WEBVTT

00:06.977 --> 00:08.005
‫[چند وقته که از این صدای ضبط شده خبر دارن؟]

00:08.030 --> 00:09.192
‫[دوباره کِی قراره پرونده رو باز کنن؟]

00:09.217 --> 00:10.069
‫[این خانمه کیه اصلاً؟ کسی دنبالش گَشته؟]
‫[جونش در خطره؟]

00:10.094 --> 00:13.239
‫[هیچوقت بهت شک نکردیم، ارول متیس]

00:13.264 --> 00:15.200
‫[این صدای ضبط شده مو به تن آدم سیخ می‌کنه!]

00:15.391 --> 00:17.034
‫[ریدم توی پلیس جماعت]

00:23.440 --> 00:25.900
‫سلام، سونیام.
‫لطفاً پیغام بذارید تا باهاتون تماس بگیرم.

00:26.480 --> 00:29.150
‫دوباره منم، سونیا

00:30.360 --> 00:32.440
‫جواب بده دیگه، لطفاً

00:33.110 --> 00:34.360
‫توروخدا

00:41.160 --> 00:43.290
‫اگه جات بودم، همچین کاری نمی‌کردم

00:43.290 --> 00:46.120
‫حتماً سر پخش شدنِ همین داستان،
می‌خوان از سازمان باهات صحبت کنن

00:46.120 --> 00:48.500
‫چی؟ من صدای ضبط شده رو پخش نکردم

00:48.500 --> 00:52.130
‫مگه دیوونه‌م عمداً بگیرم
‫جون یه آدم بی‌دفاع رو به خطر بندازم؟

00:52.130 --> 00:54.050
‫- خیلی‌خب
‫- خب، تحقیقات که زیر دست شما بود

00:54.050 --> 00:56.260
‫- باید سراغ تو بیان
‫- حتماً میان

00:56.260 --> 00:58.180
‫اگه کنترل اوضاع از دست‌مون در بره،
‫حتماً سراغ من هم میان

00:58.180 --> 01:00.140
‫- خدای من
‫- که همچین چیزی هم می‌شه

01:00.140 --> 01:02.270
‫- درسته
‫- مگر اینکه از همه‌جا حذفش کنن

01:02.270 --> 01:05.190
‫توییتر این‌طوری نیست واقعاً،
‫پس...

01:09.690 --> 01:11.320
‫می‌دونی چیه؟ شاید بهتر باشه
‫باهاشون صحبت کنم

01:11.320 --> 01:14.190
‫همه‌چیز... همه‌چیزو پیش‌شون رو دایره بریزم

01:14.280 --> 01:16.450
‫- آره، شاید حق با توئه
‫- معلومه که آره

01:16.450 --> 01:19.200
‫آره، آخه مردم حق دارن
‫شواهد و مدارک رو ببینن

01:19.200 --> 01:20.830
‫همه‌ش رو.
‫و ته و توی قضیه رو دربیارن.

01:20.830 --> 01:23.580
‫عه؟ اون اعترافه چطور؟

01:24.960 --> 01:26.918
‫اشاره به «گلو» و «سینه».
‫اون کارها واسه چی بود؟

01:26.943 --> 01:30.153
‫شاید بشه گفت روی مظنون تأثیر گذاشتم
‫و تحت فشار گذاشتمش،

01:30.426 --> 01:32.681
‫ولی مدارک زیادی
‫برعلیه‌ش موجود بود

01:33.090 --> 01:34.840
‫من بُردم آپارتمانش رو ببینه.
‫خودش اعتراف کرد

01:34.840 --> 01:36.462
‫عذر موجه داشت!

01:37.380 --> 01:40.350
‫- اون یارو آرایشگره رو می‌گی؟ شوخیت گرفته؟
‫- مصطفی دمیر رو می‌گم

01:40.350 --> 01:42.470
‫آره، ولی برگشته استانبول

01:42.470 --> 01:45.810
‫در واقع لندنه، خودم رفتم دیدمش.
‫می‌گه اون روز ارول رو دیده.

01:45.810 --> 01:49.310
‫خب، پس چرا نیومد بهمون بگه؟
‫چرا حرفی نزد؟

01:49.310 --> 01:51.110
‫این دیگه چجور سؤالیه؟

01:51.820 --> 01:54.628
‫اون ماسماسکِ کوفتی‌ای
‫که دستته رو نمی‌بینی؟

01:55.070 --> 01:58.360
‫ترسیده بود.
‫امثال شماها ترس به جونش انداختن.

01:58.860 --> 02:01.330
‫می‌دونی که دیر یا زود

02:01.330 --> 02:04.540
‫این صدای پخش شده،
‫به گوش دوست‌پسرِ دختره می‌رسه

02:04.540 --> 02:07.790
‫کافیه بشنوه
‫و خدا می‌دونه که چه بلایی به سرش نمیاره

02:07.790 --> 02:10.170
‫- می‌دونم
‫- اونم تازه اگه تا حالا دختره رو نکشته باشه

02:10.170 --> 02:14.872
‫و تنها کاری که از دستت برمیاد،
‫اینه که برای یک بار هم که شده...

02:16.300 --> 02:19.473
‫کلاه خودت رو قاضی کنی و از خودت بپرسی:
‫«اگه من اشتباه کرده باشم، چی؟»

02:19.498 --> 02:24.239
‫«اگه کارِ ارول نبوده باشه چی؟»
‫«اگه کارِ اون نبود، پس کار کیه؟»

02:34.690 --> 02:38.150
‫فکر کردی هیچوقت تا حالا
کلاهِ خودم رو قاضی نکردم؟

02:38.150 --> 02:39.910
‫معلومه که کردم!

02:40.660 --> 02:41.910
‫هر روز خدا!

02:42.740 --> 02:44.580
‫من خودم بدترین دشمن خودمم

02:44.580 --> 02:47.043
‫نه بابا؟ من که شک دارم

02:47.250 --> 02:48.290
‫صبر کن!

02:53.960 --> 02:55.170
‫باشه، چرا که نه؟

02:55.497 --> 02:57.318
‫بریم همۀ مدارک رو واست بریزم رو دایره

02:57.800 --> 02:59.349
چیزی برای مخفی کردن ندارم

03:08.140 --> 03:09.350
‫خوشم اومد

03:18.374 --> 03:28.374
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:29.234 --> 03:31.920
‫«ســوءپیشینه»
‫[فصل اول، قسمت هشتم/پایانی]

03:31.944 --> 03:38.381
‫‫‫♪ آهنگ Just Me and You ♪
‫♪ از Dreamliners ♪

04:13.710 --> 04:16.145
‫گزارش پزشکی و سم‌شناسی هست

04:17.343 --> 04:18.968
‫همسایه‌ها، ساکنین

04:19.340 --> 04:21.760
‫هرکسی که توی برج‌های دوقلو بود
‫همۀ افرادی که قبلاً دستگیر شده بودن

04:21.760 --> 04:23.680
‫همۀ افرادی که سابقۀ کیفری داشتن،
‫اینجا ثبت شدن

04:24.640 --> 04:26.970
‫خشونت خانگی چطور؟
‫سابقۀ خشونت نبوده؟

04:26.970 --> 04:29.640
‫چرا، یکی دو نفری توی برج‌های دوقلو بودن
‫که همون داخل هست

04:29.640 --> 04:33.020
‫پیداشون می‌کردیم، بازجویی و بعد رد می‌شدن.
‫اظهارات شاهدین هم هست

04:33.020 --> 04:36.940
‫همۀ شاهدها تأیید شدن. بفرما.
‫خودت یه نگاه بنداز. عجله نکن.

04:39.530 --> 04:41.320
‫کلایو سیلکاکس چی؟

04:41.320 --> 04:43.448
‫سیلکاکس؟ چطور مگه؟

04:43.473 --> 04:46.308
‫خب، اون هم سابقۀ خشونت داشته.
‫پس چرا توی این فهرست نیست؟

04:46.660 --> 04:47.820
‫توی برج که نبوده

04:47.820 --> 04:49.490
‫ولی توی محله‌شون که ساکن بوده

04:49.490 --> 04:50.660
‫می‌دونم، همون خیابون لیک

04:50.660 --> 04:53.910
‫- ازش بازجویی کردی؟
‫- نه، ما این‌طوری پیش رفتیم:

04:53.910 --> 04:56.380
‫هرکسی که توی اون محله
‫سابقۀ خشونت داشته رو...

04:56.380 --> 04:58.670
‫با دی‌اِن‌ای و اثرانگشت‌های
صحنۀ جرم مطابقت دادیم

04:58.670 --> 05:01.130
‫- خب؟
‫- هیچ چیزی دست‌مون رو نگرفت

05:01.130 --> 05:04.220
‫- سیلکاکس چی؟
‫- کلاً هیچکسی

05:04.220 --> 05:07.180
‫خیلی‌خب، بیا از یه زاویۀ دیگه
‫به این مسئله نگاه کنیم

05:07.760 --> 05:09.720
‫- صحنۀ جرم چی؟
‫- صحنۀ جرم؟

05:11.060 --> 05:14.020
‫آره، صحنۀ جرم
‫چی دوست داری بدونی؟

05:14.940 --> 05:17.270
بازرسی صحنۀ جرم
‫و مدارک اولیه،

05:18.400 --> 05:19.570
‫و خلاصۀ گزارشات؟

05:21.280 --> 05:22.360
‫و باز هم...

05:23.613 --> 05:24.946
‫گزارشات تکمیلی

05:26.860 --> 05:29.160
‫- هرچقدر که دلت بخواد
‫- توی آپارتمان دی‌ان‌ای زیاد پیدا شده؟

05:29.160 --> 05:32.148
‫ارول توی آشپزخونه موی ملت رو می‌تراشید
و پول درمی‌آورد

05:32.173 --> 05:34.160
‫پس، خونه‌شون عملاً
حکم کاروانسرا رو داشته

05:34.160 --> 05:36.330
‫بله، بخاطر همین هم
‫کُلی اثرانگشت پیدا کردیم

05:36.330 --> 05:38.080
‫ارول مشتری‌هاش رو ثبت می‌کرده؟

05:38.080 --> 05:39.590
‫آره، توی ذهنش

05:39.590 --> 05:45.220
‫تموم مشخصاتِ مشتری‌های ثابتش
‫رو پیگیری کردیم

05:45.220 --> 05:46.380
‫آره، ولی... صبر کن

05:46.380 --> 05:49.090
‫اگه غریبه‌های سابقه‌دار
‫به آپارتمانش رفت و آمد داشتن،

05:49.090 --> 05:52.060
پس حتماً دی‌ان‌ای‌شون
‫توی پایگاه داده‌ها علامت‌گذاری شده. درسته؟

05:52.060 --> 05:54.430
‫آره، دی‌ان‌ای‌

05:54.430 --> 05:57.020
‫افرادی که سابقه داشتن رو
‫بررسی کردیم

05:57.020 --> 05:59.400
‫و روال کاری رو هم که می‌دونی،
‫ردشون رو زدیم، ازشون بازجویی کردیم...

05:59.400 --> 06:02.230
‫بله، و حذف‌شون کردید. حالا کجا هست؟
‫اون فهرست کجاست؟

06:02.230 --> 06:03.570
‫همینجاست

06:05.150 --> 06:06.860
‫فهرست یه جایی همینجاهاست

06:12.740 --> 06:14.830
‫بفرما، عشق کن

06:24.880 --> 06:26.380
‫کلودیاست، باید جواب بدم

06:38.520 --> 06:40.480
‫دیروز همه رو بررسی کردیم

06:40.480 --> 06:45.150
‫هرکسی که سوءپیشینه داشته
‫رو رد کردیم. یارو تو مُشت‌مونه.

06:55.174 --> 07:02.174
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

07:04.225 --> 07:06.145
‫خب، اگه دستمزدت دوبرابر بشه چی؟

07:06.170 --> 07:07.460
‫آره

07:08.760 --> 07:10.680
‫- خیلی‌خب. کجایی؟
‫- خونه‌ام

07:11.180 --> 07:13.970
‫نه، تو همونجا بمون.
‫من میام پیشت.

07:15.810 --> 07:17.020
‫خونه‌شه

07:20.230 --> 07:21.230
‫خیلی‌خب

07:32.610 --> 07:34.240
‫اگه بپیچونیش، جایزه داری

07:35.870 --> 07:37.830
‫سلام عزیزم
‫در خدمتیم

07:37.830 --> 07:39.620
‫- کجا داری می‌ری؟
‫- جان؟

07:39.620 --> 07:41.051
‫شرمنده، وقت ندارم

07:41.076 --> 07:43.586
‫باشه، پس منم یه سر به سازمان می‌زنم

07:44.630 --> 07:46.644
‫آدرس رو براش بفرست، کیم.
‫اونجا می‌بینیمت.

07:46.669 --> 07:47.959
‫باشه

07:59.140 --> 08:02.980
‫ببین، قبول دارم که یکمی مشکوکه
‫ولی شک ندارم که اتفاقی بوده

08:02.980 --> 08:05.480
‫- اون موقع تونی حرفی نزده بود؟
‫- نه بابا

08:05.480 --> 08:08.400
‫یعنی نگفت این شاهده به دردمون نمی‌خوره
‫بهتره از یه روش دیگه وارد بشیم؟

08:08.400 --> 08:10.530
‫- یه کمکی بهم بکن؟
‫- نه رفیق. به شرافتم قسم.

08:10.530 --> 08:12.150
‫من که همچین کاری باهات نمی‌کنم

08:12.150 --> 08:15.120
‫- از پشت که بهت خنجر نمی‌زنم
‫- توی آپارتمان مقتول حضور داشته

08:15.120 --> 08:17.700
‫آره، منظورت اثرانگشت‌شه دیگه.
‫آره، چه ربطی داره؟

08:17.700 --> 08:20.500
‫خونه‌شون رفته،
‫ولی معلوم نیست کِی رفته که.

08:20.500 --> 08:23.170
‫آها، آره. پیداش کردم.

08:23.170 --> 08:25.750
‫من ساعت ۱۴:۳۰،
‫۲۱‏ام برج نُه، سال ۲۰۱۱ دیدمش

08:25.750 --> 08:28.300
‫- و ازش بازجویی کردم
‫- خب؟

08:28.300 --> 08:30.510
‫مظنون تأیید می‌کنه
‫که یک هفته قبل از مرگِ مقتول،

08:30.510 --> 08:32.050
‫آدلاید حضور داشته

08:32.050 --> 08:34.470
‫بفرما، ماه ژوئن همون سال
‫اومده بود موهاش رو کوتاه کنه

08:34.470 --> 08:37.222
‫عذر موجه چی؟ روز قتل، عذر موجه داره
‫که پیشش بوده؟ آره یا نه؟

08:37.658 --> 08:38.753
‫آره

08:38.800 --> 08:41.350
‫مظنون گفته اون ساعت
‫با همسرش توی خونه بوده

08:41.350 --> 08:44.190
‫- عه؟
‫- ظاهراً خانمش درگیر یه مسئله‌‌ی دیگه‌ای بوده

08:44.190 --> 08:46.940
‫زده بود به ماشینِ یکی،
‫شرکت بیمه پلیس رو خبر کرده بود

08:46.940 --> 08:48.360
‫که اینطور. اون‌وقت تو چیکار کردی؟

08:48.360 --> 08:52.317
‫من هم اعلام کردم شاهدش قابل قبول نیست.
‫و مظنون رو معاف نکردم.

08:52.342 --> 08:56.682
‫فرداش که تونی به دیدنِ مظنون می‌ره،
‫برای بار دوم ازش بازجویی می‌کنه و...

08:59.620 --> 09:02.580
‫بله، مظنون از بازجویی معاف می‌شه

09:03.500 --> 09:05.040
‫ولی خودت گفتی خانمش خونه نبود

09:05.040 --> 09:06.120
‫می‌دونم

09:10.710 --> 09:13.970
‫تو که تونی رو می‌شناسی.
‫سربازِ میدونـه.

09:13.970 --> 09:15.720
‫شرف داره. امکان نداره...

09:17.260 --> 09:18.640
‫امکان نداره ناامیدمون کنه

09:27.440 --> 09:28.690
‫خودم حلش می‌کنم

09:38.280 --> 09:39.280
‫بله؟

09:40.910 --> 09:42.330
‫استفن خونه‌ست؟

09:42.563 --> 09:44.110
‫شما؟

09:44.410 --> 09:46.830
‫- دنیل
‫- آها، بله

09:46.830 --> 09:49.380
‫گفتش حیاط پشتی،
‫توی باغچه منتظرش بمونید

09:50.250 --> 09:51.550
‫براتون چای میارم

09:52.090 --> 09:53.710
‫- چای؟
‫- سریع میاد

09:55.300 --> 09:56.630
‫ممنون

10:50.480 --> 10:53.070
‫خانم اَش. خانم اَش!

10:55.360 --> 10:57.224
‫حالتون خوبه؟
‫بهتون آسیب زده؟

10:57.320 --> 11:00.320
‫نه، خوبم.
‫یه لحظه صبر کنید سرپا می‌شم. فقط...

11:08.225 --> 11:10.725
‫- سربازرس هگرتی؟
‫- الو کاترینا؟ یه آمبولانس بفرست

11:10.750 --> 11:14.550
‫جادۀ بلمونتِ ۶۱، چلمزفورد
‫یه مورد خشونت خانگی

11:14.550 --> 11:16.460
‫- باشه، دریافت شد
‫- ممنون

11:17.420 --> 11:20.050
‫کجاست، خانم اَش؟

11:21.430 --> 11:24.300
‫- شوهرتون کجاست؟ خانم اَش!
‫- نمی‌دونم

11:24.300 --> 11:26.810
‫بهم گفت نگه‌تون دارم و...

11:28.020 --> 11:31.310
‫تا جایی که می‌تونم سرتون رو گرم کنم
‫کلاً داشتم وقت‌کشی می‌کردم

11:35.520 --> 11:36.610
‫استفن اَش؟

11:36.610 --> 11:39.570
‫- می‌شناسمش، مُخبره
‫- مخبرِ شما؟

11:39.570 --> 11:41.610
‫آره، چهار پنج سالی می‌شه

11:41.610 --> 11:44.780
‫ولی اون موقع مخبرم نبود.
‫اون زمان با تونی می‌پرید.

11:44.780 --> 11:49.200
‫کارش راه‌اندازی دستگاه بازی بود،
‫می‌دونی دیگه، توی بار و سالن‌های بیلیارد

11:49.200 --> 11:51.460
‫موقعی هم که اونجا مشغول بود،
یه وامی گرفت

11:51.460 --> 11:53.830
‫بی هیچ چون‌وچرایی،
پول رو نقد تحویلش دادن

11:53.830 --> 11:55.920
‫تموم پولش رو توی املاکی سرمایه‌گذاری کرد،
‫و زد تو کار ساخت‌وساز

11:55.920 --> 11:58.880
‫مسئله اینجاست که با خیلی‌ها دم‌خور شد

11:58.880 --> 12:01.970
‫برای همین هم، به محض اینکه تونی
‫مریض شد، ازش استفاده کردم

12:02.680 --> 12:03.680
‫«پراتگیدو»
‫(به زبان پرتغالی)

12:03.680 --> 12:05.010
‫«پراتگیدو؟»

12:05.010 --> 12:08.100
‫آره، خانمی که از خیابون هایز زنگ زده بود،
‫می‌گفت یارو تحت حفاظتـه

12:08.100 --> 12:09.470
‫- باهاش صحبت کردی؟
‫- آره

12:10.060 --> 12:11.890
‫وقتی هم که این حرف رو بهم زد،
‫با خودم فکر کردم...

12:11.890 --> 12:14.980
‫«می‌دونی، شاید، همون دیگه...»

12:15.760 --> 12:17.019
‫پای پلیس درمیونه

12:17.940 --> 12:20.360
‫ولی اگه فکر می‌کنه مخبره،
‫پس فکر می‌کنه کسی کاری به کارش نداره

12:20.360 --> 12:21.820
‫این‌طوری با عقل جور درمیاد

12:21.820 --> 12:23.410
‫خیلی‌خب، این املاک، یعنی...

12:24.240 --> 12:26.120
‫- چندتان؟
‫- خیلی زیاد

12:26.120 --> 12:27.490
‫- هیچ‌کدومش توی برج‌های دوقلو بوده؟
‫- آره

12:27.490 --> 12:28.950
‫پس وقتی که آدلاید فوت کرد،

12:28.950 --> 12:30.660
‫آپارتمان‌ها‌ به اسم کی بودن؟

12:30.660 --> 12:32.120
‫- خودش یا مستأجرها؟
‫- مستأجرها

12:32.120 --> 12:34.960
‫هروقت که اَش دوست داشت، می‌تونست بره و بیاد
‫نیازی نبود تعقیبش کنیم

12:34.960 --> 12:37.040
‫دیگه کی درمورد اَش خبر داشت؟

12:37.040 --> 12:38.500
‫فقط تونی

12:38.500 --> 12:40.130
‫این چی؟
‫(کیم کادول)

12:40.920 --> 12:42.970
‫کیم؟ نه بابا. مثل چشم‌هام
‫بهش اعتماد دارم

12:42.970 --> 12:45.840
‫- خب، به تونی هم اعتماد داشتی
‫- سلام رئیس. برنامه چیه؟

12:45.840 --> 12:48.140
‫همۀ آدرس‌های املاک اجاره‌ای
‫رو واسم دربیار،

12:48.140 --> 12:51.350
‫هر مِلکی که به اسم اَش
‫یا خانمش ثبت شده،

12:51.350 --> 12:53.480
‫با هر شرکت سهامی‌ای که
‫درش شریکـه

12:53.480 --> 12:55.690
‫بسیارخب، نیروهای ویژه
‫رو آماده می‌کنم

12:55.690 --> 12:58.056
‫- حرفش به بیرون دَرز نکنه
‫- به روی چشم

12:58.820 --> 12:59.820
‫لعنتی

12:59.820 --> 13:01.280
‫- چی شده؟
‫- همون خبره‌ست

13:02.440 --> 13:04.910
‫همه‌جا پخش شده

13:06.820 --> 13:09.990
‫کلی سوژۀ عصبانی دارن
‫که یه حرفی واسه گفتن دارن

13:09.990 --> 13:13.210
‫ماروین از پاپلر پشت خطه.
‫بفرما، ماروین.

13:13.210 --> 13:15.670
‫نه، دیگه کاری به کارِ
‫پلیس جماعت ندارم پسر.

13:15.670 --> 13:18.920
‫هی می‌گن داره بهتر می‌شه،
‫ولی خبری نیست. می‌گن...

13:18.920 --> 13:21.760
‫...۹۹۹ خط اورژانسی برای
‫وقایع رخ داده. بشنویم از...

13:21.760 --> 13:23.630
‫مُدام تکرار می‌کنن که یه چیزی
‫دستگیرشون شده، ولی حقیقت نداره

13:23.630 --> 13:26.800
‫سال‌های ساله که داره برای آزادیِ
‫پسرش می‌جنگه. حالا چه بلایی سرش اومده؟

13:26.800 --> 13:29.010
‫...وسط خیابون تموم کرده.
‫کار کی بود؟ معلومه دیگه.

13:29.010 --> 13:30.278
‫همون حرومی‌هایی که
‫پسرش رو زندونی کردن

13:30.303 --> 13:33.368
‫بله، ممنون که تشریف آوردید.
‫از وقتی که گذاشتید متشکرم.

13:33.499 --> 13:35.509
‫یه بیانیۀ کوتاه براتون دارم

13:35.745 --> 13:38.482
‫نگرانی‌های مردم رو
‫نسبت به این صدای ضبط ‌شده

13:38.507 --> 13:40.045
‫می‌فهمم و وضعیتم کم از بقیه نداره

13:40.070 --> 13:44.400
‫و اگر ترس‌هامون به واقعیت بدل بشه
‫و این تماس اورژانسی حقیقت داشته باشه،

13:44.400 --> 13:48.370
‫اول و آخر وظیفۀ من،
‫محافظت از این خانمیه که تماس گرفته.

13:48.370 --> 13:50.530
‫توی توضیحاتی که می‌تونم بهتون بدم،
‫دستم باز نیست

13:50.530 --> 13:53.790
‫ولی مطمئن باشید،
‫توی اولویت کار ماست

13:53.790 --> 13:57.170
‫و به محض اینکه اطلاعات بیشتری به‌دست‌مون برسه،
‫شما رو آگاه می‌کنیم

13:57.170 --> 13:58.830
‫بسیارخب... نه، متشکرم... شرمنده...

13:58.830 --> 14:00.460
‫اصلاً وقت برای تلف کردن نداریم

14:00.460 --> 14:01.550
‫خیلی ازتون ممنونم

14:01.550 --> 14:03.550
‫خیلی‌خب، همگی خوب گوش بدید

14:04.260 --> 14:05.920
‫سلام، پلیس شرق لندن.

14:05.920 --> 14:07.760
‫۱۷ تا آدرس داریم

14:07.760 --> 14:10.010
‫پنج‌تاشون توی برج‌های دوقلوئه،
‫بقیه‌شون هم توی محوطۀ همونجاست

14:10.010 --> 14:12.308
‫سلام، پلیسم هستم. دنبال شخصی
‫هستیم که جونش در خطره.

14:12.333 --> 14:13.809
‫می‌تونم بیام داخل؟ مشکلی نداره؟

14:14.730 --> 14:17.230
‫مظنون استفن اَش‌ـه

14:17.230 --> 14:20.360
‫سفیدپوست مذکر، توی اواخر ۴۰ سالگی‌شـه.
‫با احتیاط وارد شوید.

14:20.360 --> 14:23.400
‫پلیس. دنبال فردی به نام
‫استفن اَش هستیم. کسی اینجا نیست؟

14:23.400 --> 14:26.820
‫دوم، سفیدپوستِ خانم،
‫اصالتاً برزیلیـه

14:28.505 --> 14:32.175
‫بر این باوریم که اسمش کارلاست
‫و زندگیش در خطر بزرگیـه

14:32.200 --> 14:33.330
‫کلویی؟

14:34.040 --> 14:35.040
‫هیچی

14:35.830 --> 14:37.830
‫ممنون بابت همکاری‌تون،
‫روز خوبی داشته باشید

14:37.830 --> 14:41.250
‫این هم در نظر داشته باش که مردم
‫بخاطر توجه مطبوعات عصبی شدن

14:41.250 --> 14:43.130
‫پس، خوب حواستون رو جمع کنید

14:43.130 --> 14:45.130
‫همه آماده‌ان؟
‫بسیارخب، بریم

14:45.130 --> 14:46.510
‫اولین خونه توی اولین طبقه خالیه

14:46.510 --> 14:48.260
‫طبقۀ دوم ساختمون یک خالیه

14:48.260 --> 14:49.590
‫طبقۀ سوم آپارتمان دوم خالیه

14:49.590 --> 14:52.010
‫طبقۀ هم‌کف آپارتمان یک خالیه

14:52.010 --> 14:53.760
‫طبقۀ اول، خونۀ یکم خالیه

14:53.760 --> 14:55.430
‫طبقۀ اول، آپارتمان دوم خالیه. تمام

14:55.430 --> 14:57.520
‫آپارتمان مارکس خالیه، تمام.

15:00.190 --> 15:03.110
‫آلفا براوو وان، می‌تونی یه... تمام.

15:03.110 --> 15:05.030
‫آلفا براوو وان...

15:19.410 --> 15:20.460
‫شرمنده مزاحمتون شدم جناب...

15:20.460 --> 15:21.540
‫کیه؟

15:21.540 --> 15:23.790
‫- پلیس
‫- ببخشید، جریان چیه؟

15:23.790 --> 15:25.880
‫هیچی.
‫می‌تونید توی آپارتمان‌تون بمونید.

15:25.880 --> 15:28.840
‫داریم چندجایی رو بررسی می‌کنیم.
‫جزوی از تحقیقات پلیسـه.

15:29.470 --> 15:30.510
‫ممنونم

15:33.640 --> 15:35.560
‫چی... موضوع سر ارولـه؟

15:36.970 --> 15:39.480
‫چیزی نیست. بیا بریم.

15:53.030 --> 15:53.870
‫جون؟

15:53.870 --> 15:57.410
‫رفتم همون آدرسی که بهم دادی
‫و حدس بزن به کی برخوردم...

15:57.410 --> 15:58.660
‫می‌دونم. پاتریک باروز.

15:58.660 --> 16:00.210
‫یه دختر هم همراهش بود؟
‫یه خانم سن پایین؟

16:00.210 --> 16:02.040
‫- آره
‫- سرحال بودن؟

16:02.040 --> 16:03.959
‫- بله جناب
‫- فهمیدم

16:06.670 --> 16:07.710
‫وای، لعنتی

16:08.420 --> 16:09.420
‫خودشه؟

16:09.420 --> 16:11.590
‫خودشه، همون مأمور پلیسـه

16:13.223 --> 16:14.640
‫واحد ۱۲، کارآگاه کاردول،

16:14.665 --> 16:16.340
‫آپارتمان‌های منینگ‌هم بررسی شدند
‫و خبری نیست. تمام.

16:16.376 --> 16:18.916
‫- مطمئنید؟
‫- بله، صد درصد

16:34.490 --> 16:37.870
‫ببین اگه بخوای کسی رو مخفی کنی،
‫هیچوقت جلوی چشم عموم نمیاریش

16:37.870 --> 16:39.450
‫بلکه دور از چشم بقیه و

16:39.450 --> 16:41.540
‫همسایه‌ها مخفیش می‌کنی.
‫توی برج‌های دوقلو نمی‌بریش.

16:41.540 --> 16:43.670
‫همۀ آدرس‌های مشخص رو گشتیم
‫و اثری ازش نیست

16:43.670 --> 16:46.380
‫صبر کن. یه لحظه وایسا.
‫حق با توئه.

16:46.380 --> 16:48.340
‫جون! جون!

16:50.920 --> 16:51.920
‫آپارتمان‌های وارویک

16:51.920 --> 16:54.760
‫یادتونه پارسال، طبقۀ هفتم
‫سر قضیۀ آزبست داد و قال به راه افتاده بود؟

16:54.760 --> 16:57.680
‫بعدش کلاً ساخت‌وسازش رو تعطیل کردن
‫و پیمانکار ساختمون ورشکست شد

16:57.680 --> 17:00.060
‫کار رو نصفه رها کردن.
‫کل ساختمون رو هم تخلیه کردن.

17:00.060 --> 17:01.930
‫- اگه اونجا باشه، چی؟
‫- آره

17:01.930 --> 17:04.190
‫- آره
‫- آره، بجنبید

17:08.190 --> 17:11.030
‫تیم کارآگاه واردِ طبقۀ هفتم می‌شه. تمام.

17:11.055 --> 17:12.845
‫- بجنبید
‫- آلفا براوو فور، دریافت شد

17:13.320 --> 17:14.400
‫- کارلا
‫- کارلا

17:14.400 --> 17:15.780
‫تو اون‌وری برو، کلویی

17:17.410 --> 17:18.490
‫اتاق‌ها رو بررسی کنید

17:20.160 --> 17:21.830
‫پلیس. کسی اینجاست؟

17:21.830 --> 17:23.000
‫پلیس. باز کنید.

17:23.000 --> 17:24.080
‫آهای؟

17:24.580 --> 17:25.870
‫اَش!

17:25.870 --> 17:27.580
‫پلیس. کسی اینجاست؟

17:31.760 --> 17:32.760
‫اَش!

17:32.760 --> 17:35.470
‫کارلا. کارلا؟

17:56.910 --> 17:58.870
‫ای زنیکۀ نفهم

18:11.170 --> 18:13.550
‫- جون بودی، نه؟
‫- نه

18:13.550 --> 18:17.720
‫زور بزن! می‌خوای تلاشت رو بکنی؟

18:17.720 --> 18:19.010
‫می‌خوای...

18:21.615 --> 18:23.745
‫می‌خوای امتحان کنی؟ آره؟

18:23.770 --> 18:26.440
‫می‌خوای بدبختم کنی؟

18:49.790 --> 18:51.250
‫بخواب زمین حرومزاده

18:54.510 --> 18:58.130
‫دختره کجاست؟

18:58.720 --> 19:00.050
‫تکون نخور

19:00.050 --> 19:03.310
‫تکون نخور، حیوون.
‫تکون نخور، روانی.

19:04.850 --> 19:05.972
‫کس ننت

19:06.003 --> 19:07.673
‫- عه؟ ببند گاله رو
‫- کارلا!

19:09.980 --> 19:10.980
‫کارلا!

19:12.060 --> 19:13.520
‫کارلا!

19:17.570 --> 19:18.650
‫کارلا

19:22.740 --> 19:24.080
‫کارلا!

19:25.200 --> 19:26.290
‫کارلا

19:51.730 --> 19:52.770
‫کارلا

19:54.230 --> 19:57.530
کارلا! ‫اسمت کارلاست، مگه نه؟

19:57.530 --> 19:59.650
‫اسمت کارلاست؟ آره؟

20:01.150 --> 20:04.200
‫نترس. من پلیسم.

20:05.160 --> 20:08.620
‫اسم من جون لنکره، خب؟
‫جات امنـه.

20:08.620 --> 20:10.960
‫- نه
‫- خیلی‌خب. میام داخل. می‌خوام بیام تو.

20:10.960 --> 20:13.290
‫- نه
‫- چیزی نیست

20:13.290 --> 20:15.750
‫بهت قول می‌دم که در امانی.
‫به من نگاه کن.

20:15.750 --> 20:17.500
‫- کجاست؟
‫- به من نگاه کن

20:17.500 --> 20:19.420
‫- کجاست؟
‫- خواهش می‌کنم کارلا، صدمه دیدی؟

20:19.420 --> 20:20.760
‫صدمه دیدی؟ خیلی‌خب

20:20.760 --> 20:22.180
‫از این طرف برو

20:22.180 --> 20:24.470
‫دیگه نمی‌تونه بهت دست بزنه، خب؟

20:24.470 --> 20:27.350
‫بیا، از همین طرف برو.
‫از پسش برمیای.

20:27.350 --> 20:29.020
‫از پسش برمیای.

20:30.270 --> 20:33.560
‫اون یه کثافته. تو خیلی شجاعی.

20:34.060 --> 20:37.690
‫خیلی‌خب. چیزی نیست.

20:40.610 --> 20:43.360
‫چیزی نیست. پیش مایی.

20:43.860 --> 20:44.870
‫خیلی‌خب.

20:51.580 --> 20:53.000
‫مراقب باشید، رفقا.

20:54.960 --> 20:56.790
‫هی. برید عقب. یالا.

20:57.460 --> 20:59.340
‫لطفاً مسیر رو باز کنید

21:00.210 --> 21:01.090
‫برید!

21:01.090 --> 21:03.300
‫- چی؟ تکون بخور!
‫- از سر راه برید کنار!

21:07.935 --> 21:08.936
‫بابا!

21:10.437 --> 21:11.855
‫لعنتی!

21:11.855 --> 21:13.232
‫کار کی بود؟

21:13.899 --> 21:15.317
‫بیشرف‌های خوک

21:16.735 --> 21:17.986
‫برگردین داخل

21:17.986 --> 21:19.238
‫بریم

21:19.238 --> 21:21.079
‫مامانمو اون یارو کشته؟

21:21.573 --> 21:24.868
‫هی، با توام.
‫مامانمو اون یارو کشته؟

21:24.868 --> 21:28.830
‫بیاین، بچه‌ها. بریم.
‫رئیس، باید بریم

21:28.830 --> 21:31.166
‫برید عقب، خیلی‌خب.
‫خودمون رسیدگی می‌کنیم

21:31.166 --> 21:33.794
‫هی، منو نگاه کن!
‫منو نگاه کن!

21:35.838 --> 21:38.507
‫برید عقب!
‫برید، برگردید خونه

21:39.508 --> 21:41.102
‫آقا، ازتون خواهش می‌کنم...

21:41.301 --> 21:42.636
‫برو، برو، برو!

21:52.517 --> 21:53.733
‫منم

21:59.820 --> 22:01.238
‫می‌دونی که غیرقانونی اونجائه؟

22:02.281 --> 22:05.242
‫حق نداره اونجا بمونه.
‫می‌تونی بفرستی وسایلش رو جمع کنه بره

22:05.242 --> 22:08.036
‫بفرستیش جمهوری رواندا
‫یا هر قبرستون دیگه‌ای

22:08.036 --> 22:11.415
‫اگه بگیرنش، که احتمالاً هم
‫می‌گیرن... خودت یه نگاه به این بنداز!

22:11.415 --> 22:14.251
‫پیراهنمو ببین!
‫هدیۀ همسرم بود!

22:14.276 --> 22:17.112
‫پانداهای دوختنش.

22:18.922 --> 22:21.925
‫این کارها یعنی چی؟
‫داستان چیه؟

22:21.925 --> 22:23.010
‫داستانی نیست

22:25.470 --> 22:26.972
‫بیمارستان کجاست؟

22:27.764 --> 22:29.725
‫- داره ازم خون میره
‫- خیلی طول نمی‌کشه

22:29.725 --> 22:33.270
‫ببین، اون پسری که توی پارک بود،
‫همون که یه گلوله توی سرش...

22:33.270 --> 22:35.981
‫خیلی از ماجرا عقبی، استفان.
‫ما ضارب رو گرفتیم، حواست پرته

22:35.981 --> 22:37.344
‫خب یه اطلاعات دیگه بهت میدم

22:37.691 --> 22:39.818
‫گروه خلافکاری «پارک‌هیل» چطوره؟
‫چی می‌خوای؟

22:39.818 --> 22:43.280
‫مسیر تأمین، زنجیرۀ تولید به توزیع،
‫می‌تونم کمک کنم، می‌تونم بهتون بگم

22:43.280 --> 22:45.824
‫می‌تونم همه‌چیز رو جذاب کنم

22:45.824 --> 22:47.451
‫یه سری اطلاعاتی دارم

22:47.451 --> 22:49.024
‫می‌تونم وجدانم رو سبک کنم،

22:49.049 --> 22:51.305
‫ببینم با این کار چی
‫دستم خودم و همسفرهام میاد

22:51.330 --> 22:53.790
‫- متوجۀ منظورم هستی؟
‫- خب، اینش دیگه به خودت بستگی داره

22:53.790 --> 22:55.792
‫بیخیال، رفیق

22:55.792 --> 22:58.420
‫بالاخره یه‌کاری می‌تونیم بکنیم.
‫یه فرصتی بهم بده

22:58.420 --> 23:00.297
‫- چی می‌خوای؟
‫- مصونیت

23:01.340 --> 23:03.300
‫مصونیت؟ واسه چی؟

23:03.300 --> 23:05.552
‫واسه تعرضی که یه عمر
‫به اون دختر جَوون کردی؟

23:05.552 --> 23:07.888
‫یا اون یکی؟ آدلاید؟

23:10.265 --> 23:11.683
‫من یه کلمه هم حرف نمی‌زنم

23:11.683 --> 23:13.310
‫- باشه
‫- از من هیچی گیرتون نمیاد

23:13.310 --> 23:15.103
‫همه‌ش اینجاست.
‫توی مخزن اصرار

23:15.103 --> 23:17.733
‫نمی‌خوام فشار بیارم،
‫ولی متوجۀ منظورم هستی دیگه؟

23:17.758 --> 23:18.838
‫این به اون در

23:18.863 --> 23:21.614
‫تو منو به یه جرمی گرفتی،
‫منم به یه مجرمی تو رو گیر میندازم

23:21.860 --> 23:23.278
‫فقط می‌خوام کمکم کنی

23:39.611 --> 23:41.053
‫منو نگاه کن!

26:29.965 --> 26:32.891
‫این مرد باید بگم الان دیگه مُرده

26:33.177 --> 26:36.930
‫ولی پلیس شواهد فیزیکی
‫رو توی خونه‌ش پیدا کرد

26:36.930 --> 26:39.676
‫که به قطع نشون میده اون...

26:39.701 --> 26:42.378
‫در واقع قاتل آدلاید بوده

26:56.950 --> 26:58.195
‫ببخشید، چی؟

26:59.453 --> 27:02.800
‫چند هفته‌ای طول می‌کشه تا این موضوع
‫رو با هیئت قُضات درمیون بذاریم

27:02.825 --> 27:06.621
‫ولی پلیس و دایرۀ دادرسی سلطنتی
‫با اثبات خلاف ادعای قتل موافقت کردن

27:09.588 --> 27:10.589
‫پس...

27:24.686 --> 27:25.687
‫ارول؟

27:31.485 --> 27:33.570
‫متوجۀ منظورمون هستی؟

27:39.409 --> 27:40.744
‫حق با اون بود

27:41.662 --> 27:42.663
‫با مادرت

27:45.123 --> 27:46.124
‫اون راست می‌گفت

27:53.048 --> 27:56.593
‫کار این مرده بود، نه تو

29:04.912 --> 29:05.913
‫تونی

29:10.876 --> 29:12.836
‫معلومه خیلی با اون عصا حال می‌کنی

29:13.337 --> 29:17.174
‫نکنه اومدی با خودت درد دل کنی؟
‫موضوع چیه؟ دلت برام سوخته؟

29:17.174 --> 29:18.967
‫واسه این کار خونۀ اشتباهی رو انتخاب کردم

29:19.744 --> 29:22.413
‫با مرکز صحبت کردم.
‫منتظر تصمیم مأمور تجسس‌ان

29:22.438 --> 29:23.693
‫فکر می‌کنن می‌شه با کمک...

29:23.718 --> 29:25.886
‫دایرۀ دادرسی سلطنتی ثابت کنن
‫که جرمت سهل‌انگاری در رانندگی بوده

29:26.308 --> 29:27.768
‫اتهام قتل بهت وارد نیست

29:30.270 --> 29:31.313
‫این...

29:32.022 --> 29:34.024
‫آره، این... خدای من

29:34.900 --> 29:37.069
‫اون یکی موضوع چی؟
‫اسمش چی بود؟

29:37.069 --> 29:38.928
‫اتهام سوءنیت در فضای مجازی؟

29:39.161 --> 29:41.375
‫خب، با وثیقه آزادی، باز بد نیست

29:42.804 --> 29:44.265
‫از ارول خبر داری؟

29:44.451 --> 29:46.549
‫آره، حرومی قسر در رفت

29:49.290 --> 29:50.758
‫خب...

29:51.375 --> 29:54.086
‫با این اوصاف،
‫وضعیت ما چی می‌شه؟

29:55.838 --> 29:57.506
‫خب، یه تحقیقات داخلی داریم

29:57.506 --> 29:59.591
‫یعنی چی؟ چند جلسه بازجویی داریم؟

29:59.591 --> 30:02.490
‫نه، دیگه این بازی‌ها تمومه، متأسفانه

30:04.179 --> 30:05.931
‫باید بهم می‌گفتی، تونی!

30:07.140 --> 30:08.934
‫ببخشید، فکر کردم داری شوخی می‌کنی

30:08.934 --> 30:10.678
‫تو می‌دونستی کارِ استفان بوده؟

30:10.703 --> 30:12.771
‫نه، نمی‌دونستم.
‫چون کار اون نبود

30:12.771 --> 30:14.565
‫هنگام وقوع قتل عذر موجهی داره؟

30:14.565 --> 30:16.066
‫باید برم نوشته‌هامو یه نگاه کنم

30:16.066 --> 30:17.359
‫خودم نگاه کردم

30:18.068 --> 30:20.362
‫هیچ خبری از عذر موجه نبوده،
‫فقط زنش تأیید کرده

30:20.362 --> 30:22.573
‫- و خودمون خوب می‌دونم اون اونجا نبوده
‫- پس چرا از من می‌پرسی؟

30:22.573 --> 30:23.884
‫در ازاش چی گیرِ تو اومد؟

30:23.909 --> 30:25.117
‫ما اصلاً معامله‌ای باهم نکردیم!

30:25.117 --> 30:28.713
‫در ازای توقف پروسۀ تحقیقات
‫چه پیشنهادی بهت داد؟

30:31.765 --> 30:33.767
‫اون عرب‌های روانی رو یادته؟

30:33.792 --> 30:35.586
‫اون‌هایی که از مسجد ادمونتون بودن

30:35.586 --> 30:36.879
‫- اون‌ها رو یادته؟
‫- اون کار استفان بود

30:36.879 --> 30:38.088
‫بی برو برگرد

30:38.088 --> 30:39.798
‫اون‌وقت به اسم بخش مقابله با تروریست تموم شد

30:39.798 --> 30:40.966
‫منطقیه

30:40.966 --> 30:42.926
‫خب، کار اون بود،
‫خودش اون کارو کرد

30:44.052 --> 30:45.387
‫خب، کار خوبی بود تونی

30:45.971 --> 30:47.264
‫آره، خوب بود

30:47.264 --> 30:49.808
‫آره، به لطف اون همه‌مون زنده‌ایم!

30:49.808 --> 30:52.561
‫خب، قبول دارم.
‫فرشته هم نبود، خب؟

30:52.561 --> 30:54.409
‫بعضی وقت‌ها هم باید
‫خلاف جهت شنا کرد، مگه نه؟

30:55.189 --> 30:58.025
‫خدا می‌دونه این پول‌ها از کجا میاد.
‫زخم‌ها و کبودی‌ها

30:58.025 --> 31:00.527
‫- و دستگیری‌ها
‫- همه‌مون تجربه‌ش کردیم، خدایا

31:00.527 --> 31:02.613
‫توی دفترچۀ راهنمای سربازرسی
‫این چیزها رو ننوشته، مگه نه؟

31:04.281 --> 31:06.219
‫ولی باید به آدم خوب‌ها خدمت کنی

31:07.482 --> 31:09.431
‫چشم مردم رو به این چیزها باز کنی

31:10.287 --> 31:11.288
‫یه محاسبه‌ست

31:11.288 --> 31:12.372
‫بازی همین‌جوریه

31:12.372 --> 31:13.629
‫واسه گرگ‌ها چوپون باشی

31:13.654 --> 31:15.207
‫منم همینو می‌گم

31:18.337 --> 31:22.169
‫ولی نه دیگه از این کارها بکنی،
‫تونی، نباید کسی کشته شه

31:28.555 --> 31:30.516
‫درسته، بدون قتل

31:31.475 --> 31:33.488
‫می‌خوای اینو به معشوقه‌های استفان هم بگی؟

31:33.513 --> 31:34.703
‫بامزه‌ست، مگه نه؟

31:34.728 --> 31:38.065
‫که بعد از این همه سال
‫به عنوان یه مُخبر درجه یک،

31:38.065 --> 31:40.734
‫اتفاقی موقع دستگیری به رگبار می‌بندنش

31:40.734 --> 31:45.113
‫خب، باید اعتراف کرد،
‫زیادی ساده‌ست

31:45.113 --> 31:46.615
‫نکنه ماجرای چیزهاییه که
‫آنلاین داره پخش می‌شه؟

31:46.615 --> 31:48.742
‫رفتی لو دادی.
‫نکنه فکر کردی من احمقم؟

31:48.742 --> 31:51.995
‫رفتی به خلافکارهای پارک‌هیل
‫گفتی که یارو جاسوسه

31:51.995 --> 31:54.401
‫«اگه می‌خواین دخلش رو بیارین، الان وقتشه»

31:54.495 --> 31:55.758
‫از اینجور چیزها، مگه نه، رفیق؟

31:55.783 --> 31:58.460
‫تا وقتی زیرنظر خودت بود، زیادی...

31:58.485 --> 32:01.046
‫خودش رو با پول و رشوه
‫و این چیزها درگیر فساد کرده بود

32:01.046 --> 32:03.173
‫می‌ترسیدی مثل ژنرال بلگرانو
‫تو هم با خودش غرق کنه

32:03.173 --> 32:04.550
‫یه گلوله صاف خورد توی شکم‌ام!

32:05.342 --> 32:06.552
‫آسیب جانبی

32:07.135 --> 32:09.805
‫آره، یکی واسه تو، شیش‌تا واسه اون!

32:09.805 --> 32:13.350
‫و تو سالم و سرحال روی پاهاتی،
‫مثل اون یارو توی انجیل، چی بود؟

32:13.350 --> 32:14.852
‫- اون...
‫- تونی!

32:14.852 --> 32:17.159
‫ایلعازر، مُرده‌ای که زنده شد

32:17.184 --> 32:19.122
‫باید اعتراف کنم
‫قیافه‌ت هم عین خودشه

32:19.147 --> 32:20.774
‫چه انتخاب بازیگری!

32:20.774 --> 32:22.067
‫قسم می‌خورم

32:22.067 --> 32:25.190
‫قسم می‌خورم، می‌تونی بری
‫پرینت تمام تماس‌هامو چک کنی

32:25.216 --> 32:27.218
‫من هیچوقت کسی رو نفروختم!

32:28.115 --> 32:29.157
‫کیم گفته

32:29.157 --> 32:31.159
‫کیم؟ من یه کلمه هم به کیم نگفتم

32:31.432 --> 32:33.852
‫معلومه که نگفتی. موضوع همینه،
‫لازم نیست تو چیزی بگی

32:34.246 --> 32:36.734
‫از اولش هم تو چیزی نمی‌گفتی.
‫چون همۀ کثافتکاری‌هاتو خودمون می‌کردیم

32:36.759 --> 32:39.303
‫و خودت هم اینو خوب می‌دونی!
‫مرتیکۀ دو رو!

32:42.462 --> 32:43.589
‫خب، همون‌طوری که گفتم...

32:44.287 --> 32:47.059
‫توی تحقیقات داخلی
‫هرکاری از دستم برمیاد انجام میدم

32:47.718 --> 32:49.762
‫ولی تو بدون عذر موجه ردش کردی

32:50.512 --> 32:52.181
‫اثر انگشتت روی اسلحه بود

32:52.644 --> 32:53.896
‫ببخشید، چی؟

32:54.134 --> 32:56.343
‫می‌خوان یکی رو گوشت قربونی کنن، تونی

32:56.706 --> 32:59.321
‫و با اتهام تحریک اذهان عمومی‌ای
که ‫بر علیه کلودیا بهت وارد شده،

32:59.346 --> 33:01.279
‫چه دیواری کوتاه‌تر از تو واسه سازمان!

33:05.235 --> 33:09.239
‫من به‌خاطر تو دست به هر کاری زدم
‫و بارها و بارها این کارو کردم!

33:09.239 --> 33:12.284
‫ما عضو «یگان ۶۲» بودیم، مگه نه؟
‫یه تیم بزرگ بودیم

33:12.284 --> 33:14.536
‫- یگان ۶۲
‫- آره، مثل عموت

33:14.536 --> 33:16.146
‫همونی که توی یگان ۶۲ واسه اینکه...

33:16.171 --> 33:17.974
‫روی رفیق‌هاشو کم کنه
‫«درسدن» رو بمبارون کرد

33:17.998 --> 33:21.966
‫هیچکس ازش تشکری نکرد.
‫ولی می‌دونی، اون کارش رو انجام داد

33:21.991 --> 33:23.368
‫از خودم درآوردم

33:25.589 --> 33:29.856
‫داستان بافتم. یه عمو بیشتر ندارم.
‫چارلی، که از ارتفاع هم می‌ترسه

33:47.528 --> 33:49.947
‫می‌خوای نظافتچی بگم بیاد؟
‫بهش خبر بدم؟

33:50.614 --> 33:52.449
‫اونا منو به صلیب می‌کشن!

33:58.086 --> 33:59.813
‫شاید یه گلوله توی سر خودم خالی کنم

34:01.041 --> 34:02.366
‫بهشون بگو حالم بد شد

34:02.391 --> 34:05.435
‫بگو حالم بد شد و دیگه تحملش رو نداشتم

34:07.548 --> 34:09.716
‫به طبع، به محض اینکه من...

34:09.716 --> 34:12.886
‫از شک به محکومیت آقای متیس باخبر شدم

34:12.886 --> 34:15.556
‫تمام توانم رو گذاشتم
‫تا آسیبِ وارده رو جبران کنم

34:16.264 --> 34:18.725
‫و در رابطه با تونی...
‫گروهبان بازرس گیلفوی،

34:19.726 --> 34:21.442
‫فکر می‌کنم حقیقت این باشه...

34:21.467 --> 34:24.188
‫که ایشون به‌خاطر
‫سال‌های زیادی که نفوذی بودن،

34:25.190 --> 34:26.900
‫به تنهایی کار کردن عادت کردن

34:26.900 --> 34:30.987
‫ایشون یاد گرفتن که چطور
‫کسی که بودن و هستن رو مخفی کنن

34:32.072 --> 34:34.908
‫تا جایی که می‌دونم،
‫قضاوتش با من نیست

34:38.120 --> 34:40.330
‫مورد دیگه‌ای هم هست
‫که بخواین در میون بذارین؟

34:47.420 --> 34:49.922
‫بله، یه مورد دیگه‌ای هم هست

35:01.310 --> 35:03.312
‫خیلی‌خب، بریم قال قضیه رو بکنیم

35:38.597 --> 35:40.933
‫هی، حالت خوبه؟

35:44.686 --> 35:46.230
‫یه چیزی نوشتم

35:49.107 --> 35:50.453
‫می‌تونستم بهت پیام بدم

35:52.945 --> 35:54.571
‫خودت بگو، سر و پا گوشم

36:00.494 --> 36:02.766
‫«دوتا آدم به اسم ارول وجود داشت.

36:06.625 --> 36:08.669
‫یکی‌شون مراقب من و مامانم بود،

36:10.587 --> 36:13.090
‫و بعدش هم زندونی شد،
‫با اینکه بی‌گناه هم بود.

36:14.174 --> 36:17.469
‫و می‌دونم چه حسیه،
‫که اون همه سال تنها باشی.»

36:19.847 --> 36:21.473
‫«اون یکی ارول مادرم رو کشته.

36:22.933 --> 36:24.644
‫و من بهش پشت کردم،

36:25.102 --> 36:27.145
‫هرگز حتی ملاقاتش هم نرفتم.

36:29.731 --> 36:31.597
‫و از ته دلم ازش متنفر بودم.»

36:38.156 --> 36:39.533
‫من ارولِ اشتباهی رو انتخاب کردم

36:42.744 --> 36:43.912
‫متأسفم

36:45.372 --> 36:46.373
‫متأسفم

36:49.168 --> 36:50.377
‫متأسفم

36:53.088 --> 36:54.414
‫متأسفم

37:01.346 --> 37:02.472
‫منو ببخش

37:12.107 --> 37:13.108
‫سلام

37:13.609 --> 37:14.610
‫سلام

37:19.865 --> 37:21.575
‫خب، چه خبر از طبقۀ هشتم؟

37:21.575 --> 37:23.118
‫با کلودیا صحبت کردی؟

37:23.118 --> 37:25.370
‫برات سخنرانی «یه سیب آفت‌زده» رو کرد؟

37:25.996 --> 37:26.997
‫آره

37:28.332 --> 37:31.350
‫الان که اشاره کردی،
‫حس کرده بودم بارها تمرین کرده بود

37:32.669 --> 37:34.438
‫ولی به این خاطر تماس گرفتم...

37:35.088 --> 37:38.509
‫نمی‌دونم از کجا گیر آورده، ولی کلودیا
‫از قبل یه کپی از ویدئو رو داشت

37:38.509 --> 37:39.718
‫ویدئو!

37:39.718 --> 37:41.203
‫ویدئوی اعتراف ارول

37:42.137 --> 37:46.600
‫و خواستم قبل از همه بدونی،
‫کار من نبوده

37:46.600 --> 37:47.809
‫- پس...
‫- خیلی‌خب

37:50.604 --> 37:52.350
‫وایسا ببینم،
‫خودت بهش دادی!

37:53.565 --> 37:54.566
‫آره

37:55.984 --> 37:56.985
‫چرا؟

37:58.195 --> 38:00.405
‫خب، نمی‌خوام خیلی قیافه بیام،

38:01.532 --> 38:03.992
‫ولی وقتی شکمت تیر بخوره
‫حواست سر جاش میاد

38:05.369 --> 38:07.454
‫پس... یه شروع تازه

38:08.121 --> 38:10.040
‫می‌دونی دیگه. اینجور چیزها

38:11.375 --> 38:13.544
‫و اگه هم خواستن از سازمان
‫بیرونم کنن، بذار بکنن

38:14.545 --> 38:15.587
‫ترسی ندارم

38:15.587 --> 38:17.923
‫- حالا چی شد؟
‫- خب، تصمیم هوشمندانه‌ای گرفتن

38:17.923 --> 38:21.677
‫به یه افسر خارجی گفتن ویدئو رو بررسی کنه

38:22.219 --> 38:23.571
‫گزارشش رو نوشت

38:23.949 --> 38:25.402
‫می‌دونی چی گفت؟

38:26.490 --> 38:28.826
‫«مدرک قطعی نمی‌باشد»

38:28.851 --> 38:32.020
‫اشارۀ واضح‌ای به شاهد نشده بود

38:33.772 --> 38:34.773
‫ولی خودت می‌دونی دیگه

38:37.150 --> 38:38.151
‫خب...

38:39.883 --> 38:43.095
‫کسی چه می‌دونه
‫چه کارهایی ازمون ساخته‌ست

38:47.035 --> 38:48.335
‫پسرت خوبه؟

38:49.538 --> 38:50.539
‫آره

38:51.227 --> 38:52.462
‫خداروشکر

38:53.665 --> 38:55.459
‫براش درس عبرت شد

38:56.422 --> 38:57.787
‫دخترت چی؟

38:58.255 --> 39:00.759
‫دیدمش.
‫بهت گفت باهاش حرف زدم؟

39:00.784 --> 39:04.426
‫وقتی بیمارستان بودی
‫داشت زار زار گریه می‌کرد

39:04.451 --> 39:05.451
‫اوه

39:06.054 --> 39:07.472
‫نمی‌دونستم

39:08.807 --> 39:10.693
‫چند وقته مصرف می‌کنه؟

39:10.856 --> 39:12.259
‫خیلی وقتـه

39:13.437 --> 39:15.378
‫الان دیگه مستقل زندگی می‌کنه

39:15.981 --> 39:19.193
‫می‌خواد روی پای خودش وایسته.
‫باید دید چند مرده حلاجـه

39:23.488 --> 39:25.118
‫ببین، می‌دونم چه فکری راجع‌بهم می‌کنی

39:25.991 --> 39:27.409
‫من چه فکری می‌کنم اهمیتی نداره

39:27.409 --> 39:29.036
‫داره، واسه من مهمه

39:32.497 --> 39:34.249
‫فکر می‌کنی من متعصبم

39:37.207 --> 39:38.697
‫خب، حالا هستی؟

39:43.634 --> 39:44.808
‫شاید

39:45.552 --> 39:48.430
‫من کی باشم که خودم رو قضاوت کنم؟

39:48.430 --> 39:51.926
‫اگه واقعاً نژادپرست بودم،
‫اول از همه خودم متوجه‌ش می‌شدم، نه؟

39:57.022 --> 39:58.982
‫ولی از طرفی هم ماجرای ارول هست

40:02.946 --> 40:04.198
‫من این مدلی‌ام که...

40:04.223 --> 40:05.801
‫تو همش پیگیر جزئیاتی

40:05.826 --> 40:08.495
‫درسته، مثل خودت

40:09.159 --> 40:10.160
‫آره

40:11.444 --> 40:13.116
‫نُه روز از ده روز رو این مدلی‌ای

40:13.747 --> 40:16.333
‫تمام گزارشات آزمایشگاهی
‫رو زیر و رو می‌کردی،

40:17.084 --> 40:18.817
‫تک‌تک عذرهای موجه رو بررسی می‌کردی

40:19.540 --> 40:21.571
‫حواست به دونه به دونۀ علائم نگارشی بود

40:23.590 --> 40:25.050
‫پس چرا اون موقع انقدر دقت نکردی؟

40:26.981 --> 40:28.832
‫چرا برای ارول این کارها رو نکردی؟

40:57.040 --> 40:58.417
‫آشپزیت رو به رُخ می‌کشی؟

40:58.417 --> 41:01.086
‫به همین خیال باش!
‫به این می‌گی به رُخ کشیدن؟

41:02.963 --> 41:05.431
‫انقدر مسخره‌بازی درنیار.
‫می‌زنی انگشتت رو قطع می‌کنی ها

41:05.456 --> 41:07.625
‫- آره، خودم یادش دادم
‫- چرت می‌گه

41:09.928 --> 41:12.347
‫- گرم شدی؟
‫- دارم یخ می‌زنم، مرد

41:12.347 --> 41:13.900
‫آره، قیافه‌ت داد می‌زنه

41:16.310 --> 41:17.311
‫پسرم

41:24.067 --> 41:27.154
‫مادرت کجاست؟
‫کلیسا رفته؟

41:28.488 --> 41:31.909
‫نه، بابا. همون‌جاست

41:34.161 --> 41:35.162
‫می‌بینیش؟

41:36.288 --> 41:38.001
‫اونجا چیکار می‌کنه؟

41:41.627 --> 41:43.003
‫یه آبجوی دیگه می‌خوای بابا؟

42:00.702 --> 42:02.446
‫به چی فکر می‌کنی؟

42:04.983 --> 42:06.735
‫موردی نداره، حرفت رو بزن

42:09.613 --> 42:11.573
‫- روزی که دیدمت
‫- زندان وایت‌کراس

42:12.991 --> 42:15.410
‫یادته ازت راجع‌به دستگیری سؤال پرسیدم؟

42:16.453 --> 42:18.455
‫ازت پرسیدم یادته اعتراف کردی یا نه

42:18.455 --> 42:20.916
‫- و تو گفتی...
‫- گفتم نه. آره یادمه

42:20.916 --> 42:23.335
‫یادمه حس می‌کردم می‌خوای
‫چیزی رو به من بفهمونی

42:23.335 --> 42:24.419
‫واقعاً؟

42:24.419 --> 42:26.670
‫خب، می‌دونم چطور این کارو کرده

42:26.768 --> 42:29.396
‫چطور تو رو برده توی آپارتمان،
‫فقط تو و اون، دوتایی

42:29.836 --> 42:31.212
‫تو و هگرتی

42:32.302 --> 42:36.056
‫اجازۀ این کارو نداشت،
‫مخصوصاً بدون وکیلت

42:36.056 --> 42:37.516
‫چه سؤالی توی سرته؟

42:37.516 --> 42:38.767
‫چرا به کسی نگفتی؟

42:38.767 --> 42:42.199
‫به مادرت نگفتی،
‫به تیم دفاعت، به سونیا، هم نگفتی

42:42.831 --> 42:44.218
‫نگاش کن!

42:46.149 --> 42:47.943
‫انگار توی یه دنیای دیگه‌ست

42:47.943 --> 42:50.070
‫ولی اون زمان،
‫بعد از اتفاقاتی که افتاد

42:50.070 --> 42:52.990
‫و وقتی به عنوان شاهد برگردوندنش...

42:55.200 --> 42:58.078
‫اون‌وقت چی می‌شد؟
‫نمی‌تونستم بیشتر از این عذابش بدم

42:59.288 --> 43:02.249
‫بگذریم، حرفش باورم شد

43:03.709 --> 43:05.919
‫اون یه بچۀ شیش ساله بود

43:05.919 --> 43:08.297
‫- آسیب روحی دیده بود
‫- بالاخره یه حرف‌هایی رو شنیده بود

43:10.674 --> 43:13.095
‫دقیقاً چی شنیده بود؟

43:13.468 --> 43:14.678
‫گفت من مادرش رو اذیت می‌کنم

43:15.179 --> 43:19.766
‫«می‌زنم می‌کشمت!»
‫«می‌زنم می‌کشمت!»

43:22.474 --> 43:23.995
‫آره

43:24.605 --> 43:26.076
‫حرفش باورم شد

43:55.969 --> 43:58.388
‫- کجا رفته؟
‫- توی سوراخ

44:04.853 --> 44:07.856
‫یه شب... دعواشون شده بود

44:10.275 --> 44:11.485
‫چجور دعوایی؟

44:12.247 --> 44:13.755
‫داد و بی‌داد می‌کردن

44:14.189 --> 44:16.313
‫سر چی داد و بی‌داد می‌کردن؟

44:16.782 --> 44:17.783
‫پول

44:18.450 --> 44:19.451
‫پول؟

44:19.952 --> 44:20.953
‫آره

44:23.288 --> 44:24.289
‫پاتریک...

44:24.957 --> 44:28.252
‫چی گفت؟
‫به مامانت چی گفت؟

44:29.127 --> 44:32.339
‫«می‌زنم می‌کشمت!»
‫«می‌زنم می‌کشمت!»

44:33.048 --> 44:34.049
‫واقعاً؟

44:36.573 --> 44:38.617
‫می‌شه خاموشش کنی؟

44:44.309 --> 44:45.477
‫رفته

44:45.477 --> 44:46.562
‫کجا رفته؟

44:47.771 --> 44:49.220
‫توی سوراخ

44:50.983 --> 44:52.568
‫می‌زنم می‌کشـ...

45:02.870 --> 45:03.954
‫رفته

45:03.954 --> 45:05.330
‫کجا رفته؟

45:06.373 --> 45:07.583
‫توی سوراخ

45:09.501 --> 45:11.920
‫می‌زنم می‌کشمت!

45:11.920 --> 45:13.672
‫گفتم می‌زنم می‌کشمت!

45:14.548 --> 45:16.415
‫می‌خوای بدونی پاتریک چی راجع‌بهت گفته؟

45:16.440 --> 45:17.718
‫- آره
‫- پس گوش کن

45:17.718 --> 45:20.053
‫می‌زنم می‌کشمت!
‫می‌زنم می‌کشمت!

45:20.053 --> 45:21.305
‫به مامانت چی گفت؟

45:21.305 --> 45:24.656
‫می‌زنم می‌کشمت!

45:24.701 --> 45:25.942
‫واقعاً؟

45:30.981 --> 45:32.649
‫منظورش ارول نبود

45:33.317 --> 45:35.944
‫داشت دیالوگ یه کارتون
‫از تلویزیون رو تکرار می‌کرد

45:36.387 --> 45:37.911
‫و تو اینو می‌دونستی

45:39.823 --> 45:41.339
‫به گند کشیدیش!

45:43.202 --> 45:47.831
‫با این کار زندگیش رو به گند کشیدی، مگه نه؟

45:52.447 --> 45:54.822
‫پس چی بود می‌گفتی
‫باید از حقایق پیروی کرد؟

45:56.173 --> 45:57.807
‫پس حقایق چی می‌شن؟

46:06.826 --> 46:16.826
ترجمه و تنظیم از
‫«iredprincess و امیر فرحناک»

46:22.082 --> 46:27.257
‫« پـایـان فصـل یـک »

46:27.282 --> 46:47.282
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
