WEBVTT

00:06.876 --> 00:18.558
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:22.582 --> 00:31.265
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:31.289 --> 00:38.289
‫ترجمه و تنظیم از
‫«iredprincess و امیر فرحناک»

00:39.289 --> 00:41.959
‫نه، راستش رو بخوای
‫به نظرم که چشمش تو رو گرفته بود

00:41.959 --> 00:44.628
‫به نظر من که
‫داشته کارش رو انجام می‌داد

00:44.628 --> 00:46.421
‫- بس کن دیگه
‫- خنده‌داره

00:47.589 --> 00:49.258
‫باشه پس... همین که تو می‌گی

00:49.258 --> 00:51.802
‫می‌پذیرم دیگه عزیزم
‫باشه دیگه، خوبه؟

00:52.302 --> 00:54.638
‫آها راستی مایکل گفت که

00:54.638 --> 00:56.306
‫شنبه هرچقدر خواستی استراحت کن

00:56.306 --> 00:57.975
‫نه، اونقدرهام دیر نمی‌کنم

00:57.975 --> 00:59.643
‫خب معلوم می‌شه

01:02.855 --> 01:04.522
‫خب، استاد...

01:04.522 --> 01:06.483
‫دنیل، اسمش دنیلـه

01:06.483 --> 01:10.362
‫آها فهمیدم. چند وقته که شوفری دنیل؟

01:10.362 --> 01:11.822
‫چند سالی می‌شه

01:11.822 --> 01:13.323
‫تمام‌وقت سر همین کاری؟

01:13.866 --> 01:17.286
‫نه، فقط برای بعضی از مشتری‌های سفارشی
‫از جمله خودِ شما باهام تماس می‌گیرن

01:18.495 --> 01:19.872
‫باعث افتخاره

01:19.872 --> 01:22.791
‫بله، امشب هم محافظ شخصی شمام

01:23.267 --> 01:25.644
‫به‌به، هر مزاحمی بیاد
‫کارش رو می‌سازی پس؟

01:25.669 --> 01:27.796
‫بله، گوشم از این شوخی‌ها پُره، قربان

01:30.549 --> 01:31.967
‫قبلاً ارتشی بودی؟

01:33.969 --> 01:37.014
‫- افسر کارآگاه
‫- وای خدای من، ما بازداشتیـم؟

01:37.598 --> 01:39.474
‫- امشب نه
‫- خب، خیالم راحت شد

01:39.474 --> 01:40.559
‫بازنشسته شدی؟

01:41.143 --> 01:42.269
‫هنوز مشغولم

01:43.896 --> 01:47.733
‫خب پس چرا با این کار
‫سرت رو درد میاری الکی؟

01:48.901 --> 01:50.194
‫خب می‌تونم از اداره بیرون بزنم

01:50.194 --> 01:53.655
‫آها، کارت دفتریه، نه؟

01:54.448 --> 01:57.159
‫ولی شرط می‌بندم
‫داستان‌های خوبی داره، درست می‌گم؟

01:59.286 --> 02:00.787
‫منظورم اینه که جالب‌ان

02:00.787 --> 02:03.040
‫تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها، کِلی

02:03.832 --> 02:05.334
شغل جوون‌پسندیه

02:05.918 --> 02:06.877
‫بله

02:06.877 --> 02:08.503
‫اصلاً هم اهمیتی نداره
‫که چقدر توی این سن بدنت رو فرم باشه

02:09.295 --> 02:12.299
‫- همۀ مجرم‌ها ۱۸ ساله‌ان
‫- آخ گفتی

02:12.883 --> 02:14.801
‫ولی شرط می‌بندم
‫یه چند تا جسد دیده باشی

02:14.801 --> 02:16.178
‫خدای من، کل

02:16.678 --> 02:18.680
‫متأسفانه بخشی از کاره

02:19.973 --> 02:20.974
‫جداً؟

02:23.060 --> 02:25.103
‫خب بگو ببینم
‫تو خماری نذارمون

02:26.813 --> 02:29.650
‫- اینجای خیابون اصلی رو می‌بینید؟
‫- خب

02:29.650 --> 02:31.902
‫- دوربرگردونِ بعدی، مارسیا ویلاز
‫- آها

02:32.945 --> 02:36.281
‫چندین سال پیش،
‫دور و بر سال‌های ۲۰۰۴ یا ۲۰۰۵

02:36.281 --> 02:37.658
‫توی شب کریسمس،

02:38.492 --> 02:41.036
‫یه آقایی تنها، مشغول تماشای تلویزیون بود

02:41.745 --> 02:44.081
‫درخت کریسمس درست کرده بود
‫و این صحبت‌ها

02:44.915 --> 02:49.169
‫در کل، سارقین می‌ریزن تو خونه‌اش
‫و دزدی می‌کنن

02:49.753 --> 02:51.755
‫حدوداً ۸۰ پوند توی خونه داشت

02:51.755 --> 02:53.048
‫دهنش رو بستن،

02:54.174 --> 02:56.677
‫خودشم به صندلی بستن
‫که نکنه بره دنبالشون

02:58.470 --> 02:59.513
‫خب؟

03:00.764 --> 03:03.809
‫خب حتماً در نظر گرفته بودن که
‫بالاخره یکی سراغش می‌ره ، درسته؟

03:04.434 --> 03:06.311
‫هرچی نباشه، شب کریسمس بود

03:06.311 --> 03:08.522
‫- وای نه
‫- هیچکسی پیداش نشد

03:08.522 --> 03:10.023
‫سال جدید شد

03:10.858 --> 03:12.276
‫ژانویه

03:13.694 --> 03:15.279
‫آخرش هم همسایه‌ها پیداش کردن

03:16.321 --> 03:18.031
‫- بو گرفته بود؟
‫- وای نه

03:18.031 --> 03:21.076
‫همچنان به صندلی بسته بود

03:22.202 --> 03:23.996
‫لعنتیِ بدبخت

03:24.830 --> 03:26.039
‫حداقل گرفتیدشون؟

03:26.707 --> 03:27.708
‫بله

03:29.334 --> 03:30.627
‫بله که گرفتیمشون

03:31.628 --> 03:33.046
‫اونم توی کریسمس

03:33.046 --> 03:36.091
‫بیا نیمۀ پُر لیوان رو ببینیم
‫حداقل تلویزیون روشن بوده که تماشا کنه

03:38.719 --> 03:40.846
‫شوخیه، دارم شوخی می‌کنم

03:59.156 --> 04:02.868
‫خب بگو ببینم مرد، حتماً
‫داستان‌های وحشتناک دیگه‌ای هم داری

04:06.121 --> 04:07.331
‫هزارجور داستان هست

04:22.262 --> 04:25.140
‫سلام، با خدمات اورژانسی تماس گرفتید
‫اسمتون رو لطف می‌کنید بگید؟

04:25.140 --> 04:26.225
‫پلیس

04:26.767 --> 04:28.602
‫بسیارخب، اول اسمتون رو بگید

04:28.602 --> 04:29.978
‫اسمی وجود نداره

04:29.978 --> 04:31.313
‫به پلیس وصلم کنید

04:31.855 --> 04:33.899
‫لطفاً به پلیس وصلم کنید

04:36.302 --> 04:39.104
‫«ســوءپیشینه»
‫[فصل اول، قسمت اول]

04:39.128 --> 04:59.128
‫ آهنگ Just Me and You
‫ از Dreamliners

05:26.869 --> 05:29.997
‫دوباره سروکله‌شون پیدا شده
‫از خواب که پا شدم دیدم اونجان

05:29.997 --> 05:32.958
‫- ببین مامان جان
‫- نمی‌دونم دارن چیکار می‌کنن

05:32.958 --> 05:34.835
‫- مامان جان
‫- یا که اصلاً هدفـشون چیه

05:34.835 --> 05:37.588
‫روی ون‌شون علامتی چیزی داره
‫که دیده بشه؟

05:37.588 --> 05:38.755
‫نه

05:40.007 --> 05:41.466
‫تا جایی‌که می... نه

05:42.301 --> 05:43.969
‫شماره پلاکـشون رو نوشتم

05:43.969 --> 05:46.972
‫نه مادر من، نمی‌شه هر دفعه این کار رو بکنم
‫واسم دردسر می‌شه

05:48.182 --> 05:50.475
‫شاید بهتر باشه
‫انقدر از پنجره بیرون رو دید نزنی

05:50.475 --> 05:53.854
‫واقعاً داری خودت رو
‫سر هیچ و پوچ اذیت می‌کنی

05:53.854 --> 05:55.522
‫تو نمی‌فهمی

05:55.522 --> 05:58.442
‫عملاً تک و تنها اینجا گیر افتادم

05:59.276 --> 06:00.652
‫هیچکس پیشم نیست

06:01.195 --> 06:03.614
‫بد نیست یکم با مادر پیرت
‫هم‌دردی بکنی دختر

06:06.074 --> 06:07.618
‫شماره پلاک رو بدم یا نه؟

06:07.618 --> 06:09.578
‫باشه، باشه، بگو

06:09.578 --> 06:11.914
‫- خودکار دم دستت هست؟
‫- نیازی نیست، حفظ می‌کنم

06:12.539 --> 06:13.707
‫ای دختر باهوشِ من

06:13.707 --> 06:15.584
‫باشه، خب بگو

06:15.584 --> 06:17.794
‫اِی ای ۶...

06:19.963 --> 06:21.530
‫[جستجوی خودکار شناسایی شماره پلاک]

06:24.253 --> 06:25.253
‫[نام کاربری: جون‌لنکر]

06:25.277 --> 06:26.530
‫[رمز]

06:27.768 --> 06:29.855
‫[شماره پلاک: اِی ای ۶ ۴ ان زی یو]

06:34.728 --> 06:37.957
‫[ثبت شده تحت عنوان تره‌بار]

06:37.981 --> 06:39.149
‫خدایا...

06:43.028 --> 06:45.197
‫یه فنجون چای خدمت شما، خانم جون

06:45.822 --> 06:48.492
‫متشکرم جناب
‫داستان از چه قراره؟

06:48.492 --> 06:50.827
‫توی گزارشات دیشبِ مرکز فرماندهی و کنترل
‫یه تماس اضطراری بوده،

06:50.827 --> 06:52.037
‫که مراجع روش علامت‌گذاری کردن

06:52.037 --> 06:53.747
‫موضوع خشونت خانگی بود

06:53.747 --> 06:55.374
‫ظرافت زنانه می‌طلبه

06:57.417 --> 06:58.836
‫بابت چای ممنونم

07:04.758 --> 07:07.469
‫با سلام، تماس از
‫باجه تلفن خیابون هایز‌لین تماس گرفتن

07:07.469 --> 07:08.804
‫و حاضر نیست
‫که هویتش رو فاش کنه

07:08.804 --> 07:11.014
‫- اتلاف وقته؟
‫- احتمالاً

07:11.014 --> 07:13.892
‫هیچ جزئیاتی ارائه نمی‌ده
‫ولی اصرار داره که به پلیس وصل بشه

07:13.892 --> 07:15.352
‫باشه، متوجه شدم

07:16.186 --> 07:17.479
‫وصلت می‌کنم

07:18.564 --> 07:19.898
‫سلام، بنده جزمین هستم

07:19.898 --> 07:21.358
‫- چه کمکی از دستم برمیاد؟
‫- پلیس؟

07:21.358 --> 07:24.111
‫اپراتور تماس‌های ادارۀ پلیس هستم
‫اسمم جزمینه

07:24.111 --> 07:25.404
‫در خدمتم

07:26.530 --> 07:28.699
‫می‌تونی صحبت کنی؟

07:28.699 --> 07:29.908
‫گوش بده

07:30.409 --> 07:31.702
‫می‌گه...

07:31.702 --> 07:32.786
‫کی می‌گه؟

07:32.786 --> 07:34.788
‫- دوست‌پسرم
‫- دوست‌پسرتون؟

07:34.788 --> 07:35.998
‫اسمش رو باید بهم بگی تا...

07:35.998 --> 07:39.001
‫چرا هی اسم اسم می‌کنید؟

07:39.501 --> 07:40.502
‫اسمی در کار نیست

07:41.211 --> 07:42.421
‫خواهش می‌کنم

07:42.421 --> 07:43.755
‫اونجاست؟

07:43.755 --> 07:46.633
‫نه، ولی دنبالمه

07:46.633 --> 07:47.968
‫جات امنه؟

07:49.511 --> 07:51.889
‫خانم، دوست‌پسرت بهت آسیبی رسونده؟

07:52.639 --> 07:53.765
‫بله

07:53.765 --> 07:56.059
‫می‌گه می‌خواد من رو بکشه

07:56.685 --> 07:59.730
‫بسیارخب، یه لحظه صبر کنید

07:59.730 --> 08:03.567
‫اندی از باجه تلفن هکنی باهام تماس گرفتن

08:03.567 --> 08:06.236
‫دوست‌پسره رفتار خشونت‌آمیزی داره
‫تهدید به قتلش کرده

08:06.236 --> 08:08.572
‫- تفهیم شد
‫- آدرس رو برات می‌فرستم

08:08.572 --> 08:11.074
‫باشه، الان یه واحد می‌فرستم
‫پشت خط نگهش دارید

08:12.242 --> 08:13.660
‫- الو خانم؟
‫- الو؟

08:13.660 --> 08:16.121
‫- همون‌جایی که هستی بمون، حالت خوبه؟
‫- بله

08:16.121 --> 08:17.748
‫موبایل همراهت هست
‫که بهش زنگ بزنم؟

08:17.748 --> 08:21.293
‫نه، تهدیدم کرده،
‫بهم آسیب زده

08:21.293 --> 08:23.170
‫- چطوری...
‫- با یه چاقو

08:23.170 --> 08:25.005
‫بسیار خب، قطع نکن خانم

08:25.005 --> 08:26.089
‫باشه

08:28.091 --> 08:29.343
‫ما تو راهیـم

08:29.343 --> 08:31.428
‫صبر کنید، اینم بگم...

08:31.428 --> 08:34.806
‫که چند سال پیش،
‫یه دوست‌دختری داشته

08:35.390 --> 08:37.558
‫- درست مثل خودم
‫- خب...

08:37.558 --> 08:39.144
‫اوه هرزۀ نفهـم،

08:39.144 --> 08:40.437
‫هیچوقت گوشش بدهکار نبود

08:40.938 --> 08:43.315
‫و هیچ‌وقت نتونست راضی نگه‌ش داره

08:44.107 --> 08:48.862
‫دقیقاً با همون چاقویی که باهاش تهدیدم کرد،
‫چندین بار به اون دختره هم ضربه زده بود

08:49.780 --> 08:51.281
‫الانـم مُرده

08:51.782 --> 08:53.492
‫می‌دونی اسمش چی بود؟

08:53.492 --> 08:56.328
‫بعد حالا نشسته پُزش رو می‌ده

08:56.328 --> 08:59.122
‫می‌گه: «اگه درست باهام رفتار نکنی،

08:59.122 --> 09:01.166
‫به روز همون دختر می‌افتی»

09:01.166 --> 09:02.626
‫واحدت چی شد پس اندی؟

09:02.626 --> 09:04.503
‫- نرسیدن هنوز؟
‫- نه

09:04.503 --> 09:06.171
‫الان وضعیتشون رو بررسی می‌کنم
‫و بهت خبر می‌دم

09:07.965 --> 09:09.007
‫الو خانم؟

09:09.007 --> 09:11.885
‫من... باید بهتون بگم

09:11.885 --> 09:13.178
‫چی؟

09:15.222 --> 09:22.104
‫یه آقایی به خاطر کشتن دختره،
‫به ۲۴ سال حبس محکوم شده

09:22.104 --> 09:24.314
‫خواهش می‌کنم اسم دوست‌پسرت رو بهم بده

09:24.314 --> 09:29.152
‫نه، همش تکرار می‌کنه که این یارو...

09:30.195 --> 09:31.196
‫توی زندون «وایت‌کراس»ـه

09:32.197 --> 09:34.449
‫می‌گه خیلی بی‌عرضه‌ست و...

09:35.659 --> 09:36.910
‫تماس‌گیرنده؟

09:37.744 --> 09:40.330
‫الو؟ خانم، پشت خط بمون

09:42.666 --> 09:43.792
‫الو خانم؟

09:44.334 --> 09:46.753
‫الو؟ خانم تلفن رو قطع نکن

09:47.713 --> 09:49.214
‫تلفن رو قطع نکن، خانم

10:00.035 --> 10:04.194
‫[خیابان هایز]

10:39.056 --> 10:40.891
‫سلام، بنده گروهبان کارآگاه جون لنکر هستم

10:40.891 --> 10:44.019
‫می‌خوام خانمی رو شناسایی کنم
‫که احتمالاً اسپانیاییه

10:44.520 --> 10:46.605
‫- و سنش بین ۲۵ تا ۴۰ ساله
‫- بله

10:46.605 --> 10:48.857
‫بله، هودی طرح‌دار و جین پاشه

10:48.857 --> 10:50.567
‫بله، درسته

10:50.567 --> 10:53.737
‫احتمالاً دیشب بعد از ساعت ۱۰ شب
‫به اورژانس مراجعه کرده

10:53.737 --> 10:54.988
‫درسته

10:54.988 --> 10:56.323
‫خشونت خانگی

10:56.323 --> 10:58.659
‫سلام، جزمین؟
‫من جون لنکر هستم

10:58.659 --> 11:01.245
‫بابت تماس‌گیرندۀ ناشناسی
که ‫دیشب از خیابان هایز

11:01.245 --> 11:02.663
‫باهاتون تماس گرفته بود، زنگ زدم

11:03.705 --> 11:04.957
‫پیداش کردید؟

11:04.957 --> 11:08.544
‫خب، منطقه رو داریم می‌گردیم
‫ولی خب روزهای اوله و فعلاً خبری نیست

11:09.294 --> 11:12.714
‫ببینید،
‫من به تماستون گوش دادم

11:13.298 --> 11:16.844
‫ولی شما خودت باهاش صحبت کردی
‫می‌خوام ازت بپرسم...

11:18.512 --> 11:20.889
‫که گزارشش دروغ بوده؟
‫نه، اصلاً امکان نداره

11:20.889 --> 11:22.599
‫یعنی می‌گی حتماً تهدید به مرگ شده؟

11:23.308 --> 11:25.227
‫- بله
‫- از یک تا پنج؟

11:25.227 --> 11:26.562
‫چهار

11:26.562 --> 11:28.730
‫- باشه
‫- یه کلمه گفت: «فَـلو»

11:29.523 --> 11:30.524
‫«فَـلو»؟

11:31.066 --> 11:33.360
‫به پرتغالی می‌شه «باشه»

11:33.360 --> 11:35.237
‫به نظرت پرتغالی بوده؟

11:35.863 --> 11:37.030
‫شایدم برزیلی

11:38.448 --> 11:40.075
‫بسیارخب، توی پرونده‌ش لحاظ می‌کنم

11:40.993 --> 11:41.994
‫جزمین،

11:43.620 --> 11:47.207
‫به نظرم فوق‌العاده تونستی
‫با این مسئله روبه‌رو بشی

11:47.207 --> 11:50.878
‫واقعاً؟ نمی‌دونم
‫فکر کردم یکم زیادی بهش فشار آوردم

11:50.878 --> 11:54.506
‫نه اصلاً، راستش رو بخوای،
‫به نظرم که صرفاً ترسیده بود

11:56.216 --> 11:59.428
‫محکومیت اشتباهش چی؟
‫زنی که کشته شده

12:00.888 --> 12:02.055
‫آها خب...

12:02.890 --> 12:05.392
‫بذار اول خودش رو پیدا کنیم
‫و خطر رفع بشه

12:05.392 --> 12:06.518
‫حرفش باورت نشد؟

12:06.518 --> 12:07.853
‫نه، صرفاً...

12:08.687 --> 12:11.064
‫فعلاً از این بابت مطمئن نیستم

12:11.064 --> 12:13.525
‫آخه خب امکانش هست
‫هدفش فقط ترسوندن دختره بوده باشه

12:14.443 --> 12:15.444
گل کاشته

12:16.486 --> 12:18.197
‫آره، درسته

12:20.365 --> 12:23.035
‫ولی خب ببین،
‫همیشه به وقتِ ترس و ناامیدی،

12:23.619 --> 12:27.289
‫گاهی‌اوقات آدم
‫از خودش یه چیزهایی درمیاره

12:27.289 --> 12:29.541
‫به نظر میاد که دارم حرفش رو نقض می‌کنم
‫ولی هدفـم همچین چیزی نیست

12:29.541 --> 12:32.294
‫می‌خوام بگم که
‫من خیلی وقته توی بخش خشونت خانگی مشغولـم،

12:33.754 --> 12:38.592
‫و گاهاً انگشت اتهام رو
‫به سمتِ بقیه گرفتن آسون‌تر از...

12:38.592 --> 12:41.470
‫اینه که بتونی هضم کنی که
خودت در معرض خطر قرار گرفتی

12:42.137 --> 12:45.516
‫هجده ساله که مشغول به این کارم
و ‫حرفش رو باور می‌کنم

12:51.688 --> 12:52.689
‫بسیارخب

13:25.722 --> 13:26.849
‫الو خانم؟

13:26.849 --> 13:30.018
‫فقط... باید بهتون بگم

13:30.018 --> 13:31.103
‫چی؟

13:33.105 --> 13:39.486
‫یه آقایی به جرم کشتن دختره،
‫به ۲۴ سال حبس محکوم شده
‫[لیست زندانی‌های وایت‌کراس]

13:45.960 --> 13:48.442
‫[محمد خان - به جرم قتل]

13:50.121 --> 13:52.974
‫[ارول متیس - به جرم قتل]

13:52.999 --> 13:54.522
‫[ریموند استوارت - به جرم قتل]

13:59.505 --> 14:00.505
‫[پایگاه ملی]

14:00.530 --> 14:01.811
‫[جستجوی نام محمد خان]

14:02.173 --> 14:05.328
‫[محکومیت ۱۸ سال]

14:08.570 --> 14:09.703
‫[جستجوی نام ریموند استوارت]

14:10.245 --> 14:13.117
‫[محکومیت ۲۶ سال]

14:15.318 --> 14:17.310
‫[جستجوی نام ارول متیس]

14:17.888 --> 14:22.380
‫[حداقل محکومیت توصیه‌شده ۲۴ سال]

14:26.200 --> 14:29.745
‫تماسی که از مرکز فرماندهی و کنترل بود قربان...

14:30.245 --> 14:32.122
‫بحثش توی جلسۀ تعیین تکلیف و هماهنگی باز شد؟

14:32.122 --> 14:33.415
‫- خیر
‫- ولی تماس‌گیرنده،

14:33.415 --> 14:36.502
‫یه چیزی درمورد احتمال
‫محکومیتِ اشتباهی گزارش داد

14:36.502 --> 14:37.711
‫یه قتل

14:37.711 --> 14:39.296
‫مردی که سال ۲۰۱۲ محکوم شده

14:39.296 --> 14:42.174
‫ولی خب تماس‌گیرنده‌مون مدعی شده
‫که این قتل کارِ دوست‌پسرش بوده

14:42.174 --> 14:43.467
‫عجب ادعایی

14:44.384 --> 14:45.886
‫شناسایی شده؟

14:45.886 --> 14:47.304
‫خب همچنان در حال جستجوییم

14:48.013 --> 14:49.431
‫این قصه سرانجام نداره

14:50.349 --> 14:51.350
‫بله

14:52.643 --> 14:54.937
‫فقط اینکه من خودم شخصاً
‫با اپراتور تماس گرفتم

14:54.937 --> 14:57.523
‫- خب؟
‫- باعث شد ذهنم درگیر بشه

14:59.733 --> 15:01.568
‫می‌دونی که تماس‌ها ضبط می‌شن، درسته؟

15:04.738 --> 15:05.989
‫بله

15:06.698 --> 15:09.243
‫الان داری فکر می‌کنی،
‫اگه خدایی نکرده،

15:09.243 --> 15:11.745
‫یه روزی مدرکی پیدا بشه و محکومیت باطل بشه،

15:12.538 --> 15:14.164
‫نمی‌خوای کسی باشی
‫که می‌تونسته کاری بکنه و نکرده

15:14.164 --> 15:15.374
‫دقیقاً

15:15.374 --> 15:16.458
‫زیرکانه‌ست

15:16.458 --> 15:18.877
‫خیلی هم زیرکانه‌ست

15:19.628 --> 15:21.755
‫باشه پس، بیاید این کار رو بکنیم
‫ولی باید مراقب باشی

15:21.755 --> 15:24.174
‫ببین افسر ارشد تحقیقات کی بوده
‫یه جلسه باهاش بذار

15:24.174 --> 15:25.926
‫- فقط برای اینکه بهشون اطلاع بدیم
‫- حضوری؟

15:25.926 --> 15:28.637
‫- ضرر که نداره
‫- خوبه، چون چک کردم

15:30.681 --> 15:33.517
‫- معلومه که چک کردی
‫- مأمور اصلی سربازرس هگرتی بوده

15:34.768 --> 15:38.021
‫- دن هگرتی؟
‫- بله، مقتول ادلاید باروز بوده

15:38.021 --> 15:41.859
‫قاتلی که محکوم شد
‫اون موقع دوست‌پسرش، ارول متیس بود

15:41.859 --> 15:43.110
‫پرونده رو می‌شناسی؟

15:43.110 --> 15:44.486
‫بله، در جریانم

15:44.987 --> 15:46.572
‫پس برم پیگیری بکنم

15:47.948 --> 15:51.159
‫می‌دونی چیه؟ نظرم عوض شد
‫اگه جات بودم، واسه‌ش پیغام می‌ذاشتم

15:51.159 --> 15:53.745
‫یه ایمیل دوستانه و رسمی بفرست

15:54.246 --> 15:57.207
‫بنویس یه ادعایی مطرح شده
‫اینم لینکشه و خودت از خیرش بگذر

15:57.791 --> 15:59.835
‫- واقعاً؟
‫- به نظرم ایمیل...

15:59.835 --> 16:02.629
‫بهتره، خودت چی؟
‫اینطوری خودت...

16:07.551 --> 16:08.719
‫درسته، باشه

16:09.386 --> 16:10.512
‫- ممنون
‫- قربونت

16:16.047 --> 16:17.047
‫[ارسالی به دنیل هگرتی]

16:17.072 --> 16:18.283
‫[موضوع: ارول متیس]

16:24.375 --> 16:25.375
‫[کارآگاه هگرتی عزیز]

16:25.400 --> 16:26.400
‫[به منظور اطلاع‌رسانی به...]

16:35.996 --> 16:37.289
‫وای کلویی

16:38.081 --> 16:41.168
‫این‌ها اظهارات شاهدین عینی‌ان
‫که قرار بود به هکنی داونز بفرستی؟

16:41.168 --> 16:43.545
‫- آره، ببخشید، من...
‫- خب من مسیرم اون طرفیه

16:43.545 --> 16:45.797
‫ببرمـشون؟
‫که دیگه پیک نگیری؟

16:48.258 --> 16:49.259
‫حتماً

17:07.236 --> 17:10.280
‫- گروهبان کارآگاه لنکر؟ منتظرتونن
‫- بله

17:17.162 --> 17:19.790
‫- سلام گروهبان، دنیل هگرتی هستم
‫- جون لنکر

17:20.332 --> 17:21.375
‫بفرمایید

17:21.375 --> 17:23.377
‫ممنون که باهام ملاقات کردید

17:23.377 --> 17:26.505
‫تمام قد در خدمتِ همکارهای عزیزم
‫از جمهوری دلستون هستم

17:27.172 --> 17:29.424
‫- کدوم بخش؟
‫- ادارۀ پلیس آگاهی

17:29.424 --> 17:31.301
‫آگاهی قلب تپندۀ سازمان

17:38.684 --> 17:43.438
‫«اطلاعاتی که مربوط به یک پرونده‌ست»
‫چه خوب که حضوری تشریف آوردید

17:43.438 --> 17:46.358
‫- خب همین اطراف کار داشتم
‫- عجب جایی

17:46.859 --> 17:50.070
‫همچنین باید یه سری مدارک
‫رو تحویل همکارهاتون می‌دادم

17:50.070 --> 17:52.823
‫بذارید حدس بزنم
‫کارگروه مشترک بین شعبات

17:53.574 --> 17:55.534
‫مشکلی واسه پارک‌هیل پیش اومده؟

17:56.326 --> 17:58.287
‫- حدسم درسته؟
‫- بله

17:58.287 --> 18:00.247
‫با همکارم گروهبان کارآگاه فلاهرتی کار می‌کنید؟

18:01.248 --> 18:03.625
‫بله، تیمم آره، بله

18:04.459 --> 18:06.378
‫خوبه، خوبه که برای انجام
‫وظایف پلیسی به همدیگه کمک کنیم

18:07.504 --> 18:09.548
‫پس... خب...

18:09.548 --> 18:14.595
‫یه پرونده‌ای زیردستمه
‫که در ابتدا خشونت خانگی اعلام شد،

18:15.304 --> 18:18.140
‫درواقع دیشب از خیابون هایزلین
‫با ما تماس گرفته شد

18:18.140 --> 18:19.391
‫تماس‌گیرنده ناشناس بوده

18:19.391 --> 18:22.269
‫پرتغالی‌‌ بوده
‫و دوست‌پسرش بهش حمله کرده

18:22.269 --> 18:23.770
‫تهدید به مرگ شده

18:23.770 --> 18:25.189
‫مرتیکه

18:25.189 --> 18:27.065
‫- دستگیر شده؟
‫- خیر، هنوز نه

18:28.066 --> 18:29.651
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟
می‌شناسمش؟

18:29.651 --> 18:32.613
‫خب هنوز اسمی گیر نیاوردیم
‫ولی من بخاطر این خدمت رسیدم...

18:33.113 --> 18:37.159
‫چون تماس‌گیرنده مدعی شده بود
‫که فردی به اشتباه محکوم شده

18:37.659 --> 18:40.078
‫یه پروندۀ قدیمی بوده
‫که شما افسر ارشد تحقیقاتش بودید

18:40.579 --> 18:41.872
‫- خب؟
‫- یه قتل

18:41.872 --> 18:44.208
‫مقتول ادلاید باروز بوده

18:45.292 --> 18:48.170
‫باروز؟ دو هزار و...

18:48.170 --> 18:49.963
‫پرونده سال ۲۰۱۲ محاکمه شده

18:49.963 --> 18:52.007
‫سال ۲۰۱۲، بله

18:52.508 --> 18:53.800
‫چه زود

18:54.551 --> 18:56.595
‫- متهم کیه؟
‫- ارول متیس

18:57.471 --> 19:00.516
‫آها ارول، همون نسخۀ بدبختِ «او.جی.»

19:01.558 --> 19:02.559
‫ببخشید؟

19:03.477 --> 19:06.313
‫تماس‌گیرنده شاهد بوده، درسته؟
‫یا که...

19:06.813 --> 19:08.690
‫- نه
‫- نه؟ پس...

19:10.692 --> 19:13.820
‫خب این تماس‌گیرنده،

19:13.820 --> 19:16.114
‫گفته دوست‌پسرش چندین بار

19:16.114 --> 19:18.492
‫به زبون آورده که قاتل خودشه

19:19.159 --> 19:21.578
‫در این مورد اظهاراتش رو ثبت کردید؟

19:21.578 --> 19:25.666
‫نه، همونطوری که گفتم،
‫تماسش ناشناس بوده

19:30.045 --> 19:32.256
‫خب این بحث یه فنجون چای...

19:34.591 --> 19:35.592
‫می‌طلبه

19:37.427 --> 19:38.554
‫ولری؟

19:38.554 --> 19:39.638
‫بله آقا؟

19:39.638 --> 19:41.515
‫- چای می‌خوری؟
‫- نه ممنونم

19:41.515 --> 19:43.684
‫- مطمئنی؟ زحمتی نیست‌ها
‫- بله، میل ندارم

19:43.684 --> 19:45.060
‫نه، ممنون

19:45.060 --> 19:47.104
‫- یه فنجون چای لطفاً، ممنونم
‫- البته قربان

19:48.355 --> 19:49.898
‫رئیست می‌دونه اینجایی؟

19:50.524 --> 19:51.650
‫بله

19:51.650 --> 19:54.528
‫پیش‌داوری نمی‌کنم‌ها
‫صرفاً... می‌دونید دیگه

19:58.365 --> 20:01.660
‫تماس‌گیرنده کاملاً واضح به این جرم اشاره کرده؟

20:02.578 --> 20:05.497
‫خب اطلاعاتش به اندازۀ کافی بوده
‫که جای هیچ شک‌وشبهه‌ای باقی نمونه

20:07.374 --> 20:08.375
‫بگید ببینم

20:09.501 --> 20:10.752
‫بسیارخب

20:10.752 --> 20:14.423
‫خب می‌دونسته که محکومیتش
‫توی زندان وایت‌کراسه

20:14.423 --> 20:18.177
‫همچنین می‌دونست که
‫دورۀ محکومیتش ۲۴ ساله

20:18.177 --> 20:19.595
‫فکر می‌کردم حبس ابد خورده

20:19.595 --> 20:22.931
‫نه، حداقل محکومیت
‫پیشنهادیِ قاضی ۲۴ سال بوده

20:22.931 --> 20:24.600
‫آها، درسته. خوبه

20:24.600 --> 20:26.059
‫می‌دونسته آلت‌قتاله چی بوده

20:26.685 --> 20:27.728
‫چاقو

20:27.728 --> 20:30.898
‫درسته، که هیچ‌وقت هم پیدا نشد...

20:30.898 --> 20:32.649
‫چاقوی ۱۸ سانتیمتری آشپزخونه
‫رو راحت می‌شه گم و گور کرد

20:32.649 --> 20:36.695
‫خب تماس‌گیرنده‌مون
‫مدعی شده که دوست‌پسرش هنوز چاقوش رو داره

20:36.695 --> 20:37.905
‫جدی؟

20:40.032 --> 20:41.491
‫چند وقته مشغول به این کاری؟

20:43.368 --> 20:44.786
‫حدوداً یک سال و نیم

20:44.786 --> 20:46.580
‫عذر می‌خوام
‫بفرمایید قربان

20:46.580 --> 20:47.706
‫ممنون

20:51.543 --> 20:52.711
‫یک سال و نیم؟

20:55.589 --> 20:56.924
‫آها، که اینطور

20:56.924 --> 20:59.051
‫اولاً که این پرونده برای مدت‌ها پیشه

20:59.718 --> 21:00.969
‫دوماً، نمی‌دونم در جریان هستی یا نه،

21:00.969 --> 21:03.847
‫ولی پرونده که رفت دادگاه،
‫خیلی جنجال به پا کرده بود

21:04.431 --> 21:06.558
‫و این یارو، متیس،

21:07.267 --> 21:10.646
‫مورد توجهِ افرادِ مریضی قرار گرفت،

21:12.231 --> 21:16.777
که براش نامه می‌نوشتن و بهش درخواست ازدواج
و یا حتی پول می‌دادن

21:18.362 --> 21:20.322
‫به هر حال، حرفم اینه که،

21:20.322 --> 21:23.033
‫هرچیزی که داری می‌گی قبلاً علنی شده

21:23.033 --> 21:24.660
‫این اطلاعات در دسترس همه هست

21:24.660 --> 21:29.581
‫بنابراین به نظرم تماس‌گیرندۀ شما
‫همچین طرز فکری داره که کاملاً موجه هم هست،

21:29.581 --> 21:32.543
‫«از فرصت استفاده کنم
‫و این یارو رو بندازم تو هچل»

21:32.543 --> 21:33.585
‫بله، می‌دونید...

21:33.585 --> 21:35.504
‫یا این یارویی که
‫می‌گه بهش تعرض کرده،

21:35.504 --> 21:36.797
طبل توخالیه

21:38.048 --> 21:42.803
‫یه بزدل وحشیه که
‫غرق در دنیای خیالات مریضشه

21:43.804 --> 21:45.222
‫- چیز دور از انتظاری نیست، نه؟
‫- بله،

21:45.222 --> 21:48.559
‫ولی تماس‌گیرنده‌مون
‫از خیابون هایز زنگ زده

21:49.101 --> 21:51.520
‫از منینگهم فلتز
‫ده دقیقه پیاده‌روی داره

21:51.520 --> 21:54.106
‫- ادلاید هم همونجا کشته شده
‫- خب بفرما

21:54.731 --> 21:56.608
‫داستان مربوط به محله‌شونه
‫یه طرفدار بومیه

21:59.736 --> 22:04.950
‫می‌دونید که تمام و کمال
‫به همه‌چیز اعتراف کرده؟

22:04.950 --> 22:06.577
‫اعترافاتی که بعداً پس گرفته

22:06.577 --> 22:10.372
‫بله، پس گرفته. همۀ این دسته آدم‌ها
‫وقتی با وکیل مدافع روبه‌رو می‌شن این کار رو می‌کنن

22:10.372 --> 22:13.500
‫بله، خب ظاهراً تیم ارول معتقدن که توجیهاتی
‫مبنی بر باطل کردن این محکومیت وجود داره

22:13.500 --> 22:14.793
‫تیمش؟

22:18.255 --> 22:22.259
‫خودت خبر داری که
‫چرا آقای متیس ۲۴ سال حبس خورده

22:22.801 --> 22:25.304
‫دلیلی برای تشدید حکم هم وجود داشته؟

22:25.304 --> 22:29.808
‫پسر کوچولوش پاتریک،
‫بچۀ واقعیش نیست

22:31.518 --> 22:33.145
‫پاتریک شش سالشه

22:33.937 --> 22:37.149
‫همۀ کارهایی که کرده رو
‫از اون طرف دیوار شنیده

22:41.820 --> 22:42.821
‫عجب حیوونی

22:43.739 --> 22:46.366
‫جراحاتِ وارده،
‫این مرد کاملاً از کنترل خارج شده بود

22:48.827 --> 22:49.995
‫ولی پشت‌سر می‌ذاریمشون

22:51.747 --> 22:52.789
‫و رو به جلو می‌ریم

22:55.501 --> 22:56.502
‫ببین، من...

22:59.087 --> 23:01.298
‫متأسفم، نمی...

23:03.550 --> 23:05.444
‫نمی‌خوام خجالت‌زده شی

23:05.737 --> 23:10.516
‫ولی طرف زنگ می‌زنه
‫خیلی بی‌دلیل اسمش رو نمی‌گه

23:11.183 --> 23:13.322
‫یه مشت حرف ناموثق می‌زنه...

23:13.977 --> 23:17.189
‫راستش رو بخوای، الان دیگه
‫حس می‌کنم می‌خواسته گیرمون بیاره

23:18.982 --> 23:20.123
‫شرمنده

23:21.360 --> 23:22.778
‫ولی با این حال...

23:22.778 --> 23:27.449
‫خیلی ازت ممنونم که اینجا اومدی
‫و این اطلاعات رو بهم دادی

23:27.449 --> 23:29.201
‫به موقع خبرم کردی، گروهبان

23:29.201 --> 23:31.171
‫حالا اگه ایرادی نداره،
‫من باید برم به کارم برسم

23:31.196 --> 23:34.810
‫کار روی برنامه‌ریزی‌های هفتگی
‫و کمیتۀ هماهنگی واسه گناهانی که مرتکب شدم

23:35.434 --> 23:37.167
‫خیلی ممنون که وقت گذاشتین

23:37.167 --> 23:40.504
‫اگه تماس‌گیرنده رو پیدا کردی،
‫بفرستش پیش خودم

23:41.922 --> 23:43.236
‫کارآگاه لنکر

23:44.174 --> 23:45.342
‫بله؟

23:48.345 --> 23:51.899
‫دفعۀ بعد طبق دستور پیش برو،
‫ایمیل بزن، خب؟

24:16.331 --> 24:17.332
‫لعنتی

25:17.011 --> 25:20.258
‫[پلیس شرق لندن]
‫[شما تنها نیستید]

25:26.443 --> 25:29.071
‫آره، راستش گفت: «توی محله بودم.»

25:29.071 --> 25:31.323
‫- چی؟
‫- آره، جدی می‌گم

25:31.323 --> 25:34.868
‫اوراق همکارم، برایان فلاهرتی،
‫رو تحویل می‌دادم

25:34.868 --> 25:36.912
‫آره حتی اسمش هم تابحال نشنیده

25:37.955 --> 25:40.707
‫و خب... جَوون هم هست

25:40.707 --> 25:43.585
‫- یه‌دنده‌ست، نَرود میخ آهنین در سنگ
‫- باورم نمی‌شه

25:43.585 --> 25:45.086
‫ناراحت نباش

25:45.379 --> 25:48.090
‫ولی گوش کن، اگه یکی، مخصوصاً
‫یه زن، بی‌خبر بهت زنگ زد،

25:48.430 --> 25:50.450
‫بهش اون جملۀ معروف رو بگو، خب؟

25:50.590 --> 25:52.008
‫«پشتت رو بپا»

25:53.971 --> 25:56.390
‫اون‌قت می‌دونی چی صداش کرد؟

25:57.015 --> 25:58.976
‫«نسخۀ بدبختِ او.جی.»
‫(اشاره به او.جی. سیمپسون)

25:59.001 --> 26:01.462
‫نسخۀ بدبختِ او.جی.؟
‫واو، یعنی چی؟

26:02.354 --> 26:04.815
‫می‌دونی دیگه، یه سیاه‌پوست
‫و یه دوست‌دختر سفیدپوست

26:04.815 --> 26:07.943
‫دختره جونش در خطره،
‫به پسره اعتمادی نیست، دیر یا زود...

26:08.443 --> 26:09.486
‫- می‌دونی...
‫- واو!

26:10.445 --> 26:12.865
‫نسخۀ بدبختِ او.جی.!
‫خیلی نامردیه

26:12.865 --> 26:14.408
‫آره، ولی بازم...

26:15.367 --> 26:17.369
‫- چیه؟
‫- خب، نمی‌دونم...

26:17.369 --> 26:19.913
‫خب، زیادی اون سه کلمه‌ای
‫که گفت رو تحلیل کردی

26:19.913 --> 26:21.915
‫خب، خودش همین‌جوری گفت

26:23.333 --> 26:25.002
‫یعنی می‌گی طرف آدم نژادپرستی بوده؟

26:26.295 --> 26:28.130
‫شاید، نمی‌دونم

26:30.299 --> 26:31.953
‫اگه ذاتش هم با حرف‌هاش یکی باشه!
‫(همچنین: اشاره به دستکش‌های دادگاه او.جی.)

26:31.978 --> 26:35.692
‫- شوخی بود یه شوخی از او.جی سیمپسون
‫- آره، می‌دونم

26:36.263 --> 26:37.264
‫چیه؟

26:39.016 --> 26:40.184
‫بگو، حرف دلت رو بزن

26:41.226 --> 26:43.395
‫راستش، به‌نظرم بعضی وقت‌ها...

26:44.104 --> 26:49.063
‫دنیا همین‌جوریش کم تخمیه؟
‫دیگه لازم نیست دنبال دردسر بگردی

26:50.527 --> 26:53.197
‫به‌نظرت دارم این کارو می‌کنم؟
‫به‌نظرت دارم دنبالش می‌گردم؟

26:54.364 --> 26:55.538
‫همیشه که نه

26:56.408 --> 26:57.451
‫بعضی وقت‌ها

26:57.451 --> 27:00.329
‫داریم صحبت می‌کنیم دیگه.
‫اگه طرف واسه خودش هر حرفی بزنه،

27:00.329 --> 27:03.123
‫- مهم نیست چقدر اشتباه قضاوت کرده باشه...
‫- اشتباه قضاوت کرده باشه؟

27:03.624 --> 27:04.833
‫می‌دونی...

27:06.460 --> 27:07.669
‫می‌فهمم، خب؟

27:07.669 --> 27:09.671
‫درک می‌کنم، درک می‌کنم. فقط...

27:12.925 --> 27:13.926
‫متأسفم.

27:17.054 --> 27:18.013
‫نه

27:18.514 --> 27:19.515
‫نه

27:20.179 --> 27:21.179
‫ولش...

27:23.727 --> 27:25.729
‫- هیچ‌وقت با یه روان‌پزشک وارد رابطه نشو.
‫- آره

27:30.067 --> 27:32.653
‫سلام، کلویی.
‫چیزی دستگیرت شد؟

27:33.195 --> 27:34.738
‫متأسفانه هیچی

27:34.738 --> 27:37.219
‫من هویت چهار نفر احتمالیِ بخش
‫اورژانس رو بررسی کردم

27:37.244 --> 27:39.092
‫مشخصات هیچ کدوم با تماس‌گیرنده یکی نبود

27:39.117 --> 27:41.119
‫خونه‌های امنِ زنان چی؟

27:41.662 --> 27:45.040
‫اونجاها هم چیزی نبود
‫قول دادن که حواس‌شون باشه. شرمنده

27:45.999 --> 27:47.626
‫اشکالی نداره، ممنون بابت زحمت‌هات

27:47.626 --> 27:48.919
‫وظیفه بود، خداحافظ

27:48.919 --> 27:50.003
‫خیلی‌خب، خداحافظ

27:55.551 --> 27:58.136
‫- مامان، الان نه وقتشه نه جاش...
‫- برام مهم نیست!

27:58.971 --> 28:00.793
‫گوشیم رو ندیدی؟

29:33.232 --> 29:34.483
‫- هی
‫- لعنتی

29:34.483 --> 29:37.027
‫- گوشیت رو فراموش کردی
‫- دستت درد نکنه

29:37.027 --> 29:39.912
‫خب، لباست رو این‌رو اون‌رو پوشیدی

29:45.202 --> 29:47.996
‫- داری عشق می‌کنی‌ها!
‫- آره، راستش

29:49.790 --> 29:51.583
‫خب، این هم از این

29:51.907 --> 29:53.928
‫- مرسی، فعلاً
‫- روز خوبی داشته باشی

30:18.486 --> 30:19.947
‫[اجازۀ دسترسی داده نشد]

30:27.870 --> 30:29.288
‫- کلویی؟
‫- بله؟

30:29.288 --> 30:31.206
‫توام نمی‌تونی وارد سیستم بشی؟

30:31.206 --> 30:32.291
‫نه.

30:38.942 --> 30:40.544
‫سلام، گروهبان کارآگاه لنکر هستم

30:40.569 --> 30:42.759
‫جون، می‌شه یه لحظه تا دفتر بیای؟

30:42.759 --> 30:43.844
‫آره

30:46.927 --> 30:47.927
‫[اجازۀ دسترسی داده نشد]

31:07.576 --> 31:08.804
‫گروهبان کارآگاه لنکر

31:09.403 --> 31:13.457
‫ایشون سربازرس مارکام هستن از ادارۀ بازرسی

31:13.457 --> 31:15.125
‫- همکار بنده، کارآگاه افسر جکسون
‫- سلام

31:15.125 --> 31:17.869
‫سلام، چی شده؟

31:18.337 --> 31:20.339
‫- دایان، می‌خوای خودت...
‫- باشه

31:20.339 --> 31:21.590
‫نمی‌دونم در جریانید یا نه...

31:21.590 --> 31:24.593
‫ولی ما گاهاً عملکرد
‫مأمورین‌مون رو وارسی می‌کنیم

31:25.871 --> 31:27.012
‫عملکرد منو؟

31:27.012 --> 31:30.349
‫تمام جست‌وجوهای آنلاینی که می‌کنین،
‫بررسی داده‌های پلیس و این‌جور چیزها

31:34.478 --> 31:37.064
‫- کاری کردم؟
‫- این یه فرایند کاملاً تصادفیه

31:37.064 --> 31:39.900
‫پس خیلی تصادفی اسم منو
‫بین کارمندها انتخاب کردین

31:39.900 --> 31:42.486
‫همکارم جزئیات ورود موقت
‫به سامانه رو بهتون می‌گه

31:42.486 --> 31:45.447
‫- حتماً
‫- اتهامی بهت وارد نیست

31:46.657 --> 31:49.493
‫ما قدردان همکاری‌تون هستیم،
‫گروهبان کارآگاه لنکر

31:50.650 --> 31:51.650
‫اوهوم

31:59.813 --> 32:01.457
‫این چه مسخره‌بازی‌ایه؟

32:01.482 --> 32:03.355
‫چرا سراغ تو اومدن؟

32:04.258 --> 32:06.062
‫تا خط و نشون بکشن

32:06.760 --> 32:08.372
‫برام خط و نشون کشیدن

32:09.459 --> 32:10.681
‫چی؟

32:10.681 --> 32:12.432
‫یه افسری توی هکنی داونزه

32:13.225 --> 32:15.104
‫فکر کنم می‌خواد با من سرشاخ شه

32:16.019 --> 32:17.199
‫باشه

32:20.315 --> 32:21.602
‫منم سرشاخ می‌شم

32:44.602 --> 32:45.960
‫بله؟

32:46.133 --> 32:49.136
‫- گروهبان کارآگاه لنکر هستم
‫- آره، بیا بالا

32:58.927 --> 33:01.508
‫سلام، «جون»ام.

33:01.540 --> 33:04.334
‫سونیا سینگ. به این خرابه خوش اومدی

33:04.651 --> 33:06.357
‫مرسی که وقت گذاشتی

33:06.382 --> 33:11.015
‫ازم خواستن پرونده رو بروزرسانی کنم.
‫بخشی از «بررسی بهترین راهکار ممکن»ـه

33:11.200 --> 33:12.743
‫آره. می‌دونم، دست روی دلم نذار

33:12.743 --> 33:13.827
‫خب

33:14.494 --> 33:16.522
‫چطور درگیر پرونده شدی؟

33:16.830 --> 33:18.999
‫یه دختر محلی،
‫متولد و بزرگ شدۀ برج‌های دوقلو

33:21.001 --> 33:22.503
‫ادلاید باروز رو می‌شناسی؟

33:22.503 --> 33:24.421
‫واحد ما سه طبقه پایین‌تر بود

33:24.842 --> 33:27.198
‫همه یه کسی رو دارن
‫که دیگه امیدی بهش نیست، مگه نه؟

33:27.508 --> 33:29.387
‫اون آدم واسه من ارول متیس بود

33:30.719 --> 33:32.140
‫تو کی رو داری؟

33:32.596 --> 33:34.263
‫من یه پسر ۱۲ ساله دارم

33:35.057 --> 33:36.433
‫موفق باشی پس

33:36.642 --> 33:39.937
‫بگذریم، مادر ارول،
‫دوریس، بود که دنبال من گشت

33:40.437 --> 33:44.599
‫این بزرگ‌ترین جنگ زندگیشه.
‫همون چیزی که یه عمر دنبالش بود

33:47.110 --> 33:48.314
‫بیا

33:56.119 --> 33:57.994
‫چقدر از دادگاه خبر داری؟

33:58.580 --> 34:00.499
‫- فرض کن هیچی
‫- خیلی‌خب

34:00.499 --> 34:04.336
‫دادستان کبودی‌های گازگرفتگیِ
‫روی قربانی رو خیلی بزرگش کرد

34:04.336 --> 34:08.130
‫یه کارشناس تصدیق داشتن
‫به اسم دکتر هاوشکا

34:08.130 --> 34:11.585
‫که شهادت میده جای گازگرفتی بی‌شک
‫با دندون‌های ارول صدق می‌کنه

34:12.052 --> 34:16.443
‫و یهو ارول گفت: «طرف سیاه‌پوسته،
‫مشکل کنترل خشم داره، کمک!»

34:16.468 --> 34:19.365
‫اون‌ها رسماً داشتن
‫فُرم جمجمه‌ش رو اندازه می‌گرفتن

34:21.603 --> 34:24.147
‫- چیه؟
‫- هیچی. ببخشید، بگو

34:24.147 --> 34:27.568
‫چهار سال پیش،
‫مشغول سرمایه‌گذاری جمعی شدم

34:28.235 --> 34:32.257
‫واسه خودم یه دندون‌پزشک متخصص گرفتم
‫تا جای گازگرفتگی ادلاید براوز رو بررسی کنه و...

34:35.033 --> 34:36.034
‫آره

34:41.748 --> 34:44.543
‫«نمی‌توان گفت نشانه‌های
‫گازگرفتگیِ بر قربانی...

34:44.543 --> 34:47.076
‫- با تصویر ۲۶-الف تطابق دارد»
‫- با تصویر ۲۶-الف تطابق دارد

34:47.295 --> 34:49.629
‫- یعنی همون تصویر دندون ارول
‫- پس...

34:49.993 --> 34:51.627
‫چرا اعتراف کرد؟

34:52.759 --> 34:54.500
‫خب، ارول خودش چی گفت؟

34:54.525 --> 34:58.089
‫نه یادم میاد، نه می‌تونم توضیح بدم
‫آره، خودم می‌دونم...

34:59.700 --> 35:03.453
‫پسر ادلاید چی؟
‫اسمش پاتریک بود؟

35:03.478 --> 35:05.230
‫موقع حادثه داخل آپارتمان بود

35:05.230 --> 35:06.940
‫شیش سال داشت، بچه بود

35:07.566 --> 35:09.560
‫خب، چه بلایی سر اون اومد؟

35:10.819 --> 35:12.830
‫باهم در ارتباط نیستیم

35:15.324 --> 35:19.919
‫این حرف‌ها رو کنار بذار،
‫بگو واقعاً واسه چی اینجا اومدی؟

35:20.901 --> 35:23.241
‫- بهت که گفتم من...
‫- چرت می‌گی

35:26.126 --> 35:27.974
‫فقط داشتم جزئیات رو بررسی می‌کردم

35:28.670 --> 35:31.256
‫جزئیات حوادث قدیمی رو؟ باور کردم

35:36.136 --> 35:38.588
‫تا حالا با یه افسر تحقیقات صحبت کردی؟

35:39.584 --> 35:40.877
‫هگرتی؟

35:41.058 --> 35:42.142
‫آره

35:43.727 --> 35:45.679
‫اسم «شصت‌ودو نفر» به گوشِت خورده دیگه؟

35:45.704 --> 35:46.789
‫اسم چی؟

35:47.272 --> 35:51.360
‫واسه خودش آدم داشت،
‫هگرتی، تونی گیلفوی، کیم کاردوِل

35:51.360 --> 35:53.195
‫این‌ها رو ننویس

35:53.904 --> 35:55.155
‫هگرتی رئیس بود؟

35:55.155 --> 35:56.240
‫طبیعتاً

35:56.240 --> 35:59.076
‫و مثل هر تیم خودستای دیگه‌ای
‫واسه خودشون اسمی دست‌وپا کرده بودن

35:59.076 --> 36:00.994
‫- شصت‌ودو نفر
‫- شصت‌ودو نفر

36:00.994 --> 36:02.746
‫ولی معنیش چیه؟

36:05.999 --> 36:11.257
‫چه هدفی پشت این کار باشه چه نباشه...

36:12.047 --> 36:13.800
‫من توی جایگاهی نیستم که بگم

36:14.132 --> 36:15.780
‫منظورت از هدف چیه؟

36:16.510 --> 36:18.066
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

36:23.892 --> 36:29.356
‫خب، حالا می‌خوای کمک کنی،
‫یا می‌خوای ما رو دور بزنی؟

36:34.194 --> 36:37.239
‫- مرسی بابت وقتی که گذاشتی
‫- خواهش می‌کنم

36:50.287 --> 36:51.289
‫الو؟

36:51.314 --> 36:53.438
‫کلویی، می‌شه توی سامانه
‫اسم یکی رو دربیاری؟

36:53.463 --> 36:54.715
‫گوشی دستت باشه

36:55.966 --> 36:57.217
‫خب، بگو

36:57.217 --> 36:58.552
‫پاتریک باروز

36:59.436 --> 37:02.654
‫پاتریک باروز

37:02.679 --> 37:04.139
‫خب پیداش کردم

37:05.358 --> 37:08.082
‫آگست ۲۰۱۷ توی پارک جوبلی

37:08.107 --> 37:11.353
‫به جرم حمل و فروش مواد دستگیر شد

37:12.024 --> 37:14.985
‫بچه بود، ۱۲ سال داشت

37:14.985 --> 37:16.320
‫خدایا

37:16.320 --> 37:17.404
‫پلیس‌ها اومدن

37:20.240 --> 37:23.202
‫افسری که دستگیرش کرد
گروهبان کارآگاه مایکل هارگریوز بود

37:23.202 --> 37:27.372
‫هــی، یوسین!
‫بیا ببینم، پسر. بیا سوار شو

37:28.290 --> 37:29.585
‫چیه؟

37:29.875 --> 37:32.085
‫بهش اتهامی وارد نشد
‫حتماً آزادش کردن

37:32.586 --> 37:34.046
‫بعدش باز هم دستگیر شد؟

37:34.046 --> 37:36.715
‫خب، متهم داره فرار می‌کنه.
‫البته فرار هم نمی‌شه بهش گفت

37:36.715 --> 37:38.926
‫نه، فقط همین بود
‫این تنها چیزیه که توی پرونده‌شه

37:40.052 --> 37:42.418
‫یعنی ممکنه آزاد شده باشه؟
‫سرش به سنگ خورده و عوض شد؟

37:42.763 --> 37:46.443
‫شاید، شمارۀ تماسی ازش هست؟

37:46.468 --> 37:48.810
‫آدرس آخرین محل سکونتش رو چطور؟

37:50.395 --> 37:53.357
‫نه. چیزی اینجا ننوشته، شرمنده

38:02.991 --> 38:04.576
‫- پاتریک
‫- چیه؟

38:05.118 --> 38:06.787
‫- بابا بلدم!
‫- آره

38:07.412 --> 38:09.334
‫- بلدم
‫- نه بابا؟

38:09.790 --> 38:13.377
‫فقط... نه. خب، ببین...

38:13.377 --> 38:14.461
‫خیلی‌خب

38:14.461 --> 38:16.880
‫این‌جوری کراوات می‌بندن، خب؟

38:16.880 --> 38:18.507
‫- نه بابا؟
‫- خیلی‌خب

38:18.507 --> 38:21.844
‫دورش می‌پیچی و بعد از داخل رد می‌کنی

38:23.971 --> 38:27.516
‫و بعدش هم از این داخل می‌بریش

38:33.823 --> 38:35.148
‫چطور این کارو یاد گرفتی؟

38:35.148 --> 38:37.776
‫می‌دونم، توی این چیزها مثل
‫ریش‌سفیدِ مکتب ذن می‌مونم

38:37.776 --> 38:40.298
‫- واقعاً؟
‫- خیر سرمون توی مدرسه کروات می‌زدیم

38:40.323 --> 38:42.158
‫یالا، کت رو بپوش، بیا

38:46.173 --> 38:48.299
‫- ژست یادت نره، خب؟
‫- باشه

38:50.414 --> 38:51.415
‫خوبه

38:52.541 --> 38:54.793
‫می‌ترکونی، خب؟

38:54.793 --> 38:57.171
‫آره، تو بیشتر از خودم استرس داری

38:57.171 --> 38:58.463
‫یکی بالاخره باید نگران باشه

38:59.464 --> 39:01.717
‫من رسماً دارم واسه پولدارها
‫سیب‌زمینی پوست می‌کنم

39:01.717 --> 39:03.677
‫خب من که عاشق سیب‌زمینی‌ام

39:04.219 --> 39:05.304
‫واقعاً؟

39:13.520 --> 39:14.746
‫خوشتیپ شـ...

39:14.874 --> 39:16.292
‫آره، می‌دونم

39:16.317 --> 39:19.067
‫خدایا، چه اعتمادبه‌نفسی داری! لعنتی

39:19.067 --> 39:21.653
‫لعنتی... پاتریک!

39:22.237 --> 39:23.697
‫پاتریک، نکن!

39:26.366 --> 39:29.339
‫- داداش، با اون لباس کجا میری؟
‫- سر کار. خودت چی فکر می‌کنی، داداش؟

39:29.578 --> 39:33.624
‫- این‌جوریاست. بقیه چی می‌گن، رفیق؟
‫- شاه‌پسرمون گارسون شده

39:33.624 --> 39:34.875
‫بده من بزنم

39:37.252 --> 39:40.339
‫- آره، پسر. زود میام
‫- یادت نره برام چیپس بیاری، داداش

39:48.430 --> 39:49.806
‫پاتریک؟ عزیزم؟

39:53.977 --> 39:57.105
‫نگاهش کن، پنجۀ آفتاب

39:57.105 --> 39:59.733
‫- قرار نبود اینجا بیای
‫- می‌دونم

40:00.901 --> 40:03.028
‫ببین، اگه ضروری نبود ازت نمی‌خواستم

40:03.028 --> 40:05.768
‫- برو پی کارِت
‫- بابات خیلی ناراحت می‌شه

40:06.281 --> 40:08.283
‫فقط می‌خواد تولدت رو تبریک بگه، عزیزم

40:08.283 --> 40:09.952
‫- تولدم ماه قبل بود
‫- می‌دونم

40:09.952 --> 40:13.330
‫ولی تو که می‌دونی تمام دنیاشی،
‫تو و مامانت

40:13.330 --> 40:14.766
‫ارول، عزیزم گوشی دستت باشه

40:15.791 --> 40:17.133
‫خواهش می‌کنم

40:19.336 --> 40:20.613
‫باهاش صحبت کن

40:36.186 --> 40:37.187
‫پتی؟

40:40.190 --> 40:41.400
‫پاتریک؟

41:34.828 --> 41:37.206
‫جهت ثبت و ضبط در نوار صوتی،
‫مأمورین در صحنه، سربازرس دنیل هگرتی،

41:37.206 --> 41:39.166
‫و گروهبان تونی گیلفویل

41:39.166 --> 41:43.629
‫ساعت ۰۰:۱۳ روز ۲۵ام سپتامبر ۲۰۱۱
[اعترافات ارول متیس]

41:43.629 --> 41:47.382
‫همچنین ارول متیس و وکیل ایشون
‫راس کاردونا نیز حضور داشتند

41:47.382 --> 41:51.807
‫مثل اینکه متهم می‌خواد
‫توی اظهارنامه‌ش تجدیدنظر کنه

41:53.305 --> 41:54.306
‫بله

42:01.188 --> 42:03.293
‫تویی که کت و کروات تنته، اسمت چیه؟

42:03.607 --> 42:04.816
‫- بری
‫- بله، سرآشپز

42:04.816 --> 42:06.985
‫کمدش رو بهش نشون بده
‫بهش لباس درست‌وحسابی بدین

42:09.321 --> 42:12.157
‫ارول. خودت تعریف کن، ارول

42:13.992 --> 42:15.607
‫همو چیزهایی که به من گفتی

42:17.913 --> 42:19.081
‫من کشتمش

42:22.084 --> 42:23.919
‫اسمش رو بگو، لطفاً

42:26.505 --> 42:28.340
‫من ادلاید باروز رو کشتم

42:30.634 --> 42:33.031
‫چاقو رو از کابینت آشپزخونه برداشتم

42:33.470 --> 42:34.471
‫خب

42:37.182 --> 42:38.712
‫با چاقو زدمش

42:39.389 --> 42:40.599
‫کجاش رو؟

42:41.601 --> 42:43.222
‫گلو

42:44.273 --> 42:46.191
‫چاقو رو توی گلوش کردی؟

42:48.277 --> 42:49.278
‫آره

42:51.490 --> 42:53.898
‫یادت نمیاد جای دیگه‌ای هم زده باشی؟

42:55.576 --> 42:56.962
‫قفسۀ سینه

42:57.077 --> 42:58.161
‫سینه؟

42:58.161 --> 42:59.329
‫آره

43:01.748 --> 43:03.375
‫گلو و قفسۀ سینه؟

43:04.668 --> 43:05.752
‫آره

43:06.336 --> 43:07.546
‫خب، خوبه

43:09.214 --> 43:12.217
‫چندبار زدیش؟ می‌شه بگی؟

43:13.468 --> 43:16.305
‫- نمی‌دونم
‫- خب، تقریبی بگو

43:18.599 --> 43:21.268
‫ده؟ بیست؟

43:21.268 --> 43:22.561
‫بیست بار

43:23.395 --> 43:24.396
‫سی بار

43:25.856 --> 43:27.816
‫حدوداً سی بار ضربه بهش زدی؟

43:29.318 --> 43:30.319
‫آره

43:32.404 --> 43:33.978
‫سی‌بار من...

43:34.823 --> 43:35.824
‫آره

43:36.325 --> 43:38.827
‫چی باعث شد این کارو باهاش بکنی؟
‫خودت دلیلش رو می‌دونی؟

43:43.165 --> 43:44.583
‫از کوره در رفتم

43:45.459 --> 43:46.460
‫از کوره در رفتی؟

43:48.670 --> 43:49.838
‫از کوره در رفتم

43:56.970 --> 43:59.095
‫خب، رفیق، چه‌خبر؟

44:00.057 --> 44:01.517
‫خبری نشده

44:02.643 --> 44:04.036
‫چه ضدحالی

44:04.686 --> 44:05.854
‫کار چطوره؟

44:07.773 --> 44:10.943
‫غذای بیرونی میل داری؟
‫پیتزایی، غذای چینی‌ای؟

44:11.985 --> 44:14.738
‫نه، خیلی نمی‌مونم.
‫خود که وضعیتم رو می‌دونی

44:14.763 --> 44:16.108
‫چی شده؟

44:18.575 --> 44:19.868
‫ببین، تونی...

44:19.954 --> 44:21.232
‫اوه اوه

44:21.703 --> 44:24.025
‫این پروندۀ تحقیقات ارول متیس

44:25.165 --> 44:27.167
‫خواستم بگم بعد از...

44:27.584 --> 44:30.754
‫این همه سال، حرفی مونده که
‫توی دلت نگه داشته باشیش؟

44:32.339 --> 44:35.804
‫به کیم هم گفتم،
‫باید هوای خودمون رو داشته باشیم

44:38.512 --> 44:40.405
‫خونۀ آدم اشتباهی اومدی، رفیق

44:40.597 --> 44:42.432
‫- مطمئنی؟
‫- صد درصد

44:44.768 --> 44:45.811
‫چون اگه چیزی هست...

44:47.729 --> 44:51.275
‫الان زمان خوبیه که
‫خیال خودت رو راحت کنی

44:52.943 --> 44:55.571
‫منو که می‌شناسی،
‫هرگز به گذشته فکر نمی‌کنم

45:00.784 --> 45:01.785
‫خیلی‌خب

45:03.787 --> 45:04.788
‫من رفع زحمت می‌کنم

45:06.616 --> 45:08.346
‫خیلی‌خب. شب بخیر، رفیق

45:08.792 --> 45:10.002
‫شب توام بخیر، تونی

45:12.963 --> 45:14.506
‫معاون کُمیسر عالی رتبه، کلودیا مِی‌هیو

45:14.506 --> 45:17.551
‫همراه ما هستن تا به سؤالات پاسخ بدن

45:17.551 --> 45:20.262
‫تجربه‌ای که بث داره،
‫که در واقع...

45:20.262 --> 45:22.139
‫می‌تونه تجربۀ خیلی‌های دیگه باشه، مگه نه؟

45:22.139 --> 45:26.536
‫راستش رو بخوای، ماندا
‫من صد درصد با کسی که پشت خطه موافقم

45:26.561 --> 45:28.228
‫خب دیگه، صحبت کافیه

45:28.228 --> 45:33.508
‫ما به خدمات پلیسیِ مدرنی نیاز داریم
‫که شایستۀ شهری به بزرگی شهر ما باشه

45:33.533 --> 45:35.577
‫و در واقع من می‌خوام که...

45:41.825 --> 45:43.277
‫باز شروع نکن!

45:43.535 --> 45:46.872
‫و اگه برای اینکار نیاز به
‫یه صلاح ریشه‌ای داریم،

45:46.872 --> 45:48.258
‫پس بیاین شروع کنیم

45:48.957 --> 45:51.502
‫خیلی‌خب، ممنون بابت وقتی که...

45:51.502 --> 45:52.711
‫الو؟

45:52.711 --> 45:56.131
‫سلام، سربازرس مارکام هستم از ادارۀ بازرسی

45:56.131 --> 45:57.508
‫بله، درسته

45:57.508 --> 45:59.343
‫ما سعی کردیم باهاتون تماس بگیریم...

45:59.343 --> 46:01.762
‫بله، شرمنده
‫خیلی درگیر این پرونده بودم

46:01.762 --> 46:04.389
‫چندتا مسئله راجع‌به تحقیقات‌مون هست
‫که باید باهاتون درمیون بذارم

46:04.389 --> 46:06.474
‫مسئله؟ چه‌جور مسئله‌ای؟

46:06.499 --> 46:09.311
‫تعداد معدود... خب،
‫یه‌سری جزئیات هست که...

46:09.311 --> 46:12.272
‫می‌خوایم حضوری با شما در جریان بذاریمش

46:12.297 --> 46:13.302
‫[تماس ناشناس]

46:13.495 --> 46:15.609
‫می‌شه یه لحظه پشت خط بمونین؟

46:15.609 --> 46:17.723
‫- یه تماس دیگه دارم
‫- مشکلی نیست

46:18.153 --> 46:19.446
‫سلام، گروهبان کارآگاه لنکر هستم

46:19.446 --> 46:21.198
‫گفتی پیداش کردم زنگ بزنم،
‫فکر کنم پیداش کردم

46:21.907 --> 46:22.908
‫ببخشید، شما؟

46:22.908 --> 46:24.618
‫جزمین پیترز هستم، از «مرفوک»
‫(مرکز فرماندهی و کنترل)

46:24.618 --> 46:25.702
‫جزمین

46:25.702 --> 46:29.289
‫اون خانمی که راجع‌بهش حرف زدیم
‫الان دوباره پشت خطه

46:29.289 --> 46:32.098
‫اسمش ماریا دسوزائه.

46:32.417 --> 46:35.420
‫- ماریا، پشت خط بمون
‫- جزمین، حالش خوبه؟

46:35.420 --> 46:38.215
‫پسره توی آپارتمانه
‫واحدها توی مسیرن

46:38.215 --> 46:40.467
‫- زمان تقریبی؟
‫- ۱۸ دقیقه دیگه می‌رسن

46:40.467 --> 46:42.761
‫- ۱۸؟
‫- واحدهای محلی همه توی ترافیکن

46:42.761 --> 46:44.888
‫موقعیت رو واسه من ارسال کن

46:46.794 --> 46:48.684
‫هَدروِی، برج‌های دوقلو

46:48.684 --> 46:50.185
‫باشه، من نزدیک‌ترم

46:54.022 --> 46:56.650
‫خب، جزمین، منو می‌تونی
‫توی تماس بیاری؟ ممکنه؟

46:56.675 --> 46:58.945
‫آره، صبر کن، الان وصلت می‌کنم

46:59.987 --> 47:02.614
‫سلام، گروهبان کارآگاه لنکر هستم،
‫صدامو می‌شنوی؟

47:02.614 --> 47:04.741
‫ماریا، جونت در خطره؟

47:05.868 --> 47:08.996
‫ماریا، یادت نره چی بهت گفتیم

47:08.996 --> 47:11.476
‫یه ضربه یعنی: «نه»
‫دوتا بزنی یعنی: «آره»

47:11.490 --> 47:12.783
‫متوجه شدی؟

47:13.834 --> 47:15.502
‫داخل سرویس بهداشتی رفتی؟

47:16.253 --> 47:17.838
‫در قفله؟

47:18.881 --> 47:22.009
‫خب ماریا، راه خروجی از اتاق داری؟

47:22.009 --> 47:24.094
‫پنجره‌ای هست که بتونی
‫بی‌دردسر ازش رد شدی؟

47:24.094 --> 47:26.471
‫طبقۀ نُهـمه

47:27.347 --> 47:29.558
‫جندۀ احمقِ نفهـم!

47:29.558 --> 47:30.893
‫ماریا، می‌خوام کاری که می‌گم رو بکنی

47:30.893 --> 47:34.897
‫می‌خوام یه مسواک برداری،
‫خب؟ یا یه کلید برداری...

47:34.897 --> 47:37.044
‫توی جیبت یه نگاه بنداز،
‫کلیدهای خونه همراهتـه؟

47:37.069 --> 47:38.072
‫آره

47:38.192 --> 47:39.193
‫خیلی‌خب، خوبه

47:39.943 --> 47:42.571
‫خیلی‌خب، ماریا
‫حالا ازت می‌خوام بلد شی

47:42.571 --> 47:45.574
‫ماریا بلند شو! بلند شدی؟

47:46.575 --> 47:48.869
‫خوبه. حالا می‌خوام کاری
‫که بهت می‌گم رو انجام بدی

47:48.869 --> 47:50.370
‫اون در رو می‌شکنه

47:50.370 --> 47:53.790
‫به محض اینکه داخل اومد،
‫می‌خوام کلیدها رو برداری...

47:53.790 --> 47:58.003
‫قسمت تیز کلیدها رو صاف بزنی توی صورتش

47:58.003 --> 48:01.215
‫خب؟ با تمام قدرت بزن.
‫و بعدش فرار کن

48:01.215 --> 48:04.676
‫خب؟ فرار می‌کنی و داد می‌زنی.
‫داد بزن تا کمکت کنن

48:04.676 --> 48:07.596
‫خودم دارم میام پیشت، فهمیدی؟

48:07.596 --> 48:10.599
‫ماریا، فهمیدی؟ جواب بده
‫بگو، فهمیدی چی گفتم؟

48:13.435 --> 48:15.729
‫- فهمیدم
‫- خیلی‌خب

48:17.010 --> 48:19.191
‫- جزمین، دوباره بیارش روی خط
‫- داره تماس می‌گیرم

48:19.191 --> 48:22.319
‫تمامی واحدها،
‫یه مورد خشونت خانگی داریم...

48:22.319 --> 48:23.862
‫که تهدید به قتل کرده

48:23.862 --> 48:28.242
‫برج‌های دوقلو، ساختمان هدروی،
‫طبقۀ نُهـم، آپارتمان ۹۴۲

48:28.242 --> 48:32.454
‫- درخواست کمک فوری دارم، تمام
‫- زیرو یانکی دلتا دریافت شد

48:32.454 --> 48:35.249
‫تمامی واحدها، جنبۀ احتیاط رو رعایت کنید.
‫ضارب همچنان توی محل مورد نظره

48:35.249 --> 48:37.918
‫مرکز تأیید می‌شه.
‫تمامی واحدها، آماده باشید

48:44.091 --> 48:45.414
‫نه!

48:47.761 --> 48:48.929
‫ماریا!

48:49.972 --> 48:51.056
‫ماریا

49:02.095 --> 49:06.185
‫[کد شناسایی آی‌سی۲: سفیدپوست، جنوب اروپا]
‫یه مورد آی‌سی۲ مؤنث سقوط کرد و کشته شد،
‫محدودۀ جنوب شرقی ساختمون هدروِی

49:06.280 --> 49:09.488
‫مظنون طبقۀ نُهـم، واحد ۹۴۲ هستش

49:13.161 --> 49:14.413
‫بالا میرم

49:14.438 --> 49:42.438
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
