1
00:00:06,420 --> 00:00:07,960
‫به من گوش کن، افتال.

2
00:00:08,300 --> 00:00:11,840
‫این یه مبارزه تمرینیه، اما
‫بازم باید مراقب باشی.

3
00:00:12,420 --> 00:00:17,990
‫شاید به نظر نیاد، ولی یواهیم توی مدرسه
‫بهترین نمره‌ها رو توی شمشیرزنی داشت.

4
00:00:17,990 --> 00:00:19,670
‫خیلی ماهره.

5
00:00:21,350 --> 00:00:24,670
‫اگه حس کردی نمی‌تونی ببری،
‫سریع تسلیم شو.

6
00:00:24,670 --> 00:00:25,520
‫باشه.

7
00:00:28,080 --> 00:00:29,620
‫چه دردسری.

8
00:00:36,000 --> 00:00:46,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

9
00:00:50,980 --> 00:00:54,070
‫از زیر سایه تا قدرت مطلق

10
00:00:52,190 --> 00:00:54,070
‫m 0 0 l 536 0 536 176 0 176

11
00:00:52,190 --> 00:00:54,070
‫تناسخ دوباره‌ی جادوگری بی‌استعداد

12
00:02:07,760 --> 00:02:11,990
‫می‌تونستی فرار کنی،
‫افتال کوچولو.

13
00:02:12,550 --> 00:02:13,880
‫این کارو نمی‌کنم.

14
00:02:15,620 --> 00:02:16,900
‫بگیرش.

15
00:02:20,110 --> 00:02:21,050
‫سنگینه!

16
00:02:21,570 --> 00:02:25,220
‫یه شمشیر چوبی سخته.
‫معمولاً از اینا استفاده نمی‌کنیم.

17
00:02:25,220 --> 00:02:27,590
‫یه ضربه سنگینش کافیه تا استخون رو خرد کنه،

18
00:02:27,590 --> 00:02:30,560
‫یا اگه درست بخوره، جمجمه رو داغون کنه.

19
00:02:30,950 --> 00:02:33,520
‫می‌دونی این یعنی چی، مگه نه؟

20
00:02:36,940 --> 00:02:38,180
‫یعنی چی؟

21
00:02:39,210 --> 00:02:40,890
‫مامانش که یه احمقه،

22
00:02:40,890 --> 00:02:42,660
‫بچه‌اش هم یه کودنه؟

23
00:02:44,280 --> 00:02:48,710
‫من، یواهیم، پسر ارشدِ
‫خانواده اصلی،

24
00:02:48,710 --> 00:02:51,710
‫به تو و اون مامانِ
‫احمقت یه درس حسابی می‌دم.

25
00:02:51,970 --> 00:02:57,220
‫هیچ‌کس از شما دو تا خوشش نمیاد، خوک.

26
00:02:57,220 --> 00:02:59,930
‫اون عوضی هیچ استعداد جادویی‌ای نداره.

27
00:02:59,930 --> 00:03:03,060
‫به پدر التماس کرد که بذاره
‫تو رو به دنیا بیاره،

28
00:03:03,060 --> 00:03:05,950
‫و تو هم هیچ استعداد
‫جادویی‌ای نداری.

29
00:03:06,680 --> 00:03:12,690
‫مامانت باعث ننگ
‫خانواده‌ست، دلم می‌خواد بکشمش.

30
00:03:12,690 --> 00:03:15,690
‫ولی به کشتن تو راضی می‌شم.

31
00:03:17,300 --> 00:03:20,400
‫به عنوان یه لطف کوچیک،
‫بهت امتیاز ویژه می‌دم.

32
00:03:21,000 --> 00:03:23,380
‫می‌تونی اول حمله کنی.

33
00:03:24,820 --> 00:03:26,050
‫این یارو...

34
00:03:26,860 --> 00:03:28,120
‫چی شد؟

35
00:03:28,380 --> 00:03:29,620
‫بجنب!

36
00:03:30,580 --> 00:03:31,750
‫ترسیدی؟

37
00:03:32,120 --> 00:03:34,780
‫این عوضی...

38
00:03:36,000 --> 00:03:41,370
‫خوب ازت پذیرایی می‌کنم،

39
00:03:41,370 --> 00:03:45,060
‫درست مثل کاری که پدر با مامانت
‫کرد وقتی پاهاشو براش باز کرد.

40
00:03:47,360 --> 00:03:48,730
‫این دو تا حروم‌زاده...

41
00:03:49,800 --> 00:03:52,190
‫نوادگان منن؟

42
00:03:57,580 --> 00:04:00,090
‫به زور داره واکنش نشون می‌ده؟

43
00:04:06,840 --> 00:04:08,870
‫واقعاً شمشیرزنی
‫بلده، یا همه‌ش دروغ بود؟

44
00:04:15,670 --> 00:04:17,500
‫ها! دفاع کردم!

45
00:04:17,500 --> 00:04:19,460
‫تقویت توان بدنی!

46
00:04:28,760 --> 00:04:32,980
‫این واقعاً همون بچه‌ی
‫یه لحظه پیشه؟

47
00:04:52,840 --> 00:04:54,040
‫فقط یه بار اینو می‌گم.

48
00:04:55,040 --> 00:04:57,700
‫اگه یه بار دیگه به مامانم توهین کنی،

49
00:04:58,130 --> 00:04:59,250
‫می‌کشمت.

50
00:05:10,000 --> 00:05:11,810
‫خیلی خب، کارمون اینجا تمومه، مامان.

51
00:05:12,320 --> 00:05:13,390
‫بریم.

52
00:05:14,060 --> 00:05:18,990
‫تو... همون افتالی هستی که می‌شناسم، درسته؟

53
00:05:20,500 --> 00:05:22,940
‫آره! دقیقاً همونم!

54
00:05:28,720 --> 00:05:29,910
‫آه، و پدر.

55
00:05:32,660 --> 00:05:35,910
‫ممنون که امروز دعوتم کردین!

56
00:05:36,870 --> 00:05:42,290
‫امید...امیدوارم سال دیگه توی
‫مدرسه‌ی نظامی موفق باشی.

57
00:05:43,260 --> 00:05:43,940
‫ممنون!

58
00:05:49,170 --> 00:05:51,480
‫افتال، وقت شامه!

59
00:05:51,480 --> 00:05:52,180
‫اومدم!

60
00:05:52,850 --> 00:05:54,230
‫دو هفته دیگه مونده...

61
00:05:54,560 --> 00:05:58,140
‫مطمئن بودم یه جوری سعی می‌کنن
‫تلافی کنن...

62
00:05:58,420 --> 00:05:59,990
‫گرسنته، افتال؟

63
00:06:01,090 --> 00:06:02,440
‫عالی به نظر میاد!

64
00:06:02,440 --> 00:06:03,370
‫مگه نه؟

65
00:06:03,370 --> 00:06:04,320
‫آره!

66
00:06:04,790 --> 00:06:06,070
‫ممنون که همیشه شام درست می‌کنی!

67
00:06:06,380 --> 00:06:08,770
‫امروز غذای مورد علاقه‌ت رو پختم...

68
00:06:09,390 --> 00:06:11,030
‫کی می‌تونه باشه؟

69
00:06:12,490 --> 00:06:13,840
‫کی اونجاست؟

70
00:06:18,560 --> 00:06:19,470
‫مامان؟

71
00:06:21,470 --> 00:06:23,750
‫بابت ترسوندنتون متاسفم.

72
00:06:27,360 --> 00:06:28,420
‫یه نوزاد؟

73
00:06:31,470 --> 00:06:32,390
‫گوش کنید، همگی!

74
00:06:32,760 --> 00:06:39,060
‫شوالیه‌های مقدس و ارتش آزول برای
‫جنگ با همسایه‌ها راهی شدن.

75
00:06:39,520 --> 00:06:43,980
‫حالا که اونا نیستن، وظیفه‌ی ما در
‫گارد سلطنتیه که از پایتخت دفاع کنیم!

76
00:06:44,200 --> 00:06:45,090
‫اطاعت قربان!

77
00:06:45,090 --> 00:06:50,560
‫هی، یعنی باید بچه‌های مدرسه نظامی رو
‫برای محافظت از شهر بیاریم؟

78
00:06:51,680 --> 00:06:52,350
‫بله.

79
00:06:53,280 --> 00:06:55,880
‫اطلاعاتی هست که
‫جناح وزیر اعظم

80
00:06:55,880 --> 00:07:01,170
‫قصد داره در نبود نیروهای اصلی،
‫ولیعهد رو ترور کنه.

81
00:07:02,320 --> 00:07:03,670
‫منظورت اینه که...

82
00:07:04,600 --> 00:07:08,200
‫قربان! بربرهای جنوبی
‫دارن به پایتخت حمله می‌کنن.

83
00:07:08,200 --> 00:07:09,120
‫چی؟

84
00:07:11,210 --> 00:07:14,710
‫باید سریع عمل کنیم!
‫ولیعهد رو به یه جای امن ببرین!

85
00:07:14,710 --> 00:07:15,720
‫اطاعت قربان!

86
00:07:17,860 --> 00:07:22,140
‫خیلی ناگهانی بود. این تنها جای
‫امنی بود که به ذهنم رسید...

87
00:07:23,590 --> 00:07:24,920
‫می‌فهمم...

88
00:07:25,510 --> 00:07:26,130
‫بله.

89
00:07:27,670 --> 00:07:32,530
‫از اونجایی که پسر دوم آخرین پادشاه آزول
‫از پسر بزرگش بااستعدادتر بود،

90
00:07:33,010 --> 00:07:34,880
‫پسر دوم پادشاه فعلی شد،

91
00:07:34,880 --> 00:07:36,350
‫و پسر بزرگ، وزیر اعظم شد.

92
00:07:37,180 --> 00:07:39,660
‫پسر دوم هیچ وارث پسری نداشت،

93
00:07:40,240 --> 00:07:44,670
‫و تقریباً قطعی بود که پسرِ وزیر
‫تاج و تخت رو به ارث می‌بره.

94
00:07:45,590 --> 00:07:48,550
‫اما پادشاه فعلی صاحب پسر شد،

95
00:07:48,550 --> 00:07:51,480
‫و حالا جناح وزیر
‫می‌خواد اون رو بکشه.

96
00:07:52,470 --> 00:07:55,130
‫اما چطور بربرها
‫تونستن وارد پایتخت بشن

97
00:07:55,130 --> 00:07:58,110
‫اونم وقتی دفاع رو تقویت کرده بودین؟

98
00:07:59,330 --> 00:08:03,730
‫فکر می‌کنم پدر پشت این ماجراست.

99
00:08:04,560 --> 00:08:05,980
‫اگه قدرت دست به دست بشه،

100
00:08:05,980 --> 00:08:09,190
‫اون کسیه که از نظر مقام و قدرت
‫بیشترین سود رو می‌بره.

101
00:08:09,610 --> 00:08:11,350
‫حالا چیکار کنیم؟

102
00:08:11,350 --> 00:08:13,800
‫نمی‌تونیم به پایتخت برگردیم.

103
00:08:13,800 --> 00:08:19,060
‫باید از مرز رد بشیم و ولیعهد رو
‫پیش ارتش اصلی به جای امن برسونیم.

104
00:08:22,330 --> 00:08:25,090
‫ایریا-سان، ممنونم.

105
00:08:25,410 --> 00:08:27,510
‫مراقب خودتون باش!

106
00:08:27,510 --> 00:08:28,410
‫صبر کنین!

107
00:08:30,030 --> 00:08:31,900
‫من رو هم با خودتون ببرین!

108
00:08:31,900 --> 00:08:33,790
‫افتال؟!

109
00:08:37,400 --> 00:08:38,440
‫افتال...

110
00:08:38,440 --> 00:08:41,230
‫عالی می‌شه، افتال!

111
00:08:41,230 --> 00:08:44,100
‫الان به هر کمکی که بتونیم نیاز داریم!

112
00:08:46,190 --> 00:08:49,330
‫خوب یادمه که چطور پادشاه وقت،
‫۴۰۰ سال پیش در نبرد با پادشاه شیاطین،

113
00:08:49,330 --> 00:08:53,440
‫به ما آذوقه رسوند.

114
00:08:53,990 --> 00:08:54,760
‫پس...

115
00:08:55,190 --> 00:08:57,550
‫وظیفه دارم از این کشور محافظت کنم.

116
00:08:58,610 --> 00:09:01,410
‫بابت نگرانی‌هات متاسفم، مامان.

117
00:09:01,630 --> 00:09:05,200
‫اما نمی‌تونم بذارم پدر و دار و دسته‌ش
‫با این کار قسر در برن!

118
00:09:06,660 --> 00:09:11,360
‫از جنگل نیل می‌گذریم و از
‫دشت‌های مورالیس رد می‌شیم،

119
00:09:11,360 --> 00:09:13,160
‫و بعد به مرز می‌رسیم.

120
00:09:13,490 --> 00:09:14,230
‫فهمیدم.

121
00:09:15,500 --> 00:09:18,470
‫با این حال، عجیبه...

122
00:09:18,810 --> 00:09:19,830
‫آره.

123
00:09:19,830 --> 00:09:23,390
‫خیلی ساکته.
‫حتی یه حیوون هم دیده نمی‌شه.

124
00:09:23,390 --> 00:09:24,460
‫واقعاً.

125
00:09:27,090 --> 00:09:28,600
‫این چه صداییه؟

126
00:09:29,750 --> 00:09:30,910
‫رعد و برق؟!

127
00:09:31,270 --> 00:09:33,690
‫نمی‌دونم چه خبره،

128
00:09:33,690 --> 00:09:36,920
‫ولی احمقانه‌ترین کار اینه که
‫همین‌جا بمونیم.

129
00:09:36,920 --> 00:09:38,720
‫باید سریع از این جنگل بریم.

130
00:09:38,720 --> 00:09:39,250
‫درسته.

131
00:09:39,250 --> 00:09:40,020
‫آره.

132
00:09:54,690 --> 00:09:55,880
‫تقریباً رسیدیم.

133
00:09:55,880 --> 00:09:57,760
‫تقریباً به لبه‌ی جنگل رسیدیم.

134
00:10:02,260 --> 00:10:03,180
‫صبر کنین!

135
00:10:11,010 --> 00:10:13,020
‫او... اون...

136
00:10:26,560 --> 00:10:28,330
‫نکنه...

137
00:10:28,650 --> 00:10:32,370
‫می‌دونستم یه جایی تله گذاشتن، ولی...

138
00:10:32,760 --> 00:10:35,050
‫بی‌خیال! شوخی می‌کنی؟

139
00:10:35,470 --> 00:10:39,720
‫اون لشکر جادوگرهای شخصی دوکه!

140
00:10:47,070 --> 00:10:48,930
‫دیگه نمی‌تونیم جلوتر بریم!

141
00:10:49,330 --> 00:10:50,330
‫برگردیم؟

142
00:10:50,650 --> 00:10:51,770
‫آتیش!

143
00:10:51,770 --> 00:10:53,860
‫راه پشت سرمون داره می‌سوزه!

144
00:10:54,400 --> 00:10:59,070
‫پس اون صدایی که شنیدیم،
‫صدای آتیش زدن جنگل بود؟

145
00:10:59,690 --> 00:11:01,860
‫می‌خوان ما رو بیرون بکشن، نه؟

146
00:11:02,990 --> 00:11:06,860
‫راهی هست که بشه ولیعهد رو
‫به جای امنی برد؟

147
00:11:10,080 --> 00:11:13,790
‫پشت سرمون آتیشه و جلومون هم
‫یه لشکر جادوگر.

148
00:11:13,790 --> 00:11:16,670
‫جایی برای فرار نداریم.

149
00:11:18,460 --> 00:11:21,130
‫می‌رم تا پدرم رو راضی کنم عقب‌نشینی کنه.

150
00:11:21,130 --> 00:11:22,830
‫چی؟ انتظار نداری که...

151
00:11:22,830 --> 00:11:26,490
‫پدرم... اون‌قدرها
‫هم آدم بدی نیست.

152
00:11:32,010 --> 00:11:35,370
‫پدر! من مسلح نیستم!

153
00:11:35,370 --> 00:11:37,940
‫خواهش می‌کنم، به حرفم گوش بدین!

154
00:11:38,400 --> 00:11:42,150
‫بیاید این کار رو تموم کنیم و
‫با گفتگو حلش کنیم!

155
00:11:42,770 --> 00:11:44,490
‫هنوز وقت هست!

156
00:11:44,900 --> 00:11:49,580
‫بیاید فراموش کنیم چی شده و
‫برگردیم پایتخت!

157
00:11:50,940 --> 00:11:53,640
‫پدر، چیکار کنیم؟

158
00:11:54,370 --> 00:11:58,280
‫پسرم اومده تا باهام حرف بزنه.

159
00:11:58,280 --> 00:12:00,510
‫می‌رم پیشش.

160
00:12:19,860 --> 00:12:21,280
‫پدر!

161
00:12:21,950 --> 00:12:27,240
‫اگه اومدین اینجا، یعنی
‫حاضرین حرف بزنین؟

162
00:12:27,470 --> 00:12:28,330
‫آره.

163
00:12:29,610 --> 00:12:31,450
‫پس منظورم رو می‌فهمین؟

164
00:12:32,210 --> 00:12:33,410
‫پدر...

165
00:12:33,860 --> 00:12:37,320
‫می‌فهمم، فریزر.

166
00:12:39,120 --> 00:12:45,150
‫می‌فهمم که تو سد راه من شدی!

167
00:12:45,810 --> 00:12:47,180
‫جادو رو آزاد کن!

168
00:12:58,200 --> 00:12:59,520
‫بسیار خب!

169
00:12:59,520 --> 00:13:02,420
‫همه چیز رو بسوزونین!

170
00:13:02,420 --> 00:13:04,360
‫اون آرایش جادویی...

171
00:13:04,670 --> 00:13:07,950
‫قدرتمندترین طلسم، که نام یکی از
‫چهار امپراتور افسانه‌ای رو داره.

172
00:13:07,950 --> 00:13:10,370
‫سطح ۶، افتال!

173
00:13:10,370 --> 00:13:11,740
‫داداش فریزر!

174
00:13:12,030 --> 00:13:13,580
‫صبر کن، افتال!

175
00:13:31,810 --> 00:13:34,840
‫داداش...فریزر...

176
00:13:37,060 --> 00:13:40,690
‫داداشم فقط می‌خواست از یه بچه
‫محافظت کنه...

177
00:13:42,490 --> 00:13:43,380
‫پس چرا؟

178
00:13:52,150 --> 00:13:53,940
‫پشیمونتون می‌کنم!

179
00:14:03,050 --> 00:14:05,720
‫افتال، چت شده؟

180
00:14:06,910 --> 00:14:09,380
‫انگار... عوض شدی.

181
00:14:09,790 --> 00:14:14,950
‫می‌خوام بهشون یاد بدم
‫جادوی واقعی چیه.

182
00:14:16,300 --> 00:14:17,910
‫احمق! اون بیرون خیلی خطرناکه!

183
00:14:19,900 --> 00:14:21,860
‫سطح ۹، کوکیتوس!

184
00:14:25,840 --> 00:14:27,780
‫جنگل... یخ زد؟!

185
00:14:31,740 --> 00:14:33,700
‫چـ... چی داره می‌شه؟

186
00:14:38,660 --> 00:14:41,980
‫یه طلسم با قدرتی باورنکردنی...

187
00:14:41,980 --> 00:14:44,130
‫چه خبره؟

188
00:14:49,060 --> 00:14:51,120
‫خب، فکر کنم تو این دنیا،

189
00:14:51,120 --> 00:14:56,410
‫حتی نشنیدین کسی بتونه تنهایی
‫یه همچین طلسمی اجرا کنه.

190
00:14:57,310 --> 00:14:59,940
‫جادوی آب تخصص من نیست،

191
00:15:00,730 --> 00:15:02,940
‫ولی حدس می‌زنم حتی نتونستین جلوش رو
‫بگیرین.

192
00:15:03,340 --> 00:15:09,900
‫فکر می‌کردم به پسرام یاد دادم چطور
‫از جادو استفاده کنن و بجنگن!

193
00:15:11,120 --> 00:15:12,610
‫اون افتاله!

194
00:15:13,050 --> 00:15:15,570
‫هی، احمق‌ها! دارین چیکار می‌کنین؟

195
00:15:15,570 --> 00:15:19,800
‫اون دشمنه! وحشتِ یه گردان جادویی رو
‫بهش نشون بدین!

196
00:15:19,800 --> 00:15:20,580
‫قربان!

197
00:15:20,800 --> 00:15:23,960
‫سطح ۵! تیر انفجاری!

198
00:15:23,960 --> 00:15:27,340
‫آتش کامل! رهاش کنین!

199
00:15:39,730 --> 00:15:40,760
‫افتال!

200
00:15:46,150 --> 00:15:49,660
‫خوبه! آفرین!

201
00:15:56,450 --> 00:15:58,870
‫فکر کردین می‌تونین با این بهم ضربه بزنین؟

202
00:16:01,170 --> 00:16:02,850
‫چطور زنده‌ست؟!

203
00:16:02,850 --> 00:16:04,710
‫مستقیم بهش خورد!

204
00:16:05,000 --> 00:16:08,250
‫چیزی به اسم حلقه دفاع جادویی دائمی
‫وجود داره.

205
00:16:08,620 --> 00:16:10,770
‫شما واقعاً هیچی نمی‌دونین، مگه نه؟

206
00:16:12,440 --> 00:16:14,670
‫دریای بی‌سوادیشون پایان نداره.

207
00:16:17,220 --> 00:16:21,920
‫خ-خیلی خب، گردان جادویی من...
‫با قوی‌ترین حمله‌تون بزنیدش!

208
00:16:21,920 --> 00:16:23,690
‫چشم قربان!

209
00:16:23,690 --> 00:16:26,060
‫سطح ۶! افتال!

210
00:16:26,060 --> 00:16:27,730
‫انفجار متمرکز!

211
00:16:29,540 --> 00:16:34,420
‫توهین‌آمیزه که اسم من رو
‫روی یه همچین چیزی بذارین.

212
00:16:35,050 --> 00:16:36,220
‫سطح ۷.

213
00:16:36,220 --> 00:16:38,370
‫گارد جادویی اضافی!

214
00:16:45,580 --> 00:16:48,940
‫اون یه طلسم جادویی افسانه‌ای رو
‫در یک لحظه خنثی کرد!

215
00:16:49,590 --> 00:16:51,510
‫اون... یه هیولاست؟

216
00:16:53,430 --> 00:16:56,010
‫شما واقعاً رقت‌انگیزین.

217
00:17:07,300 --> 00:17:10,740
‫خوشحالم که داداش فریزر
‫وقت گذاشت و بهم آموزش داد.

218
00:17:10,740 --> 00:17:12,780
‫از شمشیر زدن خوشم میاد.

219
00:17:13,340 --> 00:17:15,920
‫فکر کنم باید تمرین کنم چطور با
‫جادو شمشیرم رو تقویت کنم.

220
00:17:16,630 --> 00:17:18,960
‫سطح ۲! بمب شورش!

221
00:17:20,710 --> 00:17:23,000
‫ف-فرزندان ب-باد،

222
00:17:23,000 --> 00:17:24,460
‫که در هوا بازی می‌کنید...

223
00:17:24,460 --> 00:17:25,750
‫باشد که نفس‌تان...

224
00:17:27,010 --> 00:17:29,750
‫اون دهن لعنتی‌ت رو ببند.

225
00:17:32,040 --> 00:17:33,390
‫فرار کنین!

226
00:17:33,390 --> 00:17:34,210
‫برین کنار!

227
00:17:34,210 --> 00:17:39,930
‫مامانتون یادتون نداده که وسط نبرد
‫پشتتون رو به دشمن نکنین؟

228
00:17:40,260 --> 00:17:41,460
‫بسیار خب.

229
00:17:41,460 --> 00:17:43,640
‫قبل از اینکه بمیرین،
‫یه چیز دیگه نشونتون می‌دم.

230
00:17:47,670 --> 00:17:48,680
‫چ-چی؟

231
00:17:48,680 --> 00:17:49,890
‫به آسمون نگاه کنین!

232
00:17:49,890 --> 00:17:51,470
‫ابرها دارن بالای سرمون جمع می‌شن!

233
00:17:51,470 --> 00:17:53,150
‫اون داره آب و هوا رو کنترل می‌کنه؟

234
00:17:53,150 --> 00:17:55,860
‫جادوی گمشده... قدرت الهی!

235
00:17:55,860 --> 00:17:57,200
‫احمق‌ها.

236
00:17:57,200 --> 00:18:00,420
‫آره، این آب و هواست.
‫ولی اونا فقط ابر معمولی نیستن.

237
00:18:01,120 --> 00:18:05,690
‫جادوی من مثل مال شما یه چیز مسخره
‫نیست که فقط الکتریسیته ساکن کنترل کنه!

238
00:18:05,690 --> 00:18:07,410
‫چیزی که من کنترل می‌کنم...

239
00:18:08,290 --> 00:18:09,880
‫خودِ صاعقه‌ست!

240
00:18:09,880 --> 00:18:12,090
‫سطح ۱۰! افتال!

241
00:18:14,070 --> 00:18:17,630
‫س-س-سطح ۱۰؟!

242
00:18:33,270 --> 00:18:35,790
‫ا-این دیگه چیه؟

243
00:18:35,790 --> 00:18:39,350
‫نمی‌دونم... ولی الان در امانیم؟

244
00:18:41,410 --> 00:18:44,700
‫ا-افتال... تو!

245
00:18:44,700 --> 00:18:48,580
‫فکر کردی می‌تونی به جادوگرهای دوک حمله کنی
‫و قسر در بری؟

246
00:18:54,300 --> 00:18:57,750
‫ت-تو... چطور جرئت می‌کنی!

247
00:18:57,750 --> 00:19:00,590
‫تو سعی کردی
‫ولیعهد رو ترور کنی.

248
00:19:00,590 --> 00:19:02,200
‫اگه تو و دارودسته‌ت...

249
00:19:02,200 --> 00:19:05,890
‫همینجا کشته می‌شدین،
‫پایان خوبی نمی‌شد؛ مگه نه؟

250
00:19:05,890 --> 00:19:10,660
‫ا-اگه به من حمله کنی،
‫به عنوان خائن به ارتش شناخته می‌شی.

251
00:19:10,660 --> 00:19:12,060
‫تو...

252
00:19:12,280 --> 00:19:16,640
‫من به آدم عوضی‌ای که پسر خودش رو می‌کشه،
‫رحم نمی‌کنم.

253
00:19:18,240 --> 00:19:20,680
‫و به این ترتیب، کودتا با شکست مواجه شد.

254
00:19:21,720 --> 00:19:25,830
‫ارکات و یواهیم در ملاء عام اعدام شدن.

255
00:19:31,290 --> 00:19:32,750
‫داداش فریزر

256
00:19:34,950 --> 00:19:36,460
‫هی، افتال.

257
00:19:37,160 --> 00:19:39,210
‫حالت خوبه که می‌تونی راه بری؟

258
00:19:39,640 --> 00:19:40,380
‫آره.

259
00:19:41,230 --> 00:19:46,970
‫کی فکرش رو می‌کرد که گردنبند خانوادگی‌مون
‫جونم رو نجات بده؟

260
00:19:48,150 --> 00:19:51,560
‫«محافظ اوبرون». قبلاً مال من بود.

261
00:19:52,010 --> 00:19:54,400
‫فکر کنم همون باعث زنده موندنش شد.

262
00:19:54,400 --> 00:19:57,520
‫فکر کنم باید زندگیم رو مدیون
‫امپراتور صاعقه باشم، نه؟

263
00:19:59,080 --> 00:20:01,310
‫خیلی خوشحالم...

264
00:20:05,430 --> 00:20:06,750
‫افتال...

265
00:20:07,810 --> 00:20:11,150
‫ممنونم... که زنده‌ای، داداش.

266
00:20:12,830 --> 00:20:17,560
‫صحبت از این بود که بعد از کودتا،
‫لقب پدرم رو ازش بگیرن.

267
00:20:18,170 --> 00:20:22,420
‫اما چون فریزر جونش رو برای نجات ولیعهد
‫به خطر انداخت،

268
00:20:22,730 --> 00:20:24,570
‫عنوان اشرافی بعد از اعدام حفظ شد.

269
00:20:25,850 --> 00:20:30,230
‫با مرگ پدر، فریزر
‫سرپرست خانواده شد.

270
00:20:32,980 --> 00:20:35,480
‫سطح ۷. شراره شیطانی.

271
00:20:38,520 --> 00:20:40,480
‫سطح ۷. علف هرج‌ومرج!

272
00:20:44,790 --> 00:20:47,040
‫دو تا طلسم سطح ۷ پشت سر هم...

273
00:20:47,490 --> 00:20:50,120
‫این قدرت واقعی توئه، افتال؟

274
00:20:50,700 --> 00:20:53,330
‫متأسفم که بهت نگفته بودم.

275
00:20:53,590 --> 00:20:56,830
‫نه، مطمئنم دلیل خوبی داشتی.

276
00:20:56,830 --> 00:20:57,860
‫دلیل...

277
00:20:57,860 --> 00:20:59,460
‫ا-اون...

278
00:21:00,040 --> 00:21:03,510
‫اگه نمی‌خوای
‫بگی، مجبور نیستی.

279
00:21:03,510 --> 00:21:08,040
‫با این همه قدرت، مطمئنم
‫رازهای خودت رو داری.

280
00:21:09,010 --> 00:21:10,200
‫آره.

281
00:21:10,200 --> 00:21:13,180
‫قطعاً نمی‌تونم بهشون
‫بگم که تناسخ پیدا کردم.

282
00:21:13,180 --> 00:21:16,890
‫خیلی خب، این یه
‫راز بین ما سه نفره.

283
00:21:16,890 --> 00:21:17,690
‫آره.

284
00:21:17,690 --> 00:21:22,860
‫و به نظر بهتره که جلوی بقیه
‫از این قدرت استفاده نکنی.

285
00:21:22,860 --> 00:21:26,800
‫اگه کسی این رو ببینه، دنیا
‫به آشوب کشیده می‌شه!

286
00:21:28,090 --> 00:21:29,740
‫راستی، افتال.

287
00:21:29,740 --> 00:21:31,840
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

288
00:21:33,310 --> 00:21:35,830
‫می‌رم مدرسه جادوگری.

289
00:21:36,660 --> 00:21:41,170
‫با این همه قدرت، بازم می‌خوای
‫بری مدرسه جادوگری؟!

290
00:21:41,170 --> 00:21:42,250
‫آره.

291
00:21:42,250 --> 00:21:46,260
‫می‌خوام توی جایی که کاملاً مجهزه،
‫قوی‌تر بشم.

292
00:21:46,910 --> 00:21:48,660
‫می‌خوام مسیر جادو رو دنبال کنم!

293
00:21:50,090 --> 00:21:52,240
‫می‌بینم که عزم راسخی داری.

294
00:21:52,850 --> 00:21:54,480
‫خیلی خب، فهمیدم!

295
00:21:54,480 --> 00:21:57,370
‫پس تا پونزده سالگی‌ت
‫توی تمرینات کمکت می‌کنم!

296
00:21:57,370 --> 00:21:59,840
‫مهارت توی شمشیرزنی همیشه
‫چیز خوبیه، مگه نه؟

297
00:21:59,840 --> 00:22:00,840
‫ب-بله.

298
00:22:01,180 --> 00:22:02,820
‫ممنونم!

299
00:22:03,320 --> 00:22:08,360
‫و به این ترتیب، اولین قدم
‫در مسیر جادو رو برداشتم.

300
00:22:08,380 --> 00:22:18,380
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
