WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.040 --> 00:20.040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:22.680 --> 00:25.090
‫غـ... غیرممکنه!

00:25.480 --> 00:28.360
‫قرار بود مرده باشه!

00:28.730 --> 00:30.800
‫ولی این جادو...!

00:31.710 --> 00:33.480
‫تو...

00:33.480 --> 00:35.550
‫تازه فهمیدی؟

00:36.170 --> 00:38.730
‫خب، حق داری.

00:39.790 --> 00:45.140
‫۴۰۰ سال می‌گذره از وقتی که
‫پیمان‌های خبیث رو باطل می‌کردم.

00:46.090 --> 00:52.920
‫تـ... تو واقعاً امپراتور صاعقه‌ای؟
‫افتال پیمان‌شکن؟

01:03.630 --> 01:08.170
‫ا... ارباب...
‫سیریو رو شکست داد!؟

01:22.790 --> 01:26.000
‫از زیر سایه تا قدرت مطلق

01:24.410 --> 01:26.000
‫m 0 0 l 536 0 536 176 0 176

01:24.410 --> 01:26.000
‫تناسخ دوباره‌ی جادوگری بی‌استعداد

02:47.540 --> 02:50.320
‫خیلی وقت بود این اسم رو نشنیده بودم...

02:50.680 --> 02:53.030
‫افتال پیمان‌شکن.

02:54.010 --> 02:55.020
‫آره.

02:55.020 --> 03:00.440
‫من شخصاً با سوزاکو، گنبو
‫و بیاکو جنگیدم،

03:00.440 --> 03:02.700
‫واسه همین شاید همون اول می‌شناختنم.

03:03.590 --> 03:04.640
‫ام‌م...

03:05.160 --> 03:08.960
‫ارباب، دارین درباره چی صحبت می‌کنین؟

03:08.960 --> 03:13.460
‫۴۰۰ سال پیش یه بار باهاشون جنگیدم.

03:14.740 --> 03:20.390
‫پیمان، نماد اعتماد
‫بین تو و یه شخص دیگه‌ست.

03:20.900 --> 03:24.850
‫یه پیمان خبیث که کسی و نوادگانش رو

03:24.850 --> 03:28.480
‫مجبور به تاوان جنگی
‫از چند نسل پیش کنه،

03:28.870 --> 03:30.810
‫چیزیه که اجازه نمی‌دم وجود داشته باشه.

03:35.070 --> 03:36.100
‫اوه...

03:36.100 --> 03:42.770
‫ارباب همیشه فراتر از تصور منه.

03:43.140 --> 03:47.710
‫اون واقعاً، واقعاً آدم فوق‌العاده‌ایه.

03:48.220 --> 03:50.040
‫خب، دیگه برگردیم.

03:50.040 --> 03:51.530
‫آره.

03:52.460 --> 03:53.340
‫چشم!

03:57.140 --> 03:59.100
‫نمی‌ذارم قسر در برید...

03:59.100 --> 04:05.060
‫دست‌کم دختری که پیمانش رو شکست...
‫تاوانش رو پس میده!

04:05.400 --> 04:08.020
‫تقویت قلمروی الهی!

04:11.650 --> 04:13.610
‫بمیر!

04:19.910 --> 04:21.370
‫لعنتی!

04:23.600 --> 04:25.160
‫به‌موقع نمی‌رسم!

04:40.090 --> 04:41.300
‫پرتش کرد!؟

04:54.230 --> 04:55.980
‫اون چی بود؟

04:58.660 --> 05:01.150
‫فـ... فوق‌العاده بود، افتال!

05:01.150 --> 05:02.540
‫اون چه تکنیکی بود؟

05:02.540 --> 05:04.770
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم!

05:04.770 --> 05:05.870
‫نمی‌دونم.

05:06.370 --> 05:08.960
‫مثل پرتاب‌هایی که قبلاً انجام می‌دادم
‫نبود.

05:09.640 --> 05:12.400
‫تکنیکی بود که توی دنیای
‫قبلیم نمی‌تونستم اجراش کنم...

05:13.220 --> 05:14.590
‫سیریو...!

05:20.650 --> 05:22.170
‫ارباب...

05:22.170 --> 05:25.500
‫این بار دیگه واقعاً نابود شد!

05:26.140 --> 05:31.020
‫نه، فقط کالبدی رو که باهاش
‫تجسد پیدا کرده بود نابود کردیم.

05:31.610 --> 05:34.560
‫خودِ خدایان رو نمی‌شه نابود کرد.

05:35.820 --> 05:37.770
‫یعنی دوباره برمی‌گرده؟

05:37.770 --> 05:38.980
‫نگران نباش.

05:38.980 --> 05:45.010
‫هر کس بدونه من
‫پیشتم، دیگه سراغت نمیاد.

05:48.890 --> 05:49.730
‫باشه!

05:50.330 --> 05:54.180
‫به هر حال، اون قضیه تموم شد.

05:54.180 --> 05:56.490
‫آره، افتال.

06:02.340 --> 06:06.720
‫حساب‌رسی دفاتر خاندان پورتس تموم شد.

06:07.190 --> 06:08.960
‫انبارهاشون هم بازرسی شد،

06:08.960 --> 06:12.600
‫و کوهی از عتیقه‌های دزدی پیدا شد.

06:12.600 --> 06:15.730
‫دفتر دوم هم برای
‫رشوه‌هایی که گرفته بودن داشتن...

06:15.730 --> 06:18.690
‫همون‌طور که فکر می‌کردم.
‫کلی کثافت‌کاری کرده بودن.

06:18.990 --> 06:22.650
‫عناوین اشرافی خاندان پورتس سلب می‌شه.

06:22.650 --> 06:26.270
‫املاک وسیعشون به پایتخت واگذار می‌شه.

06:26.960 --> 06:29.940
‫رئیس خاندان پورتس و پسرش آبه،

06:29.940 --> 06:32.580
‫تحویل محکمه تفتیش اشراف داده شدن،

06:32.580 --> 06:34.960
‫و به حبس ابد محکوم شدن.

06:35.290 --> 06:40.350
‫خب، بعدِ بلاهایی که سر
‫خانواده آناستازیا آوردن، حقشونه.

06:40.350 --> 06:41.100
‫همین‌طوره.

06:41.980 --> 06:43.010
‫بیا تو.

06:43.340 --> 06:45.470
‫بـ... ببخشید، اومدم!

06:46.020 --> 06:49.470
‫کتاب‌های جادویی که خواسته بودین رسید،
‫افتال-ساما.

06:49.470 --> 06:51.990
‫ممنون. بذارشون اونجا.

06:51.990 --> 06:53.200
‫اطاعت!

06:54.100 --> 06:56.730
‫امیدوارم روز خوبی داشته باشید!

06:57.540 --> 06:59.770
‫اینا چی ان، افتال-ساما؟

06:59.770 --> 07:02.510
‫می‌خوام درباره یه چیزی تحقیق کنم.

07:04.790 --> 07:08.300
‫درباره چی تحقیق می‌کنین؟

07:10.630 --> 07:13.120
‫توی اینا که چیزی نیست.

07:13.620 --> 07:17.540
‫دارم درباره فوران
‫جادویی که گفتی تحقیق می‌کنم.

07:18.120 --> 07:21.810
‫امواج آلودگی جادویی ناشی
‫از انفجار سنگ‌نوشته جادویی

07:21.810 --> 07:25.790
‫حتماً روی کالبد اختری انسان‌ها اثر گذاشته.

07:26.100 --> 07:28.410
‫آره، درست می‌گی.

07:28.750 --> 07:31.680
‫هسته معنوی فرد که عمق ذهن وجود داره...

07:31.680 --> 07:35.090
‫یعنی همون کالبد اختری، سرچشمه نیروی
‫جادوییه.

07:35.610 --> 07:42.940
‫آلوده شدنش باعث شد انسان‌ها دیگه
‫نتونن از طلسم‌های سطح ۹ یا ۱۰ استفاده کنن.

07:42.940 --> 07:44.040
‫آره.

07:44.760 --> 07:49.170
‫کلی کتاب سفارش دادم
‫تا بیشتر بفهمم، اما...

07:49.950 --> 07:52.090
‫به نظر کار سختی می‌رسه.

07:52.760 --> 07:54.260
‫ظاهراً باید با کسایی صحبت کنم

07:54.260 --> 07:58.260
‫که زمان وقوع فوران جادویی اونجا بودن.

07:59.030 --> 08:03.300
‫راستی، چه بلایی سر تیمی اومد که برای
‫بررسی سنگ‌نوشته جادویی فرستاده شده بودن؟

08:03.940 --> 08:05.280
‫چیزی می‌دونی؟

08:07.750 --> 08:08.880
‫مرلین؟

08:08.880 --> 08:12.030
‫هیچ‌وقت بهت نگفته بودم...

08:12.540 --> 08:17.170
‫فرماندهان تیم تحقیقاتی ویژه‌ای که
‫برای بررسی سنگ‌نوشته فرستاده شده بودن،

08:17.510 --> 08:21.480
‫امپراتور شعله و امپراتور یخ بودن.

08:21.770 --> 08:22.810
‫اون دوتا؟

08:24.670 --> 08:25.500
‫خب؟

08:25.500 --> 08:28.220
‫چه بلایی سر تیم
‫تحقیقاتی اومد؟ اون دوتا چی؟

08:28.220 --> 08:29.150
‫سالم ان؟

08:29.580 --> 08:34.060
‫طبق گزارش‌ها، جسد امپراتور یخ

08:34.060 --> 08:37.130
‫اولین بار شمال دهانه گودال پیدا شد.

08:37.130 --> 08:38.720
‫امپراتور یخ...

08:39.180 --> 08:43.980
‫و اجساد ۴۶ نفر که
‫احتمالاً اعضای تیم بودن

08:43.980 --> 08:46.340
‫کنارش پیدا شد.

08:46.800 --> 08:48.140
‫صبر کن.

08:48.680 --> 08:51.390
‫اون مرد همیشه خیلی آروم و بااحتیاط بود.

08:51.390 --> 08:53.260
‫یعنی با همچین چیزی کشته شد؟

08:53.260 --> 08:54.460
‫آره.

08:54.460 --> 08:59.770
‫احتمالاً توی انفجار عظیم
‫فوران جادویی گیر افتاده.

09:02.000 --> 09:05.560
‫پس علت انفجار چی بود؟

09:05.560 --> 09:06.890
‫نمی‌دونی؟

09:07.620 --> 09:11.120
‫طلسمی که برای نابودی
‫سنگ‌نوشته جادویی استفاده شد...

09:11.120 --> 09:13.730
‫سطح ۱۰ بود. کلیف.

09:14.200 --> 09:17.040
‫جادوی انفجار وسیعِ امپراتور شعله.

09:25.180 --> 09:31.720
‫پس... یعنی فوران جادویی
‫کار امپراتور شعله بود؟

09:32.310 --> 09:33.220
‫آره.

09:33.480 --> 09:35.190
‫اصلاً منطقی نیست.

09:35.190 --> 09:36.780
‫چرا امپراتور شعله باید همچین کاری کنه؟

09:36.780 --> 09:39.950
‫اون... کلیف...

09:39.950 --> 09:41.420
‫از هر کس دیگه‌ای مهربون‌تر بود!

09:41.420 --> 09:44.220
‫اون تا آخر با جنگ با
‫پادشاه شیاطین مخالف بود!

09:44.600 --> 09:46.360
‫حتی از دیدگاه کسی مثل
‫من که سنش بیشتر بود،

09:46.360 --> 09:48.480
‫اون شایستگی رهبری رو داشت!

09:48.970 --> 09:50.890
‫درکت می‌کنم چه حسی داری.

09:51.310 --> 09:55.580
‫اما حقیقت اینه که کلیف با جادوی
‫سطح ۱۰ باعث فوران جادویی شد،

09:55.580 --> 09:58.770
‫و تمام اعضای تیم تحقیقات رو کشت.

10:03.300 --> 10:08.590
‫افتال، یادت میاد امپراتور شعله،
‫کلیف، درباره چی تحقیق می‌کرد؟

10:08.590 --> 10:09.640
‫آره.

10:10.750 --> 10:14.700
‫اون کسی بود که آزمون سنجش
‫استعداد جادویی رو طراحی کرد، نه؟

10:15.140 --> 10:18.750
‫استعداد جادویی...
‫و چیز دیگه‌ای که درباره‌ش تحقیق می‌کرد...

10:19.520 --> 10:20.970
‫تمدن‌های باستان.

10:21.350 --> 10:24.140
‫این فقط یه حدسه،

10:24.780 --> 10:28.860
‫اما شاید امپراتور شعله که درباره
‫استعداد جادویی تحقیق می‌کرد،

10:28.860 --> 10:31.730
‫وقتی سنگ‌نوشته جادویی رو دید،

10:32.310 --> 10:34.120
‫متوجه چیزی توی اون شد
‫که ارزشش رو داشت...

10:34.120 --> 10:41.370
‫با همه دنیا دشمن بشه و نیروی
‫تمام جادوگرا رو ضعیف کنه.

10:42.190 --> 10:46.900
‫امپراتور شعله...
‫فوران جادویی... استعداد جادویی...

10:49.320 --> 10:53.300
‫اما امپراتور شعله بعد
‫از ۴۰۰ سال حتماً مرده.

10:53.640 --> 10:56.190
‫ظاهراً این موضوع یه راز باقی می‌مونه.

10:56.560 --> 10:58.140
‫افتال...

10:58.400 --> 11:01.600
‫در واقع، توی این ۴۰۰ سال گذشته،

11:01.600 --> 11:08.190
‫گزارش‌های متعددی از پسری که از جادوی
‫سطح ۱۰ کلیف استفاده کرده وجود داره،

11:08.780 --> 11:11.150
‫یا مردی که یه کشور دورافتاده
‫رو به خاکستر تبدیل کرده...

11:11.940 --> 11:14.620
‫به نظرم شواهد موجود نشون میده...

11:15.860 --> 11:19.180
‫که امپراتور شعله هنوز زنده‌ست.

11:19.180 --> 11:21.060
‫کلیف زنده‌ست!؟

11:21.540 --> 11:22.490
‫آره.

11:22.900 --> 11:24.800
‫این فقط یه نظریه‌ست، اما...

11:25.220 --> 11:26.890
‫باورم نمیشه.

11:27.860 --> 11:29.490
‫اما چرا؟

11:30.080 --> 11:33.180
‫من تاریخ ۴۰۰ سال گذشته
‫رو کامل مطالعه کردم،

11:33.180 --> 11:36.050
‫و توی هیچ متنی به این اشاره نشده بود.

11:36.700 --> 11:40.300
‫حتی توی این کتابای جدیدی که خریدم...

11:40.300 --> 11:44.340
‫این موضوع برای انجمن آکادمیک
‫جادوگرا یه راز شرم‌آور به حساب میاد.

11:44.900 --> 11:47.380
‫سران انجمن آکادمیک جادوگرا

11:47.380 --> 11:50.040
‫اون زمان از تمام قدرتشون برای
‫مخفی کردنش استفاده کردن.

11:50.410 --> 11:56.400
‫نمی‌تونستن اجازه بدن کارهای یکی از
‫چهار امپراتور نخستین فاش بشه...

11:56.400 --> 11:59.360
‫واسه همین کاملاً مخفیش کردن.

11:59.360 --> 12:00.850
‫صبر کن.

12:00.850 --> 12:04.220
‫امپراتور زمین وقتی ماجرای
‫کلیف رو فهمید چی کار کرد؟

12:04.600 --> 12:06.920
‫اطلاعات کمی در دسترسه،

12:07.250 --> 12:11.210
‫اما بعد از فوران جادویی ناپدید شد.

12:11.600 --> 12:14.440
‫فکر کنم اونم...

12:15.240 --> 12:16.610
‫که این‌طور.

12:17.300 --> 12:22.470
‫یعنی اگه کلیف بفهمه من اینجام،

12:23.080 --> 12:25.220
‫ممکنه منم توی خطر بیفتم.

12:25.490 --> 12:26.520
‫آره.

12:26.520 --> 12:28.960
‫این احتمال رو نمی‌شه رد کرد.

12:33.720 --> 12:38.770
‫ظاهراً دیگه نمی‌تونم روزام رو توی آکادمی
‫با خوش‌گذرونی و کتاب‌خوندن بگذرونم.

12:40.990 --> 12:44.700
‫برای رسیدن به مدارج بالاتر
‫به استعداد جادویی نیاز دارم،

12:45.030 --> 12:47.580
‫و کلیدش دست کلیف‌ـه.

12:48.240 --> 12:52.060
‫توی آینده نزدیک باید باهاش روبرو بشم.

12:52.390 --> 12:56.480
‫یعنی از همین الان باید قوی‌تر بشم.

13:01.950 --> 13:04.470
‫سطح ۹! جاذبه ایکس!

13:18.190 --> 13:20.020
‫و... وای...

13:20.020 --> 13:22.320
‫منظره کلاً عوض شد!

13:25.240 --> 13:27.340
‫فوق‌العاده‌ست، افتال-ساما!

13:27.340 --> 13:32.460
‫به این زودی توی عنصری که
‫معکوس بادِ به سطح ۹ رسیدی!

13:32.820 --> 13:35.250
‫نه، هنوز به قدر کافی خوب نیست.

13:35.250 --> 13:39.840
‫اگه کسی که این استعداد رو داره درست اجراش می‌کرد،
‫خیلی قوی‌تر می‌شد.

13:39.840 --> 13:43.800
‫باید یه روش دیگه برای تمرین پیدا کنم.

13:45.610 --> 13:47.760
‫وقتی سیریو رو پرت کردم...

13:48.390 --> 13:50.660
‫هنوزم نمی‌دونم اون چی بود.

13:51.000 --> 13:54.000
‫جریان کی رو حس کردم، منحرفش کردم،

13:54.000 --> 13:58.320
‫و حریفم رو جوری پرت کردم که
‫انگار هوای اطرافش رو گرفته بودم.

13:59.050 --> 14:00.080
‫به دلیلی،

14:00.080 --> 14:03.320
‫می‌دونم که اون یه تکنیک
‫افسانه‌ای از یه هنر رزمی خاصه...

14:04.880 --> 14:12.080
‫احتمالاً فقط به این دلیل تونستم ازش استفاده
‫کنم که فریزر و موریا بهم هنرهای رزمی یاد دادن.

14:12.380 --> 14:18.770
‫همراهی کردن با تمریناتشون بدون
‫فکر زیاد قطعاً بهم کمک کرده.

14:24.350 --> 14:27.050
‫اوه، ببخشید. چیزی نیست.

14:27.050 --> 14:29.050
‫برای امروز صبح همین‌قدر تمرین کافیه!

14:29.510 --> 14:31.690
‫بیاین حموم کنیم و غذا بخوریم.

14:31.690 --> 14:32.830
‫باشه!

14:58.470 --> 15:00.380
‫از اون موقع تا حالا حالت چطوره؟

15:00.760 --> 15:04.470
‫یه هفته از وقتی افتال-ساما
‫نشونت رو باطل کرد می‌گذره.

15:04.470 --> 15:06.360
‫خیلی چیزا عوض شده، نه؟

15:07.680 --> 15:10.930
‫بـ... بله... حق با شماست.

15:12.220 --> 15:13.400
‫واقعاً همین‌طوره.

15:20.760 --> 15:24.070
‫چهره‌ت جوریه که انگار
‫داری یه تابو رو می‌شکنی.

15:26.390 --> 15:28.890
‫من نمی‌تونم اون تاریکی رو از بین ببرم.

15:29.210 --> 15:32.350
‫شاید تو هم نتونی.

15:34.320 --> 15:36.040
‫تنها کسی که می‌تونه این کار رو بکنه...

15:42.400 --> 15:44.300
‫من اول میرم بیرون.

15:44.620 --> 15:47.220
‫قصد داریم ناهار رو توی حیاط بخوریم.

15:51.460 --> 15:52.660
‫چشم...

15:54.100 --> 15:56.220
‫داری چی کار می‌کنی، جینی؟

15:56.220 --> 15:58.880
‫نون کاملاً سوخته و زغال شده!

15:58.880 --> 16:01.590
‫خـ... خیلی متأسفم!

16:01.590 --> 16:04.400
‫نمی‌تونم این رو برای افتال-ساما ببرم!

16:04.400 --> 16:05.690
‫دوباره بپزش!

16:05.690 --> 16:08.940
‫چـ... چشم! دوباره می‌پزمش!

16:08.200 --> 16:10.480
‫بی‌صبرانه منتظرم ببینم ناهار چی داریم.

16:08.940 --> 16:11.440
‫این بار دیگه گند نزن!

16:10.480 --> 16:12.140
‫ارباب...

16:15.160 --> 16:18.870
‫می‌تونیم چند لحظه صحبت کنیم؟

16:39.230 --> 16:41.940
‫خب؟ چی شده؟

16:47.230 --> 16:48.190
‫ام‌م...

16:49.850 --> 16:53.610
‫داشتم به یه چیزی فکر می‌کردم.

16:54.950 --> 16:59.140
‫خواهرم همون‌طور که تقدیرش بود مرد.

17:00.230 --> 17:05.280
‫آیا این درسته که فقط من آزاد باشم؟

17:07.460 --> 17:13.980
‫منظورم اینه... مطمئنم خواهرم هم می‌خواست زندگی
‫کنه و کارایی بود که می‌خواست انجام بده.

17:14.760 --> 17:17.930
‫شاید رویاهایی داشت...

17:19.060 --> 17:26.410
‫اما من نمی‌دونم چی بودن. نه،
‫هیچ‌کس توی خانواده نمی‌دونه.

17:26.740 --> 17:28.910
‫زندگی اون این‌طوری بود!

17:29.870 --> 17:30.750
‫اما...

17:30.750 --> 17:35.120
‫حالا من تنها کسی هستم
‫که خوشبخت می‌شه...

17:44.490 --> 17:48.880
‫اون با توئه. همین‌جا.

17:51.210 --> 17:56.050
‫این‌طور نیست... خواهرم دیگه رفته...

17:56.050 --> 17:57.850
‫از دیدگاه اون به قضیه نگاه کن.

17:58.570 --> 18:01.230
‫اگه تو جای خواهرت بودی،
‫چه فکری می‌کردی؟

18:01.840 --> 18:06.000
‫خواهر کوچولوی قشنگت
‫بالاخره از طلسمش آزاد شده.

18:06.000 --> 18:11.390
‫از اینکه اون آزاد شده ناراحت می‌شدی؟

18:14.870 --> 18:17.000
‫«برای من مهم نیست چه بلایی سرم میاد.»

18:18.200 --> 18:21.620
‫«فقط می‌خوام خواهر کوچولوم آزاد بشه.»

18:22.190 --> 18:24.520
‫موقع جنگیدن داشت به همین
‫فکر می‌کرد، نه؟

18:26.200 --> 18:28.490
‫حق با شماست.

18:28.490 --> 18:32.050
‫پس به نظرت اون از تو می‌خواد چی کار کنی؟

18:33.750 --> 18:37.640
‫اون می‌خواست... ام‌م...

18:38.390 --> 18:39.540
‫لبخند بزنی!

18:43.210 --> 18:46.400
‫معلومه که می‌خواست کسی که
‫دوستش داره لبخند بزنه، نه؟

18:47.000 --> 18:51.490
‫پس از این به بعد، باید کلی لبخند بزنی!

18:53.040 --> 18:54.520
‫به خاطر خواهرت هم که شده.

18:58.350 --> 18:59.780
‫ارباب...

19:02.330 --> 19:06.770
‫ارباب، شما همیشه من رو
‫غافلگیر می‌کنید...

19:07.780 --> 19:11.800
‫شما واقعاً... برای قلبم بدید.

19:13.610 --> 19:17.220
‫نکـ... نکنه عمداً این کار رو
‫می‌کنید...؟

19:17.220 --> 19:21.720
‫نه، قصدم این نبود...

19:22.870 --> 19:29.290
‫راستش به خاطر همین یکم
‫ازتون خوشم نمی‌اومد.

19:30.060 --> 19:33.030
‫اوه، خب... ببخشید؟

19:33.030 --> 19:35.540
‫پس منم تلافی می‌کنم!

19:49.020 --> 19:51.390
‫غافلگیر شدید؟

19:51.390 --> 19:53.300
‫آ... آره...

19:53.550 --> 19:56.260
‫برای قلبتون بد بود؟

19:59.520 --> 20:01.930
‫پس خوب تلافی کردم.

20:02.520 --> 20:07.540
‫تصمیمم رو گرفتم.
‫از این به بعد می‌خوام کلی لبخند بزنم!

20:07.880 --> 20:09.710
‫کنار شما!

20:11.900 --> 20:15.080
‫ارباب! دوستتون دارم!

20:21.450 --> 20:23.200
‫این دیگه از کجا اومد؟

20:25.240 --> 20:27.210
‫اما... خب...

20:28.020 --> 20:30.210
‫اگه متوجه شدی، خوشحالم.

20:34.700 --> 20:35.540
‫آره!

20:41.720 --> 20:42.830
‫اینجایید!

20:44.390 --> 20:46.850
‫بالاخره پیداتون کردم.

20:48.310 --> 20:52.270
‫ناهار آماده‌ست...

20:53.940 --> 20:57.140
‫چقدر به هم نزدیک شدین!

20:57.140 --> 20:57.990
‫آره.

20:57.990 --> 21:03.020
‫در ضمن افتال-ساما... صورتت یکم سرخه.

21:04.450 --> 21:05.920
‫حالت خوب نیست؟

21:05.920 --> 21:08.410
‫جینی! سریع دارو بیار!

21:08.410 --> 21:09.710
‫چـ... چشم!

21:09.970 --> 21:11.330
‫نه مرلین، چیزی نیست!

21:11.590 --> 21:14.690
‫واقعاً چیزی نیست!
‫فقط یکم گرمم شده بود...

21:14.690 --> 21:16.080
‫اصلاً هم این‌طور
‫نیست!

21:17.430 --> 21:20.260
‫پس چیه؟

21:20.940 --> 21:22.130
‫این...

21:22.460 --> 21:24.230
‫آخه...

21:24.230 --> 21:29.270
‫می‌خوام بین من و ارباب
‫افتال یه راز بمونه!

21:29.270 --> 21:31.520
‫یه راز؟

21:33.310 --> 21:34.710
‫یعنی چی؟

21:34.710 --> 21:37.640
‫اینجا با افتال-ساما داشتین چی کار می‌کردین؟

21:37.640 --> 21:41.060
‫ببخشید مرلین-ساما! نمی‌تونم بگم!

21:42.230 --> 21:44.310
‫کـ...کاری می‌کردین که نمی‌تونی بگی؟

21:44.310 --> 21:46.030
‫ببخشید! معذرت می‌خوام!

21:46.030 --> 21:47.950
‫حالا دیگه حتماً باید
‫بدونم! بهم بگو!

21:47.950 --> 21:48.740
‫نمی‌تونم!

21:48.740 --> 21:49.410
‫بگو!

21:49.410 --> 21:50.660
‫نمی‌تونم!

21:51.370 --> 21:54.500
‫بفرمایید ناهار!

21:57.920 --> 21:58.800
‫خیلی عالیه!

21:58.800 --> 22:00.810
‫خوشت اومد؟

22:00.810 --> 22:03.430
‫برای بعدِ ناهار بوفه دسر آماده کردم.

22:03.430 --> 22:05.570
‫منتظرش باش.

22:05.570 --> 22:07.440
‫هان؟ واقعاً؟

22:07.440 --> 22:08.490
‫آره!

22:09.640 --> 22:12.710
‫اما اونو می‌ذارم برای میان‌وعده.

22:12.710 --> 22:15.940
‫می‌خوام همین که غذامون تموم شد
‫تمرین نوبت بعدازظهر رو شروع کنم.

22:15.940 --> 22:17.570
‫واقعاً؟

22:17.570 --> 22:18.270
‫آره.

22:18.270 --> 22:22.300
‫البته شما دوتا مجبور نیستین بیاین.

22:23.240 --> 22:24.610
‫بهت گفتم که،

22:24.610 --> 22:27.010
‫نشان بردگیِ خاصت دیگه باطل شده.

22:27.400 --> 22:29.700
‫الان دیگه آزادی هر کاری
‫دلت می‌خواد بکنی.

22:29.700 --> 22:31.240
‫آره، همین‌طوره.

22:31.240 --> 22:33.730
‫اگه نمی‌خوای، اصلاً لازم نیست بیای.

22:33.730 --> 22:38.190
‫البته من خودم کنار افتال تمرین می‌کنم!

22:39.690 --> 22:42.340
‫مـ...منم میام!

22:42.340 --> 22:43.420
‫آخه...

22:43.420 --> 22:47.000
‫این کاریه که الان بیشتر از
‫همه دلم می‌خواد انجام بدم!

22:47.920 --> 22:50.930
‫کاری که بیشتر از همه دلت می‌خواد؟

22:55.290 --> 22:59.610
‫مثل ۴۰۰ سال پیش،
‫هنوز هیچ استعداد جادویی ندارم،

22:59.980 --> 23:02.540
‫با این حال هنوزم می‌خوام
‫جادو رو دنبال کنم.

23:03.140 --> 23:06.490
‫اما هنوز موانعی هست
‫که باید ازشون رد بشم.

23:08.730 --> 23:10.110
‫و برای این کار...

23:10.540 --> 23:13.740
‫باید چیزهایی به جز جادو رو هم یاد بگیرم،

23:13.740 --> 23:15.470
‫و قوی‌تر بشم!

23:17.280 --> 23:20.280
‫آره... همین‌طوره!

23:20.940 --> 23:23.180
‫فقط یک قله برای فتح کردن وجود نداره!

23:24.190 --> 23:25.140
‫خیلی خب!

23:25.720 --> 23:29.870
‫این بار، توی این زندگی،
‫توی هر دوشون استاد می‌شم...

23:26.120 --> 23:36.120
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:31.350 --> 23:36.120
‫هم جادو و هم هنرهای رزمی!
