1
00:00:02,650 --> 00:00:07,090
‫سه سال از زمانی که روح گذشته‌ام
‫توی این بدن تناسخ پیدا کرده می‌گذره

2
00:00:08,150 --> 00:00:10,100
‫تحقیقات زیادی انجام دادم
‫و چیزی که فهمیدم اینه که...

3
00:00:10,800 --> 00:00:15,610
‫دنیایی که الان توشم، همون دنیاییه که
‫قبلاً توش زندگی می‌کردم، اما ۴۰۰ سال بعد.

4
00:00:20,890 --> 00:00:22,180
‫سلام!

5
00:00:22,520 --> 00:00:24,040
‫اومدم!

6
00:00:25,460 --> 00:00:26,930
‫صبح بخیر.

7
00:00:26,950 --> 00:00:36,950
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

8
00:00:41,930 --> 00:00:45,180
‫از زیر سایه تا قدرت مطلق

9
00:00:43,520 --> 00:00:45,180
‫m 0 0 l 536 0 536 176 0 176

10
00:00:43,520 --> 00:00:45,180
‫تناسخ دوباره‌ی جادوگری بی‌استعداد

11
00:01:58,730 --> 00:02:01,650
‫خیلی ممنون که این همه راه رو تشریف آوردید.

12
00:02:01,650 --> 00:02:04,830
‫اون داداش کوچیکمه.
‫اصلاً نگرانش نباشید.

13
00:02:02,830 --> 00:02:05,660
‫من با مادرم تنها زندگی می‌کنم.

14
00:02:05,880 --> 00:02:08,450
‫چیز قابلی نیست، اما این
‫مقداری پول برای این ماهه.

15
00:02:08,450 --> 00:02:09,870
‫خیلی ممنون.

16
00:02:09,870 --> 00:02:14,950
‫مردی که الان پول مخارجمون رو داد
‫داداشم، فریزره.

17
00:02:10,240 --> 00:02:12,300
‫به خوبی ازش استفاده می‌کنم.

18
00:02:12,300 --> 00:02:14,010
‫هر جور صلاح می‌دونی خرجش کن.

19
00:02:15,500 --> 00:02:17,840
‫افتال، حالت خوب بوده؟

20
00:02:17,840 --> 00:02:20,030
‫آره، داداش فریزر.

21
00:02:20,930 --> 00:02:24,170
‫اوه، می‌بینم که سخت مشغول درسی.

22
00:02:24,170 --> 00:02:26,810
‫تو این سن داری همچین کتاب
‫سختی رو می‌خونی؟

23
00:02:27,230 --> 00:02:29,030
‫این کتاب‌ها واقعاً جالبن.

24
00:02:30,350 --> 00:02:31,620
‫واقعاً؟

25
00:02:31,620 --> 00:02:34,830
‫پس دفعه بعد برات چند تا
‫کتاب به عنوان هدیه میارم.

26
00:02:34,830 --> 00:02:36,320
‫هورا!

27
00:02:36,930 --> 00:02:38,780
‫می‌شه فهمید پدرش کیه، مگه نه؟

28
00:02:39,130 --> 00:02:40,100
‫بله.

29
00:02:40,100 --> 00:02:42,810
‫مطمئنم هنوز کاملاً
‫حرف‌هاشون رو متوجه نمی‌شه،

30
00:02:42,810 --> 00:02:45,370
‫اما شک ندارم به زودی بهشون مسلط می‌شه.

31
00:02:45,370 --> 00:02:48,390
‫پدر خیلی خوشحال می‌شه.

32
00:02:48,390 --> 00:02:49,300
‫وای خدای من!

33
00:02:49,300 --> 00:02:51,280
‫امیدوارم همین‌طور باشه.

34
00:02:51,280 --> 00:02:55,360
‫داداش فریزر، من کی پدر رو می‌بینم؟

35
00:02:55,740 --> 00:02:57,400
‫متأسفم، افتال.

36
00:02:58,210 --> 00:03:01,470
‫پدرت خیلی سرش شلوغه و
‫سخت می‌تونه وقت خالی پیدا کنه.

37
00:03:03,430 --> 00:03:06,180
‫من هیچ‌وقت پدرم رو ندیدم.

38
00:03:07,000 --> 00:03:10,380
‫پدرم دوک اورکاته، یه شخص مهم
‫در زمینه جادو توی

39
00:03:10,380 --> 00:03:11,900
‫توی پادشاهی آزول‌ـه.

40
00:03:12,440 --> 00:03:14,090
‫اون از نوادگان زندگی قبلی منه—

41
00:03:14,450 --> 00:03:16,940
‫یعنی از نوادگان
‫امپراتور رعد و برق—

42
00:03:17,480 --> 00:03:20,220
‫برای همین کنجکاوم بدونم چجور آدمیه...

43
00:03:20,690 --> 00:03:23,600
‫اما مادرم هیچ استعداد جادویی‌ای نداره،

44
00:03:23,600 --> 00:03:27,540
‫برای همین همسرش و بقیه سوگلی‌ها
‫از مادرم خوششون نمیاد.

45
00:03:28,150 --> 00:03:30,170
‫اینجا یه خانواده جادوگره،

46
00:03:30,170 --> 00:03:32,620
‫پس چرا باید از کسی که استعداد جادویی
‫نداره بچه‌دار بشه؟

47
00:03:33,520 --> 00:03:36,640
‫همسرش اون‌قدر از ما بدش میومد
‫که ما رو فرستاد تا

48
00:03:36,640 --> 00:03:38,860
‫اینجا، وسط ناکجاآباد زندگی کنیم.

49
00:03:39,510 --> 00:03:42,700
‫به عبارت دیگه، خانواده پدرم
‫من رو به عنوان پسرش قبول ندارن.

50
00:03:43,320 --> 00:03:46,920
‫برای همینه که
‫نتونستم پدرم رو ببینم.

51
00:03:47,300 --> 00:03:49,200
‫متأسفم، افتال.

52
00:03:49,200 --> 00:03:51,600
‫در این مورد با پدر صحبت می‌کنم.

53
00:03:52,520 --> 00:03:53,310
‫آره...

54
00:03:53,860 --> 00:03:58,680
‫داداشم فریزر، پسر دوم
‫همسر دوک اورکاته.

55
00:03:58,680 --> 00:04:02,240
‫اون دلش به حال ما سوخته و هوامون رو داره.

56
00:04:02,240 --> 00:04:03,720
‫اون مرد مهربونیه.

57
00:04:03,720 --> 00:04:05,440
‫چیز دیگه‌ای هست که
‫بتونم کمکتون کنم؟

58
00:04:05,440 --> 00:04:08,280
‫نه، همه‌چیز خوبه. تو خیلی به ما لطف داری.

59
00:04:08,280 --> 00:04:10,120
‫برم چای دم کنم.

60
00:04:11,270 --> 00:04:13,840
‫خب، هر اتفاقی هم که دور و برم بیفته،

61
00:04:14,220 --> 00:04:17,920
‫تا زمانی که بتونم دوباره جادو بخونم،
‫برام مهم نیست.

62
00:04:20,980 --> 00:04:22,210
‫خب، افتال،

63
00:04:22,510 --> 00:04:26,840
‫با این‌همه درس خوندن،
‫می‌خوای در آینده چیکار کنی؟

64
00:04:27,720 --> 00:04:29,350
‫ام، داداش!

65
00:04:29,350 --> 00:04:31,720
‫من نواده‌ی یه جادوگر افسانه‌ایم!

66
00:04:32,040 --> 00:04:33,770
‫وقتی ۱۵ سالم بشه،

67
00:04:33,770 --> 00:04:36,230
‫می‌خوام به آکادمی جادوی پایتخت
‫برم و جادو بخو—

68
00:04:36,500 --> 00:04:37,430
‫خب، خودت که می‌دونی.

69
00:04:37,430 --> 00:04:41,360
‫اونم مثل منه. استعداد جادویی نداره.

70
00:04:41,360 --> 00:04:45,740
‫تو این دوران، تست‌های
‫استعداد جادویی یه چیز عادیه.

71
00:04:45,740 --> 00:04:48,870
‫بی‌استعدادیِ من از قبل مشخص شده.

72
00:04:50,230 --> 00:04:54,710
‫دارم فکر می‌کنم بفرستمش شمشیرزنی یاد بگیره
‫و بره مدرسه نظامی!

73
00:04:55,910 --> 00:04:57,620
‫اوه، فکر خیلی خوبیه!

74
00:04:58,020 --> 00:05:02,720
‫شاید به قیافه‌ام نیاد، ولی من با رتبه اول
‫از مدرسه نظام فارغ‌التحصیل شدم.

75
00:05:02,720 --> 00:05:03,960
‫همین‌طوره، مگه نه؟

76
00:05:05,360 --> 00:05:06,860
‫اوایل، این راه رو انتخاب کردم

77
00:05:06,860 --> 00:05:10,900
‫چون جوون بودم و می‌خواستم علیه این‌که
‫عضوی از یه خانواده‌ی جادویی باشم سرکشی کنم

78
00:05:11,360 --> 00:05:13,930
‫ولی در نهایت فکر می‌کنم
‫انتخاب درستی بود.

79
00:05:14,360 --> 00:05:17,110
‫شمشیرزن‌های جادویی کمیابن،

80
00:05:17,110 --> 00:05:19,360
‫برای همین ارتش خیلی هوات رو داره!

81
00:05:19,960 --> 00:05:20,690
‫فهمیدم!

82
00:05:20,990 --> 00:05:22,650
‫امروز یکم وقت دارم.

83
00:05:22,650 --> 00:05:24,900
‫چطور ببینم افتال
‫با شمشیر چطور کار می‌کنه؟

84
00:05:25,590 --> 00:05:28,240
‫اوه، لطفاً این کار رو بکن!

85
00:05:33,160 --> 00:05:35,420
‫قدرت بیشتری به مچ دستت بده!

86
00:05:36,080 --> 00:05:36,780
‫خودشه!

87
00:05:37,590 --> 00:05:38,630
‫درسته!

88
00:05:38,630 --> 00:05:40,300
‫خوب داری پیش میری، افتال.

89
00:05:40,300 --> 00:05:43,230
‫استعداد زیادی
‫برای شمشیرزنی داری.

90
00:05:43,670 --> 00:05:46,170
‫اوه... حالا فهمیدم.

91
00:05:46,800 --> 00:05:53,890
‫برام سوال بود چرا فقط آموزش‌های پایه
‫و علوم نظامی رو بهم یاد می‌داد...

92
00:05:54,390 --> 00:05:58,690
‫اون از اول هم می‌خواست
‫من برم مدرسه نظام.

93
00:05:59,700 --> 00:06:02,710
‫احتمالاً نگران
‫بی‌استعدادیِ جادویی منه، اما...

94
00:06:00,070 --> 00:06:02,140
‫به این نگاه کن، افتال.

95
00:06:03,230 --> 00:06:07,740
‫وقتی شمشیرت رو پایین میاری،
‫خیلی بدنت رو سفت می‌کنی.

96
00:06:03,980 --> 00:06:05,060
‫اما...

97
00:06:07,730 --> 00:06:08,850
‫داداش!

98
00:06:09,750 --> 00:06:10,940
‫چیزی شده؟

99
00:06:11,300 --> 00:06:13,250
‫به این زودی خسته شدی؟

100
00:06:13,250 --> 00:06:18,410
‫راستش من می‌خوام
‫برم آکادمی جادو.

101
00:06:25,300 --> 00:06:26,650
‫گوش کن، افتال.

102
00:06:27,150 --> 00:06:30,090
‫آدم‌ها توی بعضی چیزها خوبن
‫و توی بعضی چیزها ضعیف.

103
00:06:30,090 --> 00:06:32,040
‫این رو می‌دونم.

104
00:06:32,350 --> 00:06:34,680
‫می‌دونم استعداد جادویی ندارم.

105
00:06:34,680 --> 00:06:38,520
‫اما انرژی جادویی‌ دارم و می‌تونم
‫ .از جادو هم استفاده کنم

106
00:06:38,520 --> 00:06:40,800
‫هر طور شده می‌خوام برم!

107
00:06:40,800 --> 00:06:43,200
‫از اون موقع ۴۰۰ سال گذشته.

108
00:06:43,840 --> 00:06:45,560
‫اگه به آکادمی جادو برم،

109
00:06:45,560 --> 00:06:49,030
‫مطمئنم سرنخی برای فراتر رفتن
‫از محدودیت‌های جادوییم پیدا می‌کنم.

110
00:06:49,280 --> 00:06:51,160
‫بسیار خب.

111
00:06:53,670 --> 00:06:56,130
‫همین الان یه طلسم اجرا می‌کنم.

112
00:06:56,130 --> 00:06:58,770
‫اگه بتونی حتی ذره‌ای ازش رو تقلید کنی،

113
00:06:58,770 --> 00:07:02,370
‫خودم شخصاً تو رو برای
‫آکادمی جادو معرفی می‌کنم.

114
00:07:02,370 --> 00:07:03,600
‫واقعاً؟

115
00:07:03,600 --> 00:07:05,240
‫آخ جون! آخ جون!

116
00:07:05,240 --> 00:07:07,090
‫فقط کافیه همین کار رو بکنم، نه؟

117
00:07:07,640 --> 00:07:09,760
‫ممنون، داداش فریزر!

118
00:07:09,760 --> 00:07:11,400
‫تمام تلاشم رو می‌کنم!

119
00:07:11,400 --> 00:07:13,280
‫متأسفم، افتال.

120
00:07:14,290 --> 00:07:15,940
‫این کار یکم بی‌رحمانه‌ست،

121
00:07:15,940 --> 00:07:18,950
‫ولی امیدوارم کمکت کنه واقعیت رو ببینی
‫و متوجه اوضاع بشی.

122
00:07:20,030 --> 00:07:21,340
‫بسیار خب، شروع می‌کنم.

123
00:07:21,340 --> 00:07:22,810
‫خوب دقت کن.

124
00:07:22,810 --> 00:07:23,770
‫چشم!

125
00:07:27,240 --> 00:07:29,640
‫ای عنصر باد، شیلفی.

126
00:07:30,300 --> 00:07:32,070
‫برکتت را به من عطا کن...

127
00:07:32,070 --> 00:07:34,030
‫و-ورد خوانی؟

128
00:07:37,700 --> 00:07:39,280
‫و قدرتت را...

129
00:07:39,280 --> 00:07:42,080
‫باشد که دم الهی بوزد!

130
00:07:42,710 --> 00:07:43,670
‫سطح ۲!

131
00:07:44,670 --> 00:07:46,380
‫تیغه باد!

132
00:08:02,080 --> 00:08:05,690
‫خب؟ این جادو برات مثل معجزه می‌مونه، نه؟

133
00:08:05,690 --> 00:08:07,530
‫همین؟

134
00:08:10,910 --> 00:08:12,780
‫«همین»؟

135
00:08:12,780 --> 00:08:15,860
‫استفاده از جادویی در این سطح
‫نیاز به کلی...

136
00:08:20,410 --> 00:08:22,170
‫باد چقدر شدیده!

137
00:08:24,790 --> 00:08:29,580
‫ی-یه بچه هفت ساله
‫همچین جادویی به کار می‌بره؟

138
00:08:29,580 --> 00:08:32,340
‫اونم فوراً و بدون ورد خوانی؟

139
00:08:32,340 --> 00:08:37,270
‫فقط جادوگری که ده‌ها سال تمرین کرده
‫می‌تونه این کار رو بکنه!

140
00:08:37,270 --> 00:08:39,700
‫هیچ بچه هفت ساله‌ای از پسش برنمیاد!

141
00:08:39,700 --> 00:08:41,930
‫تا حالا همچین چیزی نشنیده بودم!

142
00:08:42,730 --> 00:08:45,470
‫ا-افتال؟

143
00:08:45,860 --> 00:08:48,670
‫چیکار کردی؟

144
00:08:48,670 --> 00:08:49,400
‫بله؟

145
00:08:50,560 --> 00:08:52,670
‫آ-آخ! راست می‌گی!

146
00:08:52,670 --> 00:08:53,700
‫معذرت می‌خوام.

147
00:08:53,700 --> 00:08:57,860
‫قرار بود از روش تقلید کنم، ولی
‫یه چیزی نزدیک به سطح ۴ شد.

148
00:08:58,080 --> 00:09:02,700
‫س-س-سطح ۴؟ اون که جادوی فوق‌پیشرفته‌ست!

149
00:09:03,030 --> 00:09:05,660
‫اِ؟ فکر می‌کردم سطح ۴ جادوی ضعیفی باشه...

150
00:09:05,970 --> 00:09:09,950
‫چ-چ-چطور می‌تونی از همچین جادوی پیشرفته‌ای
‫استفاده کنی؟!

151
00:09:09,950 --> 00:09:12,380
‫خب، راستش...

152
00:09:12,780 --> 00:09:15,490
‫نمی‌تونم درباره تناسخم بهش چیزی بگم.

153
00:09:16,520 --> 00:09:18,150
‫نمی‌تونم درست توضیح بدم چرا،

154
00:09:18,150 --> 00:09:21,270
‫ولی دارم دانش و
‫قدرت جادویی‌ای که

155
00:09:21,270 --> 00:09:25,710
‫از مطالعاتم به دست آوردم رو
‫با این بدن و مغز هماهنگ می‌کنم...

156
00:09:28,880 --> 00:09:32,320
‫در واقع، تا سطح ۱۰ هم می‌تونم انجام بدم...

157
00:09:32,320 --> 00:09:35,530
‫س-س-س-سطح ۱۰؟

158
00:09:35,870 --> 00:09:41,140
‫اون... اون فناوری گمشده‌ست...

159
00:09:43,560 --> 00:09:46,430
‫دا- داداش فریزر! چی شد؟!

160
00:09:46,430 --> 00:09:48,170
‫داداش فریزر!

161
00:09:50,010 --> 00:09:54,130
‫تو این زندگی تا حالا نذاشته
‫بودم کسی جادو کردنم رو ببینه.

162
00:09:54,510 --> 00:09:58,010
‫اما با دیدن عکس‌العمل فریزر،
‫می‌فهمم یه جای کار می‌لنگه.

163
00:09:58,550 --> 00:10:01,460
‫راستش اون موقع هم که
‫اژدها رو شکست دادم...

164
00:09:58,980 --> 00:10:00,100
‫چه اتفاقی افتاده؟

165
00:10:00,100 --> 00:10:01,690
‫کاملاً ذغال شده.

166
00:10:01,690 --> 00:10:03,870
‫خدا خودش ما رو نجات داد!

167
00:10:03,870 --> 00:10:06,280
‫آه؟ آره، حتماً همینه!

168
00:10:06,280 --> 00:10:07,810
‫خدا از ما محافظت کرد!

169
00:10:07,810 --> 00:10:11,230
‫همه می‌گفتن این یه معجزه‌ست.

170
00:10:11,590 --> 00:10:14,760
‫یه چیزی در مورد این دوران درست نیست.

171
00:10:17,020 --> 00:10:18,240
‫سطح...

172
00:10:18,610 --> 00:10:19,990
‫سطح...

173
00:10:19,990 --> 00:10:21,780
‫سطوح جادویی...

174
00:10:22,210 --> 00:10:23,420
‫که این‌طور.

175
00:10:24,040 --> 00:10:26,920
‫نمی‌دونم تو این
‫۴۰۰ سال گذشته چی شده،

176
00:10:27,680 --> 00:10:32,190
‫اما به نظر می‌رسه فرهنگ جادو از
‫اون زمان تا حالا خیلی پسرفت کرده.

177
00:10:32,690 --> 00:10:40,220
‫قبلا

178
00:10:32,690 --> 00:10:40,220
‫الان

179
00:10:32,690 --> 00:10:40,220
‫جادوی آیینی چهار امپراتور

180
00:10:32,690 --> 00:10:40,220
‫ناشناخته

181
00:10:32,690 --> 00:10:40,220
‫کلاس جادوی آیینی (کلاس انفرادی چهار
‫امپراتور)

182
00:10:32,690 --> 00:10:40,220
‫ناشناخته

183
00:10:32,690 --> 00:10:40,220
‫جادوی فوق‌پیشرفته

184
00:10:32,690 --> 00:10:40,220
‫فناوری گمشده

185
00:10:32,690 --> 00:10:40,220
‫جادوی پیشرفته

186
00:10:32,690 --> 00:10:40,220
‫جادوی ضعیف‌تر

187
00:10:32,690 --> 00:10:40,220
‫جادوی مبتدی

188
00:10:33,110 --> 00:10:40,990
‫و اجرای جادو بدون ورد خواندن
‫اصلاً چیز رایجی به حساب نمیاد.

189
00:10:36,730 --> 00:10:40,220
‫جادوی پیشرفته

190
00:10:37,190 --> 00:10:40,220
‫جادوی فوق‌پیشرفته

191
00:10:37,650 --> 00:10:40,220
‫کلاس جادوی آیینی

192
00:10:41,960 --> 00:10:44,100
‫پس واسه همین بود که بیهوش شد.

193
00:10:44,870 --> 00:10:48,200
‫باید ازش عذرخواهی کنم.

194
00:10:49,450 --> 00:10:50,990
‫افتال؟!

195
00:10:52,600 --> 00:10:54,310
‫بیدار شدی، داداش؟

196
00:10:56,090 --> 00:10:58,780
‫یـ... یه بچه هفت ساله بدون
‫ورد خواندن جادو کرد!

197
00:10:58,780 --> 00:11:00,400
‫جـ... جـ... جادو کردن!

198
00:11:00,630 --> 00:11:03,030
‫بدون ورد خواندن!

199
00:11:01,150 --> 00:11:03,030
‫داری چی می‌گی اصلاً؟

200
00:11:04,700 --> 00:11:08,200
‫یادت نیست؟ یه جادوی فوق‌العاده
‫زدی و یه درخت رو منفجر کردی،

201
00:11:08,200 --> 00:11:11,710
‫بعد یه تیکه‌اش خورد به سرت
‫و بیهوش شدی.

202
00:11:18,640 --> 00:11:20,010
‫پس قضیه این بود...

203
00:11:20,250 --> 00:11:21,870
‫آره، درسته...

204
00:11:22,760 --> 00:11:25,540
‫آره، حتماً همین‌طوره.

205
00:11:23,060 --> 00:11:28,470
‫بعد از اون تصمیم گرفتم
‫مخفیانه تمرین کنم.

206
00:11:29,290 --> 00:11:34,450
‫و تصمیم گرفتم در مورد رفتن به مدرسه نظامی
‫با داداش فریزر همراهی کنم،

207
00:11:34,450 --> 00:11:36,440
‫حداقل برای یه مدت.

208
00:11:42,780 --> 00:11:44,320
‫خیلی داری تند می‌ری جلو.

209
00:11:44,320 --> 00:11:47,500
‫افتال، چشمت به حریفت باشه.

210
00:11:47,500 --> 00:11:50,590
‫واقعاً دلم نمی‌خواد
‫به مدرسه نظامی برم.

211
00:11:51,080 --> 00:11:56,290
‫اما مهارت «تسلیم‌ناپذیر» زندگی قبلی‌ام
‫شاید شخصیتم رو تغییر داده باشه.

212
00:11:56,790 --> 00:12:00,760
‫هر چی بیشتر شکست می‌خورم،
‫عصبانی‌تر می‌شم!

213
00:12:01,130 --> 00:12:03,720
‫داداش فریزر، یه بار دیگه!

214
00:12:03,720 --> 00:12:06,600
‫آفرین، روحیه یعنی همین، افتال!

215
00:12:07,360 --> 00:12:08,310
‫یه بار دیگه!

216
00:12:09,620 --> 00:12:11,340
‫بارها و بارها...

217
00:12:11,340 --> 00:12:13,000
‫هر روزِ خدا...

218
00:12:15,320 --> 00:12:17,380
‫و تا سن ۱۰ سالگی،

219
00:12:17,820 --> 00:12:20,140
‫کم‌کم به این فکر افتادم که می‌خوام
‫با هنرهای رزمی قوی‌تر بشم،

220
00:12:20,650 --> 00:12:23,300
‫به روشی که فراتر از جادوی خالی باشه.

221
00:12:36,550 --> 00:12:38,370
‫شمشیرزنی واقعاً لذت‌بخشه‌.

222
00:12:38,370 --> 00:12:41,880
‫لقب قوی‌ترین شمشیرزن جادویی هم
‫می‌تونه خیلی باحال باشه.

223
00:12:41,880 --> 00:12:43,590
‫افتال!

224
00:12:43,590 --> 00:12:46,070
‫بیا تمرین امروز رو شروع کنیم!

225
00:12:46,070 --> 00:12:47,030
‫باشه!

226
00:12:47,030 --> 00:12:51,910
‫تا اون موقع، داداشم هفته‌ای سه بار
‫بهم مبارزه کردن یاد می‌داد.

227
00:12:51,910 --> 00:12:54,800
‫امروز می‌خوایم یه کار متفاوت بکنیم
‫و یه درس ویژه داشته باشیم.

228
00:12:54,800 --> 00:12:55,980
‫یه درس ویژه؟

229
00:12:55,980 --> 00:13:00,630
‫امروز یه مربی ویژه آوردم تا
‫به جای من بهت آموزش بده.

230
00:13:02,610 --> 00:13:05,700
‫این همون بچه‌ایه که تعریفش رو می‌کردی؟

231
00:13:06,030 --> 00:13:06,820
‫بله، دقیقاً!

232
00:13:09,700 --> 00:13:11,740
‫چـ... چقدر هیکلیه.

233
00:13:11,740 --> 00:13:17,710
‫افتال، ایشون جناب موریان،
‫فرمانده‌ی سابق شوالیه‌های پادشاهی آزول.

234
00:13:18,030 --> 00:13:20,670
‫سـ... سلام.

235
00:13:21,940 --> 00:13:23,630
‫خیلی خب. هر جور دوست داری بهم حمله کن.

236
00:13:25,340 --> 00:13:27,290
‫می‌ذارم ضربه اول رو تو بزنی.

237
00:13:27,290 --> 00:13:28,330
‫آماده شو.

238
00:13:28,840 --> 00:13:31,650
‫موفق باشی، افتال!

239
00:13:33,720 --> 00:13:37,660
‫گفت «هر جور دوست داری»،
‫اما هیچ نقطه ضعفی توش نمی‌بینم.

240
00:13:38,330 --> 00:13:41,570
‫اون... خیلی قویه!

241
00:13:42,660 --> 00:13:48,140
‫چی شده؟ این همه راه اومدم
‫که فقط اونجا بایستی؟

242
00:13:48,140 --> 00:13:49,360
‫مسئله این نیست که حرکت نمی‌کنم.

243
00:13:50,390 --> 00:13:51,760
‫مسئله اینه که نمی‌تونم حرکت کنم!

244
00:13:52,410 --> 00:13:55,040
‫پس خودم میام سراغت!

245
00:14:00,210 --> 00:14:02,920
‫چه سریعه! اصلاً نتونستم
‫حرکت شمشیرش رو ببینم!

246
00:14:02,920 --> 00:14:05,000
‫عکس‌العملت خیلی کنده.

247
00:14:05,000 --> 00:14:06,130
‫کل زورت همین بود؟

248
00:14:06,660 --> 00:14:09,340
‫پس... تقویت توانایی بدنی!

249
00:14:10,100 --> 00:14:13,180
‫تو این سن می‌تونی از
‫تقویت توانایی بدنی استفاده کنی؟

250
00:14:15,870 --> 00:14:19,230
‫فریزر، حالا فهمیدم چرا
‫انقدر تعریفش رو می‌کردی.

251
00:14:19,470 --> 00:14:20,510
‫تعریف من رو می‌کرد؟

252
00:14:21,180 --> 00:14:24,110
‫موقع آموزش دادن بهش متوجه شدم...

253
00:14:24,110 --> 00:14:26,950
‫که وقتی شمشیر دستش می‌گیره،
‫یکم انرژی جادویی‌ توی دستش جریان داره!

254
00:14:26,950 --> 00:14:28,980
‫اون هیچ استعداد جادویی نداره،

255
00:14:28,980 --> 00:14:32,870
‫اما می‌تونه انرژی جادوییه توی بدنش رو
‫به‌طرز خیلی روونی کنترل کنه!

256
00:14:32,870 --> 00:14:36,930
‫تقریباً مثل یه ساحر یا جادوگر واقعی!

257
00:14:36,930 --> 00:14:39,120
‫خب، من واقعاً یه جادوگر
‫بودم.

258
00:14:41,270 --> 00:14:42,960
‫داری می‌گی نمی‌تونه از جادو استفاده کنه،

259
00:14:42,960 --> 00:14:46,000
‫اما مثل یه جادوگر انرژی جادویی‌ش رو کنترل می‌کنه؟

260
00:14:46,380 --> 00:14:49,540
‫اگه اینجا از جادوم استفاده می‌کردم
‫راحت برنده می‌شدم.

261
00:14:49,540 --> 00:14:53,000
‫اما شکست دادنش با جادو
‫هیچ ارزشی نداره.

262
00:14:53,000 --> 00:14:55,220
‫الان می‌خوام توی مبارزه شکستش بدم!

263
00:14:59,990 --> 00:15:00,810
‫چقدر سنگینه...

264
00:15:00,810 --> 00:15:03,130
‫مهارتت کافی نیست.

265
00:15:03,500 --> 00:15:06,400
‫و از اون مهم‌تر، قد و هیکلت.

266
00:15:06,890 --> 00:15:10,740
‫سه سال دیگه زمان می‌بره تا
‫حریف من بشی، بچه!

267
00:15:26,880 --> 00:15:28,000
‫خودشه!

268
00:15:31,810 --> 00:15:34,060
‫بدنم خودش خودبه‌خود حرکت کرد.

269
00:15:34,570 --> 00:15:35,870
‫این تکنیک...

270
00:15:36,480 --> 00:15:37,550
‫آهان، درسته.

271
00:15:37,550 --> 00:15:43,060
‫توی یه دنیای دیگه، فنون
‫پرتاب کردن رو یاد گرفته بودم.

272
00:15:43,790 --> 00:15:46,470
‫فکرش رو نمی‌کردم اینجا به کار بیاد.

273
00:15:48,960 --> 00:15:50,220
‫باخت باخته!

274
00:15:50,220 --> 00:15:51,350
‫و من باختم!

275
00:15:51,350 --> 00:15:52,940
‫توی آزمون قبول شدی!

276
00:15:52,940 --> 00:15:54,290
‫آزمون؟

277
00:15:54,290 --> 00:15:55,990
‫آخ، راست می‌گی.

278
00:15:55,990 --> 00:15:58,690
‫یادم رفت یه چیز مهم رو بگم.

279
00:15:58,690 --> 00:16:03,410
‫جناب موریا رئیس مدرسه معتبر
‫علوم نظامی آزول هستن.

280
00:16:03,410 --> 00:16:05,140
‫ایشون مدیر موریان!

281
00:16:07,310 --> 00:16:08,650
‫این یعنی...

282
00:16:09,070 --> 00:16:13,840
‫از سن ۱۵ سالگی، توی یه
‫مدرسه نظام واقعی درس می‌خونی!

283
00:16:13,840 --> 00:16:16,380
‫مادرت خیلی بهت افتخار می‌کنه!

284
00:16:17,510 --> 00:16:20,820
‫فقط برای اینکه روشن بشه، من مبارزه رو باختم،

285
00:16:20,820 --> 00:16:23,100
‫اما مبارزه با شمشیر رو بردم!

286
00:16:24,030 --> 00:16:25,060
‫این دیگه چه منطقیه؟

287
00:16:25,060 --> 00:16:30,030
‫واقعاً چطور این اتفاق افتاد؟

288
00:16:32,780 --> 00:16:36,440
‫داره بارون میاد.

289
00:16:36,440 --> 00:16:38,230
‫افتال کجاست؟

290
00:16:38,230 --> 00:16:40,020
‫داره با شمشیرش تمرین می‌کنه؟

291
00:16:40,020 --> 00:16:41,200
‫بله.

292
00:16:41,200 --> 00:16:45,490
‫حتی اگه هوا خراب هم باشه،
‫هیچ‌وقت برنمی‌گرده.

293
00:16:45,490 --> 00:16:47,920
‫امیدوارم خیس آب نشه
‫و سرما نخوره.

294
00:16:50,500 --> 00:16:51,650
‫سطح ۱۰!

295
00:16:51,650 --> 00:16:52,710
‫افتال!

296
00:17:01,470 --> 00:17:02,850
‫می‌دونستم...

297
00:17:03,230 --> 00:17:07,770
‫وقتی به سطح ۹ یا ۱۰ می‌رسم،
‫هنوز یه مقدار تأخیر زمانی وجود داره.

298
00:17:10,040 --> 00:17:12,410
‫روزهای بارونی مثل امروز عالی هستن.

299
00:17:12,860 --> 00:17:16,380
‫می‌تونم بدون اینکه کسی متوجه بشه،
‫جادوم رو تمرین کنم!

300
00:17:16,910 --> 00:17:19,540
‫افتال!

301
00:17:19,540 --> 00:17:21,810
‫همین الان یه رعد و برق وحشتناک دیدم!

302
00:17:21,810 --> 00:17:22,890
‫حالت خوبه؟!

303
00:17:23,210 --> 00:17:25,700
‫آه، اون؟

304
00:17:25,700 --> 00:17:27,510
‫کاملاً خوبم!

305
00:17:27,510 --> 00:17:28,700
‫که این‌طور.

306
00:17:28,700 --> 00:17:29,830
‫خوشحالم.

307
00:17:29,830 --> 00:17:31,320
‫ای وای.

308
00:17:31,320 --> 00:17:33,470
‫نزدیک بود دوباره بترسونمش.

309
00:17:33,470 --> 00:17:34,800
‫به حرفم گوش کن.

310
00:17:35,030 --> 00:17:37,480
‫سال دیگه باید بری مدرسه نظامی.

311
00:17:37,500 --> 00:17:41,260
‫مواظب باش آسیب نبینی، باشه؟

312
00:17:41,940 --> 00:17:43,020
‫باشه...

313
00:17:43,370 --> 00:17:44,710
‫ای خدا...

314
00:17:44,710 --> 00:17:46,850
‫روت حساب می‌کنم، افتال.

315
00:17:46,850 --> 00:17:49,550
‫نیازی نیست توی همچین روزی
‫بیرون تمرین کنی...

316
00:17:47,360 --> 00:17:48,330
‫درسته.

317
00:17:48,330 --> 00:17:50,930
‫از زمان اون آزمون ورودی،

318
00:17:50,930 --> 00:17:53,190
‫تصمیم بر این شد که من
‫به مدرسه نظامی برم.

319
00:17:54,150 --> 00:17:57,270
‫توی این دنیا، در ۱۵ سالگی بالغ میشی.

320
00:17:57,270 --> 00:18:00,160
‫و در حال حاضر، من ۱۴ سالمه.

321
00:18:00,670 --> 00:18:01,620
‫اما...

322
00:18:01,980 --> 00:18:03,940
‫نمی‌تونم به مدرسه نظام برم.

323
00:18:04,340 --> 00:18:06,660
‫با وجود آزمون‌های استعداد جادویی
‫که الان همه‌جا برگزار میشه،

324
00:18:06,660 --> 00:18:11,130
‫می‌دونم که دنبال کردن مسیر جادو
‫برام سخت می‌شه.

325
00:18:11,510 --> 00:18:14,530
‫پس وقتی ۱۵ سالم بشه، از خونه میرم.

326
00:18:15,460 --> 00:18:18,930
‫خودم رو به آکادمی جادو می‌رسونم!

327
00:18:18,930 --> 00:18:21,220
‫راستی، افتال.

328
00:18:21,220 --> 00:18:23,480
‫امروز یه خبر خوب دارم.

329
00:18:24,430 --> 00:18:26,680
‫وای، واقعاً؟

330
00:18:26,920 --> 00:18:27,770
‫بله.

331
00:18:27,770 --> 00:18:31,030
‫پدر می‌خواد افتال رو ببینه.

332
00:18:31,030 --> 00:18:33,060
‫دوک اورکات...

333
00:18:35,930 --> 00:18:37,580
‫همه‌اش به خاطر اینه که

334
00:18:37,580 --> 00:18:42,450
‫تو کلی علوم نظامی و شمشیرزنی
‫بهش یاد دادی...

335
00:18:43,450 --> 00:18:44,410
‫مادر...

336
00:18:44,900 --> 00:18:46,540
‫این فوق‌العاده‌ست، افتال!

337
00:18:46,890 --> 00:18:50,000
‫بالاخره اون‌قدر قوی شدی
‫که تو رو به رسمیت بشناسه!

338
00:18:50,520 --> 00:18:51,890
‫راستش رو بخوای،

339
00:18:51,890 --> 00:18:54,080
‫فکر نمی‌کردم
‫ملاقات با مردی که

340
00:18:54,080 --> 00:18:56,940
‫۱۴ سال من رو نادیده گرفته،
‫فایده‌ای داشته باشه، اما...

341
00:18:57,460 --> 00:19:01,150
‫فهمیدم. از سر و کولم بیا پایین.

342
00:19:03,560 --> 00:19:06,080
‫عه؟ چه عجیب.

343
00:19:06,080 --> 00:19:07,890
‫گریه منم دراومد...

344
00:19:08,480 --> 00:19:10,340
‫برات خوشحالم، افتال.

345
00:19:11,720 --> 00:19:13,340
‫معلومه که میاد.

346
00:19:13,340 --> 00:19:17,860
‫تو هر روز مراقب
‫افتال بودی.

347
00:19:17,860 --> 00:19:21,460
‫اما دلم نمی‌خواد این دو نفر رو غمگین کنم.

348
00:19:25,700 --> 00:19:27,080
‫رسیدیم، افتال.

349
00:19:28,310 --> 00:19:30,330
‫این عمارت فوق‌العاده‌ست!

350
00:19:30,330 --> 00:19:32,960
‫من فقط به خاطر اون دوتا اومدم،

351
00:19:32,960 --> 00:19:37,080
‫اما ملاقات با نواده خودم هم
‫هیجان‌انگیزه.

352
00:19:38,800 --> 00:19:41,930
‫پدر، افتال رو آوردم.

353
00:19:41,930 --> 00:19:45,570
‫خوبه. ممنون، فریزر.

354
00:19:47,570 --> 00:19:53,570

355
00:19:47,570 --> 00:19:53,570

356
00:20:02,400 --> 00:20:04,110
‫سلام، پدر!

357
00:20:04,110 --> 00:20:06,120
‫من افتال‌‌ـم!

358
00:20:06,340 --> 00:20:07,580
‫همیشه می‌خواستم شما رو ببینم!

359
00:20:08,710 --> 00:20:11,160
‫من رو دوک اورکات صدا بزن!

360
00:20:11,640 --> 00:20:13,670
‫من هرگز تو رو به فرزندی قبول نکرده‌ام.

361
00:20:13,670 --> 00:20:16,130
‫تو مایه ننگ خاندان ما هستی.

362
00:20:16,130 --> 00:20:19,210
‫بعد از چهارده سال برای اولین بار
‫داری پسرت رو می‌بینی و این رو میگی...

363
00:20:19,730 --> 00:20:23,140
‫بسیار خب... دوک اورکات...

364
00:20:24,800 --> 00:20:26,380
‫هوم...

365
00:20:26,380 --> 00:20:31,060
‫تو نواده امپراتور رعد و برقی،
‫اما هیچ استعداد جادویی‌ای نداری.

366
00:20:31,060 --> 00:20:34,090
‫مطمئنم امپراتور رعد و برق داره
‫گریه می‌کنه.

367
00:20:34,830 --> 00:20:36,570
‫معلومه که داره گریه می‌کنه!

368
00:20:37,190 --> 00:20:39,520
‫بالاخره نواده‌ش رو ملاقات کرده،

369
00:20:39,520 --> 00:20:42,630
‫و اون آدم یه عوضی به تمام معناست!

370
00:20:42,630 --> 00:20:45,030
‫منظورم خودمه!

371
00:20:45,030 --> 00:20:46,560
‫دلم می‌خواد برگردم خونه!

372
00:20:46,560 --> 00:20:53,120
‫اوه، شنیدم دعوت‌نامه خاصی
‫برای مدرسه نظامی بهت داده شده.

373
00:20:53,120 --> 00:20:53,950
‫بله.

374
00:20:55,930 --> 00:20:57,920
‫خبر خیلی خوبیه.

375
00:20:59,120 --> 00:21:00,710
‫که این‌طور، که این‌طور.

376
00:21:00,710 --> 00:21:02,560
‫عالیه، عالیه.

377
00:21:02,560 --> 00:21:06,820
‫حتی اگه من رو به عنوان پسرش قبول نداره،
‫شاید به عنوان پدرم خوشحاله؟

378
00:21:03,920 --> 00:21:05,210
‫این فوق‌العاده‌ست!

379
00:21:07,390 --> 00:21:10,660
‫شاید اون‌قدرها هم آدم بدی نباشه...

380
00:21:08,300 --> 00:21:10,660
‫واقعاً خبر فوق‌العاده‌ایه.

381
00:21:12,450 --> 00:21:15,520
‫حالا دیگه مجبور نیستم
‫پول غذات رو بدم.

382
00:21:16,730 --> 00:21:20,560
‫و چون با دعوت‌نامه میری،
‫تمام وعده‌های غذایی و اقامتت رایگانه!

383
00:21:20,560 --> 00:21:22,730
‫و از سال سوم به بعد،
‫حتی حقوق هم می‌گیری!

384
00:21:22,730 --> 00:21:25,570
‫حالا دیگه مجبور نیستم
‫قرونی برات خرج کنم!

385
00:21:25,570 --> 00:21:27,360
‫همه‌چیز عالی پیش میره،

386
00:21:27,360 --> 00:21:31,080
‫البته تا وقتی که مایه‌ی ننگ
‫اسم خاندان ما نشی.

387
00:21:31,080 --> 00:21:33,180
‫حرفم رو پس می‌گیرم.

388
00:21:33,180 --> 00:21:34,850
‫این آدم یه آشغاله!

389
00:21:35,170 --> 00:21:39,050
‫ما رو کشونده اینجا که این‌ها رو بگه؟

390
00:21:39,400 --> 00:21:41,550
‫هی، یوآهیم.

391
00:21:41,550 --> 00:21:43,640
‫بله، پدر؟

392
00:21:43,640 --> 00:21:46,260
‫هرچند اون رو فقط از
‫روی هوس به دنیا آوردم،

393
00:21:46,530 --> 00:21:49,370
‫اما مردم فکر می‌کنن اون عضوی از خانواده
‫منه.

394
00:21:49,370 --> 00:21:54,860
‫ببین اون‌قدر قوی هست که توی مدرسه نظام؟مایه آبروریزی نشه.

395
00:21:54,860 --> 00:21:58,490
‫باید به این سگ یه درس درست و حسابی بدم،
‫نه؟

396
00:21:58,490 --> 00:22:00,180
‫با کمال میل.

397
00:22:02,230 --> 00:22:04,320
‫پدر، این کار...

398
00:22:04,670 --> 00:22:05,950
‫که این‌طور.

399
00:22:06,290 --> 00:22:08,620
‫پس قضیه از این قراره!

400
00:22:08,640 --> 00:22:18,640
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
