WEBVTT

00:01.210 --> 00:03.360
‫خب، این خونۀ منه.

00:04.250 --> 00:05.920
‫حتی یه باغچۀ کوچولو هم داره.

00:06.790 --> 00:09.420
.بعلاوۀ آب لوله کشی و حموم

00:09.630 --> 00:11.720
‫لوسی واقعاً سلیقه‌ش تو خونه خوبه.

00:12.760 --> 00:15.090
،گرچه که من توی این مورد زیاد دستم باز نبود

00:15.220 --> 00:19.100
ولی داشتن یه خونه توی پایتخت
.برای امثال من یکم زیادی هم هست

00:19.640 --> 00:23.560
‫پنج روز پیش اسباب‌کشی کردم اینجا،
‫ولی هنوز عادت نکردم.

00:26.270 --> 00:27.310
‫اوف.

00:28.400 --> 00:29.400
‫اوه، صبح بخیر.

00:31.150 --> 00:32.190
‫از این گذشته،

00:32.450 --> 00:34.490
‫به اینم عادت ندارم.

00:35.610 --> 00:37.280
‫شاید از روی شانس بوده،

00:37.410 --> 00:40.540
‫ولی هیچ‌وقت انتظار نداشتم
‫با یه دختر نوجوون زندگی کنم.

00:41.040 --> 00:43.460
.شرمنده که صبحونه دیر حاضر شد

00:43.790 --> 00:45.420
‫من به آشپزی کردن عادت ندارم.

00:45.750 --> 00:47.130
‫هر چی باشه خوبه.

00:47.710 --> 00:50.000
با منوی امروز مشکلی نداری؟

00:50.380 --> 00:51.920
‫تو چی دوست داری بخوری؟

00:52.300 --> 00:54.130
‫اگه خوردنی باشه، هر چی باشه خوبه.

00:54.470 --> 00:55.470
.آه، که اینطور

00:55.720 --> 00:58.260
‫راستی، من لباسایی که دیروز پوشیدی رو می‌شورم، پس...

00:58.390 --> 01:00.220
‫نه، خودم می‌شورمشون.

01:00.600 --> 01:01.680
.باشه پس

01:01.890 --> 01:04.600
‫ولی تو وقتی لباس می‌شوری، از صابون استفاده نمی‌کنی،

01:04.730 --> 01:07.350
‫فقط خیس می‌کنی، می‌چلونی،
‫و آویزون می‌کنی، مگه نه؟

01:08.230 --> 01:11.690
.یه جوریه انگار همیشه فاصله‌شو با من حفظ می‌کنه

01:12.440 --> 01:12.890
...آم

01:12.970 --> 01:13.740
چیشده؟

01:14.110 --> 01:16.740
‫ام... میشه از توالت استفاده کنم؟

01:17.030 --> 01:19.910
‫ای بابا، تو هر دفعه اینو ازم می‌پرسی.

01:20.030 --> 01:23.250
‫اینجا خونۀ تو هم هست، میویی،
.دیگه لازم نیست از این سوالا بپرسی

01:24.000 --> 01:25.210
‫فهمیدم.

01:25.290 --> 01:27.670
.پس از این به بعد دیگه اجازه نمی‌گیرم

01:28.210 --> 01:29.630
‫اجازه؟!

01:32.000 --> 01:42.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:01.950 --> 03:06.960
قسمت هفتم

03:01.950 --> 03:06.960
پیرمرد روستایی و چالش‌های ترتیب فرزند

03:01.950 --> 03:06.950
مترجم: ساکا

03:02.490 --> 03:06.200
.پیرمرد روستایی و چالش‌های ترتیب فرزند

03:08.060 --> 03:11.770
‫من توی دوجو تجربۀ زیادی
‫با بچه‌های هم‌سن اون داشتم،

03:11.900 --> 03:14.320
‫ولی زندگی کردن باهاشون یه چیز دیگه‌ست.

03:14.900 --> 03:17.610
،اگه بخواد همینجوری تا ابد گارد بگیره

03:17.740 --> 03:19.780
.زندگی یکم سخت میشه

03:20.110 --> 03:22.320
‫باید یه راهی پیدا کنم یخ‌شو آب کنم.

03:23.160 --> 03:26.200
.این کباب‌ها بین دخترای جوون خیلی طرفدار دارن

03:27.580 --> 03:30.410
‫خب، کورونی و فیسل
‫همه‌ش دارن از اینا میخورن،

03:30.580 --> 03:32.370
.پس دروغ نگفتم

03:33.210 --> 03:34.420
‫چطوره؟

03:34.710 --> 03:36.210
.خیلی خوشمزه‌ست

03:36.670 --> 03:40.670
«‫ای‌جان. عملیات «قدم بزن، غذا بخور، خوش بگذرون
‫داره خوب پیش میره.

03:40.930 --> 03:41.800
...‫و بعدش

03:42.890 --> 03:44.050
‫یه تئاتر؟

03:44.350 --> 03:46.510
‫تا حالا تئاتر دیدی، میویی؟

03:46.680 --> 03:48.140
‫معلومه که نه.

03:48.270 --> 03:52.350
‫من کل عمرم تو روستا زندگی کردم،
‫همیشه دلم می‌خواست یه تئاتر واقعی ببینم.

03:52.480 --> 03:53.940
میای باهم ببینیم؟

03:54.060 --> 03:55.560
‫آره، باشه.

03:55.810 --> 03:57.070
‫پس بزن بریم تو.

03:59.320 --> 04:01.200
...‫به خاطر اینه که دوستت دارم

04:01.400 --> 04:03.610
برای همین ‫نمی‌تونم ببخشمِت.

04:03.740 --> 04:05.910
...‫من برای ادامه دادن این عشق

04:06.030 --> 04:08.040
.نیازی به بخشش تو ندارم

04:10.160 --> 04:14.170
.دیدن یه نمایش توی یه تئاتر بزرگ ‫واقعاً ارزشش رو داشت

04:14.290 --> 04:15.690
نظرت چی بود، میویی؟

04:15.780 --> 04:16.000
...هوم

04:16.130 --> 04:20.670
‫نقش اول مرد خیلی رو مخ بود چون
‫خیلی خودخواه بود، ولی در کل باحال بود.

04:21.970 --> 04:26.600
‫به نظر من نقش اول زن خودخواه بود،
‫ولی خب تو هم بی‌راه نمیگی.

04:27.470 --> 04:29.850
.خب، مهم اینه که تو خوشت اومده

04:30.640 --> 04:31.480
‫آره.

04:31.680 --> 04:34.730
،حالا که اون تئاتر رو دیدیم‌
.یه چیزی داریم تا درموردش حرف بزنیم

04:35.150 --> 04:37.520
‫اگه اینجوری ادامه بدیم شاید به هم نزدیک‌تر بشیم.

04:42.320 --> 04:44.740
‫مجبور نیستی با من بیای، می‌دونی که.

04:44.860 --> 04:46.820
.این‌جوری نباش دیگه

04:46.950 --> 04:50.290
‫من به عنوان قسرپرستت ‫باید یه سر به مدرسه هم بزنم.

04:50.540 --> 04:54.710
‫بعدشم، این‌جوری نیست که
‫به انجمن جادوگری علاقه‌ای نداشته باشم.

04:55.040 --> 04:57.250
‫اوه، پس این ورودیِ مدرسه‌ست.

04:57.790 --> 04:59.380
بزرگه، نه؟

04:59.500 --> 05:00.340
‫آره...

05:08.970 --> 05:11.310
‫اول از همه، باید اتاق کارکنان رو پیدا کنیم.

05:11.430 --> 05:15.520
احتمالاً شما دانش‌آموز انتقالی و پدرشون نیستین؟

05:16.400 --> 05:18.360
.بله، درسته

05:18.560 --> 05:20.900
‫من کینرا فاین هستم.

05:21.030 --> 05:23.740
.من یکی از معلم‌های مدرسهٔ جادویی هستم

05:23.900 --> 05:25.280
‫از آشنایی باهاتون خوشبختم.

05:25.400 --> 05:27.490
‫من بریل گاردنانت هستم.

05:27.660 --> 05:28.950
.‫اینم میویی‌ـه

05:29.070 --> 05:29.990
‫سلام.

05:30.120 --> 05:32.450
‫دوست دارین راهنماییتون کنم؟

05:32.540 --> 05:33.910
.لطف می‌کنین

05:34.040 --> 05:35.830
...تحت تاثیر مدرسه قرار گرفتیم و

05:35.960 --> 05:38.960
.یکم دستپاچه شدیم و نمی‌دونیم دقیقاً کجا باید بریم

05:39.080 --> 05:41.750
.ا ـ از کمک‌تون ممنونم

05:42.460 --> 05:43.880
.میویی خشکش زده

05:44.170 --> 05:45.550
.‫یه جورایی بامزه‌ست

05:47.130 --> 05:49.600
‫لازم نیست اینقدر استرس داشته باشی.

05:49.720 --> 05:51.140
.‫لطفاً، از این طرف بفرمایین

05:59.610 --> 06:01.820
‫پس، پنجره‌ها همه از شیشه‌ان، ها؟

06:01.940 --> 06:04.780
.‫واقعاً بهترین انجمن آموزشی در این سرزمین‌ـه

06:05.320 --> 06:08.700
‫خب، کی انجمن ما رو به شما معرفی کرد؟

06:08.950 --> 06:09.780
‫درسته.

06:10.160 --> 06:14.120
‫لو... فرمانده دایاموند از دستۀ جادو پیشنهادش رو داد.

06:14.240 --> 06:18.000
‫اوه، شما شخصاً توسط مدیر مدرسه دعوت شدین!

06:18.080 --> 06:20.790
!کینرا-سنسی، صبح بخیر

06:21.000 --> 06:23.000
.سلام، ‫صبح شما هم بخیر

06:23.300 --> 06:25.300
‫همه خیلی مودبن.

06:25.460 --> 06:28.930
‫این بچه‌ها ممکنه یه زمانی ‫جادوگرای برتر کشور بشن،

06:29.050 --> 06:32.470
‫برای همین آداب معاشرت هم ‫جزء برنامه درسیشونه.

06:33.640 --> 06:36.680
‫نمیدونم میویی اینجا جا می‌افته یا نه.

06:37.430 --> 06:39.440
‫ممکنه یکم طول بکشه.

06:41.020 --> 06:43.360
...‫یه معرفی‌نامه ‫از طرف مدیر مدرسه‌

06:43.480 --> 06:45.730
‫شما رو از دادن ‫آزمون استعداد معاف می‌کنه.

06:46.070 --> 06:47.570
‫چه شانسی آوردیا، میویی.

06:47.900 --> 06:49.610
‫اوه... آره.

06:49.910 --> 06:53.370
‫خب میویی-سان، تصمیم گرفتی که
‫می‌خوای تو چه رشته‌ای از جادو متخصص بشی؟

06:53.910 --> 06:55.540
رشتهٔ جادو؟

06:55.700 --> 06:58.290
،سیستم‌های جادوییِ زیادی وجود داره

06:58.410 --> 07:01.540
‫و بیشتر جادوگرا نقاط قوت و ضعف
‫مخصوص به خودشون رو دارن.

07:02.880 --> 07:05.420
‫من فقط می‌تونم آتیش درست کنم.

07:05.590 --> 07:09.930
.در این صورت، شاید جادوی تهاجمی برات مناسب باشه

07:10.090 --> 07:11.090
‫تهاجمی...؟

07:11.550 --> 07:14.220
‫ببخشید، من هیچی دربارۀ جادو نمی‌دونم.

07:14.640 --> 07:16.010
‫بذارین براتون توضیح بدم.

07:16.680 --> 07:18.330
:‫پنج سیستم جادوگری داریم

07:18.330 --> 07:19.730
،جادوی تهاجمی

07:19.890 --> 07:21.150
‫جادوی تدافعی،

07:21.440 --> 07:22.650
‫جادوی شفابخش،

07:23.060 --> 07:24.270
‫جادوی تقویت‌کننده،

07:24.440 --> 07:26.610
.‫و جادوی سبک زندگی

07:26.730 --> 07:30.320
‫تولید شعله یه جور جادوی تهاجمیه.

07:30.950 --> 07:31.780
.صحیح

07:32.280 --> 07:34.030
،راستی یه مسئلهٔ دیگه

07:34.200 --> 07:37.370
.لطفاً تصمیم بگیرین که دخترتون توی خابگاه مدرسه می‌مونه یا نه

07:37.950 --> 07:39.450
‫خوابگاه هم دارین؟

07:39.580 --> 07:41.830
،بله، نه تنها دانش‌آموزایی از مناطق روستایی

07:41.960 --> 07:44.630
.بلکه خیلی از دانش‌آموزای همین اطراف هم اونجا زندگی می‌کنن

07:44.960 --> 07:46.590
می‌خواین یه نگاهی بهش بندازین؟

07:47.000 --> 07:48.510
...‫اوه، بـ ـ بله

07:51.380 --> 07:54.890
‫الان دانش‌آموز‌ها سر کلاس‌ان،
‫واسه همین کسی اینجا نیست.

07:55.220 --> 07:57.600
.چقدر تمیز و جاداره

08:03.850 --> 08:05.360
‫اینجا سالن غذاخوریه.

08:05.480 --> 08:07.150
،‫ما سه وعده غذا در روز می‌دیم

08:07.270 --> 08:10.110
‫و هر کدوم از نظر تغذیه‌ای کاملاً متعادل هستن.

08:11.740 --> 08:15.530
‫دانش‌آموز‌ها نوبتی از حموم استفاده می‌کنن،
‫واسه همین زیاد وقت برای استراحت نیست.

08:17.780 --> 08:21.750
‫این اتاق در حال حاضر خالیه،
‫ولی کاملاً مبله‌ست.

08:25.960 --> 08:28.880
‫اون خوابگاه خیلی خفن بود، نه؟

08:29.170 --> 08:30.010
‫آره.

08:30.260 --> 08:33.840
نظرت چیه که ناهار رو توی ناحیهٔ مرکزی
بخوریم و بعدش برگردیم خونه؟

08:36.390 --> 08:39.640
.با وجود همچین خوابگاه مشتی‌ای، حتماً باید اونجا زندگی کنه

08:40.020 --> 08:40.850
‫ولی خب،

08:40.970 --> 08:44.690
‫میویی می‌تونه با زندگی کردن با بچه‌های دیگه کنار بیاد؟

08:45.440 --> 08:48.400
...شاید بهتر باشه یه مدت با من زندگی کنه

08:49.730 --> 08:51.570
چیزی هست که دوست داشته باشی بخوری؟

08:52.190 --> 08:53.900
‫هر چی باشه خوبه.

08:54.860 --> 08:58.910
‫اوم... این رفتارش بین
...بچه‌های هم‌سن‌وسالش جواب نمیده

08:59.490 --> 09:04.160
‫صبر کن، شاید اون با پیرمردهایی مثل من این‌جوریه.

09:05.670 --> 09:07.580
‫یه سوسیس‌فروشی مخصوص.

09:07.790 --> 09:08.750
‫اینجا خوبه؟

09:08.880 --> 09:09.710
‫آره.

09:10.550 --> 09:13.170
‫پره. بیا یه جای دیگه رو امتحان کنیم.

09:13.300 --> 09:14.240
!سنسی

09:14.240 --> 09:14.880
ها؟

09:15.050 --> 09:17.510
‫اوه، سورنا. چه تصادفی.

09:17.640 --> 09:21.060
!اگه اشکالی نداره، بیاین سر میز من بشینین

09:21.180 --> 09:22.980
‫خیلی خوب میشه، ممنون.

09:24.480 --> 09:26.600
...‫یه کم دیره، ولی برای

09:26.770 --> 09:28.150
.شمشیر جدید ممنونم

09:28.270 --> 09:29.730
.‫تیغۀ خیلی خوبی داره

09:29.980 --> 09:32.650
.این چه حرفیه، انجام وظیفه بود

09:34.530 --> 09:36.570
‫خب، سنسی... این دختره کیه؟

09:37.240 --> 09:40.080
‫اوم، از کجا شروع کنم؟

09:40.950 --> 09:44.120
‫مطمئنم اوضاع پیچیده‌ست، ولی...

09:44.370 --> 09:46.960
.خب برای شروع، اسمش میویی‌ـه

09:47.080 --> 09:47.920
‫سلام.

09:48.130 --> 09:49.750
‫من سورنا لیساندرا هستم.

09:49.880 --> 09:52.380
‫من و سنسی خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم.

09:52.750 --> 09:56.340
...خلاصش که، من محافظ میویی‌ام

09:56.470 --> 09:58.050
‫و با هم زندگی می‌کنیم.

10:01.510 --> 10:03.930
‫واقعاً اینقدر جای تعجب داره؟

10:04.600 --> 10:05.890
.منو ببخشید

10:06.020 --> 10:09.400
‫منظورم اینه که واقعاً
‫نباید دخالت کنم، برای همین...

10:09.520 --> 10:11.520
.‫ببخشید که منتظر موندین

10:12.440 --> 10:14.280
‫بیا بخوریم، میویی.

10:14.400 --> 10:15.240
‫آره.

10:16.400 --> 10:19.360
‫سورنا، کار و بارت این اواخر چطور بوده؟

10:19.700 --> 10:24.160
‫این موقع سال شکار هیولا اطراف پایتخت زیاده.

10:24.450 --> 10:27.500
زیاد شدن هیولاها به فصل بستگی داره؟

10:27.960 --> 10:32.590
.نه، واسه اینه که یه هیئت از سفندیاردوانیا قراره به زودی بیاد اینجا

10:32.880 --> 10:34.000
‫یه هیئت؟

10:34.130 --> 10:35.840
نمی‌دونستین؟

10:36.010 --> 10:38.180
.‫این یه جلسهٔ سالانه بین متحدینه

10:38.300 --> 10:40.840
...از گیلد خواسته شده بود که اون موقع برای

10:40.970 --> 10:44.640
.بهبود امنیت عمومی در این منطقه هیولاها رو شکار کنن

10:44.970 --> 10:48.770
‫پس حتی ماجراجوها هم
‫به کشورشون تعلق‌خاطر دارن، آره؟

10:51.190 --> 10:52.900
‫عجب سوسیس خوبی بود.

10:53.320 --> 10:57.110
‫تو برو خونه، میویی. من می‌خوام
‫یه سری به مقر فرماندهی بزنم.

10:57.360 --> 10:58.820
.‫باشه، فهمیدم

10:58.950 --> 11:00.030
‫آها، راستی.

11:00.160 --> 11:02.490
.‫میویی می‌خواد عضو انجمن جادو بشه

11:02.660 --> 11:05.080
.گفتم شاید نصیحتی برای دلگرمیش داشته باشی، سورنا

11:05.540 --> 11:08.000
‫اوه، پس تو مهارت جادویی داری.

11:08.620 --> 11:13.540
‫تو انجمن جادوگری، با ‫بهترینِ بهترین‌ها طرفی. آسون نیست.

11:13.670 --> 11:15.960
‫آره، خب، می‌دونم.

11:16.920 --> 11:20.590
بهش گفتم دلگرمی بده به بچه، این چرا داره بهش ترس وارد می‌کنه؟

11:20.720 --> 11:23.010
،اگه سنسی سرپرستت باشه

11:23.140 --> 11:25.180
.دیگه حق نداری ببازی

11:25.310 --> 11:28.180
‫فکر کردی من چه جور آدمی‌ام؟

11:28.600 --> 11:30.810
.می‌دونم، این پیری خیلی قویه

11:31.480 --> 11:32.770
گفتی «پیری»؟

11:33.810 --> 11:35.570
‫هی، هی، هی.

11:36.650 --> 11:38.820
‫ببخشید، من فقط...

11:39.240 --> 11:40.450
‫متاسفم.

11:40.570 --> 11:43.950
.چیزه... سنسی آدم خیلی بزرگیه

11:44.070 --> 11:46.030
.آره، تا این حد رو خودمم فهمیدم

11:46.160 --> 11:49.290
.‫نه بابا، من یه پیرمرد معمولی روستایی‌ام

11:55.420 --> 11:56.880
‫اگه فهمیدی که چه بهتر.

11:57.000 --> 11:58.590
.بعداً می‌بینمت، میویی

11:58.710 --> 12:00.340
‫آره، می‌بینمت.

12:03.510 --> 12:07.010
اوه... میویی الان با سورنا یکم صمیمی شد؟

12:07.140 --> 12:09.060
.این دختر پتانسیل داره

12:09.770 --> 12:13.520
‫بی‌ادبه، ولی اهل زیرآب زنی نیست.

12:13.850 --> 12:14.980
‫خیلی پیشرفت می‌کنه.

12:15.440 --> 12:16.360
.درسته

12:17.650 --> 12:20.610
‫و دقیقاً به همین دلیله که ‫به یه محیط درست نیاز داره.

12:20.940 --> 12:23.320
‫ولی به نظر تو کدومش براش بهتره...؟

12:26.780 --> 12:29.330
میویی-سان می‌خواد توی انجمن جادو ثبت‌نام کنه؟

12:29.540 --> 12:32.210
...‫آره. و من داشتم فکر می‌کردم که

12:32.330 --> 12:35.540
.براش بهتره بره خوابگاه تا اینکه پیش من بمونه

12:35.710 --> 12:37.540
!!پـ ـ پـ ـ پـیش شما بمونه؟

12:37.790 --> 12:39.960
‫واقعاً اینقدر تعجب‌آوره؟

12:40.130 --> 12:42.050
.خب، من الان یه‌جورایی قَیّمش محسوب میشم

12:42.220 --> 12:45.180
‫و لوسی خونه‌ای که قبلاً توش زندگی می‌کرد رو بهم داد.

12:45.760 --> 12:48.430
.کـ ـ که اینطور

12:49.470 --> 12:52.140
.بدون شک خوابگاه بهترین انتخابه

12:53.060 --> 12:56.940
.هم رفت‌وآمد نداره و هم غذا میدن

12:57.060 --> 12:59.860
.فیس-چان می‌گفت که خوابگاه مثل بهشت می‌مونه

13:00.030 --> 13:01.110
‫درسته.

13:01.320 --> 13:05.610
‫ولی نگرانم که بتونه
‫خودشو با زندگی با بقیه وفق بده یا نه.

13:06.070 --> 13:07.820
...بعضیا از قدیم میگن بهتره که

13:07.950 --> 13:11.700
.از پناهگاهت بیای بیرون و با سر بپری تو دل ماجرا

13:13.960 --> 13:17.250
.الان که بهش فکر می‌کنم، اون به‌تازگی با سورنا گرم گرفت

13:17.380 --> 13:18.880
.پس هرچه بادا باد

13:19.090 --> 13:21.050
‫در حالت کلی،

13:21.250 --> 13:25.180
،‫اگه بخواد توی انجمن درس بخونه
.خوابگاه انتخاب منطقی‌تریه

13:26.510 --> 13:27.680
.محض اطلاع گفتم

13:28.050 --> 13:29.850
‫آره، درسته.

13:31.600 --> 13:34.940
‫از نظر منطقی، ‫خوابگاه بهتره.

13:35.350 --> 13:36.520
واقعاً؟

13:38.360 --> 13:41.320
‫تو این همه راهو اومدی اینجا ‫که فقط اینو بپرسی؟

13:41.440 --> 13:42.530
‫آره خب...

13:43.150 --> 13:44.530
‫بیا تو.

13:46.240 --> 13:48.410
‫فرمانده، گزارش رو تموم کردم.

13:48.660 --> 13:51.240
‫ببخشید که مجبور شدی این همه راهو بیای.

13:51.370 --> 13:52.830
‫عصر بخیر، سنسی.

13:53.410 --> 13:54.450
.عصر بخیر

13:55.460 --> 13:59.830
،راستی فیس، تو وقتی داخل انجمن جادو بودی
داخل خوابگاه زندگی می‌کردی، نه؟

14:00.000 --> 14:03.960
.معلومه. خیلی راحته، دلیلی نداره که آدم نخواد بره خوابگاه

14:04.260 --> 14:05.380
...که اینطور

14:05.630 --> 14:06.450
چطور مگه؟

14:06.450 --> 14:08.470
قبلاً درباره‌ش بهت گفته بودم، نه؟

14:08.590 --> 14:11.050
.دربارهٔ میویی، همون دختر با استعداده

14:11.180 --> 14:13.060
.بریل الان سرپرست اون دختره

14:13.430 --> 14:16.810
‫آره، ممکنه آخرش خودم بهش درس بدم.

14:17.690 --> 14:20.150
.ما کمبود آدم با استعداد داریم

14:20.310 --> 14:23.780
.‫برنامه داریم که فیس تو انجمن درس بده

14:24.190 --> 14:25.570
.‫سنسی، ازم تعریف کنین

14:26.110 --> 14:28.320
‫تو واقعاً فوق‌العاده‌ای، فیسل.

14:31.370 --> 14:33.700
...و از طرف دیگه، من

14:33.990 --> 14:36.250
...اگرچه ‫وقتی پای تو و میویی میاد وسط

14:36.370 --> 14:38.710
...اینکه بره خوابگاه یا نه، بستگی داره به

14:39.250 --> 14:40.380
‫ممنون که وقت گذاشتین.

14:43.750 --> 14:45.760
مشکلی برای سنسی پیش اومده؟

14:47.170 --> 14:50.640
‫احتمالاً داره نگران چیزایی میشه که نباید نگرانشون باشه.

14:51.890 --> 14:52.800
‫به عنوان سرپرستش،

14:52.970 --> 14:56.850
.فکر کردم می‌تونم یه جورایی جای پدر و مادر رو برای میویی پر کنم

14:57.230 --> 14:59.390
میشه اینجا اتاق من باشه؟

14:59.770 --> 15:02.400
‫اون حرفش خیلی خوشحالم کرد.

15:02.810 --> 15:03.650
‫ولی...

15:04.020 --> 15:07.440
‫به نظر می‌رسید میویی واقعاً
‫جذب اون خوابگاه باحال شده.

15:08.110 --> 15:10.740
‫اگه آیندهٔ میویی رو در اولویت قرار ندم،

15:11.280 --> 15:13.070
‫نمی‌تونم خودمو یه سرپرست واقعی بدونم.

15:14.030 --> 15:15.870
.من برگشتم

15:17.500 --> 15:19.540
‫پیرمرد، یه دقیقه وقت داری؟

15:19.960 --> 15:20.790
‫چی شده؟

15:20.960 --> 15:22.540
‫یه صدای عجیبی میاد.

15:22.670 --> 15:23.500
‫صدا؟

15:24.500 --> 15:25.840
.از اینجا میاد

15:25.960 --> 15:28.130
...یعنی یه صدا از اینجا میاد که حواستو پرت می‌کنه

15:28.260 --> 15:30.090
و نمی‌ذاره روی خوندن تمرکز کنی؟

15:30.220 --> 15:31.300
‫بذار ببینم.

15:33.390 --> 15:35.970
‫انگار داره از ‫پشت کشوها میاد.

15:37.970 --> 15:40.100
‫اینم از این...

15:44.520 --> 15:45.360
‫یه سوراخ؟

15:48.820 --> 15:49.820
‫موش؟

15:51.400 --> 15:53.200
پس فقط صدای موش‌ها بود؟

16:11.470 --> 16:13.340
.کاری می‌کنم دیگه اینورا پیداشون نشه

16:13.470 --> 16:15.550
‫موشن دیگه، ولشون کن.

16:15.680 --> 16:17.100
چرا انقدر جدی گرفتی‌؟

16:17.260 --> 16:20.350
!‫نه! اگه گاز بگیرن خیلی بد میشه

16:24.270 --> 16:25.770
...اگه یه‌وقت

16:25.860 --> 16:28.610
‫به خاطر اونا مریض بشی چی؟

16:29.070 --> 16:31.150
.دیگه انقدرام سوسول نیستم

16:32.030 --> 16:34.660
.من هر روز توی ناحیهٔ جنوب‌شرقی می‌دیدمشون

16:34.820 --> 16:36.990
‫نمیذارم دوباره اونجوری ‫زندگی کنی!

16:44.000 --> 16:45.830
خب دیگه... ها؟

16:49.130 --> 16:50.000
چی شد؟

16:56.590 --> 16:58.930
‫اگه نمی‌خوان برن،
!مجبورم خودم بگیرمشون

16:59.180 --> 17:00.010
‫چی؟!

17:17.240 --> 17:18.200
...عوضی فسقلی

17:24.710 --> 17:25.710
‫گرفتمت!

17:28.710 --> 17:30.000
‫یکی دیگه مونده.

17:30.300 --> 17:31.130
.پس اینجایی

17:36.050 --> 17:39.390
.‫این آخریشه. تمرکز کن، تمرکز

17:49.060 --> 17:51.480
...چون نمی‌دونم موش‌ها چطوری فکر می‌کنن، نمی‌تونم حدس بزنم

17:51.610 --> 17:52.730
.که می‌خواد چیکار کنه

17:56.450 --> 17:58.780
.‫لعنتی، این یکی سمجه

18:24.850 --> 18:26.600
‫تو الان بهم کمک کردی؟

18:34.230 --> 18:36.280
!!تو روحـــــــــت

18:42.280 --> 18:43.790
،از یکی از صاحب بارای اطراف

18:43.910 --> 18:46.250
.یه توپ دافع موش گیر آوردم

18:47.710 --> 18:49.420
‫با این دیگه خیالمون راحته.

18:50.790 --> 18:53.090
.اینم از این

18:53.630 --> 18:56.630
‫من شام رو آماده می‌کنم،
.تو هم یه کتابی چیزی بخون

19:03.760 --> 19:06.680
.‫یه صدای عجیب شنید و تصمیم گرفت بهم بگه

19:07.100 --> 19:09.480
«،و با اینکه اولش گفت «ولشون کن، موشن دیگه

19:09.600 --> 19:11.480
.خودش اومد و کمکم کرد

19:15.820 --> 19:18.110
‫اگه بتونه با بقیه هم اینجوری کار کنه،

19:18.240 --> 19:21.610
.دیگه لازم نیست نگران زندگی کردنش در خوابگاه باشم

19:22.570 --> 19:23.830
گرسنه‌ای؟

19:24.240 --> 19:27.410
‫اگه الان می‌خوای چیزی بخوری،
.نون تو قفسهٔ اتاق غذاخوری هست

19:27.910 --> 19:30.080
.اومدم توی درست کردن شام کمک کنم

19:32.920 --> 19:34.210
.اینجوری نجاتم میدی

19:34.420 --> 19:37.130
‫خب، میشه ترب سفیدا رو برام پوست کنی؟

19:39.470 --> 19:41.970
.‫راستش، یکم دلم گرفته

19:42.220 --> 19:46.470
.بالاخره یکم باهم گرم گرفتیم و حالا اون قراره بره

19:47.140 --> 19:51.350
‫ولی واقعاً باید بهترین زندگی رو واسه میویی انتخاب کنم.

19:55.770 --> 19:58.650
...در عوض برای تعطیلات تابستونی و سال نو

19:58.780 --> 20:01.570
.می‌تونه برگرده اینجا پیش خودم

20:02.910 --> 20:04.410
.‫خب، بیا بخوریم

20:04.530 --> 20:05.370
.باشه

20:06.870 --> 20:09.790
.به خاطر کمک‌های تو، شام زودتر آماده شد

20:10.040 --> 20:11.330
اینطور فکر می‌کنی؟

20:11.540 --> 20:14.960
خب، برنامه دارم که از الان به بعد
.مهارت‌های آشپزیم رو تقویت کنم

20:15.250 --> 20:16.340
.که اینطور

20:16.500 --> 20:20.840
،تا یه مدت مجبور نیستی آشپزی کنی
.ولی درکل برای آینده به کارت میاد

20:21.090 --> 20:23.760
.‫چی؟ من درباره‌ٔ آینده حرف نمی‌زنم

20:23.930 --> 20:26.140
.من باید زود این چیزا رو یاد بگیرم

20:26.430 --> 20:29.890
،ولی خوابگاه انجمن جادو، غذات رو تامین می‌کنه

20:30.020 --> 20:31.480
‫پس نیازی نیست آشپزی کنی.

20:31.890 --> 20:34.770
.من که قرار نیست برم خوابگاه. از همینجا میرم و میام

20:36.690 --> 20:40.030
.‫نه، نه، نه، بدون شک خوابگاه بهتره

20:40.150 --> 20:42.820
‫رفت و آمد آسونه،
‫و غذای درست حسابی هم گیرت میاد.

20:42.950 --> 20:45.320
‫با جوونای ‫هم‌سن و سال خودتم زندگی می‌کنی.

20:45.450 --> 20:47.870
.‫بهت گفتم که از همین‌جا میرم و میام

20:48.830 --> 20:49.660
‫چرا؟

20:54.080 --> 20:57.500
نمی‌دونم منظورت از اینکه میگی بذارم
.بقیه لوسم کنن و کارامو بکنن چیه

20:58.670 --> 21:02.170
.از اونجایی که تو بهم غذا میدی، منم تو کارای خونه کمکت می‌کنم

21:02.550 --> 21:04.090
بهم ‫بگو چیکار باید بکنم.

21:09.640 --> 21:13.640
.حتی یکی مثل منم شاید بتونه برات دست‌کمک باشه، پیرمرد

21:14.230 --> 21:17.230
،‫بعدشم، اگه دوباره موش بیاد و من خونه نباشم

21:17.400 --> 21:19.650
.تو گند می‌زنی به خونه

21:20.360 --> 21:22.190
.‫آره، حق با توئه

21:22.530 --> 21:26.110
راستی، همیشه می‌پرسی که خوراکی خاصی
...هست که دوست داشته باشم یا نه

21:26.820 --> 21:29.700
.خب من... چیزای داغ دوست دارم

21:31.370 --> 21:32.200
.فهمیدم

21:33.580 --> 21:36.170
.پس برات سوپ و خورشت و آبگوشت می‌پزم

21:37.790 --> 21:39.250
.اونم هر روز

21:40.420 --> 21:43.510
.اینجوری لبخند نزن، ترسناکه

21:43.630 --> 21:46.180
.ای بابا، یکم انصاف داشته باش و باهام راه بیا

21:46.680 --> 21:49.180
!دارم بهت میگم ترسناکه

21:49.200 --> 21:59.200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:22.900 --> 23:26.650
‫اگه بخوام سوسیس بخورم،
‫دوست دارم وقتی گاز می‌زنم یه صدایی بده.

23:26.860 --> 23:31.360
.ولی برای پیرمردا بعد از خوردن نوشیدنی، همه چیز خوشمزه‌ست

23:31.950 --> 23:35.910
پیرمرد روستایی از یک شمشیر
با سرعت صاعقه ضربه می‌خوره

23:31.950 --> 23:35.910
قسمت بعد

23:31.950 --> 23:35.910
.قسمت بعدی: پیرمرد روستایی از یک شمشیر با سرعت صاعقه ضربه می‌خوره
