WEBVTT

00:07.000 --> 00:08.630
‫تابستونی که مُرد

00:10.630 --> 00:11.800
‫توضیح دادنـش...

00:12.800 --> 00:14.430
‫توضیحش سخته

00:16.970 --> 00:18.100
‫باید می‌بودی و می‌دیدی

00:24.650 --> 00:28.770
‫می‌دونی فرق بین نظم
‫و هرج و مرج مطلق چیه؟

00:34.030 --> 00:35.990
‫یه شیشۀ پنج میلی‌متری

00:40.080 --> 00:41.200
‫گورتون رو گم کنید!

00:42.910 --> 00:45.620
‫دقیقاً به ضخامتِ ویترینِ مغازه‌ها

00:46.330 --> 00:47.500
‫فقط همین

00:48.250 --> 00:49.590
‫یالا! برگردید!

00:49.590 --> 00:52.090
‫خب، همون تابستون
‫شیشه‌ها رو می‌شکستن

00:53.170 --> 00:56.340
‫هر شب هر شب پشت سر هم

00:57.550 --> 01:02.390
‫و ارول خانتـون،
‫هم باهاشون هم‌دست بود

01:55.400 --> 01:59.320
‫سه هفته
‫بعد از این جریانات...

02:08.540 --> 02:09.670
‫یه خانمی تماس می‌گیره

02:09.670 --> 02:12.670
‫طبقۀ پایین توی یکی از آپارتمان‌ها دعوا شده

02:12.670 --> 02:14.300
‫دختره داره جیغ و داد می‌کشه

02:14.300 --> 02:16.220
‫انگار یه آقایی داره در رو از جا می‌کَنه!

02:41.160 --> 02:43.370
‫بسیارخب. حواستون به جلو باشه.
‫به من نگاه کنید.

02:44.580 --> 02:45.700
‫به من نگاه کنید. به جلو نگاه کنید.

02:45.700 --> 02:48.080
‫- به جلو نگاه کنید. به من نگاه کنید.
‫- یالا پَت

02:50.120 --> 02:52.790
‫آتش نشانی؟
‫سرجات بمون

02:52.790 --> 02:55.170
‫- به من نگاه کن
‫- بیدار شو، پَت

02:55.170 --> 02:57.800
‫بیدار شو. چشم‌هات رو وا کن، پَت.
‫بجنب.

02:58.510 --> 02:59.880
‫پَت!

03:06.138 --> 03:08.757
‫«ســوءپیشینه»
‫[فصل اول، قسمت هفتم]

03:08.781 --> 03:13.781
‫‫♪ آهنگ Just Me and You ♪
‫♪ از Dreamliners ♪

03:14.805 --> 03:30.928
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:32.952 --> 03:40.076
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:52.100 --> 03:53.770
‫داری می‌ترسونیش. بیا اینجا.

03:53.770 --> 03:55.810
‫پس، خوشت اومده ازش لیزا جان؟

03:55.810 --> 03:57.110
‫لیزا؟

03:58.110 --> 04:00.240
‫آره، دوستش دارم

04:02.280 --> 04:05.570
‫خب، نظرت چیه؟ بابا؟

04:09.410 --> 04:10.500
‫بابا؟

04:10.500 --> 04:13.120
‫آره، من... آره، دارم نگاه می‌کنم

04:13.120 --> 04:14.250
‫خب؟

04:14.250 --> 04:16.170
‫خوبه. واقعاً خوبه، آره.

04:17.250 --> 04:19.420
‫راستی، قرارمون یادت نره‌ها، خب؟

04:19.420 --> 04:24.550
‫دیگه شد مالِ تو.
‫پس، یعنی خودت باید ببریش پیاده‌روی.

04:24.550 --> 04:27.510
‫خودت باید بهش غذا بدی.
‫مسئولیتـش با خودته. خب؟

04:30.020 --> 04:34.100
‫ببین، انجام دادن کارهای باحال چیز بدی نیست

04:35.520 --> 04:37.360
‫می‌دونی که خیلی هم کار درستیه

04:38.150 --> 04:39.690
‫اصلاً خجالت نداره

04:40.280 --> 04:41.280
‫لیزا؟

04:43.030 --> 04:44.660
‫ببین، مادرتم همچین طرز فکری داشت

04:46.490 --> 04:49.410
‫تموم هم و غمـش این بوده
‫که تو لبت خندون باشه

04:52.370 --> 04:54.000
‫کی از سرکار برمی‌گردی؟

04:54.920 --> 04:56.460
‫خب، خیلی زود

04:57.920 --> 05:01.710
‫دیشب و پریشب هم همینو گفتی

05:03.760 --> 05:06.640
‫آره، ولی قول می‌دم
‫زودی بیام خونه پیشت

05:07.680 --> 05:09.100
‫شب خوش، بابایی

05:10.430 --> 05:11.850
‫شبت بخیر، عزیزدلـم

05:15.850 --> 05:17.600
‫ارول متیس،
‫شما مظنون پروندۀ قتل

05:17.600 --> 05:19.900
‫آدلاید باروز هستید و بازداشتید
‫مجبور نیستید که حرفی بزنید

05:19.900 --> 05:22.190
‫ولی اگه مطلبی رو بیان کنید،
‫ممکنه بعنوان مدرک برعلیه شما استفاده بشه

05:22.190 --> 05:24.860
‫ولـش کنید! کافیه!

05:24.860 --> 05:26.950
‫- پتی!
‫- دستبند بزنیدش

05:26.950 --> 05:28.490
‫- پتی
‫- آروم باش، عزیزم

05:28.990 --> 05:30.450
‫- بجنب
‫- مامان!

05:30.450 --> 05:31.910
‫من هم باهات میام

05:32.620 --> 05:33.750
‫درست پشت‌سرتم

05:33.750 --> 05:35.750
‫پس، دوست‌پسره رو دستگیر کردی

05:35.750 --> 05:37.420
‫خوبه. بسیارخب.

05:37.420 --> 05:40.540
‫۲۴‏ ساعت تا ورودِ مسئولین
‫قوانین حقوق شهروندی وقت داریم

05:41.380 --> 05:42.920
‫ما پشت پرده حمایتت می‌کنیم، دن

05:42.920 --> 05:46.180
‫این حرف یعنی چی؟
‫منظورم «پشت پرده» بودنه

05:46.970 --> 05:48.550
‫چرا این پرونده با بقیه فرق داره؟

05:48.550 --> 05:52.510
‫خب، جنجال زیادی حول محور این پرونده به پا شده

05:52.510 --> 05:54.470
‫جنجال؟ جنجال چرا؟

05:54.470 --> 05:57.350
می‌خوان درس عبرتی بشه برای ملت

05:57.350 --> 05:59.810
‫خب، بخاطر اتفاقاتی که اخیراً رخ داده
‫وجهۀ اجتماعی‌مون خیلی خدشه‌دار شده

05:59.810 --> 06:02.610
‫درس عبرت؟ بخاطر اعتراضاته پس

06:03.190 --> 06:04.480
‫خب، خودت یکم فکر کن

06:05.440 --> 06:07.507
‫پنج شبِ تموم دله‌دزدی کردن
‫و همه‌جا رو به آتش کشیدن،

06:07.532 --> 06:09.675
‫خدا می‌دونه دیگه چه کارهایی که نکردن

06:09.700 --> 06:10.910
‫یا خدا

06:10.910 --> 06:13.080
‫چرا روایت‌ها رو تغییر ندیم؟

06:13.080 --> 06:14.160
‫داستان همینـه

06:14.160 --> 06:15.250
‫دستگیرشون کنیم

06:15.950 --> 06:17.620
‫و بکنیمشون آدم بدۀ ماجرا
‫هدف‌مون همینه؟

06:17.620 --> 06:19.500
‫- داستان همینـه دیگه، درسته؟
‫- نه

06:19.500 --> 06:21.960
‫فقط... دارم زمینه‌سازی می‌کنم

06:22.750 --> 06:24.380
‫ریش و قیچی دستِ خودته

06:26.550 --> 06:28.590
‫لباس‌ها و دست‌هاش خونی بودن؟

06:29.180 --> 06:31.430
‫بله، سر تا پاش خونِ مقتول بوده

06:31.430 --> 06:33.510
‫خب، این که دلیل بر قاتل بودنـش نیست، درسته؟

06:33.510 --> 06:35.560
‫شاید دختره رو بغل کرده

06:35.560 --> 06:37.680
‫- آره، حتماً
‫- هی، هی. مطمئن باش مطرحش می‌کنن

06:37.680 --> 06:40.650
‫الان می‌رسه. توی ماشینه.
‫بچه پشت نشسته.

06:40.650 --> 06:42.150
‫و بوم

06:42.150 --> 06:43.570
‫سابقۀ خشونت داشته؟

06:43.570 --> 06:48.200
‫آره، سال ۲۰۰۵ یکی از همسایه‌ها به پلیس خبر داده.
‫بچه‌سال بود... دیگه جیم نزد.

06:48.200 --> 06:50.360
‫- گزارش رو می‌دی ببینم؟
‫- آره، حتماً

06:50.950 --> 06:54.160
‫با پدرش دعوا افتاده بود،
‫دیگه پدرشم ازش شکایتی نکرد

06:54.830 --> 06:58.370
‫خودش با مقتول چی؟
‫یا با دوست‌دختر قبلیـش؟

06:58.370 --> 06:59.750
‫- یا پسره؟ اسمش...
‫- پاتریکه

06:59.750 --> 07:01.380
‫- سابقه‌ داشته؟
‫- خیر

07:01.380 --> 07:04.500
‫ولی توی اتاقـش بود و در هم قفل بود،
‫کلید اتاقش هم پیدا نشد

07:04.500 --> 07:05.630
‫حتماً شنیده چه خبر شده

07:05.630 --> 07:07.340
‫شک نکن طفلکی
‫ریز و بَمِ جریانات رو شنیده

07:07.340 --> 07:08.880
‫دختره هیچ کس و کاری نداشته؟

07:08.880 --> 07:12.090
‫نه، رسماً دولت خرج و مخارجش رو می‌داده.
‫قطعاً کسی رو نداشته.

07:12.090 --> 07:14.720
‫- مطمئنید پدرش نیست؟
‫- صد در صد

07:15.220 --> 07:20.140
‫پاتریک نتیجۀ یه شب...
‫مستی بود که ظاهراً دیگه هم تکرار نشد

07:20.140 --> 07:21.270
‫اتفاق تازه‌ای نیست

07:21.850 --> 07:23.940
‫خب، ظاهراً مامانه سیاه‌پوست می‌پسندیده

07:23.940 --> 07:25.440
‫بیخیال بابا، مسخره‌ش که نکردم

07:25.440 --> 07:28.780
‫دارم می‌گم
‫هرکسی یه مدلی‌ش رو دوست داره دیگه

07:29.360 --> 07:31.700
‫جز خودم،
سوراخ باشه، حالا هرچی باشه

07:32.570 --> 07:36.830
‫خیلی‌خب، دوربین‌های مداربسته
‫رو بعنوان مدرک نشون‌شون می‌دیم، خب؟

07:36.830 --> 07:39.540
‫بعلاوه، شاهد لازمم.
‫از کسی که با اورژانس تماس گرفت

07:39.540 --> 07:41.670
‫شهادت بگیرید که
‫ارول توی آپارتمان بوده یا نه

07:41.670 --> 07:44.170
‫هرکسی که از آپارتمان خارج شده
‫رو پیدا کنید و باهاش مصاحبه کنید

07:44.170 --> 07:46.420
‫هرکسی که توی محله‌شون سابقۀ
‫خشونت داشته رو بازخواست کنید

07:46.420 --> 07:49.970
‫نمونۀ دی‌ان‌ایِ هرکسی که توی آپارتمان بوده رو می‌خوام
‫می‌دونم خواسته‌هام زیاد شده،

07:49.970 --> 07:52.220
‫ولی اگه سریع اقدام کنیم،
‫می‌تونیم با شواهد موجود اثباتش کنیم

07:52.220 --> 07:54.890
‫- مگر اینکه داوطلبانه اعتراف کنه
‫- شاید

07:54.890 --> 07:57.510
‫رئیس، شرمنده... ولی...

07:57.510 --> 07:59.220
‫مشکلت چیه الان؟

07:59.220 --> 08:03.650
‫مشکلم؟
‫مشکلِ من، شدت این جراحاته تونی

08:04.230 --> 08:07.320
‫آثار گازگرفتگی رو ندیدی؟
‫یهویی از رو هوا پدیدار نشد که

08:07.320 --> 08:09.230
‫این یارو حتی یه چاقو هم تو جیبش نداره

08:09.230 --> 08:11.570
‫- از کجا معلوم؟
‫- از کجا معلــوم؟

08:11.570 --> 08:14.490
‫پلیس ۹ دفعه جلوش و گرفت و گَشتِـش
‫نُه دفعه

08:14.490 --> 08:16.240
‫یه بارم چیزی همراهش نبوده

08:16.240 --> 08:17.990
‫پس، مشکل من...

08:17.990 --> 08:21.250
‫مشکل من اینه که
‫هیچ مدرکی پیدا نمی‌کنم تونی

08:21.250 --> 08:23.750
‫سابقۀ خشونتش رو بیار ببینم

08:23.750 --> 08:26.340
‫خب؟ راضی شدید؟
‫خیلی هم عالی

08:35.680 --> 08:38.390
‫خب، قبل از شروع،
‫موکل بنده...

08:38.390 --> 08:41.600
اظهاراتِ مختصری رو مکتوب کرده
‫که ازم خواسته براتون بخونم

08:41.600 --> 08:43.810
‫«من باب تحقیقات شما در زمینۀ پروندۀ

08:43.810 --> 08:45.100
‫قتل دوست‌دخترم آدلاید باروز

08:45.100 --> 08:49.270
‫در ۲۰اُم سپتامبر ۲۰۱۱،
‫آمادگی خود را اعلام می‌دارم

08:49.270 --> 08:52.400
‫اما در نتیجۀ ضربۀ روحیِ وارده
‫به علت مرگ ایشان،

08:52.400 --> 08:56.370
‫هیچگونه خاطره‌ای
‫از لحظۀ ورودم به خونه‌م در

08:56.370 --> 08:58.990
‫آپارتمان ۶۱۶ منینگ‌هم،

08:58.990 --> 09:01.660
‫تا به‌هوش اومدنم در بیمارستان ندارم»

09:03.290 --> 09:05.500
‫بسیارخب، اظهارات‌تون رو

09:05.500 --> 09:07.460
‫به همراه نتایج اِم‌آرآی در نظر می‌گیرم،

09:07.460 --> 09:09.800
‫که نشون می‌ده هیچگونۀ
‫ضربه‌ای به سرتون وارد نشده

09:12.710 --> 09:14.300
‫متوجه هستید
‫علت حضورتون در اینجا چیه،

09:15.510 --> 09:16.890
‫آقای متیس؟

09:16.890 --> 09:19.720
‫آدلاید باروز،
‫که به مدت پنج سال در کنار هم بودید،

09:19.720 --> 09:23.100
‫در محل سکونت‌تون،
‫در آپارتمان ۶۱۶ منینگ‌هم

09:23.100 --> 09:25.940
‫با ضربات چاقو به قتل رسیده

09:25.940 --> 09:29.150
‫علاوه بر مطالب گفته شده
‫و زمان تخمینیِ قتل خانم باروز،

09:29.150 --> 09:31.820
‫آقای متیس مدعی هستن
‫که در اون زمان در آپارتمان حضور نداشتن

09:31.820 --> 09:33.690
‫درواقع دنبال کار بودن

09:35.490 --> 09:36.490
‫کار؟

09:37.320 --> 09:38.490
‫پس یادتون میاد؟

09:38.490 --> 09:39.620
‫قبلـش رو که یادمه

09:39.620 --> 09:40.990
‫بسیارخب. کجا بودید دقیقاً؟

09:40.990 --> 09:43.250
‫پیرایشگاه وی‌آی‌پی.
‫یه سلمونیه.

09:43.250 --> 09:45.460
‫آها، سلمونیه

09:46.500 --> 09:47.540
‫کسی شما رو دیده؟

09:47.540 --> 09:49.960
‫اونجا که بودید،
‫با کسی هم صحبت کردید؟

09:49.960 --> 09:53.420
‫- بله
‫- آقایی به اسم «مصطفی دمیر»

10:00.640 --> 10:01.850
‫مصطفی دمیر

10:09.770 --> 10:10.940
‫چجوریه که ما خبر نداشتیم؟

10:10.940 --> 10:13.320
‫قبل اینکه بریم داخل،
‫با کاردونا صحبت کردم قربان

10:13.320 --> 10:14.900
‫یه کلمه هم چیزی از شاهد نگفت

10:14.900 --> 10:17.950
‫خیلی‌خب
‫حالا، دوتایی برید اونجا

10:17.950 --> 10:19.780
‫این مصطفی نام رو پیداش کنید

10:19.780 --> 10:21.950
‫ناامیدت نمی‌کنیم.
‫نگران نباش، رئیس.

10:21.950 --> 10:24.620
‫نه، نه کیم
‫حقایق رو می‌خوام

10:24.620 --> 10:26.330
‫تمام و کمال درموردش بدونیم
‫بهتر از اینه که موش و گربه بازی

10:26.330 --> 10:28.750
‫- راه بندازیم، خب؟
‫- بله

10:29.750 --> 10:32.250
‫معاون رئیس پشت خطه، قربان

10:32.250 --> 10:33.920
‫سه دفعه زنگ زده

10:48.940 --> 10:52.020
‫معاون بلوم‌ام، دن.
‫خبر دستگیری معرکه بود.

10:52.020 --> 10:53.400
‫می‌خواستم واست آرزوی موفقیت بکنم

10:53.400 --> 10:56.570
‫همونطوری که می‌دونی،
‫مورد توجه عموم قرار گرفتیم و...

11:09.370 --> 11:11.210
‫بابا کجایی؟

11:11.960 --> 11:15.500
‫خودت گفتی... بهم قول دادی که
‫درمورد املت به مارسلا بگی

11:17.710 --> 11:19.090
‫دوباره لاری‌ام، دن

11:19.090 --> 11:21.430
‫- خواستم دوباره بگم، اگه چیزی نیاز داشتی...
‫- املت؟

11:21.430 --> 11:23.760
‫آها، املت رو می‌گی، آره.
‫خیلی‌خب، فهمیدم.

11:23.760 --> 11:26.850
‫- می‌شه گوشی رو بدی مارسلا؟
‫- باشه

11:26.850 --> 11:29.270
‫- مرسی خوشگلـم
‫- بنده با سربازرس هگرتی کار دارم

11:29.270 --> 11:30.560
‫از بخش روابط عمومی تماس می‌گیرم

11:30.560 --> 11:32.600
‫ببینید، من باب جمله‌بندیِ...

11:33.360 --> 11:34.520
‫- مارسلا
‫- الو؟

11:34.520 --> 11:35.860
‫گوش بده،
‫می‌خواستم بهت بگم،

11:35.860 --> 11:38.030
‫فکر می‌کردم قبلاً با همدیگه
‫درموردش صحبت کردیم، ولی...

11:38.030 --> 11:40.110
‫- گوجه ممنوع
‫- کلاً ممنوع؟

11:40.110 --> 11:41.200
‫آره، کلاً ممنوعه

11:41.200 --> 11:42.870
‫بازم منـم، دن

11:43.530 --> 11:45.450
‫ببین، برای متهم کردنِ این یارو
‫به جایی رسیدیم؟

11:48.660 --> 11:51.290
‫می‌شه لیزا رو وصل کنی، لطفاً؟
‫خیلی ممنونـم

11:51.290 --> 11:53.880
‫سلام، عزیزم
‫آره، حل شد... باهاش صحبت کردم

11:56.920 --> 11:58.460
‫کِی میای خونه؟

11:59.010 --> 12:02.010
‫زود

12:05.010 --> 12:07.430
‫مصطفی دمیر توی اتاق چهارمه، آقا

12:07.430 --> 12:08.720
‫تونی و کیم می‌گن

12:08.720 --> 12:11.520
‫خودتون می‌خواید بازجویی کنید
‫یا که مشکلی نداره خودشون شروع کنن؟

12:12.560 --> 12:13.400
‫آره

12:13.400 --> 12:15.520
‫یعنی خودتون بازجویی می‌کنید
‫یا بچه‌ها شروع کنن؟

12:16.150 --> 12:18.480
‫خودشون شروع کنن. راستی، دنیز؟

12:19.650 --> 12:21.530
‫از کارمندهای شیفت
‫بیمارستان سینت لوک پرس‌وجو کنید

12:21.530 --> 12:23.240
‫کی توی بیمارستان رفته ملاقاتـش؟

12:23.740 --> 12:27.660
‫مثلاً باباش رفته یا نه؟
‫چقدر مونده و چند دفعه رفته

12:56.400 --> 12:57.230
‫هگرتی هستم

12:57.230 --> 13:00.030
‫سلام، بنده جولی از
‫بیمارستان سینت لوک تماس می‌گیرم

13:00.730 --> 13:02.780
‫پاتریک باروز به هوش اومده

13:02.780 --> 13:03.900
‫حالش چطوره؟

13:03.900 --> 13:07.280
‫خب، حالش بهتر از ۲۴ ساعت گذشته‌ست
‫بیدار شده

13:07.280 --> 13:08.870
‫می‌دونم وقت مناسبی نیست

13:08.870 --> 13:10.660
‫ولی به نظرت می‌تونه
‫یکمی صحبت کنه؟

13:10.660 --> 13:13.870
‫یک لحظه اجازه بدید با تیم پزشکیِ
‫مراقب‌ش صحبت کنم

13:15.830 --> 13:18.630
‫- صدای اتاق ۴ رو روشن کن، لطفاً
‫- بله، قربان

13:19.460 --> 13:21.630
‫بسیارخب، حالا می‌خوام
‫چند تا عکس نشونت بدم، رفیق

13:21.630 --> 13:24.340
‫اگه اون شخص رو اون روز دیدی،

13:24.340 --> 13:26.340
‫یه علامت کنار اسمش بزن

13:33.980 --> 13:37.150
‫تا صبح که نمی‌تونیم صبر کنیم.
‫هست یا نیست؟

13:42.030 --> 13:43.110
‫این یکی؟ آره؟

13:44.530 --> 13:45.570
‫ممنون، آقای دمیر

13:45.570 --> 13:47.570
‫- سربازرس هگرتی؟
‫- بله

13:47.570 --> 13:51.450
‫دکتر کانر فرمودن مشکلی نداره
‫ولی بیشتر از چند دقیقه طول نکشه

13:52.120 --> 13:53.950
‫- سپاس بی‌کران
‫- خواهش می‌کنم

13:58.710 --> 14:00.170
‫خیلی‌خب، می‌تونی بری

14:18.980 --> 14:20.690
‫بله، بجنب. بریم.

14:21.320 --> 14:23.150
‫کفشت رو نکِش روی زمین، داداش

14:47.130 --> 14:48.180
‫رفته

14:49.180 --> 14:50.180
‫کجا رفته؟

14:51.680 --> 14:52.850
‫توی سوراخ

15:02.980 --> 15:04.190
‫سلام آقا پاتریک

15:06.990 --> 15:08.070
‫اسم من دن‌ـه

15:09.660 --> 15:10.490
‫مأمور پلیسـم

15:16.410 --> 15:17.500
‫حالت خوبه؟

15:18.080 --> 15:19.120
‫مامانی کجاست؟

15:23.880 --> 15:25.050
‫مامانیت اینجا نیست

15:26.130 --> 15:27.630
‫ارول کجاست؟

15:29.220 --> 15:30.550
‫گرسنته؟

15:30.550 --> 15:31.760
‫آره

15:31.760 --> 15:33.350
‫خب، نشونۀ خوبیـه

15:34.180 --> 15:35.390
‫چی می‌خوری؟

15:36.470 --> 15:38.350
‫پاستا؟ سیب‌زمینی؟

15:39.350 --> 15:40.730
‫بستنی؟ ژله؟

15:43.190 --> 15:44.360
‫ژله دوست ندارم

15:45.020 --> 15:47.940
‫خیلی‌خب
‫پس ژله رو بیخیال شو

15:51.780 --> 15:53.450
‫کی توی خونه آشپزی می‌کنه؟

15:55.700 --> 15:56.790
‫ارول

15:59.200 --> 16:03.250
‫با همدیگه می‌سازن؟
‫مامانی و ارول رو می‌گم

16:03.250 --> 16:06.380
‫از همدیگه عصبانی نمی‌شن؟

16:06.960 --> 16:07.960
‫که دعوا کنن؟

16:11.880 --> 16:13.890
‫تا حالا ارول داد و بی‌داد کرده؟

16:17.560 --> 16:22.480
‫یادت میاد وقتی که داد و قال راه انداخته،
‫چی گفته؟

16:26.520 --> 16:30.150
‫یه شب... دعواشون شده بود

16:32.450 --> 16:33.860
‫چجور دعوایی؟

16:34.490 --> 16:35.740
‫داد و بی‌داد می‌کردن

16:38.120 --> 16:39.790
‫سر چی داد و بی‌داد می‌کردن؟

16:41.370 --> 16:42.660
‫پول

16:43.250 --> 16:44.460
‫پول؟

16:44.460 --> 16:45.540
‫آره

16:48.050 --> 16:49.050
‫پاتریک...

16:52.260 --> 16:53.380
‫ارول چی گفت؟

16:56.390 --> 16:57.890
‫به مامانیت چی گفت؟

17:06.150 --> 17:07.190
‫خبر جدیدی هست؟

17:09.230 --> 17:10.980
‫آره، داره بهتر می‌شه

17:13.990 --> 17:15.070
‫حالش خوبه؟

17:16.200 --> 17:18.410
‫از چیزی خبر داره؟

17:18.410 --> 17:20.740
‫خب، من فقط دنبال حقایقـم، خانم متیس

17:23.210 --> 17:24.540
‫پسرم آدم خوبیه

17:25.210 --> 17:27.380
‫کل زندگیـش رو فدای این پسر کرده

17:34.420 --> 17:35.760
‫آقای متیس نیومد؟

17:38.600 --> 17:39.430
‫نه

17:41.140 --> 17:43.230
‫مجبور شد بره سرکار

17:43.230 --> 17:44.640
‫- باشه
‫- بله

17:51.190 --> 17:52.650
‫خبر جدید مطبوعات

17:52.650 --> 17:54.280
‫- چی هست؟
‫- صفحۀ ۷ رو بخون

18:06.040 --> 18:07.250
‫اون یارو چی؟

18:07.250 --> 18:09.670
‫یارو؟ کدوم یارو؟

18:09.670 --> 18:10.790
‫همونی که باهاش صحبت کردم

18:10.790 --> 18:13.090
‫- همون یارو توی سلمونی
‫- آها، با آقای دمیر صحبت کردیم

18:13.090 --> 18:15.510
‫بله، اصلاً نشناختت
‫چیزی یادش نمی‌اومد

18:15.510 --> 18:19.140
‫خب... اینم از این

18:19.720 --> 18:22.390
‫خب، من همین آقا رو دیدم
‫با خودش هم صحبت کردم

18:24.930 --> 18:29.230
‫حافظۀ خودت چی می‌گه؟
‫چیزی برنگشته؟

18:31.110 --> 18:32.900
‫می‌دونی اسمش چیه، نه؟

18:32.900 --> 18:36.240
‫- چی هست؟
‫- خب، خرید با خشونته

18:36.240 --> 18:38.910
‫خب، این که من نیستم
‫همش فتوشاپه و مزخرف

18:39.740 --> 18:42.080
‫پس نقشی توی این دله‌دزدی‌ها نداشتی؟

18:42.080 --> 18:43.990
‫چند تا لباس توی آپارتمانت پیدا کردیم‌ها،

18:43.990 --> 18:45.750
‫برچسب‌های خرید روشون بود

18:45.750 --> 18:47.920
‫گمونم رسیدشونم داری دیگه، درسته؟

18:47.920 --> 18:49.120
‫هرچی باشم، دزد نیستم

18:49.120 --> 18:51.750
‫شرمنده، این مسئله چه ربطی داره؟

18:52.290 --> 18:54.670
‫ببینید، دعواها و مشاجراتی که
‫با آدلاید داشتید...

18:54.670 --> 18:56.550
‫- دعوا؟
‫- بله، می‌خوای درموردشون صحبت کنی؟

18:56.550 --> 18:58.470
‫- ما اصلاً دعوا نداشتیم
‫- ارول...

19:00.050 --> 19:01.300
‫من فقط قصدم کمکـه

19:01.300 --> 19:03.600
‫موکلـم هیچ سابقۀ خشونت خانگی یا

19:03.600 --> 19:05.970
‫خشونت‌های متفرقه نداره

19:05.970 --> 19:10.810
‫بله. ظاهراً آثار گازگرفتگی‌ای روی بدنِ مقتوله
‫که با دندون شما مطابقت داره ارول

19:10.810 --> 19:12.440
‫- گازگرفتگی؟
‫- می‌شه توضیح بدی؟

19:12.440 --> 19:13.400
‫بیخیال، داستان چیه؟

19:13.400 --> 19:15.730
‫شاهد داریم که همون روز زنگ زده اورژانس

19:15.730 --> 19:18.030
‫و گزارش مزاحمت از سمت آپارتمانتون رو داده

19:18.030 --> 19:20.070
‫- من کاری نکردم!
‫- فکر می‌کردم چیزی یادت نمیاد

19:20.070 --> 19:21.370
‫- می‌دونم، ولی...
‫- خب، از کجا می‌دونی؟

19:21.370 --> 19:23.330
‫- یادمه دیگه! آره
‫- همینطوری رو هوا؟

19:23.330 --> 19:24.660
‫پس یادته دیگه؟

19:31.210 --> 19:32.040
‫خیلی‌خب

19:33.040 --> 19:34.040
‫عالیـه

19:34.710 --> 19:37.050
‫فهمیدی قصدشون چیه؟
‫می‌خوان واسه‌م پاپوش درست کنن

19:37.050 --> 19:39.090
‫گوش بده. خوب گوش بدید.

19:39.090 --> 19:41.470
‫هیچ‌جوره نمی‌تونید من رو متهم کنید

19:41.970 --> 19:43.760
‫من دوستش داشتم

19:45.470 --> 19:47.180
‫قرار بود با همدیگه ازدواج کنیم

19:47.180 --> 19:49.180
‫- می‌خواستید ازدواج کنید؟
‫- آره

19:52.480 --> 19:53.730
‫حلقه‌تون کو پس؟

19:54.940 --> 19:56.320
‫شوخیتون گرفته؟

19:58.360 --> 20:01.950
‫دوست‌دخترم مُرده!
‫و قاتلـش داره راست راست واسه خودش می‌چرخه!

20:01.950 --> 20:04.070
‫آزاده ولی شما اینجا نشستید

20:04.780 --> 20:07.200
‫و دارید درمورد حلقه از من سؤال می‌کنید؟
‫بیخیال توروخدا!

20:07.200 --> 20:08.750
‫مُرده! دیگه نفس نمی‌کشه!

20:09.750 --> 20:10.960
‫بیخیال!

20:15.790 --> 20:17.210
‫حالا چیکار کنیم؟

20:17.210 --> 20:19.300
‫با دایرۀ دادرسی سلطنتی جلسه می‌ذاریم،
‫ببینیم اون‌ها چی می‌گن

20:19.920 --> 20:21.760
‫ببینیم اصلاً با متهم کردنش موافق هستن یا نه

20:21.760 --> 20:26.470
‫خوبه، از شنیدنـش خوشحال شدم.
‫«کار من نبود، من دزد نیستم»

20:27.060 --> 20:29.430
‫خدای من، دروغگویی تو خونِشه

20:30.730 --> 20:31.980
‫دلیل نمی‌شه که قاتل باشه

20:32.640 --> 20:34.400
‫از حیوون هم پَست‌ترن

20:35.310 --> 20:37.940
‫ببین کِی گفتم،
‫ما بازندۀ این میدون جنگیـم

20:37.940 --> 20:39.110
‫باز شروع شد

20:39.110 --> 20:40.190
‫چی؟

20:40.690 --> 20:41.950
‫مراقب باش چی از دهنت درمیاد

20:42.740 --> 20:43.950
‫- عه؟
‫- آره

20:43.950 --> 20:45.320
‫یه سری حرف‌هات خطرناکن

20:45.320 --> 20:47.660
‫جلو هرکسی که نمی‌گم

20:53.750 --> 20:55.670
‫دی‌اِن‌اِی و اثر انگشت؟
‫کجاییم؟

20:55.670 --> 20:57.170
‫دی‌ان‌اِی و اثر انگشت؟

20:57.170 --> 21:00.210
‫آره، از صحنۀ جرم.
‫دیگه کی داخل آپارتمان بود؟

21:00.210 --> 21:02.170
‫دیروز همه‌چیزو زیر و رو کردیم

21:02.170 --> 21:05.550
‫هرکسی که سابقۀ کیفری داشت رو تبرئه کردیم

21:05.550 --> 21:06.850
‫کسی که می‌خواستیم رو گرفتیم

21:10.060 --> 21:11.480
‫لیزا از سگش راضیه؟

21:12.310 --> 21:14.690
‫خب، خودم شخصاً حالم از بوش به‌هم می‌خوره

21:16.690 --> 21:17.860
‫حداقل اون خوشحالـه

21:17.860 --> 21:20.400
‫آره، خیلی از این اتفاق‌ها برام نمیفته

21:20.400 --> 21:24.265
‫جیگر آدم کباب می‌شه

21:24.290 --> 21:25.450
‫یازده

21:26.320 --> 21:29.370
‫یازده روز از پرتودرمانی
‫به یه متر خاک توی زمین

21:30.910 --> 21:33.620
‫می‌دونی، آخرش وقت واسه
‫هیچ کدوم از اون کارها نبود

21:56.690 --> 21:59.538
‫دن، نکنه دست خالی از
‫دایرۀ دادرسی سلطنتی برگشتی؟

21:59.570 --> 22:01.940
‫- دقیقاً چی گفتن؟
‫- آره، خب...

22:01.940 --> 22:04.860
‫گفتن هنوز آماده نیستن متهمش کنن

22:04.860 --> 22:07.990
‫گفتن به مدارک فیزیکیِ موثق‌تری لازم داریم

22:07.990 --> 22:09.410
‫خدایا!

22:09.910 --> 22:11.990
‫- امیدوارم ازشون وقت گرفته باشی
‫- آره، آره، آره

22:11.990 --> 22:13.750
‫الان که حرف می‌زنیم
‫دارم درخواست می‌کنم

22:13.750 --> 22:15.500
‫بابا، کِی خونه میای؟

22:16.000 --> 22:18.580
‫- زود میام
‫- بابا، سگ‌مون دلتنگی می‌کنه

22:18.580 --> 22:20.380
‫الان دیگه به زبون سگ‌ها هم صحبت می‌کنی؟

22:20.380 --> 22:22.590
‫رئیس، اومدم پیش خدمتکاره

22:22.590 --> 22:25.170
‫عزیزم، و...؟
‫بهمون زمان دادن؟

22:25.170 --> 22:28.050
‫مارسلا توی اتاقت بود.
‫لباس‌های مامان رو زیر و رو می‌کرد

22:28.050 --> 22:29.220
‫خب، باشه...

22:29.220 --> 22:30.430
‫بیمارستان...

22:30.430 --> 22:31.890
‫- ...ارزیابی توانایی ذهنی رو ارسال کرده
‫- چی؟

22:31.890 --> 22:33.520
‫نگرانن که نکنه ارول
‫جونش در خطر باشه.

22:33.520 --> 22:34.541
‫بابا؟

22:34.566 --> 22:37.810
‫پس، ۲۴ ساعت اجازه دادن بازداشتش کنیم.

22:37.810 --> 22:40.440
‫- ۲۴ ساعت؟ من که نمی‌تونم...
‫- بعدش یا باید متهم کنیم یا آزادش کنیم

22:40.440 --> 22:43.610
‫فقط ۲۴ ساعت؟ من سه روز نیاز دارم.
‫بهشون بگو من سه روز نیاز دارم!‍

22:45.190 --> 22:47.110
‫- همه‌چی خوبه، آقای هگرتی؟
‫- خدایا...

22:47.110 --> 22:49.660
‫به لباس‌های همسرم دست نزن، فهمیدی؟

22:49.660 --> 22:52.530
‫ولی اگه توی این مدت نمی‌تونی، دن،
‫اگه برات مدت کوتاهیه...

22:52.530 --> 22:54.490
‫کسی به توانایی‌هات شک نمی‌کنه، خب؟

22:54.490 --> 22:56.040
‫نه، من که همچین حرفی نزدم!

22:56.040 --> 22:59.040
‫- کِی خونه میای؟
‫- زود، زود برمی‌گردم...

22:59.040 --> 23:00.960
‫ما پشتت هستیم، دن.
‫خودت که می‌دونی؟

23:00.960 --> 23:02.420
‫زود میام

23:02.759 --> 23:05.349
‫پشت من هستین، باشه

23:05.800 --> 23:06.800
‫باشه

23:07.300 --> 23:08.260
‫باشه

23:08.760 --> 23:11.600
‫حدس می‌زنم یادتون رفته
‫چیزی بخورین، قربان، پس...

23:15.850 --> 23:18.062
‫تو رو محض رضای خدا،
‫انقدر «قربان قربان» نگو

23:18.690 --> 23:20.061
‫ترک عادت موجب مرض است

23:22.310 --> 23:26.860
‫خب، من یه نگاه به مدارک انداختم،
‫نه که به نظر ثانویه‌ای نیاز داشته باشی،

23:26.860 --> 23:29.717
‫- ولی به هر حال قراره یه نظری بدی، هان؟
‫- خب...

23:30.240 --> 23:31.754
‫بگو، سر و پا گوشم

23:32.070 --> 23:35.910
‫فکر کنم بدون عذر موجه،
‫به‌علاوۀ خون و جای گاز گرفتگی،

23:35.910 --> 23:38.120
‫- گاز گرفتگی؟
‫- تماس اورژانسی

23:38.120 --> 23:41.920
‫پسرش که توی آپارتمان بود،
‫فرارش از صحنۀ جرم،

23:41.920 --> 23:43.630
‫تصادفش با ون، خب...

23:43.630 --> 23:46.380
‫سخت بشه خلافش رو ثابت کرد، نه؟
‫اینکه واقعاً چه اتفاقی افتاده

23:46.880 --> 23:49.800
‫قتل عمد بوده؟ یهو رد داده؟

23:50.720 --> 23:53.350
‫چون، می‌دونی،
‫هرگز روش دست بلند نکرده بود

23:53.970 --> 23:56.470
‫نه تنها همسرش، روی هیچکس!
‫حداقل تا جایی که من می‌دونم

23:57.905 --> 24:01.865
‫من فقط می‌گم شخصاً
‫اگه بخوایم واقع‌بین باشیم...

24:01.890 --> 24:03.447
‫قاتل‌مون رو گرفتیم

24:14.660 --> 24:15.660
‫دنیس

24:15.660 --> 24:18.120
‫قربان، با تیم و کانر در رابطه با...

24:18.120 --> 24:21.790
‫ملاقاتی ارول توی
‫بیمارستان سنت لوک تماس گرفتم

24:22.710 --> 24:24.290
‫گفتن فقط مادرش اومد

24:25.170 --> 24:26.630
‫هیچکسِ دیگه‌ای نیومد؟
‫پدرش چی؟

24:27.130 --> 24:29.420
‫هیچکس، چیزی بود که اون‌ها بهم گفتن

25:05.500 --> 25:06.500
‫آقای متیس؟

25:09.590 --> 25:11.160
‫پس اینجا قایم شدین

25:12.170 --> 25:13.590
‫چیکار می‌کنین؟

25:13.590 --> 25:14.840
‫گل و گیاه می‌کارم

25:15.430 --> 25:16.600
‫گل و گیاه می‌کارین

25:17.890 --> 25:19.600
‫خوبه، خودش پیشرفتیه، نه؟

25:20.640 --> 25:23.020
‫داشتم یه نگاهی به سوابق ارول مینداختم

25:23.020 --> 25:26.400
‫شنیدم شما سال ۲۰۰۵ یه سری مشکلاتی داشتین

25:26.800 --> 25:28.698
‫ارول تازه مدرسه‌شو تموم کرده بود

25:29.570 --> 25:32.610
‫همسایه‌ها به پلیس زنگ زدن،
‫گزارش خشونت خانگی دادن

25:32.610 --> 25:34.267
‫چیز خاصی نبود!

25:35.360 --> 25:39.700
‫آره، گفتن کار هرشب‌تونه،
‫سر مسائل پدر و پسری مشکل داشتین

25:40.424 --> 25:41.750
‫گرفتاریم از دست شماها...

25:41.750 --> 25:43.210
‫نمی‌خوام اتهامی وارد کنم

25:44.080 --> 25:45.710
‫من تمام تلاشم رو واسه اون کردم

25:45.710 --> 25:47.880
‫مطمئنم همین‌طوره، سختـه

25:49.290 --> 25:51.609
‫خدا شاهده، نیومدم قضاوت‌تون کنم

25:52.080 --> 25:53.828
‫بهتون قول میدم

25:56.680 --> 25:59.600
‫- همسرم...
‫- چی شده؟ طلاق گرفتی؟

26:01.640 --> 26:02.720
‫فوت کرد

26:04.100 --> 26:05.472
‫شیش ماه پیش

26:07.730 --> 26:09.600
‫دو هفته مرخصی واسه فوت عزیزان گرفتم

26:10.190 --> 26:15.142
‫خب، متأسفم اینو می‌شنوم

26:18.320 --> 26:20.120
‫- بچه داری؟
‫- یکی

26:21.620 --> 26:23.043
‫دختره

26:23.776 --> 26:25.769
‫بیشتر از همه اون اذیت شد

26:27.670 --> 26:28.670
‫خب...

26:32.210 --> 26:33.975
‫چیکارش می‌کنی؟

26:36.840 --> 26:38.522
‫چیکارش می‌کنم؟

27:00.006 --> 27:04.804
‫وقتی دنیای یکی نابود می‌شه
‫چیکار می‌تونی براش بکنی؟

27:07.333 --> 27:09.186
‫براش یه سگ گرفتم

27:11.540 --> 27:14.324
‫- سگ؟
‫- آره، این‌جوری درست می‌شه، مگه نه؟

27:14.349 --> 27:17.269
‫خب، هرجا باشه...

27:19.737 --> 27:21.501
‫هرکاری بتونی می‌کنی

27:22.822 --> 27:23.822
‫خب...

27:27.320 --> 27:29.530
‫بیا، ببینش

27:35.820 --> 27:37.530
‫اینو از کجا آوردی؟

27:38.150 --> 27:40.860
‫توی آپارتمانش، پیش خودت باشه

27:42.820 --> 27:44.660
‫خب، کپی گرفتم، می‌تونی نگهش داری

27:49.290 --> 27:53.026
‫همسر و پسرت خیلی اینجا
‫می‌اومدن و کمکت می‌کردن؟

27:56.420 --> 27:58.260
‫حتماً این چیزها خیلی براش باارزش بود

27:59.380 --> 28:00.380
‫آره

28:01.590 --> 28:03.180
‫نگاه، نگاه کن

28:05.220 --> 28:06.666
‫دیگه مثل مردم خودش نیست

28:08.730 --> 28:10.537
‫بزرگش کرده

28:12.770 --> 28:14.020
‫اون‌وقت تو اینجایی.

28:15.690 --> 28:16.980
‫پدری که هرگز نداشت

28:21.490 --> 28:22.780
‫اون پسرمه

28:23.647 --> 28:25.175
‫پس دختره چی؟

28:26.717 --> 28:28.368
‫کی به اون کمک می‌کنه؟

28:30.870 --> 28:31.870
‫هیچکس؟

28:36.380 --> 28:37.380
‫آقا؟

28:39.630 --> 28:40.630
‫آقا؟

28:48.850 --> 28:50.270
‫۱۷ سالش بود

28:51.810 --> 28:53.150
‫۱۷

28:55.480 --> 28:58.150
‫ارول، پسرم

28:59.940 --> 29:03.700
‫خونه میاد، نشئه رو مواد

29:04.950 --> 29:07.410
‫رفیق‌هاش بیرون منتظرش بودن

29:09.080 --> 29:11.250
‫«بابا، پول می‌خوام»

29:12.460 --> 29:13.620
‫تو چی گفتی؟

29:18.750 --> 29:23.680
‫«فکر کردی کی هستی؟
‫دیگه پولی نمونده»

29:26.510 --> 29:28.683
‫«هرچی بود و نبود برداشتی»

29:37.560 --> 29:39.452
‫نمی‌خوام اینو جایی ثبت کنین

29:41.740 --> 29:43.100
‫اون این کارو کرد؟

29:44.200 --> 29:45.410
‫با چاقو زدت؟

29:55.290 --> 29:57.300
‫تکلیف بچه چی می‌شه؟

29:57.747 --> 29:59.366
‫پاتریک چی می‌شه؟

30:05.260 --> 30:07.340
‫وقتی زیر سقف خونه‌ای باشه که ارول بوده...

30:10.930 --> 30:13.350
‫می‌تونیم بگیریمش؟
‫می‌تونیم طرف رو بگیریم؟

30:14.310 --> 30:16.900
‫چون اگه مطمئن نیستی،
‫اصلاً مشکلی نیست، فقط بگو که...

30:16.900 --> 30:19.150
‫نه، می‌تونیم دستگیرش کنیم

30:21.610 --> 30:23.425
‫بی برو و برگرد محکومه

30:24.900 --> 30:26.030
‫باشه پس

30:27.070 --> 30:30.660
‫خوبه، پس خیلی وقت نداریم.
‫هفت ساعت از وقت‌مون مونده

30:31.088 --> 30:32.675
‫واحد سلامتِ روان منتظره

30:32.700 --> 30:36.790
‫و دایرۀ دادرسی سلطنتی می‌خواد
‫پروندۀ رو دو دستی تقدیم‌شون کنیم

30:36.790 --> 30:40.420
‫خب، حالا حرکت بعدی‌مون چیه؟

30:47.260 --> 30:48.470
‫ارول

30:50.550 --> 30:54.051
‫می‌خوام ببینم می‌تونیم
‫یه تکونی به حافظه‌ت بدیم،

30:54.158 --> 30:56.298
‫تکلیف خودت رو روشن کنی

30:56.849 --> 30:58.351
‫تکلیف همه‌مون رو روشن کنی

31:00.400 --> 31:05.791
‫پس، با اجازۀ خودت، می‌خوام تو رو ببرم
‫به آپارتمانت، جایی که همسرت فوت شد

31:09.110 --> 31:13.700
‫وکیلت باهات میاد،
‫تمام مدت کنارت می‌مونه

31:15.311 --> 31:16.330
‫مشکلی نداری؟

31:16.330 --> 31:17.471
‫برو

31:24.250 --> 31:25.510
‫خیلی‌خب...

31:28.470 --> 31:29.800
‫عجله نکن

31:59.000 --> 32:00.170
‫بیا ببینیم...

32:05.287 --> 32:07.597
‫[لوح تقدیر پاتریک باروز]

32:40.290 --> 32:42.460
‫- می‌تونم کمکت کنم؟
‫- البته

32:48.710 --> 32:49.630
‫خودشه

32:53.680 --> 32:55.350
‫- جدی می‌گم
‫- عاشقتم

33:12.280 --> 33:13.610
‫چیزی یادت نیومد؟

33:14.320 --> 33:16.490
‫نه، هیچی

33:19.700 --> 33:20.700
‫واقعاً؟

33:22.160 --> 33:23.170
‫باشه

33:35.180 --> 33:38.390
‫خدایا، وضعیت رو ببین.
‫یه لحظه بمون، رفیق

33:38.890 --> 33:41.730
‫- مارکو، ماشین رو بیار جلوی در
‫- بله، چشم

34:08.773 --> 34:11.693
‫[لیزا: کِی خونه میای؟]

34:31.730 --> 34:33.860
‫- خب، بریم
‫- خیلی‌خب

34:39.120 --> 34:41.450
‫- راس
‫- همه‌چی خوبه، رفیق؟

34:41.450 --> 34:44.660
‫دمت گرم خودت رو به زحمت انداختی،
‫ارزشش رو داشت

34:44.721 --> 34:46.311
‫شرمنده که بی‌ثمر بود

34:46.336 --> 34:48.716
‫گفتی توی... «مایل اِند» زندگی می‌کنی؟

34:49.185 --> 34:50.462
‫خدا می‌دونه چه گناهی کردیم

34:50.487 --> 34:53.025
‫همسرم خونه رو ازم گرفتـه،
‫رسماً عین دانشجوها زندگی می‌کنم

34:53.050 --> 34:55.170
‫خیلی احمقانه‌ست،
‫روزهای تعطیل هم کار می‌کنی، نه؟

34:55.170 --> 34:56.260
‫مشکلی نیست

34:56.260 --> 34:59.966
‫ایوِت؟ موردی نداره آقای کاردونا
‫رو تا خونه‌شون برسونی؟

34:59.991 --> 35:02.260
‫نه، البته. مشکلی نیست

35:02.541 --> 35:04.711
‫خب، اگه زحمتی نیست...

35:04.736 --> 35:06.866
‫- نه...
‫- ایوت تا خونه تو رو می‌رسونه

35:39.760 --> 35:41.090
‫کجا می‌ریم؟

35:42.100 --> 35:44.291
‫اون عقب کولر لازم داری، ارول؟

36:26.810 --> 36:30.810
‫این کارها یعنی چی؟
‫فکر کردم قراره برگردم سلول؟

36:31.600 --> 36:33.940
‫نمی‌تونم گوشیمو پیدا کنم.
‫باید یه سری به آپارتمان بزنم

36:34.293 --> 36:35.892
‫تو که مشکلی نداری، رفیق؟

36:42.990 --> 36:45.030
‫ارول، چراغ‌هات روشن نمی‌شن

36:45.700 --> 36:47.700
‫می‌شه یه چراغی رو روشن کنی؟

36:49.450 --> 36:52.290
‫ارول؟ توی تاریکی که
‫نمی‌تونم گوشیمو پیدا کنم، ارول

36:56.550 --> 36:57.550
‫یالا

37:02.180 --> 37:03.760
‫حالا شد، مرسی

37:08.270 --> 37:11.600
‫نمی‌خواستی بچۀ خودت رو داشته باشی؟

37:11.600 --> 37:12.690
‫نه

37:14.060 --> 37:15.060
‫نه؟

37:16.190 --> 37:17.770
‫- بچه نمی‌خواستم
‫- نمی‌خواستی!

37:20.570 --> 37:21.650
‫پاتریک رو داشتی

37:25.740 --> 37:28.540
‫می‌شه بپرسم چی صدات می‌کرد؟
‫ارول؟ بابا؟ بابایی؟

37:29.133 --> 37:30.384
‫آره، بعضی وقت‌ها

37:31.870 --> 37:35.500
‫پس توام عین باباش بودی؟
‫همون بابای ساده و همیشگی

37:36.380 --> 37:37.540
‫یادمه دخترم، لیزا...

37:37.540 --> 37:40.510
‫بچه که بود خیلی بدخواب بود

37:40.510 --> 37:43.010
‫- و شب که می‌شد جیغ می‌کـ...
‫- چی می‌خوای؟

37:46.963 --> 37:48.492
‫فقط... دارم می‌گردم

37:50.180 --> 37:52.430
‫- دنبال گوشیم می‌گردم
‫- من نکشتمش

37:52.430 --> 37:54.730
‫به خداوندیِ خدا قسم می‌خورم، خب؟ من...

37:54.730 --> 37:56.440
‫- عاشقش بودم، من نکشتمش
‫- باشه، مشکلی نیست

37:56.440 --> 37:59.400
‫ما که نیومدیم قضاوتت کنیم،
‫انقدر خدا و پیغمبر رو قسم نخور

38:01.490 --> 38:02.490
‫فقط می‌گم...

38:02.490 --> 38:05.860
‫فکر کردم شاید نگران پاتریک باشی

38:06.780 --> 38:09.450
‫آره، راستش رو بخوای دارم دیوونه می‌شم

38:16.790 --> 38:19.500
‫واقعاً؟ چی می‌خوای بدونی؟

38:20.078 --> 38:21.260
‫حالش خوبه؟

38:21.260 --> 38:23.170
‫چیزی نمونده بود پاهاش رو از دست بده

38:23.170 --> 38:24.840
‫و می‌گن ممکنه نتونه دوباره راه بره

38:26.260 --> 38:27.970
‫پس، نه. راستش خوب نیست

38:29.810 --> 38:31.696
‫خدای من...

38:35.270 --> 38:38.900
‫- هی! هی، هی، هی...
‫- حالم بده

38:38.900 --> 38:39.980
‫چیزی نیست

38:40.520 --> 38:42.678
‫چون ما قرار نیست ناامید شیم، مگه نه؟

38:42.703 --> 38:46.466
‫بیخیال، این روزها
‫کارهای خارق‌العاده‌ای می‌کنن

38:46.491 --> 38:48.319
‫هر اتفاقی ممکنـه!

38:48.450 --> 38:49.580
‫سراغم رو می‌گیره؟

38:49.580 --> 38:51.580
‫- کی؟ سراغ تو رو؟
‫- آره

38:51.580 --> 38:54.105
‫بابایی؟ بابا؟ ارول؟

38:54.475 --> 38:56.355
‫سراغ تو رو می‌گیره؟

38:58.460 --> 39:00.460
‫- نمی‌دونم
‫- چی بهش گفتن؟

39:00.460 --> 39:02.500
‫- راجع‌به مادرش؟
‫- آره

39:02.500 --> 39:05.340
‫- مرکز به آلفا براوو یک
‫- لعنتی، الان میام

39:05.340 --> 39:07.010
‫بله، شرمنده قربان. دریافت شد...

39:07.970 --> 39:10.800
‫خب، تو بودی چی می‌گفتی؟
‫اون هم به یه بچۀ شیش ساله

39:11.600 --> 39:13.128
‫مادرش فوت کرده

39:13.781 --> 39:16.174
‫فکر نکنم آدم توی شیش سالگی
‫تحمل شنیدنش رو داشته باشه

39:16.810 --> 39:19.810
‫ولی پسر منحصربه‌فردیه، مگه نه؟
‫شجاعـه، مگه نه؟

39:19.810 --> 39:22.360
‫پسرت شیره، مگه نه؟

39:22.360 --> 39:27.820
‫ببین، من قبل‌تر راستش رو بهت نگفتم

39:32.240 --> 39:35.120
‫اون از این شلوارهای جین داشت،
‫از این دخترونه‌ها که روش تک‌شاخـه

39:35.120 --> 39:36.370
‫می‌دونم احمقانه‌ست

39:39.670 --> 39:41.040
‫ولی دوستاش بهش می‌خندیدن

39:41.040 --> 39:45.630
‫با خودم فکر کردم که من حتی نمی‌تونم
‫چندتا لباس درست و حسابی براش بخرم!

39:45.630 --> 39:48.682
‫شلوار جین؟ دزدی از مغازه!

39:50.193 --> 39:51.673
‫آره

39:53.600 --> 39:55.362
‫پس اون موقع داشتی دروغ می‌گفتی؟

39:56.180 --> 39:57.890
‫- آره، آره
‫- اونجا دروغ گفتی؟

39:57.890 --> 39:59.730
‫- دروغ گفتی؟ خیلی‌خب
‫- آره

40:04.400 --> 40:07.440
‫خوبه، مرسی، همین خوبه

40:08.610 --> 40:11.490
‫چون اگه یه نگاهی
‫به دور و ورت بندازی، پسر

40:11.490 --> 40:14.438
‫می‌بینی که چند کلیومتره که
‫داری خلاف جهت حرکت می‌کنی

40:17.160 --> 40:19.210
‫پس وقتش رسیده که با من روراست باشی

40:19.210 --> 40:21.040
‫یادم نمیاد!

40:22.460 --> 40:23.460
‫باشه

40:23.460 --> 40:26.630
‫کار من نبوده!
‫من نـ... باید حرفمو باور کنی

40:26.630 --> 40:30.630
‫باورت می‌کنم!
‫باور می‌کنم که یادت نمیاد

40:30.630 --> 40:34.220
‫ولی با توجه به دل و جرئتی که تو داری،
‫کارهایی که تو از پس‌شون برمیای،

40:34.220 --> 40:37.270
‫فقط تویی که اینو می‌دونی.
‫فقط تو و شاید پدر پیرت؟

40:37.270 --> 40:39.980
‫چی؟ منظورت چیه؟

40:39.980 --> 40:42.440
‫بیخیال! بهش فکر کن!

40:44.440 --> 40:46.110
‫با ماشین تصادف کردی

40:47.530 --> 40:50.450
‫زدی استخوان‌های بچه رو
‫مثل بشقاب چینی خُرد کردی

40:50.450 --> 40:51.950
‫انقدر این جوری حرف نزن!

40:51.950 --> 40:55.727
‫چرا؟ چون این ذهنتـه که هواتو داره.

40:55.752 --> 40:57.135
‫خاموشش کن!

40:57.160 --> 40:59.500
‫تو که نمی‌دونی چی توی ذهنم می‌گذره!

40:59.500 --> 41:01.830
‫- همون چیزی که اینجائه
‫- نه!

41:01.830 --> 41:03.330
‫- همون اتفاقیه که اینجا افتاده
‫- نه!

41:03.330 --> 41:05.210
‫- و اتفاقی که الان داره میفته
‫- نه، نه...

41:05.210 --> 41:06.880
‫- همینجا، همین نقطه!
‫- نه!

41:06.880 --> 41:09.380
‫روی کف همین آشپزخونه،
‫آره، من دیدمش

41:09.380 --> 41:11.800
‫اومدم داخل،
‫دیدم توی چه وضعیتی بود

41:12.590 --> 41:15.600
‫هیچکس تو رو مقصر نمی‌دونه که
‫چرا می‌خواستی این حادثه از خاطرت بره

41:25.983 --> 41:27.606
‫صدای چیه؟

41:28.730 --> 41:30.451
‫صدای گوشیته؟

41:32.200 --> 41:36.450
‫این دیگه ته ماجرائـه،
‫کار تو بود! کارِ تو همینـه!

41:36.950 --> 41:40.450
‫منو اینجا آوردی، برام فیلم بازی کردی.
‫«گوشیم کجاست؟»

41:41.750 --> 41:44.919
‫حالم رو به‌هم می‌زنی، می‌دونستی؟
‫[لیزا: کاش جای مامان تو می‌مُردی]

41:45.130 --> 41:47.420
‫من زندگیم رو برات ریختم وسط

41:47.420 --> 41:51.170
‫اون‌وقت تو بِر و بِر وایسادی جلوم
‫دروغ می‌بافی و حرفم رو تحریف می‌کنی؟

41:51.170 --> 41:55.180
‫و همسرم به هیچ‌جات هم نیست،
‫مگه نه؟ مگه نه؟

41:55.180 --> 41:56.680
‫- مگه نه؟
‫- خیلی‌خب، بیا، بریم...

41:56.680 --> 41:57.890
‫تو یه انگلی!

41:58.970 --> 42:01.680
‫تو هیچی از ما نمی‌دونی،
‫دوتایی چه کارهایی کردیم

42:01.680 --> 42:03.100
‫چه کارهایی کردین!

42:03.100 --> 42:05.810
‫- آره، حتی نمی‌تونی درک کنی
‫- آره، درک نمی‌کنم...

42:05.810 --> 42:08.900
‫- خاطرات قشنگی داشتیم!
‫- خاطرات قشنگی داشتیم!

42:08.900 --> 42:10.360
‫البته که داشتید! ببخشید!

42:10.360 --> 42:12.740
‫من مگه چی از «خاطرات خوب» می‌دونم؟ هان؟

42:12.740 --> 42:14.490
‫فقط تو این چیزها سرت می‌شه

42:14.490 --> 42:16.070
‫چون فقط تویی که دورت آدمه، نه؟

42:16.070 --> 42:18.910
‫فقط تویی که خانواده داری؟
‫فکر کردی انقدری بی‌نقصی؟

42:18.910 --> 42:21.500
‫خب، پاتریک به من اینو نگفت!

42:23.120 --> 42:25.080
‫چی؟ تو... چی؟

42:25.080 --> 42:26.460
‫- رفتی باهاش حرف زدی؟
‫- آره

42:26.460 --> 42:28.380
‫صدای اون رو ضبط کردی؟
‫چی گفت؟ بیخیال، پخشش کن

42:28.380 --> 42:30.130
‫- صدای پاتریکه، می‌خوای بشنوی؟
‫- آره

42:30.130 --> 42:32.210
‫- می‌خوای بشنوی چی گفته؟
‫- آره، دارم التماس می‌کنم

42:32.210 --> 42:33.760
‫می‌خوای بدونی پاتریک چی راجع‌بهت گفته؟

42:33.760 --> 42:35.041
‫- آره
‫- پس گوش کن

42:35.066 --> 42:38.446
‫چی گفت؟
‫به مامانت چی گفت؟

42:39.356 --> 42:40.566
‫یه شب...

42:43.680 --> 42:45.100
دعواشون شده بود

42:45.100 --> 42:46.190
‫دعواشون شده بود

42:48.310 --> 42:49.650
‫چجور دعوایی؟

42:50.480 --> 42:51.940
‫- داد و بی‌داد می‌کردن
‫- داد و بی‌داد می‌کردن

42:53.990 --> 42:55.860
‫‫سر چی داد و بی‌داد می‌کردن؟

42:57.320 --> 42:58.740
‫- پول
‫- پول

42:59.280 --> 43:00.280
‫‫پول؟

43:00.780 --> 43:01.790
آره

43:02.540 --> 43:03.540
‫پاتریک...

43:06.670 --> 43:08.024
‫چی گفت؟

43:10.697 --> 43:12.611
‫به مامانت چی گفت؟

43:13.170 --> 43:16.220
‫می‌زنم می‌کشمت! می‌زنم می‌کشمت!

43:16.220 --> 43:22.180
‫می‌زنم می‌کشمت! می‌زنم می‌کشمت!
‫می‌زنم می‌کشمت!

44:01.510 --> 44:03.310
‫من آدلاید باروز رو کشتم

44:04.850 --> 44:06.430
‫چاقو رو توی گلوش کردی؟

44:07.270 --> 44:08.440
‫آره

44:09.440 --> 44:11.310
‫یادت میاد به جای دیگه‌ای
‫هم ضربه زده باشی؟

44:11.310 --> 44:12.480
‫سینه

44:14.360 --> 44:15.689
‫چی شد...

44:16.490 --> 44:18.583
‫چی شد که اون شکلی...

44:20.240 --> 44:21.740
‫بهش آسیب رسوندی؟

44:23.990 --> 44:25.200
‫نظری نداری؟

44:27.540 --> 44:29.670
‫از کوره در رفتم

44:36.510 --> 44:37.895
‫از کوره در رفتی؟

44:40.976 --> 44:42.266
‫از کوره در رفتم

45:05.910 --> 45:09.629
‫سلام، ایشون پاتریکـه
‫[یتیم‌خانۀ بلوبِرد]

45:14.080 --> 45:17.880
‫یه چیزهایی هست
‫که هیچکس بهت یادشون نمیده

45:19.550 --> 45:23.510
‫چیزهایی که فقط باید درکشون کنی

45:25.760 --> 45:30.810
‫و بعضی وقت‌ها اگه لازم باشه
‫که به‌خاطرشون جاده خاکی بزنی،

45:32.520 --> 45:36.295
‫خب... شرمی بابتش نداری

45:43.175 --> 45:46.396
‫خائن حرومی.
‫بهت گفته بودم! هشدار داده بودم!

45:46.421 --> 45:48.830
‫رفته همه‌چی رو توی اینترنت پخش کرده

45:48.830 --> 45:51.080
‫- چی؟ چی داری می‌گی؟
‫- بیا، خودت ببین!

45:51.080 --> 45:55.670
‫خیلی وقت پیش یه دوست‌دختری داشته
‫درست مثل خودم

45:56.210 --> 45:57.170
‫خب، و...

45:57.170 --> 45:59.960
‫می‌گفت زنیکۀ نفهم،
‫هیچوقت گوشش بدهکار نبود

46:00.460 --> 46:03.630
‫- این کار من نیست
‫- هیچوقت نتونست...

46:03.655 --> 46:06.448
‫دقیقاً با همون چاقویی که
‫الان بهم آسیب رسونده...

46:06.473 --> 46:08.875
‫چندین بار به اون دختره هم ضربه زده بود

46:09.390 --> 46:10.810
‫الانم مُرده

46:10.810 --> 46:17.110
‫یه آقایی به خاطر کشتن دختره،
‫به ۲۴ سال حبس محکوم شده

46:17.557 --> 46:19.150
‫خواهش می‌کنم اسم...

46:19.150 --> 46:20.860
‫- دوست‌پسرت رو بهم بده
‫- نه، نه، نه

46:20.860 --> 46:24.990
‫همش تکرار می‌کنه این یارو...

46:24.990 --> 46:26.490
‫که توی زندون «وایت‌کراس»ـه

46:27.490 --> 46:29.943
‫می‌گه خیلی بی‌عرضه‌ست و...

46:32.950 --> 46:52.950
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
