WEBVTT

00:01.000 --> 00:10.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.410 --> 00:11.660
‫بافومه...

00:14.080 --> 00:15.170
‫حالا چی‌کار کنیم؟

00:15.920 --> 00:18.450
‫- نمی‌دونم.
‫- میخ‌ها رو دربیاریم؟

00:19.080 --> 00:20.480
‫اون‌طوری بدتر می‌شه.

00:23.350 --> 00:25.110
‫رفته توی مغزش، نه؟

00:25.860 --> 00:27.410
‫اون بافومه‌ست.

00:27.790 --> 00:29.970
‫همه‌ش داره
‫همون جمله رو تکرار می‌کنه.

00:30.390 --> 00:31.820
‫«اون بافومه‌ست».

00:32.940 --> 00:33.980
‫دیگه چی؟

00:34.230 --> 00:35.250
‫کرو...

00:35.920 --> 00:37.080
‫کی این کار رو باهات کرد؟

00:38.370 --> 00:39.530
‫داره می‌میره.

00:59.870 --> 01:00.890
‫شرمنده.

01:02.730 --> 01:03.880
‫دیگه طاقت ندارم.

01:04.850 --> 01:05.990
‫من می‌رم.

01:06.740 --> 01:10.000
‫بیرون هرچقدر خطرناک باشه

01:10.320 --> 01:12.220
‫بدتر از اینجا نیست.

01:12.250 --> 01:15.360
‫آره، ولی باید توی روز بریم
‫که جلوی پامون رو ببینیم.

01:16.130 --> 01:18.460
‫دوست داری گم بشی
‫یا گیر گرگ‌ها بیُفتی؟

01:18.930 --> 01:20.790
‫چی‌کارش کنیم؟

01:21.790 --> 01:23.830
‫یه جای جدید براش درست می‌کنیم.

01:24.590 --> 01:26.610
‫می‌ذاریمش پیش دو نفر دیگه.
‫- من کمک می‌کنم.

01:26.720 --> 01:27.850
‫خودمون می‌تونیم.

01:29.070 --> 01:30.110
‫درستـه؟

01:31.930 --> 01:33.450
‫خوبـه، ولی قبلش...

01:37.480 --> 01:38.870
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

01:39.050 --> 01:41.670
‫فکر کردی اثر هنریـه؟

01:41.830 --> 01:42.860
‫صحنه‌ی جُرمـه.

01:42.890 --> 01:45.120
‫باید فیلم‌برداری کنیم که مدرک بشه.

01:45.600 --> 01:47.430
‫راست می‌گی.
‫از اول باید این کار رو می‌کردیم.

01:47.450 --> 01:49.110
‫جمعش کن، آدریانا.

01:49.350 --> 01:51.830
‫تو نه.
‫گوشی‌ت رو بذار کنار.

01:51.910 --> 01:53.880
‫اون می‌تونه، ولی من نمی‌تونم؟

01:53.970 --> 01:57.030
‫گوشی رو بذار کنار، زنیکه‌ی روانی!

01:57.640 --> 01:58.720
‫باشه بابا!

02:01.210 --> 02:03.350
‫راضی شدی؟
‫- خیلی.

02:05.170 --> 02:06.530
‫دختره مشکل داره.

02:07.920 --> 02:09.040
‫مشخصـه.

02:09.720 --> 02:10.790
‫خب.

02:17.560 --> 02:19.900
‫سه... دو... یک.

02:21.880 --> 02:23.360
‫ظاهراً تجربه داری.

02:24.350 --> 02:26.550
‫اون‌قدر زور داری که تنهایی ببریش.

02:26.990 --> 02:28.200
‫تنهایی که حال نمی‌ده.

02:38.290 --> 02:39.830
‫منـم؛ اَندی.

02:50.510 --> 02:51.720
‫حالت خوبـه؟

02:52.380 --> 02:53.480
‫الان بهترم.

02:53.820 --> 02:54.940
‫خیلی بَد بود.

02:55.210 --> 02:56.240
‫آره.

02:57.700 --> 03:01.640
‫هِمینگوِی آشپز بود و پخته شد.

03:02.340 --> 03:03.770
‫قلب پورشیا هم از جاش دراومد

03:03.800 --> 03:05.960
‫درست بعداز این‌که
‫روبی آرزو کرد قلبش از جا دربیاد.

03:07.390 --> 03:11.590
‫این قتل‌ها همه‌ش منظوردار
‫و مریض‌گونه‌ست.

03:14.100 --> 03:16.930
‫آره. میخ‌های توی سر کرو هم

03:18.720 --> 03:21.340
‫به‌خاطر اینـه که اون ذهن‌خوان بوده؟

03:21.360 --> 03:22.850
‫و با مُرده‌ها ارتباط داشته؟

03:23.950 --> 03:25.240
‫قضیه داره ترسناک‌تر می‌شه.

03:25.240 --> 03:28.340
‫به نظرت قراره با ماها چی‌کار کنه؟

03:38.040 --> 03:40.290
‫همین‌جا خوبـه.

03:47.750 --> 03:51.260
‫پشتت خون ریخته یا چی؟

03:55.740 --> 03:56.970
‫البته روی همه‌مون ریخته.

03:58.830 --> 04:00.100
‫به نظرم تا وقتی

04:00.120 --> 04:01.450
‫کنار هم بمونیم، جامون امنـه.

04:01.900 --> 04:03.230
‫درستـه.

04:04.150 --> 04:05.550
‫ولی تو من رو نمی‌شناسی

04:07.010 --> 04:08.970
‫و من هم قطعاً تو رو نمی‌شناسم.

04:10.250 --> 04:12.690
‫تازه هنرت آدم‌ها رو به شک می‌ندازه.

04:13.500 --> 04:14.500
‫یه‌کم

04:15.170 --> 04:16.200
‫جنون‌آمیزه.

04:18.550 --> 04:20.250
‫خیلی‌ها بهم این رو می‌گن.

04:51.630 --> 04:52.870
‫به‌به.

04:54.270 --> 04:55.840
‫هنوز پیش زنده‌هایـی.

04:57.840 --> 04:58.980
‫سرت چطوره؟

05:00.090 --> 05:01.370
‫کار می‌کنه؟

05:05.370 --> 05:06.530
‫کار کی بود؟

05:08.030 --> 05:09.360
‫بگو که انتقامت رو بگیرم.

05:12.310 --> 05:13.480
‫مَرد بود

05:15.490 --> 05:16.560
‫یا زن؟

05:20.320 --> 05:23.330
‫خیلی دوست داشتم زجرکُشت کنم.

05:25.170 --> 05:26.840
‫ولی توفیقش نصیب یکی دیگه شد.

05:32.110 --> 05:33.590
‫مجبورم سریع تمومش کنم.

06:09.240 --> 06:10.290
‫این هم از این.

06:14.660 --> 06:16.680
‫حالا واقعاً با مُرده‌ها هم‌صحبت می‌شی.

06:18.930 --> 06:20.130
‫مرتیکه قلابی.

06:26.640 --> 06:30.240
‫[ مسافرخانه‌ی جهنمی ]

06:27.150 --> 06:30.240
‫قسمت چهارم: «مو و پیچش مو»

06:31.000 --> 06:37.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

06:37.500 --> 06:40.500
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی

06:41.270 --> 06:42.380
‫چهارتا جسد

06:43.500 --> 06:44.770
‫توی یه روز.

06:45.270 --> 06:47.520
‫فکر کنم تا فردا مظنونی برامون نَمونه.

06:49.660 --> 06:51.350
‫سردمـه، عزیزم.

06:51.520 --> 06:52.690
‫الان گرمت می‌کنم.

06:54.230 --> 06:55.580
‫نه بابا؟

06:56.330 --> 06:57.340
‫آخ.

06:57.550 --> 06:59.000
‫باز خون‌ریزی کرد؟

06:59.100 --> 07:00.440
‫ولش کن.
‫یه ماچ بده.

07:02.610 --> 07:03.850
‫بگو ببینم چت شده؟

07:04.560 --> 07:06.890
‫بالاخره تونستم دهنش رو ببندم.

07:07.950 --> 07:11.040
‫- کوایِن رو می‌گی؟
‫- نه، کرو.

07:11.350 --> 07:13.520
‫هنوز زنده بود.
‫باورت می‌شه؟

07:13.520 --> 07:15.370
‫منتظر من بود که بفرستمش جهنم.

07:16.580 --> 07:18.000
‫بافومه رو شکر.

07:18.930 --> 07:20.970
‫نگفت کار کی بوده؟

07:21.190 --> 07:24.760
‫نه. پرسیدم،
‫ولی همه‌ش همون کلمه رو می‌گفت.

07:25.410 --> 07:27.480
‫هنرمندمون بلد نیست نبض بگیره.

07:27.810 --> 07:29.900
‫شاید.
‫شاید هم عمداً نگرفته.

07:30.970 --> 07:33.010
‫یعنی کار اونـه؟

07:34.620 --> 07:36.970
‫شاید کرو رو برای
‫یه کار دیگه نگه داشته بوده.

07:37.510 --> 07:41.680
‫درهرصورت اون مُرده
‫و کارش نیمه‌تموم موند.

07:42.430 --> 07:43.800
‫ولی این بار فهمیدم

07:44.270 --> 07:46.030
‫کسی که کرو رو کُشته

07:46.380 --> 07:47.690
‫و تونسته نگهش داره

07:47.790 --> 07:50.210
‫و میخ‌ها رو توی جمجمه‌ش فرو کنه

07:50.620 --> 07:51.930
‫قطعاً قوی بوده.

07:52.040 --> 07:56.310
‫شاید هم کرو رو چیزخور کرده بوده.

07:56.510 --> 07:58.660
‫آره، احتمالش هست.

07:59.450 --> 08:00.630
‫ولی اون‌طوری که حال نمی‌ده.

08:02.170 --> 08:03.900
‫راستی کوایِن پیشنهاد داد

08:03.900 --> 08:07.000
‫که به هم اعتماد کنیم
‫و گفت با من مشکلی نداره.

08:07.440 --> 08:10.500
‫فقط قاتل همچین حرفی می‌زنه.

08:10.750 --> 08:13.910
‫فکر کرده فقط خودشـه
‫که توان کُشتن آدم‌ها رو داره.

08:14.600 --> 08:17.060
‫شاید هم

08:18.900 --> 08:20.380
‫کوایِن واقعاً قاتلـه

08:20.650 --> 08:22.020
‫و راز ما رو فهمیده.

08:22.310 --> 08:25.190
‫فهمیده که ما از یه قُماشـیم.

08:25.580 --> 08:27.600
‫این‌قدر با هم تنها بودیم
‫و هیچی نگفت.

08:29.300 --> 08:31.030
‫فکر کنم ناراحت شده
‫که هنرش رو نقد کردم.

08:31.250 --> 08:32.340
‫باید مطمئن بشیم.

08:33.610 --> 08:37.190
‫شاید باید با لطافت
‫باهاش حرف بزنیم...

08:37.280 --> 08:38.280
‫عجب.

08:39.690 --> 08:40.710
‫پس کار خودتـه.

08:40.810 --> 08:42.150
‫کار خودمـه.

09:08.830 --> 09:13.290
‫این گُل‌ها چقدر زشتـن!

09:13.450 --> 09:15.380
‫توی انبار پیداشون کردم.

09:16.100 --> 09:18.120
‫دست‌سازن.
‫- عجب.

09:18.660 --> 09:22.170
‫اگه خواستی یه چیز وحشتناک بسازی

09:24.280 --> 09:25.810
‫حتماً ازشون استفاده کن.

09:27.650 --> 09:28.670
‫می‌گم

09:29.060 --> 09:30.690
‫نباید برای پیاده‌روی فردا
‫استراحت کنی؟

09:30.760 --> 09:32.070
‫طلوع آفتاب نزدیکـه.

09:32.460 --> 09:35.010
‫قبل‌از این‌که این مسافرخونه
‫دوباره بشه صحنه‌ی جُرم

09:35.670 --> 09:37.950
‫می‌خوام این رو تموم کنم.

09:38.350 --> 09:39.470
‫آها.

09:40.220 --> 09:41.220
‫راستی

09:41.400 --> 09:42.400
‫این گُل‌ها...

09:42.430 --> 09:43.480
‫داستانش...

09:43.970 --> 09:46.510
‫مضمونش رو متوجه نمی‌شم.

09:46.740 --> 09:48.120
‫همه‌ی اتاق‌ها از این گُل‌ها داشتن.

09:48.590 --> 09:52.420
‫یه‌جور روش خوش‌آمدگویی
‫برای مسافرخونه‌ی کُلد ریور بوده.

09:52.590 --> 09:53.650
‫که البته

09:54.850 --> 09:56.850
‫برای کِیتلین و جویی و بقیه

09:56.960 --> 09:59.690
‫نتیجه‌ی مثبتی نداشت.

10:02.740 --> 10:03.780
‫می‌خوام کار کنم.

10:03.890 --> 10:04.900
‫اجازه می‌دی؟

10:06.300 --> 10:07.340
‫خواهش می‌کنم.

10:10.820 --> 10:12.960
‫خدای من.

10:14.090 --> 10:16.100
‫رنگش

10:17.760 --> 10:18.890
‫چقدر واقعیـه.

10:19.090 --> 10:20.660
‫چه قرمز غلیظی.

10:20.760 --> 10:21.770
‫آره.

10:22.650 --> 10:24.380
‫من همیشه خونم رو
‫با رنگ لاک قاطی می‌کنم.

10:24.590 --> 10:25.650
‫واقعاً؟

10:26.690 --> 10:30.460
‫یعنی خون واقعیـه؟
‫- آره.

10:31.860 --> 10:35.500
‫می‌خواستم قربانی‌ها رو
‫واقعی جلوه بدم

10:35.520 --> 10:37.920
‫انگار که هنوز توی این دنیان.

10:52.310 --> 10:54.440
‫یه روش جدید ابداع کردم

10:56.870 --> 10:57.900
‫که باهاش

10:58.900 --> 11:01.700
‫زندگی‌های فراموش‌شده رو
‫با برانگیختن احساسات

11:02.560 --> 11:03.930
‫برمی‌گردونم.

11:04.310 --> 11:05.600
‫می‌خوام مخاطب رو

11:08.520 --> 11:10.160
‫وارد فضای جنایت کنم

11:14.210 --> 11:15.750
‫تا حس مرگ رو تجربه کنه.

11:18.790 --> 11:20.340
‫خوشم اومد.

11:23.820 --> 11:24.840
‫خیلی

11:26.260 --> 11:27.680
‫خوشم اومد.

11:29.990 --> 11:33.670
‫[ ۳۰ سال قبل ]

11:46.410 --> 11:47.950
‫- عع...
‫- آدرست

11:48.170 --> 11:51.280
‫روی کاور بود.
‫- به جا نیاوردم؟

11:51.430 --> 11:54.000
‫هر یکشنبه‌ها

11:54.100 --> 11:55.850
‫- برو پی کارِت.
‫- کل زندگی‌م رو

11:55.870 --> 11:57.940
‫توی کلیسای کاتولیک گذروندم.
‫- برام مهم نیست.

11:58.820 --> 12:02.180
‫بهم گفتن خدا همه‌چی رو آفرید

12:02.200 --> 12:04.970
‫و این دنیا پُر از خوبیـه.
‫- حوصله‌ی این حرف‌ها رو ندارم.

12:07.610 --> 12:08.780
‫به سلامت.
‫- آخه...

12:09.610 --> 12:11.600
‫پس چرا بَدی هم هست؟

12:12.740 --> 12:15.440
‫چرا بَدی‌هایی هستن که در واقع خوبـن؟

12:18.080 --> 12:22.040
‫پدر من توی آتیش‌سوزی کارخونه مُرد.

12:23.140 --> 12:26.570
‫ولی هیشکی صاحب
‫کارخونه رو مقصر ندونست

12:26.600 --> 12:27.990
‫چون بین مردم سرشناس بود.

12:30.250 --> 12:34.470
‫اگه خدا عادلـه،
‫چرا گذاشت این اتفاق بیُفته؟

12:35.780 --> 12:38.580
‫اون روز دیدم
‫که بیرون از کلیسا گیتار می‌زدی.

12:38.710 --> 12:42.290
‫من هم آهنگ‌هات رو خریدم
‫و به شعرهات گوش دادم

12:42.320 --> 12:43.420
‫و حالا...

12:46.380 --> 12:47.680
‫حالا یه‌عالمه سؤال دارم.

12:48.480 --> 12:49.540
‫چی مثلاً؟

12:50.420 --> 12:52.670
‫اگه خدا می‌دونست
‫اِبلیس قراره باهاش مقابله کنه

12:52.850 --> 12:54.590
‫پس چرا اخراجش کرد؟

12:54.800 --> 12:59.270
‫شاید چون واقعاً عالِم مطلق نیست.

12:59.890 --> 13:01.000
‫دقیقاً.

13:01.440 --> 13:03.150
‫نظر من هم همینـه.

13:03.760 --> 13:06.230
‫آخه نمی‌تونم قبول کنم که

13:06.260 --> 13:09.240
‫یه قدرت برتر از قبل برام تعیین کرده

13:09.670 --> 13:12.520
‫که کِی موفق بشم و کِی شکست بخورم.

13:13.040 --> 13:14.040
‫درستـه.

13:15.980 --> 13:19.590
‫می‌خوام باور کنم کسی که الان هستم

13:19.610 --> 13:22.630
‫کاملاً به تصمیم خودم ربط داشته.

13:23.400 --> 13:26.490
‫و هنوز تصمیم نگرفتم می‌خوام کی باشم
‫چون هنوز آزمون ندادم.

13:26.520 --> 13:28.740
‫می‌فهمی... چی می‌گم؟

13:29.630 --> 13:30.860
‫کاملاً.

13:38.590 --> 13:41.650
‫- این مُهره‌ی احضار روحـه.
‫- می‌دونم چیـه.

13:42.740 --> 13:44.200
‫از کجا فهمیدی همچین چیزی هست؟

13:45.350 --> 13:46.370
‫از یه کتاب.

13:46.920 --> 13:48.330
‫«کلید سلیمان».

13:47.830 --> 13:48.340
‫(«کلید سلیمان» در واقع یه جادونامه و راهنما برای جن‌گیریـه.
‫گفته شده یکی از معجزه‌های حضرت سلیمان جن‌گیری بوده،
‫به همین دلیل، این ماجرا به این شخصیت نسبت داده شده.)

13:48.590 --> 13:49.600
‫اون‌وقت

13:50.720 --> 13:51.750
‫چرا دست توئـه؟

13:52.100 --> 13:53.990
‫می‌خوام برای خودم تصمیم بگیرم

13:54.910 --> 14:00.070
‫تا سرنوشتم رو مطیعِ خودم کنم.

14:00.370 --> 14:01.420
‫باریکلا.

14:01.860 --> 14:05.740
‫در ضمن گچ، نمک و حروف رمز هم آوردم.

14:06.360 --> 14:07.560
‫می‌خوام آزمون بدم.

14:07.860 --> 14:12.410
‫می‌خوام به جواب درست‌حسابی برسم،
‫نه مزخرفات یه کتاب قدیمی

14:12.710 --> 14:15.740
‫که نویسنده‌ش حتی
‫از رابطه‌ی جنسی می‌ترسیده

14:15.770 --> 14:18.350
‫و مثل یه آدم معمولی زندگی نکرده.

14:18.400 --> 14:19.460
‫دقیقاً.

14:20.910 --> 14:22.170
‫اگه یه شیطان احضار کنیم

14:23.950 --> 14:25.030
‫واقعاً می‌آد؟

14:31.450 --> 14:32.490
‫به‌زودی می‌فهمیم.

14:47.520 --> 14:48.120
‫(تصویری از بُز بافومه.)

14:53.950 --> 14:55.000
‫آماده‌ای؟

14:55.460 --> 14:57.380
‫می‌فهمی داری کی رو احضار می‌کنی؟

14:57.640 --> 14:58.650
‫آره.

14:58.790 --> 15:01.270
‫آخه همه‌ی شیاطین مثل هم نیستن.

15:01.940 --> 15:04.140
‫اِبلیس هم مثل لوسیفر نیست.

15:04.330 --> 15:05.400
‫می‌دونم.

15:06.130 --> 15:07.710
‫می‌خوام بافومه رو احضار کنم.

15:08.690 --> 15:09.990
‫اون توی باغ عدن حضور داشت.

15:09.500 --> 15:10.000
‫(باغی که آدم و حوا ازش اخراج شدن.)

15:11.030 --> 15:12.950
‫براش یه پیشکش آوردم.

15:24.770 --> 15:26.120
‫اسمش ویسپِرزـه.

15:27.090 --> 15:28.250
‫خیلی گوگولیـه.

15:28.600 --> 15:29.690
‫گربه‌ی خودتـه؟

15:30.610 --> 15:31.640
‫نه.

15:32.980 --> 15:36.180
‫مال همسایه‌م بود.
‫خیلی هم دوستش داشت.

15:37.140 --> 15:38.590
‫می‌دونستم باهام می‌آد.

15:39.910 --> 15:41.870
‫امیدوارم بافومه ازش خوشش بیاد.

15:52.100 --> 15:53.480
‫ای اِبلیس بزرگ.

15:54.630 --> 15:59.430
‫تنها خدای حقیقی و ابدی تو هستی.

16:00.310 --> 16:03.200
‫از بافومه توسل می‌جوییم تا ظهور کند

16:03.340 --> 16:06.470
‫و به حاجت‌هایمان گوش فرا دهد.

16:11.280 --> 16:13.240
‫ای اِبلیس بزرگ.

16:14.140 --> 16:20.310
‫تنها خدای حقیقی و ابدی تو هستی.

16:28.520 --> 16:30.310
‫به‌اندازه‌ی کافی خون ریختی.

16:33.050 --> 16:34.100
‫راست می‌گی.

16:34.830 --> 16:35.910
‫زحمتش رو می‌کِشی؟

16:37.460 --> 16:39.450
‫رنگ‌هام تموم شده.

16:47.670 --> 16:52.020
‫می‌دونم مسخره‌ست که
‫نگران بهداشت و این چیزها باشیم

16:52.270 --> 16:54.440
‫اون هم وقتی یه قاتل روانی
‫اینجا ول می‌چرخه

16:54.760 --> 16:56.820
‫و توی کله‌ها میخ فرو می‌کنه

16:57.080 --> 16:58.560
‫ولی محض اطمینان...

17:02.830 --> 17:04.480
‫امیدوارم پشیمون نشم.

17:05.480 --> 17:07.240
‫می‌خوای خودت بزنی؟

17:09.960 --> 17:10.990
‫نه.

17:12.210 --> 17:13.900
‫این هنر توئـه.

17:14.550 --> 17:15.650
‫همم.

17:21.970 --> 17:24.050
‫ای وای.

17:24.610 --> 17:26.480
‫ظاهراً قبلاً هم دست‌ها رو بُریدی.

17:26.720 --> 17:28.070
‫می‌بینی؟

17:28.520 --> 17:30.430
‫وقتی خون بالای رنگ لاک می‌مونه

17:31.380 --> 17:32.760
‫خیلی زیباست.

17:59.350 --> 18:00.480
‫یه چیزی بخور، پِیج.

18:01.870 --> 18:03.760
‫فردا شب و روز طولانی‌ای
‫در پیش داریم.

18:05.980 --> 18:08.080
‫شاید این حرفم عجیب باشه، ولی

18:08.950 --> 18:12.240
‫توی همه‌ی فیلم‌هام، کسی که
‫برای کمک می‌ره، همیشه می‌میره.

18:15.250 --> 18:17.000
‫این فیلم «نابودگر نسل‌ها» نیست.

18:18.240 --> 18:19.570
‫فقط خودتـی و خودت.

18:21.030 --> 18:24.480
‫هیچ‌وقت نگفتن قاتل
‫همیشه برنده‌ی ماجراست.

18:25.950 --> 18:28.310
‫ماجرای من رو یادت رفته؟
‫من زنده موندم.

18:28.310 --> 18:30.620
‫باید از ته دل
‫باور کنی که زنده می‌مونی.

18:33.830 --> 18:34.850
‫ممنون.

18:42.610 --> 18:43.610
‫خب.

18:44.800 --> 18:45.880
‫همگی گوش کنین.

18:46.360 --> 18:48.590
‫فقط وسایل لازم رو بردارین.

18:48.690 --> 18:50.550
‫نزدیک‌ترین شهر
‫۴۰ کیلومتر فاصله داره.

18:50.890 --> 18:55.120
‫اگه باد و طوفان و مشکلات
‫دیگه‌ی مسیر رو در نظر بگیریم

18:55.250 --> 18:57.270
‫شاید ۵۰ کیلومتر هم بشه.

18:57.380 --> 18:58.430
‫یه چیزی بگم؟

18:59.140 --> 19:01.380
‫توی همچین هوایی با درخت‌های قطع‌شده

19:01.380 --> 19:03.860
‫و مصیبت‌های دیگه،
‫حداقل ۱۵ ساعت پیاده‌روی داریم.

19:04.310 --> 19:07.380
‫به نظرتون بهتر نیست بشینیم
‫تا بیان نجاتمون بدن؟

19:07.560 --> 19:08.910
‫طوفان کم‌کم تموم می‌شه.

19:08.930 --> 19:10.380
‫بعدش وای‌فای وصل می‌شه و تمام.

19:10.660 --> 19:12.070
‫وگرنه پلیس‌ها می‌رسن اینجا

19:12.070 --> 19:15.500
‫و ما وسط جنگل دور خودمون می‌چرخیم

19:15.630 --> 19:17.400
‫و به خودمون فحش می‌دیم
‫که چرا نموندیم.

19:18.050 --> 19:21.160
‫تازه من از جنگل می‌ترسم.

19:21.200 --> 19:23.770
‫شما آزادیـن اینجا بمونین.
‫من ترجیح می‌دم

19:24.080 --> 19:27.080
‫با یه پلنگ روبه‌رو بشم
‫تا این‌که یه قاتل روانی بیاد سراغم.

19:29.190 --> 19:30.230
‫موافقـم.

19:30.830 --> 19:32.520
‫باید از اون روانی دور بشیم.

19:32.930 --> 19:35.030
‫باشه، ولی اگه اون روانی یکی از ماست

19:35.060 --> 19:36.730
‫پس قراره همراهمون بیاد دیگه؟

19:37.040 --> 19:38.450
‫درست می‌گی.

19:38.550 --> 19:40.510
‫ولی یه آدم در برابر همه‌مون

19:40.540 --> 19:42.320
‫وسط جنگل می‌خواد چی‌کار کنه؟

19:42.930 --> 19:44.660
‫اون‌طوری امن‌تر نیست؟

19:45.020 --> 19:46.710
‫دیگه نمی‌خوام غافل‌گیر بشم.

19:48.230 --> 19:50.250
‫یه ساعت دیگه توی لابی می‌بینمتون.

19:50.270 --> 19:52.940
‫تا اون موقع، آفتاب دراومده.

19:53.530 --> 19:54.910
‫ممنون بابت برنامه‌ریزی‌ت

19:54.930 --> 19:57.440
‫ولی همه‌ش احساس می‌کنم بهتره که

19:57.500 --> 19:58.750
‫همین‌جا بمونیم.

19:59.100 --> 20:02.100
‫نمی‌خوام مجبورت کنم،
‫ولی کنار هم جامون امن‌تره.

20:08.200 --> 20:09.590
‫بیرون می‌بینمتون.

20:21.370 --> 20:23.480
‫اون هنرمند اُسگل
‫داره همه‌چی رو خراب می‌کنه.

20:23.480 --> 20:25.620
‫باید بُکشمش.
‫- نه. صبر کن.

20:26.060 --> 20:28.400
‫اگه اینجا کوایِن رو بُکشی،
‫بقیه‌شون پا به فرار می‌ذارن.

20:29.430 --> 20:30.890
‫باید جلوشون رو بگیریم

20:31.080 --> 20:32.500
‫وگرنه مجبوریـم باهاشون بریم

20:32.700 --> 20:34.300
‫و توی راه یه خاکی به سرمون بریزیم.

20:34.600 --> 20:36.410
‫مثلاً می‌خوای پشت بوته‌ها کمین کنی؟

20:38.280 --> 20:41.280
‫به نظرم به کوایِن بگیم که می‌دونیم قاتلـه

20:41.310 --> 20:42.620
‫و باهاش هم‌دست بشیم.

20:42.990 --> 20:44.040
‫ریسکش بالاست.

20:44.210 --> 20:45.480
‫حتی اگه قاتل باشه

20:46.180 --> 20:47.940
‫این یارو فقط به خودش اهمیت می‌ده.

20:48.240 --> 20:49.560
‫دنبال شریک نمی‌گرده.

20:50.120 --> 20:53.340
‫ما بودیم که دروازه رو باز کردیم
‫و قراره بافومه رو احضار کنیم.

20:53.520 --> 20:56.000
‫این گوسفندها قربانی‌های مائـن.

21:06.020 --> 21:07.240
‫خیلی سنگینـه.

21:07.270 --> 21:08.590
‫باید نصفشون رو بریزم دور.

21:09.440 --> 21:12.100
‫داشتم فکر می‌کردم احتمالش زیاده که

21:12.120 --> 21:13.860
‫وسط راه نظرمون عوض بشه و برگردیم.

21:14.720 --> 21:16.550
‫حالا به نظرت بهتره چی برداریم؟

21:16.660 --> 21:19.040
‫خوراک یا پوشاک اضافه؟

21:21.180 --> 21:22.220
‫آدریانا؟

21:23.760 --> 21:24.830
‫آدریانا.

21:35.690 --> 21:37.240
‫می‌دونی چیـه، پِیج؟

21:37.690 --> 21:40.500
‫همه‌مون نگران این پیاده‌روی هستیم.

21:40.530 --> 21:42.120
‫پس سعی کن برای خودت تصمیم بگیری

21:42.150 --> 21:43.860
‫و بذاری بقیه کارشون رو بکنن.

21:43.860 --> 21:45.640
‫تو از بقیه مهم‌تر نیستی، فهمیدی؟

21:48.700 --> 21:51.570
‫کل هیئت همراه
‫بازیگری‌ت رو می‌آوردی دیگه.

21:53.970 --> 21:56.200
‫من همچین آدمی نیستم.

21:56.350 --> 21:57.790
‫هیئت همراه هم ندارم

21:58.370 --> 22:00.290
‫و خودم رو بالاتر از بقیه نمی‌گیریم.

22:00.490 --> 22:02.090
‫من از هیچ لحاظ بهتر از بقیه نیستم

22:02.120 --> 22:06.440
‫ولی می‌دونم زندگی‌مون
‫قراره اون بیرون سخت‌تر بشه.

22:06.460 --> 22:08.730
‫پس وقتی ازت می‌پرسم
‫غذا بردارم یا جوراب

22:09.090 --> 22:11.050
‫کاملاً جدی‌ام، چون اتفاقات اون بیرون

22:11.080 --> 22:12.490
‫قراره خیلی مزخرف‌تر از

22:12.520 --> 22:14.180
‫این مکالمه باشه.

22:24.720 --> 22:26.130
‫جای میله‌پرچم بود.

22:28.350 --> 22:30.590
‫یه چیزی دیدم.
‫به خدا دیدم.

22:48.710 --> 22:50.610
‫- اون کروـه؟
‫- خدایا.

22:54.520 --> 22:57.450
‫- باید بریم. زود باش.
‫- آره. بریم.

23:11.860 --> 23:14.830
‫پشت‌سرت!
‫مراقب باش!

23:16.000 --> 23:23.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:25.030 --> 23:26.100
‫بیا بریم!

23:29.310 --> 23:30.350
‫زود باش!

23:38.380 --> 23:40.830
‫- بیا جلو!
‫- بیا داخل!

23:42.350 --> 23:43.660
‫گم شو!

23:53.660 --> 23:54.700
‫بیا بریم.

23:54.720 --> 23:56.240
‫باید به بقیه خبر بدیم.

23:57.910 --> 23:59.680
‫توی لابی نرین!

24:00.450 --> 24:02.320
‫- همین‌جا بمونین!
‫- ای وای.

24:03.590 --> 24:05.970
‫من کمکت می‌کنم.
‫- بافومه بیرونـه!

24:08.460 --> 24:10.200
‫توی لابی نیاین!

24:11.890 --> 24:14.340
‫همین‌جا بمونین!
‫اون بیرون مسافرخونه‌ست!

24:14.380 --> 24:15.710
‫توی اتاق‌هاتون بمونین!

24:16.360 --> 24:17.760
‫- اینجاست؟
‫- بیرونـه!

24:17.800 --> 24:20.300
‫فلوید، ببین اون دَر قفلـه؟

24:21.810 --> 24:24.930
‫- مطمئنـی نمی‌تونه بیاد داخل؟
‫- باید دَرها رو قفل کنیم.

24:27.070 --> 24:28.140
‫الان چی‌کار کنیم؟

24:29.360 --> 24:31.450
‫هر دوتون برین توی اتاق‌هاتون!

24:44.050 --> 24:45.760
‫خب.
‫یه‌لحظه صبر کن.

24:49.450 --> 24:50.460
‫خب.

24:52.340 --> 24:53.380
‫حالا...

24:55.240 --> 24:56.430
‫نه... مراقب باش.

24:56.460 --> 24:57.460
‫ببخشین.

24:59.590 --> 25:01.600
‫حالا این‌طوری نگهش دار.

25:03.570 --> 25:04.850
‫الان خوبـم.
‫چیزی نیست.

25:04.880 --> 25:06.110
‫نگهش دار تا خون‌ریزی بند بیاد.

25:07.270 --> 25:08.420
‫جایی دیگه‌ت زخمی نشده؟

25:08.450 --> 25:10.000
‫آدرنالین که می‌زنه بالا

25:10.020 --> 25:11.400
‫ممکنـه درد رو احساس نکنیم.

25:12.890 --> 25:13.950
‫الان خوبـم.

25:14.550 --> 25:17.060
‫باشه پس.

25:17.780 --> 25:19.340
‫اگه چیزیت می‌شد

25:19.890 --> 25:21.310
‫واقعاً به هم می‌ریختم

25:21.340 --> 25:23.070
‫و به انصاف دنیا شک می‌کردم.

25:25.230 --> 25:28.620
‫ببخشین. سعی می‌کنم
‫آرامش خودم رو حفظ کنم.

25:32.060 --> 25:33.520
‫راستی من مُسکن دارم.

25:33.600 --> 25:34.660
‫صبر کن.

25:47.080 --> 25:49.650
‫- رفته بودی بیرون؟
‫- نه، اینجا بودم داشتم...

25:49.680 --> 25:50.740
‫کفش‌هات رو ببینم.

25:53.890 --> 25:55.700
‫کفش‌های لامصب رو نشون بده!

25:55.730 --> 25:57.330
‫- باشه.
‫- تو چت شده؟

25:57.920 --> 26:00.270
‫مگه قاتل یکی از ما نیست؟

26:00.790 --> 26:03.850
‫پس یه‌کم پیش زیر بارون بوده.

26:04.590 --> 26:06.900
‫منتظر چی‌ای؟
‫کفش‌هات رو نشون بده!

26:06.930 --> 26:08.280
‫گذاشتم جای بخاری.

26:08.450 --> 26:10.280
‫با اتهام‌زدن بهش چی نصیبت می‌شه؟

26:10.380 --> 26:12.290
‫بهش می‌خوره قاتل باشه؟
‫- اگه کاره‌ای نیست

26:12.310 --> 26:13.610
‫پس راحت نشونم می‌ده!

26:14.270 --> 26:15.700
‫دیدی؟
‫خشکـن.

26:17.380 --> 26:18.430
‫خوبـه.

26:18.900 --> 26:20.000
‫همین کاری داشت؟

26:20.140 --> 26:21.360
‫واقعاً که.
‫- تو مشکل داری، مرتیکه!

26:21.440 --> 26:22.900
‫چیزی نیست.
‫درک می‌کنم.

26:22.930 --> 26:25.240
‫یه خواهش ساده کردم!

26:28.310 --> 26:30.070
‫نه. برو کنار، داداش.

26:30.170 --> 26:32.140
‫- چی کار می‌کنی؟
‫- گوش کن چی می‌گم!

26:32.380 --> 26:34.790
‫مگه بافومه یکی از ما نیست؟

26:35.270 --> 26:38.690
‫به خدا قسم
‫این بار خودش رو پیدا می‌کنم.

26:40.000 --> 26:41.680
‫خسته شدم ازبس ترسیدم.

26:42.440 --> 26:44.410
‫برو کنار.
‫- بفرما. دم دَر بَده.

26:44.770 --> 26:46.660
‫خوش اومدین.
‫- چکمه... کفش...؟

26:46.920 --> 26:49.070
‫هرچی برای بیرون‌رفتن پوشیدین،
‫نشون بدین.

26:49.170 --> 26:50.520
‫واقعاً فکر می‌کنی من...

26:50.520 --> 26:53.070
‫بسـه!
‫ادای کسخل‌ها رو درنیار، شِرلی!

26:53.070 --> 26:54.280
‫کفش‌هات رو نشون بده!
‫- هوی!

26:54.570 --> 26:56.710
‫تو فکر کردی کی‌ای، اُسگل؟

26:56.730 --> 26:58.650
‫- ولم کن!
‫- حرف دهنت رو بفهم!

26:58.860 --> 27:00.930
‫با توام!
‫با توام!

27:02.210 --> 27:03.270
‫می‌فهمی؟

27:05.210 --> 27:07.240
‫نمی‌خوام دوباره تجربه‌ش کنم.

27:09.750 --> 27:11.550
‫طاقتش رو ندارم.

27:13.900 --> 27:15.770
‫به خودت بیا.

27:25.000 --> 27:26.860
‫هنوز می‌خواین برین طبیعت‌گردی؟

27:27.260 --> 27:28.890
‫قاتل بیرون منتظره.

27:29.930 --> 27:31.450
‫از پسش برمی‌آین؟

27:34.220 --> 27:35.730
‫این چکمه‌های ماست.

27:35.860 --> 27:36.950
‫دیدین؟

27:37.930 --> 27:39.030
‫به بلِیک هم بگین.

27:39.700 --> 27:40.920
‫ولی حرف بَدی نزد.

28:04.500 --> 28:07.240
‫کسی فلوید رو مجبور نکرده بیاد.

28:08.000 --> 28:10.000
‫مشخصـه که الان ناراحتـی، چون بچه‌ها

28:10.250 --> 28:13.730
‫تصمیمی گرفتن که خوشت نیومد.
‫- معلومـه که خوشم نیومد.

28:14.390 --> 28:16.000
‫این که تموم بشه، از اینجا می‌رم

28:16.030 --> 28:17.830
‫و دیگه برام مهم نیست
‫کی چی‌کار می‌کنه.

28:17.850 --> 28:19.570
‫تنهایی رفتن حماقتـه.

28:19.590 --> 28:22.300
‫موندن احمقانه‌تره!
‫می‌تونم از قاتل جلو بزنم.

28:22.570 --> 28:24.420
‫تازه گروهی قوی‌تر می‌شیم.

28:24.770 --> 28:27.280
‫روی همه‌ی اتفاقات کنترل داریم.

28:27.880 --> 28:29.960
‫فلوید رو قانع کن.

28:30.800 --> 28:32.100
‫تو منطقی هستی.

28:33.710 --> 28:35.950
‫فکرش رو نمی‌کردم ازم تعریف کنی.

28:35.980 --> 28:38.570
‫به حرف تو گوش می‌ده.
‫تو آرومش می‌کنی.

28:39.190 --> 28:42.000
‫خیلی زود عصبی می‌شه
‫و یکی باید آرومش کنه.

28:42.330 --> 28:43.790
‫یه خشمی درون همه‌مون هست.

28:44.100 --> 28:46.560
‫مطمئنـم تو هم خشونت جالبی داری.

28:46.740 --> 28:50.450
‫از اون مدل‌ها که دوست نداری
‫درباره‌ش به کسی بگی.

28:51.000 --> 28:53.830
‫- هرکی رازهای خودش رو داره.
‫- درستـه.

28:54.040 --> 28:58.490
‫مثلاً من هم یه روی تاریک دارم.

28:59.860 --> 29:03.590
‫وقتی داری اون جسدهای رنج‌کشیده

29:04.000 --> 29:07.450
‫توی عکس‌های
‫صحنه‌ی جُرمت رو بررسی می‌کنی

29:08.170 --> 29:12.160
‫مطمئنـم با خودت می‌گی
‫«گور بابای خوب‌بودن».

29:13.230 --> 29:17.330
‫چرا جلوی احساسات دیگه‌ت رو می‌گیری؟

29:19.670 --> 29:22.560
‫می‌خوای کاری کنی
‫به چیزی اعتراف کنم، شِرلی؟

29:24.950 --> 29:26.040
‫که این‌طور.

29:28.050 --> 29:29.070
‫ببین.

29:30.530 --> 29:31.600
‫می‌تونم بهت بگم

29:31.880 --> 29:32.910
‫که من قاتلـم.

29:32.940 --> 29:34.450
‫ولی همین‌الان باهاش درگیر شدم.

29:34.860 --> 29:36.900
‫البته برای تو فرقی نداره، نه؟

29:38.020 --> 29:39.230
‫این تحریکت می‌کنه؟

29:39.900 --> 29:41.740
‫از مَردهای بَد خوشت می‌آد؟

29:43.440 --> 29:44.550
‫واقعاً که.

29:45.470 --> 29:49.080
‫تو هم به‌اندازه‌ی کسایی که
‫اینجائـن، آدم بَدی هستی.

29:51.040 --> 29:52.250
‫درباره‌ت اشتباه فکر کرده بودم.

29:54.390 --> 29:55.830
‫محض اطلاعت

29:56.500 --> 29:58.840
‫از نظر من این فاز تاریک مسخره‌ست...

29:58.860 --> 30:00.030
‫خشونت زننده‌ست...

30:00.720 --> 30:02.350
‫و طرف‌دارهای شیطان یه‌مشت احمقـن.

30:05.610 --> 30:07.950
‫فقط می‌خواستم
‫نظرم رو درباره‌ی هنرت بگم.

30:10.230 --> 30:11.480
‫دیگه برو.

30:19.720 --> 30:22.900
‫اِبلیس مجبور شد
‫کارهای بَد خدا رو براش انجام بده

30:23.470 --> 30:26.910
‫و بعدش همه‌ی تقصیرها
‫افتاد گردن خودش.

30:27.590 --> 30:30.490
‫[ ۳۰ سال قبل ]

30:31.100 --> 30:33.450
‫کِی لوسیفِر فهمید که زندانیـه؟

30:34.270 --> 30:35.150
‫عع...

30:35.170 --> 30:37.830
‫بافومه فهمید
‫خدا داره دانش رو مخفی می‌کنه

30:38.220 --> 30:41.320
‫برای همین، رفت توی باغ
‫و میوه‌ی دانش رو تعارف کرد.

30:42.420 --> 30:45.040
‫اونجا بود که دروازه رو دید
‫و فهمید لوسیفِر

30:45.150 --> 30:48.940
‫فقط در ظاهر آزاد بوده
‫و تصمیم گرفت علیه خدا قیام کنه.

30:51.220 --> 30:54.280
‫و یه روز... خودم آزادش می‌کنم.

30:56.140 --> 30:57.830
‫فکر کنم می‌دونم چی‌کار کنیم.

30:57.910 --> 31:00.650
‫- ها؟
‫- برای آزادکردن اِبلیس.

31:01.530 --> 31:04.430
‫ولی یه سؤال.

31:05.930 --> 31:09.230
‫چرا سیاره‌ی زحل این‌قدر مهمـه؟

31:09.850 --> 31:12.480
‫خب... سیاره‌ی گُنده‌ایـه.

31:13.280 --> 31:17.860
‫نمادی از تاریکی، سرما، ترس و نایابیـه.

31:18.100 --> 31:21.200
‫تازه حاکم برج جدی‌ـه.
‫همونی که شاخ داره.

31:20.600 --> 31:21.200
‫(«جدی» یکی از ۱۲ برج فلکیـه که با تصویر بُز شناخته می‌شه
‫و حدوداً ماه دِی رو در بر می‌گیره.)

31:22.410 --> 31:24.480
‫شیشمین سیاره‌ست،
‫مثل شیش روز آفرینش.

31:26.240 --> 31:28.080
‫حالا چی شده؟
‫- می‌دونستی که

31:28.530 --> 31:31.280
‫۳۰ سال طول می‌کِشه
‫تا زحل دور خورشید بچرخه؟

31:31.690 --> 31:33.720
‫- عجب.
‫- و تا چند هفته‌ی دیگه

31:33.720 --> 31:35.920
‫سر جاش برمی‌گرده

31:35.940 --> 31:38.790
‫و سفرش رو دوباره شروع می‌کنه؟

31:38.900 --> 31:39.990
‫خب؟

31:41.750 --> 31:42.750
‫خب.

31:42.780 --> 31:45.770
‫اگه زحل این‌قدر قدرت داره

31:45.790 --> 31:49.570
‫می‌تونیم ازش برای احضار بافومه
‫استفاده کنیم و به دروازه هدایتش کنیم.

31:49.600 --> 31:52.030
‫اِبلیس هم دنبالش می‌آد.
‫- نه.

31:52.120 --> 31:55.390
‫قبلاً سعی کردیم
‫شیاطین رو احضار کنیم و نشد.

31:55.500 --> 31:58.210
‫آره، چون انرژی کافی برای سحر نداشتیم

31:58.710 --> 31:59.980
‫و خودمون هم قدرتی نداریم.

32:00.740 --> 32:05.480
‫همه‌ش دنبال یه چیزی بودم
‫که بهمون انرژی بده

32:05.610 --> 32:06.820
‫و فلوید...

32:08.860 --> 32:10.920
‫یه منطقه پُر از
‫خطوط باستانی پیدا کردم.

32:10.330 --> 32:10.920
‫(خطوط باستانی یا «خطوط لِی» به مسیرهایی فرضی روی زمین گفته می‌شه
‫که انرژی شوم یا مقدس زیادی دارن.)

32:12.100 --> 32:15.480
‫- خطوط باستانی؟
‫- محل تجمع انرژی.

32:15.540 --> 32:18.030
‫انرژی باستانی.

32:19.190 --> 32:21.450
‫با ماشین سه روز راهـه

32:22.210 --> 32:24.360
‫و تا اون موقع زحل هم سر جاش می‌رسه

32:24.810 --> 32:26.320
‫و سیاره‌ها به‌خط می‌شن.

32:26.350 --> 32:27.720
‫بعدش ماه خونین داریم.

32:27.220 --> 32:27.730
‫(خسوف کامل ماه.)

32:27.750 --> 32:29.760
‫فقط لازمـه به‌موقع

32:30.140 --> 32:32.550
‫برسیم اونجا
‫و با آتیش و خون‌ریزی

32:34.710 --> 32:35.800
‫کار رو تموم کنیم.

32:39.890 --> 32:40.940
‫چقدر خون بریزیم؟

32:42.170 --> 32:43.200
‫زیاد.

32:44.590 --> 32:47.200
‫بیشتر از یه گربه.
‫اون‌قدر که یه شیطان راضی بشه.

32:48.980 --> 32:50.180
‫شیش نفر خوبـه؟

32:51.410 --> 32:52.970
‫عدد خوش‌شانسیـه.

33:03.120 --> 33:06.060
‫خطوط توی یه نقطه وصل شدن.

33:07.070 --> 33:08.530
‫اونجا کجاست؟

33:10.490 --> 33:12.550
‫جایی که بافومه داره می‌برمون.

33:19.940 --> 33:21.790
‫خون‌ریزی تقریباً بند اومده.

33:22.510 --> 33:24.000
‫بهتره.
‫- ممنون.

33:24.430 --> 33:26.040
‫باید هنوز مراقبش باشی

33:26.070 --> 33:27.520
‫چون زخمت عمیقـه.

33:27.670 --> 33:30.140
‫واقعاً خوش‌شانسـی
‫که چاقو بیشتر فرو نرفت.

33:30.810 --> 33:32.420
‫این رو به‌عنوان کسی می‌گم

33:32.450 --> 33:34.340
‫که قبلاً نقش
‫یه پرستار آدم‌خوار رو بازی کرده.

33:36.820 --> 33:38.860
‫البته مطمئنـم جای زخم می‌مونه.

33:40.270 --> 33:42.830
‫نگران نباش، باعث می‌شه خفن‌تر بشی.

33:43.080 --> 33:44.170
‫همین‌طوریش هم هستی.

33:44.920 --> 33:46.950
‫لطف داری، پِیج.

33:47.430 --> 33:48.720
‫فکر کنم باید بیشتر پانسمان بشه.

33:48.750 --> 33:50.560
‫بانداژت داره کنده می‌شه.

33:50.680 --> 33:52.210
‫می‌شه بعداً این کار رو بکنیم؟

33:52.210 --> 33:54.800
‫می‌خوام از این
‫لباس‌های خونی خلاص بشم

33:56.510 --> 33:57.900
‫و بفهمم اینجا چه خبره.

33:58.190 --> 33:59.200
‫باشه.

34:16.150 --> 34:17.220
‫اومدم.

34:23.830 --> 34:24.890
‫چطوری؟

34:25.680 --> 34:28.820
‫محض اطلاعت، الان حوصله‌ی
‫سکس عجیب‌غریب ندارم.

34:29.110 --> 34:30.940
‫همه‌ش بهم تیکه می‌ندازی‌ها.

34:32.050 --> 34:34.800
‫من هم آدمـم.
‫- صحیح.

34:35.450 --> 34:38.070
‫ولی حالا که می‌دونی روبی قاتل نبوده

34:38.100 --> 34:39.980
‫باز هم رفتار آدمیزادی ازت ندیدم.

34:42.810 --> 34:45.220
‫خسته شدم این‌قدر دست روی دست گذاشتم.

34:45.770 --> 34:47.720
‫دیگه داره مورمورم می‌شه.

34:49.480 --> 34:50.500
‫عجب.

34:50.630 --> 34:52.210
‫زنی که با قاتل‌ها خوابیده

34:52.240 --> 34:54.890
‫و داستان‌هاش تن مَردهای گُنده رو
‫به لرزه می‌ندازه، ترسیده.

34:54.960 --> 34:57.270
‫جالبـه.
‫- دارم جدی می‌گم، بلِیک!

34:58.070 --> 35:00.510
‫نزدیک بود بمیریم.

35:03.600 --> 35:06.270
‫شنیدم که کوایِن و اَندی اومدن بیرون

35:06.290 --> 35:07.840
‫و باهاش درگیر شدن.

35:08.170 --> 35:09.910
‫فهمیدم طرف بافومه‌ست.

35:11.130 --> 35:14.450
‫ولی... ولی کنار پنجره خشکم زد.

35:14.930 --> 35:16.380
‫جرئت نکردم نگاه کنم.

35:16.410 --> 35:18.840
‫فقط... تصور می‌کردم داره چی می‌شه.

35:19.820 --> 35:20.920
‫اِشکال نداره.

35:23.070 --> 35:24.980
‫نتونستم داد بزنم و بگم «بسـه!».

35:25.680 --> 35:27.570
‫چاقو رو برنداشتم که برم کمک.

35:27.760 --> 35:28.770
‫فقط...

35:30.930 --> 35:33.220
‫درجا خشکم زد.

35:34.560 --> 35:36.520
‫تا حالا این‌قدر احساس
‫بی‌عرضگی نکرده بودم.

35:40.080 --> 35:41.650
‫ترسیده بودی دیگه.

35:43.650 --> 35:46.900
‫درکت می‌کنم.

35:51.070 --> 35:52.750
‫تازه از پشت دیوار ترسیدم.

35:55.100 --> 35:56.990
‫اگه روبه‌روم ظاهر بشه...

35:57.770 --> 35:59.070
‫باز خشکم می‌زنه؟

36:00.470 --> 36:02.170
‫زنده می‌مونم؟

36:08.060 --> 36:10.590
‫تا پیش نیاد، نمی‌فهمیم.

36:15.680 --> 36:16.760
‫ولی

36:17.690 --> 36:18.760
‫تبریک می‌گم.

36:20.280 --> 36:21.420
‫بابت چی؟

36:22.100 --> 36:23.570
‫مثل یه آدم معمولی

36:23.590 --> 36:25.170
‫به این موقعیت واکنش نشون دادی.

36:25.300 --> 36:26.410
‫آها. آره.

36:29.310 --> 36:30.320
‫آره.

36:32.100 --> 36:34.260
‫جدی می‌گم.
‫قدم بزرگی برداشتی.

36:36.930 --> 36:38.600
‫می‌شه یه‌کم اینجا بمونم؟

36:39.860 --> 36:40.960
‫یعنی... حالا که...

36:40.980 --> 36:43.030
‫حالا که مثل یه آدم
‫معمولی شدم، می‌شه؟

36:46.190 --> 36:47.610
‫باشه. مشکلی نیست.

36:48.660 --> 36:51.360
‫می‌خوام حواسم رو با یه چیزی پرت کنم.

36:53.560 --> 36:56.000
‫چیزه... من می‌رم...

36:57.110 --> 36:59.510
‫می‌رم ببینم پاسور
‫یا چیزی پیدا می‌کنم یا نه.

37:00.850 --> 37:02.210
‫قرار نیست پوکر لختی بازی کنیم.

37:02.210 --> 37:05.510
‫من نگفتم...
‫باشه.

37:05.790 --> 37:08.400
‫- آره.
‫- برو بابا. من چیزی نگفتم!

37:09.290 --> 37:10.410
‫یه‌کم خوراکی هم می‌آرم.

37:11.380 --> 37:12.470
‫بیسکوییت و این‌ها.

37:13.730 --> 37:14.960
‫آره، خوبـه.

37:17.550 --> 37:19.140
‫مراقب باش.

37:39.670 --> 37:41.760
‫گوسفندهامون برگشتن به آغل‌شون.

37:42.650 --> 37:43.910
‫ولی معلوم نیست تا کِی می‌مونن.

37:45.220 --> 37:47.050
‫باید کم‌کم ذبحشون کنیم.

37:50.950 --> 37:52.010
‫موافقـم.

37:53.880 --> 37:56.320
‫با هنرمندمون حرف زدی؟

37:59.070 --> 38:01.130
‫فقط لب و دهنـه

38:02.120 --> 38:03.540
‫و هیچی بارش نیست.

38:05.450 --> 38:06.710
‫یه گوسفند مثل بقیه‌شونـه.

38:09.260 --> 38:11.160
‫واقعاً ناامیدم کرد.

38:13.330 --> 38:14.940
‫پس شروع کنیم؟

38:19.710 --> 38:23.140
‫تو من رو خوشبختِ عالم کردی.

38:35.770 --> 38:38.270
‫مثل این‌که توی دردسر افتادم.

38:40.310 --> 38:44.550
‫قبلش هم با دادوفریادم
‫همه رو ناراحت کردم.

38:45.800 --> 38:48.000
‫نکنه به مَردونگیِ ناچیزت برخورده؟

38:48.780 --> 38:49.900
‫دیگه به کار ما نمی‌آی.

38:50.400 --> 38:51.420
‫عجب.

38:52.290 --> 38:54.580
‫ما رو دور ننداز، داداش.

38:55.220 --> 38:58.000
‫من یه پیرمرد بی‌عرضه نیستم

38:58.560 --> 39:01.490
‫که دربه‌در دنبال جلب توجه دیگرانـه.

39:02.200 --> 39:04.490
‫تو نمی‌دونی من کی‌ام.

39:04.930 --> 39:06.590
‫اتفاقاً خوب می‌دونم.

39:09.380 --> 39:11.720
‫از همون اول تنت می‌خارید.

39:11.970 --> 39:13.760
‫امروز می‌خوام برات بخارونمش.

39:20.730 --> 39:22.150
‫برو پی کارِت، پیرمرد.

39:57.880 --> 39:59.750
‫هیــس.

41:11.730 --> 41:13.010
‫این قسمت کار رو دوست دارم.

41:19.980 --> 41:22.270
‫بهش گفته بودم
‫من هم یه روی تاریک دارم.

41:39.770 --> 41:42.470
‫[ ۳۰ سال قبل ]

42:04.990 --> 42:06.710
‫اینجا عالیـه.

42:07.740 --> 42:08.750
‫بالاخره رسیدیم

42:09.240 --> 42:10.830
‫به محل تلاقی خطوط باستانی.

42:11.910 --> 42:12.990
‫همین‌جاست.

42:16.210 --> 42:17.240
‫آماده‌ای؟

42:22.430 --> 42:25.110
‫بریم بافومه رو
‫توی دریای خون احضار کنیم.

42:26.810 --> 42:27.830
‫بیا.

42:29.970 --> 42:31.040
‫بیا دیگه.

44:26.200 --> 44:28.550
‫شرمنده، فکرش رو نمی‌کردم
‫که پیداکردن کارت‌ها

44:28.580 --> 44:29.840
‫این‌قدر طول بِکشه.

44:31.230 --> 44:34.400
‫اون بیرون بَدجور ساکتـه

44:35.390 --> 44:40.440
‫و همه‌ش فکر می‌کردم
‫طرف الان می‌پره جلوم.

44:43.410 --> 44:44.720
‫وضعیت خیلی داغونـه.

44:44.830 --> 44:47.410
‫آره، هیچی بَدتر از تنهایی نیست.

44:47.730 --> 44:49.320
‫انگار همه به فکر خودشونـن.

44:51.140 --> 44:52.460
‫من هم بلاگر نشدم

44:52.480 --> 44:54.460
‫که بخوام با همه‌چی
‫ارتباط مستقیم داشته باشم.

44:57.020 --> 44:59.390
‫کاش می‌شد با حرف‌زدن،
‫قاتل‌ها رو دور کرد.

45:01.610 --> 45:05.390
‫خب، هشت دیوانه یا جین رامی؟
‫بازیِ دیگه‌ای بلد نیستم.

45:05.410 --> 45:06.440
‫بده من.

45:07.290 --> 45:08.960
‫معلومـه که هشت دیوانه.

45:08.400 --> 45:08.960
‫(کنایه از هشت شخصیت اصلی مسافرخونه.)

45:14.220 --> 45:17.980
‫بچه که بودم،
‫مامانم تا دیروقت کار می‌کرد.

45:18.810 --> 45:21.700
‫من رو می‌فرستاد خونه‌ی مامان‌بزرگم
‫و اونجا پاسوربازی می‌کردیم.

45:22.100 --> 45:24.930
‫این تنها بازی بچگانه‌ای بود
‫که روی اعصاب مامان‌بزرگم نمی‌رفت.

45:25.450 --> 45:28.960
‫نمی‌تونم بچگی تو رو تصور کنم.

45:30.210 --> 45:31.930
‫من همیشه کوچیک‌ترین
‫بچه‌ی کلاس بودم.

45:32.160 --> 45:33.210
‫شوخی می‌کنی؟

45:35.680 --> 45:37.570
‫از دید من، تو دختری بودی که

45:38.210 --> 45:41.070
‫مجبور شده زود بزرگ بشه.

45:42.810 --> 45:44.360
‫مادرش تا دیروقت کار می‌کرده

45:44.380 --> 45:47.600
‫و احتمالاً باباش هم

45:47.630 --> 45:50.030
‫دیربه‌دیر سر می‌زده؟
‫- نه، اتفاقاً بابام بود

45:50.050 --> 45:52.620
‫ولی هیچی از بچه‌داری سر در نمی‌آورد.

45:53.100 --> 45:55.360
‫یادمـه چهار سالم بود

45:55.530 --> 45:58.270
‫که ازم خواست پُف‌فیل درست کنم.

45:59.210 --> 46:00.960
‫آره، از یه بچه این رو خواست.

46:01.440 --> 46:04.040
‫طبیعتاً پاکت پُف‌فیل آتیش گرفت

46:04.350 --> 46:06.920
‫و با همون سن کمَم فهمیدم
‫که باید یه کاری بکنم

46:06.950 --> 46:08.500
‫در نتیجه

46:09.480 --> 46:11.150
‫پاکت رو برداشتم

46:11.170 --> 46:12.660
‫و پرتش کردم توی حیاط.

46:12.790 --> 46:15.170
‫پشمام. تو بچه بودی.
‫دستت نسوخت؟

46:15.200 --> 46:17.830
‫چرا، یه‌کم سوخت.
‫ولی چیزی نبود.

46:17.830 --> 46:18.870
‫نمُردم که.

46:22.350 --> 46:25.280
‫وا.
‫داستان غم‌انگیز که بهت نگفتم!

46:25.300 --> 46:27.850
‫همین‌طوری یاد گرفتم
‫که روی پای خودم وایستم.

46:28.400 --> 46:31.220
‫هم می‌تونم سریع
‫خودم رو از معرکه خلاص کنم

46:31.240 --> 46:32.760
‫و هم سریع وارد معرکه بشم.

46:33.530 --> 46:34.780
‫مثل وقتی که روبی رو...

46:40.530 --> 46:43.000
‫خیلی ترسیده بودم...

46:48.200 --> 46:50.040
‫خدا می‌دونه وقتی بهش حمله کردیم

46:50.070 --> 46:51.710
‫چه حسی داشته.

46:54.200 --> 46:55.580
‫کار بَدی کردیم.

47:00.310 --> 47:01.320
‫آره.

47:56.880 --> 48:16.880
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
