1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:11,740 --> 00:00:14,380
قسمت ۱

3
00:00:11,740 --> 00:00:14,380
شاهدخت پری دریایی لارا

4
00:00:18,600 --> 00:00:19,850
‫واقعاً؟

5
00:00:19,510 --> 00:00:25,440
‫۱۷۷۷ میلادی

6
00:00:19,850 --> 00:00:23,640
‫ما واقعاً از اینجا اومدیم؟

7
00:00:25,540 --> 00:00:27,640
‫خدا می‌دونه چه رنگی قراره باشه.

8
00:00:27,640 --> 00:00:28,630
‫رنگ؟

9
00:00:28,630 --> 00:00:31,900
‫مطمئنم یه پری دریایی قرمزه!

10
00:00:32,440 --> 00:00:33,630
‫همرنگ من می‌شه!

11
00:00:33,970 --> 00:00:35,390
‫اون یه پری دریایی آبیه.

12
00:00:35,390 --> 00:00:36,250
‫نه، قرمز!

13
00:00:36,250 --> 00:00:37,640
‫آبی!

14
00:00:38,410 --> 00:00:41,610
‫جفتتون بس کنید. پدر داره نگاه می‌کنه.

15
00:00:41,610 --> 00:00:45,080
‫مهم نیست چه رنگی باشه،
‫به عنوان دختر من، زیبا می‌شه.

16
00:00:47,140 --> 00:00:48,670
‫نگاه کنید دخترای من!

17
00:00:50,400 --> 00:00:54,590
‫ششمین شاهدخت ما، لارا، به دنیا اومد.

18
00:00:54,970 --> 00:00:59,800
لارا، ۰ ساله

19
00:01:07,340 --> 00:01:10,160
‫هی، لارا! منم، خواهر بزرگت!

20
00:01:20,950 --> 00:01:24,450
‫۱۷۸۰ میلادی

21
00:01:22,520 --> 00:01:26,320
‫نه، لارا! اونو نجو!

22
00:01:25,000 --> 00:01:27,920
لاراُ، ۳ ساله

23
00:01:26,320 --> 00:01:27,690
‫خدای من!

24
00:01:27,690 --> 00:01:31,520
‫لونا، اون دقیقاً مثل ‫بچگی‌های خودته.

25
00:01:31,520 --> 00:01:32,980
‫اصلاً هم این‌طور نیست!

26
00:01:34,260 --> 00:01:38,880
‫من که هزار سال عمر کردم،
‫همه‌تون رو مثل یه مشت نوزاد می‌بینم.

27
00:01:38,880 --> 00:01:42,950
‫و تک‌تک شما
‫ وارثان نجیب خون سلطنتی هستین.

28
00:01:42,950 --> 00:01:44,970
‫نجیب؟ حتی لارا؟

29
00:01:44,970 --> 00:01:46,140
‫درسته.

30
00:01:46,140 --> 00:01:49,730
‫لارا هم یکی از شاهدخت‌های نوره.

31
00:01:51,060 --> 00:01:51,710
‫لارا!

32
00:01:51,710 --> 00:01:54,760
‫اون سر مجسمه پدرته!

33
00:01:55,150 --> 00:01:57,510
‫لارا، همین الان ولش کن!

34
00:01:59,100 --> 00:02:01,010
‫از موندن تو قصر خسته شدی، نه؟

35
00:02:01,340 --> 00:02:04,080
‫بیا امروز با هم به دنیای بیرون بریم!

36
00:02:14,370 --> 00:02:19,660
‫سرورم، دخترتون لارا شاید خاص باشه.

37
00:02:20,100 --> 00:02:24,510
‫من همون ویژگی‌ای رو توش حس کردم که ملکه فقید داشت.

38
00:02:25,490 --> 00:02:26,930
‫لارا تنها کسی نیست که این‌طوریه.

39
00:02:27,550 --> 00:02:30,570
‫همه‌شون دخترای خاص و ‫ارزشمند من هستن.

40
00:02:30,570 --> 00:02:33,240
‫این فقط یه حرف قشنگه، مگه نه؟

41
00:02:33,240 --> 00:02:37,300
‫سرورم، حتماً شما هم امیدوارید که شاهدخت دوباره زنده بشه؟

42
00:02:39,090 --> 00:02:41,300
‫من هیچ علاقه‌ای به این ‫پیشگویی‌های مسخره ندارم.

43
00:02:41,300 --> 00:02:45,060
‫در هر صورت، پیشگویی ‫طبق قانون ممنوعه.

44
00:02:46,130 --> 00:02:48,310
‫تو نباید دایه باشی.

45
00:02:48,310 --> 00:02:53,060
‫واقعاً ازم توقع داری
‫تک‌تک قوانین رو یادم بمونه؟

46
00:02:54,150 --> 00:02:56,070
‫سلام، روآن.

47
00:02:56,500 --> 00:02:57,270
‫یه جادوگر؟!

48
00:02:57,270 --> 00:02:58,440
‫گریس!

49
00:02:58,770 --> 00:03:01,740
‫اومدم برادرزاده عزیزم رو ببینم.

50
00:03:02,120 --> 00:03:05,110
‫چقدر بی‌رحمی که ‫هیچ خبری ندادی.

51
00:03:05,110 --> 00:03:09,710
‫به عنوان یه تبعیدی، حق نداری ‫وارد این قصر بشی.

52
00:03:09,710 --> 00:03:11,790
‫اون دختر خیلی خاصه.

53
00:03:11,790 --> 00:03:14,720
‫فکر نکن می‌تونی ‫با قانون محدودش کنی.

54
00:03:14,720 --> 00:03:19,420
‫نور اون می‌تونه تبدیل به شمشیری بشه ‫که قصرت رو ویران کنه.

55
00:03:19,420 --> 00:03:22,970
‫طبق قانون، دخالت تو امور ممنوعه مجازاتش مرگه.

56
00:03:22,970 --> 00:03:24,600
‫با نیزه بزنیدش!

57
00:03:39,360 --> 00:03:40,960
‫حوصله‌ت سر رفته؟

58
00:03:40,960 --> 00:03:43,360
‫فکر کردم این برات هیجان‌انگیز باشه.

59
00:03:47,270 --> 00:03:47,870
‫اونجا!

60
00:03:49,570 --> 00:03:50,750
‫چیزی دیدی؟

61
00:03:56,860 --> 00:03:58,220
‫اون چیه؟

62
00:04:00,130 --> 00:04:02,470
‫ایـ... این مال انسان‌هاست!

63
00:04:02,470 --> 00:04:04,890
‫همین الان بندازش دور! خدای من!

64
00:04:05,140 --> 00:04:06,470
‫انسان‌ها؟

65
00:04:06,470 --> 00:04:07,390
‫آره.

66
00:04:07,690 --> 00:04:09,980
‫اونا موجودات پست و نفرین‌شده‌ای هستن.

67
00:04:10,660 --> 00:04:12,850
‫حتی دست زدن بهشون هم گناه بزرگیه!

68
00:04:18,020 --> 00:04:19,950
‫شب بخیر، لارا.

69
00:04:19,950 --> 00:04:22,280
‫دختر خوبی باش و زود بگیر بخواب، باشه؟

70
00:04:29,880 --> 00:04:30,970
‫خیلی عجیبه.

71
00:04:34,770 --> 00:04:35,560
‫لارا...

72
00:04:35,140 --> 00:04:38,730
‫۱۷۸۷ میلادی

73
00:04:36,780 --> 00:04:41,530
‫از این لحظه به بعد، تو رسماً جزوی از خانواده سلطنتی هستی.

74
00:04:39,400 --> 00:04:43,030
لاراُ، 10 ساله

75
00:04:41,530 --> 00:04:45,760
‫من این انگشتر سلطنتی رو ‫به شاهدخت جدید تقدیم می‌کنم.

76
00:04:52,810 --> 00:04:55,000
‫با این انگشتر،

77
00:04:55,000 --> 00:04:59,680
‫حالا اجازه داری تو دریاهای وسیع‌تر و دورتر از قبل شنا کنی.

78
00:04:59,680 --> 00:05:02,680
‫اما نزدیک شدن به دنیای انسان‌ها

79
00:05:02,680 --> 00:05:05,820
‫در بالای این دریا، برات ممنوعه.

80
00:05:06,260 --> 00:05:07,270
‫انسان‌ها؟

81
00:05:07,270 --> 00:05:09,860
‫اونا موجودات پست و نفرین‌شده‌ای هستن.

82
00:05:09,860 --> 00:05:14,160
‫ما پریان دریایی با نور زنده هستیم.

83
00:05:14,490 --> 00:05:18,670
‫نمی‌تونیم بذاریم انسان‌های پست نور ما رو آلوده کنن.

84
00:05:19,300 --> 00:05:22,250
‫این یه قانون مقدسه.

85
00:05:22,250 --> 00:05:23,090
‫لارا!

86
00:05:23,090 --> 00:05:25,960
‫خب پدر بهت چی گفت؟

87
00:05:26,620 --> 00:05:28,590
‫بهم گفت از انسان‌ها دور بمونم.

88
00:05:29,360 --> 00:05:31,280
‫همون‌طور که فکر می‌کردم.

89
00:05:31,280 --> 00:05:33,350
‫پدر همه‌چیز رو به خوبی می‌فهمه.

90
00:05:34,920 --> 00:05:38,490
‫ولی اونا نزدیک همین دریا زندگی می‌کنن.

91
00:05:38,490 --> 00:05:42,040
‫دلم می‌خواد حداقل یه بار ببینمشون.

92
00:05:42,040 --> 00:05:44,180
‫این رو حداقل صد بار شنیدم.

93
00:05:44,180 --> 00:05:45,460
‫تو خیلی احمقی.

94
00:05:45,460 --> 00:05:47,110
‫هستم؟

95
00:05:47,110 --> 00:05:48,520
‫یه احمق به تمام معنا.

96
00:05:48,860 --> 00:05:51,950
‫حالا گیرم یه انسان رو هم دیدی؟ قراره چی عوض بشه؟

97
00:06:04,490 --> 00:06:06,790
‫یه احمق به تمام معنا، هان؟

98
00:06:15,580 --> 00:06:19,160
‫۱۷۹۲ میلادی

99
00:06:20,210 --> 00:06:23,420
لارا، ۱۵ ساله

100
00:06:20,780 --> 00:06:22,080
‫این چیه؟

101
00:06:23,070 --> 00:06:24,190
‫عالیجناب!

102
00:06:23,070 --> 00:06:24,190
‫همین الان خاموشش کنید!

103
00:06:24,190 --> 00:06:24,640
‫کجاست؟!

104
00:06:24,640 --> 00:06:26,320
‫عالیجناب!

105
00:06:25,070 --> 00:06:26,320
‫زود باشین!

106
00:06:26,320 --> 00:06:27,320
‫عالیجناب!

107
00:06:31,030 --> 00:06:33,650
‫باید به همه بگم.

108
00:06:55,700 --> 00:06:56,800
‫عالیجناب!

109
00:06:56,800 --> 00:06:59,260
‫عالیجناب!

110
00:07:19,900 --> 00:07:20,750
‫لارا.

111
00:07:20,750 --> 00:07:21,960
‫لارا!

112
00:07:22,480 --> 00:07:24,080
ها؟ چیه؟

113
00:07:24,080 --> 00:07:25,250
‫چی شده؟

114
00:07:25,880 --> 00:07:28,130
‫وقتی پکری اصلاً مزه نمی‌ده.

115
00:07:28,880 --> 00:07:31,260
‫البته نه اینکه در حالت عادی رو اعصاب نیستی.

116
00:07:34,570 --> 00:07:35,860
‫لونا...

117
00:07:35,860 --> 00:07:36,760
‫چیه؟

118
00:07:37,780 --> 00:07:38,770
‫یعنی انسان‌ها...

119
00:07:43,700 --> 00:07:44,870
‫پدر؟

120
00:07:45,460 --> 00:07:46,770
‫ها؟ چه خبره؟

121
00:07:47,090 --> 00:07:47,850
‫این چیه؟

122
00:07:47,850 --> 00:07:48,930
‫موضوع چیه؟

123
00:07:51,730 --> 00:07:53,680
‫من در جریانم که تو، ‫دفعات زیادی،

124
00:07:53,680 --> 00:07:56,200
‫چیزایی رو از خشکی به اینجا آوردی.

125
00:07:56,200 --> 00:08:00,280
‫ولی این دفعه رو نمی‌شه ‫فقط یه نقض قانون ساده در نظر گرفت و ازش گذشت.

126
00:08:00,790 --> 00:08:04,190
‫دنیای انسان‌ها پیدا شده.

127
00:08:04,830 --> 00:08:06,570
چرا، لارا؟

128
00:08:07,310 --> 00:08:11,150
‫بارها بهت هشدار دادم ‫که از انسان‌ها دور بمونی.

129
00:08:13,240 --> 00:08:17,430
‫انسان‌ها پست هستن، فقط لایق تحقیرن.

130
00:08:21,460 --> 00:08:22,690
‫نمی‌دونم...

131
00:08:25,440 --> 00:08:26,760
‫چی داری می‌گی؟

132
00:08:27,640 --> 00:08:28,930
‫واقعاً نمی‌دونم...

133
00:08:29,300 --> 00:08:33,570
‫آیا انسان‌ها واقعاً همچین موجودات پستی هستن؟

134
00:08:43,050 --> 00:08:48,340
‫حرفایی که الان زدی گناه‌شون خیلی بیشتر از کاراییه که تا حالا کردی.

135
00:08:49,230 --> 00:08:52,340
‫تا روزی که صد صبح سپری بشه،

136
00:08:53,060 --> 00:08:55,750
‫اجازه نداری از قصر خارج بشی.

137
00:09:02,990 --> 00:09:06,060
‫چرا یه همچین حرفی زدم؟

138
00:09:06,950 --> 00:09:09,480
‫خب، حرفای بی‌پروات تو رو کشوند اینجا.

139
00:09:09,480 --> 00:09:13,080
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم جرئت کنی
‫روی حرف روآن حرف بزنی.

140
00:09:13,610 --> 00:09:14,980
‫شما کی هستید؟

141
00:09:15,350 --> 00:09:17,200
‫والامقام‌ترین شخص.

142
00:09:17,200 --> 00:09:19,620
‫ایشون بانو گریس هستن، جادوگر.

143
00:09:19,860 --> 00:09:20,910
‫بانوی جادوگر؟

144
00:09:20,910 --> 00:09:21,670
‫درسته.

145
00:09:21,670 --> 00:09:24,120
‫عمه‌ت هم هستم.

146
00:09:24,380 --> 00:09:27,040
‫چی؟ واقعاً؟ نمی‌دونستم!

147
00:09:28,000 --> 00:09:29,450
‫خب، این موضوع مهمی نیست.

148
00:09:29,450 --> 00:09:32,970
‫من امروز برات یه هدیه آوردم.

149
00:09:32,970 --> 00:09:34,170
‫یه هدیه؟

150
00:09:34,170 --> 00:09:36,760
‫یه هدیه فوق‌العاده‌ست.

151
00:09:36,760 --> 00:09:40,820
‫به هر حال، می‌تونه آرزوت رو برآورده کنه!

152
00:09:40,820 --> 00:09:41,760
‫آرزوی من؟

153
00:09:42,000 --> 00:09:46,270
‫این معجونیه که یه پری دریایی رو تبدیل به انسان می‌کنه.

154
00:09:48,340 --> 00:09:50,020
‫دارید راجع به چی حرف می‌زنید؟

155
00:09:50,760 --> 00:09:53,150
‫«پدرم، قصر، قوانین!»

156
00:09:53,150 --> 00:09:54,930
‫«همه‌شون خیلی محدودکننده‌ن!»

157
00:09:55,310 --> 00:09:58,410
‫«دلم می‌خواد برم تو خشکی ‫و دوباره ببینمش.»

158
00:09:59,010 --> 00:10:01,660
‫آرزوی تو اینه.

159
00:10:02,650 --> 00:10:03,290
چی داری می‌گی...؟

160
00:10:04,790 --> 00:10:07,530
‫عاشق خیره شدن به این آینه‌ام.

161
00:10:07,530 --> 00:10:11,540
‫این یه آینه جادوییه که هر چی رو بخوای بهت نشون می‌ده.

162
00:10:11,540 --> 00:10:13,000
‫خیلی سرگرم‌کننده بود.

163
00:10:13,000 --> 00:10:15,970
‫اینکه چطوری قانون رو شکستی، چطوری با روآن حرف زدی...

164
00:10:15,970 --> 00:10:19,840
‫و قیافه‌ت وقتی با اون انسان روبرو شدی.

165
00:10:24,770 --> 00:10:26,700
‫یه چیزی دیدی، مگه نه؟

166
00:10:27,230 --> 00:10:29,900
‫این آینه قلب کسایی رو که توش نگاه می‌کنن محک می‌زنه.

167
00:10:30,220 --> 00:10:34,890
‫به خاطر این خرد شد که ‫قلب تو لرزید.

168
00:10:35,210 --> 00:10:36,590
‫چی دیدی؟

169
00:10:36,590 --> 00:10:38,740
‫چیه که می‌خوای ببینی؟

170
00:10:38,740 --> 00:10:41,410
‫چیزی که واقعاً می‌خوای... چیه؟

171
00:10:48,680 --> 00:10:49,570
‫چقدر خسته‌کننده.

172
00:10:55,910 --> 00:11:00,930
‫این یه معجون ممنوعه‌ست که مرز بین
‫پریان دریایی و انسان‌ها رو می‌شکنه.

173
00:11:01,690 --> 00:11:05,140
‫اصلاً قصد ندارم بدمش ‫به یه ترسو مثل تو.

174
00:11:06,540 --> 00:11:07,900
‫خداحافظ.

175
00:11:08,500 --> 00:11:09,720
‫من...

176
00:11:11,980 --> 00:11:14,100
‫می‌دونم که ترسو نیستم.

177
00:11:14,660 --> 00:11:17,940
‫ولی... یه احمق به تمام معنا هستم.

178
00:11:18,590 --> 00:11:20,950
‫می‌دونم که باید ‫از پدرم اطاعت کنم...

179
00:11:21,760 --> 00:11:23,080
‫می‌دونم...

180
00:11:25,700 --> 00:11:28,060
‫ما دو بار متولد می‌شیم.

181
00:11:29,180 --> 00:11:31,770
‫یه بار متولد می‌شیم تا وجود داشته باشیم.

182
00:11:31,770 --> 00:11:34,200
‫و بار دوم برای اینکه زندگی کنیم.

183
00:11:34,200 --> 00:11:36,590
‫اینا حرفای یه انسانه.

184
00:11:37,240 --> 00:11:41,090
‫اینکه با زندگیت چی کار کنی دست روآن یا قوانین نیست.

185
00:11:41,410 --> 00:11:44,690
‫دست خودته، لارا.

186
00:11:53,320 --> 00:11:56,530
‫برکات همراهت، شاهدخت شجاع من.

187
00:11:59,440 --> 00:12:01,710
‫خداحافظ، لارا.

188
00:12:27,300 --> 00:12:31,520
‫وقتی این معجون رو بخوری،
‫تبدیل به یه انسان می‌شی.

189
00:12:31,980 --> 00:12:35,370
‫عجب آسمون آبیِ باشکوهی.

190
00:12:32,310 --> 00:12:34,600
‫ولی این موقتیه.

191
00:12:35,370 --> 00:12:39,870
‫تو یه همچین روزی بیرون اومدن
‫از قصر واقعاً می‌چسبه.

192
00:12:37,670 --> 00:12:43,310
‫قبل از اینکه تبدیل به کف بشی و محو بشی،
‫باید عشق واقعی رو پیدا کنی.

193
00:12:44,830 --> 00:12:47,240
‫عشق... واقعی؟

194
00:12:47,240 --> 00:12:50,620
‫این یه شیفتگی ساده نیست.

195
00:12:50,620 --> 00:12:55,590
‫یه نور خیره‌کننده‌ست که فقط تو ‫عمیق‌ترین جای قلب می‌تونه شکل بگیره.

196
00:12:55,590 --> 00:12:57,000
‫یعنی...

197
00:12:57,710 --> 00:13:00,000
‫اول، شاهزاده رو می‌بینی.

198
00:13:01,480 --> 00:13:03,800
‫بعد از اون، همه‌چیز به خودت بستگی داره.

199
00:13:10,440 --> 00:13:11,430
‫اما در عوض...

200
00:13:11,430 --> 00:13:14,100
‫من صدات رو می‌گیرم.

201
00:13:14,410 --> 00:13:15,440
‫صدام رو؟

202
00:13:15,440 --> 00:13:18,500
‫دنیای سطح زمین خشن و حساسه.

203
00:13:18,940 --> 00:13:20,800
‫درست همون‌طور که قبلاً با روآن پیش اومد،

204
00:13:20,800 --> 00:13:25,080
‫یه کلمه اشتباه کافیه تا طردت کنن.

205
00:13:26,950 --> 00:13:28,200
‫ولی نترس.

206
00:13:33,550 --> 00:13:34,340
‫درسته.

207
00:13:35,960 --> 00:13:40,840
‫عشق واقعی خود نوره، فراتر از کلمات.

208
00:13:43,840 --> 00:13:49,870
‫من می‌خوام ببینمش... پایان داستان یه پری دریایی احمق رو.

209
00:13:49,870 --> 00:13:54,000
‫ارزش واقعی عشقی که ‫بین انسان و پری دریایی شکوفه می‌ده!

210
00:13:55,260 --> 00:14:01,200
‫بهم نشون بده که ‫عشق واقعیه یا نه، لارا!

211
00:14:23,230 --> 00:14:26,020
یه بانوی قهرمان تراژیک؟

212
00:14:27,660 --> 00:14:29,630
‫چه پایان کسل‌کننده‌ای.

213
00:14:30,760 --> 00:14:32,760
‫پس تو یه پری دریایی بودی...

214
00:14:32,760 --> 00:14:37,280
‫واقعاً فکر کردی اون ظاهر پست و زننده‌ت ‫می‌تونه گولم بزنه؟

215
00:14:39,800 --> 00:14:42,440
‫لارا، فقط از انسان‌ها دور بمون.

216
00:14:45,970 --> 00:14:47,070
‫حالا گیرم یه انسان رو هم دیدی؟

217
00:14:47,320 --> 00:14:49,040
‫قراره چی عوض بشه؟

218
00:14:51,330 --> 00:14:55,330
‫شاید از اول هم... حق با اونا بود...

219
00:14:56,890 --> 00:15:00,580
‫ولی من عاشق یه انسان شدم.

220
00:15:02,230 --> 00:15:05,460
‫من عاشق... تو شدم.

221
00:15:21,680 --> 00:15:23,730
‫پدر...

222
00:15:24,570 --> 00:15:28,190
‫«پریان دریایی زیبان و انسان‌ها کریه هستن.»

223
00:15:28,660 --> 00:15:30,880
‫این چیزی بود که همیشه می‌گفتی.

224
00:15:31,490 --> 00:15:33,280
‫ولی انگار این‌طور نیست.

225
00:15:34,710 --> 00:15:38,860
‫اونی که کریه بود... من بودم.

226
00:16:16,970 --> 00:16:18,240
‫ولی چرا؟

227
00:16:18,930 --> 00:16:22,020
‫مگه من الان نمردم؟

228
00:16:31,570 --> 00:16:33,260
‫من کجام؟

229
00:16:37,000 --> 00:16:37,960
‫اون...

230
00:16:39,290 --> 00:16:40,470
‫مال پدر بود...

231
00:16:42,930 --> 00:16:44,070
‫پدر!

232
00:16:45,790 --> 00:16:47,040
‫خواهرا!

233
00:16:49,020 --> 00:16:50,240
‫کجایین؟!

234
00:16:58,340 --> 00:16:59,570
‫اینجا کجاست؟

235
00:17:02,040 --> 00:17:05,040
‫این یه آینه جادوییه که هر چی رو بخوای بهت نشون می‌ده.

236
00:17:05,040 --> 00:17:07,130
‫این یه آینه جادوییه که هر چی رو بخوای ‫بهت نشون می‌ده.

237
00:17:10,530 --> 00:17:11,600
‫بهم نشون بده...

238
00:17:12,210 --> 00:17:14,920
‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟!

239
00:17:16,090 --> 00:17:18,250
‫با دخترم چی کار کردی؟

240
00:17:18,250 --> 00:17:20,430
‫فقط بهش یه معجون دادم، همین.

241
00:17:20,730 --> 00:17:23,620
‫خودش انتخاب کرد که بخوردش.

242
00:17:31,500 --> 00:17:33,440
‫باورم نمی‌شه که رفته به دنیای انسان‌ها.

243
00:17:34,000 --> 00:17:37,240
‫این قراره فاجعه به بار بیاره!

244
00:17:41,090 --> 00:17:43,700
‫سرورم! نور قصر رفته!

245
00:17:44,030 --> 00:17:45,900
‫تاحالا همچین چیزی ندیده بودم!

246
00:17:48,880 --> 00:17:52,210
‫این قانون هرگز نباید شکسته می‌شد.

247
00:17:52,210 --> 00:17:55,450
‫خون سلطنتی نفرین شده!

248
00:17:58,530 --> 00:18:01,590
‫ویرانی قصر؟

249
00:18:02,830 --> 00:18:05,360
‫اون هیچ ربطی به من نداره.

250
00:18:05,360 --> 00:18:08,370
‫نمی‌تونم ببخشمت.

251
00:18:08,700 --> 00:18:11,290
‫اما با این وضعیت...

252
00:18:12,500 --> 00:18:16,670
‫توی لفافه حرف نزن، روآن.

253
00:18:17,530 --> 00:18:21,250
‫می‌خوای قصر قدیمی رو رها کنی و بری به یه سکونتگاه جدید.

254
00:18:21,950 --> 00:18:25,430
‫و برای این کار ‫به کمک من نیاز داری، مگه نه؟

255
00:18:26,620 --> 00:18:30,330
‫کمک از من، همون جادوگری که ‫این‌قدر ازش وحشت داری!

256
00:18:38,040 --> 00:18:39,680
‫اون جادوگر!

257
00:18:41,440 --> 00:18:48,750
‫چقدر زمان تلف شد ‫تا ما به این سرزمین دوردست بیایم...

258
00:18:50,530 --> 00:18:55,000
‫آیا سرنوشت‌مون اینه که دیگه از بین بریم؟

259
00:18:57,530 --> 00:19:01,670
‫لارا، تو یه روز دوباره متولد می‌شی.

260
00:19:02,220 --> 00:19:06,150
‫آخرین نوری که در درونم باقی مونده...

261
00:19:06,150 --> 00:19:12,700
‫تو، یعنی شاهدخت، باید دریافتش کنی.

262
00:19:13,350 --> 00:19:15,990
‫مهم نیست چقدر گناهکار باشی...

263
00:19:16,340 --> 00:19:19,170
‫باز هم، من...

264
00:19:19,170 --> 00:19:22,390
‫من دوستت دارم.

265
00:19:34,980 --> 00:19:38,860
‫همه‌ش تقصیر منه.

266
00:19:38,860 --> 00:19:40,810
‫به خاطر اینه که آرزو کردم!

267
00:19:41,350 --> 00:19:43,720
‫چون آرزو کردم یه انسان بشم...

268
00:19:43,720 --> 00:19:45,040
‫همه‌ش تقصیر منه!

269
00:19:47,080 --> 00:19:49,450
‫من... من...

270
00:19:49,450 --> 00:19:52,880
‫جسمم رو فدا می‌کنم، جونم رو می‌دم!

271
00:19:54,180 --> 00:19:54,960
‫پس لطفاً...

272
00:19:56,710 --> 00:19:58,060
‫برشون گردونید!

273
00:19:58,060 --> 00:20:01,090
‫پدرم رو... همه رو!

274
00:20:05,720 --> 00:20:09,220
‫این چیزیه که واقعاً می‌خوای، لارا؟

275
00:20:10,310 --> 00:20:11,410
‫تو...

276
00:20:11,770 --> 00:20:12,980
‫تقصیر توئه!

277
00:20:12,980 --> 00:20:14,360
چی داری می‌گی؟

278
00:20:14,360 --> 00:20:16,730
همه‌چیز مگه با خودت شروع نشد؟

279
00:20:16,990 --> 00:20:17,730
‫خودم می‌دونم!

280
00:20:22,070 --> 00:20:24,850
‫این‌طور نیست که روآن و بقیه مرده باشن.

281
00:20:26,600 --> 00:20:29,180
‫فقط تو یه خواب عمیق فرو رفتن.

282
00:20:29,690 --> 00:20:32,380
‫من درست قبل از اینکه تبدیل به هیچ بشن،

283
00:20:32,380 --> 00:20:34,600
‫نور ضعیف‌شون رو توی صدف‌ها جمع کردم.

284
00:20:35,440 --> 00:20:36,580
‫و...

285
00:20:37,510 --> 00:20:43,300
‫تنها کسی که می‌تونه از این خواب بیدارشون کنه، تویی لارا.

286
00:20:44,220 --> 00:20:46,760
‫من تو رو تو یه آزمون قرار می‌دم.

287
00:20:46,760 --> 00:20:50,520
‫ترسناک‌ترین آزمونی ‫خواهد بود که تا حالا باهاش روبرو شدی.

288
00:20:50,520 --> 00:20:55,770
‫اگه تصمیم داری ادامه بدی،
‫پس با همون دست‌هات منو بزن!

289
00:20:56,200 --> 00:21:00,020
‫اگه می‌خوای نجات‌شون بدی،
‫عزمت رو بهم نشون بده!

290
00:21:00,480 --> 00:21:06,050
‫داستانت رو یه بار دیگه بهم نشون بده، لارا!

291
00:21:12,500 --> 00:21:13,570
‫این...

292
00:21:19,770 --> 00:21:23,050
‫برکات همراهت، شاهدخت شجاع من.

293
00:21:38,930 --> 00:21:42,090
‫اینجا... کجاست؟

294
00:21:41,840 --> 00:21:43,590
‫۲۰۲۶ میلادی

295
00:21:43,440 --> 00:21:45,160
‫ماری! زود باش!

296
00:21:43,590 --> 00:21:47,470
‫۲۰۲۶ میلادی

297
00:21:43,630 --> 00:21:47,470
در حوالی شهر اوتسو، استان شیگا

298
00:21:45,160 --> 00:21:48,200
وای... چت شده، گون-چان؟

299
00:22:27,990 --> 00:22:29,950
‫و این‌طوری شد که ما با هم آشنا شدیم.

300
00:22:29,950 --> 00:22:31,120
ادامه دارد

301
00:22:31,120 --> 00:22:41,120
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
