WEBVTT

00:00.000 --> 00:04.980
‫m 41 74 l 1245 74 1245 662 39.67 662

00:00.000 --> 00:04.980
‫این یک اثر تخیلی است!
‫
‫نوشیدن الکل توسط افراد زیر سن قانونی اکیداً ممنوع و غیرقانونی می‌باشد.
‫ما همچنین مصرف اجباری یا بیش از حد الکل را تشویق نمی‌کنیم  و همچنین
‫از اعمال شرم‌آور و منحرفانه‌ای که در صحنه‌های نـــوشــیدن الــــکــــل به تــصــویـــر
‫  کشیده شده  حـــمـــــایــــت نخواهیم کرد. از شما می‌خواهیم که این اثر را به‌عنوان
‫یک انیمه‌ی کــــمـــــدی ببینید و نه چیزی بیشتر. علاوه‌بر این، در این اثــــر تـــــــمـــــــام
‫ شخصیت‌هایی که الکل می‌نوشند، به سن قانونی رسیده‌اند.

00:04.980 --> 00:08.490
‫واقعاً یه تخته‌ش کمه.

00:09.670 --> 00:14.390
‫حتی یکی مثل منم می‌تونه بفهمه که بدجور عاشقش شده.

00:14.410 --> 00:24.410
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:45.000 --> 01:49.040
‫ترجمه و تایپ‌ستینگ: HADAD & DAWN

01:50.260 --> 01:54.010
‫باورم نمی‌شه بین این‌همه آدم کوهی درموردش فهمید.

01:54.720 --> 01:57.260
‫نکنه روی کیتاهارا کراش داری؟

01:57.670 --> 02:01.790
‫ولی فکر نکنم هنوز ازش مطمئن شده باشه.

02:03.340 --> 02:06.560
‫باید انقدر خودمو به اون راه بزنم که آب‌ها از آسیاب بیفته!

02:07.020 --> 02:08.300
‫صبح بخیر.

02:08.300 --> 02:09.510
‫صبح بخیر.

02:08.620 --> 02:09.510
‫صبح بخیر.

02:09.510 --> 02:10.570
‫صبح بخیر.

02:11.030 --> 02:14.280
‫امروز من و چیسا مسئول درست کردن صبحونه‌ایم؟

02:14.280 --> 02:16.350
‫آره. می‌خوای چی درست کنی؟

02:16.350 --> 02:18.430
‫یه‌ذره ته‌مونده‌ی کنسرو گوشت داریم.

02:18.430 --> 02:19.540
‫وایسا، کیتاهارا.

02:19.540 --> 02:20.570
‫هان؟

02:20.570 --> 02:23.290
‫بذار امروز من صبحونه رو درست کنم.

02:23.290 --> 02:25.040
‫یهو چی شده مگه؟

02:25.040 --> 02:28.480
‫فقط حسش اومد. بیا بریم، کوتگاوا.

02:35.470 --> 02:36.800
‫چه مرگشه؟

02:38.800 --> 02:44.040
‫امروز صبح باید لباس‌ها رو بیاریم،
‫وبلاگ رو به‌روز کنیم و رسیدها رو مرتب کنیم.

02:44.040 --> 02:45.810
‫کی کدوم کارو بکنه؟

02:46.090 --> 02:48.970
‫کارِ وبلاگ و رسیدها رو توی ساختمون که خنکه می‌شه انجام داد.

02:48.970 --> 02:50.620
‫پس با سنگ کاغذ قیچی حلش می‌کنیم.

02:50.620 --> 02:53.170
‫من لباس‌ها رو می‌برم.

02:53.170 --> 02:54.320
‫عه؟

02:54.320 --> 02:56.040
‫ولی بیرون گرمه ها.

02:56.040 --> 02:59.400
‫برام مهم نیست. الان دلم می‌خواد آفتاب به کله‌م بخوره.

02:59.830 --> 03:03.580
‫اوه، راستی، من قراره سرم با کار گرم باشه.

03:03.580 --> 03:07.480
‫تا دو ساعتِ دیگه اصلاً اینورا پیدام نمی‌شه، خب؟

03:09.230 --> 03:11.720
‫مخش به جایی نخورده؟

03:16.870 --> 03:19.360
‫شرمنده، کرم‌پودر. می‌شه چایی رو بدی.

03:19.360 --> 03:20.350
‫باشه.

03:20.660 --> 03:21.630
‫برات می‌ریزم.

03:22.410 --> 03:23.610
‫تشکر.

03:24.870 --> 03:26.940
‫خیلی باهم جون‌جونی شدینا.

03:26.940 --> 03:28.100
‫چته یهویی؟

03:28.100 --> 03:31.720
‫الان شما دوتا داشتین شبیه زن و شوهرای پیر رفتار می‌کردین.

03:31.720 --> 03:34.110
‫فقط چون یه لیوان چایی برام ریخت؟

03:34.110 --> 03:36.360
‫با این وضع، شاید بهتر باشه...

03:36.360 --> 03:39.370
‫رسمیش کنین و برین پای سفره‌ی عقد!

03:39.370 --> 03:41.000
‫ناموساً ریدی با این نقش‌بازیت!

03:41.980 --> 03:42.880
‫این واسه چی بود؟

03:42.880 --> 03:46.870
‫مگه پرسیدن داره؟ اون دری‌وری‌ها چی بود اونجا می‌گفتی؟

03:46.870 --> 03:49.810
‫ولی معلوم بود که داشتم چیکار می‌کردم.

03:49.810 --> 03:52.260
‫آره، داشتی اعصابمو خط‌خطی می‌کردی.

03:52.260 --> 03:53.380
‫اینو از کجات درآوردی؟

03:53.380 --> 03:57.690
‫حتی اگه بر فرض محال، برای یک درصد حدست درست بود...

03:57.690 --> 03:59.890
‫و من عاشقش بوده باشم...

03:59.890 --> 04:03.890
‫با اون جنگولک‌بازی‌ها هیچ کمکی بهم نمی‌کردی!

04:06.940 --> 04:08.380
‫حالا فهمیدی؟

04:08.380 --> 04:09.900
‫آره، فهمیدم.

04:09.900 --> 04:11.770
‫پس یه تسوندره‌ای، نه؟

04:11.770 --> 04:14.150
‫خوهشاً یکی این اسکلو از صخره بندازه!

04:14.150 --> 04:17.650
‫حالا چیکار کنم؟ هرجوری می‌تونستم انکارش کردم.

04:18.160 --> 04:21.910
‫درباره‌ی اون سؤالی که دیشب پرسیدی کاملاً اشتباه برداشت کردی!

04:21.910 --> 04:26.160
‫وایسا، شاید زیادی برای انکارش تلاش کردم و همین مشکوکش کرده.

04:26.570 --> 04:30.170
‫شاید اگه یه‌مدت بهش محل ندم، خودش بیخیالش شه.

04:31.430 --> 04:33.200
‫باشه، هرکاری می‌خوای بکن.

04:33.200 --> 04:34.170
‫فهمیدم.

04:35.670 --> 04:38.110
‫همه‌چیزو بسپر به خودِ خودم.

04:38.110 --> 04:39.930
‫چس‌مثقالم بهش اعتماد ندارم.

04:41.930 --> 04:43.490
‫می‌گم، کیتاهارا.

04:43.490 --> 04:44.430
‫چیه؟

04:44.430 --> 04:46.520
‫به فالگیری‌های عاشقانه علاقه‌ای داری؟

04:46.520 --> 04:47.540
‫هان؟

04:48.530 --> 04:50.910
‫این چیزای عجیب‌غریب چیه پیش می‌کشی؟

04:50.910 --> 04:54.540
‫پس ازش خوشت میاد؟ ای پسرکِ خجالتی و معصوم.

04:54.540 --> 04:56.190
‫اصلاً گوشِت بدهکار نیستا.

04:56.190 --> 04:59.660
‫یه لطفی بهت می‌کنم و فالتو می‌گیرم.

05:00.150 --> 05:01.700
‫باشه، من که برام فرقی نداره.

05:01.990 --> 05:04.400
‫یکی از این کارت‌ها رو انتخاب کن.

05:04.400 --> 05:05.280
‫باشه.

05:06.200 --> 05:07.800
‫چی کشیدی؟

05:07.800 --> 05:09.200
‫سه خشت.

05:09.200 --> 05:11.330
‫خیلی‌خب. حالا همه‌چیزو فهمیدم.

05:11.330 --> 05:14.210
‫خدایی با یدونه کارت همه‌چیز دستگیرت شد؟

05:14.210 --> 05:16.960
‫از اونجایی که سه خشت رو کشیدی،

05:17.250 --> 05:23.940
‫یعنی یه دختر دهاتیِ هم‌سنت می‌شناسی که خودشو
‫با کرم‌پودر خفه می‌کنه و عاشقانه‌های کلیشه‌ای رو دوست داره.

05:23.940 --> 05:25.140
‫نیمه‌ی گمشده‌ته.

05:25.140 --> 05:26.970
‫این همه جزئیات مگه اصلاً داریم؟!

05:28.470 --> 05:30.670
‫فالگیری بسه دیگه!

05:30.670 --> 05:31.480
‫اطاعت.

05:33.480 --> 05:35.100
‫می‌گم، کیتاهارا.

05:35.100 --> 05:36.480
‫این دفعه چیه؟

05:36.480 --> 05:38.580
‫می‌خوای یه تست شخصیتی انجام بدیم؟

05:38.580 --> 05:39.270
‫ها؟

05:39.270 --> 05:40.740
‫دیگه هیچی به ذهنت نمی‌رسید؟!

05:41.100 --> 05:42.930
‫می‌خوای به چی برسی؟

05:42.930 --> 05:45.580
‫فقط می‌خوام به احساس واقعی‌ت پی ببرم.

05:45.580 --> 05:47.240
‫نکن تو رو خدا. چندشم می‌شه.

05:47.240 --> 05:48.660
‫خیلی‌خب، شروع می‌کنیم.

05:48.660 --> 05:50.010
‫باشه بابا.

05:50.010 --> 05:51.750
‫واقعاً به سازش می‌رقصه؟

05:52.210 --> 05:56.520
‫به یه مهمونیِ شام که توسط رئیست میزبانی می‌شه دعوت شدی.

05:56.520 --> 06:00.920
‫بین همه‌ی غذاهای مجلل، یه غذا رو می‌بینی که ازش متنفری.

06:00.920 --> 06:04.510
‫اون لحظه چیکار می‌کنی؟ مسئله اینه.

06:04.510 --> 06:08.050
‫همم، یه غذایی که ازش متنفرم؟

06:08.050 --> 06:09.210
‫تو چطور، کرم‌پودر؟

06:09.210 --> 06:10.520
‫عه؟ منم بازی می‌کنم؟

06:10.820 --> 06:14.100
‫فکر کنم تحملش می‌کنم و هرطوری شده می‌خورمش.

06:14.100 --> 06:15.020
‫عجب.

06:15.340 --> 06:19.700
‫این سؤال نشون می‌ده که با چه شخصیتی سازگاری داری.

06:19.700 --> 06:20.530
‫عه؟

06:20.530 --> 06:24.940
‫تایپت یه آدم بی‌دغدغه و در عین حال با ملاحظه‌ست.

06:27.030 --> 06:28.780
‫حالا تو چی، کیتاهارا؟

06:28.780 --> 06:30.290
‫راستشو بخوای...

06:30.290 --> 06:33.790
‫من آدم بد غذایی نیستم،
‫پس کلِ این قضیه رو خوب درک نمی‌کنم.

06:34.140 --> 06:37.590
‫پس آره دیگه. این تست روم اثری نداره.

06:37.590 --> 06:40.300
‫که اینطور. این یعنی...

06:40.300 --> 06:46.070
‫تو تحمل کنار اومدن با یه دختر عجیب‌غریب زیرِ یه خروار آرایش رو داری.

06:47.050 --> 06:49.100
‫اگه می‌گفتم حاضر نیستم غذا رو بخورم چی؟

06:49.100 --> 06:53.310
‫یعنی انقدر دل بزرگی داری که می‌تونی
‫با یه دختر عجیب‌غریب زیرِ یه خروار آرایش کنار بیای.

06:53.310 --> 06:55.080
‫اگه سعی می‌کردم بخورم و حالم بد می‌شد چی؟

06:55.080 --> 07:00.220
‫یعنی جرئت کنار اومدن با یه دختر عجیب‌غریب
‫ زیرِ یه خروار آرایش رو داری.

07:00.220 --> 07:01.350
‫اگه عمداً مینداختمش زمین چی؟

07:01.350 --> 07:02.820
‫یعنی انقدر باهوشی که می‌تونی...

07:03.240 --> 07:04.760
‫کوهی، بیرون!

07:04.760 --> 07:05.720
‫چشم.

07:06.820 --> 07:08.820
‫تمومش کن دیگه!

07:08.820 --> 07:11.470
‫ولی گفتی هرکاری می‌خوام بکنم.

07:11.470 --> 07:14.330
‫اینکه واقعاً می‌خواد کمک کنه، بدترش می‌کنه!

07:14.330 --> 07:15.930
‫آخه ببین...

07:15.930 --> 07:16.830
‫چیه؟

07:16.830 --> 07:19.410
‫اصلاً بیا فرض کنیم، بر فرض محال ها...

07:19.410 --> 07:24.190
‫من از         خـ ـ خـ ـ خوشم بیاد...

07:19.410 --> 07:24.190
‫ایوری

07:24.190 --> 07:25.090
‫خب؟

07:25.090 --> 07:28.510
‫چرا داری انقدر تلاش می‌کنی تا ما رو باهم جور کنی؟

07:29.090 --> 07:32.280
‫تو که ازش هیچ سودی نمی‌بری.

07:36.590 --> 07:37.850
‫کوهی؟

07:38.160 --> 07:39.860
‫راست می‌گی، چرا این‌کارو می‌کنم؟

07:39.860 --> 07:40.980
‫هـــا؟

07:40.980 --> 07:45.820
‫کاملاً حق با توئه. چرا دارم اینطوری وقتمو تلف می‌کنم؟

07:45.820 --> 07:49.110
‫چی می‌گی؟ یعنی خودتم دلیلشو نمی‌دونی؟

07:49.420 --> 07:51.370
‫خب، اگه بخوام بگم...

07:51.370 --> 07:56.620
‫می‌دونم چه حسی داره که یه احساس شیفتگی وجودتو فرا بگیره.

08:01.400 --> 08:02.880
‫یعنی...

08:03.430 --> 08:05.540
‫تو هم یکی رو دوست داری؟

08:05.540 --> 08:08.130
‫آره. شرمنده که ازت مخفی نگهش داشتم،

08:08.130 --> 08:12.010
‫ولی من قبلاً با تمام وجود اوتاکویی بودم که شیفته‌ی انیمه بود!

08:12.010 --> 08:14.260
‫اوه، آها. فهمیدم.

08:14.260 --> 08:16.420
‫بگذریم، من هواتو دارم.

08:18.000 --> 08:21.350
‫وقتی به حال خودش ولش کنم معلوم نیست ازش چی سر می‌زنه.

08:21.350 --> 08:24.340
‫همون بهتره فرمون دست خودم باشه.

08:25.250 --> 08:27.980
‫خیلی‌خب. برو غیرمستقیم ازش سؤال کن.

08:27.980 --> 08:30.160
‫باشه. چی باید بپرسم؟

08:32.160 --> 08:35.260
‫اون دوتا دارن چه نقشه‌ای سوار می‌کنن؟

08:41.360 --> 08:43.650
‫هالو، این دلفین است.

08:43.650 --> 08:48.170
‫الو، سوگیتا از تورهای بین‌المللی هستم.

08:48.630 --> 08:50.750
‫کوتگاوا-ساما اونجا هستن؟

08:50.750 --> 08:53.310
‫بله، یه‌لحظه گوشی دستتون.

08:53.310 --> 08:54.930
‫عمه، با شما کار دارن.

08:54.930 --> 08:57.010
‫الو، عمه؟ گوشی کار دارنا؟

09:02.690 --> 09:03.980
‫رئیس جون!

09:03.980 --> 09:05.940
‫همم؟ چی می‌خوای؟

09:05.940 --> 09:07.300
‫گوشی.

09:08.960 --> 09:09.540
‫بله؟

09:09.540 --> 09:11.950
‫پس حتماً دوست نداره عمه صداش کنم.

09:11.950 --> 09:13.590
‫یــو، کیتاهارا.

09:13.590 --> 09:14.950
‫کوهی؟

09:14.950 --> 09:16.520
‫الان چی می‌خوای؟

09:16.520 --> 09:18.660
‫ازت یه سؤال داشتم.

09:19.250 --> 09:22.790
‫چه‌می‌دونم، مثلاً بپرس منو به‌عنوان یه زن می‌بینه یا نه.

09:22.790 --> 09:25.210
‫حله چشاته. غیرمستقیم از زیر زبونش بیرون می‌کشم.

09:25.990 --> 09:27.210
‫بگو ببینم...

09:31.220 --> 09:33.080
‫می‌خوای کرم‌پودر رو بکنی؟

09:35.470 --> 09:38.040
‫آی! آخ! آآه!

09:36.990 --> 09:40.320
‫اینا دوتا می‌خوان چیکار کنن؟

09:42.400 --> 09:44.280
‫همگی خسته نباشید!

09:44.980 --> 09:47.080
‫شماها خوب ظرفیت مشروب دارینا.

09:47.960 --> 09:50.100
‫آینا-چان، بابت امروز واقعاً ممنون.

09:50.100 --> 09:51.900
‫منم همینطور!

09:51.900 --> 09:54.660
‫بابت کباب هم تشکر.

09:54.660 --> 09:57.060
‫توی ژاپن هم بعداً دورهمی مشروب بخوریم.

09:57.060 --> 09:59.010
‫شبتون بخیر!

09:59.410 --> 10:03.170
‫اون مشتری‌ها خیلی ازت خوششون اومدا، آینا.

10:03.170 --> 10:06.710
‫همچین کم هم باهاشون مشروب نخوردی. اوضاعت خوبه؟

10:06.710 --> 10:08.670
‫آره، چیزی نبود. خوبم.

10:08.920 --> 10:11.980
‫خب، ما می‌ریم منقل و اینا رو جمع کنیم.

10:11.980 --> 10:13.180
‫ممنون می‌شم.

10:13.780 --> 10:16.500
‫اونا انگار خوب به کارشون عادت کردنا.

10:16.500 --> 10:20.380
‫واقعاً. الان چقدر شده، ده روزه اینجان؟

10:20.380 --> 10:22.180
‫باید همین حول‌وحوشا باشه.

10:23.110 --> 10:26.190
‫دوتا پسر و دوتا دختر ده روز کنار هم زندگی کردن؟

10:26.480 --> 10:30.000
‫موندم اون دوتا واسه اون خاک‌برسریا چیکار می‌کنن.

10:30.000 --> 10:31.940
‫توئم ول کنا.

10:31.940 --> 10:36.900
‫آخه آقایون رسماً می‌میرن وقتی دو هفته نگهش دارن.

10:36.900 --> 10:40.410
‫باشه، باشه. تخماشون منفجر می‌شه و از خونریزی می‌میرن.

10:40.410 --> 10:43.500
‫کِی وقت می‌کنن بیرون شوتش کنن؟

10:43.500 --> 10:46.350
‫جوونای حشری هم سختیای خودشونو دارن.

10:46.710 --> 10:48.210
‫ناموساً؟!

10:50.210 --> 10:52.960
‫مدیر بهم گفت امروز چی شد.

10:53.580 --> 10:57.970
‫دیدی یه مشتریِ مرد بندش شله و خواستی درستش کنی؟

10:58.230 --> 11:01.580
‫و در همین حین بیضه‌هاشم ترکوندی؟

11:02.530 --> 11:03.980
‫درست بهش فکر نکردم.

11:04.280 --> 11:06.220
‫ولی اونقدرم تنگ نبستمش.

11:06.220 --> 11:09.480
‫بالأخره دلیل داره که می‌گن بیضه‌ی مردا بزرگترین نقطه‌ضعفشونه.

11:09.480 --> 11:13.720
‫چطوری انقدر بی‌ملاحظه بزرگ شدی؟

11:13.720 --> 11:14.990
‫ببخشید.

11:16.030 --> 11:20.490
‫ناناکا از هر عالم و آدمی گیج‌تره،
‫ولی اونم گلیمشو از آب بیرون می‌کشه.

11:20.980 --> 11:26.250
‫شاید بهتر باشه جدای چیزایی که تو مدرسه یادت دادن
‫درباره‌ی مردا بیشتر تحقیق کنی.

11:31.810 --> 11:33.430
‫چیسا! چیسا!

11:34.010 --> 11:35.150
‫چیزی شده؟

11:35.150 --> 11:37.760
‫یه وضعیت اورژانسیه.

11:37.760 --> 11:39.530
‫نکنه اتفاقی واسه یکی از مشتریا افتاده؟

11:39.530 --> 11:41.760
‫نه، درباره‌ی اونا نیست!

11:41.760 --> 11:43.740
‫ایوری و کوهی ممکنه بمیرن!

11:43.740 --> 11:45.940
‫وقتی مشتریا رو بدرقه کردی چه‌خبر شد؟

11:46.270 --> 11:48.320
‫دعوایی چیزی راه انداختن؟

11:48.320 --> 11:50.270
‫نه، همچین چیزی نشد.

11:50.270 --> 11:52.610
‫قراره با منفجر شدن خایه‌هاشون بمیرن!

11:52.610 --> 11:54.280
‫دیگه کلاً نمی‌فهمم چی می‌گی!

11:54.280 --> 11:56.460
‫حالا طوری نیست، بگو چی شده.

11:56.460 --> 12:00.530
‫من که خیلی توی مسائل پسرونه تخصصی ندارم،

12:00.780 --> 12:05.570
‫ولی شنیدم اگه به مدت دو هفته ــــــــــــــــ نکنن، میفتن می‌میرن.

12:05.570 --> 12:06.040
‫عـــــه؟

12:06.040 --> 12:07.820
‫چه خزعبلاتی.

12:07.820 --> 12:09.770
‫منم همین فکرو می‌کردم.

12:09.770 --> 12:13.480
‫ولی... ولی فقط به رفتار همیشگی‌شون فکر کن.

12:13.480 --> 12:15.050
‫«رفتار همیشگی‌شون»؟

12:15.050 --> 12:18.590
‫m -237 -108 l 27 -108 27 24 -237 24

12:15.050 --> 12:18.590
‫علاقه‌مندی خطرناک
‫به پورن

12:15.370 --> 12:19.400
‫ببین... مثل همون کارایی که می‌کنن
‫ و ما دخترا اصلاً ازش سر در نمیاریم!

12:17.550 --> 12:21.050
‫m -276 -117 l 18 -117 18 26 -276 26

12:17.550 --> 12:21.050
‫قیافه‌ی ناجور
‫وقتی به زنا نگاه می‌کنن

12:21.950 --> 12:23.810
‫شاید حق با تو باشه.

12:24.120 --> 12:27.550
‫همیشه فکر می‌کردم هیچ‌وقت نمی‌فهمم فازشون چیه،

12:27.550 --> 12:29.310
‫ولی نکنه همه‌ش به‌خاطر این باشه که...

12:29.610 --> 12:31.670
‫جونشون بهش بنده؟

12:31.670 --> 12:33.320
‫این‌طوری همه‌چی منطقی می‌شه، نه؟

12:33.320 --> 12:36.700
‫ولی... آخه توی اوکیناوا که حالشون خوب بود.

12:36.700 --> 12:41.070
‫اون که فقط یه سفر یه هفته‌ای بود.
‫تازه وقتی ایوری توی تخت گیر افتاده بود...

12:41.560 --> 12:43.580
‫به ایوری پیشنهاد سکس دادم.

12:44.950 --> 12:47.560
‫فکر کنم داشت سعی می‌کرد درمانش کنه.

12:47.560 --> 12:49.460
‫پس قضیه ایـــــن بـــــود؟!

12:49.460 --> 12:51.940
‫ولی تا حالا نشنیدم کسی این‌طوری بمیره.

12:51.940 --> 12:53.710
‫منم نشنیدم به‌خدا!

12:53.710 --> 12:56.960
‫ولی اگه قضیه جدی باشه و ما بی‌خبر باشیم چی؟

12:57.850 --> 13:03.230
‫شاید بهتر باشه جدای چیزایی که تو مدرسه یادت دادن
‫درباره‌ی مردا بیشتر تحقیق کنی.

13:04.900 --> 13:06.810
‫باید ازش مطمئن بشیم.

13:06.810 --> 13:07.720
‫از چی؟

13:08.510 --> 13:10.350
‫اینکه حالشون چطوره.

13:12.730 --> 13:14.650
‫بچه‌ها خسته نباشین.

13:14.650 --> 13:15.730
‫کارِتون تموم شـ...

13:17.710 --> 13:20.740
‫حالت خوبه، کوهی؟ اوضاع خیلی خرابه؟

13:20.740 --> 13:24.050
‫شرمنده. می‌شه یکم... پشتمو بمالی؟

13:24.050 --> 13:24.740
‫حتماً.

13:25.370 --> 13:27.080
‫فشار نیار پسر.

13:29.500 --> 13:31.880
‫پس قضیه جدی بود!

13:31.880 --> 13:33.500
‫باورم نمی‌شه.

13:33.500 --> 13:37.500
‫ولی ایوری جدی‌جدی نگران کوهی بود!

13:37.500 --> 13:41.760
‫معمولاً

13:37.850 --> 13:40.230
‫معمولاً فقط مسخره‌ش می‌کرد و بهش می‌خندید!

13:40.230 --> 13:41.760
‫راست می‌گیا.

13:41.760 --> 13:45.020
‫پسرا چه بدن‌های حساسی دارن، نه؟

13:45.020 --> 13:47.010
‫اوهوم، اصلاً فکرشم نمی‌کردم.

13:47.010 --> 13:51.100
‫ولی... نباید همچین اتفاقی رو پیش‌بینی می‌کردن؟

13:51.100 --> 13:53.960
‫راست می‌گی، عجیبه که آماده نبودن...

13:54.450 --> 13:55.520
‫چی شده؟

13:55.520 --> 13:58.020
‫راستش فکر کنم سعی کردن.

14:01.400 --> 14:04.700
‫امکان نداره... مصادره‌شون کردن؟

14:04.700 --> 14:07.410
‫خب، چیزایی نبودن که بخوای تو جمع عمومی داشته باشی.

14:07.410 --> 14:10.690
‫گفتی مهلتش دو هفته بود، درسته؟

14:10.690 --> 14:12.410
‫آره، این‌طور شنیدم.

14:12.990 --> 14:14.920
‫پس... یعنی...

14:17.420 --> 14:19.910
‫فقط... سه روز زمان دارن.

14:23.430 --> 14:25.340
‫الان بهتری؟

14:26.130 --> 14:28.180
‫آره... بگی‌نگی.

14:28.430 --> 14:30.930
‫می‌فهمم چه دردی داری، داداش.

14:30.930 --> 14:33.690
‫اون میله اون‌جا چه غلطی می‌کرد؟

14:35.690 --> 14:38.860
‫بگذریم حالا، بیشتر کارای امروز جمع شدن.

14:38.860 --> 14:41.190
‫پس... وقت یه آبجوی مشتیه.

14:47.200 --> 14:48.770
‫چرا؟

14:48.770 --> 14:51.940
‫چرا دارن با این نگاه ترحم‌آمیز نگاهمون می‌کنن؟!

14:51.940 --> 14:56.210
‫یه‌جوری نگاهمون می‌کنن انگار یه مشت مرده‌ی متحرکِ بدبختیم!

14:56.210 --> 14:57.560
‫ایوری...

14:58.220 --> 14:59.210
‫کوهی...

15:00.060 --> 15:01.640
‫بابت همه‌چیز ممنون.

15:01.640 --> 15:02.990
‫اووووووووووی؟!

15:02.990 --> 15:04.630
‫تشکر یهویی‌تون چه صیغه‌ایه دیگه؟!

15:04.630 --> 15:06.670
‫شما دوتا چتون شده؟!

15:06.670 --> 15:08.130
‫نگرانش نباشین.

15:08.130 --> 15:10.220
‫چیز دیگه‌ای نداریم پیشکش کنیم.

15:10.680 --> 15:14.830
‫خوشحالیم که داریمت، وقت عشق‌و‌حاله،
‫بودنت با ما خودش عشقِ بی‌زواله.

15:14.830 --> 15:16.240
‫چه خبره،‌ رپر شدی؟

15:17.230 --> 15:19.970
‫شماها آبجو می‌خواستین، نه؟

15:19.970 --> 15:21.730
‫امشبو مهمون ما باشین.

15:21.730 --> 15:24.920
‫بقیه‌ی تمیزکاری‌ها رو خودمون انجام می‌دیم.

15:24.920 --> 15:27.450
‫شما برین شروع کنین، باشه؟

15:27.450 --> 15:29.490
‫بـ ـ باشه.

15:32.090 --> 15:33.840
‫یه‌جای کار می‌لنگه.

15:33.840 --> 15:34.500
‫موافقم.

15:34.500 --> 15:37.170
‫می‌دونم کلی دلیل بهشون دادم که از دستم شاکی باشن...

15:37.170 --> 15:40.000
‫...ولی کاری نکردم که دلشون برامون بسوزه.

15:40.300 --> 15:43.280
‫من توهم زدم یا داشتن با معامله‌مون حرف می‌زدن؟

15:43.280 --> 15:44.630
‫معامله؟

15:46.560 --> 15:47.630
‫چی شده؟

15:47.630 --> 15:52.150
‫معامله، حس ترحم، یه کشور خارجی.

15:53.370 --> 15:54.220
‫امکان نداره!

15:54.220 --> 15:56.390
‫آره... تو هم متوجه شدی؟

15:56.390 --> 16:00.060
‫احتمالاً داشتن مالِ ما رو با محلیای این‌جا مقایسه می‌کردن.

16:00.060 --> 16:01.400
‫تف توش!

16:01.400 --> 16:03.480
‫ولی واقعاً قضیه همینه؟

16:03.480 --> 16:05.400
‫نمی‌دونم والا.

16:05.740 --> 16:07.220
‫پس بیا ثابتش کنیم.

16:07.220 --> 16:08.410
‫چطوری؟

16:08.410 --> 16:15.160
‫کرم‌پودر رو مست و نیمه‌لخت تصور کن
‫که بین آزوسا-سان و ناناکا-سان نشسته.

16:20.410 --> 16:22.790
‫خودشه! دقیقاً همچین نگاهی!

16:22.790 --> 16:26.330
‫پس اون نگاه برای مقایسه‌ی سایز بود.

16:26.330 --> 16:29.200
‫هشتاد درصد مطمئنم قضیه همین بود.

16:29.200 --> 16:32.240
‫ریدم توش، واقعیت خیلی بی‌رحمه.

16:32.240 --> 16:35.060
‫گل گفتی. گُه بگیرن درِ دنیای سه‌بعدی رو.

16:35.060 --> 16:39.710
‫ولی پسر، کار زیادی از دستمون برنمیاد. قافیه رو باختیم.

16:39.710 --> 16:41.810
‫با اینکه اون نگاهشون رو اعصابه، ولی حق گفتی.

16:41.810 --> 16:45.750
‫بهتره با قبول کردن ترحمشون، مفت‌خوری کنیم.

16:45.750 --> 16:47.820
‫من که پایه‌م تا تهش.

16:50.430 --> 16:51.570
‫خب...

16:51.570 --> 16:54.220
‫چی‌کار می‌تونیم بکنیم؟

16:54.220 --> 16:56.580
‫خب، بهترین راه برای کمک اینه که...

16:59.080 --> 17:00.130
‫عمراً.

17:00.130 --> 17:01.580
‫عـا... د ـ درسته!

17:01.580 --> 17:04.020
‫کار دیگه‌ای هست بتونیم براشون انجام بدیم؟

17:04.020 --> 17:05.590
‫عــــا...

17:08.090 --> 17:14.100
‫m -68 5 l 47 -11 52 20 -64 37

17:08.090 --> 17:14.100
‫سال‌اولی‌های پاب

17:08.090 --> 17:14.100
‫m -211 -74 l -15 -102 3 15 -196 42

17:08.090 --> 17:14.100
‫یه کاری برامون پیش
‫ اومده. تا دو ساعت دیگه
‫ برنمی‌گردیم.

17:08.090 --> 17:14.100
‫m -23 -25 l 134 -50 135 -12 -19 9

17:08.090 --> 17:14.100
‫صفا کنین!

17:08.990 --> 17:12.860
‫یه کاری برامون پیش اومده. تا دو ساعت دیگه برنمی‌گردیم.

17:12.860 --> 17:14.100
‫صفا کنین!

17:14.730 --> 17:16.600
‫این دیگه چه کوفتیه؟

17:16.900 --> 17:18.050
‫همین کارو راه میندازه؟

17:18.050 --> 17:21.180
‫آره، باید جواب بده. البته من که سر در نمیارم.

17:22.950 --> 17:27.500
‫شما دوتا هنوز اینجایین؟ رئیس و مدیر دارن می‌رن.

17:27.500 --> 17:28.610
‫ماکی-سان.

17:28.610 --> 17:30.740
‫یه مسئله‌ای پیش اومده.

17:30.740 --> 17:33.780
‫می‌خوایم حدود دو ساعت وقت تلف کنیم.

17:33.780 --> 17:34.870
‫اوووه...

17:34.870 --> 17:37.490
‫پس می‌شه زحمت قفل کردن درها رو بکشین؟

17:37.490 --> 17:39.150
‫خیلی ممنون.

17:40.120 --> 17:43.070
‫یادتون نره فردا کلیدا رو بیارین ها.

17:43.070 --> 17:44.130
‫چشم.

17:46.860 --> 17:49.440
‫وایسا ببینم، اصلاً چرا باید دو ساعت وقت تلف کنین؟

17:49.440 --> 17:51.380
‫خب، چیزه...

17:51.680 --> 17:56.390
‫می‌خواستیم به ایوری و کوهی یکم وقت بدیم که باهم تنها باشن؟

17:56.390 --> 17:57.260
‫عـــه؟

17:57.750 --> 18:00.750
‫رو تابلوی هتل‌ها همیشه برای «استراحت» می‌نویسن دو ساعت!

17:57.930 --> 18:01.140
‫m -303 -6 l 16 -6 16 138 -303 138

17:57.930 --> 18:01.140
‫هتل عشق‌بازی
‫مقصد دو هفته‌ یه‌بارتون
‫استراحت (2 ساعت) = 4,000 ین
‫استقرار (10 تا 12 شب) = 7,000 ین

18:00.750 --> 18:03.610
‫عـه؟ وایسا، یعنی می‌گین اون دوتا... عــــــه؟

18:03.610 --> 18:05.400
‫آره دیگه، واسه همین...

18:05.400 --> 18:08.560
‫قراره بذاریم یه مدت خونه در اختیارشون باشه.

18:08.560 --> 18:10.400
‫کـ ـ که این‌طور...

18:10.400 --> 18:12.100
‫یعنی اون دوتا؟

18:12.100 --> 18:13.780
‫شبتون بخیر باشه!

18:13.780 --> 18:14.960
‫شب خوش!

18:17.410 --> 18:19.660
‫هنوز یه ساعت دیگه مونده.

18:19.660 --> 18:21.160
‫چی‌کار کنیم؟

18:21.590 --> 18:23.940
‫می‌خوای دی‌وی‌دی غواصی ببینیم؟

18:23.940 --> 18:27.170
‫به‌اندازه‌ی واقعیش هیجان‌انگیز نیستن.

18:27.170 --> 18:30.330
‫خب، من جفتش رو دوست دارم.

18:30.330 --> 18:33.630
‫چیسا... تو واقعاً عشق غواصی هستیا، نه؟

18:34.010 --> 18:35.020
‫جــدی؟

18:35.020 --> 18:36.100
‫آره بابا.

18:37.690 --> 18:39.480
‫یه‌جورایی بهت حسودیم می‌شه.

18:42.180 --> 18:43.510
‫چرا؟

18:43.510 --> 18:47.150
‫چون یه چیزی داری که این‌قدر براش اشتیاق داری.

18:47.150 --> 18:49.270
‫واقعاً این‌طوریه؟

18:49.270 --> 18:50.190
‫اوهوم.

18:51.150 --> 18:53.810
‫واقعاً... بهت حسودیم می‌شه.

18:54.350 --> 18:58.700
‫آدما وقتی رو یه‌چیز متمرکز می‌شن واقعاً خیلی خفن به‌نظر میان!

19:01.180 --> 19:04.010
‫می‌خوای مربی غواصی بشی، درسته؟

19:04.010 --> 19:04.710
‫اوهوم.

19:04.980 --> 19:07.710
‫پس چرا داری مهندسی می‌خونی؟

19:10.590 --> 19:11.700
‫چیسا؟

19:11.700 --> 19:14.770
‫وای، ببخشید! نمی‌خوای در موردش حرف بزنی؟

19:14.770 --> 19:16.480
‫نه، این‌طوری نیست.

19:16.970 --> 19:21.470
‫همیشه تو ریاضی و علوم خوب بودم، ولی بیشتر...

19:21.740 --> 19:24.660
‫چون با مامانم دعوام شد.

19:24.660 --> 19:26.360
‫در واقع یه معامله کردیم.

19:26.360 --> 19:27.480
‫چه معامله‌ای؟

19:28.160 --> 19:31.760
‫مامانم... از اینکه بخوام مربی بشم خوشش نمیاد.

19:32.330 --> 19:33.480
‫می‌فهمم.

19:37.460 --> 19:38.490
‫می‌دونی...

19:39.240 --> 19:41.490
‫کاش مثل خواهرم بودم.

19:41.490 --> 19:44.540
‫آرزو می‌کنی کاش بچه‌ی اول بودی؟

19:44.540 --> 19:46.250
‫اونم هست،

19:46.250 --> 19:51.310
‫ولی اون خون‌گرمه، شاده، عاشق اقیانوسه،

19:51.310 --> 19:53.000
‫و تو کارشم خیلی عالیه.

19:53.440 --> 19:57.430
‫حس می‌کنم اگه جامون عوض می‌شد زندگی خیلی بهتر بود.

19:59.550 --> 20:02.260
‫دوست داری یه نفر دیگه باشی، هـا؟

20:03.040 --> 20:04.770
‫اگه اینو بگم...

20:06.770 --> 20:09.770
‫می‌دونم فقط باعث می‌شه رقت‌انگیز به نظر برسم.

20:13.070 --> 20:15.780
‫کاش می‌تونستم جای تو باشم، چیسا.

20:16.610 --> 20:17.780
‫من؟

20:17.780 --> 20:20.780
‫عــا، منظورم اینه که...

20:20.780 --> 20:23.060
‫منم آرزو می‌کردم کاش مثل تو بودم.

20:23.060 --> 20:23.740
‫عـــه؟

20:24.040 --> 20:26.750
‫من که هیچ ویژگی خوبی ندارم.

20:26.750 --> 20:30.040
‫تو با گروه مشتری‌های امروز خیلی خوب جور شدی.

20:30.650 --> 20:33.540
‫من... مهارت‌های اجتماعی واسه این‌جور کارا رو ندارم.

20:34.510 --> 20:35.550
‫چیسا...

20:39.050 --> 20:41.820
‫ناله‌کردن سر چیزایی که نمی‌تونیم عوضشون کنیم فایده‌ای نداره.

20:41.820 --> 20:44.310
‫می‌گن که مرغ همسایه همیشه غازه.

20:44.310 --> 20:47.550
‫در نهایت، من همیشه همینم که هستم.

20:47.550 --> 20:50.810
‫داره بهتون خوش می‌گذره، خانوما؟

20:53.730 --> 20:56.880
‫عـه... ا ـ ایوری... و ایمامورا-کون؟

20:56.880 --> 20:58.490
‫چرا عصبانی‌این؟

20:58.490 --> 21:00.660
‫شر و ور تحویلمون ندین.

21:00.660 --> 21:04.490
‫دیدیم ماکی-سان داشت از پنجره
‫ما رو دید می‌زد که ازش پرسیدیم قضیه چیه...

21:04.490 --> 21:07.880
‫چرا بهش گفتین من با این گوسالــه تو رابـــــطه‌م؟!

21:07.880 --> 21:09.180
‫چی فـــرمــودین؟!

21:09.180 --> 21:12.180
‫ما فقط می‌خواستیم ملاحظه‌ی وضعیت‌تونو کرده باشیم...

21:12.180 --> 21:14.460
‫دقیقاً تو چه وضعیتی من باید کونِ این بابا بذارم؟!

21:14.460 --> 21:16.750
‫اگه شوخیه، اصلاً خنده‌دار نیستا!

21:18.090 --> 21:19.260
‫خب قضیه از این قراره.

21:19.520 --> 21:22.330
‫قضیه‌ی ایوری و کوهی یه سوءتفاهم گنده بود.

21:22.330 --> 21:26.260
‫آها، پس که این‌طور. تقصیر من بود.

21:26.260 --> 21:27.780
‫اصلاً این‌طور نیست.

21:27.780 --> 21:30.270
‫تقصیر منه که شوخی رو جدی گرفتم.

21:30.270 --> 21:34.360
‫ولی پشمام... ایوری و کوهی؟ عمراً همچین چیزی بشه.

21:34.360 --> 21:36.020
‫مگه نه، بچه‌ها؟

21:38.570 --> 21:39.770
‫من؟!

21:41.540 --> 21:43.530
‫یه چیزی بگین دیگــــه!

21:43.530 --> 21:44.760
‫وایسا، نکنه جدیه؟!

21:44.760 --> 21:45.690
‫خدایی؟

21:45.690 --> 21:46.860
‫معلومه که نیست!

21:46.860 --> 21:48.580
‫همه‌ش تهمت!

21:48.580 --> 21:52.050
‫قضیه‌ی دیروزِ اون گروه موسیقی خیلی اذیتت کرد، نه؟

21:52.050 --> 21:53.540
‫ببخشید.

21:53.870 --> 21:55.950
‫یکم شُل بگیر، باشه؟

21:57.550 --> 22:01.360
‫نمی‌دونم با این وضعیت چطور انتظار
‫داری تو بخش خدمات مشتریان کار کنی.

22:02.400 --> 22:04.260
‫عیبی نداره، چیسا.

22:04.260 --> 22:07.230
‫رئیس فقط نمی‌تونه حرفش رو خوب بیان کنه.

22:10.010 --> 22:10.880
‫بله.

22:10.900 --> 22:20.900
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:44.990 --> 23:49.990
‫پیش‌نمایش

23:44.990 --> 23:49.990
‫«مادر»
