WEBVTT

00:01.210 --> 00:03.040
‫هم‌پیمانای خودتو کشتی؟

00:03.330 --> 00:07.670
‫نیازی نبود بکشمشون.
.به راحتی میشد بیهوش‌ـشون کرد

00:08.170 --> 00:11.510
.ولی فکر نکنم این کار روی شما جواب بده، سنسی

00:11.760 --> 00:14.010
‫این رو به عنوان یه تعریف در نظر می‌گیرم.

00:14.510 --> 00:15.510
‫فعلاً.

00:15.930 --> 00:18.060
‫از کی به من شک کرده بودین؟

00:18.220 --> 00:22.140
‫وقتی اون آدمکش رو توی تئاتر کشتی، یکم مشکوک شدم.

00:23.020 --> 00:26.400
‫با این مهارت‌هات، می‌تونستی
.‫بدون کشتنش، طرف رو تسلیم کنی

00:26.980 --> 00:29.230
.‫آره، خیلی هم کار راحتی بود

00:29.530 --> 00:33.570
‫و همین الان، تعداد آدمکشایی
‫که می‌اومدن، یهو بیشتر شد.

00:34.530 --> 00:37.700
.و تو دیده نمیشدی

00:38.490 --> 00:40.660
...میشه بهم بگی که

00:41.160 --> 00:43.330
چرا ‫گذاشتی آدمکشا رد شن، رز؟

00:44.830 --> 00:48.880
رسیدن تاج و تخت به شاهزاده گلن
‫واقعاً اینقد دردسرساز میشد؟

00:49.500 --> 00:50.800
‫سنسی.

00:51.630 --> 00:55.760
‫اگه کشورتون داشت تو یه جنگ قدرت بی‌معنی نابود میشد...

00:56.220 --> 01:01.600
‫اگه داشت سال به سال پسرفت می‌کرد
‫و باید سریع یه کاری براش می‌کردین...

01:02.220 --> 01:03.930
‫اونوقت چیکار می‌کردین؟

01:06.560 --> 01:09.770
‫من فقط یه دهاتی پیرم
.که هیچی از سیاست حالیش نیست

01:09.980 --> 01:14.400
‫ولی نمی‌تونم همینجوری وایسم و تماشا کنم
‫وقتی یکی از شاگردای سابقم...

01:14.530 --> 01:16.490
‫داره راه اشتباهی رو میره.

01:17.820 --> 01:19.370
‫من دارم راه اشتباهی رو میرم؟

01:20.080 --> 01:23.950
‫من بهت یاد دادم چطوری با شمشیرت از مردم محافظت کنی.

01:24.210 --> 01:28.130
.و کاری که من دارم می‌کنم برای محافظت از آدمای بی‌شماریه

01:28.790 --> 01:30.630
‫این شمشیر، یه شمشیر نجات‌بخشه.

01:31.550 --> 01:35.510
،شما هم برای رسیدن به جایی که الان هستین
‫آدمای زیادی رو کشتین، مگه نه سنسی؟

01:35.880 --> 01:37.300
.ما مثل همیم

01:37.720 --> 01:40.970
‫شکست دادن آدمکشایی که
‫می‌خوان شاهزاده رو بکشن...

01:41.430 --> 01:45.940
‫با کشتن شاهزاده برای قدرت دادن به پاپیست‌ها یکی نیست.

01:46.980 --> 01:51.440
‫اگه کشور متحد بشه، دیگه بچه‌ها از سرما و گرسنگی نمی‌میرن.

01:51.860 --> 01:53.940
.پاپ همچین حرفی زد

01:54.570 --> 01:59.110
‫فکر نمی‌کنم بچه‌ها دوست داشته باشن دستات به خون آغشته بشه.

01:59.990 --> 02:01.030
‫مجبوریم دیگه.

02:01.410 --> 02:04.200
‫ولی الان دیگه بحث کردن فایده‌ای نداره.

02:05.160 --> 02:09.170
.پس بهتره این بحث رو یه به جای مناسب‌تر بکشونیم

02:09.880 --> 02:12.670
‫پس من مقاومت می‌کنم.

02:15.000 --> 02:25.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:45.000 --> 03:50.000
مترجم: ساکا

03:45.000 --> 03:50.000
‫قسمت دوازدهم

03:45.000 --> 03:50.000
پیرمرد روستایی به عنوان استاد شمشیرزنی مورد تحسین قرار می‌گیره

03:45.800 --> 03:49.100
.پیرمرد روستایی به عنوان استاد شمشیرزنی مورد تحسین قرار می‌گیره

04:19.420 --> 04:20.210
!...چی

04:20.210 --> 04:22.510
‫جادو برای تقویت نیروی بدنی؟

04:25.260 --> 04:28.010
‫خونسردیت رو حفظ کن. از پسش برمیایم!

04:34.600 --> 04:37.520
فرمانده! برای سنسی بریل مشکلی پیش نمیاد؟

04:38.360 --> 04:40.320
‫میشه برم بهشون کمک کنم؟

04:40.320 --> 04:42.740
‫فعلاً روی ‫دشمنی که روبه‌روتونه تمرکز کنین.

04:43.150 --> 04:45.240
‫به قدرت سنسی ایمان داشته باشین!

04:55.460 --> 04:58.090
‫نمی‌خواین باهام مبارزه کنین، سنسی؟

04:58.290 --> 04:59.880
‫می‌خواین جلومو بگیرین، درسته؟

05:00.000 --> 05:02.010
‫پس اگه می‌تونین جلومو بگیرین!

05:02.010 --> 05:04.840
‫جنگیدن با یه شاگرد ‫قدیمی براتون سخته؟

05:05.630 --> 05:06.890
‫خب، آسون که نیست.

05:19.230 --> 05:21.320
.شما واقعاً قوی هستین، سنسی

05:21.440 --> 05:24.860
.این منم که حمله می‌کنم، ولی فکر نکنم شانسی برای پیروزی داشته باشم

05:25.150 --> 05:27.490
‫پس تسلیم میشی؟

05:27.990 --> 05:29.370
‫نمی‌تونم این کارو بکنم.

05:30.030 --> 05:34.330
‫اگه اینجا شکست بخورم،
‫بچه‌های یتیم‌خونه می‌میرن.

05:34.540 --> 05:35.370
‫چی؟

05:35.620 --> 05:37.670
‫در اصل، اونا گروگانن.

05:38.040 --> 05:40.790
‫حدس میزنم پاپ می‌خواد خیالش از همه چی راحت باشه.

05:41.130 --> 05:44.840
‫البته، نیازی به این کارا نیست،
‫چون من قصد ندارم کوتاه بیام.

05:46.590 --> 05:49.890
‫تا حالا اینجوری ندیده بودمتون.

05:49.890 --> 05:51.560
‫معلومه عصبانی هستین، مگه نه؟

05:52.140 --> 05:52.970
‫آره.

05:53.680 --> 05:55.810
‫ولی از دست تو عصبانی نیستم.

05:56.890 --> 06:00.270
‫پس حداقل ‫این شاگرد بدرد نخور رو...

06:00.900 --> 06:02.610
.یکم سرزنش کنین

06:05.610 --> 06:06.300
.رز

06:06.390 --> 06:07.570
.بله

06:11.120 --> 06:12.830
.می‌خوام جدی بزنمت

06:27.760 --> 06:29.470
.تحت تاثیر قرار گرفتم، سنسی

06:29.760 --> 06:32.510
.بلدین چطور با کسی که سپر داره هم مبارزه کنین

06:35.100 --> 06:37.390
.آخه مبتدی نیستم، می‌دونی که

06:40.520 --> 06:43.730
‫سپر از رز و من همزمان محافظت می‌کنه.

06:44.480 --> 06:49.070
،‫وقتی می‌خواد از یه زوایای خاص بخواد حمله کنه
‫سپر دست و پا گیرش میشه.

06:58.750 --> 07:01.080
‫به سختی میشه وقتی سپر رو بالا گرفته بهش حمله کرد.

07:01.330 --> 07:03.210
‫تشخیص حرکت اولش هم سخته.

07:04.290 --> 07:05.210
‫تمرکز کن...

07:19.390 --> 07:20.230
.حالا

07:35.160 --> 07:36.580
‫فکر کنم کارمون تمومه.

07:39.290 --> 07:41.080
این چه حرکتی بود که الان زدین؟

07:41.670 --> 07:43.170
‫نامردیه.

07:44.170 --> 07:45.000
‫آره.

07:45.460 --> 07:48.090
‫ولی دفعۀ دوم روت جواب نمی‌داد.

07:48.840 --> 07:53.640
‫واسه همین از فرصت استفاده کردم تا با یه ضربه کارت رو تموم کنم.

07:55.100 --> 07:58.560
شما واقعاً قوی هستین، مگه نه سنسی؟

07:59.430 --> 08:02.980
حتی اگه یه حرکت معمولی هم می‌زدین
.به احتمال زیاد می‌باختم

08:03.440 --> 08:04.610
‫نمی‌دونم والا.

08:05.020 --> 08:09.650
.تو نسبت به زمانی که توی دوجو بودی، خیلی قوی‌تر شدی

08:12.360 --> 08:13.390
.سنسی

08:13.430 --> 08:13.910
بله؟

08:14.820 --> 08:16.240
.‫لطفاً منو بُکشید

08:16.700 --> 08:18.120
‫با دستای خودتون.

08:19.040 --> 08:20.370
.نمی‌تونم این کار رو انجام بدم

08:21.290 --> 08:24.500
‫باید زنده بمونی، تا بتونی
‫با گناهات روبرو شی و تاوانشون رو پس بدی.

08:24.830 --> 08:28.920
‫تازه، انگار یه چیزایی هم بوده که من بهت یاد ندادم.

08:29.710 --> 08:31.170
واقعاً؟

08:32.470 --> 08:33.550
‫سنسی گاردنانت!

08:34.680 --> 08:37.260
‫رز! چی شده؟
‫ضربه خوردی؟!

08:38.430 --> 08:40.140
‫گاتوگا-سان. کماندارا...

08:40.640 --> 08:41.640
‫حسابشونو رسیدیم.

08:42.560 --> 08:43.890
‫قبل از اینکه برم اون سمت،

08:44.520 --> 08:47.610
‫دیدم رز دنبال آدمکشا رفت.

08:48.230 --> 08:49.860
‫اومدم کمکش، ولی...

08:50.570 --> 08:52.900
‫این... یه معجزه‌ست؟

08:53.150 --> 08:53.990
‫آره.

08:54.150 --> 08:56.870
‫می‌دونی که نمی‌تونم ازشون استفاده کنم.

08:57.410 --> 08:58.950
.ساکت بمون

09:02.040 --> 09:04.370
‫خب، خونریزی بند اومد.

09:04.500 --> 09:06.500
‫نگران نباش، زنده می‌مونی.

09:06.750 --> 09:09.380
‫خب، چی شد، سنسی گاردنانت؟

09:09.750 --> 09:12.300
.آلیوشیا کمک کرد شاهزاده و شاهدخت در امان باشن

09:13.010 --> 09:13.970
‫در مورد رز...

09:14.930 --> 09:16.930
‫ من اونو از پا درآوردم.

09:17.510 --> 09:20.310
‫رز هم توی ‫ترور شاهزاده دست داشت.

09:21.600 --> 09:23.020
‫این درسته، رز؟

09:23.180 --> 09:24.100
.بله

09:24.430 --> 09:27.480
‫انگار پاپ به این کار مجبورش کرده.

09:27.810 --> 09:31.150
‫ظاهراً بچه‌های یتیم‌خونه رو گروگان گرفتن.

09:31.280 --> 09:32.320
‫تا این حد پیش رفته...

09:32.320 --> 09:33.860
.توقعشو داشتم

09:34.530 --> 09:39.530
‫مثل اینکه خیلیا حاضرن جونشونو واسه خدای خودشون فدا کنن.

09:40.530 --> 09:44.410
‫تعجب نداره که جون بچه‌ها انقدر براشون بی‌ارزش باشه.

09:46.000 --> 09:49.130
‫اولین کار ما پیدا کردن بچه‌ها و اطمینان از امنیتشونه.

09:49.250 --> 09:50.630
‫خواهش می‌کنم.

09:50.880 --> 09:52.150
‫ گاتوگا-سان، رز...

09:52.150 --> 09:54.630
.فعلاً که مغز متفکر هینیس بوده

09:55.220 --> 09:59.470
،رز به این ماجرا کشیده شده و آسیبدیده
.این داستانیه که من قراره به بقیه بگم

10:00.470 --> 10:03.180
‫سرپوش نذار، فرمانده.

10:03.310 --> 10:06.730
‫خفه شو.
.در حالت عادی، باید با مجازات مرگ روبه‌رو می‌شدی

10:07.270 --> 10:10.060
‫اگه این قضیه درز کنه، تو هم بدبخت میشی.

10:10.480 --> 10:12.110
چرا تا این حد پیش میری؟

10:12.860 --> 10:15.110
چون‫ اون خواهرمه.

10:15.240 --> 10:18.570
.ما نسبت خونی نداریم
‫اون خواهر ناتنی‌مه.

10:18.950 --> 10:21.530
‫از بچگی می‌شناسمش.

10:21.870 --> 10:23.540
‫درسته.

10:24.040 --> 10:25.910
‫تعجب کردین سنسی؟

10:27.580 --> 10:30.580
.این غافلگیری‌ها تمومی ندارن

10:30.580 --> 10:35.670
‫لعنتی. باید یه دستی هم به سر و روی
‫دستۀ شوالیه‌های مقدس بکشیم.

10:35.800 --> 10:39.840
‫راستی گاتوگا-سان،
‫شما طرفدار پاپ هستین یا سلطنت‌طلب‌اید؟

10:40.050 --> 10:44.060
‫با جایگاهی که من دارم، باید بی‌طرف باشم،
‫ولی دلم با شاهزاده گلن‌ـه.

10:44.310 --> 10:47.560
‫نه می‌تونم به پاپ اعتماد کنم،
‫نه به خانوادۀ سلطنتی.

10:48.020 --> 10:51.230
.آخه، اسقف رویوس ناجوانمردانه محاکمه شد

10:51.690 --> 10:53.650
‫عه؟ رویوس...

10:53.770 --> 10:56.230
‫خب، به چه جرمی ناحق محاکمه شد؟

10:56.740 --> 11:00.700
‫به خاطر اینکه نوشته‌های مقدس رو به نفع خودش
.تعبیر می‌کرد و قوانین ممنوعه رو زیر پا می‌ذاشت

11:01.030 --> 11:04.200
‫یه شایعاتی هست که میگن سلطنت‌طلب‌ها همه‌ش رو از خودشون درآوردن.

11:05.410 --> 11:08.160
‫اسقف رویوس واقعاً به همچین جرمی گناهکاره.

11:09.660 --> 11:11.530
.خودم دستگیرش کردم

11:11.650 --> 11:12.540
!چی؟

11:13.170 --> 11:16.090
‫اون با جنایتکارا همدست شد
‫و جسد قاچاق می‌کرد...

11:16.300 --> 11:20.130
‫تا بتونه دوباره ‫معجزۀ احیای مردگان رو بازسازی کنه.

11:20.300 --> 11:24.050
‫داری شوخی می‌کنی...
‫پس حرفای پاپ...

11:24.300 --> 11:27.060
‫نمی‌دونم ‫پاپ چه جور آدمیه.

11:27.470 --> 11:30.350
...‫ولی فکر کنم باید یه کم بیشتر فکر کنی

11:30.690 --> 11:35.230
به این که باید به اونم مثل خدای خودت
.بی‌چون و چرا ایمان داشته باشی یا نه

11:36.070 --> 11:37.280
‫متوجه شدی؟

11:37.400 --> 11:39.050
شنیدنش سخته، رز، نه؟

11:39.260 --> 11:39.990
.بله

11:40.280 --> 11:43.570
‫امیدوارم اون ارادۀ قوی‌ت رو
‫در راه بهتری استفاده کنی.

11:45.030 --> 11:48.620
.این چیزی بود که می‌خواستم با درس‌هام بهت یاد بدم

11:53.920 --> 11:55.130
‫سنسی.

11:55.920 --> 11:58.260
‫من الان نمی‌تونم بمیرم.

11:58.760 --> 12:01.930
.من تا وقتی که عدالت واقعی رو نبینم نمی‌تونم بمیرم

12:01.950 --> 12:05.950
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

12:06.640 --> 12:08.770
‫بعد از گفتن یه همچین جملۀ خفنی،

12:08.890 --> 12:11.270
‫این قیافۀ جالبی نیست، نه؟

12:11.730 --> 12:13.190
‫نمی‌تونی شکایت کنی.

12:14.860 --> 12:17.270
‫گاتوگا-سان. مراقب رز باشین.

12:17.940 --> 12:19.780
.‫تا جایی که بتونم، چشم

12:19.900 --> 12:24.490
‫ولی یادتون نره
‫که شما هم تو این ماجرا گیر کردین.

12:24.700 --> 12:26.660
‫آره، دهنم قرصه.

12:27.910 --> 12:28.730
سنسی؟

12:28.810 --> 12:29.950
چیه؟

12:30.290 --> 12:31.790
.ازتون ممنونم

12:32.370 --> 12:34.960
.یه روزی براتون جبران می‌کنم

12:35.250 --> 12:36.960
‫نگرانش نباش.

12:37.210 --> 12:41.010
‫این وظیفۀ یه معلمه که اشتباهات شاگرداش رو گردن بگیره.

12:52.060 --> 12:53.890
‫این آخریشون بود؟

12:54.350 --> 12:55.650
‫هوشیار باش.

12:55.850 --> 12:57.940
.‫بدترینش گذشت، ولی ممکنه هنوزم باشن

12:58.980 --> 13:00.400
‫هنبلتز، کورونی.

13:00.780 --> 13:03.150
‫میشه مراقب کالسکه باشین؟

13:03.570 --> 13:04.570
!چشم

13:04.860 --> 13:05.910
!خیلی‌خب

13:07.990 --> 13:10.910
.‫بقیه هم ‫می‌تونن اطرافمونو پاک‌سازی کنن

13:11.040 --> 13:12.540
...سنسی باید

13:12.700 --> 13:15.120
‫مثل اینکه کار تو هم اینجا تموم شده.

13:16.460 --> 13:17.630
‫سنسی!

13:19.170 --> 13:23.260
،‫به لطف شما که اونا رو عقب نگه داشتین
.تونستیم ازشون محافظت کنیم

13:23.420 --> 13:26.260
!شما تعدادشونو خیلی کم کردین، سنسی

13:26.380 --> 13:29.260
...فکر نکنم آدمکش دیگه‌ای مونده باشه. ولی

13:29.640 --> 13:33.230
.‫رز که داشت کنارم می‌جنگید، به شدت زخمی شد

13:34.020 --> 13:38.190
‫همین الان با گاتوگا-سان ملاقات کردیم
.و ازش خواستم ببرتش پیش طبیب

13:38.440 --> 13:39.900
.بهش رسیدگی شده

13:40.270 --> 13:41.480
.که اینطور

13:41.610 --> 13:44.900
بیاید ‫یه سری اسب جایگزین جور کنین تا بتونیم اینجا رو ترک کنیم.

13:45.030 --> 13:45.950
!اطاعت

13:45.950 --> 13:47.410
...‫نگران شده بودم که

13:47.530 --> 13:51.580
‫اتفاقات زیادی افتاد، ولی فکر کنم کارمو درست انجام دادم.

13:59.080 --> 14:02.590
‫خب، اوضاع رو توی منطقهٔ کشاورزی جمع‌وجور کردی؟

14:02.840 --> 14:03.670
‫بله.

14:03.960 --> 14:07.380
...‫دولت به کشاورزایی که محصولاتشون

14:07.510 --> 14:09.550
‫قبل از برداشت آسیب دیده غرامت میده.

14:09.760 --> 14:11.430
‫این براشون گرون تموم میشه.

14:11.600 --> 14:14.980
‫به هر حال، خوشحالم که
.شاهزاده و شاهدخت حالشون خوبه

14:16.180 --> 14:19.770
‫فرمانده! یه نامهٔ فوری ‫از قصر سلطنتی براتون اومده.

14:20.440 --> 14:21.900
‫ممنون، ایوانز.

14:25.990 --> 14:27.200
‫احضار شدی؟

14:27.780 --> 14:31.910
‫آره. از کارم تعریف کردن،

14:32.200 --> 14:34.580
‫و یه دعوت‌نامه برای یه ضیافت رسمی فرستادن.

14:34.790 --> 14:37.080
‫اوه، چه خوب.

14:37.250 --> 14:38.620
‫حتماً باید بری.

14:38.620 --> 14:40.920
‫اسم شما هم توش هست، سنسی.

14:41.040 --> 14:43.000
!که اینطور... جان؟

14:43.000 --> 14:46.050
‫این عالیه!
.‫حتماً باید برین

14:46.170 --> 14:49.630
‫من فقط یه بار داخل قصر بودم،
.اونم وقتی به دستهٔ شوالیه‌ها پیوستم

14:49.760 --> 14:51.300
!‫به ندرت پیش میاد آدم بتونه بره قصر

14:51.300 --> 14:54.890
‫خب، ام، میشه ردش کنم؟

14:55.020 --> 14:59.390
‫تا حالا نشنیده بودم کسی دعوت به یه ضیافت دولتی رو رد کنه،

14:59.560 --> 15:00.560
.نمی‌دونم والا

15:00.730 --> 15:02.190
.‫اعدام می‌شین

15:02.610 --> 15:03.940
‫اعدام؟!

15:06.230 --> 15:08.150
.احتمالاً الان دیگه داره شروع میشه

15:08.780 --> 15:10.360
.‫منم دلم می‌خواست برم

15:10.610 --> 15:13.070
‫اگه دعوت نشده باشی که نمی‌تونی بری.

15:13.580 --> 15:17.200
‫البته اگه تو جای اون می‌رفتی، احتمالاً خوشحال میشد.

15:17.450 --> 15:20.290
‫سنسی احتمالاً از این جور چیزا خوشش نمیاد.

15:21.420 --> 15:24.960
‫اون اصلاً از استعدادهای خودش خبر نداره.

15:25.090 --> 15:27.300
‫برای اون این یه فرصت یادگیریه.

15:27.880 --> 15:29.340
.باهات موافقم

15:31.340 --> 15:35.600
.سنسی، حیف که نمی‌تونم روز بزرگتونو از نزدیک ببینم

15:35.720 --> 15:37.970
‫یه مدت بخاطر کار باید برم،

15:38.270 --> 15:40.940
.ولی وقتی برگشتم خیلی دوست دارم باهاتون جشن بگیرم

15:44.310 --> 15:45.980
چیشد که کارم به اینجا کشید؟

15:46.730 --> 15:49.320
‫خیلی وضعیت ناجوریه.

15:49.490 --> 15:52.780
.‫انگار همه به جز من آدم‌حسابی و کله‌گنده‌ان

15:54.160 --> 15:57.160
.باورم نمیشه که آلیوشیا انقدر آرومه

15:57.830 --> 16:02.250
‫فکر کنم چون فرماندهٔ دستهٔ شوالیه‌هاست،
.از این دعوتی‌ها زیاد میره

16:02.790 --> 16:05.210
،شوخیِ کورونی رو جدی نگرفتم

16:05.340 --> 16:08.000
.فقط دلم نمی‌خواست بذارم آبروی آلیوشیا بره

16:08.670 --> 16:12.340
‫اعلی‌حضرت، پادشاه گلادیو،
.و والاحضرت، پرنسس سالاکیا

16:18.640 --> 16:20.480
‫ببخشید معطلتون کردم.

16:20.680 --> 16:22.270
‫اصلاً اینطور نیست.

16:22.390 --> 16:25.440
‫ممنونم که من رو ‫به این مراسم دعوت کردید.

16:26.020 --> 16:28.400
.خواستم بیای تا ازت تشکر کنم

16:28.530 --> 16:33.150
ازت ممنونم ‫که به دخترم کمک کردی.

16:33.150 --> 16:35.120
.بی‌نهایت از لطف‌تون ممنونم

16:35.240 --> 16:37.700
!آلیوشیا داره با پادشاه حرف می‌زنه

16:37.910 --> 16:41.910
.آلیوشیا، بریل، خیلی خوشحالم که امروز تونستید بیاید

16:42.080 --> 16:44.040
‫راحت باشید و خوش بگذرونید.

16:44.040 --> 16:46.750
‫واقعاً از لطفتون ممنونم.

16:47.040 --> 16:48.130
.با اجازه

16:48.670 --> 16:50.090
‫اوه، این که...

16:50.550 --> 16:53.930
...این خام‌‌ـه؟! فکر می‌کردم ماهی رو باید خشک کنن

16:56.050 --> 16:58.600
.و به گمونم... اینم شرابه دیگه

16:59.510 --> 17:01.680
‫خب، حالا بزنید به سلامتی.

17:03.520 --> 17:04.350
!آخ

17:12.110 --> 17:13.320
!خوشمزه‌ست

17:14.200 --> 17:16.610
‫خیلی خوشحالم که خوشت اومد.

17:17.820 --> 17:18.910
.خجالت‌زده شدم

17:19.030 --> 17:21.160
...‫بریل، گزارش‌هایی به دستم رسیده که تو

17:21.290 --> 17:24.870
نقش ‫اصلی رو تو اتفاقات ‫چند روز پیش داشتی.

17:25.170 --> 17:28.290
.‫پدر، بریل واقعاً محشر بود

17:28.540 --> 17:31.420
.دشمن هی حمله می‌کرد و ‫اونم همه‌شونو لت‌وپار می‌کرد

17:31.630 --> 17:32.920
...نه بابا، کاری نکردم

17:34.220 --> 17:36.180
.شاهدخت داره پیازداغشو زیاد می‌کنه

17:36.760 --> 17:40.760
‫مثل اینکه انتخاب کردن بریل
‫به عنوان یه مربی ویژه، انتخاب درستی بود.

17:41.060 --> 17:44.020
.درسته. ممنون که به انتخابم احترام گذاشتین، اعلی‌حضرت

17:44.560 --> 17:45.390
هوم؟

17:46.060 --> 17:48.690
.هنوز خبرش عمومی نشده

17:49.360 --> 17:54.740
.ولی سالاکیا قراره با ‫شاهزاده گلن از سفندیاردوانیا ازدواج کنه

17:54.990 --> 17:58.240
‫ازدواج با شاهدخت تضمین می‌کنه
‫که اون آمادگی به دست گرفتن تاج و تخت رو داره.

17:58.490 --> 18:01.950
‫اون نمی‌تونست تور رو کنسل کنه
‫چون می‌ترسید ضعیف به نظر بیاد.

18:02.620 --> 18:06.870
.ولی رفتن بچه‌م برای زندگی به یه کشور دیگه نگرانم می‌کنه

18:07.960 --> 18:12.000
‫خب، به نظر می‌رسه با هم خوب کنار میان،
‫پس فکر کنم خوب ازش مراقبت کنه.

18:12.130 --> 18:14.880
‫ولی اونا وسط ‫یه جنگ قدرت هستن، پس...

18:15.010 --> 18:17.010
‫به عنوان یه پدر، حق داره نگران باشه.

18:17.010 --> 18:18.340
...‫و اینطور شد که

18:18.470 --> 18:23.680
‫تصمیم گرفتم یه گارد سلطنتی تشکیل بدم
.که فقط مخصوص حفاظت از سالاکیا باشه

18:24.180 --> 18:26.480
‫بریل، اگه با این ایده موافقی،

18:26.600 --> 18:29.650
.خوشحال میشم یه موقعیت عالی بهت پیشنهاد بدم

18:30.900 --> 18:33.270
.ای وای، باز اومدن سراغ من

18:33.570 --> 18:36.280
.پدر جان، زیادی نگرانی

18:36.740 --> 18:40.280
.‫نه، نه، شاهدخت. ‫این عشق پدریه

18:40.410 --> 18:42.580
‫یه جورایی حسشو درک می‌کنم...

18:42.740 --> 18:44.080
.‫ولی اینا باشه برای بعد

18:44.200 --> 18:46.790
.اعلی‌حضرت، با عرض معذرت

18:47.080 --> 18:51.840
‫حمایت مستمر سنسی گاردنانت
،برای دستهٔ شوالیه‌های لیبریون

18:51.960 --> 18:55.880
.و همینطور پیشرفت پادشاهی لیبریس در آینده حیاتیه

18:56.380 --> 18:57.220
‫فهمیدم.

18:57.380 --> 19:01.430
‫اگه فرماندهٔ دستهٔ شوالیه‌ها
.اینطور صلاح بدونه، پس حتماً درسته

19:01.930 --> 19:03.180
.خب پس، بریل

19:03.300 --> 19:04.220
‫بله؟

19:04.220 --> 19:07.310
.‫شنیدم بعضیا بهت میگن استاد شمشیرزن

19:07.890 --> 19:13.060
‫امیدوارم در حد اسمت باشی و به محافظت از کشورمون ادامه بدی.

19:13.060 --> 19:15.070
.چـ ـ چشم قربان، هر چی شما بفرمایید

19:15.360 --> 19:18.070
!‫فقط آلیوشیا به من میگه استاد شمشیرزنی

19:18.190 --> 19:19.240
!این چش شده؟

19:19.450 --> 19:21.950
...‫اعلی‌حضرت پادشاه، سنسی من رو به عنوان

19:22.070 --> 19:24.240
...استاد شمشیرزنی قبول دارن

19:25.030 --> 19:27.000
‫فکر نکنم قضیه اینطوری باشه.

19:27.120 --> 19:29.040
.خودت این فکر رو انداختی تو سرش

19:29.160 --> 19:33.040
‫چطوری می‌تونم به خودم بگم استاد شمشیرزنی
وقتی که از بابام شکست خوردم؟

19:34.340 --> 19:35.250
‫اون چیه؟

19:35.380 --> 19:37.250
‫یه هدیه‌ست که بهم دادن.

19:37.260 --> 19:40.630
‫اوه، یه بشقاب شیشه‌ای. قشنگه.

19:40.760 --> 19:42.470
.حیفم میاد ازش استفاده کنم

19:42.590 --> 19:45.470
.ولی قایم کردنش هم حس خوبی نمیده

19:46.060 --> 19:48.720
.‫راستی، یه بوی خیلی خوبی میاد

19:48.730 --> 19:51.810
.می‌خواستم شام بخورم. خوراک گوشت درست کردم

19:51.940 --> 19:53.230
‫برای منم هست؟

19:53.350 --> 19:55.230
‫مگه تو همین الان یه غذای مفصل نخوردی؟

19:55.400 --> 19:57.150
‫اون با این فرق داره.

19:59.320 --> 20:00.780
!ایتاداکیماس

20:02.660 --> 20:03.990
‫تا همین اواخر،

20:04.120 --> 20:06.740
‫اصلاً نمی‌تونستم یه غذای گرم مثل این داشته باشم.

20:06.870 --> 20:08.700
.همه چیز عوض شده

20:11.500 --> 20:12.790
‫تا همین اواخر،

20:12.920 --> 20:16.710
‫من فقط یه پیرمرد خاکی بودم که یه دوجوی
.شمشیرزنی توی یه جای پرت داشتم

20:17.090 --> 20:19.710
.هیچ‌وقت فکرشم نمی‌کردم ‫به قصر سلطنتی دعوت بشم

20:20.420 --> 20:22.300
‫پادشاه ازت تعریف کرد، درسته؟

20:22.930 --> 20:24.260
‫آره، یه جورایی.

20:24.800 --> 20:26.800
‫دمت گرم پیرمرد! خیلی خفنه!

20:27.930 --> 20:31.640
!به نظر من که تعریف‌های تو از تعریف‌های پادشاه خیلی بهتره

20:31.770 --> 20:33.100
شوخیت گرفته؟

20:33.480 --> 20:35.900
...جدی میگم. و راستی

20:39.030 --> 20:42.900
.خوراک گوشت تو از هرچی که تو قصر خوردم خوشمزه‌تره

20:44.360 --> 20:46.200
دیگه ‫داری یه کم زیاده‌روی می‌کنی پیرمرد.

20:46.320 --> 20:47.780
.نه به خدا

20:47.990 --> 20:50.830
.یه زندگی معمولی مثل این، همون چیزیه که من می‌خوام

20:59.710 --> 21:02.550
.هوی، راندرید! یه دقیقه بیا

21:02.670 --> 21:04.800
‫باشه، دارم میام.

21:05.470 --> 21:08.180
.اینو بریل فرستاده

21:08.430 --> 21:09.760
‫از طرف سنسی؟

21:09.930 --> 21:13.060
...تو یه مهمونی شاهانه، اعلی‌حضرت پادشاه رو ملاقات کرده

21:13.390 --> 21:15.480
.و اینو بهش هدیه دادن

21:17.020 --> 21:21.280
میگه دلش نمیاد ازش استفاده کنه و اگه
.بی‌استفاده بمونه هم حس خوبی نداره

21:21.400 --> 21:22.860
.سنسی همیشه همینطور بوده

21:24.360 --> 21:25.910
استاد شمشیرزنی، ها؟

21:26.780 --> 21:29.910
...اعلی‌حضرت اشتباه متوجه شدن و منم شوکه شدم»

21:30.030 --> 21:31.870
«.وقتی که این لقب رو بهم دادن...

21:32.120 --> 21:34.330
‫این چیزیه که اینجا نوشته.

21:36.080 --> 21:38.790
‫تهش همه چی بستگی به خودش داره.

21:40.380 --> 21:42.210
‫می‌دونی، من که کلی منتظرشم.

21:43.130 --> 21:44.920
...‫منتظر روزی که یه شمشیرزن از یه جای پَرت

21:45.220 --> 21:48.010
.‫یه سنسی شمشیرزنیِ واقعی بشه

21:48.030 --> 21:58.030
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
