1
00:00:09,420 --> 00:00:10,260
...عه‌وا

2
00:00:10,670 --> 00:00:12,840
‫اوه، سنسی!

3
00:00:13,010 --> 00:00:15,510
‫خیلی وقته ندیدمت، رز.

4
00:00:16,850 --> 00:00:17,890
!بله

5
00:00:18,010 --> 00:00:21,520
‫این شما و اینم شاگرد محبوبتون، رز ماربلهارت.

6
00:00:23,310 --> 00:00:25,600
‫وای خدا.

7
00:00:27,900 --> 00:00:29,570
‫شاگرد محبوب؟

8
00:00:30,480 --> 00:00:31,820
‫شما همدیگه رو می‌شناسین؟

9
00:00:32,280 --> 00:00:35,740
.‫ایشون سنسی من بودن

10
00:00:37,160 --> 00:00:38,330
‫اوه.

11
00:00:39,240 --> 00:00:40,790
سنسی تو؟

12
00:00:41,120 --> 00:00:42,120
‫اوه...

13
00:00:42,910 --> 00:00:44,460
‫رز ماربلهارت.

14
00:00:47,540 --> 00:00:50,130
‫اون چند سال پیش شاگرد من بود.

15
00:00:53,170 --> 00:00:55,800
.‫اون فقط یه سال و نیم توی دوجو بود

16
00:00:59,810 --> 00:01:03,890
.خیلی ممنونم بابت ‫تمام کارایی که اون موقع برام کردین

17
00:01:08,440 --> 00:01:10,400
.دلم می‌خواد برم خونه

18
00:01:10,420 --> 00:01:20,420
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

19
00:02:42,010 --> 00:02:47,010
قسمت دهم

20
00:02:42,010 --> 00:02:47,010
مترجم: ساکا

21
00:02:42,010 --> 00:02:47,010
پیرمرد روستایی از یک شاهدخت محافظت می‌کنه

22
00:02:42,910 --> 00:02:46,410
.پیرمرد روستایی از یک شاهدخت محافظت می‌کنه

23
00:02:49,960 --> 00:02:54,590
.پس معاون فرماندهٔ دستهٔ مقدس شدی
.واقعاً از این بابت تعجب کردم

24
00:02:55,340 --> 00:02:56,960
.این خیلی عالیه

25
00:02:57,130 --> 00:02:59,010
،احتمالاً باید از خدای سفن تشکر کنیم

26
00:02:59,130 --> 00:03:02,090
.‫که ما رو اینجوری دوباره بهم رسوند

27
00:03:03,970 --> 00:03:08,980
.واقعاً از اینکه رز و خانم اشتروس هردو یه سنسی داشتن، غافلگیر شدم

28
00:03:09,270 --> 00:03:12,480
.بریل-دونو یه سنسی فوق‌العاده‌ست

29
00:03:12,810 --> 00:03:15,020
.خوش‌شانس بودم که همچین شاگردایی داشتم

30
00:03:15,770 --> 00:03:16,860
‫راستی،

31
00:03:17,070 --> 00:03:20,400
چه بلایی سر معاون فرماندهٔ قبلی، یعنی هیمیس اومد؟

32
00:03:22,620 --> 00:03:25,950
...‫اوه، اون... خب، داستانش درازه

33
00:03:26,910 --> 00:03:28,040
.گاتوگا-دونو

34
00:03:28,200 --> 00:03:32,250
شما برای خوش‌وبش به اینجا نیومدین، درسته؟

35
00:03:32,630 --> 00:03:34,080
‫درسته.

36
00:03:34,210 --> 00:03:37,340
.‫ما اومدیم تا رز بتونه با بالترین آشنا بشه

37
00:03:37,550 --> 00:03:41,130
‫من تا حالا اینجا نیومده بودم.

38
00:03:41,590 --> 00:03:45,800
.‫چند روزی می‌مونیم تا یه دید کلی از شهر پیدا کنه

39
00:03:46,850 --> 00:03:49,350
.پس یه شوالیه رو مامور می‌کنم که راهنمایی‌تون کنه

40
00:03:50,430 --> 00:03:51,940
.واقعاً نیازی نیست

41
00:03:52,350 --> 00:03:53,520
.که اینطور

42
00:03:53,690 --> 00:03:54,770
!عـــه

43
00:03:54,900 --> 00:03:58,940
.من واقعاً امیدوار بودم که سنسی بتونن شهر رو نشونمون بدن

44
00:04:01,360 --> 00:04:04,410
...نگاه‌های کشنده شروع شد

45
00:04:07,950 --> 00:04:09,910
‫خسته نباشید بچه‌ها.

46
00:04:10,120 --> 00:04:11,660
.شما هم همینطور

47
00:04:19,050 --> 00:04:20,710
...خب دیگه

48
00:04:20,970 --> 00:04:23,380
‫لباس‌هام باید تا الان آماده شده باشن.

49
00:04:23,970 --> 00:04:25,720
سلام؟

50
00:04:26,430 --> 00:04:27,350
‫رز؟

51
00:04:29,060 --> 00:04:31,930
.می‌خواستم ببینمتون، برای همین اومدم

52
00:04:32,520 --> 00:04:34,400
...ولی تو که امروز صبح منو دیدی

53
00:04:35,020 --> 00:04:36,690
‫کمکی ازم برمیاد؟

54
00:04:36,900 --> 00:04:39,360
.خیلی وقته باهم گپ نزدیم

55
00:04:40,230 --> 00:04:44,450
.اگه باهام بیاین و اطرافو نشونم بدین که عالی میشه

56
00:04:44,950 --> 00:04:46,450
...آه

57
00:04:46,950 --> 00:04:48,700
‫فکرشو می‌کردم این اتفاق بیفته.

58
00:04:49,080 --> 00:04:50,740
.لطفاً

59
00:04:55,620 --> 00:04:57,170
اوضاعت خوب بوده؟

60
00:04:57,790 --> 00:05:01,420
.بله، هرجور شده می‌گذرونم

61
00:05:02,090 --> 00:05:04,050
‫کی به دستهٔ مقدس پیوستی؟

62
00:05:04,800 --> 00:05:08,260
‫درست بعد از اینکه دوجو رو ترک کردم.

63
00:05:08,890 --> 00:05:12,980
«نظرت چیه که اون شمشیرتو در راستای کشورت به‌کار بگیری؟»

64
00:05:13,560 --> 00:05:15,190
‫این چیزیه که بهم گفتن.

65
00:05:15,640 --> 00:05:17,860
‫فرمانده گاتوگا اینو بهت گفت؟

66
00:05:17,980 --> 00:05:20,020
‫درسته.

67
00:05:20,320 --> 00:05:23,860
...می‌خواستم راحت باشم و یکم سفر کنم، ولی

68
00:05:24,450 --> 00:05:26,910
.عب نداره، اینم یه تجربه‌ٔ با ارزشه

69
00:05:27,030 --> 00:05:29,910
.آره، گفتنش برای شما ساده‌ست

70
00:05:30,280 --> 00:05:32,950
،منم خیلی اتفاقی یه مربی ویژه شدم

71
00:05:33,200 --> 00:05:34,710
‫واسه همین می‌دونم چه حسی داری.

72
00:05:35,160 --> 00:05:37,880
...اون موقع‌هایی که بهم شمشیرزنی یاد می‌دادین

73
00:05:38,040 --> 00:05:40,130
‫در حالی که داشتم به خدای اسفن دعا می‌کردم...

74
00:05:40,670 --> 00:05:43,260
.‫اون روزا بهترین روزای عمرم بودن

75
00:05:43,380 --> 00:05:44,800
.که اینطور

76
00:05:48,050 --> 00:05:51,260
.ولی تونستی معاون فرمانده بشی، عجب ترفیعی

77
00:05:51,970 --> 00:05:54,430
‫فقط می‌خواستن یه جوری این پُست رو پُر کنن، همین.

78
00:05:59,810 --> 00:06:02,230
.خیلی ناگهانی بود

79
00:06:02,940 --> 00:06:03,780
چیزی شده؟

80
00:06:04,030 --> 00:06:05,780
.نه، چیزی نیست

81
00:06:10,370 --> 00:06:12,700
موردیا-سان خوبن؟

82
00:06:12,830 --> 00:06:14,450
.‫آره، مثل همیشه‌ست

83
00:06:15,330 --> 00:06:17,620
.‫خیلی دلم می‌خواد فرن-سان رو ببینم

84
00:06:23,250 --> 00:06:24,710
‫چه شهر قشنگیه.

85
00:06:25,300 --> 00:06:26,920
‫منم همین فکر رو می‌کنم.

86
00:06:30,470 --> 00:06:33,140
‫یه جورایی دلم می‌خواد بیام اینجا زندگی کنم.

87
00:06:33,720 --> 00:06:36,390
‫هی، مگه تو برای انجام وظایف خاصی اینجا نیستی؟

88
00:06:37,060 --> 00:06:38,520
‫هه هه.

89
00:06:39,730 --> 00:06:40,850
‫سنسی.

90
00:06:42,440 --> 00:06:45,480
‫اگه واقعاً بیام اینجا، منو خونه‌تون راه می‌دین؟

91
00:06:45,780 --> 00:06:47,440
‫یعنی می‌خوای با من زندگی کنی؟

92
00:06:47,950 --> 00:06:52,320
‫رز یه جورایی یه ویژگی خاصی داره که
‫حتی بچه‌های خیلی بدبین رو هم جذب خودش می‌کنه.

93
00:06:52,990 --> 00:06:55,580
.‫احتمالاً با میویی خوب کنار میاد

94
00:06:56,250 --> 00:06:58,370
...‫آره، چیزه... خب

95
00:06:58,540 --> 00:06:59,670
.ای بابا

96
00:06:59,790 --> 00:07:01,920
.‫خب، به گمونم بهتره که برم

97
00:07:02,040 --> 00:07:03,420
.‫آها، باشه

98
00:07:04,380 --> 00:07:06,510
.خوشحال شدم که دوباره مثل قدیما گپ زدیم

99
00:07:07,970 --> 00:07:10,010
.منم همینطور. بازم می‌بینمتون

100
00:07:22,190 --> 00:07:23,860
‫خیلی ممنون.

101
00:07:26,610 --> 00:07:28,900
.چه خوشم بیاد چه نیاد، باید اون روز بپوشمش

102
00:07:29,030 --> 00:07:30,700
.باید کم‌کم بهش عادت کنم

103
00:07:31,200 --> 00:07:32,160
‫ولی...

104
00:07:32,530 --> 00:07:34,660
‫شصت و پنج هزار دالک...

105
00:07:35,280 --> 00:07:38,540
.تا حالا بیشتر از ده هزار دالک برای لباس پول نداده بودم

106
00:07:39,500 --> 00:07:40,580
.من برگشتم

107
00:07:41,210 --> 00:07:42,880
‫اوه، خوش اومدی.

108
00:07:44,170 --> 00:07:45,420
...اون

109
00:07:45,670 --> 00:07:46,590
دیگه چیه؟

110
00:07:47,500 --> 00:07:49,630
.اینا لباسای جدیدمن

111
00:07:49,970 --> 00:07:52,010
.گفتم تا خونه بپوشمشون

112
00:07:57,010 --> 00:07:59,220
به نظرت بهم نمیان؟

113
00:07:59,470 --> 00:08:00,730
.همچین چیزی نگفتم

114
00:08:00,850 --> 00:08:02,310
.بهت میان

115
00:08:02,600 --> 00:08:03,690
...که اینطور

116
00:08:04,560 --> 00:08:06,730
.‫خب، انتظار همچین عکس‌العملی رو نداشتم

117
00:08:07,190 --> 00:08:09,690
.مخصوصاً با وجود این قیمت فضایی

118
00:08:10,940 --> 00:08:12,820
.راستی، شام آماده‌ست

119
00:08:12,950 --> 00:08:15,160
.‫باشه. میرم لباس عوض کنم

120
00:08:22,620 --> 00:08:24,040
خب، بخوریم؟

121
00:08:24,330 --> 00:08:27,790
.درسته، با این لباسای همیشگیت خیلی باحال‌تری

122
00:08:27,960 --> 00:08:29,960
‫هان؟ چیزی گفتی؟

123
00:08:30,260 --> 00:08:32,380
‫نه، هیچی.

124
00:08:33,300 --> 00:08:34,130
واقعاً؟

125
00:08:34,510 --> 00:08:36,260
.‫خب، ایتاداکیماس

126
00:08:36,390 --> 00:08:37,550
.ایتاداکیماس

127
00:08:38,010 --> 00:08:39,770
!‫به به، چه خوشمزه‌ست

128
00:08:39,890 --> 00:08:42,020
‫داری تو آشپزی خوب میشی.

129
00:08:42,140 --> 00:08:42,910
واقعاً؟

130
00:08:42,910 --> 00:08:43,730
.آره

131
00:08:43,850 --> 00:08:46,480
‫راستی، به مدرسه عادت کردی؟

132
00:08:47,060 --> 00:08:48,270
مدرسه؟

133
00:08:50,030 --> 00:08:51,280
.ازش خسته شدم

134
00:08:51,570 --> 00:08:53,530
چیزی شده؟ مشکلی پیش اومده؟

135
00:08:53,650 --> 00:08:55,530
.نه مسئله این نیست

136
00:08:56,320 --> 00:09:00,120
.امروز، هم‌کلاسی‌هام منو زوری بردن کتابخونه

137
00:09:00,410 --> 00:09:02,000
«امروز؟»

138
00:09:02,960 --> 00:09:06,170
.هر روز خدا منو می‌کشونن اینور اونور

139
00:09:06,380 --> 00:09:09,750
‫دیروز اتاق نقاشی بود.
‫روز قبلش هم اتاق موسیقی.

140
00:09:09,880 --> 00:09:11,460
.‫خیلی خسته‌کننده‌ست

141
00:09:13,550 --> 00:09:15,970
.خوبه که دارن اطراف رو نشونت میدن

142
00:09:16,260 --> 00:09:20,100
‫آره، درسته.
‫ولی اونجا خیلی بزرگه!

143
00:09:20,220 --> 00:09:23,230
‫به علاوه، یه اتفاق خیلی
خسته‌کننده‌تر ‫هم امروز افتاد.

144
00:09:23,890 --> 00:09:25,140
چه اتفاقی؟

145
00:09:25,560 --> 00:09:29,520
‫یه عالمه کتاب جادوگری توی کتابخونه هست.

146
00:09:29,650 --> 00:09:33,030
.و هرکدوم انقدر قطر دارن

147
00:09:33,860 --> 00:09:37,660
‫اولین باره که میویی اینقدر راجع‌به مدرسه با من حرف می‌زنه.

148
00:09:39,370 --> 00:09:40,490
‫ولی...

149
00:09:40,870 --> 00:09:43,160
...‫اون کتابی که بهم پیشنهاد کردن بخونم

150
00:09:43,290 --> 00:09:47,000
‫پر از کلمه‌هایی بود که بلد نبودم،
‫و اصلاً نفهمیدم راجع‌به چی بود.

151
00:09:47,420 --> 00:09:48,540
،حالا که فکر می‌کنم

152
00:09:48,670 --> 00:09:52,420
‫موقع پر کردن فرم‌های ثبت‌نام مدرسه هم یکم مشکل داشت.

153
00:09:53,090 --> 00:09:54,460
‫هی پیرمرد.

154
00:09:54,590 --> 00:09:55,470
‫چیه؟

155
00:09:55,840 --> 00:09:57,590
‫تو...

156
00:09:57,720 --> 00:09:59,550
‫قبلاً کتاب خوندی، مگه نه؟

157
00:09:59,850 --> 00:10:00,680
‫آره.

158
00:10:02,430 --> 00:10:06,060
ازم می‌خوای کلماتی که بلد نیستی رو بهت یاد بدم؟

159
00:10:07,100 --> 00:10:08,190
.اوهوم

160
00:10:09,520 --> 00:10:11,190
‫باشه، فهمیدم.

161
00:10:11,480 --> 00:10:14,230
‫پس هرموقع وقت داشتیم توی خونه درس می‌خونیم.

162
00:10:17,200 --> 00:10:18,410
‫ممنونم.

163
00:10:23,490 --> 00:10:25,910
‫همونطور که اون روز عنوان کردم،

164
00:10:26,460 --> 00:10:28,920
...‫شاهزادۀ اولِ سفندیاردوانیا

165
00:10:29,120 --> 00:10:32,040
.از امروز تا سه روز دیگه تشریف میارن اینجا

166
00:10:32,250 --> 00:10:33,300
‫امروز و فردا،

167
00:10:33,420 --> 00:10:37,010
‫ایشون با والاحضرت شاهدخت سوم، پایتخت رو می‌گردن.

168
00:10:38,220 --> 00:10:40,890
‫بلاخره روزش رسید.

169
00:10:41,760 --> 00:10:46,270
‫ما با دستۀ مقدس همکاری می‌کنیم
‫تا امنیت رو در طول این مدت تأمین کنیم.

170
00:10:46,640 --> 00:10:49,310
‫اولین گروه شامل هنبلیتز،

171
00:10:49,810 --> 00:10:52,110
‫سنسی گاردنانت و خودم میشه.

172
00:10:52,400 --> 00:10:54,780
‫ما از شاهدخت سوم محافظت می‌کنیم.

173
00:10:55,400 --> 00:10:56,320
‫گروه دوم...

174
00:10:56,740 --> 00:11:01,030
‫باورم نمیشه اون گروه‌ها رو اینجوری چیده
.فقط واسۀ اینکه منو به خاندان سلطنتی معرفی کنه

175
00:11:03,530 --> 00:11:06,660
‫خب، فکر کنم هرچی مقدر باشه همون میشه.

176
00:11:11,170 --> 00:11:14,090
‫آلیوشیا، امروز خودمو به تو می‌سپارم.

177
00:11:14,290 --> 00:11:15,340
‫تو هم همینطور، هنبلیتز.

178
00:11:16,090 --> 00:11:17,510
‫شاهدخت سالاکیا.

179
00:11:17,840 --> 00:11:20,970
‫به شرافتم به عنوان یک شوالیه لیبریونی‌
.قسم می‌خورم که ازتون محافظت کنم

180
00:11:21,390 --> 00:11:23,600
‫شما مربی ویژه‌اید؟

181
00:11:23,890 --> 00:11:26,470
احـ ـ احوالتون چطوره؟

182
00:11:26,640 --> 00:11:28,520
‫ من بریل گاردنانت هستم.

183
00:11:28,930 --> 00:11:30,890
‫درست گفتم؟

184
00:11:31,400 --> 00:11:33,860
‫ از آلیوشیا خیلی چیزا راجع‌بهتون شنیدم.

185
00:11:33,980 --> 00:11:35,610
.خودمو بهتون می‌سپارم

186
00:11:36,150 --> 00:11:39,240
‫باز آلیوشیا پشت من چی بهش گفته؟

187
00:11:39,740 --> 00:11:40,860
‫شاهدخت سالاکیا!

188
00:11:42,360 --> 00:11:43,820
‫شاهزاده گلن!

189
00:11:46,990 --> 00:11:49,620
‫خیلی مشتاق دیدارتون بودم.

190
00:11:50,120 --> 00:11:52,580
‫ممنون که امروز وقت گذاشتین.

191
00:11:52,870 --> 00:11:54,210
‫باعث افتخارمه.

192
00:11:54,580 --> 00:11:57,800
‫خوشحالم که امروز هوای خوبی نصیب‌مون شد.

193
00:11:57,960 --> 00:11:59,130
‫همینطوره.

194
00:11:59,340 --> 00:12:03,050
.ا ـ اینجوری می‌تونم صورت شما رو واضح ببینم

195
00:12:03,890 --> 00:12:04,930
!از دست شما

196
00:12:06,220 --> 00:12:07,140
.‫واستا بینم

197
00:12:07,430 --> 00:12:08,810
‫این دو تا...؟

198
00:12:14,020 --> 00:12:16,360
.روی وظایف نگهبانی تمرکز کن، مرد

199
00:12:21,450 --> 00:12:22,320
‫اگه اجازه بدین...

200
00:12:23,200 --> 00:12:24,700
.سپاسگزارم

201
00:12:30,290 --> 00:12:32,160
‫خب، پس نقشه‌مون رو عملی کنیم.

202
00:12:39,000 --> 00:12:41,050
‫پس من شدم طعمه، ها؟

203
00:12:41,510 --> 00:12:42,760
‫سنسی.

204
00:12:43,430 --> 00:12:45,720
‫مایلید منم باهاتون بیام؟

205
00:12:47,760 --> 00:12:50,140
‫نه، فقط حواست به نگهبانیت باشه.

206
00:12:50,270 --> 00:12:51,680
‫چشم.

207
00:13:09,490 --> 00:13:12,700
‫همونطور که انتظار می‌رفت، حسابی شلوغی رو کنترل می‌کنن.

208
00:13:15,460 --> 00:13:17,000
‫اوه، باید حواسمو جمع کنم.

209
00:13:19,630 --> 00:13:21,250
‫یعنی چی شده؟

210
00:13:21,460 --> 00:13:23,970
.قرار نبود به همچین جایی سر بزنن

211
00:13:24,420 --> 00:13:25,470
‫ببخشید.

212
00:13:25,630 --> 00:13:28,600
‫یه گیرۀ مو توی اون مغازه
‫خیلی چشم‌مون رو گرفت.

213
00:13:28,720 --> 00:13:32,100
‫از دور هم می‌تونستیم ببینیم چه قشنگه.

214
00:13:34,640 --> 00:13:35,940
.بسیارخب

215
00:13:36,140 --> 00:13:37,900
‫ما اینجاییم که ازتون محافظت کنیم.

216
00:13:38,270 --> 00:13:39,770
‫ممنون.

217
00:13:41,650 --> 00:13:43,570
‫واقعاً زیباست.

218
00:13:43,690 --> 00:13:46,530
‫آره. فکر می‌کنم خیلی بهتون بیاد.

219
00:13:46,660 --> 00:13:47,950
‫واقعاً؟

220
00:13:59,670 --> 00:14:01,840
‫چه جمعیت عظیمی.

221
00:14:02,420 --> 00:14:05,420
‫به نظر میاد جمع شدن تا یه نگاهی به خاندان سلطنتی بندازن.

222
00:14:05,550 --> 00:14:08,340
‫تو اینجور مواقع باید خیلی مراقب باشیم.

223
00:14:08,890 --> 00:14:10,760
‫اوه، اون شاهدخت سالاکیاست!

224
00:14:11,220 --> 00:14:12,060
‫خیلی خوشگله.

225
00:14:12,180 --> 00:14:13,720
‫شاهدخت!

226
00:14:22,190 --> 00:14:23,110
‫اعلی‌حضرت.

227
00:14:23,360 --> 00:14:26,110
‫لطفاً دیگه از این کارا نکنید.

228
00:14:26,400 --> 00:14:27,740
‫آره، ببخشید.

229
00:14:27,900 --> 00:14:29,410
‫سعی‌مو می‌کنم.

230
00:14:44,000 --> 00:14:45,380
‫نکنه توهم زدم؟

231
00:14:53,930 --> 00:14:56,270
‫مثل اینکه اوضاع مرتبه.

232
00:15:03,940 --> 00:15:06,150
.‫به به، خیلی خوشمزه‌‌ست

233
00:15:06,990 --> 00:15:09,450
‫خوشحالم که دوست داشتین.

234
00:15:10,860 --> 00:15:12,240
‫یه دقیقه وقت داری؟

235
00:15:12,370 --> 00:15:13,740
‫چی شده؟

236
00:15:14,030 --> 00:15:17,790
‫راستش رو بخوای، یه جور نگاه سنگین
.و ناراحت‌کننده‌ای رو توی اون مغازه حس کردم

237
00:15:18,410 --> 00:15:19,500
‫فکر کنم...

238
00:15:20,790 --> 00:15:22,290
‫یه جورایی قاتلانه بود.

239
00:15:23,750 --> 00:15:26,090
.درحد یه لحظه بود، واسه همین ممکنه اشتباه کرده باشم

240
00:15:26,250 --> 00:15:28,720
‫ولی نباید خیلی بی‌احتیاطی کنیم.

241
00:15:29,670 --> 00:15:31,260
...‫به من اطلاع داده بودن

242
00:15:31,380 --> 00:15:34,640
‫که نگرانی خاصی در مورد این ملاقات وجود نداره.

243
00:15:35,260 --> 00:15:36,350
‫خیلی خب.

244
00:15:37,350 --> 00:15:40,310
‫من دسته‌ها رو دوباره سازماندهی می‌کنم
‫و تعداد محافظ‌ها رو بیشتر می‌کنم.

245
00:15:42,850 --> 00:15:45,570
‫امیدوارم اتفاقی نیفته...

246
00:16:05,130 --> 00:16:06,840
‫هی تو! همونجا وایسا!

247
00:16:14,720 --> 00:16:16,050
‫لطفاً عقب وایسید!

248
00:16:28,020 --> 00:16:29,400
‫هیچ بوی قتلی نمیاد.

249
00:16:38,080 --> 00:16:39,910
‫آلیوشیا، رز، اون بالا!

250
00:16:48,210 --> 00:16:49,460
!‫پس این یکی حواس‌پرتیه

251
00:16:52,510 --> 00:16:54,130
‫ببرینشون داخل سالن تئاتر!

252
00:17:21,950 --> 00:17:23,660
‫تیغ‌هاشون سمیه!

253
00:17:30,880 --> 00:17:32,760
.چقدر رو مخه

254
00:17:33,260 --> 00:17:36,800
‫باید بفهمیم کی پشت این ماجراست!

255
00:17:37,050 --> 00:17:38,180
‫زنده دستگیرشون کنید!

256
00:18:10,460 --> 00:18:12,710
‫پس دست به همه‌کار می‌زنین، ها؟

257
00:19:48,770 --> 00:19:49,680
‫تکون نخور.

258
00:20:07,540 --> 00:20:09,700
‫تسلیم شو!

259
00:20:19,010 --> 00:20:20,010
‫ایست!

260
00:20:59,170 --> 00:21:01,510
‫فکر می‌کردم رز فقط وقتی بهش حمله میشه ضدحمله می‌زنه...

261
00:21:02,010 --> 00:21:03,630
‫استایلش رو عوض کرده؟

262
00:21:04,800 --> 00:21:05,680
‫سنسی.

263
00:21:07,260 --> 00:21:08,850
‫منو ببخشید.

264
00:21:09,140 --> 00:21:11,060
‫دشمن از اونی که فکر می‌کردم سرسخت‌تر بود.

265
00:21:12,020 --> 00:21:13,020
.کاریه که شده

266
00:21:24,030 --> 00:21:24,990
‫این دیگه چه کوفتیه؟

267
00:21:31,900 --> 00:21:41,900
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

268
00:21:42,000 --> 00:21:52,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

269
00:23:22,690 --> 00:23:26,030
‫سوپ و آبگوشت وقتی تو حجم زیاد درست میشن خوشمزه‌ترن.

270
00:23:26,150 --> 00:23:28,690
‫روز دوم یا سوم که دیگه اصلاً یه چیز دیگه میشن.

271
00:23:28,820 --> 00:23:31,610
‫ولی بعد از چهار روز دیگه خوردنش ریسکه.

272
00:23:32,200 --> 00:23:35,950
‫قسمت بعدی: "پیرمرد روستایی خودشو وسط یه دعوای مرگبار می‌اندازه. "

273
00:23:32,220 --> 00:23:37,060
قسمت بعد

274
00:23:32,220 --> 00:23:37,060
پیرمرد روستایی خودشو
وسط یه دعوای مرگبار می‌اندازه
