WEBVTT

00:03.547 --> 00:05.590
‫از همۀ عزیزانی که بعدازظهر سه‌شنبه

00:05.590 --> 00:09.970
‫حوالی پارک راون‌تری حضور داشتن،
‫عاجزانه تقاضای کمک می‌کنیم

00:10.929 --> 00:13.307
‫اگه چیزی یا کسی رو دیدید،
‫و یا حرفی و نقلی به گوشتون رسیده،
[جون لنکــر]

00:13.898 --> 00:14.898
[جنی ویتلو]

00:14.975 --> 00:18.228
‫حتی کوچک‌ترین موارد،
‫خواهش می‌کنیم با ما درمیون بذارید

00:19.020 --> 00:20.188
‫با شمارۀ پشتیبانی تماس بگیرید

00:20.772 --> 00:22.524
‫تمامی خطوط محرمانه‌‌ان

00:22.524 --> 00:24.985
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- از مامانت بپرس، خب

00:24.985 --> 00:26.945
‫می‌خواست ببینه چه خبره

00:26.945 --> 00:30.198
‫هرکسی مستحق امنیت و آسایشـه...

00:30.198 --> 00:32.158
‫- سلام
‫- سلام

00:32.158 --> 00:34.536
‫- ممکن بود این اتفاق برای خونوادۀ شما بیفته
‫- تلویزیون من یه جور دیگه‌ست

00:35.620 --> 00:38.331
‫امکانش بود که الان بچه‌های شما
‫قربانی این حادثه بشن هیچ عذری...

00:38.331 --> 00:40.792
‫- تا جایی‌که یادمه حالت از پلیس جماعت به‌هم می‌خورد
‫- دخترم رو که دوست دارم

00:40.792 --> 00:42.168
‫خوبه که فهمیدم

00:42.168 --> 00:43.879
‫...در هر جامعه‌ای

00:43.879 --> 00:47.257
‫- متشکرم، گروهبان لنکر
‫- قبلاً همۀ نمایش‌های مدرسه‌ش رو تماشا می‌کردم

00:47.257 --> 00:49.509
‫- مامان و نمایش؟
‫- گروهی دیگه

00:50.010 --> 00:53.221
‫خیلی ضایع‌ست
‫کارش چطور بود؟ خوب بازی می‌کرد؟

00:53.221 --> 00:57.434
‫خب، کاملاً شفاف بود
‫صدای خیلی بلندی داشت

00:57.434 --> 00:59.644
‫- باید با فاصله می‌نشستی تا کَر نشی
‫- وای، مامان

00:59.644 --> 01:01.271
‫وای، بیخیال شید دیگه توروخدا

01:02.063 --> 01:05.942
‫آیزک تموم بچگیش رو اونجا گذرونده
‫آخه کلاً عاشق اون پارک بود

01:06.860 --> 01:10.780
‫هر روز تو راه برگشت از مدرسه،
‫همیشه دستم رو می‌کشید و می‌گفت:

01:10.780 --> 01:13.742
‫«توروخدا مامانی. یه پنج دقیقه بمونیم.
‫فقط پنج دقیقۀ دیگه.»

01:13.742 --> 01:15.869
‫خب مامان‌جون مو،
‫بگو ببینم مشکلت با پلیس چیه؟

01:15.869 --> 01:17.954
‫- بله، پسرم...
‫- من مشکلی نـ...

01:18.580 --> 01:20.749
‫- خیلی از شما متشکرم
‫- خب، چی می‌گید بهش...

01:20.749 --> 01:22.959
‫- موضوع بابابزرگته
‫- ...ممنون که وقتتون رو در اختیار ما گذاشتید...

01:22.959 --> 01:27.672
‫به یه سنی که رسید،
‫هر روزِ خدا یه داستانی براش درمی‌آوردن

01:27.672 --> 01:29.507
‫فقط هم... می‌دونی...
‫کلاً هدفشون مسخره‌بازی بود

01:29.507 --> 01:31.509
‫- مامان
‫- چیه؟ باید بدونه دیگه

01:31.509 --> 01:33.678
‫- الان وقتش نیست
‫- وای، بس کن توروخدا

01:36.014 --> 01:38.016
‫نظرت چیه تا خونه برسونمت؟
‫بیا بریم

01:40.018 --> 01:43.688
‫می‌دونی فرق تو با بابا چیه؟
‫هیچ‌وقت ندیدم هی راجع‌به این موضوع حرف بزنه

01:43.688 --> 01:45.649
‫آره، واقعاً هم همینطور بود

01:46.233 --> 01:49.903
‫بی‌دغدغه با همه‌چیز کنار اومد
‫و هیچ شلوغ‌کاری‌ای هم نکرد

01:50.737 --> 01:52.739
‫همین رفتارش کُفرم و درمی‌آورد

01:53.657 --> 01:56.576
‫واسه چی باید می‌‌رفتی
‫و یکی از اون‌ها بشی،

01:56.576 --> 01:58.912
‫- هیچ‌وقت تو کَتـم نمی‌ره
‫- من سعی داشتم...

01:59.788 --> 02:01.373
‫فکر کردی می‌تونی تغییرشون بدی

02:02.707 --> 02:05.126
‫ولی یادت باشه،
‫هیچ کوفتی رو نمی‌تونی تغییر بدی

02:16.221 --> 02:18.813
‫تایید می‌کنم که شخصی رو
دستگیر کردیم،
[دنیل هگرتی]

02:18.891 --> 02:22.227
‫و این اتفاق رو
می‌شه ‫دستاوردِ بزرگی تلقی کرد
[کلودیا می‌هیو]

02:23.937 --> 02:27.148
‫به اتفاق سرپرست‌های انجمن‌ها
‫در حال پیشروی هستیم،

02:27.774 --> 02:31.278
‫در همین لحظه،
‫همکاران عزیزمون در تکاپوی بررسی پرونده‌ان

02:31.278 --> 02:35.824
‫متشکرم. همونطوری که اطلاع دارید،
‫همچنان آیزک در وضعیت وخیمی قرار داره

02:36.408 --> 02:38.451
‫تحت مراقبت‌های عالی بیمارستانه...

02:38.660 --> 02:48.986
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:27.417 --> 03:28.418
‫جیسون

03:29.586 --> 03:32.756
‫شاهدی داریم که دیده اسلحه به دست بودی

03:33.882 --> 03:37.677
‫توی فیلم‌های مداربسته‌مون هست
‫که داری اسلحۀ مدنظر رو می‌اندازی دور

03:40.680 --> 03:44.768
‫فقط سؤالم اینه که،
‫چطوری به دستِ تو رسیده؟

03:47.354 --> 03:49.022
‫کسی دادتـش بهت؟

03:55.737 --> 03:57.113
‫آره، تیر خورده، نه؟

03:58.615 --> 04:00.700
‫جیسون، در نظر داشته باش
‫که می‌تونی از حقِ...

04:00.700 --> 04:05.455
‫تیر اشتباهی به پسرک خورد

04:08.625 --> 04:11.211
‫اصلاً نمی‌خواستم قاتی این ماجرا بشه

04:12.837 --> 04:14.631
‫فقط می‌خواستم رقبا رو بترسونم

04:15.507 --> 04:17.259
‫یعنی با باندِ رقیبت در بحث‌وجدل بودی؟

04:20.845 --> 04:24.766
‫اگه بتونم زمان رو به عقب برگردونم
‫و چیزی رو عوض کنم...

04:27.644 --> 04:30.355
‫پس داری اعتراف می‌کنی
‫که به آیزک ویتلو شلیک کردی؟

04:35.068 --> 04:36.194
‫بله

04:37.904 --> 04:38.905
‫همینطوره

04:43.868 --> 04:45.579
‫بسیارخب، جمع شید

04:47.372 --> 04:49.165
‫با مسئولین آزمایشگاه صحبت کردم

04:50.083 --> 04:52.335
‫گلوله‌ای که به آیزک خورده،
‫با اسلحۀ جیسون مطابقت داره

04:54.838 --> 04:56.131
‫بسیارخب، قدم بعدی چیه؟

04:56.631 --> 04:57.716
‫خب...

04:58.341 --> 04:59.342
‫تو نه

05:02.262 --> 05:03.263
‫جون

05:06.266 --> 05:08.476
‫- به نوار بازجویی گوش دادی؟
‫- بله

05:08.476 --> 05:09.561
‫خب؟

05:10.228 --> 05:12.105
‫به نظرم گزارشات بالستیک
‫به همراه اعترافش...

05:14.107 --> 05:16.276
‫با «خدمات محافظت از کودکان» درمیون می‌ذاریم،
‫تا مراتب قانونی طِی بشه

05:17.235 --> 05:18.320
‫خیلی‌خب

05:19.946 --> 05:22.824
‫باورت شده؟ منظورم، اعترافشه؟

05:23.658 --> 05:25.118
‫آره. خب، آره متقاعد شدم، آره.

05:26.244 --> 05:30.332
‫آره، ولی الزامی به اعتراف نبود
‫خیلی راحت به‌ همه‌چیز اقرار کرد

05:30.332 --> 05:32.375
‫بچه‌ست خب، فقط ۱۷ سالشه

05:32.375 --> 05:35.086
‫آره، ولی چند بار دستگیر شده؟

05:35.086 --> 05:36.838
‫- هفت
‫- هفت

05:36.838 --> 05:38.298
‫هفت‌بار

05:38.298 --> 05:40.008
‫هیچ‌کدومش قتل عمد نبوده

05:40.926 --> 05:45.597
‫ولی خیلی خونسرد و آروم بود
همه‌چیز رو خیلی شُسته رُفته بیان کرد

05:46.890 --> 05:49.351
‫خب، شاید می‌گه الان همکاری کنم...

05:49.351 --> 05:53.313
‫زودتر دستگیر بشم، اعتراف کنم
‫تا مجازاتم تخفیف بخوره

05:54.022 --> 05:55.065
‫آره

06:00.111 --> 06:01.321
‫مطمئنی از این بابت؟

06:03.198 --> 06:06.034
‫خب، انصافاً فرضیه منطقی‌ایه

06:06.034 --> 06:07.327
‫انصافاً؟

06:09.579 --> 06:10.580
‫متوجه منظورت شدم

06:10.580 --> 06:14.084
‫خب اعتراف، همیشه مثل آبِ روی آتشه

06:14.876 --> 06:16.419
‫معیار استانداردیه

06:17.963 --> 06:20.340
‫هیئت منصفه که اعتراف رو می‌پذیره
‫کار پسره هم تمومه

06:20.340 --> 06:25.470
‫هجده سالشه، ۲۰ سال بعدی هم به فنا می‌ره
‫با این مسئله مشکلی نداری؟

06:35.105 --> 06:36.356
نه

06:37.274 --> 06:38.275
‫آره

06:40.652 --> 06:43.738
‫مدرکمون اسلحه‌ست

06:45.198 --> 06:46.283
‫که مالِ جیسونه

06:46.866 --> 06:48.868
‫جیسون ریو عضو یک بانده

06:49.911 --> 06:51.788
‫آخه آدم بره به یه بچه توی پارک شلیک بکنه،

06:51.788 --> 06:53.999
‫حاضره اسلحۀ کوفتیش رو پیش خودش نگه داره؟

06:53.999 --> 06:56.209
‫خب، ظاهراً این پسره نگه داشته

06:56.960 --> 06:58.169
‫بسیارخب

06:59.588 --> 07:00.839
‫درسته که تفنگ دستش بود

07:01.965 --> 07:06.177
‫ولی آیا خودش ماشه رو کشیده؟
‫یا که امانتیِ رفیقش بوده؟

07:06.803 --> 07:11.141
‫آخه ببینید، سریع برای فرار از دستگیری،
‫از جادۀ کنون جیم زد

07:11.141 --> 07:12.642
‫وقت جور می‌کنه که یه زنگ بزنه،

07:13.226 --> 07:16.396
‫به مدت ۳۴ ثانیه با یه شمارۀ ثبت‌نشده‌ای
‫که دیگه در دسترس نیست تماس می‌گیره

07:16.396 --> 07:19.065
‫آدم واسه‌ش سؤال پیش میاد که،
‫«به کی زنگ زده یعنی؟»

07:20.650 --> 07:21.651
‫به کی واقعاً؟

07:24.195 --> 07:25.614
‫می‌دونید این پرونده به چشم من چه حکمی داره؟

07:27.324 --> 07:28.950
‫اینکه یه بچۀ ۱۷ ساله،

07:29.951 --> 07:32.954
حق‌السکوت گرفته و تهدید شده
‫که یه سری اعترافاتی داشته باشه

07:41.666 --> 07:45.672
‫[آیا این زن را می‌شناسید؟]

07:47.302 --> 07:48.595
‫هفتۀ بعد می‌بینمت

07:52.223 --> 07:54.793
‫[آخرین بار چهارشنبه در خیابان هایزلین
‫حوالی ساعت ۱۰ شب دیده شده]
‫[هشدار امنیتی، لبخند بزنید!]
‫[شما زیرنظر دوربین مداربسنده‌اید]

07:56.817 --> 08:02.817
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

08:07.364 --> 08:08.365
‫الو؟

08:08.365 --> 08:11.201
‫من دیدمش، اون زن رو می‌شناسم

08:20.126 --> 08:23.672
‫واسه چی فکر می‌کنی عکس خانمی که
‫توی آگهیـه، همون آدمیه که شما دیدی؟

08:24.756 --> 08:29.386
‫اینجا نوشته، شمال کشور، توی ریو گرنده

08:30.303 --> 08:32.013
‫گفت که شغلش چی بوده؟

08:32.013 --> 08:34.933
‫- گمونم، خدمتکار بود
‫- می‌دونید کجا کار می‌کنه؟

08:36.726 --> 08:40.855
‫نه، ولی کارش رو دوست داشت
‫توی یادگیری زبان بهش کمک می‌کرد

08:40.855 --> 08:42.731
‫بعد دوست‌پسرش بهش گفت که استعفا بده

08:42.731 --> 08:43.942
‫دوست‌پسرش؟

08:44.568 --> 08:47.904
‫یه آقای انگلیسی بوده
‫دختره که باهاش هم‌خونه می‌شه...

08:47.904 --> 08:50.073
‫- دیگه خبری ازش نشد
‫- درسته

08:51.700 --> 08:55.036
‫خاطرتون هست اسمش چی بود، خانم اودیناکا؟

08:56.496 --> 09:00.792
‫کارلیتا؟ کارلا؟ کارلا بود

09:01.668 --> 09:04.004
‫مطمئنید که همون خانمه؟

09:04.004 --> 09:05.255
‫خیلی‌خب...

09:07.465 --> 09:10.719
‫تابستون پارسال یه دورهمی باهم داشتیم و...

09:12.512 --> 09:16.308
‫ایناهاش، خودشه
‫پشتم وایساده

09:38.163 --> 09:39.998
‫سلام، شما با تیم تحقیق و پرس‌وجو تماس گرفتید

09:40.498 --> 09:43.919
‫سلام، بابت تیراندازی پارک راون‌تری تماس می‌گیرم

09:44.419 --> 09:47.631
‫منظورم همونیه که خبرش توی تلویزیون پخش شد
‫و داشتن راجع‌بهش صحبت می‌کردن؟

09:48.506 --> 09:51.760
‫- با چشم‌هام دیدم که به اون بچه شلیک کردن
‫- بسیارخب

09:52.802 --> 09:54.346
‫چند نفر ضارب دیدید؟

09:55.222 --> 09:56.389
‫دو نفر

09:56.389 --> 09:58.808
‫یکی‌شون سیاه‌پوست بود
‫که پشت فرمون نشسته بود

09:58.808 --> 10:02.938
‫ولی اون یکی دیگه، کسی که شلیک کرد
‫سفیدپوست بود

10:07.525 --> 10:09.236
‫یکی با شمارۀ پشتیبانی تماس گرفت

10:11.780 --> 10:13.531
‫- جد
‫- بله قربان؟

10:13.531 --> 10:15.283
‫نوبتِ توئه. یالا بیا

10:15.283 --> 10:16.368
‫خیلی‌خب

10:26.461 --> 10:28.547
‫ما خبر داریم که تو ماشه رو نکشیدی

10:31.049 --> 10:33.927
‫ولی اگه بگی کی شلیک کرده،
‫ما امنیتت رو تأمین می‌کنیم

10:34.427 --> 10:37.847
‫سمعک‌لازمید؟
‫گفتم من شلیک کردم دیگه، نگفتم؟

10:44.646 --> 10:46.022
‫ما یه شاهد عینی داریم

11:04.249 --> 11:05.417
‫این دار و دسته...

11:07.627 --> 11:09.212
‫آدم‌های بی‌رحمی‌ان

11:10.088 --> 11:14.134
‫یهو سروکله‌شون از ناکجاآباد پیدا شد،
‫شروع کردن به دستور دادن به ما و موی دماغمون شدن

11:15.010 --> 11:17.804
‫هدف‌شون بدست گرفتن همه‌چیزه
‫و نمی‌ذارن کسی به گردِ پاشون برسه

11:18.430 --> 11:20.098
‫یعنی این رقابت بر سرِ قدرته؟

11:22.934 --> 11:25.353
‫بیخیال. اگه به گوششون برسه
‫که همچنان دنبال مُجرمیم،

11:25.353 --> 11:27.898
‫حالا چه درست چه غلط،
‫تاوانش رو تو باید بدی

11:28.690 --> 11:29.816
‫یا شاید هم خونواده‌ت

11:34.487 --> 11:36.781
‫شاهد جزئیات کوچکی رو در اختیارمون گذاشت

11:39.200 --> 11:40.410
‫کجاییه؟ ارمنی؟

11:43.330 --> 11:44.331
‫آلبانی؟

11:48.251 --> 11:49.252
‫ترک؟

11:55.467 --> 11:56.468
‫تُرکه پس

12:09.481 --> 12:10.690
‫شما ساکن همینجایید؟

12:10.690 --> 12:12.609
‫بسیارخب، ما داریم روی
‫حادثه‌ای که چهارشنبه ۲۸ام ماه...

12:12.609 --> 12:14.027
‫رخ داد، تحقیق و بررسی می‌کنیم

12:14.027 --> 12:16.696
‫دنبال یه آقای ترک‌زبانیم
‫متشکرم

12:16.696 --> 12:19.699
‫سلام آقا. درمورد حادثه‌ای که توی پارک

12:19.699 --> 12:21.201
‫به سر اون پسرک اومده‌ست

12:21.201 --> 12:23.203
‫هر اطلاعاتی واقعاً کمک کننده‌ست

12:23.203 --> 12:25.163
‫- سلام. بله، شما...
‫- چی هست؟

12:25.163 --> 12:27.791
‫سلام، آقا. این اطلاعیه بخاطر
‫اتفاقیه که توی پارک رخ داده

12:27.791 --> 12:30.877
‫دنبال یه آقایی هستیم که ترک‌زبانه

12:30.877 --> 12:31.962
‫نه. داستان چیه؟

12:31.962 --> 12:33.255
‫- اینجا چیکار می‌کنید؟
‫- برای کمک اومدم

12:33.255 --> 12:34.631
‫همیشۀ خدا پلیس افتاده اینجا

12:34.631 --> 12:36.758
‫صرفاً اومدیم تا جایی که می‌تونیم
‫اطلاعات بدست بیاریم

12:36.758 --> 12:38.176
‫همیشه می‌ریزید اینجا

12:38.176 --> 12:39.719
‫- مزاحم آسایشمون می‌شید. چرا؟
‫- برید عقب. نخیرم، اینطوری نیست.

12:39.719 --> 12:42.389
‫ما با شما کاری نداریم
‫لطفاً خونسردی‌تون رو حفظ کنید

12:42.389 --> 12:43.306
‫از این طرف، لطفاً

12:44.099 --> 12:45.642
‫- آروم باشید، برید سر کارتون
‫- هی!

12:45.642 --> 12:48.687
‫اگه سؤالی دارید از ما بپرسید، خب؟

12:48.687 --> 12:50.480
‫ممنون بابت همکاریتون

12:53.692 --> 12:55.777
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

12:55.777 --> 12:57.279
‫- مطمئنی؟
‫- بله

13:07.706 --> 13:09.708
‫«دن مک‌کیبِ» «اِلتهام» رو یادت میاد؟

13:09.708 --> 13:12.919
‫۱۷ سال آزگار بهشون خدمت کرده

13:12.919 --> 13:14.921
‫حالا بخاطر چهارتا پیامکِ نمی‌دونم،
‫مثلاً تهدیدآمیز...

13:15.086 --> 13:17.899
‫گرفتن از کار برکنارش کردن

13:17.924 --> 13:21.344
‫ببین کیم، اصلاً چه ربطی داره؟
‫من کار و زندگی دارم

13:21.344 --> 13:23.263
‫الان وقت ندارم راجع‌به دنِ کوفتی

13:23.263 --> 13:25.348
‫که واسه هر خراب‌شده‌ای هم هست،
‫صحبت کنم

13:25.348 --> 13:28.268
‫راستش رو بخوای،
‫منتظر اون روزم رفیق

13:29.644 --> 13:30.645
‫دوره زمونۀ بدی شده

13:30.645 --> 13:33.189
‫من منتظر یه تماسم، کیم

13:33.189 --> 13:35.525
‫بگو ببینم، داستانِ مزخرفاتِ
‫کنفرانس مطبوعاتی چیه؟

13:35.525 --> 13:37.360
‫رفیقت، شاهزاده خانم رو می‌گم

13:37.360 --> 13:39.029
‫- کی؟
‫- جون لنکر

13:39.029 --> 13:42.490
من می‌فهمم حضورش توی تلویزیون تأثیرگذاره
‫اصلاً هم اعتراضی ندارم

13:43.199 --> 13:45.410
‫بهشون گفتم اگه بخوام حرکتی بزنم،
‫رئیسش، کلودیا می‌هیو...

13:45.410 --> 13:46.703
‫بالم رو می‌چینه

13:46.703 --> 13:49.623
‫گوش کن،
‫هرچی کمک بیشتر باشه به نفعمونه، خب؟

13:49.623 --> 13:52.667
‫ولی کارش چیه؟ چی می‌خواد؟

13:52.667 --> 13:56.046
‫به ما چه؟ چه اهمیتی داره که چی می‌خواد؟
‫گوش بده، همینه که هست. خب؟

13:56.046 --> 13:58.465
‫زندگی همینه دیگه، پسر
‫بهش عادت کن، خب؟

13:58.465 --> 14:02.719
‫و انقدر هم نگران ارول متیس نباش
‫حل و فصل شده

14:02.719 --> 14:05.764
‫پرونده‌ش بسته شد، رفت پیِ کارش
‫دست از سرم بردار

14:05.764 --> 14:08.433
‫لعنتی یه روز خوش به ما نیومده

14:22.697 --> 14:25.283
‫هروقت داستانی پیش میاد،
‫صاف پا می‌شید میاید سراغ من چرا؟

14:25.283 --> 14:27.035
‫مگه من نمایندۀ ملت توی خیابونم؟

14:27.035 --> 14:29.454
‫خیلی‌خب، حَسَد
‫بگو ببینم چند دفعه بازداشت شدی؟

14:29.454 --> 14:30.705
‫مسئله این نیست

14:31.498 --> 14:35.126
‫حرفم اینه که، لطفاً اگه خبری شد
‫بهم یه زنگی بزن

14:35.126 --> 14:38.964
‫خواهش می‌کنم، این بچه فقط نُه سالشه
‫یه گلوله خالی کردن توی مغزش

14:38.964 --> 14:42.592
‫نمی‌گیرمش، نمی‌گیرم. ببین، من هیچ کوفتی
‫راجع‌به این قضایای تیراندازی نمی‌دونم

14:43.176 --> 14:45.053
‫درضمن صرفاً دارید وقتتون رو هدر می‌دید

14:45.053 --> 14:47.138
‫چند تا پفیوز توی خیابون داونینگ افتادن
‫که باید برید بهشون رسیدگی بکنید

14:47.138 --> 14:49.558
‫خیلی‌خب، می‌خوای شماره‌ت رو بهم بدی؟

14:49.558 --> 14:51.309
‫حالا شاید یه نماینده واسه مردم نیاز داشتیم

14:51.309 --> 14:52.435
‫خیلی‌خب

14:52.936 --> 14:54.604
‫خیلی‌خب. «حسد»؟

14:54.629 --> 14:56.255
‫[حسد]

14:56.982 --> 14:58.608
‫اولین پلیسی هستی که اسمم رو درست نوشتی

14:58.608 --> 14:59.985
‫یعنی چی؟

14:59.985 --> 15:02.445
‫خب، معمولاً همه با «هـ» دو چشم می‌نویسن

15:02.445 --> 15:06.283
‫املای اسمم رو درست نمی‌نویسن

15:09.160 --> 15:10.787
‫کلاً اسم‌های ترکی آدم‌ها رو گیج می‌کنه

15:15.584 --> 15:17.043
‫بله، ممنون

15:26.303 --> 15:27.929
‫- سلام
‫- آب بیارم؟

15:27.929 --> 15:30.432
‫آره، ممنون می‌شم

15:33.184 --> 15:37.105
‫گوش کن، شاهدِ ارول،
‫همون یارو که توی سلمونی بود...

15:37.105 --> 15:38.732
‫- مصطفی دمیر؟
‫- آره

15:38.732 --> 15:41.359
‫آره، همۀ جزئیات توی مغزمه
‫و واقعاً اعصابم رو به‌هم می‌ریزه

15:42.444 --> 15:45.322
‫- مطمئنی برگشت ترکیه؟
‫- آره

15:46.239 --> 15:50.952
‫- یعنی رفتی چک کردی؟
‫- آره دیگه

15:51.453 --> 15:53.914
‫با رئیس سابقش صحبت کردم،
‫به آخرین جایی که زندگی می‌کرد سَر زدم،

15:53.914 --> 15:55.790
‫اینترنت رو زیرورو کردم و هزارتا
‫کوفت و زهرمار دیگه. چطور مگه؟

15:57.208 --> 15:59.461
‫شاید مسخره به نظر برسه،
‫ولی خوب گوش بده

15:59.461 --> 16:01.880
‫اسم‌های تُرکی ملت رو گیج می‌کنن

16:02.464 --> 16:03.757
‫یعنی چی که گیج می‌کنن؟

16:03.757 --> 16:05.508
‫اسم مصطفی رو گوگل کردم

16:06.259 --> 16:09.179
‫دیدم هفت مدل مختلف،
‫می‌شه نوشتش

16:09.846 --> 16:11.056
‫خب؟

16:11.056 --> 16:14.392
‫خب، اگه مأمور اسمش رو
‫اشتباهی نوشته باشه چی؟

16:16.895 --> 16:19.147
‫اگه دنبال مصطفی
‫با املای اشتباهی می‌گشتیم، چی؟

16:22.859 --> 16:25.445
‫بیا، می‌شه ده پوند
‫نظرت چیه؟

16:27.572 --> 16:29.824
‫باشه، مهم نیست

16:33.536 --> 16:35.997
‫ببین، من می‌تونم باهات بیام‌ها

16:35.997 --> 16:38.083
‫نه، از پسش برمیام

16:40.669 --> 16:41.878
‫هی

16:42.629 --> 16:46.424
‫ببین، می‌دونم که روز مهمیه واست

16:49.219 --> 16:51.471
‫از پسش برمیای، گردن‌کلفتِ منی

17:42.188 --> 17:43.815
‫تولدت مبارک، مامان

17:53.992 --> 17:56.286
‫وقتی که به دنیا اومدی،
‫مامانت خیلی جوون بود

17:58.079 --> 18:00.874
‫اولین باری که ارول مادرت رو
آورد خونه‌مون رو یادمه

18:01.958 --> 18:05.712
‫تو هم همراهش بودی،
‫خیلی خجالتی بودی و پوست و استخون

18:06.546 --> 18:09.549
‫می‌خواستم با خوراک ماهی
و نون چاق و چله‌ات کنم

18:10.091 --> 18:13.929
‫آره، اون فلفل‌های اسکاچ‌بانت بدجور تُند بودن

18:17.307 --> 18:18.683
‫ولی مامانت می‌تونست تُندیش رو تحمل کنه

18:19.935 --> 18:21.102
‫آره

18:23.480 --> 18:27.359
‫اگه می‌دید انقدر کار و بارت روبه‌راهه

18:28.318 --> 18:31.571
‫و قد کشیدی و مرد شدی،

18:31.571 --> 18:33.740
‫حتماً خیلی بهت افتخار می‌کرد

18:37.118 --> 18:38.245
‫منم هیچ نقشی درش نداشتم

18:40.664 --> 18:42.540
‫- می‌دونم که ناامیدت کردم
‫- طوری نیست

18:43.416 --> 18:46.753
‫ما سعی‌مون رو کردیم، عزیزم
‫تلاش کردیم که حضانتت رو بگیریم ولی...

18:46.753 --> 18:48.463
‫مهم نیست

18:50.549 --> 18:52.342
‫نمی‌تونستم پا روی ارولم بذارم...

18:53.635 --> 18:54.803
‫و کلاً بیخیالش بشم

18:54.803 --> 18:57.138
‫خواسته‌شون همچین چیزی بود. ببین.

18:59.182 --> 19:02.561
‫من شرمنده‌تم. اینو می‌فهمی دیگه؟

19:06.815 --> 19:07.941
‫آره

19:08.775 --> 19:09.776
‫با این حال...

19:11.486 --> 19:13.488
‫نباید اینو بهت بگم ولی...

19:13.488 --> 19:19.244
‫بالاخره توی اون مسئله پیشرفت‌هایی داشتیم

19:20.704 --> 19:22.247
‫چی؟ منظورت چیه؟

19:24.082 --> 19:27.377
‫یه خانمی هست به اسم کارلا،
‫که داریم دنبالش می‌گردیم

19:27.377 --> 19:28.461
‫خب؟

19:28.461 --> 19:30.130
‫اطلاعات جدیدی داره

19:30.130 --> 19:31.256
‫اطلاعات؟

19:32.132 --> 19:34.926
‫- چه اطلاعاتی؟
‫- تو خودت رو نگران نکن

19:35.594 --> 19:40.515
‫ولی بهت می‌گم،
‫که به زودی ارول رو برمی‌گردونیم خونه

19:52.185 --> 19:53.300
‫[نامش دیوانگی‌ست یا حاشا؟
‫با اینکه دادگاه او را متهم شناخت...]

19:53.325 --> 19:55.120
‫[همچنان دوریس متیس، مادرِ ارول متیسِ قاتل،
‫فرزندِ خود را بی‌گناه می‌شمارد]

19:55.145 --> 19:56.151
‫[دوریس متیس: مادری متوهم؟]

19:57.198 --> 19:58.700
‫اینه، پس

20:00.493 --> 20:02.704
‫چه پونی ملوسی

20:04.789 --> 20:07.667
‫با اعتماد به نفس برو داخل
‫هیچکس خنده‌ش نمی‌گیره

20:12.017 --> 20:13.017
‫[هیــولا راهی زندان می‌شود]

20:13.041 --> 20:15.798
‫[ارول متیس به جُرم قتل دوست‌دخترش،
‫آدلاید باروز به حبس ابد محکوم شد]

20:26.269 --> 20:27.604
‫هی، گمشو، پسر!

20:30.579 --> 20:31.258
‫[اثرات گاز گرفتگی!]

20:31.283 --> 20:32.498
‫اثرات متعدد گازگرفتگی بر روی
‫جسد آدلاید وجود دارد، اما...

20:32.525 --> 20:33.718
‫وکیل مدافع مدعی است که گازگرفتگی‌ها
‫در حین رابطۀ جنسی رخ داده

20:35.737 --> 20:36.947
‫هی، گه نخور...

20:46.957 --> 20:48.375
‫چته؟

20:57.716 --> 20:58.716
[جستجو]

21:01.992 --> 21:04.064
‫[مصطفی دِمیر لندن]

21:08.271 --> 21:09.391
‫[مشاهدۀ همه]

21:42.846 --> 21:44.264
‫پاتریک

21:51.897 --> 21:53.106
‫از تو خوشش میاد

21:53.607 --> 21:55.942
‫آره، با سگ‌ها جورم

21:55.942 --> 21:57.736
‫درسته. بیا بشین

21:59.321 --> 22:00.322
‫بیا اینجا

22:00.822 --> 22:01.823
‫هی

22:04.743 --> 22:06.077
‫بذارش روی چشمت

22:07.579 --> 22:08.622
‫سرت رو ببر عقب

22:09.789 --> 22:10.790
‫مرسی

22:11.875 --> 22:14.711
‫خب، بگو ببینم اون یکی چیزیش شد؟

22:15.420 --> 22:18.256
‫چیزیش شد؟ بیخیال بابا
‫ترکوندمش، قطعاً

22:20.091 --> 22:21.927
‫- کار و بار خوبه؟
‫- آره

22:21.927 --> 22:23.136
‫آره، خوبه

22:24.638 --> 22:26.306
‫یکی از بچه‌های آپارتمان بود

22:28.433 --> 22:29.768
‫کاری از دستم برمیاد؟

22:31.144 --> 22:32.229
‫نه

22:36.650 --> 22:37.943
‫مرسی

22:39.236 --> 22:40.737
‫خب، چه خبر؟

22:47.953 --> 22:49.496
‫حس می‌کنم هیچ‌وقت قرار نیست فراموشش کنم

22:57.462 --> 22:59.756
‫چی شده؟ کسی بخاطر مامانت، بهت پیچیده؟

23:01.841 --> 23:02.842
‫کی بود؟

23:05.011 --> 23:05.887
‫افسر پلیس؟

23:06.513 --> 23:09.724
‫نه، منظورت چیه؟

23:12.227 --> 23:16.481
‫پس کارِ دوریسـه.
‫دیگه چه آشی داره واسه‌ت می‌پزه؟

23:18.275 --> 23:19.401
‫نمی‌دونم

23:20.860 --> 23:22.904
‫دنبال یه خانمی‌ان که
‫یه سری اطلاعات داره

23:22.904 --> 23:26.533
‫آره، خبر دارم. چیز خاصی نیست.
‫به کاهدون زدن

23:26.533 --> 23:28.034
‫کی هست؟

23:29.327 --> 23:30.495
‫شخص خاصی نیست

23:34.457 --> 23:35.458
‫حالت خوبه تو؟

23:38.378 --> 23:39.588
‫آره

23:42.173 --> 23:44.092
‫می‌خوای کل ماجرا رو از سَر بگم واست؟

23:48.388 --> 23:49.389
‫آره

23:51.349 --> 23:52.559
‫باشه

24:03.987 --> 24:07.157
‫ما وارد آپارتمان شدیم
‫یکی از همسایه‌ها به پلیس زنگ زده بود

24:09.826 --> 24:10.994
‫بدجور دعواشون شده بود

24:12.704 --> 24:19.085
‫ارول و مامانت،
‫داد و فریاد می‌زدن و... سروصدا می‌کردن

24:21.171 --> 24:25.425
‫مامانت رو... توی آشپزخونه دیدم

24:28.803 --> 24:30.388
‫تصادف ماشین رو یادت میاد؟

24:33.058 --> 24:34.059
‫نه

24:35.602 --> 24:37.520
‫درسته. خب، پاهات بدجور آسیب دیده بود

24:37.520 --> 24:38.605
‫ارول...

24:41.107 --> 24:42.359
‫ارول حالش خوب بود

24:43.818 --> 24:49.074
‫سر و بدنش خونی بود
‫ولی خونِ مادرت بود. خب؟

24:49.074 --> 24:52.619
‫خونِ خودش نبود
‫متوجهی که چی می‌گم؟

24:54.371 --> 24:55.372
‫آره

25:06.381 --> 25:07.817
[مصطفی دمیر]

25:10.679 --> 25:12.055
‫چیکار کنیم مصطفی؟

25:13.265 --> 25:15.600
‫خب، مهمونِ ویژه‌م تصمیم می‌گیره

25:15.600 --> 25:16.685
‫خیلی‌خب

25:18.270 --> 25:19.729
‫می‌خوای که ادامه بدم؟

25:22.774 --> 25:23.775
‫آره

25:29.030 --> 25:30.699
‫توی خونه یه سری مشکلات داشتن

25:31.616 --> 25:35.537
‫بخاطر پول و کاروبار
‫سر همین هم زود از کوره در می‌رن

25:35.537 --> 25:37.247
‫خب، خودت که می‌دونی، نه؟

25:39.332 --> 25:44.254
‫ولی ارول منکر شد

25:44.921 --> 25:45.922
‫زبون وا نکرد

25:48.383 --> 25:49.634
‫حتی شاهد هم داشت

25:51.595 --> 25:52.846
‫آره

25:53.513 --> 25:54.931
‫ولی طرف رو پیدا کردیم

25:58.018 --> 26:00.854
‫ردش رو زدیم، باهاش صحبت کردیم
‫و اون گفت نه

26:00.854 --> 26:02.564
‫ارول... اون هیچ‌وقت ارول رو ندیده بود

26:02.564 --> 26:04.234
‫همین‌جاست، من لندن‌ام

26:04.259 --> 26:07.402
‫- به رؤیایی خودت رسیدی
‫- آره، رفیق. زندگی قشنگه!

26:07.402 --> 26:09.070
‫از خودش درآورده بود، متوجه‌ای؟

26:09.696 --> 26:12.365
‫همسایه‌ها، درگیری، خون و کالبدشکافی

26:12.365 --> 26:14.784
‫من... اصلاً نیازی نیست
‫این چیزها رو بهت بگم

26:17.078 --> 26:21.875
‫آخرش نتونست تحمل کنـه
‫کنترل دعوا از دستش در رفت

26:24.183 --> 26:25.693
‫اعتراف کرد

26:27.172 --> 26:32.093
‫تمامش رو اعتراف کرد، کُل ماجرا رو!

26:35.472 --> 26:37.057
‫و مردم رو که می‌شناسی،

26:37.057 --> 26:40.018
‫هرچی که بخوان می‌تونن بگن،
‫ولی من خودم اونجا بودم

26:40.018 --> 26:42.604
‫این‌ها حقایق‌ان

27:09.673 --> 27:11.697
‫خدایا، واسه پیدا کردنت
‫زمین و زمان رو زیر و رو کردم

27:12.175 --> 27:14.761
‫رئیست فکر می‌کرد استامبول رفتی

27:17.347 --> 27:22.477
‫چندتا سؤال راجع‌به یه پروندۀ قدیمی دارم،
‫واسه چند سال پیشه. ارول متیس؟

27:25.132 --> 27:28.193
‫ظاهراً عذر موجهش رو رد کردی

27:29.901 --> 27:32.195
‫ارول اعتراف کرد وقتی
‫دوست‌دخترش به قتل رسید،

27:32.195 --> 27:34.781
‫اون در واقع توی آرایشگاهِ تو
‫دنبال کار می‌گشت

27:35.949 --> 27:37.701
‫مردم همیشه می‌اومدن

27:37.701 --> 27:39.494
‫پس قبول داری یکی اومده؟

27:40.042 --> 27:41.663
‫ببین، من دنبال دردسر نیستم

27:41.663 --> 27:42.747
‫آره، حتماً

27:42.747 --> 27:46.330
‫ولی یه نفر توی زندان واسه جرمی که من
‫فکر می‌کنم مرتکب نشده داره آب‌خنک می‌خوره

27:48.086 --> 27:50.755
‫پس، داشتی دروغ می‌گفتی؟
‫کسی تهدیدت کرده بود؟

27:51.673 --> 27:54.676
‫مصطفی، چیزی می‌خوای بگی؟

27:56.392 --> 27:57.894
‫کار...

27:59.264 --> 28:03.268
‫پلیس ازم خواست از روی تصاویر شناساییش کنم

28:04.185 --> 28:05.228
‫آره، خب؟

28:05.767 --> 28:06.767
‫اون...

28:08.356 --> 28:10.275
‫- عکس‌ها؟
‫- صورت‌ها

28:11.776 --> 28:13.945
‫به‌نظرم فرقی باهم نداشتن

28:17.365 --> 28:19.117
‫من نژادپرست نیستم، قسم می‌خورم

28:20.033 --> 28:21.852
‫نتونستی فرق‌شون رو تشخیص بدی

28:23.496 --> 28:26.403
‫بهت کلی عکس آدم سیاه‌پوست نشون دادن،
‫توام آدم اشتباهی رو انتخاب کردی

28:27.792 --> 28:31.104
‫وقتی که توی تلویزیون دیدمش،
‫وقتی ارول رو دیدم،

28:32.255 --> 28:35.269
‫گفتم: «همین بود؟ همین رو توی مغازه دیدم؟»

28:35.294 --> 28:37.219
‫پس چرا برنگشتی که بگی اشتباه کردی؟

28:37.219 --> 28:41.516
‫بیخیال، تو که خودت کارآگاه‌های
‫منطقۀ هکنی داونز رو می‌شناسی

28:41.541 --> 28:44.242
‫پلیس‌هایی که کلی آدم
‫توی گروه‌های راست‌گرا دارن

28:44.267 --> 28:46.102
‫فاشیست‌ها، جبهۀ سیاه

28:46.102 --> 28:48.021
‫- آره، ولی تو می‌تونستی...
‫- ببین...

28:48.688 --> 28:51.343
‫مردم می‌بینن، مردم زبون باز می‌کنن

28:54.319 --> 28:56.238
‫من دنبال دردسر نبودم

28:57.530 --> 28:58.746
‫باشه

28:59.616 --> 29:01.961
‫می‌دونی، من هرروز بهش فکر می‌کنم

29:03.870 --> 29:05.184
‫به کاری که کردم

29:07.040 --> 29:08.041
‫احمقانه بود

29:10.052 --> 29:11.378
‫بهش بگو...

29:14.297 --> 29:17.384
‫بابت همه‌چی متأسفم

29:19.213 --> 29:20.362
‫حتماً

29:26.351 --> 29:28.438
‫و مطمئنی همون مصطفی خودمونه؟

29:28.463 --> 29:31.373
‫- انکار نکرد
‫- باورم نمی‌شه

29:31.398 --> 29:35.110
‫فکر کنم راحت شد که
‫بالاخره خودش رو خالی کرد

29:35.694 --> 29:37.696
‫به‌نظرت حاضره توی اظهاریه‌ش تجدیدنظر کنه؟

29:37.696 --> 29:39.516
‫تأیید کنه که ارول رو توی مغازه‌ش دیده؟

29:40.574 --> 29:44.327
‫نمی‌دونم، شاید!
‫ولی سونیا، خودت بهم بگو...

29:44.327 --> 29:45.662
‫توی این ۱۲ سالی که اون داخل بوده،

29:45.662 --> 29:48.534
‫ممکنه نظر اعضای هیئت تجدیدنظر تغییری کنه؟

29:49.499 --> 29:54.004
‫ببین، الان یکی صاف
‫توی چشم‌هام نگاه کرد...

29:54.004 --> 29:57.022
‫و گفت فکر نمی‌کنه موقع قتل
‫ارول توی آپارتمانش بوده باشه.

29:57.424 --> 30:00.927
‫اون بی‌گناهه، خب؟ پس...

30:04.989 --> 30:07.528
‫یه لحظه صبر کن.
‫اون ماشین منه...

30:08.143 --> 30:09.477
‫اون ماشین منه!

30:10.263 --> 30:11.272
‫گه توش!

30:14.858 --> 30:16.026
‫گه توش!

30:50.393 --> 30:51.394
‫تو خوبی؟

30:52.771 --> 30:54.383
‫تا کِی اینجا می‌مونه؟

30:54.773 --> 30:57.788
‫شبانه‌روز اینجا هست،
‫تا خاطرجمع شه تکالیفت رو انجام میدی

30:58.360 --> 30:59.444
‫خیلی بامزه بود

30:59.444 --> 31:02.391
‫چیزی به مامان‌جون مو نمی‌گی‌ها!
‫خودت می‌دونی چه اخلاقی داره

31:02.416 --> 31:04.939
‫ولی بازم مراقبت ۲۴ ساعته خیلی خفنـه

31:04.964 --> 31:08.028
‫نه، راستش مضحکـه،
‫الکی دارن پول‌شون رو هدر میدن

31:14.292 --> 31:15.555
‫خدای من

31:18.672 --> 31:20.799
‫جُـم نخورید، با هردوتون‌ام

31:25.470 --> 31:27.639
‫نگران نباش، فقط...

31:31.333 --> 31:32.601
‫نیازی نبود توی زحمت بیفتی

31:32.626 --> 31:35.574
‫بابت همۀ این اتفاق‌ها متأسفم،
‫ولی خودم دستور دادم اینجا باشن

31:35.814 --> 31:37.804
‫خب، نیازی نیست

31:38.608 --> 31:41.026
‫اگه اون بیرون یکی داره
‫تو رو اون بیرون هدف قرار میده،

31:41.271 --> 31:44.023
‫داره بهت هشدار میده که سراغ
‫کسی که به آیزک شلیک کرد نری،

31:44.823 --> 31:46.992
‫خدایی نکرده ممکنه آدرست رو گیر بیاره

31:47.017 --> 31:49.686
‫اشتباهِ من بود، نباید تو رو
‫جلوی دوربینِ رسانه‌ها می‌بردم

31:50.903 --> 31:53.471
‫باید ازت بخوایم که به تحقیقاتت ادامه ندی

31:55.721 --> 31:56.894
‫چرا؟

31:57.982 --> 32:00.275
‫یه سری فعالیت‌های اینترنتی‌ای شکل گرفته

32:00.395 --> 32:01.882
‫فعالیت‌های اینـ... چی؟

32:01.882 --> 32:06.887
‫موارد مربوط به گروه‌های خلاف.
‫تهدید کردن که دفعۀ بعد ممکنه چیکار کنن

32:07.166 --> 32:10.085
‫سعی داریم جلوشون رو بیگریم،
‫ولی به همین آسونی‌ها نیست

32:10.974 --> 32:15.638
‫کار درست همینه،
‫فقط پی قضیه رو نگیر، خب؟

32:16.396 --> 32:18.135
‫نمی‌خواد نگران چیزی هم باشی

32:21.860 --> 32:23.445
‫باشه، ممنون

32:35.206 --> 32:36.374
‫متوجه شدی؟

32:53.350 --> 32:54.968
‫شاید بتونی از اینجا شروع کنی...

32:57.479 --> 32:59.856
‫دوربین رو بچرخون، بچرخون!

32:59.856 --> 33:02.275
‫آره، پسر. آره، بزن بریم

33:04.569 --> 33:07.405
‫- بجنب، زود...
‫- برو عقب

33:07.906 --> 33:10.867
‫کون لق هرچی پلیسه!
‫کون لق همه‌شون!

33:13.703 --> 33:15.247
‫دیگه هیچ‌وقت سربه‌سر ما نذار

33:15.272 --> 33:17.216
‫[جزغاله شد، آره هشتگ بی‌قانونی]
‫[دیگه پُر واضحه... هشتگ بسوز خوشگله بسوز]

33:17.241 --> 33:18.534
‫[حقت همینه. هشتگ لشکر خلافکارها]

33:21.661 --> 33:23.423
‫[با ما در بیفتی، باهات درمیفتیم]
‫[جون، ما می‌دونیم خونه‌ت کجاست]

34:28.945 --> 34:30.614
‫من می‌خوام کمکت کنم، جیسون

34:34.451 --> 34:35.884
‫می‌خوام ازت محافظت کنم

34:39.623 --> 34:41.189
‫بهم اجازۀ این کارو میدی؟

34:46.902 --> 34:48.657
‫فقط اسمش رو بهم بگو

35:02.771 --> 35:04.272
‫- بله، قربان؟
‫- جون

35:04.272 --> 35:06.524
‫می‌شه به محض اینکه
‫رسیدی خبرمون کنی؟

35:07.025 --> 35:08.944
‫متأسفانه یه مورد اضطراریه

35:12.656 --> 35:15.992
‫موضوع نقض سیستم شناسایی شماره پلاکـه؟
‫چون گزارش اون‌ها رو نوشتم

35:15.992 --> 35:17.869
‫اون موضوع هنوز درحال بررسیـه

35:18.453 --> 35:19.955
‫ولی من وظیفه‌ای دارم که
‫باید شما رو در جریان بذارم

35:19.955 --> 35:22.687
‫که علیه‌ت شکایت جدیدی ثبت شده

35:22.749 --> 35:24.040
‫ببخشید چی؟

35:25.846 --> 35:28.854
‫مدعی شدن که توی محل کار
‫به همکارهات زور می‌گی

35:58.076 --> 35:59.361
‫جون

36:00.620 --> 36:05.041
‫جون. می‌دونم، تحملش سخته

36:05.041 --> 36:07.011
‫آره، این یه مورد رو باهات موافقم

36:08.169 --> 36:10.149
‫باید با همه عادلانه برخورد کنم

36:10.174 --> 36:12.593
‫- کدوم همه؟
‫- می‌دونی که نمی‌تونم مسئله رو باز کنم

36:13.258 --> 36:14.259
‫درسته

36:15.760 --> 36:21.988
‫درسته. شرمنده قربان.
‫فقط یه موضوع دیگه‌ای هم هست، می‌دونین؟

36:22.603 --> 36:23.643
‫می‌دونم

36:23.668 --> 36:26.702
‫اون منو از دایرۀ تحقیقات بیرون کرد

36:26.727 --> 36:28.080
‫می‌دونستین؟

36:28.870 --> 36:30.255
‫منظورت از «اون» کیه؟

36:31.499 --> 36:32.736
‫آره، می‌دونم

36:32.736 --> 36:34.446
‫ماشینم رو آتیش زدن

36:34.446 --> 36:37.616
‫- می‌دونم، ما همه کنارت هستیم
‫- باید اعتراف کنین که...

36:38.283 --> 36:39.284
‫چی رو؟

36:39.815 --> 36:42.174
‫یه‌کم آدم ناراحت می‌شه، مگه نه؟

36:43.121 --> 36:43.955
‫جون

36:43.955 --> 36:48.425
‫اون یارو از کجا می‌دونست
‫من ماشینم رو کجا پارک کردم؟

36:48.710 --> 36:51.087
‫می‌دونم چطور به‌نظر میاد،
‫می‌دونم آدم باورش نمی‌شه

36:51.087 --> 36:54.507
‫- ولی ماشین‌های ما همگی ردیابی می‌شن
‫- خدایا...

36:54.507 --> 36:56.760
‫هگرتی به یکی زنگ می‌زنه،
‫ازش یه خواهشی می‌کنه

36:56.760 --> 37:00.720
‫- بیخیال
‫- و بعدشم امروز، من به بقیه زور می‌گم؟

37:01.223 --> 37:02.515
‫بیخیال، باید اعتراف کنین

37:02.515 --> 37:04.643
‫- زمان‌بندیش بی‌نظیر بوده!
‫- تمومش کن

37:06.686 --> 37:07.687
‫جون

37:11.483 --> 37:14.152
‫یه چیزی به من بگو. تابحال کسی
‫به اسم «آمیت شکر» به گوشِت خورده؟

37:14.653 --> 37:17.281
‫نه؟ ۲۸ ساله، لهجۀ ترکی

37:18.102 --> 37:19.866
‫خب، اینجا توی سیارۀ زمین

37:19.866 --> 37:22.160
‫حدوداً... دو ساعت پیش...

37:22.160 --> 37:25.497
‫یه مردی به این اسم به جرم
‫شلیک به قربانیِ تو دستگیر شد

37:26.294 --> 37:28.512
‫همون پسره، آیزک ویتلو

37:30.627 --> 37:32.724
‫آره، اسمش رو به هگرتی دادن

37:32.749 --> 37:34.619
‫تیم کل شب رو مشغول بود

37:34.644 --> 37:38.690
‫مأموریت بودن. طرف رو تا پاتوق
‫موادفروش‌ها توی جادۀ کِمپ دنبال کردن

37:41.091 --> 37:43.302
‫حالا... خودش بود؟ همونی که شلیک کرد؟

37:43.945 --> 37:45.196
‫آره

37:45.221 --> 37:46.434
‫چطور مطمئنن خودشه؟

37:46.434 --> 37:47.821
‫همه‌چی معلومه

37:47.994 --> 37:50.173
‫مدارک فیزیکی، شهادت مظنون

37:50.684 --> 37:53.275
‫وکیل می‌خواد معامله کنه،
‫ولی هگرتی به فکر معامله نیست

37:53.275 --> 37:55.485
‫چون می‌خواد ثابت کنه قتل عمد بوده

37:57.737 --> 37:58.738
‫خوبه

37:59.531 --> 38:00.532
‫خوبه

38:02.033 --> 38:04.138
‫جنی، مادر آیزک هم باید اونجا بـ...

38:08.413 --> 38:10.251
‫منم دوست داشتم اونجا باشم

38:11.960 --> 38:12.961
‫می‌دونم

38:16.298 --> 38:19.230
‫ولی بذار به عنوان
‫رئیس باتجربه‌ت یه نصیحتی کنم:

38:19.883 --> 38:21.697
‫بیخیالش شو

38:22.888 --> 38:25.505
‫چون برخلاف چیزی که می‌بینی،

38:26.271 --> 38:28.671
‫دَن جزء آدم خوب‌هاست

38:30.415 --> 38:32.419
‫و کم رفیق و آشنا نداره

38:33.376 --> 38:34.885
‫پس این هم حواست باشه

38:50.081 --> 38:51.556
‫سلام

38:51.977 --> 38:54.843
‫توی محل کار غذا اضافی اومد، منم...

38:55.545 --> 38:57.672
‫- این‌ها رو خودت درست کردی؟
‫- آره

39:00.967 --> 39:02.469
‫- ببین...
‫- لازانیاست

39:03.053 --> 39:04.693
‫واسه تشکر و این چیزها

39:06.139 --> 39:10.018
‫پاتریک، نمی‌تونی دم‌به‌دقیقه این‌طرف‌ها بیای

39:15.232 --> 39:17.404
‫ببین، نمی‌تونی این کارو کنی، خب؟

39:18.401 --> 39:19.402
‫باشه

39:21.696 --> 39:22.697
‫هی

39:26.618 --> 39:28.738
‫ایشون دخترمه، لیزا

39:29.037 --> 39:30.295
‫پاتریک

39:30.477 --> 39:32.878
‫خوشبختم

39:37.420 --> 39:40.448
‫نظرت چیه ببینیم می‌شه یه کاری کرد
‫از اون خونه بیرون بیای، هان؟

39:51.726 --> 39:53.228
‫- لیزا
‫- یه لحظه

39:57.314 --> 39:59.565
‫[پیام به پاتریک]
‫[عقل تو کله‌ت نیست؟]

40:05.540 --> 40:08.800
‫[این‌جوری قاتی می‌کنه!]

40:25.760 --> 40:29.264
‫ببین، کار من بود

40:30.216 --> 40:31.330
‫چی کار تو بود؟

40:33.435 --> 40:35.539
‫من هیچ‌وقت نگفتم بهم زور گفتی

40:35.937 --> 40:39.524
‫اصلاً از اون واژه استفاده نکردم.
‫ولی «روی» کلافه‌م کرده بود

40:40.775 --> 40:42.166
‫هی وِر وِر وِر

40:42.191 --> 40:44.566
‫«تو گزارش آسیب‌شناسی رو بهش دادی؟»

40:44.821 --> 40:46.489
‫- گزارش آسیب‌شناسی؟
‫- آره

40:46.489 --> 40:50.340
‫واسه ماریا دِسوزا.
‫پروندۀ کلایو سیلکاکس

40:50.827 --> 40:53.330
‫چپ و راست گیر داده بودن که
‫من گزارش رو بهت داد، و منم...

40:53.830 --> 40:56.066
‫سعی کردم بهشون توضیح بدم

40:56.091 --> 40:57.370
‫خب...

40:58.523 --> 41:00.879
‫بیا روراست باشیم،
‫توام صدبار گفتی گزارش رو بده

41:00.879 --> 41:04.474
‫آره، ولی من که بهت زور نگفتم!
‫خدایا، کلویی...

41:04.499 --> 41:05.828
‫شرمنده، متأسفم

41:05.853 --> 41:08.278
‫ولی اگه روی رد داده و...

41:08.303 --> 41:10.699
‫می‌خواد جنگ راه بندازه،
‫این پای خودشه، دیگه تقصیر من نیست

41:10.724 --> 41:14.394
‫نه، من بهت اعتماد کرده بودم.
‫آخه این چه گهی بود خوردی؟

41:16.385 --> 41:19.368
‫چیه؟ الان این چه قیافه‌ایه می‌گیری؟

41:23.033 --> 41:25.003
‫بالاخره خونِ تو از ما رنگین‌تره!

41:25.771 --> 41:27.750
‫- چی؟
‫- تو و اون دوست‌های جدیدت

41:27.890 --> 41:29.616
‫- چشم پیشرفت ما رو نداری
‫- ببخشید! من...

41:29.616 --> 41:32.273
‫نه، نه، نه. خودت خوب می‌دونی!
‫اون کنفرانس مطبوعاتی رو می‌گم!

41:32.298 --> 41:37.291
‫می‌فهمم، سیاه‌پوستم. آره
‫ولی اون‌قدرها هم سیاه‌پوست نیستم

41:37.316 --> 41:39.292
‫- چی؟
‫- اون‌قدرها تهدیدی به حساب نمیام

41:39.317 --> 41:40.341
‫کون لقت، یعنی چی؟

41:40.365 --> 41:43.255
‫منصفانه‌ست،
‫من از پس اون کار برنمی‌اومدم

41:44.506 --> 41:46.798
‫همون چیزی که همه می‌گن،
‫همه‌ش بازیه، مگه نه؟

41:47.175 --> 41:50.220
‫فقط انتظار نداشته باش کسی
‫به‌خاطر این کارت ازت خوشش بیاد

41:50.845 --> 41:51.763
‫جدی می‌گم! می‌دونی...

41:51.763 --> 41:54.474
‫باید خودت بیای ببینی
‫توی گروه چی صدات می‌کنن...

41:58.728 --> 42:00.384
‫از قهوه‌ت لذت ببر

42:40.854 --> 42:41.688
‫الو؟

42:41.688 --> 42:43.023
‫سلام، جون. بِکا هستم...

42:43.023 --> 42:44.745
‫از «مور استریت شلتر»
‫(خانۀ امن زنان)

42:47.402 --> 42:49.689
‫- ببخشید، حالت خوبه؟
‫- آره، من خوبم.

42:49.729 --> 42:51.381
‫چه کمکی می‌تونم بکنم؟

42:51.406 --> 42:55.368
‫از همکارهات خواسته بودی اگه خبری
‫از کسی به اسم کارلا شد زنگ بزنن؟

43:07.255 --> 43:08.173
‫سونیا

43:08.173 --> 43:10.217
‫جون، چی شده؟

43:10.217 --> 43:14.589
‫کسی به خونه‌های امن زنگ زده سراغ
‫اونی که دنبالش هستیم رو گرفته؟

43:14.804 --> 43:17.599
‫نه، ما منتظر تو بودیم
‫تا لیست رو بفرستی. چطور؟

43:17.599 --> 43:22.282
‫درسته. آخه یکی از پناهگاه
‫«لیتون» بهم زنگ زده بود

43:23.188 --> 43:25.750
‫گفت یه پلیس مرد اومده...

43:25.775 --> 43:29.314
‫دنبال کسی به اسم کارلا
‫توی اسامی ثبت شده می‌گشته

43:29.474 --> 43:32.197
‫ببخشید، یعنی یکی دیگه
‫دنبال کسی به اسم کارلا بوده؟ کی؟

43:33.073 --> 43:34.866
‫خب، افسره خودش رو معرفی نکرد

43:35.367 --> 43:37.953
‫که خودش مشکوکـه.
‫واسه همین به من زنگ زد

43:38.888 --> 43:42.030
‫یعنی... چیزی هست که من ازش بی‌خبرم؟

43:43.133 --> 43:45.460
‫تو به کسی گفتی ما دنبال کارلا می‌گردیم؟

43:45.485 --> 43:46.719
‫نه

43:47.510 --> 43:48.814
‫نه!

43:48.838 --> 43:51.998
‫خب، یکی حتماً حرفی زده،

43:52.989 --> 43:55.475
‫اگه ما حرفی نزدیم،
‫پس کی زده؟ دوریس؟

43:55.971 --> 43:57.665
‫یا شاید کارِ یکی از دستیارهاش بوده

43:57.898 --> 43:59.112
‫[مارسیا جونز]

43:59.137 --> 44:00.704
‫مارسیا

44:02.435 --> 44:03.436
‫جو؟

44:03.557 --> 44:05.311
‫[جو شیکُنی]

44:05.438 --> 44:06.957
‫[خطا: نتایج برای این نام: صفر]

44:06.982 --> 44:07.983
‫لاتیشا؟

44:12.168 --> 44:13.819
‫[لاتیشا الیمیو]

44:13.910 --> 44:16.119
‫[جرم: مظنون به دزدی از مغازه]
‫[(به ارزش بالای ۲۰۰ پوند)]

44:24.847 --> 44:27.678
‫[مأمور جلب: تونی گیلفوی]

44:51.568 --> 44:55.140
‫خب، تونی گیلفوی

44:56.156 --> 45:00.242
‫به جرم دزدی بازداشتت کرده،
‫ولی بعدش از اتهامات صرف‌نظر کرد

45:00.911 --> 45:02.287
‫به ازای چی این کارو کرد؟

45:03.163 --> 45:05.165
‫- بهش اطلاعات بدم
‫- اطلاعات؟

45:05.165 --> 45:07.584
‫داشتی گزارش دوریس رو می‌دادی؟
‫جاسوسی کمپینش رو می‌کردی؟

45:07.584 --> 45:11.838
‫جاسوسی نمی‌کردم،
‫فقط می‌گفتم کارمون چطوریه

45:12.802 --> 45:14.064
‫چند وقت؟

45:15.383 --> 45:17.418
‫چند وقته این کارو می‌کنی؟

45:19.179 --> 45:20.180
‫هشت سال

45:21.139 --> 45:24.017
‫- هشت!
‫- ولی فقط چیزهای خوب گفتم

45:24.017 --> 45:26.201
‫هرگز بدش رو نگفتم

45:26.937 --> 45:30.106
‫اون خیلی به من لطف کرده.
‫هوای بچه‌هامو داشته

45:30.106 --> 45:32.136
‫با سابقه‌ای که داشتم
‫ممکن بود از دست بدم‌شون

45:32.161 --> 45:33.683
‫ولی اون قضاوتم نکرد

45:33.985 --> 45:36.899
‫اون هرکاری کرد تا چیزی از مادریم کم نشه

45:37.280 --> 45:38.281
‫خدای من

45:40.784 --> 45:43.036
‫خب، حالا چه معامله‌ای با گیلفوی
‫کرده بودی؟ بهت پول می‌داد؟

45:43.036 --> 45:45.101
‫نه، فقط اسم منو توی لیست گذاشت، همین

45:45.126 --> 45:46.419
‫- لیست؟
‫- لیست خرید آپارتمان

45:47.707 --> 45:48.708
‫باشه

45:50.126 --> 45:53.463
‫باشه، باشه. پس تو راجع‌به
‫کارلا به تونی گفتی، مشخصاً

45:54.923 --> 45:56.174
‫- آره
‫- در مورد من چی؟

45:57.717 --> 45:59.706
‫بهش گفتی دارم کمکت می‌کنم؟

46:01.179 --> 46:02.472
‫آره

46:06.935 --> 46:08.687
‫خیلی‌خب، امشب به دوریس زنگ می‌زنی...

46:08.687 --> 46:10.021
‫- نه، نمی‌تونم
‫- و بهش می‌گی...

46:10.021 --> 46:12.848
‫بگو عمه‌م مریضه، شغل جدید گرفتم،
‫اصلاً واقعیت رو بگو

46:12.873 --> 46:15.075
‫برام مهم نیست، دیگه ادامه نمی‌دی!

46:15.652 --> 46:17.696
‫ازش فاصله می‌گیری،
‫و همین امشب این کارو می‌کنی

46:21.866 --> 46:23.643
‫به تونی چی بگم؟

46:24.202 --> 46:25.745
‫هرچی دوست داشتی می‌تونی بگی

46:27.872 --> 46:29.990
‫احتمالاً خودش تا الان ماجرا رو فهمیده

46:46.272 --> 46:48.018
‫لاتیشا، سلام عزیزم

46:48.018 --> 46:49.436
‫شرمنده، سرت شلوغه؟

46:49.436 --> 46:51.021
‫نه. چه کمکی ازم برمیاد؟

46:51.021 --> 46:54.816
‫خب، راستش می‌خواستم باهات راجع‌به...

46:56.276 --> 46:57.819
‫شرمنده دوریس

46:57.819 --> 47:00.681
‫رئیس، بابت تمام این اتفاقات متأسفم، خب؟

47:01.239 --> 47:03.408
‫فردا می‌بینمت، باشه؟
‫ممنون، رفیق

47:04.242 --> 47:05.243
‫باشه

47:13.668 --> 47:16.922
‫تونی این مدلیه که شغلش زندگیشـه

47:17.318 --> 47:19.829
‫ده ساله که ام‌اس داره

47:20.342 --> 47:23.345
‫خودم توی ملاقات‌های مدرسه‌ای
‫و پروتکل‌های افراد ناتوان هواش رو داشتم.

47:23.345 --> 47:25.597
‫اینو برو به آی‌او‌پی‌سی بگو
‫(سازمان رسیدگی به تخلفات)

47:25.597 --> 47:26.890
‫اون آزارش به مورچه هم نمی‌رسه

47:26.890 --> 47:29.059
‫واقعاً؟ نمی‌رسه؟

47:29.059 --> 47:32.604
‫هشت سال یه زن بی‌دفاع رو زیرنظر داشت

47:32.604 --> 47:35.513
‫این چیزها واسه تو عادیه؟
‫تو و اون رفیق‌های مُسنت

47:35.538 --> 47:36.983
‫ببین، اون‌ها قرار بود تجدیدنظر کنن

47:36.983 --> 47:38.902
‫می‌خواستیم بدونیم
‫چه برنامه‌ای دارن، فقط همین

47:38.902 --> 47:42.405
‫تو اصلاً نمی‌دونی چه آسیبی زدی!

47:42.405 --> 47:44.783
‫- آسیب؟
‫- آره، آسیب!

47:45.901 --> 47:47.077
‫بذار این سؤال رو ازت بپرسم:

47:47.077 --> 47:51.873
‫رفیق‌های جدیدِ خودت از ادعاهای بخصوصی
‫که توی تماس اضطراری شده خبر دارن؟

47:51.873 --> 47:52.916
‫نه

47:53.463 --> 47:54.729
‫نه

47:54.754 --> 47:56.494
‫خب، محض شفاف‌سازی می‌گم

47:57.087 --> 48:00.754
‫اگه بفهمم خبرش جایی درز کرده،
‫حتی ذره‌ایش،

48:01.219 --> 48:03.140
‫دیگه دست روی دست نمی‌ذارم

48:04.904 --> 48:07.278
‫اون‌وقت رفیق‌هات باید به دادت برسن

48:08.848 --> 48:10.582
‫چون دیگه ولت نمی‌کنم

48:22.654 --> 48:23.947
‫همه‌چی ردیفـه؟

48:28.854 --> 48:30.580
‫«آزارش به مورچه نمی‌رسه»

48:30.844 --> 48:33.535
‫این رو بهم گفته،
‫«آزارش به مورچه نمی‌رسه»

48:33.748 --> 48:35.481
‫انگار هیچکس براش مهم نیست

48:35.917 --> 48:38.108
‫حداقل آدم‌هایی مثل دوریس براش مهم نیستن

48:39.004 --> 48:40.714
‫شرمنده، من دارم...

48:40.714 --> 48:43.091
‫نه، حق با توئه. من فقط...

48:45.302 --> 48:47.894
‫خب، حالا چیکار کنیم؟ هان؟

48:48.930 --> 48:52.100
‫می‌خوای آمار این بیشرف‌ها رو بدی؟

48:52.100 --> 48:54.603
‫چون اگه می‌خوای این کارو کنی،
‫مشکلی نداره

48:54.603 --> 48:55.770
‫من.. من پایه‌ام

48:56.271 --> 48:59.900
‫جدی می‌گم،
‫اگه این درمان دردشونـه، پس...

49:00.400 --> 49:02.803
‫همین‌جوریش هم حبس خانگی‌ایم

49:02.903 --> 49:05.155
‫دیگه چه بلایی می‌خوان سرمون بیارن؟

49:06.621 --> 49:08.283
‫به خودت بستگی داره،

49:09.752 --> 49:11.221
‫نه، زنگ بزن

49:14.122 --> 49:16.750
‫بذار بهت بگم، با اون خانم رئیسه
‫که توی تلویزیون بود زنگ بزن

49:16.750 --> 49:18.919
‫همون مو قرمزه،
‫اسمش چی بود؟ کلودیا

49:19.637 --> 49:22.045
‫«اون مو قرمزه که توی تلویزیون بود»
‫نگران شم؟

49:23.590 --> 49:24.549
‫فقط یه زنگ بهش بزن

49:24.549 --> 49:29.763
‫باشه، حالا فرض کن زنگ زدم.
‫اون‌ها هم یه فرم شکایت پر می‌کنن

49:29.763 --> 49:32.515
‫میرن رسیدگی می‌کنن، و چندین
‫و چند ماه قراره ادامه داشته باشه

49:32.515 --> 49:34.392
‫همین‌جوری ادامه داشته باشه،
‫خب، بعدش چی؟

49:36.061 --> 49:38.006
‫باید پای تلفن می‌شنیدی چی می‌گفت.
‫هگرتی رو می‌گم

49:38.031 --> 49:40.899
‫حرف‌هاش زننده بود، ولی صداش می‌لرزید

49:42.192 --> 49:44.945
‫چرا؟ یعنی چی رو داره مخفی می‌کنه؟

49:46.606 --> 49:49.487
‫یعنی چه بلایی سر پسر اون زن بیچاره آوردن؟

49:54.246 --> 49:56.498
‫- سونیاست. باید برم
‫- باشه

49:58.458 --> 49:59.918
‫فکر کنم منظورم اینه که...

49:59.918 --> 50:01.471
‫نباید جا بزنی

50:03.338 --> 50:04.339
‫آره

50:05.298 --> 50:06.299
‫خیلی‌خب

50:08.258 --> 50:09.487
‫مطمئنی؟

50:10.136 --> 50:11.670
‫البته، هرچی تو بخوای هستم

50:14.891 --> 50:15.892
‫مرسی

50:59.227 --> 51:00.228
‫خب...

51:02.939 --> 51:04.312
‫حالا چی؟

51:06.130 --> 51:07.610
‫[این خانم رو می‌شناسید؟]

51:07.635 --> 51:09.263
‫[در صورت داشتن هرگونه اطلاعات،
‫با این شماره تلفن تماس بگیرید]

51:19.247 --> 51:20.665
‫باید جواب بدم

51:27.589 --> 51:28.590
‫الو؟

51:30.133 --> 51:31.496
‫الو، می‌تونم کمکتون کنم؟

51:33.094 --> 51:34.346
‫دنبالم نگردین

51:37.557 --> 51:38.837
‫ببخشید، شما؟

51:39.226 --> 51:41.470
‫شما نمی‌دونین،
‫دارین با دم شیر بازی می‌کنین

51:41.770 --> 51:42.729
‫کارلا؟

51:42.729 --> 51:44.830
‫اسم کوفتی منو از کجا می‌دونین؟

51:46.900 --> 51:48.235
‫کارلا، کجایی؟

51:48.235 --> 51:51.613
‫خواهش می‌کنم، ادامه ندین
‫خواهش می‌کنم، ادامه ندین

51:51.613 --> 51:54.241
‫قول میدم می‌تونیم کمکت کنیم

51:54.241 --> 51:57.953
‫نه! اصلاً فراموشم کنین

51:57.953 --> 52:00.664
‫فراموش کنین من کی‌ام.
‫چون منو به کشتن می‌دین!

52:01.331 --> 52:05.210
‫نه، ما می‌تونیم ازت مراقبت کنیم

52:05.810 --> 52:09.647
‫حرفم رو باور نمی‌کنی.
‫قبلاً هم این کارو کرده

52:09.672 --> 52:11.135
‫باز هم می‌کنه

52:11.341 --> 52:15.262
‫ما حرفت رو باور می‌کنیم.
‫فقط کافیه اسمش رو بگی

52:15.262 --> 52:17.279
‫اسم بی اسم!

52:17.304 --> 52:21.400
‫حرف آدمیزاد حالی‌تون نمی‌شه؟
‫مراقبش‌ان (به زبان پرتغالی)

52:22.561 --> 52:23.837
‫می‌گه مراقبش‌ان

52:24.187 --> 52:25.677
‫مراقبش‌ان؟

52:27.190 --> 52:30.318
‫چطوری؟
‫کی مراقبشـه؟

52:33.738 --> 52:35.657
‫- کارلا؟
‫- فقط ادامه ندین!

52:38.458 --> 52:42.458
‫ترجمه و تنظیم از
‫«iredprincess و امیر فرحناک»

52:43.619 --> 53:18.619
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
