WEBVTT

00:02.650 --> 00:07.090
‫سه سال از زمانی که روح گذشته‌ام
‫توی این بدن تناسخ پیدا کرده می‌گذره

00:08.150 --> 00:10.100
‫تحقیقات زیادی انجام دادم
‫و چیزی که فهمیدم اینه که...

00:10.800 --> 00:15.610
‫دنیایی که الان توشم، همون دنیاییه که
‫قبلاً توش زندگی می‌کردم، اما ۴۰۰ سال بعد.

00:20.890 --> 00:22.180
‫سلام!

00:22.520 --> 00:24.040
‫اومدم!

00:25.460 --> 00:26.930
‫صبح بخیر.

00:26.950 --> 00:36.950
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:41.930 --> 00:45.180
‫از زیر سایه تا قدرت مطلق

00:43.520 --> 00:45.180
‫m 0 0 l 536 0 536 176 0 176

00:43.520 --> 00:45.180
‫تناسخ دوباره‌ی جادوگری بی‌استعداد

01:58.730 --> 02:01.650
‫خیلی ممنون که این همه راه رو تشریف آوردید.

02:01.650 --> 02:04.830
‫اون داداش کوچیکمه.
‫اصلاً نگرانش نباشید.

02:02.830 --> 02:05.660
‫من با مادرم تنها زندگی می‌کنم.

02:05.880 --> 02:08.450
‫چیز قابلی نیست، اما این
‫مقداری پول برای این ماهه.

02:08.450 --> 02:09.870
‫خیلی ممنون.

02:09.870 --> 02:14.950
‫مردی که الان پول مخارجمون رو داد
‫داداشم، فریزره.

02:10.240 --> 02:12.300
‫به خوبی ازش استفاده می‌کنم.

02:12.300 --> 02:14.010
‫هر جور صلاح می‌دونی خرجش کن.

02:15.500 --> 02:17.840
‫افتال، حالت خوب بوده؟

02:17.840 --> 02:20.030
‫آره، داداش فریزر.

02:20.930 --> 02:24.170
‫اوه، می‌بینم که سخت مشغول درسی.

02:24.170 --> 02:26.810
‫تو این سن داری همچین کتاب
‫سختی رو می‌خونی؟

02:27.230 --> 02:29.030
‫این کتاب‌ها واقعاً جالبن.

02:30.350 --> 02:31.620
‫واقعاً؟

02:31.620 --> 02:34.830
‫پس دفعه بعد برات چند تا
‫کتاب به عنوان هدیه میارم.

02:34.830 --> 02:36.320
‫هورا!

02:36.930 --> 02:38.780
‫می‌شه فهمید پدرش کیه، مگه نه؟

02:39.130 --> 02:40.100
‫بله.

02:40.100 --> 02:42.810
‫مطمئنم هنوز کاملاً
‫حرف‌هاشون رو متوجه نمی‌شه،

02:42.810 --> 02:45.370
‫اما شک ندارم به زودی بهشون مسلط می‌شه.

02:45.370 --> 02:48.390
‫پدر خیلی خوشحال می‌شه.

02:48.390 --> 02:49.300
‫وای خدای من!

02:49.300 --> 02:51.280
‫امیدوارم همین‌طور باشه.

02:51.280 --> 02:55.360
‫داداش فریزر، من کی پدر رو می‌بینم؟

02:55.740 --> 02:57.400
‫متأسفم، افتال.

02:58.210 --> 03:01.470
‫پدرت خیلی سرش شلوغه و
‫سخت می‌تونه وقت خالی پیدا کنه.

03:03.430 --> 03:06.180
‫من هیچ‌وقت پدرم رو ندیدم.

03:07.000 --> 03:10.380
‫پدرم دوک اورکاته، یه شخص مهم
‫در زمینه جادو توی

03:10.380 --> 03:11.900
‫توی پادشاهی آزول‌ـه.

03:12.440 --> 03:14.090
‫اون از نوادگان زندگی قبلی منه—

03:14.450 --> 03:16.940
‫یعنی از نوادگان
‫امپراتور رعد و برق—

03:17.480 --> 03:20.220
‫برای همین کنجکاوم بدونم چجور آدمیه...

03:20.690 --> 03:23.600
‫اما مادرم هیچ استعداد جادویی‌ای نداره،

03:23.600 --> 03:27.540
‫برای همین همسرش و بقیه سوگلی‌ها
‫از مادرم خوششون نمیاد.

03:28.150 --> 03:30.170
‫اینجا یه خانواده جادوگره،

03:30.170 --> 03:32.620
‫پس چرا باید از کسی که استعداد جادویی
‫نداره بچه‌دار بشه؟

03:33.520 --> 03:36.640
‫همسرش اون‌قدر از ما بدش میومد
‫که ما رو فرستاد تا

03:36.640 --> 03:38.860
‫اینجا، وسط ناکجاآباد زندگی کنیم.

03:39.510 --> 03:42.700
‫به عبارت دیگه، خانواده پدرم
‫من رو به عنوان پسرش قبول ندارن.

03:43.320 --> 03:46.920
‫برای همینه که
‫نتونستم پدرم رو ببینم.

03:47.300 --> 03:49.200
‫متأسفم، افتال.

03:49.200 --> 03:51.600
‫در این مورد با پدر صحبت می‌کنم.

03:52.520 --> 03:53.310
‫آره...

03:53.860 --> 03:58.680
‫داداشم فریزر، پسر دوم
‫همسر دوک اورکاته.

03:58.680 --> 04:02.240
‫اون دلش به حال ما سوخته و هوامون رو داره.

04:02.240 --> 04:03.720
‫اون مرد مهربونیه.

04:03.720 --> 04:05.440
‫چیز دیگه‌ای هست که
‫بتونم کمکتون کنم؟

04:05.440 --> 04:08.280
‫نه، همه‌چیز خوبه. تو خیلی به ما لطف داری.

04:08.280 --> 04:10.120
‫برم چای دم کنم.

04:11.270 --> 04:13.840
‫خب، هر اتفاقی هم که دور و برم بیفته،

04:14.220 --> 04:17.920
‫تا زمانی که بتونم دوباره جادو بخونم،
‫برام مهم نیست.

04:20.980 --> 04:22.210
‫خب، افتال،

04:22.510 --> 04:26.840
‫با این‌همه درس خوندن،
‫می‌خوای در آینده چیکار کنی؟

04:27.720 --> 04:29.350
‫ام، داداش!

04:29.350 --> 04:31.720
‫من نواده‌ی یه جادوگر افسانه‌ایم!

04:32.040 --> 04:33.770
‫وقتی ۱۵ سالم بشه،

04:33.770 --> 04:36.230
‫می‌خوام به آکادمی جادوی پایتخت
‫برم و جادو بخو—

04:36.500 --> 04:37.430
‫خب، خودت که می‌دونی.

04:37.430 --> 04:41.360
‫اونم مثل منه. استعداد جادویی نداره.

04:41.360 --> 04:45.740
‫تو این دوران، تست‌های
‫استعداد جادویی یه چیز عادیه.

04:45.740 --> 04:48.870
‫بی‌استعدادیِ من از قبل مشخص شده.

04:50.230 --> 04:54.710
‫دارم فکر می‌کنم بفرستمش شمشیرزنی یاد بگیره
‫و بره مدرسه نظامی!

04:55.910 --> 04:57.620
‫اوه، فکر خیلی خوبیه!

04:58.020 --> 05:02.720
‫شاید به قیافه‌ام نیاد، ولی من با رتبه اول
‫از مدرسه نظام فارغ‌التحصیل شدم.

05:02.720 --> 05:03.960
‫همین‌طوره، مگه نه؟

05:05.360 --> 05:06.860
‫اوایل، این راه رو انتخاب کردم

05:06.860 --> 05:10.900
‫چون جوون بودم و می‌خواستم علیه این‌که
‫عضوی از یه خانواده‌ی جادویی باشم سرکشی کنم

05:11.360 --> 05:13.930
‫ولی در نهایت فکر می‌کنم
‫انتخاب درستی بود.

05:14.360 --> 05:17.110
‫شمشیرزن‌های جادویی کمیابن،

05:17.110 --> 05:19.360
‫برای همین ارتش خیلی هوات رو داره!

05:19.960 --> 05:20.690
‫فهمیدم!

05:20.990 --> 05:22.650
‫امروز یکم وقت دارم.

05:22.650 --> 05:24.900
‫چطور ببینم افتال
‫با شمشیر چطور کار می‌کنه؟

05:25.590 --> 05:28.240
‫اوه، لطفاً این کار رو بکن!

05:33.160 --> 05:35.420
‫قدرت بیشتری به مچ دستت بده!

05:36.080 --> 05:36.780
‫خودشه!

05:37.590 --> 05:38.630
‫درسته!

05:38.630 --> 05:40.300
‫خوب داری پیش میری، افتال.

05:40.300 --> 05:43.230
‫استعداد زیادی
‫برای شمشیرزنی داری.

05:43.670 --> 05:46.170
‫اوه... حالا فهمیدم.

05:46.800 --> 05:53.890
‫برام سوال بود چرا فقط آموزش‌های پایه
‫و علوم نظامی رو بهم یاد می‌داد...

05:54.390 --> 05:58.690
‫اون از اول هم می‌خواست
‫من برم مدرسه نظام.

05:59.700 --> 06:02.710
‫احتمالاً نگران
‫بی‌استعدادیِ جادویی منه، اما...

06:00.070 --> 06:02.140
‫به این نگاه کن، افتال.

06:03.230 --> 06:07.740
‫وقتی شمشیرت رو پایین میاری،
‫خیلی بدنت رو سفت می‌کنی.

06:03.980 --> 06:05.060
‫اما...

06:07.730 --> 06:08.850
‫داداش!

06:09.750 --> 06:10.940
‫چیزی شده؟

06:11.300 --> 06:13.250
‫به این زودی خسته شدی؟

06:13.250 --> 06:18.410
‫راستش من می‌خوام
‫برم آکادمی جادو.

06:25.300 --> 06:26.650
‫گوش کن، افتال.

06:27.150 --> 06:30.090
‫آدم‌ها توی بعضی چیزها خوبن
‫و توی بعضی چیزها ضعیف.

06:30.090 --> 06:32.040
‫این رو می‌دونم.

06:32.350 --> 06:34.680
‫می‌دونم استعداد جادویی ندارم.

06:34.680 --> 06:38.520
‫اما انرژی جادویی‌ دارم و می‌تونم
‫ .از جادو هم استفاده کنم

06:38.520 --> 06:40.800
‫هر طور شده می‌خوام برم!

06:40.800 --> 06:43.200
‫از اون موقع ۴۰۰ سال گذشته.

06:43.840 --> 06:45.560
‫اگه به آکادمی جادو برم،

06:45.560 --> 06:49.030
‫مطمئنم سرنخی برای فراتر رفتن
‫از محدودیت‌های جادوییم پیدا می‌کنم.

06:49.280 --> 06:51.160
‫بسیار خب.

06:53.670 --> 06:56.130
‫همین الان یه طلسم اجرا می‌کنم.

06:56.130 --> 06:58.770
‫اگه بتونی حتی ذره‌ای ازش رو تقلید کنی،

06:58.770 --> 07:02.370
‫خودم شخصاً تو رو برای
‫آکادمی جادو معرفی می‌کنم.

07:02.370 --> 07:03.600
‫واقعاً؟

07:03.600 --> 07:05.240
‫آخ جون! آخ جون!

07:05.240 --> 07:07.090
‫فقط کافیه همین کار رو بکنم، نه؟

07:07.640 --> 07:09.760
‫ممنون، داداش فریزر!

07:09.760 --> 07:11.400
‫تمام تلاشم رو می‌کنم!

07:11.400 --> 07:13.280
‫متأسفم، افتال.

07:14.290 --> 07:15.940
‫این کار یکم بی‌رحمانه‌ست،

07:15.940 --> 07:18.950
‫ولی امیدوارم کمکت کنه واقعیت رو ببینی
‫و متوجه اوضاع بشی.

07:20.030 --> 07:21.340
‫بسیار خب، شروع می‌کنم.

07:21.340 --> 07:22.810
‫خوب دقت کن.

07:22.810 --> 07:23.770
‫چشم!

07:27.240 --> 07:29.640
‫ای عنصر باد، شیلفی.

07:30.300 --> 07:32.070
‫برکتت را به من عطا کن...

07:32.070 --> 07:34.030
‫و-ورد خوانی؟

07:37.700 --> 07:39.280
‫و قدرتت را...

07:39.280 --> 07:42.080
‫باشد که دم الهی بوزد!

07:42.710 --> 07:43.670
‫سطح ۲!

07:44.670 --> 07:46.380
‫تیغه باد!

08:02.080 --> 08:05.690
‫خب؟ این جادو برات مثل معجزه می‌مونه، نه؟

08:05.690 --> 08:07.530
‫همین؟

08:10.910 --> 08:12.780
‫«همین»؟

08:12.780 --> 08:15.860
‫استفاده از جادویی در این سطح
‫نیاز به کلی...

08:20.410 --> 08:22.170
‫باد چقدر شدیده!

08:24.790 --> 08:29.580
‫ی-یه بچه هفت ساله
‫همچین جادویی به کار می‌بره؟

08:29.580 --> 08:32.340
‫اونم فوراً و بدون ورد خوانی؟

08:32.340 --> 08:37.270
‫فقط جادوگری که ده‌ها سال تمرین کرده
‫می‌تونه این کار رو بکنه!

08:37.270 --> 08:39.700
‫هیچ بچه هفت ساله‌ای از پسش برنمیاد!

08:39.700 --> 08:41.930
‫تا حالا همچین چیزی نشنیده بودم!

08:42.730 --> 08:45.470
‫ا-افتال؟

08:45.860 --> 08:48.670
‫چیکار کردی؟

08:48.670 --> 08:49.400
‫بله؟

08:50.560 --> 08:52.670
‫آ-آخ! راست می‌گی!

08:52.670 --> 08:53.700
‫معذرت می‌خوام.

08:53.700 --> 08:57.860
‫قرار بود از روش تقلید کنم، ولی
‫یه چیزی نزدیک به سطح ۴ شد.

08:58.080 --> 09:02.700
‫س-س-سطح ۴؟ اون که جادوی فوق‌پیشرفته‌ست!

09:03.030 --> 09:05.660
‫اِ؟ فکر می‌کردم سطح ۴ جادوی ضعیفی باشه...

09:05.970 --> 09:09.950
‫چ-چ-چطور می‌تونی از همچین جادوی پیشرفته‌ای
‫استفاده کنی؟!

09:09.950 --> 09:12.380
‫خب، راستش...

09:12.780 --> 09:15.490
‫نمی‌تونم درباره تناسخم بهش چیزی بگم.

09:16.520 --> 09:18.150
‫نمی‌تونم درست توضیح بدم چرا،

09:18.150 --> 09:21.270
‫ولی دارم دانش و
‫قدرت جادویی‌ای که

09:21.270 --> 09:25.710
‫از مطالعاتم به دست آوردم رو
‫با این بدن و مغز هماهنگ می‌کنم...

09:28.880 --> 09:32.320
‫در واقع، تا سطح ۱۰ هم می‌تونم انجام بدم...

09:32.320 --> 09:35.530
‫س-س-س-سطح ۱۰؟

09:35.870 --> 09:41.140
‫اون... اون فناوری گمشده‌ست...

09:43.560 --> 09:46.430
‫دا- داداش فریزر! چی شد؟!

09:46.430 --> 09:48.170
‫داداش فریزر!

09:50.010 --> 09:54.130
‫تو این زندگی تا حالا نذاشته
‫بودم کسی جادو کردنم رو ببینه.

09:54.510 --> 09:58.010
‫اما با دیدن عکس‌العمل فریزر،
‫می‌فهمم یه جای کار می‌لنگه.

09:58.550 --> 10:01.460
‫راستش اون موقع هم که
‫اژدها رو شکست دادم...

09:58.980 --> 10:00.100
‫چه اتفاقی افتاده؟

10:00.100 --> 10:01.690
‫کاملاً ذغال شده.

10:01.690 --> 10:03.870
‫خدا خودش ما رو نجات داد!

10:03.870 --> 10:06.280
‫آه؟ آره، حتماً همینه!

10:06.280 --> 10:07.810
‫خدا از ما محافظت کرد!

10:07.810 --> 10:11.230
‫همه می‌گفتن این یه معجزه‌ست.

10:11.590 --> 10:14.760
‫یه چیزی در مورد این دوران درست نیست.

10:17.020 --> 10:18.240
‫سطح...

10:18.610 --> 10:19.990
‫سطح...

10:19.990 --> 10:21.780
‫سطوح جادویی...

10:22.210 --> 10:23.420
‫که این‌طور.

10:24.040 --> 10:26.920
‫نمی‌دونم تو این
‫۴۰۰ سال گذشته چی شده،

10:27.680 --> 10:32.190
‫اما به نظر می‌رسه فرهنگ جادو از
‫اون زمان تا حالا خیلی پسرفت کرده.

10:32.690 --> 10:40.220
‫قبلا

10:32.690 --> 10:40.220
‫الان

10:32.690 --> 10:40.220
‫جادوی آیینی چهار امپراتور

10:32.690 --> 10:40.220
‫ناشناخته

10:32.690 --> 10:40.220
‫کلاس جادوی آیینی (کلاس انفرادی چهار
‫امپراتور)

10:32.690 --> 10:40.220
‫ناشناخته

10:32.690 --> 10:40.220
‫جادوی فوق‌پیشرفته

10:32.690 --> 10:40.220
‫فناوری گمشده

10:32.690 --> 10:40.220
‫جادوی پیشرفته

10:32.690 --> 10:40.220
‫جادوی ضعیف‌تر

10:32.690 --> 10:40.220
‫جادوی مبتدی

10:33.110 --> 10:40.990
‫و اجرای جادو بدون ورد خواندن
‫اصلاً چیز رایجی به حساب نمیاد.

10:36.730 --> 10:40.220
‫جادوی پیشرفته

10:37.190 --> 10:40.220
‫جادوی فوق‌پیشرفته

10:37.650 --> 10:40.220
‫کلاس جادوی آیینی

10:41.960 --> 10:44.100
‫پس واسه همین بود که بیهوش شد.

10:44.870 --> 10:48.200
‫باید ازش عذرخواهی کنم.

10:49.450 --> 10:50.990
‫افتال؟!

10:52.600 --> 10:54.310
‫بیدار شدی، داداش؟

10:56.090 --> 10:58.780
‫یـ... یه بچه هفت ساله بدون
‫ورد خواندن جادو کرد!

10:58.780 --> 11:00.400
‫جـ... جـ... جادو کردن!

11:00.630 --> 11:03.030
‫بدون ورد خواندن!

11:01.150 --> 11:03.030
‫داری چی می‌گی اصلاً؟

11:04.700 --> 11:08.200
‫یادت نیست؟ یه جادوی فوق‌العاده
‫زدی و یه درخت رو منفجر کردی،

11:08.200 --> 11:11.710
‫بعد یه تیکه‌اش خورد به سرت
‫و بیهوش شدی.

11:18.640 --> 11:20.010
‫پس قضیه این بود...

11:20.250 --> 11:21.870
‫آره، درسته...

11:22.760 --> 11:25.540
‫آره، حتماً همین‌طوره.

11:23.060 --> 11:28.470
‫بعد از اون تصمیم گرفتم
‫مخفیانه تمرین کنم.

11:29.290 --> 11:34.450
‫و تصمیم گرفتم در مورد رفتن به مدرسه نظامی
‫با داداش فریزر همراهی کنم،

11:34.450 --> 11:36.440
‫حداقل برای یه مدت.

11:42.780 --> 11:44.320
‫خیلی داری تند می‌ری جلو.

11:44.320 --> 11:47.500
‫افتال، چشمت به حریفت باشه.

11:47.500 --> 11:50.590
‫واقعاً دلم نمی‌خواد
‫به مدرسه نظامی برم.

11:51.080 --> 11:56.290
‫اما مهارت «تسلیم‌ناپذیر» زندگی قبلی‌ام
‫شاید شخصیتم رو تغییر داده باشه.

11:56.790 --> 12:00.760
‫هر چی بیشتر شکست می‌خورم،
‫عصبانی‌تر می‌شم!

12:01.130 --> 12:03.720
‫داداش فریزر، یه بار دیگه!

12:03.720 --> 12:06.600
‫آفرین، روحیه یعنی همین، افتال!

12:07.360 --> 12:08.310
‫یه بار دیگه!

12:09.620 --> 12:11.340
‫بارها و بارها...

12:11.340 --> 12:13.000
‫هر روزِ خدا...

12:15.320 --> 12:17.380
‫و تا سن ۱۰ سالگی،

12:17.820 --> 12:20.140
‫کم‌کم به این فکر افتادم که می‌خوام
‫با هنرهای رزمی قوی‌تر بشم،

12:20.650 --> 12:23.300
‫به روشی که فراتر از جادوی خالی باشه.

12:36.550 --> 12:38.370
‫شمشیرزنی واقعاً لذت‌بخشه‌.

12:38.370 --> 12:41.880
‫لقب قوی‌ترین شمشیرزن جادویی هم
‫می‌تونه خیلی باحال باشه.

12:41.880 --> 12:43.590
‫افتال!

12:43.590 --> 12:46.070
‫بیا تمرین امروز رو شروع کنیم!

12:46.070 --> 12:47.030
‫باشه!

12:47.030 --> 12:51.910
‫تا اون موقع، داداشم هفته‌ای سه بار
‫بهم مبارزه کردن یاد می‌داد.

12:51.910 --> 12:54.800
‫امروز می‌خوایم یه کار متفاوت بکنیم
‫و یه درس ویژه داشته باشیم.

12:54.800 --> 12:55.980
‫یه درس ویژه؟

12:55.980 --> 13:00.630
‫امروز یه مربی ویژه آوردم تا
‫به جای من بهت آموزش بده.

13:02.610 --> 13:05.700
‫این همون بچه‌ایه که تعریفش رو می‌کردی؟

13:06.030 --> 13:06.820
‫بله، دقیقاً!

13:09.700 --> 13:11.740
‫چـ... چقدر هیکلیه.

13:11.740 --> 13:17.710
‫افتال، ایشون جناب موریان،
‫فرمانده‌ی سابق شوالیه‌های پادشاهی آزول.

13:18.030 --> 13:20.670
‫سـ... سلام.

13:21.940 --> 13:23.630
‫خیلی خب. هر جور دوست داری بهم حمله کن.

13:25.340 --> 13:27.290
‫می‌ذارم ضربه اول رو تو بزنی.

13:27.290 --> 13:28.330
‫آماده شو.

13:28.840 --> 13:31.650
‫موفق باشی، افتال!

13:33.720 --> 13:37.660
‫گفت «هر جور دوست داری»،
‫اما هیچ نقطه ضعفی توش نمی‌بینم.

13:38.330 --> 13:41.570
‫اون... خیلی قویه!

13:42.660 --> 13:48.140
‫چی شده؟ این همه راه اومدم
‫که فقط اونجا بایستی؟

13:48.140 --> 13:49.360
‫مسئله این نیست که حرکت نمی‌کنم.

13:50.390 --> 13:51.760
‫مسئله اینه که نمی‌تونم حرکت کنم!

13:52.410 --> 13:55.040
‫پس خودم میام سراغت!

14:00.210 --> 14:02.920
‫چه سریعه! اصلاً نتونستم
‫حرکت شمشیرش رو ببینم!

14:02.920 --> 14:05.000
‫عکس‌العملت خیلی کنده.

14:05.000 --> 14:06.130
‫کل زورت همین بود؟

14:06.660 --> 14:09.340
‫پس... تقویت توانایی بدنی!

14:10.100 --> 14:13.180
‫تو این سن می‌تونی از
‫تقویت توانایی بدنی استفاده کنی؟

14:15.870 --> 14:19.230
‫فریزر، حالا فهمیدم چرا
‫انقدر تعریفش رو می‌کردی.

14:19.470 --> 14:20.510
‫تعریف من رو می‌کرد؟

14:21.180 --> 14:24.110
‫موقع آموزش دادن بهش متوجه شدم...

14:24.110 --> 14:26.950
‫که وقتی شمشیر دستش می‌گیره،
‫یکم انرژی جادویی‌ توی دستش جریان داره!

14:26.950 --> 14:28.980
‫اون هیچ استعداد جادویی نداره،

14:28.980 --> 14:32.870
‫اما می‌تونه انرژی جادوییه توی بدنش رو
‫به‌طرز خیلی روونی کنترل کنه!

14:32.870 --> 14:36.930
‫تقریباً مثل یه ساحر یا جادوگر واقعی!

14:36.930 --> 14:39.120
‫خب، من واقعاً یه جادوگر
‫بودم.

14:41.270 --> 14:42.960
‫داری می‌گی نمی‌تونه از جادو استفاده کنه،

14:42.960 --> 14:46.000
‫اما مثل یه جادوگر انرژی جادویی‌ش رو کنترل می‌کنه؟

14:46.380 --> 14:49.540
‫اگه اینجا از جادوم استفاده می‌کردم
‫راحت برنده می‌شدم.

14:49.540 --> 14:53.000
‫اما شکست دادنش با جادو
‫هیچ ارزشی نداره.

14:53.000 --> 14:55.220
‫الان می‌خوام توی مبارزه شکستش بدم!

14:59.990 --> 15:00.810
‫چقدر سنگینه...

15:00.810 --> 15:03.130
‫مهارتت کافی نیست.

15:03.500 --> 15:06.400
‫و از اون مهم‌تر، قد و هیکلت.

15:06.890 --> 15:10.740
‫سه سال دیگه زمان می‌بره تا
‫حریف من بشی، بچه!

15:26.880 --> 15:28.000
‫خودشه!

15:31.810 --> 15:34.060
‫بدنم خودش خودبه‌خود حرکت کرد.

15:34.570 --> 15:35.870
‫این تکنیک...

15:36.480 --> 15:37.550
‫آهان، درسته.

15:37.550 --> 15:43.060
‫توی یه دنیای دیگه، فنون
‫پرتاب کردن رو یاد گرفته بودم.

15:43.790 --> 15:46.470
‫فکرش رو نمی‌کردم اینجا به کار بیاد.

15:48.960 --> 15:50.220
‫باخت باخته!

15:50.220 --> 15:51.350
‫و من باختم!

15:51.350 --> 15:52.940
‫توی آزمون قبول شدی!

15:52.940 --> 15:54.290
‫آزمون؟

15:54.290 --> 15:55.990
‫آخ، راست می‌گی.

15:55.990 --> 15:58.690
‫یادم رفت یه چیز مهم رو بگم.

15:58.690 --> 16:03.410
‫جناب موریا رئیس مدرسه معتبر
‫علوم نظامی آزول هستن.

16:03.410 --> 16:05.140
‫ایشون مدیر موریان!

16:07.310 --> 16:08.650
‫این یعنی...

16:09.070 --> 16:13.840
‫از سن ۱۵ سالگی، توی یه
‫مدرسه نظام واقعی درس می‌خونی!

16:13.840 --> 16:16.380
‫مادرت خیلی بهت افتخار می‌کنه!

16:17.510 --> 16:20.820
‫فقط برای اینکه روشن بشه، من مبارزه رو باختم،

16:20.820 --> 16:23.100
‫اما مبارزه با شمشیر رو بردم!

16:24.030 --> 16:25.060
‫این دیگه چه منطقیه؟

16:25.060 --> 16:30.030
‫واقعاً چطور این اتفاق افتاد؟

16:32.780 --> 16:36.440
‫داره بارون میاد.

16:36.440 --> 16:38.230
‫افتال کجاست؟

16:38.230 --> 16:40.020
‫داره با شمشیرش تمرین می‌کنه؟

16:40.020 --> 16:41.200
‫بله.

16:41.200 --> 16:45.490
‫حتی اگه هوا خراب هم باشه،
‫هیچ‌وقت برنمی‌گرده.

16:45.490 --> 16:47.920
‫امیدوارم خیس آب نشه
‫و سرما نخوره.

16:50.500 --> 16:51.650
‫سطح ۱۰!

16:51.650 --> 16:52.710
‫افتال!

17:01.470 --> 17:02.850
‫می‌دونستم...

17:03.230 --> 17:07.770
‫وقتی به سطح ۹ یا ۱۰ می‌رسم،
‫هنوز یه مقدار تأخیر زمانی وجود داره.

17:10.040 --> 17:12.410
‫روزهای بارونی مثل امروز عالی هستن.

17:12.860 --> 17:16.380
‫می‌تونم بدون اینکه کسی متوجه بشه،
‫جادوم رو تمرین کنم!

17:16.910 --> 17:19.540
‫افتال!

17:19.540 --> 17:21.810
‫همین الان یه رعد و برق وحشتناک دیدم!

17:21.810 --> 17:22.890
‫حالت خوبه؟!

17:23.210 --> 17:25.700
‫آه، اون؟

17:25.700 --> 17:27.510
‫کاملاً خوبم!

17:27.510 --> 17:28.700
‫که این‌طور.

17:28.700 --> 17:29.830
‫خوشحالم.

17:29.830 --> 17:31.320
‫ای وای.

17:31.320 --> 17:33.470
‫نزدیک بود دوباره بترسونمش.

17:33.470 --> 17:34.800
‫به حرفم گوش کن.

17:35.030 --> 17:37.480
‫سال دیگه باید بری مدرسه نظامی.

17:37.500 --> 17:41.260
‫مواظب باش آسیب نبینی، باشه؟

17:41.940 --> 17:43.020
‫باشه...

17:43.370 --> 17:44.710
‫ای خدا...

17:44.710 --> 17:46.850
‫روت حساب می‌کنم، افتال.

17:46.850 --> 17:49.550
‫نیازی نیست توی همچین روزی
‫بیرون تمرین کنی...

17:47.360 --> 17:48.330
‫درسته.

17:48.330 --> 17:50.930
‫از زمان اون آزمون ورودی،

17:50.930 --> 17:53.190
‫تصمیم بر این شد که من
‫به مدرسه نظامی برم.

17:54.150 --> 17:57.270
‫توی این دنیا، در ۱۵ سالگی بالغ میشی.

17:57.270 --> 18:00.160
‫و در حال حاضر، من ۱۴ سالمه.

18:00.670 --> 18:01.620
‫اما...

18:01.980 --> 18:03.940
‫نمی‌تونم به مدرسه نظام برم.

18:04.340 --> 18:06.660
‫با وجود آزمون‌های استعداد جادویی
‫که الان همه‌جا برگزار میشه،

18:06.660 --> 18:11.130
‫می‌دونم که دنبال کردن مسیر جادو
‫برام سخت می‌شه.

18:11.510 --> 18:14.530
‫پس وقتی ۱۵ سالم بشه، از خونه میرم.

18:15.460 --> 18:18.930
‫خودم رو به آکادمی جادو می‌رسونم!

18:18.930 --> 18:21.220
‫راستی، افتال.

18:21.220 --> 18:23.480
‫امروز یه خبر خوب دارم.

18:24.430 --> 18:26.680
‫وای، واقعاً؟

18:26.920 --> 18:27.770
‫بله.

18:27.770 --> 18:31.030
‫پدر می‌خواد افتال رو ببینه.

18:31.030 --> 18:33.060
‫دوک اورکات...

18:35.930 --> 18:37.580
‫همه‌اش به خاطر اینه که

18:37.580 --> 18:42.450
‫تو کلی علوم نظامی و شمشیرزنی
‫بهش یاد دادی...

18:43.450 --> 18:44.410
‫مادر...

18:44.900 --> 18:46.540
‫این فوق‌العاده‌ست، افتال!

18:46.890 --> 18:50.000
‫بالاخره اون‌قدر قوی شدی
‫که تو رو به رسمیت بشناسه!

18:50.520 --> 18:51.890
‫راستش رو بخوای،

18:51.890 --> 18:54.080
‫فکر نمی‌کردم
‫ملاقات با مردی که

18:54.080 --> 18:56.940
‫۱۴ سال من رو نادیده گرفته،
‫فایده‌ای داشته باشه، اما...

18:57.460 --> 19:01.150
‫فهمیدم. از سر و کولم بیا پایین.

19:03.560 --> 19:06.080
‫عه؟ چه عجیب.

19:06.080 --> 19:07.890
‫گریه منم دراومد...

19:08.480 --> 19:10.340
‫برات خوشحالم، افتال.

19:11.720 --> 19:13.340
‫معلومه که میاد.

19:13.340 --> 19:17.860
‫تو هر روز مراقب
‫افتال بودی.

19:17.860 --> 19:21.460
‫اما دلم نمی‌خواد این دو نفر رو غمگین کنم.

19:25.700 --> 19:27.080
‫رسیدیم، افتال.

19:28.310 --> 19:30.330
‫این عمارت فوق‌العاده‌ست!

19:30.330 --> 19:32.960
‫من فقط به خاطر اون دوتا اومدم،

19:32.960 --> 19:37.080
‫اما ملاقات با نواده خودم هم
‫هیجان‌انگیزه.

19:38.800 --> 19:41.930
‫پدر، افتال رو آوردم.

19:41.930 --> 19:45.570
‫خوبه. ممنون، فریزر.

20:02.400 --> 20:04.110
‫سلام، پدر!

20:04.110 --> 20:06.120
‫من افتال‌‌ـم!

20:06.340 --> 20:07.580
‫همیشه می‌خواستم شما رو ببینم!

20:08.710 --> 20:11.160
‫من رو دوک اورکات صدا بزن!

20:11.640 --> 20:13.670
‫من هرگز تو رو به فرزندی قبول نکرده‌ام.

20:13.670 --> 20:16.130
‫تو مایه ننگ خاندان ما هستی.

20:16.130 --> 20:19.210
‫بعد از چهارده سال برای اولین بار
‫داری پسرت رو می‌بینی و این رو میگی...

20:19.730 --> 20:23.140
‫بسیار خب... دوک اورکات...

20:24.800 --> 20:26.380
‫هوم...

20:26.380 --> 20:31.060
‫تو نواده امپراتور رعد و برقی،
‫اما هیچ استعداد جادویی‌ای نداری.

20:31.060 --> 20:34.090
‫مطمئنم امپراتور رعد و برق داره
‫گریه می‌کنه.

20:34.830 --> 20:36.570
‫معلومه که داره گریه می‌کنه!

20:37.190 --> 20:39.520
‫بالاخره نواده‌ش رو ملاقات کرده،

20:39.520 --> 20:42.630
‫و اون آدم یه عوضی به تمام معناست!

20:42.630 --> 20:45.030
‫منظورم خودمه!

20:45.030 --> 20:46.560
‫دلم می‌خواد برگردم خونه!

20:46.560 --> 20:53.120
‫اوه، شنیدم دعوت‌نامه خاصی
‫برای مدرسه نظامی بهت داده شده.

20:53.120 --> 20:53.950
‫بله.

20:55.930 --> 20:57.920
‫خبر خیلی خوبیه.

20:59.120 --> 21:00.710
‫که این‌طور، که این‌طور.

21:00.710 --> 21:02.560
‫عالیه، عالیه.

21:02.560 --> 21:06.820
‫حتی اگه من رو به عنوان پسرش قبول نداره،
‫شاید به عنوان پدرم خوشحاله؟

21:03.920 --> 21:05.210
‫این فوق‌العاده‌ست!

21:07.390 --> 21:10.660
‫شاید اون‌قدرها هم آدم بدی نباشه...

21:08.300 --> 21:10.660
‫واقعاً خبر فوق‌العاده‌ایه.

21:12.450 --> 21:15.520
‫حالا دیگه مجبور نیستم
‫پول غذات رو بدم.

21:16.730 --> 21:20.560
‫و چون با دعوت‌نامه میری،
‫تمام وعده‌های غذایی و اقامتت رایگانه!

21:20.560 --> 21:22.730
‫و از سال سوم به بعد،
‫حتی حقوق هم می‌گیری!

21:22.730 --> 21:25.570
‫حالا دیگه مجبور نیستم
‫قرونی برات خرج کنم!

21:25.570 --> 21:27.360
‫همه‌چیز عالی پیش میره،

21:27.360 --> 21:31.080
‫البته تا وقتی که مایه‌ی ننگ
‫اسم خاندان ما نشی.

21:31.080 --> 21:33.180
‫حرفم رو پس می‌گیرم.

21:33.180 --> 21:34.850
‫این آدم یه آشغاله!

21:35.170 --> 21:39.050
‫ما رو کشونده اینجا که این‌ها رو بگه؟

21:39.400 --> 21:41.550
‫هی، یوآهیم.

21:41.550 --> 21:43.640
‫بله، پدر؟

21:43.640 --> 21:46.260
‫هرچند اون رو فقط از
‫روی هوس به دنیا آوردم،

21:46.530 --> 21:49.370
‫اما مردم فکر می‌کنن اون عضوی از خانواده
‫منه.

21:49.370 --> 21:54.860
‫ببین اون‌قدر قوی هست که توی مدرسه نظام؟مایه آبروریزی نشه.

21:54.860 --> 21:58.490
‫باید به این سگ یه درس درست و حسابی بدم،
‫نه؟

21:58.490 --> 22:00.180
‫با کمال میل.

22:02.230 --> 22:04.320
‫پدر، این کار...

22:04.670 --> 22:05.950
‫که این‌طور.

22:06.290 --> 22:08.620
‫پس قضیه از این قراره!

22:08.640 --> 22:18.640
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
