WEBVTT

00:01.000 --> 00:11.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:04.930 --> 00:06.690
.نقشۀ یوریا

00:06.690 --> 00:07.360
.‫اونجا رو ببینین

00:07.360 --> 00:10.520
‫یه افعی دریایی هست، و، اوه!

00:10.700 --> 00:12.960
‫یه هیولا گوشۀ تصویر. خیلی ترسناکه.

00:13.220 --> 00:15.120
‫قراره در مورد چیز خاصی صحبت کنم؟

00:15.380 --> 00:17.880
‫آهان، درسته! در تعقیب دث اَدر،

00:18.020 --> 00:20.460
‫گیلیوس تاندرهد از اَکس و تایریس جدا شده.

00:20.840 --> 00:21.960
‫حالا اون یه همکار جدید داره،

00:22.160 --> 00:24.340
‫همپتون اسکویبِ به‌طور نگران‌کننده‌ای بی‌تجربه،

00:24.440 --> 00:26.840
.و بهم گفتن قراره تو کلی دردسر بیفتن

00:27.420 --> 00:28.420
و‫ای خدایان،

00:28.560 --> 00:29.570
‫اونا اسیر شدن!

00:29.580 --> 00:31.860
‫فکر کردم فقط تنقلاتشون تموم شده یا یه همچین چیزی.

00:33.050 --> 00:38.390
تبر طلایی

00:33.970 --> 00:36.230
چون ‫اسیر کردن گیلیوس تاندرهد کار آسونی نیست.

00:36.340 --> 00:37.920
.کار هرکی بوده، طرف حتماً یه نابغه‌ست

00:39.570 --> 00:42.420
‫- نوبت توئه!
!حالا تو -

00:43.600 --> 00:44.630
حال کردی چه خوب زدم؟

00:44.640 --> 00:45.550
.حالا تو بزن

00:47.260 --> 00:49.570
‫گیلیوس، اینا کی‌ان؟ و دارن چیکار می‌کنن؟

00:49.800 --> 00:52.600
‫داداشای بد، وفادارترین نوچه‌های دث اَدر.

00:52.780 --> 00:54.510
.و دارن گیر انداختن مارو جشن می‌گیرن

00:54.520 --> 00:56.920
چطوره ما هم ‫برای پیروزی بعدی‌مون به هم سیلی بزنیم؟

00:57.300 --> 00:59.620
.‫فکر نکنم خوشم بیاد، ولی به امتحانش میارزه

01:00.340 --> 01:03.280
‫به نظر میاد یه دونه گیلیوس گیر آوردیم.

01:04.060 --> 01:05.450
‫پدر و مادرت کجان؟

01:05.860 --> 01:07.660
‫فکر می‌کنین اَکس و تایریس پدر و مادرشن؟

01:07.900 --> 01:09.220
‫اونا همکارای سابقشن.

01:09.600 --> 01:14.100
.ولی اون به من ارتقاء داده شده: همپتون اسکویبِ قدرتمند

01:14.230 --> 01:15.710
‫بیشتر شبیه همپتون له‎شده‌ست.

01:15.800 --> 01:17.890
!وای یه پتک بزرگ -
!بروزر، نه -

01:17.890 --> 01:19.260
‫دث اَدر بچه رو زنده می‌خواد.

01:19.580 --> 01:20.590
‫صبر کن. جدی؟

01:20.600 --> 01:21.730
خب این خودش نکتۀ مثبتیه

01:21.730 --> 01:23.210
اونم ‫تو یه روز نسبتاً سخت.

01:23.420 --> 01:24.480
.ولی جون میده لهش کنی

01:24.720 --> 01:26.770
چرا ما باید همیشه به حرف دث اَدر بگوشیم؟

01:26.780 --> 01:28.000
‫چون اون رئیسمونه؟

01:28.420 --> 01:31.440
.‫و وقتی یوریا رو تسخیر کنیم، گفت که خرپول می‌شیم

01:31.760 --> 01:35.040
!خرپول! می‌فهمی؟ چیزیه که خیلی دلم می‌خواد

01:35.350 --> 01:37.430
‫کی به ثروت اهمیت میده؟ من دلتنگ روزای قدیمم

01:37.430 --> 01:39.310
.‫که هر وقت می‌خواستیم می‌تونستیم همه چیو له کنیم

01:39.500 --> 01:41.180
‫منظورم از همه‌چی، آدماست.

01:41.580 --> 01:44.370
‫بروزر، زندگی فراتر از اینه که یه آدم بد باشی

01:44.380 --> 01:46.190
‫که با پتک آدما رو له می‌کنه.

01:46.200 --> 01:47.200
‫نه، این‌طوری نیست!

01:47.370 --> 01:49.400
‫می‌تونیم آدم‌بدایی باشیم که با شمشیر می‌زنن،

01:49.510 --> 01:51.550
‫یا آدم‌بدایی که کتاب می‌نویسن!

01:51.560 --> 01:54.790
‫می‌دونی، من یه ایده درباره یه سگ سخنگو دارم

01:54.800 --> 01:57.600
‫و بهترین دوستش، یه آدمه که حرف نمی‌زنه.

01:57.870 --> 01:59.760
‫اولش، اونا از همدیگه خوششون نمیاد.

01:59.900 --> 02:00.900
‫اما در آخر،

02:01.040 --> 02:02.600
‫اون مرد سگه رو می‌خوره.

02:02.740 --> 02:03.810
،چه کصشرا

02:03.820 --> 02:05.030
.کتاب کلاً کصشره -
!نه -

02:05.380 --> 02:07.170
‫گفتی اولش از هم خوششون نمیاد، و

02:07.180 --> 02:09.180
.پس آخرشم ازش خوشش نمیاد، چون می‌خورتش

02:09.190 --> 02:10.340
.این وسط چیزی تغییر نکرد که

02:10.460 --> 02:11.630
چطور جرئت می کنی؟

02:10.780 --> 02:12.570
‫این ایدۀ خوبی واسه یه کتاب نیست.

02:12.570 --> 02:14.560
‫گفتم وفادارترین نوچه‌های دث اَدرـن

02:14.560 --> 02:16.170
‫نه باهوش‌تریناشون. بیا بریم.

02:16.170 --> 02:18.590
.بجنب، زور بزن

02:18.600 --> 02:20.460
‫قدت خیلی بلنده مرتیکه!

02:20.800 --> 02:22.180
!برو سمت پامرغی! زود

02:22.530 --> 02:23.860
‫هی! برگردین اینجا!

02:29.590 --> 02:31.430
‫شمشیر زمردی... به سوی من!

02:34.530 --> 02:36.330
‫چرا فکر کردی این روش جواب میده؟

02:36.460 --> 02:37.460
‫بالاخره یه چیزی باید جواب بده!

02:38.460 --> 02:39.460
‫وقت رفتنه.

02:43.660 --> 02:45.700
‫اه، دارن فرار می‌کنن!

02:45.860 --> 02:48.480
.شاید از ما فرار کنن، ولی از دست پتکم نمی‌تونن

02:49.400 --> 02:50.820
‫پتک!

02:52.380 --> 02:54.640
‫پرتاب خوبی بود داداش.
‫می‌خوای اونو تو کتابت بنویسی؟

02:56.690 --> 02:59.030
‫می‌دونم باید روی فرارمون
‫از اینجا تمرکز کنم،

02:59.130 --> 03:01.310
.ولی نمی‌تونم ایدۀ اون کتابو از ذهنم بیرون کنم

03:01.310 --> 03:03.370
‫- خیلی افتضاح بود.
‫- تو هیچ‌وقت نوشته‌هاشو نخوندی.

03:03.610 --> 03:05.370
‫آخرین کتابش اشکمو درآورد.

03:10.550 --> 03:11.770
‫آم، گیلیوس،

03:12.030 --> 03:13.150
‫اونجا پرتگاهه؟

03:13.890 --> 03:14.880
‫آره.

03:14.890 --> 03:17.370
‫- پامرغی می‌تونه پرواز کنه؟
.نه -

03:17.770 --> 03:19.670
‫ولی این یکی می‌تونه.

03:23.100 --> 03:25.090
‫اونجا دهکدۀ عقابه؟

03:25.100 --> 03:27.310
از کجا فهمیدی؟ از دهکده یا از عقاب؟

03:27.310 --> 03:29.770
‫گیلیوس، داریم تند می‌ریم.
‫داریم تند می‌ریم!

03:29.920 --> 03:33.050
‫خدایا، یواش‌تر، یواش‌تر، یواش‌تر!

03:33.200 --> 03:34.380
‫ببخشید، آقا؟

03:34.900 --> 03:37.260
هیولاهای سواری ‫دیگه اجازه ندارن روی عقاب باشن.

03:37.400 --> 03:39.520
.باید برن طبقۀ پایین -
از کِی تا حالا؟ -

03:39.800 --> 03:41.890
‫ از وقتی که شروع کردن به گاز گرفتن بچه‌ها

03:41.900 --> 03:43.660
.و ریدن توی آب آشامیدنی

03:44.040 --> 03:47.360
‫با خانوم برو، وقتی رسیدیم می‌بینمت.

03:50.050 --> 03:52.110
‫نمی‌خوام انقدر ناراحت ببینمش.

03:52.250 --> 03:54.090
‫باید روی چیزای مثبت تمرکز کنی، گیلیوس.

03:54.210 --> 03:55.610
‫ داداشای بد رو دور زدیم!

03:55.870 --> 03:58.570
‫که البته با کمی فکر، کار سختی هم نبود، ولی خب!

03:58.690 --> 04:01.030
‫- تیم خیلی خوبی می‌شیم.
.اِی، بدک نیس -

04:01.210 --> 04:03.710
‫خیلی بیشتر از این حرفا داریم پیش میریم، گیلیوس.

04:03.960 --> 04:05.390
‫دث اَدر منو زنده می‌خواد!

04:05.790 --> 04:07.450
‫ جوری میگی انگار خبر خوبیه.

04:07.550 --> 04:09.810
‫هست دیگه. اگه دث اَدر شمشیر زمردی رو می‌خواد،

04:10.850 --> 04:11.840
‫یعنی حق با تو بوده

04:11.850 --> 04:13.480
درمورد این ‫که کلید شکست دادنش همینه.

04:13.490 --> 04:15.480
‫حق با توئه. حق با منه!

04:15.490 --> 04:18.560
‫درسته. فقط باید بفهمیم چطور
‫باید ازش استفاده کنیم.

04:18.850 --> 04:20.600
.اوه، شت. اون قضیه رو یادم رفته بود

04:20.610 --> 04:22.250
اون چیه؟

04:22.620 --> 04:24.730
.‫یه لیست از چیزهایی که باید روی شمشیر تست کنم

04:24.790 --> 04:27.870
m -334 -10 l 8 -10 8 356.125 -334 356.125

04:24.790 --> 04:27.870
لیست کارها
لیس زدن -
نگه‌داشتن سرش -
کمک خواستن از مامانی -
غافلگیری -
مالیدن خون خودت -
(ارتباط چشمی (اگه چشم داشت -
سخت‌کوشی -
چرخاندن، پیچاندن، کشیدن -
کارای خاک‌برسری؟ -

04:25.070 --> 04:28.110
.‫مثلاً اینجا نوشتم: مالیدن خون خودت

04:28.230 --> 04:30.780
احتمالاً آخرین آپشنم باشه. ولی نترس،‌ چون حس می‌کنم

04:30.790 --> 04:33.330
‫که من و تو با قدرت کار تیمی حلش می‌کنیم.

04:33.610 --> 04:35.500
‫و به محض این که این کارو کردیم، سریعاً دوتایی

04:35.610 --> 04:37.740
‫راست می‌ریم سراغ اَکس و تایریس...

04:37.740 --> 04:40.520
‫- منظورت قلعه دث اَدره؟
نه. راست می‌ریم سراغ اَکس و تایریس -

04:40.530 --> 04:41.980
‫تا نشون بدیم چقدر اشتباه می‌کردن

04:41.990 --> 04:46.380
‫و من چقدر از همکار جدیدم راضی‌ام.

04:46.510 --> 04:47.750
‫گیلیوس؟

04:47.850 --> 04:50.230
‫ اَکس و تایریس هستیم، از نجات‌دهندگان یوریا.

04:50.330 --> 04:51.830
.دفعه اولمه این پسره رو می‌بینم

05:06.600 --> 05:07.610
‫ببخشید.

05:07.620 --> 05:08.720
‫فکر کنم اشتباهی شده.

05:08.890 --> 05:10.310
‫منو انداختن اینجا پیش این هیولاها،

05:10.430 --> 05:12.370
‫در حالی که مشخصه من بیشتر آدمم.

05:12.370 --> 05:15.070
‫دم و پشم داشته باشی میای این پایین.

05:15.280 --> 05:17.670
‫صورت انسانی؟ امم، امم، یه‌جوریایی...

05:17.670 --> 05:19.720
‫آه، می‌دونی، نداری دیگه. مهم نیست.

05:20.510 --> 05:21.890
‫این اصلاً عادلانه نیست!

05:22.360 --> 05:24.130
‫من و پلنگه باید بالا باشیم.

05:24.320 --> 05:25.990
‫منو سرزنش نکن، پدرتو سرزنش کن

05:26.000 --> 05:27.680
‫که با یه اسب هم‌بستر شده.

05:27.680 --> 05:28.860
.سر جرئت حقیقت بوده خوبه

05:29.380 --> 05:31.320
‫من نتیجۀ یه جرئت‌م.

05:31.730 --> 05:34.690
‫این واقعی‌ترین عروسکیه

05:34.780 --> 05:38.070
‫ که تو عمرم دیدم، توش با چی پر شده؟

05:38.190 --> 05:39.810
‫این پسرۀ استخون‌پوک همکار جدیدته؟

05:40.060 --> 05:41.560
.مطمئن باش استخونام پوک نیستن

05:41.560 --> 05:42.820
‫من بهترین دکترها رو داشتم.

05:43.020 --> 05:44.020
‫دکتر دیگه چیه؟

05:44.400 --> 05:46.380
‫این... همپتون اسکویبه.

05:47.250 --> 05:49.250
‫اون همیشه انقدر...

05:49.250 --> 05:50.610
‫ناتوانه؟ شکننده‌ست؟

05:50.610 --> 05:51.790
‫آه، کشتنش آسونه؟

05:51.790 --> 05:53.170
‫خوشوقتم، هامپتون اسکواب.

05:54.140 --> 05:55.690
‫گیلیوس، از وقتی ما رو مست‌کنان

05:55.700 --> 05:57.290
ترک کردی تا بری دنبال

05:57.300 --> 05:58.930
‫یه مأموریت بی‌سرانجام که قسم‌خوردی

05:58.940 --> 06:01.120
.‫اشتباه ما رو ثابت می‌کنه، دیگه ندیدیمت

06:01.280 --> 06:03.650
‫دنبال یه جور سلاح خیالی بودی.

06:03.660 --> 06:06.730
.‫وقتی کارهای احمقانه می‌کنی، خنده‌م می‌گیره

06:06.730 --> 06:09.050
‫احمقانه؟! این شمشیر کاملاً واقعیه،

06:09.050 --> 06:11.020
‫و من پیداش کردم. نشونش بده!

06:11.000 --> 06:14.070
‫شمشیر زمردی رو تماشا کنید!

06:14.440 --> 06:16.240
‫واو! کوچیکه،

06:16.380 --> 06:18.540
‫اما توی دست‌های کوچیکش، خیلی بزرگ به نظر میاد.

06:18.710 --> 06:21.510
‫بـ ـ بله، خب، شاید کوچیک باشه،

06:21.770 --> 06:25.430
‫اما باید ببینی وقتی همپتون فعالش می‌کنه چی کار می‌کنه.

06:25.440 --> 06:27.770
‫اوه پس قدرت داره. چکار می‌کنه؟

06:28.120 --> 06:29.550
‫خب، می‌تـ‌ ـ می‌تونه، ام...

06:29.560 --> 06:31.280
!پـ ـ پرواز می‌کنه -
!پشمام -

06:31.480 --> 06:32.540
‫- صبر کن. چی؟
.درسته -

06:32.740 --> 06:34.880
،اگه به چاقو زدن توی چشم دشمن فکر کنی

06:34.970 --> 06:38.300
‫پرواز می‌کنه میره تو چشمشون و درست از وسطش رد میشه!

06:38.480 --> 06:40.020
‫- بعد میره توی مغزشون.
‫- گیلیوس...

06:40.140 --> 06:42.150
‫بعدش توی جمجمه‌شون وول می‌خوره،

06:42.150 --> 06:44.080
‫و... و بعد از اون یکی سوراخ چشم میزنه بیرون.

06:44.080 --> 06:46.590
‫کورشون می‌کنه و در عین حال می‌کشتشون

06:46.600 --> 06:48.620
‫به خاطر همون قضیۀ له‌شدن مغز.

06:49.520 --> 06:51.820
‫به نظرم خیلی زیاده‌رویه. خوشم میاد.

06:52.210 --> 06:53.670
.‫آه، اینا رو نمیشه از خودت دربیاری

06:54.880 --> 06:56.330
‫گیلیوس، میشه باهات حرف بزنم؟

06:56.650 --> 06:59.410
‫من و گیلیوس باید... بریم چندتا سیب بخریم.

06:59.580 --> 07:01.960
‫البته. اون‌جا کلی سیب هست.

07:03.910 --> 07:06.230
‫هی، گیلیوس، من احمق نیستم.

07:06.240 --> 07:07.500
‫می‌فهمم که خجالت کشیدی.

07:07.590 --> 07:09.630
‫ببین، قضیه اینه که گاهی تو...

07:09.640 --> 07:11.980
‫خجالت کشیدی چون شمشیر زمردی کار نمی‌کنه.

07:12.240 --> 07:14.870
‫آه، درسته. درسته، بله، بله.

07:14.880 --> 07:16.260
‫آره... دقیقاً همینیه که میگی.

07:16.370 --> 07:20.020
‫فهمیدم. می‌خوای به اَکس و تایریس نشون بدی که اوضاع بر وفق مراده.

07:20.170 --> 07:21.200
‫ از دروغ گفتن خوشم نمیاد،

07:21.550 --> 07:23.770
‫اما خب، لازم نیست تمام حقیقت رو بدونن.

07:24.050 --> 07:26.740
!‫عالیه! وانمود می‌کنیم تو خوبی، و همه چی عالیه

07:26.740 --> 07:28.910
!من عالیم -
!اونا هم همین فکرو می‌کنن -

07:29.120 --> 07:31.540
‫شاید بتونیم قسر در بریم.

07:33.120 --> 07:35.180
‫یادم رفته بود از سیب خوشم نمیاد.

07:46.640 --> 07:48.790
‫حالا با چی می‌خوای بزنی تو سر مردم؟

07:49.060 --> 07:50.480
‫گل کاشتی، گوربلاک.

07:50.850 --> 07:53.150
‫داداشای بد از داداشای خفاشی تشکر می‌کنن.

07:52.980 --> 07:55.020
.خفاش: این کصخل فکر کرده ما حرفاشو می‌فهمیم

08:02.640 --> 08:06.070
‫و بعد کرونوس دمن هل‌استرایک رو تیکه پاره کرد.

08:06.160 --> 08:07.260
.تمام اعضای بدنشو دیدم

08:07.460 --> 08:09.950
‫‫و یادش نمیاد که پدر خودشو کشته؟

08:10.140 --> 08:12.080
‫کرونوس به نظر یه گربۀ واقعاً بانمکه،

08:12.190 --> 08:14.280
‫اما این در مقایسه با خونی که من و همپتون

08:14.280 --> 08:15.720
‫ریختیم، چیزی نیست.

08:15.910 --> 08:17.020
‫متوجه این بخشش نشدی

08:17.030 --> 08:18.790
‫که کرونوس صورت پدر خودشو خورد؟

08:19.020 --> 08:22.180
‫بگو ببینم، تو تا حالا صورت چندتا پدر رو خوردی، هامپتون اسکواب؟

08:22.190 --> 08:23.780
.همپتون اسکویب هستم

08:23.910 --> 08:25.460
‫و هیچ صورت پدری هم در کار نبوده.

08:25.470 --> 08:26.650
‫ولی ما یه حلزون رو کشتیم.

08:26.850 --> 08:28.850
‫یه حلزون غول‌پیکر.

08:28.960 --> 08:32.180
‫و ترسناک‌ترین ژنرال دث اَدر رو کشتیم.

08:32.190 --> 08:35.070
‫خدای من. اسم این ژنرال پلید چی بود؟

08:35.290 --> 08:36.530
‫با زبون خودت بهم بگو.

08:36.910 --> 08:38.590
‫ام، اوه، اسمش بود، ام...

08:38.710 --> 08:40.930
‫اوه، همپتون، اسمش چی بود راستش؟

08:41.200 --> 08:44.140
آم... دث... دث؟

08:44.150 --> 08:45.460
دث دث؟

08:45.910 --> 08:49.430
‫آره. دث دث مُرده. کاملاً.

08:50.290 --> 08:51.960
‫این اسم واقعاً بهش میاد.

08:52.170 --> 08:53.760
‫ممنون که دث دث رو شکست دادین.

08:54.290 --> 08:55.360
‫ خواهش می‌کنم.

09:00.850 --> 09:02.610
‫خیلی معذرت می‌خوام.

09:02.810 --> 09:03.890
‫من برای دعوا نیومدم.

09:03.990 --> 09:05.990
‫فقط دارم گلومو صاف می‌کنم برای یه اطلاعیه.

09:07.770 --> 09:10.980
‫عقاب توسط داداشای بد ربوده شده،

09:10.990 --> 09:14.010
‫و تا یک ساعت دیگه، می‌خوان عقاب رو وارونه پرواز بدن.

09:14.730 --> 09:16.800
‫آره. بنابراین همه سقوط می‌کنن

09:16.810 --> 09:18.960
‫مگه اینکه شمشیر زمردی رو پیدا کنن

09:18.970 --> 09:21.230
‫و کسی که بهش میگن «همپتون».

09:22.430 --> 09:25.080
‫ممنون از وقتتون و امیدوارم همگی در آرامش باشید

09:25.090 --> 09:27.800
‫و مجبور نشین توی زندگی اون دنیا بردۀ

09:27.810 --> 09:30.130
‫ارباب تاریکی‌مون، دث اَدر بشین.

09:30.610 --> 09:31.610
‫مثل من.

09:32.630 --> 09:36.150
‫داداشای بد عقاب غول‌پیکر اشتباهی رو انتخاب کردن.

09:36.460 --> 09:38.220
‫فقط یه عقاب غول‌پیکر وجود داره، تایریس.

09:38.340 --> 09:40.080
‫اون یکی توسط لاک‌پشت غول‌پیکر خورده شد.

09:41.030 --> 09:42.440
‫با حضور ما سه تا

09:42.450 --> 09:44.510
،و رهبریِ مالک شمشیر زمردی

09:44.690 --> 09:46.950
‫کار داداشای بد رو یک‌سره می‌کنیم.

09:48.610 --> 09:50.720
‫مشتاقم ببینم اون شمشیر ریز چه کاری از دستش برمیاد.

09:52.320 --> 09:53.690
‫گیلیوس، حالا چیکار کنیم؟

09:53.820 --> 09:55.910
‫همینجوری دروغ بگو، همپتون. فقط به دروغ گفتن ادامه بده.

10:00.910 --> 10:02.670
‫یالله. این دیگه روغنِ اعلاییه.

10:08.100 --> 10:09.380
‫این واقعاً افتضاحه.

10:09.680 --> 10:12.080
‫من ۵۱ درصد انسانم. می‌دونم پشمالوام،

10:12.260 --> 10:13.660
‫اما جام این پایین نیست.

10:13.920 --> 10:16.790
‫منم همینطور. امثال تو و من باید بالا باشیم

10:16.800 --> 10:19.830
‫پیش آدم‌های عادی و میگوی درشت بخوریم.

10:21.150 --> 10:23.530
‫من این کارو می‌کنم و اصلاً هم عذاب وجدان نمی‌گیرم.

10:23.540 --> 10:25.350
‫راستشو بخوای، دوست ندارم قیافه‌های

10:25.360 --> 10:27.140
‫آویزون اینا رو ببینم، بی‌احترامی نشه.

10:27.560 --> 10:28.580
.معلومه که افسرده‌ای

10:28.760 --> 10:30.140
.شما جاتون این پایین نیست

10:30.260 --> 10:32.390
‫هیچ‌کدوممون. از شیر نجیب گرفته...

10:32.390 --> 10:34.880
.‫تا... هرچی که این بنده خدا هست

10:34.970 --> 10:36.340
‫گاو.

10:36.440 --> 10:39.870
‫وقتشه که دست به دست هم بدیم و حق‌مونو

10:39.880 --> 10:41.680
‫برای رسیدن به اون بالا پس بگیریم.

10:41.890 --> 10:43.380
‫آره. بریم!

10:43.380 --> 10:44.520
‫گاو.

10:44.660 --> 10:46.450
‫وقتمون رسیده.

10:46.710 --> 10:48.680
!وقتمون رسیده

10:49.010 --> 10:50.630
‫دنبال من بیایین تا آزاد بشیم!

10:52.270 --> 10:53.270
‫قفله.

10:53.600 --> 10:55.650
‫فکر می‌کردم لااقل یه کم بازش بذارن

10:55.660 --> 10:57.160
.‫تا مطمئن بشن کسی توطئه نکنه

10:59.700 --> 11:02.070
‫اون همپتون بهتره زودتر پیداش بشه.

11:02.200 --> 11:04.210
‫اگه عقاب رو برعکس کنن،

11:04.220 --> 11:05.560
.‫همه‌مون پرت می‌شیم پایین

11:05.720 --> 11:07.040
‫نقشۀ مزخرفیه.

11:07.160 --> 11:08.420
‫داداشای بد دیوونن.

11:08.840 --> 11:10.320
‫می‌دونی، شنیدم به هم چسبیده بودن

11:10.680 --> 11:13.490
‫تا اینکه تو تولد سه سالگی خودشونو از هم جدا کردن.

11:13.680 --> 11:16.640
‫جدی؟ از کجا به هم چسبیده بودن؟ لگن؟ پا؟

11:17.260 --> 11:20.200
‫صورت؟ گوش؟ زانو؟ انگشت پا؟

11:20.820 --> 11:22.650
‫آرنج؟ شانه؟

11:22.660 --> 11:23.660
‫نقشه‌مون چیه؟

11:23.850 --> 11:26.490
‫- خیلی‌خب، میریم داخل...
.از هامپتون پرسیدم -

11:26.490 --> 11:27.490
‫- جدی؟!
جدی؟ -

11:27.490 --> 11:29.350
‫اگر واقعاً همون‌قدر که گیلیوس میگه بزرگی،

11:29.360 --> 11:31.420
تو ‫باید فرمانده باشی.

11:31.800 --> 11:34.580
‫اوه، باشه. ام... بگیریمشون؟

11:35.440 --> 11:36.620
‫بیا نقشه‌شو اجرا کنیم.

11:37.610 --> 11:40.330
اوه، کیر؟ -
...نه بابا، این -

11:40.330 --> 11:42.540
‫به خاطر یوریا! اون به خاطر یوریا بود.

11:49.050 --> 11:50.960
‫فکر می‌کنی خیلی سرسختی،

11:51.240 --> 11:54.030
‫اما هنوز با برنانِ تحمل‌ناپذیر روبرو نشدی.

11:54.460 --> 11:55.460
!یعنی من

11:55.790 --> 11:57.290
‫من برنانِ تحمل‌ناپذیرم.

12:00.590 --> 12:02.450
.اینجارو. می‌خواد انجامش بده

12:02.920 --> 12:04.330
وای، دستامو کجا بذارم؟

12:10.600 --> 12:11.950
.خدا لعنتت کنه گیلیوس

12:12.120 --> 12:13.840
‫ می‌خواستم له شدن مغز رو ببینم.

12:14.040 --> 12:17.240
‫آره، خب، این آدمای ضعیف لیاقت خشم

12:17.250 --> 12:18.320
‫این شمشیر رو ندارن.

12:18.320 --> 12:20.570
.بی‌احترامی نباشه -
.نه باو -

12:21.920 --> 12:23.580
.و با این بهم برخورد

12:27.590 --> 12:29.610
.‫داداشای بد قراره روی سر عقاب باشن

12:29.890 --> 12:31.370
‫فقط باید از این جنگل رد بشیم.

12:31.700 --> 12:33.630
‫ ریشه‌های درخت تا عمق زمین توی پشت عقاب میرن،

12:33.640 --> 12:36.000
یا فقط توی خاک می‌مونن؟

12:36.440 --> 12:37.890
بعدم، خاک از کجا اومده؟

12:39.440 --> 12:40.290
‫اسکلت‌ها!

12:50.450 --> 12:51.740
‫خدای من، بازم هستن!

12:52.150 --> 12:53.500
‫ تعدادشون خیلی زیاده.

12:53.730 --> 12:55.890
.شاید وقتشه از شمشیر زمردی استفاده کنیم

12:55.920 --> 12:57.480
.چیزی نیست. شما از پسش برمیاین

12:57.980 --> 12:59.550
‫از کشتن اسکلت‌ها خسته شدم.

12:59.910 --> 13:01.360
.‫دلم می‌خواد اون شمشیرو ببینم

13:01.960 --> 13:02.960
‫باشه. ام...

13:05.440 --> 13:06.440
‫هی! اوه!

13:06.440 --> 13:08.820
‫عاشقتم. خیلی زیاد عاشقتم.

13:08.940 --> 13:12.270
‫هی، من... باشه، ام، چرا داره خنجرشو می‌بوسه؟

13:12.560 --> 13:14.050
‫به سوال اسکلت جواب بده.

13:14.300 --> 13:17.700
میشه بگی چرا بوسیدنش توی لیستت بود؟

13:17.700 --> 13:19.360
‫نمی‌دونم. هر چی به ذهنم می‌رسید نوشتم.

13:19.360 --> 13:22.060
آخه کصخل چرا باید به همچین چیزی فکر کنی؟

13:22.170 --> 13:25.510
‫دیگه تحملشو ندارم! گیلیوس داره دروغ میگه!

13:25.720 --> 13:27.840
‫ما اصلاً نمی‌دونیم شمشیر زمردی چطور کار می‌کنه.

13:27.990 --> 13:29.690
‫- چی؟!
،البته یه بار کار کرد ها -

13:29.880 --> 13:30.960
‫ولی بعدش دیگه کار نکرد.

13:30.810 --> 13:31.880
‫گیلیوس، این راسته؟

13:32.000 --> 13:34.520
دیگه از کجا باید حقیقت رو از دروغ تشخیص داد؟

13:34.710 --> 13:35.710
‫اوضاع خیلی جدیه.

13:36.050 --> 13:38.000
‫باید... حمله کنیم؟

13:38.230 --> 13:42.140
‫وای! نه! اگه... اگه قهرمان‌ها دارن بحث می‌کنن، باید صبر کنی.

13:42.410 --> 13:44.000
‫تو تازه اسکلت شدی؟

13:44.360 --> 13:45.360
‫گیلیوس خجالت‌زده‌ست.

13:45.500 --> 13:47.130
‫بهش گفتم نباید باشه.

13:47.140 --> 13:50.520
‫اون شمشیر و یه همکار جدید فوق‌العاده پیدا کرده،

13:50.790 --> 13:53.900
‫و نمی‌دونم چرا انقدر تقلا می‌کنه شما رو تحت تأثیر قرار بده.

13:54.210 --> 13:55.790
‫بسه! محاصره‌مون کردن.

13:56.230 --> 13:59.030
‫باید جادومونو روی این اسکلت‌های بدردنخور هدر بدیم.

14:09.250 --> 14:12.590
‫راستی، اینم به ذهنم رسید که باید عقاب رو آزاد کنیم.

14:12.800 --> 14:14.470
‫معلومه که اصلاً بهش خوش نمی‌گذره.

14:16.770 --> 14:19.150
‫دودشون کردیم. حالا، بریم داداشای بد رو بکشیم؟

14:19.470 --> 14:21.300
‫نه! تو دربارۀ شمشیر زمردی دروغ گفتی

14:21.830 --> 14:24.270
‫و دربارۀ توانایی پسر عروسکی در استفاده از اون.

14:24.420 --> 14:26.590
‫اصلاً دث دث رو کشتین؟

14:26.920 --> 14:29.470
‫حالا باید بدون هیچ جادویی با داداشای بد روبرو بشیم.

14:30.020 --> 14:31.770
‫بیا، اکس. داداشای بد منتظرن.

14:31.970 --> 14:33.090
‫ای کاش کرونوس اینجا بود.

14:33.390 --> 14:35.280
.واقعاً، اَکس، واقعاً

14:35.730 --> 14:37.720
‫خب، حالا می‌بینی که اون دو نفر این چند سال

14:37.730 --> 14:38.950
‫چه بلاهایی سر من آوردن، ها؟

14:39.330 --> 14:41.730
.تویی که همش سر بقیه بلا درمیاری، گیلیوس

14:41.870 --> 14:44.780
‫تو تمام روز دربارۀ شمشیر و من دروغ گفتی.

14:45.230 --> 14:47.710
‫معلومه که جواب نمیده. حالا من شبیه کصخلام.

14:47.990 --> 14:49.250
مثلاً چارۀ دیگه‌ش چی بود؟

14:49.650 --> 14:52.240
‫بهشون بگم همکار جدیدم برگزیدۀ شمشیریه که

14:52.250 --> 14:54.210
فقط اتفاقی می‌تونه ازش استفاده کنه؟

14:54.490 --> 14:56.510
.من بابت شمشیر خجالت‌زده نیستم، مسئله تویی

14:56.920 --> 14:59.080
!‫من؟ ها، گیلیوس، ها

14:59.090 --> 15:00.150
!می‌بینی، دقیقاً منظورم همینه

15:00.650 --> 15:02.610
‫اَکس و تایریس جنگجوهای واقعی هستن.

15:02.810 --> 15:04.760
‫و حالا اونا فکر می‌کنن به‌خاطر یه بچه‌ تنهاشون گذاشتم

15:04.770 --> 15:07.520
‫که حتی مثل آدمای عادی هم نمی‌تونه تعجب کنه.

15:08.070 --> 15:09.680
‫هی، این یکی بهتر بود.

15:09.850 --> 15:11.970
‫میرم به اَکس و تایریس کمک کنم تا داداشای بدو شکست بدن.

15:12.230 --> 15:14.750
‫- همینجا بمون.
.نه! منم باهات میام -

15:14.850 --> 15:16.360
‫اوه، نه، تو هیچ‌جا نمیای. چون

15:16.370 --> 15:17.730
‫اگه به داداشای بد نزدیک بشی،

15:17.900 --> 15:19.510
‫گند می‌زنی به همه چیز و اسیر میشی.

15:19.950 --> 15:23.740
‫اون‌وقت اونا شمشیر رو برمی‌دارن و ما هیچ امیدی

15:23.750 --> 15:28.050
‫برای شکست دادن دث اَدر نداریم و تمام یوریا نابود میشه.

15:28.850 --> 15:31.770
‫تو خیلی، خیلی آدم بدجنسی هستی، گیلیوس.

15:32.490 --> 15:34.030
‫هی، اونو بردار، مرد.

15:34.130 --> 15:36.110
‫ببخشید، ببخشید. واستا ببینم.

15:36.250 --> 15:37.450
‫تو واسه عقاب کار می‌کنی؟

15:37.780 --> 15:40.040
.سیستم تدارکات اینجا مکان خیلی گیج‌کننده‌ست

15:43.000 --> 15:44.100
‫هی، روستر،

15:44.100 --> 15:45.720
‫‌وقتی داشتیم دست‌وپای اون خلبان‌ها رو می‌بستیم،

15:45.940 --> 15:47.900
‫داشتم بهش فکر می‌کردم و نظرم عوض شد.

15:48.180 --> 15:50.100
‫- ایدۀ کتابتو دوست دارم.
جدی؟ -

15:50.440 --> 15:52.620
‫با اینکه توش پتک‌های زیادی نداره؟

15:52.760 --> 15:54.600
‫آره، و وقتی برگشتیم پیش دث اَدر،

15:54.840 --> 15:56.040
‫فکر می‌کنم باید معرفیش کنی.

15:56.150 --> 15:58.280
،‫شـ‌ ـ شاید اول بدمش به نگهبانای خوکی

15:58.440 --> 16:00.570
.فقط می‌خوام ببینم چطور پیش میره

16:04.090 --> 16:05.090
‫نقشه اینه.

16:05.200 --> 16:07.800
‫من خوشگله رو برمی‌دارم، تو زشته رو.

16:07.990 --> 16:10.250
‫- باشه.
اَکس، کجایی؟ -

16:10.610 --> 16:11.640
.شوخیِ موردعلاقه‌تو گفتم

16:11.810 --> 16:13.330
‫ اینکه یکی از داداشای بد خوش‌قیافه‌ست؟

16:13.700 --> 16:14.700
.شرمنده، یادم رفت بخندم

16:14.880 --> 16:16.490
‫باورم نمیشه گیلیوس دروغ گفت.

16:16.700 --> 16:17.780
‫گیلیوس رو ولش کن.

16:18.090 --> 16:19.850
‫کدوممون باید خوشگله رو برداره؟

16:20.270 --> 16:21.730
‫شوخی منو ندزد!

16:21.950 --> 16:23.890
‫ببین، فقط می‌خوام بگم...

16:23.900 --> 16:25.520
.نیازی نیست گیلیوس. می‌بخشیمت

16:25.750 --> 16:26.750
!‫نخیرم

16:26.920 --> 16:28.750
!‫تایریس راست میگه. نخیرم

16:29.280 --> 16:30.280
‫هنوز نه.

16:30.850 --> 16:32.630
‫ولی الان بخشیدیم، نه؟

16:32.640 --> 16:35.250
‫بیایید فقط روی نابودی دشمنامون تمرکز کنیم.

16:35.750 --> 16:37.170
‫این یعنی اون تو رو بخشیده.

16:37.310 --> 16:39.770
‫ یوریا!

16:39.780 --> 16:40.780
‫اونا اینجان!

16:41.060 --> 16:42.820
‫و همپتون رو با خودشون نیاوردن.

16:43.110 --> 16:45.770
‫پس یعنی می‌تونیم پتکمونو روی بالاترین قدرت بذاریم!

16:45.990 --> 16:47.520
‫می‌دونیم که این تاثیری نداره.

16:47.840 --> 16:50.410
‫ ولی واقعاً باعث میشه

16:50.420 --> 16:51.470
‫محکم‌تر پتک بزنیم.

16:51.470 --> 16:53.680
‫تایریس، ماهم باید یکی برای خودمون دست و پا کنیم.

17:00.190 --> 17:01.430
‫گیلیوس، من یه نقشه دارم.

17:01.670 --> 17:03.000
‫- می‌خوام پرتابت کنم.
!چی؟ نه -

17:13.200 --> 17:17.290
‫وای، نه، نه، نه! آره، نه!

17:23.850 --> 17:25.440
‫باشه، فقط یه قطرۀ کوچولو.

17:30.300 --> 17:32.320
‫اصلاً چرا دارم این لیست رو دنبال می‌کنم؟

17:32.440 --> 17:33.730
‫من انقدر تلاش می‌کنم،

17:33.740 --> 17:36.360
‫اون‌وقت گیلیوس سر اولین فرصت به من پشت می‌کنه؟

17:36.680 --> 17:37.680
‫ اصلاً عادلانه نیست!

17:38.800 --> 17:40.180
‫صبر کن. داره جواب میده!

17:46.300 --> 17:48.440
‫نمی‌دونم چرا، ولی داره کار می‌کنه!

17:50.840 --> 17:52.580
‫باشه، از رقص خوشش نمیاد. متوجه شدم.

17:52.860 --> 17:57.020
‫الان میام گیلیوس، تا ثابت کنم اشتباه می‌کنی و نجاتت بدم!

17:59.200 --> 18:00.640
‫واقعاً کاش جادو داشتیم...

18:01.480 --> 18:02.470
‫گیلیوس.

18:02.480 --> 18:03.880
‫لازم نبود به ما دروغ بگی.

18:05.520 --> 18:06.650
‫چرا لازم بود!

18:07.040 --> 18:08.810
‫باید بهتون ثابت می‌کردم که می‌دونم دارم چیکار می‌کنم!

18:08.820 --> 18:09.750
‫و وقتی سر و کله‌تون پیدا شد،

18:09.760 --> 18:11.540
،و ما هنوز نحوۀ کار شمشیر رو نفهمیده بودیم

18:11.800 --> 18:14.140
.‫می‌دونستم که فقط تحقیرم می‌کنین

18:14.510 --> 18:16.260
‫ آره، مثل کاری که با هامپتون می‌کنی؟

18:16.540 --> 18:17.540
‫اون فرق داره!

18:17.900 --> 18:19.340
‫اون یه همپتونه، و من یه گیلیوسم!

18:19.880 --> 18:21.100
.اون یه هامپتونه

18:23.150 --> 18:24.150
‫هی، یادته چطوری

18:24.290 --> 18:25.520
‫ موقع بردن ریز ریز می‌خندیم؟

18:25.530 --> 18:26.740
‫می‌خوای یکی از اونا رو بریم؟

18:26.750 --> 18:28.770
.داداش، معلومه

18:34.830 --> 18:38.880
‫خیلی‌خب گیلیوس، پسره رو بده به ما، تا به کسی آسیب نرسه.

18:38.890 --> 18:41.930
‫به جز تو. و اَکس و تایریس.

18:41.940 --> 18:42.620
‫و پسره.

18:42.630 --> 18:44.460
‫اوه، و این یه دونه اسکلت

18:44.470 --> 18:46.420
...‫توی قلعه دث اَدر که خیلی رو مخه

18:46.430 --> 18:48.580
‫حسابی به خاک و خون می‌کشمش!

18:48.590 --> 18:51.290
‫احمق‌ها، همپتون مدت‌هاست که رفته.

18:51.450 --> 18:53.330
.دستتون به اون یا شمشیر نمی‌رسه

18:53.430 --> 18:54.560
‫آره!

18:54.710 --> 18:56.280
!‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

18:56.290 --> 18:59.330
‫خفه شو. دارم یوریا رو نجات میدم!

19:03.240 --> 19:04.940
‫کار کرد.

19:05.260 --> 19:07.020
.فکرشم نمی‌کردم از پسش بربیای

19:07.170 --> 19:09.390
‫معلومه که فکر نمی‌کردی، چون بهم باور نداری،

19:09.530 --> 19:10.690
‫و هیچ‌وقت هم نخواهی داشت.

19:11.100 --> 19:12.920
‫امیدوارم با اَکس و تایریس خوش باشی،

19:12.920 --> 19:16.040
‫چون من و شمشیر قراره دث اَدر رو بکشیم.

19:16.240 --> 19:19.520
‫این تازه شروع داستان همپتون اسکویبه...

19:19.620 --> 19:21.330
‫اوه، اوه، اوه، اوه!

19:21.420 --> 19:22.420
‫ همپتون! همپتون!

19:25.780 --> 19:27.820
‫- گیلیوس؟
چی شده؟ -

19:27.830 --> 19:29.760
‫همپتون بود. اون از شمشیر زمردی استفاده کرد،

19:29.870 --> 19:31.940
‫و داداشای بد اونو از لبۀ عقاب پرت کردن.

19:32.060 --> 19:33.630
‫باید نجاتش بدیم!

19:33.630 --> 19:34.880
‫ پسری که درباره‌ش دروغ گفتی؟

19:34.890 --> 19:36.250
‫ باید روی دث اَدر تمرکز کنیم.

19:36.470 --> 19:38.840
‫همپتون راه شکست دادن دث اَدره.

19:38.840 --> 19:40.580
.ولش، خودم میرم دنبالش

19:40.750 --> 19:43.130
‫همپتون!

19:43.290 --> 19:45.950
‫تایریس، واقعاً امیدوارم هامپتون رو پیدا کنه.

19:46.150 --> 19:48.210
‫البته اگه زنده بمونه. ضمناً، «همپتون» درسته.

19:48.470 --> 19:51.090
.‫تموم روز اشتباه می‌گفتیش

19:51.090 --> 19:53.250
‫- هامپتون. چیش اشتباهه؟
.همپتون -

19:53.260 --> 19:54.890
‫من همون چیزیو میگم که تو میگی... «هامپتون.»

19:55.540 --> 19:57.150
‫- بگو «همپ».
.همپ -

19:57.300 --> 19:58.580
.‫ - حالا «تون»
.تون -

19:58.740 --> 20:00.300
‫حالا با هم. همپتون.

20:00.300 --> 20:01.670
‫هامپتون.

20:01.680 --> 20:02.850
‫داری سر به سر میزاری؟

20:03.200 --> 20:04.310
!جرئت ندارم

20:04.870 --> 20:06.390
‫باورت میشه همۀ اینا

20:06.390 --> 20:08.820
‫- روی پشت عقاب اتفاق میفته؟
صبر کن. چی؟ -

20:14.460 --> 20:17.420
.حواستون باشه. با باز شدن در، حمله می‌کنیم

20:20.150 --> 20:21.870
.خیلی‌خب. همه سرجاشون

20:22.330 --> 20:23.330
.با علامت من

20:26.890 --> 20:27.890
‫ای وای.

20:32.050 --> 20:33.330
‫ عصبانی به نظر می‌رسین.

20:34.140 --> 20:35.140
‫آروم.

20:35.140 --> 20:36.530
‫و باید هم باشین.

20:36.970 --> 20:38.590
چون ‫یادمون رفت بهتون غذا بدیم.

20:44.210 --> 20:46.610
‫ بچه‌ها؟ بچه‌ها؟! انقلاب چی؟

20:47.030 --> 20:48.730
‫عصر هیوالاها، یادتونه؟

20:50.970 --> 20:52.210
‫این ماهی گندیدۀ منه؟

20:54.630 --> 20:56.890
‫نمی‌خوام کله‌اسب‌بازی دربیارما

20:57.010 --> 20:58.330
‫ولی سیب ندارین؟

20:58.710 --> 20:59.710
!نه

20:59.730 --> 21:01.730
(Sokka) ترجمه شده توسط ساکا

21:01.760 --> 21:11.760
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
