WEBVTT

00:00.670 --> 00:03.330
‫حالا اعضای تیم رو انتخاب می‌کنیم

00:03.330 --> 00:06.090
‫برای مسابقات بین کلاسی
‫آکادمی جادوی آلْتِنا.

00:06.660 --> 00:08.070
‫دو دانش‌آموز داریم

00:08.070 --> 00:11.050
‫که باید برای مقام شمشیرزن جادویی
‫با هم مبارزه نمایشی داشته باشن.

00:11.050 --> 00:13.710
‫اِفتال و اِبی.

00:14.130 --> 00:16.640
‫قوی‌تر
‫انتخاب می‌شه.

00:16.990 --> 00:21.700
‫همچنین، جادو ممنوعه.
‫فقط با شمشیر قدرتتون رو نشون بدین.

00:21.700 --> 00:23.540
‫چرا همش این اتفاق می‌افته؟

00:23.540 --> 00:24.680
‫آماده‌اید؟

00:29.620 --> 00:30.470
‫هی!

00:30.980 --> 00:33.820
‫شمشیرت رو آماده کن، نژاد پست.

00:33.820 --> 00:38.030
‫فکر می‌کنی خوشحال می‌شم کسی رو شکست بدم
‫که اصلا شمشیر دستش نیست؟

00:38.030 --> 00:40.890
‫منصفانه می‌جنگه، معلومه.

00:40.890 --> 00:42.920
‫انسانه ترسیده.

00:42.920 --> 00:45.620
‫معلومه که ترسیده، داره با اِبی می‌جنگه.

00:46.120 --> 00:48.320
‫قوی به نظر میاد.

00:48.660 --> 00:50.490
‫عالیه.

00:51.530 --> 00:54.420
‫می‌تونم با یه لگد سبک فریبش بدم،

00:54.420 --> 00:57.430
‫اونم جاخالی بده، بعد یه کم با هم بجنگیم،

00:57.430 --> 00:58.840
‫بعدش می‌تونم ببازم.

00:59.360 --> 01:00.850
‫خب، شروع کنید!

01:09.730 --> 01:11.840
‫واقعا بهش خورد؟!

01:11.840 --> 01:14.740
‫فقط یه فریب بود، پس نباید
‫خیلی آسیب زده باشه...

01:19.420 --> 01:21.070
‫داری شوخی می‌کنی!

01:22.130 --> 01:25.040
‫برنده اِفتال‌ـه!

01:25.040 --> 01:26.110
‫واقعا؟

01:26.110 --> 01:27.320
‫باورنکردنیه.

01:27.320 --> 01:28.490
‫اِبی باخت؟

01:28.490 --> 01:29.770
‫چه خبره؟

01:31.190 --> 01:33.250
‫آها، فهمیدم!

01:33.250 --> 01:38.250
‫فکر کنم مرلین داره سعی می‌کنه
‫برنامه درسی شمشیرزن جادویی ما رو عوض کنه!

01:40.650 --> 01:46.470
‫شنیدم انسان‌ها نمی‌تونن جادو استفاده کنن،
‫ولی تو مبارزه تن‌به‌تن فوق‌العاده‌ان!

01:46.470 --> 01:49.440
‫واسه همین یه شمشیرزن خیلی قوی آورده!

01:50.460 --> 01:53.690
‫این رفتار ویژه رو توجیه می‌کنه.

01:53.690 --> 01:56.100
‫فهمیدم. منطقیه.

01:56.100 --> 01:59.890
‫واسه همینه که مرلین
‫خودش داره درس می‌ده.

01:59.890 --> 02:01.700
‫دقیقا.

02:01.700 --> 02:04.040
‫تنها چیزیه که منطقی به نظر میاد.

02:04.790 --> 02:08.910
‫همکاری کردن شاید عاقلانه‌تر باشه
‫اگه کمکم کنه بیشتر قاطی بشم.

02:09.760 --> 02:11.420
‫حق با منه، نه؟

02:12.780 --> 02:15.880
‫آ-آره، حق با توئه.

02:15.880 --> 02:18.010
‫دیدم گفتم که.

02:18.330 --> 02:19.590
‫واقعا؟

02:24.000 --> 02:34.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:38.760 --> 02:42.010
از زیر سایه تا قدرت مطلق

02:40.470 --> 02:42.010
m0 0 l 536 0 536 176 0 176

02:40.470 --> 02:42.010
‫تناسخ دومِ یک جادوگر بی‌استعداد

03:56.530 --> 03:58.140
!دست شما درد نکنه

04:03.710 --> 04:05.910
‫اممم، ارباب؟

04:06.970 --> 04:07.870
‫چیه؟

04:08.170 --> 04:13.570
‫امروز دوباره راحت کسی رو
‫شکست دادی که خیلی قوی بود...

04:15.230 --> 04:16.190
‫آره...

04:16.190 --> 04:19.340
‫ولی خیلی ضعیف بود.

04:19.590 --> 04:24.840
‫اگه خودت رو تو وضعیتی پیدا می‌کردی
‫که قدرتت کمکی نمی‌کرد...

04:25.240 --> 04:28.050
‫چیکار می‌کردی، ارباب؟

04:32.490 --> 04:34.830
‫اوه، خب...

04:43.240 --> 04:48.030
‫فقط تلاش می‌کردم که
‫درست بشه.

04:49.230 --> 04:52.240
‫این جواب یه
‫آدم قویه، نه؟

04:52.240 --> 04:54.260
‫نه، من...

04:54.260 --> 05:00.710
‫حتی اگه سرنوشت وحشتناکی بود
‫که نمی‌تونستی عوضش کنی؟

05:00.970 --> 05:01.980
‫معلومه.

05:01.980 --> 05:03.630
‫همین کاریه که الان دارم می‌کنم.

05:04.100 --> 05:08.180
‫اومدم چیزی رو درست کنم که
‫هیچ‌چیزی نمی‌تونست درستش کنه.

05:08.180 --> 05:10.870
‫آره، درسته.

05:12.420 --> 05:15.380
‫واقعا فوق‌العاده‌ای.

05:15.890 --> 05:17.900
‫اصلا شبیه من نیستی.

05:17.900 --> 05:19.460
‫اینطور نیست...

05:24.030 --> 05:28.150
‫ولی من هنوز یه برده‌ام.

05:28.480 --> 05:30.410
‫واقعا بی‌فایده‌ام...

05:30.810 --> 05:34.030
‫نمی‌تونم کاری برات بکنم.

05:34.830 --> 05:38.790
‫حس خوبی ندارم که نمی‌تونم
‫کاری کنم که جبران کنم.

05:39.290 --> 05:40.370
‫واسه همین...

05:43.930 --> 05:47.670
‫اممم... من باکره‌ام!

05:47.950 --> 05:52.960
‫اگه می‌خوای به عنوان برده جنسی
‫بهت خدمت کنم، فکر کنم بتونم.

05:55.160 --> 05:57.830
‫چ-چی کار می‌کنی؟!

05:57.830 --> 05:59.700
‫لازم نیست این کار رو بکنی!

05:59.700 --> 06:00.780
‫ولی...

06:00.780 --> 06:03.320
‫می‌فهمم که ممنونی!

06:03.880 --> 06:09.300
‫ولی ترجیح می‌دم با من غذا بخوری
‫تا اینکه بهم خدمت کنی.

06:09.730 --> 06:11.280
‫همین برای من کافیه!

06:12.300 --> 06:15.160
‫همین... کافیه؟

06:20.330 --> 06:23.380
‫بیا دیگه. گوشت داره سرد می‌شه.

06:23.710 --> 06:25.840
‫بیا باهم غذا بخوریم.

06:28.800 --> 06:31.240
‫بله، ارباب.

06:31.700 --> 06:33.510
‫ممنونم.

06:41.210 --> 06:43.110
‫گوشت خیلی خوشمزه‌ست...

06:43.370 --> 06:44.780
‫خوشحالم.

06:44.780 --> 06:47.070
‫گوشت خیلی خوشمزه‌ست، نه؟

06:49.330 --> 06:50.210
‫آره.

06:50.880 --> 06:53.170
‫خوردن گوشت آدم رو سرحال میاره، نه؟

06:55.310 --> 06:57.200
‫گریه نکن، گریه نکن.

06:57.200 --> 06:59.650
‫بله، ارباب.

07:08.810 --> 07:11.160
‫خیلی متاسفم!

07:11.160 --> 07:15.590
‫به نظر می‌رسه اثر باستانی، رایکیری،
‫همراه چند گنج دیگه دزدیده شده.

07:15.590 --> 07:19.180
‫چون آناستازیا بود،
‫جینی بهش اجازه عبور داد.

07:19.970 --> 07:22.060
‫بعدش ناپدید شد.

07:22.640 --> 07:25.800
‫نشان برده ویژه
‫زیر نشان برده جنسیش...

07:26.250 --> 07:27.960
‫قطعی شد. این «دزدیه».

07:29.480 --> 07:32.250
‫آره، بالاخره فعال شد.

07:33.230 --> 07:36.560
‫قراردادهای نشان برده قوانین دارن.

07:36.560 --> 07:38.360
‫نمی‌تونی دستوراتی بدی که

07:38.360 --> 07:40.810
‫منجر به مرگ برده یا
‫وادار کردنش به جرم بشه.

07:41.300 --> 07:45.040
‫ولی یه راه وحشتناک
‫برای انجام اون کارها هست.

07:45.660 --> 07:48.210
‫نشان برده ویژه.

07:48.450 --> 07:52.480
‫صرفا ساختن یکی از اون‌ها جرمه.

07:52.480 --> 07:54.780
‫چرا اون رو داشت؟

07:54.780 --> 07:55.840
‫نمی‌دونم.

07:56.830 --> 07:58.830
‫چیکار می‌کنی؟

07:59.850 --> 08:03.190
‫من آوردمش خونه با اینکه می‌دونستم این
‫اتفاق می‌افته.

08:03.580 --> 08:05.880
‫می‌تونم شکست رو قبول کنم، ولی...

08:06.560 --> 08:08.620
‫چیزی رو درست نمی‌کنه.

08:09.330 --> 08:12.590
‫درست نمی‌کنه...؟ منظورت...

08:12.590 --> 08:13.900
‫درسته.

08:14.710 --> 08:18.000
‫قرارداد نشان برده ویژه
‫اون رو می‌شکنم.

08:19.640 --> 08:22.590
‫می‌دونی یعنی چی، درسته؟

08:23.800 --> 08:26.030
‫یه خدا یه بار یه

08:26.030 --> 08:29.800
‫کشور کوچیک رو نابود کرد وقتی یه قرارداد
‫نشان برده ویژه شکسته شد.

08:30.990 --> 08:33.840
‫می‌دونم آسون نیست، مرلین.

08:35.360 --> 08:37.890
‫جادوی فعال‌کننده نشان برده ویژه

08:37.890 --> 08:41.480
‫توسط یه جانور پیمان
‫به اسم خدا نگه داشته می‌شه.

08:42.590 --> 08:46.300
‫برای شکستن قرارداد،
‫باید با اون خدا سر و کله بزنم.

08:47.020 --> 08:49.510
‫اگه تو مبارزه ببازم،

08:49.510 --> 08:53.990
‫کشوری که قبلاً به عنوان امپراتور صاعقه
‫نجاتش دادم، ممکنه نابود بشه.

08:54.440 --> 08:56.900
‫چرا باید برای اون دختر تا این حد خودتو به
‫خطر بندازی؟

08:57.450 --> 08:59.910
‫اون بهت خیانت کرد.

09:01.620 --> 09:03.960
‫دقیقاً مثل وقتی که تو رو به سرپرستی گرفتم.

09:04.550 --> 09:07.090
‫من اون رو به سرپرستی گرفتم، پس تا آخر
‫مراقبش خواهم بود.

09:08.520 --> 09:13.490
‫و می‌دونم که اون از اون آدم‌ها نیست که
‫بتونه به من خیانت کنه.

09:14.450 --> 09:15.860
‫نمی‌تونم همین‌طوری رهاش کنم.

09:19.790 --> 09:21.020
‫درسته.

09:21.570 --> 09:23.610
.تو درست همین شکلی هستی

09:24.960 --> 09:29.190
‫ولی الان کجاست؟

09:29.580 --> 09:34.370
‫فکر می‌کردم ممکنه این اتفاق بیفته و
‫جادوی ردیابی رو روی گنج گذاشتم.

09:36.510 --> 09:42.060
‫اون الان داره آیتم‌های دزدیده‌شده‌اش رو
‫به ارباب واقعیش تحویل می‌ده.

09:43.220 --> 09:47.020
‫حالا، آناستازیای خودم رو پس می‌گیرم!

09:49.510 --> 09:51.650
‫این بار خوب عمل کردی.

09:52.370 --> 09:58.040
‫عالیه! گنج اون پیرزن، مرلین، و اون اثر
‫باستانی اون بچه رو دزدیدی!

09:59.180 --> 10:02.600
‫ممنونم، ارباب...

10:04.340 --> 10:09.470
‫واقعاً خوب عمل کردی، آناستازیا...

10:13.340 --> 10:18.980
‫وقتی به عنوان دانش‌آموز انتقالی اومدی
‫اینجا، خیلی تعجب کردم.

10:19.500 --> 10:21.450
‫خب... منم همین‌طور...

10:22.860 --> 10:27.990
‫و تازه، رایکیری رو آوردی برام،
‫شمشیری که

10:27.990 --> 10:31.120
‫چهارصد سال پیش یه دستیار پادشاه شیاطین
‫ازش استفاده می‌کرد.

10:34.590 --> 10:37.480
‫این خیلی بهتر از گنج‌های
‫خاندان ادواردزـه.

10:37.480 --> 10:38.550
‫آفرین.

10:39.090 --> 10:40.250
‫اوه، بله...

10:40.250 --> 10:47.060
‫ولی آیا می‌دونستی اون بچه
‫از یه نژاد پست اینقدر قویه؟

10:47.360 --> 10:49.590
‫خـ خب...

10:50.590 --> 10:52.030
‫گوش کن، آناستازیا.

10:52.500 --> 10:55.400
‫شرایطی رو فراهم کن که
‫بتونم باهاش تو یه مبارزه نمایشی روبرو بشم.

10:56.530 --> 10:59.570
‫ولی اِفتال خیلی قویه...

11:00.000 --> 11:02.150
‫فقط کاری که گفتم رو بکن.

11:02.150 --> 11:03.490
‫فهمیدی؟

11:05.260 --> 11:06.710
‫بـله...

11:11.200 --> 11:12.750
‫اون قیافه چیه؟

11:13.200 --> 11:18.550
‫من فقط... نمی‌دونستم اون
‫اینقدر قویه...

11:19.390 --> 11:20.370
‫می‌فهمم.

11:21.850 --> 11:26.290
‫اممم... مهم‌تر از اون...

11:27.360 --> 11:32.640
‫این بار... واقعاً
‫آخرین باره، درسته؟

11:34.020 --> 11:35.310
‫درسته.

11:35.730 --> 11:40.480
‫با سه اثر باستانی که خواهر بزرگه
‫آورده بود، این می‌شه پنج تا.

11:40.990 --> 11:44.240
‫پنج اثر باستانی در هر نسل.

11:44.460 --> 11:49.410
‫این قرارداد نسل تو رو
‫کامل می‌کنه.

11:49.850 --> 11:51.390
‫پس...

11:51.390 --> 11:55.210
‫ولی نشان برده ویژه
‫بیشتر از این‌ها رو نشون می‌ده.

11:57.170 --> 12:01.260
‫نفرین نشان برده ویژه
‫که روی قبیلهٔ برانویای تو اعمال شده

12:01.260 --> 12:04.300
‫به خاطر جرم کشتن
‫هم‌نوعانت از بین نمی‌ره.

12:11.520 --> 12:13.940
‫اگه یه بچه بیاری،

12:13.940 --> 12:18.820
‫بهش منتقل می‌شه و اون‌ها
‫باید همین کار رو برای ما انجام بدن.

12:19.420 --> 12:21.890
‫خب، برای امروز خوب بود.

12:21.890 --> 12:25.090
‫با پدرم صحبت می‌کنم که
‫با تو چیکار کنیم.

12:25.090 --> 12:26.820
‫تا صبح فردا صبر کن.

12:28.550 --> 12:31.210
‫حـ... فهمیدم.

12:33.950 --> 12:38.840
‫هر وقت بعد از دزدیدن چیزی
‫یا برای گزارش دادن به اینجا میام،

12:39.250 --> 12:41.720
‫همیشه احساس انزجار و بیماری می‌کنم.

12:42.540 --> 12:46.150
‫ولی امروز حالم بدتره.

12:46.840 --> 12:50.530
‫به اِفتال خیانت کردم.

12:50.890 --> 12:55.170
‫ولی حالا... بالاخره تموم شد!

12:55.610 --> 12:56.720
‫خواهر...

12:58.660 --> 12:59.710
‫چقدر بی‌رحمی!

12:59.710 --> 13:05.280
‫بالاخره یه بار اومدی خونه،
‫پس چرا اینقدر با من بی‌رحمی؟

13:05.280 --> 13:09.370
‫هیچ‌کس اصلاً تو رو اینجا نمی‌خواد.

13:09.370 --> 13:10.690
‫برو.

13:11.120 --> 13:13.830
‫به خاطر اینکه تو رو به دنیا آورد،
‫مادرم...

13:16.530 --> 13:17.790
‫چقدر بی‌رحمی!

13:18.290 --> 13:20.050
‫خواهر بزرگه، عوضی!

13:20.050 --> 13:22.430
‫برگشتی یا نه، برام مهم نیست!

13:22.430 --> 13:23.860
‫بس کنید، هر دوتون.

13:25.950 --> 13:27.850
‫دوباره دارید دعوا می‌کنید؟

13:28.600 --> 13:29.820
‫اَه...

13:29.820 --> 13:32.370
‫اوه، به‌موقع اومدی، بابا.

13:32.370 --> 13:35.390
‫این زیاد نیست، ولی باید
‫به امور مالی خانواده کمک کنه.

13:36.060 --> 13:36.820
‫بیا.

13:41.410 --> 13:43.190
‫متاسفم، تاتیانا.

13:43.950 --> 13:45.440
‫می‌دونم برات سخته.

13:46.900 --> 13:50.240
‫شش ماه رفته بودی،
‫و این تنها چیزیه که برامون آوردی؟

13:50.580 --> 13:54.080
‫با اینکه داشتی خوش می‌گذروندی
‫با اون لباس‌های گرون‌قیمت؟

13:54.340 --> 13:57.210
‫آناستازیا، بس کن!

13:57.210 --> 14:00.420
‫اگه تو نبودی، این
‫بیشتر از کافی بود!

14:00.710 --> 14:02.880
‫حالا از روستا برو بیرون!

14:03.280 --> 14:04.590
‫خفه شو!

14:07.870 --> 14:11.550
‫اگه ازم متنفری، پس چرا اصلاً اومدی خونه؟

14:12.030 --> 14:16.200
‫تو برای خانواده کار نمی‌کنی.
‫فقط غر می‌زنی.

14:16.200 --> 14:17.900
‫بعد دوباره ناپدید می‌شی!

14:18.250 --> 14:19.710
‫اصلاً برات مهم نیست!

14:20.600 --> 14:22.490
‫من...

14:22.490 --> 14:26.400
‫ازت متنفرم، خواهر بزرگه!

14:29.580 --> 14:30.860
‫می‌فهمم.

14:31.910 --> 14:33.330
‫پس من می‌رم.

14:36.940 --> 14:39.510
‫چرا می‌خندی، عوضی؟

14:39.510 --> 14:42.580
‫دیگه هیچ‌وقت برنگرد!

14:43.530 --> 14:45.980
‫از من متنفری، درسته؟

14:46.610 --> 14:50.610
‫چرا... چرا اون قیافه رو می‌گیری؟

15:20.840 --> 15:22.580
‫خواهر؟

15:24.100 --> 15:25.040
‫خواهر!

15:34.250 --> 15:37.100
‫چی شده؟

15:37.660 --> 15:40.450
‫چی شده؟ خواهر...

15:47.650 --> 15:50.790
‫پدر، اون نفر بعدی هست؟

15:50.790 --> 15:51.700
‫بله.

15:53.700 --> 15:54.930
‫هی، پیرمرد.

15:54.930 --> 15:56.190
‫فقط اونجا نایست!

15:56.740 --> 15:59.330
‫متاسفم، ارباب اِبی جوان!

15:59.870 --> 16:02.830
‫این آناستازیاست، دختر دوم من!

16:03.600 --> 16:05.630
‫چی؟ چی داره اتفاق می‌افته؟

16:06.100 --> 16:07.170
‫پدر...

16:07.170 --> 16:10.880
‫به جای تاتیانا،
‫به شما خدمت کنه.

16:11.990 --> 16:13.880
‫چه پدر افتضاحی!

16:16.370 --> 16:17.490
‫پدر.

16:17.490 --> 16:18.300
‫خوبه.

16:18.790 --> 16:21.770
‫آیین انتقال رو شروع کنید!

16:21.770 --> 16:23.600
‫ولم کن!

16:23.600 --> 16:25.220
‫کجاییم؟

16:25.220 --> 16:27.150
‫نجاتم بده، پدر!

16:25.980 --> 16:28.270
‫خفه شو، لعنتی!

16:28.270 --> 16:29.870
‫وایسا! درد داره!

16:29.870 --> 16:32.530
‫آروم باش، به‌زودی تموم می‌شه.

16:36.750 --> 16:38.290
‫درد داره!

16:38.290 --> 16:40.700
‫به نظر می‌رسه همه چیز آماده است.

16:41.070 --> 16:42.410
‫خوبه. انجامش بده.

16:44.360 --> 16:45.760
‫داری چیکار می‌کنی؟

16:45.760 --> 16:48.150
‫اون یه نشان برده ویژه است.

16:48.150 --> 16:52.050
‫خواهر بزرگه موقع
‫انجام قرارداد اشتباهی کرد.

16:52.440 --> 16:57.760
‫پس از این به بعد، تو
‫بردهٔ مایی، قبیلهٔ پورتِس.

16:58.960 --> 17:00.220
‫برده؟

17:00.240 --> 17:03.130
‫چی؟ چی داری می‌گی؟

17:03.130 --> 17:05.630
‫قرارداد ساده‌ست.

17:06.030 --> 17:09.820
‫هر نسل پنج اثر باستانی رو تقدیم می‌کنه.

17:09.820 --> 17:14.070
‫بعد این وظیفه رو برای
‫همیشه به نسل بعد منتقل کنید.

17:14.070 --> 17:17.030
‫اثر... باستانی؟

17:17.370 --> 17:22.770
‫تو به عنوان برده وارد خاندان‌های اشرافی
‫می‌شی و اشیاء جادویی کمیاب رو می‌دزدی.

17:23.420 --> 17:26.450
‫خواهرت سه تا برامون آورد.

17:26.450 --> 17:28.580
‫پس هنوز دو تا بدهکاری.

17:29.560 --> 17:30.480
‫ولی...

17:32.200 --> 17:37.060
!یهو مثل اون لو نری به چخ بریا

17:38.090 --> 17:40.100
‫نـ... نه...

17:41.340 --> 17:42.470
‫خواهر...

17:43.690 --> 17:47.690
‫تو به خاطر اون کشته شدی؟

17:48.130 --> 17:51.400
‫این... وحشتناکه!

17:55.310 --> 17:56.070
‫انجامش بده.

18:05.540 --> 18:08.870
‫اون موقع بود که همه چیز رو فهمیدم.

18:09.510 --> 18:11.420
‫سیصد سال پیش،

18:11.420 --> 18:16.250
‫اجداد من به قبیلهٔ پورتِس حمله
‫کردن و سعی کردن اونا رو بدزدن،

18:16.250 --> 18:19.260
‫با اینکه هر دوتامون اهریمن بودیم.

18:19.710 --> 18:22.260
‫و شکست خوردیم.

18:22.870 --> 18:24.860
‫به خاطر جرم کشتن اهریمن‌های دیگه،

18:24.860 --> 18:29.210
‫مجبور شدیم تا ابد یک
‫نشان برده ویژه رو حمل کنیم.

18:30.270 --> 18:34.450
‫خواهر من همه چیز رو می‌دونست
‫و از همه چیز دست کشیده بود.

18:34.890 --> 18:39.420
‫اون سعی کرد نفرین خانوادهٔ
‫گناهکارمون رو به تنهایی حل کنه.

18:40.030 --> 18:44.140
حتی سعی کرد که ازش متنفر باشم تا
وقتی که گیر افتاد

18:44.570 --> 18:47.620
‫زیاد اذیت نشم.

19:02.760 --> 19:05.090
‫چقدر احمقم.

19:05.710 --> 19:10.230
‫خواهرم همهٔ این کارها رو برای من کرد.

19:10.230 --> 19:14.670
‫ولی من... من خیلی بی‌رحم بودم...

19:16.780 --> 19:18.830
‫ببخشید، خواهر بزرگه...

19:19.370 --> 19:23.230
‫نمی‌دونستم چه احساسی داری!

19:23.960 --> 19:26.590
‫ببخشید... ببخشید...

19:31.270 --> 19:32.620
‫سه سال گذشته.

19:33.410 --> 19:34.890
‫و بالاخره تموم شد.

19:35.480 --> 19:38.600
‫انجامش دادیم، خواهر بزرگه.

19:39.880 --> 19:41.830
‫هی، بیداری؟

19:42.190 --> 19:43.650
‫بـ...له.

19:44.820 --> 19:47.640
‫باید پنج تا رو خودم پیدا کنم؟

19:47.640 --> 19:48.910
‫بله.

19:48.910 --> 19:50.820
‫پس سه تای دیگه.

19:50.820 --> 19:53.940
‫تو باید سه تای دیگه رو خودت بیاری.

19:54.240 --> 19:56.470
‫این چیزی نبود که گفتی!

19:56.470 --> 19:58.020
‫کی اهمیت می‌ده؟

19:58.020 --> 20:01.400
‫تا وقتی اون نشان ویژه رو داری،
‫باید کاری رو که می‌گیم انجام بدی.

20:02.310 --> 20:04.750
‫بابا خیلی خوشحال بود.

20:04.750 --> 20:07.770
‫گفت:«اگه بردهٔ ما
‫بتونه رایکیری رو بیاره،

20:07.770 --> 20:10.430
‫فعلاً نمی‌تونیم از دستش بدیم».

20:11.070 --> 20:12.810
‫سه تای دیگه رو بیار،

20:12.810 --> 20:15.960
‫بعد با مردی که برات
‫تعیین می‌کنیم بچه دار شو

20:15.960 --> 20:18.890
‫تا نشان برده به
‫سگ بعدی منتقل بشه،

20:18.890 --> 20:21.390
‫و بعد تو رو آزاد می‌کنیم.

20:23.110 --> 20:28.140
‫ولی پس چرا خواهرم مرد؟

20:31.790 --> 20:35.290
‫اون جونش رو به خطر انداخت تا
‫اون آثار باستانی رو برات بیاره.

20:35.970 --> 20:37.730
‫اون همه کاری که می‌تونست رو برات انجام
‫داد.

20:39.610 --> 20:42.590
‫احساسات اون چی می‌شه؟

20:43.280 --> 20:44.900
‫احساساتش؟

20:45.230 --> 20:48.410
‫من به احساسات اون اهمیت می‌دم؟

20:49.330 --> 20:51.200
‫اوه، درسته.

20:52.320 --> 20:56.620
‫چون امروز روز مهمیه
‫برات، حقیقت رو بهت می‌گم.

20:57.150 --> 21:02.340
‫اون جنگ بر سر قلمرو که منجر
‫به قرارداد برده‌داری تو شد...

21:02.710 --> 21:05.750
‫در واقع کاملاً برعکس بود!

21:05.750 --> 21:10.560
‫اجداد من کسانی بودن
‫که جنگ رو شروع کردن!

21:10.780 --> 21:14.530
‫ما قلمرو و عنوان تو رو دزدیدیم، به دروغ
‫تو رو به کشتن اهریمن‌های دیگه متهم کردیم،

21:14.530 --> 21:18.520
‫و تو رو مجبور کردیم تا ابد
‫قرارداد برده‌داری رو حمل کنی.

21:19.570 --> 21:21.480
‫چی؟ برعکس؟

21:22.680 --> 21:24.910
‫از اولش هم دروغ بود...

21:25.290 --> 21:27.530
‫ولی پس خانوادهٔ ما...

21:27.530 --> 21:28.820
‫خواهرم...

21:30.590 --> 21:34.750
‫همیشه دیدن واکنش خانوادهٔ شما وقتی
‫حقیقت رو می‌فهمید خیلی خنده‌داره!

21:36.410 --> 21:39.570
‫خواهرت دقیقاً همین قیافه رو داشت!

21:41.730 --> 21:43.540
‫شب خوش.

21:44.740 --> 21:46.330
‫خیلی خنده‌داره!

21:46.330 --> 21:49.980
‫چون نمی‌تونی واقعیت رو
‫قبول کنی داری فرار می‌کنی.

21:49.980 --> 21:53.180
‫ولی تا وقتی اون
‫نشان برده ویژه رو داری،

21:53.180 --> 21:58.640
‫سرنوشتت اینه که هر شش ماه یک
‫بار خود به خود پیش اربابت برگردی!

21:58.640 --> 22:02.990
‫هر جا بری، از این
‫سرنوشت فرار نخواهی کرد!

22:03.010 --> 22:10.010
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

22:10.040 --> 22:20.040
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
