WEBVTT

00:00.105 --> 00:02.190
‫سلام.‬
‫این یه پیام برای ال وودز‌ـه.‬

00:02.274 --> 00:04.276
‫تو به مرحله‌ی نهایی‬
‫برنامه‌ی کارآموزی لس‌آنجلس راه پیدا کردی.‬

00:04.359 --> 00:05.736
‫آره، این خیلی مسئله بزرگی‌ـه!‬

00:05.819 --> 00:06.945
‫آنچه در ال گذشت...‬

00:07.028 --> 00:09.406
‫خب، تمام کاری که باید بکنم اینه
‫که یه ویدیویی درست کنم که توش پیشگام باشم.

00:09.489 --> 00:11.366
‫من بهترین جشن بازگشت به خانه‌ی تاریخ رو‬
‫برای سیاتل ترتیب می‌دم،‬

00:11.450 --> 00:12.617
‫و از تمام این جریان مستند می‌سازم.‬

00:12.701 --> 00:14.453
‫چیزی‬ سرگرم‌کننده‌تر
‫و جسورانه‌تر از این به فکرت میرسه؟‬

00:14.536 --> 00:16.788
‫واقعا نمیرسه.‬

00:16.872 --> 00:18.999
‫تو تا حالا هیچ‌وقت این‌جا جشن نگرفتی.‬

00:19.082 --> 00:20.083
‫تا الان.‬

00:20.167 --> 00:21.251
‫این خیلی احمقانه‌ست.‬

00:21.334 --> 00:22.836
‫جشن بازگشت به خانه ایده‌ی بدی نبود.‬

00:22.919 --> 00:25.714
‫شاید فقط شبیه به‬ یه جشن
‫بازگشت به خانه‌ی لس‌آنجلسی نباشه.‬

00:26.381 --> 00:29.050
‫شاید بهتر باشه بذاری کار رو
‫به روش خودشون انجام بدن،‬ نه به روش تو.‬

00:36.183 --> 00:37.851
‫من و مایلز دیشب به هم زدیم.‬

00:37.934 --> 00:39.144
‫وایسا ببینم، چی؟‬

00:40.687 --> 00:43.190
‫بازی بزرگ تموم شده،
‫خوش‌گذرونی ما...‬

00:43.273 --> 00:44.691
‫وای خدای من، مامان.‬

00:44.775 --> 00:46.485
‫این فیلم مستند نیست. این زندگی من‌ـه.‬

00:46.568 --> 00:48.516
‫من نیاز ندارم برای
‫یه ویدیوی احمقانه‬

00:48.540 --> 00:50.655
‫تظاهر کنم که
‫سرگرم‌کننده و جسورم.‬

00:51.239 --> 00:53.700
‫خودم سرگرم‌کننده و جسور هستم.‬

00:57.537 --> 00:59.581
‫هی، هی، شنون رو ندیدی؟‬

00:59.664 --> 01:01.875
‫دیشب مادر شنون تصادف کرده.‬

01:02.501 --> 01:03.794
‫اون فوت کرده.‬

01:04.500 --> 01:14.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:14.971 --> 01:16.932
‫وای خدای من.
‫شنون این‌جاست.‬

01:19.000 --> 01:26.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:28.276 --> 01:30.904
‫انتظار نداشتم این‌قدر زود برگرده مدرسه.‬

01:31.488 --> 01:33.865
‫احتمالا براش خوبه که‬
‫الان دور و بر دوستاش باشه.‬

01:34.449 --> 01:36.326
‫نمی‌دونم این شامل حال من هم می‌شه یا نه.‬

01:37.869 --> 01:40.580
‫بوسیدن مایلز الان مثل‬
‫یه خیانت حتی بزرگ‌تر به نظر می‌رسه.‬

01:40.664 --> 01:42.707
‫تو که نمی‌تونستی بدونی‬
‫قراره این اتفاق بیفته.‬

01:42.791 --> 01:44.209
‫فقط نمی‌دونم چطور قراره بهش بگم.‬

01:44.292 --> 01:45.710
‫- اوه، عزیزم، قرار نیست بگی.‬
‫- چـ...‬

01:45.794 --> 01:47.712
‫نه. حداقل الان نه.‬

01:47.796 --> 01:50.631
‫اولین بوسه برای خود اون دو نفر
‫به یاد موندنی و مهم‌ـه

01:50.715 --> 01:52.983
‫اما چیزی که شنون داره می‌گذرونه،‬

01:53.007 --> 01:54.681
‫خیلی بزرگ‌تره.‬

01:55.262 --> 01:58.098
‫اون الان دیگه ظرفیت‬
‫شنیدن یه دغدغه‌ی جدید رو نداره.‬

01:58.181 --> 01:59.782
‫حق با توـه.

01:59.806 --> 02:01.643
‫اون فقط به یه دوست نیاز داره.‬

02:01.726 --> 02:03.701
‫و برای اتکا کردن،
‫هیچ کس از ال وودز

02:03.725 --> 02:05.772
‫دوست بهتری نیست.

02:07.649 --> 02:10.068
‫اصلا نمی‌دونم چطور قراره بهش کمک کنم.‬

02:10.151 --> 02:11.695
‫یه راهی پیدا می‌کنی.‬

02:15.323 --> 02:17.993
‫حالا یادت باشه، هر لحظه‬
‫ممکنه‌ هر اتفاقی بیفته.‬

02:18.076 --> 02:19.244
‫هیچکس صاحب فرداش نیست.

02:19.327 --> 02:21.042
‫از احتمال مرگت برای
‫این که بهم عذاب وجدان بدی

02:21.066 --> 02:22.706
‫تا برای خداحافظی
‫بغلت کنم استفاده نکن

02:22.789 --> 02:25.959
‫واقعا می‌خوای این‬ آخرین حرفی
‫باشه که به مادرت زدی؟‬

02:32.883 --> 02:33.967
‫بی‌خیال. دوستت دارم.‬

02:44.519 --> 02:47.272
‫خیلی خوشحالم که اومدی این‌جا.‬

02:47.355 --> 02:48.564
‫من همین‌جام.‬

02:52.360 --> 02:55.030
‫بابت اتفاقی که برای مادرت افتاد
‫خیلی متاسفم.

02:57.032 --> 03:00.911
‫♪ من فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪‬

03:00.994 --> 03:03.997
‫♪ من فقط وقتی همه‌چیز
‫پیچیده می‌شه خوشحالم ♪‬

03:05.081 --> 03:07.000
‫♪ و گرچه می‌دونم تو نمی‌تونی ♪‬

03:07.083 --> 03:09.002
‫♪ قدرش رو بدونی ♪‬

03:09.085 --> 03:12.422
‫♪ من فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪‬

03:13.173 --> 03:15.050
‫♪ ببارون ♪‬

03:15.133 --> 03:17.677
‫-♪ غمت رو ببارون ♪‬
‫-♪ غمت رو ببارون ♪‬

03:17.761 --> 03:21.056
‫-♪ غمت رو سر من ببارون ♪‬
‫-♪ غمت رو ببارون ♪‬

03:21.139 --> 03:25.060
‫-♪ غمت رو ببارون ♪‬
‫-♪ غمت رو ببارون ♪‬

03:25.143 --> 03:27.203
‫♪  می‌تونی همدم من باشی ♪

03:27.228 --> 03:29.064
‫♪ تا وقتی که تو ♪

03:29.147 --> 03:31.066
‫♪ برات مهم نباشه ♪‬

03:33.151 --> 03:36.362
‫♪ من فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪‬

03:37.081 --> 03:38.890
‫♪  می‌خوای درباره‌ی علاقه وسواسی ♪

03:38.914 --> 03:40.467
‫♪ جدیدم بشنوی؟ ♪

03:40.492 --> 03:42.410
‫♪ من دارم بر فراز ♪‬

03:42.494 --> 03:44.871
‫♪ یه افسردگی عمیق پرواز می‌کنم ♪‬

03:44.955 --> 03:47.332
‫♪ من فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪‬

03:45.094 --> 03:47.854
« ال »

03:47.415 --> 03:50.877
‫♪ یه ذره غم سر من ببارون ♪‬

03:50.961 --> 03:53.171
‫♪ من فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪‬

03:53.254 --> 03:57.133
‫♪ یه ذره غم سر من ببارون ♪‬

04:05.016 --> 04:06.518
‫صبح‌به‌خیر همگی.‬

04:06.601 --> 04:09.688
‫خب... می‌دونم این کلاس شیمی‌ـه،‬

04:09.771 --> 04:12.065
‫اما از اون‌جایی که این اولین کلاس‌مون

04:12.148 --> 04:15.521
‫بعد از خبر غم‌انگیز
‫درباره‌ی خانم واکره،

04:15.546 --> 04:16.878
‫فکر کردم که

04:16.903 --> 04:19.447
‫نمی‌دونم، می‌تونیم برای یک بار هم
‫که شده علم رو کنار بذاریم‬

04:19.531 --> 04:21.741
‫و درباره‌ی احساسات صحبت کنیم.‬

04:23.785 --> 04:25.036
‫خیلی خب، من شروع می‌کنم.‬

04:25.120 --> 04:27.128
‫اولین تجربه‌ی من
‫از دست‌دادن کسی،‬

04:27.152 --> 04:29.165
‫وقتی بود که مادربزرگم فوت کرد.‬

04:29.249 --> 04:31.144
‫آره، نه سالم بود و
‫کلی از این صدف‌های دریایی رو

04:31.168 --> 04:33.009
‫از «پیوجت ساوند» جمع کرده بودم‬

04:33.034 --> 04:35.505
‫تا به عنوان هدیه‌ی کریسمس بهش بدم،‬
‫اما قبل از این‌که بتونم فوت کرد.‬

04:37.007 --> 04:39.634
‫هنوز اون جعبه‌ی صدف‌ها رو‬
‫به‌صورت کادوشده توی کمد دیواریم دارم.‬

04:40.218 --> 04:42.053
‫اون زن خیلی بی‌رحمی بود،‬

04:42.137 --> 04:44.458
‫اما... با این حال...

04:44.482 --> 04:46.641
‫فامیل بود دیگه، پس...‬

04:47.267 --> 04:49.519
‫اوه، دست‌هاتون رو ببرین بالا،

04:49.602 --> 04:51.353
‫کس دیگه‌ای هست که قبلا تجربه‌ی
‫از دست‌دادن کسی رو داشته باشه؟‬

04:52.022 --> 04:53.023
‫بله، الیسون.‬

04:53.106 --> 04:54.399
‫گربه‌ی خانوادگی‌مون.‬

04:55.567 --> 04:57.068
‫جیکوب.‬

04:57.152 --> 04:59.779
‫ا، «جری گارسیا» هم حسابه؟‬

04:59.863 --> 05:03.074
‫قطعا. بله.‬

05:04.492 --> 05:05.452
‫بله، داستین.‬

05:06.828 --> 05:10.029
‫مادربزرگم. اون...

05:10.053 --> 05:11.958
‫خیلی صادق بود.‬

05:12.042 --> 05:13.835
‫بهترین آدمی که تا حالا دیدم.‬

05:13.918 --> 05:17.213
‫این ویژگی خیلی تحسین‌برانگیزی‌ـه.‬

05:17.297 --> 05:18.631
‫متاسفم.‬

05:25.096 --> 05:27.682
‫اوه. ال، تو چه کسی رو از دست دادی؟‬

05:27.766 --> 05:28.808
‫اوه.‬

05:29.934 --> 05:31.644
‫هیچ‌کس.‬

05:31.728 --> 05:33.938
‫می‌تونم از اجازه خروج از کلاسم استفاده کنم؟

05:51.790 --> 05:53.750
‫«سینکو د مایو».‬

05:53.833 --> 05:55.460
‫«جاز ملایم».‬

05:55.543 --> 05:56.795
‫«مزرعه‌ی کدو تنبل»؟‬

06:02.383 --> 06:03.971
‫قراره مراسم خاک‌سپاری
‫رابین توی دنور باشه،‬

06:03.995 --> 06:05.361
‫جایی که بیشتر خانواده‌ش زندگی می‌کنن،‬

06:05.386 --> 06:07.806
‫اما شنون احساس کرد‬
‫آدم‌های زیادی این‌جا رابین رو دوست داشتن‬

06:07.889 --> 06:09.933
‫و می‌خوان باهاش خداحافظی کنن،
‫ واسه همین هول شدم‬

06:10.016 --> 06:12.018
‫و پیشنهاد دادم که براش
‫یه مراسم یادبود بگیرم.‬

06:13.770 --> 06:15.063
‫«جمعه‌های عروسک‌های سرجنبان».‬

06:15.146 --> 06:17.211
‫و بعد از اون، از روی
‫نادونی از دانش‌آموزها‬ خواستم

06:17.235 --> 06:19.275
‫که برای تم مراسم پیشنهاد بدن.‬

06:23.238 --> 06:24.989
‫- این یکی فقط نوشته «سرسره‌ی آبی».‬
‫- آره.‬

06:25.073 --> 06:26.908
‫همه‌شون همین‌طورین.‬

06:28.118 --> 06:30.453
‫اوه، این یکی خیلی بد نیست.‬

06:30.537 --> 06:32.288
‫این یکی می‌گه من می‌تونم
‫توی برنامه‌ریزی‌ش بهت کمک کنم.‬

06:34.082 --> 06:35.959
‫- باشه، این رو ننوشته ولی من می‌تونم.‬
‫- اوم.‬

06:36.042 --> 06:38.128
‫چرا باید به من کمک کنی؟‬

06:38.211 --> 06:40.171
‫راستش، این کار به خودم کمک می‌کنه.‬

06:41.089 --> 06:42.715
‫به نظر می‌رسه بقیه می‌دونن باید چیکار کنن.‬

06:42.799 --> 06:44.507
‫تنها مرگی که من
‫تا حالا تجربه کردم،‬

06:44.531 --> 06:46.033
‫مرگ «هوپ» توی سریال
‫«روزهای زندگی‌مان» بوده،‬

06:46.058 --> 06:47.586
‫و اون‌قدر به
‫«ان‌بی‌سی» التماس کردم‬

06:47.610 --> 06:49.389
‫تا بالاخره اون رو
‫از مرگ برگردوندن.‬

06:49.472 --> 06:51.850
‫فقط حس می‌کنم باید یه کاری انجام بدم.‬

06:51.933 --> 06:53.281
‫تو مادر شنون رو‬

06:53.305 --> 06:55.145
‫فقط برای حدود دو ثانیه دیدی.‬

06:55.228 --> 06:56.478
‫حالت خوب می‌شه.‬

06:56.563 --> 06:57.689
‫باشه اما خودت چی؟‬

06:58.773 --> 07:01.109
‫تو صمیمی‌ترین دوست شنون هستی.‬

07:01.192 --> 07:03.611
‫مطمئنم رابین برات خیلی ارزش داشته.‬

07:03.695 --> 07:05.603
‫تو حق داری که بتونی سوگوار باشی

07:05.627 --> 07:07.699
‫بدون این ‌که نگران
‫کارهای تدارکات باشی.‬

07:09.200 --> 07:10.910
‫بذار کمک کنم.‬

07:13.997 --> 07:17.041
‫باشه. ام...‬

07:17.125 --> 07:19.493
‫اگه... به طور فرضی،

07:19.517 --> 07:22.213
‫قرار بود توی این کار کمک کنی،‬

07:22.297 --> 07:23.798
‫فکر می‌کردی باید چیکار کنیم؟‬

07:23.882 --> 07:25.884
‫اولین چیز این که به یه سالن نیاز داریم.‬

07:25.967 --> 07:29.429
‫یه چیزی که نشون‌دهنده‌ی
‫«روح آزاد» باشه،‬ اما باکلاس.‬

07:29.512 --> 07:30.805
‫فکر کنم که بودجه‌ای نداریم.‬

07:30.889 --> 07:32.055
‫هزار و دویست دلار.‬

07:32.140 --> 07:35.476
‫پیداکردن مکان بی‌نقص رو بسپار به من.‬

07:35.560 --> 07:37.312
‫تو برو پیش شنون و سوگواری کن.‬

07:39.355 --> 07:40.648
‫مرسی.‬

07:46.613 --> 07:51.034
‫«وایت وودز» یک،‬
‫«لوپ دریاچه‌ی واشینگتن» صفر.‬

07:54.621 --> 07:57.322
‫این طرح طوفانی‌تر از اون چیزی‌ـه‬

07:57.346 --> 07:59.247
‫که معمولا سراغش میری.‬

07:59.334 --> 08:00.335
‫این‌طوره؟‬

08:00.418 --> 08:01.377
‫آره.‬

08:01.461 --> 08:02.545
‫وای خدای من.‬

08:05.006 --> 08:08.218
‫می‌دونستی رابین‬
‫فقط دو ماه از من بزرگ‌تر بود؟‬

08:08.301 --> 08:11.763
‫اون هم بچه‌ی وسطی بود.
‫اون هم زود شکوفا شد.

08:11.846 --> 08:13.389
‫- کتاب رو خوندی.‬
‫- نه.‬

08:13.473 --> 08:14.349
‫اوه.‬

08:14.432 --> 08:17.518
‫خیلی طولانی بود اما فقط
‫فکر می‌کنم این خیلی دیوانه‌وار‌ـه که...

08:17.601 --> 08:19.339
‫یکی مثل اون می‌تونه

08:19.364 --> 08:21.522
‫توی یک لحظه از دنیا بره.‬

08:22.273 --> 08:25.094
‫من این‌جا دارم به ال
‫نصیحت زندگی می‌دم

08:25.118 --> 08:27.188
‫و مادر خودش حتی زندگی هم نکرده.‬

08:27.213 --> 08:30.573
‫اما تو خندیدی و عشق ورزیدی.
‫و داری نفس می‌کشی،‬

08:30.657 --> 08:31.866
‫- پس داری زندگی می‌کنی.‬
‫- چی؟‬

08:31.950 --> 08:35.578
‫یادت نمیاد؟‬
‫اون این رو توی... توی کتاب نوشته بود. بیا.

08:37.288 --> 08:39.791
‫- «ایوا، زندگی کن، بخند، عشق بورز. رابین.»‬
‫- اوه.‬

08:39.873 --> 08:42.084
‫به این می‌گن زندگی کردن.‬
‫این کتابچه‌ی راهنمای خیلی خوبی‌ـه.‬

08:42.168 --> 08:44.504
‫اون وقتی ۱۲ سالش بود،‬
‫از کوه کلیمانجارو بالا رفت.‬

08:44.587 --> 08:46.464
‫ما یه کوه بزرگ و زیبا‬

08:46.547 --> 08:48.424
‫توی حیاط خلوت‌مون داریم‬
‫که التماس می‌کنه ازش بالا بریم.‬

08:48.508 --> 08:50.718
‫آره، ولی یادت میاد‬
‫توی «ویل» دچار ارتفاع‌زدگی شدم؟‬

08:50.743 --> 08:52.231
‫می‌دونم ولی کوه «رینیر»
‫از وقتی اومدیم این‌جا،‬

08:52.256 --> 08:53.655
‫توی فهرست کارهایی
‫بوده که حتما باید انجام بدم.‬

08:53.680 --> 08:55.223
‫ببین چی می‌گم، من باتوم‌ها رو میارم،‬

08:55.306 --> 08:56.516
‫و تو هم کیسه‌های آب رو پر کن.‬

08:56.599 --> 08:58.334
‫اوه، خدای من. خب، فکر کنم بهتره‬

08:58.358 --> 09:00.019
‫فقط «بروزر» رو ببرم بگردونم.‬

09:00.103 --> 09:01.938
‫چون میپل استریت خیلی تپه داره.‬

09:02.021 --> 09:03.898
‫ایوا، ما داریم این کار رو می‌کنیم.‬

09:04.482 --> 09:06.137
‫ما داریم زندگی
‫می‌کنیم، داریم می‌خندیم،‬

09:06.161 --> 09:07.585
‫داریم به زندگی عشق میورزیم.

09:07.610 --> 09:09.411
‫خدا، فقط با فکر
‫کردن بهش تشنه‌م شد.‬

09:09.435 --> 09:11.072
‫برام یه کیسه آب اضافه می‌ذاری؟‬

09:26.671 --> 09:29.257
‫ببخشید. گم شدین؟‬

09:29.282 --> 09:30.780
‫هی، من اون کسی نیستم که الان

09:30.805 --> 09:33.094
‫باید‬ سر کلاس جبر باشه.‬

09:33.176 --> 09:36.138
‫معلوم شد... امروز
‫حل کردن مجهول‌ها‬

09:36.162 --> 09:38.598
‫خیلی بی‌اهمیت به نظر می‌رسید.‬

09:39.600 --> 09:40.601
‫چی تو رو کشونده این‌جا؟‬

09:40.685 --> 09:42.645
‫صبر کن تا ببینی.‬

09:42.729 --> 09:44.250
‫دارم به کیمبرلی کمک می‌کنم‬

09:44.274 --> 09:45.857
‫مراسم یادبود رابین
‫رو برنامه‌ریزی کنه.‬

09:45.940 --> 09:49.068
‫ببخشید. فکر کنم گفتی‬
‫داری به کیمبرلی کمک می‌کنی.‬

09:49.152 --> 09:52.030
‫اون کلافه بود، منم کلافه بودم.‬

09:52.113 --> 09:54.324
‫و این یه راهه برای این که کنار شنون باشم.‬

09:55.151 --> 09:58.369
‫هرچند این زمین رو برای فرستادن‬
‫فانوس‌های کاغذی به هوا مناسب نمی‌بینم،‬

09:58.453 --> 10:01.873
‫پس این رو از فهرست احتمالی خط می‌زنم.‬

10:06.044 --> 10:07.211
‫اوضاعت چطوره؟

10:09.589 --> 10:11.257
‫من رابین رو از بچگی می‌شناختم.‬

10:12.550 --> 10:13.843
‫کلی خاطره‌ هست.‬

10:13.926 --> 10:16.137
‫اون برای یه مدت خیلی طولانی
‫واقعا باهام خوب بود.‬

10:18.181 --> 10:20.182
‫بعد از این که من
‫و شنون به هم زدیم

10:20.206 --> 10:22.435
‫بهم زنگ زد‬ تا بگه به یادمه.‬

10:25.271 --> 10:26.856
‫من هیچ‌وقت جواب زنگش رو ندادم.‬

10:28.024 --> 10:29.442
‫خیلی متاسفم.‬

10:34.072 --> 10:35.823
‫این‌طور نیست که نخوام دستت رو بگیرم.‬

10:35.907 --> 10:38.034
‫- درک می‌کنم.‬
‫- فقط می‌خوام درست انجامش بدم.‬

10:39.535 --> 10:41.036
‫با شنون حرف می‌زنم،‬

10:41.060 --> 10:43.039
‫رو در رو، دختر به دختر،‬

10:43.122 --> 10:44.540
‫و بهش می‌گم که همدیگه رو بوسیدیم.‬

10:45.416 --> 10:46.959
‫و بعدش چی؟‬

10:47.043 --> 10:49.295
‫و بعدش...‬

10:49.379 --> 10:51.714
‫عکس‌العملش رو می‌سنجم
‫و از اون‌جا به بعد تصمیم می‌گیریم.‬

10:52.840 --> 10:56.219
‫ولی الان قطعا وقتش نیست.‬

10:56.302 --> 10:58.429
‫پس تا وقتی که زمان مناسبش پیش بیاد،‬

10:58.513 --> 11:01.391
‫باید هرگونه تماس بدنی بیشتر رو متوقف کنیم.‬

11:01.474 --> 11:03.184
‫باشه.‬

11:06.187 --> 11:08.898
‫من، عه... می‌بینمت.‬

11:22.912 --> 11:24.967
‫هی، مامان؟ اسم گل‌فروشی که‬

11:24.991 --> 11:26.916
‫کار مراسم ختم جکی او رو
‫انجام داد یادت میاد؟‬

11:27.834 --> 11:31.129
‫اوه. و چرا شبیه‬
‫لورا درن توی پارک ژوراسیک شدی؟‬

11:31.212 --> 11:34.841
‫عزیزم، می‌دونم‬ این اواخر
‫سرت خیلی شلوغ بوده،‬

11:34.924 --> 11:37.718
‫ولی یادت رفت بهم بگی مهمون داریم؟‬

11:37.802 --> 11:40.721
‫- مهمون؟‬
‫- شایعه‌ها حقیقت دارن.‬

11:40.805 --> 11:43.808
‫مدیسون لودو توی سیاتله عزیزم.‬

11:46.102 --> 11:47.936
‫آره. تو این‌جایی.‬

11:51.732 --> 11:53.067
‫معلومه که این‌جام.‬

11:53.901 --> 11:55.987
‫چون تعطیلات پاییزه‌ست،‬

11:56.070 --> 11:58.739
‫که درست بعد از‬ مهمونی‌های هالووینه‬

11:58.823 --> 12:00.575
‫و درست قبل از تعهدات
‫و کارهای تعطیلات سال نو.‬

12:00.658 --> 12:01.659
‫- بله.‬
‫- که یعنی الان.‬

12:01.742 --> 12:03.786
‫تو این‌جایی.‬

12:03.870 --> 12:06.247
‫- وای دلم برات تنگ شده بود.‬
‫- وای منم دلم برات تنگ شده بود.‬

12:06.330 --> 12:08.833
‫مطمئن نبودم نوامبر توی سیاتل چطوری‌ـه،‬

12:08.916 --> 12:10.960
‫برای همین از طراحم خواستم
‫ لباس‌های متنوعی برام بذاره.‬

12:11.043 --> 12:12.712
‫خب، فکر کنم امروز قراره بارون بیاد.‬

12:12.795 --> 12:14.297
‫واسه همینه موهات اون‌ شکلی شده؟‬

12:14.380 --> 12:15.673
‫منظورت چیه؟‬

12:15.756 --> 12:18.050
‫اوه، نه. فقط این که...‬

12:18.134 --> 12:20.482
‫موهات یکم بیشتر از
‫اون‌ چیزی که فکر کنم

12:20.506 --> 12:22.763
‫خود لس‌ آنجلسی‌ت
‫بخواد شبیه سیاتلی‌ها شده.‬

12:22.847 --> 12:24.432
‫بذار درستش کنم.‬

12:26.267 --> 12:27.435
‫اوه، خیلی خب.‬

12:31.022 --> 12:32.690
‫عه...‬

12:34.150 --> 12:38.070
‫سیاتل... کله‌شقه.‬

12:38.154 --> 12:39.739
‫دلم برات تنگ شده بود.‬

12:39.822 --> 12:41.908
‫این‌جا کسی نیست که
‫بهم بگه ظاهر بیرونیم‬

12:41.991 --> 12:43.743
‫دیگه با روح درونیم هم‌خوانی نداره.‬

12:45.286 --> 12:47.087
‫خیلی خب. خب،
‫از نظر برنامه‌ سفر

12:47.111 --> 12:48.831
‫از جاهایی که حتما
‫باید دید آماده کردم،‬

12:48.915 --> 12:51.267
‫ولی مطمئنم تو هم
‫چندتا گوهر مخفی پیدا کردی

12:51.291 --> 12:53.169
‫که برنامه‌ داری نشونم بدی.‬

12:53.252 --> 12:56.589
‫البته. گوهرترین‌شون.‬

12:56.672 --> 12:59.300
‫ولی دوست دارم یه نگاه سریع به لیستت بندازم.‬

12:59.383 --> 13:02.345
‫مقایسه کردن‌شون همیشه باحاله.‬

13:02.428 --> 13:04.305
‫به یکم موسیقی نیاز داریم.‬

13:04.388 --> 13:07.433
‫♪  چشم‌هات رو ببند...‬ ♪

13:07.517 --> 13:09.227
‫این همون چیزیه که داری گوش می‌دی؟‬

13:09.810 --> 13:11.979
‫این یه آهنگ برای مراسم یادبودیه
‫که دارم توی برنامه‌ریزی‌ش کمک می‌کنم.‬

13:12.063 --> 13:13.439
‫♪ تپش قلبم رو حس می‌کنی؟ ♪‬

13:13.523 --> 13:14.649
‫برای مامان شنون.‬

13:15.149 --> 13:16.609
‫مامان شنون فوت کرده؟‬

13:16.692 --> 13:18.027
‫♪  متوجه می‌شی...‬ ♪

13:18.110 --> 13:19.779
‫خیلی غم‌انگیزه.‬

13:19.862 --> 13:21.697
‫می‌دونم.‬

13:21.781 --> 13:24.700
‫اون زن بیچاره بدون اکسیژن
‫صعود کرد به آناپورنا،‬

13:24.784 --> 13:27.495
‫اما بعد توی تصادف رانندگی فوت کرد.‬

13:29.455 --> 13:31.499
‫خیلی غم‌انگیزه.‬

13:32.291 --> 13:33.918
‫واقعا متاسفم ال.‬

13:35.626 --> 13:37.354
‫اما نیمه‌ی پر لیوان رو ببین،‬

13:37.378 --> 13:38.773
‫آخرین باری که با هم حرف زدیم،‬

13:38.798 --> 13:41.008
‫تمام فکر و ذکرت این بود‬
‫که با شنون دوست بشی

13:41.092 --> 13:43.469
‫و اگه داری برای مادرش‬
‫مراسم یادبود برنامه‌ریزی می‌کنی،‬

13:43.553 --> 13:46.430
‫پس یعنی قطعا
‫به جایگاه‬ دوستی رسیدی.‬

13:46.514 --> 13:49.058
‫♪ تو هم همین احساس رو داری؟ ♪‬

13:49.141 --> 13:53.396
‫♪ یعنی دارم خواب می‌بینم... ♪‬

13:53.479 --> 13:58.484
‫راستی، یه فروشگاه صفحه‌ی موسیقی‬
‫فوق‌العاده باحال این‌جاست‬

13:58.568 --> 14:01.487
‫که توی لیستت نداریش.‬

14:01.571 --> 14:03.531
‫یعنی اگه یه سیاتل واقعی و اصیل می‌خوای.‬

14:04.115 --> 14:06.534
‫دیدی؟ می‌دونستم
‫یه گوهر پنهان تو آستینت داری.‬

14:06.617 --> 14:08.619
‫♪ تو هم قلبم رو حس می‌کنی... ♪‬

14:13.249 --> 14:15.084
‫اون‌جا هم کافه‌ی موردعلاقه‌م‌ـه.‬

14:15.167 --> 14:18.004
‫عزیزم، اون‌جا که استارباکسه.‬
‫رسما همه‌جا هست.‬

14:18.087 --> 14:20.214
‫هرچی به منبعش نزدیک‌تر باشه، اصیل‌تره.‬

14:20.923 --> 14:24.135
‫اون سوزن بزرگی که همه
‫درباره‌ش حرف می‌زنن چی؟‬

14:24.218 --> 14:27.722
‫بله. برج سوزن فضایی سال ۱۹۶۲‬
‫برای نمایشگاه جهانی افتتاح شد.‬

14:27.805 --> 14:30.683
‫بهش می‌گن «معجزه‌ی ۴۰۰ روزه»‬
‫چون توی ۴۰۰ روز ساخته شد.‬

14:30.766 --> 14:31.892
‫باید بریم ببینیمش.‬

14:31.976 --> 14:33.936
‫واسه رابین یه کم زیادی معمولی
‫و کلیشه‌ای به نظر می‌رسه.‬

14:34.604 --> 14:36.439
‫اوه. چرا باید برای رابین مهم باشه؟‬

14:36.522 --> 14:39.567
‫اوه، ببخشید، فکر کردم
‫منظورت‬ برای مراسم یادبوده.‬

14:39.650 --> 14:41.518
‫نه، منظورم اینه که خودمون دوتا‬

14:41.542 --> 14:43.571
‫باید بریم ببینیمش.‬

14:43.654 --> 14:45.656
‫عزیزم، تو بالاخره یه جای مناسب پیدا می‌کنی.‬

14:45.740 --> 14:47.795
‫مطمئنم رابین کلی جاهای معنی‌دار‬

14:47.819 --> 14:49.285
‫توی زندگیش داشته.‬

14:49.368 --> 14:51.123
‫رابین شش ماه توی
‫جنگل بارانی «هو»

14:51.147 --> 14:52.830
‫زندگی کرد. حشره می‌خورد.‬

14:52.913 --> 14:54.999
‫چندش‌بازی درنیار.‬

14:55.082 --> 14:56.500
‫تو و کیمبرلی بالاخره یه جایی پیدا می‌کنین.

14:56.584 --> 15:00.796
‫ببخشید، کسی که داری باهاش برنامه مهمونی رو میریزی
‫همون «ف»ـیه که رو کمدت نوشت «ج»؟

15:00.880 --> 15:01.964
‫- چی؟‬
‫- هیچی.‬

15:02.048 --> 15:04.634
‫- همون فاحشه‌ای‌ـه که نوشت «جنده».‬
‫- یه فاحشه‌ای اون کلمه رو روی کمدت نوشت؟‬

15:04.717 --> 15:06.969
‫- عزیزم.‬
‫- خب، اون اوایل پاییز بود.‬

15:07.053 --> 15:09.430
‫الان اواخر پاییز، پیش‌زمستون‌ـیم.‬

15:09.513 --> 15:11.724
‫اون هم واسه کنار اومدن
‫با غم خودش به زمان نیاز داشت.‬

15:13.559 --> 15:15.478
‫می‌شه این‌جا بپیچی چپ؟‬

15:17.000 --> 15:24.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

15:25.988 --> 15:27.740
‫واو.‬

15:27.823 --> 15:32.161
‫این‌جا خیلی... بامزه‌ست.‬

15:32.244 --> 15:34.997
‫مدیسون، با لیز آشنا شو.
‫لیز، این مدیسون‌ـه.‬

15:37.625 --> 15:38.626
‫از لس آنجلس.‬

15:39.585 --> 15:42.546
‫مدیسون داشت می‌گفت‬
‫این‌جا چقدر بامزه‌ست.‬

15:42.630 --> 15:44.340
‫بامزه؟‬

15:44.423 --> 15:46.801
‫آره. انگار مال فیلم «واقعیت نیش می‌زند»‌ـه.‬

15:46.884 --> 15:49.929
‫فکر نکنم توی اون فیلم‬
‫رفته باشن فروشگاه صفحه.‬

15:50.012 --> 15:52.660
‫ندیدمش، اما وینونا رایدر رو‬

15:52.684 --> 15:55.518
‫دوست و مرشد خودم می‌دونم.‬

15:59.021 --> 16:00.687
‫لیز، می‌خواستم ببینم می‌تونی

16:00.711 --> 16:02.733
‫واسه یادبود رابین‬ یه نوار
‫میکس درست کنی؟‬

16:02.817 --> 16:05.903
‫توی مایه‌های آهنگ «شعلۀ ابدی» باشه،‬

16:05.986 --> 16:08.030
‫اما مثلا با آهنگ‌های بیشتر.‬

16:10.700 --> 16:13.369
‫فکر کردم واسه این اومدیم این‌جا‬
‫که یه گوهر پنهان بهم نشون بدی.‬

16:13.452 --> 16:14.995
‫همین‌طوره.‬

16:15.079 --> 16:18.124
‫اما با یک تیر، دو نشان.‬

16:18.207 --> 16:20.501
‫فکر کردم حالا که این‌جاـیم، بپرسم.‬

16:20.584 --> 16:22.753
‫اومدی جای درست.‬

16:22.837 --> 16:25.912
‫هی، لیز. یه محموله‌ی جدید از موسیقی‌های...

16:25.936 --> 16:27.425
‫ بهتر از مال تو برام رسیده.‬

16:27.508 --> 16:29.927
‫خفه شو تاد.‬

16:30.511 --> 16:32.346
‫- اون کی بود؟‬
‫- اوه، رئیسم‌ـه.‬

16:32.430 --> 16:35.307
‫- خب، لباس مناسب برای یادبود چیه؟‬
‫- شیک غم‌آلود.‬

16:35.891 --> 16:38.102
‫الان از قبل هم بیشتر گیج شدم.‬

16:38.185 --> 16:39.811
‫من تا حالا واقعا نرفتم یادبود.‬

16:39.895 --> 16:41.897
‫مهم نیست چی می‌پوشی.‬

16:41.981 --> 16:44.150
‫فقط مهمه چی می‌پوشی.‬

16:48.529 --> 16:49.822
‫خودم این رو می‌دونم.‬

16:53.033 --> 16:54.577
‫می‌دونی به چی نیاز داریم؟‬

16:54.660 --> 16:56.078
‫سیاتل کمتر،‬

16:56.162 --> 16:59.457
‫- بی‌اف‌اف-143-637 بیشتر.‬
‫- دقیقا.‬

16:59.540 --> 17:00.708
‫ببخشید... چی؟‬

17:01.292 --> 17:05.212
‫اوه، کد پیجر بلد نیستی؟‬
‫حیف شد.‬

17:15.055 --> 17:17.683
‫شخص، مکان یا شیء؟‬

17:17.767 --> 17:20.436
‫شخص. اما خب، تقریبا یه شیء.‬

17:20.519 --> 17:23.022
‫جاش جذاب داره تلاش می‌کنه سبیل بگذاره.‬

17:23.105 --> 17:24.315
‫اوه.‬

17:24.398 --> 17:26.399
‫دیگه بهش می‌گیم جاش ولرم.‬

17:26.484 --> 17:29.236
‫اوه، نه. کرکیه؟‬

17:29.320 --> 17:31.238
‫تیفانی دید که داشت شونه‌ش می‌زد.‬

17:31.322 --> 17:32.948
‫چندش!‬

17:33.032 --> 17:35.910
‫چه حسی داری از این که
‫اولین بوسه‌ت با یه سبیل کرکی باشه؟‬

17:35.993 --> 17:39.038
‫خب، از نظر فنی، این می‌شه دومین بوسه‌م.‬

17:39.121 --> 17:41.373
‫صبر کن، چی؟ داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

17:41.457 --> 17:43.793
‫چی؟ چی؟‬

17:43.876 --> 17:44.877
‫من مایلز رو بوسیدم.‬

17:44.960 --> 17:46.837
‫چطور این اولین چیزی نبود‬

17:46.921 --> 17:49.173
‫که همون اولین لحظه‌ی دیدنم،‬
‫از دهنت بیرون اومد؟‬

17:49.256 --> 17:52.301
‫- چیز مهمی نیست‌.‬
‫- این مهم‌ترین اتفاقه.‬

17:52.384 --> 17:54.595
‫این یه لحظه‌ی حیاتی توی زندگی‌ـه.‬

17:55.888 --> 17:57.139
‫دیگه چه اتفاقی افتاده؟‬

17:59.892 --> 18:02.186
‫فکر کنم...‬

18:02.269 --> 18:03.770
‫از وقتی رابین مرده،‬

18:03.794 --> 18:05.815
‫دیگه اون‌قدرها
‫حماسی به‌نظر نمی‌رسه.‬

18:05.898 --> 18:07.775
‫باشه.‬

18:07.858 --> 18:10.945
‫خب، من درک می‌کنم‬
‫که شاید درست نباشه

18:11.028 --> 18:12.655
‫یه مهمونی «اولین بوسه‌ام رو
‫تجربه کردم» بگیری،‬

18:12.738 --> 18:14.224
‫اون‌هم وقتی دوست‌دختر سابق

18:14.249 --> 18:16.951
‫کسی که باهاش
‫بوسیدین‬ سوگواره اما...‬

18:17.034 --> 18:19.620
‫این منما.

18:19.703 --> 18:21.478
‫ما وقتی ده سال‌مون
‫بود‬ تظاهر می‌کردیم

18:21.502 --> 18:22.957
‫با پاتریک سوئیزی ازدواج کردیم.‬

18:23.040 --> 18:24.901
‫ما بوسیدن رو روی پشت دست‌هامون‬

18:24.925 --> 18:27.044
‫با تصور امیلیو
‫استوز تمرین می‌کردیم.‬

18:28.712 --> 18:31.257
‫فکر کنم فقط در حال‌وهوای‬
‫جشن‌گرفتن نیستم.‬

18:31.340 --> 18:34.760
‫ببین، واسه همینه که سیاتل رو درک نمی‌کنم.‬

18:34.844 --> 18:37.012
‫روی همه‌چیز یه ابر بارونی سایه انداخته.‬

18:38.806 --> 18:40.266
‫باشه.‬

18:42.184 --> 18:44.216
‫نیمه‌ی پر لیوان رو ببین،

18:44.240 --> 18:46.272
‫وقتی واسه دوره‌ی کارآموزی

18:46.355 --> 18:48.232
‫که کاملا مشخصه برنده‌اش می‌شی
‫به لس آنجلس برگردی،

18:48.315 --> 18:51.443
‫دیگه اولین بوسه‌ات رو تجربه کردی
‫و تو کارنامه‌ات داری.‬

18:55.823 --> 18:58.242
‫می‌خوای فیلم «بی‌خواب در سیاتل» رو ببینیم؟‬

18:58.325 --> 19:00.777
‫آره. خب، این یه
‫نسخه‌ای از سیاتل‌ـه‬

19:00.801 --> 19:02.705
‫که می‌تونم ازش حمایت کنم.‬

19:02.788 --> 19:05.165
‫تام هنکس هیچ‌وقت نمی‌تونه ولرم باشه.‬

19:05.249 --> 19:08.168
‫- نه، نمی‌تونه.‬
‫- فکر نکنم اصلا براش ممکن باشه.‬

19:10.796 --> 19:14.049
‫«نکته‌ش چیه؟»‬

19:14.133 --> 19:16.677
‫آکواریوم فضای خیلی فوق‌العاده‌ای‬
‫واسه مراسم یادبود می‌شه.‬

19:16.760 --> 19:20.472
‫رابین بیداری معنوی خودش رو‬
‫بین لاک‌پشت‌های دریایی جزایر گیلی پیدا کرد،‬

19:20.556 --> 19:23.601
‫اما تنها زمان خالی،
‫نیمه‌شب‬ یکشنبه دو هفته دیگه بود.‬

19:23.684 --> 19:25.603
‫بیشتر ماهی‌ها‬ اون موقع خوابن.‬

19:25.686 --> 19:27.438
‫- آره.‬
‫- فکر کنم می‌تونیم‬

19:27.521 --> 19:30.357
‫این گزینه رو حذف کنیم،‬
‫چون وقت‌مون خیلی کمه.‬

19:31.734 --> 19:33.193
‫پس، فقط دو تا گزینه برامون می‌مونه؛‬

19:33.277 --> 19:34.862
‫یک دورهمی توی باغ خانه‌ وودز،‬

19:34.945 --> 19:37.489
‫یا گزینه‌ موردعلاقه‌ خودم؛‬

19:37.573 --> 19:40.409
‫این که دقیقا از روی کتاب رابین پیش بریم‬

19:40.492 --> 19:43.162
‫و یادش رو توی جایی گرامی بداریم
‫که خودش بهش می‌گفت:‬

19:43.245 --> 19:45.783
‫«مکان موردعلاقه‌ من
‫روی این صخره‌ بزرگ،

19:45.807 --> 19:48.083
‫زیبا و چرخان که
‫بهش می‌گیم زمین.»‬

19:48.167 --> 19:49.543
‫تقدیم می‌کنم...‬

19:51.337 --> 19:53.881
‫...جنگل‌های بارانی.‬

19:57.635 --> 20:02.932
‫خب... یعنی همه قراره همین‌طوری بیرون
‫زیر بارون غمناک وایسن و خیس بشن؟‬

20:03.015 --> 20:06.769
‫می‌دونستم این رو می‌گی، واسه همین...‬
‫درام رول بزنین.

20:06.852 --> 20:08.312
‫- بی‌خیال شو.‬
‫- باشه.‬

20:08.395 --> 20:10.731
‫صدای درام رول رو پخش می‌کنم.‬

20:10.814 --> 20:12.441
‫کافه‌...‬

20:15.194 --> 20:16.820
‫...جنگل‌های بارانی.‬

20:18.572 --> 20:20.741
‫امکان نداره برای یک مراسم گروهی،
‫اون هم این ‌قدر دقیقه‌ نودی رزرو قبول کنن.

20:20.824 --> 20:22.910
‫قبول می‌کنن،
‫البته اگه ۱۵۰ بار زنگ بزنی‬

20:22.993 --> 20:24.912
‫و با صداهای مختلف رزرو کنی.‬

20:25.579 --> 20:27.373
‫خیلی زود فهمیدم‬

20:27.456 --> 20:30.042
‫تنها راهی که برای تقلید
‫صدا بلدم اینه که

20:30.125 --> 20:31.919
‫ادای آدم‌های معروف رو دربیارم.‬

20:33.671 --> 20:35.339
‫اون دیک ون دایک بود.‬

20:36.966 --> 20:38.425
‫توی مری پاپینز.‬

20:39.301 --> 20:42.221
‫بی‌خیال. من یک سیستم
‫برچسب اسم ساده درست کردم‬

20:42.304 --> 20:45.349
‫که می‌تونیم روز مراسم ازش
‫استفاده کنیم تا کسی چیزی نفهمه.‬

20:45.432 --> 20:46.809
‫به‌هر‌حال، ما رزرو کردیم.‬

20:49.728 --> 20:53.107
‫این خیلی...‬

20:55.234 --> 20:56.235
‫...نبوغ‌آمیزه.‬

20:57.319 --> 20:59.571
‫خدایا، خیلی لجم می‌گیره
‫که دلیلی بهم دادی تا بهت بگم نابغه.‬

20:59.655 --> 21:01.115
‫تلاش گروهی بود.‬

21:03.283 --> 21:04.493
‫باشه.‬

21:07.871 --> 21:11.083
‫جمعه‌ سوزن فضایی‌تون مبارک.‬

21:11.166 --> 21:13.711
‫اوه، امشب قراره یک گردشگری
‫در سطح حرفه‌ای داشته باشیم.‬

21:13.794 --> 21:16.714
‫- اوه، آره.‬
‫- منظورم بعد از... به‌قول ال،‬

21:16.797 --> 21:18.257
‫حضور کوتاه‌مون توی مراسم یادبوده.‬

21:18.340 --> 21:21.176
‫- اوهوم. آره.‬
‫- ایستگاه اول، سوزن فضایی.‬

21:21.260 --> 21:23.554
‫بعد خانه‌ قایقی فیلم بی‌خواب در سیاتل،‬

21:23.637 --> 21:25.681
‫و بعد هم یک جایی
‫که به طرف‌مون ماهی پرت کنن.‬

21:25.764 --> 21:29.143
‫پایک پلیس. یک فروشگاه همه‌چیز‌تمام
‫ برای غذاهای سنتی و محلی.‬

21:29.226 --> 21:31.311
‫خوبه که قبل از برگشتن ال به لس آنجلس،‬

21:31.395 --> 21:32.396
‫یک تجربه‌ کامل از سیاتل بهش بدیم.‬

21:32.479 --> 21:34.648
‫- داره برمی‌گرده لس آنجلس؟‬
‫- برای دوره‌ کارآموزی کازمو.‬

21:34.732 --> 21:36.150
‫اوه، نه، اون داستان دیگه
‫لغو شده. نه، نه.‬

21:36.233 --> 21:38.986
‫فینالیست شده بود اما
‫خودش درخواستش رو پس گرفت.‬

21:39.069 --> 21:40.654
‫و این حتی قبل از بازدید از سوزن فضایی بود.‬

21:40.738 --> 21:43.699
‫بهت که گفتم، سیاتل نم‌نم به دلت می‌شینه.‬

21:43.782 --> 21:47.911
‫فکر کنم حواسم نبود
‫که اون قرار نیست بیاد خونه.‬

21:53.709 --> 21:55.002
‫چی شده؟‬

21:55.085 --> 21:57.652
‫می‌دونم گفتی رابین
‫به فواید روشنگرانه‌

21:57.676 --> 21:59.089
‫مدیتیشن ایمان داشت،‬

21:59.173 --> 22:02.634
‫اما من همین الان ۱۷ دقیقه
‫با افکارم تنها بودم.‬

22:05.220 --> 22:07.056
‫غیرقابل‌تحمل بود.‬

22:16.732 --> 22:18.734
‫داری اون رو هم مجبور می‌کنی
‫این کار رو بکنه؟‬

22:19.693 --> 22:21.862
‫♪ آیا این شعله ♪‬

22:23.947 --> 22:26.492
‫♪ یک شعله‌ ابدیه؟ ♪‬

22:26.575 --> 22:28.952
‫♪ اسمم رو صدا بزن ♪‬

22:29.036 --> 22:31.144
‫♪  خورشید از میان باران می‌تابه ♪

22:31.168 --> 22:32.456
‫♪ یک زندگی کامل...‬ ♪

22:32.539 --> 22:36.835
‫پس بربنک این شکلی‌ـه؟‬

22:36.919 --> 22:39.505
‫چون یک کافه جنگل‌های بارانی هم
‫توی بربنک هست.‬

22:39.588 --> 22:42.174
‫وقتی برگشتی لس آنجلس باید بریم.‬

22:42.257 --> 22:43.675
‫کاملا موافقم.‬

22:48.722 --> 22:51.600
‫این دیوانه‌کننده‌ست.‬

22:51.683 --> 22:53.352
‫اوه، نه. واقعا؟‬

22:53.435 --> 22:55.020
‫عاشقشم.‬

22:55.104 --> 22:56.271
‫خدا رو شکر.‬

22:56.355 --> 22:58.148
‫نانسی کریگان.‬

22:58.232 --> 23:01.151
‫مامانم عاشق اسکیت روی یخ بود.
‫تو از کجا می‌دونستی؟‬

23:01.235 --> 23:03.529
‫اشاره به لیلهامر رو
‫توی پاورقی‌های کتاب دیدم.‬

23:03.612 --> 23:05.405
‫- اوه.‬
‫- اوه.‬

23:05.489 --> 23:07.241
‫اشلی اولسن؟‬

23:07.324 --> 23:08.534
‫«درست حدس زدی رفیق.»‬

23:09.368 --> 23:10.836
‫همه‌چیز عالیه، ال.

23:10.860 --> 23:13.497
‫نمی‌دونستم چقدر
‫به این نیاز دارم.‬

23:14.790 --> 23:16.375
‫و مرسی که این‌جایی.‬

23:16.458 --> 23:19.586
‫مطمئنم این آخرین کاری بود که
‫ می‌خواستی توی تعطیلات پاییزیت انجام بدی.‬

23:20.170 --> 23:22.172
‫من فقط از دیدن بهترین دوستم خوشحالم.‬

23:23.924 --> 23:25.884
‫واقعا برای از دست دادن مادرت متاسفم.‬

23:25.968 --> 23:28.053
‫ممنونم.‬

23:28.137 --> 23:30.712
‫اوه. ناشر مامانم این‌جاست.

23:30.736 --> 23:32.349
‫باید برم سلام کنم.‬

23:34.434 --> 23:37.855
‫اوم. جذابیتش رو درک می‌کنم.‬

23:37.938 --> 23:39.314
‫خیلی قوی به نظر می‌رسه.‬

23:40.566 --> 23:42.734
‫به‌هر‌حال، می‌خوای به بابات
‫زنگ بزنیم بیاد دنبال‌مون؟‬

23:42.818 --> 23:45.112
‫یک ثانیه صبر کن. فکر کنم کیمبرلی
‫ داره خارج از برنامه عمل می‌کنه.‬

23:45.195 --> 23:47.656
‫♪ آیا این شعله... ♪‬

23:47.739 --> 23:49.658
‫خیلی خب.‬

23:49.741 --> 23:53.370
‫من خودم یک چرخ می‌زنم.‬

23:57.666 --> 24:01.336
‫♪ تپش قلبم رو حس می‌کنی؟ ♪‬

24:01.420 --> 24:03.839
‫♪ درک می‌کنی؟ ♪‬

24:11.013 --> 24:12.806
‫اسکریچ.‬

24:12.890 --> 24:14.600
‫مطمئن بودم که کریستین اسلیتر رو برداشتم.‬

24:14.683 --> 24:16.351
‫ما مثلا وسط یک مراسم یادبودیم،‬

24:16.435 --> 24:19.146
‫اما اگه این سخت‌ترین مشکل زندگیت
‫ در حال حاضره، خیلی هم خوبه.‬

24:24.484 --> 24:25.569
‫وای خدای من.‬

24:25.652 --> 24:28.739
‫اوه، آره. رام رو کمک من حساب کن.‬

24:28.822 --> 24:32.197
‫ال همه‌ کارهای دیگه
‫رو انجام داد، یعنی...

24:32.221 --> 24:33.869
‫واقعا همه‌ کارها رو.‬

24:33.952 --> 24:35.537
‫شنون چطوره؟‬

24:35.621 --> 24:37.998
‫به نظر می‌رسه واقعا خودش رو کنترل کرده.‬

24:38.081 --> 24:39.708
‫هنوز هم بهش سر نزدی؟‬

24:39.791 --> 24:41.001
‫بهش فضا دادم.‬

24:42.169 --> 24:46.173
‫نمی‌دونم این اواخر دوست خوبی
‫براش بودم یا نه.‬

24:46.256 --> 24:48.967
‫آره، خب، اون داره خودش رو شجاع نشون میده.‬

24:49.051 --> 24:50.969
‫مامانش فوت کرده.‬

24:51.053 --> 24:52.888
‫مهم نیست که باهات به ‌هم زده.‬

24:52.971 --> 24:55.015
‫بغلش کن و از خر شیطان پیاده شو.‬

24:57.100 --> 24:59.519
‫این کار رو... می‌کنم.‬

25:00.938 --> 25:03.523
‫توی اون رام هست؟‬

25:03.607 --> 25:07.027
‫ام... بستگی داره.‬

25:07.110 --> 25:11.240
‫کی می‌پرسه؟ ال یا ساندرا دی اوکانر؟‬

25:11.323 --> 25:13.951
‫برای تو می‌شه قاضی اوکانر.‬

25:14.034 --> 25:17.788
‫و لطفا یک لطفی در حقم بکن
‫و نذار همه مست کنن.‬

25:17.871 --> 25:20.749
‫من نمی‌تونم بمونم و نمی‌خوام
‫یادبود رابین از کنترل خارج بشه.‬

25:21.333 --> 25:23.085
‫حواسم به همه‌چیز هست جناب قاضی.‬

25:25.379 --> 25:26.421
‫ممنون.‬

25:41.436 --> 25:42.437
‫مستی؟‬

25:42.521 --> 25:44.898
‫می‌دونی، مردم می‌گن این‌ها بچه‌ تمساح‌ـن،‬

25:44.982 --> 25:47.526
‫اما من تقریبا مطمئنم...‬

25:47.609 --> 25:49.778
‫که این‌ها بچه‌ کروکودیل‌ـن.‬

25:49.861 --> 25:51.530
‫آره، اون‌ها کروکودیل‌ـن.‬

25:51.613 --> 25:53.240
‫دقیقا شبیه یکی از کیف‌های من‌ـن.‬

25:54.950 --> 25:56.159
‫تو داستین‌ـی.‬

25:56.243 --> 25:59.162
‫- آره.‬
‫- خیلی کله‌شقی.‬

25:59.246 --> 26:02.833
‫اسکیت‌برد سوار می‌شی.
‫عاشق کارهای خیریه و این چیزهاـی.‬

26:04.084 --> 26:06.336
‫من مدیسون‌ـم.‬

26:06.420 --> 26:08.171
‫سلام.‬

26:08.255 --> 26:09.464
‫لدوکس.‬

26:10.549 --> 26:13.468
‫و بهترین دوست ال از لس آنجلس هستم.‬

26:13.552 --> 26:18.140
‫می‌دونی، نه از ده‌ِ لس آنجلس
‫و یازده از دهِ سیاتل.‬

26:18.223 --> 26:21.852
‫ببخشید، من واقعا قبلا اسم شما رو
‫ نشنیده بودم.‬

26:26.773 --> 26:30.027
‫پس چطوره برگردیم به همونن بخشی
‫ که من جذاب و کله‌شقم؟‬

26:30.110 --> 26:31.653
‫من نگفتم جذاب.‬

26:31.737 --> 26:33.322
‫آره، ولی منظورت همین بود.‬

26:35.240 --> 26:36.241
‫هه.‬

26:52.007 --> 26:53.467
‫چه خبر، لیزبین؟‬

26:54.301 --> 26:56.303
‫مطمئن نیستم از شنیدن این حرف
‫از زبون تو خوشم بیاد.‬

26:57.888 --> 27:00.390
‫و اسمم، عه... مونیکا گلره.‬

27:01.058 --> 27:02.309
‫درسته.‬

27:02.392 --> 27:04.895
‫حرکت قشنگی بود راستی.‬

27:04.978 --> 27:06.897
‫باعث شده، عه... یخ همه‌ باز بشه‬

27:06.980 --> 27:08.565
‫و موضوع صحبت‌شون
‫چیز ناراحت‌کننده‌ای نباشه.‬

27:08.648 --> 27:11.653
‫در واقع ال داره جادوی خودش رو

27:11.677 --> 27:14.279
‫روی همه‌چیز پیاده می‌کنه.‬

27:14.363 --> 27:16.990
‫خدایا، چرا من همه‌ش دارم
‫ازش تعریف می‌کنم؟‬

27:17.074 --> 27:18.075
‫به کسی نگو.‬

27:18.158 --> 27:20.410
‫رازت پیش من امن‌ـه.‬

27:27.667 --> 27:30.545
‫ام... برای رابین متاسفم.‬

27:31.838 --> 27:35.467
‫یادمه وقتی توی کمپ بودیم چطور برات
‫ از آن بسته‌های حمایتی باحال می‌فرستاد.‬

27:36.760 --> 27:38.678
‫خودت چطور کنار میای؟‬

27:38.762 --> 27:40.931
‫ام...‬

27:43.558 --> 27:46.311
‫آره، در واقع هنوز هیچ‌کس
‫این رو ازم نپرسیده بود.‬

27:52.401 --> 27:53.527
‫حالم افتضاحه.‬

27:55.320 --> 27:57.823
‫مامانم رو مخه، و، اه...‬

27:58.949 --> 28:02.160
‫چیزهایی به رابین می‌گفتم که هیچ‌وقت
‫ نمی‌تونستم به پدر و مادرم بگم.‬

28:04.663 --> 28:09.334
‫می‌دونی، چیزهایی هست که نگفتم
‫و آرزو می‌کردم کاش می‌گفتم.‬

28:11.044 --> 28:14.089
‫خیلی چیزها برای گفتن هست، می‌دونی؟‬

28:15.090 --> 28:18.135
‫هی، چیزی خوردی؟‬

28:18.218 --> 28:19.469
‫یا نوشیدی؟‬

28:19.553 --> 28:21.972
‫منظورم یک چیز مناسب سنت‌ـه؟‬

28:25.392 --> 28:27.144
‫اوه.‬

28:27.227 --> 28:30.063
‫از دیدنت خیلی خوشحال شدم.‬

28:30.147 --> 28:31.523
‫ال.‬

28:31.606 --> 28:33.024
‫ببخشید.‬

28:33.108 --> 28:35.152
‫واقعا برای از دست دادن مادرت متاسفم.‬

28:35.235 --> 28:36.653
‫مرسی.‬

28:39.656 --> 28:41.867
‫- می‌تونیم الان بریم؟‬
‫- آره.‬

28:41.950 --> 28:44.828
‫فقط باید مطمئن بشم که
‫قلم دفترچه‌ تسلیت هنوز جوهر داره.‬

28:44.911 --> 28:47.873
‫مگه تو همکار برای برنامه‌ریزی نداری؟
‫ کی به جوهر اهمیت میده؟‬

28:47.956 --> 28:50.834
‫این که یک نفر یک پیام صمیمانه
‫از صمیم قلب بنویسه خیلی مهمه.‬

28:50.917 --> 28:53.295
‫منظورم اینه که من اهمیت نمیدم.‬

28:53.378 --> 28:56.173
‫من اهمیت میدم. بهترین دوستت.‬

28:56.256 --> 28:58.309
‫و مهمانت و کسی که سه ماه

28:58.333 --> 29:00.385
‫برای این سفر هیجان داشت.‬

29:00.469 --> 29:02.721
‫من به اون قلم تسلیت احمقانه اهمیت نمیدم.‬

29:04.681 --> 29:08.101
‫من فقط تا حالا کسی رو که
‫فوت کرده باشه از نزدیک نمی‌شناختم.‬

29:08.852 --> 29:11.980
‫فکر کنم مطمئن شدن از این که همه‌چیز عالیه،
‫راه من برای کمک کردن به بقیه‌ست.‬

29:13.565 --> 29:15.192
‫اما حق با توـه، می‌تونیم بریم.‬

29:15.275 --> 29:17.444
‫لیز و داستین حتی نمی‌دونستن
‫من کی هستم.‬

29:19.237 --> 29:21.615
‫من توی تعطیلات پاییزیم اومدم این‌جا
‫تا بهترین دوستم رو ببینم‬

29:21.698 --> 29:25.785
‫چون واقعا دلم برات تنگ شده بود، و...‬

29:25.869 --> 29:27.454
‫حس می‌کنم اصلا وجود خارجی ندارم.‬

29:28.205 --> 29:29.372
‫- مدیسون.‬
‫- چرا بهم نگفتی‬

29:29.456 --> 29:31.249
‫که برای دوره‌ی کارآموزی کازمو‬
‫درخواست نمی‌دی؟‬

29:31.833 --> 29:34.377
‫خب، من... من می‌خواستم،
‫ می‌خواستم بهت بگم، اما من...‬

29:34.461 --> 29:36.546
‫اما نگفتی. بابات گفت.‬

29:36.630 --> 29:38.632
‫اصلا یادت بود که دارم میام؟‬

29:38.715 --> 29:40.091
‫البته که یادم بود داری میای.‬

29:40.175 --> 29:41.259
‫- نه، یادت نبود.‬
‫- ما برنامه‌ریزی کرده...‬

29:41.343 --> 29:44.262
‫قسم می‌خورم تو تنها کسی هستی که‬
‫وقتی از لس آنجلس رفت دروغ گفتنش بیشتر شد.

29:44.346 --> 29:46.014
‫خیلی خب.‬

29:46.097 --> 29:47.432
‫باشه.‬

29:48.642 --> 29:50.060
‫یادم رفته بود، باشه؟‬

29:51.228 --> 29:53.383
‫و می‌دونم اون‌قدری
‫که دلت می‌خواست‬

29:53.407 --> 29:55.106
‫در جریان کار قرارت ندادم،‬

29:55.190 --> 29:57.692
‫ولی اصل مطلب اینه که اوضاع این‌جا‬
‫واقعا، واقعا سخت بوده.‬

29:57.776 --> 29:59.486
‫پس چرا می‌خوای بمونی؟‬

30:01.905 --> 30:06.785
‫چون... یه جایی تو این مسیر،‬
‫شروع کردم به دوست‌داشتنش.‬

30:09.538 --> 30:11.331
‫حس می‌کنم اصلا نمی‌شناسمت.‬

30:13.542 --> 30:15.961
‫هر وقت آماده بودی دوباره ال وودز بشی،‬
‫بهم زنگ بزن.‬

30:18.505 --> 30:19.548
‫مدیسون، صبر کن.‬

30:19.631 --> 30:20.632
‫آزمایش، آزمایش.

30:20.715 --> 30:22.509
‫اوه.‬

30:22.592 --> 30:27.305
‫اکو، اکو، اکو. اکو.‬

30:29.057 --> 30:31.184
‫ببخشین.‬

30:31.268 --> 30:37.232
‫عه... ما الان وارد بخش‬ اورولوژی امشب شدیم.‬

30:37.315 --> 30:39.067
‫- اورولوژی؟ اورولوژی؟‬
‫- اون مست‌ـه؟‬

30:39.150 --> 30:41.361
‫- منظورت یولوژی‌ـه؟‬
‫- بله...‬
‫(یولوژی: مدح پس از مرگ)

30:41.444 --> 30:43.989
‫ممنونم. مـ...مـ...‬

30:44.990 --> 30:46.741
‫بی‌خیال. من... من می‌خوام
‫یه دقیقه حرف بزنم.‬

30:46.825 --> 30:47.826
‫کمکش کنین.‬

30:47.909 --> 30:50.203
‫اون بخش از کتاب رابین رو‬ یادتون میاد

30:50.287 --> 30:52.315
‫که اون کاکتوس بهش گفت

30:52.339 --> 30:54.499
‫با خودش صادق باشه؟‬

30:54.583 --> 30:57.052
‫خب، بذارین من هم
‫یکم کاکتوس‌بازی دربیارم

30:57.076 --> 30:59.296
‫و با خودم و همه‌ی
‫شما صادق باشم...‬

31:00.714 --> 31:04.217
‫هی، هی، حالت خوبه؟‬

31:04.301 --> 31:06.928
‫من بالا آوردم. دیدی؟‬

31:08.013 --> 31:09.389
‫چی؟ اون رو دیدی؟‬

31:11.641 --> 31:13.768
‫فکر نکنم کسی متوجه شده باشه.‬

31:13.852 --> 31:15.979
‫چرا براش یکم آب نیاریم؟‬

31:18.000 --> 31:25.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

31:26.448 --> 31:28.697
‫من احتمالا اونی نیستم که‬

31:28.721 --> 31:30.535
‫الان باید صحبت کنه،‬

31:30.619 --> 31:35.123
‫چون رابین مامان من نبود.‬

31:38.001 --> 31:39.586
‫یا هم‌راز من.‬

31:41.421 --> 31:44.007
‫یا همکارم.‬

31:44.090 --> 31:49.220
‫اما... رابین هر کسی که برای شما بود،‬

31:49.304 --> 31:52.223
‫ممنون که امروز این‌جا بودین‬
‫تا بهش ادای احترام کنین.‬

31:56.936 --> 31:58.438
‫ام...‬

31:59.606 --> 32:01.066
‫من فقط...‬

32:01.149 --> 32:06.404
‫به‌تازگی نقل‌مکان کردم
‫به سیاتل، و...‬

32:06.488 --> 32:09.783
‫همین‌طور دارم چیزهای جدیدی
‫درباره‌ش یاد می‌گیرم.‬

32:10.992 --> 32:13.662
‫مثلا...‬

32:13.745 --> 32:18.249
‫مثلا تازه یاد گرفتم که وقتی
‫کوه پیداست، یعنی هوا صافه.‬

32:20.001 --> 32:22.003
‫شنون این رو بهم یاد داد.‬

32:22.087 --> 32:23.922
‫برای همین...‬

32:24.005 --> 32:26.300
‫یه جورهایی جالبه که بدونی‬

32:26.324 --> 32:29.052
‫بعضی روزها قراره ابری باشه‬

32:29.135 --> 32:32.681
‫و بعضی روزها قراره قشنگ باشه،‬

32:32.764 --> 32:35.684
‫اما کوه همیشه اون‌جاست،‬

32:35.767 --> 32:38.436
‫حتی اگه نتونی ببینیش.‬

32:40.480 --> 32:43.108
‫و این حسی‌ـه که من به رابین دارم.‬

32:44.984 --> 32:49.698
‫روح اون همیشه‬ در وجود
‫شنون حضور خواهد داشت.‬

32:57.872 --> 32:59.457
‫متاسفم.‬

33:04.671 --> 33:07.841
‫♪ اوه... ♪‬

33:10.218 --> 33:12.804
‫بهم گفته بودن فیل‌ها‬
‫امروز برنامه‌ای اجرا نمی‌کنن.‬

33:12.887 --> 33:15.098
‫♪ وقتی می‌رقصم، بهم می‌گن ماکارنا ♪‬

33:15.181 --> 33:17.809
‫♪ و پسرها می‌گن چقدر جذابی ♪‬

33:17.892 --> 33:20.061
‫♪ همه‌شون من رو می‌خوان،
‫ولی نمی‌تونن داشته باشن ♪‬

33:20.145 --> 33:22.230
‫♪ پس همه‌شون میان و کنار من می‌رقصن ♪‬

33:22.313 --> 33:24.441
‫♪ با من حرکت کن، با من بخون ♪‬

33:24.524 --> 33:25.942
‫♪ و اگه بچه‌ی خوبی باشی،
‫می‌برمت خونه‌ی خودمون ♪‬

33:27.110 --> 33:29.279
‫♪ با من حرکت کن، با من بخون ♪‬

33:29.362 --> 33:31.281
‫♪ و اگه بچه‌ی خوبی باشی،
‫می‌برمت خونه‌ی خودمون... ♪‬

33:38.496 --> 33:39.789
‫♪ ا، ماکارنا... ♪‬

33:46.755 --> 33:49.466
‫می‌دونی، توی اون دست‌شویی
‫یه آبشار هست.‬

33:49.549 --> 33:51.634
‫یعنی، کاسه توالتش یه آبشار واقعیه‌.‬

33:51.718 --> 33:54.179
‫شاید هیچ‌وقت از این‌جا نرم.‬

33:54.262 --> 33:56.347
‫چندش.‬

33:56.431 --> 33:57.766
‫می‌خوای هم رو ببوسیم؟‬

33:57.849 --> 33:59.100
‫کاملا.‬

34:10.903 --> 34:12.113
‫وایت؟‬

34:14.407 --> 34:15.575
‫وایت.‬

34:19.120 --> 34:21.080
‫وایت!‬

34:21.164 --> 34:22.582
‫اوه، ببخشین.‬

34:22.664 --> 34:25.418
‫غرق در نواختن بخش گیتارم
‫با آهنگ «روشن کن آتیشم رو» بودم.‬

34:25.502 --> 34:26.753
‫دارم برات یه ترکیب درست می‌کنم.‬

34:26.836 --> 34:29.798
‫تلفیق بوی گل و میخک تو
‫یه صبح خنک پاییزی‌ـه.‬

34:29.881 --> 34:32.217
‫اصلا نمی‌فهمم داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی.‬

34:32.300 --> 34:34.343
‫دارم تلاش می‌کنم کاری کنم
‫از قهوه خوشت بیاد.‬

34:35.845 --> 34:38.055
‫قهوه بهم کهیر میده، وایت.‬

34:38.139 --> 34:40.307
‫درست مثل پیاده‌روی که
‫باعث میشه خیس عرق شم

34:40.391 --> 34:42.142
‫و مدیتیشن که عصبی‌م می‌کنه،‬

34:42.227 --> 34:44.604
‫و شوهرم که سعی داره‬
‫من رو عاشق سیاتل کنه‬

34:44.687 --> 34:47.398
‫- باعث می‌شه بخوام جیغ بکشم.‬
‫- متاسفم.‬

34:47.481 --> 34:50.151
‫من فکر کردم مرگ رابین
‫یه زنگ بیدارباش بود‬

34:50.235 --> 34:52.195
‫تا به بخش ماجراجوی وجودت رجوع کنی.‬

34:52.278 --> 34:53.988
‫این برداشت تو بود.‬

34:54.072 --> 34:56.813
‫مرگ رابین زنگ
‫بیدارباش من بود تا اعتراف

34:56.837 --> 34:59.577
‫کنم در واقع خیلی
‫احساس سرزندگی نمی‌کنم.‬

34:59.661 --> 35:00.954
‫عزیزم.‬

35:02.038 --> 35:05.250
‫برام سخته که به آدم‬
‫پرانرژی‌تری فکر کنم.‬

35:06.417 --> 35:08.711
‫تو مرکز توجه‬
‫هر مهمونی هستی.‬

35:08.795 --> 35:10.672
‫تو ملکه‌ی باشگاه تنیس‌ـی.‬

35:10.755 --> 35:14.467
‫تا حالا به کاری برنخوردی که نتونی
‫با سرسختی و دفترچه‌ی تلفنت حلش کنی.‬

35:14.551 --> 35:17.095
‫تو الان زندگی من تو بل ایر رو توصیف کردی.‬

35:17.178 --> 35:19.681
‫از وقتی اومدیم این‌جا،‬

35:19.764 --> 35:21.599
‫زندگی من فقط روی حالت توقف بوده.‬

35:21.683 --> 35:23.142
‫من اصلا چنین حسی نداشتم.‬

35:23.226 --> 35:25.687
‫به خاطر اینه که زندگی تو
‫در حال پخش بوده و متوقف نشده.

35:28.398 --> 35:29.649
‫- چطور بود؟‬
‫- خوب بود.‬

35:29.732 --> 35:31.150
‫این یعنی بد بوده.‬

35:31.234 --> 35:33.403
‫گفت خوب بوده.‬

35:33.486 --> 35:36.948
‫آره، این رمز کلمه‌ی «فاجعه‌بار»ـه.‬

35:48.668 --> 35:51.087
‫می‌خوای بهم بگی چرا‬
‫مدیسون تو زیرزمین‌ـه‬

35:51.170 --> 35:53.798
‫و داره تنهایی فیلم «بی‌خواب در سیاتل» رو
‫تماشا می‌کنه؟‬

35:55.049 --> 35:57.218
‫چون این کار سرگرم‌کننده‌تر
‫از رفتن به یادبود‬

35:57.302 --> 35:59.762
‫کسی‌ـه که اصلا نمی‌شناسیش.‬

35:59.846 --> 36:03.057
‫- من سفرش رو خراب کردم.‬
‫- اوه...‬

36:03.141 --> 36:07.353
‫هنوز کل آخر هفته رو با هم دارین.‬

36:07.437 --> 36:11.608
‫ چرا فردا با یه قایق مسکونی تفریحی
‫ نریم بیرون؟

36:11.691 --> 36:16.362
‫می‌دونی که «قایق مسکونی کروز»‬
‫نام مستعار کشتی تفریحی مجلل نیست، دیگه؟‬

36:16.446 --> 36:18.865
‫نه، نمی‌دونستم.‬

36:23.077 --> 36:24.370
‫مراسم یادبود چطور پیش رفت؟‬

36:25.079 --> 36:27.582
‫شنون خیلی دوستش داشت.‬

36:27.665 --> 36:30.752
‫بازی با برچسب‌های اسم
‫برای یخ‌شکنی عالی جواب داد.‬

36:30.835 --> 36:34.005
‫و کی فکرش رو می‌کرد یه فیل سخنگو‬

36:34.088 --> 36:36.257
‫همون لحظه‌ی شاد غیرمنتظره‌ای
‫باشه که همه‌مون بهش نیاز داشتیم؟‬

36:44.265 --> 36:46.017
‫اما هنوز ناراحتی.‬

36:48.102 --> 36:49.103
‫اوهوم.

36:50.313 --> 36:52.774
‫فقط نمی‌دونم کافی بود یا نه.‬

36:57.236 --> 36:59.193
‫می‌خواستم با کمک‌کردن

36:59.217 --> 37:01.532
‫اوضاع رو درست کنم، اما...‬

37:04.118 --> 37:05.828
‫...می‌دانم فقط مثل یه چسب‌زخم بود.‬

37:05.912 --> 37:08.289
‫با ایستادن کنار شنون به این شکل،‬

37:08.373 --> 37:10.583
‫و برای کیمبرلی، به همین ترتیب،‬

37:10.667 --> 37:13.378
‫تو طوری کمک کردی‬

37:13.461 --> 37:15.046
‫که فکر نمی‌کنم بتونی درکش کنی‬

37:15.129 --> 37:18.174
‫تا وقتی که خودت‬
‫از چنین چیزی عبور کنی.‬

37:18.257 --> 37:20.176
‫- این‌طور فکر می‌کنی؟‬
‫- آره.‬

37:26.140 --> 37:28.351
‫واقعا بهت افتخار می‌کنم.‬

37:31.521 --> 37:34.732
‫هی، کمک می‌خوای‬
‫این رو ببریم تا ماشینت؟‬

37:35.733 --> 37:37.902
‫عالی می‌شه. ممنون.‬

37:37.986 --> 37:40.697
‫کیمبرلی قرار بود‬
‫تمیزکاری رو انجام بده، اما...‬

37:40.780 --> 37:44.075
‫آره. فکر کنم مامان یکی بردش خونه.‬

37:45.159 --> 37:46.577
‫فردا برای اون روز سختی خواهد بود.‬

37:46.661 --> 37:48.454
‫من بیشتر نگران تمساح‌های کوچک هستم.‬

37:48.538 --> 37:49.831
‫فکر کنم اون‌ها کروکودیل باشن.‬

37:55.712 --> 37:57.588
‫- من ال رو بوسیدم.‬
‫- چی؟‬

37:58.673 --> 38:01.843
‫بعد از جشن بازگشت به خانه، من...
‫ال رو بوسیدم.‬

38:03.511 --> 38:04.971
‫چرا داری این رو به من می‌گی؟‬

38:05.555 --> 38:07.265
‫عه...‬

38:07.348 --> 38:11.853
‫چون حس... حس یه آدم عوضی رو
‫ داشتم که این‌جام،‬

38:11.936 --> 38:13.396
‫و یه راز رو ازت مخفی می‌کنم.‬

38:13.479 --> 38:15.234
‫خب، یه ایده‌ای دارم،
‫اگه دوست‌های من رو‬ نمی‌بوسیدی،

38:15.258 --> 38:17.012
‫حس یه آدم تخمی رو نداشتی.‬

38:18.943 --> 38:21.821
‫عه... خیلی خب.

38:21.904 --> 38:26.034
‫منصفانه نگاه کنیم...
‫تو با من به‌هم زدی.‬

38:26.117 --> 38:29.704
‫منصفانه نگاه کنیم،‬
‫اون... انگار پنج دقیقه پیش بود.‬

38:32.749 --> 38:35.334
‫پس، برای همینه که این‌قدر
‫عجیب شده بودی.‬

38:37.211 --> 38:39.672
‫از ال خوشت اومده بود.‬

38:39.756 --> 38:43.843
‫و... و اون هم همین‌طوری...‬ می‌ذاره ببوسیش؟‬
‫‬

38:43.926 --> 38:46.721
‫مثلا دوست من پشت سرم‬
‫داره با دوست‌پسر سابقم لاس می‌زنه؟

38:46.804 --> 38:48.222
‫- شنون، این فقط یه جوری اتفاق افتاد.‬
‫- خواهش می‌کنم.‬

38:48.306 --> 38:50.767
‫نه، نه، اون... اون خودش می‌خواست اولین نفری
‫باشه که بهت می‌گه. من ف...‬

38:50.850 --> 38:52.643
‫- من... حس کردم بهتره این از طرف من مطرح بشه.‬
‫- تمومش کن.‬

38:52.727 --> 38:55.813
‫جوری رفتار نکن که انگار‬
‫این کار به خاطر لطف‌ به من‌ـه.‬

38:55.897 --> 38:58.838
‫قضیه اینه که شما
‫دوتا فکر می‌کنین

38:58.862 --> 39:00.693
‫دوست‌های مزخرفی هستین
‫چون در واقع هستین.‬

39:03.362 --> 39:04.489
‫شنون.‬

39:06.532 --> 39:08.534
‫- شنون، متاسفم.‬
‫- برو بیرون.‬

39:08.618 --> 39:11.537
‫- نه، فقط بذار این رو ببرم ماشینت...‬
‫- ازم دور شو، مایلز!‬

39:11.621 --> 39:14.624
‫- شنون، ما نمی‌خواستیم ناراحتت کنیم.‬
‫- من تو مراسم یادبود مادرم هستم.‬

39:15.708 --> 39:17.418
‫من داغونم.‬

39:20.296 --> 39:22.465
‫من نابودم.‬

39:23.549 --> 39:27.345
‫و تو حالا انتخاب کردی که این رو به من بگی؟‬

39:27.428 --> 39:31.474
‫احساس کردم دروغ گفتن بهت
‫بدتره، و... تو به نظر خوب می‌رسیدی.‬

39:31.557 --> 39:34.227
‫تو می‌خواستی باور کنی که من خوبم،‬

39:34.310 --> 39:37.271
‫تا بتونی گناهانت رو پاک کنی
‫و من بهت تبرک بگم.‬

39:37.355 --> 39:39.941
‫خب، حدس بزن چی شده.‬

39:40.024 --> 39:41.859
‫نمی‌خوام بهت نگاه کنم.‬

39:42.485 --> 39:45.196
‫نمی‌خوام دورت باشم
‫و می‌تونی به ال بگی بابت‬

39:45.279 --> 39:47.990
‫کمکش امشب ممنونم
‫ ولی من با اون هم تموم کردم.‬

39:48.074 --> 39:50.743
‫شنون، لطفا. شنون.‬

40:04.215 --> 40:06.008
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

40:06.843 --> 40:08.136
‫همه‌چیز مرتبه؟‬

40:08.219 --> 40:09.762
‫من، ام...‬

40:10.888 --> 40:12.056
‫یه کاری کردم.‬

40:12.140 --> 40:13.432
‫باشه.‬

40:14.350 --> 40:15.434
‫به شنون گفتم.‬

40:15.518 --> 40:17.353
‫- لطفا نگو منظورت اینه که...‬
‫- نه، در مورد ما بهش گفتم.‬

40:17.436 --> 40:19.939
‫باشه.‬

40:20.022 --> 40:23.067
‫ام، من... من بهت گفتم بذاری
‫خودم باهاش حرف بزنم.‬

40:23.151 --> 40:25.611
‫کل عمرم می‌شناسمش.‬ فقط... فقط
‫می‌خواستم این موضوع از طرف خودم گفته بشه.‬

40:25.695 --> 40:28.030
‫تو این موضوع رو وسط
‫مراسم یادبود مادرش به کسی نمی‌گی.‬

40:28.114 --> 40:30.199
‫می‌دونم...‬

40:30.283 --> 40:31.284
‫الان می‌دونم.‬

40:31.367 --> 40:33.494
‫پس حالا، نه تنها با بوسیدن دوست‌‌پسر سابقش
‫قانون دخترونه رو زیر پا گذاشتم،‬

40:33.578 --> 40:36.497
‫بلکه با نگفتن این که دوست‌‌پسر سابقش رو
‫بوسیدم، دوباره زیر پاش گذاشتم.‬

40:37.081 --> 40:38.958
‫نمی‌خوام شنون رو به عنوان
‫یه دوست از دست بدم.‬

40:39.542 --> 40:40.585
‫من هم همین‌طور.‬

40:42.753 --> 40:44.130
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.‬

40:44.213 --> 40:45.423
‫هیچی، باشه؟‬

40:46.632 --> 40:49.177
‫من درستش می‌کنم. من...‬

40:49.260 --> 40:51.929
‫دوشنبه باهاش حرف می‌زنم
‫و همه‌چیز رو روبه‌راه می‌کنم.‬

40:53.806 --> 40:57.143
‫فقط یه لطف در حقم بکن و لطفا...‬

40:57.226 --> 40:59.812
‫لطفا تا ۴۸ ساعت آینده دهنت رو باز نکن.‬

41:17.288 --> 41:19.165
‫پسرها خیلی احمقن.‬

41:19.248 --> 41:20.833
‫خیلی احمقن.‬

41:21.584 --> 41:22.585
‫بیا اینجا.‬

41:28.633 --> 41:29.717
‫دوستت دارم.‬

41:29.800 --> 41:31.344
‫من هم دوستت دارم.‬

41:44.190 --> 41:46.901
‫شنون کجاست؟ چرا داری
‫توی کمدش می‌گردی؟‬

41:46.984 --> 41:48.319
‫نمی‌گردم. دارم تمیزش می‌کنم.‬

41:48.402 --> 41:50.363
‫و قبل از اینکه بپرسی، نه،
‫نیازی به کمک تو ندارم.‬

41:50.988 --> 41:52.323
‫چرا باید به کمک تو نیاز داشته باشم؟‬

41:52.406 --> 41:55.076
‫ببخشید، من... نمی‌خواستم این‌طوری...‬

41:55.159 --> 41:58.412
‫می‌دونی، عه...‬
‫فقط اینه که... دارم سکته می‌کنم.‬

41:58.496 --> 42:01.374
‫گمونم تو باهاش دوستی،‬

42:01.457 --> 42:03.668
‫ولی من از مهدکودک می‌شناسمش.‬

42:03.751 --> 42:05.044
‫من... انتظار نداشتم اون...‬

42:05.127 --> 42:06.462
‫خب، نمی‌دونم داری
‫در مورد چی حرف می‌زنی.‬

42:06.545 --> 42:08.047
‫دارم در مورد بهترین دوستم
‫حرف می‌زنم که از شهر رفته.‬

42:08.130 --> 42:09.382
‫صبر کن چی؟‬

42:09.465 --> 42:11.509
‫شنون رفته پیش پدرش توی دنور.‬

42:11.592 --> 42:14.220
‫نمی‌شه... واقعا باید باهاش حرف بزنم.‬

42:14.303 --> 42:16.931
‫- من هم همین‌طور.‬
‫- نه، منظورم اینه که واقعا باید باهاش حرف بزنم.‬

42:17.014 --> 42:18.891
‫- کی برمی‌گرده؟‬
‫- تو متوجه نمی‌شی.‬

42:18.975 --> 42:21.102
‫شنون رفته پیش پدرش توی دنور
‫که اون‌جا زندگی کنه.‬

42:21.185 --> 42:24.355
‫اون اسباب‌کشی کرده. شنون برنمی‌گرده.‬

42:37.910 --> 42:39.161
‫سلام. صبح بخیر.‬

42:39.245 --> 42:40.496
‫صبح بخیر.‬

42:44.291 --> 42:47.690
«مجله کازموپالیتن»

42:45.793 --> 42:47.670
‫من این کار رو به خاطر تو انجام می‌دم، ال.‬

42:48.379 --> 42:49.964
‫هی.‬

42:50.047 --> 42:52.675
‫منم این کار رو به خاطر تو انجام می‌دم.‬

42:52.758 --> 42:54.719
‫جای ما توی لس‌آنجلس‌ـه.‬

42:56.721 --> 42:59.515
‫♪ خواب دیدم ♪‬

42:59.598 --> 43:04.520
‫♪ که دنبال ماشین دویدی ♪‬

43:04.603 --> 43:08.316
‫♪  و تابلویی رو تکون دادی ♪

43:08.340 --> 43:11.277
‫♪ که هیچ معنایی نداشت ♪

43:11.360 --> 43:17.241
‫♪ گیج و سرگردان بودم ♪‬

43:17.325 --> 43:22.955
‫♪ و تابلو رو بلند خوندم ♪‬

43:23.039 --> 43:25.708
‫♪ مثل یه احمق ♪‬

43:28.919 --> 43:33.758
‫♪ مثل یه احمق ♪‬

43:34.759 --> 43:39.263
‫♪ مثل یه احمق ♪‬

43:40.264 --> 43:43.726
‫♪ مثل یه احمق ♪♪‬

43:44.000 --> 44:04.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
