WEBVTT

00:00.397 --> 00:01.606
‫دانا؟

00:02.941 --> 00:05.235
‫آنچه در « ال » گذشت...‬

00:05.318 --> 00:07.988
‫ای کاش می‌تونستیم‬
‫از این کابوس بیدار بشیم بروزر.‬

00:08.071 --> 00:09.781
‫من تازه یه راهی پیدا کردم‬
‫که بفرستمت خونه.‬

00:09.865 --> 00:12.659
‫کازمو داره یه ترم کارآموزی‬ تحصیلی
‫توی لس آنجلس انجام میده.‬

00:12.743 --> 00:14.119
‫همین الان بهم بگو چه‌جوری برنده بشم.‬

00:14.202 --> 00:16.830
‫فقط کافیه از بین این موضوع‌های انشا‬
‫چندتاشون رو انتخاب کنی.‬

00:16.913 --> 00:19.666
‫«وقتی اوضاع خراب میشه،‬
‫چه‌جوری دوباره خودتون رو بالا می‌کشین؟»‬

00:19.750 --> 00:21.668
‫می‌تونم درباره‌ی‬
‫بازگشت دوباره‌ی دانا بنویسم.‬

00:21.752 --> 00:22.961
‫می‌تونم کمکش کنم
‫دوباره استخدام بشه.‬

00:23.044 --> 00:24.796
‫وودز، ویرگول، ال؟‬

00:24.880 --> 00:26.631
‫سلام. من شنن واکر هستم.‬

00:26.715 --> 00:28.390
‫ببخشید، یادم رفته بود‬

00:28.414 --> 00:30.051
‫ارتباط چشمی برقرار
‫کردن چه حسی داره.‬

00:30.135 --> 00:31.928
‫هی. شنبه میری کارپت‌مارت؟‬

00:32.012 --> 00:33.764
‫خب، کارپت‌مارت چیه؟‬

00:33.847 --> 00:35.432
‫چرا با دختری این‌جایی که‬
‫باعث شد مامانت اخراج بشه؟‬

00:35.515 --> 00:36.725
‫این‌طور نیست.‬

00:37.476 --> 00:39.936
‫- از کی تا حالا دانا مامانت‌ـه؟‬
‫- از وقتی به دنیا اومدم.‬

00:40.020 --> 00:42.022
‫من توی سیاتل از هیچ‌کسی نپرسیدم‬
‫پدر و مادرش کی‌ـن.‬

00:42.105 --> 00:44.733
‫مدرسه رفتن من‬
‫بستگی به کار کردن اون توی اون‌جا داره.‬

00:44.816 --> 00:46.276
‫من... من نمی‌خوام اخراج بشی.‬

00:46.359 --> 00:48.945
‫پس لطفا فقط بی‌خیال شو.‬

00:51.281 --> 00:53.408
‫این‌جا همه‌چیز برعکس به نظر میاد.‬

00:53.492 --> 00:55.494
‫- باشه.‬
‫- هی، وایسا، داری چیکار می‌کنی؟‬

00:55.577 --> 00:57.037
‫ذهنت رو آزاد می‌کنم!‬

01:01.583 --> 01:02.834
‫و اون آقای جوان‬

01:02.918 --> 01:04.753
‫و خوش‌تیپ کیه که‬ انقدر

01:04.836 --> 01:06.046
‫نگران سلامتیت‌ـه؟‬

01:06.129 --> 01:07.380
‫اون فقط یه دوسته.‬

01:08.000 --> 01:19.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:29.000 --> 01:36.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:37.035 --> 01:38.703
‫استر، تو آب‌سیب خورده بودی؟‬

01:42.165 --> 01:43.291
‫سلام.‬

01:43.375 --> 01:45.877
‫می‌تونم یه آیس‌کافی متوسط...‬

01:45.961 --> 01:47.128
‫ال؟‬

01:47.212 --> 01:49.089
‫- سلام.‬
‫- دانا؟‬

01:50.841 --> 01:52.425
‫چه اتفاقی واسه بازار ماهی‌فروش‌ها افتاد؟‬

01:52.509 --> 01:55.220
‫این کار پاره‌وقت آخر هفته‌م‌ـه.‬

01:55.303 --> 01:57.514
‫چرا جوری لباس پوشیدی که انگار
‫عملیات تعقیب و گریزه؟‬

01:57.597 --> 02:00.809
‫اوه. دارم سعی می‌کنم از دست پسری
‫قایم بشم‬ که شاید بیاد این‌جا.‬

02:00.892 --> 02:02.853
‫یه بار دیدم داره چیزی می‌نوشه‬
‫که فکر کنم قهوه بود،‬

02:02.936 --> 02:04.563
‫ولی باید چیکار کنم؟‬

02:04.646 --> 02:07.315
‫این تنها کافه‌ایه که‬ نیاز نیست
‫مامانم من رو با ماشین برسونه

02:07.399 --> 02:10.277
‫تو خیلی شجاعی. آی! خدای من.‬

02:10.360 --> 02:13.348
‫خب، پس این پسری که
‫داری ازش دوری می‌کنی،‬

02:13.372 --> 02:15.115
‫یه جورایی خطرناکه؟‬

02:15.198 --> 02:16.241
‫فقط از نظر عاطفی.‬

02:16.908 --> 02:18.577
‫اون با دختری دوسته که‬
‫من شدیدا دلم می‌خواد باهاش دوست بشم.‬

02:18.660 --> 02:20.537
‫خیلی دیر متوجه این قضیه شدم.‬

02:20.620 --> 02:22.539
‫اوه، عزیزم.‬

02:22.622 --> 02:23.957
‫عه... دانا؟ تو یه قو‬

02:24.040 --> 02:26.126
‫بدون سر دیگه درست کردی.‬

02:26.209 --> 02:28.670
‫من توی این کار افتضاحم.‬
‫الان برمی‌گردم.‬

02:31.298 --> 02:33.216
‫ال؟‬

02:33.300 --> 02:35.677
‫شنن. تو این‌جایی.‬

02:35.760 --> 02:37.053
‫سلام.‬

02:37.137 --> 02:40.140
‫هر دوتون این‌جاـین.‬

02:40.223 --> 02:41.349
‫با هم.‬

02:41.433 --> 02:43.184
‫چون با هم دوست‌ـین.‬

02:43.268 --> 02:45.356
‫باید اضافه کنم که امروز صبح‬

02:45.380 --> 02:47.188
‫خیلی صمیمی و
‫وفادار به نظر می‌رسین.‬

02:47.272 --> 02:48.773
‫آفرین به ما.‬

02:49.774 --> 02:51.902
‫اوه، راستش،‬
‫تو می‌تونی به بحث ما خاتمه بدی.‬

02:51.985 --> 02:54.738
‫داریم یه بیگل رو با هم نصف می‌کنیم.‬
‫کدومش بهتره؟‬

02:54.821 --> 02:57.532
‫بلوبری یا همه‌چیز‌مخلوط؟‬

02:57.616 --> 02:59.492
‫می‌خوای من انتخاب کنم؟‬

02:59.576 --> 03:01.536
‫بین شما دوتا؟‬

03:01.620 --> 03:03.747
‫- اوهوم
‫- اوهوم

03:05.290 --> 03:06.833
‫ببخشید مایلز.‬

03:06.917 --> 03:08.877
‫باید بلوبری رو انتخاب کنم.
‫قانون دخترهاست.‬

03:08.960 --> 03:11.171
‫آه، فهمیدم.‬
‫پس شما دوتا دارین علیه من متحد می‌شین.‬

03:11.254 --> 03:13.214
‫همیشه.‬

03:13.298 --> 03:14.507
‫چی می‌تونم براتون بیارم؟‬

03:14.591 --> 03:15.986
‫یه بیگل بلوبری

03:16.010 --> 03:17.802
‫با پنیر خامه‌ای بلوبری.‬

03:17.886 --> 03:22.307
‫چه عالی، یه جمع سه نفره با کارمن سندیگو.‬

03:22.390 --> 03:23.850
‫ام، می‌تونم یه کروسان داشته باشم؟‬

03:23.934 --> 03:26.436
‫اوه، اون واقعا خوب به نظر می‌رسه.‬
‫می‌شه دوتا کرواسانش کنین؟‬

03:26.519 --> 03:27.812
‫یه بیگل بلوبری این‌جاست.‬

03:27.896 --> 03:29.981
‫ام، شماها می‌تونین برش دارین.‬

03:30.065 --> 03:31.691
‫بیاین یه میز بگیریم.‬

03:34.069 --> 03:36.571
‫و فکر کن ما می‌تونستیم
‫با همدیگه همه‌چیز داشته باشیم.

03:36.655 --> 03:37.948
‫این...‬

03:38.031 --> 03:40.617
‫درباره‌ی «همه‌چیز» مطمئن نیستم.‬

03:42.994 --> 03:44.996
‫اوه، منظورت بیگل بود.‬

03:45.997 --> 03:47.248
‫به من توجه نکن.‬

03:47.332 --> 03:50.085
‫فکر کنم به خاطر اون شلوغی جلوی صحنه،‬
‫یه ضربه‌ی خفیف به سرم خورده.‬

03:51.753 --> 03:54.422
‫اوه. من... فکر کنم روی صورتت...

03:54.506 --> 03:56.174
‫

03:56.257 --> 03:58.969
‫- بیا، من...‬
‫- نه! نکن.‬

04:03.473 --> 04:05.266
‫یعنی، می‌خوام همون‌جا باشه. مال خودمه.‬

04:05.350 --> 04:07.394
‫خب باشه، هر جور راحتی.‬

04:08.395 --> 04:09.604
‫من واسه خودم رو دارم.‬

04:16.611 --> 04:18.029
‫مطمئنم‬
‫اون‌قدرها هم بد نبوده.‬

04:18.113 --> 04:21.032
‫ما عملا جلوی دوست‌دخترش‬
‫داشتیم به مراحل صمیمی‌تر می‌رسیدیم.‬

04:21.116 --> 04:22.659
‫نگه دار. می‌شه لطفا بحث کنیم‬

04:22.742 --> 04:25.370
‫که چقدر حماسیه که‬
‫یه گزینه احتمالی مناسب توی سیاتل داری؟‬

04:25.453 --> 04:26.705
‫اون یه گزینه احتمالی نیست مدیسون.‬

04:26.788 --> 04:28.498
‫نکته‌اش همینه. من نباید ازش خوشم بیاد.‬

04:28.581 --> 04:30.166
‫مایلز با شنن‌ـه،‬

04:30.250 --> 04:32.836
‫و شنن هم عملا‬
‫باحال‌ترین سال‌آخری توی رینیر وسته.‬

04:32.919 --> 04:34.671
‫اون‌ها مثل برد و گوینت‬
‫این مدرسه‌ی احمقانه‌ـن.‬

04:34.754 --> 04:38.591
‫اگه اون‌ها این‌قدر کاملن، پس چرا مایلز‬
‫داشت کاملا باهات لاس می‌زد؟‬

04:38.675 --> 04:41.177
‫بی‌خیال.‬
‫من نمی‌خوام یه اشتباه مرگبار دیگه مرتکب بشم‬

04:41.261 --> 04:43.013
‫و دوباره کل مدرسه رو علیه خودم کنم.‬

04:43.096 --> 04:44.556
‫فقط برو جلو. کی اهمیت میده؟‬

04:44.581 --> 04:46.079
‫به هر حال وقتی
‫مسابقه‌ی کازمو رو ببری،‬

04:46.104 --> 04:47.742
‫همه‌ی این‌ها برات یه
‫خاطره‌ی دور می‌شن.‬

04:47.767 --> 04:49.102
‫آره، حق با توـه.‬

04:49.185 --> 04:51.896
‫فقط باید برگردم لس آنجلس
‫و خودم رو از این دردسر نجات بدم.‬

04:51.980 --> 04:53.565
‫پس موافقیم. عالیه.‬

04:53.648 --> 04:56.276
‫- من باید برم. عه... بعدا می‌بینمت.‬
‫- خداحافظ.‬

04:57.944 --> 04:59.946
‫خب بروزر، دیگه حرف از پسرها بسه.‬

05:00.030 --> 05:02.615
‫باید تمرکز کنیم‬ تا بتونیم
‫خودمون رو از این دردسر نجات بدیم.‬

05:04.117 --> 05:05.744
‫مقاله شماره‌ی دو.‬

05:05.827 --> 05:08.204
‫«دخترهای کازمو مثل کیک می‌مونن:‬

05:08.288 --> 05:11.416
‫شیرین، لایه‌لایه و یکم شیطون.‬

05:12.542 --> 05:15.420
‫ولی اولین برخورد و تأثیرگذاری، همه‌چیزه.‬

05:15.503 --> 05:18.131
‫اگه کسی بخواد شما رو‬
‫واسه اولین بار ببینه،‬

05:18.214 --> 05:20.592
‫چه کلمه‌ای رو واسه توصیف شما‬
‫به کار می‌بره؟»‬

05:20.675 --> 05:22.427
‫خب، این ‌که راحته.‬

05:22.510 --> 05:24.471
‫معلومه که...‬

05:25.930 --> 05:27.724
‫خب، کلمه‌های خیلی زیادی هست.‬

05:29.225 --> 05:31.603
‫ال وودز خوش‌پوشه.‬

05:37.317 --> 05:39.027
‫خیرخواهه.‬

05:42.322 --> 05:43.907
‫- ♪ کارولین می‌خنده ♪‬
‫- با اعتمادبه‌نفسه.‬

05:43.990 --> 05:45.825
‫♪ و تمام روز بارون می‌باره ♪‬

05:45.909 --> 05:49.537
‫♪ اون عاشق اینه که یکی از دخترها باشه ♪‬

05:49.621 --> 05:52.165
‫♪ اون در جایی از زندگی ما زندگی می‌کنه ♪‬

05:52.248 --> 05:53.666
‫محترمه.‬

05:53.750 --> 05:56.002
‫♪ که هیچ‌وقت هیچ‌چیز در اون درست نمیشه... ♪‬

05:58.046 --> 06:00.090
‫این واقعا یه جورایی غیرممکنه.‬

06:01.091 --> 06:03.051
‫اگه بگم جذاب و فریبنده‌ام،‬

06:03.134 --> 06:04.677
‫آیا فکر می‌کنن‬
‫خاکی و متواضع نیستم؟‬

06:05.595 --> 06:08.056
‫اگه «باهوش» رو انتخاب کنم،‬
‫می‌فهمن که خون‌گرم و شوخ‌طبع هم هستم؟‬

06:08.139 --> 06:11.392
‫باید بگم «باانگیزه»؟ «مهربون»؟‬

06:11.476 --> 06:12.477
‫«دوپیکر»؟‬

06:12.560 --> 06:14.646
‫«گیاه‌خوار»؟‬

06:12.680 --> 06:14.794
‫«مبحث پیش رو باشگاه گفتگو: حقوق حیوانات»

06:14.729 --> 06:19.651
‫چه‌طور ممکنه کسی بتونه‬
‫ال وودز رو فقط توی یک کلمه خلاصه کنه؟‬

06:20.652 --> 06:22.403
‫♪ من فقط وقتی بارون می‌باره خوشحالم ♪‬

06:20.760 --> 06:22.500
‫«جنده»

06:24.155 --> 06:28.618
‫♪ من فقط وقتی همه‌چیز پیچیده‌ست خوشحالم ♪‬

06:28.701 --> 06:30.620
‫♪ و هرچند می‌دونم تو نمی‌تونی ♪‬

06:30.703 --> 06:32.622
‫♪ درکش کنی ♪‬

06:32.705 --> 06:35.625
‫♪ من فقط وقتی بارون می‌باره خوشحالم ♪‬

06:36.709 --> 06:38.670
‫♪ ببارون ♪‬

06:38.753 --> 06:40.672
‫- ♪ بدبختیت رو بر سرم ♪‬
‫- ♪ ببارون بدبختیت رو ♪‬

06:40.755 --> 06:44.676
‫- ♪ بدبختیت رو بر سر من ببارون ♪‬
‫- ♪ پایین، ببارون بدبختیت رو ♪‬

06:44.759 --> 06:48.680
‫- ♪ بدبختیت رو ببارون ♪‬
‫- ♪ پایین، ببارون ♪‬

06:48.763 --> 06:52.684
‫♪ تا زمانی که اهمیت ندی، می‌تونی همدمم باشی ♪‬

06:52.767 --> 06:54.727
‫♪ تو اهمیت نمیدی ♪‬

06:56.771 --> 06:59.649
‫♪ من فقط وقتی بارون می‌باره خوشحالم ♪‬

07:00.775 --> 07:04.028
‫♪ می‌خوای درباره‌ی وسواس فکری جدیدم بشنوی؟ ♪‬

07:04.112 --> 07:06.030
‫♪ من دارم بر موج ♪‬

07:06.114 --> 07:08.491
‫♪ یه افسردگی عمیق سواری می‌کنم ♪‬

07:08.574 --> 07:11.503
‫« ال »

07:08.575 --> 07:10.952
‫♪ من فقط وقتی بارون می‌باره خوشحالم ♪‬

07:11.035 --> 07:14.539
‫♪ بدبختی رو بر سرم ببارون ♪‬

07:14.622 --> 07:17.458
‫♪ من فقط وقتی بارون می‌باره خوشحالم ♪‬

07:19.085 --> 07:20.461
‫من اصلا نمی‌دونم‬

07:20.544 --> 07:23.255
‫«جنده»

07:20.545 --> 07:23.173
‫این اشاره به چیه.‬

07:23.256 --> 07:27.343
‫حتما یکی سعی داشته‬
‫کلمه‌ی «اسکاتلندی» رو بنویسه.‬

07:27.427 --> 07:30.638
‫می‌دونین، خیلی‌ها فکر می‌کنن‬
‫من کاملا اسکاتلندی‌ام...‬

07:32.348 --> 07:34.142
‫...ولی بیشتر ایرلندی‌ام.‬

07:35.435 --> 07:38.188
‫هی.‬
‫عجب کار زشتی کردی من رو توی کارپت‌مارت قال گذاشتی.‬

07:39.564 --> 07:41.691
‫من تو رو قال گذاشتم؟‬

07:41.774 --> 07:43.610
‫من نزدیک بود ضربه‌ی مغزی بشم‬

07:43.693 --> 07:46.654
‫به خاطر اون شلوغی جلوی صحنه‌ی
‫ غیرقانونی که من رو توش کشوندی.‬

07:46.738 --> 07:48.406
‫این یه معجزه‌ست که هنوز زنده‌ام.‬

07:48.489 --> 07:49.532
‫خب، پس...‬

07:51.576 --> 07:53.671
‫...بیا این تک زندگی پر از هیجان

07:53.695 --> 07:55.413
‫و ارزشمندت رو هدر ندیم.‬

07:59.792 --> 08:02.670
‫یادته بهم گفتی مدیر اندرسون‬
‫توی مدارک رسمی اطلاعات رو جعل می‌کنه؟‬

08:02.754 --> 08:05.381
‫یارو مدرسه‌ی قبلیش رو
‫تحت «شرایط مرموزی» ترک کرده.‬

08:05.465 --> 08:07.842
‫نوشته «نامعلوم»، نه «مرموز».‬

08:07.867 --> 08:09.301
‫نمی‌تونی همین‌جوری
‫کلمه‌ها رو عوض کنی‬

08:09.325 --> 08:10.892
‫تا حرفت جنجالی‌تر به نظر برسه.‬

08:11.304 --> 08:12.680
‫اوه. صحبت از کلمه‌ها شد،‬

08:12.764 --> 08:14.766
‫اگه می‌تونستی من رو توی یه کلمه
‫توصیف کنی، اون چی بود؟‬

08:14.849 --> 08:18.061
‫آره، من این کار رو نمی‌کنم. به هر حال،‬
‫این مقاله میگه اندرسون اخراج شده.‬

08:18.144 --> 08:20.104
‫می‌دونستم اون آدم مشکوکیه.‬

08:20.188 --> 08:21.397
‫علاقه‌ای ندارم.‬

08:21.481 --> 08:23.316
‫- ال، بیخیال.‬
‫- تمومش کن.‬

08:23.399 --> 08:24.692
‫جدی می‌گم.‬

08:24.776 --> 08:26.486
‫هی داستین.‬

08:26.569 --> 08:28.404
‫برای تراکت‌ها ایده‌هایی دارم.‬

08:31.241 --> 08:32.867
‫باشه، ببینم چی داری.‬

08:55.014 --> 08:56.849
‫خیلی خب.‬

08:59.352 --> 09:00.770
‫چه طور به نظر می‌رسم؟‬

09:04.607 --> 09:06.025
‫مذهبی.‬

09:06.109 --> 09:07.986
‫خب، من در واقع می‌خواستم «مودب» به نظر
‫برسم ولی «مذهبی» هم خوبه.‬

09:08.069 --> 09:09.821
‫گردنت کجا رفته؟‬

09:09.904 --> 09:11.864
‫گردن پایه‌ی صورته.‬

09:11.948 --> 09:14.534
‫خب، می‌دونم لباس‌های یقه‌اسکی‬
‫به‌طور سنتی بخشی از ظاهر من نبودن،‬

09:14.617 --> 09:16.452
‫ولی شاید اون حس اشتباهی بوده.‬

09:16.536 --> 09:18.329
‫شاید من الان یه آدم یقه‌اسکی‌پوشم.‬

09:18.413 --> 09:19.872
‫آدم یقه‌اسکی...‬

09:19.956 --> 09:20.999
‫- وایت؟‬
‫- هوم؟‬

09:21.082 --> 09:23.126
‫من، عه...‬

09:23.209 --> 09:25.357
‫به طرز عجیبی دفترچه‌ی تلفنم رو

09:25.381 --> 09:26.963
‫توی اتاق مطالعه‌ت دیدم.‬

09:28.965 --> 09:31.009
‫می‌شه بری؟‬

09:31.092 --> 09:33.261
‫می‌شه بری؟‬

09:34.304 --> 09:36.389
‫من اون رو برات میارم.‬

09:38.808 --> 09:41.686
‫عزیزم. چه خبره؟‬

09:41.769 --> 09:43.354
‫هیچی.‬

09:44.355 --> 09:45.690
‫من فقط...‬

09:46.816 --> 09:49.694
‫یادت میاد‬ وقتی داشتیم
‫بروزر رو توی پارک می‌گردوندیم‬

09:49.777 --> 09:52.947
‫و یه خانمی اون رو با یه سگ سوسیسی
‫مقایسه کرد؟‬

09:53.031 --> 09:54.490
‫البته. اون داغون شده بود.‬

09:54.574 --> 09:57.076
‫آره، خب، الان می‌فهمم چه حسی داشت...‬

09:57.160 --> 09:58.786
‫اوه!‬

10:00.788 --> 10:03.666
‫دعوت‌نامه‌های جشن خانه‌ نویی تو‬
‫تصویر ترسناک دارن.‬

10:03.750 --> 10:06.127
‫خب، برخورد اول همه‌چیزه.‬

10:06.210 --> 10:08.713
‫بدبیاری بابات‬

10:08.796 --> 10:12.175
‫خانواده‌ی ما رو از لس آنجلس فراری داد
‫و می‌تونست کاملا نابودمون کنه.‬

10:12.258 --> 10:14.969
‫خدا رو شکر‬
‫که شانس دوممون رو توی سیاتل داریم.‬

10:15.053 --> 10:17.805
‫ولی ال، ما نمی‌تونیم از پس‬
‫یه آبروریزی دیگه بربیایم.‬

10:17.889 --> 10:20.558
‫آره، اون خیلی بد میشه.‬

10:20.641 --> 10:24.187
‫خب، خوشبختانه،‬
‫من فهمیدم اون دوتا مرد همجنس‌گرایی‬

10:24.270 --> 10:26.945
‫که توی پیاده‌روی‌های
‫سریع روزانه‌م

10:26.969 --> 10:29.359
‫می‌دیدم، پایین همین
‫خیابون زندگی می‌کنن.‬

10:29.442 --> 10:32.362
‫یه زوج همجنس‌گرای خوش‌پوش‬

10:32.445 --> 10:35.740
‫واقعا جایگاه اجتماعی مهمونی‌ت رو
‫بالا می‌برن.‬

10:35.823 --> 10:38.785
‫و این فقط به یادم میاره که باید به پدرت‬

10:38.868 --> 10:42.330
‫چندتا دعوت‌نامه واسه مشتری‌هاش بدم.‬

10:42.413 --> 10:46.000
‫مشتری‌های بعد از عمل، معلومه دیگه.‬

10:46.084 --> 10:47.919
‫و قصد قضاوت ندارم، ولی...‬

10:49.003 --> 10:50.838
‫ظاهر همه‌چیزه.‬

10:50.922 --> 10:53.174
‫- به این زودی برگشتی.‬
‫- هوم.‬

10:54.467 --> 10:55.885
‫اون این‌جا چیکار می‌کنه؟‬

10:55.968 --> 10:57.887
‫چی؟‬

10:57.970 --> 10:59.347
‫«مایک مک‌کریدی»؟‬

10:59.430 --> 11:01.391
‫اوه، یه پسر خوب که توی یه کافه دیدمش،‬

11:01.474 --> 11:03.101
‫گفت یه وقت‌هایی واسه
‫یه جلسه‌ی دونوازی کوتاه آمادگی داره.‬

11:04.727 --> 11:07.605
‫این دقیقا همون چیزیه که دنیا بهش نیاز داره:‬
‫مردهای گیتارزن بیشتر.

11:07.688 --> 11:09.440
‫خب، به نظر من که عالیه، بابا.‬

11:10.441 --> 11:11.776
‫می‌شه من رو برسونی مدرسه؟‬

11:11.859 --> 11:13.277
‫- بله.‬
‫- بیا بریم. اوه.‬

11:16.072 --> 11:17.782
‫بله، ش... تو، نه، تو باید ببریش.‬

11:17.865 --> 11:19.826
‫- من باید پاکت‌ها رو پر کنم.‬
‫- عالیه.‬

11:20.910 --> 11:22.245
‫- خداحافظ، مامان.‬
‫- دوستت دارم.‬

11:22.328 --> 11:23.746
‫دوستت دارم.‬

11:36.843 --> 11:38.428
‫بروزر؟‬

11:38.511 --> 11:41.347
‫عزیزم، کجایی؟ بیا پیش مامان‌بزرگ جذاب.‬

11:44.934 --> 11:46.769
‫آسیب مغزیت چه طوره؟‬

11:47.895 --> 11:50.148
‫تو رو شبیه آمیش‌ها کرده؟‬

11:50.731 --> 11:52.483
‫ساده‌زیستی ربطی به مذهب نداره.‬

11:54.402 --> 11:56.217
‫من، عه... من پیغامت رو‬

11:56.241 --> 11:58.322
‫روی پیغام‌گیرمون گرفتم.‬

11:58.406 --> 12:00.825
‫واقعا ازت ممنونم که‬
‫بی‌خیال قضیه‌ی اندرسون شدی.‬

12:00.908 --> 12:02.368
‫خب، جدی گفتم.‬

12:02.452 --> 12:03.828
‫می‌فهمم که عواقبی داره،‬

12:03.911 --> 12:06.289
‫و دلم می‌خواد خودم رو‬
‫یه آدم وفادار بدونم.‬

12:07.290 --> 12:08.416
‫وفادار.‬

12:08.499 --> 12:10.835
‫- این رو به ‌عنوان شاید اضافه می‌کنم.‬
‫- چی؟‬

12:10.918 --> 12:13.296
‫سلام هم‌وطن‌ها.‬

12:13.379 --> 12:15.381
‫ال، من یه نسخه از این رو برات چاپ کردم.
‫فکر نکنم کامل خونده باشیش.‬

12:16.674 --> 12:18.217
‫- تمومش کن.‬
‫- اون چیه؟‬

12:18.301 --> 12:21.137
‫اوه، فقط داستین داره
‫کارهای داستین‌وارش رو می‌کنه.‬

12:21.220 --> 12:22.555
‫خیلی خب، همگی.‬

12:22.638 --> 12:26.517
‫امروز، ما داریم درباره‌ی‬
‫واکنش‌های کاتالیز شده یاد می‌گیریم.‬

12:27.560 --> 12:29.645
‫خودتون می‌دونین این یعنی چی.‬

12:29.729 --> 12:31.689
‫علم تعاملی.‬

12:31.772 --> 12:34.734
‫حالا، من هیدروژن پراکساید
‫و صابون‌های رنگی مختلف رو دارم.‬

12:34.817 --> 12:37.403
‫وقتی کاتالیزورمون رو اضافه می‌کنم،‬

12:37.487 --> 12:39.030
‫اکسیژن به سرعت آزاد میشه،‬

12:39.113 --> 12:41.282
‫که به صابون هوا میده و باعث میشه...‬

12:44.494 --> 12:46.162
‫بله. داستین.‬

12:46.245 --> 12:49.123
‫پس، چیزی که می‌گین اینه
‫که شما به یه کاتالیزور نیاز داشتین‬

12:49.207 --> 12:51.542
‫تا اون شاهکار علمی بزرگ اتفاق بیفته.‬

12:51.626 --> 12:53.503
‫خب، من... نمی‌دونم‬ اگه بشه،
‫عه... خمیردندان فیل رو‬

12:53.586 --> 12:55.004
‫یه شاهکار علمی بزرگ بنامم،‬

12:55.087 --> 12:57.924
‫- ولی فکر می‌کنم که... بله.‬
‫- ولی، ولی با یه کمک کوچک،‬

12:58.007 --> 12:59.550
‫اکسیژن آشکار شد.‬

12:59.634 --> 13:02.386
‫مثل همه‌ی حقیقت‌ها که بالاخره
‫آشکار می‌شن، این‌طور فکر نمی‌کنین؟‬

13:02.887 --> 13:04.514
‫خب، ام...‬

13:04.597 --> 13:06.766
‫- ام، بله، ال؟‬
‫- خانم برک،‬

13:06.849 --> 13:09.268
‫آیا من بخش مطالعه‌ی تعیین‌شده رو
‫اشتباه به یاد میارم‬

13:09.352 --> 13:12.688
‫که می‌گفت هیدروژن پراکسید
‫به‌طور طبیعی تجزیه میشه،‬

13:12.772 --> 13:14.649
‫بدون هیچ مداخله‌ای؟‬

13:14.732 --> 13:16.192
‫خیلی خوب بود ال.‬
‫بله، تجزیه میشه،‬

13:16.275 --> 13:17.985
‫فقط کندتر، بدون کاتالیزور.‬

13:18.069 --> 13:19.403
‫ولی اون کاتالیزور‬

13:19.487 --> 13:21.364
‫در نهایت یه کثیف‌کاری بزرگ
‫روی کل میزتون درست کرد.‬

13:21.447 --> 13:24.075
‫شاید بهتر باشه قبل از دخالت کردن‬

13:24.158 --> 13:25.785
‫در هیدروژن پراکسید،
‫دوباره فکر کنیم و برای مصرف

13:25.868 --> 13:28.663
‫ضدعفونی‌کننده‌ی ملایم
‫و بی‌دردسرش شاکر باشیم.

13:28.746 --> 13:30.623
‫اول از همه، فکر کنم‬ شما
‫دارین به شدت دست‌بالا می‌گیرین...‬

13:30.706 --> 13:32.833
‫- چه‌طور جرئت می‌کنی؟ چه‌طور جرئت می‌کنی؟‬
‫- باشه. بله... بسیار خب.‬

13:32.917 --> 13:35.253
‫کریستوفر، می‌خوای کمک کنی‬
‫بشرها رو پخش کنم‬

13:35.336 --> 13:36.504
‫تا همه‌مون بتونیم خودمون امتحانش کنیم؟‬

13:36.587 --> 13:39.465
‫رفتار فوق‌العاده معمولی از تو، مثل همیشه.‬

13:39.549 --> 13:41.175
‫بهت گفتم. من یه...‬

13:45.263 --> 13:46.847
‫...هرزه‌.‬

13:51.884 --> 13:53.177
‫«مهمونی در استخر تو خونه کیمبرلی»

14:13.249 --> 14:15.710
‫می‌دونستم توانایی دروغ گفتن داری کیمبرلی،‬

14:15.793 --> 14:19.422
‫ولی باورم نمیشه این توهین وقیحانه رو
‫ روی کمد من نوشته باشی.‬

14:21.882 --> 14:23.050
‫من باید بدونم‬

14:23.134 --> 14:27.054
‫درباره‌ی چی حرف می‌زنی یا این
‫یکی از عوارض ضربه‌ی مغزی ساختگیت‌ـه؟‬

14:27.138 --> 14:29.682
‫داشتم اون صفت بی‌ادبانه‌ی چهار حرفی رو
‫بررسی می‌کردم،‬

14:29.765 --> 14:32.184
‫که ترجیح میدم جلوی جمع تکرارش نکنم،‬

14:32.268 --> 14:35.146
‫وقتی فکر کردم: «اون حرف اس
‫خیلی آشنا به نظر می‌رسه.‬

14:35.229 --> 14:37.189
‫کجا قبلا دیدمش؟»‬

14:37.273 --> 14:38.983
‫برام سواله.‬

14:39.066 --> 14:41.670
‫آره، متأسفم اگه حقیقت تلخه.‬

14:41.695 --> 14:43.412
‫کدوم حقیقت؟ من حتی تا حالا
‫یه پسر رو هم نبوسیدم.‬

14:43.437 --> 14:45.114
‫اگه چیزی هم باشم، یه آدم خیلی پاستوریزه‌م.‬

14:45.197 --> 14:47.867
‫ولی دلم نمی‌خواد این هم کلمه‌ای باشه
‫که من رو توصیف می‌کنه.‬

14:47.950 --> 14:49.118
‫لطفا، تو...‬

14:50.119 --> 14:52.204
‫وایسا، جدی می‌گی؟‬

14:52.288 --> 14:54.540
‫چه ‌طور تا حالا یه پسر رو هم نبوسیدی؟‬

14:54.624 --> 14:58.336
‫من معیارهای خیلی خاصی دارم وقتی‬
‫پای اولین بوسه‌ی بی‌نقص می‌رسه.‬

14:58.419 --> 14:59.795
‫ولی منظور من اینه که

14:59.879 --> 15:01.964
‫من می‌تونم هزارتا پسر رو ببوسم.‬

15:02.048 --> 15:05.551
‫تو حق نداری روی کمد کسی بنویسی ه-ر-ز-ه.‬

15:05.635 --> 15:08.012
‫هوم، چی میشه اگه اون ه-ر-ز-ه‬

15:08.095 --> 15:11.599
‫واسه دو-ست-پسر
‫رفیق صمیمی آینده‌ش غش و ضعف بره؟

15:11.682 --> 15:12.850
‫مایلز؟ اون... اون اصلا قضیه‌ای نیست...‬

15:12.933 --> 15:14.602
‫من از بچگی با شنن دوست بودم،‬

15:14.685 --> 15:16.540
‫پس فکر کنم وقتشه اون بدونه‬

15:16.564 --> 15:18.898
‫با یه هرزه توی لباس
‫میش دوست شده.‬

15:18.981 --> 15:20.816
‫خب، اول از همه، این کشمیر مصنوعی‌ـه،‬

15:20.900 --> 15:23.527
‫پس، از نظر تئوری،‬
‫میشه لباس بز.‬

15:23.611 --> 15:24.987
‫و دوم این ‌که

15:25.071 --> 15:27.212
‫تو هیچ گونه مدرکی‬

15:27.236 --> 15:29.241
‫راجع به ادعا کراشت نداری.

15:29.325 --> 15:31.327
‫پس شاید باید یه مدرک پیدا کنم.‬

15:33.000 --> 15:40.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

15:41.796 --> 15:43.484
‫خب، اولین کار مهم وقتی

15:43.508 --> 15:45.132
‫توی تعطیلات پاییز میام پیشت:‬

15:45.216 --> 15:46.592
‫کشتن کیمبرلی.‬

15:46.676 --> 15:49.345
‫من حاضر نیستم هفته‌ی ارزشمندمون رو
‫با هم صرف چال کردن یه جسد کنیم.‬

15:49.428 --> 15:50.763
‫خب، کیمبرلی رو فراموش کن.‬

15:50.846 --> 15:52.621
‫اون یه دختر قلدر
‫بدجنس کلاسیکه که

15:52.645 --> 15:54.517
‫توی لس آنجلس ۲۴
‫ساعت هم دووم نمیاره.‬

15:56.811 --> 15:58.479
‫صدای تیک‌تیک می‌شنوم.‬
‫تلفن‌هامون شنود می‌شن؟‬

15:58.562 --> 15:59.689
‫باید بحث رو عوض کنیم؟‬

15:59.772 --> 16:01.273
‫اوه، اون‌ها فلاشر خطر من هستن.‬

16:02.274 --> 16:04.944
‫من تازه فیلم هفت رو دیدم،
‫و می‌ترسم تا خونه رانندگی کنم.‬

16:05.945 --> 16:07.321
‫ولی از جنبه‌ی مثبتش،‬

16:07.405 --> 16:09.907
‫می‌تونم خیلی راحت سر کیمبرلی رو
‫توی یه جعبه تصور کنم.‬

16:09.990 --> 16:11.367
‫مدیسون، اه.‬

16:11.450 --> 16:13.994
‫می‌دونی که باید بری‬
‫به مهمونی استخرش، مگه نه؟‬

16:14.078 --> 16:16.080
‫نمی‌تونی بذاری تو رو
‫از فضای اجتماعی دور کنه.‬

16:16.163 --> 16:19.375
‫برنامه‌های پاییزی به جشن‌های تعطیلات
‫ختم می‌شن و اون‌ها هم به مهمونی‌های بهاری.‬

16:19.458 --> 16:20.918
‫می‌خوای عید پاک رو تنها بگذرونی؟‬

16:21.001 --> 16:23.379
‫نه، ولی نمی‌تونم برم.‬

16:23.462 --> 16:24.922
‫جشن ورود به خانه نو مامانم همون روزه.‬

16:25.005 --> 16:26.882
‫- علاوه‌بر این، مایلز قراره اون‌جا باشه.‬
‫- جوری که من می‌بینم،‬

16:26.966 --> 16:28.634
‫تو فقط یه عکس‌العمل منطقی داری.‬

16:28.718 --> 16:30.599
‫یه دوست‌پسر پیدا
‫کن که مایلز نباشه‬

16:30.623 --> 16:32.304
‫و کیمبرلی رو از
‫مسیر شکش منحرف کن.‬

16:32.388 --> 16:35.725
‫این... فوق‌العاده‌ست.‬

16:35.808 --> 16:37.685
‫ولی کی آخه؟ من از هیچ‌کس خوشم نمیاد.‬

16:37.768 --> 16:39.895
‫لازم نیست ازشون خوشت بیاد،‬
‫فقط باید نقش بازی کنی که باورت کنن.‬

16:44.108 --> 16:45.735
‫«نخود گردابی».‬

16:45.818 --> 16:47.820
‫مثل «صلح جهانی». باحاله.‬

16:47.903 --> 16:50.948
‫آره، فقط با این همه‌چیز
‫که داره اتفاق میفته...‬

16:51.031 --> 16:54.160
‫بوسنی، تانیا هاردینگ...‬

16:54.243 --> 16:56.412
‫دنیا واقعا نیاز داره‬
‫که متحد بشه.‬

17:02.918 --> 17:04.170
‫وایسا، نه، تو...‬

17:04.253 --> 17:07.047
‫مشکلی نیست. کاملا خوبه.‬

17:07.131 --> 17:08.549
‫این چندش‌آوره. کی این کار رو کرده؟‬

17:08.632 --> 17:10.634
‫مدرسه گفت پاکش می‌کنن.‬

17:11.635 --> 17:12.928
‫بالاخره یه روزی.‬

17:13.512 --> 17:15.931
‫- من واقعا متأسفم.‬
‫- اوه.‬

17:19.059 --> 17:20.060
‫ممنون.‬

17:20.144 --> 17:22.146
‫به خاطر همین بود که دیروز‬
‫یه یقه‌اسکی کشمیر

17:22.229 --> 17:23.939
‫زیر یه لباس آستین‌بلند پوشیده بودی؟‬

17:24.023 --> 17:25.241
‫تو هم متوجه شدی؟‬

17:25.266 --> 17:26.629
‫نباید خودت رو تغییر
‫بدی فقط چون یکی دیگه‬

17:26.654 --> 17:28.209
‫از پیشرفتت احساس خطر می‌کنه، ال.‬

17:28.234 --> 17:29.445
‫همه‌مون می‌دونیم این شخصیت واقعی تو نیست.‬

17:29.528 --> 17:30.863
‫باید برم سر کلاس.‬

17:30.946 --> 17:32.072
‫اون یقه اسکی رو بندازم دور؟‬

17:32.156 --> 17:34.241
‫- حتما.‬
‫- فعلا.‬

17:34.325 --> 17:35.826
‫مرسی.‬

17:41.415 --> 17:42.958
‫هوی، لیزبین.‬

17:43.042 --> 17:44.627
‫مجله‌ی این ماهت حرف نداشت.‬

17:46.837 --> 17:48.672
‫همین الان بهت گفت «لیزبین».‬

17:48.756 --> 17:50.257
‫منظورش همون لزبین بود.‬

17:50.341 --> 17:51.467
‫شنیدم.‬

17:52.551 --> 17:55.471
‫- این موضوع ناراحتت نمی‌کنه؟‬
‫- از مجله‌ام تعریف کرد.‬

17:55.554 --> 17:58.224
‫راستش رو بخوای، بیشتر از این تعجب می‌کنم‬
‫که اصلا خوندن بلده یا نه.‬

17:58.249 --> 18:00.195
‫این‌جور بازی با کلمات
‫واسه کارت‌تبریک‌ها‬

18:00.219 --> 18:01.577
‫و سریال‌های کمدیه، نه
‫واسه تعصب و توهین.‬

18:01.602 --> 18:03.896
‫ببخشید، فکر می‌کنی اون پسره‬
‫خودش کلمه‌ی «لیزبین» رو اختراع کرده؟‬

18:03.979 --> 18:06.398
‫این اثر هنری خود لیز میلره.‬

18:06.482 --> 18:07.983
‫چرا باید خودت واسه خودت شایعه درست کنی‬

18:08.067 --> 18:10.569
‫که بقیه فکر کنن‬
‫تو همجنسگراـی؟

18:11.862 --> 18:13.989
‫تحت حفاظت از شاهدی؟

18:15.032 --> 18:18.661
‫اوه‌، نه، خب، من واقعا همجنسگرام.‬

18:18.744 --> 18:20.079
‫معلومه دیگه.‬

18:20.162 --> 18:21.997
‫ببخشید که زودتر متوجه نشدم.‬

18:22.081 --> 18:23.874
‫اوه‌، نه بابا، این چه حرفیه.‬

18:23.958 --> 18:25.784
‫اگه همه رادار تشخیص
‫گرایش تو رو داشتن،‬

18:25.809 --> 18:27.186
‫دنیا جای امن‌تری می‌شد.‬

18:27.211 --> 18:28.919
‫من همیشه خودم رو توی تشخیص‬

18:28.943 --> 18:30.548
‫گرایش‌های جنسی کور
‫و بی‌دقت می‌دونستم.‬

18:30.631 --> 18:32.883
‫تا کلاس ششم روی فردی مرکوری کراش داشتم.‬

18:32.967 --> 18:34.260
‫حتی بعد از اجرای لایو اید.‬

18:34.343 --> 18:35.803
‫در هر صورت، عاشق اینم
‫که تو همجنسگراـی.

18:35.886 --> 18:37.596
‫واسه جشن افتخار چه برنامه‌ای داری؟‬

18:37.680 --> 18:39.932
‫فقط به‌خاطر این ‌که مامانم اخراج شده‬
‫احساس گناه می‌کنی؟‬

18:41.016 --> 18:43.102
‫نه. من واقعا ازت خوشم میاد.‬

18:43.185 --> 18:44.895
‫چرا؟‬

18:44.979 --> 18:46.522
‫چرا ازت خوشم میاد؟‬

18:46.605 --> 18:47.898
‫آره.‬

18:47.982 --> 18:49.770
‫ما هیچ وجه مشترکی نداریم،‬

18:49.794 --> 18:51.527
‫تو هم تقریبا هیچی
‫درباره‌ی من نمی‌دونی،‬

18:51.610 --> 18:54.363
‫پس چرا از من خوشت میاد؟‬

18:54.446 --> 18:55.614
‫فقط یه دلیل بیار.‬

18:56.657 --> 18:58.450
‫خب، نمی‌دونم، همین‌جوری خوشم میاد.‬

18:59.535 --> 19:01.287
‫خب، عه...‬

19:01.370 --> 19:03.914
‫وقتی فهمیدی چرا،‬

19:03.998 --> 19:05.875
‫به منم خبر بده.‬

19:12.339 --> 19:14.884
‫هی، اگه نمی‌خوای تنهایی بشینی،‬
‫می‌تونی بیای پیش من و شنن.‬

19:14.967 --> 19:17.052
‫اوه‌، نگران نباش،‬
‫مایلز هم قراره بیاد پیش‌مون.‬

19:17.077 --> 19:18.831
‫شاید بتونین مثل انیمیشن «بانو و ولگرد»‬

19:18.856 --> 19:20.472
‫با هم یه رشته اسپاگتی رو
‫بخورین یا یه همچین چیزی.‬

19:20.556 --> 19:21.682
‫نه، ممنون.‬

19:21.765 --> 19:24.810
‫منتظر دوست‌پسرم‌ـم.‬

19:24.894 --> 19:26.729
‫داستین.‬

19:26.812 --> 19:30.107
‫- ها؟‬
‫- برات جا نگه ‌داشتم عزیزم.‬

19:30.190 --> 19:31.400
‫وای، بیخیال.

19:37.364 --> 19:40.075
‫می‌شه بذاری یه کم با دوست‌پسرم‬
‫تنها باشم،‬

19:40.159 --> 19:41.719
‫یا می‌خوای وایسی و
‫ببینی چه طوری واسه هم‬

19:41.744 --> 19:43.579
‫اسم‌های عاشقانه انتخاب می‌کنیم؟‬

19:45.372 --> 19:46.582
‫چندش.‬

19:47.291 --> 19:49.209
‫اوه‌، تو خیلی بامزه‌ای.‬

19:51.837 --> 19:52.963
‫بابت این کار ممنون.

19:53.047 --> 19:54.381
‫آره.‬

19:56.050 --> 19:57.176
‫نمی‌خوای بپرسی جریان چی بود؟‬

19:57.259 --> 20:00.054
‫معمولا سر تو، این خودش‬
‫سوال‌های بیشتری درست می‌کنه تا جواب.‬

20:00.137 --> 20:01.388
‫تازه، از قبل می‌دونم‬

20:01.472 --> 20:03.098
‫چه طوری قراره جبران کنی.‬

20:03.182 --> 20:05.351
‫- کمکم کن دست اندرسون رو رو کنم.‬
‫- نه، ممنون.‬

20:05.434 --> 20:07.186
‫- نباید درباره‌ی اون بهت چیزی می‌گفتم.‬
‫- فقط ازت می‌خوام‬

20:07.269 --> 20:09.813
‫یکی از والدینت رو راضی کنی امشب بره‬
‫جلسه‌ی هیئت‌امنای مدرسه‬

20:09.897 --> 20:11.982
‫و بودجه‌ی مدرسه رو گیر بیاره
‫تا ببینم اندرسون‬

20:12.066 --> 20:14.485
‫واقعا اون پول‌ها رو همون‌جایی که ادعا
‫ می‌کنه‬ خرج مدرسه می‌کنه یا نه.‬

20:14.568 --> 20:16.278
‫چرا از یکی از والدین خودت نمی‌خوای بره؟‬

20:16.303 --> 20:18.322
‫مامانم خارج از منطقه زندگی می‌کنه،‬ بابام هم
‫اگه بره می‌فهمه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست.‬

20:18.405 --> 20:20.991
‫دقیقا همون‌طوری که کیمبرلی می‌فهمید‬
‫کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست‬

20:21.075 --> 20:22.451
‫اگه من نقش دوست‌پسر قلابیت رو
‫بازی نمی‌کردم.‬

20:22.534 --> 20:24.161
‫تو این کار رو با ما نمی‌کنی.
‫ما به هم تعهد داریم.‬

20:25.496 --> 20:26.997
‫اصلا مشکلت با اندرسون چیه؟‬

20:27.081 --> 20:28.582
‫چرا این‌قدر اصرار داری کله‌پاش کنی؟‬

20:28.666 --> 20:31.418
‫می‌دونی نماد مدرسه‌مون قبلا «رئیس‌ها» بود؟‬

20:31.502 --> 20:33.937
‫که خب، راستش زیاد
‫حس همدلی و اتحاد‬

20:33.961 --> 20:35.839
‫بین دانش‌آموزها ایجاد نمی‌کرد.‬

20:37.967 --> 20:40.469
‫چون کلیشه‌های منفی رو ترویج می‌کرد.‬

20:40.552 --> 20:44.390
‫اندرسون کل سال گذشته رو با من جنگید
‫تا نماد رو عوض نکنه.‬

20:44.473 --> 20:46.848
‫خلاصه‌ش این بود که
‫می‌گفت واسه مدرسه

20:46.872 --> 20:48.435
‫نژادپرست موندن ارزون‌تر در میاد.

20:52.606 --> 20:55.484
‫آره، منم اصلا از طرفدارهایش نیستم.‬

20:57.027 --> 20:59.835
‫خب، تابلوـه که
‫اندرسون آدم کثیفیه‬

20:59.859 --> 21:01.991
‫و حقشه که رسوا بشه.‬

21:02.616 --> 21:04.697
‫اما اگه با این کار موافقت کنم،
‫باید پای بزرگ‌ترها

21:04.721 --> 21:06.704
‫وکیل‌ها رو بکشیم وسط، باشه؟‬

21:06.787 --> 21:08.080
‫عمومیش نمی‌کنیم.‬

21:08.163 --> 21:09.540
‫این تنها راهیه که‬
‫بقیه آسیب بی‌مورد نبینن.‬

21:09.623 --> 21:11.417
‫می‌تونی انجامش بدی یا نه؟‬

21:11.500 --> 21:13.688
‫مامان من عاشق این جلسه‌های سنتی‬

21:13.712 --> 21:15.629
‫هیئت‌امنای مدرسه‌ست.‬

21:16.630 --> 21:18.778
‫البته فقط به شرطی
‫که برنامه‌ی زنده‬

21:18.802 --> 21:21.135
‫و غذاهای گیاهی هم داشته باشن.‬

21:23.178 --> 21:24.930
‫اوه، این‌جا بازش نکن.‬

21:25.014 --> 21:26.432
‫برو کنار سطل آشغال بازش کن.‬

21:26.515 --> 21:28.600
‫منتظر اعلام حضورتون هستم.‬

21:28.684 --> 21:30.394
‫خانم وودز.‬

21:30.477 --> 21:33.063
‫این‌جا انجمن ارتباطات شخصی نیست.‬

21:33.147 --> 21:35.983
‫لطفا بشینین سر جاتون.
‫جلسه‌ی هیئت‌ داره شروع می‌شه.‬

21:36.066 --> 21:37.526
‫البته.‬

21:37.609 --> 21:39.903
‫خیلی لطف کردین که یادآوری کردین.‬

21:39.987 --> 21:41.613
‫دوباره.‬

21:41.697 --> 21:45.701
‫قانون لباس «تراس شیک»ـه.‬

21:45.784 --> 21:48.078
‫می‌دونم که خودت رعایت می‌کنی اندرو.‬

21:48.579 --> 21:50.664
‫دین ویلسون».‬

21:50.748 --> 21:52.791
‫سلام. ایوا وودز هستم.‬

21:52.875 --> 21:55.836
‫البته اگه کارت اسمم رو روی این کت پشمی
‫چسبونده بودم، متوجه می‌شدین.‬

21:55.919 --> 21:57.337
‫چهره‌تون جدیده.‬

21:57.421 --> 21:59.548
‫من و همسرم تازه اومدیم به مدینا.‬

21:59.631 --> 22:01.550
‫اوم، کدوم محله رفتین؟‬

22:03.052 --> 22:04.428
‫راستش رو بخواین، نمی‌دونم.‬

22:04.511 --> 22:07.514
‫پیاده تا اون قنادی که مینی‌کیش
‫داره راهی نیست.‬

22:07.598 --> 22:09.058
‫- قنادی بوکو؟‬
‫- بله.‬

22:09.141 --> 22:11.685
‫بله. اصلا چرا همه‌ی کیش‌ها رو
‫مینی درست نمی‌کنن؟‬

22:11.769 --> 22:13.353
‫شوهرمم دقیقا همین رو می‌گه.‬

22:13.437 --> 22:15.397
‫- هوم.‬
‫- نمی‌دونم.‬

22:16.398 --> 22:18.984
‫از این وصله‌های روی آرنج کت‌تون
‫خیلی خوشم میاد.‬

22:19.985 --> 22:23.697
‫خب، ادبیات درس می‌دین
‫یا فقط آرنج‌هاتون زیاد ساییده می‌شه؟‬

22:23.781 --> 22:26.241
‫- راستش هیچ‌کدوم. من...‬
‫- دین؟‬

22:27.284 --> 22:29.119
‫آه. ممکنه من رو ببخشین؟‬

22:29.203 --> 22:30.537
‫ایوا، از ملاقاتتون خوش‌وقت شدم.‬

22:30.621 --> 22:32.039
‫من هم همین‌طور، خوش‌وقت شدم.‬

22:33.707 --> 22:35.417
‫اوه...‬

22:35.501 --> 22:38.128
‫والدین و معلم‌های گرامی،
‫قبل از این ‌که جلسه رو شروع کنیم،‬

22:38.212 --> 22:40.240
‫افتخار این رو دارم
‫که کاندیدای جدید‬

22:40.264 --> 22:42.758
‫شهرداری مدینا رو معرفی کنم:‬

22:42.841 --> 22:44.968
‫رئیس فعلی منطقه‌ی آموزشی، دین ویلسون.‬

22:52.684 --> 22:55.062
‫ممنونم از اریک، مدیر شین اندرسون‬

22:55.145 --> 22:57.481
‫و هیئت‌امنای مدرسه‌ی رینیر وست
‫بابت حمایت‌های سیاسی‌شون.‬

22:57.564 --> 22:59.691
‫کاندیدای شهرداری با کفش کانورس؟‬

23:01.860 --> 23:03.320
‫...و من مصمم هستم که
‫در مقام شهردار هم متعهد

23:03.403 --> 23:07.407
‫به ارائه‌ی آموزش باکیفیت بمونم.

23:07.491 --> 23:10.244
‫وقتی کارم رو به‌عنوان رئیس
‫منطقه‌ی آموزشی شروع کردم...‬

23:10.327 --> 23:12.371
‫فقط به بقیه یادآوری کنین
‫که حضورشون رو اعلام کنن.‬

23:13.372 --> 23:15.040
‫...که سطح علمی رو ارتقا بدم...‬

23:18.210 --> 23:20.129
‫هی. اون تو چه طور گذشت؟‬

23:20.212 --> 23:21.887
‫هنوز هم نمی‌فهمم چه طوری این کار‬

23:21.911 --> 23:24.049
‫توی درس اقتصاد
‫برات نمره‌ی کمکی میاره.‬

23:24.133 --> 23:26.927
‫اوه، خودت که می‌دونی، آمار و ارقامه دیگه.

23:27.010 --> 23:29.263
‫ام، تونستی چندتا کارت دعوت اون تو پخش کنی؟‬

23:29.346 --> 23:31.534
‫آره، اما الان دارم کلا درباره‌ی

23:31.558 --> 23:33.517
‫نوع پوشش مهمونی تجدیدنظر می‌کنم.‬

23:33.600 --> 23:35.936
‫اون مردی که کاندیدای شهرداری شده بود‬

23:36.019 --> 23:38.313
‫شبیه بازیگرهای فرعی فیلم‬
‫«انجمن شاعران مرده» بود.‬

23:38.397 --> 23:40.190
‫هیچ‌کس هم تعجب نکرد.‬

23:40.274 --> 23:41.525
‫وای خدای من...‬

23:42.526 --> 23:43.735
‫وایسا.‬

23:45.028 --> 23:46.572
‫اون همون اسکیت‌بازه‌ست؟‬

23:46.655 --> 23:47.823
‫عه...‬

23:47.906 --> 23:49.408
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

23:49.491 --> 23:51.493
‫چرا روی ماشین من‌ـی؟‬

23:51.577 --> 23:53.632
‫می‌دونی، بنزت وقتی که من رو

23:53.656 --> 23:55.164
‫زیر نمی‌کنه، خیلی راحته.‬

23:55.247 --> 23:57.457
‫ام، مامان، این داستینه...‬

23:59.334 --> 24:01.503
‫...هم‌گروهی درس اقتصادم.‬

24:02.629 --> 24:04.506
‫هی، همون‌طور که قبلا صحبت کردیم،‬

24:04.590 --> 24:06.358
‫محتویات این برگه
‫بین خودمون می‌مونه

24:06.382 --> 24:08.302
‫تا وقتی که به یه برنامه‌ی
‫مشخص متعهد بشیم.‬

24:10.929 --> 24:12.472
‫این مال توـه.‬

24:12.556 --> 24:15.184
‫حالا فهمیدم که چرا
‫به اون نمره‌ی کمکی نیاز داری.‬

24:16.268 --> 24:17.811
‫خب، فعلا، ال.‬

24:17.895 --> 24:20.314
‫اگه خواستی دوباره هروئین امتحان کنی،‬
‫حتما بهم خبر بده.‬

24:24.735 --> 24:26.716
‫واقعا نگرانتم که برای
‫همرنگ جماعت شدن،

24:26.740 --> 24:28.655
‫معیارهات رو پایین بیاری.‬

24:28.739 --> 24:30.449
‫شوخی می‌کنی؟‬

24:30.532 --> 24:33.410
‫داستین کارهای زیادی واسه این مدرسه کرده.
‫تازه من در حد معیارهای اون نیستم.‬

24:33.493 --> 24:35.996
‫- اوه، این چیز بدی نیست.‬
‫- تو اصلا نمی‌شناسیش.‬

24:36.021 --> 24:37.754
‫بر اساس برخورد
‫کوتاهی که باهاش داشتم،

24:37.778 --> 24:38.932
‫به‌اندازه‌ی کافی می‌شناسمش.‬

24:38.957 --> 24:41.084
‫خب، آدم‌ها فراتر از برخورد اولیه‌شون هستن.‬

24:41.168 --> 24:43.295
‫من فقط دارم تلاش می‌کنم
‫مطمئن بشم دخترم اشتباه نمی‌کنه...‬

24:43.378 --> 24:44.588
‫خب، دخترت یه هرزه‌ست.‬

24:45.172 --> 24:47.257
‫این اصلا حقیقت نداره.‬

24:47.341 --> 24:50.302
‫تو تا حالا حتی یه پسر رو هم نبوسیدی.
‫ تو معیارهای خودت رو داری.‬

24:50.385 --> 24:52.471
‫خب، یکی این رو روی کمد مدرسه‌م نوشته بود.‬

24:52.554 --> 24:54.056
‫- چی؟‬
‫- با ماژیک ضدآب. می‌خواستم‬

24:54.139 --> 24:56.516
‫بهت بگم، اما تو این‌قدر غرق‬

24:56.600 --> 24:58.355
‫بازسازی آبروی
‫خانواده‌مون با مردهای

24:58.379 --> 25:00.395
‫هم‌جنس‌گرا و کاغذهای رنگی شدی،‬

25:00.479 --> 25:02.231
‫که ترسیدم بهت بگم و سکته کنی.‬

25:02.814 --> 25:04.191
‫اوه، عزیزم.‬

25:05.484 --> 25:07.112
‫این بچه‌ها از قصد خودشون رو

25:07.136 --> 25:08.528
‫به بی‌راهه می‌زنن.‬

25:08.612 --> 25:10.385
‫اون‌ها هیچی نمی‌دونن.

25:10.410 --> 25:11.798
‫تو دوست‌های واقعی‌ت
‫رو پیدا می‌کنی.‬

25:11.823 --> 25:15.071
‫فقط باید قبل از این
‫‌که به کسی متعهد بشی،

25:15.095 --> 25:16.803
‫چند نفر رو امتحان کنی.‬

25:17.829 --> 25:20.540
‫اصلا کل دلیل این ‌که داریم
‫مهمونی باغ رو می‌گیریم همینه.‬

25:20.624 --> 25:23.585
‫می‌دونی چیه مامان؟
‫من به مهمونی تو نمیام.‬

25:23.669 --> 25:24.962
‫داری راجع به چی حرف می‌زنی؟‬

25:25.545 --> 25:28.799
‫من می‌رم مهمونی استخر کیمبرلی‬

25:28.882 --> 25:31.343
‫با همون داستین معتاد هروئینی
‫که از دخترهای هرزه خوشش میاد.‬

25:31.426 --> 25:33.553
‫پس نگران نباش، دختر هرزه‌ت‬

25:33.637 --> 25:35.498
‫با قیافه‌ی هرزه‌گونه‌ش
‫مهمونی بی‌نقصت رو

25:35.522 --> 25:37.057
‫خراب نمی‌کنه.‬

25:41.103 --> 25:43.258
‫تا «تی‌سی‌بی‌وای» بسته نشده

25:43.282 --> 25:45.274
‫سوار ماشین شو.‬

26:01.581 --> 26:03.583
‫♪ واقعا این‌طور فکر می‌کنی؟ ♪‬

26:04.584 --> 26:06.586
‫♪ واقعا این‌طور فکر می‌کنی؟ ♪‬

26:10.966 --> 26:13.677
‫تا این‌جاییم، احتمالا باید درباره‌ی
‫یه سری قوانین پایه با هم صحبت کنیم.‬

26:13.760 --> 26:15.788
‫ارتباط چشمی طولانی ممنوع،

26:15.812 --> 26:17.431
‫متلک‌پرانی هم ممنوع.‬

26:17.514 --> 26:18.682
‫می‌تونی من رو «ال» یا «عزیزم» صدا کنی،‬

26:18.765 --> 26:21.143
‫اما اگه اسم مستعار خاص‌تری مد نظرت هست،
‫استقبال می‌کنم.‬

26:21.226 --> 26:23.478
‫مثلا «ال معرکه»؟‬

26:24.521 --> 26:25.647
‫یا «اچ‌ـال»؟‬

26:27.858 --> 26:30.027
‫اومدی.‬

26:30.110 --> 26:31.945
‫اون هم با بیکینی.‬

26:35.073 --> 26:37.826
‫اوه، می‌بینم که هنوز
‫به این رابطه‌ی قلابی پایبندین.‬

26:38.410 --> 26:40.037
‫اجازه داده ببوسیش؟‬

26:40.120 --> 26:42.331
‫ظاهرا شرایط خیلی خاصی داره.‬

26:42.414 --> 26:44.291
‫بریم، داست بانی.‬

26:44.374 --> 26:47.044
‫راه رو نشون بده، ال‌ای.‬

26:47.127 --> 26:49.004
‫واقعا بد نبود.‬

26:50.464 --> 26:52.632
‫راستی، از کدوم شرایط حرف می‌زد؟‬

26:52.716 --> 26:54.259
‫برای تو، آخرالزمان.‬

26:54.343 --> 26:56.511
‫حالا می‌ذارم بری لباس عوض کنی
‫و خودم کنار استخر منتظرت می‌مونم.‬

26:56.595 --> 26:58.555
‫- چی بپوشم؟‬
‫- مایوی...

26:58.638 --> 27:00.766
‫♪ خورشید سیاه‌چاله ♪‬

27:00.849 --> 27:04.144
‫♪ نمی‌خوای بیای ♪‬

27:04.227 --> 27:07.105
‫♪ و بارون رو بشوری و ببری؟ ♪‬

27:07.189 --> 27:09.775
‫♪ خورشید سیاه‌چاله ♪‬

27:09.858 --> 27:11.860
‫♪ نمی‌خوای بیای؟ ♪‬

27:11.943 --> 27:16.531
‫♪ نمی‌خوای بیای؟ ♪‬

27:16.615 --> 27:21.495
‫♪ خورشید سیاه‌چاله، نمی‌خوای بیای... ♪‬

27:21.578 --> 27:23.413
‫فکر می‌کردم این یه مهمونی استخره.‬

27:23.497 --> 27:25.540
‫آره، فکر کنم این‌جا توی سیاتل
‫معنی دیگه‌ای داره.‬

27:25.624 --> 27:28.668
‫می‌خواستم بهت بگم
‫ولی در واقع دعوتت نکرده بودم.‬

27:28.752 --> 27:30.295
‫♪ نمی‌خوای بیای؟ ♪‬

27:30.379 --> 27:34.257
‫♪ نمی‌خوای بیای... ♪‬

27:34.341 --> 27:36.259
‫چرا بهم نگفتی که مثل دیوانه‌ها لباس پوشیدم؟‬

27:37.094 --> 27:39.137
‫فکر کردم این یه جور مد مخصوص ال‌ای‌ـه.‬

27:43.934 --> 27:49.064
‫♪ نمی‌خوای بیای؟ ♪‬

27:54.611 --> 27:56.655
‫سلام.‬

27:56.738 --> 27:57.864
‫سلام.‬

27:57.948 --> 28:01.243
‫آرماند، عزیزم، چندتا از این‌ها رو
‫برام بیار، لطفا.‬

28:01.326 --> 28:03.621
‫سلام. فکر نمی‌کنم مهمون‌ها

28:03.645 --> 28:05.580
‫متوجه باشن که
‫این شامپاین واقعیه.‬

28:05.664 --> 28:07.958
‫چندین نفر از من آبجو خواستن.‬

28:08.041 --> 28:09.459
‫- آه.‬
‫- ممنون.‬

28:12.212 --> 28:15.799
‫اون مری توی پارک سگ‌ها نیست؟‬

28:15.882 --> 28:17.634
‫به به.

28:17.717 --> 28:21.555
‫آره. احتمالا بدون کیسه‌ی مدفوع
‫توی دستم من رو نشناخته، درست می‌گم؟‬

28:23.098 --> 28:25.225
‫بیا به‌جاش این رو بذاریم توی دستت.‬

28:25.308 --> 28:26.852
‫از «کوت د بلان»‌ـه.‬

28:26.935 --> 28:29.813
‫نه، ممنون. راستش فقط داشتم
‫دنبال یه کم کربوهیدرات می‌گشتم.‬

28:29.896 --> 28:32.649
‫فینگر فودهای تربچه...‬

28:32.732 --> 28:35.735
‫پسر، خیلی خنک و عالی‌ـن
‫ ولی راستش مستی من رو نمی‌پرونن،‬

28:35.819 --> 28:37.237
‫اگه منظورم رو متوجه می‌شین.‬

28:37.320 --> 28:39.281
‫خب، مگه همه‌ی هدف این کار همین نیست؟‬

28:39.364 --> 28:42.534
‫که فقط مست کنی و همه‌چیز رو فراموش کنی؟‬

28:42.617 --> 28:44.536
‫چون دنیای واقعی؟ اه، افتضاحه.‬

28:44.619 --> 28:46.037
‫اه.‬

28:46.121 --> 28:47.497
‫من از دنیا متنفرم.‬

28:47.581 --> 28:50.459
‫ام، ولی جدی، نان رول
‫یا چیزی شبیه به اون دارین؟‬

28:51.835 --> 28:53.462
‫چون...‬

28:53.545 --> 28:55.373
‫واقعا نمی‌خوای مست کنی

28:55.397 --> 28:57.591
‫و همه‌چیز رو فراموش کنی،‬

28:57.674 --> 28:59.462
‫چون فردا باید بیدار بشی

28:59.486 --> 29:01.636
‫و به کارهات برسی.

29:02.637 --> 29:05.140
‫اوه خدای من، اصلا به ذهنم
‫نرسیده بود که نون تدارک ببینم.‬

29:05.223 --> 29:06.808
‫هی، نه، اشکالی نداره. مشکلی نیست.‬

29:06.892 --> 29:10.854
‫مشکلی نیست. من یه کم بلینی
‫از خاویار برمی‌دارم.‬

29:10.937 --> 29:12.731
‫نمی‌دونم چه طور این‌قدر بی‌دقتی کردم.‬

29:12.814 --> 29:15.066
‫ام، ما جو دوسر داریم.‬

29:15.650 --> 29:19.154
‫پس همین‌جا بمون
‫و می‌گم سرآشپز برات آماده کنه.‬

29:19.237 --> 29:20.739
‫باشه. اه، چندش‌آوره.‬

29:20.822 --> 29:23.033
‫من... ممنون.‬

29:29.789 --> 29:32.542
‫لطفا به سرآشپز بگین سریع
‫یه کم آب بجوشونه.‬

29:32.626 --> 29:36.963
‫اوه، نامزد شهرداری دین ویلسون، اومدین.‬

29:37.047 --> 29:38.423
‫چه باعث افتخاره.‬

29:38.507 --> 29:41.384
‫ام، هفت نوامبر، برین و رأی بدین.‬

29:41.468 --> 29:43.595
‫به «تیم دین» ملحق بشین.‬

29:43.678 --> 29:45.514
‫این رو همین الان خودم ساختم
‫ولی می‌تونین ازش استفاده کنین.‬

29:45.597 --> 29:46.640
‫ممنون از تبلیغاتت.‬

29:46.665 --> 29:48.091
‫خب، اگه نمیومدین،

29:48.115 --> 29:50.936
‫مجبور می‌شدم وضعیت
‫اضطراری اعلام کنم.‬

29:51.019 --> 29:52.354
‫شهردارها این کار رو می‌کنن، مگه نه؟‬

29:52.437 --> 29:54.147
‫بله.‬

29:54.231 --> 29:55.732
‫فکر کنم.‬

29:55.815 --> 29:58.068
‫راستش، این چیزی‌ـه که باید
‫درباره‌ش مطمئن بشم.‬

29:58.151 --> 29:59.861
‫ام، می‌خواستم بیام بیرون
‫تا بتونم حضوری صحبت کنم‬

29:59.945 --> 30:01.112
‫- با رأی‌دهنده‌ها.‬
‫- اوهوم.‬

30:01.196 --> 30:02.656
‫می‌دونین، بگذارم بفهمن کاندیداـی وجود داره‬

30:02.739 --> 30:04.449
‫که فقط به قشر مرفه خدمت نمی‌کنه.‬

30:04.533 --> 30:06.348
‫خب، اگه دنبال
‫آدم‌های خاکی و مردمی

30:06.372 --> 30:08.578
‫می‌گردین، جای درستی اومدین.‬

30:08.603 --> 30:10.343
‫عزیزم، سرآشپز اشتباهی هر دو طرف

30:10.367 --> 30:11.806
‫جیگر غاز رو سرخ کرده.‬

30:11.831 --> 30:13.667
‫می‌خوای دور بندازدش؟‬

30:14.960 --> 30:17.295
‫- یه لحظه ما رو ببخشین.‬
‫- اوهوم.‬

30:20.215 --> 30:22.384
‫خیلی خب.

30:23.677 --> 30:26.304
‫خب، ال...‬

30:26.388 --> 30:29.683
‫خب، مثبت‌اندیش باش.‬

30:29.766 --> 30:32.227
‫همه‌چیز عالی‌ـه.‬

30:32.310 --> 30:34.354
‫چی؟‬

30:37.440 --> 30:39.442
‫اوه، نه.‬

30:39.526 --> 30:41.361
‫افتادم وسط لایه‌ی اژدها.‬

30:41.444 --> 30:42.612
‫ام...‬

30:43.989 --> 30:46.116
‫این اتاق کیمبرلی‌ـه؟‬

30:49.202 --> 30:50.495
‫اوه، خیلی خب.

30:50.579 --> 30:53.164
‫خب، فقط این رو جابه‌جا کنم...
‫این رو بذارم کنار.‬

30:54.499 --> 30:55.500
‫باشه.‬

30:58.753 --> 30:59.963
‫لیز.‬

31:13.852 --> 31:15.937
‫- سلام، دانا هستم...‬
‫- و لیز.‬

31:16.021 --> 31:17.772
‫...و ما رفتیم بیرون تا تتو ست بزنیم.‬

31:17.856 --> 31:19.858
‫- مامان، بس کن.‬
‫- خیلی خب، باشه، ما حوصله‌سربر هستیم.‬

31:19.941 --> 31:21.985
‫به‌هرحال پیغام بذارین.‬

31:22.068 --> 31:24.696
‫لیز؟ سلام.‬

31:24.779 --> 31:28.533
‫من توی مهمونی کیمبرلی‌ـم،
‫با یه بیکینی.‬

31:28.617 --> 31:30.994
‫برای همین، مشخصا خودم رو
‫توی اتاقش قایم کردم‬

31:31.077 --> 31:33.371
‫چون می‌ترسیدم بقیه
‫چی درباره‌م فکر می‌کنن.‬

31:34.372 --> 31:36.791
‫بعد تازه دوزاریم افتاد که چرا
‫این‌قدر ازت خوشم میاد.‬

31:37.792 --> 31:39.711
‫تو برات مهم نیست.‬

31:39.794 --> 31:42.172
‫مثلا، درباره‌ی هیچ‌چیزی.‬

31:42.255 --> 31:44.215
‫این ‌که چه طور لباس می‌پوشی، چه طور رفتار می‌کنی.‬

31:44.299 --> 31:46.009
‫یه مجله می‌نویسی که تقریبا
‫هیچ‌کس نمی‌خونه‌

31:46.092 --> 31:49.012
‫و با تمام وجود با این قضیه‌ی
‫لیزبین کنار اومدی...‬

31:50.013 --> 31:51.514
‫...که الان دارم می‌فهمم
‫شاید نباید این حرف رو‬

31:51.598 --> 31:53.475
‫توی پیغام‌گیرت می‌گفتم.‬

31:53.558 --> 31:56.353
‫خلاصه، نیاز دارم بهم یاد بدی
‫چه طور بی‌خیال باشم.‬

31:56.436 --> 31:59.189
‫و در ضمن، لطفا لباس مهمونی
‫اضطراری من رو برام بیار.‬

31:59.272 --> 32:00.482
‫مامانم می‌تونه بهت نشون بده کدوم‌ـه.‬

32:01.066 --> 32:02.525
‫ترجیحا همین الان.‬

32:03.526 --> 32:05.403
‫و توی خونه‌ی کیمبرلی.‬

32:05.487 --> 32:07.030
‫اوه، راستی من ال هستم.‬

32:07.113 --> 32:09.240
‫ال وودز. از کلاس زبان.‬

32:09.324 --> 32:10.992
‫اوه، و به مامانت بگو من گفتم...

32:12.535 --> 32:15.038
‫نمی‌دونم چرا نمی‌خوای
‫به اون دختر یه شانس بدی.‬

32:16.498 --> 32:18.625
‫این پیغام گذاشتنش بود.‬

32:18.708 --> 32:21.961
‫- حضوری دیدنش رو تجسم کن.‬
‫- من حضوری می‌شناسمش.‬

32:22.045 --> 32:24.339
‫من بیست ساله که توی
‫دبیرستان «رینی‌یر وست» کار می‌کنم.‬

32:24.422 --> 32:27.926
‫اسم تمام دانش‌آموزهام
‫و حساسیت‌هاشون رو می‌دونم.‬

32:28.009 --> 32:31.471
‫می‌دونی، ال تنها کسی بود‬

32:31.554 --> 32:33.932
‫که وقتی اخراج شدم زنگ زد تا حالم رو بپرسه.‬

32:35.475 --> 32:37.310
‫فقط یه هفته بود من رو می‌شناخت.‬

32:38.728 --> 32:40.980
‫اون رو به‌عنوان یه دوست واقعی تجسم کن.‬

32:42.000 --> 32:48.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

32:49.280 --> 32:51.574
‫...چون ماه به ماه به‌صورت تصاعدی رشد کرده.‬

32:51.658 --> 32:53.284
‫ما قطعا ثابت کردیم که این کارسازه.‬

32:53.309 --> 32:54.636
‫منظورم از همه‌ی این‌ها اینه که

32:54.660 --> 32:56.179
‫منتظر سرمایه‌گذاری مرحله‌ی ب خودمون هستیم.‬

32:56.204 --> 32:57.539
‫- مدیرعامل واقعا نگرانه...‬
‫- درسته.‬

32:57.622 --> 32:59.250
‫...درباره‌ی
‫ارزش‌گذاری واسه همین،

32:59.274 --> 33:00.792
‫الان به همه‌چیز گیر میده.‬

33:00.875 --> 33:02.316
‫حرف‌هاش شبیه مربیم‌ـه.

33:02.340 --> 33:04.087
‫اسمش بیلی بلنکس نیست، هست؟‬

33:05.380 --> 33:06.423
‫اسمش جان‌ـه.‬

33:07.340 --> 33:08.550
‫درسته.‬

33:10.176 --> 33:14.013
‫خب، کارهای کامپیوتری
‫خیلی مهم هستن، کریگ. من...

33:14.097 --> 33:15.974
‫خب، این بیشتر شبیه
‫یه بخش نیازمندی‌های آنلاینه...

33:16.057 --> 33:18.435
‫عکس از بچه‌هات داری؟‬

33:18.518 --> 33:20.439
‫ام، راستش، تازه
‫متوجه شدم کیف پولم رو

33:20.463 --> 33:22.355
‫توی ماشینم جا گذاشتم.‬

33:22.439 --> 33:24.107
‫که اون رو دادم دست یه غریبه‌ی کامل.‬

33:24.190 --> 33:25.316
‫- اوه...‬
‫- می‌دونی کجا پارکش کردن؟‬

33:25.400 --> 33:26.860
‫می‌گم مسئول پارک بیارتش جلوی در.‬

33:26.943 --> 33:28.278
‫ماشینت چیه؟‬

33:28.361 --> 33:29.946
‫- خودم می‌تونم برم سوییچم رو بگیرم.‬
‫- نه، نه، نه.‬

33:30.029 --> 33:33.032
‫این کار مسئول پارکه‌، کریگ.‬

33:33.116 --> 33:35.869
‫کار تو اینه که لذت ببری.‬

33:35.952 --> 33:37.120
‫بخور.‬

33:37.203 --> 33:38.329
‫بنوش.‬

33:38.413 --> 33:39.956
‫معاشرت کن.‬

33:40.039 --> 33:42.542
‫سلام. می‌شه یه لحظه به ما وقت بدین، لطفا؟‬

33:42.625 --> 33:44.586
‫ممنون.‬

33:44.669 --> 33:46.212
‫- داری چه‌کار می‌کنی؟‬
‫- نمی‌دونم.‬

33:46.296 --> 33:47.797
‫نمی‌دونم دارم چه‌کار می‌کنم.‬

33:47.881 --> 33:49.562
‫توی لس‌آنجلس،
‫مهارتم به‌عنوان میزبان

33:49.586 --> 33:50.984
‫روی کتی هیلتون رو کم می‌کرد،‬

33:51.009 --> 33:53.052
‫و حالا کاملا از قلمروی خودم خارج شدم.‬

33:53.136 --> 33:56.848
‫اون‌ها نون می‌خوان، آبجو می‌خوان،‬

33:56.931 --> 33:58.475
‫خودشون می‌تونن یه جا بشینن.‬

33:58.558 --> 34:00.477
‫یه جوری درباره‌شون حرف می‌زنی
‫انگار از یه سیاره‌ی دیگه‌ـن.‬

34:00.560 --> 34:01.936
‫می‌خوام ازم خوششون بیاد.‬

34:02.020 --> 34:03.441
‫خب، اونا ازت خوششون میاد

34:03.465 --> 34:05.523
‫چون خودتی، نه
‫به‌خاطر همه‌ی این چیزها.‬

34:06.858 --> 34:09.027
‫خیلی‌خب. خودت میزبانی کن.‬

34:09.110 --> 34:11.091
‫باید برم ببینم «بوکو» باگت

34:11.115 --> 34:13.072
‫تحویل می‌د‌ه یا نه.‬

34:18.536 --> 34:20.455
‫«ال» رو دیدی؟‬

34:20.538 --> 34:22.457
‫احتمالا رفته.‬

34:22.540 --> 34:24.000
‫راستی، دیگه می‌تونی
‫این فیلم بازی کردن رو تموم کنی.‬

34:24.083 --> 34:25.668
‫- منظورت چیه؟‬
‫- بی‌خیال بابا،‬

34:25.752 --> 34:27.754
‫کاملا مشخصه‌ که اون دوست‌دخترت نیست.‬

34:27.837 --> 34:29.964
‫منظورم اینه که اگه داری تلاش می‌کنی
‫مخش رو بزنی، موفق باشی.‬

34:30.048 --> 34:31.216
‫اون حتی تا حالا یه پسر رو هم نبوسیده.‬

34:31.299 --> 34:34.052
‫خب، ولی چیزی که روی کمدش
‫نوشتن این رو نمی‌گه.‬

34:34.928 --> 34:36.963
‫ببین، ال از اون‌ آدم‌هاست
‫که می‌خواد یه شبه‬

34:36.987 --> 34:38.681
‫راه صدساله بره و
‫موقعیت اجتماعی پیدا کنه،‬

34:38.765 --> 34:40.683
‫و محض اطلاعت، تو همون کسی هستی
‫که الان پاش رو گذاشته روی دوشش تا بره بالا.‬

34:40.767 --> 34:41.893
‫نمی‌دونم این وسط دنبال چی می‌گردی.‬

34:41.976 --> 34:44.036
‫اون بامزه و دوست‌داشتنی‌ـه،

34:44.061 --> 34:45.322
‫حرف همدیگه رو هم می‌فهمیم.‬

34:46.147 --> 34:48.066
‫نمی‌دونم کجای این قضیه این‌قدر پیچیده‌ست.‬

34:49.442 --> 34:51.986
‫صبر کن، تو واقعا ازش خوشت نمیاد، میاد؟‬

34:52.070 --> 34:53.571
‫می‌دونی، شاید اگه تو هم
‫یه خورده کمتر بدجنس بودی،‬

34:53.655 --> 34:55.365
‫الان واسه خودت یه دوست‌پسر داشتی.‬

35:15.802 --> 35:17.011
‫ال؟‬

35:18.388 --> 35:19.514
‫ال؟ کجایی؟‬

35:19.597 --> 35:21.015
‫لیز؟‬

35:21.599 --> 35:22.934
‫من این‌جام.‬

35:33.987 --> 35:35.280
‫باشه.‬

35:36.281 --> 35:39.075
‫صبر کن، مینی‌ژوپ چرمی
‫و پلیور پاستلی گس من کجاست؟‬

35:39.158 --> 35:40.910
‫نیاوردم‌شون.‬

35:40.994 --> 35:42.745
‫خیلی بامزه بود. کجان؟‬

35:42.829 --> 35:43.997
‫جدی می‌گم.‬

35:44.789 --> 35:46.875
‫باشه. ایرادی نداره.‬

35:46.958 --> 35:48.960
‫ایرادی نداره. نقشه جایگزین.‬

35:49.043 --> 35:52.005
‫از کیم یه چیزی قرض می‌گیرم...‬

35:53.631 --> 35:55.049
‫این دیگه چیه؟‬

35:57.886 --> 35:59.554
‫لباس‌های کیمبرلی کجان؟‬

35:59.637 --> 36:00.972
‫لباس‌هاش همینان دیگه.‬

36:01.055 --> 36:02.223
‫چی؟‬

36:02.307 --> 36:03.683
‫اون توی مدرسه لباسش رو عوض می‌کنه.‬

36:03.766 --> 36:05.261
‫اگه پدر و مادرش
‫می‌دیدن واقعا چی می‌پوشه،

36:05.285 --> 36:07.145
‫می‌فرستادنش مدرسه نظامی.‬

36:07.228 --> 36:09.105
‫خب، حالا کی داره تظاهر می‌کنه؟‬

36:09.606 --> 36:11.608
‫واقعا این قضیه یه جورهایی دلم رو می‌سوزونه.‬

36:13.151 --> 36:15.152
‫خیلی خب، خب، من تا حالا

36:15.176 --> 36:16.613
‫سارافون چهارخونه نپوشیدم،‬

36:16.696 --> 36:18.448
‫اما امان از وضعیت اضطراری...‬

36:18.531 --> 36:20.325
‫خیلی خب، دست به وسایل اون نزن، باشه؟‬

36:20.909 --> 36:23.244
‫من عمدا دست‌خالی اومدم.‬

36:23.328 --> 36:25.641
‫خودت گفتی نمی‌خوای اهمیت بدی،

36:25.666 --> 36:27.199
‫پس اهمیت نده.‬

36:27.224 --> 36:28.308
‫همون رو بپوش.‬

36:28.333 --> 36:29.542
‫من نمی‌تونم این رو بپوشم.‬

36:29.626 --> 36:32.545
‫همین الانش هم شایعه راه افتاده
‫که من یه هرزه‌ام.‬

36:32.629 --> 36:33.713
‫خب، کی این رو گفته؟‬

36:33.796 --> 36:35.006
‫خودت چی فکر می‌کنی؟‬

36:36.007 --> 36:37.592
‫باشه.‬

36:37.675 --> 36:39.093
‫واقعیت اینه.‬

36:39.177 --> 36:41.971
‫یه زمانی توی زندگیت،
‫اون مایو رو پشت ویترین دیدی.‬

36:42.055 --> 36:43.890
‫درسته؟ اون مایو رو خریدی.‬

36:43.973 --> 36:46.100
‫امروز هم اون مایو رو پوشیدی. چرا؟‬

36:46.184 --> 36:47.602
‫چون مایوهای یه تکه
‫خط برنزه‌ ضایعی به‌جا میذارن.‬

36:47.685 --> 36:50.063
‫چون فکر می‌کنی باهاش جذاب می‌شی.‬

36:50.563 --> 36:52.191
‫راهش برای این ‌که به
‫حرف بقیه اهمیت ندی،‬

36:52.215 --> 36:54.067
‫اینه‌ که به سلیقه خودت
‫ایمان داشته باشی.‬

36:54.150 --> 36:55.610
‫خود خودت باش.‬

36:56.527 --> 36:58.154
‫اگه دوست داری، با افتخار نشونش بده.‬

36:59.530 --> 37:02.033
‫♪ تو می‌گی ♪‬

37:02.951 --> 37:06.329
‫♪ من فقط چیزی رو می‌شنوم
‫که دلم می‌خواد ♪‬

37:08.373 --> 37:09.791
‫برو.‬

37:15.046 --> 37:17.340
‫کارتون عالی بود دخترها.‬

37:17.423 --> 37:18.967
‫خیلی خوب به نظر می‌رسید بچه‌ها.‬

37:19.050 --> 37:20.259
‫اشکالی نداره من نفر بعدی باشم؟‬

37:34.148 --> 37:36.089
‫♪  این روبان صورتی رو ♪

37:36.113 --> 37:38.194
‫♪ از روی چشم‌هام باز کن ♪

37:38.277 --> 37:40.165
‫♪  من بی‌دفاع‌ـم ♪

37:40.189 --> 37:42.490
‫♪ و این چیز عجیبی نیست ♪

37:42.573 --> 37:44.781
‫♪  فکر نمی‌کنی خودم دقیقا ♪

37:44.805 --> 37:46.995
‫♪ می‌دونم جایگاهم کجاست؟‬ ♪

37:47.078 --> 37:49.319
‫♪  این دنیا داره من رو مجبور ♪

37:49.343 --> 37:51.457
‫♪ می‌کنه دستت رو بگیرم ‬ ♪

37:51.541 --> 37:53.918
‫♪ چون من فقط یه دخترم ♪‬

37:54.002 --> 37:55.795
‫♪ اوه، من ناچیز و ضعیف ♪‬

37:55.878 --> 37:59.716
‫♪ خب، نذار از جلو چشمت دور بشم ♪‬

38:00.800 --> 38:02.635
‫- ♪ چون من فقط یه دخترم ♪‬
‫- ♪ من فقط یه دخترم ♪‬

38:02.719 --> 38:04.846
‫♪ همه‌چی‌تموم و ظریف ♪‬

38:04.929 --> 38:09.475
‫♪ پس نذار هیچ حقی داشته باشم ♪‬

38:09.559 --> 38:11.644
‫♪ اوه ♪‬

38:11.728 --> 38:15.023
‫♪ دیگه جونم به لبم رسیده ♪‬

38:18.192 --> 38:20.361
‫خیلی به هم میان.‬

38:22.155 --> 38:23.865
‫نمی‌دونستم با هم‌ان.‬

38:23.948 --> 38:25.074
‫فکر کنم تازه شروع کردن.‬

38:25.158 --> 38:27.368
‫♪ من فقط یه دخترم ♪‬

38:27.452 --> 38:29.787
‫داستین خیلی به تیپ اون نمی‌خوره، نه؟‬

38:29.871 --> 38:33.624
‫♪ من فقط یه دخترم توی این دنیا ♪‬

38:33.708 --> 38:35.418
‫♪ این تمام چیزیه که تو ♪‬

38:35.501 --> 38:38.337
‫♪ می‌ذاری باشم ♪‬

38:38.421 --> 38:40.590
‫♪ اوه، من فقط یه دخترم ♪‬

38:40.673 --> 38:42.258
‫♪ سرنوشت من چیه؟ ♪‬

38:42.341 --> 38:47.013
‫♪ چیزی که بهش تن دادم داره بی‌حسم می‌کنه ♪‬

38:47.096 --> 38:49.223
‫♪ اوه ♪‬

38:49.307 --> 38:51.851
‫♪ دیگه جونم به لبم... ♪‬

38:51.934 --> 38:53.978
‫♪ اوه ♪‬

38:54.062 --> 38:56.105
‫♪ دیگه جونم به لبم... ♪‬

38:56.189 --> 39:00.318
‫- ♪ اوه ♪‬
‫- ♪ همه‌چیز ♪‬

39:00.401 --> 39:05.364
‫♪ تو تکیه‌گاه منی ♪‬

39:07.366 --> 39:09.118
‫♪ گفتم شاید ♪‬

39:09.202 --> 39:11.579
‫♪ شاید ♪‬

39:11.662 --> 39:14.499
‫♪ تو همونی باشی که نجاتم میده ♪‬

39:14.582 --> 39:17.001
‫♪ نجاتم میده ♪‬

39:17.085 --> 39:20.213
‫♪ و بعد از همه‌ی این‌ها ♪‬

39:22.298 --> 39:26.928
‫♪ تو تکیه‌گاه منی... ♪‬

39:28.429 --> 39:30.765
‫- یه بار دیگه.‬
‫- ♪ گفتم شاید ♪‬

39:30.848 --> 39:33.684
‫- ♪ گفتم شاید ♪‬
‫- آره.‬

39:33.768 --> 39:36.354
‫♪ تو همونی باشی که نجاتم میده ♪‬

39:36.437 --> 39:39.023
‫- ♪ که نجاتم میده ♪‬
‫- آره.‬

39:39.107 --> 39:43.277
‫♪ و بعد از همه‌ی این‌ها ♪‬

39:43.361 --> 39:44.403
‫تمومش کنین.‬

39:44.487 --> 39:49.117
‫♪ تو تکیه‌گاه منی ♪‬

39:52.036 --> 39:53.162
‫ال! ال! ال!‬

39:53.246 --> 39:55.498
‫ال! ال! ال!‬

39:55.581 --> 39:57.416
‫ال، ال، ال، ال،‬

39:57.500 --> 39:58.751
‫ال، ال، ال، ال،‬

39:58.835 --> 40:01.045
‫ال، ال، ال، ال،‬
‫ال، ال، ال، ال،‬

40:01.129 --> 40:04.090
‫ال، ال، ال، ال...‬

40:08.594 --> 40:10.054
‫خوشحالم که موندی.‬

40:10.138 --> 40:11.681
‫ببخشید که فرار کردم.‬

40:11.764 --> 40:14.225
‫ولی می‌تونستی درمورد تیپ ضایعم
‫بهم هشدار بدی.‬

40:14.308 --> 40:15.768
‫ببخشید.‬

40:15.852 --> 40:17.547
‫ولی راستش رو بخوای، من هیچ‌وقت

40:17.571 --> 40:18.945
‫به یه دختر نمی‌گم سعی کنه
‫کمتر جذاب به نظر برسه.‬

40:25.403 --> 40:26.821
‫مرسی.‬

40:30.449 --> 40:31.868
‫اون، اوم، داستین‌ـه، آره؟‬

40:31.951 --> 40:33.911
‫اوم، آره.‬

40:33.995 --> 40:35.830
‫آره، تازه‌ست.‬

40:35.913 --> 40:38.666
‫فکر کنم من هم واقعا درمورد تو
‫و شنن چیزی نمی‌دونستم، درسته؟‬

40:38.749 --> 40:40.710
‫آره، ولی واسه ما تازه نیست. دو ساله‌ست.‬

40:44.255 --> 40:47.049
‫- عه...‬
‫- عه... می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟

40:47.633 --> 40:49.343
‫احمقانه‌ست.‬

40:51.888 --> 40:53.306
‫من کار اشتباهی کردم؟‬

40:55.308 --> 40:56.767
‫عه...‬

40:59.270 --> 41:00.271
‫نه.‬

41:01.355 --> 41:02.982
‫نه، یعنی، همه‌چی خوبه.‬

41:03.065 --> 41:04.192
‫منظورم اینه‌ که چه طور ممکنه؟‬

41:04.275 --> 41:05.610
‫ما که اصلا همدیگه رو نمی‌شناسیم، مگه نه؟‬

41:06.235 --> 41:10.948
‫هر دو تازه فهمیدیم که شریک عاطفی داریم.‬

41:11.032 --> 41:12.450
‫درسته.‬

41:16.370 --> 41:17.914
‫اوم، حالا که حرفش شد، بهتره برم...‬

41:17.997 --> 41:20.416
‫- آره. او‌هوم.‬
‫- ...پیداش کنم.‬

41:21.918 --> 41:23.336
‫عه...‬

41:34.471 --> 41:36.184
‫[مدرسه ما به دست مدیر اسکامدرسن می‌گرده]

41:34.471 --> 41:36.184
‫«می‌دونین ناهارتون کجا میره؟»
‫«چه قدر مدیرتون رو می‌شناسین»
‫«و از همه مهم‌تر، تات‌ها کجان؟»

41:36.057 --> 41:38.017
‫- وای، خدای من.‬
‫- این واقعا جنایتکارانه‌ست.‬

41:38.100 --> 41:40.978
‫داره از تک‌تک ما دزدی می‌کنه.
‫جدی می‌گم بچه‌ها.‬

41:44.732 --> 41:46.275
‫عالیه. آره. بفرمایید.‬

41:46.359 --> 41:47.818
‫- داستی؟‬
‫- روز جمعه درموردش صحبت می‌کنیم.‬

41:47.902 --> 41:49.320
‫عزیزم، داری چیکار می‌کنی؟‬

41:49.403 --> 41:50.529
‫از مدرسه پول بالا می‌کشن،‬

41:50.613 --> 41:51.781
‫- و این تازه چیزهایی‌ـه که ازش خبر داریم.‬
‫- داستین، تمومش کن.‬

41:51.864 --> 41:53.532
‫- تمام اتفاقاتی که داره میفته...‬
‫- گفتم تمومش کن.‬

41:54.116 --> 41:55.785
‫این چه مسخره‌بازی‌ـه، ال؟‬

41:55.868 --> 41:57.370
‫تو به من دروغ گفتی.‬

42:02.833 --> 42:05.253
‫داداش، اون خیلی از دستت شاکیه.‬

42:12.301 --> 42:13.678
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

42:13.761 --> 42:16.222
‫فکر کردم توافق کردیم که کار رو
‫بسپریم به وکیل‌ها.‬

42:16.305 --> 42:17.848
‫نه.‬

42:17.932 --> 42:19.392
‫تو توافق کردی بسپری به وکیل‌ها.‬

42:19.475 --> 42:21.102
‫و، اوم، شاید توی لس‌آنجلس،‬

42:21.185 --> 42:22.728
‫اون‌ها کارهای سخت رو برات انجام بدن،
‫ولی این‌جا این‌طور نیست.

42:22.812 --> 42:24.272
‫این‌جا این‌جوری پیش نمی‌ره.‬

42:24.355 --> 42:26.899
‫اگه می‌خوایم کاری پیش بره،
‫باید خودمون آستین بالا بزنیم.‬

42:26.983 --> 42:28.567
‫ولی تو حتی نمی‌دونی داری چیکار می‌کنی.‬

42:28.651 --> 42:30.528
‫واقعا؟ بودجه مدرسه‬

42:30.611 --> 42:32.905
‫ادعا می‌کنه که سه تا
‫نیروی خدماتی تمام‌وقت داره.‬

42:32.989 --> 42:34.448
‫مگه مارتیندل بهت نگفت که فقط یه نفر دارن؟‬

42:34.532 --> 42:37.118
‫بله، واسه همین هم بود
‫که نشد کمد من رو تمیز کنن.‬

42:37.201 --> 42:38.953
‫بودجه مدرسه پر از هزینه‌های ساختگی‌ـه،‬

42:39.036 --> 42:40.371
‫مثلا ۵۰۰۰ دلار واسه سیب‌زمینی سرخ‌کرده؟‬

42:40.454 --> 42:41.789
‫من سه ساله توی اون مدرسه‌م،‬

42:41.872 --> 42:44.333
‫و حتی یه بار هم سیب‌زمینی سرخ‌کرده
‫توی دبیرستان «رینیر وست» ندیدم.‬

42:44.417 --> 42:46.460
‫می‌خوای اون قضیه
‫توطئه سیب‌زمینی سرخ‌کرده رو لو بدی؟‬

42:46.544 --> 42:49.463
‫می‌دونستی حقوق دانا هنوز
‫توی لیست بودجه ثبت می‌شه؟‬

42:49.547 --> 42:51.632
‫نیروی موقت قاعدتا یک‌چندم
‫چیزی که اون می‌گرفت رو می‌گیره.‬

42:51.716 --> 42:53.718
‫اون پول‌ها کجا میره؟ اصلا چرا اخراج شد؟‬

42:53.801 --> 42:56.137
‫- دانا به‌ خاطر من اخراج شد.‬
‫- شاید هم نشد.‬

42:56.220 --> 42:58.889
‫شاید این فقط یه راه راحت واسه
‫آزاد کردن یه مقدار پول اضافه بوده.

43:00.349 --> 43:01.809
‫ببین، اگه دست‌مون رو
‫روی یه رسوایی بزرگ گذاشتیم،

43:01.892 --> 43:04.520
‫باید همین الان کل مدرسه رو بسیج کنیم.‬

43:05.983 --> 43:07.564
‫صبر کن، واسه همین بود که این‌قدر

43:07.588 --> 43:09.625
‫مشتاق بودی با من
‫بیای به این مهمونی؟‬

43:09.650 --> 43:10.943
‫که از من به عنوان راهی برای
‫دسترسی به بقیه استفاده کنی.‬

43:11.027 --> 43:12.570
‫درست مثل همون‌طوری که
‫تو از من استفاده کردی؟‬

43:12.653 --> 43:13.696
‫که، عه... چی رو ثابت کنی؟‬

43:13.779 --> 43:15.364
‫ثابت کنی که روی دوست‌پسر دوستت کراش نداری؟‬

43:15.448 --> 43:16.490
‫من حتی نمی‌دونستم اون‌ها
‫با هم سر قرار میرن.

43:16.574 --> 43:18.409
‫- پس من چرا این‌جام؟‬
‫- به عنوان یه اطمینان اضافی

43:18.492 --> 43:21.120
‫برای مواقعی که ممکنه
‫ضایع‌بازی دربیارم و کراشم لو بره.‬

43:23.039 --> 43:24.707
‫پس تو واقعا ازش خوشت میاد.‬

43:24.790 --> 43:28.336
‫ببین، این مدرسه واسه من مهمه، باشه؟‬

43:28.419 --> 43:31.088
‫و نمی‌خوام جلوی راهت رو بگیرم
‫ولی این قضیه ربطی به من نداره.‬

43:31.172 --> 43:32.590
‫در مورد من‌ـه.

43:34.216 --> 43:36.385
‫من دقیقا خارج از منطقه آموزشی
‫«رینیر وست» زندگی می‌کنم،‬

43:36.469 --> 43:39.180
‫ولی اندرسون با این حال
‫اجازه داد برم اون‌جا.‬

43:39.263 --> 43:41.057
‫مامانم نگرانه که یه وقت
‫کسی زیرآبش رو بزنه،‬

43:41.140 --> 43:43.184
‫چون اگه اون بره،
‫ممکنه من رو هم اخراج کنن.‬

43:45.061 --> 43:46.604
‫ال داره سعی می‌کنه
‫از من محافظت کنه.‬

43:47.605 --> 43:48.731
‫ممنونم.‬

43:50.691 --> 43:51.901
‫معلومه دیگه.‬

43:51.984 --> 43:53.486
‫می‌خوای برسونمت؟‬

43:53.569 --> 43:55.905
‫بله، لطفا.‬

44:14.590 --> 44:16.300
‫مهمونی استخر چه طور بود؟‬

44:16.384 --> 44:17.551
‫افتضاح.‬

44:17.635 --> 44:18.803
‫حتی توی استخر آب هم نبود.‬

44:18.886 --> 44:20.012
‫- و تو پوشیده بودی...‬
‫- آره.‬

44:20.096 --> 44:21.847
‫- بعد از این ‌که اون حرف رو بهت زدن...‬
‫- آره.‬

44:24.350 --> 44:25.976
‫واقعا خیلی بی‌کلاسی‌ـه.‬

44:26.060 --> 44:28.896
‫مطمئنم تا ۲۰ سال دیگه هیچ‌کس
‫حتی از این کلمه استفاده هم نمی‌کنه.‬

44:28.979 --> 44:31.690
‫مثل اون کتابفروشی آنلاین فسقلی‬

44:31.774 --> 44:33.943
‫که دوست کریگ هی یک‌ریز درموردش حرف می‌زد.‬

44:35.820 --> 44:38.489
‫پسر اسکیت‌باز تا دم در باهات نیومد؟‬

44:38.572 --> 44:40.908
‫من و داستین دیگه رابطه‌مون رو
‫ادامه نمی‌دیم.‬

44:41.909 --> 44:43.494
‫اون اعتمادم رو از بین برد.‬

44:43.577 --> 44:44.954
‫عزیزم، متاسفم.‬

44:46.455 --> 44:48.457
‫ولی تو لایق بهتر از این‌هاـی.‬

44:48.541 --> 44:50.543
‫بیا با همسایه‌ها آشنا شو.‬

44:52.086 --> 44:54.463
‫اوه، ببین کی رو پیدا کردم.‬

44:54.547 --> 44:56.674
‫اوه. تو باید ال باشی.‬

44:56.757 --> 44:58.092
‫- سلام.‬
‫- من چد کوهن هستم.‬

44:58.175 --> 45:00.469
‫- چارلی.‬
‫- ال. وودز.‬

45:00.553 --> 45:02.179
‫- باز هم ببخشید که این‌قدر دیر رسیدیم.‬
‫- شوخی می‌کنی؟‬

45:02.263 --> 45:05.015
‫هدف اصلی از مهمونی گرفتن،
‫رسیدن به دورهمی بعد مهمونی‌ـه.‬

45:05.099 --> 45:07.017
‫اوم، چد و چارلی با پسرشون
‫ته همین کوچه زندگی می‌کنن.‬

45:07.101 --> 45:08.602
‫اوه. چه عالی.‬

45:08.686 --> 45:09.895
‫سلام.‬

45:13.399 --> 45:14.733
‫سلام.‬

45:18.529 --> 45:21.782
‫اوم، بزرگ‌ترها می‌خوان این رو
‫اون پشت باز کنن؟‬

45:21.866 --> 45:23.576
‫یا این ‌که کسی آبجو می‌خواد؟‬

45:23.659 --> 45:26.495
‫آبجو؟ پسر. نمی‌دونستم این‌جا رو
‫کردی خوابگاه دانشجویی، ایوا.‬

45:26.579 --> 45:29.165
‫وایت، ما آدم‌های خودمون رو پیدا کردیم!‬

45:29.248 --> 45:31.500
‫- بیاید.‬
‫- از آشنایی باهاتون خوشحال شدم.‬

45:31.584 --> 45:33.544
‫نظرتون درمورد رسوایی هیو گرانت چیه؟‬

45:33.627 --> 45:35.546
‫چون من... فکر نمی‌کنم
‫دیگه بتونه کمر راست کنه.‬

45:39.508 --> 45:41.135
‫خب، راستش، من فقط فکر می‌کردم
‫ اون بریتانیایی‌ـه.‬

45:42.761 --> 45:44.922
‫پس، اون زوج
‫همجنسگرای اون‌ور خیابون

45:44.946 --> 45:46.682
‫که مامانم روشون
‫کلید کرده بود...؟‬

45:46.765 --> 45:48.934
‫پدرهای من‌ـن. آره.‬

45:50.102 --> 45:54.273
‫که این یعنی تو همسایه‌م‌ـی.‬

45:55.274 --> 45:58.694
‫- اگه می‌خوای، می‌تونم برم...‬
‫- نه، نه. می‌تونی بمونی.‬

46:00.946 --> 46:02.448
‫بابت رفتار قبلم معذرت می‌خوام.‬

46:03.449 --> 46:05.201
‫حق با تو بود. من یه کمی
‫عجیب رفتار می‌کردم.‬

46:05.284 --> 46:06.744
‫- نه.‬
‫- سلامتی.‬

46:06.827 --> 46:09.205
‫سلامتی.‬

46:09.288 --> 46:11.040
‫- به محله جدید خوش اومدی.‬
‫- خیلی ممنونم.‬

46:11.123 --> 46:14.835
‫هرچند فکر کنم از این به بعد فرار کردن
‫ از دست من برات سخت‌تر بشه.‬

46:20.841 --> 46:23.010
‫«اگه دخترهای مجله کازمو شبیه کیک باشن،‬

46:23.093 --> 46:25.596
‫پس کیک، طبق تعریف،‬

46:25.679 --> 46:27.681
‫از مواد زیادی تشکیل شده.‬

46:27.765 --> 46:29.900
‫پس اون چیزی که ما رو "ما" می‌کنه

46:29.924 --> 46:32.019
‫نباید شامل کلمه‌های زیادی باشه؟‬

46:32.102 --> 46:34.730
‫زینا فقط یه جنگجو نیست‬

46:34.813 --> 46:37.024
‫یا فقط یه پرنسس.‬

46:37.107 --> 46:39.777
‫و تا جایی که ما می‌دونیم،
‫بافی می‌تونه بدون داشتن صفت مناسب،‬

46:39.860 --> 46:41.779
‫بچه گربه‌ها رو هم بکشه.‬

46:42.863 --> 46:45.578
‫ببخشید کازمو، ولی من حاضر نیستم

46:45.602 --> 46:47.910
‫این مقاله رو طبق شرایط تو بنویسم.‬

46:47.993 --> 46:50.829
‫من مدام در حال تغییر و پیشرفتم.‬

46:50.913 --> 46:55.834
‫و قرار نیست ال وودز رو
‫توی قالب یه کلمه محدود کنم.»‬

47:25.990 --> 47:28.867
‫♪ بیست و پنج ساله که زندگیم هنوز ♪‬

47:28.951 --> 47:33.581
‫♪ داره تلاش می‌کنه از
‫اون تپه‌ی بزرگ امید بالا بره ♪‬

47:34.873 --> 47:37.710
‫♪ برای رسیدن به یه مقصد ♪‬

47:39.461 --> 47:42.590
‫♪ خیلی زود فهمیدم، وقتی که باید می‌فهمیدم ♪‬

47:42.673 --> 47:47.803
‫♪ که دنیا از این انجمن برادری
‫ انسان‌ها ساخته شده ♪‬

47:49.138 --> 47:51.640
‫♪ به هر معنی‌ای که می‌خواد باشه ♪‬

47:53.392 --> 47:57.146
‫♪ و واسه همین، بعضی وقت‌ها که
‫ توی تخت دراز کشیدم گریه می‌کنم ♪‬

47:57.229 --> 48:01.108
‫♪ فقط برای این ‌که هرچی
‫توی سرم می‌گذره رو بریزم بیرون ♪‬

48:01.500 --> 48:21.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
