WEBVTT

00:15.850 --> 00:18.149
‫گروهبان کارآگاه لنکر
‫از واحد وی‌سِون صحبت می‌کنم

00:18.390 --> 00:21.520
‫دارم وارد طبقۀ نهم ساختمون هدروِی می‌شم

00:21.520 --> 00:24.270
‫مقصد واحد ۹۴۲ هستش،
‫مظنون همچنان فراریه

00:24.270 --> 00:26.480
‫- گروهبان کارآگاه واحد سِون‌ام، دریافت شد
‫- برید داخل

00:26.480 --> 00:28.650
‫ما توی مسیریم
‫تا سه دقیقۀ دیگه می‌رسیم

00:29.860 --> 00:31.813
‫لطفاً بااحتیاط پیش برید

00:36.240 --> 00:37.378
‫پلیس!

00:43.157 --> 00:45.995
‫- دارم وارد می‌شم
‫- تفهیمه، تا دو دقیقۀ دیگه می‌رسیم

00:47.021 --> 00:57.021
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:46.770 --> 01:47.850
زنگ بزنید پلیس

01:56.110 --> 01:57.400
‫نه، وایسا!

01:59.620 --> 02:00.620
‫پلیس!

02:03.080 --> 02:03.950
‫ایست!

02:44.006 --> 02:50.454
‫ترجمه و تنظیم از
‫«iredprincess و امیر فرحناک»

02:53.478 --> 03:00.606
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:11.214 --> 03:13.925
‫«ســوءپیشینه»
‫[فصل اول، قسمت دوم]

03:13.949 --> 03:33.949
‫♪ آهنگ Just Me and You ♪
‫♪ از Dreamliners ♪

03:59.406 --> 04:00.526
[پروندۀ کیفری]

04:06.530 --> 04:07.530
‫نه!

04:17.960 --> 04:19.130
‫خودشه

04:24.010 --> 04:25.140
‫«کلایو سیلکاکس»

04:25.140 --> 04:26.970
‫شک ندارم خودشه

04:31.310 --> 04:33.440
‫اسمش توی پایگاه داده‌ها ثبته، سابقۀ کیفریش چیه؟

04:33.440 --> 04:37.114
‫اتهامات متعددی مبنی بر تعدی،
‫خشونت خونگی،

04:37.520 --> 04:39.923
‫عضویت توی یک سازمان غیرقانونی

04:40.730 --> 04:43.761
‫و بعضی از گروه‌های افراطی
‫فکر کنم یه واحد رزمی باشه

04:44.200 --> 04:46.196
‫بله، هیچ کدوم هم به محکومیت ختم نشد

04:46.570 --> 04:49.200
‫اتهامات خشونتش ‫مال چند وقت پیش‌ان؟

04:49.790 --> 04:51.040
آگوست ۲۰۰۹

04:51.540 --> 04:54.168
واسه آشوب توی خیابون مایکلز
‫با پلیس تماس گرفتن

04:54.193 --> 04:56.493
‫خیابون مایکلز؟
‫پس از افراد بومیه

04:57.152 --> 05:00.293
‫چطور مگه؟ چرا مهمه؟

05:01.130 --> 05:04.510
‫قربانی، ماریا دسوزا

05:07.010 --> 05:11.010
‫به نظرم همون تماس‌گیرنده‌ای بود
‫که سه‌شنبه شب از هایزلین زنگ زد

05:12.350 --> 05:13.640
‫همون تماس ناشناس؟

05:13.640 --> 05:14.730
‫بله قربان

05:16.100 --> 05:19.730
‫خشونتِ دوست‌پسری رو گزارش داده بود
‫و مدعی بود که قتل ادلاید باروز کار خودشه

05:21.070 --> 05:23.570
‫درخواست پشتیبانی داده بودم،
‫یادت میاد؟

05:23.570 --> 05:24.780
‫- جون...
‫- و حالا...

05:28.240 --> 05:33.910
‫حالا ممکنه سراغ همسایه‌ها، همکارها
‫یا دوست‌دخترهای سابقش هم بره

05:35.160 --> 05:37.580
‫- اگه سابقۀ خشونت داشته باشه...
‫- ببین...

05:37.580 --> 05:39.000
‫نه، تو چَنگم بود

05:41.380 --> 05:43.022
تو چیزی کم نذاشتی

05:46.760 --> 05:49.363
‫مهم‌ترین چیز اینه که الان حالت خوبه

05:51.180 --> 05:52.560
‫فقط همینه که مهمه

05:53.310 --> 05:56.384
‫خب حالا گوش کن،
‫اگه مورد مشکوکی توی اون پروندۀ قتل باشه،

05:56.409 --> 05:57.909
‫ادلاید باروز رو می‌گم...

05:59.350 --> 06:00.610
‫روش تحقیق می‌کنیم

06:01.980 --> 06:03.230
‫بهت قول می‌دم

06:07.623 --> 06:09.735
‫هر کاری از دستمون بربیاد، دریغ نمی‌کنیم

06:13.004 --> 06:15.502
[کیم]

06:17.000 --> 06:18.420
‫هرچی کله‌گنده‌تر...

06:18.420 --> 06:20.420
‫کیم، چه کمکی از دستم برمیاد؟

06:20.420 --> 06:21.670
‫...ضربه سهمگین‌تر

06:29.106 --> 06:32.126
‫شنیدم توی محله‌تون قتلی اتفاق افتاده

06:37.640 --> 06:40.190
‫ببخشید
‫سلام، عذر می‌خوام

06:40.190 --> 06:41.940
‫دنبال خانمی به اسم جون لنکرم

06:41.940 --> 06:44.150
‫- چند ساعتی می‌شه که آوردنش اینجا
‫- ای داد

06:46.190 --> 06:47.190
‫اونجاست

06:48.450 --> 06:49.570
‫باشه، ممنون

06:53.830 --> 06:54.990
‫- سلام عرض شد
‫- سلام

06:56.750 --> 06:58.000
‫- خوبی؟
‫- آره

06:59.920 --> 07:01.380
‫- مطمئنی؟
‫- آره

07:09.260 --> 07:10.260
‫بیا پیشم

07:12.220 --> 07:14.510
‫با لباس‌هات چیکار کردن؟

07:14.510 --> 07:17.720
‫خب گرفتن‌شون، صرفاً برای
‫شواهد و الیاف و دی‌ان‌ای...

07:17.720 --> 07:18.980
‫- طبیعیـه
‫- باشه

07:18.980 --> 07:21.770
‫طبیعی؟ طبیعی.
‫هیچ چیزی توی این جریانات طبیعی نیست...

07:21.770 --> 07:25.400
‫چیزی نیست لئو
‫یه چندتا... بریدگی و کبودیه دیگه

07:28.820 --> 07:30.200
‫شرمنده، نمی‌دونم چم شده

07:30.200 --> 07:33.030
‫نه، اشکالی نداره
‫فقط... چیه لحظه صبر کن، خب؟

07:33.030 --> 07:35.530
‫ببخشید. ببخشید، عذر می‌خوام

07:35.530 --> 07:36.660
‫چیزی نیست عزیزم

07:36.660 --> 07:38.290
‫امروز دکتری شیفت هست؟

07:38.290 --> 07:41.920
‫دکتری... چون خانمم مأمور پلیسه
‫و مورد تعرض قرار گرفته

07:41.920 --> 07:43.080
‫لئو

07:43.080 --> 07:44.750
‫لئو بهم اعلام کردن که مشکلی ندارم

07:44.750 --> 07:47.050
‫فقط منتظرم دکتر برگه‌های ترخیصم رو امضا کنه

07:47.050 --> 07:48.590
‫باشه، پس باید با یه دکتر صحبت کنه

07:48.590 --> 07:49.510
‫- باشه؟
‫- باشه

07:49.510 --> 07:51.930
‫- خب می‌شه الان باهاشون صحبت کنه لطفاً؟
‫- آره، یه لحظه صبر کنید

07:51.930 --> 07:52.840
‫متشکرم

07:56.560 --> 07:57.640
‫حل شد

07:58.520 --> 07:59.520
‫حل شد

08:01.940 --> 08:03.230
‫چیکار می‌کنی عزیزم؟

08:03.810 --> 08:04.730
‫هیچ‌کار

08:05.810 --> 08:07.110
‫همون چیزیه که تو ذهنمه؟

08:07.110 --> 08:09.190
‫- داری توی فضای مجازی پست می‌ذاری؟
‫- نه بابا

08:10.400 --> 08:11.900
‫وای خدای من، داری می‌ذاری دیگه
‫بذار ببینم

08:13.160 --> 08:15.700
‫- بیخیال مامان
‫- وای

08:15.700 --> 08:17.620
‫جیکوب، وای تو دیگه...
‫چیکار؟

08:17.620 --> 08:19.870
‫رسماً داری... از جراحات مامانت
‫سوءاستفاده می‌کنی

08:19.870 --> 08:21.540
‫امیدوارم بابات فالوت نکرده باشه

08:22.460 --> 08:23.830
‫نه بابا، بلاکش کردم

08:24.420 --> 08:28.420
‫ولی ۱۳ تا لایک خورده و داره بیشترم می‌شه
‫نشونۀ خوبیه؟

08:29.130 --> 08:30.510
‫شبیه ۸۰ ساله‌ها شدی

08:30.510 --> 08:32.590
‫یکی بهم گفت خفن

08:33.220 --> 08:34.930
‫با این «خفن» شدنم خیلی راضی‌ام

08:36.140 --> 08:37.140
‫شرمنده

08:37.800 --> 08:40.060
‫با همین چیزها
‫می‌تونی به همچین مادری افتخار کنی؟

09:40.205 --> 09:44.494
[نتونستم بخوابم، می‌رم سرکار]

10:11.270 --> 10:12.360
‫ایشون هستن

10:13.070 --> 10:14.400
‫کلایو سیلکاکس

10:15.490 --> 10:18.320
‫ایشون هستن، کلایو سیلکاکس

10:18.320 --> 10:20.700
ببینید کسی اخیراً باهاش در تماس بوده یا نه

10:21.200 --> 10:23.330
‫دوست‌دختر سابق، خواهر، خونواده

10:26.410 --> 10:27.500
‫هر چیزی می‌تونه مفید باشه

10:30.790 --> 10:33.090
‫این شمارۀ منه

10:33.090 --> 10:34.460
‫این شمارۀ جدیدمه

10:35.960 --> 10:37.930
‫ممنون عزیزم، فرشتۀ نجاتمی

10:37.930 --> 10:39.510
‫شیر و یه قاشق شکر؟

10:39.510 --> 10:40.930
‫درواقع دوتا قاشقه
‫ولی اشکالی نداره

10:40.930 --> 10:43.930
‫نه نیازی نیست
‫باورم نمی‌شه هنوزم شیفت شب وامیستی

10:44.520 --> 10:45.600
‫عادت می‌کنی دیگه

10:47.940 --> 10:50.690
‫بخاطر خودم نیومدم
‫موضوع کاریه

10:50.690 --> 10:52.150
‫خیلی بعیده،

10:53.400 --> 10:57.070
‫ولی می‌خوام این یارو رو پیدا کنم
‫اسمش کلایو سیلکاکسه

11:00.950 --> 11:01.990
پرس‌وجو می‌کنم

11:51.586 --> 11:55.298
[چهار پیامک جدید از دفتر سربازرس]
[تماس از دست رفته از لئو]

11:56.920 --> 11:58.760
‫جون با پروندۀ برج‌های هدروِی

11:58.760 --> 12:02.180
‫یه پیشرفت‌هایی داشتیم
‫شرمنده، زود بهم زنگ بزن

12:15.150 --> 12:16.690
‫ببخشید، عذر می‌خوام
‫شرمنده

12:35.250 --> 12:38.670
‫قربان می‌دونید من اولین نفری بودم
‫که به صحنۀ مرگ رسیدم؟

12:39.510 --> 12:41.050
‫بذار حرفت رو قطع کنم

12:41.050 --> 12:43.260
‫کاشف به عمل اومده،
‫این آقای سیلکاکس،

12:43.260 --> 12:45.510
‫سوژۀ یکی از تحقیقات
‫در حال بررسیه

12:45.510 --> 12:46.600
‫واقعاً؟

12:46.600 --> 12:49.720
‫بله، ظاهراً اکتبر گذشته یه خانم جوونی
‫توی راه برگشت به خونه مورد تعرض قرار گرفته

12:49.720 --> 12:54.310
‫بخش تعیین تکلیف و هماهنگی اعلام کردن
‫که بهتره پروندۀ قتل به تیم تحقیقاتی موجود واگذار بشه

12:54.310 --> 12:55.600
‫پیداش کردید؟

12:56.270 --> 12:59.070
‫هر سؤالی داری از همکارم
‫سربازرس گیرینگ بپرس

13:00.900 --> 13:03.900
‫مسئول اصلی ایشونه
‫من فقط دارم از دور تماشا می‌کنم

13:04.820 --> 13:05.910
‫صبر کن، پس ایشون...

13:06.620 --> 13:08.160
‫فکر می‌کنن طرف اینجاست هنوز؟

13:08.160 --> 13:09.620
‫اصلاً خوشم نمیاد

13:10.540 --> 13:13.370
‫قبل از اینکه مقتول،
‫ماریا بمیره جناب،

13:13.370 --> 13:17.250
‫به اپراتور اورژانس اعلام کرد
‫خودش بود که از باجۀ هایزلین زنگ زده بود

13:17.250 --> 13:19.550
‫- تماس‌گیرندۀ هایزلین؟
‫- تماس ناشناسی که من...

13:19.550 --> 13:21.920
‫- چهارشنبه روزی درموردش بهتون گفتم
‫- آها آره

13:21.920 --> 13:24.130
‫بنابراین، اگه تونستید
‫مظنون رو دستگیر کنید،

13:24.130 --> 13:26.890
‫ازتون می‌خوام که اجازه بدید
‫من باب اتهاماتش ازش بازجویی کنم

13:26.890 --> 13:29.970
‫- کدوم اتهامات؟
‫- مرگِ ادلاید باروز

13:29.970 --> 13:32.350
‫دو تا تماس و یک خانم مشترک
‫نظریه‌ت اینه؟

13:32.350 --> 13:34.180
‫- بله
‫- خیلی خیلی پیش پا افتاده‌ست

13:35.060 --> 13:38.650
‫نه، ماریا دسوزا، خودش به اپراتور
‫گفت که ما قبلاً با همدیگه صحبت کردیم...

13:38.650 --> 13:42.030
‫بله، داری می‌گی قبلاً حرف زدن، حرف
‫نگفت که کِی و کجا حرف زدن

13:42.030 --> 13:43.740
‫خب نمی‌شه که
‫به همین راحتی بذاریمش کنار

13:44.280 --> 13:46.860
‫آخه این دو تا زن
‫از لحاظ ظاهری شبیه به همدیگه‌ان

13:47.570 --> 13:50.990
‫بدنـشون شبیه به همه
‫هردو اسپانیایی‌ان

13:50.990 --> 13:52.660
‫صداشون مثل همدیگه‌ست

13:53.870 --> 13:55.330
‫شنیدم شاهد مرگش بودی

13:57.790 --> 13:58.790
‫درسته

13:58.790 --> 14:00.710
‫خب من نمی‌خوام
‫خودم رو همه‌چی‌دون جلوه بدم،

14:02.050 --> 14:05.510
‫ولی صدای ضبط‌شدۀ تماستون
‫رو گوش دادم و حرفی که زدی...

14:06.590 --> 14:09.970
‫توصیه‌ای که در آخرین لحظاتِ مرگش دادی

14:10.970 --> 14:12.180
‫کاملاً درست بود

14:13.430 --> 14:14.560
‫کاری که باید می‌کردی رو انجام دادی

14:15.140 --> 14:16.190
‫پشتش رو خالی نکردی

14:22.690 --> 14:24.030
‫همون تماس‌گیرنده‌ست

14:25.360 --> 14:27.280
‫- باشه
‫- همونیه که از هایزلین تماس گرفته بود

14:27.280 --> 14:29.870
‫- و احتمالش زیاده که...
‫- مختاری هرطور که می‌خوای فکر کنی

14:29.870 --> 14:30.950
‫درمورد همه‌مون صدق می‌کنه

14:30.950 --> 14:32.580
‫فقط می‌خوام با این فرد مصاحبه کنم

14:32.580 --> 14:36.040
‫خواستۀ هردوی ما اینه گروهبان کارآگاه
‫افسوس که نمی‌دونم کجاست

14:36.040 --> 14:37.870
‫ده ساعت گذشته

14:37.870 --> 14:39.370
‫دارید وقتمون رو هدر می‌دید

14:40.920 --> 14:43.340
‫این حرفت رو می‌ذارم
‫رو حساب ضربه‌ای که به سرت خورده

14:43.340 --> 14:44.420
‫من حالم خوبه

14:44.420 --> 14:46.840
‫نخیر، شما قربانیِ یک تعرض قرار گرفتی

14:46.840 --> 14:49.260
‫- آخه چرا فکر می‌کنه که هنوز اینجاست؟
‫- زخمت سطحی نیست

14:49.260 --> 14:50.800
‫داری وقت و منابعمون رو حروم می‌کنید

14:50.800 --> 14:53.220
‫- باید برید دنبالش بگردید
‫- برو خونه، یکمی استراحت کن

14:56.850 --> 14:58.270
‫هردوی ما توی یه تیم هستیم

15:25.880 --> 15:31.050
‫گوش بده،
‫خیلی وقت پیش یه دوست‌دختری داشته

15:31.050 --> 15:32.340
‫درست مثل خودم

15:32.890 --> 15:35.760
‫می‌گفت هرزۀ احمق، هیچوقت گوشش بدهکار نبود

15:36.310 --> 15:38.520
‫هیچوقت نتونست راضی نگه‌ش داره

15:39.480 --> 15:43.190
‫- می‌تونی اسمت رو بهم بگی؟
‫- ماریا

15:43.190 --> 15:45.610
‫ماریا، خیله‌خب ماریا

15:47.730 --> 15:51.360
‫قبلاً بهت زنگ زدم
‫با همدیگه حرف زدیم

15:51.360 --> 15:53.740
‫آره، یادمه

15:56.240 --> 16:00.750
‫دقیقاً با همون چاقویی که الان بهم آسیب رسونده،
‫چندین بار به اون دختره هم ضربه زده بود

16:01.540 --> 16:07.130
‫یه آقایی به خاطر کشتن دختره،
‫به ۲۴ سال حبس محکوم شده

16:07.880 --> 16:12.970
‫نه، همش تکرار می‌کنه که این یارو
‫توی زندون وایت‌کراسه...

16:14.930 --> 16:17.310
‫می‌گه خیلی بی‌عرضه‌ست و...

16:18.930 --> 16:21.310
‫ای هرزۀ احمقِ کودن

16:21.310 --> 16:23.650
‫- بگو که متوجه شدی
‫- متوجه شدم

16:23.650 --> 16:27.440
‫- بگیرش...
‫- اون هرزۀ احمق هیچوقت گوشش بدهکار نبود

16:28.030 --> 16:30.150
‫و هیچوقت نتونست راضی نگه‌ش داره

16:40.160 --> 16:43.420
‫خب، ما فهرستی از جستجوهای شما
در پایگاه اطلاعاتی خودروها درست کردیم

16:43.420 --> 16:47.710
‫همونطور که می‌بینید، هیچکدوم از این شماره پلاک‌ها
‫مرتبط با پروندۀ جرم شما نیست

16:49.210 --> 16:53.130
‫حالا ما ازتون می‌خوایم
‫همۀ جستجوهاتون رو بررسی کنید

16:53.130 --> 16:56.260
‫و شماره پروندۀ مربوط
‫به هرکدوم رو وارد کنید

16:56.260 --> 16:59.180
‫همونطور که خودتون واقف هستید،
‫این کار نقض...

17:05.730 --> 17:07.150
‫یه مروری به گزارش کارت بکن،

17:07.150 --> 17:10.190
‫شماره پرونده‌ها رو دربیار
‫که این قائله ختم بشه، باشه؟

17:10.190 --> 17:14.780
‫قربان می‌خوام برای بررسی اون دو تا تماس اضطراری
‫درخواست تجزیه و تحلیل صوتی کنم

17:14.780 --> 17:16.240
‫قربانی‌های خیابون هایزلین و دیشبی،

17:16.240 --> 17:19.030
‫برای تایید این مسئله
‫که آیا هر دو یک نفرن یا نه

17:19.030 --> 17:21.200
‫پروندۀ ما نیست جون
‫فکر کنم قبلاً درموردش حرف زدیم

17:21.200 --> 17:24.830
‫قربان تماس‌گیرندۀ هایزلین رو
‫مرکز فرماندهی و کنترل علامت‌گذاری کرده بود

17:24.830 --> 17:27.130
‫خودتون ازم خواستید پیگیری بکنم

17:27.710 --> 17:30.300
‫اگه تماس‌گیرنده
‫همون ماریا دسوزا بوده باشه،

17:30.300 --> 17:31.920
‫می‌تونیم پرونده رو ببندیم
‫همۀ خواسته‌ام همینه

17:31.920 --> 17:33.050
‫باشه، ببین

17:34.470 --> 17:35.680
‫می‌فهمم که ناراحتی

17:36.930 --> 17:37.930
‫خب؟

17:39.050 --> 17:42.600
‫لطفاً برو یه فکری واسه جیم بکن

17:42.600 --> 17:44.600
‫روی پروندۀ دزدی‌های
‫اوکموره. درست می‌گم رفیق؟

17:44.600 --> 17:48.690
‫- پس برو روی همین پرونده، خب؟
‫- بله قربان

18:42.080 --> 18:43.370
‫آماده؟

18:49.500 --> 18:52.460
‫دوباره بریم!
‫هی هی هی هی هی!

18:55.590 --> 18:56.840
‫حالا برو که رفتیم

19:08.390 --> 19:09.730
‫بیاید کنار، یالا

19:14.900 --> 19:18.530
‫- همه‌چیز خوب پیش می‌ره
‫- نمی‌خوام بهم زُل بزنن

19:18.530 --> 19:22.370
‫وای بیخیال، ناسلامتی عروسی عزیزم
‫روز روزِ توئه

19:22.950 --> 19:24.030
‫باید خودنمایی کنی اصلاً

19:26.040 --> 19:27.660
‫شما دوریس متیس هستید؟

19:27.660 --> 19:31.460
‫بله، تقریباً کارمون تموم شده
‫بفرمایید داخل

19:31.460 --> 19:33.630
‫نمی‌دونم، مطمئن نیستم

19:33.630 --> 19:35.590
‫بیا یه نگاهی تو آینه بنداز

19:38.090 --> 19:40.380
‫- به‌به
‫- آره، دیدی؟

19:53.270 --> 19:55.980
‫- هفتۀ بعد می‌بینمت
‫- باشه، تا هفتۀ بعدی پس

19:55.980 --> 19:57.150
‫خداحافظ

20:03.870 --> 20:06.370
‫- چه کمکی از دستم برمیاد؟
‫- خیلی قشنگ شده بود

20:06.370 --> 20:07.700
‫وای ممنونم

20:07.700 --> 20:11.290
‫من گروهبان کارآگاه جون لنکر هستم
‫شرمنده مزاحم وقتتون می‌شم

20:11.290 --> 20:12.370
‫مشکلی نیست

20:13.670 --> 20:16.090
‫متیشا جان، چند لحظه تنهامون می‌ذارید؟

20:16.090 --> 20:17.170
‫حتماً

20:17.960 --> 20:20.920
‫ما در تلاشیم که
‫موقعیت تقریبیِ این آقا رو پیدا کنیم

20:21.880 --> 20:23.390
‫اسمش کلایو سیلکاکسه

20:23.390 --> 20:24.720
‫پلیس دنبالشه

20:25.220 --> 20:28.680
‫دنبال سرنخیم که بفهمیم
‫کجا مخفی شده، از افراد بومی همینجاست

20:29.350 --> 20:31.980
‫بنابراین با هرکسی که
‫ممکنه باهاش روبه‌رو شده باشه

20:31.980 --> 20:33.850
‫یا پیشینه‌ای باهاش داشته،
‫تماس برقرار می‌کنیم

20:33.850 --> 20:35.770
‫- بنابراین آیا خبری چیزی...
‫- بهم بگید،

20:36.520 --> 20:40.440
‫خانم خوبی مثل شما
‫توی ادارۀ پلیس چیکار می‌کنه؟

20:43.740 --> 20:44.990
‫پسر شما چی؟

20:44.990 --> 20:47.620
‫منظورم اینه که شاید
‫قبلاً همدیگه رو می‌شناختن

20:48.540 --> 20:49.950
‫با ارولم صحبت کردید؟

20:49.950 --> 20:51.790
‫نه، چطور مگه؟ شما...

20:52.660 --> 20:54.500
‫فکر می‌کنید همدیگه رو می‌شناسن؟

20:54.500 --> 20:57.420
‫یعنی ممکنه خونۀ ارول رفته باشه؟
‫شایدم ادلاید رو می‌شناخته؟

20:57.420 --> 21:01.170
‫ادلاید؟
‫چرا حرف ادلاید رو وسط کشیدید؟

21:02.760 --> 21:04.430
‫گوش بدید عزیزم

21:05.260 --> 21:09.010
‫چیز تازه‌ای نیست برای من
‫خیلی راحت می‌تونم راست و دروغ رو تشخیص بدم

21:09.010 --> 21:11.140
‫فقط قصدم کمکه

21:12.390 --> 21:14.850
‫کارت شناسایی دارید همراهتون خانم گروهبان کارآگاه...
‫چی بودید؟

21:14.850 --> 21:16.770
‫لنکر، جون لنکر

21:19.110 --> 21:21.570
‫خب بهم گوش بده گروهبان کارآگاه لنکر،

21:22.280 --> 21:24.360
‫اگه فکر کردی می‌تونی
‫پا شی بیای اینجا،

21:24.360 --> 21:27.070
‫و واسه ارول عزیزم
‫داستان دربیاری...

21:27.070 --> 21:29.540
‫- نه، من اصلاً همچین قصدی ندارم
‫- برو پی کارت لطفاً

21:39.130 --> 21:40.130
‫کی فرستادتت؟

21:41.300 --> 21:42.380
‫کارِ اونه؟

21:43.380 --> 21:44.720
‫- کی؟
‫- هاگرتی؟

21:45.300 --> 21:47.050
‫و نوچه‌هاش

21:47.050 --> 21:51.140
‫خودش و همۀ نوچه‌هاش،
‫یه مشت دروغگوئن

21:51.640 --> 21:52.640
‫و اون‌ها...

21:54.520 --> 21:56.850
‫پارۀ تنم رو ازم گرفتن

21:57.400 --> 22:00.900
‫و وقتی‌که مودبانه
‫برای دفاع از خودت...

22:01.530 --> 22:03.490
‫می‌گی که ببخشید،
‫فکر کنم اشتباهی پیش اومده

22:03.490 --> 22:05.570
‫یعنی اشتباهی بیش نبوده!

22:07.700 --> 22:10.660
‫از طرف من بهش بگو

22:12.160 --> 22:13.580
‫«من هنوزم همینجام»

22:15.910 --> 22:18.920
‫درسته، کلایو سیلکاکس

22:18.920 --> 22:21.880
‫مارس ۲۰۱۱،
‫ساکن خیابون لیک ۲۴بی‌ـه

22:21.880 --> 22:23.460
‫انتهای خیابون لیک

22:24.050 --> 22:25.760
‫پیکِ رودینه

22:25.760 --> 22:28.050
‫همون جای قدیمی یهودی؟
‫وای، من و یادم قدیم می‌اندازه

22:29.180 --> 22:30.350
‫شاهدی داره؟

22:30.350 --> 22:31.640
‫من که نتونستم کسی رو پیدا کنم

22:31.640 --> 22:35.100
‫چه حیف
‫اون موقع باهاش مصاحبه هم نکردیم؟

22:35.100 --> 22:36.480
‫البته که نه

22:36.480 --> 22:39.900
‫یعنی چی؟ یعنی باید بیفتیم دنبال هر
‫بی‌سروپایی که تو لندن هست؟

22:39.900 --> 22:41.190
‫آره، ما قاتل رو پیدا کرده بودیم

22:43.570 --> 22:48.860
‫ببین، هرچیزی که باعث می‌شه سیلکاکس
‫به ادلاید، ارول متیس یا اون خونه ربط پیدا کنه،

22:49.870 --> 22:53.620
‫هرچیزی که بتونه برای تحقیقات
‫یا برعلیه من ازش استفاده بکنه

22:54.830 --> 22:55.830
‫رو باید بدونم

22:57.290 --> 22:58.290
‫خب؟

22:58.290 --> 22:59.710
‫من مزاحمش نشدم

22:59.710 --> 23:01.540
‫خب، نظر خودش که این بود

23:01.540 --> 23:04.590
‫پس لطفاً فوراً بهم بگو که
‫موکل من چه ربطی به کلایو سیلکاکس داره؟

23:04.590 --> 23:08.130
‫وگرنه بخدا قسم، همین الان زنگ می‌زنم
‫ادارۀ شکایات پلیس و گزارش می‌دم

23:08.130 --> 23:11.350
‫یه احتمالی وجود داره
‫که ممکنه سیلکاکس اطلاعاتی

23:11.350 --> 23:13.310
‫از قتل ادلاید داشته باشه

23:13.310 --> 23:17.730
‫پس هرچیزی که سیلکاکس رو
‫به ادلاید یا ارول وصل بکنه، هرچیزی...

23:17.730 --> 23:19.310
‫اطلاعات مربوطه؟

23:19.940 --> 23:22.150
‫یعنی چی؟ شاهده؟

23:22.940 --> 23:24.270
‫یا مظنون؟

23:26.240 --> 23:28.320
‫نمی‌تونم چیزی بگم. محرمانه‌ست

23:28.320 --> 23:29.490
‫ای خدا

23:39.120 --> 23:40.540
‫- کلویی؟
‫- بله؟

23:40.540 --> 23:42.880
‫توی هکنی داونز دوست و رفیق داری نه؟

23:43.750 --> 23:45.000
‫آره؟

23:45.550 --> 23:46.550
‫می‌خوام یه لطفی بهم بکنی

23:47.630 --> 23:50.180
‫ببین اگه مسئله پروندۀ
‫قتلیه که دستته...

23:50.180 --> 23:52.390
‫- پای من رو وسط نکش
‫- بیخیال کلویی

23:52.390 --> 23:55.100
‫می‌دونی که نمی‌تونم دخالت کنم؟
‫محرمانه‌ست

23:55.100 --> 23:59.060
‫خواهش می‌کنم
‫اگه مهم نبود هیچوقت درخواست نمی‌کردم

24:03.110 --> 24:04.610
‫یه لطف بزرگه یا کوچک؟

25:22.180 --> 25:23.270
‫- بفرما
‫- ممنون

25:23.270 --> 25:26.150
‫قوی‌ترین قهوۀ دلستونه
‫تا امتحانش نکردی ازم تشکر نکن

25:27.230 --> 25:32.690
‫خب حالا، با دوریس صحبت کردم
‫و ارول هم‌مدرسه‌ایش بود

25:34.030 --> 25:35.950
‫- با کی؟
‫- کلایو سیلکاکس

25:35.950 --> 25:37.700
‫آموزشگاه سنت جوزف

25:39.790 --> 25:43.410
‫ولی کلایو دو سال ازش بزرگتر بود،
‫خیلی به همدیگه نزدیک نبودن

25:43.410 --> 25:45.670
‫ولی دوریس گفت که یه جورایی
‫خونواده‌شون رو می‌شناخته

25:45.670 --> 25:48.090
‫یه جورایی؟ یه جورایی یعنی چی؟

25:48.090 --> 25:51.510
‫ارول یه پسرعمویی داشت به اسم جمیل،
‫که عاشق خواهر سیکاکس بود

25:52.260 --> 25:54.130
‫ولی دوریس باهاشون مخالف بود،
‫بخاطر همینم...

25:56.220 --> 25:57.680
‫پس ارول می‌شناختدش؟

25:58.470 --> 25:59.470
‫ارول می‌شناختدش

26:02.850 --> 26:03.850
‫ممنونم

26:04.890 --> 26:05.890
‫قربونت

26:14.190 --> 26:18.070
‫به نظرت من تهاجمی‌ام؟

26:20.200 --> 26:22.370
‫تهاجمی؟ یعنی؟

26:22.370 --> 26:24.201
‫یعنی کلافه

26:24.750 --> 26:29.910
‫چموش، بدقلق، خل‌وچل.
‫تعارف نکن، بذار ادامه بدم

26:30.920 --> 26:32.460
‫روی می‌گفت ناراحتم

26:33.260 --> 26:36.219
‫ولی مثل یه قانونه،
‫قانون زن‌های خل‌وچل

26:36.550 --> 26:38.220
‫- جون
‫- چیه؟

26:38.220 --> 26:42.260
‫تو ضربۀ روحی خوردی، خب؟
‫بهش حق بده این سؤال رو بپرسه

26:45.810 --> 26:47.658
‫پس من الکی ذهنم رو درگیرش کردم

26:58.860 --> 27:00.828
‫چقدر جذاب پارک می‌کنی، می‌دونستی؟

27:01.070 --> 27:03.461
‫تعریف عجیب و به‌جایی کردی

27:09.500 --> 27:11.210
‫- این‌جوری خوبه؟
‫- نه

27:11.920 --> 27:13.786
‫- الان چی؟
‫- گندش بزنم

27:15.460 --> 27:17.050
‫- لذت کافی رو بُردی؟
‫- نه

27:17.050 --> 27:18.800
‫می‌تونم برم برات بستنی هم بخرم.

27:23.640 --> 27:25.061
‫حالت خوبه؟

27:30.350 --> 27:32.306
‫راستش، توی یه دردسری افتادم

27:37.900 --> 27:38.900
‫بدو

27:39.860 --> 27:40.860
‫بده اینجا

27:45.120 --> 27:47.500
‫من که متوجه نمی‌شم، توی پایگاه داده
‫اطلاعاتش رو بیرون آوردی، مگه چیه؟

27:47.500 --> 27:49.837
‫جست‌وجوهای توی سامانه باید کاری باشه

27:49.862 --> 27:52.148
‫واسه هر جست‌وجو باید
‫شمارۀ پروندۀ مربوطه رو وارد کنی

27:52.460 --> 27:53.460
‫خب؟

27:54.000 --> 27:56.670
‫جست‌وجو واسه کارم نبود، واسه مامان بود

27:56.670 --> 27:58.340
‫خب، مگه چندبار این کارو کردی؟

27:59.260 --> 28:00.800
‫نمی‌دونم، یه هشت باری می‌شه

28:01.890 --> 28:05.350
‫هشت؟ جون، چرا اینو بهم نگفتی؟

28:05.350 --> 28:06.970
‫چون می‌دونستم چی می‌خوای بگی

28:06.970 --> 28:09.180
‫و من نمی‌تونم مامانمو دوباره بستری کنم، خب؟

28:09.205 --> 28:10.560
‫دیگه این کارو نمی‌کنم!

28:10.560 --> 28:13.360
‫پس مشکل همینه؟
‫واسه چندتا جست‌وجو توی پایگاه داده؟

28:13.360 --> 28:17.230
‫اگه پای اون یارو وسط نبود
‫هیچ کدوم از این اتفاق‌ها نمیفتاد

28:17.230 --> 28:19.900
‫- اون هگرتی. فقط وراجی می‌کنه
‫- تو که گفتی تصادفی اومده بودن وارسی کنن

28:19.900 --> 28:23.320
‫اون یه آب‌زیر‌کاهه، پارتی داره.
‫همه‌جا آشنا داره

28:23.320 --> 28:25.450
‫خب، توام نذار قضیه بزرگ شه،
‫برو با مدیر واحد خودت صحبت کن

28:25.450 --> 28:27.330
‫- با روی؟
‫- آره، مگه چیه؟ بگو چیکار کردی

28:27.330 --> 28:29.620
‫این بدترین کاریه که می‌تونم بکنم

28:29.620 --> 28:31.041
‫- چرا؟
‫- چون اون چراغ قرمز هم رد نمی‌کنه

28:31.066 --> 28:33.080
‫فکر می‌کنه موظفه که همه‌چی رو گزارش کنه

28:33.080 --> 28:36.000
‫خب، سلسله‌مراتب رو طی کن،
‫به دستیار کمیسر بگو

28:36.000 --> 28:38.670
‫همونی که راجع‌بهش حرف می‌زدی
‫همونی که تشویقت کرد پلیس آگاهی شی

28:38.670 --> 28:40.050
‫یهو بهش زنگ بزنم؟

28:40.050 --> 28:41.510
‫«هی، منو که یادت میاد؟»

28:41.510 --> 28:45.180
‫«من اون زنی‌ام که توی آزمون استخدامی
‫آخرهفتۀ هانزلو باهاش خوب برخورد کردی»

28:45.180 --> 28:48.060
‫- چرا که نه؟
‫- چون من مثل تو نیستم، خب؟

28:49.680 --> 28:52.190
‫من نمی‌تونم دلم رو به دریا بزنم
‫و شخصیتم رو کوچیک کنم

28:52.190 --> 28:54.190
‫اینکه با جسارت حرفت رو بزنی که جرم نیست!

28:54.190 --> 28:55.650
‫با جسارت؟

28:56.610 --> 28:59.186
‫خیلی مطمئن نیستم
‫معنای «جسارت» رو بدونم

28:59.780 --> 29:02.150
‫پس چون محرمانه‌ست نمی‌خوای بهم بگی

29:02.150 --> 29:03.700
‫نمی‌دونم، من نمی‌دونم، لئو

29:03.700 --> 29:07.990
‫ولی اینو خوب می‌دونم که اگه جای تو بودم،
‫واسه اینکه عصبانیت خودم رو خالی کنم...

29:07.990 --> 29:10.870
‫سر یه پرستار بیچارۀ بیمارستان عربده نمی‌زدم

29:10.870 --> 29:12.830
‫- مثلاً اونجا خواستی جسور باشی؟ نمی‌دونم
‫- ببخشید، چی؟

29:12.830 --> 29:14.880
‫شاید، احتمالاً، من که نمی‌دونم

29:18.590 --> 29:20.880
‫- داور!
‫- گوش کن، بیا اینجا، خطا بود

29:20.880 --> 29:22.331
‫چه خبر شده؟

29:22.930 --> 29:24.380
‫- خطا کرد
‫- واقعاً؟

29:24.380 --> 29:26.600
‫آره، پاشو زد

29:28.387 --> 29:30.597
‫جیک، به حرف داور گوش کن، رفیق

29:34.190 --> 29:37.190
‫این دفعه رو اخطار لفظی میدم، خب؟
‫اگه تکرار شه بیرون میری

29:37.190 --> 29:38.360
‫خیلی‌خب، شروع کنید

29:39.730 --> 29:41.860
‫یالا جیکی، ماشالله پسر

29:42.950 --> 29:44.570
‫ببین، خیلی‌خب...

29:45.530 --> 29:47.740
‫من معذرت می‌خوام، خب؟

29:47.740 --> 29:50.990
‫اگه با اون پرستار بد برخورد کردم،
‫ولی توی وضعیت بدی بودم

29:50.990 --> 29:54.580
‫ناراحت بودم، چون بهم تلفن شده بود، خب؟

29:54.580 --> 29:56.330
‫و واسه یه لحظه... گوشِت با منه؟

29:59.960 --> 30:01.582
‫یه لحظه فکر کردم فوت کردی

30:08.319 --> 30:12.529
‫آفرین، رفیق
‫کارِت عالی بود

30:13.850 --> 30:15.020
‫می‌دونی...

30:17.440 --> 30:20.150
‫بعضی وقت‌ها به این که من و تو
‫توی یه سیاره‌ایم شک می‌کنم!

30:21.820 --> 30:23.240
‫- الو؟
‫- سلام جون

30:23.240 --> 30:26.200
‫بکا هستم از «شلتر مور استریت»

30:26.200 --> 30:29.620
‫- خب، الو سلام
‫- شما دنبال کلایو سیلکاکس می‌گشتین؟

30:29.620 --> 30:31.120
‫- جِی؟
‫- موضوع اینه که ما...

30:31.120 --> 30:32.240
‫تماس کاریه

30:32.240 --> 30:34.500
‫باشه، پس ما با اتوبوس برمی‌گردیم، خب؟

30:34.500 --> 30:36.290
‫یکی پیش ما اومده...

30:36.290 --> 30:38.300
‫نگران نباش، ما چیزی‌مون نمی‌شه

30:40.031 --> 30:44.531
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

30:55.270 --> 30:57.980
‫سلام، شما داون هستین؟ داون تیلور؟

30:57.980 --> 30:59.650
‫- خودم‌ام
‫- ببخشین مزاحم شدم

30:59.650 --> 31:02.110
‫من گروهبان کارآگاه جون لنکرم.

31:02.110 --> 31:05.661
‫من دنبال یکی به اسم کلایو سیلکاکس‌ام
‫که شما هم باهاش آشنا هستین

31:05.686 --> 31:08.307
‫متوجه شدم که سال ۲۰۱۸ باهم در ارتباط بودین

31:08.780 --> 31:11.044
‫می‌دونین کجا ممکنه متواری شده باشه؟

31:11.410 --> 31:13.790
‫یا دوست و آشنایی نداره که شما...

31:15.870 --> 31:18.870
‫- نه
‫- نه؟ باشه، خیلی‌خب

31:19.670 --> 31:21.215
‫با من بیا

31:22.982 --> 31:24.998
‫باشه، خیلی ممنون واسه وقتی که گذاشتین

31:25.300 --> 31:26.300
‫چرا نمیای؟

31:26.300 --> 31:27.510
‫مامانم

31:51.320 --> 31:53.780
‫زیرو یانکی دلتا،
‫گروهبان کارآگاه جون لنکر صحبت می‌کنه

31:53.780 --> 31:56.304
‫من داخل خیابون ورلین ۷۰ام

31:56.580 --> 31:59.000
‫کلایو سیلکاکس رو پیدا کردم

31:59.000 --> 32:00.870
‫دریافت شد، تمام

32:00.870 --> 32:02.580
‫خودروهای پشتیبان توی مسیرن

32:02.580 --> 32:03.960
‫چقدر فاصله دارن؟

32:04.630 --> 32:06.590
‫زیرو دلتا براوو،
‫زمان تقریبی ۶ دقیقه

32:07.090 --> 32:09.800
‫شش دقیقه تا محل، سر جاتون بمونین

32:09.800 --> 32:11.550
‫منتظر تیم پشتیبانی باشین، تمام

32:12.390 --> 32:13.430
‫دریافت شد

32:37.107 --> 32:40.121
[دوستت دارم]

32:45.035 --> 32:46.815
‫[تماس از لئو]

32:55.180 --> 32:59.100
‫زیرو دلتا یانکی،
‫توی ساختمون صدای درگیری میاد، تمام

32:59.680 --> 33:01.940
‫منتظر باشید،
‫تیم پشتیبان توی مسیره

33:03.650 --> 33:04.650
‫گور باباش

33:13.410 --> 33:15.070
‫پلیس! در رو باز کنید

33:16.200 --> 33:17.200
‫پلیس!

33:17.910 --> 33:20.660
‫زیرو دلتا یانکی،
‫توی ساختمون داره تعرض صورت می‌گیره

33:20.660 --> 33:22.710
‫- چی شده؟
‫- می‌تونم داخل باغ‌تون برم؟

33:22.710 --> 33:24.670
‫- البته
‫- منتظر تیم پشتیبان باشید

33:25.670 --> 33:27.000
‫تمامی واحدها، تمامی واحدها

33:34.503 --> 33:37.793
‫زیرو دلتا یانکی،
‫فوراً نیروی کمکی آتش‌نشانی رو بفرستید

33:39.350 --> 33:41.230
‫زیرو دلتا یانکی، تکرار کن لطفاً

33:44.940 --> 33:46.980
‫زیرو دلتا یانکی، تکرار کن لطفاً

33:50.530 --> 33:52.780
‫زیرو دلتا یانکی، تکرار کن لطفاً

33:52.780 --> 33:54.490
‫گفتم ساختمون آتیش گرفته!

33:55.110 --> 33:57.370
‫فوراً نیروی کمکی آتش‌نشانی رو بفرستید

34:02.910 --> 34:04.040
‫آهـای؟

34:04.580 --> 34:05.580
‫داون؟

34:12.710 --> 34:13.710
‫آهـای؟

34:19.720 --> 34:24.100
‫- کسی اونجاست؟
‫- کمک! ما اینجاییم

34:25.060 --> 34:26.828
‫از در فاصله بگیر

34:31.320 --> 34:33.440
‫بیرون برید! برید پایین

34:33.940 --> 34:34.940
‫برید!

35:51.060 --> 35:52.060
‫جون

35:53.190 --> 35:54.020
‫جون

35:54.020 --> 35:55.110
‫بله؟

35:57.070 --> 35:58.360
‫شتر دیدی ندیدی!

36:00.254 --> 36:01.450
‫قسم بخور!

36:02.410 --> 36:04.140
‫گزارش آسیب‌شناسی رو گرفتی؟

36:04.330 --> 36:05.450
‫اول قسم بخور!

36:05.450 --> 36:06.540
‫قسم می‌خورم

36:06.540 --> 36:08.210
‫به محض اینکه کارِت تموم شد حذفش می‌کنی

36:08.830 --> 36:09.830
‫باشه

36:15.021 --> 36:17.724
‫[گزارش آسیب‌شناسی ماریا دسوزا]

36:35.650 --> 36:36.480
‫آماده‌ای؟

36:37.480 --> 36:38.490
‫آره

36:41.320 --> 36:43.620
‫اون می‌دونه منم توی جلسه هستم دیگه؟

36:43.620 --> 36:46.312
‫آره، در واقع پیشنهاد خودش بود

36:51.040 --> 36:54.080
‫خب، از هردوتون ممنونم
‫که وقت گذاشتین...

36:54.080 --> 36:57.466
‫- حداقل کاریه که ازمون برمیاد
‫- خبر اصلی رو بگو

36:57.714 --> 36:59.787
‫کلایو سیلکاکس به قتل اعتراف کرد

36:59.812 --> 37:01.031
ا‫ز این بهتر نمی‌شه

37:01.056 --> 37:02.846
‫زود زبون باز کرد، نه؟

37:03.430 --> 37:06.799
‫اعتراف به قتل ماریا دسوزا،
‫مبادرت به فرار در هنگام دستگیری

37:06.824 --> 37:09.140
‫معلوم شد با بد مأموری درافتاده

37:09.140 --> 37:10.533
‫واقعاً

37:12.020 --> 37:14.653
‫می‌دونین وقتی انگیزۀ قتل رو
‫ازش پرسیدیم چه جوابی داد؟

37:14.678 --> 37:16.230
‫«روی فرش رنگ ریخت»

37:16.230 --> 37:18.013
‫- نه
‫- چون روی فرش رنگ ریخته بود

37:18.110 --> 37:20.227
‫درست وقتی که فکر می‌کنی
‫دیگه جای تعجبی باقی نمی‌مونه

37:20.252 --> 37:23.110
‫دایرۀ دادرسی به ما چراغ سبر نشون داد،
‫و ما سه ساعت پیش اتهامات رو وارد کردیم

37:23.135 --> 37:24.475
‫پس دیگه مشکلی نمونده

37:24.817 --> 37:27.134
‫می‌خوام اجازۀ مصاحبه
‫با سبلکاکس رو به من بدین

37:27.580 --> 37:29.660
‫- در رابطه با...؟
‫- قتل ادلاید باروز

37:31.870 --> 37:35.164
‫یه پروندۀ قدیمیه، واسه سال...

37:35.189 --> 37:40.010
‫- سال ۲۰۱۱
‫- سال ۲۰۱۱، یه قتل قدیمیه

37:40.590 --> 37:43.260
‫دوست‌پسره، ارول متیس، به...

37:43.260 --> 37:45.822
‫- ۲۴ سال حبس محکوم شده
‫- آره، فقط می‌خوام باهاش صحبت کنم

37:46.550 --> 37:49.180
‫خب، فکر کنم باید یه‌سری چیزها رو روشن کنم

37:49.180 --> 37:50.725
‫و این موضوع رو حلش کنم

37:50.970 --> 37:53.399
‫خب، کارآگاه... می‌تونم «جون» صدات کنم؟

37:53.940 --> 37:55.810
‫- البته
‫- خیلی‌خب، جون

37:55.835 --> 37:58.241
‫با اسناد و شواهدی می‌خوای ثابت کنی...

37:58.266 --> 38:00.796
‫کلایو سیلکاکس توی اون آپارتمان...

38:00.821 --> 38:02.237
‫پیش ادلاید باروز بود؟

38:02.262 --> 38:04.200
‫اون زمان توی همون محل زندگی می‌کرد

38:04.200 --> 38:06.030
‫خیابون لیک ۲۴بی

38:06.910 --> 38:08.175
‫خودشه

38:08.450 --> 38:11.500
‫- فقط ۵۰۰ متر با برج‌ها فاصله داره
‫- توی اون محلۀ بزرگ و قدیمی

38:12.200 --> 38:15.210
‫سیلکاکس سابقۀ اتهاماتی
‫مثل خشونت علیه زنان داشته

38:15.710 --> 38:17.540
‫یک موردش توی سال ۲۰۰۹،
‫و مورد بعدی...

38:17.540 --> 38:19.250
‫ماه مِی ۲۰۱۱. آره، دیگه چی؟

38:19.250 --> 38:22.815
‫سیلکاکس و ارول متیس هم‌مدرسه‌ای بودن

38:22.840 --> 38:25.119
‫سنت جوزف بیش از ۲۰۰۰ دانش‌آموز داشت

38:25.380 --> 38:26.720
‫یکی دو سالی فاصله داشتن

38:26.720 --> 38:30.350
‫سیلکاکس خواهری داشت به اسم «لیان»
‫که رابطۀ صمیمانه‌ای با پسرخالۀ ارول داشت

38:30.350 --> 38:33.242
‫پسرخاله؟ همه‌مون پسرخاله داریم
‫بعضی‌ها بیشتر از بقیه

38:33.267 --> 38:34.802
‫شما خودتون ازش مصاحبه کردین؟

38:35.620 --> 38:36.545
‫جون...

38:36.570 --> 38:38.625
‫تا از دایرۀ تحقیقات خط بزنیدش

38:38.650 --> 38:44.049
‫جون، بگو ببینم. با عبارت
‫«سوگیری ناخودآگاهانه» آشنا هستی؟

38:46.030 --> 38:49.279
‫من واسه خطاهای که کردم، یه روز کاری رو با
‫همکارهام جلسه گذاشتم، نشان رو گرفتم

38:49.613 --> 38:51.903
‫همۀ این‌ها کارهای آموزنده‌ای بودن

38:52.410 --> 38:54.830
‫حالا ماجرای سوگیری ناخودآگاهانه اینه که...

38:54.830 --> 38:56.830
‫خودم می‌دونم سوگیری ناخودآگاهانه چیه

38:56.830 --> 38:59.847
‫آره، می‌خوام تکرار کنم همه خوب متوجه شن،
‫قصد بی‌احترامی ندارم، روی

39:00.380 --> 39:03.960
‫بعضی وقت‌ها یه افسر می‌تونه دیدگاه
‫تحریف‌شده‌ای رو وارد یه پرونده بکنه

39:04.670 --> 39:09.220
‫و این خودش مسبب غرض‌ورزی‌ای می‌شه
‫که توی دلشون ریشه کرده.

39:09.526 --> 39:12.156
‫غرض‌ورزی، غرض‌ورزی؟

39:12.470 --> 39:15.600
‫باشه، خیلی‌خب.
‫نه حرف تو نه حرف من. ایمان؟

39:17.270 --> 39:19.476
‫یقین داشتن؟ این چطوره؟

39:20.690 --> 39:25.820
‫کارآگاه جون یقین داره که ارول متیس...

39:25.845 --> 39:30.451
‫مردی که جهت اطلاع باید بگم که از
‫آباواجداد مردم آفریقای غربیه، آره؟

39:31.410 --> 39:35.714
‫به دلایلی مبهم باهاش غیرمنصفانه برخورد شده

39:35.739 --> 39:37.660
‫غیر از این مورد که یه
‫تماس اورژانسی‌ای وجود داره!

39:37.660 --> 39:40.720
‫باز هم احساسی نظر دادی،
‫دو تماس اورژانس، هردو خانم

39:41.670 --> 39:44.249
‫دو تماس از یک خانم!

39:44.670 --> 39:47.220
‫نمی‌تونیم بهش بی‌توجه باشیم

39:47.220 --> 39:51.637
‫تو از تعداد زنان قربانی
‫خشونت خانگیِ این شهر...

39:51.662 --> 39:53.350
‫توی سالی که گذشت خبر داری؟

39:53.350 --> 39:55.890
‫- چیزی نزدیک به ۲۵۰ هزار مورد
‫- آره، واو. نزدیک به ۲۵۰ هزار مورد

39:55.890 --> 39:57.560
‫هردو هم پرتغالی بودن

39:57.560 --> 39:59.270
‫این خودش اندازۀ کلیساهای آزاده‌اندیشه

39:59.270 --> 40:01.310
‫داریم راجع‌به ۸۰-۹۰ هزار نفر صحبت می‌کنیم

40:01.310 --> 40:03.730
‫واسه همینه که می‌گم باید حکم
‫کارشناسی پزشکی قانونی رو بگیریم

40:03.730 --> 40:05.110
‫محض رضای خدا

40:05.110 --> 40:08.280
‫تا مطمئن شیم هردو یه خانم هستن یا نه

40:08.280 --> 40:09.200
‫خیلی‌خب

40:11.870 --> 40:14.283
‫نظرت راجع‌به این چیه؟ ماریا

40:15.120 --> 40:18.438
‫کی؟ اوه، قربانی‌مون
‫از هزینه‌های آزمایشگاه نگم

40:18.463 --> 40:20.330
‫داریم راجع‌به یه هزینۀ
‫اضافۀ پنج رقمی حرف می‌زنیم

40:20.330 --> 40:24.090
‫و ما یه بازداشتی داریم
‫که می‌خواد به قتلی که کرده اعتراف کنه

40:26.000 --> 40:30.800
‫تا دیگه مادر، برادر و دوتا پسربچه‌شو
‫توی دادگاه عذاب نده

40:30.800 --> 40:34.600
‫جسدش رو همین الان دارن به
‫سائو پائولو می‌برن. این خبر خوبیه

40:35.720 --> 40:38.430
‫اون‌وقت تو می‌خوای واسه سرگرمی خودت
‫تمامی این‌ها رو به باد بدی

40:38.430 --> 40:43.110
‫ماریا دوتا جای پارگی قدیمی داشت

40:43.980 --> 40:45.940
‫روی شکم و شونه‌ش

40:47.590 --> 40:49.810
‫خانمی که از خیابون
‫هایزلین تماس گرفت...

40:49.824 --> 40:51.715
‫همچنین گزارش داده بود که
‫دوتا جای پارگی از شریکش داره

40:51.740 --> 40:54.990
‫در ضمن گفت: «اونو زد»
‫که منظورش همون «ادلاید» بود،

40:54.990 --> 40:57.620
‫«با همون چاقویی که
‫بارها و بارها اونو زد، منم زد»

40:57.620 --> 40:59.708
‫عذر می‌خوام،
‫این چیزها رو از کجا میاری؟

41:00.500 --> 41:03.296
‫- این‌ها صحبت‌های تلفنی خودش‌ان
‫- منظورم تماس تلفنی نیست

41:03.790 --> 41:06.500
‫منظورم جاهای زخم خانم دسوزائه

41:10.470 --> 41:12.860
‫جون، بگو ببینم.
‫گزارش آسیب‌شناسیش رو دیدی؟

41:13.470 --> 41:15.720
‫فکر می‌کنم چیزی که اینجا مهمه...

41:15.720 --> 41:17.260
‫نه، عذر می‌خوام که این کارو می‌کنم،

41:17.260 --> 41:20.430
‫ولی اون گزارش به‌طور محرمانه
‫برای ویو و تیمش فرستاده شد

41:21.020 --> 41:24.100
‫درسته؟ پس مگه اینکـ... ویو، تو گزارش
‫رو به گروهبان کارآگاه لنکر دادی؟

41:24.100 --> 41:25.270
‫- خیر، قربان
‫- «خیر، قربان»

41:25.270 --> 41:28.690
‫پس موظفم بپرسم،
‫چطور گزارش به دست تو رسیده؟

41:28.690 --> 41:29.860
‫دست من نرسیده

41:30.989 --> 41:32.490
‫یکی بهت نشونش داده؟

41:32.490 --> 41:33.740
‫خیر

41:33.740 --> 41:37.122
‫خب، پس هکری و پابه‌پای
‫کُره‌ای‌ها داری پیش میری؟

41:40.080 --> 41:42.830
‫یعنی می‌گی تو اون گزارش رو نخوندی؟

41:43.750 --> 41:44.790
‫خیر، قربان

41:45.380 --> 41:47.350
‫پس این اطلاعات رو از کجا آوردی؟

41:48.380 --> 41:49.889
‫خودم دیدم

41:52.510 --> 41:54.062
‫خودت دیدی؟

41:57.550 --> 41:59.378
‫من نفر اولی بودم که به صحنه رسیدم

42:01.600 --> 42:05.811
‫وقتی که ماریا رو پیدا کردم،
‫طبیعتاً علائم حیاتیش رو بررسی کردم

42:06.230 --> 42:07.694
‫دیدم‌شون

42:08.820 --> 42:10.150
‫جاهای زخم رو دیدم

42:12.440 --> 42:15.320
‫جای دوتا زخم قدیمی رو!
‫اون هم توی کسری از ثانیه

42:19.080 --> 42:22.155
‫دو تماس، با زخم‌هایی مشابه

42:23.500 --> 42:25.534
‫حالا چقدر احتمالش هست؟

42:31.590 --> 42:32.590
‫بیا

42:33.105 --> 42:34.905
‫یه لمس توپ خوب،
‫همه‌چی به زمان‌بندی بستگی داره

42:34.930 --> 42:36.800
‫باید... دیدی؟

42:36.800 --> 42:37.890
‫خب

42:38.510 --> 42:40.100
‫دوباره، عالی بود

42:43.100 --> 42:44.890
‫آره! عالی بود

42:45.890 --> 42:47.190
‫- دوباره
‫- خیلی‌خب

42:47.190 --> 42:49.610
‫بیا، آفرین. خوبه

42:49.610 --> 42:51.530
‫این چیه؟ اینجا هم تمرین می‌کنین؟

42:51.530 --> 42:53.150
‫خیلی‌خب، بیا. همین‌جا بمون

42:53.150 --> 42:55.070
‫وایسا، خب. وایسا، وایسا

42:56.780 --> 42:58.070
‫چه گلی!

42:59.490 --> 43:00.910
‫هرچی بلدی صدقه‌سر منه

43:00.910 --> 43:03.870
‫- همه‌شو از من یاد گرفتی
‫- مامان، مگه هندباله؟

43:03.870 --> 43:05.502
‫آبروی خودتو نبر

43:07.170 --> 43:08.170
‫دوباره بریم؟

43:09.880 --> 43:11.000
‫الو؟

43:11.000 --> 43:12.895
‫خیلی‌خب، به چیزی که می‌خواستی رسیدی

43:15.773 --> 43:20.045
‫با توجه به «ماهیت بی‌بدیل شرایط»

43:21.810 --> 43:22.810
‫زندانی خارج می‌شه

43:22.810 --> 43:25.235
‫بهت اجازۀ مصاحبه با مظنون داده می‌شه

43:26.140 --> 43:27.140
‫خیلی ممنون

43:27.640 --> 43:30.980
‫اما طرح مصاحبه از قبل بررسی می‌شه، خب؟

43:30.980 --> 43:32.230
‫باشه

43:33.780 --> 43:35.990
‫اجازۀ ارجاع بخصوصی به قتل...

43:35.990 --> 43:37.820
‫ادلاید بروز رو نداری، تفهیمه؟

43:38.410 --> 43:39.410
‫بله

43:40.570 --> 43:42.370
‫غیر از این موارد،
‫دیگه چیز خاصی نیست

43:42.870 --> 43:43.950
‫خیلی ممنون، قربان

44:05.560 --> 44:08.940
‫کلایو سیلکاکس، شما به
‫قتل ماریا دسوزا اعتراف کردی

44:10.060 --> 44:13.230
‫ولی من امروز اینجا اومدم تا بخوام
‫راجع‌به مورد دیگه‌ای با من همکاری کنی

44:14.730 --> 44:19.490
‫در مارس ۲۰۱۱، شما ساکن
‫خیابون لیک ۲۴بی بودین. درسته؟

44:20.648 --> 44:21.938
‫بله

44:23.330 --> 44:25.415
‫این فرد رو بجا میارین؟

44:30.120 --> 44:31.653
‫می‌شناسینش؟

44:36.460 --> 44:37.460
‫ارول

44:37.460 --> 44:42.180
‫ارول متیس.
‫باهم توی سنت جوزف درس خوندین؟

44:43.140 --> 44:44.140
‫بله

44:44.776 --> 44:46.430
‫خونواده‌شو می‌شناختین؟

44:46.430 --> 44:47.520
‫بله

44:48.640 --> 44:50.060
‫می‌دونین که برای ارول متیس...

44:50.060 --> 44:52.650
‫- حکم کلفتی بُردین؟
‫- مرسی

44:53.560 --> 44:55.230
‫۲۴ سال، درسته؟

44:55.230 --> 44:57.400
‫بله، می‌دونین کدوم زندانه؟

44:58.440 --> 45:01.610
‫- وایت‌کراس؟
‫- زندان وایت‌کراس، درسته

45:01.610 --> 45:03.596
‫- خب؟ که چی؟
‫- گروهبان کارآگاه لنکر

45:04.950 --> 45:06.497
‫دلیلش رو می‌دونین؟

45:07.120 --> 45:08.120
‫بله

45:08.120 --> 45:10.000
‫- ببخشید...
‫- همه اینو می‌دونن

45:10.000 --> 45:11.830
‫اگه می‌خواین موکل منو گول بزنید...

45:11.830 --> 45:15.790
‫نه، نه. فقط می‌خوام خودش اعتراف کنه

45:20.470 --> 45:21.720
‫اسمش چیه؟

45:21.720 --> 45:23.720
‫- خب دیگه
‫- بگو، اسمش چیه؟

45:23.720 --> 45:25.970
‫این مصاحبه رو قطع می‌کنم

45:25.970 --> 45:28.220
‫ساعت ۱۴:۳۶

45:31.520 --> 45:33.598
‫این چه گهی می‌خورد؟

45:37.803 --> 45:40.550
‫- می‌شناخت! جفت‌شون رو می‌شناخت
‫- جون

45:42.030 --> 45:44.110
‫- دن، می‌خوای...
‫- نه، خودت بخون

45:47.397 --> 45:49.670
‫بنا به درخواست حضرت‌عالی،
‫سربازرس هگرتی...

45:49.695 --> 45:52.198
‫صلاح دانسته تا با حداکثر تلاش ممکن،

45:52.223 --> 45:54.491
‫تحلیلی کامل از موارد کالبدشکافیِ
‫دو تماس اورژانسی...

45:54.516 --> 45:56.302
‫به سرکارعالی ارائه دهم

45:57.616 --> 45:59.407
‫نتایج قطعی‌ست

46:01.220 --> 46:03.880
‫همکارانِ آواشناس و مهندس بنده
‫هردو به نتایج برابری دست پیدا کردند

46:03.880 --> 46:07.050
‫فشارهای صوتی مختلف،
‫آواهای صدادارِ مختلف،

46:08.000 --> 46:09.336
‫و دو خانم مختلف

46:09.720 --> 46:11.560
‫- چی؟
‫- هیچ جای شکی باقی نمی‌ماند

46:12.140 --> 46:14.629
‫فردی که از هایزلین تماس گرفته
‫ماریا دسوزا نمی‌باشد

46:16.610 --> 46:19.562
‫هیچ سند و مدرکی...

46:19.587 --> 46:22.338
‫برای ارتباط کلایو سیلکاکس
‫به این پروندۀ قدیمیِ قتل وجود ندارد

46:22.363 --> 46:23.443
‫درسته؟

46:24.346 --> 46:25.610
‫همه موافقید؟

46:26.380 --> 46:29.210
‫بیاین یه‌بار واسه همیشه قال قضیه رو بکنیم

46:34.080 --> 46:35.364
‫خب؟

46:46.840 --> 46:49.744
‫تو چه‌ت شده؟ یه نگاه به کلویی بنداز

46:50.010 --> 46:51.680
‫اون مشکلی نداره

46:51.786 --> 46:53.339
‫با قضیه کنار میاد

46:54.640 --> 46:57.958
‫ادارۀ بازرسی چی شد؟
‫بهشون زنگ زدی؟ نه؟

46:58.940 --> 47:00.152
‫تمومش کن

47:00.379 --> 47:02.411
‫اون‌ها واسه رفتار غیرحرفه‌ای اذیتت می‌کنن

47:38.276 --> 47:39.620
‫جون

47:53.387 --> 47:55.752
‫حق با اون بود، من اشتباه کردم

47:57.459 --> 48:00.026
‫گه توش،
‫حالم از این شرایط به‌هم می‌خوره

48:02.199 --> 48:03.732
‫ببین...

48:05.130 --> 48:07.774
‫یه شایعاتی شده...

48:08.593 --> 48:11.803
‫یه روز بعد از اینکه سیلکاکس
‫ماریا دسوزا رو به قتل می‌رسونه...

48:14.560 --> 48:18.509
‫هگرتی گزارش پرشکی قانونی مربوط به
‫اون دو تماس رو یه‌شبـه آماده کرد

48:19.471 --> 48:20.770
‫چی؟

48:22.531 --> 48:24.731
‫با اینکه می‌دونست
‫اون دوتا یه نفر نیستن بازم...

48:24.756 --> 48:26.185
‫گزارش رو دیر منتشر کرد

48:27.740 --> 48:28.740
‫وایسا ببینم

48:29.860 --> 48:31.531
‫کلِ اون جلسه...

48:32.453 --> 48:34.229
‫توافق سر مصاحبه...

48:34.990 --> 48:37.696
‫چرا؟ چرا باید این کارو بکنه؟

48:46.130 --> 48:47.840
‫همیشه دود از کُنده بلند می‌شه

48:51.430 --> 48:52.793
‫منو بازی داد

48:57.930 --> 49:00.060
‫یه تله بود، منم صاف توش افتادم

49:07.230 --> 49:12.171
‫حتماً گفته جوری زمین می‌زنمش
‫که دیگه نتونه روی پاهاش وایسته

49:16.466 --> 49:17.634
‫نه

49:22.253 --> 49:23.253
‫نه

49:26.606 --> 49:28.212
‫من ول‌کن نیستم

49:30.220 --> 49:34.970
‫گوش بده، خیلی وقت پیش
‫یه دوست‌دختری داشت، درست مثل خودم

49:36.180 --> 49:39.060
‫می‌گفت هرزۀ احمق،
‫هیچ‌وقت گوشش بدهکار نبود

49:39.600 --> 49:41.850
‫هیچ‌وقت نتونست راضی نگه‌ش داره

49:44.690 --> 49:47.574
‫دقیقاً با همون چاقویی که
‫الان بهم آسیب رسونده،

49:47.599 --> 49:49.656
‫چندین بار به اون دختره هم ضربه زده بود

49:50.150 --> 49:56.030
‫یه آقایی به خاطر کشتن دختره،
‫به ۲۴ سال حبس محکوم شده

49:58.830 --> 50:04.584
‫و همش تکرار می‌کنه که این یارو
‫توی زندون وایت‌کراسه...

50:04.609 --> 50:07.458
‫می‌گه خیلی بی‌عرضه‌ست و...

50:07.965 --> 50:09.391
‫این واسه کِیـه؟

50:09.416 --> 50:10.785
‫سه‌شنبه پیش

50:12.840 --> 50:15.542
‫ببین، این تماس‌ها محرمانه‌ان

50:17.350 --> 50:21.810
‫اگه به کسی چیزی بگی،
‫اون‌ها دخلم رو میارن

50:30.737 --> 50:31.860
‫بیا

50:33.860 --> 50:35.280
‫فکر می‌کردم تو مسلمونی

50:35.280 --> 50:38.660
‫من پیروی آیین «سیک»ام.
‫مثل اسمم، سینگ. سونیا سینگ

50:39.103 --> 50:41.490
‫ما این مشروب‌ها رو
‫یه‌جوری می‌خوریم انگار ساندیسه

50:48.590 --> 50:51.447
‫خیلی‌خب، اشتباه می‌کردی

50:51.760 --> 50:53.882
‫یه نبرد رو باختی،
‫دنیا که به آخر نرسیده!

50:53.907 --> 50:55.367
‫می‌دونی چیه؟

50:56.042 --> 50:57.489
‫اون دختر زنده‌ست

51:08.980 --> 51:13.869
‫اون تنها کسیه که می‌تونه به
‫ارول کمک کنه و زنده‌ست!

51:16.030 --> 51:17.030
‫آره

51:19.620 --> 51:21.502
‫و ما قراره پیداش کنیم

51:30.140 --> 51:50.140
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
