WEBVTT

00:08.130 --> 00:09.250
‫گنیا!

00:18.024 --> 00:25.024
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:39.000 --> 00:49.000
‫می‌دوم به سوی تاریکی، به کدام سمت می‌روم؟
‫مهتاب تنها راهنمای من برای درد است

00:50.000 --> 01:00.000
‫درد و ناراحتی از بین نمی‌رود
‫اما آتش دلم خاموش نمی‌شود.

01:01.000 --> 01:06.000
‫برای چه‌کسی در این احساسات مقاومت می‌‌کنیم؟

01:01.640 --> 01:04.060
‫

01:06.024 --> 01:12.024
‫به سرعت از سیاهی می‌گذریم
‫تا روزی که در خورشید بدرخشیم

01:12.048 --> 01:17.048
‫به ساکنین درون قلب رها از زنجیر من آتیش بزن

01:17.072 --> 01:23.072
‫برخیز و امشب من رو در آن سمت غروب احاطه کن

01:17.570 --> 01:21.450
‫

01:23.096 --> 01:29.096
‫تا زمانی که بتوانیم این دنیا رو دوست داشته باشیم
‫انگار که دو بار زندگی می‌کنیم

01:29.120 --> 01:34.120
‫اجازه بده به‌هم وصل باشیم، حتی اگه بهای اون جان دادن باشه

01:34.144 --> 01:40.144
‫ارتباط میان ما منتهی به تولد معجزه‌ می‌شود

01:51.860 --> 01:57.030
‫قسمت 6:
‫"مگه قرار نیست هاشیرا بشی؟"

02:12.000 --> 02:13.000
‫گنیـ...

02:13.000 --> 02:14.250
‫ـیا...

02:17.510 --> 02:20.010
‫این دیگه چه‌جور حمله برشی‌ای بود؟

02:20.010 --> 02:22.140
‫نمی‌تونم خودم روبازسازی کنم!

02:20.510 --> 02:22.140
‫حمله موفقیت آمیز بود!

02:22.140 --> 02:25.060
‫دردش داره منو می‌سوزونه!

02:22.550 --> 02:23.930
‫آروم باش! ای مرتیکه رقت‌انگیز!

02:24.640 --> 02:27.060
‫زمان می‌بره، ولی می‌تونیم
‫خودمون رو بازسازی کنیم!

02:28.680 --> 02:30.690
‫نمی‌دونم چه بلایی سر گنیا اومده،

02:30.690 --> 02:33.190
‫ولی چون سر یکی‌شون رو زد
‫یه چیزایی رو فهمیدم!

02:33.520 --> 02:36.360
‫به نظر میاد که حتی اگه همزمان
‫سر چهارتاشون رو بزنیم،

02:36.360 --> 02:39.200
‫نمی‌تونیم مثل «گیوتارو» کارشون
‫رو تموم کنیم!

02:40.570 --> 02:44.450
‫حمله کردن به این چهار شیطانِ احساسات
‫تقریباً بی‌معنیه!

02:45.700 --> 02:46.450
‫نزوکو!

02:48.620 --> 02:49.620
‫نزوکو!

02:55.000 --> 02:56.000
‫نزوکو!

02:59.380 --> 03:02.090
‫یه چیزی در تمام این مدت
‫ذهنم رو درگیر کرده.

03:04.180 --> 03:07.140
‫ممکنه که سرـشون نقطه حیاتی
‫اون‌ها نباشه؟

03:08.100 --> 03:09.480
‫یه جای کار می‌لنگه.

03:10.020 --> 03:12.230
‫اون بویی که برای لحظه‌ای
‫به مشامـم خورد...

03:12.690 --> 03:13.690
‫درسته.

03:13.690 --> 03:14.940
‫اون...

03:15.310 --> 03:17.400
‫بوی شیطان پنجم بود!

03:17.860 --> 03:19.320
‫شیطان پنجمی هم در کاره!

03:19.990 --> 03:21.450
‫باید پیداش کنم!

03:21.780 --> 03:23.490
‫سر شیطان پنجم باید...

03:26.370 --> 03:28.040
‫انقدر واسه خودت قیافه نگیر!

03:28.330 --> 03:30.830
‫من کسی‌ام که قراره...

03:30.830 --> 03:32.040
‫یه شیطان رده بالا رو شکست بده!

03:32.040 --> 03:33.000
‫گنیا...

03:33.460 --> 03:37.170
‫خودت به تنهایی شیطان
‫رده بالا شش رو شکست ندادی!

03:37.170 --> 03:40.170
‫دلیلش هم اینه که تو
‫هاشیرا نشدی!

03:40.170 --> 03:41.760
‫آره، درسته!

03:42.050 --> 03:44.470
‫می‌تونی روش شرط ببندی که...

03:44.930 --> 03:46.640
‫من قراره تو این مسیر...

03:46.640 --> 03:47.810
‫شکستـت بدم!

03:47.810 --> 03:50.560
‫گنیا! آب دهنت راه افتاده، خوبی؟
‫چی‌شده؟

03:50.560 --> 03:52.640
‫لازم به گفتن نیست که داری خفه‌ـم می‌کنی!

03:54.020 --> 03:55.900
‫من کسی‌ام که قراره
‫یه هاشیرا بشه!

03:56.440 --> 03:57.610
‫فهمیدم!

03:57.610 --> 03:58.900
‫جون تو فهمیدم، حتماً!

03:58.900 --> 04:01.030
‫من و نزوکو تو رو همه‌جوره
‫پشتیبانی می‌کنیم!

04:01.030 --> 04:02.650
‫بیا سه‌تاییمون تمام تلاشمون رو بکنیم!

04:03.030 --> 04:04.030
‫ها؟

04:04.030 --> 04:06.160
‫مطمئنم که یه شیطان پنجمی هم
‫در کاره و یه جاییه!

04:06.160 --> 04:08.870
‫من دنبالش می‌گردم،
‫پس ازت می‌خوام که برام زمان بخری!

04:08.870 --> 04:11.200
‫من‌که می‌دونم نیت تو چیه!

04:11.200 --> 04:13.960
‫داری کاری می‌کنی که
‫گاردم رو پایین بیارم، و...

04:15.250 --> 04:16.250
‫ها؟

04:19.550 --> 04:20.210
‫مراقب باش!

04:26.340 --> 04:28.680
‫شیطان خشم خودش رو ترمیم کرده!

04:28.970 --> 04:29.970
‫عجله کن!

04:30.310 --> 04:31.020
‫گنیا!

04:31.770 --> 04:34.020
‫به محض اینکه شیطان پنجم رو پیدا کنم،
‫بهت اطلاع می‌دم،

04:34.020 --> 04:35.600
‫پس سر اون شیاطین رو
‫حسابی گرم کن!

04:36.980 --> 04:38.940
‫همه‌شون خودشون رو بازسازی کردن، تف بهش!

04:40.690 --> 04:43.190
‫هر کاری می‌کنی بکن،
‫فقط نزوکو رو کاریش نداشته باش!

04:43.190 --> 04:44.860
‫چون اون خواهر کوچولوی منه!

04:46.030 --> 04:47.030
‫

04:53.790 --> 04:55.120
‫شیطان پنچمی کجاست؟

04:58.500 --> 05:01.420
‫باید وقتی گنیا و نزوکو در حال جنگیدن
‫با بقیه هستن پیداش کنم!

05:08.970 --> 05:09.850
‫این بو چیه؟

05:10.600 --> 05:12.930
‫به لطف بادی که اون شیطان
‫با سلاحش به وجود آورد،

05:12.930 --> 05:15.270
‫بوی گوگردی که از چشمه‌های آب گرم
‫می‌اومد از بین رفته!

05:16.230 --> 05:17.520
‫پیداش کن!

05:18.150 --> 05:19.900
‫تمرکز کن!

05:28.030 --> 05:29.870
‫اشکالی نداره!

05:29.870 --> 05:32.080
‫هرگز پیدام نمی‌کنن!

05:32.080 --> 05:33.700
‫همه‌چی مرتبه!

05:33.700 --> 05:38.170
‫چهار شیطانِ من اون شرورها رو
‫به‌خاطر من شکست می‌دن!

05:38.540 --> 05:39.540
‫پیداش کردم!

05:39.540 --> 05:41.840
‫پیداش کردم! پیداش کردم!
‫پیداش کردم!

05:42.880 --> 05:44.090
‫گنیا!

05:45.340 --> 05:46.260
‫اوروگی!

05:49.050 --> 05:50.680
‫مستقیم برو، به سمت شمال شرق!

05:53.220 --> 05:55.810
‫شیطان پنجم خودش رو
‫نزدیک به زمین مخفی کرده!

06:02.440 --> 06:03.690
‫گنیا!

06:04.150 --> 06:05.280
‫برو سراغش!

06:05.280 --> 06:06.490
‫من پوششت می‌دم!

06:06.490 --> 06:07.570
‫شمال شرق!

06:10.070 --> 06:12.070
‫لعنتی، باز هم رعد و برق!

06:15.370 --> 06:17.250
‫نزوکو! به گنیا کمک کن!

06:17.540 --> 06:20.580
‫نذار شیطان رعد و برق
‫سد راهِ گنیا بشه!

06:21.750 --> 06:23.500
‫نابود کن

06:30.470 --> 06:31.930
‫اجازه نده که تلف بشی!

06:31.930 --> 06:34.390
‫به هر قیمتی که شده،
‫تو این نقطه بمون!

06:35.760 --> 06:38.140
‫این بده! حالا حمله رعد و برقی
‫هم قراره بهش اضافه بشه!

06:50.570 --> 06:53.320
‫نزوکو!

06:57.790 --> 07:00.460
‫هه، هه، هیو!

07:01.370 --> 07:03.830
‫طاقت فرساـست؟

07:04.170 --> 07:07.000
‫باید خیلی طاقت فرسا باشه!

07:08.510 --> 07:10.010
‫رده بالا پنج

07:12.760 --> 07:14.850
‫پس، همه‌جاش شبیه همه؟

07:14.850 --> 07:16.510
‫هیو، هیو، هیو!

07:17.310 --> 07:20.520
‫نه تنها نمی‌تونی که از
‫تکنیک‌های تنفست استفاده کنی،

07:20.520 --> 07:24.770
‫بلکه به زودی اون تو آخرین نفست
‫رو می‌کشی و خفه می‌شی!

07:28.190 --> 07:31.900
‫هیو، هیو، هیو!

07:31.900 --> 07:34.110
‫اون نگاه رواقی گرای ساختگی...

07:34.110 --> 07:36.160
‫چقدر عالیه!

07:36.700 --> 07:41.160
‫آب‌میوه‌های خلاقانه من
‫به سادگی قوران می‌کنن!

07:44.330 --> 07:45.500
‫مبارزه نکن.

07:46.040 --> 07:47.800
‫داری ناراحتم می‌کنی.

07:47.800 --> 07:48.550
‫سکیدو...

07:48.550 --> 07:51.800
‫رده بالا چهار

07:49.170 --> 07:51.800
‫می‌دونم! اونو به صلیب می‌کشـ...

08:02.100 --> 08:03.310
‫رده بالا چهار

08:02.390 --> 08:03.310
‫اون پسر جوون...

08:03.980 --> 08:06.730
‫حالا از قبل هم سریع‌تر شده!

08:06.730 --> 08:07.440
‫نه.

08:07.900 --> 08:09.610
‫حتی از دفعه اولی که دیدمش هم...

08:09.610 --> 08:11.610
‫تمام گزارشاتی که ازش دارم
‫رو داره زیر سوال می‌بره!

08:11.990 --> 08:15.110
‫اون انعطاف‌پذیری‌های باورنکردنی!
‫خودش رو با شرایط مبارزه وفق می‌ده!

08:19.910 --> 08:23.120
‫اون حرکات انفجاری‌ای که وقتی
‫لبِ پرتگاهه از خودش به نمایش می‌ذاره!

08:32.260 --> 08:33.300
‫لعنتی!

08:33.840 --> 08:35.550
‫کاراکو! کاراکو!

08:38.890 --> 08:40.760
‫کوچولوی عوضی!

08:44.060 --> 08:45.310
‫خیلی‌خب!

08:45.310 --> 08:48.190
‫حالا باید برم سراغ
‫اون بچه تفنگ‌به‌دست!

08:48.520 --> 08:49.400
‫ها؟

08:50.730 --> 08:51.440
‫لعنتی!

08:51.980 --> 08:53.570
‫دستم رو برید!

08:54.070 --> 08:55.450
‫لعنت بهت، عوضی!

08:55.950 --> 08:56.950
‫گنیا!

08:57.360 --> 08:58.570
‫سمت راستـت!

08:58.570 --> 09:00.240
‫به سمت جنوب می‌ره!

09:00.240 --> 09:01.620
‫برو دنبالش!

09:01.620 --> 09:04.040
‫خدایا! دارم دنبالش می‌گردم خب!

09:04.040 --> 09:06.120
‫این همه وقته دارم دنبالش می‌گردم!

09:06.500 --> 09:07.500
‫یه طلسم؟

09:07.500 --> 09:10.420
‫نمی‌تونم ببینمش چون
‫از یه طلسم دیگه استفاده کرده؟

09:10.420 --> 09:12.760
‫لعنتی! تف بهش!
‫لعنت بهش!

09:12.760 --> 09:14.010
‫کجایی؟

09:14.010 --> 09:17.930
‫هر قدر زمان بگذره،
‫به خالی‌شدن انرژی شیطانیم نزدیک‌تر می‌شم!

09:22.180 --> 09:23.600
‫به سمت غرب!

09:23.600 --> 09:24.640
‫حالا بیشتر به سمت راست!

09:24.640 --> 09:25.890
‫نزدیکته!

09:25.890 --> 09:27.020
‫زیرته!

09:27.940 --> 09:29.150
‫کجایی؟

09:29.900 --> 09:30.690
‫کجا...

09:30.690 --> 09:32.480
‫گنیا! زیر پاته!

09:32.480 --> 09:33.280
‫ها؟

09:39.070 --> 09:40.570
‫جغله!

09:44.290 --> 09:46.000
‫این موجود دیگه خیلی کوچیکه!

09:46.000 --> 09:47.330
‫این بدن اصلیه؟

09:47.870 --> 09:49.170
‫این موجود؟

09:49.170 --> 09:52.290
‫لعنتی! آخه چه‌جوری قراره
‫روی این موجود نشونه‌گیری کنم؟

09:52.880 --> 09:55.460
‫اندازه یه موشه!

09:55.460 --> 09:57.840
‫اون چهارتای دیگه خیلی قوین!

09:57.840 --> 10:00.680
‫و این موش کوچولو کسیه که
‫اونا رو کنترل می‌کنه؟

10:00.680 --> 10:02.760
‫وقتی داری دنبال این موش کوچیک می‌کنی...

10:02.760 --> 10:04.520
‫همزمان با چهارتا شیطان بجنگی...

10:04.810 --> 10:06.560
‫بدجوری کونم می‌سوزه!

10:06.560 --> 10:10.020
‫پس بگو چرا این‌همه شیطان‌کش
‫تو مبارزه با این جغله کشته شدن!

10:10.270 --> 10:12.190
‫سر به سر من نذار!
‫خیلی رو مخمی!

10:12.570 --> 10:14.570
‫با این همه عصبانیت باید چی‌کار کنم؟

10:16.570 --> 10:19.240
‫خیلی‌خب! می‌تونم! برنده می‌شم!

10:24.580 --> 10:26.700
‫نتونستم سرش رو بزنم؟

10:26.700 --> 10:27.830
‫نمی‌تونم سرش رو بزنم!

10:28.250 --> 10:29.210
‫امکان نداره!

10:29.460 --> 10:30.540
‫تو کتم نمی‌ره!

10:30.540 --> 10:34.040
‫آخه نگاهش کن! کله این موجود
‫از انگشت منم کوچیک‌تره!

10:41.550 --> 10:43.260
‫خوب نیست!

10:47.680 --> 10:49.100
‫لعنتی!

10:49.100 --> 10:50.730
‫خیلی کُند عمل کردم!

10:51.270 --> 10:53.230
‫نمی‌تونم جا خالی بدم!

10:54.020 --> 10:55.770
‫قراره که بمیرم.

10:56.110 --> 10:58.740
‫نمی‌تونم سرم رو ترمیم کنم.

11:00.150 --> 11:05.830
‫نابود کن

11:02.070 --> 11:03.990
‫برادر بزرگ...

11:07.410 --> 11:09.620
‫می‌خواستم یه هاشیرا بشم...

11:09.960 --> 11:12.580
‫تا برادر بزرگم به توانایی‌های من اعتراف کنه.

11:13.170 --> 11:14.630
‫و...

11:14.630 --> 11:16.710
‫می‌خواستم به‌خاطر
‫تمام حرفایی که اون روز زدم...

11:17.420 --> 11:19.720
‫معذرت خواهی کنم!

11:21.050 --> 11:26.060
‫شیطان‌کش: کیمتسو نو یایبا
‫آرک دهکده شمشیرسازان

11:26.060 --> 11:31.060
‫شیطان‌کش: کیمتسو نو یایبا
‫آرک دهکده شمشیرسازان

11:33.810 --> 11:36.110
‫مادرم...

11:36.110 --> 11:38.780
‫جثه ریزی داشت.

11:39.240 --> 11:44.570
‫به حدی که تو بچگیـم قدم
‫ازش بلندتر شده بود.

11:45.990 --> 11:50.830
‫مادرم همیشه از کله سحر
‫تا بوق سگ کار می‌کرد.

11:51.540 --> 11:56.420
‫یه‌بار هم نشد ببینم که
‫درست حسابی خوابیده و در حال استراحته.

11:58.630 --> 12:03.220
‫پدرم در کنار گنده بودن بدنش،
‫یه آدم بی‌مصرف هم بود.

12:03.840 --> 12:06.930
‫یه نفر از روی نفرت و کینه
‫به حد مرگ بهش چاقو زد...

12:06.930 --> 12:08.720
‫که تعجب برانگیز هم نبود.

12:09.220 --> 12:10.640
‫اون پیر مرد...

12:10.640 --> 12:14.100
‫همیشه مادرم و ما بچه‌ها رو کتک می‌زد.

12:15.400 --> 12:17.820
‫با اون بدن کوچیکش...

12:18.150 --> 12:21.320
‫مادرم همیشه از ما
‫در برابر اون پدر حیوان‌صفت‌مون محافظت می‌کرد...

12:21.320 --> 12:24.410
‫اونم بدون هیچ درنگی.

12:24.410 --> 12:26.780
‫به نظرم اون فوق‌العاده بود.

12:47.800 --> 12:50.260
‫مامان دیر کرده، مگه نه؟

12:51.310 --> 12:52.470
‫ها؟

12:56.100 --> 12:57.310
‫گنیا...

12:57.310 --> 12:58.770
‫نتونستی بخوابی؟

12:58.770 --> 13:00.480
‫خب، توهم نتونستی، داداش بزرگه.

13:01.900 --> 13:03.990
‫می‌رم دنبال مامان بگردم.

13:04.320 --> 13:05.780
‫منم همراهت میام.

13:06.200 --> 13:07.450
‫نه.

13:07.450 --> 13:10.660
‫من می‌رم.
‫ازت می‌خوام که خونه بمونی.

13:14.580 --> 13:15.920
‫قول دادیم، یادته؟

13:18.040 --> 13:19.460
‫باشه.

13:24.300 --> 13:25.970
‫خیلی‌خب، روت حساب می‌کنم.

13:26.630 --> 13:27.680
‫باشه.

13:39.610 --> 13:40.900
‫داداش بزرگه!

13:41.320 --> 13:42.480
‫داداش بزرگه!

13:43.070 --> 13:44.400
‫داداش بزرگه!

13:45.110 --> 13:46.150
‫داداش بزرگه!

13:48.410 --> 13:51.910
‫هی، نمی‌دونستم که
‫همه‌تون بیدارید.

13:56.000 --> 13:59.000
‫به نظرت حال مامان خوبه؟

13:59.380 --> 14:01.040
‫اون حالش خوبه، باشه؟

14:01.040 --> 14:03.840
‫داداش بزرگه رفت
‫که دنبالش بگرده.

14:03.840 --> 14:05.090
‫ولی...

14:07.380 --> 14:11.260
‫تا حالا هیچوقت انقدر
‫دیر نیومده بود.

14:12.050 --> 14:15.020
‫خورشید به زودی طلوع می‌کنه.

14:15.350 --> 14:16.890
‫اشکالی نداره.

14:16.890 --> 14:19.690
‫باید خسته باشید.
‫بخوابید، باشه؟

14:19.690 --> 14:23.650
‫شرط می‌بندم مامان
‫و داداش بزرگه وقتی بیدار شید پیشتون باشن.

14:27.150 --> 14:28.280
‫مامانه!

14:28.570 --> 14:29.740
‫مامان!

14:29.990 --> 14:31.570
‫- مامان!
‫- مامان!

14:33.580 --> 14:34.450
‫صبر کنید!

14:34.450 --> 14:35.290
‫درو باز نکنید!

14:35.290 --> 14:36.700
‫شاید مامان نباشـ...

14:48.590 --> 14:50.800
‫یه هیولاست؟
‫یه سگ ولگرده؟

14:50.800 --> 14:52.550
‫نه! یه گرگه!

14:53.850 --> 14:55.680
‫نمی‌تونم ببینمش!
‫خیلی تاریکه!

14:56.390 --> 14:57.060
‫خیلی سریعه!

14:58.890 --> 15:00.140
‫گنیا! فرار کن!

15:01.230 --> 15:02.020
‫داداش بزرگه!

15:11.070 --> 15:12.070
‫کوتو!

15:12.450 --> 15:13.280
‫شویا!

15:14.280 --> 15:15.240
‫هیروشی!

15:15.240 --> 15:16.120
‫تِیکو!

15:16.120 --> 15:17.160
‫سومی!

15:18.450 --> 15:20.660
‫روی زحماتون رو فشار بدید!

15:21.500 --> 15:23.460
‫می‌رم سریع دکتر بیارم!

15:23.460 --> 15:25.500
‫فقط یه کم دیگه تحمل کنید!

15:32.430 --> 15:35.010
‫اینجا چه خبره؟

15:35.010 --> 15:37.180
‫اون موجود دیگه چی بود؟

15:37.180 --> 15:38.390
‫داداش بزرگه کجاست؟

15:38.390 --> 15:41.390
‫نه، الآن،
‫باید به زخم‌های اونا رسیدگی کنم!

15:47.440 --> 15:48.280
‫داداش بزرگه...

15:52.740 --> 15:54.030
‫مامان!

15:56.740 --> 16:00.580
‫مامان! مامان جون!
‫چرا این‌کارو کردی؟

16:00.580 --> 16:02.120
‫چرا این بلا رو سرش آوردی؟

16:02.120 --> 16:04.750
‫برای چی مادرمون رو کُشتی؟

16:06.880 --> 16:08.710
‫قاتل!

16:09.380 --> 16:12.550
‫قاتل!

16:15.010 --> 16:19.100
‫به‌خاطر حرفای بدی که
‫بهت زدم متاسفم، داداش بزرگه.

16:19.930 --> 16:21.310
‫می‌دونم...

16:21.640 --> 16:24.140
‫همه این حرف‌ها بهونه‌ست...

16:24.140 --> 16:25.980
‫ولی من وحشت کرده بودم.

16:27.020 --> 16:32.360
‫شویا، هیروشی، کوتو، تِیکو و سومی
‫همه‌شون اونجا مُرده افتاده بودن...

16:32.700 --> 16:34.570
‫و بهم جوابی نمی‌دادن.

16:35.950 --> 16:37.240
‫«تموم شد.»

16:37.240 --> 16:40.580
‫می‌دونستم که قراره بمیرم.

16:41.950 --> 16:43.460
‫و اون گرگ...

16:44.670 --> 16:47.290
‫موجودی که
‫فکر می‌کردم یه گرگ بود...

16:47.960 --> 16:50.800
‫مادرمون بود،
‫که تبدیل به شیطان شده بود.

16:52.340 --> 16:55.340
‫باهاش جنگیدی
‫تا از ما محافظت کنی...

16:55.680 --> 16:58.140
‫وقتی دویدم بیرون
‫دیگه روز شده بود.

16:59.050 --> 17:04.310
‫اون لحظه که فهمیدی
‫مامان‌مون به خانوادمون حمله کرده...

17:06.230 --> 17:09.570
‫چه حسی داشتی، داداش بزرگه؟

17:10.900 --> 17:13.780
‫وقتی اونجا، خسته و عصبانی ایستاده بودی...

17:14.110 --> 17:16.700
‫اونم بعد از اینکه مادر عزیزمون رو کُشتی...

17:17.160 --> 17:20.990
‫و چه حسی داشتی وقتی
‫با چنگ و دندون از برادری که...

17:20.990 --> 17:23.580
‫داشت تورو محکومت می‌کرد
‫محافظت کردی؟

17:25.710 --> 17:28.130
‫با اینکه به هم قول دادیم تا...

17:28.130 --> 17:31.630
‫دوتایی از خانواده‌مون محافظت کنیم!

17:41.600 --> 17:42.640
‫گنیا...

17:42.640 --> 17:43.640
‫ها؟

17:44.600 --> 17:47.520
‫بیا باهم مراقب خانواده‌مون باشیم،
‫تو و من.

17:47.520 --> 17:48.520
‫

17:48.520 --> 17:51.110
‫بابا چاقو خورد،
‫و حالا مُرده.

17:51.110 --> 17:53.900
‫وقتی اون بین‌مون نباشه
‫من خیلی احساس راحتی می‌کنم...

17:55.280 --> 17:57.490
‫ولی وقتی پدری
‫بالا سر بچه‌های دیگه نباشه...

17:57.860 --> 18:00.570
‫اونا خیلی احساس تنهایی می‌کنن.

18:03.660 --> 18:05.120
‫از حالا به بعد...

18:05.450 --> 18:07.250
‫تو و من...

18:07.250 --> 18:10.290
‫از مامان و خواهر و برادرامون
‫مراقبت می‌کنیم.

18:11.420 --> 18:12.750
‫فهمیدی؟

18:16.970 --> 18:18.630
‫نه فقط از این به بعد...

18:18.630 --> 18:22.050
‫«قبلاً هم این‌کارو می‌کردیم»
‫منظورت اینه؟

18:22.050 --> 18:23.930
‫درسته؟

18:25.980 --> 18:26.930
‫آره.

18:34.150 --> 18:36.070
‫ببخشید، داداش بزرگه.

18:36.610 --> 18:40.490
‫قراره بدون این‌که
‫ازت معذرت‌خواهی کنم بمیرم.

18:41.990 --> 18:44.830
‫اون تصویری که از
‫لبخندت تو ذهنم حک شده...

18:45.160 --> 18:48.000
‫آخرین چیزیه که می‌بینم.

18:49.080 --> 18:52.840
‫هیچ استعدادی نداشتم، داداش بزرگه.

18:53.170 --> 18:55.340
‫نمی‌تونم از تکنیک‌های تنفس
‫استفاده کنم...

18:55.340 --> 18:57.670
‫و هرگز یه هاشیرا نمی‌شم.

18:58.220 --> 19:04.140
‫نابود کن

18:58.510 --> 19:02.510
‫باید یه هاشیرا بشم،
‫تا بتونم هاشیراهای دیگه رو ببینم.

19:02.930 --> 19:04.890
‫سخت کار کردم...

19:04.890 --> 19:07.100
‫ولی دیگه در توانم نبود.

19:07.640 --> 19:09.890
‫یه آدم بی‌مصرف مثل تو...

19:09.890 --> 19:12.100
‫تو برادر من نیستی!

19:12.100 --> 19:13.940
‫گورتو از بین شیطان‌کش‌ها گم کن!

19:15.770 --> 19:17.820
‫ولی چرا؟

19:17.820 --> 19:20.280
‫من‌که برادر توام!

19:21.320 --> 19:22.410
‫گنیا!

19:24.070 --> 19:25.080
‫تسلیم نشو!

19:30.960 --> 19:32.170
‫دوباره برو سراغش!

19:33.040 --> 19:34.960
‫بازم سرش رو بزن!

19:35.250 --> 19:36.750
‫هرکاری می‌کنی بکن،
‫فقط تسلیم نشو!

19:36.750 --> 19:38.130
‫این دفعه،
‫موفق می‌شی!

19:39.090 --> 19:40.420
‫من هواتو دارم، باشه؟

19:41.380 --> 19:43.220
‫به هیچی جز زدن سر اون فکر نکن!

19:44.640 --> 19:46.220
‫مگه قرار نیست هاشیرا بشی؟

19:46.680 --> 19:48.430
‫گنیا شینازوگاوا؟

19:51.940 --> 19:52.810
‫اوه نه!

19:52.810 --> 19:53.900
‫پشت سرمون!

19:54.650 --> 19:56.690
‫نیزه‌های گریان.

19:58.980 --> 20:00.990
‫اوضاع خرابه! ضربه‌اش بهم خورد!

20:00.990 --> 20:02.240
‫مستقیماً!

20:06.330 --> 20:07.490
‫ها؟

20:11.210 --> 20:12.670
‫برو!

20:13.540 --> 20:14.830
‫گنیا!

20:19.590 --> 20:20.920
‫نمی‌تونم...

20:21.260 --> 20:22.760
‫سرش رو بزنم!

20:24.550 --> 20:25.890
‫تو کسی هستی که...

20:26.430 --> 20:27.680
‫سرش رو می‌زنی!

20:29.060 --> 20:30.640
‫فقط این یه بار رو...

20:30.980 --> 20:32.060
‫قراره بهت اجازه بدم که...

20:33.810 --> 20:34.810
‫گنیا...

20:39.280 --> 20:41.030
‫...تو سر اون رو بزنی!

20:52.250 --> 20:53.370
‫انجامش می‌دم...

20:53.370 --> 20:54.710
‫به هر قیمتی که شده!

21:03.760 --> 21:04.680
‫اوناهاش!

21:06.890 --> 21:07.760
‫خیلی ریزه!

21:14.390 --> 21:15.980
‫نمی‌ذارم قسر در بری!

21:30.000 --> 21:35.000
‫ترجمه از
‫VahidMax

21:35.024 --> 21:45.024
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:00.000 --> 23:00.460
‫بخش 6

23:01.830 --> 23:04.710
‫گنیا، امروز هم که
‫دوباره لب به غذا نزدی.

23:04.710 --> 23:05.960
‫حالت خوبه؟

23:06.300 --> 23:10.130
‫شنیدم از زمانی که همدیگه رو
‫تو عمارت پروانه ملاقات کردیم هیچی نخوردی.

23:10.470 --> 23:12.800
‫اگه غذا نخوری نمی‌تونی
‫با شیاطین مبارزه کنی!

23:12.800 --> 23:13.890
‫درسته!

23:13.890 --> 23:15.390
‫گفتم که هیچی نمی‌خوام!

23:15.890 --> 23:18.140
‫تو همیشه با آدم پسرخاله می‌شی!

23:18.140 --> 23:19.310
‫ولی ما دوست هستیم!

23:19.310 --> 23:21.230
‫از کی تا حالا؟

23:21.230 --> 23:23.230
‫خب، باهمدیگه تو چشمه آب گرم
‫آب‌تنی کردیم!

23:23.230 --> 23:24.860
‫به‌خاطر این بود که پریدی وسط...

23:24.860 --> 23:26.860
‫تازه تو کلاس انتخابی نهایی
‫هم با هم بودیم!

23:27.150 --> 23:29.150
‫پس، به‌خاطر همین باهم دوست هستیم، درسته؟

23:31.030 --> 23:33.240
‫بهت که گفتم!
‫خیلی رو مخمی وقتی همش درباره...

23:33.240 --> 23:34.160
‫یه لحظه وایسا!

23:34.160 --> 23:36.660
‫قسمت بعدی، قسمت 7
‫«شرور مهیب»

23:36.660 --> 23:38.250
‫گنیا، بیا همیشه با هم دوست باشیم!

23:38.250 --> 23:39.040
‫گفتم که...

23:39.040 --> 23:40.040
‫ادامه دارد
