1
00:00:01,800 --> 00:00:03,610
‫دیگه سردم نیست.

2
00:00:04,930 --> 00:00:07,430
‫به اندازه کافی گرم شدم.

3
00:00:08,200 --> 00:00:09,680
‫هی!

4
00:00:09,680 --> 00:00:11,250
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن!

5
00:00:11,250 --> 00:00:13,880
‫اون راه آسونه رو انتخاب نکرد!

6
00:00:13,880 --> 00:00:16,870
‫پدرش رو فقط چون قلابی بود
‫نکشت!

7
00:00:17,270 --> 00:00:20,040
‫بدون هیچ شکی خودش رو پذیرفته!

8
00:00:20,040 --> 00:00:22,960
‫درست دمِ در خروجی،
‫مسیر درست رو انتخاب کرد؟!

9
00:00:22,960 --> 00:00:26,520
‫مطمئن بودم که شکست می‌خوره!

10
00:00:27,330 --> 00:00:28,640
‫ممنونم.

11
00:00:30,040 --> 00:00:31,300
‫و خدانگهدار.

12
00:00:32,140 --> 00:00:34,640
‫این غیرممکنه!

13
00:00:38,210 --> 00:00:40,650
‫هیچی برات باقی نمی‌ذارم!

14
00:00:40,650 --> 00:00:43,320
‫توانایی‌ها و اطلاعاتی که به دست آوردی،

15
00:00:43,320 --> 00:00:45,710
‫خاطراتِ دوباره دیدن
‫پدر و مادرت،

16
00:00:45,710 --> 00:00:47,280
‫و البته، اون نشان لعنتیت...

17
00:00:47,280 --> 00:00:48,650
‫همه‌شون رو پاک می‌کنم!

18
00:00:48,650 --> 00:00:51,740
‫خاطراتم رو... پاک کنی؟

19
00:00:51,740 --> 00:00:54,950
‫به دست بی‌شمار آینه سوراخ‌سوراخ شو...

20
00:00:55,350 --> 00:00:59,630
‫و این بار دیگه بمیر، قهرمان قلابی!

21
00:01:02,000 --> 00:01:12,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

22
00:02:31,390 --> 00:02:34,020
‫کلواتس

23
00:02:48,650 --> 00:02:52,530
‫قسمت ۱۲
‫هزار سالِ یک ارباب هیولاهای تاریک

24
00:02:50,800 --> 00:02:55,220
‫این اولین باره که با کسی می‌جنگم
‫که از نظر قدرت با من برابره.

25
00:02:56,370 --> 00:03:00,250
‫حالا، بیا ادامه‌ش بدیم، وردین.

26
00:03:00,560 --> 00:03:04,250
‫این‌قدر از به کار بردن
‫تمام قدرتت لذت می‌بری؟

27
00:03:02,700 --> 00:03:12,700
Translate By SorenA

28
00:03:05,010 --> 00:03:07,360
‫نیشخند روی صورتت رو می‌بینم.

29
00:03:08,070 --> 00:03:10,170
‫من... نیشخند می‌زنم؟

30
00:03:10,630 --> 00:03:14,260
‫نداشتن دشمن واقعاً خسته‌کننده‌ست.

31
00:03:15,290 --> 00:03:22,360
‫تنها دشمن واقعی یه ارباب هیولاهای تاریک،
‫کسیه که خودش یه قلمرو داشته باشه،

32
00:03:22,570 --> 00:03:27,310
‫یا قهرمان واقعی، که قدرت
‫نابود کردن یه قلمرو رو داره.

33
00:03:28,490 --> 00:03:32,050
‫تو هیچ‌وقت با هیچ‌کدومشون روبه‌رو نشدی.

34
00:03:32,050 --> 00:03:35,240
‫واسه همینم هیچ‌وقت مجبور نبودی
‫از تمام قدرتت استفاده کنی.

35
00:03:35,740 --> 00:03:38,890
‫اون قهرمان بود که تو رو شکست داد.

36
00:03:38,890 --> 00:03:42,930
‫و وردینِ آتش‌سوز بود
‫که اونا رو شکست داد.

37
00:03:43,620 --> 00:03:45,210
‫وردین؟

38
00:03:45,450 --> 00:03:48,930
‫قرن به قرن می‌آم
‫تا بهت سر بزنم.

39
00:03:49,500 --> 00:03:53,140
‫ظاهر کاهنه‌ام احتمالاً هر بار عوض می‌شه،

40
00:03:53,140 --> 00:03:54,800
‫ولی نذار این موضوع اذیتت کنه.

41
00:03:55,680 --> 00:03:58,930
‫دلت می‌خواد با من بجنگی؟

42
00:03:58,930 --> 00:04:03,430
‫متأسفانه وقتی تو بدن یه کاهنه حلول می‌کنم،
‫قدرتم محدود می‌شه.

43
00:04:04,710 --> 00:04:08,680
‫زاوتیر، معنای زندگی چیه؟

44
00:04:09,590 --> 00:04:13,860
‫شاید زندگی روندی باشه که یه نفر
‫از بدو تولد تا مرگش طی می‌کنه.

45
00:04:14,680 --> 00:04:16,850
‫بچه‌ای به دنیا بیاری و بزرگش کنی،

46
00:04:16,850 --> 00:04:20,250
‫که اونم بزرگ بشه و بچه خودش رو
‫به دنیا بیاره.

47
00:04:20,800 --> 00:04:24,250
‫فکر کنم جواب رو باید اون‌جا پیدا کرد.

48
00:04:24,500 --> 00:04:27,210
‫پس با این‌که بیش از دو هزار ساله که زنده‌ای،

49
00:04:27,210 --> 00:04:30,100
‫بازم هیچی ازش نمی‌دونی؟

50
00:04:30,590 --> 00:04:31,430
‫درسته.

51
00:04:32,010 --> 00:04:34,250
‫برو، زاوتیر.

52
00:04:34,920 --> 00:04:37,270
‫پس تا یه قرن دیگه می‌بینمت.

53
00:04:37,270 --> 00:04:39,430
‫لازم نیست برگردی.

54
00:04:40,220 --> 00:04:44,850
‫تو این هزار سال گذشته
‫حسابی حوصله‌ت سر رفته بوده.

55
00:04:45,100 --> 00:04:46,610
‫هزار سال...؟

56
00:04:49,810 --> 00:04:56,730
‫تنها دلیلی که می‌تونی لبخند بزنی اینه
‫که من به اون دوران پایان دادم!

57
00:04:57,070 --> 00:05:02,330
‫چون هیچی از تاریخ و فاجعه‌ای
‫که اون موقع اتفاق افتاد نمی‌دونی!

58
00:05:11,580 --> 00:05:15,470
‫این‌جا زمانی میزبان تمدنی حتی قدیمی‌تر
‫از چیزی بود که...

59
00:05:15,470 --> 00:05:17,970
‫... انسان‌ها بهش «دوران باستان» می‌گن.

60
00:05:18,330 --> 00:05:22,470
‫«توآ» خودِ کل این سرزمینه!

61
00:05:23,290 --> 00:05:26,730
‫ریشه همه اتفاقات همین‌جاست!

62
00:05:29,250 --> 00:05:32,160
‫هزار و صد و خرده‌ای سال پیش،

63
00:05:32,160 --> 00:05:36,020
‫قلمروی بشریت
‫به سه طبقه تقسیم شده بود.

64
00:05:36,360 --> 00:05:40,210
‫طبقه «بهشت» و طبقه «بالا»،
‫که مردم توآ اون‌جا زندگی می‌کردن.

65
00:05:40,210 --> 00:05:44,250
‫و طبقه پهناور «پایین»
‫که بقیه نژادها اون‌جا ساکن بودن.

66
00:05:44,910 --> 00:05:46,680
‫الان چیزی جز اقیانوس نیست،

67
00:05:46,680 --> 00:05:50,630
‫ولی مرکز توآ زمانی
‫تو شمال سولسین قرار داشت.

68
00:06:02,110 --> 00:06:03,610
‫همون‌طور که فکر می‌کردم...

69
00:06:03,610 --> 00:06:06,230
‫اول باید قلمروم رو گسترش بدم.

70
00:06:07,770 --> 00:06:10,970
‫این توآ بود که اول تهاجم کرد.

71
00:06:11,480 --> 00:06:16,010
‫خاطراتِ خون از ده‌ها هزار سال پیش
‫این رو بهم می‌گن.

72
00:06:16,760 --> 00:06:20,390
‫من قلمرویی جدا از توآ به دست آوردم،

73
00:06:20,390 --> 00:06:23,640
‫و در طول اعصار طولانی اونا رو پس زدم.

74
00:06:23,990 --> 00:06:28,950
‫ولی اونا یه نوع کاملاً جدید
‫از سرباز رو به میدون فرستادن.

75
00:06:29,170 --> 00:06:33,330
‫برعکس ارتش‌های قبلیشون که فقط متکی به تعداد بودن،

76
00:06:33,330 --> 00:06:36,910
‫رفتن سراغ تاکتیک‌های جدید و استفاده از
‫وردها و سلاح‌های تقویت‌شده با جادو.

77
00:06:36,910 --> 00:06:38,410
‫مهم‌تر از هر چیز،

78
00:06:38,410 --> 00:06:41,690
‫وحشت و نیت قتلی که تو چهره‌شون دیده می‌شد...

79
00:06:41,690 --> 00:06:44,440
‫چیزی بود که انسان‌ها قبلاً نداشتن.

80
00:06:45,010 --> 00:06:47,420
‫هی! دارو! همین الان!

81
00:06:47,420 --> 00:06:48,810
‫اطاعت، قهرمان.

82
00:06:49,570 --> 00:06:51,060
‫«قهرمان»؟

83
00:06:51,060 --> 00:06:52,650
‫هی! ارباب هیولاهای تاریکه!

84
00:06:52,650 --> 00:06:54,270
‫یه ارباب هیولاهای تاریک!

85
00:06:54,270 --> 00:06:56,190
‫این یعنی خیلی شانس آوردیم، نه؟

86
00:06:56,190 --> 00:06:58,280
‫صف بکشین! ورد رو آماده کنین!

87
00:06:58,610 --> 00:07:00,250
‫برده‌ها رو بفرستین جلو!

88
00:07:00,250 --> 00:07:02,050
‫طلسم اعظم!

89
00:07:02,050 --> 00:07:04,750
‫گردباد لبه تاریکی!

90
00:07:09,260 --> 00:07:10,870
‫زدیمش؟!

91
00:07:24,800 --> 00:07:28,660
‫اینا... پوست‌های انداخته‌شده‌ان؟

92
00:07:30,600 --> 00:07:36,040
‫باید درباره این «قهرمان‌ها» بیشتر بدونم.

93
00:07:45,690 --> 00:07:49,120
‫مدتی از این بدن استفاده می‌کنم.

94
00:07:50,970 --> 00:07:54,030
‫درست مثل هیولاهای تاریک قوی‌تر،

95
00:07:54,030 --> 00:07:58,810
‫این قهرمان‌ها هم بعد از مرگ
‫دوباره زنده می‌شن.

96
00:07:58,810 --> 00:08:01,970
‫همین موضوعه که بی‌پروا و دیوانه‌شون کرده.

97
00:08:02,280 --> 00:08:04,690
‫و خونشون در نهایت تبدیل به آرکانیت می‌شه،

98
00:08:04,690 --> 00:08:06,580
‫درست مثل هیولاهای تاریک.

99
00:08:07,140 --> 00:08:08,650
‫توآی لعنتی...

100
00:08:08,900 --> 00:08:11,970
‫از هر نظر از ما تقلید کردن.

101
00:08:12,740 --> 00:08:15,970
‫امیدوارم بتونم تا اون‌جا پیش برم.

102
00:08:15,970 --> 00:08:20,420
‫ولی هر چی جادوی یه نفر قوی‌تر باشه،
‫قلمرو تأثیر بیشتری روش می‌ذاره.

103
00:08:20,420 --> 00:08:24,490
‫فکر کنم باید سر فرصت
‫سؤال بپرسم تا سر دربیارم.

104
00:08:31,800 --> 00:08:33,490
‫یه قهرمان؟

105
00:08:33,880 --> 00:08:38,000
‫ولی هیچ خصومت یا اضطرابی حس نمی‌کنم.

106
00:08:39,350 --> 00:08:40,930
‫هی، تو.

107
00:08:40,930 --> 00:08:42,390
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

108
00:08:43,260 --> 00:08:44,390
‫من؟

109
00:08:44,390 --> 00:08:46,620
‫مگه کس دیگه‌ای هم این‌جاست؟

110
00:08:47,020 --> 00:08:49,830
‫هیچ‌کس با من حرف نمی‌زنه.

111
00:08:49,830 --> 00:08:51,950
‫من با بقیه فرق دارم.

112
00:08:52,400 --> 00:08:53,770
‫تو کی هستی؟

113
00:08:54,330 --> 00:08:55,430
‫وُد.

114
00:08:55,770 --> 00:08:58,640
‫وُد. اسم قشنگیه.

115
00:08:59,450 --> 00:09:00,830
‫من رایتم.

116
00:09:00,830 --> 00:09:03,370
‫این اسم رو روی خودم گذاشتم
‫چون شغلم نویسندگیه.

117
00:09:03,850 --> 00:09:05,480
‫«رایت».

118
00:09:05,890 --> 00:09:12,490
‫اون از تمام قهرمان‌هایی که
‫تا حالا دیده بودم قوی‌تره.

119
00:09:12,490 --> 00:09:16,730
‫دارم دنیا رو می‌گردم
‫تا روی کتابم کار کنم.

120
00:09:17,030 --> 00:09:17,920
‫«کتاب»؟

121
00:09:18,100 --> 00:09:21,270
‫این دنیا هیچ کتابی برای سرگرمی نداره.

122
00:09:21,270 --> 00:09:23,020
‫ولی من می‌خوام یدونه بنویسم.

123
00:09:23,020 --> 00:09:26,680
‫کتابی که صرفاً برای تفریح باشه،
‫مثل کتاب‌های دنیای قبلیم.

124
00:09:26,930 --> 00:09:29,050
‫دنیای قبلیت؟

125
00:09:29,980 --> 00:09:32,810
‫البته کارهایی که توآ ازم می‌خواد رو انجام می‌دم.

126
00:09:32,810 --> 00:09:34,660
‫ولی گذشته از اون،

127
00:09:34,660 --> 00:09:37,410
‫می‌خوام به مردم طبقه پایین رویا بدم،

128
00:09:37,410 --> 00:09:41,070
‫همونایی که مردم توآ بهشون ظلم می‌کنن
‫و برده قهرمان‌ها هستن.

129
00:09:41,400 --> 00:09:44,690
‫اونا انگار هیچ احساسی ندارن.

130
00:09:44,690 --> 00:09:46,650
‫پس اگه حتی نتونم این کارم براشون بکنم،
‫خیلی غم‌انگیز می‌شه.

131
00:09:47,450 --> 00:09:49,080
‫موافق نیستی؟

132
00:09:49,550 --> 00:09:50,570
‫موافقم.

133
00:09:52,850 --> 00:09:55,560
‫تو اولین نفری هستی که این رو می‌گه.

134
00:09:55,560 --> 00:09:57,580
‫بقیه فقط روی کاراشون تمرکز دارن.

135
00:09:58,000 --> 00:10:00,940
‫توآ ازت می‌خواد چی‌کار کنی؟

136
00:10:02,100 --> 00:10:05,330
‫ازم می‌خوان از مهارت‌هام، یعنی کتابدار و...

137
00:10:05,330 --> 00:10:08,010
‫... حکیم بزرگ، برای نوشتن کتاب‌های
‫جادویی و راهنمایی قهرمان‌ها استفاده کنم.

138
00:10:09,760 --> 00:10:12,930
‫«کتابدار» اجازه میده قدرت یه قلمرو
‫رو بریزم توی یه کتاب.

139
00:10:12,930 --> 00:10:15,330
‫«حکیم بزرگ» بهم قدرت هدایت میده.

140
00:10:15,330 --> 00:10:18,700
‫یعنی این قدرت که کاری کنم مردم
‫چیزی رو که می‌نویسم باور کنن.

141
00:10:19,400 --> 00:10:21,210
‫وقتی کتابی می‌نویسم،

142
00:10:21,210 --> 00:10:25,180
‫تبدیل به داستانی می‌شه که مردم
‫این دنیا می‌تونن واقعیش کنن.

143
00:10:26,150 --> 00:10:28,070
‫مسئولیت مهمیه.

144
00:10:28,950 --> 00:10:31,450
‫می‌فهمم توآ داره چه غلطی می‌کنه.

145
00:10:31,450 --> 00:10:34,900
‫اونا قهرمان‌ها رو احضار کردن، ولی نمی‌تونن کنترلشون کنن،

146
00:10:34,900 --> 00:10:36,750
‫و می‌خوان این وضعیت رو تغییر بدن.

147
00:10:37,230 --> 00:10:40,560
‫«اربابان هیولاهای تاریک رو شکست بدین
‫تا بتونین برگردین به دنیای قبلیتون.»

148
00:10:40,560 --> 00:10:44,250
‫از دید ما، این چیزی جز یه تهدید نیست.

149
00:10:44,250 --> 00:10:46,680
‫امکان نداره کسی با جون و دل
‫برای همچین چیزی بجنگه.

150
00:10:47,150 --> 00:10:51,600
‫هرچند چون نمی‌میریم و کار دیگه‌ای نداریم،
‫می‌جنگیم.

151
00:10:51,600 --> 00:10:56,020
‫ولی دلم برای هیولاهای تاریکی
‫که می‌کشیم خیلی می‌سوزه.

152
00:10:56,770 --> 00:11:00,620
‫مردم توآ عاری از احساسات و تخیلن.

153
00:11:01,000 --> 00:11:03,730
‫وقتی این مأموریت رو بهم دادن، بعضی از ساکنان بهشت رو دیدم،

154
00:11:04,160 --> 00:11:05,650
‫ولی واقعاً نمی‌تونم باهاشون کنار بیام.

155
00:11:06,050 --> 00:11:08,510
‫اصلاً و ابداً شبیه انسان‌ها نیستن.

156
00:11:09,530 --> 00:11:12,380
‫واسه همینه که باید سخت تلاش کنم.

157
00:11:13,150 --> 00:11:16,960
‫اگه کتاب‌های جادوم رو تموم کنم، همه قوی‌تر می‌شن،

158
00:11:16,960 --> 00:11:19,320
‫و دنیای انسان‌ها جای بهتری می‌شه.

159
00:11:20,880 --> 00:11:23,410
‫این آدم بیش از حد خطرناکه.

160
00:11:23,410 --> 00:11:26,170
‫باید همین‌جا این تهدید رو خنثی کنم.

161
00:11:28,170 --> 00:11:31,230
‫هان؟ چرا همه اینا رو به تو گفتم؟

162
00:11:31,580 --> 00:11:33,770
‫تا حالا اینا رو به هیچ‌کس نگفته بودم...

163
00:11:34,260 --> 00:11:36,060
‫همم...

164
00:11:37,050 --> 00:11:39,210
‫شاید چون دارم با تو حرف می‌زنم؟

165
00:11:40,270 --> 00:11:42,630
‫حس می‌کنم هر چیزی رو می‌تونم بهت بگم.

166
00:11:44,500 --> 00:11:48,170
‫انگار که... چرخ‌دنده‌ها تو هم چفت شدن، می‌دونی؟

167
00:11:49,310 --> 00:11:51,470
‫هی، وُد. با من می‌آی؟

168
00:11:51,890 --> 00:11:54,500
‫داشتن کسی که به حرفام گوش بده
‫نوشتن رو خیلی راحت‌تر می‌کنه.

169
00:11:54,910 --> 00:11:56,200
‫قبوله؟

170
00:11:56,930 --> 00:11:58,570
‫بسیار خب.

171
00:11:58,570 --> 00:11:59,990
‫ایول!

172
00:11:59,990 --> 00:12:04,530
‫می‌تونم از طریق اون درباره توآ بیشتر بفهمم.

173
00:12:04,530 --> 00:12:08,480
‫بعدش وقت واسه خلاص شدن
‫از دستش زیاده.

174
00:12:21,250 --> 00:12:23,530
‫به این فکر می‌کنم که اسمش رو
‫بذارم «افسانه قهرمان».

175
00:12:23,920 --> 00:12:25,420
‫ساده و شیک، نه؟

176
00:12:36,210 --> 00:12:38,680
‫این اواخر قهرمان‌ها بدتر از همیشه شدن.

177
00:12:38,680 --> 00:12:40,700
‫افتادن به جون هم و همدیگه رو می‌کشن،

178
00:12:40,700 --> 00:12:43,330
‫و به زن‌های طبقات پایین‌تر تعرض می‌کنن.

179
00:12:43,330 --> 00:12:46,000
‫مردم توآ هم جوری وانمود می‌کنن
‫که انگار چیزی نمی‌بینن.

180
00:12:46,000 --> 00:12:48,590
‫اصلاً حس گناه چیزی نیست
‫که اونا سرشون بشه.

181
00:12:48,950 --> 00:12:52,890
‫حتی اگه پیروز هم بشن،
‫فقط دنیا رو جای بدتری می‌کنن.

182
00:12:53,720 --> 00:12:56,510
‫آیا درسته که به نوشتن این کتاب ادامه بدم؟

183
00:12:58,010 --> 00:13:01,900
‫نه، این بدن رو توآ برام آماده کرده.

184
00:13:01,900 --> 00:13:03,890
‫نمی‌تونم این رو بلند بگم.

185
00:13:06,430 --> 00:13:09,980
‫اگه بر ضدشون عمل کنم،
‫ممکنه از شرم خلاص بشن.

186
00:13:10,550 --> 00:13:12,770
‫با این‌که کتاب تقریباً تموم شده.

187
00:13:16,710 --> 00:13:17,870
‫هی، وُد.

188
00:13:17,870 --> 00:13:19,170
‫چی شده؟

189
00:13:19,430 --> 00:13:21,290
‫یه سالی می‌شه که با همیم.

190
00:13:21,290 --> 00:13:24,490
‫می‌خوام تو تنها کسی باشی
‫که باورش رو به من حفظ می‌کنه.

191
00:13:25,990 --> 00:13:27,090
‫می‌تونی؟

192
00:13:28,920 --> 00:13:29,700
‫آره.

193
00:13:31,370 --> 00:13:32,730
‫خوبه.

194
00:13:32,730 --> 00:13:35,150
‫حالا که این رو شنیدم،
‫دیگه شک و تردید نمی‌کنم.

195
00:13:35,150 --> 00:13:36,380
‫می‌تونم تمومش کنم.

196
00:13:37,560 --> 00:13:40,000
‫کتابی که دنیا رو جای بهتری می‌کنه.

197
00:13:41,370 --> 00:13:44,270
‫رایت توآ رو به چشم دشمن می‌بینه.

198
00:13:44,650 --> 00:13:48,730
‫ولی هیچ‌وقت همچین دیدی به
‫هیولاهای تاریک نداشته.

199
00:13:49,160 --> 00:13:53,270
‫حداقل می‌تونم تا تموم شدن
‫کتاب صبر کنم.

200
00:13:54,390 --> 00:13:57,450
‫ولی چهار سال بعد...

201
00:13:57,450 --> 00:14:00,720
‫اثری از رایت پیدا نبود.

202
00:14:03,540 --> 00:14:07,540
‫دوباره شروع به دست‌درازی
‫به قلمروم کردن.

203
00:14:07,980 --> 00:14:10,550
‫تیغه‌های سرخ...

204
00:14:10,910 --> 00:14:16,690
‫نکنه افسانه قهرمان
‫داره تأثیرش رو نشون می‌ده؟

205
00:14:16,690 --> 00:14:21,350
‫نباید می‌ذاشتم اون موقع زنده بمونی.

206
00:14:21,350 --> 00:14:22,930
‫رایت!

207
00:14:31,810 --> 00:14:33,440
‫هی، وُد.

208
00:14:34,250 --> 00:14:36,390
‫می‌دونی منم؟

209
00:14:36,390 --> 00:14:38,650
‫یه سال با هم زندگی کردیم.

210
00:14:38,650 --> 00:14:41,100
‫از حست می‌تونم بشناسمت.

211
00:14:41,100 --> 00:14:44,710
‫تازه، می‌دونستم که انسان نیستی.

212
00:14:44,710 --> 00:14:53,220
‫مگه هدف افسانه قهرمان این نبود
‫که ویرانی توآ رو ترمیم کنه؟

213
00:14:53,220 --> 00:14:54,290
‫نه.

214
00:14:54,520 --> 00:14:56,300
‫هدف اون داستان اینه که

215
00:14:56,300 --> 00:14:58,600
‫اربابان هیولاهای تاریک رو شکست بده
‫و دنیا رو بزرگ‌تر کنه.

216
00:14:59,240 --> 00:15:03,140
‫مطمئنم قهرمان‌ها اون‌قدر قوی می‌شن
‫که تو رو شکست بدن.

217
00:15:05,050 --> 00:15:06,090
‫رایت...

218
00:15:06,610 --> 00:15:08,670
‫این موضوع عصبانیت می‌کنه، وُد؟

219
00:15:08,960 --> 00:15:10,560
‫پس دنبالم بیا.

220
00:15:11,110 --> 00:15:13,390
‫تو تالار بارعام منتظرت می‌مونم.

221
00:15:13,390 --> 00:15:15,270
‫اون‌جا رو خودم طراحی کردم.

222
00:15:15,810 --> 00:15:19,070
‫البته اول باید قهرمان‌هایی
‫که سر راهت هستن رو شکست بدی.

223
00:15:20,170 --> 00:15:20,980
‫دورنوردی.

224
00:15:24,220 --> 00:15:27,060
‫جمع بشین، همه خادمان من!

225
00:15:27,060 --> 00:15:32,500
‫بدون فکر کردن به عقب‌نشینی،
‫قلمرومون رو به جلو پیش می‌بریم!

226
00:15:32,730 --> 00:15:37,510
‫قهرمان‌ها و مردم توآ رو
‫نابود کنین!

227
00:15:38,800 --> 00:15:41,740
‫بیست‌وپنجمین روز پیشروی ما...

228
00:15:41,740 --> 00:15:45,640
‫بهای سنگینی دادیم
‫تا به این‌جا برسیم.

229
00:15:45,640 --> 00:15:49,270
‫انگار راثول و کلواتس هم
‫از پا دراومدن.

230
00:15:49,570 --> 00:15:52,610
‫ولی ما، هیولاهای تاریک شمال،

231
00:15:52,610 --> 00:16:00,220
‫قهرمان‌ها رو به عقب راندیم
‫و به قلب توآ رسیدیم.

232
00:16:01,910 --> 00:16:05,410
‫هیچ مانعی حس نمی‌کنم.

233
00:16:07,970 --> 00:16:09,810
‫طبقه بهشت.

234
00:16:10,180 --> 00:16:14,030
‫باید همون جایی باشه که
‫قلب توآ منتظرمونه.

235
00:16:21,750 --> 00:16:23,550
‫رایت.

236
00:16:30,810 --> 00:16:35,920
‫اوه ببخشید. طوری درستش کردم که فقط
‫بتونی با فرم انسانی وارد بشی.

237
00:16:35,920 --> 00:16:38,790
‫می‌خواستم چشم‌درچشم باهات حرف بزنم.

238
00:16:45,270 --> 00:16:47,070
‫اون قیافه خوب یادمه.

239
00:16:48,190 --> 00:16:50,450
‫این‌طوری حرف زدن باهات
‫خیلی راحت‌تره.

240
00:16:51,070 --> 00:16:54,470
‫رایت، این‌جا چه اتفاقی افتاده؟

241
00:16:54,830 --> 00:16:56,840
‫اوه؟ این؟

242
00:16:57,400 --> 00:16:59,460
‫همه‌شون رو کشتم.

243
00:17:00,960 --> 00:17:03,470
‫عه؟ خوشحال نشدی؟

244
00:17:03,470 --> 00:17:05,260
‫مگه همه‌تون همینو نمی‌خواستین؟

245
00:17:05,260 --> 00:17:10,260
‫اگه قصد داشتی همه‌شون رو سلاخی کنی،
‫چرا از اول نگفتی؟

246
00:17:10,890 --> 00:17:14,590
‫تو دنیای قبلیم یه ضرب‌المثل بود...

247
00:17:15,090 --> 00:17:18,270
‫«برای فریب دشمنات،
‫اول باید دوستانت رو فریب بدی.»

248
00:17:18,810 --> 00:17:22,200
‫پنج فصل افسانه قهرمان که ساختم،

249
00:17:22,200 --> 00:17:26,280
‫یه قهرمان رو تا نهایت توانش تقویت می‌کنه.

250
00:17:26,580 --> 00:17:31,910
‫و به من قدرت ساختن یه مکان مقدس
‫برای هر فصل رو دادن.

251
00:17:32,590 --> 00:17:36,390
‫این‌جا، تالار بارعام،
‫چهارمین مکان مقدسه.

252
00:17:36,390 --> 00:17:38,420
‫دقیقاً بالای چشمه توآ قرار داره.

253
00:17:38,420 --> 00:17:42,710
‫طوری ساختمش که بشه با مردم توآ
‫تو بهشت حرف زد و ارتقا پیدا کرد.

254
00:17:43,050 --> 00:17:46,300
‫متقاعدشون کردم که این کار
‫انگیزه قهرمان‌ها رو بالا می‌بره.

255
00:17:46,850 --> 00:17:49,550
‫اونا هم گول خوردن.

256
00:17:50,210 --> 00:17:53,080
‫احتمالاً چون این‌جا با ابرها احاطه شده
‫و فقط از طریق دروازه‌های مقدس قابل دسترسیه،

257
00:17:53,080 --> 00:17:56,120
‫گاردشون رو پایین آوردن و بی‌خیال شدن.

258
00:17:56,560 --> 00:18:00,070
‫اما من ابرها رو کنار زدم
‫و مانع رو از کار انداختم.

259
00:18:00,070 --> 00:18:04,450
‫گذاشتم در برابر قهرمان‌ها
‫کاملاً بی‌دفاع بمونن.

260
00:18:04,450 --> 00:18:07,820
‫مردم توآ قلب ندارن،
‫پس عمراً تصورش رو هم نمی‌کردن...

261
00:18:08,390 --> 00:18:10,880
‫که قهرمان‌ها بعد از بارها احضار شدن
‫به این دنیا و مُردن،

262
00:18:10,880 --> 00:18:15,330
‫چقدر خشمگین و عصبانی بودن.

263
00:18:15,730 --> 00:18:17,830
‫شبیه صحنه‌ای از جهنم بود.

264
00:18:18,250 --> 00:18:22,050
‫قهرمان‌ها مردم توآ رو تا آخرین نفر قلع‌وقمع کردن،

265
00:18:22,050 --> 00:18:24,280
‫و بعد همون‌جا خشکشون زد...

266
00:18:24,790 --> 00:18:30,090
‫با چهره‌های خون‌آلود و چشم‌های توخالی
‫به آسمون خیره شدن...

267
00:18:30,350 --> 00:18:32,400
‫هیچ‌وقت اون قیافه‌ها یادم نمیره.

268
00:18:33,170 --> 00:18:35,090
‫و بهم گفتن...

269
00:18:36,040 --> 00:18:38,530
‫«بذار بمیریم.»

270
00:18:40,660 --> 00:18:44,210
‫منظورشون این بود که حتی اگه بمیرن هم
‫نمی‌خوان دوباره زنده بشن.

271
00:18:44,810 --> 00:18:46,740
‫منم به آرزوشون رسوندمشون.

272
00:18:47,650 --> 00:18:51,850
‫من با سامانه‌ای که قهرمان‌ها رو زنده می‌کنه
‫یکی شده بودم.

273
00:18:51,850 --> 00:18:53,510
‫کتاب معبد.

274
00:18:54,250 --> 00:18:59,500
‫جلوی چشم همه‌شون به اون و به قلب خودم
‫خنجر زدم.

275
00:18:59,920 --> 00:19:03,210
‫همه‌شون خودشون رو کشتن،
‫درست مثل من.

276
00:19:04,730 --> 00:19:07,150
‫به محض این‌که تیغه دربیاد، می‌میرم.

277
00:19:08,250 --> 00:19:09,680
‫رایت...

278
00:19:09,680 --> 00:19:13,770
‫می‌خواستم قبل از مرگم ببینمت،
‫واسه همین شمشیر رو تو بدنم نگه داشتم.

279
00:19:14,210 --> 00:19:16,890
‫می‌خواستم حرفام رو بشنوی...

280
00:19:22,290 --> 00:19:26,200
‫ولی این آخر ماجرا نیست، وُد.

281
00:19:26,890 --> 00:19:29,780
‫داستان تازه از الان شروع می‌شه.

282
00:19:30,570 --> 00:19:33,570
‫خودمون به تنهایی نتونستیم تمومش کنیم.

283
00:19:34,410 --> 00:19:38,720
‫داستان نابودی
‫توآی نامیرا...

284
00:19:39,200 --> 00:19:42,170
‫مگه هنوز نابودشون نکردی؟

285
00:19:42,170 --> 00:19:43,960
‫این فقط مقدمه بود.

286
00:19:44,440 --> 00:19:46,760
‫من بذرها رو کاشتم.

287
00:19:47,380 --> 00:19:49,340
‫این بذرها وقتی جوونه می‌زنن که...

288
00:19:56,010 --> 00:19:58,730
‫نمی‌ذارم بمیری، رایت!

289
00:19:58,730 --> 00:20:01,390
‫با شعله‌هام جلوی خونریزی رو می‌گیرم...

290
00:20:11,570 --> 00:20:15,320
‫خادمانم اون پایین تو خطرن.

291
00:20:15,550 --> 00:20:16,830
‫باید برم.

292
00:20:18,840 --> 00:20:21,840
‫داخل اون دروازه نمی‌لرزه...!

293
00:20:29,540 --> 00:20:33,340
‫این حقیقت اتفاقیه که
‫هزار و صد و خرده‌ای سال پیش رخ داد.

294
00:21:02,330 --> 00:21:03,830
‫عجب قدرت آتش خفنی.

295
00:21:04,270 --> 00:21:09,840
‫زاوتیر می‌گفت یه قهرمان کاملاً تکامل‌یافته
‫حتی از اینم قوی‌تر بوده.

296
00:21:10,100 --> 00:21:13,000
‫اصلاً تصورش سخته چه شکلی بوده.

297
00:21:23,340 --> 00:21:26,250
‫رایت می‌گفت توآ «نامیرا» ست.

298
00:21:26,970 --> 00:21:30,250
‫و این حقیقت داره که حتی بعد از مرگ مردم توآ،

299
00:21:30,250 --> 00:21:32,760
‫و غرق شدن تمدنشون زیر امواج،

300
00:21:32,760 --> 00:21:35,750
‫قلمروشون ناپدید نشد.

301
00:21:36,650 --> 00:21:41,610
‫آشغال‌ها خودشون رو
‫حتی عمیق‌تر زیر امواج قایم کردن!

302
00:21:43,150 --> 00:21:45,090
‫توآ چیه؟

303
00:21:45,090 --> 00:21:47,370
‫چطوری باید شکستش بدم؟

304
00:21:47,870 --> 00:21:49,530
‫چقدر احمقانه...

305
00:21:50,910 --> 00:21:54,150
‫چقدر سراسر حماقت...

306
00:21:54,150 --> 00:21:57,900
‫حالا که رایت در شرف بیدار شدنه...

307
00:21:59,060 --> 00:22:04,090
‫کلواتس، تو جایی تو این‌جا نداری!

308
00:22:10,000 --> 00:22:20,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
