WEBVTT

00:01.700 --> 00:04.900
♪ گویا تو این دوره زمونه ♪

00:05.000 --> 00:08.300
♪  فیلم و سریال‌ها ♪
♪ پر شدن از صحنه‌های خشن و سکس ♪

00:08.300 --> 00:11.900
♪ پس کجان اون ارزش‌های خوب و قدیمی ♪

00:12.000 --> 00:15.000
♪ که قبلا می‌شد روشون حساب باز کرد؟ ♪

00:15.100 --> 00:18.300
♪ خوشبختانه هنوز یه مرد خانواده‌دوست هست ♪

00:18.400 --> 00:20.788
♪ خوشبختانه هنوز مردی پیدا می‌شه ♪

00:20.812 --> 00:23.200
♪ که بتونه تو رو ♪

00:23.400 --> 00:24.900
♪ بخندونه و به گریه دربیاره ♪

00:25.000 --> 00:29.500
♪ اون یه مرد خانواده‌ست ♪

00:29.524 --> 00:34.524
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:34.600 --> 00:38.100
،پاشو، پاشو، کلفت بی‌مصرف
وقتشه که اون بلغور بدمزه رو درست کنی

00:38.200 --> 00:41.300
عزیزم، مامانی می‌خواد یکم دیگه استراحت کنه

00:44.700 --> 00:46.600
!لعنتی

00:46.700 --> 00:50.000
این وقت روز رو مبل چیکار می‌کنی؟
مشروب خوردی؟

00:50.100 --> 00:54.100
.پیتر، تو که می‌دونی من مشروب نمی‌خورم -
آها، همون‌طور که سربازیت رو نپیچوندی؟ -

00:54.200 --> 00:56.400
چی می‌گی؟ من یک زنم

00:56.600 --> 00:59.300
البته که هستی... در حال حاضر

00:59.300 --> 01:03.400
پیتر، من هلاک شدم. کل روز
هی از این تاکسی می‌رفتم تو اون تاکسی

01:03.500 --> 01:07.200
،استوئی وقت دکتر داشت
بعدش هم که رفتم مدرسه دنبال مگ

01:07.400 --> 01:11.000
،تمرین نمایشنامه‌ی "مرگ یک فروشنده" رو داشتیم
ولی از اونجایی که نمی‌تونیم توی مدرسه

01:11.100 --> 01:13.500
،مرگ رو نشون بدیم
آخر نمایش، باید فشفشه به‌دست برقصیم

01:13.600 --> 01:15.600
پیتر، واقعا یه ماشین دیگه نیاز داریم

01:15.700 --> 01:18.800
انجام این همه کار
توی تاکسی واقعا خسته‌کننده‌ست

01:18.900 --> 01:23.700
،اوه، ولی توی تاکسی خیلی شخصیت‌های جذابی رو می‌تونی ببینی
(مثلا الکس ریگر و تونی (شخصیت‌های سریال تاکسی

01:23.800 --> 01:26.000
و اون مرد خارجی و بامزه‌ی توی گاراژ

01:26.100 --> 01:31.700
،ریگر، تاکسی شماره‌ی 402. ناردو
تو با اون ممه‌های بلوریت برو توی شماره 315

01:31.800 --> 01:35.200
.حالا هم از اینجا گم شین بیرون، بدبخت‌ها -
اون مرد خارجی چی پس؟ -

01:35.300 --> 01:37.100
اون راه نداره، طرف دیوانه‌ست

01:37.200 --> 01:40.000
یه بار توی زندگی خفت‌بارت دلسوزی کن

01:40.200 --> 01:43.500
باشه، گریه نکن، جکی چان، تاکسی شماره‌ی 302

01:43.900 --> 01:45.900
!هـــــــی‌یـــــــا

01:46.000 --> 01:48.500
خیلی ممنون

01:48.600 --> 01:53.300
پیتر، بیخیال. من آگهی
یک ماشین کارکرده رو دیدم که خیلی خوب بود

01:53.400 --> 01:58.300
.اوه، نه، لوئیس. یکی از همکارهام ماشینش رو از تو آگهی‌های روزنامه خرید
ده سال بعدش، بوم! تبخال زد

01:58.300 --> 02:00.500
من ماشین‌مون رو از نمایندگی می‌خرم، تمام

02:04.100 --> 02:07.500
اوه، ببین. اوه، خوشگل کی بودی تو؟

02:07.500 --> 02:10.100
آره. آره، دوست داری، نه؟

02:10.200 --> 02:12.800
آره، چه ماشین بدی‌ای

02:12.900 --> 02:16.700
چی؟ چی؟ دوست داری بیام داخلت؟

02:17.400 --> 02:21.600
پیتر، این یکی رو ببین. هم ایمنه
هم قابل اعتماد، پول‌مون هم بهش می‌رسه

02:21.700 --> 02:24.900
برم ببینم می‌تونم یه فروشنده پیدا کنم

02:26.700 --> 02:30.000
،سلام، من داگ هستم
از آشنایی‌تون خوشبختم. وای، لاغر شدی؟

02:30.200 --> 02:32.500
هنوز همونم
فقط چربی‌هام رو بین نواحی شکمم تقسیم کردم

02:32.600 --> 02:35.100
اون ماشین توجه‌مون رو بیشتر جلب کرده

02:35.200 --> 02:38.300
.لوئیس، بسپرش به من -
پیتر، این ماشین پر خط و خشه -

02:38.400 --> 02:40.800
و فرمونش از جنس مقوا ئه

02:40.900 --> 02:43.900
.آره، یه لحظه، عزیزم -
و ببین، موتور نداره -

02:44.000 --> 02:48.200
.فقط یه نقاشی از موتور داره -
ولی تا الان فقط یک صاحب داشته -

02:48.500 --> 02:51.400
.جیمز باند -
همین رو می‌گیرم -

02:51.700 --> 02:54.600
خب، ببینیم این جیگر چیکار می‌کنه، آره؟

02:57.100 --> 02:59.800
عجب! خب مطمئنم که خود فروشنده درستش می‌کنه

02:59.824 --> 03:03.024
« مترجم: آروین »

03:03.100 --> 03:04.700
لوئیس، این احمقانه‌ست

03:04.800 --> 03:08.700
امکان نداره بتونیم رابطه داشته باشیم
اگه انقدر با فاصله از من دراز بکشی

03:08.700 --> 03:11.100
الان خیلی از دستت ناراحتم

03:11.300 --> 03:14.600
،حالا سوتینت رو امتحان کردم دیگه
خدایا. بچه‌ها داشتن نقش بازی می‌کردن

03:14.700 --> 03:18.300
،منم فکر نمی‌کردم بتونم جی‌جی خوبی باشم
ولی حقیقتا، کیفور شده بودم

03:18.400 --> 03:21.600
پیتر، من از این ناراحتم
که هیچوقت بهم گوش نمی‌دی

03:21.700 --> 03:24.100
دوباره شده همون جریان آتلانتیک سیتی

03:24.300 --> 03:27.400
.امتیازت 20 شد -
دوباره بهم ورق بده -

03:27.500 --> 03:30.400
.21 -
دوباره. دوباره -

03:30.500 --> 03:32.900
.شد 30 -
دوباره -

03:33.200 --> 03:37.600
.آها! تو فقط به‌خاطر ماشین عصبانی‌ای
خیالت تخت. یه راه چاره‌ای پیدا می‌کنم

03:37.700 --> 03:39.900
نه، ما یه راه چاره‌ای پیدا می‌کنیم

03:40.000 --> 03:42.700
از این که تمام تصمیمات‌مون
بدون من گرفته می‌شه، خسته شدم

03:42.800 --> 03:44.200
باشه، عزیزم

03:45.100 --> 03:48.600
اوه راستی، یه میمون خریدم

03:48.624 --> 03:50.124
[اغذیه‌ی کلیولند]

03:51.300 --> 03:55.600
هی، پیتر، منو می‌خوای یا مثل همیشه
همه‌ی غذاها رو سفارش می‌دی؟

03:55.700 --> 03:59.400
.اه، خفه شو، کلیولند -
می‌خوای راجبش حرف بزنی مشتی؟ -

03:59.800 --> 04:03.300
کل هفته ماشین دست لوئیس بوده و
اینور و اونور رفتن خیلی سخت بود

04:03.400 --> 04:06.000
حتی مجبور شدم یه موستانگ اجاره کنم
[موستانگ اسم نژاد اسب نیز هست]

04:20.800 --> 04:23.400
همه‌ی اینا به خاطر اینه که
نمی‌تونم ماشین جدیدمون رو تعمیر کنم

04:23.500 --> 04:25.800
خب چرا یه ماشین جدید دیگه نمی‌گیری؟

04:25.900 --> 04:28.000
تو چرا یه قرص نعنا نمی‌خوری، بوگندو؟

04:28.100 --> 04:31.300
فقط می‌خوام بگم که
،من و همدست‌هام می‌تونیم ماشینت رو بدزدیم

04:31.400 --> 04:34.500
و همین، فی‌النفسه
باعث می‌شه بیمه پول ماشینت رو پرداخت کنه

04:34.700 --> 04:38.100
پیتر، باور کن نمی‌خوای قاطی مافیا بشی

04:38.200 --> 04:40.600
تو کی هستی؟

04:40.700 --> 04:45.600
.من مالک اینجام -
خب فضولی نکن اسکل. فقط لازمه که آدرست رو بهم بدی -

04:45.700 --> 04:50.700
.می‌تونی پشت تفنگم بنویسی -
خب ظاهرا که آدم درست‌کاری هستی -

04:52.100 --> 04:54.500
اه، لعنتی. اشتباه نوشتم. یه تفنگ دیگه داری؟

04:56.500 --> 05:01.100
.دارما، از اونجا بیا پایین
خدای من، نمی‌تونم با آزاده بودنت کنار بیام

05:10.200 --> 05:14.300
لوئیس، می‌تونی بری
توی زیرزمین و برای یک ربع یه کار

05:14.300 --> 05:16.300
خیلی پر سر و صدا و پیچیده انجام بدی؟

05:21.300 --> 05:24.400
.پیتر، این خیلی ماشین خوبیه -
پیتر، چجوری می‌تونیم از پس هزینه‌اش بربیایم؟ -

05:24.500 --> 05:26.700
بذار فقط بگم که اون ماشین دزدی بود

05:26.700 --> 05:29.000
.دوباره بگو -
ماشین دزدی بود -

05:29.100 --> 05:32.700
.این دفعه بدون چشمک زدن -
ماشین دزدی بود -

05:32.800 --> 05:33.900
چشمک

05:34.000 --> 05:39.500
،ببین لوئیس، ما یه ماشین خراب داشتیم
من یه کاری کردم، و الان یک ماشین نو داریم

05:39.600 --> 05:42.700
.من که گفتم درستش می‌کنم، و کردم -
به‌گمونم همین‌طوره -

05:42.800 --> 05:45.000
فقط ای کاش نظر من هم برات مهم بود

05:45.100 --> 05:50.900
خب، مهم اینه که این برات مهمه
و این خودش بزرگترین نعمته

05:51.000 --> 05:55.100
هی، کلیولند. بیا
سیستم مسیریابی روی ماشین رو ببین. حالت عادی

05:55.200 --> 05:57.500
.تقاطع بعدی سمت چپ -
اسپانیایی -

05:57.600 --> 06:00.700
(تقاطع بعدی سمت چپ (به اسپانیایی -
(یاکوو اسمیرناو (کمدین مشهور -

06:00.800 --> 06:03.700
در شوروی، ماشین شما را می‌راند

06:04.000 --> 06:09.000
.خیلی خفن مفنه ها
ولی فکر کنم لقمه‌ی بزرگتر از دهنت برداشتی

06:09.100 --> 06:13.400
.تو به مافیا مقروض شدی
این یعنی اونا می‌تونن هر کاری رو ازت بخوان

06:13.500 --> 06:16.700
!هر کاری -
آروم باش، کلیولند. مافیایی در کار نیست -

06:16.700 --> 06:18.700
تو داری به مافیای توی فیلم‌ها فکر می‌کنی

06:18.800 --> 06:21.700
من چجور بامزه‌ای هستم؟ -
نمی‌دونم. چیزهای خنده‌داری می‌گی -

06:21.800 --> 06:24.300
نه نه، یعنی، مثل جورج کارلین خنده‌دارم؟
[کمدین آمریکایی]

06:24.400 --> 06:28.200
(یا مثل اسپین سیتی (سیتکام آمریکایی
یا مثل ریتا رادنر (کمدین آمریکایی)، کدوم؟ یالا

06:28.300 --> 06:30.800
.مثل ریتا رادنر -
آره، مثل اون خنده‌داری -

06:30.900 --> 06:33.900
جدی، خدای من. مرسی

06:34.000 --> 06:36.300
پیتر، لطفا اونا رو دست‌کم نگیر

06:36.400 --> 06:39.800
بهت قول می‌دم که دیگه خبری ازشون نمی‌شه

06:39.900 --> 06:43.600
پیتر، وقتش رسیده که دینت رو به رئیس ادا کنی

06:44.900 --> 06:47.100
ای خدا

06:49.800 --> 06:51.800
حداقل یه مشکل حل شد
[این مجله منتقد سفت و سخت فمیلی‌گای محسوب می‌شد]

06:53.724 --> 06:55.424
[کافی‌شاپ گنگسترها]

06:56.100 --> 06:58.700
یالا، پیتر، رئیس منتظرته

06:58.800 --> 07:01.800
اون چه... چطوریه؟ رئیس مهربونیه؟

07:01.900 --> 07:04.200
می‌دونی، مثل اون
(دام دی‌لوئیس (بازیگر آمریکایی

07:04.300 --> 07:07.700
امشب ازت خواستم بیای اینجا
که یه کاری برام انجام بدی

07:07.800 --> 07:11.600
می‌خوای چیکار کنم؟
یکی رو بزنم؟ یکی رو بکشم؟ برای یکی بزنم؟

07:11.700 --> 07:16.700
ساکت. این هفته پاولی شکم‌گنده
برای عروسی دخترم میاد توی شهر

07:16.700 --> 07:18.800
می‌خوای دو بار به مغزش شلیک کنم

07:18.900 --> 07:21.600
،خیلی لطف داری که اینو گفتی
ولی اون پسر برادرمه

07:21.700 --> 07:23.700
خیلی هم خسیس و چندشه

07:23.800 --> 07:27.700
سابقه نداشته که کسی بتونه پاولی
شکم‌گنده رو بیشتر از یک دقیقه تحمل کنه

07:27.800 --> 07:30.900
،ولی شما، جناب گریفین
شما اون رو به سینما می‌برین

07:30.900 --> 07:35.000
،همین؟ همش همین؟ اه
خداروشکر، بریم... وایسا ببینم. کدوم فیلم؟

07:35.100 --> 07:38.100
چون اگه گرگ کینیر
توش بازی می‌کنه، کیرمم دستت نمی‌دم

07:38.124 --> 07:40.624
[استلا چطور دوباره خوش و خرم شد 2]

07:48.500 --> 07:49.900
پاولی شکم‌گنده؟

07:49.900 --> 07:53.400
اسمم مارتی‌ئه، خیلی هم روی وزنم حساس هستم

07:53.500 --> 07:56.100
پاولی شکم‌گنده؟ -
چه گستاخ -

07:58.800 --> 08:01.100
تو پاولی شکم‌گنده‌ای؟

08:01.100 --> 08:03.700
من لوئی اندرسون هستم

08:03.800 --> 08:06.100
تو، لطفا، خدایا، پاولی شکم‌گنده هستی؟

08:10.500 --> 08:14.200
.آره. من پاولی شکم‌گنده هستم -
هی، فکر کنم من شیر دارم (Got milk? اشاره به تبلیغ) -

08:14.300 --> 08:15.900
!بهم شلیک نکن

08:20.500 --> 08:23.700
اه. یکی سر جای مورد علاقه‌ام نشسته

08:23.700 --> 08:28.200
همم، هی، یه ایده‌ی خفن دارم

08:30.400 --> 08:32.700
دوست‌دختر، می‌دونی وقت چیه؟

08:32.800 --> 08:36.800
نه، وقت چیه؟ -
وقت اینه که خوش و خرم بشی -

08:36.900 --> 08:38.700
دوباره

08:44.300 --> 08:46.300
...خب، امم

08:47.800 --> 08:50.600
.خدافظ -
کجا می‌ری؟ -

08:50.700 --> 08:54.300
خونه؟ برای شام؟ -
اوه، جدی؟ غذا چی داریم؟ -

08:54.400 --> 08:57.000
اوه، امم... فقط قرار بود باهات بیام سینما

08:57.100 --> 09:00.700
منظورت چیه؟ -
خب، می‌دونی، یعنی -

09:00.800 --> 09:02.700
یعنی به پر و پای هم نپیچیم

09:02.800 --> 09:04.800
پس می‌تونم باهات شام بخورم

09:04.900 --> 09:06.900
امم... البته

09:07.000 --> 09:11.700
این در مقایسه با شام خوردن با خانواده‌ام
که دوست‌شون دارم و ازشون نمی‌ترسم، خیلی بهتره

09:12.900 --> 09:15.800
هی، لوئیس، این پاولی شکم‌گنده‌ست

09:15.900 --> 09:20.200
.قراره شام رو با ما بخوره -
جدی؟ چقدر بی‌خبر -

09:20.300 --> 09:23.100
پیتر، می‌شه یه لحظه باهات حرف بزنم؟

09:23.100 --> 09:26.800
نمی‌شه که دقیقه‌ی نود
بدون هماهنگی یه مهمون بیاری خونه

09:26.900 --> 09:32.500
من از این که همه‌ی کارها رو
...بدون مشورت با من انجام می‌دی خسته‌ام و

09:32.500 --> 09:36.300
می‌شه؟ -
نه نمی‌شه، هرزه‌ی روانی -

09:36.500 --> 09:38.600
من هرزه‌ی روانی نیستم

09:38.700 --> 09:42.800
اوه، نه، لوئیس. منظورش
این نبود که مثل الیزابت تیلور روانی‌ای

09:42.900 --> 09:45.800
...می‌دونی، منظورش این بود که مثل

09:45.900 --> 09:48.900
مثل اون چسبه روانی‌ای. به همه‌چی می‌چسبی

09:49.000 --> 09:52.600
.می‌دونی، مثل یک ماده‌ی چسبی
منظورش فقط همین بود

09:55.500 --> 09:59.800
،چقدر خوش‌اشتهایی بچه
شرط می‌بندم که خیلی می‌ری باچگاه

09:59.900 --> 10:02.600
ببخشید، گفتی کدوم مدرسه‌ی معارف رفتی؟
[مدرسه‌ی دخترانه که علاوه بر دروس معمولی به آنان آداب زندگی آموخته می‌شد]

10:02.700 --> 10:05.700
یا خود خدا. واقعا کی
بهت غذا خوردن یاد داده؟ میکی رورک؟

10:05.700 --> 10:08.500
چرا این اسم رو می‌دونم؟
!"لعنت بهت "اینترتینمنت تونایت

10:08.800 --> 10:11.700
.سلام، من باب گوئن هستم
اینا هم پاهای مری هارت هستن

10:11.800 --> 10:15.900
مری، جدیدا با جولیا رابرتز چرخیدی نه؟

10:15.900 --> 10:16.900
مری تایید می‌کنه

10:18.300 --> 10:21.600
بگو بینم بچه، چند سالته؟ 27؟

10:21.700 --> 10:24.500
.سیزده -
پس هنوز زیر سن قانونی‌ای -

10:24.500 --> 10:28.100
هی، پسر، دوست داری قاچاقچی کوکائین بشی؟ -
پیتر، می‌شه بیای اتاق نشیمن؟ -

10:28.200 --> 10:30.200
نه، لوئیس، آشپزخونه

10:34.400 --> 10:36.500
پیتر، من حس خوبی نسبت به این آقا ندارم

10:36.600 --> 10:39.700
از اون آدمایی نیست
که بخوام اطراف خانواده‌مون باشه

10:39.700 --> 10:43.800
.عزیزم، داری الکی گنده‌اش می‌کنی -
می‌شه لطفا یه بار به حرفم گوش بدی؟ -

10:43.900 --> 10:47.800
.اون یارو دردسرسازه
می‌خوام از خونه و زندگی‌مون بره بیرون

10:47.900 --> 10:50.700
بذار یه‌چیزی بهت بدم که یکم آرومت کنه

10:50.800 --> 10:51.900
!همین الان -
باشه -

10:52.500 --> 10:55.500
پاولی شکم‌گنده؟ یه‌چیزی باید بهت بگم

10:57.500 --> 11:01.300
تاحالا شده به آسمون خیره بشی
و فکر کنی یکی داره بهت نگاه می‌کنه؟

11:01.400 --> 11:05.100
...نه، ولی اگه دارن نگاه می‌کنن
اینو ببینین، بیگانه‌های اسکل

11:07.100 --> 11:09.100
اوه، امم... سلام بانی

11:09.200 --> 11:14.700
،این دوستم
پاولی شکم‌گنده‌ست، اینم کون گنده‌ی اونه

11:16.700 --> 11:21.600
به چی فکر می‌کنی، پیتی؟ -
ببین، امم، ما نمی‌تونیم دوست بمونیم -

11:21.700 --> 11:23.400
.اوه -
ببخشید -

11:23.500 --> 11:25.500
هی، بیخیالش

11:26.700 --> 11:30.800
.اه خدا، مشکل تو نیستی. لوئیس ئه
اون دوست نداره من با تو بچرخم

11:30.900 --> 11:35.200
جدی؟ اینو الکی نمی‌گی؟ -
نه نه، همش تقصیر لوئیس ئه -

11:35.300 --> 11:37.800
...کاش با تو قبل اون آشنا می‌شدم
ولی دیگه کاری نمی‌شه کرد

11:37.900 --> 11:41.300
خب پس مشکل لوئیس ئه آره؟ -
آره، ولی تقصیر اون هم نیست -

11:41.400 --> 11:45.100
اون نمی‌خواد
که دوباره قاطی لات و لوت‌ها بشم

11:45.300 --> 11:47.200
!کرم‌های دندون

11:47.400 --> 11:51.300
!ما دندون‌ها رو سوراخ می‌کنیم

11:51.400 --> 11:55.600
،پس یعنی اگه اون نباشه
ما می‌تونیم دوست بمونیم، آره؟

11:55.700 --> 11:58.700
آره، البته. چرا که نه؟ -
اوه، عالی شد -

11:58.700 --> 12:00.700
بیا بغلم

12:29.575 --> 12:31.575
[دبیرستان جیمز وود تقدیم می‌کند: مرگ یک فروشنده]

12:31.700 --> 12:34.200
ویلی لومن هیچوقت ثروتمند نشد
[شخصیتی در نمایش مرگ یک فروشنده]

12:34.300 --> 12:36.800
اسمش هیچوقت توی روزنامه نبود

12:36.900 --> 12:40.500
،ولی، امم... بازم، می‌دونی
می‌شه بهش توجه کرد

12:40.500 --> 12:43.300
مردم از ویلی لومن بدبخت‌ترن

12:45.500 --> 12:49.100
خدایا، بیخیال، می‌دونم
اجراشون مزخرف بود مردم ولی اونا فقط بچه‌ان

12:52.800 --> 12:55.400
پیتر، چجوری می‌تونی بخوابی؟ نزدیک بود بمیرم

12:55.500 --> 12:59.900
اه، بیخیال، لوئیس. تنها قربانی امشب اثر آرتور میلر بود
[نویسنده‌ی مرگ یک فروشنده]

13:00.000 --> 13:02.300
سلام

13:02.400 --> 13:04.500
سلام، پاولی شکم‌گنده

13:04.500 --> 13:06.900
نه، لوئیس هنوز زنده‌ست

13:06.900 --> 13:09.200
منظورت چیه که می‌خوای
اون آدم‌کش رو اخراج کنی؟

13:09.300 --> 13:13.300
منظورت چیه که فکر می‌کردی تا الان لوئیس
باید زیر خاک می‌بود و می‌تونستیم با هم بریم سینما؟

13:13.400 --> 13:14.700
منظورت...؟

13:15.100 --> 13:17.600
تو فکر کردی که می‌خوام لوئیس رو بکشی؟ -
مچم رو گرفتی -

13:17.700 --> 13:20.900
خیلی دیره که آدم‌کشی رو لغو کنی؟ -
آره -

13:21.600 --> 13:23.900
اسکلت کردم

13:24.100 --> 13:27.300
فقط باید یه تماس بگیرم

13:42.500 --> 13:44.700
اه، خدا. تو خوبی؟

13:53.100 --> 13:55.700
اوه، خدای من. این رو ببین

13:55.700 --> 13:58.700
چطور تونستی
یک عضو مافیا رو بیاری توی خونه‌ات؟

13:58.800 --> 14:01.100
،اگه الان ناراحتی
وایسا تا بقیه‌ی داستان رو بشنوی

14:01.200 --> 14:05.900
اون روز داشتم با پاولی شکم‌گنده حرف می‌زدم
...و همه‌چی دست به دست هم داد و

14:05.900 --> 14:10.700
.یه‌جورایی باعث شدم برای کشتنت آدم استخدام کنن -
چجوری همچین کاری کردی؟ -

14:11.100 --> 14:13.700
تازه از این بدتر هم می‌شه. وایسا، نه نمی‌شه

14:13.700 --> 14:16.800
!پیتر -
ببین، نگران نباش. یه نقشه دارم -

14:16.900 --> 14:22.200
.می‌ریم انگلیس
اونجا بدترین چیزش همین بحث‌های حین رانندگیه

14:24.300 --> 14:27.100
می‌گم، جرمی، اون رجینالد بی استیف‌ورث نیست؟

14:27.100 --> 14:30.800
همون یارو که از مزایای
دولت اروپای متحده صحبت می‌کرد

14:30.900 --> 14:34.900
.عجب، بله به گمانم خودشه -
اوه، بریم اذیتش کنیم -

14:35.300 --> 14:37.500
اوه، رجینالد

14:37.600 --> 14:39.500
من مخالفم

14:39.524 --> 14:42.524
[یک پت شاپ ساده]

14:48.100 --> 14:51.300
.من یه خرگوش می‌خوام -
چجور خرگوشی؟ -

14:51.400 --> 14:54.500
یه خرگوش نیمه‌خودکار یا یه خرگوش دستی

14:54.500 --> 14:58.900
هر خرگوشی که از نظر تو
برای شلیک به مغز مردم بهتره

14:58.900 --> 15:03.200
،همه‌جا دنبالت گشتم. ببین
باید اون قضیه‌ی کشتن لوئیس رو لغو کنم

15:03.300 --> 15:05.000
رئیس کجاست؟ -
رئیس؟ -

15:05.100 --> 15:08.900
.نمی‌دونم راجب چی حرف می‌زنی -
اه، بیخیال بابا می‌دونی دیگه، رئیس -

15:05.224 --> 15:07.176
[پلیس‌ها اینجا شنود کار گذاشتن]

15:09.000 --> 15:13.900
.سردسته‌ی مافیا -
پیتر، چیزی به نام مافیا وجود نداره -

15:10.324 --> 15:12.376
[اسکلی چیزی هستی؟]

15:14.100 --> 15:18.300
.دختر رئیس فردا می‌خواد عروسی کنه"
"این هم دعوت‌نامه‌ی تو

15:18.300 --> 15:22.800
"حالا هم گورِ، نقطه‌چین، رو گم کن، ح.ز"

15:22.900 --> 15:24.400
ح.ز یعنی چی؟
[حروم‌زاده]

15:27.300 --> 15:32.500
.دارما، از روی مبل بیا پایین -
نه، خنگول، تو چرا نمیای بالا؟ -

15:32.500 --> 15:34.800
می‌دونی چیه؟ میام بالا

15:45.300 --> 15:48.500
پسر، چه زوج نامتناسبی، یه آزاده با یه عروسک

15:49.300 --> 15:51.800
پیتر، خداروشکر. اون مسئله رو

15:51.900 --> 15:55.700
حل کردی؟ -
اون مسئله؟ اوه، اوه منظورت اون توموره‌ست؟ -

15:55.800 --> 15:57.800
آره، رفتم به دکتر نشونش دادم

15:58.100 --> 16:01.100
،آقای گریفین
این تومور نیست. این آلت تناسلی‌تونه

16:01.100 --> 16:03.500
اوه. خب، اون دو تا چی...؟

16:03.600 --> 16:05.600
بیضه‌ها

16:06.700 --> 16:07.900
سبحان الله

16:08.100 --> 16:11.200
آدم‌کشی مافیا رو می‌گم -
مامان قراره کشته بشه؟ -

16:11.300 --> 16:15.300
چی کار کردی؟ -
اوه، از خیلی‌ها باید تشکر کنم -

16:15.300 --> 16:18.200
خدا، مشخصا، و امم... دیگه کی؟

16:18.300 --> 16:20.300
اوه، این خیلی دور از انتظار بود

16:22.500 --> 16:26.000
.اوه، البته. شیطان -
شرمنده، لوئیس. هنوز لغو نشده -

16:26.100 --> 16:29.300
.فقط این دعوت‌نامه‌ی عروسی رو گرفتم -
وایسا ببینم، پیتر -

16:29.400 --> 16:31.800
عروسی دختر رئیس. عالیه

16:31.900 --> 16:35.100
.اون‌قدر هم عالی نیست
احتمالا باید هدیه بخریم

16:35.200 --> 16:37.500
و می‌دونی که توی هدیه گرفتن افتضاحم

16:37.900 --> 16:39.900
لوئیس، تولدت مبارک لعنتی

16:40.000 --> 16:42.500
...اوه، وای خدا. یه

16:42.600 --> 16:44.900
اه، یه شمشیر دیگه

16:44.900 --> 16:48.800
.مرسی، پیتر -
امتحانش کن -

16:49.000 --> 16:53.900
مگه پدرخوانده رو ندیدی؟ رئیس نمی‌تونه
توی روز عروسی دخترش دست رد به خواسته‌های بقیه بزنه

16:54.000 --> 16:57.300
خب؟ -
خب پس ازش درخواست می‌کنیم -

16:57.400 --> 17:00.700
خب؟ -
خب ازش می‌خوایم که دستور قتل رو لغو کنه -

17:00.800 --> 17:02.900
خب؟ -
...خب -

17:03.100 --> 17:06.100
پیتر، دیگه نمی‌دونم
چجوری از این واضح‌تر توضیحش بدم

17:06.200 --> 17:08.300
تو می‌تونی ازشون بخوای که مامان رو نکشن

17:08.400 --> 17:12.400
نه بابا، خیلی خطرناکه. خودم تو رو
قاطی ماجرا کردم، خودمم حلش می‌کنم

17:12.600 --> 17:16.400
نه، پیتر، وقتی ازدواج کردیم توافق کردیم
که زندگی‌مون رو به اشتراک بذاریم

17:16.500 --> 17:18.500
.هم خوبی‌هاش هم بدی‌هاش -
خب؟ -

17:18.600 --> 17:22.000
.خب پس ما این مشکل رو حل می‌کنیم -
وایسا. یعنی، با هم؟ -

17:22.100 --> 17:27.900
.آره، چون با همدیگه می‌تونیم هرکاری بکنیم
با هر کسی مقابله کنیم، هر مانعی رو از سر راه برداریم

17:28.000 --> 17:31.900
آره، هر کوهی رو فتح کنیم، هر فیلمی رو
اجاره کنیم، به هر شماره‌ای زنگ بزنیم

17:31.900 --> 17:34.600
،نه فقط شماره‌ی خونه‌ی خودمون
لوئیس، بلکه به شماره‌ی بقیه

17:34.700 --> 17:37.100
شماره‌های نجیب، شماره‌های پرهیزکار

17:37.100 --> 17:42.400
،شماره‌هایی که همه بیخیال‌شون شدن
ولی ما نشدیم، چون ما یه تیم بودیم

17:42.500 --> 17:44.300
داری چه مزخرفی می‌گی؟

17:45.700 --> 17:48.300
در دوراهی روبرو به راست بپیچید

17:48.400 --> 17:52.900
.در شوروی، جاده شما رو دو قسمت می‌کنه -
پسر، دیگه داره خسته‌کننده می‌شه -
[علاوه بر دو قسمت کردن، به‌معنای رابطه‌ی جنسی نیز هست Forking]

17:54.500 --> 17:58.900
نمی‌دونم. اگه یه اتفاقی برات بیوفته چی؟
من خیلی پیرتر از اونم که برم تو یه رابطه‌ی جدید

17:59.100 --> 18:05.000
.خب، مجرد شماره‌ی یک. من یک بستنی قیفی‌ام
چجوری می‌خوای من رو بخوری؟

18:05.100 --> 18:10.100
به دوستم رودی
خبر می‌دم که بیاد و با هم بخوریمت

18:10.200 --> 18:12.300
خب. مجرد شماره‌ی دو

18:12.400 --> 18:15.800
همه‌ی خامه‌ات رو لیس می‌زنم و بعدش
چاشنی هم‌زده‌ی مخصوصم رو بهت می‌دم

18:15.900 --> 18:17.900
خوبه. مجرد شماره‌ی سه

18:17.900 --> 18:21.700
خب، سعی می‌کنم
خیلی سریع بخورمت که شل و ول نشم

18:22.800 --> 18:26.800
.چیزیم نمی‌شه. فقط باید خودمون رو بین‌شون جا کنیم -
مشکلی نیست -

18:38.400 --> 18:40.400
...برای آهنگ بعدیم

18:40.500 --> 18:42.000
خیلی ممنون

18:46.200 --> 18:48.900
دیوید شوئیمر؟ -
بله، سلام -

18:49.000 --> 18:52.700
درخواستت از رئیس چیه؟ -
صلح جهانی -

18:54.400 --> 18:58.100
.شماره‌ی سی و چهار. سه-چهار -
اینجام -

18:58.400 --> 19:02.000
پیتر، دوست خوب من، چقدر لطف کردی
،که در این روز، روز عروسی دخترم

19:02.100 --> 19:04.500
اومدی و عرض ادب کردی

19:04.600 --> 19:07.700
آره، ببخشید هدیه نیاوردم، مغازه‌ها خیلی شلوغ بودن
[مغازه‌ها پر از مافیا بودن]

19:07.800 --> 19:09.800
اوه، منظورم این بود که پر از مردم بود

19:09.900 --> 19:13.400
نه این که پر از... شماها باشه

19:13.500 --> 19:16.500
این خانم جذاب کی باشن؟

19:16.500 --> 19:18.700
!این همسر من، لوئیس ئه. آی

19:18.700 --> 19:21.800
،عالیجناب، آقا
...ما اومدیم که ازتون درخواست

19:21.900 --> 19:24.700
.بذار من حلش کنم -
پیتر، فکر کردم ما یه تیم هستیم -

19:24.700 --> 19:27.300
ببین، اعلی‌رئیس. یه درخواست کوچیکی ازت دارم

19:27.400 --> 19:33.900
بفرما. من موظفم که در روز عروسی دخترم
یک درخواست رو از افراد بپذیرم

19:34.000 --> 19:37.100
در حینی که این یک درخواست رو از من می‌کنی

19:37.200 --> 19:40.400
من می‌شینم از این
تیرامیسوی بسیار عالی لذت می‌برم

19:40.500 --> 19:43.100
اوه، می‌شه یه تیکه بردارم؟ -
درخواستت پذیرفته شد -

19:43.100 --> 19:45.100
.نفر بعد -
اه، لعنتی -

19:45.600 --> 19:48.100
لوئیس، ببخشید که درخواست‌مون رو حروم کردم

19:48.200 --> 19:51.800
.اصلا می‌دونی چیه؟ بیا
مال تو. نه نه، اصرار می‌کنم

19:51.900 --> 19:55.900
.پیتر، من قراره کشته بشم
این اصلا برات مهم نیست؟

19:56.100 --> 19:59.500
معلومه که مهمه. یه دنیا برام اهمیت داره

19:59.500 --> 20:02.300
ای خدای بزرگ. من چی کار کردم؟ -
من باهات ازدواج نمی‌کنم -

20:02.400 --> 20:05.000
،منم با تو ازدواج نمی‌کنم
!گینه‌ای لوس... اوپس

20:05.100 --> 20:09.300
دخترم، این مشکل چیه
که در روز عروسی دخترم به وجود اومده؟

20:09.400 --> 20:12.100
لری می‌خواد توی ماه‌عسل‌مون یکی رو بکشه

20:12.200 --> 20:14.500
هی، این کار منه. فهمیدی؟ شغل منه

20:14.700 --> 20:17.600
شما دو تا دست از دعوا کردن بردارین
و به حرف‌های هم گوش بدین

20:17.700 --> 20:22.100
ببینین، ازدواج یک مشارکته. اگه واقعا
یکی رو دوست دارین، باید با همدیگه به‌عنوان

20:22.200 --> 20:25.600
...یک تیم کار کنین. من
شخصا برای فهمیدن این بهای سختی پرداختم

20:25.700 --> 20:29.000
به حرف‌های همسرم گوش ندادم
و الان قراره بمیره

20:29.100 --> 20:33.000
.اوه، پیتر -
این خیلی بده. ایشون همسرت ئه؟ -

20:33.100 --> 20:36.100
!آره، این لوئیسه. آی

20:36.200 --> 20:38.900
فکر کنم می‌تونیم سفرمون رو به تعویق بندازیم

20:39.000 --> 20:43.500
.لازم نیست. باورم نمی‌شه
این کسیه که باید بکشم

20:46.300 --> 20:49.700
.پیتر -
لطفا، باید یه لطف دیگه هم در حقم بکنی -

20:49.800 --> 20:53.400
ببین، من همسرم رو بیشتر از هرچیزی
توی این دنیا دوست دارم

20:53.500 --> 20:56.100
می‌شه به جای اون من رو بکشی؟

20:56.500 --> 21:00.700
چنین عشق و محبتی در روز عروسی دخترم

21:00.800 --> 21:04.400
چرا به جاش دستور قتل رو لغو نکنم؟ -
اوه، آره، این هم می‌شه -

21:04.500 --> 21:08.300
.وایسا. ما یک تیم هستیم
تو مشکلی نداری؟ چون نظر تو هم مهمه

21:08.300 --> 21:12.500
.نه ندارم، بیا از اینجا جیم شیم فقط
ممنون بابت این مراسم عالی

21:13.500 --> 21:16.100
.آره، همون سدان آبی -
انعام نمی‌خواد، جناب -

21:16.200 --> 21:19.800
اوه، چه پسر خوبی. خب، فکر کنم خوب حلش کردم

21:19.900 --> 21:22.700
ولی... ولی نظر تو رو هم می‌خوام بدونم

21:22.800 --> 21:24.600
نظر من اینه

21:27.400 --> 21:31.800
!یا خدا، ماشین‌مون -
پسر، خوبه که بهتون رسیدم -

21:31.900 --> 21:34.900
...داشت یادم می‌رفت. ماشین‌تون رو روشن

21:35.200 --> 21:39.000
.هی، مرسی که اومدین -
اه، چه شب وحشتناکی بود -

21:39.100 --> 21:41.400
.اون‌قدر هم بد نبود لوئیس
من درس عبرتم رو گرفتم

21:41.500 --> 21:44.500
و بهتر از همه، هیچ کس مهمی صدمه ندید

21:45.024 --> 22:12.024
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
