WEBVTT

00:06.890 --> 00:07.860
‫صبر کن!

00:08.030 --> 00:09.370
‫پدر!

00:09.370 --> 00:11.130
‫چی شده، آلیشیا؟

00:11.130 --> 00:13.620
‫من هنوز از نصف قدرتمم
‫استفاده نکردم!

00:13.620 --> 00:16.040
‫لعنتی! حتی صداشم همونه!

00:16.040 --> 00:18.040
‫صدای پدر مهربونم...

00:19.840 --> 00:21.750
‫بپر هوا، آلیشیا!

00:24.640 --> 00:28.640
‫قسمت ۱۱
‫چیزی که تو آینه پیداست

00:29.500 --> 00:34.060
‫می‌دونی چرا بدون این‌که
‫بهت بگم اومدم، نه وردین؟

00:34.640 --> 00:36.130
‫وقتشه که این قضیه رو تموم کنیم.

00:36.650 --> 00:38.980
‫یعنی نیازی به حرف زدن نیست، آره؟

00:45.000 --> 00:55.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:56.000 --> 01:00.000
Translate By SorenA

02:12.450 --> 02:15.000
‫کلواتس

02:34.980 --> 02:36.870
‫یه خرابه باستانی؟

02:37.300 --> 02:40.360
‫پس حدس می‌زنم این‌جا
‫واقعاً جای خاصیه.

02:41.330 --> 02:43.730
‫می‌تونم از قدرت قلمروم استفاده کنم.

02:44.090 --> 02:48.000
‫شرط ورود به این‌جا
‫داشتن فرم انسانیه، درسته؟

02:48.260 --> 02:51.120
‫برای همینه که تو این فرمی، مگه نه؟

02:51.820 --> 02:55.450
‫این‌جا جای تو نیست.

02:55.950 --> 02:58.700
‫سر راهم سبز نشو.

02:58.970 --> 03:02.690
‫تو اونی هستی که سر راهم سبز شدی.

03:03.040 --> 03:07.080
‫قلمروی من تا هایدرات هم
‫گسترش پیدا کرده بود.

03:07.080 --> 03:11.840
‫فقط چون برام مهم نبود،
‫به حال خودش رهاش کرده بودم.

03:12.160 --> 03:15.850
‫ولی دخالت کردن یکی از خارج
‫از قلمروم رو تحمل نمی‌کنم.

03:16.050 --> 03:19.100
‫همون‌طور که فکر می‌کردم، متوجه نشدی.

03:19.460 --> 03:24.330
‫چرا پادشاه هایدن
‫سعی کرد تو رو بکشه؟

03:24.330 --> 03:27.850
‫پادشاه تحت کنترل
‫کتاب توآ بود.

03:28.230 --> 03:32.490
‫بعد از سال‌ها،
‫تسلیم قلمروی کتاب شده بود،

03:32.490 --> 03:35.990
‫و غرایز دفاعیِ اون
‫چاره‌ای براش نذاشته بود.

03:36.800 --> 03:39.050
‫همه‌اش طبق اراده توآ بود.

03:39.050 --> 03:41.790
‫و اراده توآ هنوزم وجود داره.

03:42.250 --> 03:47.500
‫توآ باید کاملاً نابود بشه،
‫طوری که حتی یه ذره هم ازش باقی نمونه.

03:47.500 --> 03:50.780
‫حرف‌ها و کارات با هم جور درنمی‌آن.

03:50.780 --> 03:55.520
‫اگه می‌خوای نابودش کنی،
‫پس چرا سعی داری افسانه قهرمان رو زنده کنی؟

03:55.520 --> 03:58.890
‫اونم چیزیه
‫که به تو ربطی نداره.

04:09.220 --> 04:11.330
‫اول تو رو دفن می‌کنم،

04:11.330 --> 04:15.810
‫بعدشم همین کار رو با «قهرمان واقعیِ»
‫پشت اون دروازه می‌کنم.

04:16.100 --> 04:19.750
‫بعد از اون می‌تونم بفهمم
‫«توآ» کیه.

04:45.140 --> 04:50.280
‫وقتی سعی می‌کنم به فرم کاملم برگردم،
‫این فضا باهام مقابله می‌کنه.

04:56.840 --> 05:00.210
‫ساختار این‌جا شبیه یه هرمه.

05:01.130 --> 05:03.450
‫یه هرم...؟

05:10.970 --> 05:13.720
‫لعنتی! آروم باش، آلیشیا!

05:14.460 --> 05:16.600
‫همه‌ش همین بود، آلیشیا؟

05:16.600 --> 05:18.690
‫این پدر واقعی من نیست!

05:18.690 --> 05:21.160
‫هی بهت می‌گم از پاهات استفاده کن!

05:21.160 --> 05:21.930
‫از پاهات!

05:23.210 --> 05:26.970
‫مخصوصاً تو یکی نباید سعی کنی
‫با دستات ضربه بزنی.

05:26.970 --> 05:29.450
‫مامانت هم تو استفاده از
‫پاهاش فوق‌العاده بود.

05:30.470 --> 05:33.360
‫یه بار من رو بین پاش گیر انداخت
‫و نزدیک بود بیهوش بشم.

05:33.650 --> 05:36.390
‫فکر کنم قبل از به دنیا اومدنت بود...

05:34.420 --> 05:36.390
‫این یه قلابیه...

05:36.400 --> 05:37.370
‫این...

05:37.700 --> 05:39.050
‫یه قلابیه!

05:40.570 --> 05:41.610
‫لعنتی!

05:41.610 --> 05:44.620
‫چرا یه قلابی خونریزی می‌کنه؟

05:44.620 --> 05:47.030
‫ضربه خوبی بود.

05:47.030 --> 05:49.580
‫ولی... حواست به پاهات نیست!

05:52.180 --> 05:54.290
‫حالا دیگه مردی.

05:58.280 --> 05:59.670
‫خیلی خب، بیا بریم خونه.

06:00.860 --> 06:03.120
‫تمرین امروز دیگه کافیه.

06:05.410 --> 06:06.880
‫چی...؟

06:07.270 --> 06:08.770
‫بلند شو!

06:09.310 --> 06:10.950
‫این چیه؟

06:11.600 --> 06:13.520
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

06:13.970 --> 06:18.370
‫برای این‌که از این فضا برم بیرون،
‫باید بابام رو شکست بدم؟

06:18.980 --> 06:22.100
‫بابای من تو دوران اوجش
‫حتی از درل هم قوی‌تر بود.

06:22.620 --> 06:24.500
‫چی‌کار کنم؟

06:25.280 --> 06:27.000
‫خیلی سردمه.

06:27.470 --> 06:29.610
‫این سرما واقعیه.

06:30.640 --> 06:32.620
‫خواهش می‌کنم، کلن.

06:32.620 --> 06:34.480
‫ازت خواهش می‌کنم.

06:34.930 --> 06:37.620
‫من رو از این‌جا ببر بیرون!

06:41.560 --> 06:45.050
‫معلومه که با این لباسا سردت می‌شه.

06:45.050 --> 06:47.260
‫حتی برای تمرین هم این دیگه زیاده‌رویه.

06:47.260 --> 06:48.260
‫بیا.

06:48.780 --> 06:50.770
‫تا خونه کولت می‌کنم.

06:51.310 --> 06:52.770
‫زود باش.

06:56.330 --> 06:57.390
‫باشه.

06:58.870 --> 07:00.280
‫یا علی!

07:00.910 --> 07:03.900
‫بزرگ شدی، آلیشیا.

07:04.330 --> 07:08.790
‫کمرت حتی الانم خیلی بزرگه.

07:09.110 --> 07:10.180
‫این‌طوره؟

07:10.540 --> 07:11.590
‫آره.

07:12.400 --> 07:13.810
‫خیلی گرمه.

07:21.890 --> 07:23.100
‫ما برگشتیم!

07:28.890 --> 07:30.490
‫خونه...

07:30.490 --> 07:32.220
‫خیلی خوب یادمه...

07:34.210 --> 07:36.060
‫بیا، آلیشیا.

07:36.370 --> 07:37.810
‫بیا کنار آتیش.

07:37.810 --> 07:39.020
‫گرمت می‌کنه.

07:39.360 --> 07:40.330
‫آره.

07:41.560 --> 07:43.700
‫هی، عزیزم! عزیزم!

07:44.050 --> 07:45.080
‫می‌تونی سوپ...

07:45.080 --> 07:46.590
‫...امروز صبح رو گرم کنی؟

07:45.080 --> 07:46.590
‫یعنی منظورش...؟

07:47.230 --> 07:48.450
‫عزیزم!

07:48.450 --> 07:51.330
‫ساکت باش. دارم می‌آم.

07:51.330 --> 07:52.580
‫آخ!

07:52.880 --> 07:56.590
‫کل روز رو پیچوندی تا بری تمرین کنی...

07:57.020 --> 08:01.590
‫تو و دخترت هیچ‌وقت
‫بزرگ نمی‌شین، نه؟

08:02.210 --> 08:04.460
‫بیا، آلیشیا. کمکم کن.

08:06.390 --> 08:09.730
‫اون‌جا خشک نشو.
‫پایه قابلمه رو بیار بیرون.

08:09.730 --> 08:11.610
‫بـ-باشه.

08:11.610 --> 08:14.130
‫داشت اون بیرون تو برف یخ می‌زد.

08:14.130 --> 08:15.640
‫بذار استراحت کنه.

08:15.640 --> 08:19.230
‫تقصیر توئه
‫که کشوندیش اون بیرون.

08:19.230 --> 08:22.020
‫به‌عنوان مجازات، تا سه روز
‫حق خوردن گوشت رو نداری.

08:22.020 --> 08:23.730
‫هی، این منصفانه نیست.

08:23.730 --> 08:24.710
‫پس می‌شه چهار روز.

08:24.710 --> 08:26.890
‫خواهش می‌کنم، نه.

08:30.640 --> 08:32.670
‫چی شده، آلیشیا؟

08:32.670 --> 08:34.430
‫چیزی رفته تو چشمت؟

08:34.730 --> 08:35.630
‫بذار ببینم.

08:35.630 --> 08:36.510
‫نه، من...

08:36.510 --> 08:37.510
‫آروم...

08:38.610 --> 08:39.250
‫ولی...

08:39.250 --> 08:40.160
‫بازش کن.

08:40.160 --> 08:40.750
‫بیا دیگه.

08:43.460 --> 08:46.620
‫نگران نباش. قرمز نشده.

08:48.000 --> 08:50.760
‫ولی... ها؟

08:51.450 --> 08:52.910
‫دوباره نگران چی بودم؟

08:52.910 --> 08:56.020
‫بشین. سوپت داره سرد می‌شه.

08:56.290 --> 08:58.580
‫فردا بعدازظهر هم تمرین داریم.

08:58.580 --> 09:00.520
‫باید یکم عضله بسازی!

09:01.340 --> 09:02.010
‫آره.

09:02.010 --> 09:05.020
‫خیلی بهش سخت نگیر.

09:05.240 --> 09:08.410
‫تو سرما هم بیرون نرین.

09:08.410 --> 09:09.390
‫فهمیدی؟

09:09.390 --> 09:11.440
‫معلومه، عزیزم.

09:11.440 --> 09:14.680
‫هی، سعی نکن یواشکی گوشت کش بری.

09:14.680 --> 09:16.380
‫بی‌خیال، لطفاً؟

09:16.380 --> 09:18.670
‫من تا فردا فقط با نون
‫دووم نمی‌آرم.

09:18.670 --> 09:19.640
‫لطفاً؟

09:19.640 --> 09:20.910
‫نه.

09:20.910 --> 09:22.810
‫لطفاً؟ لطفاً؟

09:24.120 --> 09:26.100
‫بی‌خیال شو، بابا.

09:26.100 --> 09:28.530
‫هی! باشه، قبوله.

09:28.530 --> 09:30.940
‫فردا حتی سخت‌تر هم بهت تمرین می‌دم.

09:30.940 --> 09:32.300
‫حتماً.

09:32.990 --> 09:36.050
‫بذار رویاهای گرمت تو رو در آغوش بگیرن...

09:36.730 --> 09:40.870
‫...در حالی که داری از سرما می‌میری،
‫آلیشیا گلنفال.

09:52.030 --> 09:53.800
‫انگار گمشون کردیم.

09:53.800 --> 09:56.120
‫شانس آوردیم که تونستیم با
‫همچین چیزی گولشون بزنیم.

09:56.120 --> 09:58.770
‫اصلاً از کدوم طرف باید بریم؟

09:58.770 --> 10:01.730
‫اون زنه بهمون گفت بریم بالا، ولی...

10:01.730 --> 10:05.450
‫مطمئنم خودمون می‌تونستیم فرار کنیم،
‫ولی پرنسس احتمالاً نمی‌تونست.

10:05.450 --> 10:06.750
‫آره.

10:07.100 --> 10:08.670
‫من نمی‌تونم برم؟

10:08.670 --> 10:10.530
‫این‌جا دنیای آینه‌هاست،

10:10.530 --> 10:14.660
‫و اون یکی شخصیتت
‫تو رو این‌جا زندانی کرده، نه؟

10:14.660 --> 10:17.320
‫دو تا شخصیت تو یه بدن.

10:17.560 --> 10:20.610
‫فکر نکنم حتی اگه می‌خواستی هم
‫می‌تونستی از هم جداشون کنی.

10:20.610 --> 10:23.650
‫اگه اون یکی شخصیت
‫کنترل بدنت رو به دست گرفته باشه،

10:23.650 --> 10:26.250
‫حتی اگه خودت هم می‌خواستی
‫نمی‌تونستی بری.

10:26.250 --> 10:31.270
‫احتمالاً برای همینه که دستور داد
‫هر کسی رو که شبیهشه بکشن، مگه نه؟

10:31.270 --> 10:33.910
‫اون قصد داره کاملاً
‫بدنت رو تسخیر کنه.

10:34.330 --> 10:36.810
‫خودمم یه جورایی فهمیده بودم...

10:36.810 --> 10:41.870
‫وقتی پرت شدم تو آینه،
‫جاهامون عوض شد.

10:42.890 --> 10:46.930
‫وقتی بچه بودم، اون
‫یه موجود تو آینه بود.

10:47.250 --> 10:50.460
‫وقتی بال‌های یه زنبور رو
‫بکَنی چی می‌شه؟

10:50.460 --> 10:52.020
‫تبدیل به یه مورچه می‌شه.

10:52.020 --> 10:54.710
‫تبدیل به مورچه می‌شه
‫و تو خاک زندگی می‌کنه.

10:55.170 --> 10:58.930
‫موجودی که از تمام
‫چیزای تاریکی که تصور می‌کردم حرف می‌زد.

10:59.100 --> 11:00.310
‫واقعاً؟

11:00.310 --> 11:03.460
‫واقعاً. بیا امتحانش کنیم.

11:04.650 --> 11:07.570
‫یه روزی، دیگه ندیدمش.

11:07.810 --> 11:12.320
‫فکر کردم به خاطر اینه که بزرگ شدم...

11:12.870 --> 11:17.570
‫ولی حقیقت این بود که اون
‫داشته کنترلم رو به دست می‌گرفته...

11:17.870 --> 11:19.910
‫و من اصلاً روحم هم خبردار نشد.

11:20.530 --> 11:22.880
‫همه‌ش تقصیر منه.

11:22.880 --> 11:24.960
‫نگران نجات دادن من نباشین.

11:24.960 --> 11:26.960
‫بدون من فرار کنین.

11:27.670 --> 11:30.340
‫فرار کنیم؟ داری چی می‌گی؟

11:30.630 --> 11:34.560
‫ما داریم درباره این حرف می‌زنیم
‫که کدوم جواب درسته.

11:34.560 --> 11:36.650
‫این‌که پشتت رو به آینه کنی،

11:36.650 --> 11:39.020
‫یا مستقیم بهش خیره بشی؟

11:40.570 --> 11:45.090
‫آینه‌ها فقط حقیقت رو نشون می‌دن،
‫چه خوب چه بد.

11:45.490 --> 11:47.210
‫ما دوقلوایم.

11:47.210 --> 11:50.980
‫پس اگه آینه‌ای باشه،
‫هر دومون توش دیده می‌شیم.

11:50.980 --> 11:52.770
‫حقیقت اینه.

11:53.490 --> 11:57.120
‫از وقتی بچه بودیم بهمون می‌گفتن
‫که تصویر آینه‌ای همدیگه‌ایم.

11:57.120 --> 11:58.990
‫ولی ما آینه نیستیم.

11:58.990 --> 12:00.600
‫همیشه همین‌طوری بوده.

12:00.600 --> 12:02.380
‫این‌جایین که.

12:02.380 --> 12:04.540
‫مثل آینه می‌مونین. چندشم می‌شه.

12:04.890 --> 12:07.650
‫فقط یدونه وارث می‌تونه باشه.

12:07.650 --> 12:09.050
‫ما به دو تا نیازی نداریم.

12:09.690 --> 12:12.800
‫اگه همین‌طوری کنار هم بایستین،
‫از خانواده طردتون می‌کنم.

12:13.480 --> 12:16.310
‫اگه دوست ندارین، می‌تونین مطمئن بشین
‫که یکیتون از اون یکی بهتره.

12:17.330 --> 12:20.450
‫ما این فرصت رو داشتیم که
‫مسیرهای متفاوتی رو دنبال کنیم.

12:20.450 --> 12:24.400
‫این کار رو نکردیم تا
‫حرص اون بابای عوضیمون رو دربیاریم،

12:24.400 --> 12:28.060
‫و مستقیماً با این حقیقت که
‫ما دوقلو بودیم روبه‌رو بشیم.

12:28.490 --> 12:30.280
‫تصمیم گرفتیم که
‫دو تایی با هم پیشرفت کنیم،

12:30.280 --> 12:33.110
‫و اسم خانواده رو از اون
‫بابای آشغالمون بدزدیم.

12:33.110 --> 12:35.410
‫ولی شما چی، پرنسس؟

12:35.410 --> 12:38.990
‫جرئتش رو داری که
‫مستقیماً با حقیقت روبه‌رو بشی؟

12:39.900 --> 12:44.680
‫جرئتش رو داری که
‫دوباره با خودت روبه‌رو بشی؟

12:46.420 --> 12:47.850
‫من...

12:51.950 --> 12:53.970
‫این کار خیلی سخته، بابا.

12:54.230 --> 12:58.090
‫این‌که هم‌زمان هم به شمشیر تو
‫و هم به سنگ‌های روی زمین نگاه کنم...

12:58.340 --> 13:00.470
‫حتی اگه سخته انجامش بده.

13:00.740 --> 13:03.220
‫مگه نمی‌خوای قهرمان بشی؟

13:03.980 --> 13:08.230
‫ها؟ اصلاً چرا می‌خواستم قهرمان بشم؟

13:09.890 --> 13:11.110
‫یه بار دیگه!

13:11.610 --> 13:14.990
‫داره مستقیم تو مسیر
‫اشتباه پیش می‌ره.

13:16.560 --> 13:20.780
‫شکل ایدئال از کسی که
‫بیشتر از همه بهش احترام می‌ذاری...

13:20.780 --> 13:23.420
‫رد کردنش غیرممکنه.

13:23.420 --> 13:26.620
‫ولی رد کردنش هم
‫جواب اشتباهیه.

13:27.660 --> 13:30.370
‫پس در هر صورت، کارت تمومه.

13:31.200 --> 13:35.610
‫تنها چیز اعصاب‌خردکن اینه که من نمی‌تونم
‫تا لحظه آخر تو این قضیه دخالت کنم.

13:35.610 --> 13:37.230
‫بمیر، بمیر.

13:37.230 --> 13:39.170
‫زودتر بمیر.

13:39.170 --> 13:41.040
‫قهرمان قلابی.

13:42.700 --> 13:45.310
‫دلم می‌خواد تا همیشه همین‌طوری بمونم.

13:46.070 --> 13:46.810
‫ولی...

13:47.050 --> 13:48.400
‫ای بابا.

13:48.400 --> 13:52.430
‫نمی‌فهمم چرا این‌قدر
‫دلت می‌خواد قهرمان بشی.

13:52.430 --> 13:55.320
‫معلومه، مگه نه؟

13:55.320 --> 14:00.410
‫همه تو اعماق قلبشون
‫روح یه قهرمان رو دارن.

14:00.410 --> 14:03.840
‫داستان‌هایی که از بچگی
‫برامون تعریف کردن...

14:03.840 --> 14:04.820
‫و...

14:05.490 --> 14:08.700
‫قصه‌های شگفت‌انگیزِ کسایی که
‫واقعاً برای قهرمان شدن انتخاب شدن.

14:08.700 --> 14:10.830
‫همه دلشون می‌خواد شبیه اونا باشن!

14:11.260 --> 14:13.090
‫احمق نشو.

14:13.460 --> 14:16.220
‫باشه، این چطوره؟!

14:24.140 --> 14:26.680
‫سنجاقک بی‌همتا!

14:32.780 --> 14:35.610
‫چرا دارم سعی می‌کنم قهرمان بشم؟

14:36.330 --> 14:37.490
‫چرا؟

14:38.090 --> 14:39.300
‫آخ!

14:40.860 --> 14:42.370
‫هی، آلیشیا!

14:44.370 --> 14:45.650
‫هی!

14:45.650 --> 14:47.170
‫آلیشیا!

14:49.870 --> 14:54.920
‫من یه قهرمان می‌شم و دنیا رو
‫خیلی خیلی بزرگ‌تر می‌کنم!

14:54.920 --> 14:58.630
‫دنیا رو... بزرگ‌تر کنم؟

14:58.630 --> 14:59.670
‫چرا؟

14:59.930 --> 15:01.930
‫پایان.

15:02.240 --> 15:04.430
‫از داستان قهرمان خوشت اومد؟

15:04.430 --> 15:06.090
‫عالی بود!

15:06.090 --> 15:07.170
‫کدوم قسمتش رو دوست داشتی؟

15:07.170 --> 15:09.280
‫این‌که خیلی قوی بود!

15:09.280 --> 15:10.810
‫و... و...!

15:10.810 --> 15:12.650
‫و همه آدمای مختلفی که باهاشون آشنا شد!

15:13.020 --> 15:15.470
‫رفیقاش، و پادشاه!

15:15.470 --> 15:16.550
‫مردم تو شهر!

15:16.550 --> 15:18.030
‫همه دشمنا!

15:18.470 --> 15:20.530
‫منم دلم می‌خواد با کلی آدم آشنا بشم!

15:21.000 --> 15:23.450
‫با یه عالمه آدم!

15:24.410 --> 15:25.430
‫که این‌طور.

15:25.430 --> 15:27.290
‫پس تو باید...

15:28.080 --> 15:29.210
‫آلیشیا!

15:31.570 --> 15:32.920
‫خاله؟

15:35.070 --> 15:37.200
‫انگار رانش زمین بوده...

15:37.450 --> 15:39.220
‫به خاطر این همه بارونیه که داشتیم؟

15:39.220 --> 15:43.000
‫مارگو خودش کشید بیرون،
‫ولی زنش...

15:43.000 --> 15:45.220
‫مامان! اون صدمه دیده؟

15:47.810 --> 15:48.980
‫نه...

15:50.290 --> 15:54.070
‫هی! سامانتا! سامانتا، بیدار شو!

15:54.070 --> 15:55.230
‫بیدار شو!

15:55.230 --> 15:56.610
‫سامانتا!

16:00.250 --> 16:01.530
‫آلیشیا...

16:05.550 --> 16:07.770
‫بیا این‌جا، آلیشیا.

16:14.760 --> 16:16.080
‫مامان...

16:16.760 --> 16:18.650
‫گریه نکن، آلیشیا.

16:19.520 --> 16:21.790
تومشکلی نخواهی داشت

16:23.120 --> 16:26.640
‫انواع و اقسام ملاقات‌ها
‫منتظر توان...

16:28.020 --> 16:30.660
‫ملاقات‌های شگفت‌انگیز...

16:32.120 --> 16:34.500
‫اگه دنیا رو بزرگ‌تر کنی...

16:35.230 --> 16:38.900
‫با آدمای خیلی بیشتری آشنا می‌شی.

16:39.610 --> 16:45.450
‫اون مسیر رو، مستقیم برو جلو...

16:48.010 --> 16:49.210
‫مامان!

16:50.220 --> 16:51.490
‫مامان!

16:51.490 --> 16:53.230
‫مامان!

16:53.230 --> 16:54.730
‫مامان!

16:54.730 --> 16:56.360
‫مامان!

16:56.360 --> 16:58.170
‫مامان!

16:58.480 --> 17:01.680
‫مامان!

17:02.260 --> 17:05.490
‫اوه... یادم اومد.

17:06.370 --> 17:08.450
‫بیدار شدی.

17:08.450 --> 17:11.930
‫تو همیشه دیوانه‌وارترین کارا رو می‌کنی...

17:12.170 --> 17:14.780
‫خیلی خطرناک بود...

17:12.650 --> 17:15.890
‫دلیل واقعیِ این‌که قهرمان شدم.

17:14.800 --> 17:18.330
‫باید بیشتر مواظب خودت باشی.

17:18.600 --> 17:22.570
‫نه، اگه بهش آسون می‌گرفتم که
‫دیگه تمرین نمی‌شد.

17:20.530 --> 17:23.180
‫نمی‌خواستم به یاد بیارم.

17:25.430 --> 17:30.160
‫انگار بیدار شدی.

17:31.080 --> 17:33.210
‫حالت چطوره؟

17:34.800 --> 17:37.790
‫تو همون دانش‌آموز انتقالیِ اورگایتی هستی؟

17:37.790 --> 17:39.420
‫اسمم ساراساست.

17:39.420 --> 17:42.300
‫تو دومین نفری هستی که بیدار می‌شه.

17:42.300 --> 17:43.540
‫دومین نفر؟

17:43.900 --> 17:46.530
‫دعا کردن آدم رو گرسنه می‌کنه.

17:47.380 --> 17:51.470
‫تقریباً روح همه‌تون
‫بیرون کشیده شده بود.

17:51.470 --> 17:55.290
‫از زاوتیر-ساما خواستم نذاره جدا بشن.

17:55.290 --> 17:56.790
‫زاوتیر...

17:57.200 --> 17:58.990
‫نفر اول کی بود؟

17:58.990 --> 18:00.020
‫من.

18:01.240 --> 18:02.510
‫مری مری.

18:02.770 --> 18:05.050
‫همین یه لحظه پیش بیدار شدم.

18:05.050 --> 18:07.950
‫تو هم بیداری، فورستر-کون؟

18:08.150 --> 18:10.200
‫ شیفونلیتس-سنسه!

18:10.200 --> 18:11.970
‫خیلی خوشحالم...

18:11.970 --> 18:14.780
‫خیلی خوشحالم که در برابر
‫اون هیولا جون سالم به در بردی!

18:14.780 --> 18:16.800
‫حدس می‌زنم بهش آسون گرفته.

18:16.800 --> 18:18.700
‫وگرنه، الان مرده بود.

18:19.270 --> 18:21.520
‫من فقط با جراحات سطحی جون سالم به در بردم.

18:21.890 --> 18:24.010
‫ولی نشانم از بین رفته.

18:24.010 --> 18:25.970
‫دیگه نمی‌تونم جادو رو حس کنم.

18:26.680 --> 18:27.890
‫مال من...

18:28.690 --> 18:30.040
‫هنوز این‌جان.

18:30.510 --> 18:32.260
‫فکر کنم چون بهم آسون گرفته؟

18:33.010 --> 18:34.910
‫در مورد اون...

18:35.720 --> 18:40.640
‫تو تنها کسی هستی که آزمون دوم رو تموم کرد
‫و دو تا نشان گرفت.

18:41.090 --> 18:43.150
‫شنیدم که حفظ کردن
‫خاطراتت از آزمون...

18:43.150 --> 18:45.740
‫امتیازیه که فقط به
‫کسایی که موفق بشن داده می‌شه.

18:45.740 --> 18:47.770
‫مری مری بهت گفت؟

18:47.770 --> 18:50.330
‫دیگه مخفی کردنش
‫فایده‌ای نداره، نه؟

18:50.330 --> 18:52.860
‫خب، آزمون چی بود؟

18:54.250 --> 18:58.730
‫اولین آزمون مبارزه‌ای
‫علیه نقطه ضعف خودم بود.

18:59.370 --> 19:02.130
‫و دومیش...

19:02.380 --> 19:04.540
‫هی، پا به پای ما بیا، پرنسس!

19:04.540 --> 19:05.710
‫بیاین بریم!

19:05.710 --> 19:06.720
‫باشه!

19:06.930 --> 19:09.970
‫...مبارزه‌ای برای پذیرفتنِ
‫تک‌تک بخش‌های وجود خودت،

19:10.320 --> 19:12.650
‫و رو به جلو حرکت کردن بود!

19:13.970 --> 19:16.230
‫یهو چت شده؟

19:16.530 --> 19:20.360
‫چیزی نیست. فقط دلم می‌خواست این کار رو بکنم.

19:20.630 --> 19:22.000
‫واقعاً؟

19:22.000 --> 19:22.850
‫آره.

19:23.390 --> 19:25.210
‫باشه، ممنون.

19:28.190 --> 19:31.870
‫این‌که بتونی برای پدر و مادرت
‫کاری بکنی، حس خوبی داره.

19:38.740 --> 19:39.990
‫بابا...

19:41.050 --> 19:42.500
‫ببخشید معطلت کردم.

19:43.870 --> 19:45.760
‫آماده‌ای، اره؟

19:46.340 --> 19:47.130
‫آره.

19:48.700 --> 19:49.750
‫خوبه.

20:10.650 --> 20:12.460
‫دیگه سردم نیست.

20:13.170 --> 20:15.570
‫به‌اندازه کافی گرم شدم.

20:16.200 --> 20:17.090
‫خوبه.

20:19.980 --> 20:22.380
‫پس دیگه کاری برای
‫انجام دادن نمونده، درسته؟

20:23.530 --> 20:24.770
‫هیچیِ هیچی.

20:24.770 --> 20:28.910
‫چیزای سرگرم‌کننده، چیزای سخت،
‫چیزای غم‌انگیز...

20:29.560 --> 20:33.020
‫همه‌شون اون کسی که هستم رو می‌سازن.

20:33.810 --> 20:36.310
‫نمی‌تونم از شر هیچ‌کدومشون خلاص بشم.

20:37.580 --> 20:38.740
‫که این‌طور.

20:39.690 --> 20:41.310
‫یکم غم‌انگیزه.

20:42.450 --> 20:43.940
‫می‌فهمم.

20:44.890 --> 20:48.530
‫ولی اگه قراره
‫دنیا رو بزرگ‌تر کنم،

20:48.530 --> 20:50.690
‫یه نفر هست که به کمکم نیاز داره.

20:50.910 --> 20:53.290
‫خیلی دوست دارم بیشتر درباره‌اش بشنوم.

20:54.020 --> 20:55.940
‫ولی خیلی خوب می‌فهمم!

21:04.750 --> 21:05.740
‫بابا؟

21:06.470 --> 21:08.130
‫نیازی به جنگیدن نیست.

21:08.850 --> 21:10.570
‫بزرگ شدی.

21:14.460 --> 21:16.090
‫مامان؟

21:22.600 --> 21:27.290
‫آلیشیا، تو الان از منم قوی‌تر شدی.

21:27.650 --> 21:31.210
‫آلیشیا، خوشحالم که تونستم ببینمت.

21:33.640 --> 21:34.990
‫منم همین‌طور.

21:36.550 --> 21:39.170
‫منم خوشحالم که تونستم ببینمتون.

21:40.620 --> 21:41.700
‫ممنونم.

21:44.210 --> 21:45.400
‫خدانگهدار.

21:54.820 --> 21:57.620
‫با اختیاراتم به‌عنوان وارث واقعیِ
‫فصل دوم،

21:57.620 --> 21:59.730
‫کتابِ روستای پیدایش،

21:59.730 --> 22:02.260
‫به زور به این آزمون پایان می‌دم!

22:02.860 --> 22:06.010
‫هیچی برات باقی نمی‌ذارم!

22:06.030 --> 22:16.030
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
