WEBVTT

00:18.019 --> 00:20.689
‫خریدهاتون رو جابه‌جا کردم آقای گیلفوی

00:22.065 --> 00:23.525
‫روزنامه هم براتون گذاشتم

00:24.359 --> 00:26.778
‫با اجازه‌تون، یه پنجی هم برداشتم

00:29.698 --> 00:30.782
‫عسلـه؟

00:33.577 --> 00:34.869
‫آره. می‌خوای یه نگاهی بندازی؟

00:35.370 --> 00:36.371
‫می‌شه؟

00:38.415 --> 00:40.250
‫بیا. اینو سَرِت کن

00:45.630 --> 00:47.382
‫نترس، کاریت ندارن

00:50.552 --> 00:51.720
‫چی می‌بینی؟

00:54.431 --> 00:56.433
‫هیچی

00:56.433 --> 00:57.601
وضعیتِ بدیـه؟

00:57.601 --> 00:59.144
‫یعنی ملکه‌شون پیر شده

00:59.144 --> 01:01.271
‫باید تخم می‌ذاشت،
‫ولی توانـش رو نداره

01:03.481 --> 01:08.445
‫گروهبان لنکر؟ پرونده‌های آرشیوِ
ارول متیس ‫از سال ۲۰۱۱ خدمتِ شما

01:11.114 --> 01:12.324
قشنگ گوش‌ کن

01:16.119 --> 01:17.954
‫پُرسَروصدا شدن
این یعنی آشفته و بی‌قرارن

01:18.496 --> 01:20.874
حس کردن که یه تغییری توی راهـه
‫و همین مضطربـشون می‌کنه

01:21.833 --> 01:22.533
‫[لطفاً در بزنید و صبر کنید]

01:23.543 --> 01:24.794
‫می‌خوان چیکار کنن؟

01:25.670 --> 01:28.590
‫خب، کارگرها تلاش می‌کنن
تا ملکۀ جدیدی پرورش بدن

01:28.590 --> 01:30.300
‫تا کندو سرپا بمونه

01:31.092 --> 01:35.347
‫ولی ملکۀ پیر سعی می‌کنه هر زنبوری که
‫موقعیت‌ش رو به خطر می‌ندازه رو از سر راه برداره

01:36.097 --> 01:37.849
و علتش هم اینه که
کندو فقط یک ملکه لازم داره

01:38.975 --> 01:40.268
‫خب، بعدش چی می‌شه؟

01:40.936 --> 01:42.520
‫معلومه دیگه، مبارزه می‌کنن

01:43.855 --> 01:46.358
‫هرکدوم که زنده بمونه،
‫ملکه می‌شه

01:46.382 --> 02:00.888
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:01.216 --> 02:03.896
‫«ســوءپیشینه»
‫[فصل اول، قسمت ششم]

02:03.920 --> 02:23.920
‫♪ آهنگ Just Me and You ♪
‫♪ از Dreamliners ♪

02:51.840 --> 02:53.758
‫کافیـه. تمومش کن پرستون.

03:03.101 --> 03:04.561
‫هدیه‌ای از دنیای خارج از بیمارستان

03:05.604 --> 03:09.274
‫گفتم حتماً دیگه از
پودر کافئین و شیر خسته شدید

03:09.274 --> 03:10.984
واقعاً حکم فرشتۀ نجات ما رو دارید

03:14.362 --> 03:18.491
‫خب چی‌شده که نمی‌تونستید
‫تا بعد از ناهار صبر کنید؟

03:22.078 --> 03:25.832
‫خب اولین باری که همدیگه رو دیدیم،
‫حتماً یادتون میاد که گفتم

03:26.833 --> 03:28.543
‫برای تسکین دردتون،
‫کاری از دستم براتون برنمیاد

03:30.045 --> 03:32.797
‫تنها کاری که از دستـم برمیاد
‫اینه که مطمئن بشم...

03:34.007 --> 03:35.425
‫کسی که دست به همچین کاری زده،

03:36.426 --> 03:38.261
‫تا آخر عمرش پشتِ میله‌های زندون سَر کنه

03:42.390 --> 03:44.643
‫سعی دارم متهم به قتل عمد بکنمش، خب؟

03:47.687 --> 03:48.688
‫خیلی‌خب

03:48.688 --> 03:50.732
‫امشب با دایرۀ دادرسی سلطنتی جلسه داریم

03:51.233 --> 03:52.484
‫هیچ قولی نمی‌دم

03:53.318 --> 03:58.573
‫قبلاً هم بهتون گفتم،
‫موارد این‌چنینی زمان‌بَرَن

04:07.582 --> 04:09.292
‫- خب؟
‫- جزو پرونده‌های آرشیویه؟

04:09.292 --> 04:10.919
‫آره، دفترچۀ هگرتی‌ـه

04:11.878 --> 04:16.382
‫می‌بینی که ارول عملاً همه‌چیز رو انکار کرده
‫و اصرار داره که بی‌گناهـه

04:16.382 --> 04:21.346
‫بعد، کمتر از ۴۸ ساعت،
‫داوطلبانه میاد و اعتراف می‌کنه

04:21.346 --> 04:24.933
‫این وسط یه سَری به صحنۀ جرم می‌زنن، درسته؟

04:24.933 --> 04:27.602
‫- یه اتفاقی اونجا افتاده
‫- شک نکن

04:27.602 --> 04:28.645
‫یه...

04:28.645 --> 04:30.981
خب، بی‌فایده‌ست
‫ولی مشخصه که یه چیزی شده

04:30.981 --> 04:32.732
‫به نظرت مشکوک نیست؟

04:32.732 --> 04:36.444
‫نگفتم مشکوک نیست
‫ولی خبر جدیدی هم نیست، موقع دادگاه بررسی شده

04:36.444 --> 04:39.364
‫توی جلسات تجدید نظر مطرحش کردیم
‫درسته که دردآوره بیای به طرف بگی...

04:39.364 --> 04:41.825
‫«هی، دلت می‌خواد یه سر بریم جایی‌که

04:41.825 --> 04:46.079
‫دوست دخترت رو به طرز وحشیانه‌ای کشتن؟»
ولی ‫قانونی بوده

04:47.247 --> 04:48.873
‫باشه
‫پس «ها» گفتنت واسه چی بود

04:50.458 --> 04:52.836
‫خب، یه جوری گفتی
‫که انگار داستان جالب شد

04:52.836 --> 04:54.963
‫شاید، نمی‌دونم

04:57.424 --> 05:00.010
‫بعیده، ولی گزارش ۷:۳۰ رو بخون

05:02.053 --> 05:06.141
‫۷:۳۰‏، مجوز دکتر هالینگ‌ورث صادر می‌شه،

05:06.141 --> 05:08.018
‫و بازجویی ارول مجاز می‌شه

05:08.018 --> 05:10.020
‫- خب؟
‫- خب، همین کارم کردن دیگه

05:11.021 --> 05:14.608
‫ساعت ۱۰:۳۰‏، ارول متیس
‫در بازداشتگاه بازجویی می‌شود

05:14.608 --> 05:15.817
‫این وسط چی می‌شه؟

05:15.817 --> 05:17.319
‫هیچ چیزی

05:19.362 --> 05:20.363
‫هیچی

05:24.826 --> 05:26.119
‫درسته؟

05:26.828 --> 05:31.416
‫تیم پزشکی ساعت ۷:۳۰ بهشون اجازه می‌ده
‫دیگه بعدش مدرکی وجود نداره

05:31.416 --> 05:32.751
‫برای بازداشت مجرم تحت‌فشار بودن

05:32.751 --> 05:34.169
‫چرا دقیقاً بعد از اینکه دکتر بهشون چراغ سبز نشون می‌ده،

05:34.169 --> 05:35.837
‫نمی‌رن بازجوییـش نمی‌کنن؟

05:35.837 --> 05:39.299
‫و سه ساعتی صبر می‌کنن. چرا واقعاً؟

05:39.299 --> 05:43.094
‫شاید خیلی سحرخیز نیست
‫و خواسته تا لنگ ظهر بخوابه، یا...

05:43.887 --> 05:46.306
‫منتظر بودن که
‫مشاور حقوقی شیفت عوض بشه

05:47.807 --> 05:50.769
‫- توی فهرست مشاورین دنبالِ...
‫- دنبال یکی مثل خودشون بودن

05:50.769 --> 05:52.771
‫- وکیلی می‌خواستن که باهاشون راه بیاد
‫- که جیکش درنیاد

06:10.914 --> 06:16.550
‫[امروز می‌رم ملاقات ارول متیس]
‫[لطفاً برام دعا کنید]

06:36.648 --> 06:41.361
‫و اگه بتونن این تماس‌گیرنده رو پیدا کنن...

06:41.361 --> 06:44.030
‫متوجه منظورم هستی؟
‫اتفاق بزرگیـه

06:44.990 --> 06:49.202
‫بهشون زنگ زده، خب؟
‫بهشون گفته می‌دونه قاتل کیه

06:49.786 --> 06:53.873
‫همه رو بخاطر این مدرک جمع می‌کنم، خب؟
‫من...

06:54.374 --> 06:55.542
‫ارول!

06:56.668 --> 07:02.132
‫- خبر خوبیـه عزیزم
‫- من نمی‌تونم، مامان

07:02.841 --> 07:04.092
‫متوجهی؟ من نمی‌تونم

07:04.092 --> 07:06.678
‫هر دفعه که از این کارها می‌کنی،
‫فقط شرایط من رو سخت‌تر می‌کنی

07:08.680 --> 07:11.349
‫- نه عزیزم، من...
‫- نه، نمی‌خوام کمکـم کنی

07:12.642 --> 07:13.810
‫نمی‌فهمی؟

07:17.063 --> 07:18.064
‫من نمی...

07:21.192 --> 07:22.360
‫من نمی‌خوام امیدوار باشم

07:24.779 --> 07:26.615
‫می‌خوام فراموش کنم مامان

07:29.409 --> 07:30.744
‫پس بذار همه‌چیز یادم بره

07:32.287 --> 07:34.372
‫تو خسته‌ای
‫یه شب زود بخوابی...

07:34.372 --> 07:35.790
‫- نه، هر دفعه که از این کارها می‌کنی...
‫- صورتت رو اصلاح کنی

07:35.790 --> 07:37.167
‫...فقط داغ دل منو تازه می‌کنی

07:37.918 --> 07:39.127
‫همه‌چیز رو بدترش می‌کنی

07:40.003 --> 07:41.087
‫وای، خدای من

07:43.632 --> 07:44.633
‫خواهش می‌کنم

07:45.842 --> 07:47.844
بذار به درد خودم بمیرم

08:39.938 --> 08:40.938
‫چطوری؟

08:41.898 --> 08:45.694
‫چطوری بفهمم این پیچ‌میچ‌ها با همدیگه... فرق دارن...

08:46.653 --> 08:49.906
‫میز به چه کارت میاد آخه

09:19.394 --> 09:20.645
‫لیسا؟

09:24.566 --> 09:27.319
‫- از کجا می‌شناختیش اصلاً؟
‫- شوخی می‌کنی؟

09:27.319 --> 09:28.653
‫چطوری اصلاً با همدیگه آشنا شدید؟

09:28.653 --> 09:30.906
‫تو نمی‌تونی واسم تعیین کنی چیکار کنم،
‫کی رو ببینم،

09:30.906 --> 09:32.824
‫یا با کی وقت بگذرونم

09:32.824 --> 09:36.494
‫هردوتاتون آسیب‌پذیرید و شرایط بی‌ثباتی دارید
‫من قصدم فقط مراقبت از توئه

09:36.494 --> 09:39.998
‫نخیر. سعی داری منو کنترل کنی،
‫درست مثل همۀ پرونده‌های زیردستت

09:41.124 --> 09:42.125
‫لیسا

09:43.209 --> 09:46.379
‫- من تموم تلاشـم رو کردم. بازپروری، متادون...
‫- تموم تلاشت؟

09:47.214 --> 09:49.716
‫...خسارت همۀ آپارتمان‌هایی
‫که نابود کردی رو دادم

09:50.926 --> 09:54.346
‫تموم تلاشـم رو کردم
‫تا یه راه چاره پیدا کنم

09:54.346 --> 09:57.224
‫واقعاً اینجوریه؟

09:57.224 --> 09:58.141
‫اینجوریه؟

09:58.141 --> 10:00.852
‫که هرشب مواد به دختر خودت بدی
‫که مبادا بذارتت و بره؟

10:00.852 --> 10:02.229
‫- من پدرتم
‫- تو پدرم نیستی

10:02.229 --> 10:04.522
‫- وظیفه‌م مراقبت کردن از توئه
‫- تو ساقیِ منی

10:04.522 --> 10:07.025
‫می‌دونی چقدر همچین وضعیتی شخمیـه؟

10:07.025 --> 10:10.195
‫اگه همچین کاری نمی‌کردم، الان مُرده بودی
‫خودت خوب می‌دونی

10:10.195 --> 10:11.947
‫- می‌دونی بدتر چیه؟
‫- بشین تو ماشین

10:11.947 --> 10:13.990
‫تهش که قراره سوار بشی

10:13.990 --> 10:15.367
‫- از این شرایط بدت نمیاد
‫- چی؟

10:15.992 --> 10:19.579
‫منظورم اینه که،
‫از اینکه بذارمت و برم می‌ترسی،

10:19.579 --> 10:22.624
‫که نکنه بشی یه پیرمرد تنها و بیچاره

10:25.126 --> 10:28.004
‫از خدامه می‌تونستی بری پیِ زندگیت،
‫پس حرفش رو پیش نکش

10:28.004 --> 10:32.968
‫آخه اصلاً نه دوست و رفیقی داری،
‫و نه خونواده...

10:32.968 --> 10:35.512
‫- سوار ماشین شو
‫- نه. دروغ می‌گم مگه؟

10:35.512 --> 10:38.431
‫- سوار شو
‫- می‌دونی چیه؟ مریض تویی، نه من

10:38.431 --> 10:39.724
‫سوار شو. یه کوفتی...

10:39.724 --> 10:41.309
‫جوری که انگار حیوون دست‌آموزتم،
‫بهم مواد می‌رسونی

10:41.309 --> 10:45.272
‫می‌دونی چیه اصلاً؟
‫تعجبی نداره که مامان تنهامون گذاشت

10:45.272 --> 10:48.858
‫آخه، کی حاضره به زندگی با آدمی مثل تو ادامه بده؟

10:49.442 --> 10:51.319
‫برو یه کوفتی تنت کن

10:51.319 --> 10:55.115
‫- گمشو. گمشو.
‫- آره. گم شم. گم شم.

11:00.036 --> 11:01.913
‫به نظرت چطوری با همدیگه آشنا شدیم؟

11:05.250 --> 11:06.251
‫گندت بزنن!

11:18.513 --> 11:19.514
‫کوفتی!

11:59.137 --> 12:02.224
‫خب این جریان واسه سال ۲۰۱۱ـه،
‫مطمئن نیستم یادتون میاد یا نه،

12:02.224 --> 12:04.684
‫ولی وکیل آقایی به اسم ارول متیس بودید

12:04.684 --> 12:06.102
‫تا جایی‌که یادمه، اعتراف کرده بود

12:06.937 --> 12:10.732
‫مایلم درمورد ارتباطتون با
‫تیم پلیس تحقیقاتی این پرونده بدونم

12:10.732 --> 12:14.569
‫هیچ‌کدومشون رو جدای از پرونده می‌شناختید؟

12:14.569 --> 12:17.948
‫- باید آرشیو رو ببینم
‫- نیا... نیازی نیست. من...

12:19.032 --> 12:23.411
‫خب ظاهراً دو هفته قبلـش،
‫شما وکالت خانم دستینی بلیسی رو برعهده داشتید،

12:24.162 --> 12:26.539
‫که متهم به تملک مواد با انگیزۀ پخش بوده

12:26.539 --> 12:29.125
‫و افسر تحقیقاتی هم مشابه همونه

12:29.125 --> 12:30.335
‫سربازرس دنیل هگرتی بوده

12:30.335 --> 12:31.711
‫نمی‌فهمم دنبال چی هستید

12:31.711 --> 12:34.589
‫وقتی‌که به صحنۀ جرم رفتید،
‫اتفاق خاصی رخ داد؟

12:34.589 --> 12:35.507
‫بله؟

12:35.507 --> 12:37.384
‫تمام وقت کنار موکلتـون بودید؟

12:37.384 --> 12:38.301
‫معلومه که آره

12:38.301 --> 12:41.388
‫تا حالا سربازرس هگرتی اشاره کردن
‫به اینکه چطوری از ارول اعتراف گرفتن؟

12:41.388 --> 12:44.182
‫ببینید گروهبان لنکر، متاسفانه
‫ادامۀ این بحث و گفتگوها

12:44.182 --> 12:46.184
‫طبق مادۀ ۱.۳-ای
‫قانون خدمات حقوقی ۲۰۰۷،

12:46.184 --> 12:48.520
‫مستلزم پُشت کردن به

12:49.688 --> 12:54.317
حق امتیازیه که تماماً متعلق به موکلـمه

12:54.317 --> 12:57.195
‫طبعاً خودتون به این موضوع واقف هستید

12:58.029 --> 12:59.406
‫ولی اگه مُصر باشید،

12:59.406 --> 13:01.783
‫چاره‌ای ندارم جز اینکه با بازرس مسئولـتون تماس بگیرم

13:01.783 --> 13:03.535
‫و از ایشون بخوام توجیه‌تون کنن

13:03.535 --> 13:04.828
‫خب ممنونم، آقای کاردونا

13:04.828 --> 13:09.040
‫پس حتماً ازشون بخواید توجیه‌تون کنن
‫که اگه ثابت بشه مشاور شیفت

13:09.541 --> 13:13.336
‫در توطئۀ کلاهبرداری و یا
‫با تعمیم هر جرم دیگه‌ای دست داشته،

13:13.336 --> 13:15.589
‫این حق امتیاز هم باطل می‌شه

13:18.008 --> 13:19.009
‫خودم رفع زحمت می‌کنم

13:32.814 --> 13:33.857
‫لیسا کجاست؟

13:34.608 --> 13:37.569
‫عملاً می‌خواستم بهت... صبر کن ببینم
‫مگه پیش خودت نبود؟

13:37.569 --> 13:38.904
‫چه خبر شده؟

13:38.904 --> 13:39.988
‫- لی...
‫- چی شده؟

13:41.323 --> 13:42.324
‫زنگ نزد بهت؟

13:43.491 --> 13:46.161
‫- چی گفتی بهش؟
‫- شروع نکن‌ها، خب؟

13:46.912 --> 13:48.580
‫- گوش بده...
‫- می‌رم دنبالـش بگردم

13:48.580 --> 13:51.124
‫نه. احتمالاً تو راه خونه‌ست

13:51.124 --> 13:53.460
‫هیچ جا نرو
‫من می‌رم خونه

13:53.460 --> 13:55.378
‫حتماً دم در نشسته

13:55.378 --> 13:57.255
‫کلیدم رو گم کردم
‫وگرنه اصلاً از تو نمی‌پرسیدم

13:57.255 --> 14:00.133
‫- جلسه داری؟
‫- آره، ۴۵ دقیقۀ دیگه باید جلسه باشم

14:00.133 --> 14:02.719
‫آها، اون یارو بود که دستگیرش کردی
‫بخاطر اون بچه توی پارک

14:03.345 --> 14:05.805
‫- آره، همش می‌گفت...
‫- منظورت دخترمه؟

14:05.805 --> 14:06.848
‫کِیف کرده بود

14:07.891 --> 14:09.267
‫- کیف؟
‫- آره

14:09.768 --> 14:11.770
‫- فکر نکنم
‫- مایۀ افتخارشی والا

14:14.439 --> 14:15.440
‫نخیر، نیستم

14:17.609 --> 14:21.571
‫به یه دردی بخور
‫از دوست‌هاش خبر بگیر

14:21.571 --> 14:23.448
‫دوستی نداره اصلاً

14:28.078 --> 14:29.079
‫درسته

14:39.673 --> 14:41.466
‫خواهش می‌کنم، دوریس

14:41.466 --> 14:43.552
‫- خداحافظ لاتیشا
‫- بذار توضیح بدم

14:43.552 --> 14:48.932
‫نه، بهم گفتی داری بچه‌هات رو از دست می‌دی
‫من پشتت دراومدم

14:48.932 --> 14:51.977
‫- راست گفتم
‫- نمی‌خوام بشنوم

14:54.145 --> 14:57.524
‫- به خدا قصدم کمکه
‫- نخیر، اینطور نیست. هیچکس همچین نیتی نداره.

14:57.524 --> 15:01.111
‫نه تو، نه شوهرم و نه ارول

15:02.612 --> 15:04.489
‫می‌دونی چیه اصلاً؟
‫به درک

15:05.448 --> 15:06.575
‫نیازی بهتون ندارم

15:08.660 --> 15:09.661
‫من پا پس نمی‌کشم

15:21.049 --> 15:22.942
‫[تونستی یه زنگ بهم بزن]
‫[اوضاع کار چطوره؟ «بوس»]

15:22.966 --> 15:27.603
‫[بدک نیست. «بوس»]
‫[همش دارم به مکالمه‌مون فکر می‌کنم. ببخشید بد حرف زدم.]
‫[می‌شه صحبت کنیم؟]

15:32.058 --> 15:33.059
‫فعلاً

15:33.643 --> 15:34.644
‫سلام

15:35.228 --> 15:36.229
‫سلام

15:38.023 --> 15:39.649
‫اولین روزم توی آگاهی رو یادت میاد؟

15:42.485 --> 15:43.904
‫«کلویی همه‌جا رو نشونت می‌ده.»

15:46.823 --> 15:49.826
‫«سوالی داشتی از کلویی بپرس.»

15:49.826 --> 15:51.536
‫«کلویی، می‌تونی همه‌جا رو به تازه‌واردمون نشون بدی؟

15:51.536 --> 15:52.871
‫واسه اینکه احساس...»

15:52.871 --> 15:56.207
‫- آره، آره. «احساس راحتی بکنه.» آره.
‫- «احساس راحتی.»

15:56.207 --> 15:57.584
‫روی همیشگی

15:59.085 --> 16:00.212
‫شخصی نیست

16:01.296 --> 16:03.632
‫می‌دونی؟ من...

16:03.632 --> 16:05.342
‫آدم عصا قورت‌داده و نچسبی هستی

16:06.509 --> 16:08.595
‫می‌خواستم بگم:
‫«تنهایی عملکرد بهتری دارم.»

16:08.595 --> 16:10.263
‫و به نظرت من چاپلوسـم

16:10.263 --> 16:12.390
‫نه، همچین فکری نمی‌کنم
‫اینجوری نیست

16:12.390 --> 16:14.267
‫راستش مشکل تو نیستی

16:14.267 --> 16:17.729
‫خودمم نیستم
‫بخاطر شغلـمونه

16:18.563 --> 16:20.357
‫- مشکل از سمتِ ما نیست...
‫- طبیعت این شغلـه

16:21.524 --> 16:22.525
‫آره

16:23.693 --> 16:25.111
‫می‌دونی بیشتر از همه چی رو مُخمه؟

16:25.612 --> 16:28.782
‫کلودیا می‌هیو که در کمال ادب پیشنهاد اصلاحات داد،
‫دیدی چطوری توی فضای مجازی

16:28.782 --> 16:31.243
‫بهش حمله کردن و انتقاد شد؟
‫رو مُخه واقعاً

16:31.243 --> 16:32.452
‫جدی؟

16:32.452 --> 16:36.289
‫تهدید به مرگ شده
‫گمونم دو بار هم خونه‌ش رو عوض کرده

16:36.790 --> 16:38.500
‫این چرت‌وپرت‌ها رو می‌بینی؟

16:39.292 --> 16:40.460
‫- آره
‫- واسه چی؟

16:42.003 --> 16:44.089
‫چرا به هدفـشون می‌رسونیشون؟

16:44.714 --> 16:46.049
‫نمی‌دونم
‫من...

16:46.049 --> 16:48.134
‫همیشه می‌گم هدفـم شناخت دشمنه

16:48.134 --> 16:51.846
‫اما در واقع یهو به خودم میام
‫می‌بینم نصفِ شبی،

16:51.846 --> 16:54.015
‫از شدت عصبانیت دارم می‌ترکم

16:54.015 --> 16:55.267
‫مثل بچه‌ای که با فندک بازی می‌کنه

16:55.267 --> 16:56.351
‫به همین سادگی...

16:58.853 --> 16:59.980
‫خودم رو می‌سوزونم

17:09.030 --> 17:10.114
‫می‌دونم چی تو فکرت می‌گذره

17:10.114 --> 17:13.493
‫نه. نه. حرف اضافه موقوف، خب؟
‫فقط همون کاری که گفتم رو بکن

17:13.493 --> 17:14.995
ولی روش تاثیر خوب می‌ذارم

17:14.995 --> 17:17.330
‫درسته، فرشتۀ نگهبانشی لابد

17:17.330 --> 17:19.207
‫باهام حرف می‌زنه، باهام درددل می‌کنه

17:19.708 --> 17:22.377
‫عجب آدمی هستی که
‫دور از چشم من با همدیگه ریختید رو هم!

17:22.377 --> 17:25.380
‫وای... دور از چشمت نبود!

17:25.380 --> 17:27.090
‫ازت می‌ترسه. نمی‌تونه...

17:27.090 --> 17:28.842
‫خیلی... واقعاً...

17:29.801 --> 17:30.802
‫لیسا!

17:30.802 --> 17:32.095
‫بهت افتخار می‌کنه
‫ولی هیچوقت پیشش نیستی

17:32.095 --> 17:35.181
‫به حرف‌هاش گوش نمی‌دی
‫باهاش حرف نمی‌زنی. هیچ کاری بخاطرش نمی‌کنی!

17:35.181 --> 17:36.266
‫هیچ کاری!

17:38.435 --> 17:39.561
‫چی شده؟ چه خبر شده؟

17:40.478 --> 17:41.479
‫چی شد؟

17:48.153 --> 17:49.279
‫چه خبره؟

17:50.155 --> 17:51.239
‫چیز خاصی نیست

17:53.158 --> 17:56.328
‫خیلی‌خب، برنامه عوض شد
‫شماره تلفنِ دوست و رفیق‌هاش

17:56.328 --> 17:58.163
‫و پاتوق‌هاش رو برام بفرست

17:58.163 --> 18:00.373
‫از جات تکون نخور
‫می‌تونی این کار رو بکنی؟

18:01.333 --> 18:02.334
‫باهام در تماس باش

18:02.334 --> 18:03.585
‫جلسه‌ات چی؟

18:23.563 --> 18:28.151
‫سلام جیکی. گوش بده،
‫اگه دوست داری با دوست‌هات بری بیرون،

18:28.151 --> 18:31.488
‫به شرطی‌که تا ساعت ۹ برگردی،
‫می‌تونم برسونمت

18:31.488 --> 18:32.656
‫نه، نیازی نیست. مرسی.

18:32.656 --> 18:34.783
‫خیلی‌خب

18:34.783 --> 18:36.952
‫ادعای دکتر بودن هم داری

18:37.535 --> 18:39.287
‫- خب، دکترا دارم دیگه!
‫- سلام عزیزدلم

18:39.287 --> 18:40.747
‫می‌رم طبقۀ بالا

18:40.747 --> 18:42.415
‫- خیلی‌خب
‫- یکم دیگه می‌خوابم

18:44.793 --> 18:45.794
‫ممنونم

18:47.128 --> 18:49.256
‫قول می‌دم فقط دو سه روز باشه

18:49.256 --> 18:51.925
‫- باشه
‫- تا وقتی‌که دوباره سرپا بشه

18:51.925 --> 18:55.178
‫باشه، باشه، مشکلی نداره
‫منم یه فرصتی پیدا می‌کنم ببینم...

18:55.178 --> 18:57.013
‫چی بهش می‌گفتن؟
‫تاریخ مصرف‌ها رو ببینم

19:03.812 --> 19:05.689
‫راستش می‌خواستم درمورد یه چیزی باهات صحبت کنم

19:06.940 --> 19:11.444
‫می‌خواستم بگم بخاطر اون روز
‫از دستت ناراحت نیستم

19:12.445 --> 19:14.114
‫گمونم تقصیر هردومون بود...

19:14.114 --> 19:15.156
‫آها، اونو می‌گی

19:16.575 --> 19:18.577
‫آره، آره
‫من هم باهات موافقـم

19:19.077 --> 19:20.620
‫آبیه که ریخته شده دیگه

19:21.580 --> 19:24.457
‫سس خردل...
‫سس خردل نداریم که

19:27.335 --> 19:28.795
‫ورداشته اونم انداخته دور

19:29.546 --> 19:31.006
‫گفتی: «آها، اونو می‌گی»

19:32.465 --> 19:35.760
‫یعنی، وقتی گفتی:
‫«آها، اونو می‌گی»، منظورت...

19:37.637 --> 19:39.848
‫- نمی‌دونم، ولش کن
‫- خیلی‌خب

19:39.848 --> 19:41.808
‫شام می‌خوری یا که...

19:41.808 --> 19:46.438
‫ببخشید، وقتی گفتی:
‫«آها، اونو می‌گی» انگار که یه‌جورایی

19:46.438 --> 19:50.191
‫اصلاً چیز مهمی نبوده واست
‫درصورتی‌که واقعاً مسئلۀ مهمی بود

19:50.191 --> 19:51.234
‫باشه

19:51.234 --> 19:53.695
‫شرمنده ولی متوجه منظورم شدی؟

19:53.695 --> 19:55.363
‫منظورم اینه که پیش خودت فکر کردی

19:55.363 --> 19:57.115
‫که اشتباه از پسرم و دوست‌هاش بوده

19:57.115 --> 19:58.199
‫خب...

19:59.618 --> 20:00.827
‫منظورم اینه که، این مسئله...

20:02.662 --> 20:04.748
‫یه اختلاف نظر کوچولو نیست

20:07.876 --> 20:09.002
‫مسئلۀ مهمیـه

20:10.253 --> 20:13.256
‫آره، می‌دونم

20:21.389 --> 20:23.892
‫خب، فقط سعی دارم درک کنم...

20:27.812 --> 20:28.813
‫که چرا این کار رو کردی

20:36.363 --> 20:37.322
‫نمی‌دونم

20:40.200 --> 20:41.326
‫نمی‌دونم

20:47.123 --> 20:48.124
‫خیلی‌خب

20:49.876 --> 20:51.211
‫- آشتی؟
‫- آره

20:57.133 --> 20:58.134
‫مامان؟

21:00.011 --> 21:02.055
‫گمونم دلم می‌خواد برم خونه

21:02.055 --> 21:07.686
‫خب شاید بهتر باشه
‫تو و جیکی بیاید پیشـم

21:07.686 --> 21:12.941
‫فقط چند روز
‫تا دوباره بتونم ذهنم و جمع‌وجور کنم

21:16.486 --> 21:17.487
‫خب؟

21:23.451 --> 21:26.079
‫سربازرس دنیل هگرتی هستم،
‫لطفاً پیغام بگذارید

21:26.580 --> 21:27.998
‫شوخیت گرفته، دن؟

21:28.748 --> 21:30.625
‫نشستم اینجا،
‫دارم با رئیس دایرۀ سلطنتی دادرسی

21:30.625 --> 21:32.627
‫پیناکولادا می‌خورم

21:32.627 --> 21:33.753
‫و دیگه حرفی نمونده که بخوام بزنم

21:33.753 --> 21:36.006
‫به نفعته که عذر و بهونۀ موجهی داشته باشی

21:40.594 --> 21:41.678
‫در هر حال...

21:43.013 --> 21:45.891
‫آمیت سکر رو چیکارش کنم؟
‫بهش چی بگم؟

21:46.516 --> 21:48.018
‫ضرب و شتم و قتل عمد؟

21:49.019 --> 21:50.937
‫کدوم قبرستونی آخه تو، دن؟

21:52.272 --> 21:53.273
‫بهم زنگ بزن

22:05.076 --> 22:07.787
‫سلام، به لیسا زنگ زدید
‫شرمنده الان نمی‌تونم گوشیم رو جواب بدم

22:07.787 --> 22:11.458
‫ولی اگه پیغام می‌ذارید و یا می‌شناسمتون،
‫یه پیام برام بفرستید

22:11.458 --> 22:13.418
‫که باز خودم بهتون زنگ بزنم

22:14.628 --> 22:15.545
‫الو؟

22:15.545 --> 22:18.173
‫پرستار بخش اورژانس؟

22:18.173 --> 22:19.799
‫بله، در خدمتم

22:19.799 --> 22:21.927
‫من سربازرس دنیل هگرتی از

22:21.927 --> 22:25.680
‫ادارۀ آگاهی هکنی داونز هستم
‫دنبال یه خانم سفیدپوستـم

22:25.680 --> 22:27.432
‫امکانش هست که امروز غروب
‫به بیمارستان آورده باشنش

22:27.432 --> 22:33.647
‫جوون و لاغراندام، موهای بلوند
‫و زیر ۲۴ سال به نظر میاد

22:33.647 --> 22:35.899
‫بسیارخب، اطلاعیه می‌دیم

22:35.899 --> 22:38.360
‫بله، احتمالش هست که
‫امشب بخاطر...

22:39.277 --> 22:41.154
‫- سوءمصرف دارو بستری شده باشه
‫- بسیارخب

22:41.154 --> 22:43.615
‫اگه کسی با همچین مشخصاتی مراجعه کرد،

22:43.615 --> 22:46.201
‫- لطفاً باهام تماس می‌گیرید؟
‫- بله، حتماً

22:47.452 --> 22:49.162
‫سلام رفیق
‫راس کاردونام

22:49.162 --> 22:50.664
‫خیلی وقته خبری ازت ندارم

22:50.664 --> 22:53.375
‫گوش کن، امروز یه اتفاق عجیبی افتاد

22:54.167 --> 22:58.129
‫گروهبان کارآگاه جون لنکر اومده بود
‫بهم زنگ بزن، باشه؟

22:58.922 --> 23:00.507
‫نزدیک‌ترین ماشین موجود

23:00.507 --> 23:04.678
‫به سمتِ کلاب کینگز آرمز واقع در
‫جادۀ ارسکین حرکت کنه

23:04.678 --> 23:06.221
‫۱۱۵ آمادۀ حرکته

23:06.221 --> 23:07.514
‫برو ۱۱۵

23:07.514 --> 23:10.267
‫از جادۀ کیدال به سمت شمال در حال حرکتـیم

23:14.145 --> 23:17.190
‫- پاتریک
‫- نه، اینجا خبری نیست

23:17.983 --> 23:22.028
‫گوش کن بهم. اگه سروکله‌ش پیدا شد،
‫اگه برگشت پیشت،

23:22.028 --> 23:24.990
‫اگه زنگ زد یا خبر دیگه‌ای شد،
‫باید بهم خبر بدی. فهمیدی؟

23:25.574 --> 23:26.700
‫بازی درنیار، خب؟

23:26.700 --> 23:28.785
‫آره، گفتم که باشه

23:29.703 --> 23:34.541
‫- مسئولیت این دختر با منـه، متوجهی؟
‫- آره

24:08.407 --> 24:11.048
‫[دستیار سربازرس کلودیا می‌هیو: اصلاحات درونی]

24:19.501 --> 24:21.877
‫[این زنیکۀ دورو باید بار و بندیلش رو ببنده]

24:45.819 --> 24:50.450
‫[حتماً نصف شبی یه سر باید بیاد محله‌مون]
‫[می‌دونید که چی می‌گم...]

25:07.300 --> 25:11.054
‫عمران گفت این عکس رو واست فرستاد
‫امشب این دخترک رو دیدی؟

25:11.846 --> 25:15.433
‫لیسا؟ چند سالی می‌شه که ندیدمش
‫خیلی دختر خوبی بود

25:19.020 --> 25:23.650
‫با چند نفری که نمی‌شناختم مواد زده بود،
‫ولی رفتن،

25:24.568 --> 25:26.778
‫داشتن راجع‌به سیگنومی چیزی حرف می‌زدن

25:26.778 --> 25:27.904
‫سیگنوم؟

25:27.904 --> 25:30.240
‫چی هست؟ چیه این سیگنوم؟
‫جشنه؟

25:30.240 --> 25:31.741
‫به درد من نمی‌خوره

25:31.741 --> 25:34.995
‫کجاست؟ کجا هست؟

25:36.204 --> 25:38.331
‫پارک «اپینگ فورست» یا همچین چیزی

26:06.818 --> 26:08.236
‫از کجا می‌شناختیش اصلاً؟

26:09.779 --> 26:11.281
‫چطوری با هم آشنا شدید؟

26:20.665 --> 26:23.209
‫چی؟ من حواسم بهش هست

26:25.629 --> 26:28.757
‫و اگه اومد که مواد بگیره،
‫بهت پیام می‌دم

26:34.721 --> 26:36.473
پول مُفته

26:44.022 --> 26:45.232
‫حالا کی هست این دختره؟

26:55.116 --> 26:56.785
‫کجا می‌خوای بری؟

27:03.541 --> 27:04.918
‫کجا داریم می‌ریم؟

28:43.266 --> 28:44.267
‫لیسا؟

28:44.267 --> 28:49.648
‫نه، منـم. حالـش خوبه.
‫خونۀ توئیم.

28:52.025 --> 28:53.151
‫الو؟

29:02.077 --> 29:03.161
‫بچه‌هات کجان؟

29:04.079 --> 29:05.247
‫پیش خواهرم

29:06.498 --> 29:07.499
‫خوبه

29:12.379 --> 29:14.089
‫چرا تو ماشینت خوابیده بودی؟

29:35.575 --> 29:38.419
‫«...صندلی بالابر لازم داره. هشتگ احمق»

29:40.921 --> 29:42.676
‫«...توالت‌های مخصوص معلولین توی...»

29:42.701 --> 29:46.705
‫خودش آپارتمان رو واسم جور کرده بود
‫و پول اجاره رو می‌داد

29:48.331 --> 29:50.125
‫همین که دیگه بهت دسترسی نداشتم،
‫همه‌ش رو ازم گرفت

29:51.084 --> 29:52.460
‫جایی برای موندن ندارم

29:57.493 --> 29:59.791
‫[وایسید و تماشا کنید]
‫[این عنتر به خواسته‌ش برسه، دیگه خبری از پلیس سفیدپوست یا مرد نیست]

30:00.218 --> 30:02.012
‫این مرد کی بود لاتیشا؟

30:02.093 --> 30:03.315
‫[وایسید و تماشا کنید]

30:05.764 --> 30:06.745
‫[می‌کِشمش بالای دار]

30:06.848 --> 30:07.479
‫[حرومزادۀ متوهم]

30:07.504 --> 30:08.596
‫[دیگه خبری از پلیس سفیدپوست یا مرد نیست]

30:10.687 --> 30:12.314
‫کی بود این آقا؟

30:15.041 --> 30:16.041
‫[...معلولیت...]
‫[حرومزاده‌های روانی!]

30:19.235 --> 30:20.005
‫[تی‌بی_دی‌تی]

30:27.954 --> 30:29.831
‫- گورت رو گم کن دیگه بابا
‫- عالیه

30:29.831 --> 30:32.834
‫ظرف چهار روز، دومین بارته که
‫داری مزاحمم می‌شی

30:32.834 --> 30:35.170
‫سوال داری برو سراغ نماینده

30:36.630 --> 30:37.714
‫بد می‌بینی‌ها

30:37.714 --> 30:39.591
‫خبر دارم همین الانش هم بدجور تو دردسر افتادی

30:39.591 --> 30:42.928
‫بیست و چهار ساعت می‌گذره
‫و ارول متیس از بی‌گناهی به اعتراف رو میاره

30:42.928 --> 30:45.222
‫بعدشم من فلجم،
‫واست گرون تموم می‌شه

30:45.222 --> 30:46.890
‫چی شد که نظرش عوض شد؟

30:47.515 --> 30:51.853
‫هگرتی چیکار کرد؟
‫تی‌بی_دی‌تی

30:55.190 --> 30:56.191
‫ترسیدی؟

30:56.775 --> 30:57.817
‫بایدم بترسی

30:59.694 --> 31:02.113
‫روحمم خبر نداره
‫داری از چی حرف می‌زنی

31:02.113 --> 31:05.450
‫دیگه اینو باید به جرم‌یابی دیجیتالی بگی
‫وقتی ردِ حساب کاربری رو زدن

31:05.450 --> 31:06.368
‫گمشو بیرون ببینم

31:06.368 --> 31:07.911
‫احتمالاً آی‌پی‌ش رو ردیابی کنن

31:07.911 --> 31:10.789
‫ببینن دیگه دست به چه کارهایی زده
‫حتی ردِّ وی‌پی‌ان‌ها رو هم می‌زنن

31:10.789 --> 31:13.708
‫- منظورم رو فهمیده باشی، می‌دونی که ته‌ش رو درمیارن
‫- دارم بهت هشدار می‌دم

31:13.708 --> 31:16.211
‫فاتحۀ شغل و حرفه‌ت رو باید بخونی تونی

31:16.211 --> 31:17.879
‫مستمری‌ت می‌ره رو هوا

31:18.755 --> 31:19.881
‫اگه واسه‌م همه‌چیز رو تعریف کنی

31:19.881 --> 31:21.841
‫می‌تونم درمورد حرکت بعدیم فکر کنم

31:21.841 --> 31:23.718
‫- خوشت اومده، مگه نه؟
‫- بگو داستان از چه قراره

31:23.718 --> 31:25.428
‫هم خودت و هم رفقای قلدرتر از خودت؟

31:25.428 --> 31:28.765
‫- هگرتی دستـش به جایی بند نیست
‫- یه جوری حرف می‌زنی انگار مشکل از منـه

31:28.765 --> 31:30.934
تو رؤیا سپری می‌کنی، تونی

31:30.909 --> 31:32.619
‫من؟ نه عزیزم.
‫این تویی که توی رؤیا سپری می‌کنی

31:32.644 --> 31:35.814
‫من ۳۵ سال لندن شرقی خدمت کردم.
‫تو واسه من یه شوخی‌ای

31:35.814 --> 31:38.275
‫تو فکر می‌کنی دنیا مثل
‫تبلیغ شرکت یونایتد کارلزِ بنتونه

31:38.275 --> 31:39.734
‫زندگی میدون جنگه، عزیزم

31:40.235 --> 31:43.530
‫یه سر به منطقۀ تاور هملتس بزن ببین
‫می‌تونی یه گروه خلافکارِ چند نژادی پیدا کنی؟

31:43.530 --> 31:45.991
‫نمی‌تونی. می‌دونی چرا؟
‫چون همه‌شون از هم متنفرن

31:45.991 --> 31:48.076
‫سفیدها از سیاه‌ها متنفرن.
‫سیاه‌ها از ترک‌ها متنفرن

31:48.076 --> 31:51.143
‫و ترک‌ها هم از پاکستانی‌ها متنفرن.
‫پس اینجا نیا منو تهدید نکن...

31:51.168 --> 31:53.206
‫یا واسه من راجع‌به
‫کارکردِ جهان داستان نباف

31:53.206 --> 31:56.710
‫چون مسئله من نیستم، من خودِ جوابم.
‫و تو! یه نگاه به خودت بنداز!

31:56.710 --> 31:59.671
‫تو یه سکۀ بی‌ارزشی!
‫حالا هم گم شو!

32:44.572 --> 32:47.035
‫[کلودیا می‌هیو]

32:50.764 --> 32:52.015
‫بذار استراحت کنه

32:53.725 --> 32:55.268
‫توی یخچال آسپرین هست

32:55.268 --> 32:57.357
‫چیز قوی‌تری خواستی بدی
‫قبلش با من هماهنگ کن

33:04.319 --> 33:05.737
‫خواهش می‌کنم، یه لحظه گوش بده

33:05.737 --> 33:08.615
‫خواهش می‌کنم.
‫فقط کسی که با شما همکار بوده...

33:08.615 --> 33:10.486
می‌تونه این اطلاعات رو داشته باشه

33:13.119 --> 33:16.373
‫و ما از قبل آدرس آی‌پی رو توی
‫فاصلۀ ۱/۶ کیلومتری خونۀ تونی تشخیص دادیم

33:16.373 --> 33:18.875
‫کافی نیست.
‫داریم راجع‌به مأمور درحال خدمت صحبت می‌کنیم

33:22.170 --> 33:25.257
‫خانم، این یکی از
‫افرادیه که شما رو تهدید کرده

33:28.218 --> 33:29.511
‫یه روند بازپرسیِ قانونی نیست

33:29.511 --> 33:31.972
‫فقط کافیه تلفن و سیستم‌ها رو
‫روشن کنیم تا بگیریمش

33:33.723 --> 33:38.186
‫نیازی به حکم قاضی نداریم.
‫فقط کافیه بریم و ثابت کنیم

33:43.108 --> 33:45.652
‫آره، خیلی‌خب. باشه

34:09.843 --> 34:14.872
‫تو! هی، تو!
‫هی، دارم باهات حرف می‌زنم!

34:15.181 --> 34:17.142
‫الان خیلی زمان مناسبی نیست، عزیزم، خب؟

34:17.142 --> 34:18.722
‫یه عذرخواهی بهم بدهکاری

34:19.710 --> 34:21.968
‫قبل از اینکه بلایی سرت بیاد
‫از اینجا برو، عزیزم

34:22.771 --> 34:27.193
‫تو از دوستام خواستی جاسوسیم رو کنن!
‫اسم خودت رو پلیس گذاشتی؟

34:27.193 --> 34:30.195
‫مایه ننگ سازمانتی.
‫می‌فهمی؟ مایه ننگ!!

34:30.697 --> 34:33.122
‫اون موقع دروغ می‌گفتی،
‫و الان هم داری دروغ می‌گی.

34:33.147 --> 34:34.801
‫من می‌دونم چیکار کردی، می‌دونم!

34:34.826 --> 34:37.329
‫می‌دونم! می‌دونم چیکار کردی!

34:42.124 --> 34:43.251
‫برو رد کارت!

34:51.509 --> 34:52.510
‫خوبی؟

34:56.972 --> 34:59.643
‫هی، پیاده شو ببینم!
‫چه غلطی می‌کنی؟

34:59.643 --> 35:00.977
‫پیاده شو ببینم!

35:02.354 --> 35:03.730
‫مرتیکۀ روانی

35:12.530 --> 35:14.574
‫سلام، دوریس هستم

35:14.574 --> 35:18.495
‫نمی‌تونم جواب بدم،
‫ولی لطفاً بعد از صدای بوق پیام بذارین

35:19.621 --> 35:22.540
‫سلام، مامان. منم

35:27.712 --> 35:29.256
‫امیدوارم خوب خوابیده باشی

35:32.759 --> 35:34.469
‫فقط می‌خواستم بگم...

35:39.724 --> 35:40.725
‫متأسفم

35:47.090 --> 35:49.251
‫خودم رو تمیز کردم

35:49.276 --> 35:52.988
‫دفعه بعد که بیای حواسم جمعه

36:03.081 --> 36:04.416
‫می‌دونی که عاشقتم

36:12.841 --> 36:15.927
‫دلتا، یانکی، آلفا.
‫تمام واحدهای شرقی به گوش

36:15.927 --> 36:18.847
‫یه قربانی داریم.
‫یه زن سیاه‌پوست

36:18.847 --> 36:21.486
‫به اسم دوریس متیس، به قتل رسیده

36:21.511 --> 36:23.679
‫امدادگرها توی مراحل پایانی‌ان

36:44.003 --> 36:46.032
‫[یک پیام صوتی جدید]

37:36.883 --> 37:38.927
‫سَوایِ اتهام دوریس متیس

37:38.927 --> 37:40.762
‫دیگه به چی متهمت کردن؟

37:45.850 --> 37:49.229
‫آزار و اذیت اینترنتی.
‫شوخی‌ها و همین چیزا

37:49.229 --> 37:50.647
‫- فقط همین؟
‫- آره

37:52.023 --> 37:53.900
‫شاید چندباری زیاده‌روی کرده باشم

37:53.900 --> 37:56.861
‫ولی خب، همین جوریه دیگه.
‫همه همین جوری‌ان، می‌دونی؟

37:56.861 --> 37:59.990
‫آدم خودش رو خالی می‌کنه.
‫حس شوخ‌طبعی همینه دیگه

37:59.990 --> 38:02.200
‫- تهدیدش هم کردی؟
‫- نه

38:03.243 --> 38:05.495
‫خب، هر حرفی رو نمی‌شه
‫که جدی برداشت کرد، می‌شه؟

38:06.663 --> 38:09.457
‫اون‌ها سعی دارن اثبات کنن
‫که یه پست تهدیدآمیز گذاشتی

38:15.953 --> 38:17.129
‫می‌تونن؟

38:17.716 --> 38:22.596
‫ببین، من یه نقاشی از
‫دفترش پست کردم که توش...

38:22.596 --> 38:27.309
‫یکی دوتا عکس گذاشتم، آره.
‫ولی صبر کن ببینم، اون جوری‌ها هم نبود!

38:27.309 --> 38:30.061
‫- من که واقعاً این کارو...
‫- موضوع این نیست

38:31.146 --> 38:34.107
‫رفیق، اومد سراغم، خب؟
‫آدم‌هایی مثل من...

38:34.107 --> 38:36.276
‫می‌دونی دیگه، بیخیال.
‫آدم‌هایی مثل ما...

38:36.276 --> 38:37.360
‫باز شروع نکن، تونی، خب؟

38:37.360 --> 38:39.446
‫ببین، جنگ رو خودش شروع کرد، خب؟
‫چه انتظاری داشت؟

38:39.446 --> 38:40.614
‫گفتم الان نه!

38:47.704 --> 38:50.457
‫اگه کاری لازم باشه، خودم انجام میدم

38:51.027 --> 38:52.183
‫بهتره دست به کار شی

38:52.208 --> 38:55.086
‫ولی الان دارن خونه‌تو می‌گردن.
‫می‌دونی این یعنی چی؟

38:56.213 --> 38:59.141
‫اگه قراره کمک کنم،
‫باید بدونم چه‌خبره

39:00.926 --> 39:03.105
‫چیزی هست که بخوای به من بگی؟

39:31.289 --> 39:32.707
‫یه لحظه بهم وقت بده

39:39.256 --> 39:40.257
‫این...

39:42.801 --> 39:44.878
‫- آره
‫- آره، چه مصیبتی

39:47.055 --> 39:49.224
‫کل زندگیش رو واسه باور و اعتقادش جنگید

39:49.224 --> 39:50.642
‫آره، واقعاً جای تأسفه

39:50.642 --> 39:51.726
‫به‌خاطرش هم مرد

39:53.019 --> 39:57.983
‫نمی‌دونم، شاید وقایع اخیر
‫احساساتش رو جریحه‌دار کرده بود

39:57.983 --> 40:01.778
‫شاید جایی رفت که احساساتی شد

40:03.655 --> 40:08.215
‫حتی نمی‌تونم به همسرش فکر کنم،
‫مرد بیچاره

40:09.447 --> 40:12.037
‫و چقدر تقلا می‌کرد که بیخیال ماجرا شه

40:14.124 --> 40:18.879
‫خب، اگه حالا اومدی از
‫غارِ شوخی‌های اینترنتی دوستت محافظت کنی

40:18.879 --> 40:21.256
‫متأسفانه باید بگم که دیر اومدی.
‫دیگه کارمون تموم شده

40:21.256 --> 40:23.408
‫نه، نه، نه. البته که نه.
‫فکر چنین کاری هم نمی‌کنم

40:23.433 --> 40:25.614
‫کاشف به عمل اومد خیلی هم
‫توی فضای مجازی فعال بوده

40:25.639 --> 40:26.928
‫من اصلاً خبر نداشتم

40:26.928 --> 40:31.641
‫واقعاً؟ چون چند روز پیش بهم گفتی
‫تمام این کارها...

40:31.641 --> 40:34.394
‫شدیداً مربوط به مأموریت‌های مخفیشه

40:35.478 --> 40:38.670
‫- من اینطور فکر می‌کردم
‫- یعنی تمام این‌ها رو ازت مخفی می‌کرده؟

40:38.899 --> 40:41.835
‫علی‌رغم اینکه تو نزدیک به ۲۰ سال...

40:41.860 --> 40:43.111
‫مأمور ناظرش بودی؟

40:43.111 --> 40:44.257
‫یه زندگیِ دوگانه

40:45.280 --> 40:48.483
‫خدایا، چه حماقتی کردی!

40:48.508 --> 40:52.012
‫خب، با توجه به شرایط،
‫اصلاً باهات موافق نیستم، مگه نه؟

40:53.580 --> 40:56.917
‫گمونم هروقت یه نگاهی به مدارک
‫بندازم بیشتر از ماجرا مطلع می‌شم

40:56.917 --> 40:58.835
‫نه، متأسفانه نمی‌تونم چنین اجازه‌ای بدم

40:58.835 --> 41:00.003
‫اتفاقاً برعکس

41:00.003 --> 41:03.006
‫این پرونده میره زیر دست
‫مأموریت مخفی‌ای که...

41:03.006 --> 41:06.134
‫همون‌طور که خودت اشاره کردی،
‫خودم مأمور ناظرش هستم

41:07.427 --> 41:09.554
‫بنابراین، هروقت کارم تموم شه
‫گزارش رو برات ارسال می‌کنم

41:09.554 --> 41:11.556
‫- نه، نه...
‫- خیلی ممنون بابت کمکت

41:11.556 --> 41:15.185
‫جز به جز اوراق و اسنادی
‫که اینجا جمع شدن رو می‌خوام

41:15.185 --> 41:16.722
‫- قربان!
‫- باید این فرش‌ها هم جمع کنم

41:16.747 --> 41:20.023
‫قربان! من مأمور رسیدگی بودم.
‫پرونده مال منه

41:20.023 --> 41:21.691
‫شرمنده، کارآگاه لنکر. این‌بار نه

41:21.691 --> 41:25.221
‫من یه ایمیل از دستیار بازرس
‫کلودیا می‌هیو دارم

41:25.246 --> 41:27.098
‫دستور از سلسله‌مراتب ارسال شده

41:28.949 --> 41:33.536
‫همون‌طور که می‌بینین،
‫با توجه به نامۀ سرپرست

41:33.536 --> 41:37.749
‫دوستیِ بلندمدت و نزدیک شما
‫با مأمور نژاد‌پرست، زن‌ستیز،

41:37.749 --> 41:39.918
‫و کسی که دیگران رو
‫تهدید به مرگ می‌کنه...

41:39.918 --> 41:42.170
‫باعث شده تا به‌طور کلی
‫جهت بررسی پرونده رد صلاحیت بشید

41:42.671 --> 41:45.895
‫هرچند خوشحال می‌شم
‫هروقت که کارم تموم شد،

41:45.920 --> 41:47.640
‫یه کپی از گزارش رو واسه شما بفرستم

41:50.077 --> 41:55.129
‫مأمورِ «متهم» به نژادپرستی،
‫زن‌ستیزی و تهدید جان دیگران

42:15.787 --> 42:18.980
‫تو خودت فکر اینجاش رو کرده بودی
‫اون اجازۀ بررسی پرونده رو به تو نمیده

42:19.444 --> 42:21.087
‫پس چرا اینجا اومدی؟

42:22.919 --> 42:24.588
‫که تسلیت بگی؟

42:26.298 --> 42:27.831
‫از رفیقت محافظت کنی؟

42:33.471 --> 42:34.472
‫عمراً

42:35.974 --> 42:39.311
‫صبر کنین!
‫هنوز کارمون اینجا تموم نشده

43:45.961 --> 43:47.337
‫به سلامتی!

43:48.004 --> 43:49.506
‫ممنون، همچنین

43:50.590 --> 43:52.467
‫یه حالی به خودت بده، رئیس!
‫داریم جشن می‌گیریم

43:54.386 --> 43:57.138
‫سعی کردم تماس بگیرم.
‫کرولا اومد، خدا حفظش کنه

43:57.931 --> 44:00.136
‫دایرۀ دادرسی سلطنتی
‫بالاخره نشون داد چقدر جرئت داره

44:00.161 --> 44:02.786
‫قتل عمد، متهمش کردن

44:03.034 --> 44:04.278
‫بیخیال

44:04.303 --> 44:07.681
‫رئیس، ضارب رو گرفتیم!

44:09.025 --> 44:10.026
‫هی

44:12.487 --> 44:13.822
‫ولش

44:33.133 --> 44:35.302
‫جهت ضبط جزئیات، مأمورین حاضر:

44:35.302 --> 44:38.763
‫سربازرس دنیل هگرتی،
‫گروهبان کارآگاه تونی گیلفوی

44:38.763 --> 44:45.812
‫زمان ۰۰:۱۳
‫تاریخ ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۱

44:46.313 --> 44:51.026
‫دیگر حاضرین،
‫ارول متیس، و وکیل وی، راس کاردونا

44:51.026 --> 44:55.243
‫متوجه شدم که متهم قصد
‫تجدیدنظر توی اظهاریۀ قبلی خودش داره

44:55.989 --> 44:57.198
‫درسته

45:00.243 --> 45:04.039
‫ارول، با زبون خودت

45:06.499 --> 45:08.001
‫شروع کن، برام تعریف کن

45:08.001 --> 45:09.461
همون چیزهایی که به من گفتی
رو برامون تعریف کن

45:21.014 --> 45:22.015
‫من...

45:26.019 --> 45:27.312
‫کشتمش

45:29.397 --> 45:30.440
‫اسم، لطفاً

45:35.028 --> 45:37.030
‫من آدلاید باروز رو کشتم

45:38.865 --> 45:40.867
‫من از کشوی داخل آشپزخونه چاقو رو برداشتم

45:43.495 --> 45:44.496
‫خب

45:48.875 --> 45:50.043
‫و زدمش

45:54.047 --> 45:55.048
‫کجاش رو؟

45:57.467 --> 45:58.468
‫گلوش رو

45:59.761 --> 46:03.181
‫چاقو رو توی گلوش کردی؟

46:03.723 --> 46:04.724
‫آره

46:07.477 --> 46:09.229
‫یادت میاد به جای دیگه‌ای
‫هم ضربه زده باشی؟

46:13.400 --> 46:15.068
‫- سینه
‫- به سینه؟

46:23.243 --> 46:25.996
‫جهت ضبط جزئیات، مأمورین حاضر:
‫سربازرس دنیل هگرتی

46:25.996 --> 46:27.911
‫گروهبان کارآگاه تونی گیلفوی

46:28.164 --> 46:33.086
‫زمان ۰۰:۱۳
‫تاریخ ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۱

46:33.086 --> 46:37.591
‫دیگر حاضرین،
‫ارول متیس، و وکیل وی، راس کاردونا

46:37.591 --> 46:41.803
‫متوجه شدم که متهم قصد
‫تجدیدنظر توی اظهاریۀ قبلی خودش داره

46:42.253 --> 46:43.421
‫درسته

46:48.768 --> 46:49.769
‫ارول

46:52.480 --> 46:57.277
‫ارول، با زبون خودت

46:59.696 --> 47:02.782
‫شروع کن، برام تعریف کن

47:08.830 --> 47:09.831
‫آره

47:14.377 --> 47:15.378
‫من کشتمش

47:24.596 --> 47:27.849
‫اسم، لطفاً

47:31.853 --> 47:33.480
‫من آدلاید باروز رو کشتم

47:39.110 --> 47:40.111
‫کجاش رو؟

47:43.240 --> 47:44.366
‫گلوش رو

47:44.366 --> 47:46.868
‫چاقو رو توی گلوش کردی؟

47:49.120 --> 47:49.996
‫آره

47:58.588 --> 47:59.589
‫کجاش رو؟

48:05.762 --> 48:06.763
‫گلوش رو

48:07.347 --> 48:09.891
‫گلوش رو؟
‫چاقو رو توی گلوش کردی؟

48:11.017 --> 48:12.018
‫آره

48:18.567 --> 48:19.818
‫یادت میاد به جای دیگه‌ای
‫هم ضربه زده باشی؟

48:24.781 --> 48:26.408
‫- سینه
‫- به سینه؟

48:54.853 --> 48:55.979
‫گلوش رو؟

48:56.605 --> 48:57.606
‫آره

48:58.315 --> 48:59.608
‫یادت میاد به جای دیگه‌ای
‫هم ضربه زده باشی؟

49:04.321 --> 49:06.156
‫- سینه
‫- به سینه؟

49:07.991 --> 49:09.868
‫سینه و گلو

49:12.203 --> 49:14.122
‫گلو و سینه

49:14.122 --> 49:15.206
‫مدرک موثقی نیست

49:15.206 --> 49:16.958
‫داشتی جواب‌ها رو بهش می‌گفتی

49:16.958 --> 49:19.231
‫هیچ هیئت‌منصفه‌ای به این موضوع توجه نمی‌کنه

49:19.256 --> 49:21.049
‫حتی انکارش هم نکردی

49:21.074 --> 49:23.965
‫توی گزارش آوردن که
‫تصاویر این مصاحبه ضربه خورده

49:23.965 --> 49:26.426
‫- من نیازی نمی‌بینم به تو توضیح...
‫- حتی انکارش هم نمی‌کنی

49:27.510 --> 49:29.155
‫یه آدم زندون افتاده

49:29.471 --> 49:31.556
‫یکی دیگه اون بیرونه

49:31.556 --> 49:34.434
‫معلوم نیست کجا،
‫با زنی که جونش در خطره

49:34.434 --> 49:36.603
‫می‌تونی یه لحظه هم شده درک کنی...

49:36.603 --> 49:38.271
‫که این موضوع راجع‌به تو نیست!

49:39.027 --> 49:40.904
‫چه اتفاقی بین تو و ارول افتاد؟

49:40.929 --> 49:44.021
‫چطور می‌شه که یهو حافظه‌ش برمی‌گرده

49:44.736 --> 49:48.524
‫و چرا انگار به تو نگاه می‌کنه تا کمکش کنی؟

50:09.469 --> 50:11.647
‫توی پارک «اپینگ فورست» طوطی هست

50:13.139 --> 50:14.224
‫می‌دونستی؟

50:15.892 --> 50:20.647
‫ظاهراً  ۱۰۰ سال پیش
‫دوتا پرنده توی اسکس...

50:20.647 --> 50:22.440
‫از قفس‌شون فرار کردن

50:22.440 --> 50:26.236
‫حالا همه‌جا هستن

50:37.653 --> 50:38.989
‫چه اتفاقی افتاد؟

50:41.941 --> 50:46.215
‫سربازرس هگرتی، دیگه وقتشه

50:49.292 --> 50:50.931
‫تعریف کن چه اتفاقی افتاد

51:02.020 --> 51:03.021
‫آره

51:05.692 --> 51:06.985
‫باشه

51:07.056 --> 51:27.056
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
