WEBVTT

00:01.000 --> 00:11.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:05.000 --> 00:06.840
‫حالا گیلیوس تاندرهد

00:06.940 --> 00:08.940
،و همپتون به ماموریت‌شون ادامه میدن

00:09.040 --> 00:11.470
‫و دارن مستقیم میرن سمت یه... طوفان گنده؟

00:11.570 --> 00:13.480
‫خدایا، خیلی وحشتناک به نظر میاد.

00:13.580 --> 00:15.140
.اوه، بصبرین

00:15.140 --> 00:17.350
‫فقط گرد و خاکه. داشتم می‌گفتم،

00:17.450 --> 00:20.650
کی طوفانو روی نقشه می‌کشه؟ کجا بودیم؟

00:20.650 --> 00:23.790
آه، بله، جنگجویان ما به ماموریت‌شون ادامه میدن

00:23.890 --> 00:25.150
.در یک آب‌وهوای عالی

00:25.250 --> 00:27.820
‫باید خوب باشه. جایی که من هستم داره برف میباره.

00:27.920 --> 00:29.330
.البته می‌دونم برای کسی مهم نیست

00:29.430 --> 00:32.160
.‫همپیوس اسکوندرهیب دوباره زدن به جاده

00:32.160 --> 00:34.500
‫نه، وایسا.

00:34.600 --> 00:35.900
‫‫جیمپتون ثاب.

00:36.000 --> 00:38.370
داری واسه خودت چی تفت میدی؟

00:38.370 --> 00:41.340
‫اسم‌هامون رو با هم ترکیب می‌کنم
‫تا یه ترکیب قهرمانانه بسازم،

00:41.340 --> 00:43.710
‫یه جور «ترکیبِ قهرمانی»، اگه مایل باشی.

00:43.710 --> 00:45.370
.ما وقت برای این کصشرا نداریم

00:45.510 --> 00:47.010
‫ما کارای مهمی داریم...

00:47.110 --> 00:48.540
‫توی وینسبرگ.

00:48.680 --> 00:50.010
‫وینسبرگ؟

00:50.150 --> 00:51.450
‫نه.

00:51.550 --> 00:54.780
‫نه، نه، نه. دلت نمی‌خواد بریم اونجا.

00:54.880 --> 00:57.290
‫می‌خوای رهبر باشی؟ خودت انتخاب کن.

01:02.530 --> 01:05.430
‫من میگم بریم سراغ حوضچه‌های لجنِ پر از مار.

01:05.530 --> 01:06.860
‫و این آخرین باریه که

01:06.960 --> 01:09.360
‫تو رهبری می‌کنی. می‌ریم وینسبرگ.

01:09.370 --> 01:11.600
‫نمی‌خوام برم، باشه؟ من اونجا بزرگ شدم،

01:11.700 --> 01:13.540
‫و تمام اون مدت برام قلدری کردن.

01:13.670 --> 01:15.400
‫خب بچه‌ها بی‌رحمن. که چی؟

01:15.500 --> 01:17.970
‫بچه‌ها بد بودن، اما والدینم بدتر بودن.

01:18.070 --> 01:19.580
اونا بهم می‌گفتن همی دست‌پاچلفتی

01:19.710 --> 01:21.540
‫یا جوجه‌گردنی اسکویب یا آبرو ریز.

01:21.640 --> 01:25.210
،اینا که خوبن. موردعلاقۀ خودم همپتون عنتره

01:25.350 --> 01:27.620
‫که برای یه موقعیتِ خاص نگهش داشتم.

01:27.720 --> 01:29.550
واقعاً می‌خوای مجبورم کنی بیام؟

01:29.690 --> 01:31.220
‫بله، همینطوره.

01:34.280 --> 01:38.450
تبر طلایی

01:35.820 --> 01:38.060
‫همپتونِ عنتر.

01:38.160 --> 01:40.630
‫در همین حال، اکس، تایریس و کرونوس

01:40.730 --> 01:43.230
‫تلاش می‌کنن چیزای بیشتری دربارهٔ شمشیر زمردی بفهمن،

01:43.330 --> 01:45.770
‫برای همین تصمیم گرفتن که یه سر به

01:45.900 --> 01:47.400
‫ کتابخانهٔ باستانیِ یوریا بزنن.

01:47.540 --> 01:50.240
‫اما به محض رسیدن، مورد حملهٔ یه غولِ...

01:50.240 --> 01:51.370
‫- کرمِ کتاب!
...منم -

01:51.470 --> 01:52.910
‫داشتم همینو می‌گفتم، تایریس.

01:53.040 --> 01:55.940
‫گرفتی که، کرم‌های غول‌پیکری که توی کتابا رشد می‌کنن و این کصشرا.

01:57.750 --> 01:59.180
‫سه به تکه. پخش شید!

01:59.280 --> 02:01.250
‫ها! چون سه تا از یک بزرگ‌تره.

02:01.380 --> 02:03.290
‫کرم احمق، همۀ اون کتابارو خورده

02:03.290 --> 02:04.920
‫و هیچی هم یاد نگرفته.

02:12.860 --> 02:15.100
‫اووه، طعمش از اون چیزی که فکر می‌کردم بهتره.

02:19.440 --> 02:20.640
‫همینه‌.

02:20.640 --> 02:22.140
‫وقت کباب کردن کرمه.

02:22.140 --> 02:23.640
‫جادوی آتـ...

02:23.770 --> 02:25.940
‫هی!

02:26.040 --> 02:27.280
‫تابلو رو بخون!

02:27.380 --> 02:28.940
‫جادوی آتش ممنوع.

02:29.080 --> 02:30.850
،حالا یه بار یه کتابخونه رو سوزوندم

02:30.950 --> 02:32.080
.و حالا همه می‌ترسن

02:32.180 --> 02:35.780
‫هی، اون زن منه!

02:37.790 --> 02:39.990
الان گفتی من زنتم؟

02:40.120 --> 02:41.160
‫آره، کاملاً جدی گفتم.

02:41.160 --> 02:42.290
‫ولی ما که ازدواج نکردیم.

02:42.430 --> 02:46.430
‫جالب بود، تایریس.

02:47.530 --> 02:49.330
‫وای خدای من.

02:49.430 --> 02:50.970
‫یه خبر خوب برات دارم، همپتون.

02:51.100 --> 02:53.170
‫یکی آدمایی که دوران کودکی اذیتت می‌کردن رو کشته.

02:53.170 --> 02:55.140
‫نیروهای دث اَدر همه‌چیزو نابود کردن.

02:55.240 --> 02:57.710
‫اونجا رو می‌بینی؟ اون آلاچیق عشاق بود.

02:57.810 --> 03:00.080
‫حالا کجا باید اولین بوس‌مو تجربه کنم؟

03:00.180 --> 03:03.580
‫خب، بعضی چیزا رو بهتره تجربه نکنی.

03:06.280 --> 03:07.820
پامرغی داره کجا میره؟

03:07.950 --> 03:10.050
‫تا حالا شده یه اسکلت مچ پاتو بگیره؟

03:10.150 --> 03:11.290
‫تو هم بودی زهره‌ترک می‌شدی.

03:15.020 --> 03:17.430
‫وای، خوب اومدی، اسکویب جوان.

03:17.530 --> 03:18.990
‫تو هم همین‌طور، گیلیوس پیر.

03:19.130 --> 03:20.200
‫پیر؟

03:20.330 --> 03:21.860
‫آم، شرمنده، می‌تونی جوون‌هم باشی.

03:21.860 --> 03:24.270
‫ریش چند سالی به آدم اضافه می‌کنه ولی کلی ابهت داره.

03:24.370 --> 03:25.830
‫ها؟

03:28.970 --> 03:30.470
‫همپتون؟

03:30.570 --> 03:32.010
‫همپتون اسکویب.

03:32.140 --> 03:33.040
‫بله؟

03:33.180 --> 03:35.410
‫درودام. درودا هیلدگرید؟

03:35.510 --> 03:37.750
‫اوه. سلام.

03:37.850 --> 03:39.850
‫پس، اِ، حالا یه اسکلت شدی؟

03:39.980 --> 03:42.350
‫آره، به شغل رویایی‌م برای جنگیدن کنار دث اَدر رسیدم.

03:42.490 --> 03:45.050
‫دارم شاگردی می‌کنم تا منجنیق‌چی بشم.

03:45.050 --> 03:47.360
‫- نه، لطفاً.
این موجود دشمن‌‌زاده رو می‌شناسی؟ -

03:48.360 --> 03:50.190
‫ اون یکی از قلدرهایی بود که اذیتم می‌کرد.

03:50.190 --> 03:53.230
.‫اون یه چیزی به اسم نوک ممه چرخون ساخت

03:53.330 --> 03:54.860
من نوک ممه‌ نداشتم، ولی فکر کنم

03:55.000 --> 03:56.400
.سر سینه زیاد منطقی نیست

03:56.400 --> 03:58.530
،برای اون خنده‌دار نبود

03:58.630 --> 03:59.770
‫ولی والدینش عاشقش بودن.

03:59.870 --> 04:01.870
‫واو، پدرومادرت چقدر بدن؟

04:02.000 --> 04:03.370
‫اوه، اونا افتضاحن.

04:03.470 --> 04:05.070
‫به هر حال، مسخره کردنت همیشه حال میده همپتون،

04:05.210 --> 04:06.910
‫ولی خب منم یه کاری دارم که باید انجام بدم،

04:07.040 --> 04:08.910
.اونم شکستن گردن جوجه‌ایته، بیا ببینم

04:10.650 --> 04:12.380
...هی، فکر کردم یاد گرفتی با شمشیر کار کنی

04:12.520 --> 04:14.980
‫به نظر می‌رسه فقط وقتی عصبانی یا ناراحتم کار می‌کنه.

04:15.080 --> 04:17.150
.‫اینم آخرین چرخش نوک ممه‌ای

04:17.250 --> 04:19.290
‫آه، آره، همینطوره.

04:19.390 --> 04:21.590
‫از دیدنت خوشحال شدم، همپتون!

04:21.720 --> 04:23.430
‫خب، به نظرم دیگه خیلی زیاده‌رویه.

04:24.830 --> 04:27.500
‫ام... گیلیوس؟

04:28.300 --> 04:29.600
‫وقتشه بریم.

04:36.470 --> 04:38.110
‫پیداشون کردم.

04:38.240 --> 04:40.410
‫عه نه. کیلیب‌ خودمونه.

04:40.510 --> 04:42.210
.باید بریم یه جا قایم شیم

04:42.310 --> 04:43.550
.بریم سمت اون قلعه

04:43.650 --> 04:45.780
‫آم، نکته‌ای که در مورد اون قلعه وجود داره اینه که...

04:46.580 --> 04:48.420
‫این خونۀ پدریته؟

04:48.550 --> 04:51.520
‫ما راحت زندگی می‌کردیم. می‌شه لطفاً بریم جای دیگه؟

04:52.090 --> 04:54.620
‫اصلاً دلم نمی‌خواد پدرو مادرمو ببینم.

04:54.620 --> 04:56.090
‫اگه مرده باشن چی؟

04:56.220 --> 04:58.430
‫خدای من، اگه زنده باشن چی؟

04:58.560 --> 05:00.630
‫اگه یکی مرده باشه و یکی زنده چی؟

05:00.760 --> 05:02.570
‫آه، یا برعکسش؟

05:02.670 --> 05:04.130
‫به خودت بیا.

05:04.230 --> 05:05.430
‫تو حالا یه قهرمانی،

05:05.570 --> 05:07.140
‫و بهترین قسمت قهرمان بودن اینه که

05:07.240 --> 05:09.640
‫بزنی تو دهن کسایی که بهت شک داشتن.

05:09.770 --> 05:11.940
‫و نجات دادن آدم‌ها، مگه نه؟

05:12.070 --> 05:13.980
‫آره.

05:15.280 --> 05:19.420
‫مامان همیشه کلید رو اینجا، زیر اون...

05:22.050 --> 05:24.250
.‫ببخشید که مامانم از این دورفای باغبون داره

05:24.350 --> 05:26.250
‫می‌دونم خیلی به روز نیستن.

05:26.360 --> 05:29.020
.‫چی داری میگی؟ این یه کوتولۀ باغبونه

05:29.120 --> 05:30.860
‫آهان. البته.

05:30.960 --> 05:33.300
!تو که فکر نمی‌کنی من شبیه اونم

05:33.430 --> 05:35.960
‫من یک دورفم. ما کاملاً با هم فرق داریم.

05:39.470 --> 05:42.240
‫سلام؟ کسی زنده‌ست؟

05:42.340 --> 05:44.570
‫کسی مرده؟

05:46.680 --> 05:48.180
‫کی اونجاست؟

05:48.310 --> 05:50.480
‫پسر عزیزمم همپتون، خودتی؟

05:50.610 --> 05:54.650
‫خدایا شکرت، قهرمان کوچولومون برگشته!

05:54.780 --> 05:56.480
‫مگه نگفتی اونا بدن؟

05:56.490 --> 05:58.620
‫صبر کن، این یه بغل کنایه‌آمیزه؟

05:58.720 --> 06:01.490
‫وای، این خیلی تلخه.

06:01.620 --> 06:04.190
‫ما با هم ازدواج کردیم. یه عروسی عالی داشتیم.

06:04.190 --> 06:05.490
‫کدوم عروسی؟

06:05.590 --> 06:06.860
‫وای، نه.

06:06.960 --> 06:08.830
‫منظورت همون عروسیه که راه انداختیم

06:08.830 --> 06:10.870
‫تا مینوکسِ معترض رو به دام بندازیم؟

06:10.970 --> 06:12.840
‫همون جادوگری که هیچ‌وقت نمی‌تونست آرامششو حفظ کنه.

06:12.940 --> 06:14.170
‫پس یادته.

06:14.270 --> 06:15.870
‫اَکس، اون برای یه مأموریت بود.

06:15.870 --> 06:18.340
‫می‌دونم، برای همین دوست دارم بهش بگم:

06:18.470 --> 06:20.040
‫«بهترین روز زندگیم.»

06:20.180 --> 06:22.340
.‫انجام کاری برای یک مأموریت، اونو حقیقت نمی‌کنه

06:22.480 --> 06:23.880
‫ما یه بار لباس نگهبانان کاخ رو پوشیدیم.

06:23.880 --> 06:26.010
‫این که ما رو نگهبان واقعی کاخ نمی‌کنه.

06:26.110 --> 06:27.480
هنوز اونجا کار می‌کنی، مگه نه؟

06:27.580 --> 06:29.220
‫من یه سوگند یاد کردم.

06:29.350 --> 06:31.220
‫چرا این موضوع الان مطرح شد؟

06:31.350 --> 06:32.860
‫چون امروز سالگردمونه.

06:32.990 --> 06:34.760
.‫حدس می‌زنم یادت رفته کادو هم بگیری

06:34.860 --> 06:37.130
‫اَکس، ما حتی همدیگه رو نبوسیدیم.

06:37.230 --> 06:39.060
‫دقیقاً. همسر ایده‌آل من

06:39.060 --> 06:41.030
‫یه شریک افلاطونیه که بشه کنارش جنگید.

06:41.030 --> 06:42.800
‫به عهدهای من گوش ندادی مگه؟

06:42.900 --> 06:44.670
.‫میرم تا کتاب شمشیر زمزدی رو پیدا کنم

06:44.770 --> 06:46.740
‫کرونوس، تو هم با من میای.

06:46.840 --> 06:49.200
‫داری کرمه رو می‌خوری؟
‫ممکنه سمی باشه.

06:49.340 --> 06:52.210
‫نکتۀ خوبیه‌. باید درباره‌ش تحقیق کنم.

06:53.340 --> 06:55.540
‫کشنده برای... گربه‌ها!

06:55.680 --> 06:58.780
.باشه، ‌بینیم آخرش چی میشه

06:59.480 --> 07:02.350
‫خب، اگه می‌دونستم قراره مهمون بیاد،

07:02.450 --> 07:04.320
‫به خدمه می‌گفتم همه‌جا رو بهتر تمیز کنن.

07:04.420 --> 07:05.390
‫جدی؟ چرا اونوقت؟

07:05.390 --> 07:07.250
‫ببخشید، اطراف رو گشتیم

07:07.260 --> 07:09.930
‫یعنی، می‌دونم از کاری که الان می‌کنم خوشتون نمیاد، اما...

07:10.060 --> 07:12.390
‫وای، چه حرفا! پدرت و من

07:12.390 --> 07:15.200
‫به مردی که شدی افتخار می‌کنیم.

07:15.300 --> 07:16.900
‫افتخار؟ مرد؟

07:17.030 --> 07:18.600
‫منم اولش شاخ درآوردم.

07:19.840 --> 07:21.600
‫هیچ نشونه‌ای از نوچه‌های دث اَدر نیست.

07:21.740 --> 07:23.040
‫باید راه بیفتیم.

07:23.140 --> 07:25.070
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه. اصلاً حرفشو نزن.

07:25.170 --> 07:28.040
‫باید برای صبحانه بمونی. میگو خیس کردیم.

07:28.140 --> 07:29.710
‫- میگو؟
اتاق قدیمیت -

07:29.810 --> 07:31.680
‫دقیقاً همون‌طوریه که گذاشته بودیش، همپتون.

07:31.680 --> 07:33.050
‫وای، رفیق. بیا بمونیم.

07:33.150 --> 07:34.220
‫نمی‌دونم.

07:34.320 --> 07:36.050
ولی ‫واقعاً باید بریم.

07:36.150 --> 07:39.320
‫قضیهٔ دث اَدر، کلی کار داریم که باید انجام بدیم.

07:39.420 --> 07:41.620
‫گیلیوس، اگه داری سعی می‌کنی از من محافظت کنی،

07:41.760 --> 07:43.590
‫خیلی باحاله، ولی من حالم خوبه.

07:43.690 --> 07:46.130
‫پدر و مادرم دارن مثل آدمای کاملاً متفاوتی رفتار می‌کنن.

07:46.260 --> 07:47.430
‫آره، مثل اینکه.

07:47.530 --> 07:49.430
‫پس تا صبح می‌مونیم.

07:49.430 --> 07:51.230
‫میرم میگوهامو انتخاب کنم.

07:52.740 --> 07:54.800
‫پس...

07:57.240 --> 08:00.280
‫... شما دو تا چند وقته که مُردین؟

08:06.680 --> 08:08.780
‫خیلی خب، مچمونو گرفتی. ما مُردیم.

08:09.320 --> 08:11.190
‫و احتمالاً کلی سؤال تو ذهنته.

08:11.190 --> 08:15.320
‫هست. بیشترشون دربارۀ اون قالیچه‌ان.

08:16.960 --> 08:18.860
‫ولی باید تمرکزمو بذارم روی اینکه چطور مُردین

08:18.990 --> 08:20.730
‫و چرا هنوز اینجایید.

08:20.730 --> 08:23.370
‫آخرین چیزی که یادمونه اینه که لشکریان دث اَدر حمله کردن.

08:23.500 --> 08:25.700
‫و بعد به شکل روح اینجا بیدار شدیم.

08:25.830 --> 08:27.840
‫فکر می‌کنیم شاید کار نیمه‌تمومی داریم.

08:27.940 --> 08:29.370
‫و اون کار چی می‌تونه باشه؟

08:29.470 --> 08:30.740
‫همپتون.

08:30.740 --> 08:32.880
‫ما پدرو‌مادر خیلی حمایت‌گری نبودیم،

08:33.010 --> 08:35.910
‫اما جوون بودیم و خب، یعنی نگاش کن.

08:36.040 --> 08:38.050
‫انگار به دنیا اومده بود تا اذیتش کنن.

08:38.050 --> 08:39.210
‫اون گردنِ ماکارونی‌طور.

08:39.310 --> 08:40.780
‫وای، واسه من صورتش رو مخه.

08:40.880 --> 08:42.550
.نظر میج هم همینه -
.نظر منم همینه -

08:42.690 --> 08:45.720
‫به ما فرصت دوباره‌ای داده شده تا به تنها پسرمون

08:45.850 --> 08:50.090
‫عشق و اعتماد به نفسی که برای سرنوشتش نیازه بدیم.

08:50.090 --> 08:52.760
‫بعدش، امیدوارم روح‌هامون آرامش پیدا کنن.

08:52.760 --> 08:55.260
‫خواهش می‌کنم، به همپتون نگو که ما مردیم.

08:55.360 --> 08:58.070
‫باشه، می‌تونم تا طلوع خورشید بهتون وقت بدم.

08:58.200 --> 09:00.260
‫شاید این مایۀ تعجب باشه،

09:00.260 --> 09:02.400
‫اما بابا تاندرهد آدم بغلی‌ای نبود.

09:02.500 --> 09:05.340
‫شوخی نکن. می‌دونی، فکر کنم همپتون داره برمی‌گرده.

09:05.440 --> 09:08.640
‫اشتباه برداشت نکن، اون نون‌آور بود.

09:08.740 --> 09:09.780
‫همپتون!

09:09.910 --> 09:11.980
‫- اون مرد خوبی بود.
!همپتون -

09:12.080 --> 09:14.980
‫- و من ازش متنفر نیستم.
!زود بیا پایین -

09:15.080 --> 09:16.080
‫اون پدر بیولوژیکیم نبـ...

09:16.180 --> 09:18.490
!گمشو بیا دیگه

09:18.590 --> 09:19.760
‫ببین چی پیدا کردم.

09:19.890 --> 09:21.920
‫صفحه شطرنج یوریاییم. پایه‌این بازی کنیم؟

09:22.060 --> 09:23.790
‫خیلی حوصله‌سربره...

09:23.930 --> 09:26.430
‫منظورم اینه که، خیلی دوست دارم.

09:26.530 --> 09:29.600
‫راست میگی؟ فکر می‌کردم محکم بزنی توی ذوقم.

09:30.800 --> 09:33.100
‫جفت چهار!

09:33.240 --> 09:34.770
‫می‌دونی یعنی چی؟

09:34.870 --> 09:36.640
‫احتمالاً یعنی بعد از ۴.۵ ساعت بازی

09:36.770 --> 09:37.940
‫پدر و مادرت بهت افتخار می‌کنن

09:38.070 --> 09:39.470
‫و می‌خوان مطمئن بشن که اینو می‌دونی؟

09:39.470 --> 09:41.440
‫یعنی یکی از خدایان پدر رو اسیر می‌کنم.

09:41.580 --> 09:42.780
‫حالا فقط هشت‌تا براش مونده.

09:42.910 --> 09:44.650
.‫مادر ۱۷ تا داره. اون واقعاً حرف‌ نداره

09:44.650 --> 09:47.950
نه ‫به اندازۀ قهرمان نبرد کوچولوم.

09:48.080 --> 09:49.750
‫حالا بهش بگو دوستش داری.

09:49.850 --> 09:52.920
‫من... دوستت دارم، همپتون.

09:53.460 --> 09:55.460
‫داره کار می‌کنه؟ حس سبکی یا شناوری داری؟

09:55.460 --> 09:58.630
‫گیلیوس، همینجوری نمی‌تونی بری سراغ انبار پدرمادرم.

09:58.730 --> 10:01.300
‫اونا دیگه نمی‌خورن. منظورم اینه که...

10:01.430 --> 10:02.630
‫ دیگه گوشت نمی‌خورن.

10:02.730 --> 10:05.670
‫هوم، تغییر رژیم غذایی برابره با تغییر رفتار.

10:05.770 --> 10:07.040
‫گیلیوس، تو هم باید امتحانش کنی.

10:07.140 --> 10:09.170
‫چه اتفاقی داره میفته؟ چرا به آرامش نرسیدین؟

10:09.170 --> 10:12.680
‫نمی‌دونم. هر حرف قشنگی که به نظرمون می‌رسید رو زدیم.

10:12.780 --> 10:14.810
‫حتی بهش گفتم مدل موی جذابشو دوست دارم.

10:14.940 --> 10:16.840
.و محض اطلاع، ندارم

10:16.850 --> 10:18.950
‫هی، من انجامش دادم! بردم.

10:19.050 --> 10:20.750
‫نه! نه، نه، نه!

10:20.850 --> 10:23.990
‫آهنگر نمی‌تونه از مانع اژدها عبور کنه.

10:24.090 --> 10:26.820
تو مغزت ریدن، احمق؟

10:28.620 --> 10:32.060
.اهم

10:32.160 --> 10:34.830
‫و این هم بهترین بخششه. جدی میگم.

10:34.960 --> 10:37.170
‫خوب، حالا، اگه منو ببخشید

10:37.270 --> 10:39.670
‫میرم بیرون برای جیغ شبانه‌م.

10:39.800 --> 10:41.640
‫من باهاش حرف می‌زنم.

10:42.140 --> 10:44.710
‫همپتون،بـ ـ باید یه چیزی بهت بگم،

10:44.840 --> 10:46.010
.و قرار نیست ازش خوشت بیاد

10:51.980 --> 10:54.520
‫گیلیوس، می‌دونم پدر و مادرم روحن.

10:54.650 --> 10:55.980
‫می‌دونی؟

10:56.080 --> 10:58.850
.حرفاتون خیلی ضایع بود

10:58.990 --> 11:01.220
‫و وقتی مادرم خواست موهام رو توی
‫نور مهتاب مرتب کنه،

11:01.360 --> 11:03.360
‫دستش از توی صورتم رد شد.

11:03.490 --> 11:04.360
‫خیلی سرد بود.

11:04.490 --> 11:05.930
پس ‫چرا چیزی نگفتی؟

11:06.030 --> 11:08.960
‫داشتم از نسخهٔ خوبشون کلی لذت می‌بردم،

11:09.060 --> 11:10.370
‫نمی‌خواستم خرابش کنم.

11:10.470 --> 11:12.840
‫پس احتمالاً بهتره بریم. خیلی حیف شد.

11:12.940 --> 11:14.870
‫فکر کردم شاید خوب باشه یکی از ما

11:14.870 --> 11:16.540
‫بتونه با پدروپدرومادرش آشتی کنه.

11:16.670 --> 11:19.040
‫تا حالا اینو به کسی نگفته بودم،

11:19.140 --> 11:20.380
‫اما پدرم...

11:20.510 --> 11:22.080
‫اووه، نگاه کن ماه رو. خیلی دیره.

11:22.210 --> 11:24.080
‫احتمالاً باید راه بیفتیم.

11:29.480 --> 11:32.290
.چه کرم بزرگی

11:32.390 --> 11:34.560
یه‌کم دیگه بریم کتابی که

11:34.560 --> 11:37.260
.می‌خواینو پیدا می‌کنیم

11:37.390 --> 11:38.860
‫چرا این‌طوری گفتی؟

11:38.960 --> 11:40.730
‫می‌تونی راستشو بگی، عزیزم.

11:40.860 --> 11:43.570
‫من ۳۱۷ ساله که ازدواج کردم.

11:43.670 --> 11:45.900
‫می‌دونم فقط برای این خواستی این کتاب قدیمیو

11:45.900 --> 11:48.070
ببینی ‫که از دست اون شوهرت خلاص بشی.

11:48.200 --> 11:50.170
‫ من ازدواج نکردم!

11:50.270 --> 11:51.910
‫هه. توش نوشته کرم‌ها

11:52.040 --> 11:54.410
‫به نور خورشید و لاکتوز حساسیت دارن.

11:54.510 --> 11:55.740
.من که نه

11:55.880 --> 11:58.710
‫بی‌خیال یک لیوان شیر توی ساحل بشم؟ خدای من، محاله.

11:58.810 --> 12:01.580
‫رسیدیم.

12:06.350 --> 12:08.090
‫بالاخره.

12:08.190 --> 12:12.060
‫شمشیر پهن آمتیست، نه. گرز بیسموت، نه.

12:12.160 --> 12:14.530
.قمقمهٔ طلایی

12:14.630 --> 12:18.270
چطوری اینو سلاح کردن؟ -
.چندتا نظریه دارم -

12:18.870 --> 12:21.940
‫♪ شمشیر زمردی ♪

12:22.600 --> 12:25.510
‫«وقتی شمشیر زمردی و تبر طلا به هم برسن،

12:25.610 --> 12:27.940
‫فقط یکی زنده می‌مونه.» جالبه.

12:28.080 --> 12:29.510
.موندم تو صفحۀ بعدیش چی نوشته

12:29.610 --> 12:32.110
‫کتابی که همه دنبالش بودیمو پیدا کردم.

12:31.900 --> 12:34.440
m -186 -118 l 178 -118 178 24 -186 24

12:31.900 --> 12:34.440
عشق درمانی
چطور ازدواج‌مان را نجات دهیم

12:32.210 --> 12:34.720
‫فقط جلدشو خوندم، اما می‌دونم می‌تونه مشکلمونو حل کنه.

12:34.820 --> 12:36.990
‫حالا، وقتشه که بازش کنیم.

12:37.120 --> 12:38.750
.بجنب

12:38.850 --> 12:40.290
‫روابط نیاز به تلاش دارن.

12:40.420 --> 12:43.290
‫نه، به هم چسبیدن! این یعنی...

12:50.230 --> 12:51.830
‫کرم‌های بیشتر؟

12:51.970 --> 12:55.500
‫باید از این احمق طلاق بگیری.

12:56.670 --> 12:58.970
‫یه‌کم طول کشید، اما کم‌کم متوجه شدم

12:59.110 --> 13:01.480
.اون برای پدر شدن ساخته نشده

13:01.480 --> 13:02.980
.اون مایه‌شو نداشت

13:03.080 --> 13:04.350
...چه غلطی میـ

13:04.350 --> 13:05.480
‫ببخشید، فقط باید یه‌کم

13:05.610 --> 13:06.820
‫ بیشتر با والدینم وقت بگذرونم.

13:06.920 --> 13:08.580
‫هیچ‌وقت این‌قدر باهام خوب نبودن.

13:08.680 --> 13:10.850
.ولی اونا روحن و کاراشون از ته دل نیست

13:10.950 --> 13:13.660
.خب که چی؟ بازم حال میده

13:13.760 --> 13:16.220
‫اینم عاقبت پناه دادن به یه بچه‌پولدار لوس

13:16.320 --> 13:18.190
‫که دو ثانیه هم دور از ننه‌باباش دووم نمیاره.

13:22.260 --> 13:25.170
‫- قلدر همپتون!
.خجالتم نده -

13:25.170 --> 13:26.840
‫قلدر اصلی همپتون پدرشه.

13:26.970 --> 13:28.670
‫و مادرش. من درودام.

13:28.800 --> 13:30.170
سرت چی شد؟

13:30.310 --> 13:32.670
‫اه، وقتی همپتون با اون سلاح جادویی بهم شلیک کرد

13:32.810 --> 13:34.010
‫ خیلی محکم خوردم زمین.

13:34.140 --> 13:35.480
.خداروشکر که قبلشم مُردم

13:35.580 --> 13:37.710
.زیاد خوشحال نباش -
!بصبر -

13:37.710 --> 13:39.920
‫می‌خوام کمک کنم. همپتون در خطره.

13:40.020 --> 13:42.050
‫مامان؟ بابا؟

13:42.050 --> 13:44.190
‫میگوها آماده‌ان؟

13:44.190 --> 13:46.720
‫همپی اسکامپی‌شو می‌خواد.

13:49.020 --> 13:51.360
‫ببخشید پسرم. ما یه معامله کردیم.

13:51.360 --> 13:54.230
‫ما شمشیر زمردی رو برمی‌داریم.

13:54.230 --> 13:55.730
‫واو.

13:55.830 --> 13:58.070
.می‌خواستم واسه یواشکی روح‌شدن‌تون ببخشمتون

14:03.820 --> 14:05.570
‫نمی‌فهمم. چرا این کارو می‌کنین؟

14:05.570 --> 14:06.940
‫وقتی نیروهای دث اَدر حمله کردن،

14:07.080 --> 14:09.080
.ما رو یه گوشه گیر انداختن

14:09.080 --> 14:10.910
.اون شونه‌مو لمس کرد

14:11.050 --> 14:14.520
‫من خیلی خونسرد به دث اَدر پیشنهاد دادم.

14:14.620 --> 14:17.290
‫آه، لطفاً ما رو نکش. لطفاً منو نکش.

14:17.420 --> 14:19.690
‫می‌تونی زنمو بکشی. برام مهم نیست.

14:19.790 --> 14:20.890
‫ما همپتون رو بهت می‌دیم.

14:20.990 --> 14:23.090
‫از همپتون خوشمون نمیاد.
‫اون خیلی رو مخه.

14:23.190 --> 14:24.590
‫اون ما رو کشت.

14:24.690 --> 14:26.130
‫خیلی وحشتناک بود.

14:26.260 --> 14:28.260
‫اما بعدش ما رو تبدیل به روح کرد.

14:28.360 --> 14:31.270
‫آه، خیلی فوق‌العاده بود!

14:31.400 --> 14:33.430
‫اگه ما به سهم خودمون از معامله عمل کنیم،

14:33.440 --> 14:35.970
‫اون برای همیشه ما رو زنده می‌کنه.

14:36.070 --> 14:38.440
‫چطور تونستین با دث اَدر معامله کنین؟

14:38.570 --> 14:40.610
‫اون عملاً دشمن شمارۀ یک منه.

14:40.740 --> 14:42.940
‫آه همپتون، ما در تئوری دوستت داریم.

14:42.950 --> 14:44.950
‫فقط زنده‌بودن رو بیشتر دوست داریم.

14:45.050 --> 14:48.780
‫ما پولداریم و زنده بودن واقعاً حال میده.

14:49.950 --> 14:51.390
‫چرا داری این چیزا رو به من میگی؟

14:51.490 --> 14:54.020
‫- تو برای دث اَدر کار می‌کنی.
‫- دیگه نمی‌تونم این کارو بکنم.

14:54.120 --> 14:56.060
‫نمی‌خواستم اینو جلوی همپتون بگم

14:56.160 --> 14:58.790
‫چون به نظر می‌رسه که اون توی تمام جنبه‌های زندگی موفقه،

14:58.790 --> 15:03.660
‫اما من از شغلم متنفرم.

15:03.670 --> 15:06.940
‫فرهنگ اسکلتی خیلی بی‌رحمانه‌ست.

15:07.040 --> 15:09.140
میگن ما یه خانواده‌ایم ولی فقط می‌خوان تو تعطیلاتم

15:09.140 --> 15:10.440
.ازت کار بکشن

15:10.540 --> 15:12.840
حتی عید نوروز هم تعطیل نیستین؟

15:12.840 --> 15:16.480
!حتی عید نوروز هم تعطیل نیستیم

15:16.610 --> 15:18.280
می‌خوای بدونی بخش بدش کجاست؟

15:18.380 --> 15:19.750
.نه خیلی

15:19.850 --> 15:22.380
.‫من هنوز اجازه استفاده از منجنیق‌ رو ندارم

15:22.480 --> 15:24.750
،هی میگن باید بیشتر تجربه کسب کنم

15:24.850 --> 15:27.320
ولی چجوری بدون دست زدن

15:27.420 --> 15:29.890
تجربه کسب کنم؟

15:35.500 --> 15:37.600
چطوره الان یه‌کم تجربه کنی

15:37.700 --> 15:39.430
‫با پرتاب کردن من به سمت اون پنجره؟

15:39.530 --> 15:40.870
‫باشه!

15:43.140 --> 15:46.210
‫وقتی گفتی با منجنیق کار نکردی،

15:46.310 --> 15:47.810
‫منظورت توی جنگ بود، مگه نه؟

15:47.910 --> 15:51.210
‫- خودت که تمرین کرده بودی؟
.نه، این اولین باره -

15:53.450 --> 15:55.430
‫فکر کنم باید این چیزه رو ببریم بالا.

15:55.430 --> 15:56.020
نظرته؟

15:56.120 --> 15:58.050
‫فکر می‌کنی کجا داری میری؟

15:58.050 --> 15:59.750
‫ولش کن، احتمالاً رفته قهر کنه

15:59.850 --> 16:01.690
‫و بگه بهش «خیانت» شدە یا یه همچین چیزی.

16:01.790 --> 16:04.530
‫قهر نکردم. دارم میرم گیلیوس رو بیارم.

16:04.660 --> 16:06.330
‫دوست کوتوله‌تو فراموش کن.

16:06.430 --> 16:08.860
.‫اون کوتوله نیست. یه دورف جنگیه

16:08.960 --> 16:11.370
‫و تازه فهمیدم باهم فرق دارن،

16:11.500 --> 16:14.700
.پس خاک تو سرتون که نمی‌دونستین

16:16.140 --> 16:17.540
‫گیلیوس!

16:18.210 --> 16:21.240
.گیلی با پسر کوچیکه توی خونه بزرگه‌ست

16:24.010 --> 16:27.550
‫چرا این کتاب کرم‌زده رو آوردی اینجا؟

16:27.650 --> 16:30.220
‫چون من هنوز از رابطه‌مون دست نکشیدم.

16:30.350 --> 16:31.920
‫و منم از جمع‌کردن جریمه‌های

16:32.050 --> 16:34.920
عقب‌افتادۀ‫ کتابخونت دست نکشیدم.

16:34.920 --> 16:37.660
.اون کرم منو از دادن سه سکۀ مسی نجات داد

16:38.160 --> 16:40.800
‫صبر کنین، کتاب می‌گفت این موجودات به نور خورشید حساسن.

16:40.900 --> 16:42.200
‫نور خورشید.

16:42.300 --> 16:45.100
‫یادمه بیرون یه‌کم بود. دنبالم بیاین.

16:46.170 --> 16:47.440
‫کتاب.

16:48.700 --> 16:52.940
.‫ولش. درهرصورت که یه مشت کصشر جواهراتیه

17:01.250 --> 17:03.790
‫فکر نکنم از اینجا زنده بیرون بیایم.

17:04.750 --> 17:05.750
!‫من می‌کنم

17:04.750 --> 17:08.130
ساکا: موقع بله گفتن سر سفرۀ عقدم همینو میگن*

17:05.890 --> 17:08.390
.پس منم می‌کنم

17:31.450 --> 17:35.150
‫تو منو خوشبخت‌ترین مرد یوریا کردی.

17:38.150 --> 17:39.290
‫هنوزم خوشبختم.

17:39.290 --> 17:41.460
‫آه، هورا. نوبت منه.

17:44.730 --> 17:46.960
‫از ریش خودم علیه‌ خودم استفاده می‌کنی، هان؟ دستخوش.

17:47.060 --> 17:49.330
‫باید همین الان بریم. وینسبرگ یه تله‌ست.

17:49.460 --> 17:51.600
.‫نمی‌تونیم. پدر و مادرم شمشیرو گرفتن

17:51.700 --> 17:52.870
‫فایده‌ای نداره.

17:52.970 --> 17:55.670
‫فرستادۀ دث اَدر همین الان‌هاست که برسه.

17:55.800 --> 17:57.170
.‫وقتتون تمومه

17:57.310 --> 17:58.970
‫قرار نبود کار به اینجا بکشه.

17:59.110 --> 18:00.640
‫قرار بود من آدم خاصی باشم.

18:00.740 --> 18:04.650
تو ‫که به اون مزخرفات «برگزیده بودن» باور نداری، داری؟

18:06.450 --> 18:08.480
‫اگه انقدر حوصله‌ت سر رفته، می‌ذاریم پیش دث اَدر

18:08.620 --> 18:10.590
شاگردی کنی، ‫احتمالاً بدون حقوق،

18:10.690 --> 18:12.790
‫ولی اینکه پاتو توی این مسیر بذاری، ضرر نداره.

18:12.890 --> 18:16.320
‫هی، پاش همین‌الانم توی مسیر منه.

18:16.420 --> 18:17.630
‫من دیدمش.

18:17.730 --> 18:19.660
‫دیدم که مبارزه می‌کنه و خودشو ثابت می‌کنه.

18:19.790 --> 18:22.860
‫اون از یه آدم بی‌عرضه و دست‌وپاچلفتی،

18:22.960 --> 18:24.870
‫ شده یه بی‌عرضۀ قوی و محکم.

18:25.000 --> 18:26.530
‫اون نیازی به تاییدتون نداره.

18:26.630 --> 18:29.670
‫تنها چیزی که نیاز داره، همون شمشیره.

18:31.970 --> 18:34.710
‫از مهتاب بیاین بیرون تا دوباره امتحان کنیم...

18:35.480 --> 18:38.510
‫خدای من. اینجا کجاست؟

18:38.510 --> 18:39.810
‫اون شمشیرو بده من.

18:39.910 --> 18:41.020
‫آخ!

18:42.350 --> 18:44.720
‫عزیزم، حالا گیلیوس رو بکشیم؟

18:44.720 --> 18:46.850
‫خیلی دوست دارم.

18:50.060 --> 18:51.290
‫نه.

18:52.960 --> 18:54.860
‫فکر نمی‌کردم ترسو باشی، گیلیوس.

18:54.960 --> 18:56.400
‫خودتو نشون بده.

18:56.500 --> 18:58.930
‫چی؟ شوخی‌ت گرفته؟ من همین‌جام.

18:59.030 --> 19:01.040
‫اوناهاش! آها!

19:01.140 --> 19:03.070
‫ حتی استخون گونه‌هامون هم شبیه هم نیست.

19:03.210 --> 19:04.840
‫مواظب باش! اونا با دست رنگ شدن،

19:04.940 --> 19:07.340
‫و عملاً بی‌دلیل تولیدشون رو متوقف کردن.

19:07.440 --> 19:09.380
‫- همین الان بس کن!
!اونا هدیه بودن -

19:13.150 --> 19:14.650
‫لعنتی!

19:16.220 --> 19:18.420
‫همپتون، شمشیر!

19:22.220 --> 19:23.630
‫اووه، وای. من گرفتمش؟

19:23.730 --> 19:25.360
.کم پیش میاد موفق بشم

19:25.460 --> 19:28.230
‫منصفانه نبود. زیر نور ماه بود.

19:28.330 --> 19:29.900
‫- تو تقلب کردی.
.بسه -

19:30.000 --> 19:33.240
،سعی کردیم با بازی کردن اون شطرنج مسخره‌ت والدین خوبی باشیم

19:33.370 --> 19:36.740
‫تظاهر کردیم بهت افتخار می‌کنیم و حالا کارمون تمومه!

19:36.840 --> 19:39.240
‫خب، دیگه لازم نیست تظاهر کنین.

19:39.340 --> 19:41.610
‫من یکیو دارم که واقعاً بهم افتخار می‌کنه.

19:41.740 --> 19:43.580
‫بیشتر شبیه یه تعجب خوشایند بود.

19:43.680 --> 19:46.480
‫اون شمشیر رو بده به ما، پسرم.

19:46.580 --> 19:47.910
‫من پسرتون نیستم.

19:47.920 --> 19:49.920
‫از نظر فنی هستم، ولی منظومو می‌فهمید!

19:58.760 --> 20:00.130
‫سرتو بالا بگیر. همیشه اون

20:00.230 --> 20:02.860
.قالیچه رو یادگاری داری

20:08.740 --> 20:10.740
‫چه جور هیولایی پدر و مادر خودشو می‌کشه؟

20:10.840 --> 20:13.310
‫نمی‌تونی کسی که از قبل مرده رو بکشی.

20:13.440 --> 20:14.840
‫دث اَدر پدر و مادرتو کشت،

20:14.940 --> 20:16.980
‫که یه جورایی شرط لازم برای قهرمان بودنه.

20:17.080 --> 20:19.180
‫پس، به باشگاه خوش اومدی.

20:19.280 --> 20:21.780
‫حالا عجله کن. اون فرستاده همین الان...

20:26.350 --> 20:28.460
.چیزی نیست. اون طرف خودمونه

20:28.560 --> 20:30.290
.خوشحالم قبل از رفتن بهتون رسیدم

20:30.390 --> 20:33.300
‫امیدوارم بتونم همراهیتون کنم.

20:33.430 --> 20:36.000
چرا باید با قلدر بچگیم همسفر بشم؟

20:36.000 --> 20:37.630
چرا باید با کسی که تو بچگی

20:37.630 --> 20:38.970
اذیتم می‌کرد همسفر بشم؟

20:40.270 --> 20:41.600
‫خیلی رو مخی.

20:41.700 --> 20:44.000
.اونم میاد، 100 درصد میاد

20:44.010 --> 20:46.810
‫ببخشید، ببخشید. دیگه نمی‌خوام قلدری کنم.

20:46.940 --> 20:48.140
‫حالا که از دث اَدر جدا شدم،

20:48.280 --> 20:49.640
‫نمی‌دونم باید چه جور آدمی باشم.

20:49.780 --> 20:53.180
‫اما می‌دونم ترجیح میدم با آدم‌خوبا باشم.

20:53.980 --> 20:56.520
‫و همپتون، تو آدم خوبی هستی.

20:56.620 --> 20:58.150
‫بی‌خیال. اون نمیاد.

21:04.190 --> 21:05.330
‫اوه‌هو!

21:05.410 --> 21:07.410
(Sokka) ترجمه شده توسط ساکا

21:07.430 --> 21:17.430
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
