WEBVTT

00:02.040 --> 00:04.110
‫خب، دیگه برای امروز کافیه.

00:04.330 --> 00:06.000
.‫خیلی ممنونیم

00:09.460 --> 00:10.460
‫سنسی.

00:13.050 --> 00:15.090
‫میشه یه لحظه صحبت کنیم؟

00:15.340 --> 00:16.180
‫چی شده؟

00:17.050 --> 00:18.930
‫یه چیزی هست که باید بدونین...

00:22.980 --> 00:25.350
گرگ‌ومیش موقع اسکورت کشته شده؟

00:26.060 --> 00:28.520
‫ظاهراً یهویی منفجر شده.

00:29.280 --> 00:30.440
،توی چیزایی که ازش مونده بود

00:30.610 --> 00:33.150
.یه چیزایی شبیه ابزار جادویی پیدا کردن

00:33.360 --> 00:37.320
‫الان داریم با کمک دستۀ جادو بررسی می‌کنیم.

00:38.080 --> 00:40.200
اون جسدهایی که جمع کردن چی؟

00:40.330 --> 00:43.870
‫به نظر میاد نوچه‌هاش هیچی ازشون نمی‌دونن.

00:44.870 --> 00:48.750
‫پس، هیچ راهی نداریم که بفهمیم کجا بردنشون.

00:49.880 --> 00:53.670
.‫رهبرشون، تعدادی ‫ابزار جادویی فراتر از حدش داشت

00:53.970 --> 00:56.340
.یه نفر داره از پشت صحنه کنترلش می‌کنه

00:58.050 --> 01:00.140
...یه نفر توی این قضیه دست داره

01:03.000 --> 01:13.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:13.020 --> 01:21.020
مترجم: ساکا

02:33.000 --> 02:38.000
قسمت ششم

02:33.000 --> 02:38.000
پیرمرد روستایی با مُردگان روبه‌رو میشه

02:33.900 --> 02:37.150
.‫قسمت 6: پیرمرد روستایی با مُردگان روبه‌رو میشه

02:38.400 --> 02:41.370
.‫بفرمایید سنسی، لطفاً قبولش کنین

02:44.870 --> 02:46.200
‫عجب چیزیه.

02:46.580 --> 02:48.960
،‫ساختش از استخون یه هیولای نام‌گذاری شده

02:49.080 --> 02:50.960
‫همون‌طور که انتظار می‌رفت، کار سختی بود.

02:51.290 --> 02:52.500
‫ولی از انجامش لذت بردم.

02:52.630 --> 02:54.460
.به این میگن یه شمشیر خوب

02:54.630 --> 02:58.220
‫البته شاید به درد یه پیرمرد مثل من نخوره.

02:58.340 --> 02:59.970
‫این برای شما بی‌نظیره.

03:00.050 --> 03:03.100
‫دارم می‌میرم که ببینم چقدر تیزه.

03:03.220 --> 03:04.050
‫آره.

03:04.390 --> 03:07.180
‫بیا برگردیم سالن تمرین و امتحانش کنم.

03:07.430 --> 03:09.810
.کمکتون می‌کنم تا مترسک رو آماده کنین

03:10.940 --> 03:13.020
.تا شمشیر دستم نباشه، خیالم راحت نمیشه

03:13.150 --> 03:14.230
‫واقعاً؟

03:18.400 --> 03:21.700
‫یه لحظه وقت داری؟ باید صحبت کنیم.

03:22.160 --> 03:22.700
ها؟

03:23.160 --> 03:24.990
‫مثل اینکه باید بعداً امتحانش کنیم.

03:26.120 --> 03:27.490
‫ببخشید، کورونی.

03:34.250 --> 03:36.420
‫رسیدیم. اینجا مال منه.

03:36.880 --> 03:37.920
.چه بزرگه

03:38.800 --> 03:40.880
‫راستی، چه خبر از میویی؟

03:41.300 --> 03:45.600
فعلاً دارم تشویقش می‌کنم
.که به انجمن جادوگری ملحق بشه

03:55.270 --> 03:56.480
‫این یارو کیه؟

03:57.520 --> 03:58.780
‫اجازه بده معرفیش کنم.

03:59.110 --> 04:00.990
‫ایشون ایبروی هاولمن،

04:01.360 --> 04:03.070
‫یه کشیش از کلیسای سُفن.

04:03.990 --> 04:05.370
‫کلیسای سفن؟

04:05.780 --> 04:07.910
آم... ‫از سفندیاردوانیا؟

04:08.160 --> 04:11.080
‫آره، همسایه‌هامون این مذهب رو بنا کردن.

04:12.290 --> 04:14.580
‫خب، چرا یه نفر از کلیسا اینجاست؟

04:15.420 --> 04:17.380
.خوشوقتم، بریل-کون

04:17.630 --> 04:18.710
‫همچنین.

04:20.210 --> 04:23.380
‫می‌دونستی اون ابزار جادویی‌ای که
‫گرگ‌ومیش همراهش داشت...

04:23.720 --> 04:27.760
‫همه‌شون توی سفندیاردوانیا ساخته شدن؟

04:28.140 --> 04:30.060
.اولین باره می‌شنوم

04:30.850 --> 04:32.310
،یه کشیش به اسم رویوس سارلئون

04:32.430 --> 04:35.980
.اونا رو براش فرستاده بود

04:36.440 --> 04:39.730
در عوض، اون کشیش
.ازش خواست تا جنازه‌ها رو جمع کنه

04:40.190 --> 04:40.860
‫چی؟

04:41.150 --> 04:43.280
،به گمونم اونا باید یه جوری دهن گرگ‌ومیش رو می‌بستن

04:43.400 --> 04:47.450
‫پس با یه وسیلۀ جادویی کنترل از راه دور کشتنش.

04:49.580 --> 04:52.120
‫چرا یه اسقف باید ‫جنازه جمع کنه؟

04:52.710 --> 04:54.670
.برای معجزۀ سفن

04:56.250 --> 04:58.170
‫چیزی که ما بهش می‌گیم جادو،

04:58.290 --> 05:00.710
‫کلیسای سفن بهش میگه «معجزه».

05:01.170 --> 05:02.300
‫بین این معجزه‌ها،

05:02.420 --> 05:06.680
‫میگن بزرگترینش رو خود سفن انجام داده، همون خدای واقعی.

05:07.890 --> 05:09.680
«.احیای مردگان»

05:12.600 --> 05:15.190
‫منم باور نمی‌کنم بشه همچین کاری کرد.

05:15.440 --> 05:17.230
‫این فقط یه افسانه‌ست.

05:17.400 --> 05:19.940
‫البته نمی‌تونم اینو جلوی مریدامون بگم.

05:20.230 --> 05:22.570
...‫احتمالاً اسقف رویوس داره از جنازه‌ها استفاده می‌کنه

05:22.690 --> 05:24.900
‫تا دربارۀ این معجزه تحقیق کنه.

05:25.490 --> 05:28.280
‫اگه این‌جوری باشه، نباید جلوشو گرفت؟

05:28.410 --> 05:32.040
‫حق با توئه،
‫ولی قضیه به این سادگی‌ها هم نیست.

05:33.370 --> 05:37.420
‫رویوس الان تو کلیسای سفن تو منطقهٔ شمالیه.

05:37.790 --> 05:39.420
‫اون اینجا توی قلمروی لیبریس‌ـه؟

05:40.000 --> 05:40.840
‫آره.

05:40.960 --> 05:45.380
‫دستۀ شوالیه‌ها نقشه داره
‫که فردا ازش به عنوان شاهد دعوت کنه.

05:45.630 --> 05:47.970
‫امیدوارم که با درخواستشون موافقت کنه.

05:48.300 --> 05:50.140
.ولی اگه به کشور خودش فرار کنه

05:50.390 --> 05:52.100
‫دست‌هامون بسته‌ست.

05:53.390 --> 05:55.310
‫یه حس بدی نسبت به این قضیه دارم.

05:56.100 --> 05:57.390
‫خب، ببین از این قراره.

05:57.520 --> 05:59.350
،اگه یه وقت اتفاقی افتاد

05:59.480 --> 06:01.940
‫ما ازت می‌خوایم که دستگیرش کنی، بریل-کون.

06:02.110 --> 06:04.400
.فکر می‌کردم می‌خواد اینو بگه

06:04.990 --> 06:09.410
‫اگه دستۀ جادو یا دستۀ شوالیه‌ها
‫بخواد با کلیسای سفن درگیر بشه،

06:09.530 --> 06:12.330
.ممکنه به یه واقعۀ بین‌المللی تبدیل بشه

06:12.700 --> 06:16.250
‫من فقط یه کشیشم،
‫واسه همین یکم برام سخته که...

06:16.370 --> 06:18.370
.بخوام یه اسقف رو سر جاش بنشونم

06:19.000 --> 06:20.500
‫پس، واسه همین اومدن سراغم؟

06:20.960 --> 06:23.460
‫تو که می‌تونی آزادانه این‌ور اون‌ور بری، مگه نه؟

06:23.630 --> 06:26.260
‫آلیوشیا هم از موضوع خبر داره.

06:26.510 --> 06:28.550
‫پس، همه چی ردیفه دیگه.

06:29.050 --> 06:31.300
‫اگه کارای شیطانی رویوس راست باشه،

06:31.640 --> 06:34.180
.‫به هیچ‌وجه نمی‌تونم ببخشم

06:34.560 --> 06:36.020
‫تو چی؟

06:38.060 --> 06:39.060
...‫شاید بتونیم

06:39.190 --> 06:42.150
‫جسد خواهر میویی رو پیدا کنیم.

06:43.230 --> 06:46.940
‫خواهری که خیلی دوستش داشت دیگه
‫هیچ‌وقت برنمی‌گرده، ولی...

06:47.570 --> 06:50.280
...اگه بتونه حداقل براش سوگواری کنه، شاید

06:54.620 --> 06:57.620
‫حالا من چیکار کنم؟

07:00.080 --> 07:03.340
.شاید اینجوری بتونه ازش بگذره و به زندگیش ادامه بده

07:04.840 --> 07:06.130
.قبوله

07:07.550 --> 07:08.630
.انجامش میدم

07:16.270 --> 07:19.770
.‫من و ایبروی یه پاداش خوب بهت می‌دیم

07:22.440 --> 07:24.310
.زیاد دلمو صابون نمی‌زنم

07:42.790 --> 07:43.790
.خوش برگشتی

07:43.960 --> 07:45.500
‫اون چیزی که لازم داشتی رو گرفتی؟

07:46.090 --> 07:46.920
‫آره.

07:47.590 --> 07:49.550
‫پیرمرد اینجا چیکار می‌کنی؟

07:49.920 --> 07:51.630
.‫فقط برای یه گپ کوچیک اومدم

07:51.840 --> 07:52.840
.صحیح

07:59.350 --> 08:01.560
‫مثل اینکه حسابی ازت مراقبت می‌کنن.

08:01.770 --> 08:03.020
‫خیلی عوض شدی.

08:05.230 --> 08:06.270
‫چرا؟

08:06.520 --> 08:07.360
‫هوم؟

08:07.480 --> 08:11.570
‫چرا شماها انقدر با من مهربونین؟

08:12.030 --> 08:15.120
‫خب طبیعیه که بزرگترها از یه بچه مراقبت کنن.

08:15.240 --> 08:16.660
.‫آره، درست میگه

08:17.080 --> 08:19.830
!من ‫سعی کردم جیبتو بزنم، پیرمرد

08:19.950 --> 08:21.870
،‫با این حال بهم پول می‌دین

08:22.000 --> 08:25.290
‫اجازه می‌دین هر کاری دلم می‌خواد بکنم،
‫حتی کمک می‌کنین برم مدرسه.

08:25.630 --> 08:27.340
...چرا شماها

08:27.790 --> 08:29.710
!انقد بهم اهمیت می‌دین؟

08:34.970 --> 08:38.310
‫فکر کنم اون گیج شده
‫چون همه چی خیلی عوض شده.

08:41.560 --> 08:42.390
‫میویی...

08:42.810 --> 08:45.480
.بچه‌ها نباید نگران اینجور چیزا باشن

08:45.770 --> 08:48.230
.اونا باید آرامش داشته باشن و از زندگی لذت ببرن

08:49.900 --> 08:52.610
.یه جوری باهام حرف نزن که انگار بچه‌ام

08:52.950 --> 08:54.360
.حقیقت همینه خب

08:55.660 --> 08:58.080
،‫هیچ‌کدوم از بزرگترای اینجا نمیخوان گولِت بزنن

08:58.370 --> 09:00.740
‫یا ازت سوءاستفاده کنن.

09:01.250 --> 09:02.100
...پس تو

09:02.100 --> 09:03.960
یعنی میگی باید همینجوری کشکی قبولش کنم؟

09:05.420 --> 09:06.580
‫دقیقاً.

09:08.290 --> 09:09.500
‫واقعاً عیبی نداره؟

09:09.800 --> 09:10.710
...که من

09:11.050 --> 09:12.550
که من اینجوری باشم؟

09:12.840 --> 09:13.800
.نه نداره

09:14.630 --> 09:16.260
‫تو آینده داری.

09:16.840 --> 09:18.930
...‫یه آیندهٔ خیلی طولانی‌تر

09:19.390 --> 09:20.930
.‫و روشن‌تر از آیندهٔ من

09:27.520 --> 09:29.690
‫اگه هنوز قانع نشدی،

09:29.860 --> 09:32.570
.‫وقتی بزرگ شدی، می‌تونی منو یه شام مشتی مهمونم کنی

09:34.610 --> 09:36.070
.انقد منو مسخره نکن

09:37.660 --> 09:40.080
‫قبول کردن این چیزا براش آسون نیست.

09:40.830 --> 09:41.700
‫من دیگه میرم.

09:42.200 --> 09:43.540
.باشه، می‌بینمت

09:45.330 --> 09:46.580
.تا بعد، میویی

09:47.290 --> 09:47.960
.هوم

10:13.860 --> 10:14.690
‫خب؟

10:14.820 --> 10:16.990
.چیزی نمونده تا بارگیری وسایل تموم بشه

10:26.000 --> 10:28.330
‫همون‌طوری که انتظار داشتم،
‫داره فرار می‌کنه.

10:28.500 --> 10:29.500
‫لعنتی.

10:35.130 --> 10:37.920
.تو همونی هستی ‫که دار و دسته‌ٔ گرگ‌ومیش رو شکست دادی

10:39.470 --> 10:41.720
.می‌دونستم میای سراغمون

10:43.510 --> 10:46.430
‫حدس می‌زنم اون یکی از شوالیه‌های
‫کلیسای سفنِ اُسقف باشه.

10:47.100 --> 10:48.730
داشتین جایی می‌رفتین؟

10:48.850 --> 10:52.230
‫اُسقف رو احضار کردن
‫که فردا شهادت بده...

10:52.900 --> 10:55.280
.هیچ دلیلی نداره که از همچین درخواستی اطاعت کنه

10:55.530 --> 10:57.280
.‫اجازهٔ استفاده از جادو رو دارین

10:57.860 --> 10:59.240
.‫هرچی دارین رو کنین

11:03.580 --> 11:05.450
‫ای خدای توانا،

11:05.660 --> 11:07.700
.به ما برکت و نیرو عطا کن

11:10.580 --> 11:11.460
‫این دیگه چیه؟

11:20.130 --> 11:22.140
‫جادوی تقویت فیزیکی؟

11:22.470 --> 11:24.510
...در موردش شنیده بودم، ولی

11:28.890 --> 11:31.940
.خیلی وقته که به قیمت جونم با کسی با شمشیر مبارزه نکردم

11:32.850 --> 11:34.110
‫ولی این تنها راهه.

11:43.280 --> 11:45.200
‫عجب چیز تیزیه!

12:04.090 --> 12:04.950
!سنسی

12:04.950 --> 12:05.850
!فیسل؟

12:06.100 --> 12:08.040
.منم اینجام

12:08.040 --> 12:08.890
!کورونی

12:09.930 --> 12:11.230
‫اینجا چیکار می‌کنین؟

12:11.560 --> 12:13.350
‫اتفاقی از اینجا رد می‌شدیم.

12:14.060 --> 12:15.360
!یهو دیدیمتون

12:15.860 --> 12:17.480
...پس اتفاقی منو دیدین

12:38.750 --> 12:39.590
‫ها؟

12:45.470 --> 12:47.050
‫جادوشون تموم شد.

12:47.180 --> 12:48.640
.که اینطور

12:50.560 --> 12:51.770
.اینو به ما بسپرین

12:52.020 --> 12:52.850
.روتون حساب می‌کنم

13:03.400 --> 13:04.400
.اشپور

13:04.530 --> 13:05.360
.بله

13:09.240 --> 13:11.410
.ای خدای توانا، بهشون موهبت عطا کن

13:11.540 --> 13:14.000
،‫از طریق قدرت آرام‌بخش خود

13:14.120 --> 13:18.130
.‫نبض زندگی را به ایشان ببخش

13:21.050 --> 13:25.720
!شاهد بخشی  از معجزهٔ سفن باش

13:50.740 --> 13:51.950
‫اوه، نه...

14:00.750 --> 14:01.960
‫این...

14:02.590 --> 14:04.420
‫این اصلاً معجزه نیست.

14:11.930 --> 14:12.850
...به گمونم

14:13.600 --> 14:15.390
‫چاره‌ای ندارم.

14:52.760 --> 14:53.930
‫متاسفم.

15:38.640 --> 15:41.100
،ای خدای توانا

15:41.850 --> 15:44.900
!به این بندهٔ حقیر قدرت و برکت عطا کن

15:53.450 --> 15:55.120
،حرکاتش از سورنا هم بیشتره

15:55.240 --> 15:57.290
‫و ضربه‌هاش از هنبلیتز هم قوی‌تره!

16:01.250 --> 16:02.170
...‫این یارو

16:02.290 --> 16:04.460
‫از بقیه ماهرتره.

16:05.840 --> 16:06.670
‫ولی...

16:06.840 --> 16:08.840
،‫یه آدم مثل اون که با زندگی بقیه بازی می‌کنه

16:08.960 --> 16:10.670
‫نباید بی‌مجازات بمونه.

16:19.930 --> 16:23.520
!با این معجزه‌ای که دریافت کردم، فکر نمی‌کردم کسی حریفم بشه

16:38.950 --> 16:41.620
.‫نمی‌تونم جلوی تمام ضرباتش رو بگیرم

16:43.830 --> 16:44.620
‫ولی...

16:45.130 --> 16:48.170
‫نمی‌تونم این مبارزه رو ببازم!

17:19.870 --> 17:21.830
‫هنوز سر پاست؟

17:31.840 --> 17:32.710
آخه چرا؟

17:38.390 --> 17:39.260
‫تمومش کن.

17:39.600 --> 17:40.850
...بسه دیگه

17:49.520 --> 17:53.110
...‫اگه مجبور باشم جونمو فدای

17:53.230 --> 17:55.780
،یه معجزه بکنم

17:56.360 --> 17:57.360
!این کارو می‌کنم

18:16.340 --> 18:18.550
چرا تا این حد پیش میری؟

18:20.930 --> 18:22.390
...توی عوضی

18:23.180 --> 18:24.810
.نمی‌تونی درک کنی

18:31.980 --> 18:33.440
.درک نمی‌کنم

18:37.030 --> 18:38.200
‫سنسی!

18:39.200 --> 18:41.030
‫کورونی. فیسل.

18:42.160 --> 18:43.790
.‫سنسی، زخمی شدین

18:43.990 --> 18:45.040
‫من خوبم.

18:45.330 --> 18:46.750
.از هردوتون ممنونم

18:46.960 --> 18:48.160
‫نه، مشکلی نیست.

18:48.670 --> 18:51.000
‫نیازی به تشکر نیست،
‫اتفاقی اینجا بودیم.

18:51.420 --> 18:52.500
‫آهان، فهمیدم.

18:55.210 --> 18:57.840
.پس اشپور شکست خورد

18:57.970 --> 19:01.680
‫اون دلش می‌خواست
‫خودشو فدای سفن کنه.

19:02.010 --> 19:04.510
...با اون کاری که تو با جسدها انجام دادی

19:04.890 --> 19:07.680
.آخرشم ‫هیچ‌کس نتونست درست براشون عزاداری کنه

19:07.930 --> 19:11.310
‫شاید منو گیر انداخته باشی،
‫ولی چیزی رو عوض نمی‌کنه.

19:11.440 --> 19:16.360
سفندیاردوانیا نابود میشه مگر اینکه
.کلیسای سفن قدرت بگیره

19:16.900 --> 19:18.740
.معجزه در ازای خون

19:18.860 --> 19:22.820
‫ما به عنوان پیرو، ماموریتمون
،اینه که از اون قدرت استفاده کنیم

19:22.950 --> 19:25.330
‫تا دنیا رو نجات بدیم.

19:30.870 --> 19:32.460
.داستان رو شنیدم

19:32.580 --> 19:34.040
.واقعاً خسته نباشی

19:36.500 --> 19:37.590
‫چی شده؟

19:39.420 --> 19:43.010
.‫تهش، من هیچ کمکی به میویی نکردم

19:47.470 --> 19:49.770
.خب، بریم سراغ پاداشی که قولشو بهت دادم

19:49.890 --> 19:50.980
.دنبالم بیا

19:56.230 --> 19:57.000
یه خونه؟

19:57.000 --> 19:58.820
.این پاداشته

19:59.070 --> 20:01.320
خیلی وقته که توی مسافرخونه‌ای، مگه نه؟

20:01.700 --> 20:03.110
.این خونه مال توئه

20:03.950 --> 20:07.240
...آره، راستش خودمم دنبال خونه بودم

20:07.950 --> 20:10.160
.شرمنده که یکم دورافتاده‌ست

20:10.290 --> 20:11.370
‫زود باش، برو تو.

20:11.500 --> 20:12.920
.اوه، باشه

20:24.890 --> 20:26.550
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

20:26.930 --> 20:28.560
مگه نمی‌بینی؟

20:28.810 --> 20:31.600
.به جز ریزه‌کاریا، باقیش تمومه

20:31.730 --> 20:32.560
.هوم

20:33.140 --> 20:35.900
‫خب، میویی، تصمیمتو گرفتی؟

20:37.900 --> 20:38.610
‫آره.

20:39.780 --> 20:41.490
‫اوه، در مورد مدرسه؟

20:41.740 --> 20:45.240
‫دیشب دربارۀ اون موضوع حرف زدیم و اون می‌خواد ثبت‌نام کنه.

20:45.490 --> 20:47.240
.خب خداروشکر

20:47.370 --> 20:48.790
پس در مورد چیه؟

20:49.240 --> 20:52.120
‫این که اون می‌خواد باهات زندگی کنه یا نه.

20:52.580 --> 20:53.210
‫ها؟

20:53.370 --> 20:57.340
‫اون برای ثبت‌نام به تایید یه والد یا قَیّم نیاز داره.

20:57.500 --> 20:59.780
.و تو قراره قَیّمش بشی

20:59.780 --> 21:00.630
جان؟

21:01.090 --> 21:03.340
،‫تو به‌صورت صوری قَیّمش میشی

21:03.470 --> 21:06.720
.برای همین فکر کردم خوب میشه اگه باهم زندگی کنین

21:07.010 --> 21:10.770
.یا اینکه می‌تونه به زندگی با من با همین وضعش ادامه بده

21:10.970 --> 21:13.850
...خب... یکم یهویی شد

21:14.390 --> 21:15.350
‫میویی.

21:15.600 --> 21:19.520
‫نمی‌خوام وارد جزئیات بشم،
.ولی این یارو دیشب حسابی گل کاشت

21:20.020 --> 21:23.150
.اون برات از تمام توانش مایه گذاشت

21:24.490 --> 21:26.860
...‫وقتش نیست کم‌کم باور کنی که

21:27.160 --> 21:29.700
همچین آدم بزرگایی واقعاً وجود دارن؟

21:38.000 --> 21:40.210
‫اینجا می‌تونه اتاق من باشه؟

21:42.840 --> 21:43.670
‫ها؟

21:43.690 --> 21:51.690
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:22.730 --> 23:24.110
‫باز دوباره رسیدیم به چای.

23:24.230 --> 23:26.320
.توی پیش‌نمایش قبلی هم بحث چای رو باز کردم

23:26.480 --> 23:29.820
‫زیاد بخوری، آخرش مجبور میشی
‫خیلی بری دستشویی.

23:29.950 --> 23:31.990
‫مخصوصاً وقتی مثل من پیر باشی.

23:32.220 --> 23:36.430
قسمت بعد

23:32.220 --> 23:36.430
پیرمرد روستایی و
چالش‌های ترتیب فرزند

23:32.530 --> 23:36.450
.قسمت بعدی: پیرمرد روستایی و چالش‌های ترتیب فرزند
