WEBVTT

00:01.530 --> 00:03.980
‫این هیولا دیگه چه کوفتیه؟

00:04.790 --> 00:06.980
‫چی توشه؟

00:07.840 --> 00:08.660
‫نکنه...

00:08.920 --> 00:12.410
‫داره این عروسک‌ها رو پرورش می‌ده؟

00:18.540 --> 00:20.250
‫غافلگیر شدی؟

00:20.250 --> 00:25.300
‫چیزایی که اون توئن، بقایای بچه‌هایی‌ان
‫که روحشون از بدنشون کشیده شده.

00:25.410 --> 00:26.970
‫بقایا؟

00:27.300 --> 00:29.730
‫چرا این‌قدر عصبانی هستی؟

00:29.730 --> 00:32.070
‫این بچه‌ها که خانواده‌ای نداشتن.

00:32.730 --> 00:35.780
‫اتفاقاً باید خوشحال باشن
‫که داریم ازشون استفاده می‌کنیم.

00:35.780 --> 00:40.610
‫دارن ملکه کایمرا رو تغذیه می‌کنن
‫و می‌شن غذای عروسک‌های جدید.

00:40.610 --> 00:44.360
‫دارن از بچه‌ها عروسک می‌سازن؟

00:44.360 --> 00:49.860
‫استخون‌ها، عصب‌ها و بافت‌های ماهیچه‌ای هم
‫از بچه‌های هیولاهای تاریک گرفته شدن.

00:49.860 --> 00:54.250
‫این چیزایی هم که رو زمین ریخته، تفاله‌هاشونه
‫که بعد از کشیدن شیره‌شون باقی مونده.

00:56.200 --> 00:58.670
‫نلورو سه تا بچه از دست داد.

00:59.040 --> 01:04.320
‫و خودش هم شاهد برده شدن خیلی از بچه‌هایی بود
‫که بهشون شیر می‌داد.

01:05.410 --> 01:09.010
‫حداقل دلش می‌خواست زنده باشن.

01:09.010 --> 01:11.300
‫و آخرش سر از این‌جا درآوردن؟

01:11.970 --> 01:12.810
‫چرا؟

01:13.930 --> 01:17.930
‫برای توسعه تکنولوژی‌ای که بهمون اجازه می‌ده
‫عروسک‌ها رو به ظرف روح تبدیل کنیم،

01:17.930 --> 01:22.650
‫و بعد روح‌های ترکیب‌شده رو بهشون برگردونیم.

01:22.650 --> 01:24.790
‫بدن قهرمان واقعی
‫توی معبد خوابیده.

01:24.790 --> 01:29.530
‫ما تکه‌های پراکنده روحش رو
‫جمع می‌کنیم و بیدارش می‌کنیم.

01:29.530 --> 01:33.290
‫ما همه این کارا رو می‌کنیم
‫تا افسانه قهرمان رو زنده کنیم!

01:33.290 --> 01:37.290
‫بچه‌ها و توله‌های هیولای تاریک
‫دارن فدای یه هدف بزرگ‌تر می‌شن!

01:37.290 --> 01:41.130
‫اتفاقاً باید به خودشون افتخار کنن.

01:43.100 --> 01:45.640
‫منطقتون رو خیلی خوب درک کردم.

01:52.850 --> 01:55.690
‫بگیرش، ملکه کایمرا!

02:03.790 --> 02:05.730
‫تو همچین لحظه مهمی،

02:05.730 --> 02:08.440
‫همه‌شون این‌قدر بی‌عرضه‌ان.

02:08.440 --> 02:10.970
‫یکی از بازمانده‌های سیزده
‫قهرمان قلابی که...

02:10.970 --> 02:13.370
‫...کلواتس، ارباب هیولاهای تاریک
‫جنوب رو به چالش کشیدن...

02:13.370 --> 02:19.880
‫و بنا به دلایلی،
‫انگار الان خدمتکارش شده.

02:19.880 --> 02:22.390
‫آلیشیا گلنفال.

02:22.390 --> 02:26.130
‫مجبورم خودم کلکت رو بکنم.

02:29.030 --> 02:30.300
‫این چیه؟

02:34.000 --> 02:44.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:45.000 --> 02:51.000
Translate By SorenA

04:02.440 --> 04:04.980
‫کلواتس

04:05.230 --> 04:09.490
‫قسمت ۱۰:
‫آزمون دوم

04:17.660 --> 04:18.560
‫ود.

04:23.880 --> 04:25.880
‫یو، وردین.

04:26.350 --> 04:27.700
‫اومدم یه سری بهت بزنم.

04:28.550 --> 04:30.720
‫راثول؟

04:30.720 --> 04:33.140
‫شاید دنیا داره
‫برای همیشه تغییر می‌کنه.

04:33.140 --> 04:35.290
‫نمی‌شه که فقط من بی‌نصیب بمونم.

04:37.380 --> 04:42.290
‫داری سعی می‌کنی
‫قهرمان واقعی رو زنده کنی، نه؟

04:42.760 --> 04:47.810
‫و این «افسانه قهرمان» رو
‫تو کامل‌ترین شکلش برگردونی.

04:48.710 --> 04:50.020
‫آخه چرا؟

04:50.020 --> 04:52.930
‫تو همون کسی بودی که
‫به اون دوران پایان داد...

04:52.930 --> 04:54.750
‫...برای همین می‌خواستم ازت بپرسم.

04:55.690 --> 04:58.570
‫می‌خوای به اون روزا برگردی؟

04:58.570 --> 05:02.270
‫وقتی ما و قهرمان‌ها سعی می‌کردیم
‫همدیگه رو بکشیم.

05:02.570 --> 05:08.080
‫تو هیچ‌وقت اون روزا رو ندیدی، راثول.

05:08.080 --> 05:10.840
‫دیدمشون، هرچند خیلی کم!

05:10.840 --> 05:14.900
‫ارباب قبلی من قبل از
‫کلواتس شکست خورد،

05:14.900 --> 05:18.220
‫برای همین من خیلی زودتر تناسخ پیدا کردم.

05:18.490 --> 05:23.340
‫من فروپاشی دنیای انسان‌ها رو دیدم.

05:23.340 --> 05:26.130
‫اون موقع دنیا یه خرده بزرگ‌تر بود،

05:26.130 --> 05:30.220
‫و دنیای انسان‌ها
‫خیلی آبادتر بود.

05:30.880 --> 05:34.930
‫اونا... اونا همه‌شون بی‌احساس بودن.

05:34.930 --> 05:37.990
‫انگار سرنوشتشون رو پذیرفته بودن.

05:38.370 --> 05:41.480
‫البته اتفاقات بعدش
‫رو هم دیدم.

05:41.720 --> 05:43.750
‫زمین با خاک یکسان شد.

05:43.750 --> 05:46.620
‫انسان‌های کمی هنوز جون داشتن.

05:47.010 --> 05:51.340
‫احتمالاً همون موقع‌ها بود که
‫کلواتسِ فعلی دوباره متولد شد.

05:52.090 --> 05:57.020
‫به نظر می‌رسید... همم، زنده‌ان؟

05:57.290 --> 06:01.760
‫دنیا رو همون‌طوری که بود پذیرفتن
‫و برای زنده موندن تمام تلاششون رو کردن.

06:02.530 --> 06:08.770
‫برای همین با خودم فکر کردم،
‫«اصلاً چرا ما با اینا جنگیدیم؟»

06:08.770 --> 06:11.770
‫اصلاً ارباب هیولاهای تاریک چیه؟

06:12.340 --> 06:17.800
‫همه‌مون قلمروی خودمون رو داریم
‫که سرزمین انسان‌ها رو احاطه کرده.

06:17.800 --> 06:23.000
‫ولی وقتی قهرمان واقعی رفته،
‫این کار چه فایده‌ای داره؟

06:23.800 --> 06:27.840
‫چرا از قلمرومون آزاد نیستیم؟

06:27.840 --> 06:31.050
‫اگه دلیلش افسانه قهرمانه،

06:31.050 --> 06:36.090
‫نمی‌تونستیم همه کتاب‌ها رو نابود کنیم
‫و کلاً از شر خودِ افسانه خلاص بشیم؟

06:36.270 --> 06:39.410
‫حداقل می‌تونستیم کتاب دوم
‫و آموزه‌های جادوییش رو بدزدیم،

06:39.410 --> 06:41.520
‫و کتاب سوم و سلاح‌هاش رو،

06:41.520 --> 06:44.250
‫اون‌وقت دیگه قدرتی
‫برای جنگیدن با ما نداشتن.

06:44.730 --> 06:46.770
‫پس چرا این کار رو نکردیم؟

06:46.770 --> 06:52.740
‫و چرا الان داری سعی می‌کنی
‫افسانه‌ها و قهرمان رو برگردونی؟

06:53.350 --> 06:55.610
‫جوابم رو بده، وردین.

07:02.110 --> 07:03.330
‫هی، هی.

07:03.330 --> 07:05.870
‫یهو حمله می‌کنی؟ خیلی نامردی.

07:06.190 --> 07:11.080
‫بهتره به بعضی چیزا کاری نداشت.

07:11.080 --> 07:13.630
‫داریم درباره این‌جا حرف می‌زنیم؟

07:13.630 --> 07:16.620
‫یا قلب تو؟

07:21.390 --> 07:23.460
‫این‌قدر جوش نیار.

07:23.460 --> 07:25.210
‫خفن نیست؟

07:25.210 --> 07:27.330
‫ادیسون روکرِفت.

07:27.330 --> 07:29.750
‫تواناییش بهش اجازه می‌ده کربن تولید کنه.

07:30.010 --> 07:32.530
‫بیشتر شبیه یه مهارته تا جادو.

07:32.530 --> 07:33.990
‫من بهش کمک کردم تا پرورشش بده،

07:33.990 --> 07:37.160
‫و قدرتش رو چهار برابر کردم.

07:37.160 --> 07:40.060
‫می‌تونم هر چیزی که
‫تصور می‌کنم رو از زغال بسازم.

07:40.060 --> 07:42.890
‫تازه می‌تونم مثل الماس سفتش کنم.

07:42.890 --> 07:45.790
‫یا از سبکیش استفاده کنم
‫تا همچین کارایی بکنم.

07:45.790 --> 07:47.930
‫همین الان من کنترلش می‌کنم،

07:47.930 --> 07:50.160
‫ولی اون فقط یه بچه‌سوسول ضعیف نیست.

07:50.810 --> 07:52.260
‫گوش کن، وردین.

07:52.260 --> 07:54.660
‫من برای دعوا نیومدم.

07:54.980 --> 07:57.500
‫می‌خوام باهات حرف بزنم.

08:08.740 --> 08:09.430
‫هی...

08:09.850 --> 08:11.780
‫اون فرمت...

08:13.230 --> 08:15.270
‫نشون دادنش سریع‌تره.

08:19.160 --> 08:20.720
‫بیا دنبالم.

08:23.770 --> 08:25.040
‫جدی؟

08:27.070 --> 08:29.200
‫دروازه تقریباً تعمیر شده!

08:29.200 --> 08:30.530
‫تقریباً تموم کردیم، ولی...

08:30.530 --> 08:32.490
‫به‌اندازه کافی جادو نداریم!

08:32.490 --> 08:33.680
‫برین کنار.

08:34.250 --> 08:35.500
‫کی اون‌جاست؟

08:47.350 --> 08:50.440
‫این یاروها
‫طرف تو بودن، نه؟

08:54.940 --> 08:56.440
‫باز شو.

09:19.680 --> 09:22.220
‫دروازه معبد باز شد؟

09:23.090 --> 09:24.800
‫کار وردین-ساما بود؟

09:25.300 --> 09:26.300
‫باید عجله کنم.

09:27.210 --> 09:28.730
‫قهرمان قلابی،

09:28.730 --> 09:33.090
‫تو فقط یه غریبه‌ای که هیچ ربطی
‫به افسانه قهرمان نداری.

09:34.280 --> 09:36.390
‫مهم نیست چقدر دست‌وپا بزنی،

09:36.390 --> 09:38.730
‫تو عصر آینده
‫هیچ نقشی برای تو نیست.

09:40.650 --> 09:42.890
‫این زندان آینه‌هاست.

09:43.310 --> 09:48.820
‫سخت‌ترین جایی رو که تا حالا
‫باهاش روبه‌رو شدی بهت نشون می‌ده.

09:49.290 --> 09:54.640
‫تو این‌جایی، ولی اون‌جا هم هستی.

09:54.640 --> 09:56.580
‫احتمالاً قبلاً یه چیزی
‫شبیه به این دیدی.

09:59.330 --> 10:01.040
‫نکنه...

10:03.380 --> 10:06.050
‫موجود باستانی تو گودال البه؟

10:06.240 --> 10:11.600
‫بذار تو رو ببلعه تا حسرت اینو بخوری
‫که چرا حتی یه شمشیرم با خودت نیاوردی.

10:12.100 --> 10:14.780
‫نه، داره من رو می‌کشه تو!

10:22.510 --> 10:27.990
‫حالا باید به چیزی
‫مناسبِ عصر جدید تغییر شکل بدم.

10:28.320 --> 10:34.840
‫لباسی در شأن چهره پنهانِ کسی
‫که قلمرویی در اختیار داره... یه آلوزار.

10:39.330 --> 10:43.770
‫تو عصر آینده،
‫فقط چیزای واقعی زنده می‌مونن.

10:45.340 --> 10:48.090
‫وقتی بمیره، این طلسم هم می‌شکنه.

10:48.290 --> 10:51.350
‫تا اون موقع حواست بهش باشه، ملکه کایمرا.

10:51.530 --> 10:53.600
‫من می‌رم به معبد.

10:57.520 --> 10:58.430
‫چی؟

10:59.350 --> 11:00.850
‫موج عذاب!

11:00.850 --> 11:05.490
‫شکافِ تک‌نقطه‌ای! اژدهای برخاسته!

11:06.270 --> 11:07.320
‫چی؟

11:10.200 --> 11:11.360
‫یه شمشیر؟

11:11.360 --> 11:13.370
‫اون رو از کجا آورد؟

11:31.800 --> 11:36.220
‫تونست قیدوبندهای طلسم رو
‫بشکنه و فرار کنه؟

11:36.580 --> 11:37.890
‫ولی چطوری؟

11:37.890 --> 11:39.600
‫اون رو از کجا آوردی؟

11:40.290 --> 11:42.600
‫این رو تو شکمش پیدا کردم.

11:43.530 --> 11:46.160
‫معلومه که یه عالمه سلاح بلعیده.

11:46.160 --> 11:48.740
‫بیشتر شمشیرها
‫اون‌قدر ذوب شده بودن که به درد نمی‌خوردن،

11:48.740 --> 11:50.930
‫ولی این احتمالاً یه رگالیاست.

11:50.930 --> 11:52.490
‫برای همین ذوب نشده.

11:52.690 --> 11:54.980
‫دسته‌اش داغونه،

11:54.980 --> 11:56.990
‫ولی فقط کافیه برای یه مبارزه دووم بیاره.

11:57.360 --> 12:00.750
‫جای بدی رو برای
‫کشتن من انتخاب کردی، مدیر.

12:01.120 --> 12:04.010
‫نه، باید بهت بگم
‫«پرنسسِ پشت‌پرده».

12:04.290 --> 12:06.730
‫تو حق نداری تعیین کنی چی صدام بزنن.

12:06.730 --> 12:11.130
‫حتی با یه رگالیا،
‫هنوزم مالی نیستی.

12:11.130 --> 12:13.380
‫نمی‌دونم این چیزا چطوری کار می‌کنن،

12:13.380 --> 12:16.930
‫ولی هر کی هر چی می‌خواد بگه،
‫من یه قهرمانم.

12:16.930 --> 12:21.140
‫و اونم داره می‌آد.

12:21.460 --> 12:23.460
‫می‌تونم حسش کنم.

12:24.760 --> 12:27.590
‫تقریباً رسیده.

12:29.300 --> 12:30.120
‫عجله کنین!

12:30.120 --> 12:32.650
‫عالیجناب تالا رو خبر کنین!

12:32.650 --> 12:33.860
‫بله، قربان!

12:33.860 --> 12:35.650
‫این اصلاً خوب نیست...

12:36.210 --> 12:39.570
‫یه چیزی داره از جایگاه کوره
‫می‌زنه بیرون.

12:40.340 --> 12:42.040
‫نکنه این...

12:42.340 --> 12:44.940
‫فرم واقعی کوره‌ست؟

12:48.000 --> 12:49.300
‫ تالا-ساما!

12:49.450 --> 12:51.300
‫بله، می‌دونم.

12:51.540 --> 12:53.690
‫صدا از سمت کوره اومد.

12:53.690 --> 12:55.170
‫یه اتفاقی افتاده.

12:55.700 --> 12:57.690
‫تا وقتی پیام‌رسان برسه،
‫آماده باشین.

12:57.690 --> 12:58.530
‫چشم!

13:03.390 --> 13:06.180
‫لونا، تو و نلورو باید...

13:06.400 --> 13:07.330
‫لونا؟

13:07.330 --> 13:08.930
‫ لونا-ساما؟!

13:26.620 --> 13:28.340
‫کلن!

13:29.120 --> 13:29.780
‫کلن!

13:29.780 --> 13:31.250
‫خوش برگشتی!

13:32.230 --> 13:35.610
‫انگار آدما واقعاً زود بزرگ می‌شن.

13:36.050 --> 13:39.670
‫از آخرین باری که دیدمت
‫خیلی قوی شدی، لونا.

13:41.290 --> 13:42.560
‫کلن-دونو؟

13:42.560 --> 13:43.730
‫تو این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

13:43.730 --> 13:45.200
‫و پادشاه جوان!

13:45.200 --> 13:46.110
‫لونا!

13:46.110 --> 13:47.530
‫این‌جایی!

13:47.530 --> 13:49.610
‫بهت گفتم دور نشو...

13:49.800 --> 13:50.970
‫کلن-دونو!

13:50.970 --> 13:53.860
‫ارباب! برگشتین؟

13:54.180 --> 13:56.360
‫یه کار خیلی فوری دارم.

13:56.360 --> 13:58.610
‫«فوری» یعنی چی؟

13:58.610 --> 14:00.930
‫یعنی خیلی عجله دارم.

14:00.930 --> 14:01.860
‫فهمیدم!

14:02.210 --> 14:03.790
‫آفرین، بچه خوب.

14:03.790 --> 14:04.810
‫خیلی باهوشی.

14:05.520 --> 14:09.040
‫البته یه کم جا خوردم
‫وقتی پرواز کردی اومدی پیشم.

14:09.040 --> 14:11.290
‫منم می‌تونم قدرت یه
‫قلمرو رو حس کنم.

14:11.290 --> 14:13.290
‫پس حدس می‌زنم پادشاها خاصن، نه؟

14:13.290 --> 14:15.810
‫نه، به خاطر پادشاه بودنش نیست.

14:16.050 --> 14:18.680
‫این یه قدرت خاصه که فقط اون داره.

14:19.320 --> 14:24.790
‫هیچ پادشاهی تا حالا قدرت تکون دادن
‫اشیا، یا خودش رو نداشته.

14:24.790 --> 14:26.270
‫درباره این موضوع هیچ‌چیزی...

14:26.270 --> 14:29.100
‫...تو تاریخ هایدن
‫یا قدیمی‌ترین افسانه‌هاش نوشته نشده.

14:29.330 --> 14:31.000
‫و هوشش هم همین‌طور.

14:31.000 --> 14:33.790
‫لونا بچه‌ایه که کمتر
‫از ده ماهشه،

14:33.790 --> 14:36.480
‫ولی ذهن یه بچه ده‌ساله رو داره.

14:36.480 --> 14:38.490
‫این در حالت عادی ممکن نیست.

14:38.490 --> 14:39.860
‫می‌فهمم.

14:40.180 --> 14:42.410
‫ولی فکر کنم دلیلش رو می‌دونم.

14:43.240 --> 14:47.170
‫این یعنی چرخ‌دنده‌ها تو هم چفت شدن.

14:51.260 --> 14:52.010
‫نلورو.

14:52.010 --> 14:53.290
‫بـ-بله؟

14:53.530 --> 14:55.570
‫تا الان کارت تو محافظت ازش عالی بوده.

14:55.570 --> 14:57.380
‫همین‌طور مراقب لونا باش.

14:57.380 --> 15:01.420
‫تـ-تنها کاری که از دستم برمی‌آد اینه که کنارش باشم.

15:01.420 --> 15:03.330
‫همین کافیه، نلورو.

15:03.330 --> 15:05.770
‫اینم یکی از چرخ‌دنده‌های لازمه.

15:06.370 --> 15:08.290
‫حالا، برسیم به کار فوریم...

15:08.290 --> 15:09.960
‫اوه، راستی!

15:09.960 --> 15:10.770
‫کوره...

15:10.950 --> 15:14.050
‫کوره سلطنتی... یهو برگشت!

15:15.490 --> 15:16.660
‫طلا؟

15:16.660 --> 15:19.490
‫دیشب این‌جا هیچی نبود.

15:19.490 --> 15:22.160
‫همین‌طوری مستقیم از تو زمین اومد بیرون!

15:22.330 --> 15:23.590
‫می‌دونستم.

15:23.590 --> 15:26.620
‫بعد از این‌که کتاب فصل سوم،
‫یعنی کوره، دزدیده شد،

15:26.620 --> 15:30.210
‫تونستم حس کنم که همون قدرتِ
‫قلمرو داره به این‌جا برمی‌گرده.

15:30.680 --> 15:32.180
‫و فقط این‌جا نیست.

15:32.180 --> 15:35.420
‫سرزمین‌های مقدس تو افسانه قهرمانِ
‫هر سرزمینی دارن احیا می‌شن.

15:35.420 --> 15:37.070
‫فقط این‌جا نیست؟

15:37.080 --> 15:41.150
‫احتمالاً یه اتفاق مشابه
‫تو هر پنج مکان داره می‌افته.

15:41.500 --> 15:42.600
‫چه خبر شده؟

15:44.840 --> 15:47.610
‫تپه سمت جنوب غربی داره می‌آد بالا؟

15:47.610 --> 15:51.100
‫اون همون معبد احیای
‫توی افسانه‌هاست؟

15:52.810 --> 15:56.500
‫نگاه کنین، شمشیرزن مقدس! تنگه اسلادا...

15:57.100 --> 16:00.180
‫دریا... ناآرومه.

16:06.120 --> 16:08.980
‫که این‌طور... بالاخره...

16:10.490 --> 16:12.050
‫جاژاک! نگاه کن!

16:12.260 --> 16:14.310
‫دریای شمال سولسین...

16:14.310 --> 16:15.500
‫اون چیه؟

16:16.490 --> 16:18.860
‫یعنی بالاخره داره شروع می‌شه.

16:21.130 --> 16:23.870
‫این داره تو کل دنیا اتفاق می‌افته؟

16:23.870 --> 16:27.890
‫آره، تو پنج مکانِ
‫افسانه قهرمان.

16:28.250 --> 16:33.390
‫افسانه قهرمانی که خوب می‌شناسیش،
‫داره تو شکل واقعیش شروع می‌شه.

16:33.390 --> 16:35.250
‫شکل واقعیش؟

16:35.250 --> 16:37.140
‫درست مثل بیش از
‫هزار سال پیش،

16:37.140 --> 16:40.440
‫زمانی که قهرمان‌های واقعی وجود داشتن.

16:41.020 --> 16:46.790
‫خدمتکارم بهم گفت که «قهرمان واقعی» هم
‫داره بیدار می‌شه.

16:46.790 --> 16:51.290
‫این همون چیزیه که درل و اون موجودی
‫که پشتشه می‌خواستن.

16:51.780 --> 16:54.760
‫درل از نابودی دنیا حرف می‌زد.

16:54.760 --> 16:58.550
‫منظورش این بود که تغییری
‫به این عظمت قراره رخ بده.

16:59.340 --> 17:01.840
‫البته اگه بذاریم قسر دربرن.

17:03.210 --> 17:05.220
‫که مسلماً من نمی‌ذارم.

17:10.470 --> 17:12.200
‫کـ-کلن-دونو...؟

17:12.200 --> 17:13.330
‫عذر می‌خوام.

17:13.330 --> 17:15.650
‫برای یه لحظه غفلت کردم.

17:16.090 --> 17:21.670
‫یکی از دلایلی که برگشتم این بود که
‫تمام قدرتی رو که این‌جا جا گذاشته بودم پس بگیرم.

17:22.360 --> 17:23.550
‫کشیش!

17:23.550 --> 17:24.610
‫چی شده؟

17:24.610 --> 17:25.990
‫کلواتس...

17:26.000 --> 17:29.290
‫کره خونی که کلواتس رو
‫مهروموم کرده بود... داره فرو می‌ریزه.

17:29.290 --> 17:30.530
‫چی؟

17:31.350 --> 17:35.710
‫من قاعدتاً نباید بتونم
‫این قدرت رو از قلمروم خارج کنم.

17:35.710 --> 17:37.130
‫ولی یه جایی پیدا کردم
‫که این قانون توش صدق نمی‌کنه.

17:37.620 --> 17:41.010
‫جایی که تمام سرزمین‌های مقدسِ
‫توی افسانه رو به هم وصل می‌کنه.

17:41.010 --> 17:44.170
‫همون چیزی که بهش می‌گفتین «اتاق مخفی».

17:44.560 --> 17:48.890
‫کلن-دونو... تو واقعاً کی هستی؟

17:49.310 --> 17:50.460
‫من؟

17:51.320 --> 17:54.200
‫من کسی‌ام که مراقب
‫بزرگ شدن لونا خواهد بود.

17:55.320 --> 17:57.020
‫فهمیدم، کلن.

17:57.020 --> 17:57.930
‫لونا؟

17:57.930 --> 18:02.530
‫من پادشاهم، پس باید برم اون‌جا
‫و دروازه رو باز کنم، مگه نه؟

18:02.780 --> 18:04.270
‫زود می‌گیری.

18:04.270 --> 18:05.150
‫آفرین.

18:06.010 --> 18:07.240
‫می‌تونی این کار رو بکنی؟

18:07.530 --> 18:08.700
‫سعی می‌کنم!

18:08.700 --> 18:09.590
‫لونا!

18:09.590 --> 18:10.450
‫ لونا-ساما!

18:10.620 --> 18:13.170
‫برین عقب، مادر.

18:13.170 --> 18:14.570
‫این‌جا خطرناکه.

18:14.570 --> 18:15.830
‫خطرناک؟

18:15.830 --> 18:19.580
‫نمی‌دونم اگه یه آدم عادی بهش...

18:19.580 --> 18:23.880
‫...نوری بخوره که وقت باز شدن دروازه و
‫وصل شدن فضاها به وجود می‌آد، چی می‌شه.

18:23.880 --> 18:26.050
‫نلورو، مراقب مادر باش.

18:26.050 --> 18:28.450
‫چشم! بیاین بریم، اعلیحضرت!

18:29.090 --> 18:32.560
‫باید از این‌که داره بزرگ می‌شه
‫خوشحال باشم یا نگران؟

18:33.390 --> 18:36.170
‫اون هنوز یه بچه‌ست!

18:36.170 --> 18:38.310
‫آره، غافلگیرکننده‌ست.

18:39.330 --> 18:41.560
‫پس همون‌طور که فکر می‌کردم،
‫می‌تونی با اون بازش کنی.

18:41.860 --> 18:43.330
‫چطوری این کار رو می‌کنی؟

18:44.330 --> 18:45.810
‫روش جیش می‌کنم!

18:46.770 --> 18:49.050
‫نه بابا، شوخی کردم!

18:51.650 --> 18:53.090
‫هی، کلن.

18:53.690 --> 18:58.210
‫دلم می‌خواد دوباره
‫وسط یه عالمه پشم بخوابم.

19:01.110 --> 19:02.210
‫بسیار خب.

19:02.210 --> 19:03.720
‫آخ‌جون!

19:03.720 --> 19:06.340
‫ولی باید یه جایی باشه
‫که هیچ‌کس نبینه.

19:06.340 --> 19:07.840
‫باشه، الان بازش می‌کنم!

19:17.390 --> 19:20.610
‫با رد شدن از این راهروی نورانی
‫می‌تونی برسی اون‌جا.

19:24.260 --> 19:25.400
‫من رفتم.

19:25.400 --> 19:27.110
‫در رو سریع ببند.

19:27.400 --> 19:30.360
‫باشه. خداحافظ، کلن.

19:34.600 --> 19:36.190
‫دوباره یه دروازه باز شد؟

19:36.190 --> 19:38.190
‫دروازه فصل سوم، کوره؟

19:38.190 --> 19:39.730
‫بهت که گفتم.

19:39.730 --> 19:41.950
‫تقریباً رسیده.

19:42.190 --> 19:44.010
‫کارت تمومه، پرنسسِ پشت‌پرده.

19:44.320 --> 19:46.650
‫اون واقعاً بی‌رحمه.

19:46.650 --> 19:50.710
‫اون ما دو تا رو چیزی بیشتر از
‫ذرات گردوغبار روی شونه‌اش نمی‌بینه.

19:50.710 --> 19:51.960
‫این همون ارباب هیولاهای تاریکه...

19:51.960 --> 19:53.870
‫این کلواتسه.

19:54.970 --> 20:00.570
‫می‌دونی، سیزده تا قهرمان با رگالیا
‫در برابرش کاملاً بی‌مصرف بودن.

20:01.730 --> 20:03.690
‫مغرور نشو، بازنده.

20:03.690 --> 20:07.240
‫معلومه که می‌دونم
‫یه ارباب هیولاهای تاریک چقدر قدرتمنده.

20:07.600 --> 20:11.590
‫از وقتی خون آلوزار درونم بیدار شد،
‫من کنار وردین-ساما بوده‌ام.

20:11.590 --> 20:13.340
‫معلومه که می‌دونم!

20:15.040 --> 20:18.170
‫حالا چی؟ یه باستانیِ دیگه؟

20:18.170 --> 20:19.890
‫نمی‌دونم چه نقشه‌ای تو سرته،

20:19.890 --> 20:22.910
‫ولی من قراره همه اون آینه‌ها رو خرد کنم.

20:22.910 --> 20:25.170
‫می‌تونی این کار رو بکنی؟

20:28.160 --> 20:34.350
‫این آینه کسی رو بهت نشون می‌ده که بیشتر از
‫همه بهش احترام می‌ذاری، اونم تو اوج قدرتش.

20:36.310 --> 20:37.680
‫پدر؟

20:44.720 --> 20:48.860
‫تا وقتی شکستش ندی،
‫نمی‌تونی از این فضا خارج بشی!

20:48.860 --> 20:53.170
‫باید با کسی بجنگی که
‫به‌هیچ‌وجه دلت نمی‌خواد باهاش بجنگی.

20:53.170 --> 20:56.410
‫این دومین آزمون
‫هزارتوی آینه‌هاست!

20:56.410 --> 20:58.930
‫مهم نیست اگه کلواتس بیاد.

20:58.930 --> 21:01.720
‫وردین-ساما به حسابش می‌رسه.

21:01.720 --> 21:07.760
‫تو همین‌جا به دست
‫کسی که دوستش داری می‌میری، آلیشیا گلنفال!

21:12.240 --> 21:14.640
‫اژدهای تاریک؟

21:22.730 --> 21:23.890
‫فکر کنم اومد.

21:24.410 --> 21:25.890
‫اون کلواتسه.

21:28.770 --> 21:30.410
‫می‌دونم.

21:33.370 --> 21:34.410
‫اون چیه؟

21:34.710 --> 21:37.630
‫تکه‌های قهرمانی که جمع کردم.

21:37.630 --> 21:40.170
‫اونا رو به بدنش برمی‌گردونم.

21:40.170 --> 21:44.500
‫من انسان‌ها رو وادار کردم
‫این تکنیک رو توسعه بدن.

21:44.660 --> 21:46.100
‫و بعدش چی می‌شه؟

21:46.100 --> 21:47.560
‫زنده می‌شه.

21:47.840 --> 21:50.250
‫بهتره که زنده بشه.

21:50.570 --> 21:52.510
‫بهش اجازه نمی‌دم شکست بخوره.

22:02.970 --> 22:04.330
‫وردین.

22:05.790 --> 22:07.600
‫کلواتس.

22:07.620 --> 22:17.620
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
