797
‫بفرمایید.‬
‫هر دوشون اهل تکریت هستن،‬

494
00:29:04,822 --> 00:29:06,254
‫درست مثل صدام‬

495
00:29:06,278 --> 00:29:09,213
‫این یکی عدنانه‬

496
00:29:09,315 --> 00:29:11,715
‫این هم محمد یوسف‬

497
00:29:11,895 --> 00:29:13,628
‫توی فهرست ما‬
‫جزو اهداف باارزش نیستن،‬

498
00:29:13,652 --> 00:29:15,319
‫ولی باید همین‌ها رو پیدا کنیم‬

499
00:29:15,421 --> 00:29:19,291
‫صبر کن، یعنی می‌خوای منابع محدودمون رو‬

500
00:29:19,316 --> 00:29:21,269
‫از وزیرها و ژنرال‌هایی که تسلیم شدن،‬

501
00:29:21,293 --> 00:29:22,993
‫بگیریم و بدیم به راننده‌ها؟‬

502
00:29:23,095 --> 00:29:25,129
‫دقیقاً همین کار رو می‌خوام بکنم‬

503
00:29:27,099 --> 00:29:29,266
‫نظرتون؟‬

504
00:29:33,906 --> 00:29:35,439
‫سخت می‌شه نظر داد‬

505
00:29:35,541 --> 00:29:36,740
‫ولی آسون‌تر می‌شه‬

506
00:29:36,842 --> 00:29:38,252
‫اگه فقط اجازه بدید بریم اون‌جا‬

507
00:29:38,277 --> 00:29:39,631
‫و خودمون از مردم پرس‌وجو کنیم‬

508
00:29:39,656 --> 00:29:40,822
‫جری درست می‌گه‬

509
00:29:40,846 --> 00:29:42,613
‫با این‌همه حدس و نظریه‌بافی‬

510
00:29:42,715 --> 00:29:44,515
‫براساس گزارش‌های دست چندم...‬

511
00:29:44,617 --> 00:29:46,350
‫به هیچ‌جا نرسیدیم‬

512
00:29:46,452 --> 00:29:47,918
‫آره، موافقم‬

513
00:29:49,421 --> 00:29:52,122
‫اگه کمکی می‌کنه، من حاضرم برم‬

514
00:29:52,224 --> 00:29:54,191
‫منم همین‌طور‬

515
00:29:54,215 --> 00:29:57,616
‫ای خدا، بوش و چِینی، پاول و زنم‬

516
00:29:57,641 --> 00:29:59,396
‫همه‌شون افتادن به جونم‬

517
00:30:00,699 --> 00:30:04,802
‫باشه، یه طرح آماده کنید.‬
‫وقتشه دست‌هامون رو کثیف کنیم‬

518
00:30:11,177 --> 00:30:12,883
‫یا خدا‬

519
00:30:25,324 --> 00:30:26,690
‫چقدر قراره اون‌جا بمونی؟‬

520
00:30:30,129 --> 00:30:33,363
‫نمی‌دونم، شاید چند هفته‬

521
00:30:33,465 --> 00:30:34,932
‫یا شاید هم چند ماه؟‬

522
00:30:37,203 --> 00:30:39,536
‫ولی چرا تو باید بری؟‬

523
00:30:39,638 --> 00:30:42,072
‫چون هیچ‌کس صدام رو بهتر از من نمی‌شناسه‬

524
00:30:43,142 --> 00:30:46,276
‫شناختنش چه ربطی به پیدا کردنش داره؟‬

525
00:30:46,378 --> 00:30:48,545
‫عزیزم، اگه صدام رو پیدا نکنیم و‬

526
00:30:48,647 --> 00:30:50,602
‫سلاح‌های کشتارجمعی‌ش بیفتن دست آدم‌های اشتباه،‬

527
00:30:50,627 --> 00:30:52,227
‫ممکنه آدم‌های زیادی کشته بشن‬

528
00:30:52,251 --> 00:30:53,650
‫اگه نرم...‬

529
00:30:54,894 --> 00:30:56,893
‫پس چرا دیگه کلاً این کار رو ادامه بدم؟‬

530
00:30:58,938 --> 00:31:02,092
‫می‌دونم عاشق بستنی بلیزارد‬
‫هات‌فاجِ "دِیری کوئین" هستی‬

531
00:31:02,194 --> 00:31:04,328
‫پس می‌تونم اون‌جا استخدام بشم‬

532
00:31:04,430 --> 00:31:06,630
‫و تا آخر عمر بلیزارد مجانی بگیری‬

533
00:31:08,400 --> 00:31:10,067
‫واقعاً همین رو می‌خوای؟‬

534
00:31:11,437 --> 00:31:13,737
‫فکر کنم خیلی خوب از پسش بربیام‬

535
00:31:13,839 --> 00:31:15,494
‫بابات پشت اون ظاهر خشک و زمختش،‬

536
00:31:15,519 --> 00:31:17,886
‫با رفتن تو خیلی سخت کنار میاد‬

537
00:31:17,910 --> 00:31:18,997
‫شوخی می‌کنی؟‬

538
00:31:19,022 --> 00:31:20,288
‫عین رؤیاشه که‬

539
00:31:20,312 --> 00:31:22,312
‫پسرش بره دل معرکه‬

540
00:31:22,414 --> 00:31:24,081
‫ولی رؤیای من نیست‬

541
00:31:25,351 --> 00:31:27,394
‫ببین، فردا می‌برمت دکتر‬

542
00:31:27,419 --> 00:31:30,587
‫مطمئن می‌شیم که‬
‫بیماری ام‌اِس پیشرفت نکرده‬

543
00:31:30,689 --> 00:31:32,923
‫اگه بگن باید بمونم تا ازت مراقبت کنم،‬

544
00:31:33,025 --> 00:31:34,892
‫پس همین کار رو می‌کنم‬

545
00:31:34,994 --> 00:31:36,260
‫من حالم خوبه‬

546
00:31:42,234 --> 00:31:44,545
‫امشب، پسران مخوف صدام حسین،‬

547
00:31:44,570 --> 00:31:46,270
‫عدی و قصی، کشته شدند‬

548
00:31:46,372 --> 00:31:48,705
‫و مقامات می‌گویند‬
‫این دو در حمله‌ای کشته شدند که‬

549
00:31:48,730 --> 00:31:51,842
‫صبح امروز به ویلایی در شهر موصل،‬
‫واقع در شمال عراق، صورت گرفت‬

550
00:31:52,778 --> 00:31:56,446
‫صحنه‌ی درگیری سنگینی بود و‬
‫نزدیک به شش ساعت طول کشید‬

551
00:31:56,471 --> 00:32:00,228
‫نیروها کاملاً مسلح آمدند، چون‬
‫خبر رسیده بود عدی و قصی‬

552
00:32:00,252 --> 00:32:01,362
‫در ویلا هستند‬

553
00:32:01,387 --> 00:32:03,063
‫این دو نفر‬

554
00:32:03,088 --> 00:32:05,122
‫افرادی به‌شدت بی‌رحم و شرورند‬

555
00:32:05,224 --> 00:32:06,690
‫حالا دیگر مرده‌اند‬

556
00:32:06,714 --> 00:32:10,437
‫تنها چیزی که می‌خواهم‬
‫درباره‌ی مرگ پسران صدام بگویم‬

557
00:32:10,462 --> 00:32:13,040
‫این است که امروز روز بزرگی‬
‫برای مردم عراق است‬

558
00:32:13,065 --> 00:32:15,132
‫و روز بزرگی برای ارتش آمریکا،‬

559
00:32:15,157 --> 00:32:18,468
‫که بار دیگر حرفه‌ای‌گری حیرت‌انگیزش را‬

560
00:32:18,563 --> 00:32:19,996
‫در این عملیات نشان داد‬

561
00:32:20,085 --> 00:32:22,729
‫ائتلاف متعهد است با مردم عراق همکاری کند‬
‫[ ۲۲ ژوئیه، ۲۰۰۳ ]‬

562
00:32:22,754 --> 00:32:24,374
‫تا محیطی امن و باثبات‬

563
00:32:24,398 --> 00:32:26,120
‫برای همه‌ی مردم فراهم شود‬

564
00:32:26,145 --> 00:32:28,727
‫بچه‌ها... استیل‌ول و انجلا کارمون دارن‬

565
00:32:28,752 --> 00:32:29,891
‫این دو عضو رژیم‬

566
00:32:29,915 --> 00:32:31,181
‫دیگر به قدرت بازنخواهند گشت‬

567
00:32:31,206 --> 00:32:32,683
‫بجنبید، بچه‌ها‬

568
00:32:32,785 --> 00:32:35,485
‫رفیق، استیل‌ول می‌خواد همه رو ببینه‬

569
00:32:42,895 --> 00:32:44,661
‫خب، حساب پسرها رو رسیدیم‬

570
00:32:49,969 --> 00:32:52,102
‫- حالا بریم سراغ باباشون‬
‫- آره!‬

571
00:32:52,204 --> 00:32:54,114
‫وقتشه این گاو رو از سبیلش بگیریم‬

572
00:32:54,139 --> 00:32:57,140
‫بریم سراغش!‬

573
00:32:59,445 --> 00:33:02,699
‫خب، تیم ایستگاه بغداد.‬
‫هرکی اسمش رو خوندم، بیاد جلو‬

574
00:33:04,049 --> 00:33:05,816
‫تگرت‬

575
00:33:06,685 --> 00:33:08,685
‫- جکسون‬
‫- ایول!‬

576
00:33:09,488 --> 00:33:10,787
‫و اریک‬

577
00:33:12,002 --> 00:33:14,302
‫- بجنب، بجنب‬
‫- مک‌کنزی، بیا جلو‬

578
00:33:14,326 --> 00:33:16,460
‫عالی از پسش برمیای‬

579
00:33:16,562 --> 00:33:18,495
‫پالی، بیا جلو‬

580
00:33:18,597 --> 00:33:20,130
‫- آفرین، پالی‬
‫- کارت عالی بود‬

581
00:33:20,232 --> 00:33:21,965
‫خوبه‬

582
00:33:23,035 --> 00:33:25,702
‫اوه، یادم رفت.‬
‫جری، تو هم بیا جلو‬

583
00:33:31,176 --> 00:33:33,043
‫مأموریت‌تون پیدا کردن صدامه‬

584
00:33:33,145 --> 00:33:35,089
‫حتی اگه خود زمین لعنتی قورتش داده باشه‬

585
00:33:35,114 --> 00:33:37,460
‫- و پیدا کردن سلاح‌های کشتارجمعی، باشه؟‬
‫- بنازم!‬

586
00:33:40,486 --> 00:33:42,158
‫- ایول، همینه!‬
‫- خیلی‌خب!‬

587
00:34:05,511 --> 00:34:07,177
‫داره میاد، داره میاد‬

588
00:34:11,717 --> 00:34:14,117
‫و اینم جانی!‬

589
00:34:19,391 --> 00:34:21,891
‫بابا، چی... چه خبره؟‬

590
00:34:21,994 --> 00:34:25,027
‫خجالت نکش.‬
‫این یه لحظه‌ی تاریخیه‬

591
00:34:25,171 --> 00:34:27,685
‫می‌خوام از این لحظه استفاده کنم‬

592
00:34:27,710 --> 00:34:32,147
‫تا اعلام کنم که پسرم قراره بره دل معرکه‬

593
00:34:33,906 --> 00:34:35,871
‫و سنت دیرینه‌ی خانوادگی‌مون رو ادامه بده‬

594
00:34:39,678 --> 00:34:42,179
‫جری، مراقب جان باش‬

595
00:34:42,281 --> 00:34:43,647
‫چیزیش نمی‌شه‬

596
00:34:43,671 --> 00:34:46,139
‫تضمین می‌کنم کیلومترها‬
‫از هر درگیری دور می‌مونه‬

597
00:34:47,252 --> 00:34:50,152
‫چیزیش نمی‌شه. فقط باید‬
‫پرونده و عکس جابه‌جا کنه‬

598
00:34:50,255 --> 00:34:52,621
‫لازم نیست اسلحه کول کنه...‬

599
00:34:52,724 --> 00:34:57,060
‫لازم نیست مثل برادرش، چارلی،‬
‫یه ام۱۶ کول کنه‬

600
00:35:00,332 --> 00:35:01,965
‫خب، حالا...‬

601
00:35:04,636 --> 00:35:08,004
‫من... من نمی‌خواستم...‬
‫نمی‌خواستم احساساتی بشم،‬

602
00:35:08,107 --> 00:35:10,207
‫فقط... نمی‌خوام...‬

603
00:35:10,231 --> 00:35:12,598
‫نمی‌خوام فراموش بشه‬

604
00:35:15,047 --> 00:35:16,913
‫ببخشید، من...‬

605
00:35:17,015 --> 00:35:18,882
‫ببخشید‬

606
00:35:18,984 --> 00:35:21,751
‫فقط می‌خوام ازش‬
‫به‌خاطر خدمتش به کشور یاد بشه‬

607
00:35:22,988 --> 00:35:24,521
‫همین‌طور هم باید باشه‬

608
00:35:24,623 --> 00:35:26,723
‫- همه‌مون دلتنگشیم، چارلز‬
‫- واقعاً‬

609
00:35:26,825 --> 00:35:28,692
‫مسئله... مسئله اینه که‬

610
00:35:28,794 --> 00:35:31,027
‫شوخی‌هاش رو یادتونه؟‬

611
00:35:33,999 --> 00:35:35,609
‫- به سلامتی برادرم، چارلی‬
‫- آره‬

612
00:35:35,634 --> 00:35:37,834
‫- به سلامتی چارلی‬
‫- به سلامتی چارلی‬

613
00:35:37,936 --> 00:35:40,904
‫و دعا می‌کنم‬

614
00:35:41,006 --> 00:35:43,707
‫که شوهرم زود و سلامت برگرده‬

615
00:35:43,731 --> 00:35:44,863
‫- آره!‬
‫- آره!‬

616
00:36:07,110 --> 00:36:08,910
‫- چطوری؟ حالت خوبه؟‬
‫- آره‬

617
00:36:08,934 --> 00:36:12,202
‫تبریک می‌گم. فوق‌العاده‌ست‬

618
00:36:12,226 --> 00:36:14,639
‫- همه‌مون خیلی بهت افتخار می‌کنیم‬
‫- پس این یکی چی؟‬

619
00:36:15,974 --> 00:36:20,777
‫♪ بعد یه بطری شراب باز می‌کنیم ♪‬

620
00:36:22,548 --> 00:36:26,550
‫♪ و به سلامتی زندگی و همه‌ی بدبختی‌هاش می‌نوشیم ♪‬

621
00:36:28,120 --> 00:36:32,756
‫♪ یکی برای عزیز دلم می‌نوشم که دیگه رفته ♪‬

622
00:36:34,860 --> 00:36:40,163
‫♪ دوتا برای وانت‌م که فقط توی سرازیری راه می‌ره ♪‬

623
00:36:40,265 --> 00:36:41,498
‫♪ سه‌تا می‌نوشم ♪‬

624
00:36:41,600 --> 00:36:43,099
‫رفیق، باورم نمی‌شه اومدی‬

625
00:36:43,202 --> 00:36:44,901
‫عجب افتضاحیه‬

626
00:36:45,003 --> 00:36:46,813
‫وقتی بکس زنگ زد، انتظار داشتی چی بگم؟‬

627
00:36:46,838 --> 00:36:48,893
‫"نمی‌تونم بیام.‬
‫امشب ریچل و راس دوباره به هم می‌رسن"‬

628
00:36:48,918 --> 00:36:51,130
‫راست می‌گی، باید مزخرف تحویل‌شون می‌دادم‬

629
00:36:51,155 --> 00:36:53,188
‫فقط یه لطفی بکن و حقیقت رو به بابات نگو،‬

630
00:36:53,212 --> 00:36:54,511
‫تا وقتی من از این‌جا برم‬

631
00:36:54,613 --> 00:36:56,223
‫- یادت باشه من ترسوام‬
‫- نه، نه، نه‬

632
00:36:56,248 --> 00:36:57,858
‫باید خودت بمونی و مثلاً بهش بگی‬

633
00:36:57,883 --> 00:36:59,749
‫سازمان اشتباه کرده‬
‫یا یه چیزی تو همین مایه‌ها‬

634
00:36:59,851 --> 00:37:01,151
‫- اشتباه؟‬
‫- آره‬

635
00:37:01,253 --> 00:37:03,353
‫خب... انجلا که خیلی ازت خوشش میاد‬

636
00:37:03,468 --> 00:37:05,176
‫پس درجا نظرش رو عوض می‌کنی‬

637
00:37:05,201 --> 00:37:06,668
‫آره، اگه نتونستم چی؟‬

638
00:37:06,692 --> 00:37:07,734
‫خب، باید یه راهی پیدا کنی،‬

639
00:37:07,759 --> 00:37:09,326
‫چون من به همه گفتم‬

640
00:37:09,350 --> 00:37:11,183
‫ما اول می‌ریم و تو بعداً میای، پس...‬

641
00:37:11,208 --> 00:37:13,341
‫اوه، عالی شد، آره...‬
‫این واقعاً...‬

642
00:37:13,365 --> 00:37:14,431
‫همه‌چی رو حل می‌کنه‬

643
00:37:14,533 --> 00:37:16,399
‫درست می‌شه. بهم اعتماد کن‬

644
00:37:18,251 --> 00:37:20,436
‫از وقتی اون بسته‌ی ده‌دلاری‬
‫پونه‌ی کوهی رو برامون خریدی،‬

645
00:37:20,461 --> 00:37:21,907
‫دیگه بهت اعتماد ندارم‬

646
00:37:21,931 --> 00:37:23,849
‫ولی قبول کن،‬
‫اون دختر دانشجویی که بهمون فروختش‬

647
00:37:23,874 --> 00:37:24,953
‫خیلی جذاب بود‬

648
00:37:24,977 --> 00:37:26,843
‫همبرگر می‌خوای؟‬

649
00:37:26,945 --> 00:37:28,812
‫این که یه تیکه زغاله‬

650
00:37:28,914 --> 00:37:30,113
‫به سبک پیتسبرگه‬

651
00:37:31,917 --> 00:37:34,951
‫♪ اوه، آره ♪‬

652
00:37:35,053 --> 00:37:37,787
‫♪ بیا، عزیزم ♪‬

653
00:37:37,889 --> 00:37:41,124
‫♪ اوه، آره ♪‬

654
00:37:51,403 --> 00:37:53,703
‫- سلام‬
‫- سلام‬

655
00:37:53,805 --> 00:37:56,039
‫- خوبی؟‬
‫- آره، خوبم‬

656
00:37:56,141 --> 00:37:58,141
‫زنگ نزدی‬

657
00:37:58,243 --> 00:37:59,876
‫دکتر چی گفت؟‬

658
00:37:59,978 --> 00:38:01,278
‫اوضاعم عالیه‬

659
00:38:03,015 --> 00:38:05,215
‫- هوم‬
‫- یعنی... منظورت چیه؟‬

660
00:38:05,317 --> 00:38:07,584
‫خب، گفت فقط...‬

661
00:38:07,686 --> 00:38:10,053
‫داروهام رو بخورم و‬
‫همه‌ی کارهای لازم رو انجام بدم‬

662
00:38:10,155 --> 00:38:12,289
‫خوبه، اوضاع خوبه‬

663
00:38:12,391 --> 00:38:13,890
‫- داره بهتر می‌شه؟‬
‫- آره‬

664
00:38:13,914 --> 00:38:16,315
‫این داروها بعضی وقت‌ها جواب می‌دن‬

665
00:38:17,596 --> 00:38:18,895
‫جدی می‌گی؟‬

666
00:38:30,452 --> 00:38:33,131
‫ارتباط برقرار شد، قربان.‬
‫ارتباط تصویری داریم‬

667
00:38:33,156 --> 00:38:34,555
‫داریم اون‌جا مستقرشون می‌کنیم‬

668
00:38:34,579 --> 00:38:36,246
‫کجایید؟‬

669
00:38:36,348 --> 00:38:39,249
‫داریم به خیابان تکریت نزدیک می‌شیم و‬
‫به‌سمت شمال می‌ریم‬

670
00:38:39,351 --> 00:38:41,795
‫سوژه با یه سدان خاکستری به‌سمت شرق می‌ره‬

671
00:38:41,820 --> 00:38:45,432
‫این اولین سرنخیه که بعد از چند هفته‬
‫از صدام حسین گیرمون اومده‬

672
00:38:45,457 --> 00:38:47,324
‫- حق نداری گمش کنی‬
‫- دریافت شد‬

673
00:38:47,426 --> 00:38:49,192
‫خیلی خب، آروم برو، بپیچ چپ‬

674
00:38:53,432 --> 00:38:55,231
‫سوژه در حال نزدیک شدن به تقاطعه‬

675
00:38:59,271 --> 00:39:03,206
‫مرکز فرماندهی، براوو هستم.‬
‫سوژه رو می‌بینم‬

676
00:39:03,308 --> 00:39:05,842
‫خیلی خب، زیاد نزدیک نشو‬

677
00:39:06,559 --> 00:39:08,326
‫به نظرت اون می‌دونه صدام کجاست؟‬

678
00:39:08,350 --> 00:39:11,490
‫شنود اطلاعاتی هفته‌ی پیش دو تماس ماهواره‌ای‬
‫به مقصد تکریت رو ردیابی کرد‬

679
00:39:11,514 --> 00:39:14,001
‫هر دو امضای رمزنگاری یکسانی داشتن‬

680
00:39:23,206 --> 00:39:25,506
‫سوژه از ماشین پیاده شد و در حال حرکته‬

681
00:39:25,530 --> 00:39:28,098
‫براوو یک، هویت رو تأیید کن‬

682
00:39:28,978 --> 00:39:30,011
‫خودشه‬

683
00:39:30,035 --> 00:39:32,302
‫هویت خالد الدوری تأیید شد‬

684
00:39:32,404 --> 00:39:35,226
‫خالد رو زنده و با اون تلفن بیار این‌جا‬

685
00:39:35,251 --> 00:39:36,818
‫فهمیدی؟‬

686
00:39:36,842 --> 00:39:38,661
‫داره با تلفن ماهواره‌ای حرف می‌زنه‬

687
00:39:51,356 --> 00:39:52,489
‫دارم به بازار نزدیک می‌شم‬

688
00:40:07,873 --> 00:40:09,272
‫شاید من رو دیده باشه‬

689
00:40:09,374 --> 00:40:10,570
‫اون رابط ما با صدام هست‬

690
00:40:10,595 --> 00:40:12,061
‫اگه مجبوری، بگیرش‬

691
00:40:15,914 --> 00:40:17,747
‫مظنون فرار کرد!‬
‫دارم تعقیبش می‌کنم!‬

692
00:40:48,346 --> 00:40:51,011
‫- سیگنال قطع شد‬
‫- پهپاد از دسترس خارج شده‬

693
00:40:51,036 --> 00:40:53,469
‫از این‌جا به بعد تنهایی، براوو یک!‬

694
00:41:27,486 --> 00:41:29,452
‫براوو یک، براوو یک!‬

695
00:41:30,856 --> 00:41:32,322
‫باید وضعیت رو گزارش بدی‬

696
00:41:32,424 --> 00:41:35,391
‫براوو یک، براوو یک،‬
‫صدای من رو داری؟‬

697
00:41:35,494 --> 00:41:37,594
‫الدوری رو می‌بینی؟‬

698
00:41:40,832 --> 00:41:43,433
‫لعنتی، جواب بده! براوو یک!‬

699
00:42:00,496 --> 00:42:01,996
‫هدف کشته شد‬

700
00:42:02,020 --> 00:42:03,920
‫تکرار می‌کنم، هدف کشته شد‬

701
00:42:04,022 --> 00:42:05,972
‫تلفن ماهواره‌ای نابود شده.‬
‫قابل بازیابی نیست‬

702
00:42:05,997 --> 00:42:07,463
‫دریافت شد‬

703
00:42:21,780 --> 00:42:23,673
‫می‌فهمن من بهت خبر دادم‬

704
00:42:24,504 --> 00:42:26,997
‫این‌ها از نیروهای سابق استخباراتن‬

705
00:42:27,021 --> 00:42:28,901
‫همه‌شون خبرها رو به هم می‌رسونن‬

706
00:42:35,105 --> 00:42:36,986
‫وقتشه خانواده‌م از عراق برن‬

707
00:42:37,010 --> 00:42:38,510
‫اونا حتماً میان سراغ زنم، بچه‌هام...‬

708
00:42:38,534 --> 00:42:39,807
‫بهم قول داده بودی‬

709
00:42:44,241 --> 00:42:45,907
‫طرف نشسته بوده روی مستراح‬

710
00:42:45,931 --> 00:42:47,830
‫به باسنش تیر می‌خوره،‬

711
00:42:47,933 --> 00:42:50,433
‫بعد بهش نشان ستاره‌ی برنزی می‌دن.‬
‫حالا تو حساب کن‬

712
00:42:52,536 --> 00:42:54,169
‫آره‬

713
00:42:57,442 --> 00:42:58,975
‫می‌دونم چه حسی داری‬

714
00:42:59,077 --> 00:43:00,577
‫منم جای تو بودم‬

715
00:43:00,679 --> 00:43:03,246
‫نمی‌خوام بری.‬
‫فقط بهشون بگو نمی‌تونی بری‬

716
00:43:03,348 --> 00:43:05,748
‫- چیزیم نمی‌شه‬
‫- وقتی رفتی اون‌جا...‬

717
00:43:05,850 --> 00:43:08,818
‫باید دائم حواست به دور و برت باشه‬

718
00:43:08,920 --> 00:43:12,589
‫یعنی، باید از هر اتفاقی که‬
‫دور و برت می‌افته باخبر باشی، فهمیدی؟‬

719
00:43:12,691 --> 00:43:14,657
‫همین کار شاید جونت رو نجات بده‬

720
00:43:14,759 --> 00:43:17,827
‫شجاع‌بازی هم درنیار.‬
‫نه، اصلاً از این کارها نکن‬

721
00:43:17,929 --> 00:43:20,330
‫سعی نکن مثل برادرت قهرمان‌بازی دربیاری،‬

722
00:43:20,354 --> 00:43:21,786
‫چون تو قهرمان نیستی‬

723
00:43:21,967 --> 00:43:25,602
‫فقط اون آگاهی موقعیتی رو حفظ کن‬

724
00:43:27,837 --> 00:43:29,750
‫تمام تلاشم رو می‌کنم‬

725
00:43:29,774 --> 00:43:33,209
‫می‌دونم، چون باهوشی‬

726
00:43:34,713 --> 00:43:38,881
‫آره، یه چیز دیگه هم هست...‬
‫نگران نباش‬

727
00:43:38,984 --> 00:43:43,219
‫تا حالا شنیدی کسی‬
‫از عفونتِ زخمِ گیره‌ی کاغذ بمیره؟‬

728
00:43:44,723 --> 00:43:46,990
‫- آره‬
‫- کی اعزامت می‌کنن؟‬

729
00:43:47,092 --> 00:43:49,592
‫بیاین، بریم پیش بقیه‬

730
00:43:51,930 --> 00:43:54,764
‫لطفاً هولش نکن، چارلز، باشه؟‬

731
00:43:54,788 --> 00:44:14,788
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
