WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:30.000 --> 00:37.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:37.684 --> 00:40.896
‫چه فکری با خودت کردی؟

00:40.979 --> 00:43.440
‫مگه قرار نشد به سم هیچی نگیم؟

00:49.446 --> 00:50.572
‫مجبور شدم بهش بگم

00:50.655 --> 00:53.200
‫چرا؟ تا زندگی‌ش رو نابود کنی؟

00:53.283 --> 00:57.871
‫نه؛ تو متوجه نیستی. اومد پیشم

00:57.954 --> 00:59.915
‫و با تیلور کات کرده بود

00:59.998 --> 01:01.833
‫می‌گفت بیا دوباره با هم باشیم

01:01.917 --> 01:03.794
‫به‌خاطر من باهاش کات کرده بود!

01:03.877 --> 01:06.171
‫نمی‌تونستم بذارم بدون این‌که
‫اصل ماجرا رو بدونه این‌کارو انجام بده

01:06.254 --> 01:09.090
‫اگه حتی یه درصد امکان داشته باشه
‫با تیلور خوش‌بخت بشن...

01:09.174 --> 01:11.009
‫پس من این وسط الکی قربانی شدم؟

01:11.092 --> 01:13.678
‫می‌دونم این قضیه چقدر میونه شما رو پیچیده می‌کنه...

01:13.762 --> 01:16.598
‫واقعاً؟ چون مطمئنم سم تا عمر داره من رو نمی‌بخشه!

01:16.681 --> 01:18.767
‫قسم خوردی هیچی نگی!

01:18.850 --> 01:24.356
‫واقعاً متأسفم؛ واقعاً. من...

01:24.439 --> 01:27.066
‫فقط می‌خوام بدونم حال سم خوبه یا نه

01:27.150 --> 01:29.236
‫اگه اینقدر حالِ سم برات مهمه،

01:29.319 --> 01:32.364
‫برگرد سیاتل! همین امروز!

01:34.032 --> 01:36.117
‫تو واقعاً آدم خودخواهی هستی پرسی!

01:48.455 --> 01:52.675
« هر سال پس از آن »

01:54.844 --> 02:00.444
« تابستان سال ۲۰۱۶ »

02:03.603 --> 02:06.606
‫وای! دارم از خوشحالی بال در میارم!

02:06.690 --> 02:10.360
‫باورم نمی‌شه تا آخر تابستون این‌جاییم

02:10.443 --> 02:12.320
‫باورم نمی‌شه تونستی قایق بابا رو راه بندازی

02:12.404 --> 02:15.198
‫کار سختی نبود؛
‫یه‌سری تعمیرات جزئی نیاز داشت

02:15.282 --> 02:17.367
‫می‌دونم ظاهرش خیلی تخمی شده،

02:17.450 --> 02:19.744
‫اما با خودم گفتم بهتره یه سنباده‌ای بهش بکشم و رنگش کنم

02:19.828 --> 02:21.705
‫اگه کمک نیاز داشتی به‌مون بگو، مگه نه سم؟

02:27.669 --> 02:29.045
‫بچه‌ها

02:29.129 --> 02:31.298
‫- چی شد؟
‫- گندش بزنن

02:36.094 --> 02:37.929
‫خیلی‌خب، ظاهراً قایق بابا رو تعمیر نکردم

02:38.013 --> 02:39.764
‫واقعاً؛ چطوری به این نتیجه رسیدی؟

02:39.848 --> 02:41.391
‫پس این‌جا گیر افتادیم؟

02:41.474 --> 02:43.475
‫خبر خوب اینه که پارو داریم

02:45.145 --> 02:46.980
‫آماده‌ای یه‌ذره ورزش کنیم؟

02:47.063 --> 02:48.857
‫منم سکان‌دار می‌شم

02:48.939 --> 02:51.610
‫گفت " کاک "
‫(بخش اول کلمه سکان‌دار در انگلیسی مانند کلمه Cock به معنی آلت تناسلی مردان تلفظ می‌شود)

02:51.693 --> 02:53.194
‫آخه تو کی می‌خوای بزرگ شی؟

02:53.278 --> 02:54.821
‫ایشالله هیچ‌وقت

02:54.905 --> 02:57.282
‫خیلی‌خب؛ عجله کن

02:57.365 --> 02:59.618
‫خیلی‌خب؛ محکم پارو بزنید پسرها

03:04.956 --> 03:07.417
‫حدس می‌زنم موتورش بنزین پس‌داده؛
‫می‌رم چندتا شمع جدید بیارم

03:07.500 --> 03:09.294
‫زود برمی‌گردم

03:10.879 --> 03:12.505
‫عاشق طناب گره زدنت شدم!

03:12.589 --> 03:15.759
‫چقدر زود عاشق همه‌چی می‌شی!

03:15.842 --> 03:18.011
‫طناب گره‌ زدن از اولین اصول قایق‌سواریه

03:18.094 --> 03:22.641
‫آخه من چقدر خوش‌شانسم که دوست‌پسرم
‫هم جذابه و هم باهوش؟

03:22.724 --> 03:24.850
‫آره واقعاً خیلی خوش‌شانسی!

03:24.935 --> 03:27.520
‫استادِ طناب گره زدن!

03:27.604 --> 03:29.397
‫دارنده بورسیه کامل دانشگاه استنفورد

03:29.481 --> 03:30.899
‫شاگرد اول کلاس!

03:30.982 --> 03:34.694
‫به کسی که متخصص قایق و این چیزهاست چی می‌گن؟

03:34.778 --> 03:37.237
‫- ناخدا!
‫- ناخدایِ شاگرد اول!

03:37.322 --> 03:39.282
‫نه، نه، نه. همون ناخدا کافیه

03:39.366 --> 03:42.160
‫وقتی رفتی اون دانشگاهِ شیک‌وپیک
‫استنفورد، دوست دختر بیچاره‌ت...

03:42.243 --> 03:44.537
‫که توی دانشگاه دولتی درس می‌خونه
‫رو فراموش نمی‌کنی؟

03:44.621 --> 03:46.122
‫معلومه که نه

03:54.047 --> 03:56.967
‫باورم نمی‌شه این آخرین تابستون‌مون قبل از دانشگاهه

04:01.429 --> 04:03.264
‫باید تا می‌تونیم خوش بگذرونیم!

04:03.348 --> 04:05.350
‫می‌دونی، تمام خاطرات گذشته‌مون رو زنده کنیم

04:05.433 --> 04:08.770
‫از نظرم بشینیم دوباره فیلم‌های هالووین رو ببینیم

04:08.853 --> 04:11.106
‫اما این دفعه به ترتیب خط زمانیِ " اچ۲۰" شروع می‌کنیم
(اشاره به خطوط زمانی فرانچایز معروف هالووین)

04:12.357 --> 04:13.858
‫مخالفی؟

04:13.942 --> 04:15.860
‫نه؛ نه؛ نه. از نظرم عالی می‌شه

04:15.944 --> 04:18.196
‫حسابی خوش می‌گذرونیم

04:19.406 --> 04:21.366
‫خیلی‌خب، تو یه چیزی‌ت شده!

04:24.244 --> 04:25.996
‫بگو ببینم. چی شده؟

04:27.622 --> 04:31.209
‫توی اون دوره کلاس‌های فشرده تابستونی قبول شدم

04:31.292 --> 04:33.169
‫الکی می‌گی!

04:33.253 --> 04:35.547
‫خیلی‌خب، باید لقبت رو از " جذاب و باهوش " به

04:35.630 --> 04:38.258
‫" جذاب و نابغه " تغییر بدم

04:38.341 --> 04:40.260
‫مگه فقط ده نفر ظرفیت نداشتن؟

04:40.343 --> 04:43.096
‫آره؛ تازه ۶ واحد از درس‌های
‫دانشگاهی‌ام هم معادل‌سازی می‌کنن

04:43.179 --> 04:47.100
‫می‌دونستم قبول می‌شی. بهت افتخار می‌کنم

04:47.183 --> 04:48.601
‫فقط موضوع اینه که...

04:48.685 --> 04:50.603
‫دو هفته دیگه شروع می‌شه

04:51.603 --> 04:53.023
‫وایسا؛ تا کِی؟

04:54.024 --> 04:55.483
‫تا آخر تابستون!

04:56.568 --> 04:58.111
‫صبرکن ببینم، پس...

05:00.989 --> 05:04.117
‫منظورت اینه که دو هفته دیگه

05:04.200 --> 05:07.370
‫کلاً می‌ری و تا تعطیلات زمستونی اصلاً هم رو نمی‌بینیم؟

05:07.454 --> 05:09.998
‫شاید عید شکرگزاری؛ مامان‌بابات
‫گفتن احتمال داره یه‌سر بیان اون سمت‌ها

05:10.081 --> 05:12.917
‫- یعنی پنج ماه دیگه!
‫- آره؛ ولی هنوز دو هفته دیگه وقت داریم

05:13.001 --> 05:14.836
‫ببین، می‌تونیم تمام کارهایی که
‫گفتی رو انجام بدیم

05:14.919 --> 05:16.755
‫چند وقته که می‌دونی قبول شدی؟

05:20.050 --> 05:22.052
‫آخرهای آپریل فهمیدم

05:22.135 --> 05:24.721
‫پس یعنی تمام این شش هفته‌ی
‫اخیر تو می‌دونستی قراره بری

05:24.804 --> 05:27.307
‫وقتی داشتم از برنامه‌هامون واسه‌ت
‫می‌گفتم تصمیم گرفتی هیچی نگی؟

05:27.390 --> 05:29.934
‫- این‌طوری نیست
‫- اما می‌دونستی هیچ کدوم‌شون قرار نیست اتفاق بیفته

05:30.018 --> 05:31.436
‫آره؛ می‌دونستم

05:31.519 --> 05:33.688
‫انگار من رو خر فرض کردی!

05:36.149 --> 05:37.692
‫باید زودتر بهت می‌گفتم،

05:37.776 --> 05:39.778
ولی واسه برنامه‌هایی که ریخته
بودی خیلی ذوق‌زده بودی

05:39.861 --> 05:41.988
‫نمی‌خواستم این چند روزی که
‫باقی مونده بود رو خراب کنم

05:42.072 --> 05:44.324
‫پس ترجیح دادی دو هفته
‫آخرمون رو خراب کنی؟ عالیه

05:44.407 --> 05:46.785
‫یه‌جورایی می‌دونستم قراره
‫این‌طوری واکنش نشون بدی

05:46.868 --> 05:48.995
‫پس الان تقصیرِ منه که تو هیچی بهم نگفتی؟

05:49.079 --> 05:51.581
‫نه؛ فقط می‌ترسیدم بهت بگم

05:51.664 --> 05:54.542
‫ببین، می‌دونم که قرار نیست
‫کُل تابستون کنار هم باشیم، اما...

05:54.626 --> 05:58.129
‫بهت قول می‌دم این چند روز
‫باقی مونده رو حسابی خوش بگذرونیم!

05:59.881 --> 06:02.801
‫حداکثر بیست دقیقه دیگه روی آبیـم

06:02.884 --> 06:04.928
‫آره؛ شایدم فردا

06:08.473 --> 06:09.474
‫بالاخره بهش گفتی؟

06:23.488 --> 06:25.448
‫خیلی دلم برات تنگ می‌شه

06:27.283 --> 06:29.285
‫باور کن من دلم بیشتر تنگ می‌شه

06:29.369 --> 06:31.621
‫فکر نکنم!

06:32.704 --> 06:34.207
‫هی!

06:34.290 --> 06:37.085
‫ببین، هرشب تصویری حرف می‌زنیم
‫و به هم پیام می‌دیم

06:37.168 --> 06:40.547
‫حتی همه کلاس‌هام رو هم ضبط می‌کنم و
‫واسه‌ت می‌فرستم که حس کنی کنار خودمی

06:40.630 --> 06:42.215
‫قصه‌های موقعِ خوابم جور شد

06:42.298 --> 06:44.217
‫مطمئنم زیر دو دقیقه خوابم می‌بره

06:44.300 --> 06:46.427
‫نمی‌دونم؛ شیمی آلی خیلی درس خفنیه!

06:46.511 --> 06:49.973
‫مثلاً خواص ساختاریِ ترکیباتِ حاوی کربن...

06:50.055 --> 06:51.474
‫خدایی باحال نیست؟

06:55.895 --> 06:59.232
‫اینقدر با هم حرف می‌زنیم که فکر کنی کنارتم!

06:59.315 --> 07:02.026
‫با این تفاوت که ۹ ساعت باهام فاصله داری!

07:08.241 --> 07:11.202
‫چرا احساس می‌کنم این آخرین دیدارمونه؟

07:12.662 --> 07:14.122
‫من رو ببین

07:16.541 --> 07:18.001
‫از پسش برمیایم!

07:19.043 --> 07:20.336
‫باشه؟

07:33.266 --> 07:35.602
‫به روش خودم خداحافظی می‌کنم

07:36.603 --> 07:38.771
‫نمی‌تونم توی مراسم ختم آفتابی بشم

07:38.855 --> 07:41.858
‫حق با چارلیه؛
‫این‌کار فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه

07:41.941 --> 07:43.902
‫از کی تا حالا چارلی فلورک برات تعیین تکلیف می‌کنه؟

07:44.485 --> 07:46.112
‫نمی‌کنه. فقط از نظرم حق با اونه

07:46.696 --> 07:49.616
‫ببین، اگه دلت نمی‌خواد بری مراسم هیچ اشکالی نداره

07:49.699 --> 07:51.201
‫هرموقع دلت خواست جمع می‌کنیم می‌ریم

07:51.284 --> 07:52.827
‫ممنون

07:52.911 --> 07:55.121
‫اما اتفاقی که بین تو و چارلی افتاد فقط
‫تقصیر تو یکی نیست

07:55.204 --> 07:56.748
‫چارلی هم مقصر بود

07:56.831 --> 07:59.959
‫ببین؛ خودش اومد جلو که من رو ببوسه

08:00.043 --> 08:01.753
‫و با این حال که حتی هم رو نبوسیدیم...

08:01.836 --> 08:06.424
‫شاید از اول اومده بود تو رو ببوسه و...

08:07.508 --> 08:09.719
‫منظورم اینه که احتمالاً تقصیر اون بوده

08:09.802 --> 08:14.349
‫حالت خوبه؟ قضیه جوردی رو می‌گم

08:15.475 --> 08:18.353
‫آره؛ آره بابا. من...

08:18.436 --> 08:21.314
‫راستش نمی‌دونم چه‌م شده

08:21.397 --> 08:26.110
‫اگه چارلی نمی‌رفت، احتمالاً
‫فقط " نزدیک نبود هم رو ببوسیم "

08:26.194 --> 08:27.987
‫و واقعاً هم رو می‌بوسیدیم

08:28.071 --> 08:31.074
‫نکنه از جوردی خوشت اومده؟

08:32.825 --> 08:33.825
‫شاید؟

08:34.993 --> 08:37.288
‫نمی‌دونم. نه. نه. خوشم نمیاد

08:37.372 --> 08:39.666
‫آخه نمی‌شه. من اصلاً نمی‌شناسمش
‫نه. خوشم نمیاد

08:40.666 --> 08:43.544
‫خیلی‌خب، پس...

08:43.628 --> 08:46.297
‫به عنوان کسی که یه‌بار
‫یه تصمیم عجولانه گرفته و اون تصمیم

08:46.381 --> 08:47.632
‫کل زندگی‌ش رو تحت‌تاثیر قرار داده می‌گم

08:47.715 --> 08:50.551
‫یه‌ذره صبر کن

08:50.635 --> 08:53.429
‫قبل از این‌که رابطه‌ت رو با درو تموم کنی

08:55.181 --> 08:57.058
‫من آدم خیلی منطقی‌ای هستم

08:57.141 --> 08:59.686
‫همیشه صبر می‌کنم

09:01.771 --> 09:03.314
‫دیگه نمی‌خوام درموردش صحبت کنم

09:03.398 --> 09:06.067
‫نه. نمی‌خوام درموردش صحبت کنم. من...

09:06.150 --> 09:08.569
‫بیا فقط درمورد خودت صحبت کنیم

09:08.653 --> 09:11.155
‫ترجیح می‌دم بازجویی کنم تا بازجویی بشم

09:11.239 --> 09:13.700
‫معلومه که همین‌طوره

09:13.783 --> 09:17.912
‫چارلی یه‌جوری رفتار می‌کنه که انگار
‫تمام تقصیرها گردن توئه و این‌کار اصلاً درست نیست

09:19.122 --> 09:20.665
‫خیلی بدم میاد گندی که زده رو گردن نمی‌گیره!

09:20.748 --> 09:22.667
‫فکر نکنم هم بتونه. خیلی سخته

09:22.750 --> 09:23.751
‫واسه کی سخته؟

09:23.835 --> 09:26.379
‫پرسی، نمی‌تونی بدون این‌که حرف دلت رو
‫به چارلی بزنی از این‌جا بری!

09:26.462 --> 09:28.798
‫بگم که چی بشه؟

09:28.881 --> 09:31.384
‫من می‌خوام چارلی فلورک رو به کُل فراموش کنم

09:31.467 --> 09:33.594
‫نه، نه. همین طرز فکرت یکی از دلایلیه که

09:33.678 --> 09:35.221
‫الان این‌جایی و درگیر این ماجرا شدی

09:35.305 --> 09:39.267
‫کُل زندگی‌ت به‌خاطر این یارو زیر و رو شد؛
‫در حالی که خودش رفت و کلی پول به جیب زد،

09:39.350 --> 09:41.978
‫یه کار عالی پیدا کرد و
‫داره توی قصر زندگی می‌کنه

09:42.061 --> 09:44.230
‫ساعتی که دستشه پنجاه هزار دلار می‌ارزه،

09:44.314 --> 09:48.026
‫درحالی که تو ده ساله داری
‫خر حمالی می‌کنی و دائم با پسرهای...

09:48.109 --> 09:51.612
‫خوشگل و کله‌شق می‌پلکی و توی یه
‫خونه‌ی داغونِ بدون آسانسور زندگی می‌کنی

09:51.696 --> 09:54.115
‫آهای، خونه‌ی من خیلی هم خوشگله

09:54.824 --> 09:58.578
‫منظورم اینه ده ساله که داری
‫با پشیمونی زندگی می‌کنی

09:58.661 --> 10:02.206
‫شاید روبه‌رو شدن با چارلی یه
‫بخشی از این بار رو از دوشت برداره

10:02.290 --> 10:03.916
‫بهت کمک کنه فراموشش کنی،
‫از این بن‌بست خلاص شی

10:04.000 --> 10:05.251
‫خب تو بگو چیکار کنم؟

10:05.335 --> 10:07.879
‫ها؟ توی روز مراسم مامان‌ش
‫برم سرش جیغ و داد کنم؟

10:07.962 --> 10:09.922
‫نه؛ همین امروز برو جیغ و داد کن

10:10.006 --> 10:11.841
‫فردا هم جمع می‌کنیم می‌ریم

10:11.924 --> 10:14.302
‫و تو دیگه بهش اجازه نمی‌دی
‫تو رو مقصر بدونه!

10:14.886 --> 10:17.555
‫اگه من جات بودم،
‫یه درس حسابی بهش می‌دادم!

10:21.976 --> 10:23.227
‫اصلاً می‌دونی چیه؟

10:24.812 --> 10:25.813
‫قبوله!

10:26.606 --> 10:27.607
‫واقعاً؟

10:27.690 --> 10:30.651
‫می‌رم سرش جیغ و داد می‌کنم و
بعدشم با سربلندی از این‌جا می‌رم

10:30.735 --> 10:33.029
‫یا حداقل با شرمندگی و حسرت کمتر

10:33.112 --> 10:35.365
‫خوبه، خوبه

10:35.448 --> 10:38.451
‫باشه. منم می‌رم وسایلت
‫رو از اتاق دلایلا جمع می‌کنم

10:38.534 --> 10:40.328
‫و بعد می‌ذارم‌شون توی ماشین

10:40.411 --> 10:42.663
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

10:42.747 --> 10:46.667
‫آهان، فقط...
‫با احتیاط رفتار کن

10:46.751 --> 10:50.505
‫دیشب بعد از این‌که ویت از خونه
‫انداختش بیرون، خیلی حالش بد بود

10:52.548 --> 10:53.966
‫صبح به‌خیر!

10:54.050 --> 10:55.802
‫سلام

10:55.885 --> 10:57.762
‫بیا داخل

10:57.845 --> 11:01.557
‫انگار وسط یکی از فیلم‌های جوردن پیل‌ام

11:01.641 --> 11:03.893
‫از اون زیرزمین‌های ترسناک که نداریم این‌جا؟

11:03.976 --> 11:06.270
‫اسپرسو می‌خوری؟

11:06.354 --> 11:09.065
‫ویت این دستگاه رو از میلان سفارش داده بود.
‫خیلی دوستش داشت

11:09.148 --> 11:11.359
‫الان دیگه برای منه

11:12.860 --> 11:15.571
‫راستش اومدم وسایل پرسی رو ببرم

11:15.655 --> 11:17.698
‫حالت خوبه؟

11:18.449 --> 11:20.076
‫من...

11:21.160 --> 11:23.121
‫سعی می‌کنم که خوب باشم...

11:23.204 --> 11:24.414
‫باشه

11:24.497 --> 11:27.917
‫- اوه؛ لیوان‌هاش هم که برداشتی. آفرین
‫- ممنونم

11:28.000 --> 11:30.294
از زندگی بقیه درس گرفتم

11:31.754 --> 11:33.172
‫بابام سه بار ازدواج کرد،

11:33.256 --> 11:35.258
‫برای همین تقریباً انواع فروپاشی‌های
‫بعد از طلاق رو از نزدیک دیدم

11:35.341 --> 11:37.135
‫از نظرم به کار آدم میاد

11:37.218 --> 11:40.096
‫کجاشو دیدی! اولی مادرم بود؛
‫کلاً رد داد، موهاشو از ته زد،

11:40.179 --> 11:42.473
‫ده کیلو وزن اضافه کرد و تا جایی
‫که می‌دونم دیگه با هیچکس سکس نکرد

11:42.557 --> 11:43.975
‫- خیلی سخته
‫- اوهوم

11:44.851 --> 11:46.310
‫آره؛ عمراً بذارم همچین بلایی سرم بیاد

11:47.145 --> 11:49.439
‫- معلومه که نه
‫- نفر دومم که جنگ راه انداخت!

11:49.522 --> 11:53.860
‫شیشه‌های پورشه اسپایدر مدل ۱۹۶۷
‫بابام رو که مثل روز اول سالم بود خرد کرد

11:55.069 --> 11:57.405
‫وای؛ چقدر مثلِ بریتنی اسپیرز

11:57.488 --> 11:59.198
‫- من‌که خوشم اومد
‫- منم

11:59.282 --> 12:01.492
‫و بعدش هم سومی...

12:03.119 --> 12:04.787
‫خیلی حرفه‌ای بود

12:04.871 --> 12:10.626
‫تمام خشم و غم و نفرت‌ش رو ریخت توی خودش

12:10.710 --> 12:11.794
‫چه سبک زندگی سالمی!

12:11.878 --> 12:14.839
‫همیشه آرایش‌کرده بود و
‫لباس‌های شیک و‌ پیک می‌پوشید،

12:14.922 --> 12:17.633
‫و بدحور سکسی می‌شد؛
‫بابام از عصبانیت سکته می‌کرد چون

12:17.717 --> 12:20.511
‫جوری رفتار می‌کرد که انگار بدون اون
‫حالش خیلی خوبه. بعد می‌دونی چی شد؟

12:20.595 --> 12:21.512
‫چی؟

12:21.596 --> 12:23.890
‫نصف ثروت بابام و

12:23.973 --> 12:27.059
‫خونه‌ش توی بلویو و دوتا سگ‌هاش رو صاحب شد و رفت

12:27.143 --> 12:28.311
‫وای!

12:29.103 --> 12:31.272
‫پس اگه مثل شین وانمود کنم
‫بود و نبودش فرقی نداره

12:31.355 --> 12:34.609
‫وایسا ببینم؛ مگه اسمش شرون نبود؟

12:37.028 --> 12:38.738
‫شاندا؟ نمی‌دونم

12:38.821 --> 12:41.449
‫اگه مثل اون رفتار کنم،
‫بازی رو بُردم

12:42.742 --> 12:44.952
‫- بازم اسپرسو می‌خوری؟
‫- آره. ممنونم

12:51.375 --> 12:55.296
‫چندتا از کراوات‌های قدیمی بابا رو آوردم

12:59.383 --> 13:02.512
‫نظرت چیه برای فردا
‫هردومون یکی‌شون رو ببندیم؟

13:02.595 --> 13:04.972
‫اگه مامان بود خیلی خوشش می‌اومد

13:10.102 --> 13:12.730
‫می‌دونم که ممکنه هیچ‌وقت من رو نبخشی،

13:12.813 --> 13:15.816
‫اما می‌خوام بدونی که
‫من قصد نداشتم اذیتت کنم!

13:17.068 --> 13:19.946
‫من همیشه سعی کردم ازت محافظت کنم

13:20.029 --> 13:23.741
‫اما توی یه‌شب...همه‌چی رو به باد دادم

13:24.575 --> 13:28.329
‫هر فکری که الان درباره‌م می‌کنی،
‫ هزار بار بدترش رو درباره خودم فکر کردم

13:32.208 --> 13:35.086
‫- پس می‌خوای همین‌طوری بهم بی‌محلی کنی؟
‫- آره، دقیقاً

13:35.169 --> 13:37.338
‫جوردی گفت تا بعد از
‫مراسم می‌تونم توی متل بمونم

13:37.421 --> 13:40.132
‫نه، این‌طوری نکن

13:40.216 --> 13:41.759
‫اینجا خونهٔ توئه. این تو بودی که همیشه برمی‌گشتی

13:41.842 --> 13:43.928
‫- و از مامان مراقبت می‌کردی در حالی که من...
‫- خیلی خودخواهانه

13:44.011 --> 13:46.097
‫به زندگی رویایی‌ت ادامه می‌دادی و
‫هیچکس واسه‌ت مهم نبود

13:48.140 --> 13:49.642
‫مثل همیشه

13:52.520 --> 13:53.521
‫من می‌رم

13:54.605 --> 13:55.690
‫خوبه

14:13.874 --> 14:14.875
‫سلام

14:16.210 --> 14:20.464
‫اومدم ببینم واسه کارهای مراسم کمک لازم داری یا نه

14:23.342 --> 14:24.427
‫اوضاع روبه‌راهه؟

14:24.510 --> 14:26.304
‫آره. اوکیه

14:26.387 --> 14:27.888
‫عالیه

14:27.972 --> 14:29.974
‫باشه؛ چون یه‌ذره شبیه...

14:30.057 --> 14:31.517
‫شبیه کسایی شدم که داره
‫دنبالِ رومیزی‌های فیروزه‌ای‌ـی

14:31.601 --> 14:33.102
‫که برای مراسم مامانت
‫سفارش داده بود می‌گرده؟

14:33.185 --> 14:34.895
‫می‌شه ببینی توی اون جعبه‌ست یا نه

14:34.979 --> 14:36.647
‫فکر کنم روی میز باشن

14:36.731 --> 14:37.898
‫اینا آبی دریایی‌ان

14:37.982 --> 14:40.151
‫- مگه یکی نیستن؟
‫- نه نیستن!

14:40.234 --> 14:42.987
‫برای کسی که چشمش رنگ‌ها رو درست
‫تشخیص می‌ده، تفاوتشون کاملاً مشخصه

14:43.821 --> 14:45.740
‫باشه؛ ببین من واقعاً بابت تمامی
‫زحماتی که داری می‌کشی ممنونم

14:45.823 --> 14:47.325
‫اما از نظرم خیلی سخت نگیر.
‫همین‌ها خوبه

14:47.408 --> 14:48.993
‫خوب نیست

14:50.703 --> 14:55.583
‫جزئیات خیلی واسه‌م مهمه،
‫و من آبی فیروزه‌ای سفارش داده بودم...

14:55.666 --> 14:58.336
‫از نظرم بهتره یه‌ذره استراحت کنی

15:00.671 --> 15:02.506
‫بیا بشین

15:08.346 --> 15:11.849
‫وای، اصلاً خبر نداشتم.
‫حتماً خیلی اذیت شدی

15:13.643 --> 15:16.896
‫وقتی پدرم فوت کرد، تنها آرزوم
‫این بود که متخصص قلب بشم

15:16.979 --> 15:19.065
‫تا بتونم قلب آدم‌ها رو درمان کنم، ولی...

15:20.316 --> 15:23.819
‫بعد از اون همه درس خوندن، بالاخره فهمیدم...

15:25.071 --> 15:27.615
‫هیچ‌کس نمی‌تونه کسی رو
‫از دردِ دل‌شکستگی نجات بده

15:28.616 --> 15:30.660
‫نه، نمی‌شه

15:30.743 --> 15:33.788
‫خیلی تلاش کردم پرسی رو فراموش کنم،

15:33.871 --> 15:36.040
‫و از شر بریز بی خلاص بشم اما...

15:38.417 --> 15:40.461
‫می‌‌دونی، واقعاً فکر می‌کنم

15:41.504 --> 15:44.924
‫تمام این مدت داشتم از یه حقیقت فرار می‌کردم

15:45.007 --> 15:50.805
‫این‌که اون زندگی بزرگسالانه‌ای که این همه واسه‌ش تلاش کردم،
‫اون‌جوری که انتظارش رو داشتم نبود

15:51.889 --> 15:55.893
‫برای همین خودم رو با مراقبت از
‫مامانم مشغول کردم و اصلاً پشیمون نیستم

15:56.394 --> 15:59.313
‫بابت تک تک لحظاتی که پیش مامانم بودم
‫عمیقاً خوشحالم اما...

15:59.397 --> 16:02.483
‫فکر می‌کنم یه جور

16:02.566 --> 16:05.444
‫بهانهٔ آبرومندانه بود برای
‫اینکه از بقیه زندگی‌م قایم بشم

16:05.945 --> 16:08.030
‫خب غیب شدن و فرار از بقیه که تخصص خودته

16:09.907 --> 16:12.576
‫من مستقیماً شاهد تک‌تک
‫جدایی‌هاتون با پرسی بودم

16:14.620 --> 16:16.914
‫آره، همین‌طوره

16:16.997 --> 16:19.417
‫پرسی واقعاً بد ضربه خورد، سم

16:29.677 --> 16:33.097
‫قرار بود کل تابستون رو با هم باشیم،
‫ولی یهو همه‌چی دود شد رفت هوا

16:34.181 --> 16:35.766
‫داری بزرگ‌ش می‌کنی

16:35.850 --> 16:37.518
‫الان فهمیدم چرا تو و سم این‌قدر به هم میاین

16:37.601 --> 16:39.311
‫هنوزم تا آخر تابستون می‌تونی خوش بگذرونی

16:39.895 --> 16:40.896
‫فقط نه با سم

16:40.980 --> 16:42.481
‫آره؛ این‌جا پیش تو گیر افتادم

16:42.565 --> 16:46.235
‫چه بد؛ این آخرین تابستون
‫منه قبل از این‌که مجبور بشم

16:46.318 --> 16:50.448
‫کت‌وشلوار بپوشم و تو شرکت‌های
‫درپیت سگ‌دو بزنم، تا شاید یه پولی نصیبم بشه

16:50.531 --> 16:53.451
‫نمی‌خوام با غر زدن‌های تو درمورد سم خراب‌ش کنم

16:55.786 --> 16:58.330
‫خیلی خوب بلدی به آدم دل‌داری بدی!

16:59.415 --> 17:03.419
‫فقط منظورم اینه که تابستونت رو به‌خاطرش خراب نکن

17:03.502 --> 17:04.587
‫یا تابستون من رو

17:14.053 --> 17:17.708
‫باید سرت رو با کارهایی که قرار نبود با سم
انجام بدی سرگرم کنی تا از این حال و هوا در بیای

17:19.935 --> 17:21.811
‫چرا کمکم نمی‌کنی قایق رو تعمیر کنیم؟

17:25.273 --> 17:29.987
‫باشه؛ تعمیرکاری قطعاً توی
‫لیست کارهای سم برای تابستون نبود

17:31.113 --> 17:33.115
‫خوبه؛ فردا ساعت ۸ صبح این‌جا باش

17:33.199 --> 17:35.493
‫نمی‌دونستم مغز شما پسرها
‫قبل از ظهرم کار می‌کنه

17:35.576 --> 17:37.453
‫فقط به‌خاطر تو پرس!

17:40.331 --> 17:42.082
‫امشب یه مهمونی صدف‌پزی دعوتم

17:42.166 --> 17:43.209
‫مهمونی صدف‌پزی؟

17:43.292 --> 17:45.252
‫مگه این‌جا همپتونزه؟

17:45.336 --> 17:47.379
‫آره؛ می‌دونم

17:48.380 --> 17:51.258
‫یه مشت دُختر تکنولوژی‌باز سیاتلی دعوتم کردن

17:51.342 --> 17:53.803
‫دلم نیومد بهشون بگم که اینجا همه
‫عاشق اُیسترن، نه صدف حلزونی

17:53.886 --> 17:57.598
‫خب همه‌مون می‌دونیم که تو از عشق و
‫این‌چیزها هیچی حالیت نمی‌شه؛ چارلی فلورک

17:57.681 --> 17:58.849
‫لعنت بهش!

18:09.735 --> 18:11.028
‫از کجا فهمیدی این‌جام؟

18:13.280 --> 18:15.783
‫بهت زنگ زدم،
‫رفت روی پیغام‌گیر

18:15.866 --> 18:17.952
‫با خودم گفتم ممکنه این‌جا باشه

18:18.035 --> 18:20.037
‫واسه چی اومدی؟

18:20.120 --> 18:21.497
‫ما دیگه هیچ حرفی با هم نداریم

18:21.580 --> 18:24.750
‫اصلاً هم این‌طور نیست؛ هست؟

18:24.834 --> 18:27.044
‫شاید تو حرفی نداشته باشی، اما من دارم

18:28.587 --> 18:30.548
‫می‌دونی چیه؟
‫نمی‌خوام حرف‌هات رو بشنوم

18:30.631 --> 18:32.633
‫تو می‌دونی چیه؟
‫مجبوری گوش کنی!

18:32.716 --> 18:34.051
‫پرسی، برو رد کارت

18:34.134 --> 18:35.344
‫نه؛ من حرف‌م رو می‌زنم و...

18:35.427 --> 18:36.512
‫ - تو...
‫- نه؛ نذار...

18:38.013 --> 18:39.056
‫بسته بشه

18:40.683 --> 18:41.684
‫- کیرم توش
‫- وایسا ببینم

18:41.767 --> 18:43.519
‫هنوزم فقط از بیرون قفل می‌شه؟

18:43.602 --> 18:44.603
‫اوهوم

18:44.687 --> 18:46.814
‫پس این‌جا گیر افتادیم؟

18:47.398 --> 18:49.483
‫بهتره بگی تو ما رو این‌جا گیر انداختی

18:49.984 --> 18:52.611
‫این یکی رو دیگه نمی‌تونی بندازی گردن من

18:52.695 --> 18:53.863
‫آره

18:53.946 --> 18:55.030
‫نه؛ رسیدم کیز می‌بینمت

18:55.114 --> 18:57.324
‫ممنون لیام. باشه، خداحافظ

18:58.909 --> 19:01.787
‫همین الان یه قرارداد چهل میلیون دلاری بستم

19:01.871 --> 19:03.080
‫- تبریک بگم؟
‫- آره

19:03.163 --> 19:05.583
‫سر علاقهٔ مشترکمون به ماهیگیری با هم اوکی شدیم

19:05.666 --> 19:08.878
‫منظورت همون کاریه که تازه
‫دیروز برای اولین بار انجامش دادی؟

19:08.961 --> 19:11.005
‫آره، معلوم شد که داشتن علاقه‌های مختلف

19:11.088 --> 19:13.799
‫خارج از محیط کاری در واقع یه مزیته،

19:13.883 --> 19:16.844
‫شاید این قضیه تعادل بین
‫کار و زندگی واقعاً مفید باشه

19:16.927 --> 19:20.472
‫تعادل بین کار و زندگی‌ای که
‫آخرش باز بیشتر به نفع کارـت بشه؟

19:20.556 --> 19:21.640
‫دقیقاً

19:23.183 --> 19:24.184
‫داری می‌ری؟

19:25.102 --> 19:26.395
‫اوه، نه، خودم...

19:26.478 --> 19:28.063
‫خودم می‌تونم

19:29.106 --> 19:32.151
‫آره، می‌خواستم یه کم دیگه
‫بیام برای تسویه و تحویل اتاق

19:32.234 --> 19:33.319
‫نمی‌شه

19:33.402 --> 19:34.904
‫نمی‌شه؟

19:34.987 --> 19:36.488
‫- نه
‫- چرا؟

19:36.572 --> 19:38.949
‫- نکنه پرسی زودتر اومده تسویه کرده؟
‫- نه

19:39.033 --> 19:40.701
‫آهان، فهمیدم

19:40.784 --> 19:42.953
‫جوردی، درمورد قضیه دیشب

19:43.037 --> 19:44.622
‫آهان، نه، موضوع اون نیست

19:44.705 --> 19:50.586
‫برای این‌که «دورهٔ آموزشی زندگی در کنار دریاچه با
‫جوردی ویرث» رو تموم کنی باید یه‌کار دیگه انجام بدی

19:50.669 --> 19:53.130
‫خب؛ هرچیزی که هست
‫مثل سمینارهام از پسش برمیام

19:53.213 --> 19:54.214
‫اوهوم

19:54.298 --> 19:57.217
‫دوست داری گواهی پایان‌دوره‌ت رو بگیری؟

19:57.301 --> 20:00.471
‫یه گواهی خفن با یه خط خوشگل و مهر طلایی؟

20:00.554 --> 20:02.139
‫باشه؛ بگو باید چیکار کنم

20:02.222 --> 20:03.432
‫باید شیرجه بزنی توی دریاچه

20:03.515 --> 20:08.354
‫نه، نه. من توی آبی که زیر
‫۹۵ درجه باشه شنا نمی‌کنم

20:08.437 --> 20:09.897
‫- می‌شه به سانتی‌گراد تبدیل‌ش کنی؟
‫- می‌دونی،

20:09.980 --> 20:12.983
‫ببین، شاید توی مسائل حقوقی کسی به گَرد پام نرسه

20:13.067 --> 20:16.654
‫ولی اگه جونمم بهش بند باشه
‫نمی‌تونم این عددمددها رو تبدیل کنم

20:16.737 --> 20:19.198
‫فقط در همین حد بدون که من
‫توی آبی که ولرم باشه شنا نمی‌کنم

20:19.281 --> 20:20.991
‫باید داغِ داغ باشه

20:21.075 --> 20:23.243
‫راستی، گواهی‌ای که گفتم
‫احتمالاً قاب‌شده باشه

20:23.327 --> 20:25.162
‫هوم؛ وسوسه‌کننده‌ست

20:25.245 --> 20:26.705
‫خودتم می‌دونی می‌خوایش

20:27.289 --> 20:28.832
‫شاید

20:28.916 --> 20:30.876
‫دریاچه داره صدات می‌زنه

20:30.960 --> 20:33.671
‫من، تو، آب

20:33.754 --> 20:35.464
‫خودمون دوتا، بدونِ هیچ مزاحمتی

20:40.636 --> 20:42.346
‫دلایلا؟

20:42.429 --> 20:45.432
‫من و جوردی می‌خوایم یه‌سر بریم دریاچه

20:45.516 --> 20:46.642
‫دلت می‌خواد تو هم بیای؟

20:47.726 --> 20:49.645
‫هرچی بیشتر باشیم بیشتر خوش می‌گذره، مگه نه؟

20:50.145 --> 20:51.563
‫از نظرم بیا

20:51.647 --> 20:52.856
‫ممنون که بهم گفتی

20:52.940 --> 20:54.650
‫ولی نه؛ باید وسایلم رو مرتب کنم

20:54.733 --> 20:57.528
‫باید برم واسه لباس‌های ظریف
‫و خوشگلم چوب‌لباسی بخرم

20:57.611 --> 21:00.948
‫آره واقعاً چوب‌لباسی‌های این‌جا خیلی مزخرفن

21:01.031 --> 21:04.243
‫آره خیلی مزخرفن؛
‫باهامون بیا دیگه

21:07.830 --> 21:09.331
‫باشه، قبوله

21:09.415 --> 21:11.458
‫بذار برم مایوم رو بیارم

21:12.835 --> 21:14.169
‫عالی شد

21:16.380 --> 21:17.798
‫کمک! کسی نیست؟

21:17.881 --> 21:19.299
‫کسی قرار نیست بیاد؛
‫این رو می‌دونی دیگه

21:19.383 --> 21:22.011
‫حداقل به یکی زنگ بزن

21:22.094 --> 21:23.470
‫با کدوم آنتن؟

21:25.472 --> 21:27.016
‫کمک!

21:27.099 --> 21:28.767
‫صدای چی بود ارن؟

21:28.851 --> 21:29.893
‫در ورودی!

21:29.977 --> 21:31.395
‫چه غلطی می‌کنی؟

21:31.478 --> 21:33.355
‫- می‌رم ببینم چی شده
‫- گوش کن

21:35.357 --> 21:37.985
‫- ایول
‫- نه، نه

21:38.068 --> 21:40.029
‫نه؛ خیلی حال‌به‌هم‌زنـه!

21:40.112 --> 21:43.323
‫اگه تحمل ندارن تیکه‌تیکه شدن صورت
‫بقیه رو ببینی چطوری می‌خوای دکتر بشی؟

21:43.407 --> 21:46.326
این‌جور چیزها توی حوزه‌ی کاری متخصص‌های قلب نیست

21:46.410 --> 21:48.954
‫توی تخصص ما معمولاً کسی
‫صورتِ کسی رو تیکه‌تیکه نمی‌کنه

21:49.038 --> 21:50.330
‫درک یه‌لحظه

21:50.414 --> 21:52.583
‫تمرین‌های آمار رو حل کردی؟

21:52.666 --> 21:55.127
‫خیلی اعصاب‌‌خردکن بود؛ نه؟

21:55.210 --> 21:57.629
‫می‌گم؛ باید درمورد یه موضوعی با رفیقم صحبت کنم

21:57.713 --> 21:59.631
‫- ادامه‌ش رو فردا شب ببینیم؟
‫- آره، حتماً

21:59.715 --> 22:00.632
‫البته شاید مجبور...

22:01.000 --> 22:07.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:07.514 --> 22:09.349
‫سلام

22:12.102 --> 22:16.398
‫قهوه موردعلاقه‌ت رو گرفتم. خالص و فوق‌العاده داغ

22:16.482 --> 22:20.235
‫می‌دونی این دقیقاً سفارش یه
‫پیرمرد هفتاد و پنج ساله‌ست؟

22:20.319 --> 22:22.863
‫ساکت؛ اول کافئین می‌خوریم، بعد حرف می‌زنیم

22:22.946 --> 22:25.657
‫باشه، ولی اون‌قدر داغه
‫که زبون آدمو می‌سوزونه

22:28.619 --> 22:29.828
‫دقیقاً همون‌جوریه که دوست دارم

22:31.455 --> 22:33.290
‫خیلی‌خب

22:33.373 --> 22:35.292
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

22:35.876 --> 22:37.753
‫آچار بُکس رو بده؛ همون که سرش گِرده...

22:37.836 --> 22:39.546
‫می‌دونم آچار بُکس چیه

22:41.882 --> 22:43.300
‫دختر همه‌فن‌حریفی هستی‌ها

22:43.383 --> 22:44.760
‫ممنونم؛ این رو هم می‌دونم

23:01.677 --> 23:05.677
« سلام؟ »

23:39.356 --> 23:40.356
« سم »

23:57.332 --> 23:59.710
‫سلام؛ سَم صحبت می‌کنه
‫پیغامت رو واسه‌م بذار

24:02.045 --> 24:04.548
‫بذار حدس بزنم چی شده

24:04.631 --> 24:06.717
‫داداشِ کله‌پوکم گوشیش رو جواب نمی‌ده

24:06.800 --> 24:08.385
‫نه، داشتم به مامانم زنگ می‌زدم

24:08.468 --> 24:10.762
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم

24:10.846 --> 24:12.681
‫مامانت مگه امروز سمینار نداشت؟

24:12.764 --> 24:14.183
‫خیلی‌خب باشه. خیلی حقیرم!

24:14.266 --> 24:15.809
‫حقیر نیستی!

24:15.893 --> 24:16.894
‫اون حقیره!

24:17.477 --> 24:20.230
‫فقط این روزا خیلی سرش شلوغه

24:20.314 --> 24:21.690
‫اونقدری که نه پیام می‌ده و نه زنگ می‌زنه؟

24:21.773 --> 24:23.192
‫بعضی وقت‌ها

24:23.275 --> 24:26.695
‫ احتمال این‌که بگه «الان نمی‌تونم حرف بزنم»
‫نسبت به این‌که کلاً هیچ خبری ازش نشه چقدره؟

24:27.779 --> 24:29.615
‫خیلی زیاد

24:32.075 --> 24:36.872
‫حالا خدایی، درمورد من یا رابطه‌مون چیزی بهت نگفته؟

24:37.956 --> 24:39.791
‫بی‌خیال، مگه می‌شه چیزی ندونی!

24:39.875 --> 24:43.003
‫حداقل از این جهت که خودتم مردی

24:46.131 --> 24:48.634
‫نمی‌دونم چه مرگ‌ش شده

24:49.718 --> 24:52.095
‫نمی‌دونم چی توی سرش می‌گذره

24:52.179 --> 24:54.139
‫اما وقتی تحت‌فشار قرار می‌گیره غیب می‌شه

25:21.916 --> 25:23.916
« نگه‌شون دار »

25:54.741 --> 25:56.241
« چارلی »

26:34.906 --> 26:37.034
‫خدایا؛ چطوری از این‌جا بریم بیرون؟

26:37.117 --> 26:38.827
‫بالاخره که شانتل می‌فهمه غیب‌م زده

26:38.910 --> 26:40.245
‫اما چند ساعت طول می‌کشه

26:40.329 --> 26:42.581
‫آره؛ سم هم که اصلاً براش مهم نیست من کدوم گوری‌ام.
‫واسه هیچکس مهم نیست

26:42.664 --> 26:44.916
‫وای، چقدر بد!

26:45.000 --> 26:46.626
‫هیچ‌کس رو نداری چون یه خودخواهِ عوضی‌ای

26:46.710 --> 26:48.670
‫- خودت این بلا رو سر خودت آوردی
‫- من آوردم؟

26:48.754 --> 26:49.963
‫تو آوردی!

26:50.047 --> 26:52.007
‫- الان خوشحالی؟
‫ نه

26:52.090 --> 26:53.800
‫نمی‌ذارم این‌کارو بکنی

26:54.968 --> 26:57.471
‫شاید من حواسم نبود و در رو بستم

26:57.554 --> 27:00.849
‫اما این‌که به این روز افتادیم تقصیر دوتامونه

27:00.932 --> 27:04.186
‫من ده ساله که خودم رو سرزنش می‌کنم،

27:04.269 --> 27:07.022
‫و محاله که الان...

27:15.113 --> 27:16.323
‫محاله که...

27:18.575 --> 27:20.118
‫پرس؟

27:25.791 --> 27:27.751
‫پرسی، حالت خوبه؟

27:28.377 --> 27:29.378
‫چی شده؟

27:30.837 --> 27:32.547
‫حمله عصبی بهت دست داده؟

27:34.508 --> 27:37.094
‫کمک! یکی کمک‌مون کنه!

27:38.345 --> 27:39.554
‫کمک!

27:39.638 --> 27:42.641
‫گندش بزنن

27:44.476 --> 27:46.311
‫خیلی‌خب، نفس بکش

27:48.313 --> 27:50.941
‫من پیشتم. من پیشتم

27:54.820 --> 27:57.447
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم

27:57.531 --> 28:00.575
‫الان که فکرش رو می‌کنم هیچ‌وقت
‫تا حالا توی این دریاچه شنا نکردم

28:02.160 --> 28:03.453
‫چطور ممکنه؟

28:03.537 --> 28:05.455
‫سال‌هاست میای این‌جا، مگه نه؟

28:05.539 --> 28:09.376
‫فقط یه‌ذره پام رو می‌ذاشتم توی
‫آب تا نگن این دختره چقدر ضدحاله

28:09.459 --> 28:11.878
‫اولویتم همیشه این بود که خوشگل به نظر برسم

28:11.962 --> 28:13.171
‫برای چارلی

28:14.506 --> 28:16.258
‫خب اگه موهام خیس می‌شد که زشت می‌شدم!

28:16.341 --> 28:18.635
‫تازه اصلاً فکر نمی‌کنم مایوهام مناسبِ شنا کردن باشن

28:18.718 --> 28:20.595
‫صرفاً جنبه زیبایی دارن

28:20.679 --> 28:22.514
‫آهان، خب،

28:22.597 --> 28:25.392
‫منم یه قانونی برای خودم دارم:
‫جایی که کف‌ش مشخص نباشه شنا نمی‌کنم

28:25.475 --> 28:27.018
‫دریاچه‌ست‌ها

28:27.102 --> 28:29.604
‫می‌فهمم، اما خب آدم نمی‌دونه
‫توی اون آب چیه...

28:29.688 --> 28:31.398
‫خیلی کِدره و این من رو می‌ترسونه

28:31.481 --> 28:34.025
‫اصلاً برای همین رفتم سمت حقوق؛
‫همه‌چیش واضح و روشنه

28:37.863 --> 28:40.157
‫خب، من‌که می‌رم توی آب

28:42.451 --> 28:43.910
‫رفت، واقعاً رفت

28:47.247 --> 28:48.457
‫ما که قرار نیست بریم، نه؟

28:51.877 --> 28:53.295
‫گور باباش

28:56.256 --> 28:58.008
‫ایول!

28:59.801 --> 29:01.678
‫باید حداقل تا این‌جا بیای، وگرنه حساب نیست

29:01.761 --> 29:04.264
‫- می‌ترسم!
‫- بیا. تو هم بیا شانتل!

29:04.347 --> 29:05.348
‫آره؛ اگه نیای ضرر کردی!

29:05.432 --> 29:07.017
‫باشه

29:12.063 --> 29:14.691
‫وای! چقدر سرده!

29:16.318 --> 29:19.237
‫خدای من! چطوری این‌کارو کردی؟

29:19.321 --> 29:21.948
‫سرده، سرده!

29:24.576 --> 29:27.037
‫خودتو بسپار به آب

29:27.120 --> 29:28.121
‫- آماده‌ای؟
‫- نه

29:28.205 --> 29:29.664
‫یالا؛ زودباش. تا سه می‌شمارم

29:29.748 --> 29:31.791
‫- از پسش برمیای دلایلا!
‫- آماده‌ای؟ آفرین

29:31.875 --> 29:34.503
‫یک، دو، سه

29:42.844 --> 29:44.221
‫دلایلا؟

29:45.430 --> 29:46.431
‫حالت خوبه؟

29:52.812 --> 29:54.898
‫- مطمئنی حالت خوبه؟
‫- آره

29:54.981 --> 29:56.525
‫باید گوشی‌م رو پیدا کنم

29:56.608 --> 29:58.109
‫الان میام

30:03.073 --> 30:05.534
‫بعدازظهر لذت‌بخشی بود

30:06.034 --> 30:08.161
‫تقریباً به اندازهٔ اون لحظه‌ای که توی دادگاه

30:08.245 --> 30:11.122
‫وکیلِ طرفِ مقابل می‌فهمه بازی رو باخته

30:11.206 --> 30:13.333
‫و بالاخره کوتاه میاد

30:13.416 --> 30:14.626
‫باید از شنیدن این حرف خوشحال بشم؟

30:14.709 --> 30:17.295
‫آره؛ اگه موکلم بودی که حتماً خوشحال می‌شدی

30:17.379 --> 30:20.298
‫خب، اون گواهی‌ای که می‌گفتی کجاست؟

30:20.382 --> 30:21.383
‫بعداً اوکی‌ش می‌کنم

30:21.466 --> 30:23.760
‫نظرت چیه بریم با هم نوشیدنی بخوریم؟

30:25.845 --> 30:28.098
‫دی، حالت خوبه؟

30:29.474 --> 30:30.475
‫چی شده؟

30:33.144 --> 30:36.606
‫سومین زن بابام...

30:36.690 --> 30:38.608
‫ته‌ش رفت مرکز ترک اعتیاد

30:39.192 --> 30:41.820
‫اسمش هم شیبان بود؛
‫نه شین و شرون

30:41.903 --> 30:43.822
‫اسمش شیبان بود و من...

30:43.905 --> 30:45.824
‫نمی‌دونم، فقط...
‫نباید اسمش یادم می‌رفت

30:45.907 --> 30:48.827
‫چون خیلی در حقش ظلم شد

30:51.496 --> 30:53.540
نباید اسمش رو یادم می‌رفت

30:53.623 --> 30:56.084
‫بیا بریم.
‫می‌برمت توی اتاقت

30:57.586 --> 31:00.088
‫واقعاً نمی‌دونم اگه تو نبودی باید چیکار می‌کردم جوردی

31:00.171 --> 31:02.532
‫بی‌خیال بابا؛ یه دوست‌پسر
‫گُلف‌باز در شأنِ خودت پیدا می‌کردی

31:37.125 --> 31:38.460
‫سلام، منم

31:41.880 --> 31:43.882
‫فکر کنم باید حرف بزنیم

31:47.218 --> 31:49.054
‫مطمئنی حالت خوبه؟

31:49.888 --> 31:50.889
‫آره

31:50.972 --> 31:52.932
‫اگه می‌تونستم واسه‌ت آب می‌آوردم

31:53.016 --> 31:55.727
‫اما این‌جا هیچی نیست

31:55.810 --> 31:57.354
‫خوب می‌شم

31:58.355 --> 31:59.731
‫چی شد یهو؟

32:00.857 --> 32:02.275
‫حمله عصبی بهم دست داد

32:02.359 --> 32:03.652
‫زیاد پیش میاد؟

32:04.569 --> 32:05.904
‫آره بگی‌نگی

32:06.988 --> 32:09.532
‫بعد از این شروع شد که...

32:09.616 --> 32:11.701
‫- من...
‫- ما...

32:13.620 --> 32:15.497
‫گند زدیم به همه‌چی؟

32:18.917 --> 32:20.418
‫تقصیر دوتامون بود

32:20.502 --> 32:22.462
‫ببخشید که همیشه فقط
‫تو رو مقصر می‌دونستم

32:22.545 --> 32:25.048
‫فکر کنم نمی‌تونستم
‫قبول کنم منم مقصرم

32:25.131 --> 32:27.217
‫چون بعدش باید اعتراف می‌کردم
‫که چرا همچین کاری کردم

32:29.636 --> 32:31.054
‫خب چرا همچین کاری کردی؟

32:32.180 --> 32:35.558
‫غیر از این‌که تو باحال‌ترین دختری هستی که به‌عمرم دیدم؟

32:36.768 --> 32:38.311
‫سه، دو،

32:38.395 --> 32:39.521
‫یک

32:41.022 --> 32:42.899
‫ایول!

32:43.400 --> 32:45.694
‫زنده‌ست!

32:45.777 --> 32:48.154
‫- موفق شدیم
‫- آره

32:48.238 --> 32:49.447
‫فردا هم آزادش می‌کنیم بره

32:49.531 --> 32:52.200
‫نظرت چیه با یه بطری شامپیان جشن بگیریم؟

32:52.283 --> 32:53.785
‫موافقم

32:55.995 --> 32:58.707
‫می‌دونی، هرکس دیگه‌ای بود
‫تابستون‌ش رو صرف این کارها نمی‌کرد

32:58.790 --> 33:00.041
‫آره خب من شبیه بقیه نیستم

33:00.625 --> 33:02.252
‫نه، نیستی

33:03.211 --> 33:06.214
‫می‌دونی، الان که فکرش رو می‌کنم
‫تابستون خیلی باحالی بود

33:18.643 --> 33:21.521
‫پرسی، من این چند مدت خیلی توی فکرت بودم

33:21.604 --> 33:22.856
‫اما این تابستون واقعاً دوران سختی برام بود

33:22.939 --> 33:27.193
‫هر وقت باهات حرف می‌زنم، نااُمیدی‌ای که
‫نسبت بهم داری از صدات مشخصه و از این متنفرم

33:27.277 --> 33:31.781
‫من اصلاً دوست ندارم نااُمیدت کنم، ولی باید
‫این‌جا بهترینِ خودم رو نشون بدم و روی کارم تمرکز کنم

33:31.865 --> 33:34.325
‫خیلی از چیزی که فکر می‌کردم سخت‌تره،

33:34.409 --> 33:35.827
‫پس بهترین تصمیم اینه که
‫دیگه با هم حرف نزنیم

33:35.910 --> 33:38.121
‫وگرنه تمام فکر و ذکرم تو می‌شی

33:38.204 --> 33:40.331
‫واقعاً ببخشید. فکر می‌کردم از پسش بر میام

33:43.585 --> 33:46.045
‫گوشی سم دست منه

33:46.129 --> 33:49.090
‫- شما؟
‫- من جو ام. شما؟

33:49.174 --> 33:51.217
‫من دوست‌دخترِ سم...

33:51.301 --> 33:54.137
‫- سم کجاست؟
‫- رفته برامون آبجو بگیره

33:54.220 --> 33:57.348
‫- الان برمی‌گرده
‫- این حرف‌هایی که می‌زنم رو بهش بگو

33:58.349 --> 34:00.351
‫بهش بگو پرسی زنگ زد، دوست دختر قبلی‌ت

34:00.435 --> 34:03.146
‫و این‌که اصلاً درست نیست
‫آدم با ایمیل با کسی کات کنه!

34:09.110 --> 34:11.446
‫هروقت سم دلم رو می‌شکوند، منم تلافی می‌کردم

34:11.528 --> 34:14.240
‫می‌رفتم پسرهای دیگه رو می‌بوسیدم

34:14.324 --> 34:17.118
‫ دوست‌پسرهای جدیدم رو به رخش می‌کشیدم

34:17.702 --> 34:19.204
‫با برادرش سکس می‌کردم

34:21.789 --> 34:23.458
‫من این بلا رو سرت آوردم

34:23.541 --> 34:25.502
‫چون اینقدر بی‌اعتمادبه‌نفس بودم که...

34:25.584 --> 34:27.586
‫اینقدر خودت رو سرزنش نکن!

34:28.171 --> 34:30.465
‫ما هردومون یه اشتباه وحشتناک مرتکب شدیم

34:30.548 --> 34:33.176
‫و هنوزم دارم سعی می‌کنم
‫بفهمم چرا این‌کار رو کردم

34:34.760 --> 34:37.764
‫به سَم حسودی‌م می‌شد؟
‫به رابطه‌تون؟

34:38.348 --> 34:40.432
‫یا به‌خاطر این بود که
‫نمی‌تونستم به کسی متعهد بمونم؟

34:43.019 --> 34:44.479
‫نمی‌دونم

34:45.604 --> 34:47.649
‫شاید هم هیچ‌وقت نفهمم

34:47.731 --> 34:50.235
‫اما می‌خوام یه‌چیزی رو روشن کنم

34:50.318 --> 34:52.570
‫اونم اینه که تو تنها مقصر نیستی،

34:52.653 --> 34:55.448
‫چون اون شب فقط تو اونجا نبودی و منم بودم

35:08.962 --> 35:10.296
‫سلام

35:10.380 --> 35:13.424
‫باورت نمی‌شه، ولی بالاخره تونستم رادیو رو راه بندازم

35:14.467 --> 35:16.427
‫گندش بزنن

35:18.847 --> 35:20.473
‫چی شده؟

35:24.310 --> 35:26.104
‫سَم باهام کات کرد

35:40.201 --> 35:42.453
‫- عالی بود
‫- می‌دونم

35:42.537 --> 35:43.538
‫پشمام

35:44.747 --> 35:46.082
‫- به‌سلامتی
‫- به‌سلامتی

35:51.129 --> 35:53.006
‫می‌دونی چی بیشتر از همه حرصم می‌ده؟

35:54.716 --> 35:57.969
‫گند زد به آخرین تابستونم

35:58.052 --> 36:01.848
‫آخرین...تابستون‌مون

36:03.141 --> 36:05.602
‫می‌دونم داداشمه،
‫ولی کارش خیلی کیری بود

36:05.685 --> 36:07.186
‫کی با ایمیل کات می‌کنه؟

36:07.270 --> 36:10.857
‫واقعاً حرکت بزدلانه و کیری‌ایه

36:12.442 --> 36:13.568
‫لیاقتت خیلی بیشتره

36:14.652 --> 36:16.654
‫وقتی برگشت کونش رو پاره می‌کنم

36:16.738 --> 36:18.364
‫کون لقش بابا

36:18.448 --> 36:21.743
‫می‌دونی چیه؟ اگه تو نبودی
‫کُل تابستون رو می‌نشستم یه‌جا

36:21.826 --> 36:23.912
‫و به اون فکر می‌کردم

36:23.995 --> 36:27.707
‫تک‌تک ایمیل‌ها و پیام‌هاشو می‌خوندم

36:27.790 --> 36:31.044
‫همه‌ش گوشیم رو چک می‌کردم

36:31.127 --> 36:32.962
‫پس ازت ممنونم

36:33.046 --> 36:37.175
‫که منو از دست خودم نجات دادی

36:37.258 --> 36:38.593
‫تلاشم رو می‌کنم

36:40.094 --> 36:42.847
‫نه جدی می‌گم؛ خیلی خوش گذشت

36:43.848 --> 36:45.266
‫تو پسر باحالی هستی

36:45.350 --> 36:48.353
‫آره خب ما اینیم دیگه

36:48.436 --> 36:50.897
‫بدجور هم کارت رو بلدی

36:54.734 --> 36:56.653
‫من و سم،

36:56.736 --> 36:58.363
‫دیگه خوش نمی‌گذروندیم

37:00.406 --> 37:02.116
‫قبلاً خوب بود

37:04.535 --> 37:07.789
‫ولی این اوخر جو خیلی سنگین و جدی شده بود

37:07.872 --> 37:10.750
‫«تابستون» و «جدی بودن» نباید توی یه جمله بیان

37:10.833 --> 37:12.460
‫دقیقاً

37:12.543 --> 37:15.004
‫و تابستون امسال، برای اولین بار بعد از مدت‌ها،

37:15.088 --> 37:17.590
‫یادم افتاد چه حسی داره که فقط...

37:18.591 --> 37:20.093
‫خودت باشی

37:21.886 --> 37:23.680
‫و خوش بگذرونی

37:25.515 --> 37:27.433
‫خوشحالم

37:32.522 --> 37:33.982
‫منم خوشحالم

37:38.277 --> 37:39.946
‫پس ازت ممنونم...

37:43.908 --> 37:45.576
‫که تابستونم رو نجات دادی!

37:50.498 --> 37:51.958
‫پرسی

38:06.222 --> 38:08.891
‫- پس تکلیفِ...
‫- واسه‌م مهم نیست

38:28.244 --> 38:30.163
‫صبح روز بعد رفتم

38:31.664 --> 38:34.459
‫و تا سال‌ها برنگشتم

38:35.043 --> 38:37.295
‫زمان خیلی زیادی رو از دست دادم...

38:37.378 --> 38:39.088
‫می‌تونستم کنار سم باشم

38:43.384 --> 38:45.386
‫کنار مامانم باشم

38:46.471 --> 38:47.847
‫متأسفم

38:50.141 --> 38:52.101
‫نمی‌دونستم چطوری با این قضیه کنار بیام

38:53.853 --> 38:55.730
‫برای همین خودم رو غرق کار کردم

38:55.813 --> 38:59.942
‫و خودم رو متقاعد کردم که
‫اگه از سم و هدف‌ش حمایت کنم

39:00.026 --> 39:03.821
‫شاید بتونم...کارهایی که کرده بودم رو جبران کنم

39:05.073 --> 39:07.533
‫راستش منم نمی‌دونستم چطوری باهاش کنار بیام

39:09.368 --> 39:11.496
‫به خاطر همین بود که پدر و مادرم خونه رو فروختن

39:12.163 --> 39:13.456
‫چی شد؟

39:14.040 --> 39:15.166
‫من...

39:17.376 --> 39:20.671
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم

39:24.175 --> 39:27.929
‫یه مدت مدام یه حالتی بهم دست می‌داد

39:28.012 --> 39:31.057
‫و اصلاً نمی‌تونستم نفس بکشم

39:37.355 --> 39:40.858
‫مامانم یه‌سری قرص داشت

39:40.942 --> 39:44.695
‫و با خودم فکر کردم شاید اگه یه مشت از اونا رو بخورم

39:44.779 --> 39:48.533
‫دیگه از شر این درد خلاص می‌شم

39:48.616 --> 39:51.285
‫پس برای همین...

40:02.547 --> 40:05.550
‫مامان‌بابام خیلی ترسیده بودن. فکر کردن که...

40:05.633 --> 40:08.427
‫این‌جا دیگه برای من مناسب نیست؛ خطرناکه

40:11.097 --> 40:13.224
‫این‌جا؟

40:13.307 --> 40:15.726
‫یا ما؟

40:18.479 --> 40:19.814
‫فکر کنم دوتاش؛ می‌دونی؟

40:19.897 --> 40:24.318
‫از این‌جا رفتیم؛
‫اما حمله‌های عصبی‌م ادامه داشت

40:26.445 --> 40:31.409
‫و فکر کنم به‌خاطر این بود که هیچ‌وقت
‫نتونستم با کاری که کردم کنار بیام

40:31.492 --> 40:32.618
‫من هیچ‌وقت...

40:32.702 --> 40:34.579
‫پرسی...

40:34.662 --> 40:36.956
‫باید خودت رو ببخشی

40:38.040 --> 40:42.170
‫چطوری وقتی می‌دونم سم هیچ‌وقت
‫من رو نمی‌بخشه، خودم رو ببخشم؟

40:42.253 --> 40:45.590
‫چطوری وقتی این‌قدر دوستش دارم فراموشش کنم؟

40:45.673 --> 40:47.550
‫وقتی که می‌دونم قراره تا ابد عاشقش باشم

40:47.633 --> 40:49.802
‫باشه. باشه

40:49.886 --> 40:51.179
‫اشکالی نداره

40:51.720 --> 41:11.720
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
