WEBVTT

00:06.420 --> 00:07.960
‫به من گوش کن، افتال.

00:08.300 --> 00:11.840
‫این یه مبارزه تمرینیه، اما
‫بازم باید مراقب باشی.

00:12.420 --> 00:17.990
‫شاید به نظر نیاد، ولی یواهیم توی مدرسه
‫بهترین نمره‌ها رو توی شمشیرزنی داشت.

00:17.990 --> 00:19.670
‫خیلی ماهره.

00:21.350 --> 00:24.670
‫اگه حس کردی نمی‌تونی ببری،
‫سریع تسلیم شو.

00:24.670 --> 00:25.520
‫باشه.

00:28.080 --> 00:29.620
‫چه دردسری.

00:36.000 --> 00:46.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:50.980 --> 00:54.070
‫از زیر سایه تا قدرت مطلق

00:52.190 --> 00:54.070
‫m 0 0 l 536 0 536 176 0 176

00:52.190 --> 00:54.070
‫تناسخ دوباره‌ی جادوگری بی‌استعداد

02:07.760 --> 02:11.990
‫می‌تونستی فرار کنی،
‫افتال کوچولو.

02:12.550 --> 02:13.880
‫این کارو نمی‌کنم.

02:15.620 --> 02:16.900
‫بگیرش.

02:20.110 --> 02:21.050
‫سنگینه!

02:21.570 --> 02:25.220
‫یه شمشیر چوبی سخته.
‫معمولاً از اینا استفاده نمی‌کنیم.

02:25.220 --> 02:27.590
‫یه ضربه سنگینش کافیه تا استخون رو خرد کنه،

02:27.590 --> 02:30.560
‫یا اگه درست بخوره، جمجمه رو داغون کنه.

02:30.950 --> 02:33.520
‫می‌دونی این یعنی چی، مگه نه؟

02:36.940 --> 02:38.180
‫یعنی چی؟

02:39.210 --> 02:40.890
‫مامانش که یه احمقه،

02:40.890 --> 02:42.660
‫بچه‌اش هم یه کودنه؟

02:44.280 --> 02:48.710
‫من، یواهیم، پسر ارشدِ
‫خانواده اصلی،

02:48.710 --> 02:51.710
‫به تو و اون مامانِ
‫احمقت یه درس حسابی می‌دم.

02:51.970 --> 02:57.220
‫هیچ‌کس از شما دو تا خوشش نمیاد، خوک.

02:57.220 --> 02:59.930
‫اون عوضی هیچ استعداد جادویی‌ای نداره.

02:59.930 --> 03:03.060
‫به پدر التماس کرد که بذاره
‫تو رو به دنیا بیاره،

03:03.060 --> 03:05.950
‫و تو هم هیچ استعداد
‫جادویی‌ای نداری.

03:06.680 --> 03:12.690
‫مامانت باعث ننگ
‫خانواده‌ست، دلم می‌خواد بکشمش.

03:12.690 --> 03:15.690
‫ولی به کشتن تو راضی می‌شم.

03:17.300 --> 03:20.400
‫به عنوان یه لطف کوچیک،
‫بهت امتیاز ویژه می‌دم.

03:21.000 --> 03:23.380
‫می‌تونی اول حمله کنی.

03:24.820 --> 03:26.050
‫این یارو...

03:26.860 --> 03:28.120
‫چی شد؟

03:28.380 --> 03:29.620
‫بجنب!

03:30.580 --> 03:31.750
‫ترسیدی؟

03:32.120 --> 03:34.780
‫این عوضی...

03:36.000 --> 03:41.370
‫خوب ازت پذیرایی می‌کنم،

03:41.370 --> 03:45.060
‫درست مثل کاری که پدر با مامانت
‫کرد وقتی پاهاشو براش باز کرد.

03:47.360 --> 03:48.730
‫این دو تا حروم‌زاده...

03:49.800 --> 03:52.190
‫نوادگان منن؟

03:57.580 --> 04:00.090
‫به زور داره واکنش نشون می‌ده؟

04:06.840 --> 04:08.870
‫واقعاً شمشیرزنی
‫بلده، یا همه‌ش دروغ بود؟

04:15.670 --> 04:17.500
‫ها! دفاع کردم!

04:17.500 --> 04:19.460
‫تقویت توان بدنی!

04:28.760 --> 04:32.980
‫این واقعاً همون بچه‌ی
‫یه لحظه پیشه؟

04:52.840 --> 04:54.040
‫فقط یه بار اینو می‌گم.

04:55.040 --> 04:57.700
‫اگه یه بار دیگه به مامانم توهین کنی،

04:58.130 --> 04:59.250
‫می‌کشمت.

05:10.000 --> 05:11.810
‫خیلی خب، کارمون اینجا تمومه، مامان.

05:12.320 --> 05:13.390
‫بریم.

05:14.060 --> 05:18.990
‫تو... همون افتالی هستی که می‌شناسم، درسته؟

05:20.500 --> 05:22.940
‫آره! دقیقاً همونم!

05:28.720 --> 05:29.910
‫آه، و پدر.

05:32.660 --> 05:35.910
‫ممنون که امروز دعوتم کردین!

05:36.870 --> 05:42.290
‫امید...امیدوارم سال دیگه توی
‫مدرسه‌ی نظامی موفق باشی.

05:43.260 --> 05:43.940
‫ممنون!

05:49.170 --> 05:51.480
‫افتال، وقت شامه!

05:51.480 --> 05:52.180
‫اومدم!

05:52.850 --> 05:54.230
‫دو هفته دیگه مونده...

05:54.560 --> 05:58.140
‫مطمئن بودم یه جوری سعی می‌کنن
‫تلافی کنن...

05:58.420 --> 05:59.990
‫گرسنته، افتال؟

06:01.090 --> 06:02.440
‫عالی به نظر میاد!

06:02.440 --> 06:03.370
‫مگه نه؟

06:03.370 --> 06:04.320
‫آره!

06:04.790 --> 06:06.070
‫ممنون که همیشه شام درست می‌کنی!

06:06.380 --> 06:08.770
‫امروز غذای مورد علاقه‌ت رو پختم...

06:09.390 --> 06:11.030
‫کی می‌تونه باشه؟

06:12.490 --> 06:13.840
‫کی اونجاست؟

06:18.560 --> 06:19.470
‫مامان؟

06:21.470 --> 06:23.750
‫بابت ترسوندنتون متاسفم.

06:27.360 --> 06:28.420
‫یه نوزاد؟

06:31.470 --> 06:32.390
‫گوش کنید، همگی!

06:32.760 --> 06:39.060
‫شوالیه‌های مقدس و ارتش آزول برای
‫جنگ با همسایه‌ها راهی شدن.

06:39.520 --> 06:43.980
‫حالا که اونا نیستن، وظیفه‌ی ما در
‫گارد سلطنتیه که از پایتخت دفاع کنیم!

06:44.200 --> 06:45.090
‫اطاعت قربان!

06:45.090 --> 06:50.560
‫هی، یعنی باید بچه‌های مدرسه نظامی رو
‫برای محافظت از شهر بیاریم؟

06:51.680 --> 06:52.350
‫بله.

06:53.280 --> 06:55.880
‫اطلاعاتی هست که
‫جناح وزیر اعظم

06:55.880 --> 07:01.170
‫قصد داره در نبود نیروهای اصلی،
‫ولیعهد رو ترور کنه.

07:02.320 --> 07:03.670
‫منظورت اینه که...

07:04.600 --> 07:08.200
‫قربان! بربرهای جنوبی
‫دارن به پایتخت حمله می‌کنن.

07:08.200 --> 07:09.120
‫چی؟

07:11.210 --> 07:14.710
‫باید سریع عمل کنیم!
‫ولیعهد رو به یه جای امن ببرین!

07:14.710 --> 07:15.720
‫اطاعت قربان!

07:17.860 --> 07:22.140
‫خیلی ناگهانی بود. این تنها جای
‫امنی بود که به ذهنم رسید...

07:23.590 --> 07:24.920
‫می‌فهمم...

07:25.510 --> 07:26.130
‫بله.

07:27.670 --> 07:32.530
‫از اونجایی که پسر دوم آخرین پادشاه آزول
‫از پسر بزرگش بااستعدادتر بود،

07:33.010 --> 07:34.880
‫پسر دوم پادشاه فعلی شد،

07:34.880 --> 07:36.350
‫و پسر بزرگ، وزیر اعظم شد.

07:37.180 --> 07:39.660
‫پسر دوم هیچ وارث پسری نداشت،

07:40.240 --> 07:44.670
‫و تقریباً قطعی بود که پسرِ وزیر
‫تاج و تخت رو به ارث می‌بره.

07:45.590 --> 07:48.550
‫اما پادشاه فعلی صاحب پسر شد،

07:48.550 --> 07:51.480
‫و حالا جناح وزیر
‫می‌خواد اون رو بکشه.

07:52.470 --> 07:55.130
‫اما چطور بربرها
‫تونستن وارد پایتخت بشن

07:55.130 --> 07:58.110
‫اونم وقتی دفاع رو تقویت کرده بودین؟

07:59.330 --> 08:03.730
‫فکر می‌کنم پدر پشت این ماجراست.

08:04.560 --> 08:05.980
‫اگه قدرت دست به دست بشه،

08:05.980 --> 08:09.190
‫اون کسیه که از نظر مقام و قدرت
‫بیشترین سود رو می‌بره.

08:09.610 --> 08:11.350
‫حالا چیکار کنیم؟

08:11.350 --> 08:13.800
‫نمی‌تونیم به پایتخت برگردیم.

08:13.800 --> 08:19.060
‫باید از مرز رد بشیم و ولیعهد رو
‫پیش ارتش اصلی به جای امن برسونیم.

08:22.330 --> 08:25.090
‫ایریا-سان، ممنونم.

08:25.410 --> 08:27.510
‫مراقب خودتون باش!

08:27.510 --> 08:28.410
‫صبر کنین!

08:30.030 --> 08:31.900
‫من رو هم با خودتون ببرین!

08:31.900 --> 08:33.790
‫افتال؟!

08:37.400 --> 08:38.440
‫افتال...

08:38.440 --> 08:41.230
‫عالی می‌شه، افتال!

08:41.230 --> 08:44.100
‫الان به هر کمکی که بتونیم نیاز داریم!

08:46.190 --> 08:49.330
‫خوب یادمه که چطور پادشاه وقت،
‫۴۰۰ سال پیش در نبرد با پادشاه شیاطین،

08:49.330 --> 08:53.440
‫به ما آذوقه رسوند.

08:53.990 --> 08:54.760
‫پس...

08:55.190 --> 08:57.550
‫وظیفه دارم از این کشور محافظت کنم.

08:58.610 --> 09:01.410
‫بابت نگرانی‌هات متاسفم، مامان.

09:01.630 --> 09:05.200
‫اما نمی‌تونم بذارم پدر و دار و دسته‌ش
‫با این کار قسر در برن!

09:06.660 --> 09:11.360
‫از جنگل نیل می‌گذریم و از
‫دشت‌های مورالیس رد می‌شیم،

09:11.360 --> 09:13.160
‫و بعد به مرز می‌رسیم.

09:13.490 --> 09:14.230
‫فهمیدم.

09:15.500 --> 09:18.470
‫با این حال، عجیبه...

09:18.810 --> 09:19.830
‫آره.

09:19.830 --> 09:23.390
‫خیلی ساکته.
‫حتی یه حیوون هم دیده نمی‌شه.

09:23.390 --> 09:24.460
‫واقعاً.

09:27.090 --> 09:28.600
‫این چه صداییه؟

09:29.750 --> 09:30.910
‫رعد و برق؟!

09:31.270 --> 09:33.690
‫نمی‌دونم چه خبره،

09:33.690 --> 09:36.920
‫ولی احمقانه‌ترین کار اینه که
‫همین‌جا بمونیم.

09:36.920 --> 09:38.720
‫باید سریع از این جنگل بریم.

09:38.720 --> 09:39.250
‫درسته.

09:39.250 --> 09:40.020
‫آره.

09:54.690 --> 09:55.880
‫تقریباً رسیدیم.

09:55.880 --> 09:57.760
‫تقریباً به لبه‌ی جنگل رسیدیم.

10:02.260 --> 10:03.180
‫صبر کنین!

10:11.010 --> 10:13.020
‫او... اون...

10:26.560 --> 10:28.330
‫نکنه...

10:28.650 --> 10:32.370
‫می‌دونستم یه جایی تله گذاشتن، ولی...

10:32.760 --> 10:35.050
‫بی‌خیال! شوخی می‌کنی؟

10:35.470 --> 10:39.720
‫اون لشکر جادوگرهای شخصی دوکه!

10:47.070 --> 10:48.930
‫دیگه نمی‌تونیم جلوتر بریم!

10:49.330 --> 10:50.330
‫برگردیم؟

10:50.650 --> 10:51.770
‫آتیش!

10:51.770 --> 10:53.860
‫راه پشت سرمون داره می‌سوزه!

10:54.400 --> 10:59.070
‫پس اون صدایی که شنیدیم،
‫صدای آتیش زدن جنگل بود؟

10:59.690 --> 11:01.860
‫می‌خوان ما رو بیرون بکشن، نه؟

11:02.990 --> 11:06.860
‫راهی هست که بشه ولیعهد رو
‫به جای امنی برد؟

11:10.080 --> 11:13.790
‫پشت سرمون آتیشه و جلومون هم
‫یه لشکر جادوگر.

11:13.790 --> 11:16.670
‫جایی برای فرار نداریم.

11:18.460 --> 11:21.130
‫می‌رم تا پدرم رو راضی کنم عقب‌نشینی کنه.

11:21.130 --> 11:22.830
‫چی؟ انتظار نداری که...

11:22.830 --> 11:26.490
‫پدرم... اون‌قدرها
‫هم آدم بدی نیست.

11:32.010 --> 11:35.370
‫پدر! من مسلح نیستم!

11:35.370 --> 11:37.940
‫خواهش می‌کنم، به حرفم گوش بدین!

11:38.400 --> 11:42.150
‫بیاید این کار رو تموم کنیم و
‫با گفتگو حلش کنیم!

11:42.770 --> 11:44.490
‫هنوز وقت هست!

11:44.900 --> 11:49.580
‫بیاید فراموش کنیم چی شده و
‫برگردیم پایتخت!

11:50.940 --> 11:53.640
‫پدر، چیکار کنیم؟

11:54.370 --> 11:58.280
‫پسرم اومده تا باهام حرف بزنه.

11:58.280 --> 12:00.510
‫می‌رم پیشش.

12:19.860 --> 12:21.280
‫پدر!

12:21.950 --> 12:27.240
‫اگه اومدین اینجا، یعنی
‫حاضرین حرف بزنین؟

12:27.470 --> 12:28.330
‫آره.

12:29.610 --> 12:31.450
‫پس منظورم رو می‌فهمین؟

12:32.210 --> 12:33.410
‫پدر...

12:33.860 --> 12:37.320
‫می‌فهمم، فریزر.

12:39.120 --> 12:45.150
‫می‌فهمم که تو سد راه من شدی!

12:45.810 --> 12:47.180
‫جادو رو آزاد کن!

12:58.200 --> 12:59.520
‫بسیار خب!

12:59.520 --> 13:02.420
‫همه چیز رو بسوزونین!

13:02.420 --> 13:04.360
‫اون آرایش جادویی...

13:04.670 --> 13:07.950
‫قدرتمندترین طلسم، که نام یکی از
‫چهار امپراتور افسانه‌ای رو داره.

13:07.950 --> 13:10.370
‫سطح ۶، افتال!

13:10.370 --> 13:11.740
‫داداش فریزر!

13:12.030 --> 13:13.580
‫صبر کن، افتال!

13:31.810 --> 13:34.840
‫داداش...فریزر...

13:37.060 --> 13:40.690
‫داداشم فقط می‌خواست از یه بچه
‫محافظت کنه...

13:42.490 --> 13:43.380
‫پس چرا؟

13:52.150 --> 13:53.940
‫پشیمونتون می‌کنم!

14:03.050 --> 14:05.720
‫افتال، چت شده؟

14:06.910 --> 14:09.380
‫انگار... عوض شدی.

14:09.790 --> 14:14.950
‫می‌خوام بهشون یاد بدم
‫جادوی واقعی چیه.

14:16.300 --> 14:17.910
‫احمق! اون بیرون خیلی خطرناکه!

14:19.900 --> 14:21.860
‫سطح ۹، کوکیتوس!

14:25.840 --> 14:27.780
‫جنگل... یخ زد؟!

14:31.740 --> 14:33.700
‫چـ... چی داره می‌شه؟

14:38.660 --> 14:41.980
‫یه طلسم با قدرتی باورنکردنی...

14:41.980 --> 14:44.130
‫چه خبره؟

14:49.060 --> 14:51.120
‫خب، فکر کنم تو این دنیا،

14:51.120 --> 14:56.410
‫حتی نشنیدین کسی بتونه تنهایی
‫یه همچین طلسمی اجرا کنه.

14:57.310 --> 14:59.940
‫جادوی آب تخصص من نیست،

15:00.730 --> 15:02.940
‫ولی حدس می‌زنم حتی نتونستین جلوش رو
‫بگیرین.

15:03.340 --> 15:09.900
‫فکر می‌کردم به پسرام یاد دادم چطور
‫از جادو استفاده کنن و بجنگن!

15:11.120 --> 15:12.610
‫اون افتاله!

15:13.050 --> 15:15.570
‫هی، احمق‌ها! دارین چیکار می‌کنین؟

15:15.570 --> 15:19.800
‫اون دشمنه! وحشتِ یه گردان جادویی رو
‫بهش نشون بدین!

15:19.800 --> 15:20.580
‫قربان!

15:20.800 --> 15:23.960
‫سطح ۵! تیر انفجاری!

15:23.960 --> 15:27.340
‫آتش کامل! رهاش کنین!

15:39.730 --> 15:40.760
‫افتال!

15:46.150 --> 15:49.660
‫خوبه! آفرین!

15:56.450 --> 15:58.870
‫فکر کردین می‌تونین با این بهم ضربه بزنین؟

16:01.170 --> 16:02.850
‫چطور زنده‌ست؟!

16:02.850 --> 16:04.710
‫مستقیم بهش خورد!

16:05.000 --> 16:08.250
‫چیزی به اسم حلقه دفاع جادویی دائمی
‫وجود داره.

16:08.620 --> 16:10.770
‫شما واقعاً هیچی نمی‌دونین، مگه نه؟

16:12.440 --> 16:14.670
‫دریای بی‌سوادیشون پایان نداره.

16:17.220 --> 16:21.920
‫خ-خیلی خب، گردان جادویی من...
‫با قوی‌ترین حمله‌تون بزنیدش!

16:21.920 --> 16:23.690
‫چشم قربان!

16:23.690 --> 16:26.060
‫سطح ۶! افتال!

16:26.060 --> 16:27.730
‫انفجار متمرکز!

16:29.540 --> 16:34.420
‫توهین‌آمیزه که اسم من رو
‫روی یه همچین چیزی بذارین.

16:35.050 --> 16:36.220
‫سطح ۷.

16:36.220 --> 16:38.370
‫گارد جادویی اضافی!

16:45.580 --> 16:48.940
‫اون یه طلسم جادویی افسانه‌ای رو
‫در یک لحظه خنثی کرد!

16:49.590 --> 16:51.510
‫اون... یه هیولاست؟

16:53.430 --> 16:56.010
‫شما واقعاً رقت‌انگیزین.

17:07.300 --> 17:10.740
‫خوشحالم که داداش فریزر
‫وقت گذاشت و بهم آموزش داد.

17:10.740 --> 17:12.780
‫از شمشیر زدن خوشم میاد.

17:13.340 --> 17:15.920
‫فکر کنم باید تمرین کنم چطور با
‫جادو شمشیرم رو تقویت کنم.

17:16.630 --> 17:18.960
‫سطح ۲! بمب شورش!

17:20.710 --> 17:23.000
‫ف-فرزندان ب-باد،

17:23.000 --> 17:24.460
‫که در هوا بازی می‌کنید...

17:24.460 --> 17:25.750
‫باشد که نفس‌تان...

17:27.010 --> 17:29.750
‫اون دهن لعنتی‌ت رو ببند.

17:32.040 --> 17:33.390
‫فرار کنین!

17:33.390 --> 17:34.210
‫برین کنار!

17:34.210 --> 17:39.930
‫مامانتون یادتون نداده که وسط نبرد
‫پشتتون رو به دشمن نکنین؟

17:40.260 --> 17:41.460
‫بسیار خب.

17:41.460 --> 17:43.640
‫قبل از اینکه بمیرین،
‫یه چیز دیگه نشونتون می‌دم.

17:47.670 --> 17:48.680
‫چ-چی؟

17:48.680 --> 17:49.890
‫به آسمون نگاه کنین!

17:49.890 --> 17:51.470
‫ابرها دارن بالای سرمون جمع می‌شن!

17:51.470 --> 17:53.150
‫اون داره آب و هوا رو کنترل می‌کنه؟

17:53.150 --> 17:55.860
‫جادوی گمشده... قدرت الهی!

17:55.860 --> 17:57.200
‫احمق‌ها.

17:57.200 --> 18:00.420
‫آره، این آب و هواست.
‫ولی اونا فقط ابر معمولی نیستن.

18:01.120 --> 18:05.690
‫جادوی من مثل مال شما یه چیز مسخره
‫نیست که فقط الکتریسیته ساکن کنترل کنه!

18:05.690 --> 18:07.410
‫چیزی که من کنترل می‌کنم...

18:08.290 --> 18:09.880
‫خودِ صاعقه‌ست!

18:09.880 --> 18:12.090
‫سطح ۱۰! افتال!

18:14.070 --> 18:17.630
‫س-س-سطح ۱۰؟!

18:33.270 --> 18:35.790
‫ا-این دیگه چیه؟

18:35.790 --> 18:39.350
‫نمی‌دونم... ولی الان در امانیم؟

18:41.410 --> 18:44.700
‫ا-افتال... تو!

18:44.700 --> 18:48.580
‫فکر کردی می‌تونی به جادوگرهای دوک حمله کنی
‫و قسر در بری؟

18:54.300 --> 18:57.750
‫ت-تو... چطور جرئت می‌کنی!

18:57.750 --> 19:00.590
‫تو سعی کردی
‫ولیعهد رو ترور کنی.

19:00.590 --> 19:02.200
‫اگه تو و دارودسته‌ت...

19:02.200 --> 19:05.890
‫همینجا کشته می‌شدین،
‫پایان خوبی نمی‌شد؛ مگه نه؟

19:05.890 --> 19:10.660
‫ا-اگه به من حمله کنی،
‫به عنوان خائن به ارتش شناخته می‌شی.

19:10.660 --> 19:12.060
‫تو...

19:12.280 --> 19:16.640
‫من به آدم عوضی‌ای که پسر خودش رو می‌کشه،
‫رحم نمی‌کنم.

19:18.240 --> 19:20.680
‫و به این ترتیب، کودتا با شکست مواجه شد.

19:21.720 --> 19:25.830
‫ارکات و یواهیم در ملاء عام اعدام شدن.

19:31.290 --> 19:32.750
‫داداش فریزر

19:34.950 --> 19:36.460
‫هی، افتال.

19:37.160 --> 19:39.210
‫حالت خوبه که می‌تونی راه بری؟

19:39.640 --> 19:40.380
‫آره.

19:41.230 --> 19:46.970
‫کی فکرش رو می‌کرد که گردنبند خانوادگی‌مون
‫جونم رو نجات بده؟

19:48.150 --> 19:51.560
‫«محافظ اوبرون». قبلاً مال من بود.

19:52.010 --> 19:54.400
‫فکر کنم همون باعث زنده موندنش شد.

19:54.400 --> 19:57.520
‫فکر کنم باید زندگیم رو مدیون
‫امپراتور صاعقه باشم، نه؟

19:59.080 --> 20:01.310
‫خیلی خوشحالم...

20:05.430 --> 20:06.750
‫افتال...

20:07.810 --> 20:11.150
‫ممنونم... که زنده‌ای، داداش.

20:12.830 --> 20:17.560
‫صحبت از این بود که بعد از کودتا،
‫لقب پدرم رو ازش بگیرن.

20:18.170 --> 20:22.420
‫اما چون فریزر جونش رو برای نجات ولیعهد
‫به خطر انداخت،

20:22.730 --> 20:24.570
‫عنوان اشرافی بعد از اعدام حفظ شد.

20:25.850 --> 20:30.230
‫با مرگ پدر، فریزر
‫سرپرست خانواده شد.

20:32.980 --> 20:35.480
‫سطح ۷. شراره شیطانی.

20:38.520 --> 20:40.480
‫سطح ۷. علف هرج‌ومرج!

20:44.790 --> 20:47.040
‫دو تا طلسم سطح ۷ پشت سر هم...

20:47.490 --> 20:50.120
‫این قدرت واقعی توئه، افتال؟

20:50.700 --> 20:53.330
‫متأسفم که بهت نگفته بودم.

20:53.590 --> 20:56.830
‫نه، مطمئنم دلیل خوبی داشتی.

20:56.830 --> 20:57.860
‫دلیل...

20:57.860 --> 20:59.460
‫ا-اون...

21:00.040 --> 21:03.510
‫اگه نمی‌خوای
‫بگی، مجبور نیستی.

21:03.510 --> 21:08.040
‫با این همه قدرت، مطمئنم
‫رازهای خودت رو داری.

21:09.010 --> 21:10.200
‫آره.

21:10.200 --> 21:13.180
‫قطعاً نمی‌تونم بهشون
‫بگم که تناسخ پیدا کردم.

21:13.180 --> 21:16.890
‫خیلی خب، این یه
‫راز بین ما سه نفره.

21:16.890 --> 21:17.690
‫آره.

21:17.690 --> 21:22.860
‫و به نظر بهتره که جلوی بقیه
‫از این قدرت استفاده نکنی.

21:22.860 --> 21:26.800
‫اگه کسی این رو ببینه، دنیا
‫به آشوب کشیده می‌شه!

21:28.090 --> 21:29.740
‫راستی، افتال.

21:29.740 --> 21:31.840
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

21:33.310 --> 21:35.830
‫می‌رم مدرسه جادوگری.

21:36.660 --> 21:41.170
‫با این همه قدرت، بازم می‌خوای
‫بری مدرسه جادوگری؟!

21:41.170 --> 21:42.250
‫آره.

21:42.250 --> 21:46.260
‫می‌خوام توی جایی که کاملاً مجهزه،
‫قوی‌تر بشم.

21:46.910 --> 21:48.660
‫می‌خوام مسیر جادو رو دنبال کنم!

21:50.090 --> 21:52.240
‫می‌بینم که عزم راسخی داری.

21:52.850 --> 21:54.480
‫خیلی خب، فهمیدم!

21:54.480 --> 21:57.370
‫پس تا پونزده سالگی‌ت
‫توی تمرینات کمکت می‌کنم!

21:57.370 --> 21:59.840
‫مهارت توی شمشیرزنی همیشه
‫چیز خوبیه، مگه نه؟

21:59.840 --> 22:00.840
‫ب-بله.

22:01.180 --> 22:02.820
‫ممنونم!

22:03.320 --> 22:08.360
‫و به این ترتیب، اولین قدم
‫در مسیر جادو رو برداشتم.

22:08.380 --> 22:18.380
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
