WEBVTT

00:04.000 --> 00:05.687
‫اینجا یه جای امنـه

00:05.712 --> 00:08.295
منظورت چیه؟ -
دقیقاً چیزیه که مامانت صداش می‌کرد -

00:08.320 --> 00:10.469
‫توی تمام شبکه‌های اجتماعی پر شده...
که تو اونو کشتی

00:10.494 --> 00:13.048
‫همش تقصیر توئـه و
‫تاوانش رو من دارم پس میدم

00:13.073 --> 00:14.856
‫می‌خوای چه غلطی بکنی؟
‫می‌خوای به بابات بگی منو بکشه؟

00:14.880 --> 00:16.627
‫احتمالاً به باباش میگه ترتیبت رو بده

00:17.225 --> 00:20.463
‫آلانا واسه کمک کردن به
‫پدربزرگ و مادربزرگش نرفته اونجا،

00:20.488 --> 00:22.213
‫رفته که از دست من فرار کنه

00:22.238 --> 00:23.534
‫مرگ سارا تقصیر منـه

00:23.559 --> 00:25.887
‏24ام، 25ام و 26ام

00:25.912 --> 00:28.174
‫کسی می‌تونه توضیح بده مایکل کجا بوده؟

00:28.742 --> 00:30.065
آلانا؟ -
!نمی‌دونم -

00:30.090 --> 00:32.055
‫پالی رو دیدم که داشت
با ‫یکی از پسرا دعوا می‌کرد

00:32.080 --> 00:34.512
دعوا‫ در حد کل‌کل زنونه
و یقه‌گیری و هل دادن؟

00:34.537 --> 00:36.496
‫ فقط یه کل‌کل زنونه، به قول تو، نبود،

00:36.520 --> 00:38.496
‫یه خشونت وحشیانه بود

00:38.520 --> 00:41.000
‫کریگ، گوش کن چی میگم،
‫نیا اینجا. من الان سر کارم

00:41.025 --> 00:42.656
لطفاً -
خودشه؟ -

00:42.680 --> 00:44.015
‫الان میرم باهاش حرف می‌زنم

00:44.040 --> 00:46.542
اون خیلی زود بدجور عصبانی می‌شه -
عصبانی؟ -

00:46.567 --> 00:48.135
‫یه لطفی در حق خودت بکن و برگرد تو

00:48.160 --> 00:50.375
‫دستت رو به من نزن! آخ!

00:50.400 --> 00:52.601
این همون چیزیه که می‌خوای؟ -
کریگ، خواهش می‌کنم بس کن -

00:53.660 --> 00:56.312
‫کسی نمیگه اون این کارو ‫کرده
،من اینو نگفتم

00:56.337 --> 00:57.370
...ولی

00:57.760 --> 00:59.255
‫ولی دارن یه سری سوالا می‌پرسن

00:59.280 --> 01:01.736
چه جور سوالایی؟ -
درباره رفتارای گذشته‌ش -

01:02.523 --> 01:05.075
‫روری گفت اونو تو زمین راگبی
‫درحال یه جور دعوا دیده

01:07.025 --> 01:08.958
‫من فقط چیزی که شنیدم رو بهت میگم، آلانا

01:09.760 --> 01:12.240
‫بیا وسایلت رو جمع کنیم و ‫بیا پیش من بمون

01:21.630 --> 01:23.640
‫آخ! آخ، آخ!

01:25.800 --> 01:27.783
‫بابا! بابا!

01:27.808 --> 01:28.680
!آلانا، صبرکن

01:28.705 --> 01:30.105
‫من هیچ کاری نکردم!
‫ببرش داخل خونه

01:30.130 --> 01:31.275
ببرش داخل خونه -
!آخ -

01:31.685 --> 01:34.175
!بابا، بابا -
چیزی نیست، چیزی نیست -

01:34.200 --> 01:35.511
‫آروم باش!

01:36.123 --> 01:37.123
!آخ

01:38.360 --> 01:39.448
‫مسخره‌ست!

01:42.981 --> 01:44.359
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم!

01:44.384 --> 01:45.379
‫آخ!

01:46.339 --> 01:48.585
‫شما باید اونو بازداشت کنین، نه منو

01:49.360 --> 01:51.298
‫چارلی-ایکس‌ری-3-5-6،

01:51.323 --> 01:53.295
‫می‌تونم زمان رسیدن نیروهای کمکی رو بپرسم؟

01:53.320 --> 01:54.613
‫اون دیگه چه وضعش بود؟

01:54.638 --> 01:56.835
‫تو دستت دور گلوش بود، مایکل

01:56.860 --> 01:58.546
‫همه فکر می‌کنن ‫می‌خواستی خفه‌ش کنی

02:02.628 --> 02:13.628
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:26.000 --> 02:33.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:33.993 --> 02:37.255
‫چندتا روایت متناقض
از اتفاقی که اینجا افتاده وجود داره

02:37.280 --> 02:38.885
‫چه تناقضی توشون هست؟

02:38.910 --> 02:41.852
‫خب، کارآگاه استانهوپ
میگه که اومده بوده تو رو ببینه

02:41.877 --> 02:44.693
‫یه چیزایی درباره بررسی پرونده تینا بردلی

02:44.718 --> 02:46.408
‫راستش من ازش خواسته بودم نیاد

02:46.604 --> 02:49.256
‫اندی... ماچ
همون گروهبانی که تو خونه شیفتـه

02:49.280 --> 02:51.021
‫گفت به نظر می‌رسیده مسئله‌ی شخصی بوده

02:51.372 --> 02:55.004
‫با توجه به رابطه‌ی گذشته‌تون
و اینکه قرار بود سر کار باشی

02:55.029 --> 02:56.599
‫اصلاً با این قضیه راحت نیستم

02:56.624 --> 02:58.458
...واسه همینم بود که گفتم -
و اینکه مایکل پالی -

02:58.483 --> 03:01.083
‫از خونه اومده بیرون و سعی کرده بهش حمله کنه

03:01.349 --> 03:04.295
قضیه دقیقاً اینجوری نبود -
مجبور شده مایکل رو مهار کنه -

03:04.660 --> 03:06.353
بله -
این حقیقت هم هست که -

03:06.378 --> 03:09.216
‫مایکل پالی
گلوی کارآگاه استانهوپ رو گرفته بود

03:09.240 --> 03:11.906
بیشتر داشت از خودش دفاع می‌کرد -
ببخشید، کی داشت از خودش دفاع می‌کرد؟ -

03:11.931 --> 03:14.710
‫مایکل داشت در برابر کریگ، یعنی همون
کارآگاه استانهوپ از خودش دفاع می‌کرد

03:15.114 --> 03:18.034
‫پس دستش رو دور گلوی اون نذاشته بود؟

03:20.376 --> 03:22.866
معلومه که موضوع به پرونده ربط داره، آنی -
بله -

03:22.891 --> 03:25.440
با توجه به نحوه‌ی مرگ سارا -
اونجوری که فکر می‌کنی نبود، ایون -

03:25.465 --> 03:29.301
‫مایکل پالی
مظنون اصلی ما تو پرونده‌ی قتل همسرشـه

03:30.040 --> 03:31.910
‫ما با کارآگاه استانهوپ صحبت کردیم

03:31.935 --> 03:34.280
و اون تصمیم گرفته که شکایت نکنه

03:34.748 --> 03:37.605
‫اما آنی، اگه یه همچین اتفاقی تو دوران خدمتت

03:37.630 --> 03:40.360
‫به‌عنوان افسر رابط خانواده بیفته،

03:40.853 --> 03:42.870
‫مجبوریم از این سمت بذاریمت کنار

03:44.260 --> 03:46.055
‫می‌خواین منو از این سمت بذارین کنار؟

03:46.079 --> 03:48.415
چرا؟ مگه من چیکار کردم؟ -
این روال قانونیـه -

03:48.440 --> 03:50.087
‫باید بکشی عقب

03:50.112 --> 03:52.260
موقعیت خودتو به خطر انداختی

03:52.285 --> 03:54.255
‫فکر کردم نمی‌خوای افسر رابط باشی؟

03:54.280 --> 03:57.045
‫نمی‌خواستم
اما اون تازه شروع کرده به حرف زدن

03:57.070 --> 03:59.296
‫واسه مردهایی مثل اون
تو بهترین شرایط هم حرف زدن سخته

03:59.321 --> 04:00.691
‫تازه داره سفره‌ی دلشو واسم باز می‌کنه

04:00.716 --> 04:02.096
...آنی -
شما اونجا به من نیاز دارین -

04:02.120 --> 04:04.044
حتی بعضی از مکالمه‌ها رو ضبط کردم

04:04.069 --> 04:05.848
‫خب، نباید این کارو می‌کردی...
الان واست پخشش می‌کنم

04:07.570 --> 04:10.085
‫می‌دونم مدرکی واسه اثبات بی‌گناهیش نداره
اما فکر نمی‌کنم کار اون باشه

04:10.440 --> 04:11.656
‫نه با این لحنی که داره حرف می‌زنه

04:11.680 --> 04:14.376
‫بیا بعداً به این قضیه برسیم
نه‫ بذار همین الان بهش برسیم، باشه؟

04:14.400 --> 04:15.912
‫من تنها کسی‌ام که اون باهاش حرف می‌زنه

04:17.480 --> 04:19.136
چرا این صاحاب‌مرده الان باز نمیشه؟ -
آنی -

04:19.160 --> 04:20.906
‫ ما تو رو از این پرونده کنار نمی‌ذاریم

04:20.931 --> 04:23.227
‫هنوز کارهایی هست
که باید از همین‌جا پیگیری بشن

04:23.252 --> 04:25.415
‫من نمی‌خوام اینجا کار کنم

04:25.440 --> 04:28.406
‫آنی، کاری رو می‌کنی که بهت گفته میشه

04:49.821 --> 04:50.821
چیه؟

04:51.172 --> 04:52.836
‫دوست‌پسر سابقت اونجا چه غلطی می‌کرد؟

04:53.604 --> 04:54.647
‫کریگ؟

04:58.516 --> 05:00.044
‫اون برات گل فرستاده بود؟

05:02.507 --> 05:05.211
‫خودت گفتی اگه یه بار دیگه
برگشتم سمتش، ‫سرم داد بزن

05:06.208 --> 05:07.422
‫چرا بهم نگفتی؟

05:11.560 --> 05:12.573
‫آنی...

05:17.140 --> 05:19.666
‫به خاطر اتفاقی که افتاده
می‌خوان ‫دیگه افسر رابط خانواده نباشم

05:22.025 --> 05:24.465
‫درست وقتی که شروع کرده به حرف زدن،
‫دارن پرونده رو ازم می‌گیرن

05:38.106 --> 05:39.346
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداری

05:41.283 --> 05:44.440
‫باید درباره‌ی اون دفترچه خاطرات ‫به پلیس بگی

05:45.388 --> 05:47.935
‫مادرت ترسیده بود‫
این چیزیه که اون تو نوشته

05:48.852 --> 05:50.335
‫اگه مقتول مادرت نبود چی؟

05:50.360 --> 05:52.652
‫و مردی که بهش شک داشتی هم ‫پدرت نبود چی؟

05:52.677 --> 05:53.997
‫اون‌وقت باز هم می‌رفتی پیش پلیس؟

05:56.202 --> 05:59.847
‫پس تنها چیزی که
جلوی رفتنت پیش ‫پلیس رو می‌گیره،

06:00.175 --> 06:01.593
‫این حقیقتـه که اون آدم پدرته

06:01.618 --> 06:03.096
‫این خودش یه مسئله‌ست، پاول

06:03.120 --> 06:04.776
‫معلومه که پدرت رو دوست داری،

06:04.800 --> 06:07.640
‫اما نه تا این حد که بذاری
‫بخاطر آسیب زدن به مادرت قسر دربره

06:11.862 --> 06:12.862
آلانا

06:13.136 --> 06:15.683
حداقل ‫بذار پلیس قضیه رو حل کنه

06:20.887 --> 06:22.405
‫نمی‌دونم قضیه چیه

06:22.850 --> 06:25.429
‫فقط گفت می‌خواد ‫بعد از مدرسه ما رو ببینه

06:32.876 --> 06:35.648
‫همه واسه بازی آخر فصل خیلی هیجان‌زده‌ان،

06:36.159 --> 06:39.216
‫و هیچ‌کس هم سعی نمی‌کنه اتفاقات
‫چند هفته‌ی گذشته رو نادیده بگیره

06:39.240 --> 06:40.456
‫قطعاً همین‌طوره

06:40.480 --> 06:42.936
‫ اتفاقاتی حتماً ‫تو خونه در جریان بوده

06:42.960 --> 06:46.576
‫اما ما باید درباره‌ی
‫وضعیت تحصیلی دیلن صحبت کنیم

06:46.879 --> 06:50.256
‫تو درس زبان انگلیسی و زیست‌شناسی،
‫اوضاعش کم‌وبیش روبه‌راهه،

06:50.280 --> 06:52.408
‫اما تاریخش... خب،

06:52.433 --> 06:54.415
‫اونجایی که باید باشه نیست

06:54.440 --> 06:56.408
‫ما می‌خوایم دیلن یه آزمون بده،

06:56.433 --> 06:57.737
تا پیشرفتش رو ارزیابی کنیم

06:58.140 --> 06:59.535
‫روز دوشنبه، بعد از مدرسه

06:59.560 --> 07:01.135
‫این یعنی چی، سه روز دیگه؟

07:01.159 --> 07:04.706
‫بهش فشار بیارین تا توی
...مقاله‌نویسیش پیشرفت کنه، وگرنه

07:04.731 --> 07:06.933
‫وگرنه، درباره‌ی راگبی مطمئن نیستیم،

07:07.187 --> 07:08.802
‫درباره‌ی اینکه بتونه تو مسابقه بازی کنه

07:09.684 --> 07:11.220
‫همه‌ی ما می‌خوایم اون بازی کنه،

07:11.245 --> 07:14.656
‫اما از نظر تسلط روی سرفصل فعلی، خیلی عقبه

07:17.516 --> 07:20.961
‫راگبی بهترین کار برای دیلنـه
اینجوری انرژی خودش رو تخلیه می‌کنه

07:20.986 --> 07:23.562
‫اینجوری خودش رو ابراز می‌کنه‫
چرا می‌خواین این کارو بکنین؟

07:23.587 --> 07:26.271
این یه جور انگیزه‌ست -
نه، این فقط بی‌رحمیه -

07:27.160 --> 07:29.226
‫خانم سجویک، اگه دیلن پیشرفت نکنه،

07:29.251 --> 07:31.907
‫تو نمرات پیش‌بینی‌شده‌ش عقب می‌افته،

07:31.932 --> 07:33.735
‫همین‌طور واسه انتخاب‌های دانشگاهش

07:33.760 --> 07:35.480
‫این به خاطر خودشه

07:36.703 --> 07:39.439
‫من با آقای ویچ‌چرچ صحبت کردم و اونم موافقه

07:39.905 --> 07:41.152
‫و آقای پالی چی؟

07:41.177 --> 07:43.608
‫آقای پالی در حال حاضر از مدرسه تعلیق شده

08:14.284 --> 08:16.136
‫"سلام، شما با تلفن آلانا پالی تماس گرفتید

08:16.160 --> 08:18.431
‫لطفاً پیام بذارید، در اولین فرصت باهاتون تماس می‌گیرم"

08:39.668 --> 08:42.213
‫کارآگاه استنهوپ نمی‌خواد شکایت کنه

08:42.553 --> 08:45.880
‫اون اتفاق امروز صبح، مایکل
اون بیرون، وقتی که بهش معترض شدی

08:45.905 --> 08:47.121
‫من بهش معترض شدم؟

08:47.146 --> 08:49.242
‫الان تصمیم گرفتی اینطوری به یادت بیاریش، آره؟

08:49.267 --> 08:51.055
‫در هر صورت، الان دیگه اونقدرها مهم نیست،

08:51.080 --> 08:52.888
‫چون اون نمی‌خواد شکایت کنه

08:52.913 --> 08:56.119
‫این رو هم باید بدونی که کارآگاه کسیدی
دیگه افسر رابط خانواده‌ت نیست

08:56.470 --> 08:58.216
‫کارآگاه هموند سر جاش می‌مونه،

08:58.240 --> 08:59.998
‫و یه نفر رو پیدا می‌کنیم که جایگزین آنی بشه

09:00.023 --> 09:01.023
کی؟

09:01.048 --> 09:02.733
اینا همه‌ش باید هماهنگ بشه

09:03.040 --> 09:04.566
‫و اگه این آدم رو نخوام چی؟

09:04.591 --> 09:07.473
‫اگه آنی نباشه، من هیچ‌کس رو نمی‌خوام
راستش اصلاً نمی‌خوام کسی اینجا باشه

09:07.498 --> 09:09.353
‫من هر وقت پیشرفتی تو پرونده حاصل بشه

09:09.788 --> 09:11.337
شما رو در جریان می‌ذارم

09:11.362 --> 09:12.920
‫می‌تونید بفرمایید بیرون

09:17.540 --> 09:19.220
"سارا جین پالی، 52 ساله"

09:28.771 --> 09:30.571
"قربانی، مجرم رو نمی‌شناسه"

09:36.304 --> 09:38.796
"موقعیت: "بریستول و یک کیلومتری اطراف وودلند

10:04.480 --> 10:06.200
‫فقط می‌خواستم حالت رو بپرسم

10:08.052 --> 10:09.964
‫نگران بودم که یه کم زیاده‌روی کرده باشم

10:10.308 --> 10:12.781
‫فقط از طرز بیرون اومدنش از اون خونه
خوشم نیومد، بهم هجوم آورد

10:12.806 --> 10:15.215
‫بهت گفتم نیای
گفتم نمی‌تونم حرف بزنم

10:15.240 --> 10:17.381
می‌دونم -
به لطف تو، دیگه افسر رابط خانواده نیستم -

10:17.928 --> 10:19.960
می‌دونم -
و هیچ‌کس هم به کسی هجوم نیاورد، کریگ -

10:21.000 --> 10:23.096
‫ببین، متأسفم اگه قضیه رو اشتباه برداشت کردم

10:23.120 --> 10:25.414
فقط نمی‌خواستم بهت آسیب بزنه -
می‌شه گوش کنی، لطفاً؟ -

10:26.606 --> 10:28.310
‫نمی‌خوام رابطه‌مون رو خراب کنیم

10:29.187 --> 10:30.448
و خراب هم نمی‌کنیم

10:32.080 --> 10:33.170
‫آنی...

10:36.787 --> 10:37.810
‫آنی...

10:38.880 --> 10:40.240
بهت قول می‌دم

10:42.687 --> 10:44.239
‫تو قبلاً هم خیلی قول‌ دادی

10:49.560 --> 10:50.560
‫لطفاً

10:52.039 --> 10:54.136
‫لطفاً فقط بذار دوباره میز رزرو کنم

10:54.160 --> 10:56.760
‫و وانمود کنیم امروز اصلاً اتفاقی نیفتاده

11:05.155 --> 11:07.571
‫چرا فردا نمیای پیشم تا برات لازانیا درست کنم

11:07.596 --> 11:08.828
‫مثل همیشه که درست می‌کردم؟

11:11.360 --> 11:13.528
‫- این کار رو برام می‌کنی؟
‫- این کار رو برات می‌کنم

11:32.942 --> 11:35.542
"جراحت شدید بدنی، تجاوز، ضرب و شتم، خفه‌کردن"

11:38.311 --> 11:40.988
آلفی لامونت و برادرش ادوارد"
"نهایتاً محکوم شدند

11:48.343 --> 11:49.635
"آلفی لامونت، تاریخ آزادی 13.03.2024"

12:16.036 --> 12:17.270
...آلفی لامونت

12:18.080 --> 12:20.847
در سال 2008 یه زن رو تو جنگل‌های لی خفه کرده

12:20.872 --> 12:23.695
‫اون سابقه‌ی حمله به زن‌ها رو داره
یکی‌شون یه زن دونده بوده

12:23.720 --> 12:25.359
‫- آره، آنی...
‫- صبرکن. بذار حرفم تموم بشه

12:25.384 --> 12:27.816
‫یکی دیگه هم پیاده‌روی می‌کرده
سارا پالی هم پیاده‌روی می‌کرده

12:27.840 --> 12:32.136
‫بعدشم سال 2021 از زندان آزاد شد و حالا...

12:32.160 --> 12:33.897
‫- اونو بررسی کردیم
‫- تو ابوتس لی زندگی می‌کنه

12:33.922 --> 12:36.738
برادرش ادوارد اونجا زندگی می‌کنه
اما آلفی لامونت تو اسپانیاست

12:37.205 --> 12:38.984
‫- واقعاً؟
‫- از فوریه اونجاست

12:39.009 --> 12:40.045
از کجا می‌دونی؟

12:40.342 --> 12:41.467
آمارش رو درآوردیم

12:42.613 --> 12:44.794
‫جهت اطلاعت میگم آنی
ما همه‌ی این کارها رو می‌کنیم

12:45.160 --> 12:48.816
‫داریم مجرمین سابق، حملات مشابه
و پرونده‌های حل‌نشده رو بررسی می‌کنیم

12:49.313 --> 12:52.176
‫زمانی که به عنوان افسر رابط کار می‌کردی
اینجا دست روی دست نذاشته بودیم

12:52.200 --> 12:54.770
‫- خیلی سخت کار کردیم
‫- می‌دونم چقدر سخت کار می‌کنین

12:54.795 --> 12:57.664
‫در ضمن، ایون میگه اون کیف تو اتاق مدارکـه

12:58.015 --> 12:59.616
‫- کیف؟
‫- آره کیف مدارک

12:59.640 --> 13:00.693
‫باید ثبت بشه

13:00.718 --> 13:03.372
‫چیزایی که
تو محدوده‌ی بیرونی محل قتل پیدا شده

13:03.637 --> 13:05.973
‫ایون خواست اگه می‌تونی یه بررسی از‌ش بکنی

13:05.998 --> 13:07.454
‫فقط، می‌دونی که، اگه وقت داشتی

13:07.479 --> 13:09.658
‫الو؟ آره، چیه؟ من سر کارم

13:10.412 --> 13:11.905
‫ببین، باید صبرکنی تا برگردم خونه

13:54.645 --> 13:55.683
‫ اینجا چیکار می‌کنی؟

13:55.708 --> 13:58.529
‫آقا، دارن مجبورم می‌کنن آزمون تاریخ بدم

13:58.554 --> 14:00.919
...مطمئنم رد میشم -
این چه ربطی به من داره؟ -

14:01.656 --> 14:02.791
‫شما تاریخ درس می‌دین

14:04.160 --> 14:05.600
‫شما مربی منین، آقا

14:06.683 --> 14:09.378
‫اگه تو آزمون رد بشم
فصل مسابقاتم به باد میره

14:11.419 --> 14:13.082
‫نمی‌تونم تو مسابقه‌ی فینال بازی کنم

14:15.680 --> 14:16.693
‫کفش‌هات

14:17.349 --> 14:19.579
‫خب، اونا بیراه نمی‌گن
واقعاً باید خودتو بالا بکشی

14:19.960 --> 14:21.940
‫اما اینکه کی تو اون مسابقه بازی کنه، این...

14:22.667 --> 14:24.016
‫  هنوزم تصمیم منـه

14:24.040 --> 14:26.400
‫بهم گفتن شما دیگه تو مدرسه نیستین، آقا

14:32.691 --> 14:35.093
‫خب، موضوع این مقاله چیه؟

14:35.118 --> 14:36.402
توافق‌نامه‌ی مونیخ

14:36.738 --> 14:38.920
‫آقای بومن میگه
یه مقاله درباره‌ی چمبرلین می‌خواد

14:39.295 --> 14:40.880
‫اشتباه اعتماد کردن به هیتلر

14:40.905 --> 14:44.175
‫هیچ‌کس یه مقاله درباره‌ی اینکه
چرا اعتماد به هیتلر اشتباه بوده، نمی‌خواد

14:44.413 --> 14:45.934
‫مگه اتفاقی که افتاد غیر از این بود؟

14:45.959 --> 14:48.415
‫اونا قطعاً مقاله‌ای نمی‌خوان
که فقط بیاد اتفاقات رو بازگو کنه

14:48.440 --> 14:50.429
‫چیزی که می‌خوان اینـه که
بفهمن خودت چی فکر می‌کنی

14:50.454 --> 14:51.990
اونا ازت استدلال می‌خوان -
‫- استدلال؟

14:52.015 --> 14:55.191
‫آره، یه خط فکری رو انتخاب کن
درست مثل راگبی

14:55.435 --> 14:57.920
‫یه زاویه‌ی دید انتخاب کن
هرچی زاویه‌ت سخت‌تر باشه

14:58.161 --> 14:59.693
‫کارت چشمگیرتر میشه

15:00.423 --> 15:01.456
‫خب، نظرت چیه...

15:01.480 --> 15:03.536
‫نظرت چیه که ادعا کنی
که حق داشته به هیتلر اعتماد کنه؟

15:03.560 --> 15:05.416
‫- واقعاً حق داشته؟
‫- خب، اینش مهم نیست

15:05.440 --> 15:06.933
‫مهم اینـه که ادعای تو این باشه

15:06.958 --> 15:10.487
‫چیزی که من دارم سعی می‌کنم...
...یعنی چیزی که آقای بومن می‌خواد انجام بده

15:10.512 --> 15:13.693
‫اینه که توانایی تو رو بسنجه
تا کاری کنی تاریخ رو جور دیگه‌ای ببینیم

15:14.085 --> 15:15.918
‫با یه دید جدید، از زاویه‌ی دید خودت

15:17.290 --> 15:20.472
‫اما کاری نیست که من الان دارم
اینجا می‌کنم، تو هم باید بری

15:20.497 --> 15:21.802
‫آقا، خواهش می‌کنم

15:25.508 --> 15:28.314
‫"تمرکز ما همچنان روی یه نفره"

15:28.938 --> 15:32.400
‫مایکل پالی تو سه روز قبل از
پیدا شدن جنازه‌ی سارا، کدوم گوری بوده؟

15:32.701 --> 15:34.771
‫یعنی قبل از اینکه
چهار چشمی زیر نظر بگیریمش

15:35.810 --> 15:38.232
‫می‌دونیم همون شبی که
سارا ناپدید شده، خونه رو ترک کرده

15:38.963 --> 15:41.645
‫اما ممکنه جنازه رو
یه شب دیگه جابه‌جا کرده باشه؟

15:41.670 --> 15:43.007
‫احتمالش هست

15:43.610 --> 15:45.414
‫تو خط زمانی کارهاش، جاهای خالی زیادی هست

15:45.439 --> 15:46.840
از رابطه‌ی پنهانی زنش خبر داشته

15:46.865 --> 15:49.253
‫و کلاً هم دست به‌زنش خوبه
و واکنش فیزیکی نشون میده

15:51.000 --> 15:54.711
‫از دوربین‌های مداربسته و
آیفون‌های تصویری اون منطقه چیزی درنیومده؟

15:55.400 --> 15:59.000
‫نه، تصاویر ناقصه
چون اونجا کلاً یه منطقه‌ی روستاییـه

16:09.814 --> 16:10.924
‫تموم شد؟

16:11.232 --> 16:13.168
‫اون ازم می‌خواد با اینا چیکار کنم؟

16:13.193 --> 16:16.241
‫فقط درست ثبت‌شون کن
بذارش تو کیف و ببرشون انبار مدارک‫

16:16.266 --> 16:17.126
اوه

16:35.499 --> 16:36.499
"کریگ"

16:37.321 --> 16:38.551
‫- الو
‫- دیدیش؟

16:38.760 --> 16:39.857
‫تو مرکوری؟

16:40.481 --> 16:41.616
روزنامه‌ی مرکوری؟

16:41.641 --> 16:44.657
‫"خانواده‌ی بردلی ادعا می‌کنن بیشتر از
"یه دهه‌ست که هیچ سرنخ جدیدی پیدا نشده

16:44.682 --> 16:47.098
‫"در حالی که توجه‌ها بیشتر
"داره جلب پرونده‌ی قتل حل‌نشده‌ی

16:47.123 --> 16:48.603
‫"همسر یه مدیر مدرسه میشه"

16:49.802 --> 16:52.175
‫"گرت، برادر مقتول
"از عدم پیشرفت پرونده شاکیه

16:52.200 --> 16:55.380
‫"حرف از "کارآگاه‌های خوش‌نیت" زده و..."

16:56.200 --> 16:57.186
‫آره، ادامه بده

16:57.403 --> 17:00.008
‫"و اینکه هیچ‌وقت
"حس نشده که پرونده‌ی تینا در اولویتـه

17:01.538 --> 17:02.658
‫"خدای من"

17:03.960 --> 17:05.748
‫- این تو روزنامه‌ی امروزه؟
‫- آره

17:06.200 --> 17:07.925
‫اونم بعد از این همه زحمتی که کشیدی

17:40.099 --> 17:42.875
‫- نتونستیم پیدات کنیم
‫- خب، این واسه شروع، چرت و پرتـه

17:42.900 --> 17:43.930
‫کارول کجاست؟

17:43.955 --> 17:46.349
خونه نیست -
اون که هیچوقت خونه نیست، گرت -

17:46.374 --> 17:49.243
‫هر وقت کسی میاد که
دلش نمی‌خواد ببینتش، ‫بهم میگه اینو بگم

17:49.268 --> 17:51.108
‫چاره‌ای نداره. برو کنار

17:57.960 --> 17:59.437
‫چطور کار به اینجا کشید؟

18:03.218 --> 18:05.816
‫"هیچ‌وقت حس نشده که پرونده‌ی تینا اولویته"؟

18:05.841 --> 18:07.566
‫کارول، من هر هفته میام اینجا

18:08.612 --> 18:11.125
‫هر روز دارم بهش فکر می‌کنم. اون دوستم بود

18:11.475 --> 18:14.544
‫تینا کِی ناپدید شد؟ چه تاریخی؟

18:15.880 --> 18:17.200
‫خودت تاریخش رو می‌دونی

18:18.840 --> 18:21.600
‫17 جولای 2004...

18:22.915 --> 18:25.087
‫بین ساعت 12 شب تا 1 بامداد

18:25.520 --> 18:27.421
‫ این تو مغزم حک شده، کارول

18:27.960 --> 18:29.294
خیلی وقت پیش بوده

18:31.125 --> 18:32.525
داره به اون سمت می‌ره

18:34.400 --> 18:35.714
...من به عنوان یه دوست

18:36.240 --> 18:37.371
دوستت دارم

18:38.922 --> 18:40.258
...‫اما به عنوان یه کارآگاه

18:40.760 --> 18:42.231
...نمی‌تونم به این فکر نکنم که

18:44.800 --> 18:48.533
‫اگه قرار بود پیداش کنی، تا الان کرده بودی

19:02.508 --> 19:09.508
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

19:53.880 --> 19:55.816
‫"چیزی که باید یادمون باشه اینه که برای ما،

19:55.840 --> 19:57.780
‫این اتفاقات تاریخی حساب میشن

19:57.805 --> 19:59.901
‫اون زمان، از نعمت عاقبت‌نگری برخوردار نبود"

20:00.397 --> 20:02.256
‫و اگه ما اون جنگ رو باخته بودیم،

20:02.280 --> 20:04.656
‫آیا باز هم امروز درباره‌ی
چمبرلین همین‌طور فکر می‌کردیم؟

20:04.969 --> 20:07.673
نه. نه، آقا -
خب، پس داریم چی میگیم؟ -

20:08.654 --> 20:10.024
‫داریم میگیم...

20:10.049 --> 20:11.526
...که چمبرلین

20:12.002 --> 20:14.307
حق داشته؟  -
نمی‌تونیم از این کلمه استفاده کنیم، اما -

20:14.332 --> 20:15.332
‫بدشانس بوده؟

20:16.291 --> 20:17.782
آره، قطعاً همین‌طور بوده

20:18.710 --> 20:20.942
‫و شایدم شرافتمندانه،

20:21.488 --> 20:23.654
‫چون بعضی وقت‌ها، شرافتمندانه‌تر اینه که...

20:24.478 --> 20:25.524
‫نجنگی

20:27.130 --> 20:28.965
‫سعی کنی به یه سازش و...

20:31.323 --> 20:32.763
‫یه راه حل مسالمت‌آمیز برسی

20:34.828 --> 20:36.741
...‫وقتی همه چیز داره

20:37.360 --> 20:39.448
به سمت درگیری و تقابل می‌کنه

20:39.473 --> 20:41.791
‫و دوباره از دست رفتن جان میلیون‌ها آدم

20:42.524 --> 20:45.256
‫شاید عاقلانه‌ترین یا شجاعانه‌ترین انتخاب

20:45.280 --> 20:46.600
‫وارد جنگ نشدن باشه

20:48.872 --> 20:50.087
‫و این خب...

20:51.920 --> 20:53.902
‫خودش یه انتخاب فعالـه

20:57.115 --> 20:58.743
‫و در نتیجه، این می‌تونه استدلال ما باشه

20:58.768 --> 21:00.935
‫این‌طوری می‌تونیم
کاری کنیم تو اون مسابقه بازی کنی

21:00.960 --> 21:05.216
‫ما انتخاب‌هایی که چمبرلین در اون زمان
باهاشون روبه‌رو بوده رو توضیح می‌دیم

21:05.240 --> 21:06.990
‫نه از روی عاقبت‌نگری و دانسته‌های الان‌مون

21:07.015 --> 21:08.455
‫بله آقا، فقط مسئله اینـه که...

21:09.080 --> 21:11.013
‫ما که اینو نمی‌گیم، مگه نه؟

21:11.038 --> 21:13.494
‫این... منم که دارم مقاله رو می‌نویسم

21:13.826 --> 21:15.528
‫آره، منظورم همین بود. خب...

21:17.400 --> 21:20.696
‫آزمون ساعت چنده؟
‏5 عصر. قبل از ساعت مطالعه

21:20.720 --> 21:23.135
‫خب، بیا یه سری
یادداشت‌های نهایی برداریم، موافقی؟

21:34.288 --> 21:35.291
‫دیلن؟

21:35.586 --> 21:38.000
اون اینجاست؟
‫یکی از دوستاش گفت دیدتش که اومده اینجا

21:38.812 --> 21:41.111
‫دیلن، بیا بیرون. صدامو می‌شنوی؟

21:41.408 --> 21:43.025
‫ایشون داره برای امتحان تاریخ کمکم می‌کنه

21:43.213 --> 21:44.977
‫خب، نباید این کارو بکنه، خودشم اینو می‌دونه

21:45.002 --> 21:46.540
‫این کار اصلاً درست نیست. یالا بیا

21:46.565 --> 21:47.815
‫- کار اشتباهی نیست
‫- دیلن

21:49.411 --> 21:50.848
ممنون، آقا -
بیا -

22:31.874 --> 22:34.141
‫دارن به اثبات اینکه
کار پالی بوده نزدیک‌تر میشن

22:36.080 --> 22:39.040
‫ظاهراً، مادرزنش فکر می‌کنه کار اون بوده

22:40.400 --> 22:43.026
‫می‌دونم تو مطمئن نیستی
اما حتی آلانا هم داره به شک می‌افته

22:43.824 --> 22:45.412
‫از تو چهره‌ش می‌تونم اینو بفهمم

22:52.280 --> 22:54.800
‫واقعاً؟ الان دیگه با من حرف نمی‌زنی؟

22:57.280 --> 22:58.280
‫آنی؟

23:04.823 --> 23:07.149
‫ اگه کسی پرسید
بگو رفتم این وسایل رو بذارم تو انبار

23:08.159 --> 23:09.199
‫باشه؟

23:25.320 --> 23:28.480
‫خب دیلن، ساعت پنجه
آزمون الان شروع میشه

23:57.268 --> 23:58.628
‫می‌خوای بریم یه قهوه بخوریم؟

24:04.076 --> 24:06.266
‫یه روز، به پشت سرم و
...به همه‌ی این اتفاقا نگاه می‌کنم

24:08.641 --> 24:11.807
‫و از خودم می‌پرسم:
"آیا کار درست رو در حق بچه‌ها کردم؟"

24:14.120 --> 24:15.485
‫چیزی نگفتن

24:17.185 --> 24:20.305
‫ توی تمام این گندی که
برامون درست کردی، هیچ کاری نکردن

24:23.200 --> 24:25.280
‫نه، دلم نمی‌خواد برم قهوه بخورم

25:44.613 --> 25:45.617
یالا دیگه

25:53.964 --> 25:55.252
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

25:58.160 --> 25:59.423
‫ببخشید، آم...

26:00.120 --> 26:02.320
یه بازرسی معمولی و... کسل‌کننده‌ست

26:03.946 --> 26:05.495
‫دنبال ادوارد لامونت می‌گردم

26:05.953 --> 26:08.496
‫ادوارد یا ادی؟
اگه ادی رو می‌خوای، پیداش کردی

26:08.753 --> 26:11.443
‫و اگه ادوارد رو بخوام؟
‫مشکلی با منتظر موندن ندارم

26:11.468 --> 26:13.071
پس ‫باید خیلی منتظر بمونی

26:13.096 --> 26:15.415
‫پدر درست قبل از کریسمس مُرد

26:18.080 --> 26:19.616
متأسفم -
نه، نیازی نیست -

26:19.641 --> 26:23.241
‫یهو سر و کله‌ی این همه زن
از ناکجاآباد پیدا شد و کلی قضایای دیگه

26:24.599 --> 26:26.856
‫برو تو، برو تو! هیس، هیس! برو تو، برو تو!

26:26.880 --> 26:28.989
‫تمام عمرت فکر می‌کنی یه نفر رو می‌شناسی،

26:29.014 --> 26:32.322
‫روی حرفاش حساب می‌کنی
بعد معلوم میشه هر کاری ازش برمی‌اومده

26:33.499 --> 26:35.705
‫می‌خوای گواهی فوتش رو ببینی؟

26:36.558 --> 26:38.707
...اگه به کارت میاد مشکلی ندارم -
ببخشید -

26:39.360 --> 26:41.160
‫برو تو! بدو، بدو

27:06.046 --> 27:10.622
‫قبل از اینکه نظرمون رو بگیم
می‌خوام بهت بگم کارت عالی بود

27:10.920 --> 27:12.456
‫آقای بومن مقاله‌ت رو بهم نشون داد،

27:12.480 --> 27:15.014
‫کاملاً مشخصه که
مطالعه‌ی زیادی روی این موضوع داشتی

27:15.280 --> 27:17.398
‫پس اول از همه
می‌خوایم بابت این قضیه تحسینت کنیم

27:17.720 --> 27:18.733
‫چی باید بگی؟

27:19.647 --> 27:20.656
ممنونم

27:20.680 --> 27:23.095
‫خیلی براش زحمت کشید، مگه نه رفیق؟

27:23.120 --> 27:26.295
‫بازی تو مسابقه‌ی راگبی براش خیلی مهمه

27:26.320 --> 27:29.040
و همین‌طور پیشرفت تو درس تاریخ -
بله، دقیقاً همین‌طوره -

27:29.924 --> 27:31.324
‫هدف اصلی این کار هم همینه

27:32.487 --> 27:34.226
‫ما هر دو مقاله‌ت رو نگاه کردیم،

27:34.251 --> 27:36.141
‫نکات مثبت و خوب زیادی توش بود،

27:36.166 --> 27:40.406
‫اما هیچ‌کدوم‌مون اون پیشرفتی که
مد نظرمون بود رو توش ندیدیم

27:42.480 --> 27:44.752
چمبرلین مردد بود -
اما من عکس اینو گفتم -

27:44.777 --> 27:46.007
‫نتونست در برابرشون بایسته

27:46.032 --> 27:47.813
...اما حرف من اینه که اون

27:48.330 --> 27:50.573
یه جنگ ‫تو یه "کشور دوردست" رو نمی‌خواست

27:50.598 --> 27:52.360
‫دقیقاً. ما سر کلاس به این موضوع پرداختیم

27:52.385 --> 27:54.782
‫مردی که از پس حل کردن مشکلاتش برنمیاد

27:55.202 --> 27:57.624
‫تو سعی داری این استدلال رو بیاری
که این کار شرافتمندانه بوده

27:57.649 --> 28:01.150
‫اما احتمالاً استدلال به اینکه این کار
از روی ضعف یا بزدلی بوده، راحت‌تره

28:11.400 --> 28:13.240
‫پس یعنی نمی‌تونم تو مسابقه بازی کنم؟

28:23.623 --> 28:27.016
‫سالی 25 هزار پوند زبون‌بسته رو
می‌ریزم تو حلقومتون، واسه چی آخه؟

28:27.040 --> 28:28.096
‫برو گمشو!

28:28.120 --> 28:30.376
‫اونم بعد از بلایی که سرش آوردی؟! سر مامانم!

28:30.400 --> 28:32.616
!بس کن -
!این قضیه ربطی به من نداره -

28:32.640 --> 28:34.656
‫ربطی به من نداره! اونا منو تنبیه نمی‌کنن!

28:34.680 --> 28:36.176
‫تو... تو نمی‌فهمی

28:36.200 --> 28:38.126
‫خب، اونا دارن تو رو تنبیه می‌کنن!

28:38.377 --> 28:40.377
‫منم به خاطر توئه که عصبانی‌ام!

28:41.160 --> 28:42.280
‫دیلن...

28:45.926 --> 28:46.948
بیا بریم

29:31.212 --> 29:34.364
"آهنگ «بَک‌آن 74» از جانگل"

30:26.155 --> 30:27.247
‫آنی!

30:31.607 --> 30:32.707
‫آنی!

30:43.640 --> 30:46.414
‫آنی! در رو باز کن!

30:48.520 --> 30:50.334
‫آنی، منم! دم درم!
...کریگ، ببخ

30:50.720 --> 30:52.959
‫ببخشید، ببخشید، یه خرده جوگیر شده بودم

30:54.040 --> 30:55.128
‫بالاخره تشریف آوردی

30:55.153 --> 30:58.169
‫منو اینجا مثل یه احمق عوضی معطل نگه داشتی

30:58.194 --> 30:59.655
!خدای من

31:00.562 --> 31:02.115
‫در کوفتی رو باز کن

31:03.320 --> 31:05.520
‫آنی... در رو باز کن

31:07.282 --> 31:08.885
‫جهنم، پس خودم با کلید خودم میام تو

31:14.802 --> 31:16.293
‫لعنت بهش، تف توش!

31:18.382 --> 31:21.026
‫نمی‌تونی منو پشت در خونه‌ی
کوفتی خودمم قفل کنی، آنی

31:22.200 --> 31:23.325
!خدای من

31:25.212 --> 31:26.414
‫می‌خوای چیکار کنی؟

31:26.977 --> 31:28.805
از لای شکاف این در کوفتی بهم غذا بدی؟

31:29.719 --> 31:30.997
تف به این شانس

31:33.560 --> 31:34.610
‫نمی‌دونم والا

31:35.160 --> 31:38.600
‫فکر می‌کردم دیگه از این کارا
از این بازی‌ها دست برداشتی

31:41.249 --> 31:44.679
‫آنی، گزارش پزشکی قانونی
مربوط به کیف‌دستی رو آوردم

31:46.691 --> 31:48.431
‫می‌خوای ببینیش یا نه؟

31:55.440 --> 31:58.000
‫الو! می‌دونم که می‌تونی منو ببینی

31:59.760 --> 32:02.880
‫من دارم اینجا همه کاری رو
درست انجام میدم. مو به مو

32:04.880 --> 32:06.136
‫مسخره‌بازی محضه‌

32:07.430 --> 32:08.440
‫گندش بزنن

32:31.280 --> 32:35.160
‫نقشه‌ت اینه؟ که کاری کنی
جلوی دوربین آیفون سرت داد بزنم؟

32:37.667 --> 32:39.102
‫می‌دونم اونجایی

32:39.796 --> 32:42.253
‫ببین، این همون گزارش پزشکی قانونیه

32:42.960 --> 32:45.120
‫خیلی ذوق داشتم که اینو نشونت بدم

32:47.515 --> 32:49.266
‫ببین داری مجبورم می‌کنی دست به چه کاری بزنم

32:49.291 --> 32:51.258
‫دارم به‌زور وارد خونه‌ی لعنتی خودم می‌شم!

32:58.363 --> 32:59.543
‫دوستت دارم

32:59.568 --> 33:01.288
‫یادت میاد؟ دوستت دارم

33:03.063 --> 33:05.335
متنفرم از اینکه کاری می‌کنی
که این‌طوری با هم بجنگیم

33:06.680 --> 33:09.720
‫این کار داغونم می‌کنه. خودتم می‌دونی
چرا باید این کارو بکنی؟

33:13.680 --> 33:15.680
‫تعجبی نداره که آخرش رفتن سراغ روزنامه‌ها

34:00.434 --> 34:01.714
‫اون باهات حرف می‌زنه

34:02.560 --> 34:03.720
‫اما نه تو خونه

34:24.631 --> 34:26.560
‫پاول میگه باید برم پیش پلیس

34:28.170 --> 34:29.170
...میگه

34:29.767 --> 34:31.517
‫یه سری مطالب داخل دفترچه خاطرات مامان

34:31.542 --> 34:33.261
‫چیزاییه که اونا باید ازشون باخبر باشن

34:34.458 --> 34:37.138
‫اما قبل از اینکه بریم، بابا
باید یه سوال ازت بپرسم

34:39.427 --> 34:40.965
ولی ‫باید برگردی،

34:41.872 --> 34:45.199
‫و تو چشمام نگاه کنی
تا بتونم اون سوال رو ازت بپرسم

34:47.520 --> 34:49.782
‫و باید که حقیقت رو بهم بگی

34:57.875 --> 34:59.014
‫برگرد

35:01.235 --> 35:02.235
‫بابا؟

35:06.081 --> 35:07.681
‫تو مامان رو کشتی؟

35:20.160 --> 35:21.640
‫نمی‌تونستی بذاری بره؟

35:57.440 --> 35:59.343
‫شرمنده‌م آقا، اما اونا قبولش نکردن

35:59.883 --> 36:01.781
‫اونا حرفایی که
برای گفتن داشتی رو نخواستن بشنون

36:02.280 --> 36:04.816
ببخشید، یعنی چی؟ -
خب، از مقاله‌م خوششون نیومد -

36:04.840 --> 36:06.760
‫از این خوششون نیومد که اومدم پیش شما

36:06.785 --> 36:07.976
‫و ازتون کمک خواستم

36:08.000 --> 36:10.222
‫شما هم نتونستین، چیزی بهم یاد ندادین

36:10.247 --> 36:11.536
بهش گند زدین

36:11.560 --> 36:13.555
‫دیلن، متأسفم که چنین حسی داری
...اما قضیه این‌طور

36:13.580 --> 36:15.697
‫شما به خاطر خودتون داشتین بهم یاد می‌دادین

36:17.666 --> 36:20.317
‫وقتی داشتین با من حرف می‌زدین
فقط به فکر خودتون بودین

36:22.960 --> 36:25.774
‫من بهترین بازیکن‌تونم
!ولی باز هم گند زدین توش

36:25.799 --> 36:27.375
!از این کلمه استفاده نکن -
چرا؟ -

36:27.866 --> 36:29.788
‫می‌خواین دوباره
دق دلی‌تون رو سر من خالی کنین؟

36:30.482 --> 36:32.927
‫کاری که زنتون با بابای من کرد

36:32.952 --> 36:35.106
!تقصیر شماست، نه تقصیر من

36:44.965 --> 36:46.525
‫شما حتی خودتونم انتخاب نمی‌کردین، آقا

36:51.731 --> 36:52.856
‫چون یه آدم بزدلی

36:52.880 --> 36:54.600
از این کلمه استفاده نکن -
شما بزدلی‌ -

36:54.625 --> 36:57.615
‫مراقب حرف زدنت باش
‫نه آقا! شما مراقب حرف زدنتون باشین!

36:57.640 --> 36:58.944
‫شما اهل جنگیدن نیستین

36:59.160 --> 37:00.696
‫برای همه این سخنرانی رو راه می‌اندازین

37:00.720 --> 37:03.136
‫که چطور همه باید "پشت همدیگه باشن"

37:03.160 --> 37:05.629
‫اما خودتون هیچ غلطی واسه هیچ‌کس نمی‌کنین!

37:07.552 --> 37:09.573
‫بی‌خود نیست که
همه دارن با انگشت نشونتون میدن

37:09.598 --> 37:11.406
‫بی‌خود نیست که همه گذاشتن رفتن

37:14.540 --> 37:15.988
‫می‌خواین در موردش چیکار کنین؟

37:17.760 --> 37:20.680
‫یالا آقا... چطوری می‌خواین درستش کنین؟

37:34.095 --> 37:35.365
‫فکرش رو می‌کردم

38:14.287 --> 38:15.296
درسته

38:15.593 --> 38:16.649
‫معذرت می‌خوام

38:16.984 --> 38:19.280
‫اگه اون خوشحالت می‌کنه
من کی‌ام که قضاوتت کنم؟

38:20.640 --> 38:21.876
‫دیگه می‌کشم کنار

38:27.040 --> 38:29.376
‫رئیس؟
رئیس، دخترش اومده اینجا

38:29.400 --> 38:31.880
‫- می‌خواد اظهارنامه جدیدی بهمون بده
‫- بیا

38:38.377 --> 38:40.791
"فرد مظنون، عذر موجه؟"

38:41.589 --> 38:43.427
"عکس خانه ابوت‌ها"

39:25.729 --> 39:27.814
"‫"سلام، شما با تلفن آلانا پالی تماس گرفتید

39:27.839 --> 39:29.879
لطفاً پیام بذارید"
"در اولین فرصت باهاتون تماس می‌گیرم

39:56.440 --> 39:59.309
‫می‌خوام همه‌چیز رو بهتون بگم
اما می‌خوام پاول هم اینجا بمونه

39:59.334 --> 40:01.372
‫آلانا، همه‌چیز طبق خواسته
و شرایط خودت پیش میره

40:13.600 --> 40:14.854
...مامان و بابا

40:15.520 --> 40:17.036
خیلی با هم دعوا می‌کردن

40:17.233 --> 40:18.292
‫این اولین موردشـه

40:19.061 --> 40:20.136
‫غروب‌ها،

40:20.160 --> 40:22.576
‫یه بار بعد از اینکه
فکر می‌کردن رفتم سر کلاس

40:22.600 --> 40:24.241
‫ولی من هنوز تو خونه بودم

40:27.040 --> 40:28.198
‫مامان ازش می‌ترسید

40:29.480 --> 40:31.576
‫- "فکر می‌کنی می‌ترسید؟"
‫- "مطمئنم که می‌ترسید"

40:32.147 --> 40:33.224
‫اینو بهت گفته بود؟

40:35.130 --> 40:36.692
‫تو دفترچه خاطراتش نوشته بود

40:39.803 --> 40:41.323
‫دفترچه خاطرات مامان دست ما بود. من...

40:43.065 --> 40:45.245
‫برگه‌هاش رو کندم چون شخصی بودن

40:46.067 --> 40:47.430
‫ اون برگه‌ها الان کجان؟

40:53.600 --> 40:56.004
‫سوزوندنشون، اون و مایکل

40:56.933 --> 40:58.793
‫ نگرانه که به خاطر این کار بیفته تو دردسر،

40:58.818 --> 41:00.315
‫اما من بهش گفتم که نباید نگران باشه

41:01.008 --> 41:02.360
‫بهتره همه‌چیز رو بهتون بگه

41:04.160 --> 41:05.373
‫همین‌طوره، آلانا...

41:07.160 --> 41:09.696
‫آلانا، تا وقتی حقیقت رو به ما بگی،

41:09.720 --> 41:11.556
‫نباید نگران چیزی باشی، باشه؟

41:16.000 --> 41:19.262
‫نوشته بود که... ازش می‌ترسید

41:20.269 --> 41:22.451
‫و از اون موقع تا حالا دارم بهش فکر می‌کنم

41:23.536 --> 41:24.575
‫اینکه چطور...

41:25.440 --> 41:27.469
تمام این مدت باهاش زندگی کردم

41:27.494 --> 41:29.134
‫اینکه اون منو دوست داره

41:31.240 --> 41:32.920
‫اما واقعاً نمی‌شناسمش

41:33.756 --> 41:35.774
اینکه چه حسی داره

41:37.218 --> 41:39.926
‫چه حسی به مادرت داشت؟

41:40.988 --> 41:42.454
‫و چه حسی به تو داره؟

41:43.107 --> 41:44.200
اصلاً به هر چیزی

41:47.906 --> 41:50.506
‫اونا بروز نمیدن... مگه نه؟

41:51.541 --> 41:54.368
‫مردایی مثل اون
مسائل منطقی و روزمره رو بهت میگن

41:54.393 --> 41:56.313
‫اما هیچ‌وقت نمی‌ذارن از درونشون باخبر بشی

41:58.080 --> 41:59.280
‫دست خودشون نیست

42:02.236 --> 42:04.822
‫بعدش امروز صبح رفتیم دیدنش، مگه نه؟

42:06.784 --> 42:08.519
‫آره، می‌خواستم ازش بپرسم...

42:10.320 --> 42:11.508
‫رو در رو

42:12.596 --> 42:13.796
‫که مادرت رو کشته یا نه؟

42:17.800 --> 42:19.062
‫اینو ازش پرسیدی؟

42:22.040 --> 42:23.246
‫هیچی نگفت

43:42.580 --> 44:02.580
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
