WEBVTT

00:05.890 --> 00:15.890
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:15.914 --> 00:24.723
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:29.747 --> 00:35.556
‫ترجمه و تنظیم از
‫«iredprincess و امیر فرحناک»

00:43.580 --> 00:45.210
‫هی، هی!
‫گوشِـت با منه؟

00:45.960 --> 00:48.750
‫بابا ببین چی می‌گم اصلاً،
‫دارم می‌گم خودم بررسیش کردم

00:49.250 --> 00:51.000
‫نه، نه، نه آقا، من نمی...

01:08.770 --> 01:10.020
‫الو؟

01:10.110 --> 01:12.650
‫الو؟ توی پارک «راون‌تری» تیراندازی شده

01:12.730 --> 01:14.900
‫بسیارخب خانم، شما در امانیـد؟

01:14.990 --> 01:17.530
‫فکر کنم به یکی از پسربچه‌ها شلیک کردن

01:19.240 --> 01:21.790
‫می‌بینید که...
‫هنوزم تیراندازی‌شون ادامه داره یا نه؟

01:21.870 --> 01:22.950
‫چه می‌دونم!

01:24.160 --> 01:26.750
‫پسره روی زمین ولو شده
‫اصلاً تکون نمی‌خوره!

01:31.717 --> 01:34.230
‫«ســوءپیشینه»
‫[فصل اول، قسمت سوم]

01:34.254 --> 01:44.254
‫♪ آهنگ Just Me and You ♪
‫♪ از Dreamliners ♪

02:20.720 --> 02:23.760
‫بسیارخب، جان
‫من الان به پارک راون‌تری توی منطقۀ

02:23.850 --> 02:26.270
‫هکنی داونز لندن رسیدم

02:26.350 --> 02:30.940
‫ظاهراً پسربچه‌ای در حالی‌که داشته از مدرسه
‫به خونه برمی‌گشته، توی مسیر تیر می‌خوره

02:31.020 --> 02:33.610
‫و طبق گفتۀ شاهدین، ضاربینِ حادثه
‫سوار بر موتور تیراندازی کردن

02:34.110 --> 02:35.980
‫به نظر می‌رسد این حادثه تازه‌ترین مورد

02:36.070 --> 02:40.030
‫از مجموعه اتفاقاتِ خشونت‌آمیز
‫مرتبط با باندهای مختلف در ماه‌های اخیر باشد

02:40.110 --> 02:42.120
‫همونطور که می‌بینید، کلِ پارک...

02:44.719 --> 02:45.680
‫[این خانم رو می‌شناسید؟]

02:45.705 --> 02:48.305
‫[در صورت داشتن هرگونه اطلاعات،
‫با این شماره تلفن تماس بگیرید]

02:54.091 --> 02:56.979
‫[نقض سیستم شناسایی شماره پلاک خودرو]
‫[نتایج مرتبط با جون لنکر]
‫[شمارۀ پرونده‌های مربوطه]

02:58.900 --> 03:00.065
‫[اطلاعات شما با موفقیت اضافه گردید]

03:00.090 --> 03:02.050
‫خیلی‌خب، همه گوش‌هاشون با من باشه

03:02.140 --> 03:05.140
‫همین الان بهم خبر رسیده که
‫بخاطر تیراندازی توی پارک راون‌تری

03:05.220 --> 03:07.180
‫پروندۀ بزرگی زیر دستمونه

03:07.270 --> 03:09.430
‫احتمال خیلی زیاد مربوط به باند خلافکارهاست

03:10.190 --> 03:12.350
‫هکنی داونز دنبال چندتا پلیس اضافه‌ست

03:12.440 --> 03:15.940
‫اگه کسی داوطلب بشه،
‫واقعاً ممنون می‌شم

03:16.020 --> 03:18.240
‫افسر ارشد تحقیقات پرونده،
‫سربازرس هگرتی‌ـه

03:18.780 --> 03:20.320
‫فعلاً اطلاعاتمون در همین حده،

03:20.400 --> 03:23.370
‫ولی اینم بدونید که تحت فشار قرار می‌گیریم
‫و کمبود منابع خواهیم داشت

03:23.450 --> 03:24.830
‫پس باید تموم فکر و ذکرتون رو روش بذارید

03:28.580 --> 03:29.960
‫خداروشکر پسره زنده مونده

03:29.985 --> 03:31.965
‫خداروشکر؟ برو بابا،
‫ندیدی چه بلایی سرش اومده؟

03:31.990 --> 03:33.925
‫عکس سرش رو نشون رفیقم بده، گبی

03:34.000 --> 03:35.170
‫لذت ببر

03:36.340 --> 03:37.340
‫نُه میلی‌متره

03:38.510 --> 03:39.720
‫گلوله رو از توی سرش درنیاوردن؟

03:40.220 --> 03:42.800
‫بخیه زدن و منتظرن که ورمش بخوابه

03:42.890 --> 03:44.340
‫به خیالشون آپاندیسه

03:45.100 --> 03:47.220
‫به جراح گفتم که گلوله رو می‌خوایم

03:47.890 --> 03:50.850
‫هرچی زودتر گلوله رو بررسی کنیم،
‫سریع‌تر می‌تونیم برای پیدا کردن اسلحه اقدام کنیم

03:50.930 --> 03:52.140
‫کاغذبازیش در چه حاله؟

03:53.350 --> 03:56.190
‫افسرهای بخش‌ها دیگه واسه
همکاریِ فوری اعلام آمادگی کردن

03:56.270 --> 03:57.820
‫باشه، تصمیمش با خودم

03:58.570 --> 03:59.570
باشه

04:03.558 --> 04:05.457
‫[اعزام نیرو جهت همکاری متقابل]

04:08.020 --> 04:10.084
‫[گروهبان کارآگاه لنکر]

04:15.330 --> 04:16.710
‫نه، با مادرش صحبت کردم

04:16.790 --> 04:18.800
نمی‌شه خیلی راحت
توجه رسانه‌ها رو به سمتش جلب کنیم

04:18.880 --> 04:19.880
‫مطمئن هستید؟

04:19.960 --> 04:22.010
‫به نظرم واقعاً سروصدا بکنه
‫و بتونن حقیقت رو لمس کنن

04:22.090 --> 04:24.470
‫خانم؟ لطف می‌کنید
‫چند لحظه صبر کنید؟

04:24.550 --> 04:25.550
‫- بله
‫- متشکرم

04:27.550 --> 04:31.520
‫گروهبان کارآگاه لنکر
‫به تیم خوش اومدید

04:31.600 --> 04:32.600
‫ممنون جناب

04:33.350 --> 04:36.770
‫بیا، یکیش رو واسه خبرگزاری انتخاب کن

04:38.360 --> 04:39.440
‫ممنون که اومدی

04:40.190 --> 04:41.740
‫خوشحالم که می‌بینم داوطلب شدی

04:42.690 --> 04:46.490
‫خب، خودم مادرم و پسر دارم،
‫برای همین...

04:47.410 --> 04:48.410
‫هرکاری از دستم بربیاد، انجام می‌دم

04:48.950 --> 04:50.370
‫خوبه. خوبه.

04:50.450 --> 04:51.290
‫- ولری
‫- بله؟

04:51.370 --> 04:53.160
‫- واسه بخش رسانه‌ست
‫- بسیارخب

04:54.250 --> 04:55.250
‫حالت خوبه؟

04:56.250 --> 04:57.380
‫بله

04:58.380 --> 05:00.380
‫لینک «زوم» توی واگن آماده‌ست

05:01.050 --> 05:03.550
‫پیدا کردن تماس‌گیرندۀ خیابون هایز
‫به کجا رسیدی؟

05:04.130 --> 05:06.390
‫خب به بخش اورژانس گزارشش رو دادم

05:06.470 --> 05:08.350
‫که شاید دوباره تماس بگیره،
‫ولی خب، آخه...

05:08.430 --> 05:09.640
‫- جدای از اون...
‫- نهایت سعی‌ات رو کردی

05:09.720 --> 05:10.720
‫خودت رو سرزنش نکن

05:12.180 --> 05:13.180
‫باشه جناب

05:16.810 --> 05:18.980
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟
‫فکر می‌کردم حالت ازش به‌هم می‌خوره

05:19.480 --> 05:20.360
‫تا پنج دقیقۀ دیگه می‌ریم

05:23.570 --> 05:24.570
‫جون لنکر؟

05:26.950 --> 05:29.490
‫- نه. شرمنده کار...
‫- شوخی می‌کنم بابا

05:31.030 --> 05:32.700
‫امروز مسیرمون با همدیگه‌ست
‫کفارۀ گناهانمه، گمونم

05:33.500 --> 05:35.750
‫- کیم کاردول هستم
‫- بله، می‌شناسمتون

05:36.250 --> 05:37.080
‫خوبه

05:38.080 --> 05:40.880
‫می‌دونید چندتا باند خلافکار
‫توی این منطقه مشغولن؟

05:42.050 --> 05:43.960
‫- هفده‌تا
‫- ماشالا

05:44.050 --> 05:45.050
تازه ‫ما از هفده‌تاش خبر داریم

05:46.130 --> 05:49.390
‫و جالب اینجاست که به چشم بچه‌های اینجا،
‫این خلافکارها خدان

05:49.415 --> 05:51.636
‫- که این‌طور
‫- ما می‌تونیم با شگردِ خودمون پیش بریم

05:51.661 --> 05:53.825
‫می‌شه از ساکنین پرس‌وجو بکنیم،
‫ولی هیچکس لام تا کام زبون وا نمی‌کنه

05:53.850 --> 05:56.100
‫- ابداً
‫- خب، فایده‌ش چیه؟

05:56.526 --> 05:57.651
هیچی

05:57.676 --> 06:00.980
‫معمولاً اگه اطلاعاتی در کار باشه،
‫از طرف منابع ناشناس به دستمون می‌رسه

06:01.060 --> 06:03.570
‫خبرچین‌ها و منابع مخفی

06:04.070 --> 06:08.030
‫جمع شید!
‫شما هم همین‌طور، گروهبان لنکر

06:08.820 --> 06:12.200
‫بجنبید، بسیارخب، خیلی خوشحالـم
‫که تعدامون به این حد رسیده

06:12.280 --> 06:14.830
‫سلام، هگرتی هستم

06:15.750 --> 06:17.080
‫اطلاعات می‌خوام

06:18.040 --> 06:19.370
‫بله، درمورد این بچۀ توی پارک

06:20.080 --> 06:24.090
‫می‌دونم، نُه
‫نُه سالش بوده

06:24.170 --> 06:25.800
‫بله، شما هم مادرید
‫معلومه که همین‌طوره

06:25.880 --> 06:29.680
‫بله، بگی‌نگی
‫برام مهم نیست، اصلاً واسم اهمیتی نداره

06:29.760 --> 06:30.760
‫گوش بده...

06:31.680 --> 06:34.810
‫آره، می‌تونم یه لطفی بهت بکنم،
‫ولی باید جبرانش بکنی

06:34.890 --> 06:36.100
‫می‌تونم سفارشش رو بکنم واست

06:37.730 --> 06:40.980
‫گوش بده، من اصلاً از این کارها نمی‌کنم،
‫ولی شما تنها کسی هستی که می‌تونی کمکم کنی

06:41.060 --> 06:45.480
‫آره، یه پرس‌وجو بکن
‫ببین چی می‌گن

06:56.620 --> 06:58.540
‫جیکوب با کی‌ها می‌پلکه؟

07:00.710 --> 07:01.830
‫چهارتا بچه‌ان دیگه، عزیزم

07:02.790 --> 07:04.750
‫بله، می‌دونم مادر جان
‫ولی دوست‌های صمیمیش کجان؟

07:04.840 --> 07:06.260
‫منظورم نوین و رفقاشه؟

07:06.340 --> 07:09.050
‫خب، یکمی چیز بودن...
‫چی می‌گن؟

07:09.880 --> 07:10.880
‫سوسول

07:11.390 --> 07:12.720
‫شاید با همدیگه بحثشون شده

07:13.430 --> 07:14.680
‫چرا چیزی بهم نگفته پس

07:15.680 --> 07:16.890
‫چرا جوک می‌گی

07:17.720 --> 07:20.520
‫- می‌شه درست غذات رو بخوری؟
‫- تجربۀ جدیدیه واسش

07:20.600 --> 07:22.100
‫- عادیه
‫- پلیس شرق لندن

07:22.190 --> 07:25.360
‫من باب حادثۀ تیراندازی امروز به
‫پسرک محصل در پارک راون‌تری،

07:25.440 --> 07:27.280
‫از شاهدین عزیز تقاضا می‌کند

07:27.780 --> 07:30.110
‫آیزک ویتلوی نُه ساله،
‫که همچنان در شرایط وخیمی به سر می‌برد...

07:30.200 --> 07:32.110
‫وای، خدایا. همین بچه‌ست؟

07:32.200 --> 07:33.660
‫- ...در مسیر برگشت مدرسه به خانه...
‫- چی؟

07:33.740 --> 07:35.910
‫- ...در ساعت چهار بعدازظهر...
‫- همون پسری که پرونده‌ش دستته؟

07:35.990 --> 07:37.660
‫- ...با شلیک یک گلوله به سرش...
‫- آره

07:37.740 --> 07:38.750
‫...مجروح گردیده

07:39.290 --> 07:41.460
‫ای وای، داشت یادم می‌رفت‌ها
‫بابای جیکوب زنگ زد

07:41.540 --> 07:43.000
‫زک؟ چی می‌گفت؟

07:43.080 --> 07:44.880
‫- پلیس شرق لندن...
‫- خونواده‌ش رو می‌شناسن

07:44.960 --> 07:48.010
‫ظاهراً موروآ با مادر پسره،
‫توی انجمن اولیا و مربیان آشنا شدن

07:48.090 --> 07:49.050
‫معلومه که آره

07:49.130 --> 07:51.630
‫درمورد اینکه حالش خوب می‌شه
‫و نمی‌دونم این حرف‌ها، پرسید

07:52.630 --> 07:53.640
‫بهش زنگ می‌زنم باز

07:53.720 --> 07:55.600
‫به نظرتون اگه پسره سیاه‌پوست بود هم،
‫خبرش انقدر سروصدا می‌کرد؟

07:55.680 --> 07:57.930
‫آره، منم داشتم به همین موضوع فکر می‌کردم

07:58.020 --> 08:00.020
‫ای داد بی‌داد، از دستِ شما دوتا!‍
‫چی می‌خواید الان؟ مدال طلا؟

08:00.100 --> 08:02.020
‫با توجه به تحقیقات میدانی پلیس،

08:02.100 --> 08:04.860
‫تصویر چند نفری رو منتشر کردن،
‫که باور دارن...

08:04.940 --> 08:09.990
‫می‌دونید که گلوله توی مغزش گیر کرده؟

08:10.690 --> 08:11.900
‫چیزیش نمی‌شه، مامان

08:12.650 --> 08:13.820
‫یه لیوان دیگه چای بیارم؟

08:13.910 --> 08:15.910
‫هنوز کسی بازداشت نشده

08:15.990 --> 08:18.740
‫- یه لیوان شراب بیارم؟
‫- احسنت، پیشنهاد خوبی بود

08:28.380 --> 08:29.380
‫کدوم قسمت؟

08:30.380 --> 08:31.760
‫قسمت چی؟

08:31.840 --> 08:32.840
‫کجای مغزش؟

08:33.800 --> 08:34.800
‫اینجا

08:36.640 --> 08:38.010
‫لوب پیشونی راست

08:38.100 --> 08:39.260
‫خب، یعنی چی...

08:40.770 --> 08:42.230
‫بگید ببینم درمورد چی پچ‌پچ می‌کنید؟

08:42.770 --> 08:44.770
‫درمورد توئه، مامان
‫داریم راجع‌به تو غیبت می‌کنیم

08:44.850 --> 08:46.440
‫خب باشه، پس ایرادی نداره

08:46.980 --> 08:47.980
‫ممنونم

08:50.320 --> 08:52.780
‫خب، کارکردش نظارت
‫روی عملکردهای شناختیه

08:54.240 --> 08:55.240
‫خب؟

08:56.110 --> 08:59.660
‫خب ببین، نمی‌شه پیش‌بینی کرد
‫علی‌الخصوص وقتی‌که حرف از بچه‌ها میاد

09:00.580 --> 09:01.830
‫کِی عملش می‌کنن؟

09:01.910 --> 09:03.210
‫امشب

09:03.290 --> 09:06.500
‫خوبه
‫خوبه دیگه، می‌دونی؟

09:06.580 --> 09:07.580
‫هرچی زودتر بیرون بیارنش...

09:14.630 --> 09:16.090
‫تا بعد، داداش

09:19.470 --> 09:20.470
‫چی شده؟

09:26.730 --> 09:29.360
‫وایسا ببینم، چی می‌گی؟
‫باهاش همکار شدی الان؟

09:29.440 --> 09:32.230
‫نه، نه بابا، بخاطر تحقیقاته

09:32.320 --> 09:34.860
‫عجبا... مراقب خودت باش، خب؟

09:34.885 --> 09:36.809
‫چیزی نمی‌شه بابا،
‫صرفاً فرصت خوبیه که...

09:36.834 --> 09:38.676
‫از نزدیک زیرنظر بگیرمش،
‫می‌دونی چی می‌گم؟

09:38.700 --> 09:42.080
‫تا سر از کارهاش دربیارم
‫و اگه تونستم، بکشونمش سمتِ خودمون

09:42.580 --> 09:46.250
‫چطور بود؟ رفتارش عجیب‌وغریب نبود؟

09:46.920 --> 09:49.130
‫- سر از چیزی درآوردی؟
‫- نه، هنوز که نه

09:49.155 --> 09:52.431
‫ولی کیم کاردول رو گذاشته بالاسرم
‫نتونم دست از پا خطا کنم، واسه همین هم...

09:53.023 --> 09:54.151
‫از این بدتر نمی‌شد

09:54.176 --> 09:56.386
‫آره، خب بگو ببینم
‫خبری چیزی گیرت اومده؟

09:57.300 --> 10:00.350
‫چند تا از داوطلب‌های
‫کمپین دوریس رو متقاعد کردم

10:00.430 --> 10:03.680
‫- خب...
‫- چیزی نیست، چندین ساله که می‌شناسمشون

10:03.770 --> 10:05.600
‫اونوقت چطوری توجیه‌شون کردی؟

10:06.190 --> 10:07.350
‫درمورد تماس‌گیرندۀ خیابون هایزلین می‌گم

10:08.270 --> 10:12.020
‫خب، با خودم فکر کردم شاید
‫بتونه توی پروندۀ ارول کمکـمون بکنه

10:12.110 --> 10:14.110
‫فقط همین رو بهش گفتی؟
‫حرفی از تماس اضطراری نزدی؟

10:14.190 --> 10:16.240
‫نه، بخدا

10:18.610 --> 10:19.450
‫باشه

10:19.530 --> 10:22.700
‫در هر حال، همه جا پخش شده
‫داره دست به دست می‌چرخه

10:22.780 --> 10:24.450
‫توی کافه، رستوران و هرجا که فکرش رو بکنی

10:24.540 --> 10:25.700
‫سنگ تموم گذاشتن

10:26.330 --> 10:27.160
‫ممنونم

10:28.960 --> 10:31.000
‫وایسا، قبل اینکه بری

10:34.800 --> 10:35.800
‫این چیه دیگه؟

10:35.880 --> 10:37.840
‫مدارکِ دادگاهِ سابق ارول

10:39.010 --> 10:40.050
‫نه، سونیا

10:40.640 --> 10:43.760
‫نه، فکر کردم توافق کردیم که روی
‫پروندۀ تماس‌گیرندۀ خیابون هایزلین کار کنیم

10:43.850 --> 10:46.100
‫می‌دونم قول و قرارمون چی بود
‫حالا یه نگاهی بنداز دیگه، خب؟

10:46.180 --> 10:47.890
‫اصلاً نباید اینجا می‌اومدم

10:47.980 --> 10:49.020
‫بیخیال دیگه

10:49.100 --> 10:51.480
‫به رئیسم قول دادم
‫اصلاً نزدیکِ پروندۀ ارول نشم

10:51.560 --> 10:54.020
‫پس نه، نمی‌شه
‫اولویت با تماس‌گیرندۀ هایزلینـه

10:54.110 --> 10:56.280
‫خب که چی؟
‫راجع‌به تماس تلفنی‌های معروف نشنیدی؟

10:56.360 --> 10:58.280
‫- همش سرکاریه، خب؟
‫- نخیر

10:58.900 --> 11:01.030
‫- نه، این آدم واقعیـه
‫- یه نگاه بنداز دیگه

11:01.110 --> 11:03.120
‫من پلیس نیستم!

11:03.200 --> 11:05.490
‫من بُرش و نفوذ ندارم.
‫تو دستت به یه جایی بنده، خب؟

11:05.580 --> 11:08.330
‫پس لطفاً، یه لطفی به منِ بدبخت بکن

11:10.120 --> 11:11.120
‫باشه

11:13.540 --> 11:14.630
‫مرسی عزیزم

11:38.640 --> 11:41.883
‫[متیس ارول]

11:56.500 --> 11:57.500
‫تون؟

11:58.340 --> 11:59.510
‫بیا داخل، رفیق!

12:08.350 --> 12:10.980
‫حاضری واسۀ... چی بود؟

12:11.060 --> 12:12.190
‫کلونوسکوپی؟

12:14.020 --> 12:15.020
‫ماشین گرفتی؟

12:15.110 --> 12:17.650
‫بله، همه‌چیز هماهنگ شده
‫با خیال راحت برو به کارت برس

12:17.730 --> 12:19.860
‫متأسفانه مثل بختک توی سرنوشتمی

12:21.400 --> 12:22.700
‫مشکلی پیش اومد، بهم زنگ بزن

12:26.950 --> 12:28.990
‫تحقیقاتت چطور پیش می‌ره؟

12:31.160 --> 12:35.040
‫چه مرگته تو؟ بچه شدی؟

12:35.130 --> 12:37.790
‫کرۀ بادوم‌زمینی رو زیر سؤال نبر، رفیق
‫یکی از بهترین غذاهای اصلیـه

12:41.420 --> 12:45.510
‫گوش کن، رفیق
‫توی اتاق مهمان یه چیزی هست که باید ببینی

12:45.590 --> 12:48.350
‫ولی اصلاً خوشحال نمی‌شی

13:02.150 --> 13:05.610
‫پس به خیالت این دختر خوشگله
‫بیخیال شده و رفته پی زندگیش، نه؟

13:07.910 --> 13:09.330
‫به همین خیال باش

13:46.820 --> 13:50.200
‫من کشتمش
‫من آدلاید باروز رو کشتم

13:58.080 --> 14:00.920
‫توی یکی از آپارتمان‌های
‫طبقۀ پایین درگیری شده

14:01.000 --> 14:02.630
‫می‌شه آدرستون رو بدید، لطفاً؟

14:02.710 --> 14:05.670
‫صداش رو می‌شنوید؟
‫داره فریاد می‌زنه! خدای من

14:09.180 --> 14:10.430
‫مامانی کو؟

14:11.390 --> 14:12.760
‫مامانت اینجا نیست

14:12.850 --> 14:14.270
‫ارول کو؟

14:15.020 --> 14:16.600
‫گرسنه‌ای؟

14:17.390 --> 14:18.600
‫آره

14:18.690 --> 14:20.110
‫خب، خوبه پس

14:20.730 --> 14:26.570
‫چی می‌خوای بخوری؟
‫پاستا؟ سیب‌زمینی؟ بستنی یا ژله؟

14:27.150 --> 14:28.360
‫ژله دوست ندارم

14:28.450 --> 14:31.160
‫خیلی‌خب باشه، ژله رو بیخیال

14:32.530 --> 14:34.950
‫توی خونه آشپزی با کیه؟

14:37.120 --> 14:38.370
‫ارول

14:43.000 --> 14:44.550
‫خب، نظرت چیه؟

14:45.210 --> 14:49.430
‫من که در کل، بی‌طرفم
‫دارم یه نگاهی به مدارک می‌اندازم، اما...

14:49.907 --> 14:51.524
‫اصلاً شواهد خوبی نیستن

14:52.550 --> 14:57.100
‫یعنی سابقه داشته، درست می‌گم؟
‫ قبلاً ارول از پدرومادرش دزدی کرده

14:57.180 --> 15:01.520
‫- اونی که گزارشش رو به پلیس دادن، چی بوده؟
‫- فروش مواد برای تسویۀ بدهیش بوده

15:02.440 --> 15:05.070
‫توی بد مخمصه‌ای گیر افتاده بود

15:06.400 --> 15:09.240
‫گول کسایی رو خورد
‫که می‌خواست یه خودی بهشون نشون بده

15:09.320 --> 15:10.320
‫خیلی‌خب

15:10.410 --> 15:11.950
‫بعد از اون هم، چند باری دستگیر شد

15:12.030 --> 15:15.450
‫- بله، و هر دفعه هم آزاد شد
‫- آره، می‌دونم می‌خوای چی رو...

15:15.990 --> 15:18.160
‫شکایت جرایم اینترنتی بوده
‫فقط در زمان اشتباه، جای اشتباهی بوده

15:18.250 --> 15:21.250
‫دیگه خودت تا تهش رو برو!
‫چون بهش شک داشتن دستگیرش کردن

15:21.330 --> 15:22.670
‫اغتشاشات چی؟

15:22.750 --> 15:23.880
‫برگ‌هام دختر

15:23.960 --> 15:26.380
‫آگست ۲۰۱۱، بزرگراه تاتنهام

15:26.460 --> 15:30.800
‫آخه این مسئله واسۀ چند هفته
‫قبل از مرگِ آدلایده. داستانش چیه؟

15:30.880 --> 15:32.640
‫اینم اشتباهی پیش اومده بود یا...

15:32.720 --> 15:35.350
‫گوش بده. باشه قبول.
‫داشت دله‌دزدی می‌کرد

15:35.430 --> 15:37.810
‫اصلاً می‌دونی چند نفر
‫سر این جریانات دستگیر شدن؟

15:38.390 --> 15:40.140
‫به‌هرحال، فکر می‌کردم
‫داری بی‌طرف به این قضیه نگاه می‌کنی

15:42.190 --> 15:43.230
‫خیلی‌خب، ببین

15:43.310 --> 15:46.730
‫اگه اعترافاتش رو کنار بذاریم،

15:47.230 --> 15:48.940
‫مسئله اینجاست که یه جای کار می‌لنگه

15:49.030 --> 15:50.320
‫آخه، ارول اصلاً...

15:50.400 --> 15:51.780
‫- سونیا
‫- ...سابقۀ خشونتی نداشته،

15:51.805 --> 15:53.658
‫روی بدن قربانی
‫اثری از زخم و جراحت نبود،

15:53.672 --> 15:55.154
‫هیچ کسی از محله‌شون شهادت نداده

15:55.179 --> 15:59.429
‫درواقع، هیچ انگیزۀ قتلی وجود نداره

16:00.540 --> 16:04.290
‫به جز پول، مسائل مالی

16:05.340 --> 16:08.090
‫ولی خب، مستنداتش کو؟

16:08.170 --> 16:10.840
‫نه شاهدی هست و نه مدرکی

16:12.180 --> 16:15.100
‫فقط خون دختره روی بدنش پیدا شده

16:15.600 --> 16:20.350
‫و با پاتریک هم از صحنۀ جُرم فرار کرده

16:22.140 --> 16:24.400
‫- تصادف هم هست
‫- آره، داستانش چیه؟

16:24.480 --> 16:26.150
‫ارول یادش نمیاد

16:27.070 --> 16:30.280
‫طبق گفتۀ دادستانی،
‫خودکشی بعد از ارتکاب قتلـه

16:30.360 --> 16:33.820
‫دختره رو می‌کشه و بعدش تصمیم می‌گیره
‫خودش و پسرش رو با هم خلاص کنه

16:34.950 --> 16:35.950
‫نظر خودت چیه؟

16:36.910 --> 16:38.620
‫خب، من درک می‌کنم

16:39.120 --> 16:42.290
‫این‌جور مواقع آدم دلش می‌خواد گم‌وگور شه.
‫می‌شینی تو ماشین و پات و می‌ذاری روی گاز

16:42.370 --> 16:45.210
‫ولی مشکل اصلی اینجاست

16:46.540 --> 16:50.840
‫وقتی که ون بهش برخورد کرد،
‫ماشین داشت می‌پیچید

16:50.920 --> 16:53.510
‫ارول داشته می‌پیچیده سمتِ راست...

16:56.680 --> 17:00.470
‫داشته می‌رفته همون جایی که
‫همیشۀ خدا ازش استقبال می‌شده

17:01.810 --> 17:03.890
‫می‌خواست در امان باشه

17:03.980 --> 17:05.520
‫به آغوش کسی نیاز داشته

17:06.100 --> 17:09.860
‫داشت سمت خونۀ دوریس می‌رفت، مادرش

17:17.700 --> 17:20.450
‫می‌خوای بری ملاقات ارول؟
‫می‌تونم ترتیبش رو بدم

17:20.540 --> 17:21.700
‫آره حتماً

17:22.790 --> 17:24.670
‫مجوز ملاقات با ارول بهم بدن،

17:24.750 --> 17:27.040
‫دوباره باید با بخش بازرسی دربیفتم

17:27.130 --> 17:29.590
‫اون هم دقیقاً دنبال همچین چیزیه

17:29.670 --> 17:32.760
‫ناسلامتی من وکیلم‌ها، جون

17:32.840 --> 17:35.430
‫چند و چونِ سیستم عدالت کیفری رو
‫عین کف دست بلدم، رویۀ کارشون و از بَرَم

17:35.510 --> 17:38.470
‫و راستش رو بخوای، چندین بار
‫رفتم زندون وایت‌کراس و برگشتم،

17:38.550 --> 17:39.720
‫روال کارشون دستمه

17:41.010 --> 17:42.720
‫سوراخ سُمبه‌هاشون رو می‌شناسم

17:43.230 --> 17:44.690
‫اگه بخوای ببینیش،

17:44.770 --> 17:47.062
‫قسم می‌خورم جوری داخل بفرستمت که...

17:47.087 --> 17:49.422
‫عمراً هگرتی بویی از این ماجرا ببره

17:51.020 --> 17:54.400
هستی یا نه؟

18:01.660 --> 18:03.700
‫پشت خطی دارم، باید جواب بدم

18:05.620 --> 18:08.670
‫- الو؟
‫- گروهبان لنکر، سربازرس هگرتی‌ام

18:08.750 --> 18:09.960
‫اومدم بیمارستان

18:10.040 --> 18:13.050
‫ببین، شرمنده ولی می‌تونی
‫صبحِ اولِ وقت اینجا بیای؟

18:13.550 --> 18:14.840
‫همه‌چیز مرتبه؟

18:14.865 --> 18:16.785
‫خب، جراح همچنان قصد جراحی نداره

18:16.810 --> 18:19.192
‫- کارشناس‌های اسلحه باید منتظر گلوله بمونن
‫- جنی ویتلو؟

18:19.430 --> 18:23.100
‫- همین‌جاست
‫- مادر آیزک خبر تو رو گرفت

18:23.180 --> 18:25.060
‫من؟ چرا؟

18:25.140 --> 18:26.850
‫سؤال منم همینـه

18:36.950 --> 18:37.950
‫جون شمایید؟

18:38.780 --> 18:42.160
‫- بله
‫- سلام، موروآ بهم پیام داد

18:42.240 --> 18:46.290
‫گفت که خانم خوبی هستید
‫و می‌تونم بهتون اعتماد کنم

18:47.040 --> 18:48.920
‫بله، خب رک و راست بگم،

18:49.000 --> 18:52.290
‫همسرش، زک،
‫پدرِ بچۀ منه، برای همین هم...

18:53.670 --> 18:54.840
‫دختره یا پسر؟

18:56.550 --> 18:57.550
‫پسره

19:13.320 --> 19:16.150
‫کالین می‌گه باید از اینجا ببریمش

19:16.240 --> 19:17.740
‫نمی‌دونم، دکترهای دیگه هم ویزیتش کنن

19:18.820 --> 19:19.950
‫جدّی؟

19:20.030 --> 19:21.910
‫اینجا هم همه‌جوره مراقبش هستن، جنی

19:21.990 --> 19:24.200
‫آره، اینجا هم خیلی خوب
‫ازش مراقبت می‌کنن

19:25.096 --> 19:25.926
‫آره

19:27.450 --> 19:31.290
‫ولی... فقط می‌خوام
‫گلوله رو دربیارن، می‌دونی؟

19:31.380 --> 19:34.007
‫می‌خوام گلوله رو از سرش دربیارن

19:34.032 --> 19:35.032
‫متأسفم

19:40.724 --> 19:43.443
‫[نقاشی: خیلی زود خوب شو]

20:00.860 --> 20:01.860
‫ممنون

20:03.706 --> 20:06.088
‫خب، مادرش چی می‌گفت؟ دوستت بود؟

20:07.410 --> 20:08.996
‫آشنای یکی از دوست‌هام بود

20:09.866 --> 20:13.036
‫خوبه که فکر می‌کنه
‫تو یه آدم عادی عین خودشی

20:13.420 --> 20:14.822
‫طفلی روحش هم خبر نداره

20:18.800 --> 20:22.340
‫وضعیت آزاردهنده‌ایه
‫گلوله رو می‌گم

20:25.100 --> 20:26.680
‫جراح بهم می‌گه آدم زورگویی‌ام

20:27.810 --> 20:28.810
‫عجب!

20:29.470 --> 20:32.361
‫می‌بینی؟ پیش خوب کسی اومدی

20:33.520 --> 20:34.520
‫آره

20:35.310 --> 20:37.783
‫تازه خیلی هم بداخلاقی نکردم
‫فقط داشتم به کارم می‌رسیدم

20:38.190 --> 20:39.748
‫مطمئناً خودش اینو می‌دونست

20:40.860 --> 20:43.660
‫خانم بود. خانمه می‌دونست

20:46.530 --> 20:47.908
‫جراحش خانم بود؟

20:47.933 --> 20:49.010
‫متأسفانه

20:49.904 --> 20:51.015
‫احساس شرم کردی؟

20:51.040 --> 20:53.210
‫آره، انتظارشو نداشتم

20:56.380 --> 20:57.460
‫صبر کن

21:07.056 --> 21:10.034
‫[رانندگان وی‌آی‌پی]
‫[خدمات حفاظتی و خودروییِ لوکس]

21:10.741 --> 21:12.454
‫[راننده: دنیل هگرتی]

21:13.230 --> 21:14.560
‫خب دیگه، من باید برم

21:15.252 --> 21:16.461
‫باشه، حتماً

21:16.486 --> 21:18.474
‫- بعداً می‌بینمت
‫- باشه، مشکلی نیست

21:35.580 --> 21:37.481
‫خب، تو راهم

21:37.840 --> 21:39.920
‫خیلی‌خب، الان آماده می‌شم

22:06.061 --> 22:09.167
‫[زندان وایت‌کراس]

22:23.380 --> 22:24.720
‫- نام، لطفاً
‫- سلام

22:25.300 --> 22:27.705
‫- جون لنکر
‫- و برای ملاقات کی اینجا اومدین؟

22:27.730 --> 22:30.390
‫- سمسون مایکلز
‫- درسته

22:32.180 --> 22:33.180
‫ممنون

22:33.890 --> 22:36.980
‫بشینین و منتظر شین تا اسمش رو صدا کنن

22:40.770 --> 22:42.068
‫دست‌ها بالا

22:46.110 --> 22:48.700
‫- خب، بفرما داخل
‫- ممنون

23:00.880 --> 23:02.540
‫- پیتر آرنولد
‫- بله

23:12.180 --> 23:13.640
‫سمسون مایکلز

23:24.820 --> 23:26.530
‫- ویلیامز داونز
‫- بله

23:36.290 --> 23:37.620
‫ارول متیس

23:42.540 --> 23:44.000
‫- ارول متیس
‫- بله

23:44.500 --> 23:45.650
‫بیا

24:02.973 --> 24:04.353
‫کار چطوره؟

24:04.378 --> 24:05.730
‫خداروشکر

24:05.937 --> 24:08.356
‫واسه همین لحظه‌هاست
‫که خدا «همسر» رو آفرید

24:09.030 --> 24:12.496
‫راجع‌به اون بچه‌ای که توی
‫پارک تیر خورد، کمکی از دستت برمیاد؟

24:49.860 --> 24:50.860
‫سلام

24:55.620 --> 24:56.990
‫مامانم می‌دونه تو اینجایی؟

24:57.080 --> 25:00.351
‫در واقع، من دوستِ سونیام

25:02.620 --> 25:03.833
‫واقعاً؟

25:05.630 --> 25:06.790
‫چی می‌خوای؟

25:06.880 --> 25:08.855
‫نکنه توام یکی از اون آدم‌های نیکوکاری؟

25:08.880 --> 25:11.053
‫چطور مگه؟
‫خیلی از اون آدم‌ها ملاقاتت میان؟

25:11.510 --> 25:12.970
‫آره، یکی دوتاشون

25:14.010 --> 25:15.361
‫اسمت چی بود؟

25:20.270 --> 25:21.588
‫پس این‌جوریاست!

25:23.940 --> 25:26.270
‫حالا کی هستی؟ پلیسی؟

25:30.780 --> 25:32.312
‫اون‌ها خبر دارن؟

25:38.450 --> 25:41.040
‫دیگه چه بلایی می‌خوای سرم بیاری؟

25:42.120 --> 25:44.500
‫همین الانش هم زندونی‌ام، مگه نه؟

25:46.040 --> 25:48.090
‫- آره
‫- آره

25:50.670 --> 25:54.510
‫- خب...
‫- از من سؤالی داری؟

25:54.535 --> 25:55.535
‫آره

25:56.550 --> 26:00.350
‫- خیلی‌خب، بپرس
‫- خب

26:02.310 --> 26:04.227
‫وقتی اولین‌بار باهات صحبت کردن،

26:04.770 --> 26:08.360
‫به یه افسر گفتی که یه عذر موجه داری

26:09.480 --> 26:13.110
‫- اون گفت که تو دنبال کار می‌گشتی
‫- آرایشگری، جادۀ مکسین

26:13.190 --> 26:15.240
‫گفت با یه یارویی صحبت کردی که اسم...

26:15.990 --> 26:17.110
‫اسمش مصطفی بود

26:19.030 --> 26:20.966
‫پلیس گفت اون اصلاً منو نمی‌شناخت

26:21.240 --> 26:23.500
‫در واقع گفتن عذرت موجه نبود

26:24.080 --> 26:25.870
‫حالا باید ببینیم چرا!

26:25.960 --> 26:28.580
‫وقتی داشتیم کارهای حکم تجدیدنظر رو
‫انجام می‌دادیم، دنبال طرف گشتیم

26:28.670 --> 26:31.800
‫- مثل اینکه برگشته بود ترکیه
‫- تو هنوز پای حرفت هستی؟

26:31.825 --> 26:34.355
‫مطمئنی اون کسی که
‫باهاش حرف زدی مصطفی بود؟

26:34.630 --> 26:35.630
‫آره

26:37.470 --> 26:38.470
‫خیلی‌خب

26:41.370 --> 26:43.392
‫اعترافاتت چی؟

26:45.810 --> 26:47.900
‫وقتی که اول باهات صحبت کردن،

26:48.520 --> 26:51.440
‫گفتی اصلاً یادت نمیاد بعد از اینکه
‫وارد آپارتمان شدی چه اتفاقی افتاد

26:52.770 --> 26:56.450
‫ولی بعدش، روز سومی که بازداشت بودی

26:56.530 --> 26:58.740
‫به قتلش اعتراف کردی؟

26:59.263 --> 27:01.595
‫حالا چی شد؟ اعترافاتت یادت نمیاد؟

27:01.620 --> 27:03.236
‫یا یادت میاد؟

27:03.410 --> 27:04.691
‫راستش...

27:05.016 --> 27:09.016
‫واقعیت اینه که... من درگیر مواد بودم

27:13.342 --> 27:15.338
‫فکر می‌کنی خودت کشتیش؟

27:19.630 --> 27:21.235
‫من روزهای بدی داشتم

27:21.260 --> 27:22.635
‫منظورت چیه؟

27:22.970 --> 27:24.520
‫دارم تحمل می‌کنم

27:24.600 --> 27:27.270
‫سعی می‌کنم خودم رو جمع‌وجور کنم و...

27:27.770 --> 27:32.610
‫به خودم می‌گم مردم قصدشون خیره،
‫سعی می‌کنم مثبت فکر کنم

27:32.690 --> 27:35.530
‫ولی باز، آخرش...

27:35.610 --> 27:39.660
‫هر اتفاقی هم بیفته، اون مُرده

27:42.780 --> 27:44.330
‫و دیگه زنده نمی‌شه

27:48.040 --> 27:50.554
‫«پس دیگه چه فایده‌ای داره؟»

27:51.260 --> 27:53.148
‫منظورت همینه؟

27:53.920 --> 27:55.584
‫پس مامانت چی می‌شه؟

27:56.090 --> 27:58.260
‫پاتریک چی می‌شه؟

27:59.130 --> 28:00.561
‫پَت؟ تو دیدیش؟

28:01.339 --> 28:02.353
‫- اون...
‫- نه

28:02.378 --> 28:04.353
‫- پَت چیزی گفته؟
‫- نه، ندیدمش

28:04.810 --> 28:07.020
‫شرمنده. نه، پاتریک رو ندیدم

28:18.858 --> 28:20.085
‫یه لطفی کن

28:20.110 --> 28:24.120
‫هروقت مامانم رو دیدی
‫از طرف من ببوسش

28:41.460 --> 28:43.515
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

28:48.720 --> 28:51.350
‫- گزارش رو بده
‫- بفرما

28:54.270 --> 28:55.270
‫مرسی

29:09.080 --> 29:10.080
‫الو؟

29:11.870 --> 29:14.370
‫خب، چی شد؟

29:15.420 --> 29:16.750
‫حاضر نشد حرف بزنه؟

29:16.775 --> 29:18.539
‫نکنه باز اعتصاب غذا کرده؟

29:18.564 --> 29:20.500
‫نکنه دوباره می‌خواد اُوِردوز کنه؟

29:21.600 --> 29:22.896
‫نه؟

29:23.840 --> 29:27.058
‫تبریک می‌گم. مثل اینکه
‫روز خوبی واسه ملاقاتش اومدی

29:27.083 --> 29:28.898
‫چرا می‌خواستی ببینمش؟

29:30.296 --> 29:32.619
‫- هدف از این کار چی بود؟
‫- خواستم با چشم‌های خودت ببینی

29:33.046 --> 29:34.366
‫اون دیگه تحملش رو نداره

29:34.600 --> 29:38.955
‫[اشاره به زمانی که مسیح مجبور ‫به حمل صلیبِ خود برای تصلیب شد]
‫اون دیگه تحمل این عذاب رو نداره. ‫از اینجا به بعدش به عهدۀ خودمونـه

29:38.980 --> 29:42.961
‫ببخشید، این حرف‌ها رو باید «دوریس» می‌زد. ‫خودت
منظورم رو می‌دونی ‫[دوریس: مادر ارول و اسم همسر مسیح]

29:43.950 --> 29:45.110
‫ببین

29:46.570 --> 29:51.750
‫می‌دونم یه وقت‌هایی زیاده‌روی می‌کنم

29:52.370 --> 29:54.060
‫ولی واقعیت اینه که...

29:54.870 --> 29:57.710
‫تا الان هیچ‌وقت کسی توی حوزۀ شما
‫بهمون توجهی نمی‌کرد

29:57.959 --> 30:00.708
‫یه... خب، مثل یه...

30:00.733 --> 30:02.301
‫بهش می‌گن تغییرپذیری

30:04.260 --> 30:07.260
‫بیا، از این خبر داشتی؟

30:07.850 --> 30:11.880
‫هگرتی یه شغل دومی هم داره،
‫که در واقع «شوفری»ـه

30:11.905 --> 30:13.115
‫شوفر؟

30:13.140 --> 30:15.259
‫- دقیقاً
‫- واو

30:15.284 --> 30:18.128
‫این خیلی ضایع‌ست

30:18.650 --> 30:19.980
‫کلاه هم سرش می‌ذاره؟

30:20.860 --> 30:22.440
‫نمی‌تونم تأیید یا تکذیبش کنم

30:24.700 --> 30:26.200
‫این کارها طبیعیه؟

30:26.280 --> 30:28.120
‫یه افسر ارشد شغل ثانویه داشته باشه!

30:28.200 --> 30:31.990
‫خیلی هم بی‌سابقه نیست.
‫افسر مُسنی که دنبال حقوق بیشتره

30:33.304 --> 30:34.775
‫شاید به‌خاطر پولشه

30:34.800 --> 30:36.222
‫پول می‌خواد چیکار؟

30:38.790 --> 30:39.790
‫گه توش

30:50.794 --> 30:53.268
‫بالاخره پیداش شد.
‫تعطیلات خوش گذشت، عشقم؟

30:53.293 --> 30:54.640
‫کدوم گوری بودی؟

30:54.665 --> 30:56.205
‫شرمنده، چی شده؟

30:56.230 --> 30:59.347
‫نفوذی‌مون اسمش رو لو داد، برید!
‫توی محلی به اسم «وایت‌چپل»

31:00.020 --> 31:02.070
‫همراه داسون برو

31:02.150 --> 31:03.980
‫اون‌ها می‌برنت پیش انجمن حمایت از محله

31:04.005 --> 31:05.335
‫- قربان
‫- هم‌سطح خودتن دیگه؟

31:05.360 --> 31:07.414
‫- تیم مراقبت آماده‌ست
‫- خوبه، بریم

31:12.796 --> 31:14.440
‫کلویی، کلویی

31:15.160 --> 31:17.040
‫- مظنون کیه؟
‫- جیسون ریو

31:17.120 --> 31:19.250
‫به هگرتی خبر دادن،
‫احتمالاً شلیک کار اون بوده

31:19.275 --> 31:20.559
‫سوار شو، بجنب

31:42.360 --> 31:43.730
‫تیم آلفا توی موقعیتـه

31:43.820 --> 31:46.150
‫یادآوری می‌کنم، هدف ممکنه مسلحه باشه

31:46.175 --> 31:48.150
‫همه‌جوره مراقب باشید

31:48.175 --> 31:50.885
‫واحدها، تمامی محل‌های
‫ورودی و خروجی رو داشته باشید

31:50.910 --> 31:53.200
‫نمی‌خوام همسایه‌ها وارد محدوده شن

32:27.900 --> 32:28.990
‫توی موقعیتیم

32:30.650 --> 32:32.030
‫خیلی‌خب کیم.
‫هروقت آماده بودی برو

32:36.290 --> 32:37.465
‫برید، برید، برید!

32:38.000 --> 32:40.460
‫- پلیس! وارد شدیم!
‫- پلیس!

32:44.080 --> 32:45.460
‫- جِد
‫- بله

32:46.710 --> 32:47.880
‫تصاویر رو برگردون!

32:48.460 --> 32:51.090
‫دوربین‌ها از کار افتادن،
‫هدف توی تیررسـه؟

32:52.370 --> 32:54.185
‫[تونی]

32:55.350 --> 32:56.810
‫کیم

32:57.720 --> 33:00.600
‫خدایا! لعنتی.
‫کیم، اونجا چه‌خبر شده؟

33:00.680 --> 33:02.570
‫- مظنون رو گرفتیم؟
‫- هی، بجنب!

33:02.900 --> 33:06.360
‫صدای منو داری؟
‫تکرار می‌کنم، دوربین‌ها از کار افتادن

33:06.385 --> 33:07.600
‫جِد، محض رضای خدا جواب بده!

33:07.625 --> 33:09.875
‫بخوابید، بخوابید رو زمین!
‫کسی حرف نزنه!

33:09.900 --> 33:12.530
‫- مورد دستگیر شد
‫- گرفتیدش؟

33:13.110 --> 33:15.313
‫- دستگیرش کردی؟ کیم، تأیید کن
‫- داریم خارج می‌شیم

33:15.507 --> 33:19.910
‫رئیس، دوست‌دخترشه.
‫جیسون ریو اینجا نبود

33:19.935 --> 33:21.895
‫کجاست پس؟
‫کسی اسلحه رو پیدا کرده؟

33:21.920 --> 33:24.266
‫خبری از اسلحه نیست.
‫داریم خونه رو می‌گردیم

33:24.291 --> 33:25.398
‫کیم، از اونجا بیا بیرون

33:25.423 --> 33:29.085
‫از دوست‌دخترش بپرس:
‫«اون کجاست؟ اسلحه کجاست؟»

33:37.300 --> 33:39.640
‫- جِد، لعنتی...
‫- بله...

33:39.665 --> 33:41.505
‫یه نگاهی به گیرنده میندازم

33:41.530 --> 33:42.990
‫[تونی]

33:47.230 --> 33:48.230
‫لعنتی

33:51.400 --> 33:53.490
‫بگو ببینم، زنده‌ای یا مُرده؟

33:53.570 --> 33:55.450
‫- چیزی نیست، من خوبم. گوش کن...
‫- آره

33:55.475 --> 33:56.885
‫آره، بعداً باهات صحبت می‌کنم

33:56.910 --> 33:58.780
‫نه... صبر کن.
‫باید یه چیزی رو بهت بگم

33:58.870 --> 34:03.688
‫راجع‌به جون لنکره، خب؟
‫امروز رفته بود زندان وایت‌کراس

34:03.960 --> 34:09.000
‫خب؟ گفتنش واسه خودم‌ام مشکل بود،
‫ولی به‌هرحال بهت گفتم، خب؟

34:09.090 --> 34:10.800
‫داره دور از چشمت یه کارهایی می‌کنه

34:10.880 --> 34:13.590
‫می‌خواد وارد جنگ شه، رفیق.
‫قصد هم نداره بیخیال شه

34:13.670 --> 34:17.186
‫مثل اینکه باید بال و پرش رو بچینیم، نه؟

34:27.560 --> 34:28.860
‫همچنان دنبال اسلحه‌ایم

34:28.885 --> 34:30.901
‫ولی دوست‌دخترش می‌گه
‫یارو اسلحه رو با خودش برده

34:31.730 --> 34:34.530
‫تکرار می‌کنم، اسلحه دست جیسون ریوه

35:19.450 --> 35:20.620
‫وایسا

35:25.620 --> 35:26.877
‫قربان؟

35:29.290 --> 35:31.540
‫گروهبان لنکر، برگرد عقب.
‫هدف داره نزدیک می‌شه

35:31.630 --> 35:33.000
‫- جون، پناه بگیر!
‫- وایسا!

35:35.710 --> 35:37.470
‫بیرون صدای شلیک اومد، تمام

35:56.530 --> 35:58.150
‫جون، خوبی؟ تیر خوردی؟

35:58.240 --> 35:59.990
‫نه. من خوبم. من خوبم

36:00.070 --> 36:01.370
‫- خیلی‌خب
‫- آره، من خوبم

36:05.450 --> 36:08.370
‫مظنون بازداشت شد.
‫شلیک دیگه‌ای صورت نگرفت

36:08.460 --> 36:11.710
‫واحد ۲۴، سربازرس هگرتی صحبت می‌کنه.
‫اسلحه رو پیدا کردین؟

36:11.735 --> 36:13.115
‫خیر، قربان

36:13.140 --> 36:15.907
‫فکر کنم وقتی که داشت از تونل رد می‌شد
‫اسلحه رو پرت کرده

36:36.480 --> 36:38.240
‫خداروشکر نشونه‌گیریش خوب نبود

36:39.820 --> 36:41.693
‫توی جلسۀ توجیهی جات خالی بود

36:42.030 --> 36:46.211
‫آره، توی جلسۀ رسیدگی بودم.
‫شرمنده، خبر دادم

36:46.700 --> 36:48.540
‫- باشه
‫- درگیر پروندۀ خشونت خانگی بودم

36:48.620 --> 36:51.040
‫خودت که می‌دونی چه‌جوریه.
‫توی سیستم به مشکل می‌خوری

36:51.120 --> 36:54.040
‫توی سیستم به مشکل می‌خوری فقط،
‫توی سیستم به...

36:54.065 --> 36:55.915
‫ببخشید، راستش این اتفاق نیفتاد

36:57.920 --> 36:59.760
‫پس یعنی دادگاه نبودی؟

37:01.130 --> 37:04.600
‫نه، رفته بودم ملاقات یه زندانی

37:06.020 --> 37:07.443
‫توی کدوم زندان؟

37:09.166 --> 37:12.136
‫وایت‌کراس.
‫یکی از بازداشتی‌های قدیمی من بود

37:12.161 --> 37:14.439
‫فهمیدم یه‌سری سرنخ از
‫گروه‌های خلافکاری تاتنهام داره

37:15.110 --> 37:16.440
‫- محرمانه‌ست؟
‫- آره

37:16.465 --> 37:17.845
‫- واسه آیزَک؟
‫- اوه، آره

37:17.870 --> 37:19.205
‫بهت کمکی هم کرد؟

37:19.230 --> 37:22.110
‫خب، طرف دیگه توی خلاف نیست،
‫الکی وقتم رو تلف کردم

37:22.950 --> 37:24.215
‫باید همون اول بهت می‌گفتم،
‫ولی فکر کردم...

37:24.240 --> 37:28.014
‫گفتم اگه اسم زندان «وایت‌کراس» رو بشنوی...

37:29.450 --> 37:30.910
‫ببخشید، کار احمقانه‌ای بود

37:32.210 --> 37:35.380
‫بگذریم، مرسی که جونم رو
‫نجات دادی. البته تقریباً

37:35.960 --> 37:39.383
‫کاری نکردم.
‫همه‌مون دنبال یه هدف مشترکیم، مگه نه؟

37:41.420 --> 37:42.420
‫درسته

37:43.187 --> 37:45.124
‫خوشحالم چیزیت نشد

37:48.383 --> 37:50.604
‫پیداش کردیم.
‫اسلحه رو پیدا کردیم

37:52.430 --> 37:53.767
‫آفرین

37:58.520 --> 38:00.217
‫جد، می‌تونم چند لحظه وقتت رو بگیرم؟

38:04.320 --> 38:07.379
‫خوب سیستم‌های الکتریکی رو مختل کردی!

38:09.280 --> 38:12.290
‫می‌دونم، ممکن بود تیر بخوره

38:14.250 --> 38:17.960
‫ولی ببین، صحیح و سالمـه.
‫کسی هم چیزیش نشده، مگه نه؟

38:21.420 --> 38:23.942
‫حالا توی گزارش این چیزها رو بنویسم؟

38:27.220 --> 38:29.600
‫زندگی خیلی کوتاهه، مگه نه؟

38:35.648 --> 38:37.029
‫پسر خوب

38:45.490 --> 38:49.780
‫«یک نفر بازداشت شد.
‫پیشرفت قابل توجه‌ای بود.»

38:49.870 --> 38:52.540
‫- «پیشرفت غیرمنتظره‌ای بود؟»
‫- «غیرمنتظره» به‌نظر بهتره، آره

38:52.565 --> 38:54.650
‫مرتبط با گروه‌های خلافکاری بوده؟
‫موظفن که بپرسن

38:54.675 --> 38:56.475
‫بذارش واسه بعد. فعلاً متهم نشده

38:56.500 --> 38:58.297
‫حواست باشه تکذیب نکنی

38:58.630 --> 39:01.630
‫دَن، کی رو جایگاه می‌فرستیم؟

39:01.655 --> 39:03.398
‫واسه کنفرانس مطبوعاتی؟

39:04.220 --> 39:06.671
‫- خودم، به عنوان افسر ارشد تحقیقات
‫- حتماً

39:07.550 --> 39:09.798
‫ممکنه خودت سؤال‌ها رو بپرسی؟

39:10.970 --> 39:11.970
‫باشه

39:13.430 --> 39:15.796
‫می‌شه چند لحظه تنهامون بذارید، لطفاً؟
‫خیلی ممنون

39:16.770 --> 39:18.104
‫ممنون همگی

39:30.740 --> 39:31.580
‫اوه اوه

39:35.472 --> 39:37.305
‫بیا بریم سر اصل مطلب

39:37.330 --> 39:40.420
‫یکی از اعضای باند خلافکاری
‫به یه پسر خوشتیپِ چشم آبی شلیک کرده

39:40.445 --> 39:42.340
‫- هیچ کدوم‌شون هم این مشخصه‌ها رو ندارن
‫- کلودیا...

39:42.365 --> 39:44.590
‫الان فقط پای جیسون ریو وسط نیست، خب؟

39:44.670 --> 39:46.970
‫- پای خودمون و این مؤسسه هم گیره
‫- کلودیا

39:47.050 --> 39:49.430
‫- ما باید دیده شیم تا...
‫- آینه باشیم

39:50.340 --> 39:53.698
‫آینه‌ای واسه جامعه‌ای
‫که بهش خدمت می‌کنیم، درسته؟

39:54.260 --> 39:56.520
‫توی تمام اون تنوعی که جامعه‌مون داره

39:57.430 --> 39:59.940
‫می‌فهمم. هوشمندانه‌ست

40:01.650 --> 40:02.844
‫ممنون

40:08.530 --> 40:09.820
‫خب، حالا چیکار کنیم؟

40:11.320 --> 40:13.183
‫توجه رو روی کی بذاریم؟

40:19.040 --> 40:20.920
‫جون لنکر. کلودیا مِی‌هیو هستم

40:21.000 --> 40:24.040
‫- بله، شما رو می‌شناسم.
‫- ژاکت قشنگیه

40:24.130 --> 40:26.760
‫واقعاً؟ بهم گفتن این هوشمندانه‌تره

40:26.840 --> 40:29.531
‫آره، راستش یکی از لباس‌های خودمه

40:30.130 --> 40:32.550
‫- اوه، لعنتی
‫- به تو بیشتر میاد

40:33.127 --> 40:35.587
‫ببین، ممنون از این بابت

40:35.779 --> 40:38.009
‫- نه، خیالت راحت باشه
‫- نه

40:38.680 --> 40:43.496
‫داری کاری می‌کنی که ما نمی‌تونیم
‫چنین انتظاری ازت داشته باشیم، پس...

40:44.440 --> 40:45.665
‫ببخشید

40:49.190 --> 40:50.422
‫اون کیه؟

40:50.447 --> 40:54.005
‫افسر حفاظتِ شبانه‌روزی از هوادارهای
‫کلودیا توی شبکه‌های اجتماعی

40:54.030 --> 40:56.200
‫کلی دشمن و بدخواه داره

40:56.700 --> 40:58.807
‫مشکلی نیست. جواب بده

40:59.410 --> 41:02.500
‫- الو؟
‫- گروهبان لنکر، میک هارگریوز هستم

41:02.580 --> 41:05.500
‫هفتۀ پیش برام پیغامی گذاشتین...

41:05.590 --> 41:08.260
‫راجع‌به اون بچه‌ای که
‫به جرم حمل و فروش مواد دستگیر شد

41:08.340 --> 41:09.920
‫بازداشتی «پاتریک باروز» بود

41:10.010 --> 41:14.220
‫بله، خیلی ممنون که تمای گرفتین.
‫یادتو میاد کدوم پرونده‌ست؟

41:15.050 --> 41:16.510
‫به‌طرز عجیبی، آره!

41:16.535 --> 41:17.535
‫پلیس‌ها اومدن!

41:20.560 --> 41:23.190
‫روز... روزِ بزرگی بود

41:23.270 --> 41:25.230
‫فقط ۳۰۰ گرم مواد «کلاس الف» گرفتیم
‫(معادل کوکائین، هروئین و اکستازی)

41:25.310 --> 41:28.400
‫هشت نفر دستگیر شدن.
‫هفت نفر متهم و همگی محکوم شدن

41:28.480 --> 41:30.070
‫بیا ببینم، پسر. بیا سوار شو

41:30.150 --> 41:32.103
‫آره، ولی پاتریک محکوم نشد

41:32.443 --> 41:33.740
‫نه، نشد

41:34.570 --> 41:37.240
‫خب، چرا؟ چرا این کارو کردین؟
‫چرا گذاشتین بره؟

41:38.580 --> 41:41.960
‫خب... یکی مداخله کرد

41:42.580 --> 41:47.090
‫یه سربازرس توی خیابون اومد
‫بهمون گفت: «بذار پسره بره»

41:47.115 --> 41:49.158
‫- چی؟
‫- خواست شخصاً این لطف رو در حقش کنیم

41:49.185 --> 41:50.895
‫- و شما هم حرفش رو گوش دادین؟
‫- خب، ببین...

41:50.920 --> 41:52.660
‫نمی‌دونم خانوادۀ پسره رو می‌شناخت یا...

41:52.685 --> 41:54.315
‫می‌خواست محرمانه از پسره بازجویی کنه

41:54.340 --> 41:57.350
‫ولی... رئیس حرفش رو زمین نمی‌زد

41:58.260 --> 42:02.365
‫و بعدش صاف به چشم‌هام خیره شده و گفت

42:02.390 --> 42:04.255
‫«من ضمانتش رو می‌کنم»

42:04.280 --> 42:06.049
‫ضمانت می‌کنه؟

42:06.074 --> 42:09.110
‫نمی‌دونم. حرفیه که خودش زد

42:09.690 --> 42:12.110
‫اسم این بازرسـه رو یادته؟

42:12.830 --> 42:14.206
‫واسه این‌طرف‌ها نبود

42:16.376 --> 42:18.123
‫پلیس آگاهی

42:18.148 --> 42:19.148
‫از گلاسگو

42:20.511 --> 42:47.510
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
