1
00:00:01,210 --> 00:00:03,040
‫هم‌پیمانای خودتو کشتی؟

2
00:00:03,330 --> 00:00:07,670
‫نیازی نبود بکشمشون.
.به راحتی میشد بیهوش‌ـشون کرد

3
00:00:08,170 --> 00:00:11,510
.ولی فکر نکنم این کار روی شما جواب بده، سنسی

4
00:00:11,760 --> 00:00:14,010
‫این رو به عنوان یه تعریف در نظر می‌گیرم.

5
00:00:14,510 --> 00:00:15,510
‫فعلاً.

6
00:00:15,930 --> 00:00:18,060
‫از کی به من شک کرده بودین؟

7
00:00:18,220 --> 00:00:22,140
‫وقتی اون آدمکش رو توی تئاتر کشتی، یکم مشکوک شدم.

8
00:00:23,020 --> 00:00:26,400
‫با این مهارت‌هات، می‌تونستی
.‫بدون کشتنش، طرف رو تسلیم کنی

9
00:00:26,980 --> 00:00:29,230
.‫آره، خیلی هم کار راحتی بود

10
00:00:29,530 --> 00:00:33,570
‫و همین الان، تعداد آدمکشایی
‫که می‌اومدن، یهو بیشتر شد.

11
00:00:34,530 --> 00:00:37,700
.و تو دیده نمیشدی

12
00:00:38,490 --> 00:00:40,660
...میشه بهم بگی که

13
00:00:41,160 --> 00:00:43,330
چرا ‫گذاشتی آدمکشا رد شن، رز؟

14
00:00:44,830 --> 00:00:48,880
رسیدن تاج و تخت به شاهزاده گلن
‫واقعاً اینقد دردسرساز میشد؟

15
00:00:49,500 --> 00:00:50,800
‫سنسی.

16
00:00:51,630 --> 00:00:55,760
‫اگه کشورتون داشت تو یه جنگ قدرت بی‌معنی نابود میشد...

17
00:00:56,220 --> 00:01:01,600
‫اگه داشت سال به سال پسرفت می‌کرد
‫و باید سریع یه کاری براش می‌کردین...

18
00:01:02,220 --> 00:01:03,930
‫اونوقت چیکار می‌کردین؟

19
00:01:06,560 --> 00:01:09,770
‫من فقط یه دهاتی پیرم
.که هیچی از سیاست حالیش نیست

20
00:01:09,980 --> 00:01:14,400
‫ولی نمی‌تونم همینجوری وایسم و تماشا کنم
‫وقتی یکی از شاگردای سابقم...

21
00:01:14,530 --> 00:01:16,490
‫داره راه اشتباهی رو میره.

22
00:01:17,820 --> 00:01:19,370
‫من دارم راه اشتباهی رو میرم؟

23
00:01:20,080 --> 00:01:23,950
‫من بهت یاد دادم چطوری با شمشیرت از مردم محافظت کنی.

24
00:01:24,210 --> 00:01:28,130
.و کاری که من دارم می‌کنم برای محافظت از آدمای بی‌شماریه

25
00:01:28,790 --> 00:01:30,630
‫این شمشیر، یه شمشیر نجات‌بخشه.

26
00:01:31,550 --> 00:01:35,510
،شما هم برای رسیدن به جایی که الان هستین
‫آدمای زیادی رو کشتین، مگه نه سنسی؟

27
00:01:35,880 --> 00:01:37,300
.ما مثل همیم

28
00:01:37,720 --> 00:01:40,970
‫شکست دادن آدمکشایی که
‫می‌خوان شاهزاده رو بکشن...

29
00:01:41,430 --> 00:01:45,940
‫با کشتن شاهزاده برای قدرت دادن به پاپیست‌ها یکی نیست.

30
00:01:46,980 --> 00:01:51,440
‫اگه کشور متحد بشه، دیگه بچه‌ها از سرما و گرسنگی نمی‌میرن.

31
00:01:51,860 --> 00:01:53,940
.پاپ همچین حرفی زد

32
00:01:54,570 --> 00:01:59,110
‫فکر نمی‌کنم بچه‌ها دوست داشته باشن دستات به خون آغشته بشه.

33
00:01:59,990 --> 00:02:01,030
‫مجبوریم دیگه.

34
00:02:01,410 --> 00:02:04,200
‫ولی الان دیگه بحث کردن فایده‌ای نداره.

35
00:02:05,160 --> 00:02:09,170
.پس بهتره این بحث رو یه به جای مناسب‌تر بکشونیم

36
00:02:09,880 --> 00:02:12,670
‫پس من مقاومت می‌کنم.

37
00:02:15,000 --> 00:02:25,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

38
00:03:45,000 --> 00:03:50,000
مترجم: ساکا

39
00:03:45,000 --> 00:03:50,000
‫قسمت دوازدهم

40
00:03:45,000 --> 00:03:50,000
پیرمرد روستایی به عنوان استاد شمشیرزنی مورد تحسین قرار می‌گیره

41
00:03:45,800 --> 00:03:49,100
.پیرمرد روستایی به عنوان استاد شمشیرزنی مورد تحسین قرار می‌گیره

42
00:04:19,420 --> 00:04:20,210
!...چی

43
00:04:20,210 --> 00:04:22,510
‫جادو برای تقویت نیروی بدنی؟

44
00:04:25,260 --> 00:04:28,010
‫خونسردیت رو حفظ کن. از پسش برمیایم!

45
00:04:34,600 --> 00:04:37,520
فرمانده! برای سنسی بریل مشکلی پیش نمیاد؟

46
00:04:38,360 --> 00:04:40,320
‫میشه برم بهشون کمک کنم؟

47
00:04:40,320 --> 00:04:42,740
‫فعلاً روی ‫دشمنی که روبه‌روتونه تمرکز کنین.

48
00:04:43,150 --> 00:04:45,240
‫به قدرت سنسی ایمان داشته باشین!

49
00:04:55,460 --> 00:04:58,090
‫نمی‌خواین باهام مبارزه کنین، سنسی؟

50
00:04:58,290 --> 00:04:59,880
‫می‌خواین جلومو بگیرین، درسته؟

51
00:05:00,000 --> 00:05:02,010
‫پس اگه می‌تونین جلومو بگیرین!

52
00:05:02,010 --> 00:05:04,840
‫جنگیدن با یه شاگرد ‫قدیمی براتون سخته؟

53
00:05:05,630 --> 00:05:06,890
‫خب، آسون که نیست.

54
00:05:19,230 --> 00:05:21,320
.شما واقعاً قوی هستین، سنسی

55
00:05:21,440 --> 00:05:24,860
.این منم که حمله می‌کنم، ولی فکر نکنم شانسی برای پیروزی داشته باشم

56
00:05:25,150 --> 00:05:27,490
‫پس تسلیم میشی؟

57
00:05:27,990 --> 00:05:29,370
‫نمی‌تونم این کارو بکنم.

58
00:05:30,030 --> 00:05:34,330
‫اگه اینجا شکست بخورم،
‫بچه‌های یتیم‌خونه می‌میرن.

59
00:05:34,540 --> 00:05:35,370
‫چی؟

60
00:05:35,620 --> 00:05:37,670
‫در اصل، اونا گروگانن.

61
00:05:38,040 --> 00:05:40,790
‫حدس میزنم پاپ می‌خواد خیالش از همه چی راحت باشه.

62
00:05:41,130 --> 00:05:44,840
‫البته، نیازی به این کارا نیست،
‫چون من قصد ندارم کوتاه بیام.

63
00:05:46,590 --> 00:05:49,890
‫تا حالا اینجوری ندیده بودمتون.

64
00:05:49,890 --> 00:05:51,560
‫معلومه عصبانی هستین، مگه نه؟

65
00:05:52,140 --> 00:05:52,970
‫آره.

66
00:05:53,680 --> 00:05:55,810
‫ولی از دست تو عصبانی نیستم.

67
00:05:56,890 --> 00:06:00,270
‫پس حداقل ‫این شاگرد بدرد نخور رو...

68
00:06:00,900 --> 00:06:02,610
.یکم سرزنش کنین

69
00:06:05,610 --> 00:06:06,300
.رز

70
00:06:06,390 --> 00:06:07,570
.بله

71
00:06:11,120 --> 00:06:12,830
.می‌خوام جدی بزنمت

72
00:06:27,760 --> 00:06:29,470
.تحت تاثیر قرار گرفتم، سنسی

73
00:06:29,760 --> 00:06:32,510
.بلدین چطور با کسی که سپر داره هم مبارزه کنین

74
00:06:35,100 --> 00:06:37,390
.آخه مبتدی نیستم، می‌دونی که

75
00:06:40,520 --> 00:06:43,730
‫سپر از رز و من همزمان محافظت می‌کنه.

76
00:06:44,480 --> 00:06:49,070
،‫وقتی می‌خواد از یه زوایای خاص بخواد حمله کنه
‫سپر دست و پا گیرش میشه.

77
00:06:58,750 --> 00:07:01,080
‫به سختی میشه وقتی سپر رو بالا گرفته بهش حمله کرد.

78
00:07:01,330 --> 00:07:03,210
‫تشخیص حرکت اولش هم سخته.

79
00:07:04,290 --> 00:07:05,210
‫تمرکز کن...

80
00:07:19,390 --> 00:07:20,230
.حالا

81
00:07:35,160 --> 00:07:36,580
‫فکر کنم کارمون تمومه.

82
00:07:39,290 --> 00:07:41,080
این چه حرکتی بود که الان زدین؟

83
00:07:41,670 --> 00:07:43,170
‫نامردیه.

84
00:07:44,170 --> 00:07:45,000
‫آره.

85
00:07:45,460 --> 00:07:48,090
‫ولی دفعۀ دوم روت جواب نمی‌داد.

86
00:07:48,840 --> 00:07:53,640
‫واسه همین از فرصت استفاده کردم تا با یه ضربه کارت رو تموم کنم.

87
00:07:55,100 --> 00:07:58,560
شما واقعاً قوی هستین، مگه نه سنسی؟

88
00:07:59,430 --> 00:08:02,980
حتی اگه یه حرکت معمولی هم می‌زدین
.به احتمال زیاد می‌باختم

89
00:08:03,440 --> 00:08:04,610
‫نمی‌دونم والا.

90
00:08:05,020 --> 00:08:09,650
.تو نسبت به زمانی که توی دوجو بودی، خیلی قوی‌تر شدی

91
00:08:12,360 --> 00:08:13,390
.سنسی

92
00:08:13,430 --> 00:08:13,910
بله؟

93
00:08:14,820 --> 00:08:16,240
.‫لطفاً منو بُکشید

94
00:08:16,700 --> 00:08:18,120
‫با دستای خودتون.

95
00:08:19,040 --> 00:08:20,370
.نمی‌تونم این کار رو انجام بدم

96
00:08:21,290 --> 00:08:24,500
‫باید زنده بمونی، تا بتونی
‫با گناهات روبرو شی و تاوانشون رو پس بدی.

97
00:08:24,830 --> 00:08:28,920
‫تازه، انگار یه چیزایی هم بوده که من بهت یاد ندادم.

98
00:08:29,710 --> 00:08:31,170
واقعاً؟

99
00:08:32,470 --> 00:08:33,550
‫سنسی گاردنانت!

100
00:08:34,680 --> 00:08:37,260
‫رز! چی شده؟
‫ضربه خوردی؟!

101
00:08:38,430 --> 00:08:40,140
‫گاتوگا-سان. کماندارا...

102
00:08:40,640 --> 00:08:41,640
‫حسابشونو رسیدیم.

103
00:08:42,560 --> 00:08:43,890
‫قبل از اینکه برم اون سمت،

104
00:08:44,520 --> 00:08:47,610
‫دیدم رز دنبال آدمکشا رفت.

105
00:08:48,230 --> 00:08:49,860
‫اومدم کمکش، ولی...

106
00:08:50,570 --> 00:08:52,900
‫این... یه معجزه‌ست؟

107
00:08:53,150 --> 00:08:53,990
‫آره.

108
00:08:54,150 --> 00:08:56,870
‫می‌دونی که نمی‌تونم ازشون استفاده کنم.

109
00:08:57,410 --> 00:08:58,950
.ساکت بمون

110
00:09:02,040 --> 00:09:04,370
‫خب، خونریزی بند اومد.

111
00:09:04,500 --> 00:09:06,500
‫نگران نباش، زنده می‌مونی.

112
00:09:06,750 --> 00:09:09,380
‫خب، چی شد، سنسی گاردنانت؟

113
00:09:09,750 --> 00:09:12,300
.آلیوشیا کمک کرد شاهزاده و شاهدخت در امان باشن

114
00:09:13,010 --> 00:09:13,970
‫در مورد رز...

115
00:09:14,930 --> 00:09:16,930
‫ من اونو از پا درآوردم.

116
00:09:17,510 --> 00:09:20,310
‫رز هم توی ‫ترور شاهزاده دست داشت.

117
00:09:21,600 --> 00:09:23,020
‫این درسته، رز؟

118
00:09:23,180 --> 00:09:24,100
.بله

119
00:09:24,430 --> 00:09:27,480
‫انگار پاپ به این کار مجبورش کرده.

120
00:09:27,810 --> 00:09:31,150
‫ظاهراً بچه‌های یتیم‌خونه رو گروگان گرفتن.

121
00:09:31,280 --> 00:09:32,320
‫تا این حد پیش رفته...

122
00:09:32,320 --> 00:09:33,860
.توقعشو داشتم

123
00:09:34,530 --> 00:09:39,530
‫مثل اینکه خیلیا حاضرن جونشونو واسه خدای خودشون فدا کنن.

124
00:09:40,530 --> 00:09:44,410
‫تعجب نداره که جون بچه‌ها انقدر براشون بی‌ارزش باشه.

125
00:09:46,000 --> 00:09:49,130
‫اولین کار ما پیدا کردن بچه‌ها و اطمینان از امنیتشونه.

126
00:09:49,250 --> 00:09:50,630
‫خواهش می‌کنم.

127
00:09:50,880 --> 00:09:52,150
‫ گاتوگا-سان، رز...

128
00:09:52,150 --> 00:09:54,630
.فعلاً که مغز متفکر هینیس بوده

129
00:09:55,220 --> 00:09:59,470
،رز به این ماجرا کشیده شده و آسیبدیده
.این داستانیه که من قراره به بقیه بگم

130
00:10:00,470 --> 00:10:03,180
‫سرپوش نذار، فرمانده.

131
00:10:03,310 --> 00:10:06,730
‫خفه شو.
.در حالت عادی، باید با مجازات مرگ روبه‌رو می‌شدی

132
00:10:07,270 --> 00:10:10,060
‫اگه این قضیه درز کنه، تو هم بدبخت میشی.

133
00:10:10,480 --> 00:10:12,110
چرا تا این حد پیش میری؟

134
00:10:12,860 --> 00:10:15,110
چون‫ اون خواهرمه.

135
00:10:15,240 --> 00:10:18,570
.ما نسبت خونی نداریم
‫اون خواهر ناتنی‌مه.

136
00:10:18,950 --> 00:10:21,530
‫از بچگی می‌شناسمش.

137
00:10:21,870 --> 00:10:23,540
‫درسته.

138
00:10:24,040 --> 00:10:25,910
‫تعجب کردین سنسی؟

139
00:10:27,580 --> 00:10:30,580
.این غافلگیری‌ها تمومی ندارن

140
00:10:30,580 --> 00:10:35,670
‫لعنتی. باید یه دستی هم به سر و روی
‫دستۀ شوالیه‌های مقدس بکشیم.

141
00:10:35,800 --> 00:10:39,840
‫راستی گاتوگا-سان،
‫شما طرفدار پاپ هستین یا سلطنت‌طلب‌اید؟

142
00:10:40,050 --> 00:10:44,060
‫با جایگاهی که من دارم، باید بی‌طرف باشم،
‫ولی دلم با شاهزاده گلن‌ـه.

143
00:10:44,310 --> 00:10:47,560
‫نه می‌تونم به پاپ اعتماد کنم،
‫نه به خانوادۀ سلطنتی.

144
00:10:48,020 --> 00:10:51,230
.آخه، اسقف رویوس ناجوانمردانه محاکمه شد

145
00:10:51,690 --> 00:10:53,650
‫عه؟ رویوس...

146
00:10:53,770 --> 00:10:56,230
‫خب، به چه جرمی ناحق محاکمه شد؟

147
00:10:56,740 --> 00:11:00,700
‫به خاطر اینکه نوشته‌های مقدس رو به نفع خودش
.تعبیر می‌کرد و قوانین ممنوعه رو زیر پا می‌ذاشت

148
00:11:01,030 --> 00:11:04,200
‫یه شایعاتی هست که میگن سلطنت‌طلب‌ها همه‌ش رو از خودشون درآوردن.

149
00:11:05,410 --> 00:11:08,160
‫اسقف رویوس واقعاً به همچین جرمی گناهکاره.

150
00:11:09,660 --> 00:11:11,530
.خودم دستگیرش کردم

151
00:11:11,650 --> 00:11:12,540
!چی؟

152
00:11:13,170 --> 00:11:16,090
‫اون با جنایتکارا همدست شد
‫و جسد قاچاق می‌کرد...

153
00:11:16,300 --> 00:11:20,130
‫تا بتونه دوباره ‫معجزۀ احیای مردگان رو بازسازی کنه.

154
00:11:20,300 --> 00:11:24,050
‫داری شوخی می‌کنی...
‫پس حرفای پاپ...

155
00:11:24,300 --> 00:11:27,060
‫نمی‌دونم ‫پاپ چه جور آدمیه.

156
00:11:27,470 --> 00:11:30,350
...‫ولی فکر کنم باید یه کم بیشتر فکر کنی

157
00:11:30,690 --> 00:11:35,230
به این که باید به اونم مثل خدای خودت
.بی‌چون و چرا ایمان داشته باشی یا نه

158
00:11:36,070 --> 00:11:37,280
‫متوجه شدی؟

159
00:11:37,400 --> 00:11:39,050
شنیدنش سخته، رز، نه؟

160
00:11:39,260 --> 00:11:39,990
.بله

161
00:11:40,280 --> 00:11:43,570
‫امیدوارم اون ارادۀ قوی‌ت رو
‫در راه بهتری استفاده کنی.

162
00:11:45,030 --> 00:11:48,620
.این چیزی بود که می‌خواستم با درس‌هام بهت یاد بدم

163
00:11:53,920 --> 00:11:55,130
‫سنسی.

164
00:11:55,920 --> 00:11:58,260
‫من الان نمی‌تونم بمیرم.

165
00:11:58,760 --> 00:12:01,930
.من تا وقتی که عدالت واقعی رو نبینم نمی‌تونم بمیرم

166
00:12:01,950 --> 00:12:05,950
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

167
00:12:06,640 --> 00:12:08,770
‫بعد از گفتن یه همچین جملۀ خفنی،

168
00:12:08,890 --> 00:12:11,270
‫این قیافۀ جالبی نیست، نه؟

169
00:12:11,730 --> 00:12:13,190
‫نمی‌تونی شکایت کنی.

170
00:12:14,860 --> 00:12:17,270
‫گاتوگا-سان. مراقب رز باشین.

171
00:12:17,940 --> 00:12:19,780
.‫تا جایی که بتونم، چشم

172
00:12:19,900 --> 00:12:24,490
‫ولی یادتون نره
‫که شما هم تو این ماجرا گیر کردین.

173
00:12:24,700 --> 00:12:26,660
‫آره، دهنم قرصه.

174
00:12:27,910 --> 00:12:28,730
سنسی؟

175
00:12:28,810 --> 00:12:29,950
چیه؟

176
00:12:30,290 --> 00:12:31,790
.ازتون ممنونم

177
00:12:32,370 --> 00:12:34,960
.یه روزی براتون جبران می‌کنم

178
00:12:35,250 --> 00:12:36,960
‫نگرانش نباش.

179
00:12:37,210 --> 00:12:41,010
‫این وظیفۀ یه معلمه که اشتباهات شاگرداش رو گردن بگیره.

180
00:12:52,060 --> 00:12:53,890
‫این آخریشون بود؟

181
00:12:54,350 --> 00:12:55,650
‫هوشیار باش.

182
00:12:55,850 --> 00:12:57,940
.‫بدترینش گذشت، ولی ممکنه هنوزم باشن

183
00:12:58,980 --> 00:13:00,400
‫هنبلتز، کورونی.

184
00:13:00,780 --> 00:13:03,150
‫میشه مراقب کالسکه باشین؟

185
00:13:03,570 --> 00:13:04,570
!چشم

186
00:13:04,860 --> 00:13:05,910
!خیلی‌خب

187
00:13:07,990 --> 00:13:10,910
.‫بقیه هم ‫می‌تونن اطرافمونو پاک‌سازی کنن

188
00:13:11,040 --> 00:13:12,540
...سنسی باید

189
00:13:12,700 --> 00:13:15,120
‫مثل اینکه کار تو هم اینجا تموم شده.

190
00:13:16,460 --> 00:13:17,630
‫سنسی!

191
00:13:19,170 --> 00:13:23,260
،‫به لطف شما که اونا رو عقب نگه داشتین
.تونستیم ازشون محافظت کنیم

192
00:13:23,420 --> 00:13:26,260
!شما تعدادشونو خیلی کم کردین، سنسی

193
00:13:26,380 --> 00:13:29,260
...فکر نکنم آدمکش دیگه‌ای مونده باشه. ولی

194
00:13:29,640 --> 00:13:33,230
.‫رز که داشت کنارم می‌جنگید، به شدت زخمی شد

195
00:13:34,020 --> 00:13:38,190
‫همین الان با گاتوگا-سان ملاقات کردیم
.و ازش خواستم ببرتش پیش طبیب

196
00:13:38,440 --> 00:13:39,900
.بهش رسیدگی شده

197
00:13:40,270 --> 00:13:41,480
.که اینطور

198
00:13:41,610 --> 00:13:44,900
بیاید ‫یه سری اسب جایگزین جور کنین تا بتونیم اینجا رو ترک کنیم.

199
00:13:45,030 --> 00:13:45,950
!اطاعت

200
00:13:45,950 --> 00:13:47,410
...‫نگران شده بودم که

201
00:13:47,530 --> 00:13:51,580
‫اتفاقات زیادی افتاد، ولی فکر کنم کارمو درست انجام دادم.

202
00:13:59,080 --> 00:14:02,590
‫خب، اوضاع رو توی منطقهٔ کشاورزی جمع‌وجور کردی؟

203
00:14:02,840 --> 00:14:03,670
‫بله.

204
00:14:03,960 --> 00:14:07,380
...‫دولت به کشاورزایی که محصولاتشون

205
00:14:07,510 --> 00:14:09,550
‫قبل از برداشت آسیب دیده غرامت میده.

206
00:14:09,760 --> 00:14:11,430
‫این براشون گرون تموم میشه.

207
00:14:11,600 --> 00:14:14,980
‫به هر حال، خوشحالم که
.شاهزاده و شاهدخت حالشون خوبه

208
00:14:16,180 --> 00:14:19,770
‫فرمانده! یه نامهٔ فوری ‫از قصر سلطنتی براتون اومده.

209
00:14:20,440 --> 00:14:21,900
‫ممنون، ایوانز.

210
00:14:25,990 --> 00:14:27,200
‫احضار شدی؟

211
00:14:27,780 --> 00:14:31,910
‫آره. از کارم تعریف کردن،

212
00:14:32,200 --> 00:14:34,580
‫و یه دعوت‌نامه برای یه ضیافت رسمی فرستادن.

213
00:14:34,790 --> 00:14:37,080
‫اوه، چه خوب.

214
00:14:37,250 --> 00:14:38,620
‫حتماً باید بری.

215
00:14:38,620 --> 00:14:40,920
‫اسم شما هم توش هست، سنسی.

216
00:14:41,040 --> 00:14:43,000
!که اینطور... جان؟

217
00:14:43,000 --> 00:14:46,050
‫این عالیه!
.‫حتماً باید برین

218
00:14:46,170 --> 00:14:49,630
‫من فقط یه بار داخل قصر بودم،
.اونم وقتی به دستهٔ شوالیه‌ها پیوستم

219
00:14:49,760 --> 00:14:51,300
!‫به ندرت پیش میاد آدم بتونه بره قصر

220
00:14:51,300 --> 00:14:54,890
‫خب، ام، میشه ردش کنم؟

221
00:14:55,020 --> 00:14:59,390
‫تا حالا نشنیده بودم کسی دعوت به یه ضیافت دولتی رو رد کنه،

222
00:14:59,560 --> 00:15:00,560
.نمی‌دونم والا

223
00:15:00,730 --> 00:15:02,190
.‫اعدام می‌شین

224
00:15:02,610 --> 00:15:03,940
‫اعدام؟!

225
00:15:06,230 --> 00:15:08,150
.احتمالاً الان دیگه داره شروع میشه

226
00:15:08,780 --> 00:15:10,360
.‫منم دلم می‌خواست برم

227
00:15:10,610 --> 00:15:13,070
‫اگه دعوت نشده باشی که نمی‌تونی بری.

228
00:15:13,580 --> 00:15:17,200
‫البته اگه تو جای اون می‌رفتی، احتمالاً خوشحال میشد.

229
00:15:17,450 --> 00:15:20,290
‫سنسی احتمالاً از این جور چیزا خوشش نمیاد.

230
00:15:21,420 --> 00:15:24,960
‫اون اصلاً از استعدادهای خودش خبر نداره.

231
00:15:25,090 --> 00:15:27,300
‫برای اون این یه فرصت یادگیریه.

232
00:15:27,880 --> 00:15:29,340
.باهات موافقم

233
00:15:31,340 --> 00:15:35,600
.سنسی، حیف که نمی‌تونم روز بزرگتونو از نزدیک ببینم

234
00:15:35,720 --> 00:15:37,970
‫یه مدت بخاطر کار باید برم،

235
00:15:38,270 --> 00:15:40,940
.ولی وقتی برگشتم خیلی دوست دارم باهاتون جشن بگیرم

236
00:15:44,310 --> 00:15:45,980
چیشد که کارم به اینجا کشید؟

237
00:15:46,730 --> 00:15:49,320
‫خیلی وضعیت ناجوریه.

238
00:15:49,490 --> 00:15:52,780
.‫انگار همه به جز من آدم‌حسابی و کله‌گنده‌ان

239
00:15:54,160 --> 00:15:57,160
.باورم نمیشه که آلیوشیا انقدر آرومه

240
00:15:57,830 --> 00:16:02,250
‫فکر کنم چون فرماندهٔ دستهٔ شوالیه‌هاست،
.از این دعوتی‌ها زیاد میره

241
00:16:02,790 --> 00:16:05,210
،شوخیِ کورونی رو جدی نگرفتم

242
00:16:05,340 --> 00:16:08,000
.فقط دلم نمی‌خواست بذارم آبروی آلیوشیا بره

243
00:16:08,670 --> 00:16:12,340
‫اعلی‌حضرت، پادشاه گلادیو،
.و والاحضرت، پرنسس سالاکیا

244
00:16:18,640 --> 00:16:20,480
‫ببخشید معطلتون کردم.

245
00:16:20,680 --> 00:16:22,270
‫اصلاً اینطور نیست.

246
00:16:22,390 --> 00:16:25,440
‫ممنونم که من رو ‫به این مراسم دعوت کردید.

247
00:16:26,020 --> 00:16:28,400
.خواستم بیای تا ازت تشکر کنم

248
00:16:28,530 --> 00:16:33,150
ازت ممنونم ‫که به دخترم کمک کردی.

249
00:16:33,150 --> 00:16:35,120
.بی‌نهایت از لطف‌تون ممنونم

250
00:16:35,240 --> 00:16:37,700
!آلیوشیا داره با پادشاه حرف می‌زنه

251
00:16:37,910 --> 00:16:41,910
.آلیوشیا، بریل، خیلی خوشحالم که امروز تونستید بیاید

252
00:16:42,080 --> 00:16:44,040
‫راحت باشید و خوش بگذرونید.

253
00:16:44,040 --> 00:16:46,750
‫واقعاً از لطفتون ممنونم.

254
00:16:47,040 --> 00:16:48,130
.با اجازه

255
00:16:48,670 --> 00:16:50,090
‫اوه، این که...

256
00:16:50,550 --> 00:16:53,930
...این خام‌‌ـه؟! فکر می‌کردم ماهی رو باید خشک کنن

257
00:16:56,050 --> 00:16:58,600
.و به گمونم... اینم شرابه دیگه

258
00:16:59,510 --> 00:17:01,680
‫خب، حالا بزنید به سلامتی.

259
00:17:03,520 --> 00:17:04,350
!آخ

260
00:17:12,110 --> 00:17:13,320
!خوشمزه‌ست

261
00:17:14,200 --> 00:17:16,610
‫خیلی خوشحالم که خوشت اومد.

262
00:17:17,820 --> 00:17:18,910
.خجالت‌زده شدم

263
00:17:19,030 --> 00:17:21,160
...‫بریل، گزارش‌هایی به دستم رسیده که تو

264
00:17:21,290 --> 00:17:24,870
نقش ‫اصلی رو تو اتفاقات ‫چند روز پیش داشتی.

265
00:17:25,170 --> 00:17:28,290
.‫پدر، بریل واقعاً محشر بود

266
00:17:28,540 --> 00:17:31,420
.دشمن هی حمله می‌کرد و ‫اونم همه‌شونو لت‌وپار می‌کرد

267
00:17:31,630 --> 00:17:32,920
...نه بابا، کاری نکردم

268
00:17:34,220 --> 00:17:36,180
.شاهدخت داره پیازداغشو زیاد می‌کنه

269
00:17:36,760 --> 00:17:40,760
‫مثل اینکه انتخاب کردن بریل
‫به عنوان یه مربی ویژه، انتخاب درستی بود.

270
00:17:41,060 --> 00:17:44,020
.درسته. ممنون که به انتخابم احترام گذاشتین، اعلی‌حضرت

271
00:17:44,560 --> 00:17:45,390
هوم؟

272
00:17:46,060 --> 00:17:48,690
.هنوز خبرش عمومی نشده

273
00:17:49,360 --> 00:17:54,740
.ولی سالاکیا قراره با ‫شاهزاده گلن از سفندیاردوانیا ازدواج کنه

274
00:17:54,990 --> 00:17:58,240
‫ازدواج با شاهدخت تضمین می‌کنه
‫که اون آمادگی به دست گرفتن تاج و تخت رو داره.

275
00:17:58,490 --> 00:18:01,950
‫اون نمی‌تونست تور رو کنسل کنه
‫چون می‌ترسید ضعیف به نظر بیاد.

276
00:18:02,620 --> 00:18:06,870
.ولی رفتن بچه‌م برای زندگی به یه کشور دیگه نگرانم می‌کنه

277
00:18:07,960 --> 00:18:12,000
‫خب، به نظر می‌رسه با هم خوب کنار میان،
‫پس فکر کنم خوب ازش مراقبت کنه.

278
00:18:12,130 --> 00:18:14,880
‫ولی اونا وسط ‫یه جنگ قدرت هستن، پس...

279
00:18:15,010 --> 00:18:17,010
‫به عنوان یه پدر، حق داره نگران باشه.

280
00:18:17,010 --> 00:18:18,340
...‫و اینطور شد که

281
00:18:18,470 --> 00:18:23,680
‫تصمیم گرفتم یه گارد سلطنتی تشکیل بدم
.که فقط مخصوص حفاظت از سالاکیا باشه

282
00:18:24,180 --> 00:18:26,480
‫بریل، اگه با این ایده موافقی،

283
00:18:26,600 --> 00:18:29,650
.خوشحال میشم یه موقعیت عالی بهت پیشنهاد بدم

284
00:18:30,900 --> 00:18:33,270
.ای وای، باز اومدن سراغ من

285
00:18:33,570 --> 00:18:36,280
.پدر جان، زیادی نگرانی

286
00:18:36,740 --> 00:18:40,280
.‫نه، نه، شاهدخت. ‫این عشق پدریه

287
00:18:40,410 --> 00:18:42,580
‫یه جورایی حسشو درک می‌کنم...

288
00:18:42,740 --> 00:18:44,080
.‫ولی اینا باشه برای بعد

289
00:18:44,200 --> 00:18:46,790
.اعلی‌حضرت، با عرض معذرت

290
00:18:47,080 --> 00:18:51,840
‫حمایت مستمر سنسی گاردنانت
،برای دستهٔ شوالیه‌های لیبریون

291
00:18:51,960 --> 00:18:55,880
.و همینطور پیشرفت پادشاهی لیبریس در آینده حیاتیه

292
00:18:56,380 --> 00:18:57,220
‫فهمیدم.

293
00:18:57,380 --> 00:19:01,430
‫اگه فرماندهٔ دستهٔ شوالیه‌ها
.اینطور صلاح بدونه، پس حتماً درسته

294
00:19:01,930 --> 00:19:03,180
.خب پس، بریل

295
00:19:03,300 --> 00:19:04,220
‫بله؟

296
00:19:04,220 --> 00:19:07,310
.‫شنیدم بعضیا بهت میگن استاد شمشیرزن

297
00:19:07,890 --> 00:19:13,060
‫امیدوارم در حد اسمت باشی و به محافظت از کشورمون ادامه بدی.

298
00:19:13,060 --> 00:19:15,070
.چـ ـ چشم قربان، هر چی شما بفرمایید

299
00:19:15,360 --> 00:19:18,070
!‫فقط آلیوشیا به من میگه استاد شمشیرزنی

300
00:19:18,190 --> 00:19:19,240
!این چش شده؟

301
00:19:19,450 --> 00:19:21,950
...‫اعلی‌حضرت پادشاه، سنسی من رو به عنوان

302
00:19:22,070 --> 00:19:24,240
...استاد شمشیرزنی قبول دارن

303
00:19:25,030 --> 00:19:27,000
‫فکر نکنم قضیه اینطوری باشه.

304
00:19:27,120 --> 00:19:29,040
.خودت این فکر رو انداختی تو سرش

305
00:19:29,160 --> 00:19:33,040
‫چطوری می‌تونم به خودم بگم استاد شمشیرزنی
وقتی که از بابام شکست خوردم؟

306
00:19:34,340 --> 00:19:35,250
‫اون چیه؟

307
00:19:35,380 --> 00:19:37,250
‫یه هدیه‌ست که بهم دادن.

308
00:19:37,260 --> 00:19:40,630
‫اوه، یه بشقاب شیشه‌ای. قشنگه.

309
00:19:40,760 --> 00:19:42,470
.حیفم میاد ازش استفاده کنم

310
00:19:42,590 --> 00:19:45,470
.ولی قایم کردنش هم حس خوبی نمیده

311
00:19:46,060 --> 00:19:48,720
.‫راستی، یه بوی خیلی خوبی میاد

312
00:19:48,730 --> 00:19:51,810
.می‌خواستم شام بخورم. خوراک گوشت درست کردم

313
00:19:51,940 --> 00:19:53,230
‫برای منم هست؟

314
00:19:53,350 --> 00:19:55,230
‫مگه تو همین الان یه غذای مفصل نخوردی؟

315
00:19:55,400 --> 00:19:57,150
‫اون با این فرق داره.

316
00:19:59,320 --> 00:20:00,780
!ایتاداکیماس

317
00:20:02,660 --> 00:20:03,990
‫تا همین اواخر،

318
00:20:04,120 --> 00:20:06,740
‫اصلاً نمی‌تونستم یه غذای گرم مثل این داشته باشم.

319
00:20:06,870 --> 00:20:08,700
.همه چیز عوض شده

320
00:20:11,500 --> 00:20:12,790
‫تا همین اواخر،

321
00:20:12,920 --> 00:20:16,710
‫من فقط یه پیرمرد خاکی بودم که یه دوجوی
.شمشیرزنی توی یه جای پرت داشتم

322
00:20:17,090 --> 00:20:19,710
.هیچ‌وقت فکرشم نمی‌کردم ‫به قصر سلطنتی دعوت بشم

323
00:20:20,420 --> 00:20:22,300
‫پادشاه ازت تعریف کرد، درسته؟

324
00:20:22,930 --> 00:20:24,260
‫آره، یه جورایی.

325
00:20:24,800 --> 00:20:26,800
‫دمت گرم پیرمرد! خیلی خفنه!

326
00:20:27,930 --> 00:20:31,640
!به نظر من که تعریف‌های تو از تعریف‌های پادشاه خیلی بهتره

327
00:20:31,770 --> 00:20:33,100
شوخیت گرفته؟

328
00:20:33,480 --> 00:20:35,900
...جدی میگم. و راستی

329
00:20:39,030 --> 00:20:42,900
.خوراک گوشت تو از هرچی که تو قصر خوردم خوشمزه‌تره

330
00:20:44,360 --> 00:20:46,200
دیگه ‫داری یه کم زیاده‌روی می‌کنی پیرمرد.

331
00:20:46,320 --> 00:20:47,780
.نه به خدا

332
00:20:47,990 --> 00:20:50,830
.یه زندگی معمولی مثل این، همون چیزیه که من می‌خوام

333
00:20:59,710 --> 00:21:02,550
.هوی، راندرید! یه دقیقه بیا

334
00:21:02,670 --> 00:21:04,800
‫باشه، دارم میام.

335
00:21:05,470 --> 00:21:08,180
.اینو بریل فرستاده

336
00:21:08,430 --> 00:21:09,760
‫از طرف سنسی؟

337
00:21:09,930 --> 00:21:13,060
...تو یه مهمونی شاهانه، اعلی‌حضرت پادشاه رو ملاقات کرده

338
00:21:13,390 --> 00:21:15,480
.و اینو بهش هدیه دادن

339
00:21:17,020 --> 00:21:21,280
میگه دلش نمیاد ازش استفاده کنه و اگه
.بی‌استفاده بمونه هم حس خوبی نداره

340
00:21:21,400 --> 00:21:22,860
.سنسی همیشه همینطور بوده

341
00:21:24,360 --> 00:21:25,910
استاد شمشیرزنی، ها؟

342
00:21:26,780 --> 00:21:29,910
...اعلی‌حضرت اشتباه متوجه شدن و منم شوکه شدم»

343
00:21:30,030 --> 00:21:31,870
«.وقتی که این لقب رو بهم دادن...

344
00:21:32,120 --> 00:21:34,330
‫این چیزیه که اینجا نوشته.

345
00:21:36,080 --> 00:21:38,790
‫تهش همه چی بستگی به خودش داره.

346
00:21:40,380 --> 00:21:42,210
‫می‌دونی، من که کلی منتظرشم.

347
00:21:43,130 --> 00:21:44,920
...‫منتظر روزی که یه شمشیرزن از یه جای پَرت

348
00:21:45,220 --> 00:21:48,010
.‫یه سنسی شمشیرزنیِ واقعی بشه

349
00:21:48,030 --> 00:21:58,030
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
