1
00:00:01,210 --> 00:00:03,360
‫خب، این خونۀ منه.

2
00:00:04,250 --> 00:00:05,920
‫حتی یه باغچۀ کوچولو هم داره.

3
00:00:06,790 --> 00:00:09,420
.بعلاوۀ آب لوله کشی و حموم

4
00:00:09,630 --> 00:00:11,720
‫لوسی واقعاً سلیقه‌ش تو خونه خوبه.

5
00:00:12,760 --> 00:00:15,090
،گرچه که من توی این مورد زیاد دستم باز نبود

6
00:00:15,220 --> 00:00:19,100
ولی داشتن یه خونه توی پایتخت
.برای امثال من یکم زیادی هم هست

7
00:00:19,640 --> 00:00:23,560
‫پنج روز پیش اسباب‌کشی کردم اینجا،
‫ولی هنوز عادت نکردم.

8
00:00:26,270 --> 00:00:27,310
‫اوف.

9
00:00:28,400 --> 00:00:29,400
‫اوه، صبح بخیر.

10
00:00:31,150 --> 00:00:32,190
‫از این گذشته،

11
00:00:32,450 --> 00:00:34,490
‫به اینم عادت ندارم.

12
00:00:35,610 --> 00:00:37,280
‫شاید از روی شانس بوده،

13
00:00:37,410 --> 00:00:40,540
‫ولی هیچ‌وقت انتظار نداشتم
‫با یه دختر نوجوون زندگی کنم.

14
00:00:41,040 --> 00:00:43,460
.شرمنده که صبحونه دیر حاضر شد

15
00:00:43,790 --> 00:00:45,420
‫من به آشپزی کردن عادت ندارم.

16
00:00:45,750 --> 00:00:47,130
‫هر چی باشه خوبه.

17
00:00:47,710 --> 00:00:50,000
با منوی امروز مشکلی نداری؟

18
00:00:50,380 --> 00:00:51,920
‫تو چی دوست داری بخوری؟

19
00:00:52,300 --> 00:00:54,130
‫اگه خوردنی باشه، هر چی باشه خوبه.

20
00:00:54,470 --> 00:00:55,470
.آه، که اینطور

21
00:00:55,720 --> 00:00:58,260
‫راستی، من لباسایی که دیروز پوشیدی رو می‌شورم، پس...

22
00:00:58,390 --> 00:01:00,220
‫نه، خودم می‌شورمشون.

23
00:01:00,600 --> 00:01:01,680
.باشه پس

24
00:01:01,890 --> 00:01:04,600
‫ولی تو وقتی لباس می‌شوری، از صابون استفاده نمی‌کنی،

25
00:01:04,730 --> 00:01:07,350
‫فقط خیس می‌کنی، می‌چلونی،
‫و آویزون می‌کنی، مگه نه؟

26
00:01:08,230 --> 00:01:11,690
.یه جوریه انگار همیشه فاصله‌شو با من حفظ می‌کنه

27
00:01:12,440 --> 00:01:12,890
...آم

28
00:01:12,970 --> 00:01:13,740
چیشده؟

29
00:01:14,110 --> 00:01:16,740
‫ام... میشه از توالت استفاده کنم؟

30
00:01:17,030 --> 00:01:19,910
‫ای بابا، تو هر دفعه اینو ازم می‌پرسی.

31
00:01:20,030 --> 00:01:23,250
‫اینجا خونۀ تو هم هست، میویی،
.دیگه لازم نیست از این سوالا بپرسی

32
00:01:24,000 --> 00:01:25,210
‫فهمیدم.

33
00:01:25,290 --> 00:01:27,670
.پس از این به بعد دیگه اجازه نمی‌گیرم

34
00:01:28,210 --> 00:01:29,630
‫اجازه؟!

35
00:01:32,000 --> 00:01:42,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

36
00:03:01,950 --> 00:03:06,960
قسمت هفتم

37
00:03:01,950 --> 00:03:06,960
پیرمرد روستایی و چالش‌های ترتیب فرزند

38
00:03:01,950 --> 00:03:06,950
مترجم: ساکا

39
00:03:02,490 --> 00:03:06,200
.پیرمرد روستایی و چالش‌های ترتیب فرزند

40
00:03:08,060 --> 00:03:11,770
‫من توی دوجو تجربۀ زیادی
‫با بچه‌های هم‌سن اون داشتم،

41
00:03:11,900 --> 00:03:14,320
‫ولی زندگی کردن باهاشون یه چیز دیگه‌ست.

42
00:03:14,900 --> 00:03:17,610
،اگه بخواد همینجوری تا ابد گارد بگیره

43
00:03:17,740 --> 00:03:19,780
.زندگی یکم سخت میشه

44
00:03:20,110 --> 00:03:22,320
‫باید یه راهی پیدا کنم یخ‌شو آب کنم.

45
00:03:23,160 --> 00:03:26,200
.این کباب‌ها بین دخترای جوون خیلی طرفدار دارن

46
00:03:27,580 --> 00:03:30,410
‫خب، کورونی و فیسل
‫همه‌ش دارن از اینا میخورن،

47
00:03:30,580 --> 00:03:32,370
.پس دروغ نگفتم

48
00:03:33,210 --> 00:03:34,420
‫چطوره؟

49
00:03:34,710 --> 00:03:36,210
.خیلی خوشمزه‌ست

50
00:03:36,670 --> 00:03:40,670
«‫ای‌جان. عملیات «قدم بزن، غذا بخور، خوش بگذرون
‫داره خوب پیش میره.

51
00:03:40,930 --> 00:03:41,800
...‫و بعدش

52
00:03:42,890 --> 00:03:44,050
‫یه تئاتر؟

53
00:03:44,350 --> 00:03:46,510
‫تا حالا تئاتر دیدی، میویی؟

54
00:03:46,680 --> 00:03:48,140
‫معلومه که نه.

55
00:03:48,270 --> 00:03:52,350
‫من کل عمرم تو روستا زندگی کردم،
‫همیشه دلم می‌خواست یه تئاتر واقعی ببینم.

56
00:03:52,480 --> 00:03:53,940
میای باهم ببینیم؟

57
00:03:54,060 --> 00:03:55,560
‫آره، باشه.

58
00:03:55,810 --> 00:03:57,070
‫پس بزن بریم تو.

59
00:03:59,320 --> 00:04:01,200
...‫به خاطر اینه که دوستت دارم

60
00:04:01,400 --> 00:04:03,610
برای همین ‫نمی‌تونم ببخشمِت.

61
00:04:03,740 --> 00:04:05,910
...‫من برای ادامه دادن این عشق

62
00:04:06,030 --> 00:04:08,040
.نیازی به بخشش تو ندارم

63
00:04:10,160 --> 00:04:14,170
.دیدن یه نمایش توی یه تئاتر بزرگ ‫واقعاً ارزشش رو داشت

64
00:04:14,290 --> 00:04:15,690
نظرت چی بود، میویی؟

65
00:04:15,780 --> 00:04:16,000
...هوم

66
00:04:16,130 --> 00:04:20,670
‫نقش اول مرد خیلی رو مخ بود چون
‫خیلی خودخواه بود، ولی در کل باحال بود.

67
00:04:21,970 --> 00:04:26,600
‫به نظر من نقش اول زن خودخواه بود،
‫ولی خب تو هم بی‌راه نمیگی.

68
00:04:27,470 --> 00:04:29,850
.خب، مهم اینه که تو خوشت اومده

69
00:04:30,640 --> 00:04:31,480
‫آره.

70
00:04:31,680 --> 00:04:34,730
،حالا که اون تئاتر رو دیدیم‌
.یه چیزی داریم تا درموردش حرف بزنیم

71
00:04:35,150 --> 00:04:37,520
‫اگه اینجوری ادامه بدیم شاید به هم نزدیک‌تر بشیم.

72
00:04:42,320 --> 00:04:44,740
‫مجبور نیستی با من بیای، می‌دونی که.

73
00:04:44,860 --> 00:04:46,820
.این‌جوری نباش دیگه

74
00:04:46,950 --> 00:04:50,290
‫من به عنوان قسرپرستت ‫باید یه سر به مدرسه هم بزنم.

75
00:04:50,540 --> 00:04:54,710
‫بعدشم، این‌جوری نیست که
‫به انجمن جادوگری علاقه‌ای نداشته باشم.

76
00:04:55,040 --> 00:04:57,250
‫اوه، پس این ورودیِ مدرسه‌ست.

77
00:04:57,790 --> 00:04:59,380
بزرگه، نه؟

78
00:04:59,500 --> 00:05:00,340
‫آره...

79
00:05:08,970 --> 00:05:11,310
‫اول از همه، باید اتاق کارکنان رو پیدا کنیم.

80
00:05:11,430 --> 00:05:15,520
احتمالاً شما دانش‌آموز انتقالی و پدرشون نیستین؟

81
00:05:16,400 --> 00:05:18,360
.بله، درسته

82
00:05:18,560 --> 00:05:20,900
‫من کینرا فاین هستم.

83
00:05:21,030 --> 00:05:23,740
.من یکی از معلم‌های مدرسهٔ جادویی هستم

84
00:05:23,900 --> 00:05:25,280
‫از آشنایی باهاتون خوشبختم.

85
00:05:25,400 --> 00:05:27,490
‫من بریل گاردنانت هستم.

86
00:05:27,660 --> 00:05:28,950
.‫اینم میویی‌ـه

87
00:05:29,070 --> 00:05:29,990
‫سلام.

88
00:05:30,120 --> 00:05:32,450
‫دوست دارین راهنماییتون کنم؟

89
00:05:32,540 --> 00:05:33,910
.لطف می‌کنین

90
00:05:34,040 --> 00:05:35,830
...تحت تاثیر مدرسه قرار گرفتیم و

91
00:05:35,960 --> 00:05:38,960
.یکم دستپاچه شدیم و نمی‌دونیم دقیقاً کجا باید بریم

92
00:05:39,080 --> 00:05:41,750
.ا ـ از کمک‌تون ممنونم

93
00:05:42,460 --> 00:05:43,880
.میویی خشکش زده

94
00:05:44,170 --> 00:05:45,550
.‫یه جورایی بامزه‌ست

95
00:05:47,130 --> 00:05:49,600
‫لازم نیست اینقدر استرس داشته باشی.

96
00:05:49,720 --> 00:05:51,140
.‫لطفاً، از این طرف بفرمایین

97
00:05:59,610 --> 00:06:01,820
‫پس، پنجره‌ها همه از شیشه‌ان، ها؟

98
00:06:01,940 --> 00:06:04,780
.‫واقعاً بهترین انجمن آموزشی در این سرزمین‌ـه

99
00:06:05,320 --> 00:06:08,700
‫خب، کی انجمن ما رو به شما معرفی کرد؟

100
00:06:08,950 --> 00:06:09,780
‫درسته.

101
00:06:10,160 --> 00:06:14,120
‫لو... فرمانده دایاموند از دستۀ جادو پیشنهادش رو داد.

102
00:06:14,240 --> 00:06:18,000
‫اوه، شما شخصاً توسط مدیر مدرسه دعوت شدین!

103
00:06:18,080 --> 00:06:20,790
!کینرا-سنسی، صبح بخیر

104
00:06:21,000 --> 00:06:23,000
.سلام، ‫صبح شما هم بخیر

105
00:06:23,300 --> 00:06:25,300
‫همه خیلی مودبن.

106
00:06:25,460 --> 00:06:28,930
‫این بچه‌ها ممکنه یه زمانی ‫جادوگرای برتر کشور بشن،

107
00:06:29,050 --> 00:06:32,470
‫برای همین آداب معاشرت هم ‫جزء برنامه درسیشونه.

108
00:06:33,640 --> 00:06:36,680
‫نمیدونم میویی اینجا جا می‌افته یا نه.

109
00:06:37,430 --> 00:06:39,440
‫ممکنه یکم طول بکشه.

110
00:06:41,020 --> 00:06:43,360
...‫یه معرفی‌نامه ‫از طرف مدیر مدرسه‌

111
00:06:43,480 --> 00:06:45,730
‫شما رو از دادن ‫آزمون استعداد معاف می‌کنه.

112
00:06:46,070 --> 00:06:47,570
‫چه شانسی آوردیا، میویی.

113
00:06:47,900 --> 00:06:49,610
‫اوه... آره.

114
00:06:49,910 --> 00:06:53,370
‫خب میویی-سان، تصمیم گرفتی که
‫می‌خوای تو چه رشته‌ای از جادو متخصص بشی؟

115
00:06:53,910 --> 00:06:55,540
رشتهٔ جادو؟

116
00:06:55,700 --> 00:06:58,290
،سیستم‌های جادوییِ زیادی وجود داره

117
00:06:58,410 --> 00:07:01,540
‫و بیشتر جادوگرا نقاط قوت و ضعف
‫مخصوص به خودشون رو دارن.

118
00:07:02,880 --> 00:07:05,420
‫من فقط می‌تونم آتیش درست کنم.

119
00:07:05,590 --> 00:07:09,930
.در این صورت، شاید جادوی تهاجمی برات مناسب باشه

120
00:07:10,090 --> 00:07:11,090
‫تهاجمی...؟

121
00:07:11,550 --> 00:07:14,220
‫ببخشید، من هیچی دربارۀ جادو نمی‌دونم.

122
00:07:14,640 --> 00:07:16,010
‫بذارین براتون توضیح بدم.

123
00:07:16,680 --> 00:07:18,330
:‫پنج سیستم جادوگری داریم

124
00:07:18,330 --> 00:07:19,730
،جادوی تهاجمی

125
00:07:19,890 --> 00:07:21,150
‫جادوی تدافعی،

126
00:07:21,440 --> 00:07:22,650
‫جادوی شفابخش،

127
00:07:23,060 --> 00:07:24,270
‫جادوی تقویت‌کننده،

128
00:07:24,440 --> 00:07:26,610
.‫و جادوی سبک زندگی

129
00:07:26,730 --> 00:07:30,320
‫تولید شعله یه جور جادوی تهاجمیه.

130
00:07:30,950 --> 00:07:31,780
.صحیح

131
00:07:32,280 --> 00:07:34,030
،راستی یه مسئلهٔ دیگه

132
00:07:34,200 --> 00:07:37,370
.لطفاً تصمیم بگیرین که دخترتون توی خابگاه مدرسه می‌مونه یا نه

133
00:07:37,950 --> 00:07:39,450
‫خوابگاه هم دارین؟

134
00:07:39,580 --> 00:07:41,830
،بله، نه تنها دانش‌آموزایی از مناطق روستایی

135
00:07:41,960 --> 00:07:44,630
.بلکه خیلی از دانش‌آموزای همین اطراف هم اونجا زندگی می‌کنن

136
00:07:44,960 --> 00:07:46,590
می‌خواین یه نگاهی بهش بندازین؟

137
00:07:47,000 --> 00:07:48,510
...‫اوه، بـ ـ بله

138
00:07:51,380 --> 00:07:54,890
‫الان دانش‌آموز‌ها سر کلاس‌ان،
‫واسه همین کسی اینجا نیست.

139
00:07:55,220 --> 00:07:57,600
.چقدر تمیز و جاداره

140
00:08:03,850 --> 00:08:05,360
‫اینجا سالن غذاخوریه.

141
00:08:05,480 --> 00:08:07,150
،‫ما سه وعده غذا در روز می‌دیم

142
00:08:07,270 --> 00:08:10,110
‫و هر کدوم از نظر تغذیه‌ای کاملاً متعادل هستن.

143
00:08:11,740 --> 00:08:15,530
‫دانش‌آموز‌ها نوبتی از حموم استفاده می‌کنن،
‫واسه همین زیاد وقت برای استراحت نیست.

144
00:08:17,780 --> 00:08:21,750
‫این اتاق در حال حاضر خالیه،
‫ولی کاملاً مبله‌ست.

145
00:08:25,960 --> 00:08:28,880
‫اون خوابگاه خیلی خفن بود، نه؟

146
00:08:29,170 --> 00:08:30,010
‫آره.

147
00:08:30,260 --> 00:08:33,840
نظرت چیه که ناهار رو توی ناحیهٔ مرکزی
بخوریم و بعدش برگردیم خونه؟

148
00:08:36,390 --> 00:08:39,640
.با وجود همچین خوابگاه مشتی‌ای، حتماً باید اونجا زندگی کنه

149
00:08:40,020 --> 00:08:40,850
‫ولی خب،

150
00:08:40,970 --> 00:08:44,690
‫میویی می‌تونه با زندگی کردن با بچه‌های دیگه کنار بیاد؟

151
00:08:45,440 --> 00:08:48,400
...شاید بهتر باشه یه مدت با من زندگی کنه

152
00:08:49,730 --> 00:08:51,570
چیزی هست که دوست داشته باشی بخوری؟

153
00:08:52,190 --> 00:08:53,900
‫هر چی باشه خوبه.

154
00:08:54,860 --> 00:08:58,910
‫اوم... این رفتارش بین
...بچه‌های هم‌سن‌وسالش جواب نمیده

155
00:08:59,490 --> 00:09:04,160
‫صبر کن، شاید اون با پیرمردهایی مثل من این‌جوریه.

156
00:09:05,670 --> 00:09:07,580
‫یه سوسیس‌فروشی مخصوص.

157
00:09:07,790 --> 00:09:08,750
‫اینجا خوبه؟

158
00:09:08,880 --> 00:09:09,710
‫آره.

159
00:09:10,550 --> 00:09:13,170
‫پره. بیا یه جای دیگه رو امتحان کنیم.

160
00:09:13,300 --> 00:09:14,240
!سنسی

161
00:09:14,240 --> 00:09:14,880
ها؟

162
00:09:15,050 --> 00:09:17,510
‫اوه، سورنا. چه تصادفی.

163
00:09:17,640 --> 00:09:21,060
!اگه اشکالی نداره، بیاین سر میز من بشینین

164
00:09:21,180 --> 00:09:22,980
‫خیلی خوب میشه، ممنون.

165
00:09:24,480 --> 00:09:26,600
...‫یه کم دیره، ولی برای

166
00:09:26,770 --> 00:09:28,150
.شمشیر جدید ممنونم

167
00:09:28,270 --> 00:09:29,730
.‫تیغۀ خیلی خوبی داره

168
00:09:29,980 --> 00:09:32,650
.این چه حرفیه، انجام وظیفه بود

169
00:09:34,530 --> 00:09:36,570
‫خب، سنسی... این دختره کیه؟

170
00:09:37,240 --> 00:09:40,080
‫اوم، از کجا شروع کنم؟

171
00:09:40,950 --> 00:09:44,120
‫مطمئنم اوضاع پیچیده‌ست، ولی...

172
00:09:44,370 --> 00:09:46,960
.خب برای شروع، اسمش میویی‌ـه

173
00:09:47,080 --> 00:09:47,920
‫سلام.

174
00:09:48,130 --> 00:09:49,750
‫من سورنا لیساندرا هستم.

175
00:09:49,880 --> 00:09:52,380
‫من و سنسی خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم.

176
00:09:52,750 --> 00:09:56,340
...خلاصش که، من محافظ میویی‌ام

177
00:09:56,470 --> 00:09:58,050
‫و با هم زندگی می‌کنیم.

178
00:10:01,510 --> 00:10:03,930
‫واقعاً اینقدر جای تعجب داره؟

179
00:10:04,600 --> 00:10:05,890
.منو ببخشید

180
00:10:06,020 --> 00:10:09,400
‫منظورم اینه که واقعاً
‫نباید دخالت کنم، برای همین...

181
00:10:09,520 --> 00:10:11,520
.‫ببخشید که منتظر موندین

182
00:10:12,440 --> 00:10:14,280
‫بیا بخوریم، میویی.

183
00:10:14,400 --> 00:10:15,240
‫آره.

184
00:10:16,400 --> 00:10:19,360
‫سورنا، کار و بارت این اواخر چطور بوده؟

185
00:10:19,700 --> 00:10:24,160
‫این موقع سال شکار هیولا اطراف پایتخت زیاده.

186
00:10:24,450 --> 00:10:27,500
زیاد شدن هیولاها به فصل بستگی داره؟

187
00:10:27,960 --> 00:10:32,590
.نه، واسه اینه که یه هیئت از سفندیاردوانیا قراره به زودی بیاد اینجا

188
00:10:32,880 --> 00:10:34,000
‫یه هیئت؟

189
00:10:34,130 --> 00:10:35,840
نمی‌دونستین؟

190
00:10:36,010 --> 00:10:38,180
.‫این یه جلسهٔ سالانه بین متحدینه

191
00:10:38,300 --> 00:10:40,840
...از گیلد خواسته شده بود که اون موقع برای

192
00:10:40,970 --> 00:10:44,640
.بهبود امنیت عمومی در این منطقه هیولاها رو شکار کنن

193
00:10:44,970 --> 00:10:48,770
‫پس حتی ماجراجوها هم
‫به کشورشون تعلق‌خاطر دارن، آره؟

194
00:10:51,190 --> 00:10:52,900
‫عجب سوسیس خوبی بود.

195
00:10:53,320 --> 00:10:57,110
‫تو برو خونه، میویی. من می‌خوام
‫یه سری به مقر فرماندهی بزنم.

196
00:10:57,360 --> 00:10:58,820
.‫باشه، فهمیدم

197
00:10:58,950 --> 00:11:00,030
‫آها، راستی.

198
00:11:00,160 --> 00:11:02,490
.‫میویی می‌خواد عضو انجمن جادو بشه

199
00:11:02,660 --> 00:11:05,080
.گفتم شاید نصیحتی برای دلگرمیش داشته باشی، سورنا

200
00:11:05,540 --> 00:11:08,000
‫اوه، پس تو مهارت جادویی داری.

201
00:11:08,620 --> 00:11:13,540
‫تو انجمن جادوگری، با ‫بهترینِ بهترین‌ها طرفی. آسون نیست.

202
00:11:13,670 --> 00:11:15,960
‫آره، خب، می‌دونم.

203
00:11:16,920 --> 00:11:20,590
بهش گفتم دلگرمی بده به بچه، این چرا داره بهش ترس وارد می‌کنه؟

204
00:11:20,720 --> 00:11:23,010
،اگه سنسی سرپرستت باشه

205
00:11:23,140 --> 00:11:25,180
.دیگه حق نداری ببازی

206
00:11:25,310 --> 00:11:28,180
‫فکر کردی من چه جور آدمی‌ام؟

207
00:11:28,600 --> 00:11:30,810
.می‌دونم، این پیری خیلی قویه

208
00:11:31,480 --> 00:11:32,770
گفتی «پیری»؟

209
00:11:33,810 --> 00:11:35,570
‫هی، هی، هی.

210
00:11:36,650 --> 00:11:38,820
‫ببخشید، من فقط...

211
00:11:39,240 --> 00:11:40,450
‫متاسفم.

212
00:11:40,570 --> 00:11:43,950
.چیزه... سنسی آدم خیلی بزرگیه

213
00:11:44,070 --> 00:11:46,030
.آره، تا این حد رو خودمم فهمیدم

214
00:11:46,160 --> 00:11:49,290
.‫نه بابا، من یه پیرمرد معمولی روستایی‌ام

215
00:11:55,420 --> 00:11:56,880
‫اگه فهمیدی که چه بهتر.

216
00:11:57,000 --> 00:11:58,590
.بعداً می‌بینمت، میویی

217
00:11:58,710 --> 00:12:00,340
‫آره، می‌بینمت.

218
00:12:03,510 --> 00:12:07,010
اوه... میویی الان با سورنا یکم صمیمی شد؟

219
00:12:07,140 --> 00:12:09,060
.این دختر پتانسیل داره

220
00:12:09,770 --> 00:12:13,520
‫بی‌ادبه، ولی اهل زیرآب زنی نیست.

221
00:12:13,850 --> 00:12:14,980
‫خیلی پیشرفت می‌کنه.

222
00:12:15,440 --> 00:12:16,360
.درسته

223
00:12:17,650 --> 00:12:20,610
‫و دقیقاً به همین دلیله که ‫به یه محیط درست نیاز داره.

224
00:12:20,940 --> 00:12:23,320
‫ولی به نظر تو کدومش براش بهتره...؟

225
00:12:26,780 --> 00:12:29,330
میویی-سان می‌خواد توی انجمن جادو ثبت‌نام کنه؟

226
00:12:29,540 --> 00:12:32,210
...‫آره. و من داشتم فکر می‌کردم که

227
00:12:32,330 --> 00:12:35,540
.براش بهتره بره خوابگاه تا اینکه پیش من بمونه

228
00:12:35,710 --> 00:12:37,540
!!پـ ـ پـ ـ پـیش شما بمونه؟

229
00:12:37,790 --> 00:12:39,960
‫واقعاً اینقدر تعجب‌آوره؟

230
00:12:40,130 --> 00:12:42,050
.خب، من الان یه‌جورایی قَیّمش محسوب میشم

231
00:12:42,220 --> 00:12:45,180
‫و لوسی خونه‌ای که قبلاً توش زندگی می‌کرد رو بهم داد.

232
00:12:45,760 --> 00:12:48,430
.کـ ـ که اینطور

233
00:12:49,470 --> 00:12:52,140
.بدون شک خوابگاه بهترین انتخابه

234
00:12:53,060 --> 00:12:56,940
.هم رفت‌وآمد نداره و هم غذا میدن

235
00:12:57,060 --> 00:12:59,860
.فیس-چان می‌گفت که خوابگاه مثل بهشت می‌مونه

236
00:13:00,030 --> 00:13:01,110
‫درسته.

237
00:13:01,320 --> 00:13:05,610
‫ولی نگرانم که بتونه
‫خودشو با زندگی با بقیه وفق بده یا نه.

238
00:13:06,070 --> 00:13:07,820
...بعضیا از قدیم میگن بهتره که

239
00:13:07,950 --> 00:13:11,700
.از پناهگاهت بیای بیرون و با سر بپری تو دل ماجرا

240
00:13:13,960 --> 00:13:17,250
.الان که بهش فکر می‌کنم، اون به‌تازگی با سورنا گرم گرفت

241
00:13:17,380 --> 00:13:18,880
.پس هرچه بادا باد

242
00:13:19,090 --> 00:13:21,050
‫در حالت کلی،

243
00:13:21,250 --> 00:13:25,180
،‫اگه بخواد توی انجمن درس بخونه
.خوابگاه انتخاب منطقی‌تریه

244
00:13:26,510 --> 00:13:27,680
.محض اطلاع گفتم

245
00:13:28,050 --> 00:13:29,850
‫آره، درسته.

246
00:13:31,600 --> 00:13:34,940
‫از نظر منطقی، ‫خوابگاه بهتره.

247
00:13:35,350 --> 00:13:36,520
واقعاً؟

248
00:13:38,360 --> 00:13:41,320
‫تو این همه راهو اومدی اینجا ‫که فقط اینو بپرسی؟

249
00:13:41,440 --> 00:13:42,530
‫آره خب...

250
00:13:43,150 --> 00:13:44,530
‫بیا تو.

251
00:13:46,240 --> 00:13:48,410
‫فرمانده، گزارش رو تموم کردم.

252
00:13:48,660 --> 00:13:51,240
‫ببخشید که مجبور شدی این همه راهو بیای.

253
00:13:51,370 --> 00:13:52,830
‫عصر بخیر، سنسی.

254
00:13:53,410 --> 00:13:54,450
.عصر بخیر

255
00:13:55,460 --> 00:13:59,830
،راستی فیس، تو وقتی داخل انجمن جادو بودی
داخل خوابگاه زندگی می‌کردی، نه؟

256
00:14:00,000 --> 00:14:03,960
.معلومه. خیلی راحته، دلیلی نداره که آدم نخواد بره خوابگاه

257
00:14:04,260 --> 00:14:05,380
...که اینطور

258
00:14:05,630 --> 00:14:06,450
چطور مگه؟

259
00:14:06,450 --> 00:14:08,470
قبلاً درباره‌ش بهت گفته بودم، نه؟

260
00:14:08,590 --> 00:14:11,050
.دربارهٔ میویی، همون دختر با استعداده

261
00:14:11,180 --> 00:14:13,060
.بریل الان سرپرست اون دختره

262
00:14:13,430 --> 00:14:16,810
‫آره، ممکنه آخرش خودم بهش درس بدم.

263
00:14:17,690 --> 00:14:20,150
.ما کمبود آدم با استعداد داریم

264
00:14:20,310 --> 00:14:23,780
.‫برنامه داریم که فیس تو انجمن درس بده

265
00:14:24,190 --> 00:14:25,570
.‫سنسی، ازم تعریف کنین

266
00:14:26,110 --> 00:14:28,320
‫تو واقعاً فوق‌العاده‌ای، فیسل.

267
00:14:31,370 --> 00:14:33,700
...و از طرف دیگه، من

268
00:14:33,990 --> 00:14:36,250
...اگرچه ‫وقتی پای تو و میویی میاد وسط

269
00:14:36,370 --> 00:14:38,710
...اینکه بره خوابگاه یا نه، بستگی داره به

270
00:14:39,250 --> 00:14:40,380
‫ممنون که وقت گذاشتین.

271
00:14:43,750 --> 00:14:45,760
مشکلی برای سنسی پیش اومده؟

272
00:14:47,170 --> 00:14:50,640
‫احتمالاً داره نگران چیزایی میشه که نباید نگرانشون باشه.

273
00:14:51,890 --> 00:14:52,800
‫به عنوان سرپرستش،

274
00:14:52,970 --> 00:14:56,850
.فکر کردم می‌تونم یه جورایی جای پدر و مادر رو برای میویی پر کنم

275
00:14:57,230 --> 00:14:59,390
میشه اینجا اتاق من باشه؟

276
00:14:59,770 --> 00:15:02,400
‫اون حرفش خیلی خوشحالم کرد.

277
00:15:02,810 --> 00:15:03,650
‫ولی...

278
00:15:04,020 --> 00:15:07,440
‫به نظر می‌رسید میویی واقعاً
‫جذب اون خوابگاه باحال شده.

279
00:15:08,110 --> 00:15:10,740
‫اگه آیندهٔ میویی رو در اولویت قرار ندم،

280
00:15:11,280 --> 00:15:13,070
‫نمی‌تونم خودمو یه سرپرست واقعی بدونم.

281
00:15:14,030 --> 00:15:15,870
.من برگشتم

282
00:15:17,500 --> 00:15:19,540
‫پیرمرد، یه دقیقه وقت داری؟

283
00:15:19,960 --> 00:15:20,790
‫چی شده؟

284
00:15:20,960 --> 00:15:22,540
‫یه صدای عجیبی میاد.

285
00:15:22,670 --> 00:15:23,500
‫صدا؟

286
00:15:24,500 --> 00:15:25,840
.از اینجا میاد

287
00:15:25,960 --> 00:15:28,130
...یعنی یه صدا از اینجا میاد که حواستو پرت می‌کنه

288
00:15:28,260 --> 00:15:30,090
و نمی‌ذاره روی خوندن تمرکز کنی؟

289
00:15:30,220 --> 00:15:31,300
‫بذار ببینم.

290
00:15:33,390 --> 00:15:35,970
‫انگار داره از ‫پشت کشوها میاد.

291
00:15:37,970 --> 00:15:40,100
‫اینم از این...

292
00:15:44,520 --> 00:15:45,360
‫یه سوراخ؟

293
00:15:48,820 --> 00:15:49,820
‫موش؟

294
00:15:51,400 --> 00:15:53,200
پس فقط صدای موش‌ها بود؟

295
00:16:11,470 --> 00:16:13,340
.کاری می‌کنم دیگه اینورا پیداشون نشه

296
00:16:13,470 --> 00:16:15,550
‫موشن دیگه، ولشون کن.

297
00:16:15,680 --> 00:16:17,100
چرا انقدر جدی گرفتی‌؟

298
00:16:17,260 --> 00:16:20,350
!‫نه! اگه گاز بگیرن خیلی بد میشه

299
00:16:24,270 --> 00:16:25,770
...اگه یه‌وقت

300
00:16:25,860 --> 00:16:28,610
‫به خاطر اونا مریض بشی چی؟

301
00:16:29,070 --> 00:16:31,150
.دیگه انقدرام سوسول نیستم

302
00:16:32,030 --> 00:16:34,660
.من هر روز توی ناحیهٔ جنوب‌شرقی می‌دیدمشون

303
00:16:34,820 --> 00:16:36,990
‫نمیذارم دوباره اونجوری ‫زندگی کنی!

304
00:16:44,000 --> 00:16:45,830
خب دیگه... ها؟

305
00:16:49,130 --> 00:16:50,000
چی شد؟

306
00:16:56,590 --> 00:16:58,930
‫اگه نمی‌خوان برن،
!مجبورم خودم بگیرمشون

307
00:16:59,180 --> 00:17:00,010
‫چی؟!

308
00:17:17,240 --> 00:17:18,200
...عوضی فسقلی

309
00:17:24,710 --> 00:17:25,710
‫گرفتمت!

310
00:17:28,710 --> 00:17:30,000
‫یکی دیگه مونده.

311
00:17:30,300 --> 00:17:31,130
.پس اینجایی

312
00:17:36,050 --> 00:17:39,390
.‫این آخریشه. تمرکز کن، تمرکز

313
00:17:49,060 --> 00:17:51,480
...چون نمی‌دونم موش‌ها چطوری فکر می‌کنن، نمی‌تونم حدس بزنم

314
00:17:51,610 --> 00:17:52,730
.که می‌خواد چیکار کنه

315
00:17:56,450 --> 00:17:58,780
.‫لعنتی، این یکی سمجه

316
00:18:24,850 --> 00:18:26,600
‫تو الان بهم کمک کردی؟

317
00:18:34,230 --> 00:18:36,280
!!تو روحـــــــــت

318
00:18:42,280 --> 00:18:43,790
،از یکی از صاحب بارای اطراف

319
00:18:43,910 --> 00:18:46,250
.یه توپ دافع موش گیر آوردم

320
00:18:47,710 --> 00:18:49,420
‫با این دیگه خیالمون راحته.

321
00:18:50,790 --> 00:18:53,090
.اینم از این

322
00:18:53,630 --> 00:18:56,630
‫من شام رو آماده می‌کنم،
.تو هم یه کتابی چیزی بخون

323
00:19:03,760 --> 00:19:06,680
.‫یه صدای عجیب شنید و تصمیم گرفت بهم بگه

324
00:19:07,100 --> 00:19:09,480
«،و با اینکه اولش گفت «ولشون کن، موشن دیگه

325
00:19:09,600 --> 00:19:11,480
.خودش اومد و کمکم کرد

326
00:19:15,820 --> 00:19:18,110
‫اگه بتونه با بقیه هم اینجوری کار کنه،

327
00:19:18,240 --> 00:19:21,610
.دیگه لازم نیست نگران زندگی کردنش در خوابگاه باشم

328
00:19:22,570 --> 00:19:23,830
گرسنه‌ای؟

329
00:19:24,240 --> 00:19:27,410
‫اگه الان می‌خوای چیزی بخوری،
.نون تو قفسهٔ اتاق غذاخوری هست

330
00:19:27,910 --> 00:19:30,080
.اومدم توی درست کردن شام کمک کنم

331
00:19:32,920 --> 00:19:34,210
.اینجوری نجاتم میدی

332
00:19:34,420 --> 00:19:37,130
‫خب، میشه ترب سفیدا رو برام پوست کنی؟

333
00:19:39,470 --> 00:19:41,970
.‫راستش، یکم دلم گرفته

334
00:19:42,220 --> 00:19:46,470
.بالاخره یکم باهم گرم گرفتیم و حالا اون قراره بره

335
00:19:47,140 --> 00:19:51,350
‫ولی واقعاً باید بهترین زندگی رو واسه میویی انتخاب کنم.

336
00:19:55,770 --> 00:19:58,650
...در عوض برای تعطیلات تابستونی و سال نو

337
00:19:58,780 --> 00:20:01,570
.می‌تونه برگرده اینجا پیش خودم

338
00:20:02,910 --> 00:20:04,410
.‫خب، بیا بخوریم

339
00:20:04,530 --> 00:20:05,370
.باشه

340
00:20:06,870 --> 00:20:09,790
.به خاطر کمک‌های تو، شام زودتر آماده شد

341
00:20:10,040 --> 00:20:11,330
اینطور فکر می‌کنی؟

342
00:20:11,540 --> 00:20:14,960
خب، برنامه دارم که از الان به بعد
.مهارت‌های آشپزیم رو تقویت کنم

343
00:20:15,250 --> 00:20:16,340
.که اینطور

344
00:20:16,500 --> 00:20:20,840
،تا یه مدت مجبور نیستی آشپزی کنی
.ولی درکل برای آینده به کارت میاد

345
00:20:21,090 --> 00:20:23,760
.‫چی؟ من درباره‌ٔ آینده حرف نمی‌زنم

346
00:20:23,930 --> 00:20:26,140
.من باید زود این چیزا رو یاد بگیرم

347
00:20:26,430 --> 00:20:29,890
،ولی خوابگاه انجمن جادو، غذات رو تامین می‌کنه

348
00:20:30,020 --> 00:20:31,480
‫پس نیازی نیست آشپزی کنی.

349
00:20:31,890 --> 00:20:34,770
.من که قرار نیست برم خوابگاه. از همینجا میرم و میام

350
00:20:36,690 --> 00:20:40,030
.‫نه، نه، نه، بدون شک خوابگاه بهتره

351
00:20:40,150 --> 00:20:42,820
‫رفت و آمد آسونه،
‫و غذای درست حسابی هم گیرت میاد.

352
00:20:42,950 --> 00:20:45,320
‫با جوونای ‫هم‌سن و سال خودتم زندگی می‌کنی.

353
00:20:45,450 --> 00:20:47,870
.‫بهت گفتم که از همین‌جا میرم و میام

354
00:20:48,830 --> 00:20:49,660
‫چرا؟

355
00:20:54,080 --> 00:20:57,500
نمی‌دونم منظورت از اینکه میگی بذارم
.بقیه لوسم کنن و کارامو بکنن چیه

356
00:20:58,670 --> 00:21:02,170
.از اونجایی که تو بهم غذا میدی، منم تو کارای خونه کمکت می‌کنم

357
00:21:02,550 --> 00:21:04,090
بهم ‫بگو چیکار باید بکنم.

358
00:21:09,640 --> 00:21:13,640
.حتی یکی مثل منم شاید بتونه برات دست‌کمک باشه، پیرمرد

359
00:21:14,230 --> 00:21:17,230
،‫بعدشم، اگه دوباره موش بیاد و من خونه نباشم

360
00:21:17,400 --> 00:21:19,650
.تو گند می‌زنی به خونه

361
00:21:20,360 --> 00:21:22,190
.‫آره، حق با توئه

362
00:21:22,530 --> 00:21:26,110
راستی، همیشه می‌پرسی که خوراکی خاصی
...هست که دوست داشته باشم یا نه

363
00:21:26,820 --> 00:21:29,700
.خب من... چیزای داغ دوست دارم

364
00:21:31,370 --> 00:21:32,200
.فهمیدم

365
00:21:33,580 --> 00:21:36,170
.پس برات سوپ و خورشت و آبگوشت می‌پزم

366
00:21:37,790 --> 00:21:39,250
.اونم هر روز

367
00:21:40,420 --> 00:21:43,510
.اینجوری لبخند نزن، ترسناکه

368
00:21:43,630 --> 00:21:46,180
.ای بابا، یکم انصاف داشته باش و باهام راه بیا

369
00:21:46,680 --> 00:21:49,180
!دارم بهت میگم ترسناکه

370
00:21:49,200 --> 00:21:59,200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

371
00:23:22,900 --> 00:23:26,650
‫اگه بخوام سوسیس بخورم،
‫دوست دارم وقتی گاز می‌زنم یه صدایی بده.

372
00:23:26,860 --> 00:23:31,360
.ولی برای پیرمردا بعد از خوردن نوشیدنی، همه چیز خوشمزه‌ست

373
00:23:31,950 --> 00:23:35,910
پیرمرد روستایی از یک شمشیر
با سرعت صاعقه ضربه می‌خوره

374
00:23:31,950 --> 00:23:35,910
قسمت بعد

375
00:23:31,950 --> 00:23:35,910
.قسمت بعدی: پیرمرد روستایی از یک شمشیر با سرعت صاعقه ضربه می‌خوره

376
00:23:35,910 --> 00:23:37,910
