1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:30,000 --> 00:00:37,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:37,684 --> 00:00:40,896
‫چه فکری با خودت کردی؟

4
00:00:40,979 --> 00:00:43,440
‫مگه قرار نشد به سم هیچی نگیم؟

5
00:00:49,446 --> 00:00:50,572
‫مجبور شدم بهش بگم

6
00:00:50,655 --> 00:00:53,200
‫چرا؟ تا زندگی‌ش رو نابود کنی؟

7
00:00:53,283 --> 00:00:57,871
‫نه؛ تو متوجه نیستی. اومد پیشم

8
00:00:57,954 --> 00:00:59,915
‫و با تیلور کات کرده بود

9
00:00:59,998 --> 00:01:01,833
‫می‌گفت بیا دوباره با هم باشیم

10
00:01:01,917 --> 00:01:03,794
‫به‌خاطر من باهاش کات کرده بود!

11
00:01:03,877 --> 00:01:06,171
‫نمی‌تونستم بذارم بدون این‌که
‫اصل ماجرا رو بدونه این‌کارو انجام بده

12
00:01:06,254 --> 00:01:09,090
‫اگه حتی یه درصد امکان داشته باشه
‫با تیلور خوش‌بخت بشن...

13
00:01:09,174 --> 00:01:11,009
‫پس من این وسط الکی قربانی شدم؟

14
00:01:11,092 --> 00:01:13,678
‫می‌دونم این قضیه چقدر میونه شما رو پیچیده می‌کنه...

15
00:01:13,762 --> 00:01:16,598
‫واقعاً؟ چون مطمئنم سم تا عمر داره من رو نمی‌بخشه!

16
00:01:16,681 --> 00:01:18,767
‫قسم خوردی هیچی نگی!

17
00:01:18,850 --> 00:01:24,356
‫واقعاً متأسفم؛ واقعاً. من...

18
00:01:24,439 --> 00:01:27,066
‫فقط می‌خوام بدونم حال سم خوبه یا نه

19
00:01:27,150 --> 00:01:29,236
‫اگه اینقدر حالِ سم برات مهمه،

20
00:01:29,319 --> 00:01:32,364
‫برگرد سیاتل! همین امروز!

21
00:01:34,032 --> 00:01:36,117
‫تو واقعاً آدم خودخواهی هستی پرسی!

22
00:01:48,455 --> 00:01:52,675
« هر سال پس از آن »

23
00:01:54,844 --> 00:02:00,444
« تابستان سال ۲۰۱۶ »

24
00:02:03,603 --> 00:02:06,606
‫وای! دارم از خوشحالی بال در میارم!

25
00:02:06,690 --> 00:02:10,360
‫باورم نمی‌شه تا آخر تابستون این‌جاییم

26
00:02:10,443 --> 00:02:12,320
‫باورم نمی‌شه تونستی قایق بابا رو راه بندازی

27
00:02:12,404 --> 00:02:15,198
‫کار سختی نبود؛
‫یه‌سری تعمیرات جزئی نیاز داشت

28
00:02:15,282 --> 00:02:17,367
‫می‌دونم ظاهرش خیلی تخمی شده،

29
00:02:17,450 --> 00:02:19,744
‫اما با خودم گفتم بهتره یه سنباده‌ای بهش بکشم و رنگش کنم

30
00:02:19,828 --> 00:02:21,705
‫اگه کمک نیاز داشتی به‌مون بگو، مگه نه سم؟

31
00:02:27,669 --> 00:02:29,045
‫بچه‌ها

32
00:02:29,129 --> 00:02:31,298
‫- چی شد؟
‫- گندش بزنن

33
00:02:36,094 --> 00:02:37,929
‫خیلی‌خب، ظاهراً قایق بابا رو تعمیر نکردم

34
00:02:38,013 --> 00:02:39,764
‫واقعاً؛ چطوری به این نتیجه رسیدی؟

35
00:02:39,848 --> 00:02:41,391
‫پس این‌جا گیر افتادیم؟

36
00:02:41,474 --> 00:02:43,475
‫خبر خوب اینه که پارو داریم

37
00:02:45,145 --> 00:02:46,980
‫آماده‌ای یه‌ذره ورزش کنیم؟

38
00:02:47,063 --> 00:02:48,857
‫منم سکان‌دار می‌شم

39
00:02:48,939 --> 00:02:51,610
‫گفت " کاک "
‫(بخش اول کلمه سکان‌دار در انگلیسی مانند کلمه Cock به معنی آلت تناسلی مردان تلفظ می‌شود)

40
00:02:51,693 --> 00:02:53,194
‫آخه تو کی می‌خوای بزرگ شی؟

41
00:02:53,278 --> 00:02:54,821
‫ایشالله هیچ‌وقت

42
00:02:54,905 --> 00:02:57,282
‫خیلی‌خب؛ عجله کن

43
00:02:57,365 --> 00:02:59,618
‫خیلی‌خب؛ محکم پارو بزنید پسرها

44
00:03:04,956 --> 00:03:07,417
‫حدس می‌زنم موتورش بنزین پس‌داده؛
‫می‌رم چندتا شمع جدید بیارم

45
00:03:07,500 --> 00:03:09,294
‫زود برمی‌گردم

46
00:03:10,879 --> 00:03:12,505
‫عاشق طناب گره زدنت شدم!

47
00:03:12,589 --> 00:03:15,759
‫چقدر زود عاشق همه‌چی می‌شی!

48
00:03:15,842 --> 00:03:18,011
‫طناب گره‌ زدن از اولین اصول قایق‌سواریه

49
00:03:18,094 --> 00:03:22,641
‫آخه من چقدر خوش‌شانسم که دوست‌پسرم
‫هم جذابه و هم باهوش؟

50
00:03:22,724 --> 00:03:24,850
‫آره واقعاً خیلی خوش‌شانسی!

51
00:03:24,935 --> 00:03:27,520
‫استادِ طناب گره زدن!

52
00:03:27,604 --> 00:03:29,397
‫دارنده بورسیه کامل دانشگاه استنفورد

53
00:03:29,481 --> 00:03:30,899
‫شاگرد اول کلاس!

54
00:03:30,982 --> 00:03:34,694
‫به کسی که متخصص قایق و این چیزهاست چی می‌گن؟

55
00:03:34,778 --> 00:03:37,237
‫- ناخدا!
‫- ناخدایِ شاگرد اول!

56
00:03:37,322 --> 00:03:39,282
‫نه، نه، نه. همون ناخدا کافیه

57
00:03:39,366 --> 00:03:42,160
‫وقتی رفتی اون دانشگاهِ شیک‌وپیک
‫استنفورد، دوست دختر بیچاره‌ت...

58
00:03:42,243 --> 00:03:44,537
‫که توی دانشگاه دولتی درس می‌خونه
‫رو فراموش نمی‌کنی؟

59
00:03:44,621 --> 00:03:46,122
‫معلومه که نه

60
00:03:54,047 --> 00:03:56,967
‫باورم نمی‌شه این آخرین تابستون‌مون قبل از دانشگاهه

61
00:04:01,429 --> 00:04:03,264
‫باید تا می‌تونیم خوش بگذرونیم!

62
00:04:03,348 --> 00:04:05,350
‫می‌دونی، تمام خاطرات گذشته‌مون رو زنده کنیم

63
00:04:05,433 --> 00:04:08,770
‫از نظرم بشینیم دوباره فیلم‌های هالووین رو ببینیم

64
00:04:08,853 --> 00:04:11,106
‫اما این دفعه به ترتیب خط زمانیِ " اچ۲۰" شروع می‌کنیم
(اشاره به خطوط زمانی فرانچایز معروف هالووین)

65
00:04:12,357 --> 00:04:13,858
‫مخالفی؟

66
00:04:13,942 --> 00:04:15,860
‫نه؛ نه؛ نه. از نظرم عالی می‌شه

67
00:04:15,944 --> 00:04:18,196
‫حسابی خوش می‌گذرونیم

68
00:04:19,406 --> 00:04:21,366
‫خیلی‌خب، تو یه چیزی‌ت شده!

69
00:04:24,244 --> 00:04:25,996
‫بگو ببینم. چی شده؟

70
00:04:27,622 --> 00:04:31,209
‫توی اون دوره کلاس‌های فشرده تابستونی قبول شدم

71
00:04:31,292 --> 00:04:33,169
‫الکی می‌گی!

72
00:04:33,253 --> 00:04:35,547
‫خیلی‌خب، باید لقبت رو از " جذاب و باهوش " به

73
00:04:35,630 --> 00:04:38,258
‫" جذاب و نابغه " تغییر بدم

74
00:04:38,341 --> 00:04:40,260
‫مگه فقط ده نفر ظرفیت نداشتن؟

75
00:04:40,343 --> 00:04:43,096
‫آره؛ تازه ۶ واحد از درس‌های
‫دانشگاهی‌ام هم معادل‌سازی می‌کنن

76
00:04:43,179 --> 00:04:47,100
‫می‌دونستم قبول می‌شی. بهت افتخار می‌کنم

77
00:04:47,183 --> 00:04:48,601
‫فقط موضوع اینه که...

78
00:04:48,685 --> 00:04:50,603
‫دو هفته دیگه شروع می‌شه

79
00:04:51,603 --> 00:04:53,023
‫وایسا؛ تا کِی؟

80
00:04:54,024 --> 00:04:55,483
‫تا آخر تابستون!

81
00:04:56,568 --> 00:04:58,111
‫صبرکن ببینم، پس...

82
00:05:00,989 --> 00:05:04,117
‫منظورت اینه که دو هفته دیگه

83
00:05:04,200 --> 00:05:07,370
‫کلاً می‌ری و تا تعطیلات زمستونی اصلاً هم رو نمی‌بینیم؟

84
00:05:07,454 --> 00:05:09,998
‫شاید عید شکرگزاری؛ مامان‌بابات
‫گفتن احتمال داره یه‌سر بیان اون سمت‌ها

85
00:05:10,081 --> 00:05:12,917
‫- یعنی پنج ماه دیگه!
‫- آره؛ ولی هنوز دو هفته دیگه وقت داریم

86
00:05:13,001 --> 00:05:14,836
‫ببین، می‌تونیم تمام کارهایی که
‫گفتی رو انجام بدیم

87
00:05:14,919 --> 00:05:16,755
‫چند وقته که می‌دونی قبول شدی؟

88
00:05:20,050 --> 00:05:22,052
‫آخرهای آپریل فهمیدم

89
00:05:22,135 --> 00:05:24,721
‫پس یعنی تمام این شش هفته‌ی
‫اخیر تو می‌دونستی قراره بری

90
00:05:24,804 --> 00:05:27,307
‫وقتی داشتم از برنامه‌هامون واسه‌ت
‫می‌گفتم تصمیم گرفتی هیچی نگی؟

91
00:05:27,390 --> 00:05:29,934
‫- این‌طوری نیست
‫- اما می‌دونستی هیچ کدوم‌شون قرار نیست اتفاق بیفته

92
00:05:30,018 --> 00:05:31,436
‫آره؛ می‌دونستم

93
00:05:31,519 --> 00:05:33,688
‫انگار من رو خر فرض کردی!

94
00:05:36,149 --> 00:05:37,692
‫باید زودتر بهت می‌گفتم،

95
00:05:37,776 --> 00:05:39,778
ولی واسه برنامه‌هایی که ریخته
بودی خیلی ذوق‌زده بودی

96
00:05:39,861 --> 00:05:41,988
‫نمی‌خواستم این چند روزی که
‫باقی مونده بود رو خراب کنم

97
00:05:42,072 --> 00:05:44,324
‫پس ترجیح دادی دو هفته
‫آخرمون رو خراب کنی؟ عالیه

98
00:05:44,407 --> 00:05:46,785
‫یه‌جورایی می‌دونستم قراره
‫این‌طوری واکنش نشون بدی

99
00:05:46,868 --> 00:05:48,995
‫پس الان تقصیرِ منه که تو هیچی بهم نگفتی؟

100
00:05:49,079 --> 00:05:51,581
‫نه؛ فقط می‌ترسیدم بهت بگم

101
00:05:51,664 --> 00:05:54,542
‫ببین، می‌دونم که قرار نیست
‫کُل تابستون کنار هم باشیم، اما...

102
00:05:54,626 --> 00:05:58,129
‫بهت قول می‌دم این چند روز
‫باقی مونده رو حسابی خوش بگذرونیم!

103
00:05:59,881 --> 00:06:02,801
‫حداکثر بیست دقیقه دیگه روی آبیـم

104
00:06:02,884 --> 00:06:04,928
‫آره؛ شایدم فردا

105
00:06:08,473 --> 00:06:09,474
‫بالاخره بهش گفتی؟

106
00:06:23,488 --> 00:06:25,448
‫خیلی دلم برات تنگ می‌شه

107
00:06:27,283 --> 00:06:29,285
‫باور کن من دلم بیشتر تنگ می‌شه

108
00:06:29,369 --> 00:06:31,621
‫فکر نکنم!

109
00:06:32,704 --> 00:06:34,207
‫هی!

110
00:06:34,290 --> 00:06:37,085
‫ببین، هرشب تصویری حرف می‌زنیم
‫و به هم پیام می‌دیم

111
00:06:37,168 --> 00:06:40,547
‫حتی همه کلاس‌هام رو هم ضبط می‌کنم و
‫واسه‌ت می‌فرستم که حس کنی کنار خودمی

112
00:06:40,630 --> 00:06:42,215
‫قصه‌های موقعِ خوابم جور شد

113
00:06:42,298 --> 00:06:44,217
‫مطمئنم زیر دو دقیقه خوابم می‌بره

114
00:06:44,300 --> 00:06:46,427
‫نمی‌دونم؛ شیمی آلی خیلی درس خفنیه!

115
00:06:46,511 --> 00:06:49,973
‫مثلاً خواص ساختاریِ ترکیباتِ حاوی کربن...

116
00:06:50,055 --> 00:06:51,474
‫خدایی باحال نیست؟

117
00:06:55,895 --> 00:06:59,232
‫اینقدر با هم حرف می‌زنیم که فکر کنی کنارتم!

118
00:06:59,315 --> 00:07:02,026
‫با این تفاوت که ۹ ساعت باهام فاصله داری!

119
00:07:08,241 --> 00:07:11,202
‫چرا احساس می‌کنم این آخرین دیدارمونه؟

120
00:07:12,662 --> 00:07:14,122
‫من رو ببین

121
00:07:16,541 --> 00:07:18,001
‫از پسش برمیایم!

122
00:07:19,043 --> 00:07:20,336
‫باشه؟

123
00:07:33,266 --> 00:07:35,602
‫به روش خودم خداحافظی می‌کنم

124
00:07:36,603 --> 00:07:38,771
‫نمی‌تونم توی مراسم ختم آفتابی بشم

125
00:07:38,855 --> 00:07:41,858
‫حق با چارلیه؛
‫این‌کار فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه

126
00:07:41,941 --> 00:07:43,902
‫از کی تا حالا چارلی فلورک برات تعیین تکلیف می‌کنه؟

127
00:07:44,485 --> 00:07:46,112
‫نمی‌کنه. فقط از نظرم حق با اونه

128
00:07:46,696 --> 00:07:49,616
‫ببین، اگه دلت نمی‌خواد بری مراسم هیچ اشکالی نداره

129
00:07:49,699 --> 00:07:51,201
‫هرموقع دلت خواست جمع می‌کنیم می‌ریم

130
00:07:51,284 --> 00:07:52,827
‫ممنون

131
00:07:52,911 --> 00:07:55,121
‫اما اتفاقی که بین تو و چارلی افتاد فقط
‫تقصیر تو یکی نیست

132
00:07:55,204 --> 00:07:56,748
‫چارلی هم مقصر بود

133
00:07:56,831 --> 00:07:59,959
‫ببین؛ خودش اومد جلو که من رو ببوسه

134
00:08:00,043 --> 00:08:01,753
‫و با این حال که حتی هم رو نبوسیدیم...

135
00:08:01,836 --> 00:08:06,424
‫شاید از اول اومده بود تو رو ببوسه و...

136
00:08:07,508 --> 00:08:09,719
‫منظورم اینه که احتمالاً تقصیر اون بوده

137
00:08:09,802 --> 00:08:14,349
‫حالت خوبه؟ قضیه جوردی رو می‌گم

138
00:08:15,475 --> 00:08:18,353
‫آره؛ آره بابا. من...

139
00:08:18,436 --> 00:08:21,314
‫راستش نمی‌دونم چه‌م شده

140
00:08:21,397 --> 00:08:26,110
‫اگه چارلی نمی‌رفت، احتمالاً
‫فقط " نزدیک نبود هم رو ببوسیم "

141
00:08:26,194 --> 00:08:27,987
‫و واقعاً هم رو می‌بوسیدیم

142
00:08:28,071 --> 00:08:31,074
‫نکنه از جوردی خوشت اومده؟

143
00:08:32,825 --> 00:08:33,825
‫شاید؟

144
00:08:34,993 --> 00:08:37,288
‫نمی‌دونم. نه. نه. خوشم نمیاد

145
00:08:37,372 --> 00:08:39,666
‫آخه نمی‌شه. من اصلاً نمی‌شناسمش
‫نه. خوشم نمیاد

146
00:08:40,666 --> 00:08:43,544
‫خیلی‌خب، پس...

147
00:08:43,628 --> 00:08:46,297
‫به عنوان کسی که یه‌بار
‫یه تصمیم عجولانه گرفته و اون تصمیم

148
00:08:46,381 --> 00:08:47,632
‫کل زندگی‌ش رو تحت‌تاثیر قرار داده می‌گم

149
00:08:47,715 --> 00:08:50,551
‫یه‌ذره صبر کن

150
00:08:50,635 --> 00:08:53,429
‫قبل از این‌که رابطه‌ت رو با درو تموم کنی

151
00:08:55,181 --> 00:08:57,058
‫من آدم خیلی منطقی‌ای هستم

152
00:08:57,141 --> 00:08:59,686
‫همیشه صبر می‌کنم

153
00:09:01,771 --> 00:09:03,314
‫دیگه نمی‌خوام درموردش صحبت کنم

154
00:09:03,398 --> 00:09:06,067
‫نه. نمی‌خوام درموردش صحبت کنم. من...

155
00:09:06,150 --> 00:09:08,569
‫بیا فقط درمورد خودت صحبت کنیم

156
00:09:08,653 --> 00:09:11,155
‫ترجیح می‌دم بازجویی کنم تا بازجویی بشم

157
00:09:11,239 --> 00:09:13,700
‫معلومه که همین‌طوره

158
00:09:13,783 --> 00:09:17,912
‫چارلی یه‌جوری رفتار می‌کنه که انگار
‫تمام تقصیرها گردن توئه و این‌کار اصلاً درست نیست

159
00:09:19,122 --> 00:09:20,665
‫خیلی بدم میاد گندی که زده رو گردن نمی‌گیره!

160
00:09:20,748 --> 00:09:22,667
‫فکر نکنم هم بتونه. خیلی سخته

161
00:09:22,750 --> 00:09:23,751
‫واسه کی سخته؟

162
00:09:23,835 --> 00:09:26,379
‫پرسی، نمی‌تونی بدون این‌که حرف دلت رو
‫به چارلی بزنی از این‌جا بری!

163
00:09:26,462 --> 00:09:28,798
‫بگم که چی بشه؟

164
00:09:28,881 --> 00:09:31,384
‫من می‌خوام چارلی فلورک رو به کُل فراموش کنم

165
00:09:31,467 --> 00:09:33,594
‫نه، نه. همین طرز فکرت یکی از دلایلیه که

166
00:09:33,678 --> 00:09:35,221
‫الان این‌جایی و درگیر این ماجرا شدی

167
00:09:35,305 --> 00:09:39,267
‫کُل زندگی‌ت به‌خاطر این یارو زیر و رو شد؛
‫در حالی که خودش رفت و کلی پول به جیب زد،

168
00:09:39,350 --> 00:09:41,978
‫یه کار عالی پیدا کرد و
‫داره توی قصر زندگی می‌کنه

169
00:09:42,061 --> 00:09:44,230
‫ساعتی که دستشه پنجاه هزار دلار می‌ارزه،

170
00:09:44,314 --> 00:09:48,026
‫درحالی که تو ده ساله داری
‫خر حمالی می‌کنی و دائم با پسرهای...

171
00:09:48,109 --> 00:09:51,612
‫خوشگل و کله‌شق می‌پلکی و توی یه
‫خونه‌ی داغونِ بدون آسانسور زندگی می‌کنی

172
00:09:51,696 --> 00:09:54,115
‫آهای، خونه‌ی من خیلی هم خوشگله

173
00:09:54,824 --> 00:09:58,578
‫منظورم اینه ده ساله که داری
‫با پشیمونی زندگی می‌کنی

174
00:09:58,661 --> 00:10:02,206
‫شاید روبه‌رو شدن با چارلی یه
‫بخشی از این بار رو از دوشت برداره

175
00:10:02,290 --> 00:10:03,916
‫بهت کمک کنه فراموشش کنی،
‫از این بن‌بست خلاص شی

176
00:10:04,000 --> 00:10:05,251
‫خب تو بگو چیکار کنم؟

177
00:10:05,335 --> 00:10:07,879
‫ها؟ توی روز مراسم مامان‌ش
‫برم سرش جیغ و داد کنم؟

178
00:10:07,962 --> 00:10:09,922
‫نه؛ همین امروز برو جیغ و داد کن

179
00:10:10,006 --> 00:10:11,841
‫فردا هم جمع می‌کنیم می‌ریم

180
00:10:11,924 --> 00:10:14,302
‫و تو دیگه بهش اجازه نمی‌دی
‫تو رو مقصر بدونه!

181
00:10:14,886 --> 00:10:17,555
‫اگه من جات بودم،
‫یه درس حسابی بهش می‌دادم!

182
00:10:21,976 --> 00:10:23,227
‫اصلاً می‌دونی چیه؟

183
00:10:24,812 --> 00:10:25,813
‫قبوله!

184
00:10:26,606 --> 00:10:27,607
‫واقعاً؟

185
00:10:27,690 --> 00:10:30,651
‫می‌رم سرش جیغ و داد می‌کنم و
بعدشم با سربلندی از این‌جا می‌رم

186
00:10:30,735 --> 00:10:33,029
‫یا حداقل با شرمندگی و حسرت کمتر

187
00:10:33,112 --> 00:10:35,365
‫خوبه، خوبه

188
00:10:35,448 --> 00:10:38,451
‫باشه. منم می‌رم وسایلت
‫رو از اتاق دلایلا جمع می‌کنم

189
00:10:38,534 --> 00:10:40,328
‫و بعد می‌ذارم‌شون توی ماشین

190
00:10:40,411 --> 00:10:42,663
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

191
00:10:42,747 --> 00:10:46,667
‫آهان، فقط...
‫با احتیاط رفتار کن

192
00:10:46,751 --> 00:10:50,505
‫دیشب بعد از این‌که ویت از خونه
‫انداختش بیرون، خیلی حالش بد بود

193
00:10:52,548 --> 00:10:53,966
‫صبح به‌خیر!

194
00:10:54,050 --> 00:10:55,802
‫سلام

195
00:10:55,885 --> 00:10:57,762
‫بیا داخل

196
00:10:57,845 --> 00:11:01,557
‫انگار وسط یکی از فیلم‌های جوردن پیل‌ام

197
00:11:01,641 --> 00:11:03,893
‫از اون زیرزمین‌های ترسناک که نداریم این‌جا؟

198
00:11:03,976 --> 00:11:06,270
‫اسپرسو می‌خوری؟

199
00:11:06,354 --> 00:11:09,065
‫ویت این دستگاه رو از میلان سفارش داده بود.
‫خیلی دوستش داشت

200
00:11:09,148 --> 00:11:11,359
‫الان دیگه برای منه

201
00:11:12,860 --> 00:11:15,571
‫راستش اومدم وسایل پرسی رو ببرم

202
00:11:15,655 --> 00:11:17,698
‫حالت خوبه؟

203
00:11:18,449 --> 00:11:20,076
‫من...

204
00:11:21,160 --> 00:11:23,121
‫سعی می‌کنم که خوب باشم...

205
00:11:23,204 --> 00:11:24,414
‫باشه

206
00:11:24,497 --> 00:11:27,917
‫- اوه؛ لیوان‌هاش هم که برداشتی. آفرین
‫- ممنونم

207
00:11:28,000 --> 00:11:30,294
از زندگی بقیه درس گرفتم

208
00:11:31,754 --> 00:11:33,172
‫بابام سه بار ازدواج کرد،

209
00:11:33,256 --> 00:11:35,258
‫برای همین تقریباً انواع فروپاشی‌های
‫بعد از طلاق رو از نزدیک دیدم

210
00:11:35,341 --> 00:11:37,135
‫از نظرم به کار آدم میاد

211
00:11:37,218 --> 00:11:40,096
‫کجاشو دیدی! اولی مادرم بود؛
‫کلاً رد داد، موهاشو از ته زد،

212
00:11:40,179 --> 00:11:42,473
‫ده کیلو وزن اضافه کرد و تا جایی
‫که می‌دونم دیگه با هیچکس سکس نکرد

213
00:11:42,557 --> 00:11:43,975
‫- خیلی سخته
‫- اوهوم

214
00:11:44,851 --> 00:11:46,310
‫آره؛ عمراً بذارم همچین بلایی سرم بیاد

215
00:11:47,145 --> 00:11:49,439
‫- معلومه که نه
‫- نفر دومم که جنگ راه انداخت!

216
00:11:49,522 --> 00:11:53,860
‫شیشه‌های پورشه اسپایدر مدل ۱۹۶۷
‫بابام رو که مثل روز اول سالم بود خرد کرد

217
00:11:55,069 --> 00:11:57,405
‫وای؛ چقدر مثلِ بریتنی اسپیرز

218
00:11:57,488 --> 00:11:59,198
‫- من‌که خوشم اومد
‫- منم

219
00:11:59,282 --> 00:12:01,492
‫و بعدش هم سومی...

220
00:12:03,119 --> 00:12:04,787
‫خیلی حرفه‌ای بود

221
00:12:04,871 --> 00:12:10,626
‫تمام خشم و غم و نفرت‌ش رو ریخت توی خودش

222
00:12:10,710 --> 00:12:11,794
‫چه سبک زندگی سالمی!

223
00:12:11,878 --> 00:12:14,839
‫همیشه آرایش‌کرده بود و
‫لباس‌های شیک و‌ پیک می‌پوشید،

224
00:12:14,922 --> 00:12:17,633
‫و بدحور سکسی می‌شد؛
‫بابام از عصبانیت سکته می‌کرد چون

225
00:12:17,717 --> 00:12:20,511
‫جوری رفتار می‌کرد که انگار بدون اون
‫حالش خیلی خوبه. بعد می‌دونی چی شد؟

226
00:12:20,595 --> 00:12:21,512
‫چی؟

227
00:12:21,596 --> 00:12:23,890
‫نصف ثروت بابام و

228
00:12:23,973 --> 00:12:27,059
‫خونه‌ش توی بلویو و دوتا سگ‌هاش رو صاحب شد و رفت

229
00:12:27,143 --> 00:12:28,311
‫وای!

230
00:12:29,103 --> 00:12:31,272
‫پس اگه مثل شین وانمود کنم
‫بود و نبودش فرقی نداره

231
00:12:31,355 --> 00:12:34,609
‫وایسا ببینم؛ مگه اسمش شرون نبود؟

232
00:12:37,028 --> 00:12:38,738
‫شاندا؟ نمی‌دونم

233
00:12:38,821 --> 00:12:41,449
‫اگه مثل اون رفتار کنم،
‫بازی رو بُردم

234
00:12:42,742 --> 00:12:44,952
‫- بازم اسپرسو می‌خوری؟
‫- آره. ممنونم

235
00:12:51,375 --> 00:12:55,296
‫چندتا از کراوات‌های قدیمی بابا رو آوردم

236
00:12:59,383 --> 00:13:02,512
‫نظرت چیه برای فردا
‫هردومون یکی‌شون رو ببندیم؟

237
00:13:02,595 --> 00:13:04,972
‫اگه مامان بود خیلی خوشش می‌اومد

238
00:13:10,102 --> 00:13:12,730
‫می‌دونم که ممکنه هیچ‌وقت من رو نبخشی،

239
00:13:12,813 --> 00:13:15,816
‫اما می‌خوام بدونی که
‫من قصد نداشتم اذیتت کنم!

240
00:13:17,068 --> 00:13:19,946
‫من همیشه سعی کردم ازت محافظت کنم

241
00:13:20,029 --> 00:13:23,741
‫اما توی یه‌شب...همه‌چی رو به باد دادم

242
00:13:24,575 --> 00:13:28,329
‫هر فکری که الان درباره‌م می‌کنی،
‫ هزار بار بدترش رو درباره خودم فکر کردم

243
00:13:32,208 --> 00:13:35,086
‫- پس می‌خوای همین‌طوری بهم بی‌محلی کنی؟
‫- آره، دقیقاً

244
00:13:35,169 --> 00:13:37,338
‫جوردی گفت تا بعد از
‫مراسم می‌تونم توی متل بمونم

245
00:13:37,421 --> 00:13:40,132
‫نه، این‌طوری نکن

246
00:13:40,216 --> 00:13:41,759
‫اینجا خونهٔ توئه. این تو بودی که همیشه برمی‌گشتی

247
00:13:41,842 --> 00:13:43,928
‫- و از مامان مراقبت می‌کردی در حالی که من...
‫- خیلی خودخواهانه

248
00:13:44,011 --> 00:13:46,097
‫به زندگی رویایی‌ت ادامه می‌دادی و
‫هیچکس واسه‌ت مهم نبود

249
00:13:48,140 --> 00:13:49,642
‫مثل همیشه

250
00:13:52,520 --> 00:13:53,521
‫من می‌رم

251
00:13:54,605 --> 00:13:55,690
‫خوبه

252
00:14:13,874 --> 00:14:14,875
‫سلام

253
00:14:16,210 --> 00:14:20,464
‫اومدم ببینم واسه کارهای مراسم کمک لازم داری یا نه

254
00:14:23,342 --> 00:14:24,427
‫اوضاع روبه‌راهه؟

255
00:14:24,510 --> 00:14:26,304
‫آره. اوکیه

256
00:14:26,387 --> 00:14:27,888
‫عالیه

257
00:14:27,972 --> 00:14:29,974
‫باشه؛ چون یه‌ذره شبیه...

258
00:14:30,057 --> 00:14:31,517
‫شبیه کسایی شدم که داره
‫دنبالِ رومیزی‌های فیروزه‌ای‌ـی

259
00:14:31,601 --> 00:14:33,102
‫که برای مراسم مامانت
‫سفارش داده بود می‌گرده؟

260
00:14:33,185 --> 00:14:34,895
‫می‌شه ببینی توی اون جعبه‌ست یا نه

261
00:14:34,979 --> 00:14:36,647
‫فکر کنم روی میز باشن

262
00:14:36,731 --> 00:14:37,898
‫اینا آبی دریایی‌ان

263
00:14:37,982 --> 00:14:40,151
‫- مگه یکی نیستن؟
‫- نه نیستن!

264
00:14:40,234 --> 00:14:42,987
‫برای کسی که چشمش رنگ‌ها رو درست
‫تشخیص می‌ده، تفاوتشون کاملاً مشخصه

265
00:14:43,821 --> 00:14:45,740
‫باشه؛ ببین من واقعاً بابت تمامی
‫زحماتی که داری می‌کشی ممنونم

266
00:14:45,823 --> 00:14:47,325
‫اما از نظرم خیلی سخت نگیر.
‫همین‌ها خوبه

267
00:14:47,408 --> 00:14:48,993
‫خوب نیست

268
00:14:50,703 --> 00:14:55,583
‫جزئیات خیلی واسه‌م مهمه،
‫و من آبی فیروزه‌ای سفارش داده بودم...

269
00:14:55,666 --> 00:14:58,336
‫از نظرم بهتره یه‌ذره استراحت کنی

270
00:15:00,671 --> 00:15:02,506
‫بیا بشین

271
00:15:08,346 --> 00:15:11,849
‫وای، اصلاً خبر نداشتم.
‫حتماً خیلی اذیت شدی

272
00:15:13,643 --> 00:15:16,896
‫وقتی پدرم فوت کرد، تنها آرزوم
‫این بود که متخصص قلب بشم

273
00:15:16,979 --> 00:15:19,065
‫تا بتونم قلب آدم‌ها رو درمان کنم، ولی...

274
00:15:20,316 --> 00:15:23,819
‫بعد از اون همه درس خوندن، بالاخره فهمیدم...

275
00:15:25,071 --> 00:15:27,615
‫هیچ‌کس نمی‌تونه کسی رو
‫از دردِ دل‌شکستگی نجات بده

276
00:15:28,616 --> 00:15:30,660
‫نه، نمی‌شه

277
00:15:30,743 --> 00:15:33,788
‫خیلی تلاش کردم پرسی رو فراموش کنم،

278
00:15:33,871 --> 00:15:36,040
‫و از شر بریز بی خلاص بشم اما...

279
00:15:38,417 --> 00:15:40,461
‫می‌‌دونی، واقعاً فکر می‌کنم

280
00:15:41,504 --> 00:15:44,924
‫تمام این مدت داشتم از یه حقیقت فرار می‌کردم

281
00:15:45,007 --> 00:15:50,805
‫این‌که اون زندگی بزرگسالانه‌ای که این همه واسه‌ش تلاش کردم،
‫اون‌جوری که انتظارش رو داشتم نبود

282
00:15:51,889 --> 00:15:55,893
‫برای همین خودم رو با مراقبت از
‫مامانم مشغول کردم و اصلاً پشیمون نیستم

283
00:15:56,394 --> 00:15:59,313
‫بابت تک تک لحظاتی که پیش مامانم بودم
‫عمیقاً خوشحالم اما...

284
00:15:59,397 --> 00:16:02,483
‫فکر می‌کنم یه جور

285
00:16:02,566 --> 00:16:05,444
‫بهانهٔ آبرومندانه بود برای
‫اینکه از بقیه زندگی‌م قایم بشم

286
00:16:05,945 --> 00:16:08,030
‫خب غیب شدن و فرار از بقیه که تخصص خودته

287
00:16:09,907 --> 00:16:12,576
‫من مستقیماً شاهد تک‌تک
‫جدایی‌هاتون با پرسی بودم

288
00:16:14,620 --> 00:16:16,914
‫آره، همین‌طوره

289
00:16:16,997 --> 00:16:19,417
‫پرسی واقعاً بد ضربه خورد، سم

290
00:16:29,677 --> 00:16:33,097
‫قرار بود کل تابستون رو با هم باشیم،
‫ولی یهو همه‌چی دود شد رفت هوا

291
00:16:34,181 --> 00:16:35,766
‫داری بزرگ‌ش می‌کنی

292
00:16:35,850 --> 00:16:37,518
‫الان فهمیدم چرا تو و سم این‌قدر به هم میاین

293
00:16:37,601 --> 00:16:39,311
‫هنوزم تا آخر تابستون می‌تونی خوش بگذرونی

294
00:16:39,895 --> 00:16:40,896
‫فقط نه با سم

295
00:16:40,980 --> 00:16:42,481
‫آره؛ این‌جا پیش تو گیر افتادم

296
00:16:42,565 --> 00:16:46,235
‫چه بد؛ این آخرین تابستون
‫منه قبل از این‌که مجبور بشم

297
00:16:46,318 --> 00:16:50,448
‫کت‌وشلوار بپوشم و تو شرکت‌های
‫درپیت سگ‌دو بزنم، تا شاید یه پولی نصیبم بشه

298
00:16:50,531 --> 00:16:53,451
‫نمی‌خوام با غر زدن‌های تو درمورد سم خراب‌ش کنم

299
00:16:55,786 --> 00:16:58,330
‫خیلی خوب بلدی به آدم دل‌داری بدی!

300
00:16:59,415 --> 00:17:03,419
‫فقط منظورم اینه که تابستونت رو به‌خاطرش خراب نکن

301
00:17:03,502 --> 00:17:04,587
‫یا تابستون من رو

302
00:17:14,053 --> 00:17:17,708
‫باید سرت رو با کارهایی که قرار نبود با سم
انجام بدی سرگرم کنی تا از این حال و هوا در بیای

303
00:17:19,935 --> 00:17:21,811
‫چرا کمکم نمی‌کنی قایق رو تعمیر کنیم؟

304
00:17:25,273 --> 00:17:29,987
‫باشه؛ تعمیرکاری قطعاً توی
‫لیست کارهای سم برای تابستون نبود

305
00:17:31,113 --> 00:17:33,115
‫خوبه؛ فردا ساعت ۸ صبح این‌جا باش

306
00:17:33,199 --> 00:17:35,493
‫نمی‌دونستم مغز شما پسرها
‫قبل از ظهرم کار می‌کنه

307
00:17:35,576 --> 00:17:37,453
‫فقط به‌خاطر تو پرس!

308
00:17:40,331 --> 00:17:42,082
‫امشب یه مهمونی صدف‌پزی دعوتم

309
00:17:42,166 --> 00:17:43,209
‫مهمونی صدف‌پزی؟

310
00:17:43,292 --> 00:17:45,252
‫مگه این‌جا همپتونزه؟

311
00:17:45,336 --> 00:17:47,379
‫آره؛ می‌دونم

312
00:17:48,380 --> 00:17:51,258
‫یه مشت دُختر تکنولوژی‌باز سیاتلی دعوتم کردن

313
00:17:51,342 --> 00:17:53,803
‫دلم نیومد بهشون بگم که اینجا همه
‫عاشق اُیسترن، نه صدف حلزونی

314
00:17:53,886 --> 00:17:57,598
‫خب همه‌مون می‌دونیم که تو از عشق و
‫این‌چیزها هیچی حالیت نمی‌شه؛ چارلی فلورک

315
00:17:57,681 --> 00:17:58,849
‫لعنت بهش!

316
00:18:09,735 --> 00:18:11,028
‫از کجا فهمیدی این‌جام؟

317
00:18:13,280 --> 00:18:15,783
‫بهت زنگ زدم،
‫رفت روی پیغام‌گیر

318
00:18:15,866 --> 00:18:17,952
‫با خودم گفتم ممکنه این‌جا باشه

319
00:18:18,035 --> 00:18:20,037
‫واسه چی اومدی؟

320
00:18:20,120 --> 00:18:21,497
‫ما دیگه هیچ حرفی با هم نداریم

321
00:18:21,580 --> 00:18:24,750
‫اصلاً هم این‌طور نیست؛ هست؟

322
00:18:24,834 --> 00:18:27,044
‫شاید تو حرفی نداشته باشی، اما من دارم

323
00:18:28,587 --> 00:18:30,548
‫می‌دونی چیه؟
‫نمی‌خوام حرف‌هات رو بشنوم

324
00:18:30,631 --> 00:18:32,633
‫تو می‌دونی چیه؟
‫مجبوری گوش کنی!

325
00:18:32,716 --> 00:18:34,051
‫پرسی، برو رد کارت

326
00:18:34,134 --> 00:18:35,344
‫نه؛ من حرف‌م رو می‌زنم و...

327
00:18:35,427 --> 00:18:36,512
‫ - تو...
‫- نه؛ نذار...

328
00:18:38,013 --> 00:18:39,056
‫بسته بشه

329
00:18:40,683 --> 00:18:41,684
‫- کیرم توش
‫- وایسا ببینم

330
00:18:41,767 --> 00:18:43,519
‫هنوزم فقط از بیرون قفل می‌شه؟

331
00:18:43,602 --> 00:18:44,603
‫اوهوم

332
00:18:44,687 --> 00:18:46,814
‫پس این‌جا گیر افتادیم؟

333
00:18:47,398 --> 00:18:49,483
‫بهتره بگی تو ما رو این‌جا گیر انداختی

334
00:18:49,984 --> 00:18:52,611
‫این یکی رو دیگه نمی‌تونی بندازی گردن من

335
00:18:52,695 --> 00:18:53,863
‫آره

336
00:18:53,946 --> 00:18:55,030
‫نه؛ رسیدم کیز می‌بینمت

337
00:18:55,114 --> 00:18:57,324
‫ممنون لیام. باشه، خداحافظ

338
00:18:58,909 --> 00:19:01,787
‫همین الان یه قرارداد چهل میلیون دلاری بستم

339
00:19:01,871 --> 00:19:03,080
‫- تبریک بگم؟
‫- آره

340
00:19:03,163 --> 00:19:05,583
‫سر علاقهٔ مشترکمون به ماهیگیری با هم اوکی شدیم

341
00:19:05,666 --> 00:19:08,878
‫منظورت همون کاریه که تازه
‫دیروز برای اولین بار انجامش دادی؟

342
00:19:08,961 --> 00:19:11,005
‫آره، معلوم شد که داشتن علاقه‌های مختلف

343
00:19:11,088 --> 00:19:13,799
‫خارج از محیط کاری در واقع یه مزیته،

344
00:19:13,883 --> 00:19:16,844
‫شاید این قضیه تعادل بین
‫کار و زندگی واقعاً مفید باشه

345
00:19:16,927 --> 00:19:20,472
‫تعادل بین کار و زندگی‌ای که
‫آخرش باز بیشتر به نفع کارـت بشه؟

346
00:19:20,556 --> 00:19:21,640
‫دقیقاً

347
00:19:23,183 --> 00:19:24,184
‫داری می‌ری؟

348
00:19:25,102 --> 00:19:26,395
‫اوه، نه، خودم...

349
00:19:26,478 --> 00:19:28,063
‫خودم می‌تونم

350
00:19:29,106 --> 00:19:32,151
‫آره، می‌خواستم یه کم دیگه
‫بیام برای تسویه و تحویل اتاق

351
00:19:32,234 --> 00:19:33,319
‫نمی‌شه

352
00:19:33,402 --> 00:19:34,904
‫نمی‌شه؟

353
00:19:34,987 --> 00:19:36,488
‫- نه
‫- چرا؟

354
00:19:36,572 --> 00:19:38,949
‫- نکنه پرسی زودتر اومده تسویه کرده؟
‫- نه

355
00:19:39,033 --> 00:19:40,701
‫آهان، فهمیدم

356
00:19:40,784 --> 00:19:42,953
‫جوردی، درمورد قضیه دیشب

357
00:19:43,037 --> 00:19:44,622
‫آهان، نه، موضوع اون نیست

358
00:19:44,705 --> 00:19:50,586
‫برای این‌که «دورهٔ آموزشی زندگی در کنار دریاچه با
‫جوردی ویرث» رو تموم کنی باید یه‌کار دیگه انجام بدی

359
00:19:50,669 --> 00:19:53,130
‫خب؛ هرچیزی که هست
‫مثل سمینارهام از پسش برمیام

360
00:19:53,213 --> 00:19:54,214
‫اوهوم

361
00:19:54,298 --> 00:19:57,217
‫دوست داری گواهی پایان‌دوره‌ت رو بگیری؟

362
00:19:57,301 --> 00:20:00,471
‫یه گواهی خفن با یه خط خوشگل و مهر طلایی؟

363
00:20:00,554 --> 00:20:02,139
‫باشه؛ بگو باید چیکار کنم

364
00:20:02,222 --> 00:20:03,432
‫باید شیرجه بزنی توی دریاچه

365
00:20:03,515 --> 00:20:08,354
‫نه، نه. من توی آبی که زیر
‫۹۵ درجه باشه شنا نمی‌کنم

366
00:20:08,437 --> 00:20:09,897
‫- می‌شه به سانتی‌گراد تبدیل‌ش کنی؟
‫- می‌دونی،

367
00:20:09,980 --> 00:20:12,983
‫ببین، شاید توی مسائل حقوقی کسی به گَرد پام نرسه

368
00:20:13,067 --> 00:20:16,654
‫ولی اگه جونمم بهش بند باشه
‫نمی‌تونم این عددمددها رو تبدیل کنم

369
00:20:16,737 --> 00:20:19,198
‫فقط در همین حد بدون که من
‫توی آبی که ولرم باشه شنا نمی‌کنم

370
00:20:19,281 --> 00:20:20,991
‫باید داغِ داغ باشه

371
00:20:21,075 --> 00:20:23,243
‫راستی، گواهی‌ای که گفتم
‫احتمالاً قاب‌شده باشه

372
00:20:23,327 --> 00:20:25,162
‫هوم؛ وسوسه‌کننده‌ست

373
00:20:25,245 --> 00:20:26,705
‫خودتم می‌دونی می‌خوایش

374
00:20:27,289 --> 00:20:28,832
‫شاید

375
00:20:28,916 --> 00:20:30,876
‫دریاچه داره صدات می‌زنه

376
00:20:30,960 --> 00:20:33,671
‫من، تو، آب

377
00:20:33,754 --> 00:20:35,464
‫خودمون دوتا، بدونِ هیچ مزاحمتی

378
00:20:40,636 --> 00:20:42,346
‫دلایلا؟

379
00:20:42,429 --> 00:20:45,432
‫من و جوردی می‌خوایم یه‌سر بریم دریاچه

380
00:20:45,516 --> 00:20:46,642
‫دلت می‌خواد تو هم بیای؟

381
00:20:47,726 --> 00:20:49,645
‫هرچی بیشتر باشیم بیشتر خوش می‌گذره، مگه نه؟

382
00:20:50,145 --> 00:20:51,563
‫از نظرم بیا

383
00:20:51,647 --> 00:20:52,856
‫ممنون که بهم گفتی

384
00:20:52,940 --> 00:20:54,650
‫ولی نه؛ باید وسایلم رو مرتب کنم

385
00:20:54,733 --> 00:20:57,528
‫باید برم واسه لباس‌های ظریف
‫و خوشگلم چوب‌لباسی بخرم

386
00:20:57,611 --> 00:21:00,948
‫آره واقعاً چوب‌لباسی‌های این‌جا خیلی مزخرفن

387
00:21:01,031 --> 00:21:04,243
‫آره خیلی مزخرفن؛
‫باهامون بیا دیگه

388
00:21:07,830 --> 00:21:09,331
‫باشه، قبوله

389
00:21:09,415 --> 00:21:11,458
‫بذار برم مایوم رو بیارم

390
00:21:12,835 --> 00:21:14,169
‫عالی شد

391
00:21:16,380 --> 00:21:17,798
‫کمک! کسی نیست؟

392
00:21:17,881 --> 00:21:19,299
‫کسی قرار نیست بیاد؛
‫این رو می‌دونی دیگه

393
00:21:19,383 --> 00:21:22,011
‫حداقل به یکی زنگ بزن

394
00:21:22,094 --> 00:21:23,470
‫با کدوم آنتن؟

395
00:21:25,472 --> 00:21:27,016
‫کمک!

396
00:21:27,099 --> 00:21:28,767
‫صدای چی بود ارن؟

397
00:21:28,851 --> 00:21:29,893
‫در ورودی!

398
00:21:29,977 --> 00:21:31,395
‫چه غلطی می‌کنی؟

399
00:21:31,478 --> 00:21:33,355
‫- می‌رم ببینم چی شده
‫- گوش کن

400
00:21:35,357 --> 00:21:37,985
‫- ایول
‫- نه، نه

401
00:21:38,068 --> 00:21:40,029
‫نه؛ خیلی حال‌به‌هم‌زنـه!

402
00:21:40,112 --> 00:21:43,323
‫اگه تحمل ندارن تیکه‌تیکه شدن صورت
‫بقیه رو ببینی چطوری می‌خوای دکتر بشی؟

403
00:21:43,407 --> 00:21:46,326
این‌جور چیزها توی حوزه‌ی کاری متخصص‌های قلب نیست

404
00:21:46,410 --> 00:21:48,954
‫توی تخصص ما معمولاً کسی
‫صورتِ کسی رو تیکه‌تیکه نمی‌کنه

405
00:21:49,038 --> 00:21:50,330
‫درک یه‌لحظه

406
00:21:50,414 --> 00:21:52,583
‫تمرین‌های آمار رو حل کردی؟

407
00:21:52,666 --> 00:21:55,127
‫خیلی اعصاب‌‌خردکن بود؛ نه؟

408
00:21:55,210 --> 00:21:57,629
‫می‌گم؛ باید درمورد یه موضوعی با رفیقم صحبت کنم

409
00:21:57,713 --> 00:21:59,631
‫- ادامه‌ش رو فردا شب ببینیم؟
‫- آره، حتماً

410
00:21:59,715 --> 00:22:00,632
‫البته شاید مجبور...

411
00:22:01,000 --> 00:22:07,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

412
00:22:07,514 --> 00:22:09,349
‫سلام

413
00:22:12,102 --> 00:22:16,398
‫قهوه موردعلاقه‌ت رو گرفتم. خالص و فوق‌العاده داغ

414
00:22:16,482 --> 00:22:20,235
‫می‌دونی این دقیقاً سفارش یه
‫پیرمرد هفتاد و پنج ساله‌ست؟

415
00:22:20,319 --> 00:22:22,863
‫ساکت؛ اول کافئین می‌خوریم، بعد حرف می‌زنیم

416
00:22:22,946 --> 00:22:25,657
‫باشه، ولی اون‌قدر داغه
‫که زبون آدمو می‌سوزونه

417
00:22:28,619 --> 00:22:29,828
‫دقیقاً همون‌جوریه که دوست دارم

418
00:22:31,455 --> 00:22:33,290
‫خیلی‌خب

419
00:22:33,373 --> 00:22:35,292
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

420
00:22:35,876 --> 00:22:37,753
‫آچار بُکس رو بده؛ همون که سرش گِرده...

421
00:22:37,836 --> 00:22:39,546
‫می‌دونم آچار بُکس چیه

422
00:22:41,882 --> 00:22:43,300
‫دختر همه‌فن‌حریفی هستی‌ها

423
00:22:43,383 --> 00:22:44,760
‫ممنونم؛ این رو هم می‌دونم

424
00:23:01,677 --> 00:23:05,677
« سلام؟ »

425
00:23:39,356 --> 00:23:40,356
« سم »

426
00:23:57,332 --> 00:23:59,710
‫سلام؛ سَم صحبت می‌کنه
‫پیغامت رو واسه‌م بذار

427
00:24:02,045 --> 00:24:04,548
‫بذار حدس بزنم چی شده

428
00:24:04,631 --> 00:24:06,717
‫داداشِ کله‌پوکم گوشیش رو جواب نمی‌ده

429
00:24:06,800 --> 00:24:08,385
‫نه، داشتم به مامانم زنگ می‌زدم

430
00:24:08,468 --> 00:24:10,762
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم

431
00:24:10,846 --> 00:24:12,681
‫مامانت مگه امروز سمینار نداشت؟

432
00:24:12,764 --> 00:24:14,183
‫خیلی‌خب باشه. خیلی حقیرم!

433
00:24:14,266 --> 00:24:15,809
‫حقیر نیستی!

434
00:24:15,893 --> 00:24:16,894
‫اون حقیره!

435
00:24:17,477 --> 00:24:20,230
‫فقط این روزا خیلی سرش شلوغه

436
00:24:20,314 --> 00:24:21,690
‫اونقدری که نه پیام می‌ده و نه زنگ می‌زنه؟

437
00:24:21,773 --> 00:24:23,192
‫بعضی وقت‌ها

438
00:24:23,275 --> 00:24:26,695
‫ احتمال این‌که بگه «الان نمی‌تونم حرف بزنم»
‫نسبت به این‌که کلاً هیچ خبری ازش نشه چقدره؟

439
00:24:27,779 --> 00:24:29,615
‫خیلی زیاد

440
00:24:32,075 --> 00:24:36,872
‫حالا خدایی، درمورد من یا رابطه‌مون چیزی بهت نگفته؟

441
00:24:37,956 --> 00:24:39,791
‫بی‌خیال، مگه می‌شه چیزی ندونی!

442
00:24:39,875 --> 00:24:43,003
‫حداقل از این جهت که خودتم مردی

443
00:24:46,131 --> 00:24:48,634
‫نمی‌دونم چه مرگ‌ش شده

444
00:24:49,718 --> 00:24:52,095
‫نمی‌دونم چی توی سرش می‌گذره

445
00:24:52,179 --> 00:24:54,139
‫اما وقتی تحت‌فشار قرار می‌گیره غیب می‌شه

446
00:25:21,916 --> 00:25:23,916
« نگه‌شون دار »

447
00:25:54,741 --> 00:25:56,241
« چارلی »

448
00:26:34,906 --> 00:26:37,034
‫خدایا؛ چطوری از این‌جا بریم بیرون؟

449
00:26:37,117 --> 00:26:38,827
‫بالاخره که شانتل می‌فهمه غیب‌م زده

450
00:26:38,910 --> 00:26:40,245
‫اما چند ساعت طول می‌کشه

451
00:26:40,329 --> 00:26:42,581
‫آره؛ سم هم که اصلاً براش مهم نیست من کدوم گوری‌ام.
‫واسه هیچکس مهم نیست

452
00:26:42,664 --> 00:26:44,916
‫وای، چقدر بد!

453
00:26:45,000 --> 00:26:46,626
‫هیچ‌کس رو نداری چون یه خودخواهِ عوضی‌ای

454
00:26:46,710 --> 00:26:48,670
‫- خودت این بلا رو سر خودت آوردی
‫- من آوردم؟

455
00:26:48,754 --> 00:26:49,963
‫تو آوردی!

456
00:26:50,047 --> 00:26:52,007
‫- الان خوشحالی؟
‫ نه

457
00:26:52,090 --> 00:26:53,800
‫نمی‌ذارم این‌کارو بکنی

458
00:26:54,968 --> 00:26:57,471
‫شاید من حواسم نبود و در رو بستم

459
00:26:57,554 --> 00:27:00,849
‫اما این‌که به این روز افتادیم تقصیر دوتامونه

460
00:27:00,932 --> 00:27:04,186
‫من ده ساله که خودم رو سرزنش می‌کنم،

461
00:27:04,269 --> 00:27:07,022
‫و محاله که الان...

462
00:27:15,113 --> 00:27:16,323
‫محاله که...

463
00:27:18,575 --> 00:27:20,118
‫پرس؟

464
00:27:25,791 --> 00:27:27,751
‫پرسی، حالت خوبه؟

465
00:27:28,377 --> 00:27:29,378
‫چی شده؟

466
00:27:30,837 --> 00:27:32,547
‫حمله عصبی بهت دست داده؟

467
00:27:34,508 --> 00:27:37,094
‫کمک! یکی کمک‌مون کنه!

468
00:27:38,345 --> 00:27:39,554
‫کمک!

469
00:27:39,638 --> 00:27:42,641
‫گندش بزنن

470
00:27:44,476 --> 00:27:46,311
‫خیلی‌خب، نفس بکش

471
00:27:48,313 --> 00:27:50,941
‫من پیشتم. من پیشتم

472
00:27:54,820 --> 00:27:57,447
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم

473
00:27:57,531 --> 00:28:00,575
‫الان که فکرش رو می‌کنم هیچ‌وقت
‫تا حالا توی این دریاچه شنا نکردم

474
00:28:02,160 --> 00:28:03,453
‫چطور ممکنه؟

475
00:28:03,537 --> 00:28:05,455
‫سال‌هاست میای این‌جا، مگه نه؟

476
00:28:05,539 --> 00:28:09,376
‫فقط یه‌ذره پام رو می‌ذاشتم توی
‫آب تا نگن این دختره چقدر ضدحاله

477
00:28:09,459 --> 00:28:11,878
‫اولویتم همیشه این بود که خوشگل به نظر برسم

478
00:28:11,962 --> 00:28:13,171
‫برای چارلی

479
00:28:14,506 --> 00:28:16,258
‫خب اگه موهام خیس می‌شد که زشت می‌شدم!

480
00:28:16,341 --> 00:28:18,635
‫تازه اصلاً فکر نمی‌کنم مایوهام مناسبِ شنا کردن باشن

481
00:28:18,718 --> 00:28:20,595
‫صرفاً جنبه زیبایی دارن

482
00:28:20,679 --> 00:28:22,514
‫آهان، خب،

483
00:28:22,597 --> 00:28:25,392
‫منم یه قانونی برای خودم دارم:
‫جایی که کف‌ش مشخص نباشه شنا نمی‌کنم

484
00:28:25,475 --> 00:28:27,018
‫دریاچه‌ست‌ها

485
00:28:27,102 --> 00:28:29,604
‫می‌فهمم، اما خب آدم نمی‌دونه
‫توی اون آب چیه...

486
00:28:29,688 --> 00:28:31,398
‫خیلی کِدره و این من رو می‌ترسونه

487
00:28:31,481 --> 00:28:34,025
‫اصلاً برای همین رفتم سمت حقوق؛
‫همه‌چیش واضح و روشنه

488
00:28:37,863 --> 00:28:40,157
‫خب، من‌که می‌رم توی آب

489
00:28:42,451 --> 00:28:43,910
‫رفت، واقعاً رفت

490
00:28:47,247 --> 00:28:48,457
‫ما که قرار نیست بریم، نه؟

491
00:28:51,877 --> 00:28:53,295
‫گور باباش

492
00:28:56,256 --> 00:28:58,008
‫ایول!

493
00:28:59,801 --> 00:29:01,678
‫باید حداقل تا این‌جا بیای، وگرنه حساب نیست

494
00:29:01,761 --> 00:29:04,264
‫- می‌ترسم!
‫- بیا. تو هم بیا شانتل!

495
00:29:04,347 --> 00:29:05,348
‫آره؛ اگه نیای ضرر کردی!

496
00:29:05,432 --> 00:29:07,017
‫باشه

497
00:29:12,063 --> 00:29:14,691
‫وای! چقدر سرده!

498
00:29:16,318 --> 00:29:19,237
‫خدای من! چطوری این‌کارو کردی؟

499
00:29:19,321 --> 00:29:21,948
‫سرده، سرده!

500
00:29:24,576 --> 00:29:27,037
‫خودتو بسپار به آب

501
00:29:27,120 --> 00:29:28,121
‫- آماده‌ای؟
‫- نه

502
00:29:28,205 --> 00:29:29,664
‫یالا؛ زودباش. تا سه می‌شمارم

503
00:29:29,748 --> 00:29:31,791
‫- از پسش برمیای دلایلا!
‫- آماده‌ای؟ آفرین

504
00:29:31,875 --> 00:29:34,503
‫یک، دو، سه

505
00:29:42,844 --> 00:29:44,221
‫دلایلا؟

506
00:29:45,430 --> 00:29:46,431
‫حالت خوبه؟

507
00:29:52,812 --> 00:29:54,898
‫- مطمئنی حالت خوبه؟
‫- آره

508
00:29:54,981 --> 00:29:56,525
‫باید گوشی‌م رو پیدا کنم

509
00:29:56,608 --> 00:29:58,109
‫الان میام

510
00:30:03,073 --> 00:30:05,534
‫بعدازظهر لذت‌بخشی بود

511
00:30:06,034 --> 00:30:08,161
‫تقریباً به اندازهٔ اون لحظه‌ای که توی دادگاه

512
00:30:08,245 --> 00:30:11,122
‫وکیلِ طرفِ مقابل می‌فهمه بازی رو باخته

513
00:30:11,206 --> 00:30:13,333
‫و بالاخره کوتاه میاد

514
00:30:13,416 --> 00:30:14,626
‫باید از شنیدن این حرف خوشحال بشم؟

515
00:30:14,709 --> 00:30:17,295
‫آره؛ اگه موکلم بودی که حتماً خوشحال می‌شدی

516
00:30:17,379 --> 00:30:20,298
‫خب، اون گواهی‌ای که می‌گفتی کجاست؟

517
00:30:20,382 --> 00:30:21,383
‫بعداً اوکی‌ش می‌کنم

518
00:30:21,466 --> 00:30:23,760
‫نظرت چیه بریم با هم نوشیدنی بخوریم؟

519
00:30:25,845 --> 00:30:28,098
‫دی، حالت خوبه؟

520
00:30:29,474 --> 00:30:30,475
‫چی شده؟

521
00:30:33,144 --> 00:30:36,606
‫سومین زن بابام...

522
00:30:36,690 --> 00:30:38,608
‫ته‌ش رفت مرکز ترک اعتیاد

523
00:30:39,192 --> 00:30:41,820
‫اسمش هم شیبان بود؛
‫نه شین و شرون

524
00:30:41,903 --> 00:30:43,822
‫اسمش شیبان بود و من...

525
00:30:43,905 --> 00:30:45,824
‫نمی‌دونم، فقط...
‫نباید اسمش یادم می‌رفت

526
00:30:45,907 --> 00:30:48,827
‫چون خیلی در حقش ظلم شد

527
00:30:51,496 --> 00:30:53,540
نباید اسمش رو یادم می‌رفت

528
00:30:53,623 --> 00:30:56,084
‫بیا بریم.
‫می‌برمت توی اتاقت

529
00:30:57,586 --> 00:31:00,088
‫واقعاً نمی‌دونم اگه تو نبودی باید چیکار می‌کردم جوردی

530
00:31:00,171 --> 00:31:02,532
‫بی‌خیال بابا؛ یه دوست‌پسر
‫گُلف‌باز در شأنِ خودت پیدا می‌کردی

531
00:31:37,125 --> 00:31:38,460
‫سلام، منم

532
00:31:41,880 --> 00:31:43,882
‫فکر کنم باید حرف بزنیم

533
00:31:47,218 --> 00:31:49,054
‫مطمئنی حالت خوبه؟

534
00:31:49,888 --> 00:31:50,889
‫آره

535
00:31:50,972 --> 00:31:52,932
‫اگه می‌تونستم واسه‌ت آب می‌آوردم

536
00:31:53,016 --> 00:31:55,727
‫اما این‌جا هیچی نیست

537
00:31:55,810 --> 00:31:57,354
‫خوب می‌شم

538
00:31:58,355 --> 00:31:59,731
‫چی شد یهو؟

539
00:32:00,857 --> 00:32:02,275
‫حمله عصبی بهم دست داد

540
00:32:02,359 --> 00:32:03,652
‫زیاد پیش میاد؟

541
00:32:04,569 --> 00:32:05,904
‫آره بگی‌نگی

542
00:32:06,988 --> 00:32:09,532
‫بعد از این شروع شد که...

543
00:32:09,616 --> 00:32:11,701
‫- من...
‫- ما...

544
00:32:13,620 --> 00:32:15,497
‫گند زدیم به همه‌چی؟

545
00:32:18,917 --> 00:32:20,418
‫تقصیر دوتامون بود

546
00:32:20,502 --> 00:32:22,462
‫ببخشید که همیشه فقط
‫تو رو مقصر می‌دونستم

547
00:32:22,545 --> 00:32:25,048
‫فکر کنم نمی‌تونستم
‫قبول کنم منم مقصرم

548
00:32:25,131 --> 00:32:27,217
‫چون بعدش باید اعتراف می‌کردم
‫که چرا همچین کاری کردم

549
00:32:29,636 --> 00:32:31,054
‫خب چرا همچین کاری کردی؟

550
00:32:32,180 --> 00:32:35,558
‫غیر از این‌که تو باحال‌ترین دختری هستی که به‌عمرم دیدم؟

551
00:32:36,768 --> 00:32:38,311
‫سه، دو،

552
00:32:38,395 --> 00:32:39,521
‫یک

553
00:32:41,022 --> 00:32:42,899
‫ایول!

554
00:32:43,400 --> 00:32:45,694
‫زنده‌ست!

555
00:32:45,777 --> 00:32:48,154
‫- موفق شدیم
‫- آره

556
00:32:48,238 --> 00:32:49,447
‫فردا هم آزادش می‌کنیم بره

557
00:32:49,531 --> 00:32:52,200
‫نظرت چیه با یه بطری شامپیان جشن بگیریم؟

558
00:32:52,283 --> 00:32:53,785
‫موافقم

559
00:32:55,995 --> 00:32:58,707
‫می‌دونی، هرکس دیگه‌ای بود
‫تابستون‌ش رو صرف این کارها نمی‌کرد

560
00:32:58,790 --> 00:33:00,041
‫آره خب من شبیه بقیه نیستم

561
00:33:00,625 --> 00:33:02,252
‫نه، نیستی

562
00:33:03,211 --> 00:33:06,214
‫می‌دونی، الان که فکرش رو می‌کنم
‫تابستون خیلی باحالی بود

563
00:33:18,643 --> 00:33:21,521
‫پرسی، من این چند مدت خیلی توی فکرت بودم

564
00:33:21,604 --> 00:33:22,856
‫اما این تابستون واقعاً دوران سختی برام بود

565
00:33:22,939 --> 00:33:27,193
‫هر وقت باهات حرف می‌زنم، نااُمیدی‌ای که
‫نسبت بهم داری از صدات مشخصه و از این متنفرم

566
00:33:27,277 --> 00:33:31,781
‫من اصلاً دوست ندارم نااُمیدت کنم، ولی باید
‫این‌جا بهترینِ خودم رو نشون بدم و روی کارم تمرکز کنم

567
00:33:31,865 --> 00:33:34,325
‫خیلی از چیزی که فکر می‌کردم سخت‌تره،

568
00:33:34,409 --> 00:33:35,827
‫پس بهترین تصمیم اینه که
‫دیگه با هم حرف نزنیم

569
00:33:35,910 --> 00:33:38,121
‫وگرنه تمام فکر و ذکرم تو می‌شی

570
00:33:38,204 --> 00:33:40,331
‫واقعاً ببخشید. فکر می‌کردم از پسش بر میام

571
00:33:43,585 --> 00:33:46,045
‫گوشی سم دست منه

572
00:33:46,129 --> 00:33:49,090
‫- شما؟
‫- من جو ام. شما؟

573
00:33:49,174 --> 00:33:51,217
‫من دوست‌دخترِ سم...

574
00:33:51,301 --> 00:33:54,137
‫- سم کجاست؟
‫- رفته برامون آبجو بگیره

575
00:33:54,220 --> 00:33:57,348
‫- الان برمی‌گرده
‫- این حرف‌هایی که می‌زنم رو بهش بگو

576
00:33:58,349 --> 00:34:00,351
‫بهش بگو پرسی زنگ زد، دوست دختر قبلی‌ت

577
00:34:00,435 --> 00:34:03,146
‫و این‌که اصلاً درست نیست
‫آدم با ایمیل با کسی کات کنه!

578
00:34:09,110 --> 00:34:11,446
‫هروقت سم دلم رو می‌شکوند، منم تلافی می‌کردم

579
00:34:11,528 --> 00:34:14,240
‫می‌رفتم پسرهای دیگه رو می‌بوسیدم

580
00:34:14,324 --> 00:34:17,118
‫ دوست‌پسرهای جدیدم رو به رخش می‌کشیدم

581
00:34:17,702 --> 00:34:19,204
‫با برادرش سکس می‌کردم

582
00:34:21,789 --> 00:34:23,458
‫من این بلا رو سرت آوردم

583
00:34:23,541 --> 00:34:25,502
‫چون اینقدر بی‌اعتمادبه‌نفس بودم که...

584
00:34:25,584 --> 00:34:27,586
‫اینقدر خودت رو سرزنش نکن!

585
00:34:28,171 --> 00:34:30,465
‫ما هردومون یه اشتباه وحشتناک مرتکب شدیم

586
00:34:30,548 --> 00:34:33,176
‫و هنوزم دارم سعی می‌کنم
‫بفهمم چرا این‌کار رو کردم

587
00:34:34,760 --> 00:34:37,764
‫به سَم حسودی‌م می‌شد؟
‫به رابطه‌تون؟

588
00:34:38,348 --> 00:34:40,432
‫یا به‌خاطر این بود که
‫نمی‌تونستم به کسی متعهد بمونم؟

589
00:34:43,019 --> 00:34:44,479
‫نمی‌دونم

590
00:34:45,604 --> 00:34:47,649
‫شاید هم هیچ‌وقت نفهمم

591
00:34:47,731 --> 00:34:50,235
‫اما می‌خوام یه‌چیزی رو روشن کنم

592
00:34:50,318 --> 00:34:52,570
‫اونم اینه که تو تنها مقصر نیستی،

593
00:34:52,653 --> 00:34:55,448
‫چون اون شب فقط تو اونجا نبودی و منم بودم

594
00:35:08,962 --> 00:35:10,296
‫سلام

595
00:35:10,380 --> 00:35:13,424
‫باورت نمی‌شه، ولی بالاخره تونستم رادیو رو راه بندازم

596
00:35:14,467 --> 00:35:16,427
‫گندش بزنن

597
00:35:18,847 --> 00:35:20,473
‫چی شده؟

598
00:35:24,310 --> 00:35:26,104
‫سَم باهام کات کرد

599
00:35:40,201 --> 00:35:42,453
‫- عالی بود
‫- می‌دونم

600
00:35:42,537 --> 00:35:43,538
‫پشمام

601
00:35:44,747 --> 00:35:46,082
‫- به‌سلامتی
‫- به‌سلامتی

602
00:35:51,129 --> 00:35:53,006
‫می‌دونی چی بیشتر از همه حرصم می‌ده؟

603
00:35:54,716 --> 00:35:57,969
‫گند زد به آخرین تابستونم

604
00:35:58,052 --> 00:36:01,848
‫آخرین...تابستون‌مون

605
00:36:03,141 --> 00:36:05,602
‫می‌دونم داداشمه،
‫ولی کارش خیلی کیری بود

606
00:36:05,685 --> 00:36:07,186
‫کی با ایمیل کات می‌کنه؟

607
00:36:07,270 --> 00:36:10,857
‫واقعاً حرکت بزدلانه و کیری‌ایه

608
00:36:12,442 --> 00:36:13,568
‫لیاقتت خیلی بیشتره

609
00:36:14,652 --> 00:36:16,654
‫وقتی برگشت کونش رو پاره می‌کنم

610
00:36:16,738 --> 00:36:18,364
‫کون لقش بابا

611
00:36:18,448 --> 00:36:21,743
‫می‌دونی چیه؟ اگه تو نبودی
‫کُل تابستون رو می‌نشستم یه‌جا

612
00:36:21,826 --> 00:36:23,912
‫و به اون فکر می‌کردم

613
00:36:23,995 --> 00:36:27,707
‫تک‌تک ایمیل‌ها و پیام‌هاشو می‌خوندم

614
00:36:27,790 --> 00:36:31,044
‫همه‌ش گوشیم رو چک می‌کردم

615
00:36:31,127 --> 00:36:32,962
‫پس ازت ممنونم

616
00:36:33,046 --> 00:36:37,175
‫که منو از دست خودم نجات دادی

617
00:36:37,258 --> 00:36:38,593
‫تلاشم رو می‌کنم

618
00:36:40,094 --> 00:36:42,847
‫نه جدی می‌گم؛ خیلی خوش گذشت

619
00:36:43,848 --> 00:36:45,266
‫تو پسر باحالی هستی

620
00:36:45,350 --> 00:36:48,353
‫آره خب ما اینیم دیگه

621
00:36:48,436 --> 00:36:50,897
‫بدجور هم کارت رو بلدی

622
00:36:54,734 --> 00:36:56,653
‫من و سم،

623
00:36:56,736 --> 00:36:58,363
‫دیگه خوش نمی‌گذروندیم

624
00:37:00,406 --> 00:37:02,116
‫قبلاً خوب بود

625
00:37:04,535 --> 00:37:07,789
‫ولی این اوخر جو خیلی سنگین و جدی شده بود

626
00:37:07,872 --> 00:37:10,750
‫«تابستون» و «جدی بودن» نباید توی یه جمله بیان

627
00:37:10,833 --> 00:37:12,460
‫دقیقاً

628
00:37:12,543 --> 00:37:15,004
‫و تابستون امسال، برای اولین بار بعد از مدت‌ها،

629
00:37:15,088 --> 00:37:17,590
‫یادم افتاد چه حسی داره که فقط...

630
00:37:18,591 --> 00:37:20,093
‫خودت باشی

631
00:37:21,886 --> 00:37:23,680
‫و خوش بگذرونی

632
00:37:25,515 --> 00:37:27,433
‫خوشحالم

633
00:37:32,522 --> 00:37:33,982
‫منم خوشحالم

634
00:37:38,277 --> 00:37:39,946
‫پس ازت ممنونم...

635
00:37:43,908 --> 00:37:45,576
‫که تابستونم رو نجات دادی!

636
00:37:50,498 --> 00:37:51,958
‫پرسی

637
00:38:06,222 --> 00:38:08,891
‫- پس تکلیفِ...
‫- واسه‌م مهم نیست

638
00:38:28,244 --> 00:38:30,163
‫صبح روز بعد رفتم

639
00:38:31,664 --> 00:38:34,459
‫و تا سال‌ها برنگشتم

640
00:38:35,043 --> 00:38:37,295
‫زمان خیلی زیادی رو از دست دادم...

641
00:38:37,378 --> 00:38:39,088
‫می‌تونستم کنار سم باشم

642
00:38:43,384 --> 00:38:45,386
‫کنار مامانم باشم

643
00:38:46,471 --> 00:38:47,847
‫متأسفم

644
00:38:50,141 --> 00:38:52,101
‫نمی‌دونستم چطوری با این قضیه کنار بیام

645
00:38:53,853 --> 00:38:55,730
‫برای همین خودم رو غرق کار کردم

646
00:38:55,813 --> 00:38:59,942
‫و خودم رو متقاعد کردم که
‫اگه از سم و هدف‌ش حمایت کنم

647
00:39:00,026 --> 00:39:03,821
‫شاید بتونم...کارهایی که کرده بودم رو جبران کنم

648
00:39:05,073 --> 00:39:07,533
‫راستش منم نمی‌دونستم چطوری باهاش کنار بیام

649
00:39:09,368 --> 00:39:11,496
‫به خاطر همین بود که پدر و مادرم خونه رو فروختن

650
00:39:12,163 --> 00:39:13,456
‫چی شد؟

651
00:39:14,040 --> 00:39:15,166
‫من...

652
00:39:17,376 --> 00:39:20,671
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم

653
00:39:24,175 --> 00:39:27,929
‫یه مدت مدام یه حالتی بهم دست می‌داد

654
00:39:28,012 --> 00:39:31,057
‫و اصلاً نمی‌تونستم نفس بکشم

655
00:39:37,355 --> 00:39:40,858
‫مامانم یه‌سری قرص داشت

656
00:39:40,942 --> 00:39:44,695
‫و با خودم فکر کردم شاید اگه یه مشت از اونا رو بخورم

657
00:39:44,779 --> 00:39:48,533
‫دیگه از شر این درد خلاص می‌شم

658
00:39:48,616 --> 00:39:51,285
‫پس برای همین...

659
00:40:02,547 --> 00:40:05,550
‫مامان‌بابام خیلی ترسیده بودن. فکر کردن که...

660
00:40:05,633 --> 00:40:08,427
‫این‌جا دیگه برای من مناسب نیست؛ خطرناکه

661
00:40:11,097 --> 00:40:13,224
‫این‌جا؟

662
00:40:13,307 --> 00:40:15,726
‫یا ما؟

663
00:40:18,479 --> 00:40:19,814
‫فکر کنم دوتاش؛ می‌دونی؟

664
00:40:19,897 --> 00:40:24,318
‫از این‌جا رفتیم؛
‫اما حمله‌های عصبی‌م ادامه داشت

665
00:40:26,445 --> 00:40:31,409
‫و فکر کنم به‌خاطر این بود که هیچ‌وقت
‫نتونستم با کاری که کردم کنار بیام

666
00:40:31,492 --> 00:40:32,618
‫من هیچ‌وقت...

667
00:40:32,702 --> 00:40:34,579
‫پرسی...

668
00:40:34,662 --> 00:40:36,956
‫باید خودت رو ببخشی

669
00:40:38,040 --> 00:40:42,170
‫چطوری وقتی می‌دونم سم هیچ‌وقت
‫من رو نمی‌بخشه، خودم رو ببخشم؟

670
00:40:42,253 --> 00:40:45,590
‫چطوری وقتی این‌قدر دوستش دارم فراموشش کنم؟

671
00:40:45,673 --> 00:40:47,550
‫وقتی که می‌دونم قراره تا ابد عاشقش باشم

672
00:40:47,633 --> 00:40:49,802
‫باشه. باشه

673
00:40:49,886 --> 00:40:51,179
‫اشکالی نداره

674
00:40:51,720 --> 00:41:11,720
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
