1
00:00:06,890 --> 00:00:07,860
‫صبر کن!

2
00:00:08,030 --> 00:00:09,370
‫پدر!

3
00:00:09,370 --> 00:00:11,130
‫چی شده، آلیشیا؟

4
00:00:11,130 --> 00:00:13,620
‫من هنوز از نصف قدرتمم
‫استفاده نکردم!

5
00:00:13,620 --> 00:00:16,040
‫لعنتی! حتی صداشم همونه!

6
00:00:16,040 --> 00:00:18,040
‫صدای پدر مهربونم...

7
00:00:19,840 --> 00:00:21,750
‫بپر هوا، آلیشیا!

8
00:00:24,640 --> 00:00:28,640
‫قسمت ۱۱
‫چیزی که تو آینه پیداست

9
00:00:29,500 --> 00:00:34,060
‫می‌دونی چرا بدون این‌که
‫بهت بگم اومدم، نه وردین؟

10
00:00:34,640 --> 00:00:36,130
‫وقتشه که این قضیه رو تموم کنیم.

11
00:00:36,650 --> 00:00:38,980
‫یعنی نیازی به حرف زدن نیست، آره؟

12
00:00:45,000 --> 00:00:55,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

13
00:00:56,000 --> 00:01:00,000
Translate By SorenA

14
00:02:12,450 --> 00:02:15,000
‫کلواتس

15
00:02:34,980 --> 00:02:36,870
‫یه خرابه باستانی؟

16
00:02:37,300 --> 00:02:40,360
‫پس حدس می‌زنم این‌جا
‫واقعاً جای خاصیه.

17
00:02:41,330 --> 00:02:43,730
‫می‌تونم از قدرت قلمروم استفاده کنم.

18
00:02:44,090 --> 00:02:48,000
‫شرط ورود به این‌جا
‫داشتن فرم انسانیه، درسته؟

19
00:02:48,260 --> 00:02:51,120
‫برای همینه که تو این فرمی، مگه نه؟

20
00:02:51,820 --> 00:02:55,450
‫این‌جا جای تو نیست.

21
00:02:55,950 --> 00:02:58,700
‫سر راهم سبز نشو.

22
00:02:58,970 --> 00:03:02,690
‫تو اونی هستی که سر راهم سبز شدی.

23
00:03:03,040 --> 00:03:07,080
‫قلمروی من تا هایدرات هم
‫گسترش پیدا کرده بود.

24
00:03:07,080 --> 00:03:11,840
‫فقط چون برام مهم نبود،
‫به حال خودش رهاش کرده بودم.

25
00:03:12,160 --> 00:03:15,850
‫ولی دخالت کردن یکی از خارج
‫از قلمروم رو تحمل نمی‌کنم.

26
00:03:16,050 --> 00:03:19,100
‫همون‌طور که فکر می‌کردم، متوجه نشدی.

27
00:03:19,460 --> 00:03:24,330
‫چرا پادشاه هایدن
‫سعی کرد تو رو بکشه؟

28
00:03:24,330 --> 00:03:27,850
‫پادشاه تحت کنترل
‫کتاب توآ بود.

29
00:03:28,230 --> 00:03:32,490
‫بعد از سال‌ها،
‫تسلیم قلمروی کتاب شده بود،

30
00:03:32,490 --> 00:03:35,990
‫و غرایز دفاعیِ اون
‫چاره‌ای براش نذاشته بود.

31
00:03:36,800 --> 00:03:39,050
‫همه‌اش طبق اراده توآ بود.

32
00:03:39,050 --> 00:03:41,790
‫و اراده توآ هنوزم وجود داره.

33
00:03:42,250 --> 00:03:47,500
‫توآ باید کاملاً نابود بشه،
‫طوری که حتی یه ذره هم ازش باقی نمونه.

34
00:03:47,500 --> 00:03:50,780
‫حرف‌ها و کارات با هم جور درنمی‌آن.

35
00:03:50,780 --> 00:03:55,520
‫اگه می‌خوای نابودش کنی،
‫پس چرا سعی داری افسانه قهرمان رو زنده کنی؟

36
00:03:55,520 --> 00:03:58,890
‫اونم چیزیه
‫که به تو ربطی نداره.

37
00:04:09,220 --> 00:04:11,330
‫اول تو رو دفن می‌کنم،

38
00:04:11,330 --> 00:04:15,810
‫بعدشم همین کار رو با «قهرمان واقعیِ»
‫پشت اون دروازه می‌کنم.

39
00:04:16,100 --> 00:04:19,750
‫بعد از اون می‌تونم بفهمم
‫«توآ» کیه.

40
00:04:45,140 --> 00:04:50,280
‫وقتی سعی می‌کنم به فرم کاملم برگردم،
‫این فضا باهام مقابله می‌کنه.

41
00:04:56,840 --> 00:05:00,210
‫ساختار این‌جا شبیه یه هرمه.

42
00:05:01,130 --> 00:05:03,450
‫یه هرم...؟

43
00:05:10,970 --> 00:05:13,720
‫لعنتی! آروم باش، آلیشیا!

44
00:05:14,460 --> 00:05:16,600
‫همه‌ش همین بود، آلیشیا؟

45
00:05:16,600 --> 00:05:18,690
‫این پدر واقعی من نیست!

46
00:05:18,690 --> 00:05:21,160
‫هی بهت می‌گم از پاهات استفاده کن!

47
00:05:21,160 --> 00:05:21,930
‫از پاهات!

48
00:05:23,210 --> 00:05:26,970
‫مخصوصاً تو یکی نباید سعی کنی
‫با دستات ضربه بزنی.

49
00:05:26,970 --> 00:05:29,450
‫مامانت هم تو استفاده از
‫پاهاش فوق‌العاده بود.

50
00:05:30,470 --> 00:05:33,360
‫یه بار من رو بین پاش گیر انداخت
‫و نزدیک بود بیهوش بشم.

51
00:05:33,650 --> 00:05:36,390
‫فکر کنم قبل از به دنیا اومدنت بود...

52
00:05:34,420 --> 00:05:36,390
‫این یه قلابیه...

53
00:05:36,400 --> 00:05:37,370
‫این...

54
00:05:37,700 --> 00:05:39,050
‫یه قلابیه!

55
00:05:40,570 --> 00:05:41,610
‫لعنتی!

56
00:05:41,610 --> 00:05:44,620
‫چرا یه قلابی خونریزی می‌کنه؟

57
00:05:44,620 --> 00:05:47,030
‫ضربه خوبی بود.

58
00:05:47,030 --> 00:05:49,580
‫ولی... حواست به پاهات نیست!

59
00:05:52,180 --> 00:05:54,290
‫حالا دیگه مردی.

60
00:05:58,280 --> 00:05:59,670
‫خیلی خب، بیا بریم خونه.

61
00:06:00,860 --> 00:06:03,120
‫تمرین امروز دیگه کافیه.

62
00:06:05,410 --> 00:06:06,880
‫چی...؟

63
00:06:07,270 --> 00:06:08,770
‫بلند شو!

64
00:06:09,310 --> 00:06:10,950
‫این چیه؟

65
00:06:11,600 --> 00:06:13,520
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

66
00:06:13,970 --> 00:06:18,370
‫برای این‌که از این فضا برم بیرون،
‫باید بابام رو شکست بدم؟

67
00:06:18,980 --> 00:06:22,100
‫بابای من تو دوران اوجش
‫حتی از درل هم قوی‌تر بود.

68
00:06:22,620 --> 00:06:24,500
‫چی‌کار کنم؟

69
00:06:25,280 --> 00:06:27,000
‫خیلی سردمه.

70
00:06:27,470 --> 00:06:29,610
‫این سرما واقعیه.

71
00:06:30,640 --> 00:06:32,620
‫خواهش می‌کنم، کلن.

72
00:06:32,620 --> 00:06:34,480
‫ازت خواهش می‌کنم.

73
00:06:34,930 --> 00:06:37,620
‫من رو از این‌جا ببر بیرون!

74
00:06:41,560 --> 00:06:45,050
‫معلومه که با این لباسا سردت می‌شه.

75
00:06:45,050 --> 00:06:47,260
‫حتی برای تمرین هم این دیگه زیاده‌رویه.

76
00:06:47,260 --> 00:06:48,260
‫بیا.

77
00:06:48,780 --> 00:06:50,770
‫تا خونه کولت می‌کنم.

78
00:06:51,310 --> 00:06:52,770
‫زود باش.

79
00:06:56,330 --> 00:06:57,390
‫باشه.

80
00:06:58,870 --> 00:07:00,280
‫یا علی!

81
00:07:00,910 --> 00:07:03,900
‫بزرگ شدی، آلیشیا.

82
00:07:04,330 --> 00:07:08,790
‫کمرت حتی الانم خیلی بزرگه.

83
00:07:09,110 --> 00:07:10,180
‫این‌طوره؟

84
00:07:10,540 --> 00:07:11,590
‫آره.

85
00:07:12,400 --> 00:07:13,810
‫خیلی گرمه.

86
00:07:21,890 --> 00:07:23,100
‫ما برگشتیم!

87
00:07:28,890 --> 00:07:30,490
‫خونه...

88
00:07:30,490 --> 00:07:32,220
‫خیلی خوب یادمه...

89
00:07:34,210 --> 00:07:36,060
‫بیا، آلیشیا.

90
00:07:36,370 --> 00:07:37,810
‫بیا کنار آتیش.

91
00:07:37,810 --> 00:07:39,020
‫گرمت می‌کنه.

92
00:07:39,360 --> 00:07:40,330
‫آره.

93
00:07:41,560 --> 00:07:43,700
‫هی، عزیزم! عزیزم!

94
00:07:44,050 --> 00:07:45,080
‫می‌تونی سوپ...

95
00:07:45,080 --> 00:07:46,590
‫...امروز صبح رو گرم کنی؟

96
00:07:45,080 --> 00:07:46,590
‫یعنی منظورش...؟

97
00:07:47,230 --> 00:07:48,450
‫عزیزم!

98
00:07:48,450 --> 00:07:51,330
‫ساکت باش. دارم می‌آم.

99
00:07:51,330 --> 00:07:52,580
‫آخ!

100
00:07:52,880 --> 00:07:56,590
‫کل روز رو پیچوندی تا بری تمرین کنی...

101
00:07:57,020 --> 00:08:01,590
‫تو و دخترت هیچ‌وقت
‫بزرگ نمی‌شین، نه؟

102
00:08:02,210 --> 00:08:04,460
‫بیا، آلیشیا. کمکم کن.

103
00:08:06,390 --> 00:08:09,730
‫اون‌جا خشک نشو.
‫پایه قابلمه رو بیار بیرون.

104
00:08:09,730 --> 00:08:11,610
‫بـ-باشه.

105
00:08:11,610 --> 00:08:14,130
‫داشت اون بیرون تو برف یخ می‌زد.

106
00:08:14,130 --> 00:08:15,640
‫بذار استراحت کنه.

107
00:08:15,640 --> 00:08:19,230
‫تقصیر توئه
‫که کشوندیش اون بیرون.

108
00:08:19,230 --> 00:08:22,020
‫به‌عنوان مجازات، تا سه روز
‫حق خوردن گوشت رو نداری.

109
00:08:22,020 --> 00:08:23,730
‫هی، این منصفانه نیست.

110
00:08:23,730 --> 00:08:24,710
‫پس می‌شه چهار روز.

111
00:08:24,710 --> 00:08:26,890
‫خواهش می‌کنم، نه.

112
00:08:30,640 --> 00:08:32,670
‫چی شده، آلیشیا؟

113
00:08:32,670 --> 00:08:34,430
‫چیزی رفته تو چشمت؟

114
00:08:34,730 --> 00:08:35,630
‫بذار ببینم.

115
00:08:35,630 --> 00:08:36,510
‫نه، من...

116
00:08:36,510 --> 00:08:37,510
‫آروم...

117
00:08:38,610 --> 00:08:39,250
‫ولی...

118
00:08:39,250 --> 00:08:40,160
‫بازش کن.

119
00:08:40,160 --> 00:08:40,750
‫بیا دیگه.

120
00:08:43,460 --> 00:08:46,620
‫نگران نباش. قرمز نشده.

121
00:08:48,000 --> 00:08:50,760
‫ولی... ها؟

122
00:08:51,450 --> 00:08:52,910
‫دوباره نگران چی بودم؟

123
00:08:52,910 --> 00:08:56,020
‫بشین. سوپت داره سرد می‌شه.

124
00:08:56,290 --> 00:08:58,580
‫فردا بعدازظهر هم تمرین داریم.

125
00:08:58,580 --> 00:09:00,520
‫باید یکم عضله بسازی!

126
00:09:01,340 --> 00:09:02,010
‫آره.

127
00:09:02,010 --> 00:09:05,020
‫خیلی بهش سخت نگیر.

128
00:09:05,240 --> 00:09:08,410
‫تو سرما هم بیرون نرین.

129
00:09:08,410 --> 00:09:09,390
‫فهمیدی؟

130
00:09:09,390 --> 00:09:11,440
‫معلومه، عزیزم.

131
00:09:11,440 --> 00:09:14,680
‫هی، سعی نکن یواشکی گوشت کش بری.

132
00:09:14,680 --> 00:09:16,380
‫بی‌خیال، لطفاً؟

133
00:09:16,380 --> 00:09:18,670
‫من تا فردا فقط با نون
‫دووم نمی‌آرم.

134
00:09:18,670 --> 00:09:19,640
‫لطفاً؟

135
00:09:19,640 --> 00:09:20,910
‫نه.

136
00:09:20,910 --> 00:09:22,810
‫لطفاً؟ لطفاً؟

137
00:09:24,120 --> 00:09:26,100
‫بی‌خیال شو، بابا.

138
00:09:26,100 --> 00:09:28,530
‫هی! باشه، قبوله.

139
00:09:28,530 --> 00:09:30,940
‫فردا حتی سخت‌تر هم بهت تمرین می‌دم.

140
00:09:30,940 --> 00:09:32,300
‫حتماً.

141
00:09:32,990 --> 00:09:36,050
‫بذار رویاهای گرمت تو رو در آغوش بگیرن...

142
00:09:36,730 --> 00:09:40,870
‫...در حالی که داری از سرما می‌میری،
‫آلیشیا گلنفال.

143
00:09:52,030 --> 00:09:53,800
‫انگار گمشون کردیم.

144
00:09:53,800 --> 00:09:56,120
‫شانس آوردیم که تونستیم با
‫همچین چیزی گولشون بزنیم.

145
00:09:56,120 --> 00:09:58,770
‫اصلاً از کدوم طرف باید بریم؟

146
00:09:58,770 --> 00:10:01,730
‫اون زنه بهمون گفت بریم بالا، ولی...

147
00:10:01,730 --> 00:10:05,450
‫مطمئنم خودمون می‌تونستیم فرار کنیم،
‫ولی پرنسس احتمالاً نمی‌تونست.

148
00:10:05,450 --> 00:10:06,750
‫آره.

149
00:10:07,100 --> 00:10:08,670
‫من نمی‌تونم برم؟

150
00:10:08,670 --> 00:10:10,530
‫این‌جا دنیای آینه‌هاست،

151
00:10:10,530 --> 00:10:14,660
‫و اون یکی شخصیتت
‫تو رو این‌جا زندانی کرده، نه؟

152
00:10:14,660 --> 00:10:17,320
‫دو تا شخصیت تو یه بدن.

153
00:10:17,560 --> 00:10:20,610
‫فکر نکنم حتی اگه می‌خواستی هم
‫می‌تونستی از هم جداشون کنی.

154
00:10:20,610 --> 00:10:23,650
‫اگه اون یکی شخصیت
‫کنترل بدنت رو به دست گرفته باشه،

155
00:10:23,650 --> 00:10:26,250
‫حتی اگه خودت هم می‌خواستی
‫نمی‌تونستی بری.

156
00:10:26,250 --> 00:10:31,270
‫احتمالاً برای همینه که دستور داد
‫هر کسی رو که شبیهشه بکشن، مگه نه؟

157
00:10:31,270 --> 00:10:33,910
‫اون قصد داره کاملاً
‫بدنت رو تسخیر کنه.

158
00:10:34,330 --> 00:10:36,810
‫خودمم یه جورایی فهمیده بودم...

159
00:10:36,810 --> 00:10:41,870
‫وقتی پرت شدم تو آینه،
‫جاهامون عوض شد.

160
00:10:42,890 --> 00:10:46,930
‫وقتی بچه بودم، اون
‫یه موجود تو آینه بود.

161
00:10:47,250 --> 00:10:50,460
‫وقتی بال‌های یه زنبور رو
‫بکَنی چی می‌شه؟

162
00:10:50,460 --> 00:10:52,020
‫تبدیل به یه مورچه می‌شه.

163
00:10:52,020 --> 00:10:54,710
‫تبدیل به مورچه می‌شه
‫و تو خاک زندگی می‌کنه.

164
00:10:55,170 --> 00:10:58,930
‫موجودی که از تمام
‫چیزای تاریکی که تصور می‌کردم حرف می‌زد.

165
00:10:59,100 --> 00:11:00,310
‫واقعاً؟

166
00:11:00,310 --> 00:11:03,460
‫واقعاً. بیا امتحانش کنیم.

167
00:11:04,650 --> 00:11:07,570
‫یه روزی، دیگه ندیدمش.

168
00:11:07,810 --> 00:11:12,320
‫فکر کردم به خاطر اینه که بزرگ شدم...

169
00:11:12,870 --> 00:11:17,570
‫ولی حقیقت این بود که اون
‫داشته کنترلم رو به دست می‌گرفته...

170
00:11:17,870 --> 00:11:19,910
‫و من اصلاً روحم هم خبردار نشد.

171
00:11:20,530 --> 00:11:22,880
‫همه‌ش تقصیر منه.

172
00:11:22,880 --> 00:11:24,960
‫نگران نجات دادن من نباشین.

173
00:11:24,960 --> 00:11:26,960
‫بدون من فرار کنین.

174
00:11:27,670 --> 00:11:30,340
‫فرار کنیم؟ داری چی می‌گی؟

175
00:11:30,630 --> 00:11:34,560
‫ما داریم درباره این حرف می‌زنیم
‫که کدوم جواب درسته.

176
00:11:34,560 --> 00:11:36,650
‫این‌که پشتت رو به آینه کنی،

177
00:11:36,650 --> 00:11:39,020
‫یا مستقیم بهش خیره بشی؟

178
00:11:40,570 --> 00:11:45,090
‫آینه‌ها فقط حقیقت رو نشون می‌دن،
‫چه خوب چه بد.

179
00:11:45,490 --> 00:11:47,210
‫ما دوقلوایم.

180
00:11:47,210 --> 00:11:50,980
‫پس اگه آینه‌ای باشه،
‫هر دومون توش دیده می‌شیم.

181
00:11:50,980 --> 00:11:52,770
‫حقیقت اینه.

182
00:11:50,980 --> 00:11:52,770
‫حقیقت اینه.

183
00:11:53,490 --> 00:11:57,120
‫از وقتی بچه بودیم بهمون می‌گفتن
‫که تصویر آینه‌ای همدیگه‌ایم.

184
00:11:57,120 --> 00:11:58,990
‫ولی ما آینه نیستیم.

185
00:11:58,990 --> 00:12:00,600
‫همیشه همین‌طوری بوده.

186
00:12:00,600 --> 00:12:02,380
‫این‌جایین که.

187
00:12:02,380 --> 00:12:04,540
‫مثل آینه می‌مونین. چندشم می‌شه.

188
00:12:04,890 --> 00:12:07,650
‫فقط یدونه وارث می‌تونه باشه.

189
00:12:07,650 --> 00:12:09,050
‫ما به دو تا نیازی نداریم.

190
00:12:09,690 --> 00:12:12,800
‫اگه همین‌طوری کنار هم بایستین،
‫از خانواده طردتون می‌کنم.

191
00:12:13,480 --> 00:12:16,310
‫اگه دوست ندارین، می‌تونین مطمئن بشین
‫که یکیتون از اون یکی بهتره.

192
00:12:17,330 --> 00:12:20,450
‫ما این فرصت رو داشتیم که
‫مسیرهای متفاوتی رو دنبال کنیم.

193
00:12:20,450 --> 00:12:24,400
‫این کار رو نکردیم تا
‫حرص اون بابای عوضیمون رو دربیاریم،

194
00:12:24,400 --> 00:12:28,060
‫و مستقیماً با این حقیقت که
‫ما دوقلو بودیم روبه‌رو بشیم.

195
00:12:28,490 --> 00:12:30,280
‫تصمیم گرفتیم که
‫دو تایی با هم پیشرفت کنیم،

196
00:12:30,280 --> 00:12:33,110
‫و اسم خانواده رو از اون
‫بابای آشغالمون بدزدیم.

197
00:12:33,110 --> 00:12:35,410
‫ولی شما چی، پرنسس؟

198
00:12:35,410 --> 00:12:38,990
‫جرئتش رو داری که
‫مستقیماً با حقیقت روبه‌رو بشی؟

199
00:12:39,900 --> 00:12:44,680
‫جرئتش رو داری که
‫دوباره با خودت روبه‌رو بشی؟

200
00:12:46,420 --> 00:12:47,850
‫من...

201
00:12:51,950 --> 00:12:53,970
‫این کار خیلی سخته، بابا.

202
00:12:54,230 --> 00:12:58,090
‫این‌که هم‌زمان هم به شمشیر تو
‫و هم به سنگ‌های روی زمین نگاه کنم...

203
00:12:58,340 --> 00:13:00,470
‫حتی اگه سخته انجامش بده.

204
00:13:00,740 --> 00:13:03,220
‫مگه نمی‌خوای قهرمان بشی؟

205
00:13:03,980 --> 00:13:08,230
‫ها؟ اصلاً چرا می‌خواستم قهرمان بشم؟

206
00:13:09,890 --> 00:13:11,110
‫یه بار دیگه!

207
00:13:11,610 --> 00:13:14,990
‫داره مستقیم تو مسیر
‫اشتباه پیش می‌ره.

208
00:13:16,560 --> 00:13:20,780
‫شکل ایدئال از کسی که
‫بیشتر از همه بهش احترام می‌ذاری...

209
00:13:20,780 --> 00:13:23,420
‫رد کردنش غیرممکنه.

210
00:13:23,420 --> 00:13:26,620
‫ولی رد کردنش هم
‫جواب اشتباهیه.

211
00:13:27,660 --> 00:13:30,370
‫پس در هر صورت، کارت تمومه.

212
00:13:31,200 --> 00:13:35,610
‫تنها چیز اعصاب‌خردکن اینه که من نمی‌تونم
‫تا لحظه آخر تو این قضیه دخالت کنم.

213
00:13:35,610 --> 00:13:37,230
‫بمیر، بمیر.

214
00:13:37,230 --> 00:13:39,170
‫زودتر بمیر.

215
00:13:39,170 --> 00:13:41,040
‫قهرمان قلابی.

216
00:13:42,700 --> 00:13:45,310
‫دلم می‌خواد تا همیشه همین‌طوری بمونم.

217
00:13:46,070 --> 00:13:46,810
‫ولی...

218
00:13:47,050 --> 00:13:48,400
‫ای بابا.

219
00:13:48,400 --> 00:13:52,430
‫نمی‌فهمم چرا این‌قدر
‫دلت می‌خواد قهرمان بشی.

220
00:13:52,430 --> 00:13:55,320
‫معلومه، مگه نه؟

221
00:13:55,320 --> 00:14:00,410
‫همه تو اعماق قلبشون
‫روح یه قهرمان رو دارن.

222
00:14:00,410 --> 00:14:03,840
‫داستان‌هایی که از بچگی
‫برامون تعریف کردن...

223
00:14:03,840 --> 00:14:04,820
‫و...

224
00:14:05,490 --> 00:14:08,700
‫قصه‌های شگفت‌انگیزِ کسایی که
‫واقعاً برای قهرمان شدن انتخاب شدن.

225
00:14:08,700 --> 00:14:10,830
‫همه دلشون می‌خواد شبیه اونا باشن!

226
00:14:11,260 --> 00:14:13,090
‫احمق نشو.

227
00:14:13,460 --> 00:14:16,220
‫باشه، این چطوره؟!

228
00:14:24,140 --> 00:14:26,680
‫سنجاقک بی‌همتا!

229
00:14:32,780 --> 00:14:35,610
‫چرا دارم سعی می‌کنم قهرمان بشم؟

230
00:14:36,330 --> 00:14:37,490
‫چرا؟

231
00:14:38,090 --> 00:14:39,300
‫آخ!

232
00:14:40,860 --> 00:14:42,370
‫هی، آلیشیا!

233
00:14:44,370 --> 00:14:45,650
‫هی!

234
00:14:45,650 --> 00:14:47,170
‫آلیشیا!

235
00:14:49,870 --> 00:14:54,920
‫من یه قهرمان می‌شم و دنیا رو
‫خیلی خیلی بزرگ‌تر می‌کنم!

236
00:14:54,920 --> 00:14:58,630
‫دنیا رو... بزرگ‌تر کنم؟

237
00:14:58,630 --> 00:14:59,670
‫چرا؟

238
00:14:59,930 --> 00:15:01,930
‫پایان.

239
00:15:02,240 --> 00:15:04,430
‫از داستان قهرمان خوشت اومد؟

240
00:15:04,430 --> 00:15:06,090
‫عالی بود!

241
00:15:06,090 --> 00:15:07,170
‫کدوم قسمتش رو دوست داشتی؟

242
00:15:07,170 --> 00:15:09,280
‫این‌که خیلی قوی بود!

243
00:15:09,280 --> 00:15:10,810
‫و... و...!

244
00:15:10,810 --> 00:15:12,650
‫و همه آدمای مختلفی که باهاشون آشنا شد!

245
00:15:13,020 --> 00:15:15,470
‫رفیقاش، و پادشاه!

246
00:15:15,470 --> 00:15:16,550
‫مردم تو شهر!

247
00:15:16,550 --> 00:15:18,030
‫همه دشمنا!

248
00:15:18,470 --> 00:15:20,530
‫منم دلم می‌خواد با کلی آدم آشنا بشم!

249
00:15:21,000 --> 00:15:23,450
‫با یه عالمه آدم!

250
00:15:24,410 --> 00:15:25,430
‫که این‌طور.

251
00:15:25,430 --> 00:15:27,290
‫پس تو باید...

252
00:15:28,080 --> 00:15:29,210
‫آلیشیا!

253
00:15:31,570 --> 00:15:32,920
‫خاله؟

254
00:15:35,070 --> 00:15:37,200
‫انگار رانش زمین بوده...

255
00:15:37,450 --> 00:15:39,220
‫به خاطر این همه بارونیه که داشتیم؟

256
00:15:39,220 --> 00:15:43,000
‫مارگو خودش کشید بیرون،
‫ولی زنش...

257
00:15:43,000 --> 00:15:45,220
‫مامان! اون صدمه دیده؟

258
00:15:47,810 --> 00:15:48,980
‫نه...

259
00:15:50,290 --> 00:15:54,070
‫هی! سامانتا! سامانتا، بیدار شو!

260
00:15:54,070 --> 00:15:55,230
‫بیدار شو!

261
00:15:55,230 --> 00:15:56,610
‫سامانتا!

262
00:16:00,250 --> 00:16:01,530
‫آلیشیا...

263
00:16:05,550 --> 00:16:07,770
‫بیا این‌جا، آلیشیا.

264
00:16:14,760 --> 00:16:16,080
‫مامان...

265
00:16:16,760 --> 00:16:18,650
‫گریه نکن، آلیشیا.

266
00:16:19,520 --> 00:16:21,790
تومشکلی نخواهی داشت

267
00:16:23,120 --> 00:16:26,640
‫انواع و اقسام ملاقات‌ها
‫منتظر توان...

268
00:16:28,020 --> 00:16:30,660
‫ملاقات‌های شگفت‌انگیز...

269
00:16:32,120 --> 00:16:34,500
‫اگه دنیا رو بزرگ‌تر کنی...

270
00:16:35,230 --> 00:16:38,900
‫با آدمای خیلی بیشتری آشنا می‌شی.

271
00:16:39,610 --> 00:16:45,450
‫اون مسیر رو، مستقیم برو جلو...

272
00:16:48,010 --> 00:16:49,210
‫مامان!

273
00:16:50,220 --> 00:16:51,490
‫مامان!

274
00:16:51,490 --> 00:16:53,230
‫مامان!

275
00:16:53,230 --> 00:16:54,730
‫مامان!

276
00:16:54,730 --> 00:16:56,360
‫مامان!

277
00:16:56,360 --> 00:16:58,170
‫مامان!

278
00:16:58,480 --> 00:17:01,680
‫مامان!

279
00:17:02,260 --> 00:17:05,490
‫اوه... یادم اومد.

280
00:17:06,370 --> 00:17:08,450
‫بیدار شدی.

281
00:17:08,450 --> 00:17:11,930
‫تو همیشه دیوانه‌وارترین کارا رو می‌کنی...

282
00:17:12,170 --> 00:17:14,780
‫خیلی خطرناک بود...

283
00:17:12,650 --> 00:17:15,890
‫دلیل واقعیِ این‌که قهرمان شدم.

284
00:17:14,800 --> 00:17:18,330
‫باید بیشتر مواظب خودت باشی.

285
00:17:18,600 --> 00:17:22,570
‫نه، اگه بهش آسون می‌گرفتم که
‫دیگه تمرین نمی‌شد.

286
00:17:20,530 --> 00:17:23,180
‫نمی‌خواستم به یاد بیارم.

287
00:17:25,430 --> 00:17:30,160
‫انگار بیدار شدی.

288
00:17:31,080 --> 00:17:33,210
‫حالت چطوره؟

289
00:17:34,800 --> 00:17:37,790
‫تو همون دانش‌آموز انتقالیِ اورگایتی هستی؟

290
00:17:37,790 --> 00:17:39,420
‫اسمم ساراساست.

291
00:17:39,420 --> 00:17:42,300
‫تو دومین نفری هستی که بیدار می‌شه.

292
00:17:42,300 --> 00:17:43,540
‫دومین نفر؟

293
00:17:43,900 --> 00:17:46,530
‫دعا کردن آدم رو گرسنه می‌کنه.

294
00:17:47,380 --> 00:17:51,470
‫تقریباً روح همه‌تون
‫بیرون کشیده شده بود.

295
00:17:51,470 --> 00:17:55,290
‫از زاوتیر-ساما خواستم نذاره جدا بشن.

296
00:17:55,290 --> 00:17:56,790
‫زاوتیر...

297
00:17:57,200 --> 00:17:58,990
‫نفر اول کی بود؟

298
00:17:58,990 --> 00:18:00,020
‫من.

299
00:18:01,240 --> 00:18:02,510
‫مری مری.

300
00:18:02,770 --> 00:18:05,050
‫همین یه لحظه پیش بیدار شدم.

301
00:18:05,050 --> 00:18:07,950
‫تو هم بیداری، فورستر-کون؟

302
00:18:08,150 --> 00:18:10,200
‫ شیفونلیتس-سنسه!

303
00:18:10,200 --> 00:18:11,970
‫خیلی خوشحالم...

304
00:18:11,970 --> 00:18:14,780
‫خیلی خوشحالم که در برابر
‫اون هیولا جون سالم به در بردی!

305
00:18:14,780 --> 00:18:16,800
‫حدس می‌زنم بهش آسون گرفته.

306
00:18:16,800 --> 00:18:18,700
‫وگرنه، الان مرده بود.

307
00:18:19,270 --> 00:18:21,520
‫من فقط با جراحات سطحی جون سالم به در بردم.

308
00:18:21,890 --> 00:18:24,010
‫ولی نشانم از بین رفته.

309
00:18:24,010 --> 00:18:25,970
‫دیگه نمی‌تونم جادو رو حس کنم.

310
00:18:26,680 --> 00:18:27,890
‫مال من...

311
00:18:28,690 --> 00:18:30,040
‫هنوز این‌جان.

312
00:18:30,510 --> 00:18:32,260
‫فکر کنم چون بهم آسون گرفته؟

313
00:18:33,010 --> 00:18:34,910
‫در مورد اون...

314
00:18:35,720 --> 00:18:40,640
‫تو تنها کسی هستی که آزمون دوم رو تموم کرد
‫و دو تا نشان گرفت.

315
00:18:41,090 --> 00:18:43,150
‫شنیدم که حفظ کردن
‫خاطراتت از آزمون...

316
00:18:43,150 --> 00:18:45,740
‫امتیازیه که فقط به
‫کسایی که موفق بشن داده می‌شه.

317
00:18:45,740 --> 00:18:47,770
‫مری مری بهت گفت؟

318
00:18:47,770 --> 00:18:50,330
‫دیگه مخفی کردنش
‫فایده‌ای نداره، نه؟

319
00:18:50,330 --> 00:18:52,860
‫خب، آزمون چی بود؟

320
00:18:54,250 --> 00:18:58,730
‫اولین آزمون مبارزه‌ای
‫علیه نقطه ضعف خودم بود.

321
00:18:59,370 --> 00:19:02,130
‫و دومیش...

322
00:19:02,380 --> 00:19:04,540
‫هی، پا به پای ما بیا، پرنسس!

323
00:19:04,540 --> 00:19:05,710
‫بیاین بریم!

324
00:19:05,710 --> 00:19:06,720
‫باشه!

325
00:19:06,930 --> 00:19:09,970
‫...مبارزه‌ای برای پذیرفتنِ
‫تک‌تک بخش‌های وجود خودت،

326
00:19:10,320 --> 00:19:12,650
‫و رو به جلو حرکت کردن بود!

327
00:19:13,970 --> 00:19:16,230
‫یهو چت شده؟

328
00:19:16,530 --> 00:19:20,360
‫چیزی نیست. فقط دلم می‌خواست این کار رو بکنم.

329
00:19:20,630 --> 00:19:22,000
‫واقعاً؟

330
00:19:22,000 --> 00:19:22,850
‫آره.

331
00:19:23,390 --> 00:19:25,210
‫باشه، ممنون.

332
00:19:28,190 --> 00:19:31,870
‫این‌که بتونی برای پدر و مادرت
‫کاری بکنی، حس خوبی داره.

333
00:19:38,740 --> 00:19:39,990
‫بابا...

334
00:19:41,050 --> 00:19:42,500
‫ببخشید معطلت کردم.

335
00:19:43,870 --> 00:19:45,760
‫آماده‌ای، اره؟

336
00:19:46,340 --> 00:19:47,130
‫آره.

337
00:19:48,700 --> 00:19:49,750
‫خوبه.

338
00:20:10,650 --> 00:20:12,460
‫دیگه سردم نیست.

339
00:20:13,170 --> 00:20:15,570
‫به‌اندازه کافی گرم شدم.

340
00:20:16,200 --> 00:20:17,090
‫خوبه.

341
00:20:19,980 --> 00:20:22,380
‫پس دیگه کاری برای
‫انجام دادن نمونده، درسته؟

342
00:20:23,530 --> 00:20:24,770
‫هیچیِ هیچی.

343
00:20:24,770 --> 00:20:28,910
‫چیزای سرگرم‌کننده، چیزای سخت،
‫چیزای غم‌انگیز...

344
00:20:29,560 --> 00:20:33,020
‫همه‌شون اون کسی که هستم رو می‌سازن.

345
00:20:33,810 --> 00:20:36,310
‫نمی‌تونم از شر هیچ‌کدومشون خلاص بشم.

346
00:20:37,580 --> 00:20:38,740
‫که این‌طور.

347
00:20:39,690 --> 00:20:41,310
‫یکم غم‌انگیزه.

348
00:20:42,450 --> 00:20:43,940
‫می‌فهمم.

349
00:20:44,890 --> 00:20:48,530
‫ولی اگه قراره
‫دنیا رو بزرگ‌تر کنم،

350
00:20:48,530 --> 00:20:50,690
‫یه نفر هست که به کمکم نیاز داره.

351
00:20:50,910 --> 00:20:53,290
‫خیلی دوست دارم بیشتر درباره‌اش بشنوم.

352
00:20:54,020 --> 00:20:55,940
‫ولی خیلی خوب می‌فهمم!

353
00:21:04,750 --> 00:21:05,740
‫بابا؟

354
00:21:06,470 --> 00:21:08,130
‫نیازی به جنگیدن نیست.

355
00:21:08,850 --> 00:21:10,570
‫بزرگ شدی.

356
00:21:14,460 --> 00:21:16,090
‫مامان؟

357
00:21:22,600 --> 00:21:27,290
‫آلیشیا، تو الان از منم قوی‌تر شدی.

358
00:21:27,650 --> 00:21:31,210
‫آلیشیا، خوشحالم که تونستم ببینمت.

359
00:21:33,640 --> 00:21:34,990
‫منم همین‌طور.

360
00:21:36,550 --> 00:21:39,170
‫منم خوشحالم که تونستم ببینمتون.

361
00:21:40,620 --> 00:21:41,700
‫ممنونم.

362
00:21:44,210 --> 00:21:45,400
‫خدانگهدار.

363
00:21:54,820 --> 00:21:57,620
‫با اختیاراتم به‌عنوان وارث واقعیِ
‫فصل دوم،

364
00:21:57,620 --> 00:21:59,730
‫کتابِ روستای پیدایش،

365
00:21:59,730 --> 00:22:02,260
‫به زور به این آزمون پایان می‌دم!

366
00:22:02,860 --> 00:22:06,010
‫هیچی برات باقی نمی‌ذارم!

367
00:22:06,030 --> 00:22:16,030
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
